<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات به عبارت دیگر</title>
        <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/feed</link>
        <description>نوشته ها و انتخابهاي محمدرضا زائرى</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:07:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/purj7czcdcah/zzoyre.png</url>
            <title>به عبارت دیگر</title>
            <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خرافات است یا من نمی شنوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%85-txdt7sgk2iuz</link>
                <description>بخش اول را اینجا بخوانید.به تعبیر بسیار زیبا و عمیق جناب هاتف اصفهانی باید چشم و گوش دل را باز کنی تا چیزهایی را ببینی و بشنوی که دیگران از دریافت آنها محروم هستند؛چشم دل باز کن که جان بینیآنچه نادیدنی است، آن بینیآنچه نشنیده گوش، آن شنویوآنچه نادیده چشم، آن بینی!وقتی با گذشت زمان و پیشرفت دانش و تکنولوژی بشر به ناشناخته های تازه و کشف های جدید می رسد و امکانات و ابزارهای نوین فرصتی برای یک شهروند ساده و معمولی ایجاد می کند که در خانه خود بنشیند و با اعضای خانواده با امتحان کردن یک فایل صوتی سرگرم شود آیا می توانیم به راحتی هر چه نمی شنویم یا نمی بینیم را انکار کنیم؟از خود پرسیدم که آیا حالا با همین تجربه ساده نمی توان در بسیاری از چیزهایی که در باره آنها تردید داشته ایم به تأمل بنشینیم؟ آیا سکوت و عدم اظهار نظر درست تر و عالمانه تر نیست؟آیا به راحتی در باره خیلی از مسایل معنوی و غیبی می توانیم بگوییم که این حرفها خرافات است؟بعد هم یاد حرف مرحوم امام خمینی افتادم که در نامه ای به فرزندشان سید احمد می گویند اگر مقامات اولیای خدا را درک نکردی سکوت کن، انکار نکن! عبارت مرحوم امام این است: &quot;پسرم! آنچه در درجه اول به تو وصیت می کنم آن است که انکار مقامات اهل معرفت نکنی، که این شیوه جُهّال است&quot;در معارف دینی و میراث معنوی فرهنگ اسلامی از بسیاری حقایق و لطایف با عنوان اسراری یاد می شود که باید تنها برای اهل آن مطرح شود و نباید در دسترس عموم قرار گیرد و گاه حتى پیشوایان دین افشاکنندگان این اسرار را لعنت کرده اند و آنها را خائن دانسته اند. آیا این معارف آسمانی و ظرایف معنوی چیزی پنهانی بوده که نمی خواسته اند کسی از آنها مطلع شود؟می دانیم که چنین نیست و آنان تنها مراعات ظرفیت علمی و توان فکری مخاطب را در طرح موضوعات داشته اند و می دانسته اند اگر شاگرد کلاس اول ابتدایی با مباحث سنگین کتاب دانشگاهی روبرو شود آن را نمی پذیرد و اگر در دهان کوچک نوزاد لقمه ای چلوکباب بگذارند نمی تواند آن را هضم کند!در حقیقت اینها چیزی عجیب و غریب نیست که مثلا به مسایل امنیتی یا سیاسی مربوط باشد بلکه مراتبی از معرفت و آگاهی است که درک و فهم شان نیازمند طی کردن مراحل پیشین و مقدماتی است.همان طور که بالارفتن سن جسم ما باعث پیرچشمی و پیرگوشی می شود و به مرور توان و قدرت حواس بدن ما برای دریافت برخی پیام ها کاهش می یابد، با فرورفتن روح و جان مان در غفلت ها و شهوت ها از قدرت دریافت معنوی ما کاسته می شود.ماه مبارک رمضان فرصتی آسمانی است تا توان و ظرفیت روحی و معنوی خود را بازسازی کنیم وچنان که حضرت حافظ فرمود: عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید، ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی!حیف است انسان عمری در این جهان به سرآورد و هدف اصلی زندگی خود را درک نکند. در این صورت مانند کسی است که سالها در خانه ای مجلل و مرفه زندگی کرده اما از بسیاری امکانات و مواهب آن محروم مانده و همه عمر خود را در اتاقکی نمور و تاریک زیرپله به سربرده و بعد از سالها که می خواهد خانه را ترک کند تازه بفهمد که این خانه استخر و کتابخانه و سالن ورزشی داشته و در آشپزخانه اش خوشمزه ترین غذاها طبخ می شده و در مهمانخانه اش بهترین خوراکی ها قرار داشته و همه نیز برای او بوده اما از همه آنها بی خبر مانده و محروم شده!در جهانی که ما زندگی می کنیم حقایق غیبی فراوان هست، آسمانی از نور و شادمانی گشوده شده است، خورشیدهایی از گرما و نور مهربانی خداوند می تابد، ابرهایی از بارش خیر و دوستی پروردگار می بارد، موسیقی و نغمه مناجات در ملکوت طنین انداز می شود، فرشتگان از آسمان به زمین می آیند و جام های نور و برکات فرو می ریزند، حیف نیست که جان خسته انسان از آرامش و سکون این همه هیاهو و غوغای عرشی ناکام بماند؟ حیف نیست روح تشنه انسان از این همه بارش بی امان خیس و تر نشود؟ حیف نیست عمر انسان به سرآید و حقیقت را درک نکند؟ حیف نیست این همه صدا را نشنود و این همه جلوه را نبیند؟ حیف نیست؟اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2020 12:46:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خرافات است یا من نمی شنوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%D9%85-xkzyv8b6dtt5</link>
                <description>دیروز در یکی از گروههای فضای مجازی و شبکه های اجتماعی یک فایل صوتی دریافت کردم که هیچ چیزی در آن نبود و هیچ صدایی از آن در نمی آمد! زیرش نوشته بود:&quot;چیز عجیبی ست، کسی که ۳۵ سال به پایین دارد صدای اذیت کننده ای را می شنود وکسی که ۳۵ سال به بالا دارد هیچ صدایی نمی شنود! با خانواده و فرزندانتان آزمایش کنید&quot;ابتدا تصور کردم که این هم از پیام های ساختگی و دروغهای رایج فضای مجازی است ولی وقتی این پیام را در یک گروه دیگر هم از شخصی جدی و معقول عینا دریافت کردم به تردید افتادم و در جمع اعضای خانواده صحت آن را آزمایش کردیم.دخترم می شنید و من نمی شنیدم، از آن جالب تر این بود که فرزند کوچکم که حدودا یکساله است با پخش فایل بی قراری می کرد در حالی که من هیچ چیزی نمی شنیدم!از خود پرسیدم آیا ممکن نیست این جسم و جان کوچک و حساس با شنیدن صداها یا تصاویری آزار ببیند ولی ما اصلا متوجه نشویم؟ آیا ممکن نیست با خوردن لقمه هایی دچار آسیب شود در حالی که ما اصلا چیزی درک نمی کنیم؟به یاد توصیه هایی افتادم که اهل اخلاق و معرفت برای مراعات برخی حدود شرعی - از دقت در شنیدن برخی موسیقی ها و مراعات حدود در تماشای برخی صحنه ها و پرهیز از خوردن برخی لقمه ها داشته اند و با خود گفتم پس چگونه برخی می توانند بدون هیچ مراقبت و طبقه بندی همه محتوای شبکه های ماهواره ای را در جمع خانواده و حضور کودکان خود تماشا کنند!وقتی یک فایل صوتی بتواند به هر دلیل این طور از گوش برخی از ما پنهان شود حتما چیزهای دیگری هم هست که درک نمی کنیم! با تعجب و شگفتی و تردید در همان گروه از دوستان پرسیدم که چه توجیه علمی و فنی برای این موضوع دارند؟پاسخ یکی از دوستان این بود که: &quot;گمان می کنم قضیه‌ی فرکانس‌هایی باشد که گوش با بالا رفتن سن کمتر دریافت می کند یا اصلا نمی شنود، یعنی نوعی پیرگوشی است&quot;بعد به یاد داستان‌هایی افتادم از برخی بزرگان اهل سلوک و عارفان اهل معنا که مثلا از در و دیوار صدای ذکر و تسبیح می شنیده اند یا برخلاف عموم مردم دریافت های حسی و غیر حسی متفاوت و عجیبی داشته اند.اصلا آیا در ساحتی بالاتر و عجیب تر نمی شود همین تحلیل را در باره وحی داشت و ارتباط پیامبران برگزیده خدا را با سطحی از پیام که دیگران در نمی یابند و دریافت نمی کنند فهمید؟قرآن کریم به صراحت می فرماید: همه موجودات در عالم آفرینش به ذکر و تسبیح خداوند مشغولند اما شما ذکر گفتن شان را درک نمی کنید!دیدن این صحنه ها با چشم سر ممکن نیست و شنیدن این صداها گوش دیگری می خواهد. این است که فرموده اند: &quot;طهروا أنفسکم من دنس الشهوات، تدرکوا رفیع الدرجات/ جانهایتان را از آلودگی شهوت ها شستشو دهید و پاک کنید تا به برترین درجات برسید&quot;چنان که جناب سعدی فرمود:طیران مرغ دیدی تو زپای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمیت!این پرواز در آسمان معنویت و درک حقایق غیبی است که فرصت دریافت های تازه و درک جلوه هایی نو را برای انسان فراهم می کند.وقتی افق انسان تغییر کرد و بالاتر پرید و اوج گرفت چیزهایی خواهد دید که دیگران نمی بینند و چیزهایی خواهد شنید که دیگران نمی شنوند و البته طبیعی است که به دلیل عدم درک خود آن را نپذیرند و حتى مسخره اش کنند چنان که وقتی کریستف کلمب از سفر طولانی خود بازگشت و شگفتی ها و غرایبی که دیده بود بر زبان آورد با انکار و تمسخر دیگران روبرو شد و چنان که بسیاری از دانشمندان و عالمان مانند گالیله و کپرنیک وقتی از ثوابت علمی سخن گفتند با تهدید جاهلان روبرو شدند و تا پای مرگ رفتند.مسأله دقیقا همین بود که اشخاص آگاه و فرزانه ای که بالاتر از سطح رایج و مرسوم عموم مردم حرکت می کنند دریافتها و درک هایی دارند که دیگران از آن محرومند و چون درک نمی کنند به انکار و تمسخر آن مشغول می شوند.دیگران تنها وقتی به این درک و دریافت اذعان خواهند کرد که به آن سطح برسند و به آن ساحت باریابند.اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2020 21:23:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید از خودمان شروع کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fveg4qa1p5mh</link>
                <description>شیوع و گسترش جهانی ویروس کرونا چنان اشتراک و وحدتی در مشکلات و مصیبتها و عوارض آن میان ملتها به وجود آورد که هیچگاه پیش از این سابقه نداشته است. این درد مشترک زمینه احساس نیاز به درمانی مشترک تواند بود.درمان مشترک زمانی فرامی‌رسد که درد مشترک وجود داشته باشد و درد هر چه جسمانی تر و مادی تر، محسوس تر و ملموس تر است. آرزو می کنیم درد جهانی کرونا بشر را به احساس نیاز مشترک برای حاکمیت واحد و رهبر واحد برساند و زمینه ساز تمنای ظهور منجی شود.با این مبنا و در این شرایط حساس طرح موضوع همدلی بین ادیان و توجه معنوی به پروردگار جهانیان کاملا منطقی و طبیعی است، اما آیا وفاق و همدلی بین المللی بدون وفاق و همدلی ملی ممکن است؟ آیا از گفتگوی بین ادیان بدون گفت و گوی میان مذاهب می توان سخن گفت؟وقتی شیعیان با هم بر سر اتهام انجمن حجتیه و جریان شیرازی دعوا دارند چگونه می توانند از وحدت با اهل سنت سخن بگویند و زمانی که ما سنی های غیر وفادار به بشار اسد را نمی پذیریم چگونه می توانیم با غیر مسلمانان بر سر یک میز بنشینیم؟ ما که هر کس از تفاهم و آشتی و گفتگو سخن بگوید متهم می کنیم چه طور می توانیم فضای همدلی ایجاد کنیم؟ما کارمان به جایی رسیده که حتى ناطق نوری را نمی توانیم تحمل کنیم و ظرفیت بی نظیری چون سید محمد خاتمی (برای روابط بین الملل و ادیان) را نابود و لگدمال کرده ایم، چه طور می توانیم از همدلی و همراهی میان ملتها و امتها و ادیان حرف بزنیم؟ اگر بخواهیم فارغ از تعارف و شعار، هدفی عینی تحقق یابد ناچار باید این دوایر متداخل را ببینیم و نسبت میان آنها را بپذیریم و اولویت ها را در نظر بگیریم. ما در این زمینه الگوی موفق و تجربه مشخص امام موسى صدر را پیش رو داریم و باید به آن نظر کنیم. اکنون جمهوری اسلامی در جایگاهی است که می تواند جلودار و بلندگوی جریان بین‌المللی معنویت‌گرایی باشد به شرط آن که دعوت به اخلاق و معنویت را از داخل خودش آغاز کند و همدلی و همراهی را نخست در میان هموطنان ایرانی از هر مذهب و کیش و آیین محقق سازد که فرمود: إبدأ بنفسک! از خودت شروع کن!اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Mon, 30 Mar 2020 21:19:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعا منتقد &quot;احب اخوان&quot; است یا شوخی می‌کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-iiyxeqzhwmvw</link>
                <description>یکی از آموزه های مهم اسلامی که در مکتب اهل بیت به وضوح مورد تاکید قرار گرفته و شواهد متعدد از آن در سیره خاندان پیامبر دیده می شود قدردانی از نقد و انتقاد است.این رویکرد در اخلاق اسلامی و سبک زندگی دینی البته با هدف اصلاح و بهبود روندها و امور است و به طور طبیعی با شیوه های تخریبی تفاوت دارد و از همین رو با عنوان نقد سازنده شناخته می‌شود.حدیث مشهور &quot;أحب إخوانی إلى من أهدى الی عیوبی/ محبوبترین دوستان و برادرانم کسی است که عیب ها و نقص های مرا به من هدیه دهد&quot; از امام جعفر صادق علیه السلام یکی از صریح ترین عبارات در تأیید این مدعاست.این حدیث شریف از سویی بر نیاز عمومی همگان به تذکر و هشدار صحه می گذارد و از سوی دیگر بر خیرخواهی منتقد تأکید می‌کند، یعنی اولا هر که باشی بی نقص نیستی و ثانیا کسی که تذکر می‌دهد در واقع دارد به تو محبت می‌کند.کسی که دشمن تو باشد در مقابل خطای تو سکوت خواهد کرد زیرا دوست می‌دارد با تکرار و استمرار خطای خود به پرتگاه نزدیک شوی و سقوط کنی، اما کسی که تو را دوست بدارد نمی‌تواند حتى لکه‌ای را بر جامه سپید سلامت و موفقیت و درخشش تو ببیند.پس وقتی تو به عنوان یک انسان در معرض خطا و نقص هستی و انتقاد دیگران برای تو مفید و سازنده است به طور طبیعی نه تنها نباید از نقد آزرده شوی بلکه باید منتقدان را بیشتر از دیگران دوست بداری و آنان را بر کسانی که چاپلوسانه فقط از تو تعریف می‌کنند و تو را در خطا و اشکال هایت تقویت می‌کنند ترجیح دهی!حال وقتی وظیفه دینی و رفتار مؤمنانه در ساحت فردی و شخصی پذیرش و استقبال محبت آمیز از انتقاد است، رفتار دیندارانه اجتماعی در مقابل منتقدان باید چگونه باشد؟در ساحت فردی &quot;أحب إخوانی&quot; یعنی چه؟ یعنی شخص تذکر دهنده را بیش از همه دوستانم به خود نزدیک بدانم، هدیه بدهم، به یادش باشم، با او تماس بگیرم، برایش دعا کنم، و قدر او را بدانم.حال در ساحت اجتماعی چطور؟ باید با کسی که خیرخواهانه و مشفقانه تذکر می دهد و انتقاد می کند چگونه برخورد کرد؟وقتی منتقد را در عرصه های عمومی تحت فشار قرار می‌دهیم، وقتی او را از موقعیت های اجتماعی حذف می‌کنیم، وقتی در رسانه ملی ممنوع التصویر می‌شود، وقتی در دانشگاه راه را بر عضویت او در هیأت علمی می‌بندیم، وقتی برای نشر کتابش محدودیت ایجاد می‌کنیم، وقتی خانه نشین می‌شود، وقتی ... در واقع چه قدر با شیوه و روش امام صادق علیه السلام فاصله داریم؟اگر بخواهیم این حدیث نورانی امام صادق علیه السلام را -که طبعا فقط برای مسایل محدود فردی بیان نشده است- در عرصه های عمومی بازخوانی کنیم، واقعا باید حاکمیت دینی چه رویکردی در برابر منتقدان خیرخواه و دلسوز داشته باشد؟آیا در این ساحت نیز مانند ابعاد فردی و شخصی منتقدان را - که با هشیاری و چشم باز مراقب سلامت همه امور کشور هستند- محبوب‌ترین و ارزشمندترین شهروندان جامعه خود می‌دانیم؟اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 23:16:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب تلخ و دشوار، تصمیم عاقلانه و ناچار!</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D9%88-%D8%AF%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%86%D8%A7%DA%86%D8%A7%D8%B1-p4cdoap3op8z</link>
                <description>بی شک موقعیت فعلی دشوارترین و حساس ترین شرایطی است که روحانیت شیعه در طول تاریخ تجربه کرده است. از سویی تجربه حاکمیت دینی روحانیت و حوزه های علمیه را در برابر چالشها و پرسشهای جدی قرار داده و از سوی دیگر سرعت تحولات اجتماعی و گسترش رسانه های جدید نسلی متفاوت را مخاطب پیام روحانیت کرده است.در هفته های گذشته و در سطح گسترده جهانی، ساحت دین و مناسک آیینی نیز مانند همه عرصه های اجتماعی و فرهنگی جامعه انسانی از شیوع ویروس کرونا و عوارض طبیعی و ناخواسته پس از آن تأثیر پذیرفت و با مسایل و دغدغه های جدی و جدیدی روبرو گردید.اکنون روحانیت شیعه باید برای بازخوانی معارف دینی با اکثریت جامعه تلاش کند و همزمان در تقابل با دو گروه متفاوت و مختلف نیز قرار گرفته است؛ یک گروه از اقلیت دین ستیز و معاند که فرصتی برای حذف دین از ساحت عمومی جامعه یافته و یک گروه از اقلیت دیندار عوام و متعصب و افراطی که اقتضائات دینداری حکیمانه و عقلانی و اعتدالی در بستر واقعیت های زندگی انسانی را درک نمی کند.کوشش روحانیت برای ادای رسالت خطیرش در جهت تبلیغ و ترویج دین و مناسک را اقلیت نخست برنمی تابند و به روحانیان اصیل می تازند زیرا انتظار دارند روحانیت اساس مأموریت خود را فراموش کند و تسلیم اغراض شیطانی آنان شود و تلاش روحانیت برای حفظ اصالت های دین را اقلیت دوم تحمل نمی کنند چون توقع دارند روحانیت دست از پیرایش و هرس کردن این درخت تنومند بردارد و آفت های خطرناک را به حال خود رها کند.این است که در طول تاریخ تأکید بزرگان دین بر حفظ جایگاه عقلانیت بوده است تا جامعه دینی بتواند در برهه های حساس و بحران های سخت درست تصمیم بگیرد و خردمندانه بین بد و بدتر انتخاب کند. از همین رو در حدیث شریف نقل شده که لیس العاقل من یعرف الخیر من الشر، بل العاقل من یعرف خیر الشرین! خردمند آن نیست که بتواند بین خوب و بد انتخاب کند - که این کار از هر کسی بر می آید- بلکه عاقل کسی است که بتواند بین بد و بدتر تصمیم بگیرد!اگر تا دیروز از هر کسی پرسیده می شد بین باز بودن درهای حرم مطهر رضوی برای حضور زائران و توسل آنان به آستان مقدس حضرت یا بستن درهای حرم و محرومیت مردم از این فضای نورانی چه کنیم هر کسی مسلما گزینه نخست را برمی گزید، اما اگر امروز بپرسند بین باز بودن درهای حرم در شرایط شیوع بیماری عفونی و بسته شدن درها و توقف موقت زیارت کدام تصمیم صحیح است؟ اینجا پاسخ دادن چندان ساده و راحت نیست و هرکسی نمی تواند به راحتی جواب دهد.اکنون کسانی می توانند به این پرسش پاسخی صحیح بدهند و تصمیمی شایسته بگیرند که هم درک صحیحی از معارف الهی داشته باشند و هم مصادیق و اقتضائات و شرایط را به درستی تشخیص دهند.موضع تولیت محترم آستان قدس رضوی در این تصمیم حساس و تلخ برای توقف موقت زیارت و بستن درهای حرم را بر همین اساس رویکردی عقلانی و حکیمانه دیدم زیرا با درد و حسرت تشخیص کارشناسان بهداشت را بر میل و علاقه شخصی خود ترجیح داده و انتخابی دشوار را بر اساس تعقل رقم زده است.هرچند ممکن است در باره شیوه های اجرایی این تصمیم و شکل اقدام جهت بستن درهای حرم اختلاف نظر داشته باشیم اما اصل این تصمیم و موضع قاطع و صریح در این زمینه بی شک یک حرکت دینی و مذهبی خردمندانه و عاقلانه است.پیامبر اکرم خطاب به امیر مؤمنان فرمود: &quot;یا علی اذا رَأیتَ الناسَ یَتَقَرَّبونَ إِلَی خَالِقِهِم بِأَنواعِ البِرِّ تَقَرَّب أَنتَ إِلَیهِ بِأنواعِ العَقلِ، وقتی مردم با کارهای خیر و عبادت ها و مناسک راهی به سوی خدا می جویند تو بکوش تا با انواع خردمندی و اندیشه ورزی به خدا نزدیک شوی که از همه پیشتر و سریعتر خواهی رسید!زمان نشان خواهد داد که تصمیم تولیت آستان قدس رضوی انتخابی درست و عاقلانه هرچند تلخ و دشوار بوده است که البته از خادم عالم آل محمد جز این انتظار نمی رود، زیرا آمده است تا جلوه های خردورزی و رفتار منطقی و حکیمانه را از شخصیت آن امام بزرگ به مردم معرفی کند و بدین ترتیب برای احیای امر آن بزرگوار بکوشد.(یادداشت روزنامه شهرآرا)اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 15:30:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خاک پای امام چه کار داری؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-bew8u1ojzxfw</link>
                <description>در هفته های گذشته عوارض طبیعی و ناخواسته شرایط کرونایی موجب مطرح شدن و انتشار اخبار و مطالبی از حواشی مربوط به موضوعات مذهبی و اعتقادی شد و به پرسش ها و چالش های جدی و مهمی دامن زد.این مسائل اگرچه غالبا در ظاهر رویکرد دین ستیزانه ای دارند و به نظر می رسد که - مخصوصا نظر به سوء استفاده دشمن- باعث رویگردانی گسترده نسل جدید از باورها و اعتقادات دینی شوند، اما می توانند در همان حال زمینه ساز بازنگری در شیوه فهم ما از دین و در نتیجه شکل بازخوانی و بیان معارف دینی گردند.اساس دین چنان که در قرآن و تفسیر پیامبر اکرم و خاندان رسالت شناخته ایم بنیان منطقی و عقلانی کاملا روشن و دقیقی دارد که انسانها را در همه دوران ها و مکان ها مورد خطاب قرار می دهد و از خرافه پردازی و سلیقه های شخصی کاملا بر حذر می دارد.مرحوم کلینی محدث بزرگ و مشهور در کتاب عظیم اصول کافی روایت عجیبی در مورد امام جواد علیه السلام نقل می کند که این روزها بیش از گذشته برای ما راهگشاست و بر تبیین متین و تفسیر عقلانی از رسالت و کارکرد دین تأکید دارد. شخصی به نام عبدالله بن رزین گفته است من در مدینه سکونت داشتم و هر روز ظهر امام جواد را می دیدم که پیاده و تنها به زیارت قبر پیامبر می آید و کفش خود را در می آورد و نماز می خواند. روزی وسوسه شدم که برای تبرک از خاک زیر قدم های آن حضرت بردارم و وقتی ظهر شد به مسجد رفتم و منتظر شدم تا ایشان برسد و من از خاک زیر پایشان بردارم اما در کمال تعجب دیدم که آن روز بر خلاف همیشه سوار بر مرکب خود تا پای سنگ درگاه مسجد آمد و آنگاه وارد شد و در روزهای بعد نیز چنین می کرد! با خود گفتم صبر می کنم تا موقع نماز که کفش خود را درمی آورند از خاک زیر پایشان برمی دارم، اما بر خلاف انتظار من از فردا هر بار که برای سلام به پیامبر به محل نماز خود می آمد دیگر کفش خود را هم از پای خارج نکرد و روزهای بعد هم هر بار با کفش می آمد!چون اینجا نتوانستم به مقصودم برسم با خود گفتم که به حمام می روم و آنجا از خاک پای حضرت برمی دارم! با صاحب حمام محله بقیع که حضرت هر هفته یک روز به آنجا می رفت صحبت کردم و فهمیدم که چه روز و چه ساعتی به حمام می آیند و رفتم و به انتظار ایستادم. دیدم که حضرت با سه نفر غلام از راه رسید و زمانی که می خواست از مرکب پیاده شود یکی از آنها آمد و حصیری را جلوی پای حضرت پهن کرد تا حضرت پای خود را روی آن حصیر بگذارد و داخل شود! صاحب حمام با تعجب به من گفت این نخستین بار است که امام چنین می کنند! من منتظر شدم تا موقع برگشتن از خاک زیر پای حضرت بردارم اما در هنگام خروج از حمام نیز غلام آن حضرت آمد و حصیر را بر زمین پهن کرد و ایشان از روی حصیر بر مرکب سوار شدند و رفتند! من که انتظار این همه قاطعیت و سخت گیری حضرت را نداشتم دچار عذاب وجدان شدم و از خود شرم کردم و با خود گفتم که خدا را خوش نمی آید که من فرزند پیامبر را این قدر اذیت کنم و قصد کردم که دیگر این ماجرا را ادامه ندهم!فردا ظهر که حضرت برای نماز و زیارت به مسجد پیامبر آمد دیدم که مانند گذشته ها باز تنها و پیاده آمدند و کفش خود را درآوردند و به نماز ایستادند!چرا فرزند پیامبر که از نیت این شخص آگاه شده بودند اصرار داشتند راهی برای این اقدام او باز نکنند و به هیچ وجه چنین مجالی ندهند؟ زیرا می دانستند این حرکت او که در این لحظه از روی محبت و دلبستگی و اعتقاد است در آینده به مرور فضایی برای ترویج مسایل حاشیه ای ایجاد می کند و در طی قرن ها باعث تراکم حجم عظیمی از پیرایه ها و اضافات خواهد گردید.پیامبر اکرم و خاندان بزرگوار ایشان به همین دلیل اصرار داشتند که متن دین -قرآن کریم و تفسیر اصیل آن- را بدون رنگ و لعاب های شخصی پیروان شان برای ما به یادگار بگذارند و خدا می داند اگر این وسواس و حساسیت را نداشتند تا امروز چه اندازه انحراف و فاصله از حقیقت رقم می خورد!قدردانی آن مجاهدت های بزرگ تنها به محافظت امروز ما از اصالت دین و سلامت آیینی است که بیش از هر زمان در معرض تهدید و آسیب تفسیرهای شخصی و حواشی و پیرایه ها قرار دارد.(یادداشت روزنامه شهرآرا)اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Tue, 17 Mar 2020 16:37:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت روز و هفت ساعت</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-v5eazljzqyak</link>
                <description> https://www.aparat.com/v/6NZio/h كار مجموعه تلويزيوني مستند مسابقه #هفت_روز_و_هفت_ساعت البته به دلايلي آن چنان كه مي خواستيم پيش نرفت و خلاصه آن چيزي كه مي خواستيم نشد؛ ابتدايش با ناشي گري مديران سيما به ضعف و ناهماهنگي هاي آشكار رقم خورد و انتهايش از رفتارهايي كودكانه زخم برداشت و همين ها باعث شد كاري كه مي توانست در خارج از ايران جايي براي خود باز كند و قرار بود حلقه هاي متعدد در كشورهاي مختلف داشته باشد، متأسفانه حتى در داخل ايران هم به خوبي ديده نشود. از اين روي آن را در كارنامه فعاليتهاي متنوع خود جزء كارهاي ناكام به شمار مي آورم و بيشتر خاطرات تلخش را به خاطر سپرده ام ولي با اين حال وقتي الآن مطلع شدم كه مجددا قرار است شبكه مستند آن را هر شب ساعت بيست - تكرارش روز بعد ساعت دوازده و نيم- پخش كند فكر كردم شايد تماشايش براي شما ارزش داشته باشد. اگر حوصله كرديد لطفا ببينيد! ممنوناگر قابل دانستيد نگاهي بيندازيد و به دوستانتان نيز معرفي فرماييد!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Sun, 15 Mar 2020 16:16:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعا کنید</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-m7gaiamx9kpu</link>
                <description>اعصابتون خُرده، حالتون بده، از اوضاع عصبانی شدین، از آخوندها شاكی هستین، قبول! ولی هر كاری بكنید این حقیقت است؛ بلاها و گرفتاری ها فقط وقتی برطرف می شود كه همه مردم دعا كنند و از خدا رفع بلا را بخواهند و با حال تضرع و التماس به طرف خدا برگردند و دست به دعا بردارند!كسی كه چرك و عفونت بدنش رو گرفته، دكتر براش آنتی بیوتیک تجویز می كنه و می گه باید مثلا پنی سیلین بزنه، در اون موقعیت حتى اگه حالش از دست دكتر به هم می خوره، حتى اگه نمی تونه ریختش رو هم ببینه، باید آمپول رو بزنه، حتى اگه همون موقع فحش هم به دكتر بده باید آمپول رو بزنه!قرار هم نیست با دعا كسی عمر ابدی داشته باشه و هیچ وقت نمیره، قرار هم نیست دعا جای مراقبت بهداشتی و مراجعه به پزشك رو بگیره، دعا رابطه انسان و خدا را اصلاح می كند و عافیت می آورد. همه ما می میریم ولی می شود عمرمان با عافیت و رحمت و نور باشد و می شود با تلخی و تاریكی در حجابهای مادی بگذرد!چرا دیگران بدون دعا مشكلشون رو حل می كنند؟ جوابش مفصله، اولا دیگران دعا دارند، ثانیا با دلسوزی برای هم و دوری از ظلم بلاهایی از مردم رفع می شود، ثالثا بلا فقط بیماری نیست. اونها شاید بیماری رو برطرف كنند و تن سالم داشته باشند ولی هنوز بلا برطرف نشده! سلامت جسم تنها بخش كوچكی از عافیت است.مثل این كه شما سر سفره مهمانی فقط غذا به معنی چیزی كه می خورید نمی خواهید، اگر صاحبخانه با اوقات تلخی و بی احترامی غذایی جلوی شما بگذارد و برود آیا قبول می كنید؟ اگر بگوید از شما پذیرایی كردم آیا می پذیرید؟ خواهید گفت ما برای مهمانی آمده بودیم كه خوراك تنها بخش كوچكی از آن است.چاره ای جز پناه بردن به خدا نیست، باید اعتراف كرد كه همه قدرت ها در دست اوست و باید تنها از او خواست كه نجاتمان دهد و عافیت و رحمت خود را بر ما ببارد و بلاها را برطرف سازد. برای مناجات با خدا هم باید حال ذلت و خاكساری داشت، باید با انقطاع و فقر به سوی خدا رفت، نه با استغنا و احساس استقلال و بی نیازی! نقل كرده اند كه رسول خدا وقتی دست به دعا برمی داشت چنان حال تضرع و تمنا داشت كه گویی فقیر گرسنه ای برای لقمه ای نان التماس می كند!اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 10:56:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اين بلا چه قدر طول می‌كشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%A7%D9%8A%D9%86-%D8%A8%D9%84%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%D9%83%D8%B4%D8%AF-avskk4zz31bd</link>
                <description>امام صادق علیه السلام فرمود: آیا می‌خواهید بدانید كدام بلا طول می‌كشد و كدام بلا زود برطرف می شود؟ وقتی در هنگام بلا دلتان به دعا رغبت یافت و دست به درگاه خدا برداشتید، بدانید كه آن بلا سریع برطرف می شود.و از امام كاظم علیه السلام نقل شده است: وقتی بلایی بر بنده مؤمن فرود می آید، اگر به دلش افتاد كه دعا كند بداند كه به زودی بلا رفع می شود، ولی اگر بلایی بر بنده مؤمن نازل شد و دست به دعا برنداشت [و دلش حال تضرع نداشت و زبان به التماس و تمنای خدا نگشود] آن بلا طول می كشد، پس وقتی به بلایی گرفتار گشتید مشغول دعا و مناجات شوید.و از امام صادق علیه السلام نقل شده است: زمانی كه كسی به گرفتاری سخت و بلای شدید دچار گردید و در كاری درمانده شد، به سجده رود و زانوها و دستانش را كاملا بگشاید طوری كه قفسه سینه اش به زمین بچسبد، آنگاه [با این حال ذلت و خاكساری كامل] حاجت خود را از خداوند بخواهد، با این زبان حال كه خدایا، سر و روی خود را در نهایت ذلت و شكستگی در برابر عظمت بی پایان تو بر خاك می سایم!برخی از علمای اهل وثوق فرموده اند كه تضرع و التماس در این سجده طولانی برای حصول نتیجه و گشایش امر مجرب است و توصیه شده كه در این حال هر چه به دلش می آید با زبان شیرین برای راز و نماز و ناز و نیاز با پروردگار ذوق به خرج دهد و چه بهتر كه اشكی هم بریزد و حال تضرع و درماندگی داشته باشد.در ذكر این سجده توسل به وصف &quot;أرحم الراحمین&quot; توصیه شده و عباراتی چون: الهی عبیدك بفنائك، الهی مسكینك ببابك/ خدایا، بنده روسیاه تو هستم كه به در خانه ات آمده ام، گدای تو هستم كه در خانه ات را می زنم.بعد از صدقه دادن و استغفار با ذكر صلوات آغاز شود و با ذكر صلوات هم پایان یابد: و تكرار كند كه یا أرحم الراحمین، یا أرحم من كل رحیم، یا من سبقت رحمته غضبه، یا من وسعت رحمته كل شیء، یا من یسمى بالغفور الرحیم، یا من كتب على نفسه الرحمة؛ ای مهربان ترین مهربانان، ای كه از هر مهربانی دل رحم تری، ای كه محبت تو بر خشم تو سبقت جسته است، ای كه مهر تو همه چیز را فرا گرفته، ای كه مهربانی را بر خود واجب ساخته ای!و همچنین بگوید:الهی منی ما یلیق بلؤمی و منك ما یلیق بكرمك!  خدایا من قد و قواره ام همین قدر است، از من التماس و تمنا برمی آید و از تو بخشش و بزرگی انتظار می رود!توجه به مضامین و معانی این عبارات مهم تر از ذكر عین الفاظ است و برخی گفته اند كه خوب است قبل از مناجات، محبتها و عنایت های خدا را به یاد آورد و بدی ها و گناهان خود را از نظر بگذراند و از خداوند طلب مغفرت و بخشایش كند.اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 18:49:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عامل غربت امام غريب چيست؟</title>
                <link>https://virgool.io/be-ebarat-digar/%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%BA%D8%B1%D9%8A%D8%A8-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA-oqratr1psuue</link>
                <description>یکی از چالشهای فرهنگی و مذهبی در این روزهای كرونایی موضوع تجمع زوار در بقاع متبركه بود و بعد از آن كه بحث توقف گردهمایی های گسترده مردم در مجامع عمومی مانند نماز جماعت در مساجد مطرح شد تقابل جدی بین دیدگاههای موافق و مخالف در مورد زیارت حرم اهل بیت علیهم السلام و امامزادگان به وجود آمد.ظاهرا در عراق پذیرش بیشتری برای محدودیت موقت زیارت وجود داشت ولی در ایران دیدگاههای مخالف به شكل صریح تری موضع خود را نشان دادند و بعضا به صورت عملی با حضور در حرم مطهر ثامن الحجج علیه السلام در مشهد مقدس و حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها در قم مخالفت خود را آشكار ساختند.یكی از حرفهایی كه در این میان برای مخالفت با منع و محدودیت زیارت گفته می شد این مسأله بود كه ما اجازه نمی دهیم اولیای خدا غریب بمانند و آنها را تنها نمی گذاریم، اما آیا به راستی چه قدر ارتباط بین این دو موضوع وجود دارد؟آیا تنها عدم حضور زائران در كنار مرقد اولیای خدا باعث غریب شدن آنها می شود یا می توان عامل دیگری هم برای غربت آنان شناخت؟قطعا هیچكس در این كه &quot;زیارت&quot; یكی از مهمترین وظایف دینی و مذهبی است تردیدی ندارد و بدون شك همیشه حضور و مراجعه و دیدار و زیارت عامل رونق یك مفهوم و بزرگداشت یك ارزش هست.ولی آیا اگر مثلا به صورت موقت محدودیتی برای زیارت ایجاد شود و از زائران بخواهیم با فاصله بیشتر از هم تنها در صحن به زیارت مشغول شوند و سلام بدهند، این به معنای غربت امام خواهد بود؟به نظر می رسد غربت مفهوم بسیار گسترده تری دارد و این جنبه ظاهری تنها بخشی كوچك از آن مفهوم وسیع و عمیق است و بیش از هر چیزی آن را باید در سطح محبت و معرفت وفاداران به آن شخصیت و میزان التزام آنان به آموزه ها و تعالیم او جستجو كرد.چنان كه سیدالشهدا علیه السلام در سخت ترین شرایط محدودیت زیارتش در ادوار مختلف تاریخی همچنان پرفروغ و درخشان باقی ماند و امامان مظلوم بقیع امروز علیرغم همه محدودیت ها عزیزتر و بزرگ تر و تابناك تر از همیشه به نظر می رسند.امام هشتم با خلوت شدن حرم مطهرش غریب نمی شود، آنچه باعث غریب بودن حضرت ثامن الحجج می گردد بی توجهی ما به دستورات و خواسته های اوست.خاندان پیامبر برای هدایت انسانها زندگی كردند و برای تحول و تغییر انسانها كوشیدند و برای سعادت بشر جان دادند تا با خون و جان خود بندگان خدا را از ضلالت و گمراهی نجات بخشند.اگر حتى اندكی از پرتو هدایت آنان در زندگی ما بتابد و تاریكی های رفتار و گفتار ما را نورانی سازد و اگر با ارشاد و عنایت معنوی شان حتى ذره ای كردار ما تغییر كند و اصلاح شود هدف آنان محقق شده است، ولی اگر ما تغییری نكنیم و در مسیر خواسته قلبی شان گام برنداریم اگر از صبح تا شام هم در حرم مطهرشان بنشینیم باز هم آنان غریب خواهند بود.صدام سفاك كه مردم را به خاك و خون می كشید و ملتها را در جنگ نابود می ساخت و زندانیان را در سیاهچال ها شكنجه می كرد، همان موقع به زیارت نمایشی نجف و كربلا هم می رفت.آیا چنین حضور و زیارتی مطلوب خاندان پیامبر بود؟گرچه حضور فیزیكی و ظاهری زائر در حریم مادی مضجع نورانی حضرت لازم و دارای آثار و بركات خاص هست اما اصل و اساس این رابطه توجه قلبی و توسل به آستان قدسی حضرت است چنان كه وقتی حجم زوار در تجمع میلیونی پیاده روی اربعین باعث نگرانی شده بود حضرت آقای سیستانی گفتند كه قبل از روز اریعین یا بعد از آن بیایید و از دور سلام بدهید و بروید!(یادداشت روزنامه شهرآرا)اگر قابل دانستید نگاهی بیندازید و به دوستانتان نیز معرفی فرمایید!</description>
                <category>به عبارت دیگر</category>
                <author>محمدرضا زائری</author>
                <pubDate>Tue, 10 Mar 2020 16:13:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>