<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</title>
        <link>https://virgool.io/barangroup/feed</link>
        <description>موسسه باران خدمات اختصاصی آموزش آنلاین زبان انگلیسی، معلم خصوصی، تلفنی، غیرحضوری، آیلتس و زبان انگلیسی سازمانی را در سراسر کشور ارائه می‌کند. تلفن: 02188201530 - وبسایت: .www.barangroup.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:21:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/gcj0y1feuxzo/5lrvpb.png</url>
            <title>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</title>
            <link>https://virgool.io/barangroup</link>
        </image>

                    <item>
                <title>متدهای جدید آموزش زبان انگلیسی به کودک را می‌دانید؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-qoqfrtpipdik</link>
                <description>مصاحبه با خانم راحله جلیلیآموزش زبان انگلیسی کودک یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مادران و پدران است.به‌نظر شما بهترین روش برای آموزش کودکان 3 ساله چیست؟از چند سالگی آموزش زبان انگلیسی کودک را شروع کنیم؟آموزش زبان برای کودک 3 ساله زود نیست؟آموزش زبان انگلیسی به کودک را از کجا شروع کنیم؟موضوع آموزش زبان انگلیسی به کودک برای بسیاری از خانواده‌ها سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود و تمایل دارند این کار به بهترین شکل انجام شود.در این گفتگوی صمیمی با یکی از اساتید با سابقه و موفق در آموزش زبان انگلیسی به کودکان به دنبال درک بهتر روش‌های جدید آموزش زبان انگلیسی کودکان هستیم. وقتی بایدها و نبایدهای آموزش زبان کودک 3 ساله خود را بهتر بشناسیم، می‌توانیم موفقیت بیشتری به دست بیاوریم. می‌توانیم کمتر اشتباه کنیم و رضایت بیشتری از سرمایه گذاری روی فرزند خود حاصل کنیم.در ادامه نظر شما را به گفتگوی موسسه باران با خانم راحله جلیلی جلب می‌کنیم. ایشان از اساتید پرسابقه موسسه باران هستند، موسسه‌ای که به صورت کاملا تخصصی آموزش زبان انگلیسی به بهترین شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ کشور را در کارنامه بیست سال فعالیت خود دارد.خانم جلیلی خیلی ممنونم که به ما وقت دادید و تشریف آوردید تا مخاطبان ما بتوانند از تجربه شما برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان استفاده کنند. ابتدا محبت کنید سابقه کاری خودتان را در کنار تجربیاتتان بگویید سپس من سوالاتم را مطرح کنم.بنده از سال 80 هم‌زمان با شروع به تحصیل در دانشگاه مانند عموم کسانی که رشته‌ی زبان انگلیسی می‌خوانند و از آموزش زبان کودک شروع می‌کنند، در آموزشگاه‌ها و مهد کودک‌ها با کودکان شروع به آموزش زبان کرده و همزمان ترجمه‌ی غیررسمی هم انجام می‌دادم. در طول این مسیر، ترجمه خیلی کمرنگ‌تر پیش می‌رفت اما تدریس و آموزش برای من در همه‌ی مقاطع (چه زبان بازرگانی و عمومی، چه برای کودکان و بزرگسالان) بالا و پایین‌های خودش را داشته است.در خصوص بچه‌ها، زمانی‌که ما به‌عنوان دانشجوی زبان انگلیسی وارد دانشگاه می‌شویم، نهایتا می‌توانیم انگلیسی صحبت کنیم و به‌عنوان مدرس زبان انگلیسی وارد این حیطه بشویم اما موضوع مهم‌تری که در اینجا مطرح می‌‌شود این است که ما با دنیای کودکان آشنا نیستیم و در ایران صرفا به واسطه‌ی دانستن زبان و با عنوان مدرس زبان وارد مهد کودک‌ها شده و با بچه‌ها انگلیسی کار می‌کنیم.من در همان تجربه‌ی اول خود متوجه شدم برای آموزش زبان انگلیسی کودکان داشتن کتاب زبان انگلیسی جدید کافی نیست و در کنار آن باید بدانیم چطور با کودک وارد رابطه دوستی شویم و اینکه کودک چگونه من را بپذیرد؟ این بخش نسبت به اینکه من چه چیزی آموزش می‌دهم، مهم‌تر و پایه‌ای‌تر است.مسیر آموزش زبان انگلیسی به کودکخیلی ممنونم از اینکه سر صحبت را به شکلی باز کردید تا مسیر گفتگو به سمتی برود که ایجاد اشتیاق در کودک مهم‌ترین، کلیدی‌ترین و حساس‌ترین بخش یادگیری باشد. من حتما از توضیحاتی که داده‌اید برای ادامه‌ی گفتگویمان کمک می‌گیرم. شما 20 سال سابقه‌ی آموزش کودک داشته و در همین مسیر ادامه دادید، درخصوص چگونگی شروع این مسیر، همچنین شرایط لازم برای رسیدن به نتیجه مطلوب در طول این مسیر توضیح دهید.در ادامه‌ی صحبتم در مورد این موضوع که خیلی مهم است کودک با مربی خود ارتباط برقرار کند باید گفت، شروع این پروسه به شکلی است که کودک و مدرس باید حتما همدیگر را دوست داشته باشند. خاطرات بسیاری در مورد اینکه من از زبان متنفرم یا مثلا من عاشق ریاضی هستم وجود دارد. این احساس عشق و نفرت اصولا با کسی که اولین بار آموزش را با او شروع کرده‌ایم ادامه پیدا می‌کند. پس در نتیجه شاید بعضی وقت‌ها زمان شروع آموزش اصلا چیز خاصی نباید به کودک یاد بدهیم، همین که حالش با یک موضوع خوب باشد جرقه‌ای است برای اینکه خودش دنبال آن موضوع برود و مسیر زندگی‌ش برای سال‌ها به سمت درستی تغییر کند. درنتیجه اینکه حالش با چیزی که شروع می‌شود خوب باشد بسیار مهم است.برای رسیدن به این هدف حتما باید پایه‌هایی ساخته شود، مثلا اگر بخواهیم برای سال اولی که داریم با کودک کار می‌کنیم برنامه‌ریزی داشته باشیم، این برنامه باید بر اساس ویژگی‌ها، خصوصیات و علایق کودک (مثلا ممکن است کودکی فوتبال دوست داشته باشد) و ترجیحا بر پایه‌ی کارهایی که کودک دوست دارد به همراه او انجام دهیم پایه‌ریزی شود تا رابطه بین مدرس و کودک ساخته شده تا در مرحله‌ی بعد بتوانیم آموزش را شروع کنیم. علاوه بر ساختن رابطه، مسئله‌ی مهم دیگری که وجود دارد زمان شروع آموزش است. بر اساس تحقیقاتی که تا به این لحظه در مورد آموزش زبان انگلیسی صورت گرفته، زمانیکه هم‌زمان با یادگیری زبان مادری زبان دیگری آموزش داده می‌شود، زبان‌ها در ذهن کودک در جای درست خود قرار گرفته‌ و نتیجه‌ی آن، دو زبانه و یا چند زبانه شدن کودک است. اما چنانچه از زمانی که کودک زبان مادری را یاد می‌گیرد بگذرد و زبان مادری در ذهن کودک نهادینه ‌شود، یادگیری زبان دوم وارد فاز دیگری می‌شود که کاملا متفاوت از شرایط اول است.بهترین حالت برای شروع زبان دوم، زمانی است که کودک شروع به یادگیری زبان مادری کرده و بهتر است در زمان بارداری مادر این اتفاق بیافتد.یادگیری زبان کودک قبل از تولدمن به خاطر دارم که شما چند سال پیش در سال 93-94 پروژه‌ی تحقیقاتی آموزش زبان انگلیسی کودک را در موسسه باران به عهده داشتید و یکی از مطالبی که از مقالات خارجی استخراج کردید آموزش زبان قبل از تولد نوزاد بود. فکر می‌کنم اگر در مورد این موضوع اطلاعات بیشتری بفرمایید برای مخاطبین‌مان جذاب باشد.یادگیری زبان کودک قبل از تولدیکی از نتایجی که در آن دوره به آن رسیدیم این بود که همراه با شنیدن و همزمان با رشد مغزی در کودک، یعنی در دو ماه آخر بارداری و دو سال اول زندگی، زبان اول یا همان زبان مادری هم شروع به فعال شدن می‌کند و اگر یادگیری زبان جدید همزمان با یادگیری زبان مادری و به همان میزان زمانی اتفاق بیافتد، کودک دو زبانه و یا گاها چند زبانه می‌شود. شاید به خاطر شنیدن همین موضوع باشد که بسیاری از پدران و مادران درباره آموزش زبان انگلیسی به کودک 3 ساله سوال می‌پرسند.در طول این مسیر یک سری دغدغه‌ هم وجود دارد اما به دلایل زیادی 90 درصد تحقیقات در این مورد مثبت بوده، از جمله اینکه کودک چند زبانه توانایی حل مسئله‌ی بهتری نسبت به کودک تک زبانه خواهد داشت. می‌دانید که حل مسئله یکی از 10 مهارت تعریف شده در زندگی و هنر زندگی کردن است و باعث می‌شود بهتر از پس چالش‌ها بر بیایم.دلیل اینکه دو زبانه بودن کمک زیادی به حل مسئله می‌کند این است که مثلا زمانیکه شما کلمه‌ای را می‌شنوید باید در ذهنتان حل مسئله کنید که این کلمه مال این زبان است یا آن یکی؟ یا اینکه می‌خواهم جواب بدهم باید فکر کنم که این کلمه را برای مامانم باید استفاده کنم یا مامان بزرگم؟ بنابراین وقتی از همان زمان چالش‌های ذهنی بچه‌ها در 10 سال اول بیشتر باشد ارتباطات شبکه عصبی مغز بیشتری ساخته می‌شود و همین امر سرمایه‌ای می‌شود برای هر کاری که می‌خواهند در آینده انجام بدهند. این گونه افراد آدم‌های باهوش‌تری می‌شوند.در نتیجه ژنتیک به تنهایی باعث باهوشی نیست، 50 درصد مربوط به وراثت و 50 درصد محیط است.همچنین کودک صبورتر می‌شود به این دلیل که از همان ابتدا مشغله اضافه‌تری نسبت به بچه‌های دیگر داشته که باید با آنها کنار آمده و بتواند آرامش ذهنی خود را حفظ کند تا بتواند از پس آن‌ها بر بیاید.در تحقیقی که انجام شده نشان داده شده که دو زبانه بودن باعث می‌شود کودک مهارت‌های شناختی بیشتری نسبت به کودکان تک زبانه داشته باشد. حتی گفته می‌شود آن‌هایی که از دو فرهنگ و یا دو کشور مختلف ازدواج می‌کنند فرزندان زیباتر و باهوش‌تری دارند به این دلیل که بهترین ژن‌ها از والدین به کودکان منتقل می‌شود.حتی اگر بعد از به دنیا آمدن کودک از وی انتظار نرود که به هر دوزبان صحبت کند، شنیدن زبان دیگر در سال اول زندگی ذهن او را نسبت به صداهای زبان دیگر فعال نگه می‌دارد، به قدری که ذهن کودک بعد از شنیدن صدای زبان دوم عکس العمل نشان می‌دهد. در صورتیکه کودکی که در مواجهه با زبان دوم نبوده به آن صدای زبان دوم عکس‌العمل نشان نمی‌دهد در نتیجه کودکی که صرفا در معرض شنیدن صدای زبان دوم قرار گرفته دو زبانه محسوب می‌شود.جالب است بدانید «دوزبانگی» رشته، دانشکده و بخش مخصوص به خودش را دارد. حتی در خصوص مسائل و مزیت‌های دو زبانه‌ها حوزه‌های متفاوت تحقیقاتی وجود دارد. یک سری افراد حرفه‌ای در حال تحقیق در مورد این موضوع هستند که…از چه زمانی یادگیری زبان انگلیسی به کودکان شروع شود؟چگونه کودکان دو زبانه می‌شوند؟احتمال دارد چند درصدی گفته شود که کودک ممکن است دچار لکنت شده و یا مشکلات دیگری برایش بوجود بیاید. در نگاه اول این موارد به نظر ایراد می‌رسد اما برای آن‌ها پاسخی وجود دارد مثلا اینکه ارزش دارد فرزند من دیرتر شروع به صحبت کردن کند اما سرمایه‌ی به این بزرگی داشته باشد. من تاکید می‌کنم آموزش زبان انگلیسی به کودکان، صبوری و تخصص نیاز دارد.انتقال تجربه درباره آموزش زبان کودکان به والدینخانم جلیلی با در نظر گرفتن این موضوع که شما هر مقاله‌ی جدیدی در این زمینه نوشته می‌شود مشتاقانه بررسی کرده و در آموزش‌تان از آن‌ها استفاده می‌کنید، این امکان وجود دارد که میان سلیقه‌ها، پیش فرض‌ها و باورهای رایج برخی از والدین در خصوص آموزش زبان انگلیسی به کودک با اطلاعات جدید، تحقیقات، تجربیات و یافته‌های شما تضاد ایجاد شود. راهکار و روش شما برای حل این تضاد و به نتیجه رساندن کار چیست؟در واقع باید بگویم بیشتر از اینکه تضاد وجود داشته باشد، اطلاعات والدین کافی نیست. به این معنی که والدین می‌دانند که می‌خواهند تمام تلاششان را بکنند تا فرزندشان به یک نتیجه‌ی خوب برسد اما اطلاعات درست و کافی ندارند. مثلا می‌دانند که اگر کودک زیر 7 سالگی موسیقی کار کند باهوش‌تر می‌شود ولی با زور، در زمان و به روش نامناسب این کار را انجام می‌دهند به شکلی که ممکن است کودک از موسیقی زده شود.تعدادی از والدین می‌دانند که یادگیری زبان انگلیسی در کودکان به مرور زمان و در طول مسیر شکل می‌گیرد اما تعداد دیگری نسبت به این موضوع حساس هستند که هرچقدر در توان دارند از زمان طلایی ده سال اول زندگی (گفته می‌شود شخصیت بچه در این زمان شکل می‌گیرد) استفاده کنند. اینکه با والدینی مواجه هستیم که هم‌زمان با رشد خودشان به فکر رشد فرزندانشان هم هستند تا در آینده برایشان مشکلی به وجود نیاید اتفاق خیلی خوبی است اما در مورد اینکه چطور این اتفاق بیافتد نکاتی وجود دارد.یکی از باورهایی که در میان والدین وجود دارد این است که صبر می‌کنند کودک زبان اول را یاد بگیرد سپس با زبان دوم مواجه شود، تا حدی که حتی کارتون به زبان انگلیسی برایش نمی‌گذارند. در صورتی‌که مغز انسان آنقدر توانایی عجیب و غریبی دارد که اصلا لازم نیست ما نگران این موضوع باشیم که اطلاعات زیادی در حال وارد شدن به مغز است. همین معجزه‌ی مغز انسان است خودش جای خودش را پیدا می‌کند، خودش فیلتر می‌کند و خودش می‌داند با آن اطلاعاتی که وارد شده چه کار کند. اگر قرار باشد دست ما باشد، ما اصلا کنترلی روی آن نداریم؛ پس در نتیجه لازم نیست نگران این باشیم. نکته‌ی دیگر این است که هر آموزش و یادگیری زیر 7 سالگی به‌صورت غیر مستقیم انجام می‌شود. به عنوان مثال برای آموزش انگلیسی به کودک 3 ساله احتیاجی به فلش کارت و کتاب و دفتر و این موارد نداشته، و قرار نیست حتما در لحظه فرزند ما توان مکالمه به زبان انگلیسی داشته باشد. ممکن است خروجی یادگیری زیر 7 سالگی، در 27 سالگی اتفاق بیافتد. به طور مثال من آدم منظمی هستم و فرزند من شاهد نظم من است. ممکن است این نظم زمانی در او شکل پیدا کند که خودش مستقل شده و نظمی که در من دیده را در زندگی خود پیاده می‌کند. در نتیجه لزوما این خروجی در لحظه اتفاق نمی‌افتد.اینجاست که می‌گویم بعضی از والدین به صبوری و اطلاعات بیشتری نیاز دارند.از کودک در حال یادگیری زبان امتحان گرفته نمی‌شودزمانی‌که کودک در حال یادگیری زبان مادری است هیچ امتحانی از او گرفته نمی‌شود. در دو سال اول زندگی، خودش با تولید آواها و صداها شروع می‌کند و فقط با شنیدن ادامه می‌دهد و انتظاری که از کودک می‌رود این است که شب و روز بشنود.زمانی‌که والدین فرزندشان را در کلاس زبان ثبت نام می‌کنند بعد از گذشت سه یا چهار جلسه انتظار دارند بتواند از آموزش‌ها استفاده کند و اگر این اتفاق نیفتد کلاس کودک را عوض می‌کنند. این کار به روند آموزش کودک آسیب می‌زند از این جهت که تا می‌آید بستر آموزش ساخته شود و ارتباط میان کودک و معلم زبان انگلیسی او شکل بگیرد، ما منتظر خروجی هستیم.خروجی یعنی شنیدن و فهمیدن کارتون، حرف زدن، جلوی دیگران کلمات انگلیسی را به زبان آوردن.قدم اول در یادگیری زبان کودکان آماده شدن گوش آن‌هاست. در نتیجه موضوعی که در این میان مطرح می‌شود این است که با زبان دوم مثل زبان مادری برخورد کنیم و آنقدر منتظر خروجی سریع از آن‌ها نباشیم.تفاوت یادگیری زبان و حفظ کردنبرداشتی که من از صحبت های شما دارم این است که میان یادگیری زبان با حفظ کردن آن تفاوت وجود دارد. زمانی که می‌گوییم زبان یاد بگیریم یا کودکمان دو زبانه شود مدنظرمان همان زبان مادری است که در کودکی یاد گرفتیم به این معنی که زبان جزیی از وجود ما شود نه این‌که یک سری کلمات و جملات را حفظ کرده باشیم و نگران فراموش کردن و یا فرار بودن آن باشیم. درست متوجه شدم؟دقیقا، حتی در آموزش بزرگسال هم کاری که ما انجام می‌دهیم همین است. در واقع به جای این‌که بر روی جملات موجود در کتاب‌های درسی زبان انگلیسی کار کنیم و از زبان‌آموزان انتظار داشته باشیم که آن‌ها را حفظ کنند، به آن‌ها می‌گوییم شش ماه به خودت زمان بده تا بشنوی. در نتیجه یکی از آسیب‌هایی که در اثر عدم آگاهی والدین اتفاق می‌افتد این است که کودک اعتماد‌به‌نفسش را از دست داده، در خود ضعف دیده، بر روی دوش خود بار سنگینی را احساس کرده و خودش را مقصر می‌داند.دومین مورد این است که والدین و کودک سر درگم شده و دچار مقایسه می‌شوند، که چرا فلان کودک می‌تواند صحبت کند اما فرزند من نمی‌تواند؟ در صورتی‌که ساعت‌های طولانی تماشا کردن کارتون و به صورت مداوم، طی دو سه سال در معرض شنیدن زبان انگلیسی بودن کودکی که به‌راحتی می تواند انگلیسی صحبت کند را نمی‌بینند.جابجایی کودک از این کلاس به آن کلاس و اصرار بر این‌که حتما دفتر داشته باشی، به کودک فشار می‌آورد و او را زده می‌کند. ما حتی در آموزش بزرگسال هم به آن‌ها می‌گوییم که اگر همین الان بعد از گذشت 700 ساعت آموزش در مدرسه  هنوز نمی‌توانید یک احوال‌پرسی را متوجه بشوید و نمی‌توانید به جز جملاتی که حفظ کرده‌اید جملات ساده زبان انگلیسی را به زبان بیاورید، یا در مسافرت خارجی استفاده کنید، به این دلیل است که ورودی مناسب نداشته‌اید. گوش‌هایتان به‌اندازه کافی در معرض شنیدن زبان انگلیسی نبوده است. در نتیجه ورودی مناسب در یادگیری زبان مادری از طریق گوش است نه چشم و دست و نوشتن و حروف الفبا. در ورودی مناسب تمام صداهای آن زبان، وارد ذهن می‌شود و ذهن آن‌قدر معجزه‌وار عمل می‌کند که خودش می‌داند به چه شکل پردازش کند. مخصوصا زمانیکه به ذهن وقت لازم را بدهیم، خروجی حاصل از آن صحبت کردن، شنیدن و متوجه شدن می‌شود.یادگیری زبان مادری از طریق گوش است و تمام صداها وارد ذهن می‌شود.خیلی ممنونم خانم جلیلی، ما همه باور داریم که پدر و مادرها می‌خواهند بهترین کار را برای فرزندشان انجام دهند. فکر می‌کنید چرا در مورد آموزش زبان انگلیسی کودکان، والدین به جای این‌که مسیر هم‌دلی و حمایت برای فرزندان‌شان داشته باشند بیشتر توجه‌شان به درس پس‌گرفتن و عجله برای یادگیری و ایجاد اختلال برای یادگیری فرزندشان است؟می‌خواهم با یک مثال شروع کنم مثلا اگر بخواهیم دندان‌مان را درست کنیم، یک مرجع معتبر که به کمک آن بتوانیم دندان‌پزشک خوب پیدا کنیم وجود ندارد و به ناچار باید آزمون و خطایی جلو برویم. حتی اگر بخواهیم خرید کنیم مرجع درستی برای نشان دادن محاسن و معایب مراکز خرید وجود ندارد. شاید یکی از دلایلش این باشد که مرجع قابل اعتمادی برای والدین وجود ندارد تا آن‌ها با خیال راحت بررسی و انتخاب درستی داشته باشند که برای آموزش زبان، فرزندشان را کجا ببرند. همین موضوع والدین و کودکان را دچار سردرگمی می‌کند.نکته‌ی دوم این است که اصولا آن مرجع معتبر باید مانند والدین برای از دست نرفتن زمان و خوب بودن حال کودک احساس دل‌سوزی داشته باشد. شاید گاهی اوقات همراه شدن مربی با کودک یکی دو ماه بیشتر طول نکشد اما همین همراهی کوتاه‌مدت باعث می‌شود تا در آینده، والدین روش درست همراهی با کودک را یاد بگیرند و در طول مسیر رشد کودک، ‌بتوانند به‌درستی در کنار فرزندشان باشند. به همین دلیل به نظر می‌رسد زمانی‌که والدین توجیه بوده و به مدرس اعتماد داشته باشند حتما همراهی بهتری نشان می‌دهند.نکته‌ی مهمی که وجود دارد این است که خود والدین با موضوع زبان خیلی راحت نیستند. بهتر است ابتدا وقتی گذاشته شود تا حال والدین با زبان خوب باشد. طبیعتا اگر حالشان با چیزی خوب نباشد، نمی‌توانند آن را به فرزندشان منتقل کنند. شما خودتان شاهد هستید وقتی والدین در دوره غیرحضوری استارلینگز سیکرت ثبت نام می‌کنند و با روش صحیح یادگیری زبان انگلیسی آشنا می‌شوند شیوه برخوردشان با فرزندنشان و زبان انگلیسی کودک خود تغییر می‌کند و بهتر می‌شود.پیشنهاد به والدینپیشنهاد شما برای والدینی که دوست دارند زبان را به روش درستی یاد بگیرند و بتوانند همراه خوبی برای یادگیری زبان انگلیسی کودکشان باشند چیست؟اگر خود والدین هم شروع به یادگیری کنند نتیجه این است که همدلانه‌تر با فرزندشان مسیر را طی می‌کنند به این معنی که همزمان با فرزندشان، هم سختی‌های راه را می‌کشند و هم لذت یادگیری را می‌چشند.یادگیری زبان انگلیسی کودکان و والدینیکی از کارهایی که والدین می‌توانند انجام بدهند این است که همراه با فرزندشان به تماشای کارتون بنشینند. همانطور که قبلا گفته شد قرار نیست بچه‌ها مستقیم انگلیسی یاد بگیرند. انیمیشن‌های دست اولی که هنوز دوبله نشده گزینه‌های خوبی برای یادگیری غیر مستقیم زبان انگلیسی هستند. در واقع کارتون‌ها ابزار جذابی هستند و در ذهن کودک طوری حک می‌شوند که وقتی چند وقت بعد از تماشای زبان اصلی، دوبله‌ی فارسی آن انیمیشن می‌آید، کودک می‌تواند بگوید که به انگلیسی چه دیالوگی در کارتون بوده است. فوق‌العاده‌س! نه؟زمانی‌که اطلاعاتی به این شکل وارد ذهن می‌شود، ذهن آن‌قدر جادویی عمل می‌کند که لازم نیست نگران چیزی بود.حتی بعضی از افراد شبکه‌های فارسی را حذف می‌کنند و در ذهن کودک انیمیشن‌ها به زبان انگلیسی شکل می‌گیرند، در نتیجه بدون هیچ مقاوتی بستر مناسب برای آموزش فراهم می‌شود. این والدین خودشان می‌توانند از طریق مشاوره با موسسه باران (02188201530) برای خودشان یک دوره مناسب غیرحضوری و یا تلفنی زبان انگلیسی را انتخاب کنند و هم‌زمان شاهد پیشرفت خودشان و فرزندشان باشند.قدرت یادگیری مغز کودک و زبان انگلیسیتاکید شما بر قدرت یادگیری مغز بر زبان در صحبت‌هایتان به دفعات شنیده شد. اگر در زمینه‌ی میزان آمادگی مغز کودک برای یادگیری زبان و چگونگی عملکرد آن اطلاعات تکمیلی دارید بفرمایید؟دقت داشتن در روند یادگیری زبان مادری کمک کننده است. زمانی‌که ما در حال یادگیری زبان مادری هستیم بدون نیاز به انجام دادن کاری فقط با شنیدن، ذهنمان کار خودش را انجام می‌دهد حتی اگر شنیدن فعال نباشد. به این معنی که بگوییم:«بنشین و فقط به زبان مادری گوش بده بدون این‌که دست به انجام دادن هیچ کاری بزنی.»نه تنها بستر برای یادگیری فراهم است بلکه به کودک انگیزه هم داده می‌شود. کودک بعد از یک سال و اندی که می‌گوید «بابا» مورد تشویق تمام فامیل قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد بدون نیاز به انجام دادن کاری اضافه بر گوش دادن، مغز کار خودش را می‌کند.شاید برای خوانندگان این مطلب جالب باشد بدانند موسسه باران قبل از راه اندازی دوره‌ی آموزش کودک، دوره‌ی ویژه‌ای که در آن شیوه‌ی یادگیری زبان به روش طبیعی قدرت مغز هست را تحت عنوان «استارلینگز سیکرت» یا «دوره‌ی غیر حضوری آموزش زبان» طراحی کرد. پدر و مادری که خودشان آماده هستند می‌توانند فرزندان بسیار چابک‌تری در یادگیری زبان داشته باشند و با شناخت و هم‌راهی خود باعث شوند فرزندشان به آرزو و یا مهارت دلخواهش برسد.بسیاری از این مطالب نتیجه‌ی فیدبک‌هایی بوده که شما از کلاس وی‌آی‌پی کودکان در سال‌های گذشته داده‌اید و باعث شده نتیجه‌ی بسیار خوبی در این زمینه بگیریم.خانم جلیلی عزیز از اینکه شما صادقانه حرف دل و تجربه‌تان را با والدین به‌اشتراک گذاشتید ممنونیم. بسیار خوشحالیم که شما به‌عنوان فردی که وارد حوزه‌ی آموزش کودک شده از این حوزه خارج نشده‌اید‌ و ارزش یادگیری زبان انگلیسی در کودکی را می‌دانید.شما برای یادگیری زبان کودک خود چه تجربه‌هایی داشتید و یا در آینده به چه مواردی توجه خواهید کرد؟ در قسمت کامنت‌ها بنویسید.منبع: موسسه باران</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>موسسه باران - آموزش زبان انگلیسی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 12:45:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصاحبه با خانم محمودی و تجربه آموزش زبان انگلیسی تلفنی</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C-d2oyaltjhwch</link>
                <description>– خانم محمودی از چه زمانی به فکر تدریس افتادید و تصمیم گرفتید مدرس زبان انگلیسی شوید؟حدود سال 1389 بود که به‌طور رسمی کارم را به عنوان مدرس زبان انگلیسی با تدریس به کودکان شروع کردم. دانشجو بودم، اما چون به زبان انگلیسی و تدریس علاقه داشتم، سوپروایزر مؤسسه‌ای که در آن زبان می‌خواندم، من را به همکاری دعوت کرد.– زمانی که به فکر تدریس زبان انگلیسی بودید در ذهنتان چه تصوری از خصوصیات یک مدرس داشتید؟باتوجه‌به اینکه شرایط مدارس ما با شرایط و جو کلاس‌های زبان بسیار متفاوت است، و خب همه چیز در کلاس زبان صمیمی‌تر است، همیشه دلم می‌خواست کمی آدم‌ها را با جو متفاوت آموزشی آشنا کنم. چون خودم این تجربه را داشتم و با اساتید خوبی ارتباط داشتم، به این نتیجه رسیدم که وقتی استاد خودش را دوستِ خودش بداند و بتواند با او ارتباط بگیرد، جو کلاس جذاب‌تر شده و زبان‌آموزان نسبت به برگزاری تعداد جلسات بیشتر و طولانی‌تر علاقه‌مندتر شده که تأثیر به‌سزایی بر یادگیری می‌گذارد.به همین علت من خودم هم دوست داشتم اگر روزی مدرس شدم، بتوانم این ارتباط را با زبان‌آموزان خودم برقرار کنم. فقط این نباشد که آدم‌ها با هدف اینکه چیزی یاد بگیرند در کلاس حضور داشته باشند. اگر زبان‌آموز با من و با کلاس ارتباط برقرار نکرده و اشتیاقی نداشته باشد عملاً یادگیری اتفاق نمی‌افتد. به همین علت از دید من، معلم زبان همیشه یک آدم پرانرژی، شاد و حمایت‌کننده است.– از چه سالی شروع به تدریس غیرحضوری و تلفنی کردید و از حس‌وحال تجربه‌ای بگویید که بقیه مدرسان زبان در آن زمان انجام نمی‌دادند.من از سال 1392 کارم را با موسسه باران و دوره‌ی TCP «آموزش زبان انگلیسی تلفنی» شروع کردم. مصاحبه‌ی من برای دوره‌ی حضوری بود که بعد از مصاحبه و بررسی تجربه‌ها و ویژگی‌های فردی، به من پیشنهاد کار با دوره‌ی TCP دادند که برایم خیلی عجیب و ناآشنا بود! چون تا آن زمان نه انجامش داده بودم و نه چیزی درموردش شنیده بودم. حتی روزی هم که برای مصاحبه رفتم، واقعاً نمی‌دانستم که قرار است چه کاری انجام بدهم. از همان ابتدا، کار متفاوت و جالبی برایم بود. در خانه کار می‌کردم و با زبان‌آموزانی ارتباط برقرار می‌کردم که خیلی از خودم بزرگ‌تر و باتجربه‌تر بودند. شغل‌های متفاوت و سمت‌های متفاوت داشتند. درکنار جالب‌بودن کمی هم سخت بود، ولی ارزشش را داشت.چون شما وقتی کار متفاوتی انجام می‌دهید و هیچ تجربه‌ای از قبل ندارید، در حال آزمون و خطا هستید. به‌طور کلی تجربه‌ی خوبی بود. ابتدای کار کمی نسبت به این روش تدریس شک داشتم؛ چون معتقد بودم امکان ندارد در بازه‌ی زمانی خیلی کوتاه (آن موقع کلاس ها 10 تا 15 دقیقه بود) اتفاق خاصی بیفتد و کار من آن‌قدر نتیجه‌بخش نباشد، اما بعد از مدت کوتاهی تدریس متوجه شدم که این روش هم برای من نتیجه داشته و چیزهای مختلفی از آدم‌های مختلف یاد گرفته‌ام، هم اینکه زبان‌آموزان توانستند در مدت کوتاهی نتیجه‌ی خیلی خوبی بگیرند.– از دوستانتان چه بازخوردی می‌گرفتید در دوره‌ای که هیچ‌کس سابقه‌ی تدریس غیرحضوری نداشت اما شما وارد این حیطه شده بودید؟احساسشان نسبت به این موضوع عجیب و منفی بود؛ اینکه شما چطور در خانه کار می‌کنید؟ مگر امکان دارد که تلفنی تدریس کرد؟ و یا اینکه می‌توانی در جایی دیگر، با تجربه‌های بهتر و پیشرفت بیشتر کار کنی. همچنین نگاه خیلی‌ها این بود که وقتی می‌شود یک ساعت و نیم سرکلاس باشی و بتوانی استاد را ببینی، چرا آموزش غیرحضوری و تلفنی را انتخاب کنی! ازطرفی ازآنجایی‌که حدود 5-6 سال پیش شبکه‌های اجتماعی آن‌قدر فراگیر نشده بود، برای خیلی‌های دیگر هم جالب و ایده‌ای جدید بود. به‌طور مثال فقط نرم‌افزار وایبر بود که بیشتر برای ارتباطات خانوادگی و دوستانه استفاده می‌شد. ضمن اینکه عموم هم خیلی از اینترنت استفاده نمی‌کردند و اینترنت مثل الان عضوی از خانواده‌ی ما نشده بود. در آن زمان با ایمیل محتوای آموزشی را برای زبان‌آموزان ارسال می‌کردیم.– هم‌زمان با تجربه متفاوتان در تدریس که همان تدریس غیرحضوری و دورکاری یا تدریس مجازی بود، از شهرهای دیگر کشور هم زبان‌آموزانی داشتید که این موقعیت شاید هنوز برای خیلی‌ها پیش نیامده باشد. می‌خواهم از حس‌وحالتان در خصوص این تجربه هم بگویید.دقیقاً، به‌واسطه‌ی کارکردن به عنوان مدرس زبان در آموزشگاه، با قشر خاصی از افراد در ارتباط هستید. مخصوصاً در شهر تهران در هر محدوده‌ای که کار کنید به‌خاطر بزرگ‌بودن شهر و فاصله‌ی مکانی محله‌ها، با آدم‌های همان محدوده در تعامل آموزشی هستید. زمانی که شما تدریس غیرحضوری دارید، مخاطبین شما از همه جای ایران هستند. مثلاً پیش آمده بود زبان‌آموزانی داشتیم که در عسلویه مشغول به کار بودند اما اصالتاً تبریزی بودند و آنجا زندگی می‌کردند. همین باعث می‌شود که شما تجربه‌ی بیشتری کسب کنید و با فرهنگ‌ها و آدم‌های مختلف آشنا شوید. تأثیری که این موضوع در طولانی‌مدت بر کار یک مدرس می‌گذارد این است که شناختش از اشخاص مختلف به او کمک می‌کند تا بتواند با افراد دیگرِ آن فرهنگ به راحتی ارتباط برقرار کرده و راحت‌تر درکشان کند. مثلاً در ابتدای کارم وقتی افراد درمورد اتفاقات شهرشان یا از فرهنگ و مسائل مختلف صحبت می‌کردند برایم بسیار عجیب بود، اما رفته‌رفته باعث شد درک من از فرهنگ‌ها و افراد مختلف بیشتر شود و حتی گاهی اوقات درخصوص مسائل و مشکلاتشان نظر و راهکار بدهم. این به ارتباط‌گرفتن با زبان‌آموز کمک می‌کند و حتی تجربه‌ی معلم را هم بالا می‌برد. مثلاً شهرهای مختلفی هستند که هنوز به آنجاها سفر نکرده‌ام، اما به‌واسطه‌ی زبان‌آموزان آن شهرها آن‌قدر اطلاعات درموردشان به دست آورده‌ام که آن شهرها را خوب شناخته‌ام.– گفتید که تجربه‌ی تدریس زبان از طریق تلفن سختی‌های خودش را هم داشته، لطفاً از سختی‌های کار هم برای ما بگویید.دورکاری‌کردن خیلی سخت است؛ از این جهت که وقتی شما در شرکت کار می‌کنید سر ساعت مقرر شروع به کار کرده و کارتان را تمام می‌کنید. اما زمانی که دورکاری می‌کنید شما مدام در حال کارکردن هستید و زمان استراحت معینی ندارید و همیشه درگیر هستید و اگر به عنوان مدرس زبان انگلیسی دارید دورکاری می‌کنید در واقع بیست‌وچهار ساعته کار می‌کنید. چون زبان‌آموز شما ممکن است سؤال داشته باشد و شما موظف هستید پاسخگو باشید و این یعنی همه‌ی اعضای خانواده‌ی شما باید برنامه‌های خانوادگی را با کار شما هماهنگ کنند و این منعطف‌بودن ممکن است کمی آزاردهنده باشد. چون برنامه‌های شما دست خودتان نیست و مخاطبین شما آن‌ها را می‌چینند، یا اینکه کم پیش می‌آید شما از خانه بیرون بروید چون دورکار هستید و در خانه کار می‌کنید، یا مشکل سرعت اینترنت باعث می‌شود شما نتوانید کارتان را درست انجام دهید.– شما به نکته ی خوب دیگری اشاره کردید، گفتید این کار جدید بود و باید برایش آماده می‌شدید. چه آمادگی‌هایی لازم بود کسب کنید که در این شغل موفق باشید؟در اینجا باید به چند مسئله اشاره کنم. یکی اینکه شما باید آمادگی ذهنی داشته باشید چون این کار صبر می‌طلبد و شما به عنوان مدرس با آدم‌های مختلفی در ارتباط هستید و کلاس‌ها خصوصی برگزار می‌شود و غالباً زبان‌آموز این توقع را دارد که شما کلاسش را آن‌طور که خودش می‌خواهد جلو ببرید. زمانی که زبان‌آموز دوره‌ی گروهی را در آموزشگاهی می‌گذراند، به‌صورت پیش‌فرض می‌داند که مدرس قرار نیست با سرعت او و طبق مطالبات و نیازهای او پیش برود و همه در کلاس به یک اندازه سهم دارند، اما وقتی دوره‌ی خصوصیِ غیرحضوری ثبت نام می‌کند زبان‌آموز این انتظار را دارد که با سرعت او پیش بروید. اگر شما به عنوان مدرس انعطاف نداشته باشید در درجه‌ی اول خودتان اذیت می‌شوید و در ادامه زبان‌آموز شما. چون ذهنیتی که برای زبان‌آموز پیش می‌آید این است که من اینجا اهمیت ندارم و فقط برگزارشدن و پرکردن ساعت‌های کلاس مهم است، به همین دلیل مدرس باید با انرژی مثبت و صبر پیش برود. موضوع بعدی این است که شما هوم‌آفیس داشته باشید، یعنی یک جای راحت و حرفه‌ای که بتوانید از آنجا کارتان را انجام بدهید. اگر نتوانید بستر مناسبی مثل لپ‌تاپ خوب، نور مناسب، فضای مناسب و … فراهم کنید که در منزل کار کنید خودتان اذیت می‌شوید همچنین اگر در کار ما هدست مناسب نداشته باشید خیلی خسته‌کننده و آزاردهنده می‌شود.– شما خودتان جزو کسانی بودید که نسبت به بازدهی دوره‌های غیرحضوری انتقادهایی داشتید. بعد از اینکه نظرتان عوض شد چه نتایجی از این موضوع گرفتید، و اینکه اصلاً چطور ذهنیتتان عوض شد؟یکی از پارامترهایی که باعث شد نگاه من نسبت به دوره‌ی غیرحضوری عوض شود اتفاقاتی بود که برای زبان‌آموزان می‌افتاد؛ منِ مدرس تمام تلاشم را می‌کردم مطالبی را که زبان‌آموز احتیاج به یادگیری آن‌ها دارد، کامل منتقل کنم و مطمئن شوم در همان زمان کوتاهی که با هم صحبت می‌کنیم از نکاتی که گفته شده استفاده کند و مطمئن می‌شدم تمرین‌هایی را که برایش ارسال می‌کنم انجام دهد. بعد از گذشت حدود سه الی چهار ترم شاهد این بودم که دوره‌ها روی اعتمادبه‌نفس زبان‌آموز، نحوه‌ی ارتباط برقرارکردن و راحت‌بودن در مکالمه تأثیر قابل‌توجهی گذاشته. همچنین متوجه این موضوع شدم که چقدر زبان‌آموز از اینکه بعد از گذشت چند ترم می‌تواند جملات را درست ادا کند و منظور خود را تا 60-70 درصد به معلم خود برساند لذت می‌برد. تمام این موارد باعث می‌شد که من به این نتیجه برسم که دوره‌ی غیرحضوری واقعاً اثربخش بوده و واقعاً اتفاقات خوبی برای زبان‌آموزان می‌افتد و این موضوع کاملاً مشهود بود. ضمن اینکه ازآنجایی‌که تعداد زبان‌آموزان در کلاس‌های حضوری بالاست و امکان دارد زبان‌آموزی یک ترم با یک مدرس باشد و در ترم بعد با مدرس دیگری، تغییرات در زبان‌آموزان برای مدرسین خیلی مشهود نیست اما در دوره‌های غیرحضوری گاهی پیش می‌آمد که زبان‌آموزی سه سال با من کلاس داشته باشد و من می‌توانستم کاملاً متوجه بشوم که واقعاً اتفاق عجیب‌وغریبی در دانش این شخص و زبان انگلیسی‌اش افتاده.– دوستان مُدرستان که به دلیل شرایط کرونا مجبور شدند روش غیرحضوری را پیش بگیرند چه بازخوردی در این زمینه دارند؟موضوع جالبی که پیش می‌آمد این بود زمانی‌که من اظهار خستگی می‌کردم و می‌گفتم کار سنگین است، اطرافیان به من می‌گفتند: شما که در خانه نشسته‌اید و کار خاصی انجام نمی‌دهید، کاش ما هم می‌توانستیم در خانه کار کنیم و من هرچقدر توضیح می‌دادم که دورکاری و تدریس غیرحضوری خیلی از تدریس حضوری سخت‌تر است، آن‌ها به‌سختی حرف من را باور می‌کردند، اما از زمانی‌که خودشان مجبور به تدریس غیرحضوری شده‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که چقدر انجام‌دادن این کار سخت است و چقدر نیازمند تخصص، آمادگی، صبر و حوصله است و نظرشان نسبت به این شیوه‌ی کارکردن عوض شد. ازطرفی برایشان تا حدی راحت‌تر است چون به‌جای اینکه زمان و هزینه‌ای را صرف مسیر کنند، می‌توانند از همان زمان برای آمادگی خودشان و مرورکردن مطالبی که می‌خواهند برای زبان‌آموز ارائه بدهند، استفاده کنند.– از زمانی‌که شروع به آموزش دوره‌های غیرحضوری در باران کردید تا به امروز چه تعداد زبان‌آموز از سراسر کشور داشتید؟کمی سخت است تعداد دقیقشان را بگویم. شش سال این کار را انجام دادم و حدود سه سال از این شش سال را روزی نزدیک به بیست تا بیست وچهار زبان‌آموز داشتم و در ماه حدود سیصد کلاس من داشتم.– گفتید یکی از خصوصیات مدرس حامی‌بودن اوست. کمی از تجربه‌ی حامی‌بودن زمان تدریس غیرحضوری و تلفنی‌تان بگویید.باید چند نکته را در نظر داشته باشید و چند کار ساده را انجام دهید تا به این هدف برسید. اولین نکته این است که مدرس زبان غیرحضوری و کسی که زبان‌آموزان او را نمی‌بینند و فقط با صدایش در ارتباط هستند، باید اعتماد زبان‌آموز را جلب کند در اینکه چه کار می‌کند و می‌داند چه اتفاقی باید بیفتد تا زبان‌آموزش به هدفش برسد. زمانی که این اتفاق بیفتد حس اعتماد برای زبان‌آموز ب‍ه‌ وجود می‌آید و او مطمئن می‌شود هر اتفاقی که بیفتد کسی هست که او را در مسیر اصلی خودش قرار دهد. این حس را در شرایط مختلف مثل چک‌کردن تکالیف، صبر و حوصله‌ای که به خرج می‌دهیم، زمان برگزاری کلاس، هدایت‌کردن زبان‌آموز، نظرهایی که می‌دهیم و … می‌توانیم به وجود بیاوریم. زمانی‌که زبان‌آموزم می‌خواهد جمله‌ای بسازد و زمان می‌برد تا این اتفاق بیفتد من با صبر و حوصله به‌خرج‌دادن و نپریدن وسط حرف او و … می‌توانم این اعتماد را بسازم. زمانی‌که زبان‌آموزم سؤالی را مطرح می‌کند اگر من با صبوری پاسخ او را بدهم حتی اگر زمان کلاس او تمام شده باشد و 10-20 دقیقه‌ای اضافه‌تر زمان ببرد، اعتمادسازی اتفاق می‌افتد و این برای زبان‌آموز تأثیرگذار است و حتی کار ما را هم ساده‌تر می‌کند، یعنی منِ معلم زبان به‌جای اینکه یک سال برای کسی وقت بگذارم می‌توانم در عرض شش ماه با این کاری که انجام می‌دهم کمک کنم زبان‌آموزم به هدفش خیلی نزدیک‌تر شود و آن‌قدر مستقل شود که حتی به حضور من احتیاج نداشته و به‌تنهایی کار خودش را پیش ببرد.– زمانی‌که تصمیم گرفتید این کار را شروع کنید سن کمی داشتید، باتوجه ‌به اینکه در حال حاضر تجربه‌ی کار با مدیران سازمان‌های مختلف کشور را دارید، چه حسی نسبت به جایگاه اجتماعی‌تان دارید؟اولش خیلی برایم هیجان‌انگیز بود، چون با آدم هایی کار می‌کردم که از نظر سنی خیلی با من اختلاف داشتند و این هیجان من را بیشتر می‌کرد چون من همیشه باید خودم را طوری معرفی می‌کردم که این ذهنیت به وجود نیاید که معلم من دختر کوچولویی است که احتمالاً خیلی تجربه ندارد و به‌تبع آن کلاس را خیلی جدی نگیرند. هیجان بعدی من این بود که من خیلی درمورد سازمانی که قرار بود با مدیرانش تماس بگیرم مطالعه می‌کردم تا از اخبار روز آن سازمان مطلع شوم و بتوانم پل ارتباطی ایجاد کنم. این موضوع خیلی تأثیرگذار بود، چون من با مدیرانی صحبت می‌کردم که خیلی باتجربه بودند و زمانی‌که از تجربیات و مراحل رسیدن به جایگاهشان صحبت می‌کردند، از این تجربه‌ها در کارم خیلی استفاده می‌کردم، همین‌طور نحوه‌ی برخوردم با اطرافیان تغییر می‌داد و دید من را نسبت به دنیای دیگران، آینده و برنامه‌ریزی برای کارهایی که باید انجام بدهم، بازتر می‌کرد.– بفرمایید یک مدرس زبان انگلیسی در زمان دورکاری چه نکاتی را باید رعایت کند تا سلامت جسمانی خود را حفظ کند؟خیلی سؤال خوبی است چون این سبک کارکردن این امکان را به ما می‌دهد که بیشتر کار کنیم. اگر حواسمان به این بخش نباشد ممکن است سلامتی ما بعد از مدت کوتاهی به خطر بیفتد. علتش هم این است که چون شما در منزل کار می‌کنید در زمان‌بندی برای تدریس انعطاف‌پذیرتر هستید و همین باعث می‌شود وقت کمتری را به خودتان و کارهای شخصی خودتان اختصاص دهید. مثلاً ممکن است شما بین یک سری کلاس‌ها فقط نیم ساعت زمان داشته باشید و اگر نتوانید این زمان و نحوه‌ی کارکردنتان را مدیریت کنید رفته‌رفته دیگر نمی‌توانید فعالیت فیزیکی داشته باشید. مثلاً اگر هر روز به پیاده‌روی و باشگاه می‌رفتید و ورزش می‌کردید ممکن است دیگر نتوانید به این کارها برسید، به همین علت باید نکاتی را رعایت کنید. حتماً زمانی را برای خودتان در نظر بگیرید و اصلاً شاگردی نپذیرید. این زمان مخصوص استراحت و ورزش شماست. مورد بعدی اینکه برای بهتر کارکردن باید حواستان به زاویه‌ی مانیتورتان باشد، چون اگر این موضوع را رعایت نکنید بعد از مدتی دچار گردن درد شده و عواقب دردناکی برایتان دارد. داشتن صندلی مناسب برای جلوگیری از کمردرد و نور مناسب برای جلوگیری از آسیب‌دیدن چشم لازم است. هر یک ساعت یک بار، یک سری حرکات ورزشی هست که حتماً باید انجام دهید تا از آسیب‌دیدن بدنتان جلوگیری کنید. در طول روز تحرک فیزیکی خیلی کوتاهی داشته باشید. خواب کافی و تغذیه اهمیت خیلی زیادی دارد. تمام این کارها کمک می‌کنند که هم شما سلامتتان را حفظ کنید و هم بتوانید کلاس بهتری را برگزار کنید.– فرمودید مدرس زبان انگلیسی باید شاداب باشد و جو شادی را در کلاس‌ها ایجاد کند، شما چه کاری انجام می‌دادید تا این شادابی همیشه حفظ شود؟اتفاقی که برای من می‌افتاد چه در کلاس‌های حضوری چه غیرحضوری، این بود که به محض شروع کلاس اتفاقات خارج از کلاس را فراموش می‌کردم. مثلاً اگر سطح انرژی‌ام پایین بود یا اتفاقی افتاده بود که به‌شدت ناراحت یا عصبانی بودم یا بی‌حوصله بودم، به‌محض شروع کارم تمام این مسائل را فراموش می‌کردم. اگر این نمی‌توانیم خیلی راحت این کار را انجام دهیم باید تمرین کنیم. مثلاً اگر اعصابمان از موضوعی به هم ریخته است یا موضوعی باعث ناراحتی‌مان شده باید این را با خودمان تکرار کنیم که مسبب این موضوع زبان‌آموز من نیست و این درست نیست که من این بی‌حوصلگی و عصبانیت را سر کسی خالی کنم که از همه جا بی‌خبر است و زمانش را هزینه می‌کند و مهم‌تر اینکه بابت کلاس هزینه کرده و اگر من بخواهم از زمانی که او برای آموزش گذاشته به‌درستی استفاده نکنم به زبان‌آموزم خیانت کرده‌ام. پس بهتر این است که اگر نمی‌توانیم شادی و انرژی کلاس را حفظ کنیم، قبل از آن کمی تمرین کنیم. مثلاً چندبار نفس عمیق بکشیم، نوشیدنی که دوست داریم بخوریم، قدمی در اتاقمان بزنیم و بعد کلاس را شروع کنیم تا هم خودمان از کلاس لذت ببریم و هم زبان‌آموز– شما درمورد هوم آفیس گفتید، لطف می‌کنید درمورد اینکه در هوم آفیس مدرس زبان غیرحضوری چه مواردی وجود دارد هم بفرمایید؟شما برای‌اینکه بتوانید این کار را راحت‌تر انجام بدهید حتماً باید میز کار داشته باشید حتی اگر کوچک باشد، چون واقعاً نمی‌توانید روی تخت، میز ناهارخوری، زمین و یا هرجای دیگری پنج شش ساعت کار کنید. یک صندلی به‌نسبت راحت داشته باشید، ترجیحاً پشتی استاندارد داشته باشد. یک لپ‌تاپ یا کامپیوتری که در زاویه‌ی درستی تنظیم شده باشد تا سرتان خیلی پایین یا بالا نباشد. نور مناسب داشته باشید. برای کار ما در باران در دوره‌های TCP شما باید از یک هدست مناسب استفاده کنید چون هندزفری‌هایی که برای موبایل استفاده می‌شوند خیلی راحت نیستند. اگر بخواهم وارد جزئیات بشوم بهتر است یک سری تنقلات در کشوی میزتان باشد چون ممکن است بین کلاس‌هایتان فرصت نکنید از جای خودتان بلند شوید. در واقع مکانی را که در آنجا کار می‌کنید طوری طراحی کنید که از آنجا انرژی لازم را بگیرید.– برای حال خوب در این محیط از چه چیزهایی استفاده کردید؟من میز کارم را کنار کتابخانه‌ام گذاشته‌ام چون کتاب‌هایم را خیلی دوست دارم و خیلی مطالعه می‌کنم، حتی گاهی بین تماس‌هایم یک صفحه کتاب می‌خوانم. مقابلم عکس تمام اعضای خانواده‌ام هست. و تنقلاتی که داشتم به من خیلی انرژی می‌داد. نور اتاقم هم خیلی برای من مهم بود.– شما تحصیلاتتان را در دانشگاه‌های بسیار معتبر کشور ادامه دادید و حالا هم برای مقطع بالاتر در یکی از بهترین دانشگاه‌های بین المللی پذیرش شده‌اید، بفرمایید چطور علاوه بر اینکه از نظر شغلی در آن سال‌هایی که خیلی‌ها نمی‌توانستند این ریسک را انجام دهند و وارد آموزش دوره‌های غیرحضوری بشوند ریسک کردید، همچنین از نظر درسی هم تعادل بسیار خوبی داشتید و جزو دانشجویان برجسته در یادگیری تخصصی زبان انگلیسی بودید. چطور بین کارتان و شغلتان تعادل برقرار کردید؟نکته‌ای که خیلی می‌تواند به شما کمک کند داشتن یک هدف مشخص است. مثلاً وارد این رشته می‌شوید که انجامش داده باشید یا هدف مشخصی دارید یا مثلاً زبان انگلیسی تدریس می‌کنید که یک درآمدی داشته باشید یا از انجام‌دادن این کار هدف مشخصی در طولانی مدت دارید. من خودم می‌دانستم که به فرض وقتی می‌خواهم رشته‌ای را بخوانم خیلی به تدریس ارتباط پیدا می‌کند، برای‌اینکه بتوانم تئوری‌ها را درک کنم و نتیجه‌ی بهتری بگیرم و آن چیزی را که برایش وقت می‌گذارم یاد بگیرم و استرسش را تحمل می‌کنم، احتیاج دارم که تجربه‌اش را داشته باشم، یعنی اگر تئوری تدریس را می‌خوانم احتیاج دارم که در عمل هم تجربه‌اش کنم. این می‌تواند خیلی به شما کمک کند تا شما بتوانید در کنار درس‌خواندتان کار کنید. در واقع این دو مکمل هم هستند. و درنهایت هدف بزرگ‌تر این است که اگر می‌خواهید ادامه‌ی تحصیل بدهید تجربه‌ی کاری‌تان در حیطه‌ی رشته‌ی تحصیلی‌تان می‌تواند خیلی به شما کند.– گمان می‌کنید ریسک بعدی که در تغییر مسیر شغلی‌تان اتفاق می‌افتد و شما در معرض انتخابش قرار می‌گیرید چه باشد؟به نظرم بهتر است اسمش را ریسک نگذاریم. انتخاب گزینه‌ی بهتریست. تقریباً ده سال است که در عمل این کار را انجام می‌دهم و هیچ‌وقت در این حوزه تحقیقی نکرده‌ام. به نظرم قدم بعدی من پژوهش در این حوزه باشد و سعی می‌کنم از تجربیاتی که در این مدت به دست آورده‌ام استفاده کنم و نتیجه‌اش را با دیگران در میان بگذارم تا بقیه هم بتوانند از آن استفاده کنند.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>موسسه باران - آموزش زبان انگلیسی</author>
                <pubDate>Sun, 13 Dec 2020 16:45:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لهجه امریکن بهتر است یا لهجه بریتیش؟ انتخاب مدرسین زبان انگلیسی کدام است؟ چرا؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-clexm31y8j9x</link>
                <description>چکیده پاسخ مستقیم 15 مدرس با سابقه زبان انگلیسی را در این مقاله می‌خوانید.یادگیری زبان انگلیسی شما را وارد دنیایی متفاوت می‌­کند. با افرادی جدید آشنا می‌کند. افرادی که به‌طور عمیق وارد یادگیری زبان انگلیسی می‌شوند با آواها و بیان متفاوت یک کلمه از طرف افراد انگلیسی زبان مواجه می‌شوند و توجه بیشتری به آن‌ها می‌کنند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که یک فیلم یا سریال به زبان اصلی دیده باشید که کلماتی را تلفظ می‌کنند که قبلا گوش شما طوری دیگر شنوای آن کلمات بوده است.به نظر شما چه اتفاقی افتاده است؟متوجه می‌شویم که نحوه بیان هر کلمه می‌تواند متفاوت باشد. برای همین یک نظرسنجی غیر رسمی توسط یکی از اعضای موسسه باران از 15 مدرس زبان انگلیسی با موضوع اینکه «مدرسین زبان انگلیسی با لهجه امریکن صحبت می‌کنند یا بریتیش؟ چرا؟» انجام شده است که نتیجه آن را در ادامه با هم می‌خوانیم.هر بخش، جمع‌بندی پاسخ تمام مدرسین زبان انگلیسی در این نظرسنجی غیر رسمی است.❖ اتفاقی به سمت لهجه امریکن کشیده شدم.چون در ابتدا نمی‌دانستیم لهجه امریکن و بریتیش چیه! معمولا وقتی کلاس زبان ثبت‌نام می‌کنیم، به‌خاطر استاد، هم‌کلاسی‌ها و کتاب‌ها، محتوا و سیستم آموزشی و سایر موارد به‌صورت ناخودآگاه در معرض لهجه امریکن قرار می‌گیریم. در اینجا ما لهجه را انتخاب نمی‌کنیم. در مسیر آموزشی از پیش تعیین شده‌ای قرار می‌گیریم که فقط یک انتخاب داریم که ادامه پیدا خواهد کرد.❖ لهجه امریکن بیان راحت‌تری دارد.لهجه بریتیش نسبت به امریکن قدیمی‌تر و اصیل‌تر است. معمولا افرادی که در رشته ادبیات کلاسیک زبان انگلیسی تحصیل می‌کنند و یا تحصیل می‌کردند به سمت لهجه بریتیش خواهند رفت. یکی از دلایل این انتخاب به‌خاطر  این است که زبان رمان‌ها و نمایشنامه‌های کلاسیک اکثرا به‌صورت بریتیش نوشته شده است.«British Library» بزرگ‌ترین کتابخانه دنیا واقع در لندن یک منبع جامع و غنی از مطالب انگلیسی است.کتاب‌هایی در این کتابخانه موجود است که به هزاران سال پیش برمی‌گردد؛ این کتاب­ها به خوبی تغییرات گسترده ساختار زبان را نشان می‌دهد.تلفظ کلمات امریکن برای ما ایرانی‌ها راحت‌تر و به صدای آوایی بیان کلمات ما نزدیک‌تر است و تقلید بریتیش کمی دشوار به‌نظر می‌رسد. برای همین نیاز به تکرار و تمرین زیاد دارد. حتی ممکن است بعد از مدت زیادی تمرین کردن، وقتی وارد مکالمه‌ به زبان انگلیسی می‌شویم خیلی مصنوعی نمایش داده شود که زیبایی بیان را از ما می‌گیرد.❖ فیلم‌ها و سریال‌های آمریکایی رو بیشتر دوست دارم.از دوران کودکی علاقه خاصی به فیلم‌های پلیسی و فیلم­های اکشن آمریکایی داشتم. حتی کارتون‌هایی که می‌دیدم نمی‌دونستم همه با لهجه امریکن هستند، انقدر دنبال کردم که گوشم به این لهجه بیشتر عادت کرده. یه‌جورایی می‌شه گفت که ناخودآگاه لهجه‌ی آمریکایی از کودکی کارتون می‌دیدیم تا به امروز که فیلم‌ها را دنبال می‌کنیم، همراه ما بوده. همین تکرار و تکرار و تکرار باعث شده که به سمت لهجه امریکن کشیده بشیم و از لهجه بریتیش دور بمونیم.مقایسه گستردگی زبان آمریکایی و انگلیسی بیانگر دلیل انتخاب است.نسبت جمعیت افرادی که با لهجه امریکن صحبت می‌کنند به مراتب خیلی بیشتر از تعداد افراد بریتیش زبان است.همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید، این اختلاف، (%64.3 به %16.7) در انتخاب لهجه امریکن هم بی‌تاثیر نیست.این موضوع به قدری دارای اهمیت است که بعضی از خواننده‌های انگلیسی زبان هم آهنگ‌های خود را با لهجه امریکن می‌خواندند تا مخاطبان بیشتری داشته باشند.مقاله‌ها، سرچ‌های اینترنتی، سایت‌ها و کتاب‌های آموزشی و… از جمله مواردی هستند که اکثریت آن‌ها را انگلیسی آمریکایی (American English) تشکیل داده است.با توجه به موارد بالا به متن زیر خوب توجه کنید…شما مدرس زبان انگلیسی را در نظر بگیرید که از ابتدا زبان را با یادگیری لهجه امریکن، قرار گرفتن در شرایطی که منابع اطراف آن (کتاب، فیلم، فایل صوتی و…) را انگلیسی امریکایی تشکیل داده، زبان یاد گرفته و قرار است به یک زبان‌آموز انگلیسی تدریس کند. چه اتفاقی برای لهجه زبان‌آموز خواهد افتاد؟منبع: موسسه باران</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>موسسه باران - آموزش زبان انگلیسی</author>
                <pubDate>Wed, 25 Nov 2020 14:41:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا و قرنطینه؛ عادت به سبک جدید زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ncyyctwczhdx</link>
                <description>مدتیه که تو خونه‌ام. دورکاری می‌کنم و از ارتباطات اجتماعی فاصله گرفتم. این روزها داستان برای خیلی از ما اینطوری شده. بعضیامون کمی بدشانس‌تر و ناچار به سفرهای گاه‌وبی‌گاه شهری ولی چیزی که برای همه یکسانه استرس و اضطراب آینده نامعلومه. مدام از خودم می‌پرسم: «یعنی تا خرداد این اوضاع تموم می‌شه؟ آخر تابستون؟! موج دوم در پاییز؟! پایان سال؟» حتماً شما هم به این سوال فکر کرده، می‌‌کنید یا خواهید کرد. جدا از این سوالِ بی‌جواب، چیز دیگه‌ای که برای هممون یکسانه مقدار زمان آزاد بیشتریه که خواه‌ناخواه با حذف فعالیت‌های روزمره حاصل شده. البته اوضاع برای پدرم بعد از بازنشستگی سال‌هاست که به همین شکله و برعکس من خیلی شکایتی از اوضاع نداره. طبق معمول به تماشای فیلم‌های راز بقای محبوبش می‌شینه و من هم به تصادف گاهی چشمم به حسن جمال آهوی گریزان از دست شیر می‌افته... «همیشه بقای قوی‌ترین گونه حفظ نمی‌شود، بلکه حفظ بقا مستلزم سازگاری و تطبیق‌پذیری است.» این جمله‌ای بود که گوینده توی قسمتی از یکی از این فیلم‌ها گفت. و همین جمله بابی شد برای استغراق بنده اندر بحر تفکر که آیا در این روزگار به اندازه کافی سازگاری و تطبیق‌پذیری با شرایط جدید به خرج می‌دم یا نه؟هنوز مطمئن نیستم که جواب سوال بالا مثبته یا نه، اما راهکارهایی پیدا کردم که گفتم شاید در میون گذاشتنشون با شما فکر بدی نباشد. به واسطه شغلم، با زبان‌آموزان زیادی در تماسم که دغدغه مشترک همگی توی این روزها اینه که با کنسلی کلاس‌ها چه کنم؟ چطور از ایجاد خلل تو مسیر یادگیری جلوگیری کنم؟ راهی برای آموزش آنلاین می‌شناسی؟ و درست برعکس سوال قبل، از جواب این سوال مطمئنم: بله! چیزهایی هست که شاید به استفاده بهتر از این زمان آزاد کمک کنه. پیشنهادهایی که برای سازگاری و تطبیق‌پذیری بیشتر در شرایط حال حاضر دارم رو توی سه قالب دسته‌بندی کردم و اونا رو براتون نوشتم.رشد مهارت‌ها (و در اصل تقویت زبان انگلیسی)شاید شما هم مثل خیلیای دیگه نسبت به آموزش‌های آنلاین کمی بدبین باشین، یا حداقل با خودتون بگین واقعاً این کارها جواب می‌ده؟ یا فقط سوخت زمان و هزینه است؟ حقیقت ماجرا اینه که با این وضعیت دیگه انتخابی نداریم! و باور کنید این توفیق اجباریه که به سمت آموزش‌های غیرحضوری بریم. در ادامه چندتا وب‌‌سایت که از طریقشون می‌تونید دوره‌های مجازی بگذرونید معرفی می‌کنم، اما توی این قسمت تمرکزم روی آموزش زبان انگلیسی است.سرویس‌های مختلفی برای آموزش زبان انگلیسی به صورت غیرحضوری وجود داره؛ مثلاً وب‌سایت‌هایی که امکان تماس شما به صورت ویدئو کنفرانس با معلم را می‌دن مثل المپ یا وب‌سایت‌هایی که تنها محدود به زبان انگلیسی نیستند و شما را با معلم‌های زبان‌های مختلف در تماس قرار می‌دهن مثل اتیچر.اما اگه از محبوب‌ترین سرویس‌های آموزش زبان بپرسید، باید از دوره آموزش زبان از طریق تماس تلفنی بگم به نام تی‌سی‌پی. توی این دوره شما می‌تونید از هفته‌ای یه بار تا هر روز جلسات نیم‌ساعته با معلم زبانتون داشته باشین، البته به صورت تلفنی. از اونجایی که سابقه این دوره به خیلی قبل‌تر از دوران قرنطینه‌نشینی و کرونا برمی‌گرده، از هر لحاظ بهینه‌سازی شده و به قول گفتنی امتحانش رو پس داده. اما اگه اهل خودآموزی هستین و فکر می‌کنید اگه خودتون با خودتون تمرین کنید براتون مفیدتره، پیشنهادی که براتون دارم دوره آموزش زبان آنلاین استارلینگزهست. از طریق لینک هر کدوم از این دوره‌ها می‌تونید به توضیحات بیشتر دسترسی داشته باشین و ببینید آیا برای استفاده از زمان‌های شما در دوران قرنطینه مفید هستن یا نه.استفاده از ابزارهای یادگیری آنلایناحتمال داره از نمونه‌های خارجی آموزش آنلاین از جمله معروف‌ترین‌هاشون شنیده باشید. مثلاً Coursera یا Edx که شهرتی جهانی دارن، اما فکر بدی نیست که در این دوران قرنطینه و جدایی از موسسات و مراکز آموزشی، کلاسی که قبلاً داشتید رو در وب‌سایت‌های آموزش مجازی ادامه بدید و یا اصلاً از اول دوره تازه‌ای رو شروع کنید. احتمالاً شنیدید که به خاطر رعایت حال مخاطبان خیلی از وب‌سایت‌های آموزش مجازی دوره‌های رایگانی ارائه می‌کنن. دمشون گرم. از خوشنام‌ترین وب‌سایت‌های ایرانی که بهتون امکان حضور در دوره‌های متنوع می‌دن فرادرس، فرانش، مکتب‌خونه و خودیاد هست.البته هر کدوم مزایا و معایبی دارن و بعضیاشون دوره‌هایی ارائه می‌دهن که شاید توی وب‌سایت‌های دیگه پیدا نکنید یا اینکه معلم یکی از این دوره‌ها توی یه وب‌سایتی باحال‌تر از معلم همون دوره توی یه وب‌سایت دیگه باشه. در هر حال، پیشنهاد می‌کنم حتماً سری به این وب‌سایت‌ها بزنید و دوره‌های آنلاینشون رو ببینید. شاید الان فرصت مناسبی برای گذراندن دوره‌ای باشه که مدت‌ها به خاطر مشغله به تاخیر انداخته بودید.گوش دادن به پادکست‌های فارسیبعداً در پستی مفصل به توضیح اینکه پادکست چیه و چطوری باید ازش استفاده کنیم می‌پردازم تا رفقایی که کمتر باهاش آشنایی دارن سرنخی داشته باشن. اما اگه شما جزو اون دسته آدم‌هایی هستید که نسبت به این پدیده گارد دارید یا هنوز به استفاده ازش عادت نکردید، باید به شما بگم که هیچ چیز بهتر از یه اپیزود پادکست با موضوعی جذاب سر حالتون نمیاره. برای کسایی که هنوز پادکست‌های محبوبشون رو پیدا نکردن یا منتظر پیشنهاداتی در این زمینه هستن چندتا پیشنهاد دارم که به ترتیب سلیقه خودمه: اول از همه پادکست بی‌پلاس. اگه مثل من به اجبار ترجیح می‌دید کتاب‌ خوندنِ قبل از خوابتون توی تاریکی محض باشه، باید این پادکست رو امتحان کنید. کتاب‌هایی به‌روز و جذاب که با دقت انتخاب و خلاصه شدن. شما توی تقریباً یه ساعت می‌تونید به خلاصه یه کتاب باحال گوش بدید! چی ازین بهتر؟! البته پادکست بی‌پلاس برادر بزرگ‌تری هم به نام چنل‌بی داره. برعکس بی‌پلاس که الهام‌گرفته از کتاب‌های غیرداستانیه، چنل‌بی روایت‌های داستانی واقعی رو براتون خلاصه و تعریف می‌کنه.من شخصاً دو پادکست محبوب دیگه هم دارم که یکی فردوسی‌خوانی و اون یکی هم رادیو دست‌نوشته‌هاس. فردوسی‌خوانی که از اسمش مشخصه درباره چه موضوعی صحبت می‌کنه و اما موضوع رادیو دست‌نوشته‌ها تاریخ معاصر ایرانه. البته که پادکست‌های بسیار متنوع و خفنی هستن که می‌توانید از یکیشون شروع کنید. اگه از من می‌شنوید، خیلی سر خودتون رو شلوغ نکنید. یکی رو انتخاب کنید و با همون ادامه بدید تا کم‌کم این عادت توی شما تقویت بشه.مراقب خودتون باشد و واقعاً امیدوارم دیگه این اوضاع خیلی کش پیدا نکنه تا مجبور شیم عادت‌ها و فنون جدید‌تری برای قابل‌تحمل کردن شرایط کشف کنیم!</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>حمیدرضا هدایتی</author>
                <pubDate>Sat, 18 Apr 2020 17:29:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 روش مؤثر برای آموزش انگلیسی به کودکان در خانه</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-yv8hqzuyl05b</link>
                <description>در کشورهایی که انگلیسی زبان اصلی نیست، والدین با آگاهی از اهمیت انگلیسی در تحصیل و سایر حوزه‌های زندگی، تمایل دارند انگلیسی را در سن پایین به فرزندان خود آموزش دهند. اما نمی‌دانند چطور و از کجا باید شروع کنند. در این مقاله درباره 7 روش مؤثر صحبت خواهم کرد که با آنها می‌توانند آموزش انگلیسی به کودکان در خانه را شروع کنند.چرا کودکان باید در سن پایین انگلیسی یاد بگیرند؟اگر از شما بپرسم چطور به زبان مادری‌تان مسلط شدید چه پاسخی می‌دهید؟ ساده است- چون از وقتی بچه بودید به این زبان صحبت می‌کردید! انگلیسی باید به شیوه‌ای مشابه یاد گرفته شود تا کودک بتواند تمرین کافی داشته باشد.چه فوایدی دارد؟آموزش انگلیسی به کودکان فواید زیادی دارد:تجربه بیشتری به کودک می‌دهد.به انگلیسی صحبت کردن عادت می‌کندیاد گرفتن یک زبان خارجی فواید شناختی دارد از قبیل انعطاف ذهن، افزایش خلاقیت، تقویت حافظه، تفکر انتقادی و مهارت‌های حل مسئله بهتردسترسی بهتر به اطلاعات در اینترنتموفقیت تحصیلی بیشترغنای فرهنگیروش‌های آموزش انگلیسی به کودکان در خانهآموزش کودکان ممکن است آسان نباشد. چون بچه‌های زیر شش سال نمی‌توانند به شیوه سنتی آموزش ببینند یعنی نمی‌توانید مجبورشان کنید یک جا بنشینند و قوانین گرامر را از کتاب یاد بگیرند. این کار برایشان خیلی خسته‌کننده است و آن‌ها را از زبان زده می‌کند که ما این را نمی‌خواهیم. در نتیجه باید به روش‌های یکتا، تعاملی و جالب از این قبیل آموزش ببینند:01. یک روال روزمره تعیین کنید:بهترین راه برای یادگیری تمرین روزانه است، بنابراین بهترین کار این است که یک روال روزمره برای فرزند خود تعیین کنید. یک زمان مشخص را مقرر کنید و به همان پایبند باشید. جلسات کوتاه پانزده تا بیست دقیقه‌ای برای بچه‌های کم سن و سال کافی است زیرا مدت زمان توجهشان کوتاه است.همچنین به خاطر بسپارید که جلسات کوتاه و منظم بهتر از جلسات طولانی و بی‌نظم هستند. برای علاقمند نگه داشتن کودکان، جلسات را سرگرم‌کننده کنید.02. بازی کنید:وقتی به بچه‌ها خوش بگذرد، بهتر یاد می‌گیرند. در نتیجه مشغول کردن آنها با بازی بهترین راه برای آموزش انگلیسی به آنهاست. فلش کارت درست کنید، برای تمرین انگلیسی بازی‌هایی مثل پیکشنری (بازی حدس کلمه از روی تصویر نقاشی شده) اسکربل (بازی کلمه‌سازی با قرار دادن حروف الفبا روی صفحه بازی)، و جدول متقاطع با آنها انجام دهید.03. نقش‌آفرینی کنید:معنای نقش‌آفرینی این است که نقش یک شخصیت را بازی یا اجرا کنید. با شخصیت کارتونی یا ابرقهرمان مورد علاقه فرزندتان یک داستان بسازید و آن را به صورت نمایش اجرا کنید. دیالوگ‌ها را با صدای بلند بگویید و کودک را نیز در خط داستانی مشارکت دهید تا صحبت کردن به انگلیسی را تمرین کند.04. کتاب‌های تصویری را نشانشان بدهید:کودکان عاشق کتاب‌های تصویری با رنگ‌های روشن هستند. با این کتاب‌ها حروف الفبا، اسامی جانوران، گیاهان، سبزیجات و غیره را به آنها یاد دهید. به تصویر اشاره کنید و بپرسید تصویر چیست، بعد از او بپرسید کجاست و در نهایت بگذارید خودش به تنهایی رویش اسم بگذارد. برای مثال اول به تصویر یک سگ اشاره کنید و بگویید «dog». وقتی سگ را تشخیص داد، بپرسید «Where is the dog?» و صبر کنید تا نشانش دهد. در نهایت بگذارید به تصاویر مختلف نگاه کند و به تنهایی اسامی آنها را بگوید.05. استفاده از آهنگ یا شعر:آهنگ‌های ویدئویی و شعرهای زیادی روی اینترنت در دسترس شماست. تصویرهای اغلب آن‌ها معنای آهنگ/شعر را می‌رساند. چنین ویدئوهایی برای یاد دادن انگلیسی به بچه‌ها بسیار مفید هستند چون بچه‌ها وقتی معنا را بفهمند، یاد می‌گیرند، حتی اگر نتوانند آهنگ یا شعر را تکرار کنند.06. استفاده از داستان:خواندن داستان‌های کوتاه برای بچه‌ها راهی اثربخش برای آموزش انگلیسی است. این به کودکان کمک می‌کند علاوه بر بهبود مهارت‌های گوش دادن و خواندن، زبان را یاد بگیرند.07. استفاده از موقعیت‌های روزمره:توصیف موقعیت‌های روزمره و فعالیت‌های روتین باعث راحت‌تر شدن یادگیری زبان می‌شود. این به کودکان کمک می‌کند با مهارت صحبت کنند زیرا به خاطر تمرین مکالمه، می‌توانند درباره هر موضوعی به راحتی حرف بزنند. در نتیجه همیشه فرزندتان را تشویق کنید به زبان انگلیسی با شما سخن بگوید و برای شروع اشیای دوروبرشان را به آنها معرفی کنید. می‌توانید از این روش‌ها استفاده کنید:درباره کاری که بچه دارد انجام می‌دهد در حین انجام آن با او صحبت کنید. فرض کنید فرزندتان دارد لباس می‌پوشد. با او درباره لباس‌هایش صحبت کنید و از او بخواهید توضیح دهد چطور آنها را می‌پوشد، چه رنگی هستند و به همین ترتیب.بحث درباره اسباب و لوازم اطراف خانه، وسایل آشپزخانه، دستگاه‌‎های الکتریکی و غیره برای افزایش دایره لغات. کارکرد هر یک از این وسایل را با جملات کوتاه به آنها بگویید تا به خاطر بسپارند.وقتی سنشان کم است به آنها آموزش دهید تا هنگامی که بزرگ شدند دچار ترس و کمبود اعتمادبه‌نفس نشوند. بیشتر بزرگسالان هنگام انگلیسی صحبت کردن ترس دارند چون اعتماد به نفس ندارند، با دنبال کردن مراحل بالا خیلی راحت می‌توان از این مشکل جلوگیری کرد.به یاد داشته باشید که سرعت یادگیری کودکان، متفاوت است، پس اگر کمی طول کشید تا فرزندتان به به زبان انگلیسی تکلم کند، نگران نباشید. صبور باشید و عجله نکنید.امیدوارم این نکات به شما کمک کنند انگلیسی را در خانه به بچه‌ها آموزش دهید.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 16:53:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری زبان دوم به روش مجازی ممکن است؟ چگونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-bplnuxvuhttk</link>
                <description>می‌دانم. عمر اینترنت در زندگی روزمره ما آن‌قدر نیست که بتوانیم راحت و بی‌دغدغه مسئله‌ای با اهمیت تحصیلات و یادگیری‌مان را به آن بسپاریم. اما تجربه کاری من دست‌کم به خودم نشان داد که این کار حتی بیشتر از آن چه انتظار داشتم، اثربخش است.رشد صنعت آموزش مجازی در سال‌های اخیر آن‌قدر بالا بوده که همه ما حتی اگر در یک دوره‌ آموزش مجازی شرکت نکرده باشیم، اسمش را شنیده‌ایم.تحقیقات نشان می‌دهند دوره‌های مجازی (غیر حضوری) مزایای زیادی دارند:اما در عین حال، یادگیری با مسئولیت فردی، همیشه و برای همه کس هم عالی نیست و معایبی هم دارد:من هر روز به این فکر می‌کنم که چطور می‌شود معایب بالا را کمرنگ کرد تا از مزیت‌های متعدد این نوع آموزش استفاده کنیم؟ فکر می‌کنم و تلاش می کنم دوره غیرحضوری آموزش زبان، راه‌حل کلی برای حل مشکلات بالا را داشته باشد:1) نظارت دائمی فرد متخصص بر فرایند یادگیرینتیجه تجربه ما مثل نتایج تمام تحقیقات موجود نشان می‌دهد که اگر فردی پیشرفت ما را همدلانه دنبال کند، یادگیری ما پیشرفت قابل توجهی می‌کند. شاید برای همین است که کلاس‌های درس اختراع شده‌اند! تا معلم کلاس یادگیری ما را دنبال کند. در واقع فرایند یادگیری درون ذهن ما و هنگام کاربرد هر مطلب اتفاق می‌افتد و معلم فقط ما را در این فرایند همراهی می‌کند.به همین دلیل، ما هدایتگر آموزشی را در کنار کسانی که توانایی خودیادگیری دارند، قرار می‌دهیم تا در فرایند یادگیری همراهی‌شان کنند. در واقع هدایتگر یا پشتیبان در رفع سه مورد از ایرادات بالا کمک می‌کند: کاهش انگیزه، نبود مدرس و مشکل حفظ انگیزه.2) ایجاد انگیزه‌های بیرونی در فرد یادگیرندهحتی با وجود هدایتگر از راه دور ممکن است انگیزه‌مان را گاهی از دست بدهیم. تجربه ما در دوره‌های مجازی نشان داده است که ارسال ویدئوهایی در شرح مزیت ایجاد عادت، موفقیت‌های سایر دانشجویان واطلاعاتی در مورد آخرین دستاوردهای علمی در زمینه یادگیری به فرد خودیادگیرنده انگیزه زیادی می‌دهد.تجربه‌های هدایتگری ما نشان می‌دهد هر فرد نیازها و روش‌های خاص خودش را برای یادگیری دارد و ما می‌توانیم با شناخت این ویژگی‌ها به یادگیری بهتر کمک کنیم.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>ندا رضائی نوری</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jan 2020 16:38:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مدرس زبان انگلیسی خوب باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-ldto8bse6vdo</link>
                <description>چگونه یک مدرس زبان انگلیسی موفق باشیم؟قسمت اولبرنامه‌ی آموزش خود را تدوین کنیدبرنامه‌ی آموزش خود را تدوین کنید۰۱. مطالبی انتخاب کنید که زبان‌آموزانتان دوست دارند.اگرچه مطالب کلاسیک مانند «Moby Dick» ارزش تاریخی و ادبی بسیار بالایی دارند، اما احتمالا برای زبان‌آموزانتان بسیار طولانی، کسل‌کننده و خالی از جذابیت هستند. به‌جای چنین محتواهایی، از آنهایی استفاده کنید که کوتاه‌تر و امروزی‌تر هستند و می‌توانند توجه و علاقه‌ی زبان‌آموزتان را جلب کنند.۰۲. به‌اندازه تکلیف بدهید.گرچه مطالعه‌ی داستانی طولانی در طول هفته بسیار خوب است، ولی چنین انتظاری از زبان‌آموزان غیرمعقول است. زبان‌آموز نخواهد توانست تمام صفحات کتاب را مطالعه کند و درعوض، انجام تکلیف را سرسری گرفته و یا به‌دنبال خواندنِ خلاصه‌ی داستان خواهد رفت. با تعیین تکالیفی کوتاه‌تر که مستقیما به کارِ کلاسی آنها مرتبط است، زبان‌آموزبان را تشویق کنید تا تکالیف خود را تمام‌وکمال انجام دهند.۰۳. تکالیفی تعیین کنید که به زبان‌آموز برای درک بهتر مطالب کمک کند.از زبان‌آموز خود بخواهید خلاصه‌ای از مطلبی که می‌خواند بنویسد، مثلا برداشتش از مطلب و یا یک سوال از آن. چنین تکالیفی باعث می‌شود زبان‌آموزان عمیق‌تر به موضوع فکر کنند، سوالاتی مهم برایشان پیش بیاید و بین موضوعات کلاسی و مطلبی که خوانده‌اند ارتباطی کشف کنند.۰۴. روی هدف تمرکز کنید.علاوه بر مهارت‌هایی مانند یادگیری لغاتِ جدید، بر درکِ کلی زبان‌آموزان از موضوع هم تمرکز کنید. سعی کنید به آنها بگویید چیزی که در حال یادگیری‌اش هستند اهمیتی به مراتب بیشتر از چیزی که گمان می‌کنند در همه‌ی ابعاد زندگیشان خواهد داشت. به جای آموزشِ صرفِ مفاهیمی ساده، به آنها روش‌های یادگیری را آموزش دهید. این کار باعث می‌شود زمانی که کلاس را ترک می‌کنند درکی عمیق و ماندگار از مطالب داشته باشند و موضوع برایشان پراهمیت شود.۰۵. به مطالبِ ارائه‌شده نظم و انسجام دهید.به‌جای اینکه مدام از موضوعی به موضوع دیگر بروید، مطالب ارائه‌شده را براساس سطح و یا موضوع دسته‌بندی کنید. مطالب گوناگون را به‌یکدیگر ارتباط دهید تا زبان‌آموزان متوجهِ ارتباط و انسجام مطالب بشوند. برای کشف ارتباط میان مطالب کمکشان کنید و تشویقشان کنید در مورد موضوعات مختلف نظرشان را بگویند.قسمت دوممباحثِ پیش‌برندهمباحثِ پیش‌برنده۰۱. بر محتوا کاملا مسلط باشید.اگر قرار است راجع‌به داستانی کوتاه صحبت کنید، چندین و چند بار داستان را مطالعه کنید تا جزئیاتی کوچک‌تر را که ممکن است از چشمتان پنهان مانده باشد، کشف کنید. برداشتی شخصی از داستان داشته باشید، ولی این را هم در نظر داشته باشید که برداشتِ شما، تنها برداشتِ صحیح نیست. مطمئن شوید که می‌توانید به تمام سوال‌های زبان‌آموزان پاسخ دهید.۰۲. محتواهای متنوع درنظر بگیرید.اگرچه ممکن است تمرکز اصلی بر بحث درباره‌ی متنِ داستان باشد، اما گاهی درنظر گرفتنِ محتواهایی متنوع و خارج از متنِ کتاب مانند بیوگرافی نویسنده و یا پیشینه‌ی نگارش داستان و یا تفاسیرِ معروف و جنجالی که از داستان شده است نیز می‌تواند جذاب باشد. قبل از کلاس کمی تحقیق کنید و مرتبط‌ترین و جذاب‌ترین اطلاعاتی را که یافتید با خود به کلاس ببرید.۰۳. بدانید درباره‌ی چه موضوعی می‌خواهید صحبت کنید.یکسری از نکات اصلی را که فکر می‌کنید برای چالش‌برانگیز یا گیج‌کننده است انتخاب کنید. موضوعات اصلی را که خودتان برای بحث انتخاب کرده‌اید درنظر داشته باشید، و چند نکته‌ی کلیدی که زبان‌آموزان باید به‌طور مشخص یاد بگیرند نیز تعیین کنید.این را هم بدانید که ممکن است زبان‌آموزهایتان سوالاتی از شما بپرسند که انتظارش را نداشتید. برنامه‌ی درسی شما نباید مثل سنگ نامنعطف باشد. پاسخگویی به مسائلی که مورد علاقه‌ی زبان‌آموزان است، باعث ایجاد صحبتی جذاب، سازنده و آموزنده خواهد شد.۰۴. سوال‌های تشریحی بپرسید.شما باید زبان‌آموزان را راهنمایی کنید تا از متن برداشتی داشته باشند، نه اینکه صرفا جنبه‌های ظاهری آن را ببینند. به جای سوالاتِ «بله و خیر»، سوالاتی درباره‌ی «چرایی» یا «چگونگی» اتفاقات بپرسید. به‌عنوان مثال، پرسیدن اینکه «کاری که اِندر با بونزو مادرید کرد خوب بود؟» جوابی کوتاه و ساده دارد، درحالی‌که سوالاتی مثل «چرا اِندر این کار را انجام داد؟» یا «نظر شما چیست؟» برای زبان‌آموزان بسیار چالش‌برانگیز و پیچیده است و به توجه و مطالعه‌ی عمین متن و داستان نیاز دارد.۰۵. سوال‌های مشخص بپرسید.خیلی خوب است که سوالی کلی مثل «کدام قسمتِ داستان را بیشتر دوست داشتید؟» بپرسید، اما فقط زمانی که در ادامه سوالاتی مشخص‌تر هم برای پرسیدن دارید. سوال‌های کلی زبان‌آموزان را وادار به تفکر عمیق درباره‌ی متن نمی‌کند و بیشتر آن‌ها را تشویق می‌کند نظراتی کلی براساس پیش‌فرض یا گمان خود بدهند، به‌جای اینکه بحثی براساس اطلاعات موجود در داستان ارائه کنند. از سوی مقابل، طرحِ سوالاتی مشخص درباره‌ی جنبه‌هایی خاص از داستان، باعث می‌شود زبان‌آموزان به مسائلی فکر کنند که شاید پیش‌تر توجه نکرده باشند و بحث را مستند به اطلاعاتِ روی کاغذ می‌کند و تفسیر هر زبان‌آموز را به چالش می‌کشد.۰۶. زبان‌آموزان را تشویق کنید به سوال‌های یکدیگر پاسخ دهند.در گفتگوهای کلاسی، زبان‌آموزان نباید فقط با شما صحبت کنند، بلکه باید سوال‌های خود را از یکدیگر بپرسند و نظراتشان را با هم در میان بگذارند. بهترین روش برای یادگیری این است که آنها با همکاری یکدیگر نظرات و تفاسیر شخصی‌شان را شکل دهند – اگر با آنها مباحثه‌ای یک‌طرفه داشته باشید و به آنها بگویید نظرتان چیست، چیز زیادی عایدشان نخواهد شد. به یاد داشته باشید که باید به آنها کمک کنیم یاد بگیرند و قسمت مهم کار این است که بهترین روش‌های یادگیری را به آنها معرفی کنیم.اگر زبان‌آموزانتان با احترام به صحبت‌های یکدیگر توجه می‌کنند، آن‌ها را تشویق کنید تا بدون اینکه اجازه بگیرند و منتظر باشند آن‌ها را صدا بزنند، وارد بحث شوند. این کار باعث می‌شود که انعطاف‌پذیری و جنب‌وجوش بیشری داشته باشند و به جذابیت بحث می‌افزاید و بحثی را پدید می‌آورد که بدون مشارکت شما نیز پیش خواهد رفت. اگر دیدید کنترل جلسه از دست شما خارج شده و یا عده‌ای با پرحرفی بحث را به‌دست گرفته و یا بعضی از افراد شرکت نمی‌کنند، می‌توانید از کسی که در حال صحبت است بخواهید خودش نفر بعدی برای صحبت را انتخاب کند و یا راهی شبیه به این پیدا کنید که بحث مستقل از شما پیش برود.۰۷. نظرات زبان‌آموزان را به چالش بکشید و آن‌ها را تشویق کنید نظرات شما را نیز به چالش بکشند.لزومی ندارد با همه‌ی‌ حرف‌ها مخالفت کنید، اما از آن‌ها بخواهید که از نظر خود با دلیل و مدرک دفاع کنند، و بقیه زبان‌آموزان را هم تشویق کنید نظرات خود را بیان کنند. تحت فشار قرار دادنِ ایده و نظرات زبان‌آموزان باعث می‌شود در استدلال قوی‌تر شوند.مذاکره و مناظره، بحث را زنده، جالب و جذاب می‌کنند. اگر مذاکره به‌سمت شخصی‌شدن پیش رفت و یا باعث شد که به یکدیگر توهین کنند، سعی کنید که بحث را به موضوع اصلی برگردانید. کاری که باید بکنید به‌چالش‌کشیدن تفسیر زبان‌آموزان از متن است، نه برداشت آنها از دیگر زبان‌آموزان.قسمت سوممحتوا را به‌خوبی بشناسیدمحتوا را به‌خوبی بشناسید۰۱. مطالعه داشته باشید.کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌ها با موضوعات مختلف را مطالعه کنید. مطالعه بهترین راهِ مواجه شدن با مسائل پیش‌رو، یادگیری لغات، پیشرفت نگارش و یافتن مطالب و اطلاعات جدید برای کلاس است. البته بسته به سطحی که آموزش می‌دهید، باید مهمترین اطلاعات و کار‌های انجام شده در زمینه‌ی کاریتان را بدانید. همچنین همیشه باید آمادگی لازم را برای پیشنهاد مطلب جهت مطالعه‌ی زبان‌آموزان داشته باشید.۰۲. دایره لغات خود را افزایش دهید.به لغات جدیدی که در زمان مطالعه با آن‌ها مواجه می‌شوید، توجه کنید. لغاتی مورد علاقه‌ی خود را بخوانید و سعی کنید که آن‌ها را گسنرش دهید. درباره‌ی لغاتی که معنی‌ آن‌ را نمی‌دانید فکر کنید و با کمک از کلمات مترادف، معنی لغت را دریابید. نگران این موضوع نباشید که باید معنی لغات جدید را چک کنید. حتی زبان‌آموزان را هم به این کار تشویق کنید.۰۳. تمرین خط داشته باشید.زبان‌آموزان باید بتوانند که خط شما را بخوانند پس باید متوجه متنی که بر روی تخته نوشته شده بشوند. برای بهبود دست‌خط می‌توانید نامه و یا مقاله‌ای به‌صورت دستی بنویسید و توجه داشته باشید که تمرکز شما باید بر روی کیفیت و خوانایی نوشته باشد.۰۴. مهارت‌های زبان انگلیسی خود را ارتقا دهید.اطمینان داشته باشید که درک درستی از تلفظ، نگارش و گرامر دارید. شما هیچ‌وقت نمی‌خواهید که آموزشی نا‌موفق داشته باشید و یا اینکه اطلاعات اشتباه به زبان‌آموزان خود بدهید. از کتاب‌های مرجع و سایت‌های معتبر اینترنتی برای قوانین گرامری و نگارشی استفاده کنید، و هیچ نگرانی از اینکه به‌دنبال موضوعی بروید که از آن اطلاعاتی ندارید، نداشته باشید.قسمت چهارممهارت‌های کلاسی خود را افزایش دهیدمهارت‌های کلاسی خود را افزایش دهید۰۱. در کلاس به آراش خود مسلط باشید.تمرین کنید که وقتی مقابل زبان‌آموزان خود قرار می‌گیرید، به راحتی صحبت کنید. با صدای بلند خواندن را تمرین کنید تا به راحتی بتوانید با صدای محکم و رسا صحبت کنید این اطمینان را داشته باشید که بدون تپق زدن می‌توانید در کلاس درس صحبت کنید. مهارت سخنرانی را تمرین کنید تا به راحتی با زبان‌آموزان خود گفتگو کنید.۰۲. زبان‌آموزان خود را تشویق کنید.به نظرات زبان‌آموزان خود توجه کنید. از همان ابتدا با آنها گرم بگیرید و با آن‌ها به‌عوان فردی هوشمند و شایسته رفتار کنید و از هر لحاظ به آن‌ها احترام بگذارید. به آنها کمک کنید تا موضوعات موردعلاقه‌ی خود را کشف و در کلاس درس مطرح کنند. وقتی شما به زبان‌آموزان خود احترم بگذارید و توجه کنید، متوجه خواهید شد عملکرد آن‌ها بهتر از قبل خواهد شد.۰۳. بیرون از کلاس هم در دسترس باشید.به زبان‌آموزان خود اجازه دهید که در وقت‌های استراحت، غدا و یا بعد از کلاس هم می‌توانند به شما مراجعه کنند. این ویژگی خیلی مهمی برای زبان‌آموزان سختکوش  که پیگیر مباحث کلاسی هستند، می‌باشد. آمادگی و در دسترس بودن شما علاقه‌ی خاصی در وجود زبان‌آموز به‌وجود می‌آورد و این نشان‌دهده‌ی توجه و احترام شما برای یادگیری زبان‌آموز در راه یادگیری مطالب است.۰۴. سخت‌گیر ولی منصف باشید.هر فرصتی که بدست می‌آورید سر شاگرد خود فریاد نزنید، و از طرفی هم اجازه ندهید که آن‌ها روی شما مسلط شوند. انضباط داشته باشید، ولی زیاده‌روی نکنید یا کاری که باعث شود آن‌ها با شما بدرفتاری کنند. اگر زبان‌آموز شما کاری را با موفقیت انجام داد، به او توجه کنید و به‌عنوان تشویق جایزه‌ای هم در نظر بگیرید. اگر زبان‌آموز شما درگیر موضوعی است، اول بگویید که کمکش می‌کنید و کجای کار را دارد اشتباه می‌رود و یا از بقیه زبان‌آموزان هم بخواهید راه‌حلی پیشنهاد بدهند.۰۵. مطمئن شوید زبان‌آموزان درس را بخوبی یاد گرفته‌اند.با عجله صحبت و یادداشت نکنید. به زبان‌آموزان زمان بدهید تا بشنوند، موضوع را بخوبی متوجه شوند، و مطالب را یادداشت کنند. این کار باعث میشه که اطلاعات ضروری را از دست ندهند. کمک کنید تا به درس علاقه‌مند شوند و تشویق کنید که بین موضوعات درسی و اتفاقات بیرون از کلاس ارتباطی پیدا کنند تا درس را به‌خوبی یادبگیرند.منبع: Wikihow ترجمه: موسسه باران ویرایش: کانون ویرایش و ترجمه ادیترنس</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2020 13:02:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وفاداری به متن مبدأ تا کجا؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%AF%D8%A3-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-ykffjl5cnmr2</link>
                <description>یکی از  اولین اصطلاحاتی که هر مترجمی با گذروندن دوره‌های ترجمه یا خوندن کتاب‌های  این رشته می‌شنوه، «وفاداری» در ترجمه‌اس. این مفهوم توسط بزرگان رشته‌ی  ترجمه تحت عنوان «loyalty» یا «fidelity» معرفی شده و اگه خلاصه بخوام بگم  یعنی مترجم تا چه حد اجازه داره برای انتقال مفهوم، ساختار متن مبدأ رو  تغییر بده. به‌عنوان کسی که سال‌هاست با دوستان فعال در این رشته در تماس و  همکاری و ارتباط نزدیک بودم گاهی شاهد اتفاقات عجیبی هستم که نشون می‌ده  چقدر از یک مفهومِ ساده برداشت‌های متفاوت می‌شه کرد.خاطرم هست در یکی از متن‌هایی که مشغول ویرایش‌اش بودم به نکته‌ای برخوردم که زمینه‌ی مصاحبتی دل‌انگیز شد! در متن انگلیسی اصطلاح «Black sheep» در جمله‌ای شبیه به این به‌کار رفته بود:.Everyone regarded him as a black sheep, due to his different choices throughout his lifeو دوست مترجم من چنین ترجمه‌ای انجام داده بود: «همه به او به‌چشم یک  گوسفند سیاه نگاه می‌کردند، چراکه همیشه در زندگی‌اش انتخاب‌های متفاوتی  داشت.» یک دقیقه صبر کن… چی؟ گوسفندِ سیاه؟ اگر من شانسِ دیدن متن انگلیسی یا سررشته‌ی چندانی از انگلیسی نداشتم احتمالا ناچار می‌شدم با مقادیری سوال در ذهنم که گوسفندِ سیاه دیگه چیه؟! از جمله بگذرم و به باقی سوالات ذهنم بپردازم!کارِ مترجم در وهله‌ی اول اینه که جملات و مفاهیمِ فرهنگی رو از یک زبان و  فرهنگ در یک زبان و فرهنگ دیگه بازآفرینی کنه و تا حد ممکن معنی رو دچار  آسیب نکنه. یعنی باید تلاش کنیم همون حسی در خواننده‌ی متن فارسی ایجاد بشه که در اون دوستِ عزیزِ خواننده‌ی انگلیسی ایجاد شده! خب، مشخصه  این کار ظرافت‌های سختی داره و گاهی مترجم رو دچار دردسر می‌کنه. مثل این  مثال. در فرهنگ ما، اگر از ۱۰ نفر بپرسید «گوسفند سیاه» یعنی چی احتمال  اینکه تعداد نفراتی که جواب درست بدن نزدیک به صفر باشه خیلی زیاده. ولی  احتمالا اگر بگیم «گاو پیشانی سفید» چیزهایی به ذهن شونده‌ی ایرانی متبادر می‌کنه.و اما برسم  به بحث «وفاداری» در ترجمه؛ وقتی این موضوع رو با دوست مترجمم مطرح کردم خیلی حق‌به‌جانب برگشت و گفت «این کاری که من کردم اسمش هست وفاداری در ترجمه، کاری که شما می‌گید مصداق تحریف‌ ترجمه‌اس…» و من هنوز گاهی فکر می‌کنم مرز بین «وفاداری» و «تحریف» یا «کم‌سلیقگی» و «ذوق و خلاقیت‌» در ترجمه کجاست!اما یک خواهش، لطفاً در مقام مترجم متن گاهی اوقات خودمون رو جای مخاطبی بذاریم که می‌خواد چیزی از متن دست‌گیرش بشه. اگر حس کردیم متن منطق درستی نداره یا چیزی که داریم می‌نویسیم به‌نظر خودمون  هم کمی بی‌معنی میاد، ساده از کنارش نگذریم. ما مترجم‌ها هیچ کاری نداریم جز اینکه از درست منتقل شدن مفهوم جملات به مخاطب متن مطمئن بشیم.شاید در پست‌های  بعدی باز هم از نمونه‌های جالب و البته عجیبی که در ویرایش ترجمه‌ها بهشون  برخوردم بنویسم. و البته در مورد نحوه‌ی سرچ و بعدتر چیزی که در قواعد  انگلیسی Sentence stem گفته می‌شه براتون خواهم گفت.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>حمیدرضا هدایتی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 10:58:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور اعتماد‌به‌نفس صحبت کردن به زبان انگلیسی را افزایش دهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-szxitsfmikkg</link>
                <description>افزایش اعتماد‌به‌نفس صحبت کردن به زبان انگلیسیبه‌عنوان معلم آموزش زبان انگلیسی (به‌عنوان زبان دوم) با بیش از 3 دهه تجربه، امیدوارم بتوانم برخی از مهارت‌های ایجاد اعتمادبه‌نفس را با شما به‌اشتراک بگذارم. اگر به اهداف کوچکی داشته باشید و این اهداف کوچک را محقق کنید، این کار در شما اعتمادبه‌نفس رفتن به سمت اهداف بالاتر را ایجاد می‌کند.جان اچ. جانسون، مؤسس انتشارات جانسون ، اولین فرد آفریقایی-آمریکایی است که نامش در فوربس ثبت شد. او در وصف خود می‌گوید، «اگر پسر فقیری اهل آرکانزاس توانسته موفق شود، پس هر کسی می‌تواند.»تا می‌توانید صحبت کنیدیادگیری زبان درست مانند یادگیری هر چیز دیگری است. هرچه بیشتر تمرین کنید، چیزهای بهتری نصیب‌تان می‌شود. تکرار کردن ارزش دارد. یادگیری زبان درست مانند یادگیری هر چیز دیگری است. هرچه بیشتر تمرین کنید، چیزی نصیب‌تان می‌شود. در اینجا مثالی ارائه می‌کنم که شباهت زیادی به موضوع مورد بحث ما دارد … شاید هنوز اولین باری را که سوار دوچرخه شدید یا برای اولین بار در استخر شنا کردید به یاد داشته باشید. به اولین باری که آشپزی کردید یا رانندگی یاد گرفتید، فکر کنید:یادتان می‌آید چه احساسی داشتید؟یادتان می‌آید چه موقع «جرقه‌اش زده شد؟»شاید کمی احساس ترس داشتید.شاید کمی مردد بودید.شاید حتی می‌خواستید تسلیم شوید و آن را رها کنید!اما آیا یادتان هست که هر چه جلوتر می‌رفتید بهتر و بهتر یاد می‌گرفتید تا اینکه در نهایت آن برایتان عادت شد؟ پس از آن چه احساسی داشتید؟شرط می‌بندم که احساس غرور می‌کردید.می‌دانم احساس اعتمادبه‌نفس داشتید.فکر می‌کنم احتمالا می‌خواستید بروید و آن کار را بارها و بارها انجام دهید.احتمالا درباره آن با کسی یا کسانی حرف زدید.خب! صحبت‌کردن به یک زبان دیگر هم همین‌طور است. هر‌چه بیشتر صحبت کنید، صحبت‌کردن برایتان راحت‌تر خواهد شد. هر‌چه بیشتر صحبت کنید، انگلیسی‌تان بهتر می‌شود. هر‌چه صحبت‌کردن‌تان بهتر شود، در هنگام صحبت‌کردن به زبان دوم اعتماد‌به‌نفس‌تان بیشتر می‌شود. و این به انگیزه‌ای برای صحبت‌کردن حتی به زبان‌های بیشتر تبدیل خواهد شد. بدانید که صحبت‌کردن به زبان انگلیسی به‌اندازه دوچرخه‌سواری یا شنا در استخر، رانندگی کردن یا اسکی کردن روی یک تپه برایتان عادی می‌شود. بیایید برخی از روش‌های معمولی صحبت کردن به زبان انگلیسی در طول روز را بررسی کنیم.پس صحبت کردن در هر روز را جزء اهداف خود قرار دهید.صحبت تلفنیاگر در حیطه کارتان مکالمات تلفنی انگلیسی دارید چه بهتر! از این فرصت استقبال کنید و به آغوش این شیوه طبیعی آموزش بروید. اگر در سایت‌هایی مثل couchsurfing.com دوستی پیدا کرده‌اید هر از گاهی با او علاوه بر چت تلفنی هم صحبت کنید. یا اصلا با دوست فارسی‌زبانتان قرار بگذارید و با هم هفته‌ای یک بار انگلیسی صحبت کنید.تکرار خبرها یا ترانه‌‌های تلویزیون یا رادیوکانال انگلیسی زبان محبوب خود را روشن کرده و سعی کنید هرچه می‌شنوید را تقلید کنید. این کار به شما در تلفظ صحیح واژگان، دستور زبان، درک عبارت‌های مختلف و تمرین سرعت عادی گفتار کمک خواهد کرد. حتی ممکن است خواننده بهتری شوید!خواندن با صدای بلندمطلبی را که از خواندن آن لذت می‌برید پیدا کنید. خواندن مطلب با صدای بلند موجب روانی گفتار می‌شود که عبارت است از هنر روان صحبت‌کردن و روان ادا کردن واژگان، عبارات و جملات. اینکه در بیان چند واژه لکنت داشته باشید یا یک یا دو کلمه را در فرهنگ‌لغت جستجو کنید ایرادی ندارد. هی! حتی می‌توانید چند کلمه‌ای را هم از قلم بیندازید. مهم این است که به خواندن ادامه دهید.به‌صورت آنلاین با افراد چت کنید.فرصت‌هایی برای گفت‌وگو یا چت پیدا کنید. شما از مهارت‌های سواد بسیاری استفاده خواهید کرد. این، روشی عالی برای تمرین مهارت شنیدن و توجه بصری، صحبت‌کردن و درک مطلب است.در حال انجام کار (خواربار‌فروشی، اداره پست، کتابخانه، پمپ بنزین، اتوبوس، تاکسی، نمایش، فروشگاه و غیره) با مردم حرف بزنید.احتمالا در شرایطی زیادی با مردم روبرو می شوید که این به معنی داشتن فرصت بیشتر برای صحبت‌کردن است. برای مثال، می توانید از کارگر خواربار‌فروشی سوالی بپرسید و یا بپرسید که چگونه این کار را انجام می‌دهد. می توانید در مورد یک محصول یا قیمت چیزی سؤال بپرسید. می توانید بپرسید که فروشگاه از چه ساعتی باز است. می‌توانید با افراد درون صف صحبت کنید. هر کاری که باعث شود مکالمه عمومی به زبان انگلیسی را تمرین کنید انجام دهید.داوطلب شدنبرای گفتن چیزی داوطلب شوید. در کلاس دست‌تان را بلند کنید و در مورد چیزی نظر بدهید یا جواب سوالی را بگویید. می‌توانید به همکلاسی‌تان در درک بهتر مطلبی کمک کنید. می‌توانید برای کمک به انجام کاری در مدرسه/کلیسا/مسجد/کنیسه در محله‌تان ثبت‌نام کنید. آیا چنین اماکن اجتماعی که به کمک نیاز داشته باشند در محله‌تان وجود دارند؟ یک پناهگاه حیوانات یا یک بیمارستان چطور؟ شاید مکانی برای کمک افراد کمک بضاعت وجود داشته باشد که می‌توانید در تهیه پوشاک، غذا یا اسباب‌بازی کمک کنید. می‌توانید با دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در مورد کشورتان صحبت کنید. یا اگر زبان اصلی شما در دبیرستان محلی آنجا تدریس می‌شود می‌توانید یک روز برای صحبت درباره کشور و فرهنگ‌تان در آن کلاس داوطلب شوید. هر یک از این موارد محیطی در خارج از اداره یا خانه و موقعیت صحبت‌کردن بیشتر با افراد را فراهم می‌آورند. و در نتیجه اعتمادبه‌نفس شما افزایش پیدا می‌کند.با یک دوست تمرین کنیدمتوجه شدم دانشجویان آموزش زبان انگلیسی که موفق‌تر بودند و اعتمادبه‌نفس بیشتری در صحبت‌کردن به زبان انگلیسی داشتند آن دسته از دانشجویانی بودند که با دیگر دانشجویان انگلیسی زبان تعامل داشتند. عضو یک کلاس یا باشگاه شوید. برای ملاقات با مردم در برخی از رویدادهای اجتماعی شرکت کنید. عضو یک باشگاه ورزشی شوید. روابط دوستی را پرورش دهید. سپس با این دوستان به تمرین زبان انگلیسی بپردازید. چیزهای بسیار زیادی در مورد فرهنگ یاد می گیرید و زبان را بسیار سریع‌تر خواهید آموخت. این بهترین پیشنهادی بود که استفاده از آن را به پدرها و مادرها توصیه می‌کردم. وقتی می‌پرسیدند که برای موفقیت فرزندانشان در یادگیری یک زبان دیگر چه کار می‌توانند بکنند، آنها را تشویق می‌کردم که فرزندانشان را در جایی که به آن علاقه دارند ثبت‌نام کنند. برای مثال یک تیم ورزشی و یا استعدادیابی؛ یک اردوگاه و یا درس‌هایی در زمینه‌های دیگر؛ یا مثلا نواختن یک ساز در یک گروه محلی و یا یک کلاس هنری؛ یک باشگاه شطرنج و یا باشگاه رقص؛ کلاس بدنسازی یا کاراته. تا دلتان بخواهد موارد این چنینی وجود دارند. فقط باید کمی به دور و برتان در جامعه نگاه کنید. مقاله بومی بخوانید. به تبلیغات محلی توجه کنید. این کار کمک زیادی به شما خواهد کرد. افراد دیگری را ملاقات خواهید کرد، از زبان انگلیسی استفاده خواهید کرد، به احتمال زیاد از فعالیت لذت خواهید برد، در انجام آن فعالیت حس اعتماد‌به‌نفس پیدا خواهید کرد به‌خصوص اگر خودتان انجام آن را انتخاب کرده باشید یا در حال حاضر بدانید که چگونه باید آن انجام دهید یا کاری باشد که آن را دوست دارید، اعتمادبه‌نفس خود در زبان انگلیسی را افزایش می‌دهید، شروع می‌کنید به درک بیشتر فرهنگ و زبان، احساس تعلق و جذب خواهید داشت و غیره. تضمین می‌کنم که این تجربه دانش‌تان را خواهد ساخت و به شما در به‌دست‌آوردن اعتماد‌به‌نفس به‌مراتب بیشتر کمک می‌کند.سپس این را برای خود یک هدف قرار دهید که این‌هفته به فعالیتی ملحق شویدیک محدوده را تعیین کنیداگر کمی فکر کنید، احتمالا می توانید زمینه‌ای از زبان انگلیسی که در آن نیاز به کمک دارید را بیابید. شاید این زمینه استفاده از مقالات باشد، اصطلاحی که نمی‌توانید آن را بفهمید، و یا یک سوال در مورد نحوه استفاده درست از واژه‌ای خاص. هر روز یکی از این موارد را بررسی کنید، و ببینید آیا می توانید زبان انگلیسی خود را در این زمینه بهبود ببخشد یا خیر. یادگیری مهارت ها، واژگان و مفاهیم جدید ​​و استفاده از این موارد در زبان روزمره‌تان موجب ایجاد اعتماد به نفس می‌شود. امروز، توجه به یکی از این حوزه‌ها و درک بهتر آن را هدف خود قرار دهید. هرگز اولین روز حضور دوستم در ایالات متحده را فراموش نمی‌کنم. او با اتوبوس به کلاس زبان خود در یک دانشکده محلی رفت. هنگامی که به خانه آمد، به‌حالتی هشدارگونه گفت که از نقشه و دستورالعمل‌هایم پیروی کرد و سوار اتوبوس شد، کرایه خود را پرداخت، از اتوبوس پیاده شد، به کلاس رفت، و توانست با خیال راحت و تقریبا به‌موقع به خانه برسد. اما، نگاه عجیب و غریبی در چهره‌اش بود. سپس پرسید: «قلم دستی (pen handy) چیست؟» نمی‌دانستم در مورد چه چیزی صحبت می‌کند. اما، او گفت خانمی که در اتوبوس کنار او نشسته بود از او پرسید که آیا قلم دستی دارد. اینجا بود که لبخندی زدم و متوجه شدم این آغاز تلاش برای یادگیری یک زبان دیگر و زندگی در یک فرهنگ دیگر بود. وقتی به‌آرامی توضیح دادم که آن خانم می‌خواست که یک قلم به او قرض بدهی، دوستم از اینکه یک اصطلاح جدید آموخته بود بسیار خوشحال بود. روز دوم هنگامی‌که به خانه آمد بی‌صبرانه منتظر بود تا به من بگوید که وقتی سوار اتوبوس شده است با لبخند از راننده پرسیده است «آیا قلمی دارد که به او قرض بدهد؟»بنابراین، هر روز یک هدف کوتاه انتخاب کنید. به یاد داشته باشید که این ممکن است خیلی ساده باشد اما همین چیزهای ساده، اندک اندک به چیزی بسیار بزرگ تبدیل می‌شوند.کمک بخواهیداز کمک خواستن نترسید. یادم می‌آید که به فردی که از کره به آمریکا آمده بود یاد دادم که چطور در پمپ بنزین، بنزین بخرد. اولین سؤالش از من این بود که او یک ماشین کرایه‌ای دارد و می‌خواهد بداند که در پمپ بنزین باید چه‌کار کند. می‌ترسید که بنزین سرریز شود. جلسه بعد، این دانشجو خیلی دیر به کلاس رسید. وقتی سرانجام وقتی وارد کلاس شد ظاهرا خیلی خوشحال بود که دیر به جلسه آموزشی من رسیده است. او با هیجان به همه گفت که چراغ هشدار بنزین اتومبیلش روشن شد و او خیلی خوشحال شد چون می‌دانست که وقتی به پمپ بنزین برود چه باید بگوید و چطور پول را پرداخت کند. می‌توانید فهرستی از چیزهایی که دوست دارید یاد بگیرید تهیه کنید و سپس ببینید که چطور می‌توانید آنها را یاد بگیرید. پرسیدن سؤالاتی که می‌خواهید جواب دهید را تمرین کنید. پیش‌بینی می‌کنید که در چه موقعیت‌هایی قرار بگیرید؟ آیا برای اینکه کاری درست پیش برود به کمک نیاز دارید؟ سپس، وقتی در آن موقعیت‌ها قرار گرفتید می‌دانید که چه‌کار کنید و چه بپرسید. درست مانند این دانشجو که توانست باک بنزینش را پر کند و پولش را بپردازد بی‌درنگ احساس موفقیت خواهید کرد.پس تصمیم بگیرید که این هفته از فردی برای چیزی کمک بخواهید.باورش کنید!به یاد داشته باشید که شما می‌توانید. با من تکرار کنید: من می‌توانم! شما می‌توانید با اعتماد‌به‌نفس بیشتری صحبت کنید. شما می‌توانید انگلیسی را یاد بگیرید و یکی از بهترین کسانی باشید که به زبان‌انگلیسی صحبت می‌کنند. خودتان را باور داشته باشید. به گفته ماهاتما گاندی، «انسان اغلب همان چیزی می‌شود که باور دارد می‌شود. اگر باور داشته باشم که می‌توانم کاری را انجام دهم، ظرفیت انجام آن را کسب خواهم کرد حتی اگر این ظرفیت را از ابتدا نداشته باشم. پس تصمیم بگیرید که از امروز آغاز کنید.»منبع ترجمه: موسسه باران</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2020 10:06:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 رموز پشتکار و مطالعه موفق</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/8-%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-u2bq02gzq9ln</link>
                <description>وقتی زمان بیشتری برای یادگیری زبان بگذارید، رموز پشتکار و مطالعه موفق را درک می‌کنید. در مصاحبه‌ای که با برخی دانش‌آموزان سابقم داشتم، اینها پیشنهاداتی هستند که بهترین کارکرد را برایشان داشته‌اند:بنویسید، در فرهنگ لغت دنبالش بگردید، و از آن استفاده کنید! بعد از انجام یک مکالمه، لغت یا عبارتی را که نمی‌دانید، بنویسید. بعد در لغتنامه دنبالش بگردید یا معنیش را از کسی بپرسید. به این فکر کنید که کلمه یا عبارت چگونه استفاده شده و به محض این که می‌توانید از آن در مکالمه‌‌ استفاده کنید تا ملکه ذهنتان شود.از کلمات هم‌خانواده استفاده کنید و به زبان جدید ارتباط دهید. شاید متوجه شده باشید که برخی کلمات در سایر زبان‌ها نیز مشابه هستند. کلماتی که در زبان‌ها مختلف عیناً تکرار می‌شوند، «هم‌خانواده» نام دارند. گاهی این کلمات ریشه یکسان یا انتهای یکسان دارند. این به شما کمک می‌کند تا به فصاحت و شیوایی در زبان دست یابید. برای مثال لغت «abdomen» به معنای شکم، به شیوه‌ای مشابه در انگلیسی، فرانسه و لاتین تلفظ و استفاده می‌شود. لغت «accidente» تلفظ یکسانی در ایتالیایی و اسپانیایی دارد و هم‌معنی «accident» یا تصادف در انگلیسی و فرانسوی است. هزاران لغت هم‌خانواده وجود دارند که به راحتی با جستجو در اینترنت پیدا می‌شوند. نه تنها تاریخچه این لغات در شما ایجاد علاقه می‌کند، بلکه شباهت‌هایشان تسلط شما را افزایش می‌دهند، با نرخ بالا در یک بازه زمانی کوتاه.لغات با تعداد تکرار 2000 را یاد بگیرید. می‌توانید کلماتی را که بیشترین تعداد تکرار را در یک زبان دارند دانلود کنید و شروع کنید به مطالعه و استفاده از این کلمات در زبان روزمره‌تان. خیلی زود از تعداد کلماتی که می‌دانید و به کار می‌برید شگفت‌زده خواهید شد. این پایه‌ای است برای بنای کارتان.برای به خاطر سپردن، تصویری فکر کنید. وقتی هنگام گوش دادن یا خواندن به لغت جدیدی بر می‌خورید و معنی آن را نمی‌دانید، می‌توانید به یک نشانه تصویری فکر کنید تا به حفظ کردنش کمک کند. این طوری معنایش را بهتر به یاد خواهید آورد. برای مثال کلمه «caber» به اسپانیایی به معنای متناسب بودن است. پس می‌توانید به یک «cab(تاکسی)» با «bear» یا خرسی که آن را به سمت پایین جاده می‌راند فکر کنید.کلاس‌ها. درس‌های خصوصی و گروهی در طولانی مدت به ثمر می‌نشینند. می‌توانند برای نیازهای خاص شما شخصی‌سازی شوند. پس اگر علاقه بیشتری به فراگیری درباره میراث فرهنگی یا چیزی مرتبط با شغل سفارت خارجی دارید، معلمتان می‌تواند یادگیری را در راستای این علایق جهت‌دهی کند. با این حال، همکلاسی بودن با سایر افراد کمک می‌کند که زبان را تمرین کنید و دوستی‌ها را شکوفا کنید تا به تمرین زبان در خارج از محیط کلاس درس ادامه دهید. تعلیم کلاسی حضوری یا آنلاین باعث مطالعه هدفمند و پیشرفت سریعتر شما می‌شود. می‌توانید سایرین را در موقعیتی مشابه خودتان ببینید و از فرایند یادگیری با آنها لذت ببرید.تمرین! زبان‌ها زنده هستند و برای این که بتوانید با سرعت ثابتی به فراگیریتان ادامه دهید، باید آنها را به کار بگیرید. لغات و گرامر را بهتر به یاد خواهید آورد و در جریان اصطلاحات عامیانه و لغات جدید و عباراتی که به زبان اضافه می‌شوند قرار خواهید گرفت. یک راه مفید این است که بین تکرارهای زبان فاصله بگذارید تا حافظه‌تان تقویت شود. شما کلمات و اصطلاحات مشخصی را هر چند روز یک بار و به مدت مدید مطالعه می‌کنید. اپلیکیشن‌ها و برنامه‌هایی در بازار وجود دارند که به شما کمک می‌کنند برای مطالعه برنامه‌ریزی کنید. به علاوه برای این که در کل زندگی خود این تسلط بر زبان را حفظ کنید می‌توانید با دانش‌آموزان و معلمان کلاس‌هایتان در تماس باشید.ارتباط: ارتباطتان را با افرادی که در سفر با آن‌ها آشنا می‌شوید، حفظ کنید تا بتوانید زبان را تمرین کنید (هر چهار مهارت خواندن، نوشتن، صحبت کردن، و گوش دادن). با پیروی از این برنامه‌های ساماندهی شده که به شما کمک کرده‌اند به چنین تسلطی در زبان برسید، به شیوایی زبان دست پیدا خواهید کرد.از قانون 20/80 پیروی کنید. اصل پارتو که بیشتر برای کسب و کارها طراحی شده است، به سایر موقعیت‌های زندگی هم اعمال می‌شود. این اصل بیان می‌کند که 20% از کاری که هر روز انجام می‌دهید، 80% نتیجه شما را تولید می‌کند. اساساً، چیزهایی که در راه رسیدن به هدفتان مهم نیستند را حذف می‌کنید-چیزهایی را که تأثیر کمی بر دستاورد کلی شما از شیوایی زبان دارند می‌شناسید. و بر 20%ای تمرکز می‌کنید که بیشترین میزان (80%) نتیجه را برایتان به ارمغان می‌آورد. این کمک زیادی به افزایش سرعت شما برای شیوایی زبان می‌کند. بهتر است که زمانتان را صرف هدف نهایی کنید.خلاصهبه عقیده من زبان‌ها و فرهنگ‌ها باعث غنی‌تر شدن زندگی می‌شوند. تسلط بر یک زبان، نه تنها باعث درک بهتر آن زبان و مردمش می‌شود، بلکه منجر به فهم عمیق‌تر جهان خواهد شد. همچنین باعث می‌شود اعتماد به نفس پیدا کنید که در اهدافتان موفق خواهید شد. این در مقابل از سایر هدف‌گذاری‌ها و دستاوردهای زندگی پشتیبانی می‌کند. با شیوایی زبان، این قدرت بالقوه را خواهید داشت که به هر آنچه دوست دارید تبدیل شوید.تصمیم یادگیری زبان برایتان سخت است؟ برنامه‌های پیشنهادی ما برای آموزش آنلاین زبان را چک کنید. و از مشاوره رایگان ما استفاده کنید. خوشحال می‌شویم به شیوایی زبان شما کمک کنیم.پس بگویید «yes» یا به هر زبانی که صحبت می‌کنید: بله، si, oui, ja, sim, ken, sea, jes, hai, ndiyo, gee, oo, shi, baleh, na’em, a-yo, haan, hanji, ho, hunji, hufi, ao, igen, da, evet, avuno, nai, tak, taip, aye, tha, bai, oes, jom, ya یا kylla…نکته را گرفتید؟دوره آنلاین آموزش زبان برای افرادی که پشتکار در یادگیری دارند.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2020 10:02:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به سبک ژاپنی‌ها، انگلیسی یاد بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-wcko965h5vsd</link>
                <description>چگونه به سبک ژاپنی‌ها، انگلیسی یاد بگیریم؟کشور ژاپن و زبان انگلیسیدر ارزیابی وضعیت آموزش زبان در ژاپن، دو عامل مهم باید در نظر گرفته شوند: اول تصمیماتی که توسط وزارت آموزش گرفته می‌شوند و دومی فعالیت سازمان‌های غیردولتی.سه مسئولیت اصلی وزارت آموزش در رابطه با آموزش زبان مشخص کردن معیارهای صلاحیت معلمان، تنظیم یک دوره تحصیلی و تائید کتب آموزشی مجاز در مدارس دولتی است. این وزارت کتب آموزشی را به یک نوع محدود نمی‌کند، بلکه هر کتاب آموزشی‌ای که نیازمندی‌های «دوره درسی» را برآورده کند، به رسمیت می‌شناسد. برای این‌که معلم زبان باشید، باید واحدهای درسی مشخصی را در یک دانشگاه گذرانده باشید؛ واحدهایی مثل قانون اساسی ژاپن، روانشناسی آموزشی، روانشناسی کودک و جوان، روش‌شناسی و واحدهای مربوط به زبان.آموزشِ تجربه معلمی هم موردنیاز است. به‌علاوه فرد باید در آزمون هیئت آموزش هر منطقه هم قبول شود. سؤالات چندگزینه‌ای درباره دانش پیش‌زمینه‌ای و مصاحبه‌هایی که برای آزمودن توانایی صحبت کردن به زبان مقصد طراحی‌شده‌اند، موانع اصلی بر سر راه متقاضیان معلمی است.البته معلمان ژاپنی‌ زبان‌های خارجی تا حدی در کلاس‌های خود آزادی عمل دارند و تماماً توسط توصیه‌های وزارت آموزش محدود نشده‌اند. تقریباً در تمام قسمت‌های ژاپن جلسات بین معلمان زبان‌های خارجی برقرار است که در خلال این جلسات آن‌ها می‌توانند درباره روش‌های متفاوت آموزش بحث کرده و آن‌ها را بشناسند. معلمان زبان مبتدی باید چند ماه آموزش حرفه‌ای شامل چند هفته آموزش در یک سفر دریایی بر روی کشتی را پشت سر بگذارند.درزمینه سازمان‌های غیردولتی، معلمان زبان تحت تأثیر دو سازمان مهم بوده‌اند: اولی موسسه تحقیقات در آموزش زبان (آی‌آر‌اِل‌تی) است که در سال ۱۹۲۳ توسط هارولد ای. پالمر بنیان‌گذاری شد و دیگری شورای آموزشی زبان انگلیسی (اِلِک) است که در سال ۱۹۵۲ با کمک مالی بنیاد فورد بنا شد.ارتباط رسمی ژاپن با اروپا و آمریکا از سال ۱۸۶۸ آغاز شد؛ زمانی که حکومت توکوگاوا قدرت سیاسی را به امپراتور میجی بازگرداند. ژاپنی‌ها ناگهان یافتند که در طول دوره ۲۵۰ ساله انزوا از بقیه کشورها عقب‌افتاده‌اند و اگر کاری انجام ندهند، به قدرت‌های خارجی، خصوصاً درزمینه علم و فناوری وابسته خواهند بود. راه‌حل دولت برای مقابله با این معضل به‌کارگیری سیاست «اغنای ملی و تقویت ارتش» بود.کارآیی دستیاران معلم در بخش ۴٫۲ توضیح داده شد. نقش آن‌ها نه آموزش‌دهنده بلکه دستیاری برای استاد است. اگر مشخص شود دستیاران معلم در یادگیری مؤثرتر زبان‌های خارجی تأثیرگذارند، سیستم دستیار معلم به شکلی مداوم مورداستفاده گسترده‌تر قرار خواهد گرفت.دوره مِیجی (به ژاپنی: 明治時代, Meiji jidai) دورانی چهل‌وپنج ساله از تاریخ ژاپن را در بر می‌گیرد که در آن امپراتور مِی‌جی (بیست‌وسوم اکتبر ۱۸۶۸ تا سی‌ام ژوئیه ۱۹۱۲) قدرت را در دست داشت.با وجود مخالفت‌ها، رهبران مِی‌جی به مدرن‌سازی ژاپن ادامه دادند.ساچینومیا ملقب به صد و بیست و دومین امپراتور ژاپن (امپراتور میجی)دوره‌ی میجیدر این شرایط، سیاست زبانی‌ پرورش کارمندانی بود که قادر به خواندن و درک مطالب با موضوعات نظامی باشند. ارتباط مستقیم با انگلیسی‌زبان‌ها در اولویت اصلی قرار نداشت و روش ترجمه گرامری روش رایج مورداستفاده در سراسر کشور بود. تعداد کم معلمان انگلیسی‌زبان در سیستم آموزشی ژاپن هم در این تصمیم بی‌تاثیر نبود. روش طبیعی و یا مستقیم توسط تعداد کمی از معلمان پیشروی ژاپن به کار گرفته شد و توجه گروه کوچکی از معلمان را به خود جلب کرد.پایان جنگ جهانی دوم (سال ۱۹۴۵) نقطه عطفی در آموزش زبان انگلیسی ژاپن بود. از این تاریخ به بعد معلمان زبان انگلیسی توجه بیشتری به بخش شفاهیِ یادگیری زبان کردند. سیاست جامع، به‌کارگیری رویکرد شفاهی بود که عمدتاً توسط شورای آموزش زبان انگلیسی (اِلِک) گسترش یافت، شورایی که در آن زبان‌شناسانی طراز اول مثل چارلز فرایز، فریمن توادِل و بسیاری دیگر طرفدار رویکرد شفاهی بودند.تمرکز این مقاله بر روی سیاست‌های مورداستفاده در آموزش زبان انگلیسی در ژاپن است، زیرا ابعاد، تعداد کادر آموزشی، تعداد زبان‌آموزان و مکان‌های آموزشیِ هیچ زبان خارجیِ دیگری با انگلیسی قابل‌مقایسه نیست. زبان‌های آلمانی، فرانسوی و دیگر زبان‌های خارجی عمدتاً در سطح کالج و دانشگاه تدریس می‌شوند. چینیِ کلاسیک، واحدی اختیاری است که در مقطع دبیرستان آموزش داده می‌شود و از منظر روانی به‌عنوان بخشی از آموزش زبان ژاپنی پذیرفته‌شده است.سازمانی که مسئولیت سیاست‌های یادگیری زبان به‌عنوان بخشی از برنامه آموزش مدارس را بر عهده دارد، وزارت آموزش دولت مرکزی است. این سازمان در تصمیم‌گیری‌های خود، نظرات معلمان زبان را عمدتاً به‌وسیله ده‌ها عضو کمیته که بازتاب‌دهنده عقاید موجود در حرفه آموزش زبان هستند، زیر نظر قرار می‌دهد.یادگیری زبان خارجی از کلاس هفتم و یا اولین سال دبیرستان آغاز می‌شود. وزارت آموزش و پرورش، برنامه تحصیلی آموزش زبان در دوره‌های اول و دوم دبیرستان را تعیین می‌کند.۱. دانش‌آموزان چه کسانی هستند و چه مدت‌زمانی تحت آموزش قرار می‌گیرند؟باوجوداینکه گذراندن واحد زبان خارجی اجباری نیست، بیشتر از ۹۵ درصد از دانش‌آموزان در همه رده‌های سنی و در دوره‌های اول و دوم دبیرستان، انگلیسی می‌خوانند. در سه سال اولِ دوره دبیرستان آن‌ها در هفته سه تا چهار جلسه آموزش زبان ‌دارند، درحالی‌که این عدد در سه سال آخر دوره دبیرستان ۵ جلسه است. انواع کلاس‌های زبان انگلیسی و واحدهای استاندارد در جدول شماره ۱ نشان داده  ‌شده است (برای دوره اول مقطع دبیرستان تا سال ۱۹۹۳ و برای دبیرستان تا سال ۱۹۹۴).انگلیسی سطح I درسی چندمهارتی است که شامل بازبینی دوباره مطالب انگلیسی دوره اول دبیرستان می‌شود. انگلیسی سطح II که پیشرفته‌تر است، شامل ساختارهای گرامری پیچیده‌تر و لغات سخت‌تر می‌شود.انگلیسی سطح IIA برای تمرین مکالمه، سطح IIB افزایش مهارت خواندن و سطح IIC برای تقویت جمله‌سازی است. بیشتر دبیرستان‌هایی که دانش‌آموزان خود را به رفتن به دانشگاه تشویق می‌کنند، معمولاً انگلیسی سطح IIB و IIC را به‌عنوان واحدهای درسی آموزش می‌دهند، ولی این مسئله در مورد انگلیسی سطح IIA صدق نمی‌کند. باید اشاره کرد که به‌خودی‌خود گرامر آموزش داده نمی‌شود، زیرا درکی پایه‌ای مبنی بر این مسئله وجود دارد که گرامر نه موضوعی برای درس دادن که روشی مفید برای درک ساختار زبان است.۲. استفاده از کتب آموزشی زبان‌های خارجی که به تائید رسمی رسیده‌اند.به نظر می‌رسد ژاپن از معدود کشورهایی در جهان باشد که برنامه آموزش زبان انگلیسی خود در مدارس را با جزئیات بسیار در بخش گرامر و انتخاب لغت شرح داده است. محدودیت‌ زیاد ممکن است جلوی خلاقیت در کتاب‌های آموزشی رسمی را بگیرد، ولی از جنبه‌های دیگر باعث تولید مواد آموزشی‌ منظم و سازمان‌یافته نیز می‌شود.دانش‌آموزان ژاپنی‌زبان‌ در مدارس دولتی موظف‌اند از کتاب‌های آموزشی مورد تائید وزارت آموزش استفاده کنند. این کتاب‌ها به‌صورت رایگان در اختیار تمام دانش‌آموزان دوره اول دبیرستان قرار می‌گیرد. در ژاپن ۹ سال اول تحصیل، اجباری است.برای این‌که کتب آموزشی مورد تائید قرار بگیرند، ویراستاران آن‌ها باید دوره تحصیلی پیشنهادیِ وزارت آموزش را بگذرانند. ولی این به این معنای محدودیت فعالیت‌های معلم‌محور در محیط کلاسی نیست. معلمان زبان‌های خارجی آزادند تا کتب درسی را با سطح و احتیاجات دانش‌آموزان خود تطبیق دهند.بااین‌حال در هر مکانی، هیئت آموزشی و همین‌طور مرکز آموزش حرفه‌ای تأثیر خود را نشان می‌گذارند. اطلاعات درباره آموزش زبان انگلیسی نه‌تنها از طریق ژورنال‌های مدرسان زبان انگلیسی که از طریق هیئت آموزشی و همایش‌های کوچک و بزرگ محلی مدرسان انگلیسی که هرساله برگزار می‌شوند، منتشر می‌گردند.«دوره درسی» به‌عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری زبانی در ژاپن، تابه‌حال چندین بار اصلاح‌شده تا نمایانگر تغییرات رخ‌داده در این زمینه باشد. امروزه تأکید بیشتری بر روی استفاده کاربردی از انگلیسی وجود دارد. در بخش ۴ بیشتر این مسئله را توضیح خواهیم داد.۳. روش‌های آموزش۳٫۱ تأکید بر روی رویکرد شفاهی-استفاده از دستگاه‌های ضبط صدا در کلاس‌های انگلیسیاز سال ۱۹۴۵، سیاست دولت «مردم‌سالارانه» کردن ژاپن از روی الگوی آمریکایی بوده است. سیستم ۶,۳.۳ تحصیلی (۶ سال دبستان و دو دوره سه‌ساله دبیرستان) در ژاپن به اجرا درآمد و تصمیم گرفته شد که ۹ سال اول آن اجباری باشد. پیش‌بینی می‌شد که کمبود شدید معلمان، مدارس و امکانات برای تحقق اهداف این سیستم آموزشی جدید وجود داشته باشد.این سیستم آموزشی دولتی جدید نقش زبان انگلیسی را ازنقطه‌نظر تدریس، گسترش داد. بنا شد تمام دانش‌آموزان دوره اول و دوم دبیرستان انگلیسی یاد بگیرند. بااین‌حال پیدا کردن معلمانی که تسلطی خوب بر زبان انگلیسی خصوصاً قابلیت‌های گوش دادن و صحبت کردن داشته باشند، دشوار بود؛ شاید به این دلیل که در زمان جنگ زبان انگلیسی مذموم بود.تأسیس اِلِک در توکیو در سال ۱۹۵۷ با کمک مالی بنیاد فورد زمینه‌ای برای اجرای سیاست آموزش زبانی را مهیا کرد که در آن دانش‌آموزان به انگلیسی صحبت کردن تشویق می‌شدند. اِلِک به صورتی مرتب جلسات معلمان زبان انگلیسی را در بسیاری از نقاط ژاپن برگزار کرده و روش‌های رویکرد شفاهی را معرفی می‌کرد؛ چیزهایی مثل تمرین الگو، تمرین جایگزینی، تمرین میم-مِم و موارد دیگر.نقطه مثبت کار در آن دوره این بود که بااینکه هیچ معلمی که انگلیسی ‌زبان مادریش باشد در محیط کلاسی حضور نداشت، دستگاه‌های ضبط صدا که تازه اختراع‌شده بودند این امکان را فراهم کردند تا بتوان مدل‌های گویش بومی را در محیط کلاسی بازتولید کرد. رویکرد شفاهی به علت استفاده از نوارهای صدا ناگهان محبوب شد. راه‌اندازی لابراتوار زبان در بعضی مدارس با کمک‌های محلی و دولت مرکزی انجام شد و اتحادیه لابراتوارهای زبانی شکل گرفت تا درزمینه استفاده مؤثر از این مکان‌ها به تبادل و نشر اطلاعات بپردازند. باوجود این‌ها، این سؤال که آیا استفاده از این ماشین‌ها کافی است یا نه سؤالی بی‌پاسخ‌مانده است.۳٫۲ مکالمه شفاهی- یک انگلیسی‌زبان بومی در نقش دستیار معلم انگلیسیبه مرور فهمیدند که حتی پیچیده‌ترین آزمایشگاه‌های زبان نمی‌تواند جای تعاملات واقعی، زنده و مستقیم و رودررو با انسان‌های حقیقی –چه انگلیسی‌زبانان بومی و چه معلمان و دانش‌آموزان ژاپنی‌زبان انگلیسی- را بگیرد.برخورد با انگلیسی‌زبانان بومی در محیط کلاسی یک تجربه ارتباطی واقعی است که در مقایسه با شبیه‌سازی و دیگر روش‌های مصنوعی ارتباطی، تأثیری بسیار زیاد و ماندگارتر دارد. بعد از به اثبات رسیدن کارآمدی آموزشِ تیمی، خصوصاً کار تیمی بین یک انگلیسی‌زبان بومی و یک معلم ژاپنیِ زبان انگلیسی، دولت تصمیم گرفت تا فارغ‌التحصیلان جوان کالج‌ها از کشورهای انگلیسی‌زبان را به‌عنوان دستیار معلم انگلیسی استخدام کند. دولت به این نتیجه‌گیری رسید که کشمکش‌های ناشی از تفاوت‌های فرهنگی بین ژاپنی‌ها و دستیارها موقعیتی مناسب برای درک عمیق‌تر این تفاوت‌ها و یافتن راهی برای مقابله با آن‌ها فراهم می‌کند.این طرح که مورد حمایت اکثریت معلمان انگلیسیِ ژاپنی‌زبان بود، گسترده‌تر شده تا جایی که در سال تحصیلی ۱۹۹۸ حدود ۵۰۰۰ دستیار مشغول به کار بودند. بااینکه دستیاران فقط قرار بود «دستیار» باشند، خدمات آنان در نقش سفرای فرهنگی اهمیتی فوق‌العاده داشته است. حضور دستیاران در محیط کلاسی نگرش دانش‌آموزان و معلمان را که تا پیش‌ازاین هرگز در شرایط گفتگوی رودررو با انگلیسی‌زبانان بومی قرار نگرفته بودند، دگرگون کرد. به‌عبارتی‌دیگر انگلیسی نه موضوعی برای یادگیری که به ابزاری برای ارتباط تبدیل شد؛ و البته ارتباط با این مهمانان تازه تجربه‌ای دل‌نشین برای تمام افراد است. بیشتر دستیاران وظیفه خود را به‌خوبی نه‌فقط در کلاس به‌عنوان یک دستیار که در نقش «برادر و یا خواهری بزرگ‌تر و مهربان» برای دانش‌آموزان در خارج از محیط کلاسی ایفا می‌کنند.آموزش زبانی‌ای که بر روی ارتباط تأکید می‌کند با شرایط حال حاضر همسویی دارد. برای مقابله با یک دنیای همیشه در حال تغییر، وزارت آموزش دوره تحصیلی پیشنهادی خود را اصلاح کرد؛ اصلاحاتی که از سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ به این‌سو به ترتیب برای دوره‌های اول و دوم دبیرستان به اجرا درآمد. این مسئله موضوع بخش ۵ خواهد بود.۴. تأثیرات بر روی معلمان زباندر ارزیابی وضعیت آموزش زبان در ژاپن، دو عامل مهم باید در نظر گرفته شوند: اول تصمیماتی که توسط وزارت آموزش گرفته می‌شوند و دومی فعالیت سازمان‌های غیردولتی.سه مسئولیت اصلی وزارت آموزش در رابطه با آموزش زبان مشخص کردن معیارهای صلاحیت معلمان، تنظیم یک دوره تحصیلی و تائید کتب آموزشی مجاز در مدارس دولتی است. این وزارت کتب آموزشی را به یک نوع محدود نمی‌کند، بلکه هر کتاب آموزشی‌ای که نیازمندی‌های «دوره درسی» را برآورده کند، به رسمیت می‌شناسد. برای این‌که معلم زبان باشید، باید واحدهای درسی مشخصی را در یک دانشگاه گذرانده باشید؛ واحدهایی مثل قانون اساسی ژاپن، روانشناسی آموزشی، روانشناسی کودک و جوان، روش‌شناسی و واحدهای مربوط به زبان.آموزشِ تجربه معلمی هم موردنیاز است. به‌علاوه فرد باید در آزمون هیئت آموزش هر منطقه هم قبول شود. سؤالات چندگزینه‌ای درباره دانش پیش‌زمینه‌ای و مصاحبه‌هایی که برای آزمودن توانایی صحبت کردن به زبان مقصد طراحی‌شده‌اند، موانع اصلی بر سر راه متقاضیان معلمی است.البته معلمان ژاپنی‌ زبان‌های خارجی تا حدی در کلاس‌های خود آزادی عمل دارند و تماماً توسط توصیه‌های وزارت آموزش محدود نشده‌اند. تقریباً در تمام قسمت‌های ژاپن جلسات بین معلمان زبان‌های خارجی برقرار است که در خلال این جلسات آن‌ها می‌توانند درباره روش‌های متفاوت آموزش بحث کرده و آن‌ها را بشناسند. معلمان زبان مبتدی باید چند ماه آموزش حرفه‌ای شامل چند هفته آموزش در یک سفر دریایی بر روی کشتی را پشت سر بگذارند.درزمینه سازمان‌های غیردولتی، معلمان زبان تحت تأثیر دو سازمان مهم بوده‌اند: اولی موسسه تحقیقات در آموزش زبان (آی‌آر‌اِل‌تی) است که در سال ۱۹۲۳ توسط هارولد ای. پالمر بنیان‌گذاری شد و دیگری شورای آموزشی زبان انگلیسی (اِلِک) است که در سال ۱۹۵۲ با کمک مالی بنیاد فورد بنا شد.۴٫۱ هارولد ای. پالمر و موسسه تحقیقات در آموزش زبانهارولد ای. پالمر در ژاپن به خاطر نوعی که شیوه شفاهی را ارتقا داد، معروف است. او به صورتی واضح بیان کرد که درک کافی نیست و «ادغام» برای استفاده مؤثر از زبان ضروری است. به‌عنوان اولین قدم در یادگیری زبان، مهارت بیانی تقریباً کامل از لغات و ساختارهای ساده و کاربردی حیاتی است. نظریه و روش او هنوز هم در برخی دبیرستان‌ها در ژاپن زنده است.آی‌آر‌اِل‌تی که توسط پالمر بنیان نهاده شد، هرساله همایشی برگزار می‌کند که در آن یافته‌های آموزش زبان انگلیسی به بیش از ۱۰۰ معلم و متقاضی تدریس که از سرتاسر ژاپن آمده‌اند، ارائه می‌شود. به‌غیراز نمایش این یافته‌ها، ارائه‌ها و جلساتی هم درباره برخی نشریه‌های حال حاضر و آموزش انگلیسی به‌عنوان زبان دوم برگزار می‌شود.۴٫۲ چارلز سی. فرایز و شورای آموزش زبان انگلیسیکتاب چارلز فرایز بانام آموزش و یادگیری انگلیسی به‌عنوان یک ‌زبان خارجی (۱۹۴۵) به شکل منبعی الهام‌بخش درزمینه رویکرد کلامی در ژاپن به صورتی گسترده خوانده‌شده است. یکی از نقل‌قول‌های این کتاب که اغلب درجاهای دیگر آورده می‌شود، نقل‌قول زیر است:فرایز۱۹۴۵:۳در یادگیری زبان جدید، مشکل اصلی یادگیری لغات تازه نیست. بلکه در درجه اول کسب مهارت در ساختار آوایی-درک جریان کلام، شنیدن مشخصه‌های متمایز آن و نزدیک شدن به نحوه تولید آن‌ها- است. در درجه دوم کسب مهارت درباره ویژگی‌های ترتیبی که ساختار زبان را شکل می‌دهند…متن کامل مقاله را در وبسایت موسسه باران مطالعه کنید. کلیک کنید.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Tue, 14 Jan 2020 12:04:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور مثل انگلیسی‌زبان‌ها صحبت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-lkgp1xpcurif</link>
                <description>3 راه برای شیوایی زبانشیوا بودن در یک زبان به این معنا است که هم شنوندگان بومی و هم شنوندگان غیربومی صحبت‌های شما را متوجه شوند. شیوایی زبان شامل 4 مهارت است: خواندن، صحبت کردن، گوش دادن و نوشتن. مهارت شما در هر یک از این زمینه‌ها متفاوت است، مجموع این مهارت‌ها روی هم نشان‌دهنده شیوایی زبان است.خواندن: فهم زبان با تفسیر نمادهای نوشته شدهصحبت کردن: تولید سخن در زبان و فهمیده شدن توسط صحبت‌کنندگانگوش دادن: دنبال کردن و فهمیدن سخن در زباننوشتن: بیان منظور در قالب کلماتبه سه روش می‌توانید شیوایی خود را در یک زبان افزایش دهید:روش 1: غوطه‌وریاگر خودتان را در زبان غوطه‌ور کنید، بیشترین میزان رشد را خواهید داشت. شاید بتوانید به منطقه یا کشوری که از آن زبان استفاده می‌کند سفر کنید. نوارهای زبان، نمایش‌های تلویزیونی، متن ترانه‌ها  و فیلم‌ها را به آن زبان پیدا کنید. به سوپر یا رستوران مخصوصشان بروید تا خوراکی‌هایشان را امتحان کنید یا مردمشان را ببینید. هر کدام از این کارها کمکتان می‌کنند که بتوانید به این زبان دوم فکر کنید.باید خودتان را در زبان دوم غرق کنید و به طور پیوسته صداها، ریتم‌ها، و آهنگ زبان را بشنوید. خیلی زود مغزتان شروع به پردازش و تفسیر زبان جدید می‌کند. می‌توانید خودتان را مجبور کنید که بیشتر اوقات -اگر نه همیشه- به زبان دوم صحبت کنید و ارتباط کمتری با صحبت‌کنندگان زبان اولتان داشته باشید. کار داوطلبی یا داشتن شغلی که از زبان استفاده می‌کند، به یادگیری سریع‌تر زبان کمک می‌کند. می‌توانید با یک خانواده میزبان زندگی کنید، دوست مکاتبه‌ای پیدا کنید، و حتی در فیس‌بوک با زبان جدیدتان مطلب بنویسید. وقتی خودتان را در موسیقی، فرهنگ، رسانه، سیاست، ورزش، و جامعه زبان هدف غرق کنید، خیلی سریع‌تر مسلط می‌شوید.شاید درباره برخی برنامه‌های موفقیت‌آمیز یادگیری زبان شنیده باشید. میدلبری یکی از دانشگاه‌های برتر علوم انسانی است که به پژوهش‌های بین‌المللی و زبانیش معروف است. برنامه آن شامل آموزش متمرکز 10 زبان در کلاس‌های 6، 7، یا 8 هفته‌ای تابستانی است. این کلاس‌ها برای دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویانی برگزار می‌شود که با امضای تعهدنامه، قول می‌دهند در این بازه زمانی فقط از زبان هدف استفاده کنند. کنکوردیا در مینه‌سوتای شمالی به دانش‌آموزان‌ همه سنین، امکان انتخاب از میان 15 دهکده زبانی در برنامه‌های تابستانی و اقامتی سالیانه را می‌دهد. مجدداً، دانش‌آموزان تنها به زبان هدف صحبت می‌کنند.در اینترنت بیش از یک میلیون مطلب درباره یادگیری سریع زبان وجود دارد. اغلب آنها تضمین می‌کنند که اگر در زبان دوم غوطه‌ور شوید، در حداقل زمان ممکن به نتیجه برسید. برنامه‌های محبوب زبان مؤسسه خدمات خارجی نیز وجود دارند که در آنها لارنس ایگلبرگر، وزیر خارجه سابق ایالات متحده از آن حمایت می‌کند: «من به برنامه‌های زبان مؤسسه خدمات خارجی ایمان دارم. این دوره را در همان اوایل شغل خدمات خارجی گذراندم و به خاطر کیفیت روش‌های آموزشی، توانستم تنها در عرض چند ماه از فردی که هیچ شایستگی در زبان نداشت تبدیل به فردی تقریباً دوزبانه شوم.»شرکت برلیتز بیش از 50 زبان را آموزش می‌دهد و دارای بیش از 550 مکان مجوزدار و در مالکیت شرکتی، در بیشتر از 70 نقطه دنیا است. و طراح برنامه زبانی روزتا‌ استون است. آن‌ها به خود می‌بالند که در طی یک سال مهارت زبانی را آموزش می‌دهند و این آموزش را با درس‌های تعاملی، بازی‌ها و جامعه یادگیرنده تکمیل می‌کنند.روش2: اشتیاقاشتیاق خود را برای یادگیری افزایش دهید. با این کار، هیچ‌گاه رشدتان متوقف نمی‌شود.آنتونی جی. دی آنجلو مؤسس و الهام‌بخش ام‌پاور برای کمک به ایجاد تحصیلات (نه فقط مدرک) توسط دانش‌آموزان، محصلان و مجریان دانشگاهی در قرن 21.بسیار خب. چند دقیقه به شما فرصت می‌دهم تا به سه چیزی فکر کنید که واقعاً در آن خوب هستید. اغلب مردم چیزهایی را انتخاب می‌کنند که خوشحالشان می‌کند و در نتیجه زمان زیادی صرفشان می‌کنند. این تبدیل به یک چرخه مثبت می‌شود. حتما بعضی از شما یک یا دو ورزش را انتخاب کرده‌اید، و شاید موسیقی یا کامپیوتر. هر چه بیشتر به این فعالیت بپردازید، در آن بهتر می‌شوید، و راضی‌تر خواهید شد.این همان فلسفه پشت شیوایی زبان است. اگر برای یادگیری آن زبان و درک فرهنگ به هر دلیلی اشتیاق داشته باشید، فرایند یادگیری تجربه خوشایندتری خواهد بود و طبیعتاً مدت زمان بیشتری به آن می‌پردازید. و چرخه مثبت تا زمانی که به تسلط و شیوایی زبان دست یابید ادامه پیدا می‌کند. وقتی برای یادگیری زبان اشتیاق داشته باشید، می‌خواهید که به هر قیمتی به هدفتان که یادگیری زبان است برسید. برایتان مشکلی ندارد که هر لحظه آزاد از هر شبتان را به مطالعه بگذرانید، یا پس‌اندازتان را برای کتاب‌ها و برنامه‌ها یا سفری که مدت‌ها منتظرش بودید خرج کنید. برایتان اهمیتی ندارد که یک دیکشنری خارجی را از اول تا آخر بخوانید و برای چهارمین بار به یک نوار زبان گوش دهید. اشتراک روزنامه‌های خارجی، مجلات، یا سایت‌های اینترنتی ارزش هزینه کردن را دارند. و وقتی دور و بر متکلمان خارجی زبانی که یاد می‌گیرید هستید، برایتان مهم نیست که اشتباه کنید. متوجه می‌شوید که بهترین راه یادگیری تقلید، تکرار صداها، و خجالتی و کمرو نبودن است. اگر تلفظ یا دستور زبانتان می‌لنگد، چه اهمیتی دارد؟ شما دوست دارید حالات چهره افراد را مشاهده کنید و ببینید چطور لب‌هایشان را برای ادای صداها، کلمات، و عبارات حرکت می‌دهند. در نهایت فکر کردنتان نیز به همین زبان خواهد بود و این صداها، کلمات، و عباراتی که مشاهده کرده‌اید مختص خودتان می‌شوند.یادگیرندگان مشتاق اهدافی را برای خودشان تعیین می‌کنند. شاید بخواهید مکالمات زبانی زیادی در طول یک روز داشته باشید، یا سعی کنید در هر هفته تا آنجا که می‌توانید لغت یاد بگیرید یا تعداد مشخصی از سؤالات را در یک زمان تعیین شده بپرسید. این اشتیاق است. و وقتی اشتیاق داشته باشید، انرژیتان در راستای هدفتان جهت می‌گیرد و حداکثر می‌شود.روش 3: پشتکاربزرگترین نقطه ضعف ما تسلیم شدن است. قطعی‌ترین راه موفقیت، تلاش بیشتر استتوماس ادیسون، مخترع پرکار و دارای 1093 گواهی ثبت اختراع ایالات متحده.می‌توانید به دورانی از زندگیتان فکر کنید که کاری مثل خارج شدن از...ادامه مقاله را در وبسایت موسسه باران مطالعه بفرمایید. کلیک کنید</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2020 09:11:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری زبان انگلیسی بزرگسالان ازدیدگاه دانشمندان دانشگاه ام‌آی‌تی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/barangroup/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A2%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-oz61afqf6joe</link>
                <description>Massachussetts Institute of Technologyمقاله‌ جدیدی در نشریه شناخت تحت عنوان «دوره کلیدی در فراگیری زبان دوم» منتشر شد و در آن برای گردآوری مجموعه‌ای از داده‌های زبان‌شناختی از روش جدیدی به نام آزمون‌های فیسبوک استفاده شده است. این مقاله درباره نحوه یادگیری زبان توسط انسان و همچنین تاثیر سن در این فرآیند، دیدگاه‎های جدیدی را مطرح می‌کند.به طور خلاصه، یافته‌های تیم تحقیقاتی نشان می‌دهد که اگر آغاز یادگیری زبان پیش از ۱۸ سالگی اتفاق بیافتد، به احتمال بسیار می‌توان قواعد و دستور زبان را مانند یک فرد بومی مسلط بر آن زبان فرا گرفت. این موضوع در حالی مطرح می‌گردد که سن اعلام شده در این مقاله بیشتر از سنی است که پیش از این برای یادگیری راحت زبان در نظر گرفته می‌شد و این مطلب به دلایلی که در ادامه به آن خواهم پرداخت، مورد توجه من قرار گرفته است.به‌طورکلی این اطلاعات، دیدگاه جالبی را درباره یادگیری زبان مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که بزرگسالان در هر سنی می‌توانند تقریبا به سرعت کودکان به مهارت‌هایی باورنکردنی در زبان‌آموزی دست یابند.متأسفانه تعدادی از روزنامه‌نگاران، این مقاله را به شکلی نادرست تفسیر کرده‌اند و در نتیجه در بسیاری از مقالات خود به اشتباه و به شکلی گمراه‌کننده بیان می‎کنند که «تسلط به زبانی جدید در سنین بزرگسالی غیرممکن است»، درحالی‌که حقیقتاً این موضوع کاملاً خلاف آن چیزی است که تحقیقات نشان داده است. در یکی از این مقالات مشاهده می‌کنید که نویسنده معتقد است که شروع به یادگیری زبان باید قبل از ده سالگی باشد تا بتوان بر آن مسلط شد، اما مطمئناً این گزارشی بی‌پایه و اساس است و حقیقت بسیار جالب‌تر و دلگرم‌کننده‌تر از چنین گزارش‌هایی است.بر اساس این مقاله، محققان در حرکتی بسیار قابل‌توجه مجموعه‎ای از داده‌های مرتبط با این موضوع را منتشر کرده‌اند که به آن نگاهی خواهیم انداخت. همچنین در این مقاله به برخی از این اطلاعات و داده‎های جالب درباره یادگیری زبان خواهیم پرداخت و خواهیم گفت چرا این اطلاعات به شما انگیزه بیشتری برای زبان‌آموزی می‎دهد.متأسفانه تعدادی از روزنامه‌نگاران، این مقاله را به شکلی نادرست تفسیر کرده‌اند و در نتیجه در بسیاری از مقالات خود به اشتباه و به شکلی گمراه‌کننده بیان می‎کنند که «تسلط به زبانی جدید در سنین بزرگسالی غیرممکن است»، درحالی‌که حقیقتاً این موضوع کاملاً خلاف آن چیزی است که تحقیقات نشان داده است. در یکی از این مقالات مشاهده می‌کنید که نویسنده معتقد است که شروع به یادگیری زبان باید قبل از ده سالگی باشد تا بتوان بر آن مسلط شد، اما مطمئناً این گزارشی بی‌پایه و اساس است و حقیقت بسیار جالب‌تر و دلگرم‌کننده‌تر از چنین گزارش‌هایی است.بر اساس این مقاله، محققان در حرکتی بسیار قابل‌توجه مجموعه‎ای از داده‌های مرتبط با این موضوع را منتشر کرده‌اند که به آن نگاهی خواهیم انداخت. همچنین در این مقاله به برخی از این اطلاعات و داده‎های جالب درباره یادگیری زبان خواهیم پرداخت و خواهیم گفت چرا این اطلاعات به شما انگیزه بیشتری برای زبان‌آموزی می‎دهد.برای مطالعه کامل مقاله به وبسایت موسسه باران مراجعه بفرمایید.۰۱. بسیاری از افرادی که در سنین بالاتر به یادگیری زبان می‌پردازند به سطح شبه‌بومی می‌رسندبا نگاه به این داده‌ها، مشخص می‌شود که از نظر آماری شروع به یادگیری زبان در سنین پایین‌تر دارای مزیت‌های بیشتری است. اگر متوسط امتیازات داده شده به فراگیران زبان در سنین مختلف مورد مقایسه قرار گیرد، افرادی که زودتر به یادگیری زبان می‌پردازند از مزیت بیشتری در این رابطه برخوردار خواهند شد.تسلط بر زبان به عنوان تابعی برای سال‌ها تجربه در یادگیری زبان با در نظر گرفتن سن آغاز یادگیری افراد دو زبانه در گروه (A) و افراد یک زبانه در گروه (B)، قرمز: تک زبان‌ها- نارنجی: AoFE &lt; ۱۱- سبز: ۱۰ &lt; AoFE &lt; ۲۱- آبی: AoFE &gt; ۲۰با این حال، با نگاهی نزدیک‌تر به اطلاعات مربوط به دانشجویانی که پس از سن بیست سالگی شروع به زبان‌آموزی کرده‌اند، درمی‌یابیم که بسیاری از آنها با وجود تاخیر در یادگیری حتی از افرادی که زبان مادری آنها انگلیسی بوده است، فراتر رفته‌اند.در ابتدا باید مشخص کنیم که دراین آزمون عملکرد افرادی که با تسلط زبان دوم را صحبت می‌کنند چگونه است. با نگاهی به نتایج آزمون گروهی از کاربران که برچسب زبان مادری را نیز بر خود دارند، مشاهده می‌کنیم که امتیازات داده شده به آنها از %۱۰۰ (برای ۱۲ درصد) تا %۹۰ درصد (برای ۵ درصد آخر) را شامل می‌شود. از نظر من، این موضوع نشان می‌دهد که رتبه بالاتر از %۹۰ در این آزمون، بدین معنی است که این افراد حداقل مانند بسیاری از بومی زبانان به زبان آنها مسلط هستند.در بسیاری از مقالات دائماً گفته می‌شود که بعد از ۱۰ سالگی (یا ۱۸ سالگی) تسلط بر زبانی جدید غیرممکن است، اما آیا این موضوع درست است؟ مطمئنا متوسطی از زبان‌آموزان که دیرتر شروع به یادگیری زبان دوم می‌کنند، وقت کمتری برای یادگیری خواهند داشت، اما آیا این به معنی ناممکن بودن این امر است؟هر چند که مطمئنا در متوسطی از زبان‌آموزان این امر صدق می‌کند، اما داده‌ها به ما می‌گویند که برای همه اینگونه نیست، چراکه هزاران نفر شرکت‌کننده در این آزمون، امتیازاتی مانند بومی زبانان به‌دست آورده‎اند درحالی‌که آنها بعد از سن ۲۰ سالگی شروع به فراگیری زبان کرده‌اند. امتیازات هزاران نفر از افراد بزرگسال که یادگیری زبان دوم را بعد از ۲۰ سالگی شروع کرده‌اند در حد امتیازات افراد بومی آن زبان بوده است.بیایید به جای پرداختن به متوسطی از گروه زبان‌آموزان در سنین بالاتر، به یک چهارم بالای نمودار نگاهی بیاندازیم که شامل افرادی است که بعد از ۲۰ سالگی شروع به فراگیری زبان نموده‌اند. می‎توانیم با ترسیم نموداری نشان دهیم که آنها در عرض چند سال توانسته‎اند زبان جدید را فرا گیرند.یک چهارم بالا در این نمودار نشان‌دهنده‌ی نتایج زبان‌آموزانی است که بعد از ۲۰ سالگی شروع به یادگیری زبان دوم کرده‎اند. تعداد سال‎هایی که آنها در معرض یادگیری قرار داشته‎اند بین ۸ تا ۱۰ سال است و بسیاری از آنها که در بزرگسالی مبادرت به یادگیری زبان دوم نموده‌اند مانند بومی زبانان صحبت می‌کنند.در اینجا متوجه می‌شویم که بسیاری از امتیازات افرادی که در سنین بالاتر قرار دارند در حد امتیازات افراد بومی زبان قرار می‌گیرد (بالای خط ۰,۹). در حقیقت، چنانچه نتایج امتیازات یک چهارم بالا در این نمودار که مربوط به زبان‌آموزان بالاتر از ۲۰ هستند با متوسط امتیازات دیگر گروه‎ها (آنهایی که قبل از ۵ سالگی و یا قبل از ۱۰ سالگی و یا قبل از ۲۰ سالگی هستند) مورد مقایسه قرار گیرد، تقاوت چندانی در امتیازات آنها وجود نداردمقایسه عملکرد یک چهارم بالایی زبان‌آموزان بالای ۲۰ سال با زبان‌آموزان کمتر از ۵ سال (قرمز)، کمتر از ۱۰ سال (زرد) و کمتر از ۲۰ سال (سبز)،با توجه به مقدار زمان یکسان در یادگیری، عملکرد یک چهارم بالایی از زبان‌آموزان بالای ۲۰ سال نشان می‌دهد که عملکرد آنها با متوسط زبان‌آموزانی که پیش از ۱۰ سالگی شروع به فراگیری زبان دوم نموده‎اند، یکسان است.(بعد از حدود بیست یادگیری زبان، خط نمودار مربوط به گروه بالای ۲۰ سال دارای نوسان زیادی شده است و به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از افرادی که در ۲۰ سالگی شروع به یادگیری زبان دوم نمودند و ۲۰ سال در معرض این یادگیری قرار داشته‎اند، جوانترین گروه، مربوط به افرادی است که حداقل ۴۰ سال سن دارند).۰۲. مقایسه سیب‌ها با سیب‌هااما چرا این کار را می‌کنیم؟ آیا نباید متوسطی از همه گروه‎ها را مانند نمودار اول مورد مقایسه قرار دهیم؟ آیا نباید سیب‌ها را با سیب‎ها مقایسه کنیم؟ آیا مقایسه متوسطی از یک گروه با بهترین‌ها در گروه دیگر، کار درستی است؟خوب، مشکل اینجا است که با وجود این مجموعه از داده‎ها، هیچ راهی برای مقایسه سیب با سیب وجود ندارد.بر اساس این مقاله، مزیت‎های یادگیری در سن ۱۷ یا ۱۸ «کاهش» می‌یابند، اما چرا اینگونه می‌شود؟ چه اتفاقی در ۱۸ سالگی رخ می‌دهد؟ آیا به این دلیل است که برخی تغییرات باورنکردنی و عجیب در مغز اتفاق می‌افتد؟ یا این که زندگی افراد در این سن به شکلی اساسی ​​تغییر می‌کند، یعنی آنها یا به دانشگاه می‌روند و یا به نیروی کار تبدیل و یا از زندگی با والدین خود خارج می‌شوند و …؟«به عنوان مثال، ممکن است این امکان وجود داشته باشد که این دوره کلیدی، پدیده‌ای فرهنگی باشد: سنی را که ما از آن یاد می‎کنیم (۱۷ تا ۱۸ سالگی) با تعدادی از تغییرات اجتماعی همزمان می‎گردد، که هر کدام از این تغییرات می‎تواند باعث تقلیل در توانایی، کاهش فرصت‎ها و یا کم شدن تمایل به یادگیری برای زبانی جدید شود. در بسیاری از فرهنگ‏ها، این سن مرحله‌ای برای تبدیل شدن به نیروی کار یا یادگیری آموزش‌های حرفه‌ای است که می‌تواند فرصت‎ یادگیری را «در این دوره کلیدی» کاهش دهد.»چنانچه شما در سن ۵ سالگی شروع به «خواندن» زبان کنید، مطمئناً این کار را با مطالعه مستقیم یک کتاب، پشت میز و برای روزی یک ساعت انجام نخواهید داد، بلکه به‌طور قطع شما در کلاس درسی خواهید بود که در آن افراد به زبان جدیدی صحبت می‎کنند و احتمالاً این کار چند ساعت در روز، شما را به خود مشغول خواهد کرد، اما اگر شروع به یادگیری زبان دوم، پس از ۲۰ سالگی اتفاق بیفتد، قطعاً نمی‌توان اینگونه هر روز برای چند ساعت در کلاس درس شرکت کرد.با تفسیر این داده‌ها، مشکل بزرگی به وجود می‌آید. داده‌ها به ما اطلاعات فراوانی می‌دهند، اما مهم‌ترین اطلاعات، که مجموع زمان یادگیری این زبان آموزان است را ارائه نمی‌دهد. استدلال من این است که اگر یادگیری زبان بعد از ۲۰ سالگی شروع شود و هر روز اینکار ادامه یابد، زمان این یادگیری کمتر از زمان یادگیری در سن ۵ سالگی خواهد بود.اگر به عنوان یک کودک در مدرسه‎ای که در آن به زبان انگلیسی صحبت می‌شود به مدت ۵ ساعت در روز حضور داشته باشید و والدین شما همان زبان را به مدت یک ساعت در روز درحال فراگیری باشند، این کودک ۵ برابر سریع‌تر از والدین خود این زبان را فرا خواهد گرفت، اما آیا این نتیجه‌گیری منصفانه خواهد بود که بگوییم بچه‌ها بهتر از بزرگسالان یاد می‌گیرند؟کاملاً محتمل است که تفاوت یادگیری به دلیل سن باشد و نه به علت تغییر جادویی در پویایی مغز. این موضوع صرفاً به این دلیل است که بزرگسالان زمان زیادی را مانند کودکان در معرض یادگیری قرار نمی‌گیرند و اغلب به نقطه‌ای می‌رسند که پس از یک دوره زمانی این روند متوقف می‌شود. اما آنها با همین سرعت آهسته حرکت می‌کنند و می‌توانند تسلط کافی بر زبان دوم را با مزیت‌های دیگری به‌دست آورند. احتمالاً یادگیری برای زبان‌آموزان مسن‌تر امری سخت‌تر نیست و یا تصور اینکه آنها توانایی این کار را دارند از این موضوع نشأت می‌گیرد که فرصت‌هایی مشابه با کودکان برای یادگیری ندارند.در بررسی افراد قرار گرفته در یک چهارم بالایی در نمودار که مربوط به گروه بالاتر از ۲۰ سال است، می‌توان حدس زد که این زبان‌آموزان فرصت بیشتری برای یادگیری در اختیار داشته‌اند. حدس من این است که زبان آموزان بالای ۲۰ سال فرصت‎های مشابه بسیار کمتری را نسبت به کودکان دارند و تجربیات این کودکان بسیار بیشتر شبیه به تجربیاتی است که افراد بومی برای فراگیری زبان در اختیار دارند. مطمئناً این حدس من کامل نیست، اما می‌تواند بیانگر این موضوع باشد که گروهی از افراد بالاتر از ۲۰ سال واقعا به‌خوبی از پس فراگیری زبان برمی‌آیند.۰۳. این آزمون فوق‌العاده سخت استچند موضوع جالب دیگر نیز وجود دارد که در اینجا به آن خواهیم پرداخت. پیش از هر چیز باید یادآوری کرد که این آزمون بسیار مشکل است، حتی برای زبان‌آموزانی که یادگیری زبان را از کودکی شروع کرده‎اند و تمام این گروه‌ها برای دستیابی به امتیاز بالاتر از ۹۰% باید حداقل ۷ تا ۸ سال به شکل مرتب در معرض یادگیری زبان قرار داشته باشند.۰۴. هر کوهنوردی تنهای از یک کوه می‌تواند صعود کنداز نظر شما کدام تصویر برای این جمله درست‌تر است؟این آزمون برای آزمایش تسلط در صحبت کردن نیست، بلکه حساسیت بسیار زیادی نسبت به استفاده صحیح از دستور زبان دارد. اگر شما بتوانید این آزمون را به طور کامل پشت سر بگذارید، یقیناً بسیار نزدیک به صحبت کردن به شکلی مسلط به زبان دوم شده‌اید.اشتباه می‌کنید اگر می‌پندارید که این مقاله دلایلی را ارائه می‎دهد که چرا شما پس از ۳ ماه استفاده از برنامه‌های سرگرم‌کننده‌ی زبان، هنوز قادر به روان صحبت کردن به زبان فرانسه نیستید. در اینجا باید یادآوری کنم که افراد کوچک‌تر نیز قادر به تسلط بر زبان با چنین شیوه‎ای نیستند.«مطالعاتی که کودکان و بزرگسالان را در آزمایشگاه به وسیله ابزارهای قابل‌مقایسه مورد آزمایش قرار داده‎اند و یا آنها را در طول ماه‎های اولیه یادگیری دو زبان به شکل همزمان مورد مقایسه قرار داده‎اند، نشان می‌دهند که بزرگسالان بهتر و نه بدتر از کودکان در این رابطه عمل می‌کنند (Huang, ۲۰۱۵; Krashen, Long, &amp; Scarcella, ۱۹۷۹; Snow &amp; Hoefnagel-Hohle, ۱۹۷۸) شاید به این دلیل باشد که آنها استراتژی های آگاهانه‌ای را به کار می‎گیرند و آنچه را که در مورد زبان اول خود می‌دانند به زبان جدید تعمیم می‌دهند (برگرفته از مقاله دوره کلیدی).در حقیقت، بزرگسالان در بسیاری از روش‌ها برای یادگیری زبان و رسیدن به نقطه‌ای از تسلط در صحبت کردن، عملکرد بهتری از خود نشان می‎دهد، اما برای رسیدن به جایی که شما بتوانید با بیشترین دقت از نظر دستور زبان و به روانی یک بومی زبان پاسخ دهید، نیاز به یک دهه یادگیری خواهید داشت و ربطی به این موضوع که شما در چند سالگی شروع به یادگیری زبان کرده‎اید، نخواهد داشت.این که بسیاری از بزرگسالانی که پس از ۲۰ سالگی (و یا حتی در سنین بالاتر) شروع به یادگیری زبان کردند، توانستند این آزمون را به‌خوبی پشت سر بگذارند، می‌تواند امری تشویق‌کننده در این رابطه باشد. اگر شما هم می‎خواهید چنین تلاشی انجام دهید، این امکان مانند هزاران نفری که در این آزمون فوق‌العاده سخت شرکت کردند برای شما نیز وجود دارد تا در سطح یک بومی‌زبان در آن شرکت کنید.۰۵. مهم نیست که زبان اول شما چه باشداین مقاله همچنین به برخی از دیدگاه‎های بسیار جالب در طیف گسترده‌ای از زمینه‌ها پرداخته است. آنها تقریبا ۳/۴ میلیون نفر را در این آزمون شرکت داده‎‎اند و از همه افراد شرکت‌کننده داده‎های آماری مربوطه را به‌دست آورده‌اند.برای مطالعه کامل مقاله به وبسایت موسسه باران مراجعه بفرمایید.</description>
                <category>موسسه افق ارتباط بین‌المللی باران</category>
                <author>Amir Mohammad</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 10:25:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>