سیاست‌گذاری پژوهشی و ضرورت شناخت چالش‌های پژوهشی کشور

 

با شناخت، واکاوی و رفع چالش‌ها امکان بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های علمی فراهم شده، شاهد هموارشدن بسترهای فعالیت علمی و پژوهشی در مسیر توسعه ملی خواهیم بود.
با شناخت، واکاوی و رفع چالش‌ها امکان بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های علمی فراهم شده، شاهد هموارشدن بسترهای فعالیت علمی و پژوهشی در مسیر توسعه ملی خواهیم بود.

 سیدتقی کمالی

توسعه‌یافتگی پیوند وثیقی با پژوهش و سیاست‌گذاری پژوهشی دارد. جامعه‌ای که در عرصه‌های مختلف آن پژوهش نقش محوری دارد، قابلیت‌ها و ظرفیت‌ها به‌درستی شناسایی شده و به بهترین نحو مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. از سوی دیگر کم‌اعتنایی به جایگاه و اهمیت پژوهش و نبود اصول و موازین مشخص برای پیشبرد برنامه‌های پژوهشی سبب‌ساز رکود و ضعف در ارکان جامعه خواهد بود. بر همین اساس دانستن زمینه‌ها و ضرورت‌های علمی و پژوهشی در حوزه‌های مختلف اداره جوامع کمک شایان توجهی در توسعه‌یافتگی و ارتقای سطوح مدیریتی خواهد داشت.

ترسیم مختصات علمی و پژوهشی جامعه ایران یکی از موارد ضروری است که نهادها و سازمان‌های متعددی بدان توجه داشته  و در رأس آن وزارت علوم، تحقیقات و فناوری راهبری آن را عهده‌دار است. طی سال‌های گذشته پژوهش در کشور با چالش‌ها و کاستی‌های بسیاری مواجه بوده است. علی‌رغم تلاش‌های صورت‌گرفته و رشد نسبی به‌دست‌آمده همچنان سرانه پژوهشی کشور در قیاس با کشورهای توسعه‌یافته اندک و مسائل و مصائب آن در دانشگاه‌ها و مراکز علمی بسیار است.

بنابر تجربیات و بررسی‌های صورت‌گرفته طی سال‌های اخیر در اینجا به موارد قابل‌توجهی از چالش‌های پژوهشی کشور اشاره می‌شود:

۱- گرایش‌های هیجانی به‌سوی یک موضوع در پژوهش‌های دانشگاهی متأثر از جو غالب در رشته‌های علمی مختلف و نه الزاماً مبتنی بر نیازسنجی پژوهشی؛

۲- برخی موضوعات پژوهشی بر حسب سهولت پرداختن به آن موضوع و قابلیت تسریع در اتمام و نهایی‌شدن انتخاب می‌شوند و عمدتاً کمتر با پژوهش‌های جدی و طولی که نیاز به زمان بیشتر و تناوب زمانی دارند، مواجه هستیم؛

۳- غلبه کمی گرایی بر کیفی گرایی در پژوهش‌های علوم‌انسانی و اجتماعی آفت جدی پژوهش‌های دانشگاهی ما است. باید دانست که پژوهش‌های کیفی در علوم‌انسانی و اجتماعی امروزه در دنیا جایگاه برجسته‌ای دارد و متأسفانه فضای غالب دانشگاهی ما این پژوهش‌ها را جدی نمی‌گیرد؛

۴- شخصیت‌محوری در پژوهش‌های دانشگاهی به‌جای محتوامحوری. ملاک نظر قرارگرفتن این مسئله که پژوهش از سوی چه افرادی انجام شده است تا اینکه موضوع، روند و نتایج پژوهش در نوع خود چه دستاوردها و نوآوری‌هایی را ارائه می‌دهد؛

۵- منتشرنشدن گزارش و نتایج پژوهش‌های دانشگاهی در سطوح ملی و منطقه‌ای برای حوزه عمومی و حتی به نحو مناسب برای جامعه علمی کشور. حوزه عمومی جامعه به طور عمده از پژوهش‌های انجام شده آگاهی نمی‌یابند (به‌منظور عمومی‌سازی و ترویج علم) بدتر اینکه جامعه علمی کشور نیز کمتر از نتایج به‌دست‌آمده آگاهی می‌باید مگر اینکه بر حسب ضرورت نیاز به ارجاع به آن پژوهش داشته باشد؛ 

۶- نبود برنامه منظمی بر امکان‌سنجی بازتولید یا تکرارپذیری پژوهش‌های انجام شده مبنی بر اینکه آیا این پژوهش در دوره زمانی یا مکانی دیگر قابلیت تکرارشوندگی دارد تا بتوان صحت آن را تأیید کرد؟ در ایران کمتر این موضوع مورد توجه واقع می‌شود؛ 

۷- اجرای ضعیف پژوهش‌ها در دانشگاه‌های کشور و متکی بودن بر یک یا چند مد یا متد مشخص به‌خصوص عدم درک مناسب از موضوع و مقتضیات پژوهش‌ها و لذا شکل‌گرفتن قشری گرایی و روند مکانیستی در انجام پژوهش‌های دانشگاهی و به‌خصوص دانشجویی؛

۸- نبود روحیه مشارکتی در انجام پژوهش‌های دانشگاهی و متکی بودن فعالیت‌های پژوهش بر فرد یا افراد معدود به دلیل آنچه تک‌محوری بودن فعالیت‌ها به‌جای تیمی بودن آن خوانده می‌شود که البته در رشته‌های مختلف علمی میزان این مشارکت بالا و پایین دارد؛

۹- پایین‌بودن انگیزه جدی برای فعالیت‌های پژوهشی به‌عنوان یک حرفه در میان فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و عمدتاً تمایل به کسب جایگاه‌های اداری و آموزشی؛ 

۱۰- بعضاً وجود نوعی هراس از دسترسی به نتایج پژوهش‌های علمی در دستگاه‌های دولتی کشور و سازوکارهای محدودکننده برای دسترسی عمومی به پژوهش‌های دانشگاهی؛ 

۱۱- تبدیل‌شدن پژوهش‌های دانشگاهی به ابزاری برای ارتقای اساتید و کسب امتیازهای دانشجویی به‌جای ایجاد روحیه و رویه پژوهشگری در میان دانشجویان و متخصصان دانشگاهی کشور و متعاقب آن باندگرایی نشریات علمی و بده‌وبستان‌های ناشی از آن و استثمار دانشجویان از سوی اساتید و ایجاد تلقی‌های غلط در فعالیت‌های علمی و پژوهشی. 

با شناخت، واکاوی و رفع چالش‌های اشاره شده امکان بهره‌برداری حداکثری از ظرفیت‌های علمی فراهم شده، شاهد هموارشدن بسترهای فعالیت علمی و پژوهشی در مسیر توسعه ملی خواهیم بود.

سیاست‌گذاری، فعالیت‌های علمی و پژوهشی و برنامه‌ریزی و اقدام مکمل هم هستند. هرگاه بخشی از این جریان بدون درنظرگرفتن موانع و کاستی‌ها سرگرم امور معمول شود، چرخه‌های توسعه و تعالی جامعه با خلل مواجه می‌شود. متأسفانه نابهنجاری‌های سیستمی در نظام آموزشی و پژوهشی کشور، بنابر آنچه برشمرده شد، مشاهده می‌شود. رفع این نابهنجاری و مدیریت اصولی برنامه‌های آموزشی و پژوهشی ضرورتی است که در دوره‌ها و مراحل مختلف سیاست‌گذاری پژوهشی نباید از آن غافل ماند.

 

«سیاست‌گذاری پژوهشی و ضرورت شناخت چالش‌های پژوهشی کشور»؛ سید تقی کمالی، روزنامه جهان اقتصاد: ۱۲ مهر ۱۳۹۵