<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات حَلّاجٌ‌الاسرار</title>
        <link>https://virgool.io/bathaei/feed</link>
        <description>وبلاگ شخصی سید سبحان بطحایی: و ابوالحسن خرقانی را یافتم در تذکره الاولیا عطار که می گفت؛&quot; کسانی را دیده ام که به تفسیر قرآن مشغول بوده اند. جوانمردان به تفسیر خویش مشغول بوده اند&quot; | صفحه خانگی: Hallajolasrar.ir | تماس: bathaei@gmail.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 16:23:26</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/tst3atslgpfi/yginfl.png</url>
            <title>حَلّاجٌ‌الاسرار</title>
            <link>https://virgool.io/bathaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>«توان مدیریتی» و نمایندگان مجلس!</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-ibtg8bk7tlc2</link>
                <description>۱- &quot;ما -حالا همه‌ی ما نه؛ بعضی‌مان این جوری هستیم- به مجرّد اینکه یک مسندی، یک جایی، یا خالی میشود یا ممکن است خالی بشود، فوراً چشم میدوزیم که برویم آنجا! خب شما اوّل نگاه کن ببین میتوانی یا نمیتوانی. حالا بحث اسم‌نویسی برای انتخابات مجلس است، گفتند شروع شده، همین طور بدون محابا میروند! خب شما که میخواهی بروی آنجا، آنجا سؤال دارد؛ این توانایی‌ای که خدا به من و شما میدهد، کنارش مسئولیّت هست. این [مطلبی] که عرض میکنم، در مورد خود این حقیر از همه بیشتر است. شما هم همین جور؛ یعنی آن کسانی که مسئولیّتی دارند، همین جور. هر مسئولیّتی، هر سِمَتی، هر توانایی‌ای، در کنارش یک مسئولیّتی دارد، یک تعهّدی وجود دارد. میتوانید آن تعهّد را انجام بدهید یا نه؟ این خیلی درسِ بزرگی است.&quot;۲- حسینیه امام خمینی امروز پیام مهمی داشت. تقریبا دو هفته بعد از بیانات رهبر انقلاب درباره مسائل پیش‌آمده پس از اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت، رهبری معظم انقلاب به مساله ثبت‌نام انتخابات ورود کردند. مساله‌ای که در اکثر سال‌های بعد از انقلاب حواشی متعددی داشت. از به سخره گرفتن کاندیداتوری برای انتخابات تا حضورهای نمادین و اعلام حیات های سیاسی! اما این‌بار رهبری انقلاب با شرح روایتی درباره توصیه پیامبر اعظم(ص) خطاب به جناب ابوذر، به انتقاد از ثبت‌نام بی‌محابای برخی افراد در انتخابات مجلس پرداختند.۳- «توان مدیریتی» شاه‌بیت راهنمایی رهبر انقلاب و یکی از شاخص‌های مهم انتخاب نمایندگان مجلس است. از منظر رهبر انقلاب باید افرادی انتخاب شوند که «توان مدیریتی» داشته باشند. در بدو مواجه شاید توان مدیریت را توانایی هدایت و راهبری یک سازمان، نهاد یا گروه‌های بزرگ و کوچک ترجمه کنیم. با این نگاه این شائبه تقویت می‌شود که نمایندگان مجلس در مقام قانون‌گذاری و به عنوان ارکان قوه مقننه چه لزومی به داشتن توانایی مدیریت دارند؟ از طرفی شاید این توانایی و شرط، حسن باشد اما اهمیت آن چقدر است؟ آیا در این حد که رهبری انقلاب به عنوان اولین راهنمایی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی امسال به آن اشاره کنند؟۴- اما برای کسانی که با فضای مجلس و وضعیت نمایندگان آشنا هستند، «توان مدیریتی» شاه‌کلید ماجراست. مجلسی که امروز در حال خداحافظی است به گفته‌ی بسیاری فاجعه‌انگیز بود. نمایندگان غیرآشنا و بدون‌اطلاع به روندهای اداره و مقدرات کشور بدون کمترین سابقه اجرایی و درک و فهم کار مدیریتی در کمیسیون‌های تخصصی، وزرا و معاونین آن‌ها را بازخواست می‌کردند. تقاضاهای ناشدنی و ناممکن و یا حداقل با هزینه‌ی هنگفت آنان اکثر توان و انرژی وزارتخانه‌ها را صرف خود می‌کرد. اگر امروز پای درد و دل وزرا و معاونین آن‌ها بنشینید حتما از عدم‌اطلاع و ناآشنایی نمایندگان مجلس با امورات کشور و روند‌های کاری برای‌تان حرف های زیادی دارند. نمایندگانی که درخواست‌های منتهی به تهدید و استیضاح آنان جز پیچیده‌کردن مسائل و ایجاد رویه‌های حتی خلاف قانون نیز، آورده‌ای برای دستگاه اجرایی کشور نداشته است. برخی‌ها کار مجلس را به ریل گذاری برای حرکت دولت تشبیه می‌کنند و این‌بار شما تصور کنید ریل گذارانی را که هیچ شناختی از پیچیدگی‌ها و نحوه حرکت قطار نداشته باشد. چنین مهندسی چگونه می‌تواند ریلی طراحی کند تا حرکت قطار را تسهیل و عملکرد آن را بهبود ببخشد تا از منافع آن مردم بهره‌مند شوند؟ وکلایی که هیچ آشنایی با روند‌های قضایی و پیچ و خم دادگاه‌ها ندارند، قطعا نمی‌توانند به خوبی از حقوق موکلان خود دفاع کنند.۵- «توان مدیریتی» شاه‌بیت راهنمایی رهبری مبتنی بر نقائص مجالس بعد از انقلاب برای امت است. برای امتی که آستانه انتخابات مهمی قرار گرفته است. انتخاباتی که مسیر حرکت دولت با همه‌ی اشکالاتش را در سال‌های پایانی و شروع دولت بعد و بسیاری از اتفاقات سرنوشت ساز آن تعیین می‌کند.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 21:52:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرمای هزینه‌ها در جیب انتخاب‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7-jzlbymbk2hv4</link>
                <description>اشرار در شهر؛ هزینه ی یک رفتار۱- برخلاف تصور و البته شاید انتظار بسیاری، رهبری تمام قد وارد شدند و از تصمیم درست اما &quot;عملکرد فاجعه‌آمیز #دولت&quot; در گران کردن نرخ بنزین دفاع کردند. برخی از دوست‌داران رهبری نیز شاید در ته‌دل‌شان خرده اشکالی به این کار وارد کردند.۲- کمی آن‌طرف تر #اپوزوسیون جمهوری اسلامی بعد از شکست سیاسی و نظامی در منطقه، سراغ امتحان کردن تله امنیتی رفت و این‌بار هم به لطف خدا شکست خورد. این عقب‌نشینی حتما دلایل زیادی دارد اما ورود تمام عیار رهبری معظم و &quot;تحلیل درست و بصیرت مردم&quot; سهم بزرگی از این دستاورد را به خودش اختصاص داده است.۳- در میانه میدان اقدامات نابخردانه و سخنان نسنجیده و شاید احمقانه برخی &quot;نمایندگان ملت&quot;، مسیری را برای #مجلس آینده ترسیم می‌کند. نماینده‌ای که در اعتراض به تصمیم سران قوا، استعفا می دهد و یا آنکه به گمان خام و کوچک خودش متلک پرانی ‌می‌کند که در جهت اقتصاد مقاومتی مجلس را تعطیل کنید، این‌ها اتفاقا به مردم کمک می‌کنند و در آستانه انتخابات توضیح می‌دهند که چرا نباید به انسان‌های کوچک و بی‌خرد رای داد و شاید هم بدون توجه به لیست رای دادن، حضور امثال ما را هم در مجلس دارد!۴- اما همه این اتفاقات #هزینه است. اجرای نادرست یک طرح درست با بدترین حالت هزینه است. ناکارآمدی دولت در کنترل قیمت‌ها و یلگی بازار و ضعف نظارتی برآن، هزینه است، هم خودش هزینه است و هم نگرانی مردم از بابت آن. ارتباط ضعیف و تقریبا قطع ارتباط دولت با بدنه مردم و فاصله‌ی نجومی گرفتن از آحاد ملت، هزینه است و در یک کلام اینچنین عملکرد دولت برای نظام هزینه بردار است. اما چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟هزینه‌ی سیاسی اجتماعی آن را طبق معمول رهبری انقلاب می‌پردازد. در اولین فرصت و ابتدای درس خارج فقه وارد می‌شوند و از سرمایه‌ی اجتماعی، سیاسی، دینی و امامت خویش هزینه‌ی این اشتباهات را می‌پردازند و بزرگوارانه خطای دولت را پوشش می‌دهند. چرا که مسئولان و مقامات ارشد ما یادگرفته اند کشور را به نفع خویش هزینه کنند و نه آنکه خود را فدای &quot;مصلحت و منافع نظام&quot; کنند و اعتبار و آبروی خویش را هزینه کنند. چنانچه رهبری انقلاب می‌توانستند وارد نشوند و بگذارند دولت خود مشکل خویش را حل کند اما تمام عیار از &quot;نهاد‌های انتخابی مردم و نتیجه دموکراسی&quot; در کشور حمایت کردند.بیت‌المال مسلمین هم باید هزینه‌ی خسارت‌های مادی کشور را بپردازد و آن بانک و پمپ بنزین و سایر تخریب‌ها را جبران کند. متاسفانه خانواده‌هایی نیز به خاطر از دست دادن‌ عزیزان‌شان در راه حفظ امنیت کشور تا آخر عمر عزادار می‌مانند.۵- راهکار چیست؟ انتخاب درست!راهکار حل این مشکلات &quot;انتخاب درست&quot; است. سوال اساسی اینجاست که اگر مجلس شورای اسلامی کارکرد درست و نقش مهم خویش را خوب ایفا می‌کرد آیا نیازی به تشکیل شورای سران‌قوا بود؟ اگر مجلس در همین ۴ سال گذشته هرسال به دور از نگاه به میزان رای و ترس از رقیب انتخاباتی و منافع شخصی بنزین را کمی گران می‌کرد تا به قیمت امروز برسد، چنین هزینه‌ای بر کشور تحمیل می‌شد؟ اگر نمایندگان مجلس با قانونگذاری صحیح و استفاده از ظرفیت‌های قانونی بر عملکرد دولت نظارت صحیح می‌کردند، کار به اینجا می‌رسید؟ قطعا پاسخ سوالات فوق باید منفی باشد. راهکار حل مشکلات کشور انتخاب صحیح است. انتخاب اصلح در ریاست جمهوری، وزرا و کارگزاران صالح را بر سکان هدایت کشور می‌نشاند و انتخاب صحیح در مجلس شورای اسلامی، ریل گذاری حرکت دولت را به بهترین نحو انجام می دهد. امیدوارم این هزینه سنگین برای کشور، حداقل فایده‌اش توجه مردم به تعرفه‌ی رای‌گیری در #انتخابات پیش‌رو باشد.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2019 14:11:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به بهانه #فرهنگ</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/farhang-xcctahlgtpbs</link>
                <description>نگاه به مدارس غیردولتی در سال‌های اخیر به حق تبدیل به کلافی سردرگم تبدیل شده که با تغییر دولت‌ها و بالتبع وزرای آموزش و پرورش و مواضع آنها، سیاست‌هایی پیرامون‌شان اتخاذ می‌گردد اما در مجموع دو رویکرد در نگاه به مدارس غیردولتی وجود دارد:۱- مدارس غیردولتی خلاف عدالت آموزشی است چرا که در نظام تعلیم و تربیت رسمی کشور بر مبنای توان‌مالی خانواده‌ها و سرمایه تبعیض ایجاد می‌کند. آموزش و پرورش تبدیل به کالا می‌شود؛ آن‌کس که سرمایه هنگفت دارد برای فرزندش کالای لاکچری می‌خرد که در آن بازدید از مراکز آموزشی انگلیس و فرانسه را هم دارد. اردوهای دم‌دستی‌شان کیش و رامسر است. چندزبان یاد می گیرند و مهارت های فردی‌شان با سرعت افزایش می‌یابد و اعتماد به نفس‌شان به سقف بشری می‌چسبد.تعداد زیاد‌شان به علت همین پکیج خوب آموزشی به راحتی به خارج از کشور می‌روند یا رشته‌های درجه یک دانشگاه قبول می‌شوند و خلاصه موفقیت روزافزون‌شان پاینده می‌گردد، به تعبیری رستگاری با پول!کمی پایین تر آن‌کسی که توان مالی کمتر دارد کالای ارزان تری می‌خرد و کمی کیفیت رستگاری فرزندش کمتر می‌شود و همین طور پایین تر و پایین تر تا آنجایی که رستگاری را کوپنی می‌دهند و بعضا هم صف اش طولانی است. آموزش بی‌کیفیت در محیط‌های افسرده و خراب و سقف‌های نمناک و دانش‌آموزان خلافکار!۲- مدارس غیردولتی عین عدالت آموزشی است چرا که در جامعه آن افرادی که وضعیت مالی خوبی دارند و حاضرند هزینه تحصیل فرزندانشان را بدهند و از آموزش و پرورش دولتی جدا شوند. تبعا دولت می تواند برای کیفیت آموزشی سایرین هزینه بیشتری بکند. یعنی مدارس غیردولتی به کمک دولت می‌روند برای برداشتن بار کمی از هزینه آموزش از روی دوش دولت! از طرفی چون با محدودیت منابع کمتری مواجه هستند می‌توانند کیفیت آموزشی بهتری را ارائه دهند که در نتیجه سودش به جیب حاکمیت و کشور می‌رود. کمی آن طرف تر هم از سر ریز درآمد ها مدارس خیریه می‌زنند و مسئولیت اجتماعی خویش را ایفا می‌کنند. اشکالش کجاست که خانواده‌هایی که از سطح مالی برخوردار هستند چون یارانه از دریافت هزینه آموزش از دولت انصراف دهند؟در خصوص این‌که این دانش‌آموزان در کنکور نتیجه‌ی بهتری می‌گیرند نیز اینطور نیست و مدارس غیردولتی نتیجه می‌گیرند. کنکور به مهارت تست زنی بستگی دارد و خیلی به موارد پرورشی و تربیتی و آموزشی ارائه شده در این مدارس ربطی ندارد.اما واقعیت مدارس غیردولتی نه آن است و نه این؛قطعا مدارس غیردولتی و حتی مدارس دولتی هم خلاف عدالت آموزشی است در وضعیتی که مافیای کنکور دولتی و غیردولتی در واقع نتیجه کنکور را می‌فروشند با کتاب‌های کمک‌درسی، تست و آزمون‌های زائد! چه دانش‌آموز مدرسه دولتی باشید و چه غیردولتی. کسی در کنکور برنده است که تست بیشتری زده باشد و کتاب های کمک درسی گران‌تری را خریده باشد؛ در واقع تبعیض آموزشی از جای دیگری آغاز می‌شود نه مدارس غیردولتی. مضافا بر اینکه بسیاری از ما و دوستان‌مان در مدارس دولتی عادی یا نمونه و ...درس خوانده‌ایم و نه آنقدر آموزش بی‌کیفیت است و نه هم‌کلاسی‌ها خلافکار و قاچاق‌چی!!اما مدارس غیردولتی حداقل در دوره‌ی آموزش اجباری رسمی (یعنی دوره ابتدایی) با این وضعیت فعلی خلاف سیاست‌های حاکمیتی است. دانش‌آموزی که قرار است در نظام رسمی جمهوری‌اسلامی تربیت یابد به دور از هرگونه نظارت، در یک نظام آموزشی - تربیتی شخصی‌سازی شده (غیردولتی بدون نظارت) از پدر و مادر جدا می‌شود و تا دوران حداقل دانشگاه، هیچ ارتباط فکری ایدئولوژیک با حکومت و دولت پیدا نمی‌کند. کتاب‌های درسی هم صرفا بر اساس درخواست‌ خانواده‌ها و علاقه اولیای مدرسه تدریس می‌شوند تا امتحانات نهایی که شاید مجبور شوند کل کتاب را تدریس نمایند.اردوهای خارج از کشور و زبان های خارجه متنوع و بقیه سرویس های آموزشی هم که در نظام دولتی نیز خریدنی است و چون کالای لوکس است و خود دولت نیز متولی آن نیست.اما به همان علتی که گذشت مدارس غیردولتی عین عدالت آموزشی نیز نیستند. چرا که ما در فضای کنونی که دولت تقریبا هیچ اهمیتی به آموزش و پرورش نمی‌دهد و آن را هزینه‌زا می‌داند، سرانه مدارس روز به روز به صفر نزدیک‌تر و شاید از آن هم عبور کند. دولت رسما خود را متولی آموزش عمومی رسمی نمی‌داند و معتقد است آنقدر باید مدارس غیردولتی افزایش پیدا کند که بار آموزش به طور تمام از روی دوش دولت برداشته شود. نتیجه اش چه می شود؟ همین کیفیت فعلی مدارس دولتی نیز در آینده نزدیک به خانواده‌ها فروخته می‌شود. یعنی خدمت رایگان دولتی که طبق قانون اساسی وظیفه حاکمیت است در سطحی با کمی بزک و البته در پکیج‌های مختلف اما سر و ته یک کرباس به مردم فروخته می‌شود.تقریبا در هیچ کشوری دولت هزینه آموزش را بر دوش مردم نمی‌اندازد. آموزش عمومی و سلامت از وظایف اساسی دولت‌هاست.اما در پایان نگارنده پیشنهاد می‌کند ماجرای عدالت آموزشی و تبعیض های سازمان‌یافته را نه در بنیان مدارس غیردولتی بلکه در مافیای دولتی کنکور و البته مهم‌تر نگاه مقامات ارشد به موضوع آموزش پیدا کنید!راهکار هم مشخص است و البته واضح: آموزش و پرورش باید اولویت دولت‌ها قرار بگیرد و بپذیرند که هزینه آموزش عمومی رسمی بر عهده آن‌هاست و هزینه آن را بپردازند و کیفیت آموزشی را ارتقا دهند قطعا در این وضعیت خود به خود وضعیت مدارس غیردولتی و مخاطبان محدود و خاص آن نیز مشخص می‌شود.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 10:25:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجلس نو و هیئات عزاداری</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D9%86%D9%88-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-a6uznngr7fo4</link>
                <description>مجلس شورای اسلامی۱- اگر چه هنوز برخی‌ها مخالف هستند و استدلالات‌شان گوش زمین و زمان را پر می‌کند اما اسلام دین سیاسی است. هیئات مذهبی سیاسی هستند. سیاست و سیاست ورزی و توجه به حاکمیت و اجتماع از مولفه های جدایی ناپذیر اسلام و مکتب علوی است. حرکت حضرت حسین علیه‌السلام و تقریبا کلیت ماجرای شهادت ایشان با همه اطرافش یک ماجرای سیاسی اجتماعی در پارادایم آن زمان بوده است.۲- هیئات عزاداری و سوگواری برای سید و سالار شهیدان وجهه های اجتماعی و سیاسی مختص به خود را دارد. انقلاب اسلامی به مثابه یک موجود زنده مولود هیات عزاداری است. اکثر حرکات اصلاحی شیعی از هیئت ها شروع شدند و هیات نقطه شروع تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران حداقل معاصر هستند.۳- انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش‌رو است. ناراضیتی عمومی از نحوه مدیریت کشور و بی‌توجهی جریان پیروز در چند انتخابات اخیر به مسائل مهم، مردم را سخت آزرده است. به عنوان فردی که اخبار را دنبال می‌کند و  کم و بیش در جریان امور کشور و مدیریت و نحوه اتخاد تصمیمات قرار می‌گیرد  شاید جمله ی مرحوم امام راحل برای حقیر تجسمی دیگر داشته باشد؛ «مجلس در راس امور است».۴- امروز چه کسی است که از وضعیت بازار رضایت داشته باشد؟ سیاست خارجی و آموزش و پرورش، آموزش عالی و وزارت جهاد کشاورزی چه وضعیتی دارد؟ اگر بگویم ریشه اکثر مشکلات و کندی امور و بی‌توجهی به سایر بخش ها ریشه در مجلس شورای اسلامی دارد، گزافه نگفته ام. نماینده مجلسی را تصور کنید که دغدغه و مطالبه اش از وزیر و وزارتخانه به جای توسعه صنعت کشاورزی، اخذ منابع و تسریع پرداخت وام برای فرد خاصی با شرایط ویژه باشد.نماینده‌ای را تصور کنید که وزیری را به مجلس می‌کشاند برای سوال. چندین هفته وقت و انرژی آن وزیر و وزارتخانه برای اقناع نماینده به هدر می‌دهد و تهِ خواسته اش نه مردم است، نه شهرش و نه حتی اقوامش؛ دغدغه اش هماهنگی مدیرکل حوزه‌ی انتخابیه اش است که منویاتش را در استان و خصوصا انتصابات برای انتخابات پیاده سازی کند.شاید باور نکنید در چنین فضایی آن نماینده دغدغه‌مند و مردم‌دار دیگر کاری از دستش بر نمی‌آید چرا که اصلا فرصت طرح و بحث به آن صورت پیدا نمی‌کند وقتی کمی آن‌طرف تر برگه استیضاح وزیری در دست برخی نمایندگان می‌چرخد تا بتوانند فلان مدیرکل و فلان مدیر منطقه و فلان فرد خاص را به وزارتخانه‌ای بچپانند.و آن نمایندگان خوب می‌دانند رای اعتماد نصف + ۱ یک رای است اما استیضاح فقط با ۱۰ امضا به حدنصاب قانونی می‌رسد. چه فرصتی ازین بالاتر برای امتیاز گیری به نفع منافع اقلیت و رفع امورات شخصی و فراهم آوردن امیال شخصی؟۵- هنوز صحبت های جناب پناهیان در خصوص لایحه شفافیت آرای نمایندگان مجلس در شبکه های اجتماعی داغ است. مجلس زیر بار شفافیت آرا نرفت.۶- قطعا در این مجلس نمایندگان خوب و شریف کم نیستند. می‌شناسم نماینده‌ای را که در طول ۴ سال گذشته حتی یک خواسته شخصی از هیچ وزیر و معاون و ... نداشته و صرفا کار مردم را پیگیری می‌کرده است. اشکالات وزارتخانه ها را دلسوزانه تذکر و در کمیسیون جهت رفع موانع قانونی کارهای آنها تلاش می‌کرده است. اما اشکال کار فضای غالب عده‌ای پر سر و صدا و کاسب [سیاسی و اقتصادی و ... ] است.۷- کار #مجلس_نو همین است.فضای غالب در مجلس شورای اسلامی را تغییر دهد. جنس آدم هایی که وارد مجلس می‌شوند را تغییر دهد و مجلس را طوری نو کند که مجددا در راس امور قرار گیرد.۸- هیات عزاداری خصوصا مراسمات بعد از عاشورا تا آخر صفر فرصت مناسبی است. مجالس هفتگی و مناسبتی و گعده‌های قبل و بعدش، منبرهایش و ... همه و همه فرصت شروع تحول در اداره کشور است. فرصت را غنیمت شمارید. انسان های توانمند در عرصه های مختلف را شناسایی کنیم. آن ها را برای کاندیداتوری در مجلس دعوت کنیم. جوانان را برای حضور و فراهم ساختن مقدمات حضور تشویق کنیم.معیار و شاخصه #نماینده_تراز را بررسی کنیم. با وضع موجود تطبیق دهیم و اصلاح کنیم. دور نیست نماینده‌ای از همین مجلس که حال تجربه‌خوبی نیز دارد، با اصلاح روند و برنامه کاری‌اش بتواند خود را به نماینده تراز نزدیک و در مجلس نو میدان داری کند.فرصت انتخاب شدن و در معرض انتخاب قرار گرفتن را برای چهره های جدید فراهم کنیم. مجلس‌نو از گروه سیاسی و جریان انتخاباتی درون نظامی باشد فرصت مغتنمی است برای محکم برداشتن گام دوم انقلاب اسلامی.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Sep 2019 08:28:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمهوری مومنین کجاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pgwrt6gpgdtp</link>
                <description>۱- معادلات سیاسی اجتماعی جهان روز به روز پیچیده‌تر می‌شود. فرمانده جبهه مقاومت لبنان رسما اعلام می‌کند که حسین زمان خویش را تنها نخواهد گذاشت. فرماندهان جبهه مقاومت یمنی به دست‌بوسی رهبر خویش در تهران می‌روند. کمی آنطرف تر، رئیس معنوی فراکسیون سائرون و فرمانده جیش‌المهدی به نشانه بیعت در حسینیه امام خمینی حضور میابد. حوثی ها آرامکو را می‌زنند تا معادلات نفتی جهان نیز حال و هوای معادلات سیاسی‌اش را بگیرد. طالبان هم از فرصت استفاده می‌کند و به تهران می‌رود و شاید بزرگان خشک‌مغزهای جهان و محصولات معلق سیاست های آمریکایی نیز فهمیدند برنامه‌ریزی خاورمیانه که هیچ، خاور دور و نزدیک نیز از حوالی پاستور تعیین تکلیف می‌شود فلذا پربیراه نیست اگر بگوید ملاک خاور نیز به نزدیکی و دوری از خیابان فلسطین تغییر کرده است.۲- موکب‌داران عراقی برای بیعت به حسینیه امام خمینی می‌روند. در رثای سالار شهیدان و برای بیعت با حسین زمان خویش مرثیه سرایی می‌کنند. توگویی صبرشان برای تشریف فرمایی ولی‌امر مسلمین جهان به موکب‌های پذیرایی‌شان تمام شد. خود موکب را به محضر رهبری معظم بردند. حضرت آقا در این موکب بزرگ به مومنین حاضر انذار می‌دهند که هدف هر مسلمان باید ایجاد تمدن نوین اسلامی باشد. مساله‌ای که چند روز قبل‌تر از آن به عنوان جمهوری مومنین نام بردند و چند ویژگی آن را تبیین کردند.۳- چه جامعه به اصطلاح جهانی بخواهد و چه نخواهد جمهوری مومنین درحال شکل گیری است. اگرچه برخی مقامات ارشد ایران اعتقادی به این دست مسائل ندارند و با عینک های سوغاتی به معادلات جهانی نگاه می‌کنند اما بنظر می‌رسد مواضع اخیر روسای جمهور کشورهای اروپایی و آمریکایی حاکی از درک معادلات جدید جهانی است. پازل های مختلف تمدن نوین اسلامی در حال رسیدن به هم و شکل گیری است. از شرق و غرب عالم جریانات حق‌طلب و عدالت‌خواه در حال پیوستن به این رودخانه عظیم هستند.۴- جمهوری مومنین نماد اسلام است. ۱۴۰۰ و خورده سال است که صالحان جهان منتظر تحقق آیه‌ی أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ هستند. مستضعفان جهان که بعد از انقلاب اسلامی، تجدید قوا کردند و به جنگ استکبار جهانی رفتند امروز همدیگر را به راحتی در دنیا پیدا می‌کنند. امتثال عینی روایات و آیات مربوط به کیفیت زندگی مردم در هنگام ظهور بیش از پیش ملموس گشته است.۵- اگر ظرفیّتهای کشورهای اسلامی -ظرفیّت عراق، ظرفیّت ایران، ظرفیّت کشورهای دیگر منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا- بر روی هم مجتمع بشود، اگر این ظرفیّتها به هم برسند، این دستها در هم گره بخورند، آن وقت امّت اسلامی نشان خواهد داد که عزّت الهی یعنی چه؛ تمدّن عظیم اسلامی را به جوامع عالَم نشان خواهند داد.[رهبر معظم انقلاب | ۱۳۹۸/۰۶/۲۷] جمهوری مومنین، همو تمدن نوین اسلامی اینجاست.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 22:21:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز برنامه‌نویسان</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-ypiwxw82gxrr</link>
                <description>اوایل سال ۲۰۰۲ ولنتین بالت نامه‌ای را جمع آوری و به دولت روسیه می‌فرستد تا روزی را به عنوان #روز_برنامه‌نویسان نام گذاری کنند. درست ۱۰ سال پیش دمیتری مدودف، ۲۵۶مین روز سال را به این نام وارد تقویم رسمی کشور می کند. بعد از فدراسیون روسیه، آلمان، کانادا و ... نیز این روز را به تقویم رسمی خود اضافه می‌کنند.در ایران این روز مصادف شده است با دهم آذرماه. برنامه‌نویسان با زندگی ما چه می کنند؟به مناسب این روز می‌خواهم مروری بکنم بر نقش برنامه‌نویسان در زندگی ما. دنیای ما روز به روز با تکنولوژی بیشتر از پیش عجین می‌شود. هفته‌ای، ماهی یا سالی نیست که یکی از امورات زندگی‌مان را به تکنولوژی واگذار نکنیم و البته خیالمان از انجام آن مطابق سلیقه مورد نظر راحت باشد.با نگاه به تکنولوژی و ابحاث مختلف نفوذ، تغییر لایف‌استایل و یا خواستگاه آن و خلاصه به سراغ آن رفتن با یک عینک فلسفی و دقی با بن‌مایه های ایدئولوژیک‌اش الان کاری ندارم و نگاهم اکنون به همین متن جاری و ساری زندگی است.اگر تا دیروز برای سفارش غذا باید تلفن رستوران را پیدا می‌کردیم و بعد از سفارش خود [تازه اگر اشتباه سفارش نمی‌گرفت] دايم پیگیر ارسال صحیح آن بودیم و بعد از چندبار ارسال اشتباه به آدرس دیگر، غذای سردمان را تحویل می‌گرفتیم امروز با یک استارتاپ کوچک صفر تا صد با رصد و لوکیشن و دقت در سفارش را در کنار هم داریم.اگر تا دیروز برنامه ریزی امور زندگی نیاز به تقویم و یادداشت و یادآوری و ... داشت امروز همه‌اش یک اپلیکیشن ساده با هزار تا قابلیت دیگر است.آلبوم های دیجیتال با قابلیت اشتراک گذاری جای خود را به آلبوم های بزرگ مقوایی داده است. محاسبه مسیر و پیشنهاد راه در کنار پیشنهاد به موقع قهوه در طول روز و انجام تمام امورات بانکی به جای صف های طولانی را برنامه‌نویسان برای ما به ارمغان آورده اند.به عنوان کسی که در عنفوان جوانی علاقه‌مند به این حوزه بودم و کمی نیز پایم خیس شده‌بود، می‌گویم برنامه‌نویس‌ها زندگی ما را راحت تر کرده‌اند.آنها با توسعه تکنولوژی و تطابق دادن آن با لایف استایل ما خدمت بزرگی می‌کنند. کسب و کار ها را فعال و توسعه می‌بخشند.#روز_برنامه‌نویسان بر همه دِولوپرها، پروگرمرها و بقیه دوستان مبارک :)</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Sep 2019 13:24:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول شهریه طلاب!</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8-bm3g8jymk7ot</link>
                <description>به تاریخ ۱ اسفندماه ۹۵ یادداشتی نوشتم در خصوص وضعیت شهریه طلاب.تا آن زمان اگر چه جسته و گریخته به این موضوع پرداخته شده بود اما تلاش کردم یادداشت کاملی در این خصوص جهت تنویر افکار عمومی به مناسبت بحثی که در شبکه های اجتماعی مطرح شده‌بود، بنویسم.زحمت انتشار را انصاف نیوز و سپس شفقنا (اگر درست خاطرم مانده باشد) و بعدتر چند سایت دیگر نیز کشیدند[بازنشر به جهت ثبت در آرشیو وبلاگم در #ویرگول]چندروز پیش توئیتی را دیدم که دلم را سخت آزرد. آقایی به خانمی که همسر یکی از طلبه های فعال در فضای مجازی است، توهینی کرد که الحق و الانصاف ناجوانمردانه و در اوج بی اخلاقی بود.نمی دانم شما چقدر با وضعیت طلاب آشنا هستید اما همینقدر به شما بگویم که آواز دهل شنیدن از دور خوش است. لکن بنا دارم تا اندکی به قدر مجال از وضعیت طلاب بنابر مشاهدات عینی بگویم تا شاید کمی در نگاه مان به انسان های اطرافمان تجدید نظر کنیم.یک: ساعات درسی طلاب تمام وقت است. به این صورت که اغلب ساعت روز را مشغول درس خواندن هستند. لکن تلاش می کنم با آمار و ارقام، حدودی از این مساله را برای شما روشن سازم.نظام درسی حوزه برای هر سال تحصیلی حدود ۴ درس اصلی در نظر می گیرد. اگر ساعت کلاس ها را به طور میانگین ۱ ساعت بدانیم + هر درس مباحثه + مطالعه ی آن درس و خلاصه نویسی و دیگر ملحقاتش به طور میانگین هر طلبه هر روز “فقط” برای دروس اصلی باید ۸ ساعت وقت بگذارد. این در کنار دروس جانبی و مطالعاتی است که نظام حوزه هر سال تعریف می کند و مطالعات آزاد و جانبی هر طلبه که در این ساعات لحاظ نشده است.دروس حوزه های علمیه شنبه تا چهارشنبه و برخی حوزه ها تا پنج شنبه است اما ما حداقل را لحاظ می کنیم و ۵ روز را تعداد روزهای درسی می گیریم.با توجه به اینکه اغلب حوزه ها چیزی تحت عنوان فرجه ندارند و امتحانات پیوسته است و سال از ابتدای شهریور یا نیمه ی آن شروع می شود ما هفت ماه را به عنوان سال تحصیلی باید در نظر بگیریم لکن از جهت اکتفا به حداقل ها، با تخفیف برای مخاطبان شش ماه لحاظ می کنیم.نتیجه: شش ماه درسی برای طلاب در کمترین حالت و با تخفیفات چیزی حدود ۹۶۰ ساعت تحصیل به جز پنج شنبه و جمعه و مطالعات تابستانی و مطالعات آزاد و دروس جانبی نظام حوزه!مدارک معادل حوزوی برای سطح دو، لیسانس یا کارشناسی محسوب می شود. اتمام سطح دو به طور میانگین برای هر طلبه حدود ۹ سال زمان می برد.یعنی هر طلبه در اخذ مدرک کارشناسی باید چیزی حدود ۸۶۴۰ ساعت کلاس برود!این درحالی است که اخذ مدرک کارشناسی در دانشگاه بنابر مصوبه ی وزارت علوم نیازمند گذراندن حداکثر ۱۴۰ واحد درسی که هر واحد چیزی حدود ۱۶ الی ۱۷ ساعت است. پس هر دانشجو برای اخذ مدرک کارشناسی باید ۲۳۸۰ ساعت کلاس برود. این در حالی است که اغلب ما می دانیم تعطیلات کلاس ها و برداشتن درس با استاد و عدم شرکت در کلاس، ساعات کلاس ها حتی در بهترین دانشگاه های ایران نیز از چنین زمانی برخوردار نیست.با یک جمع و تفریق ساده متوجه می شویم که هر طلبه برای اخذ مدرک کارشناسی باید حداقل (بدون در نظر گرفتن سایر مطالعات که گذشت) «۳٫۶ برابر» یک دانشجو درس بخواند.این تاکید بر لحاظ نکردن سایر مطالعات با این مبنا است که خواننده گرامی می داند مطالعات جانبی در دروس حوزه از دروس اصلی مهم تر و بنیان طلبگی است.دو: با این حجم از دروس و ساعت مطالعه، یک طلبه هرگز در کنار درس نمی تواند کار ثابت و معینی داشته باشد. مضافا بر اینکه جنس علوم اسلامی و انسانی نیز مانند مهندسی نیست تا کار اجرایی خاصی انتظار فارغ التحصیلان آن رشته باشد. اغلب کارها پژوهشی و با هزینه های بسیار کم انجام می شود.اما شهریه ی طلاب بنا بر نقل از سایت روات حدیث در سال ۹۰ بدین شرح است؛مقدمات مجرد: پنجاه هزار تومانمقدمات معیل: نود و پنج هزار تومانسطح یک مجرد: هشتاد و پنج هزار تومانسطح یک معیل: صدو پنجاه و پنج هزار تومانسطح دو مجرد: صد و ده هزار تومانسطح دو معیل: دویست و ده هزار تومانسطح سه مجرد: صدو پنجاه هزار تومانسطح سه معیل: دویست و هشتاد هزار تومان.حال اگر این مقدار شهریه از سال ۹۰ تاکنون دو برابر شده باشد که قطعا اینطور نیست و بنده به عنوان یک طلبه حاضرم گزارش تراکنش های حساب شهریه خودم و دوستان طلبه ام را در فضای مجازی منتشر کنم، با این حال شما تصور کنید یک طلبه چه منبع درآمد دیگری می تواند به غیر از این شهریه برای امرار معاش داشته باشد؟مگر چند مسجد و شرکت و موسسه در قم و تهران و دیگر شهر برای اقامه نماز ظهر، نیاز به یک روحانی یا طلبه دارند و مگر چه مقدار حاضرند بابت رفت و آمد طلاب پرداخت کنند؟ (حقیر خود در مورد یکی از دوستان شاهدم که موسسه ای که برای نماز می رفت، از مجموع هزینه های رفت و آمد او نیز کمتر پرداخت می کرد.)به غیر از اقامه نماز که بسیاری از طلاب نیز حاضر به دریافت کمک هزینه برای رفت و آمد نیز نیستند، هزینه های بسیار کمی بابت تبلیغات دینی صرفا در حد امرار معاش روزانه برای سفرهای تبلیغی از سوی موسسات اسلامی پرداخت می شود.شاید در کنار اینها اگر طلبه ای اهل نوشتن باشد بتواند با نشریه یا مجموعه ای همکاری کند و کمک خرجی از این راه نیز باز کند.سه: در همه ی نظام های آموزشی دنیا، نهادهای آموزشی برخی دانشجوهای خود را بورسیه می کنند تا به غیر از تحصیل و صرف وقت برای آن دانشگاه و اهداف آن موسسه، کار دیگری اتخاذ نکند. حال حوزه های علمیه از قدیم مبلغ ناچیزی که از منظر شما گذشت به طلاب خود می دهد تا کمی از بار فشار معیشت برای آنان کم کند.چهار: قضاوت زود، بستر بروز بی اخلاقی است. اتکا به داده های اشتباه و تعمیم اقلیت بر اکثریت برای قضاوت و اتخاذ مواضع، امری مذموم و مصداق اتم بی اخلاقی است. امیدوار هستم تا همه ی ما خود را مزین به اخلاق انسانی و اسلامی نمائیم.</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 23:59:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صف حسین (علیه‌السلام)</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/%D8%B5%D9%81-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-e5ppwbllzusl</link>
                <description>حرم حضرت عباس بن علیه علیه‌السلامگریستن و بر پا کردن مجالس کافی نیست. حسین به اینها نیازی ندارد. حسین شهید راه اصلاح است.انی أرید الاصلاح فی امه جدی ما استطعت؛ پس اگر در جهت اصلاح امت جدش کوشیدیم، او را یاری رسانده ایم و اگر سکوت کردیم یا مانع اصلاح شدیم او را وانهاده ایم و یزید را کمک کرده ایم.ای برادران! صفوف خود را انتخاب کنید. صف یزید یا صف حسین.اگر چه سالیان متفاوتی است به هر بهانه‌ای به این جملات گرانبار امام موسای صدر خودم رجوع می‌کنم و بارها و ساعت‌ها درباره اش اندیشیده و فکر کرده‌ام اما امشب برای من این جملات تنبهی دیگر داشت.امشب که کسالت و خستگی این ایام من را از آوارگی در هیات عزاداری و هیاهوی سینه‌زنی و بزرگ‌داشت شعائر مذهبی و عزای سید و سالار شهیدان، محروم و در کنج خانه محبوس کرده‌است خود به لطف شب تاسوعای حضرتش توفیقی از جنس دیگر است برای تامل.شاید امسال که ۲۵‌مین محرم زندگی‌ام را درک می‌کنم بازنگری در مسیر طی شده یکی از مهم‌ترین اتفاقات باشد. این بازنگری در کنار اصلاح می‌تواند عامل سعادت و کم‌فروشی در آن عامل شقاوت باشد.سعادت و شقاوت نیز از آن کلماتی است که فکر می‌کنیم کیلومترها با ما فاصله دارد و سعید و شقی آدم هایی در دوردست هستند اما نه!همین بنده و شمای خواننده تا امروز یا سعید هستیم و یا شقی، سعید می‌مانیم یا شقی می‌شویم و این سعیدها و شقی‌های داستان ما نام اهالی یک صف است.آنهایی که امروز با رفتار و کردار و بیان خود در صف حسین و در مقابل اشقیای امت ایستاده‌اند سعادت‌مند هستند و اگر با سبک‌زندگی، عادات، رفتار و کلام و عملکرد خود، پارو زنان خود را از کشتی نجات حسین به ساحل جزیره حقیران و ذلیلان امت برسانیم، ذیل حکومت تاریکی ها و به فرمانروایی یزید تبعید شده‌ایم.حکومت تاریکی ها اما آن‌چنان هم از ما دور نیست. فاصله‌ی ما با جریان بدبختی‌ها و نارضایتی‌ها با آن همه ظاهر زیبا‌یش خیلی دور نیست. حکومتی پیشرفته، مدرن که مردمان سرزمینش در رفاه و راحتی کامل با آسایش خیال در خوشی زندگی می‌کنند.تورم آن صفر و رشد اقتصادی آن بسیار است. آزادی رمز موفقیت آن و دموکراسی در بین موش‌های زیرزمینی اش نیز جاری و ساری است. مردمان‌اش &quot;با فرهنگ&quot; هستند تا آنجایی که هیچ‌کس زباله‌ای در خیابان نمی‌ریزد.تکنولوژی و مدرنیته چهره‌هایش را نیز زیبا کرده است، مگر سری به اینستاگرام و یا فیلم‌هایشان نزده‌اید؟إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُم؛ کسانى که بعد از روشن شدن هدایت [و شناخت روشنایی‌ها و صف حسین (علیه‌السلام) و جریان نورانیت و ولایت] براى آنها، پشت به حق کردند [و به سرزمین تاریکی‌ها و حکومت یزیدی‌ها کوچ کردند]، شیطان [همو امام و ولی جریان تاریکی‌ها و امام امت یزیدیان] اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.اینجاست که سراب رفاه و زندگی مملو از آسایش و راحتی ما را از کشتی حسین (علیه‌السلام) پیاده می‌کند تا به ساحل برهوت و تلخ اما زینت شده‌ی شیطان برساند.آری ای برادر من! این وضعیت امروز ماست که در هر حرکتی، هر نگاهی، هر تصمیمی، هر فکری و &quot;فرصت انتخابی&quot;، انتخاب می‌کنیم در مسیر حسین (علیه‌السلام) باشیم یا در هیئت یزید سینه بزنیم.بیا و از امروز گمان نکنیم که حتی همین هم مطلق است؛ بد یا خوب! کم نیستند کسانی را که صبحانه را در سپاه حسین (علیه‌السلام) می‌خورند و برای شام به چراگاه های یزید می‌روند و ما هم ازین وضعیت دور نیستیم.چه بسا حقیر نگارنده و توی بزرگ خواننده از آن کسانی باشی که لباس عزای حسین (علیه‌السلام) می‌پوشی و هنوز با نام او اشک بر چشمانت جاری می‌شود اما در حکومت یزید زندگی می‌کنیم یا حداقل تردد متنابه غافلانه‌ای داریم. زندگی به همین صفر و صد / سیاه و سفیدی نوشته ها نیست؛ زندگی مخلوطی از خوبی ها و بدی ها و سیاهی ها و سفیدی هاست تا مسیر ما کدام است!؟این را هم فکر نکن که اگر در صف یزید باشی مست لایعقل و گنه‌کار و خیانت‌پیشه و بچه‌کش هستی، نه!ممکن است سالها فیش تسلیم خمس و روزها روزه و ساعت سینه‌زنی و عزاداری برای حسین بن علی را در جیبت داشته باشی و در حکومت یزید زندگی کنی و چه بسا در همان جا هم به هیئت بروی! مگر نخوانده‌ایم تاریخ را که قاتلان حسین برایش عزاداری می‌کردند و خانواده‌اش را محترم می‌داشتند؟دست و پای آدم می‌لرزد که چقدر ازین عمر را در صف حسین بوده و کی و کجا به او خیانت کرده‌است. ترسناک ترین قسمت ماجرا حتی این نیست. آنقدر کشتی حسین (علیه‌السلام) بزرگ است که می‌شود دوباره سوار شد. می‌شود رفت، توبه کرد و برگشت. می‌شود با قطره اشکی از سر ندامت و پشیمانی، با لطف مادرش بخشوده گردی و چرا که شرارِنار گل می‌گردد از فیض نسیم او | کـریمان‌اند مـرهون عنـایات قدیم او | اگر اهل جحیم آیند بر طوف حریم او | بهشتی باز می گردند با عفو عظیم او.اما ترسناک ترین قسمت ماجرا &quot;مجرم&quot; بودن است. من از مجرم شدن و مجرم ماندن می‌ترسم.لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ [...] بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ. براى آنچه کرده اید عذر نیاورید که بى نتیجه است، زیرا شما پس از آن که ایمان آورده بودید [...] کافر شدید، [...] بدان سبب که گنهکارند کیفر خواهیم داد.&quot;لا تَعْتَذِرُوا&quot; از نظر من یکی از ترسناک‌ترین واژگان آسمانی است. آن‌هنگامی که حتی عذرت را هم نمی‌پذیرند و چه کسی هست تا شفاعت کند و دست تو را بگیرد؟گمان می‌کنم کسی که در آن‌زمانی که حتی عذرت هم پذیرفته نمی‌شود دست تو را می‌گیرد، آن آقایی است که دستی ندارد. آن آقایی می‌تواند دست تو را بگیرد که زیر بار معذرت‌خواهی از اهل بیت حسین ‌(علیه‌السلام) به جهت ناتوانی از تامین آب، نرفت.آری مطمئنم عباس بن علی همو که وقتی با دستانی قطع شده مشک آب را بر دهان گرفت و زیر چشم از میان خیل احشامی که محاصره‌اش کرده بودند به خیمه ها می نگریست و نگاهش را به سمت خیمه ها می‌انداخت عذر ما را می‌پذیرد و شفاعت ما را قبول می‌کند چرا که ما گریان و مویه کنان برحال آن آقایی هستیم وقتی مشک به دندان، بدن تیرباران، چشم در چشم کودکانِ منتظر، صدای ریختن آب بر زمین را شنید، آب شد. آری این همان بزرگی است که با ریختن آب،آب شد و آب از خجالت نگاه عباس، خود آب شد... یا اخا ادرک اخاک!ای عموی رقیه (سلام‌الله علیها)! ای برادر حسین (علیه‌السلام) و ای همه امید خیمه ها دستان ما را در روزی که هیچ‌کس دست‌گیری ندارد، بگیر...</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 22:06:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طلبه ای سیر از جان!</title>
                <link>https://virgool.io/bathaei/sirjani-uh4tl1irmosx</link>
                <description>طلبه سیرجانیسال‌ها پیش وبلاگی داشتم با عنوان #ریاضت_دیجیتال و در آن مطالبی می‌نوشتم. امروز به مناسبتی یکی از یادداشت های آن موقع را که #جهان_نیوز بازنشر کرده بود و در حافظه دنیای اینترنت مانده‌است را پیدا کردم.این یادداشت را به مناسب بازداشت حجت‌الاسلام علیرضا جهانشاهی معروف به #طلبه_سیرجانی در بهمن ماه ۱۳۹۱ نوشته بودم.بازنشر امروز این یادداشت با توجه به موج های جدید عدالت خواهی و عدالت طلبی شاید خالی از لطف نباشد.به گزارش جهان، &quot;سیّد سبحان بطحایی&quot; در  وبلاگ &quot;ریاضت دیجیتال&quot; نوشت:نمی دونم. شاید برای نوشتن این مطلب کمی دیر باشه اما…اولین باری که دیدمش تو شبستان حوزه بود. من داشتم ناهار می خوردم که حاج محسن گفت فلانی تو شبستانه و برو ببینش.در موردش خوانده بود و کامل تو جریان کاراش بودم.از بازداشت و تحصن گرفته تا پیام رهبری.مخالف و موافق زیاد داشت اما کار خودش را می کرد. روحیه داشت و انگیزه! پیام رهبری خیلی روش تاثیر گذاشته بود. یک جورایی مطمئن تر و مصمم ترش کرده بود. بالاخره راه سختی را انتخاب کرده بود… زندگی، خانواده و همه یه جورایی تعطیل کرده بود و افتاده بود دنبال “عدالت” اما واقعا دنبالش بود ، نه مثل کسانی که شعار عدالت عدالتشان تمام عالم را پرکرده، نه! خیلی صاف و ساده دنبال “عدالت”بود.خیلی نزدیکش نشسته بودم اما منو نگاه می کرد. از قصه اش گفت و از کارهاش. همراهش توضیح بیشتری می داد چاهایی رو که شاید طلبه فکر می کرد ریا باشه که بگه. ازش خیلی خوشم اومد. خیلی صاف و بی ریا بود. خالص بود و قائم به ذات! به هیچکس متکی نبود. همراهش می رفتی ، رفته بودی و نمی رفتی باز هم او می رفت. کارش رو می کرد، چه اون زمانی که دو سه نفری می رفت از میدان قیام تا نماز جمعه ، چه اون زمانی که یک تعدادی مفصل همراهش بودن! ولی جالبیش اونجا بود که می رفت. از حرفاش فهمیدم اینو که خیلی تحت تاثیر حرف رهبری قرار گرفته. همان پیام غیر مستقیم. من خیلی موافق روشش نبودم. شاید اگر من جای اون بودم، من تو اون مسیر بودم، جای پیاده روی یک پیج تو فیس بوک می زدم یا یک سایت راه می انداختم و در کنارش تو روزنامه مقاله می نوشتم شاید!.اما روشش با من فرق می کرد. روشش متکی بر صبر بود. خیلی کارهای زودبازده! انجام نمی داد.اتفاقا بهش پیشنهاد دادم که یک پتیشن آنلاین راه بیاندازیم و از این قبیل کار ها. کلا موافق بود اما مثل این که روش خودش را دوست داشت. برای راه و روشش احترام قائل بودم و تو دلم تحسینش می کردم. بعد اون قضیه یکی دو بار دیگه تو شبستان دیدمش. منو می شناخت! نه به اسم شاید به قیافه! بحث اون روز تو خاطرش باقی مانده بود. عکس ها و خبر هاشو از تحصن در بروجرد و … پیگیری می کردم تا شنیدم از بند الف پیام داده. که فلانی، فلانی و … تنهایمان گذاشتید. خیلی تعجب کردم. ازش خیلی بعید بود. تا اونجایی که شناخته بودمش متکی به کسی نبود. البته شاید متکی شده بود اما به هرحال به کسانی متکی شده بود که تنهایش گذاشتن! ولی هنوز باورش برام سخته که امیدش به “آدمها” بسته شده … شاید من اشتباه می کنم، شاید او …! اما هنوز دوستش دارم. نه به خاطر صفا و نه به خاطر خلوصش، شاید به این خاطر که بهم ثابت کرد می شه هزینه داد و چیزی کاسب نشد، یا حداقل خوب کاسب نشد! امیدوارم هنوز هم دنبال عدالت “واقعی” باشد نه “شعاری” و امیدوارم که از بند الف به بند عمومی منتقل شود، شاید اینطور برایش بهتر باشد و صدالبته اگر آزاد شود که خیلی خیلی بهتر است….انشاءالله.http://www.jahannews.com/analysis/268479/%D8%B7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86</description>
                <category>حَلّاجٌ‌الاسرار</category>
                <author>سید سبحان بطحایی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Sep 2019 19:37:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>