عملی به نام نوشتن

نوشتن فعل و انفعال عجیبیه، در اوج لذت‌بخشی کار دشواریه، قرار دادن کلمات در کنار همدیگه تا بهترین مفهوم از چیزی که توی ذهنته رو برسونه و سخت میشه وقتی که هر کلمه که انتخاب می کنی اون مفهوم ذهن تو رو به نحو احسنت نمیرسونه.

وقتی کار سخت‌تر میشه که دو‌دلی بین انتخاب دو کلمه؛ اولی یا دومی؟ کدوم مفهوم رو بهتر میرسونن؟ داریم در مورد نوشتن حرف میزنیم فعالیتی بس شیرین ولی طاقت‌فرسا.

نوشتن برای هر نفر یک معنی و مفهوم خاصی داره و هر نویسنده سبک منحصر به فرد خودش. ولی به نظرم همه کسایی که دستی به قلم دارن در یه چیز شبیه همدیگه‌ان؛ همه‌اشون با نوشتن ذهن آشفته خودشون رو به سر‌و‌سامون میرسونن، با نوشتن از التهاب ذهن کم می کنن و کمی به آرامش افکار میرسن.

ولی چرا کار سخت ولی لذت‌بخش؟ برای خیلی از افراد درک این معقوله سخته که چرا از این کار بعضیا لذت می برن در صورتی که من حتی برای نوشتن یک صفحه کلی اذیت میشم.

وقتی ذهن آشفته داشته باشی؛ آشفتگی روزانه نه، یک آشفتگی عجیب، یک نا‌آرامی غیر‌قابل وصف اون موقعس که در‌ به در دنبال راهی برای یک کم آروم کردن این آشفته بازاری و برای خیلیا اون راه، نوشتنه.

نوشتن از همه چی، نوشتن از آشفته بازار ذهن و اون موقعس که با همه سختی این کار میشه لذت‌بخش و دوست داشتنی. قلم شگفتی آفرینه و نوشتن این شگفتی رو به رخ می کشونه.