<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</title>
        <link>https://virgool.io/bitokss/feed</link>
        <description>انتشارات انجمن علمی بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر دانشگاه یزد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:32:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/3gbjqaa2cfqm/svem6j.png</url>
            <title>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</title>
            <link>https://virgool.io/bitokss</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نکاتی برای قبل و بعد از کنکور ارشد!</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D9%88-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-iacgtbuctyqo</link>
                <description>کنکوردوستانی در مورد کنکور و مدیریت زمان در سرجلسه کنکور ازم پرسیدن. یه پست ویرگول بذارم بقیه هم استفاده کنند. البته این حرف‌ها رو جاهای دیگه به سبک و سیاق متفاوت خوندید. من هم دوباره میگم، ضرر نداره! قبلا در مورد کنکور و المپیاد مهندسی کامپیوتر نوشتم که بهش لینک میدم اگر به کارتون میاد استفاده کنید. قبل کنکورالان که هفته بعد کنکور ارشده. چند تا نکته به نظرم میرسه که شاید کمک کننده باشه و احتمالا استرس رو کم کنه:اول این که برای رتبه یک شدن نرید سر جلسه امتحان! استرس نتیجه خراب میکنه کنکورتون رو.  یادتون باشه ماها یه سری آدم معمولی هستیم که قراره بریم سرجلسه، هر چی بلدیم رو بیاریم رو کاغذ. قرار نیست بریم سرجلسه که فلان رتبه رو بیاریم. دکتر هلاکویی یه حرف قشنگی میزنه میگه ما نیومدیم تو دنیا نفر اول بشیم! اومدیم زندگی کنیم.فکر کردن به نتیجه اوضاع رو متشنج و استرسی میکنه. قرار از اول این بوده که تلاشمون رو بکنیم. پس نتیجه چی؟ نتیجه دست من و شما نیست. نتیجه به هزار و یک عامل مختلف بستگی داره که قابل کنترل نیست. پس چی؟ قرار شد تلاشمون رو بکنیم و به نتیجه فکر نکنیم. بعدشم هر چی شد دیگه شده!دوم این که تا اینجا تقریبا هر چی می‌تونستید یاد گرفتید و به نظر من درس خوندن تو یکی دو روز اخر خیلی تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. پس روزهای قبل کنکور خیلی به خودتون فشار نیارید و یه خورده استراحت کنید. ریلکس کنید که ذهن‌تون آزاد بشه و سرجلسه کنکور بازدهی خوبی داشته باشه.سوم این که از هرکسی که استرس الکی میده فاصله بگیرید. مخصوصا این گروه‌های تلگرامی کنکوری؛ من بعضی وقت‌ها پیام‌ها رو چک می‌کردم، واقعا آدم استرس می‌گیره! هر کی میاد یه حرفی می‌زنه، یه موضوعی رو مطرح میکنه که ادم با خودش میگه وای این رو نخوندم من! الان تو کنکور میاد! در صورتی که احتمال مطرح شدنش واقعا انقدرها هم نیست.چهارم این که برای هفته آخر خلاصه‌هایی که خودتون نوشتید و خلاصه‌هایی که اساتید دادن رو بخونید. مثلا استاد یوسفی زمان ما برای ۳ تا درس یه سری خلاصه دادن که من روزهای آخر فقط همون‌ها رو خوندم (و دیگه هم حوصله نداشتم کاری بکنم رفتم یخورده جنگ‌های صلیبی بازی کردم).پنجم میگن خواب شب کنکور مهمه و واقعا هم هست ولی اگر بد خوابیدید زیاد نگران نباشید. استرس نداشته باشید. من که زیاد خواب نرفتم? ولی شما بخوابید خوبه. من آدمی هستم که همیشه ۲ ۳ می‌خوابم. چند شب قبل کنکور گفتم که یاعلی! ساعت خواب رو هم درست کنم. ۲ ۳ شب مثل آدم خوابیدم ولی شب کنکور به سختی ساعت ۱ خوابیدم و ۵ صبح هم بیدار شدم و خوابم نمی‌برد. بعد ۱ ساعت به در و دیوار نگاه کردم? و صبحونه و کم کم رفتم سرجلسه. ادمیزاده دیگه. چیکارش میشه کرد؟! سرجلسه هم وقتی داشتم پایگاه داده میدادم چشمام داشت بسته میشد دیگه?. خلاصه به خودتون سخت نگیرید.سرجلسه کنکوراول مثل همیشه سوالاتی که مطمئن نبودم رو تیک میزدم که بعدا حل کنم. اونهایی هم که بلد نبودم رو یه علامت جدا میزدم که کلا سراغش نرم. البته به لطف «کاظم قلم‌چی» این رو دیگه همه بلدند.دوم وقتی دفترچه رو تحویل گرفتید اولین کار اینه که ببینید هر درس چقدر وقت داره و چند تا سوال داره. بعد یه زمان‌بندی ذهنی برای خودتون بکنید و یاعلی! طولی هم نمی‌کشه. فوقش ۲۰ ۳۰ ثانیه.البته سازمان سنجش هم که بی‌برنامه بوده و هست! زمان ما هم مشخص نبود که کلا چقدر وقت داریم، به ازای هر درسی چقدر وقت هست و تعداد سوالات هر درس چندتاست. امسال هم همینه. امیدوارم سال‌های بعد درست شه!سوم من قبل آزمون یه اولویت بندی برای این که کدوم درس‌ها رو اول بزنم و به چه ترتیبی تست بزنم داشتم. مثلا اون زمان برنامه‌ام این بود که به ترتیب سوال‌های آسون و متوسط رو حل می‌کنم و بعد زبان انگلیسی و بعد هم بقیه سوالات سخت‌تر و اونایی که فکری‌تر بود. (البته این یه مثال بود صرفا، شما طبق توانایی‌هایی خودتون یه اولویت‌بندی داشته باشید).چهارم بد نیست سرجلسه هم لباس راحت بپوشید! من به توصیه همسرم یه شلوار خیلی راحت با یه تی شرت پوشیدم رفتم سرجلسه. دوستان تعجب کرده بودن تو سالن که این چه وضعیه! همینیه که هست :))پنجم چند تا دونه خرما هم برای جلسه خیلی خوبه. گرسنگی و ضعف رو خیلی ساده برطرف می‌کنه. بعضی‌ها هم میگن شکلات خوبه.ششم یادتون باشه امتحان سوال غلط داره، سوال مبهم داره، سوال دوگزینه ای داره، سوال درست هم داره. پس سرجلسه بابت سوالات بد استرس نگیرید. یا یه چیزی بزنید بره یا این که بذارید بعدا فکرش کنید. بعد کنکوراول این که موزیک ارام بخش (مثلا اهنگ گذشته ها گذشته معین که به شخصه خیلی دوست دارم) میتونه کمک کننده باشه :) البته این اهنگ معین برای همه مراحل زندگی خوبه :)دوم این که بعد از کنکور هیچ دلیلی وجود نداره راجع به سوالات بحث و گفتگو کنید. یه چیزی جواب دادید تموم شده رفته دیگه. یه عادت بدی وجود داره که بعد امتحان میشینیم بحث میکنیم که فلان سوال سخت بود و اینا. هیچ وقت با خودتون فکر کردید خب که چی؟ کجا تاثیر داره؟فوق فوقش چون سنجش خیلی دیر نتایج قطعی رو اعلام میکنه یه تخمینی از درصدهاتون بدست بیارید. اگرم اساتید معتبر گفتن اعتراض به سوالات بزنید خب حتما بزنید ولی درگیرش نشید و زندگی‌تون رو بکنید. سوم این که یه استراحتی تفریحی چیزی داشته باشید چون اگر قبول بشید (که احتمالا میشید)، دوباره دانشگاه شروع میشه. آسون هم نیست. از همون اول دغدغه انتخاب رشته و بعدش انتخاب استاد راهنما و کلی چیز دیگه میاد سراغتون. یه جورایی اگر دقت کنید زندگی اینجوریاس که انگار هر سختی‌ای تموم میشه یه سختی دیگه‌ای میاد. مرحله مرحله هم سخت‌تر میشه؛ مثل بازی. بعد مرحله آخر بازی مردنه! برای اونی هم که بیشتر پول درآورده و موفقیت‌های بیشتری کسب کرده، بهترین مراسم ختم رو می‌گیرن و خداحافظ! نمیدونم چرا تلخ شد صحبت هام. یاد جادی افتادم که همیشه اخر پادکست‌هاش می‌گه شاد باشید و بخندید که زندگی می‌گذره (یا همچین چیزی). چهارم اگر رتبه تون خوب شد، منابعی که استفاده کردید و تجربیات‌تون رو حتما یه جا بنویسید. اصولا بهترین روش انتقال تجربه متن هست. هم بعدا قابل سرچه. هم خلاصه است. فیلم هم خوبه البته در کنار متن. پنجم اگر حال و حوصله یادگرفتن داشتید، احتمال زیاد هر گرایش مهندسی کامپیوتر برید، به پایتون نیاز دارید که به نظرم بهترین دوره پایتون دوره‌های آقای ماش همدانی (مشفق همدانی!) هست. بله ایرانیه ولی فیلم‌هاش انگلیسیه. هنوز که هنوزه من ندیدم کسی فیلم به اون کیفیت برای آموزش درست کنه.نکته دیگه ای به ذهنم نمی‌رسه. امیدوارم که نتیجه زحمات‌تون رو ببینید و بتونید در رشته و دانشگاهی که میخواید قبول بشید.اگر بتونم به زودی در مورد گرایش هوش مصنوعی یه پستی میذارم که برای انتخاب رشته و شاید ادامه راه کمک کننده باشه.</description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>امیر پورمند</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 00:26:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع المپیاد دانشجویی مهندسی کامپیوتر</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-sixl3hlg4vpq</link>
                <description>از مدت‌ها قبل با خودم گفته بودم که اگر رتبه‌ای اوردم و فهمیدم منابعی که مطالعه کردم، خیلی بد نبوده، یه پستی بذارم و در مورد منابع المپیاد دانشجویی کامپیوتر توضیح بدم. چون هیچ جایی در مورد منابع توضیح داده نشده و سازمان سنجش هم سوالات رو منتشر نمی‌کنه. البته بعضی ها میگن منابع المپیاد همون کنکوره که با کمی اغماض میشه قبول کرد و البته نوع و تیپ سوالات فرق داره که من خدمتتون میگم. اگر هدفتون منابع و روش کنکور هست، در این پست توضیح دادم. من سال های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ در المپیاد شرکت کردم که سال اول نتیجه ام خیلی خوب نشد! و سال بعد رتبه دوم مشترک شدم. نتایج بیست و پنجمین المپیاد دانشجویی سال ۱۳۹۹نتایج بیست و چهارمین المپیاد دانشجویی سال ۱۳۹۸چجوری شرکت کنم حالا؟خب اول یه سری قوانین المپیاد رو براتون بگم که بدونید. روش ورود به المپیاد از راه کنکور و یا منطقه‌ است (البته سال ۱۳۹۹ به خاطر شرایط کرونا تغییر کرد که احتمالا دیگه مهم نیست). از کنکور ۱۵ نفر اول انتخاب میشن و از هر از منطقه ۵ نفر. ۱۰ تا منطقه در کل داریم که ۶۵ نفر در کل حضور پیدا می‌کنند. کسایی که از سمت کنکور میرن که راهشون مشخصه! اونایی که از منطقه میخوان برن، ابتدا باید در ۵ نفر برتر دانشکده خودشون باشن و بعد میرن امتحان منطقه‌ای میدن و باید تو ۵ نفر اول منطقه باشن تا راهیابی پیدا کنن به مرحله فینال. چون خیلی ها سوال پرسیدن این دو تا نکته رو هم بگم. اول: المپیاد مهندسی کامپیوتر فقط واسه کسانی هست که رشته‌شون همینه. کسی که از فیزیک یا ریاضی یا هر رشته دیگه ای میاد، حتی اگر نفر یک کنکور بشه، نمیتونه شرکت کنه. (فقط مطمئن نیستم دوستان علوم کامپیوتر میتونن شرکت کنند یا نه. اگر کسی اطلاعی داره بهم بگه.)دوم: حتما باید موقع المپیاد دانشجوی سال سوم یا چهارم کارشناسی باشید. مثلا اگر از فارغ التحصیلی کارشناسی تون یکی دوسال گذشته دیگه نمیشه. اصلا چه فایده‌ای داره؟! ۱۵ نفر اول می‌تونن درخواست گواهی بدن و جز دانشگاه های تاپ تهران (یعنی شریف و امیرکبیر و تهران) هر جایی خواستن بدون کنکور برن و ۵ نفر اول می‌تونن به هر دانشگاهی بدون کنکور برن. البته یک چیز درگوشی بهتون بگم که کسایی بودن که ۸ ام یا ۹ ام شدن و به امیرکبیر و حتی شریف درخواست دادن و قبولشون کردن! درسته که تو قانونش نیست ولی ممکنه! نفرات یک تا سه المپیاد امتیاز هم میگیرن که تو سایت بنیاد ملی نخبگان دقیقش رو نگاه کنید. با یه سرچ ساده می‌تونید بقیه مزایای المپیاد رو هم خودتون در بیارید. بد نیست بدونید بنیاد نخبگان کلا به رتبه کنکور ارشد و دکترا مطلقا هیچ امتیازی نمیده ولی به المپیاد میده. یه سری دلایل هم واسه خودشون دارن که به شخصه منطقشون رو درک نکردم. فقط به طور مشخص اشاره کنم که رتبه آوردن تو المپیاد به معنی معافیت سربازی نیست. در حال حاضر همچین طرحی نداریم. فقط یه سری طرح‌ها هستن که ثبت نام می‌کنید و بنابه امتیازی که میارید میتونید سربازی رو با یه پروژه پژوهشی که حداقل ۱ سال باید طول بکشه، به اتمام برسونید و کارت پایان خدمت بگیرید. این طرح ها هم زیر نظر بنیاد ملی نخبگانه و اگر خواستین پیگیری کنین اونها در جریان هستن. در مورد بنیاد ملی نخبگان هم اونجوری که خودش میگه «عضو نداره» یعنی هیچکس عضو بنیاد ملی نخبگان نیست. یه سری ها یه امتیازهایی جمع میکنند و به یه حد نصابی که رسید میتونن از طرح های بنیاد استفاده کنن. مثلا در مورد سربازی امتیازتون که به ۱۳۰ رسید می‌تونید درخواست بدین که پرونده تون بررسی بشه و اگر دوست داشتن بهتون پروژه بدن. جدولش هم تو سایت اش هست. چی بخونم حالا؟المپیاد ۵ تا درس داره همیشه. که ۴ تاش رو باید امتحان بدین و یکیش رو باید حذف کنین. دقت کنید اون حذفی اینجوری نیست که بگین من نمی‌خوام حذف کنم. باید حذف کنین :)از اونجایی که آدمیزاد ذاتا دنبال راه میانبره یه قانون دیگه‌اش که خیلی مهمه رو بگم که خیالتون راحت بشه. از قبل باید مشخص کنید که چه درسی رو نمی‌خواین آزمون بدین. نمیشه برین سرجلسه سوال‌ها رو ببینید و بگید من نمیخوام این رو امتحان بدم. :))درس ها عبارتند از: نظریه زبان‌ها و ماشین‌ها، مدارمنطقی و معماری کامپیوتر، الگوریتم و ساختمان‌های داده، سیستم عامل و شبکه‌های کامپیوتری.۱- نظریه زبان و ماشیناین رو از زبان بچه های امیرکبیر میگم. سال ۱۳۹۸ که امتحان دادم بعد امتحان نظریه کپ کرده بودم (تعجب خیلی زیاد) که این چرت و پرت‌ها چی بود اصلا! از کدوم کتاب سوال داده بودن؟ چه طرزش بود؟ اونجا بود که دوستان امیرکبیر گفتند که نظریه ۴ تا سوال داره معمولا که ۲ تا از کتاب آقای مایکل سیپسر میاد و ۲ تا هم از کتاب پیتر لینز. به نظرم اگر خواستید شرکت کنید تمرین های کتاب پیتر لینز رو حل کنید. یه پیش بینی هم می‌کنم که یه سوال هم حتما از یکی از لم‌های تزریق میاد! زمان ما اومد. ۲- معماری کامپیوتر و مدارمنطقیبرخلاف تصور که بقیه میگن وای چقدر معماری سخته اتفاقا معمولا آسون ترین سوالات مال همین دو تا درسه. تو المپیاد یکی حساب میشن. ۴ ۵ تا سواله و نصف نصف از دو تا درس میاد. برای کنکور به نظرم فیلم‌های پروفسور نوابی یه کم زیاده ولی برای المپیاد به هیچ وجه زیاد نیست! حتما همش رو ببینید. از اون به بعد برای هر دو درس به تعداد زیادی سوال نیاز دارید که یه منبعش نمونه سوالات کنکور هست که توصیه می‌کنم و دیگری هم یه کتابی که از انتشارات نص برای معماری کامپیوتر گرفتم به نام «رهیافت حل المسائل در معماری کامپیوتر» ترجمه مریم تقی زاده است.۳- سیستم عاملسیستم عامل سوالاتش خوبه ولی به هیچ وجه روتین نیست. البته تو پرانتز بگم کلا المپیاد اینجوریه. برای همین هم نمونه سوال نداره. یکی از دوستان به سنجش گفته بود نمونه سوال میخوام بهش گفته بودن المپیاد کنکور نیست! به نظرم یه کتابی مثل کتاب دکتر حقیقت می تونه خوب باشه. البته شاید برای شروع سخت باشه و میتونید از یه کتاب دیگه شروع کنید. فقط یادتون باشه در المپیاد از جاهایی ممکنه سوال بیاد که تو کنکور نمیاد. پس یخورده دامنه مطالعه تون رو باید بالاتر ببرید. ۴-ساختمان داده و الگوریتممهم ترین کتابی که به نظرم باید مطالعه بشه کتاب داده ساختار ها و الگوریتم دکتر قدسی و البته کتاب ۶۰۰ مسئله دکترقدسی است. من خودم برای یادگیری نحوه پیاده سازی الگوریتم ها و درک بهترشون فیلم های ماش همدانی (The ultimate algorithm and data structure course) رو هم دیدم. به نظرم خیلی خوب بودن. یادتون باشه که در سوالات ممکنه ازتون بخوان که کد بنویسید و باید بتونید حداقل یه شبه کد مثل امتحان الگوریتم که احتمالا دادین، بنویسید! ۵- شبکه های کامپیوتریکتاب مرجع کراس راسه. قدیم (البته منظورم ۱۰۰ سال پیش نیست همین ۳ ۴ سال پیش) رفرنس کتاب آقای تننباوم بود که خیلی هم کتاب خوبیه. سال ۹۸ یه سوال داده بودن ببینید چه جالب بود: گفته بودن پروتکل MPLS را به طور کامل شرح دهید و مزایا و معایبش رو هم بنویسید و شکل هم بکشید و خلاصه تاریخچه اش رو هم بگید. یعنی اینجور چیزهایی هم کاملا ممکنه حتی. فکر نکنید همش حل مسئله اس. به نظرت کدوم رو حذف کنیم؟البته ذهن آدمیزاد به تجربیات محدود بایاس میشه ولی احتمالا یه چیزی بوده که تو المپیاد کشوری‌ای  که داشتیم و اکثرا از دانشگاه‌های خوب بودن، تعداد خیلی زیادی از بچه ها نظریه رو حذف کرده بودن و البته تقریبا هیچ کس معماری و مدارمنطقی رو حذف نکرده بود. به طوری که فکر کنم از حدود ۶۵ نفر ۵ نفر امتحان نظریه دادیم و امتحان مدار منطقی و معماری (که من سال اول حذفش کردم) رو تقریبا همه داده بودن. احتمال من اینه که دوستانشون که تجربه داشتن همچین توصیه‌هایی رو بهشون کرده بودن. البته دو تا نکته رو تاکید کنیم. یکی این که سوالات المپیاد خیلی به سیلقه طراح سوال بستگی داره و تو مرحله اول و دوم ممکنه کاملا متفاوت باشه. حتی می‌تونید مرحله اول مثلا درس شبکه رو حذف کنید و مرحله دوم درس نظریه رو حذف کنید. محدودیتی از این نظر وجود نداره.  قبلا هر درس ۴ ۵ تا سوال میومد ولی امسال (۱۴۰۰) که برنامه رو دیدم به نظرم اومد چون تو یک روز برگزار میشه (مثل امتحانی که ما تو ۱۳۹۹ دادیم) تعداد سوال ۳ یا حداکثر ۴ تاس. حال و هوای سوالات چطوره؟سوالات بیشتر جنبه اثباتی و تشریحی دارن. ازتون میخوان که جواب رو تشریحی و کامل بنویسید و توضیح بدید و اثبات کنید. مثلا دو صفحه اثبات نوشتن در یک سوال خیلی عادیه و اصلا عجیب نیست. در ضمن سوالات هر دو مرحله تشریحی هست.یخورده دقیق تر بگم. مثلا تو درس نظریه زبان و ماشین ۳ تا لم تزریق هستند که تو کنکور هیچ وقت نمیگن بیاید اثبات کنید، اما در المپیاد دقیقا سوال همینه. در درس معماری و مدار ما صرفا یاد میگیریم که یک سری مدار رو تحلیل کنیم و اکثرا بحث طراحی خیلی به چشم نمیاد. در حالی که تو المپیاد چند تا سوال اومده بود که فلان کار رو میخوایم انجام بدیم، شما زحمت بکشید مدارش رو طراحی کنید. در الگوریتم هم به همین منوال. یک سوال عرف المپیاد اینه که فلان مشکل رو داریم. زحمت بکشید شبه کدش رو بنویسید و بعد از اون بگید order اش چقدره. نتایج از کجا اعلام میشه؟نتایج دانشگاه رو که معمولا استاد مسئول استعداد درخشان دانشکده اعلام می‌کنه و ارسال می‌کنه. نتایج المپیاد منطقه‌ای رو هم همون استاد بهتون میگه و بعضی وقت‌ها تو سایت خود دانشگاه میذارن. نتایج مرحله نهایی رو فقط و فقط از سایت المپیاد می‌تونید نگاه کنید. بعدشم اگر رتبه ۱ تا ۱۵ شده باشید یه درخواست رتبه می‌دید و یه گواهی براتون ارسال می‌کنند. چند تا سوال نمونه از المپیاد ۱۳۹۸ که یادمه! از اینجا صرفا کپی می‌کنم از مطالبی که قدیم تر ها برای خودم نوشته بودم. چون تقریبا هیچی یادم نیست، تغییرش هم نمیدم. نظریهسوالات نظریه سخت بود و تمام سوالات از جنس اثبات بود. هیج کدوم از سوالات از جنس حل کردن نبودن. سوال اول گفته بود: اگر یک زبان مستقل از متن بر روی الفبای تک حرفی مثلا a داشته باشیم. آیا این زبان لزوما منظم است؟ اثبات کنید!سوال دوم بدین صورت بود که گفته بود عبارت منظمی رو در نظر بگیرین. اگر زبان ال پریم رو بصورت زیر تعریف کنیم، زبان ال پریم مستقل از متن است یا خیر و منظم است یا خیر. ادعای های خود را ثابت کنید.(زبان ال پریم میشه مجموعه رشته هایی که تعداد صفر ها و یک هاشون حداقل با یه عضو مجموعه ال که همون زبان منظم اولیه باشه برابرن. )سوال سوم گفته بود بگین آیا دو زبان تصمیم پذیر بر روی عملگر اشتراک بسته هستند که جوابش رو نوشتم بله. قسمت دوم گفته بود آیا دو زبان تصمیم پذیر و تشخیص پذیر بر روی عملگر اجتماع بسته هستند یا خیر. که جوابش رو نوشتم بله.سوال اخر به این صورت بود که گفته بود اگر یه زبان بر روی ماشین تورینگ قطعی به اسم p داشته باشیم و زبانی هم بر روی ماشین تورینگ غیرقطعی به اسم NP داشته باشیم. اثبات کنید زبان P بر روی عملگر بستار بسته است. و اثبات کنید زبان NP بر روی عملگر بستار بسته است که به نظر من دومی اشتباه هست. اثبات هاش هم بلد نبودم. سیستم عاملسوالات درس سیستم عامل به نظر از کتاب سیلبرشاتس بود‌. جمعا ۵ سوال داشت و به نسبت نظریه آسون‌تر بود. سوال اول یه مساله ارایشگر خواب الود بود و به جای ارایشگر TA قرار داشت. میگفت این TA روی بچه ها میان بیدار میکنن و اگر کسی بود رو صندلی می شینن منتهی حداکثر تعداد صندلی ۳ تا هست. اگر جا نبود میرن بعدش بیان. گفته بود که کدش رو بنویسید.سوال دوم یه سری دستور داده بودن گفتن اینا رو بگین کامپایل میشه به اسمبلی یا نه اول کامپایل میشه و سپس ترجمه میشه‌. مثلا دستورات زیرMovl fg, %daCal printfPush %cMove global, %dسوال سوم فرض کنید در شرکتی کار میکنید که سیستم عامل ان ویندوز NT است. شرکت میخواد به لینوکس مهاجرت کنه. برای شرکت نمی صرفه که برنامه ها رو دوباره run and compile کنه. برای شرکت راه حل بدین و مزایا و معایبش رو بگین. قسمت اولش بود تازه. حالا شبه کد هم براش بنویسین‌.سوال چهارم در مورد Earlieat deadline first بود که گفته بود cpu load چقدره. سوال پنجم تعداد خط پرینت hello os شده در یه فور بود که داخلش دستور فورک داشت. گفته بود فرض کنین دستور فورک خطا نمیده. حالا بگین چند بار عبارت چاپ میشه.البته تابع پرینت اف خارج فور بود. شبکهسوالات شبکه راحت بودن. اولین سوالش MPLS بود. گفته بود پروتکل رو توضیح بدین. بگین چجوری با هم سر شماره لینک هماهنگ میشن و کلا مزایا و معایبو خلاصه هر چی میدونین بگین‌ دو صفحه هم جا گذاشته بود که هر چی خواستیم بنویسیم.سوال دوم درباره پروتکل SR و GBN بود و گقته بود اگر یه پیغام به طول فلان داشته باشیم و هر بسته هم یه سایز مشخص داشته باشه و پکت ۱۰ و ۱۲ گم بشه کلا بگین چه اتفاقی میفته که باید  کنترل ازدحام TCP و تایم اوت و این چیزا رو بلد میبودین. میفهمیدین سایز پنجره و شماره اک هر بسته چقدر میشه. لاگ کامل خواسته بود. با جدول میشد کشید. برای حل کردن سوال ۳ و۴ باید بلد میبودین که اگر بسته ها یکی یکی از مسیریاب اول به دوم برسن کی میرسن چقدر منتظر میمونن. اینا یعنی با هزینه لینک متفاوت چقدر داده ها تو صف میمونن.سوال اخر گفته بود اگر یه فایل html و ۵ تا فایل داشتیم ۲ تا فایل روی یه سرور و ۳ تا روی یه سرور دیگه‌. بگین چقدر طول میکشه. هزینه لینک ها و مشخصات لینک ها رو هم داده بود. صرفا یه جمع و تفریق ساده بود. گفته بود حالا اگر مثلا هر دو با هم به لینک بفرستن هزینه لینک تغییر کنه و بشه انقدر چقدر طول میکشه.الگوریتمننوشتم. یادم نیست. یک سری نمونه سوال هم خیلی قبل تر از المپیاد پیدا کرده بودم که راستش اصلا یادم نیست، از کجا دانلود کردم ولی تو یه فورومی بود فکر کنم. خلاصه همه اش رو اینجا تو گیت هابم اپلود میکنم که اگر کسی به دردش میخوره استفاده کنه. راستش فعلا چیز بیشتری به ذهنم نمیرسه. اگر سوالی در مورد المپیاد کامپیوتر داشتین در کامنت بپرسید. فقط خواهشا در مورد خود سوالات نپرسید چون اصلا یادم نیست. :دیاز وقتی که گذاشتید و مطالعه کردین، ممنونم. در ضمن در وبلاگ اصلی‌ام بعضی سوال‌هایی که ازم بصورت ایمیل پرسیده شده رو جواب دادم. </description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>امیر پورمند</author>
                <pubDate>Mon, 31 May 2021 03:33:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استاد شاگردی؛ دو روی یک سکه!</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DA%A9%D9%87-zl652bpnfnw8</link>
                <description>- شما شاگرد منی؟+ بله استاد- پس چرا تا حالا شما رو ندیدم؟+ استاد من میرم سر کار و برای همین کلاسها رو تا حالا شر..- برو حذف کن.+ استاد!!- یا حذف می‌کنی یا غیبت کلاسی اعلام می‌کنم.این مکالمه شاگرد استادی مکالمه‌ایه که توی چهار سالی که اینجا هستین حتما خواهید شنید. شاید به عنوان خاطره بشنوید، شاید یه روز که دفتر استادین بشنوین، شایدم خودتون مخاطب این مکالمه بشین!استادان دانشگاه اولین افرادی هستند که توی دانشگاه براتون حرف میزنن. از دانشگاه میگن. بهتون درس یاد میدن. از خاطرات دانشجویی‌شون براتون میگن. یه نیم سال خوب رو براتون رقم میزنن یا بعضا حسرت یه نمره خوب از درس رو به دلتون میذارن. تو این مطلب می‌خوام دو روی سکه استاد شاگردی رو با هم ببینیم!رفاقت با استاداناستاد دانشگاه، دریایی از تجربیاته! یه استاد دانشگاه حداقل مدرک دانشگاهیش دکترا است و حداقل ده سال در اون مقطعی که شما واردش شدین به تحصیل پرداخته.بعضی از استادان دانشگاه بیشتر در زمینه علمی کار کردن و به قول خودمون بچه درس خون رشته شون بودن و کلی تجربه از درست درس خوندن و پژوهش درست و خارج رفتن و انتخاب درست مسیر آینده‌تون توی درس بهتون میدن.بعضی از استادان هم هستند که درسته که درس خوندن؛ اما سرشون درد می‌کرده برای کار توی صنعت و شرکت دارن و کلی از دنیای کسب و کار می‌دونن. اصولا این اساتید درسی رو در دانشگاه ارائه میدن که با حرفه و تکنولوژی‌هایی که توی شرکتشون استفاده میشه، مرتبطه. شما توی کلاس این استادان مفاهیمی رو تجربه می‌کنین که بعد‌ها تو دنیای کار بسیار به شما کمک می‌کنه.آخرین دسته استادانی هم که من نویسنده این نوشته مشاهده کردم، استادانی هستند که عشقشون کمک به شما دانشجو‌ها بوده و اومدن که دانشگاه رو آباد کنن. استادانی که شما به عنوان رأسای دانشگاه و دانشکده می‌بینید و بعضا این استادان مراکزی رو در دانشگاه برای راحتی شما تاسیس می‌کنند که هم به دانشگاه کمک بشه و هم دانشجویان بتونن تجربه کسب کنن. این استادان شاید روی خشن دنیای کسب و کار رو ندیده باشن، اما عشق به دانشجو و عشق به دانشگاه کاملا توی شرکت‌هاشون مشخصه و شما می‌تونین تجربیات خیلی خوبی رو از بعد فنی توی شرکت‌های اونا کسب کنین.شما به عنوان دانشجو، در طول ۱۴۰ واحدی که در دانشگاه میگذرونی، با هر استاد تقربیا بیش از یک بار درس برمیداری و توی اون چند ترم به طور نسبی استادت رو میشناسی. علاوه بر اون خودت رو هم کم کم میشناسی و بر اساس آینده‌ای که برای خودت متصور خواهی بود می‌تونی با استادی که باهاش بیشتر احساس نزدیکی می‌کنی بیشتر ارتباط بگیری و کارآموزی و پروژه کارشناسی رو با اون استاد برداری و کلی از تجربیاتش استفاده کنی.لج و لج‌بازی با استادان!اون روی سکه استاد شاگردی زمانی میرسه که شما و استادت اصلا به همدیگه نخورین! همون طور که بالا براتون گفتم، استادان هم مث ما آدما مدل‌های مختلفی دارن و تو تیپ‌ها و دنیا‌های جداگونه‌ای هستن. داستان لج و لج‌بازی شاگرد و استاد از اونجایی شروع میشه که شما آدم اهل سازشی نباشی و به عنوان دانشجو زیر بار این تفاوته نری. بزارین با یه مثال براتون بگم!فرض کنین شما یه آدم عاشق کسب و کارین و از همون سال اول دنبال یادگیری مهارت هستین و می‌خواین هر چی زودتر برید دنبال شغل. اما استادتون از اون بچه درس‌خونایی بوده که هر مقطع رو با نمره اولی فارغ‌التحصیل شده و همیشه دنبال پژوهش بوده و تمام تجربه کاریش دانشگاه. خب قطعا همچین استادی براش حضور غیاب خیلی مهمه! تحویل تکلیف و سر کلاس درس گوش دادن و دانشجوی خوبی بودن در درجه اولویته. وقتی شما به عنوان دانشجو کارتون رو نسبت به کلاس درس اون استاد در درجه اولویت قرار میدین و جلسه کاری‌تون رو بر غیبت سر کلاس ترجیه میدین و بعد هم با افتخار این موضوع رو به استاد میگین که غیبتتون رو توجیه کنین، اون زمان لحظه‌ایه که بی‌خبر از شناخت شخصیت استادتون به اون استاد توهین کردین! استاد از دست شما عصبانی و شما که انتظار توجیه کارتون و بعضا تشویق از سمت استاد رو داشتین، جلو استاد میخکوب میشین و این میشه آغاز لج و لج‌بازی استاد و دانشجو...پس خیلی لازمه به عنوان یه دانشجو استادتون رو خیلی خوب بشناسین و نسبت به ارزش‌هایی که اون استاد براش اهمیت داره باهاش رفتار کنین. مطمئن باشید وقتی که شما این احترام رو نسبت به استادتون قائل بشین، استاد هم در مواقعی که واقعا نیاز داشته باشین برای ارزش‌های شما احترام قائل میشه و مشکلات بین استاد و دانشجو کمتر و کمتر میشه.بهترین کار اینه که همیشه مشکلات و مسائلی که ممکنه براتون پیش بیاد رو قبل از وقوع برای استادتون توضیح بدین تا هم موضع اون استاد رو نسبت به اون مسئله ببینین و هم بتونین از تجربیات اون استاد استفاده کنین. به امید اینکه هیچ وقت روی لج و لج‌بازی با استادان براتون نیاد و همیشه با استادان رفیق باشید :)</description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>محمدصادق عارف</author>
                <pubDate>Sun, 01 Nov 2020 21:42:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع کنکور کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/arshad99-e3gwyndaidsw</link>
                <description>سلام، امیر پورمند هستم. رتبه یک کنکور مهندسی کامپیوتر ۱۳۹۹ شدم. خیلی‌ها از من درباره روش مطالعه و منابع سوال کردند. می‌خوام به عنوان دانشجویی که خودش اول راهه، درباره یه سری چیزایی که به ذهنم رسیده صحبت کنم. همه این حرف‌ها تفکرات منه و ممکنه اشتباه باشه. البته بعضی جاها نظرات دوستم سینا حسین کوچک که رتبه دو کنکور شدن هست. با هم درس خوندیم و مشکلات هم رو حل میکردیم. خیلی خوبه ادم یه دوست همراه داشته باشه. در ضمن اگر نسخه ویدئویی رو بیشتر می‌پسندین با بچه‌های انجمن دانشگاه یزد یه مصاحبه‌ای انجام دادم که در اینجا می‌تونید ببینید. اگر هم میخواید در مورد المپیاد دانشجویی بدونید، قدری در اینجا نوشتم. اینجا هم یه سری نکات برای قبل و حین و بعد کنکور نوشتم که اگر دوست داشتید بخونید. چطوری برنامه ریزی کنم؟من بیشتر خوشم میاد هفتگی بنویسم چه درس‌هایی بخونم و درس‌های هر روز هم مشخص باشه بقیه‌اش آزاد.یه سری اصول داره: انعطاف‌پذیر باشه و تایم خالی داشته باشه و این که اگر به هر دلیلی نتونستم انجام بدم هیچ اشکالی نداره. من برای خودم مثل قلم‌چی سختش نکردم. فقط تو هفته یه جدول کشیدم که چه درس هایی رو میخوام بخونم و مشخص می‌کنم هر درس رو چند ساعت می‌خوام بخونم. بعد درس‌ها رو پخش می‌کنم تو هفته. مثلا ۴تا درس تو روز. حالا تایمش برا من که آزاد بود ۲، ۳ یا ۴ ساعت. هر چی شد. فقط استراحت بینش هم مهمه. مثلا هر ۶۰ دقیقه یه ۱۰ دقیقه استراحت می‌کردم و استراحت بین این رو هم جزو زمان درس خوندن حساب می‌کردم. حتی اگر نرسم برنامه یه هفته رو انجام بدم، هفته بعدش دوباره برنامه ریزی میکنم! درباره اهمیت برنامه ریزی هم هر چی بگم کم گفتم. من اوایل همین جور دیمی درس می‌خوندم. یه درسی رو به صورت رندوم انتخاب می‌کردم شروع می‌کردم به خوندن. کنکور کارشناسی رو هم همین جور دیمی خوندم. بعد همسرم که طرز درس خوندنم رو دید، بهم گفت اصلا روشت به درد نمی‌خوره. من اصلا در عجبم تو چطور دانشگاه سراسری قبول شدی. اوایل خیلی قبول نمی‌کردم ولی کم‌کم مدل‌های مختلف برنامه ریزی رو تست کردم و با سعی و خطا به این روش رسیدم. برای من خوب بود. نمونه برنامه ریزی من برای خوندن درس هامن تو Notion هم ۹ تا درس ایجاد کرده بودم و می‌نوشتم که برای هر درس چه کاری دارم. مثلا تیتر مباحثی که باید بخونم یا تست بزنم رو می‌نوشتم.چه جوری بخونم؟‌ درباره روش SQ3Rکه خودتون می‌دونید. به نظرم اصل یادگیری تو پرسش هست. کتاب‌های رفرنس مثل استالینگ رو نگاه کنید. اول کلمات کلیدی رو گفته،‌ بعد یه سری پرسش مطرح کرده آخر فصل دوباره پرسش مطرح کرده. فهمیدم ذهن با حقایق چیزی یاد نمیگره. برای ذهن، سوال و پرسش و از همه مهم تر، داستانه. مثلا اگر من بخوام درسی رو شروع کنم و هیچ ایده‌ای ازش نداشته باشم اول سعی می‌کنم یه سری تست‌هاش رو حل کنم. اونوقت وقتی دارم میخونم چون دنبال جواب برای پرسش می‌گردم یاد می‌گیرم وگرنه مغزم می‌ره رو مود اتوماتیک و فقط می‌خونه. یه مطلب خیلی جدید رو که می‌خونم می‌ذارم یه مدت تو ناخودآگاه بچرخه که بتونه مثل یه تیکه پازل بشینه تو ذهن.قبلا که برای سی شارپ دوره می‌گذروندم یه دوره ۳۰ ساعته رو تو ۴ ۵ روز تموم میکردم و خوشحال هم بودم اما بعدش که می‌خواستم از مطالب استفاده کنم می‌دیدم، خیلی هم خوب یاد نگرفتم. بخاطر همینه که توصیه می‌کنن علما هر روز چند تا درس متفاوت و مطلب نامربوط به هم رو بخونین. بقیه‌اش رو ارجاع میدم به مجموعه پادکست‌های یادگیری  آقای شعبانعلی که رایگان هم هستن! خودشون رتبه یک بودند. روزنوشته‌هاشون درباره کنکور هم آدم رو آروم می‌کنه.تو یادگیری تکرار بافاصله رو فراموش نکنید به طور خیلی عادی ذهن مطالب رو فراموش می‌کنه و نیاز داره این دیتا چند بار ذخیره بشه تا ریکاوری‌اش راحت‌تر باشه. من تندخوانی رو هم تست کردم و اصلا جواب نمیده. شاید روی یه چیزی مثل داستان یا رمان جواب بده اما یه چیزی مثل الگوریتم که بعضی وقتا لازمه برای درک جواب یه سوال یه ربع روش فکر کنین اصلا نه. بهتره در یه روز ترکیبی از درس های محاسباتی (حل مسئله) و حفظی رو بخونید چون مدارهای محاسبه و حفظ تو ذهن فرق دارند. خسته میشن بنده خداها مثلا یه پارت الگوریتم مسئله حل کنید. یه پارت شبکه حفظی هاش رو مطالعه کنید.خلاصه نویسی و نقشه ذهنی کشیدن و این چیزا هم خوبه. برا من خیلی مفید نبود. یخورده از درس ها رو نوشتم و بعد گذاشتم کنار. من اگر بخوام یه فصل رو مرور کنم ترجیح میدم ۴ تا سوال درست حسابی پیدا کنم بشینم حل کنم. در حین فکر کردن خودش دوره می‌شه.اگر وقت کردید فایل What works, What does not رو مطالعه کنید که روش هایی که واقعا کار میکنند و اونهایی که جواب نمیدند رو تفکیک کرده. تست زدن چقدر مهمه؟تست زدن هم برای دوره کردن خیلی خیلی خوبه. فراموشی یه چیز خیلی عادیه. ممکنه ۳ بار یه چیز رو بخونید یادتون بره. من اگر قرار باشه مثلا گرامر مستقل از متن نظریه رو دوره کنم به جای این که بشینم و از نو نکاتش رو تکرار کنم ۱۰ تا تست از اون فصل میزنم. تست‌ها خیلی وقت‌ها سوالات استاندارد کتاب‌های مرجع هستند پس برای یادگیری خیلی خوبن و کلا ترجیح می‌دم یه سوال برام پیش بیاد و دنبال جوابش بگردم نه این که صرفا طوطی‌وار مطالب رو تکرار کنم.واقعیتش من برای یکی از درس‌های امتحان کارشناسی اصلا وقت نکردم بخونم. مجازی هم بود. کلا سرکلاس نرفتم. هیچ ایده‌ای هم نداشتم که چیه. باید تو یه شب یه کتاب 500 صفحه ای میخوندم. یه کتاب تست پیدا کردم فقط تست های آخر هر فصل رو حل کردم. خوب هم شد.چقدر وقت بشینم و بخونم؟بازم ارجاع میدم به آقای شعبانعلی. طبق تحقیقات یه چیزی بین ۴۵دقیقه یا ۱ ساعت و نیم نرماله. اگه یادتون باشه کلاس‌های مدرسه هم که طولانی میشد بعد ۲ ۳ ساعت بازدهی به صفر می‌رسید. حتما استراحت بین هر پارت ۵تا ۱۰ دقیقه داشته باشین.چند ساعت تو روز درس بخونم؟خبری از ۱۵ ۱۶ ساعت درس خوندن نیست. ۸ساعت کار یا درس در روز برای یه آدم کافیه. به شرط این که ثبات داشته باشه. بعضی وقتا ۲ ۳ روز حالم خراب میشد کلا همه چی رو می‌ذاشتم کنار. کرونا، ناامیدی، ابهام و یا حتی مریضی برا منم پیش اومده. برا همه هست. من وقتی حالم گرفته می‌شد یه فیلم خوب می‌دیدم یا می‌رفتم پیاده‌روی. هر کسی روش خودشو داره.همه درس ها رو بخونم؟جز ریاضی و احتمالا زبان همشو بخونید. چرا؟ چون شما نمی‌تونین روی ۱۰۰ درصد هیچ درسی حساب کنید. این مثل کنکور سراسری نیست که غلط یا مبهم نداشته باشه یکی دو تا سوال ممکنه غلط باشه و یکی دو تا سوال هم ممکنه نظر طراح با شما فرق داشته باشه! برا زبان انگلیسی هم بستگی به خودتون داره. من بعد از حل همه درسا رفتم سراغ زبان. کنکور ۹۹ خیلی بهتر بود که از هر درس تقریبا ۱۰ تا تست آورد. اینجوری سوال در تمامی سطوح (آسون و متوسط و سخت) داره؛ در ثانی غلط علمی سوالات هم کمتر تو درصد تاثیر می‌ذاره. ویرایش با توجه به تغییرات سنجش: برای زمان ما این قصه درست بود اما امسال با توجه به این که تعداد درس‌ها زیادتر شده شاید نشه همه‌اش رو خوند و بهتر باشه چندتاییش رو حذف کنید. نظر سینااگر میخواین درسی رو بخونید کامل بخونید. خوندن سطحی ارزش نداره. اگر نمیرسین اشکالی نداره که یه سری ها رو حذف کنید. دلیلش هم اینه که میانگین درصد تو ارشد مهمه نه تراز. ظاهرا نمره آزمون ارشد بدین شکل حساب میشه: نسبت میانگین درصد به نفر اول * ۸۰۰۰ + معدل ضربدر ۱۰۰ (که میشه ۲۰۰۰). احتمالا برای همین هم تراز امیر تو همه ضریب ها یکی شده.سوالات شک دار رو بزنم؟من باشم میزنم. اگر ۱۰ تا سوال شک داشته باشم (که داشتم) احتمالا ۵ تاش درسته و ۵ تاش غلط که به نفعه. در ثانی اگر پاسخنامه‌های کنکور ارشد رو نگاه کنید، یه سری سوالات کلا دوگزینه‌ای میشن. واقعا هم هر دوتا گزینه درست هستند. یه سری سوالات دارای تاثیر مثبت میشن. حیف نیست آدم این‌ها رو از دست بده؟کلاس آنلاین بهتره یا آفلاین؟من ترجیح می‌دم به جای چیزهای آنلاین از مدل آفلاینش استفاده کنم. من حتی تو وبینار معمولا نسخه آفلاین رو می‌بینم. مخصوصا تو زمینه کلاسا ترجیح میدم فیلمی که از پیش (بدون حضور دانشجوها) ضبط شده رو ببینم. (به نظرم وقت پرتش خیلی خیلی کمتره). در ضمن وقتی کلاسی آنلاینه و دانشجو سر کلاسه، استاد مجبوره همراه با میانگین کلاس پیش بیاد. اگر چیزی رو نفهمم نمی‌تونم نیم ساعت فکر کنم و اگر زودتر بفهمم دکمه اسکیپ نداره. مخصوصا این که پلیرهای آنلاین همچین تعریفی هم نیستن و با نت داغونی که ما داریم چیز خوبی توش درنمیاد. گروه های تلگرامی چی؟من هم هر بار که عضو شدم لفت دادم. بیشتر از این که چیز یاد بگیرم استرس گرفتم و وقتی آرامش نداشته باشم مطلقا هیچی تو کله‌ام نمیره. هر روز تعداد زیادی پیام میاد. عضوشدن تو گروه ها حس خوبی داره و آدم فکر میکنه همراه بقیه اس و از این چیزا ولی فایده خیلی کمی داره. البته تو کانال اکثر اساتید عضو بودم و مطالب رو رصد می‌کردم.چطوری انرژی‌ام رو حفظ کنم؟خداییش مشکل‌ترین قسمت کار همینه. مخصوصا این که تایم خوندن برای کنکور زیاده. یکی از چیزهای مهم درس خوندن انگیزه است. اصولا وقتی به کسی یا چیزی نیاز داریم که تشویقمون کنه کسی نیست. بله بعد کنکور همه لطف دارن اما قبلش شاید بعضا سنگ هم جلومون بندازن. البته به طور کلی میگم وگرنه تنهای تنها هم نیستیم. پدر، مادر، همسر و دوستان نزدیک خیلی کمک میکنن. هدف‌گذاری هم بر مبنای همین‌ها باشه. یه چیز قابل دسترس ملموس مشخص باشه. چیز مشخص منظورم اینه که مثلا نمیگم میخوام هوش مصنوعی رو فول بشم میگم تست‌های مضرب ۵ فصل ۲ رو می‌زنم امروز. سعی میکنم مطالب رو کوچیک کوچیک کنم. من اگر بخوام انگیزه بگیرم میشینم نیم ساعت تو یه درسی رو که دوست دارم تست میزنم یا سوال حل میکنم یا فیلم می‌بینم و این انگیزه ای میده برای ادامه راه. اگر حس این رو هم نداشتم یه کاری می‌کنم که به نظرم مفید بیاد (مثلا تمیزکردن خونه یا شستن ظرف‌ها) و همون انگیزه ای بشه واسه ادامه درس خوندن. اوایل همش میرفتم از این کلیپ انگیزشی‌ها میدیدم ولی بعد از یخورده وقت دیگه انگار روم تاثیری نداشتن. من بعضا هایلایت‌های دکتر چاووشی در زمینه انگیزه و موفقیت رو مطالعه می‌کردم و خیلی بیشتر از کلیپ بهم کمک می‌کرد. عملا یه سری حرف‌های من هم انعکاس استوری‌هاشون هست (۲ سالی میشه ایسنتاگرام اصلی‌ام رو پاک کردم و با یه اکانت جعلی یه سری چیزا رو دنبال می‌کنم. برا من که خوب بوده).در نهایت امر هم ما ماشین نیستم که همیشه حالمون خوب باشه و بتونیم کار کنیم یا درس بخونیم. ما که نیومدیم تو این دنیا درس بخونیم یا کار خارق‌العاده‌ای انجام بدیم. والله. ما هم مثل بقیه. تفریحاتی مثل فیلم دیدن یا پارک رفتن یا حتی قدم زدن هم لازمن. برخلاف تمام تبلیغات، اصلا عادی‌بودن (یا متوسط بودن) چیز بدی نیست. یه سری پادکست مال آقای مجتبی شکوری (برنامه کتاب باز) هست که قبلا موقع پیاده روی گوش می‌دادم و من رو آروم می‌کرد. واقعا حفظ آرامش تو این فضای مسموم کنکوری خیلی خوبه. برای من یه عاملی که باعث می‌شه آرامش بیشتری پیدا کنم اینه که سعی میکنم به نتیجه فکر نکنم چون نتیجه دست من نیست. من فقط می‌تونم تلاش کنم. حتی اگر نتیجه خوب نشد هم باز هم قرار نیست خودمو سرزنش کنم. نشد که نشد. اونوقتی که درس می‌خوندم به این فکر نمی‌کردم که رتبه فلان بشم چون به نظر خودم اونجوری کمال‌گرا میشدم و می‌خواستم همه چی رو کامل بخونم. من یه آدم عادیم و همه درس‌ها رو عادی خوندم. در ضمن فرق چندانی هم بین رتبه ۱ یا مثلا رتبه ۱۰ از نظر سواد یا حتی دانشگاهی که میرن هم نیست.گفتم به نتیجه فکر نکنیم پس چطور بفهمیم داریم خوب پیش میریم؟ یه معیار خوب برای من وقتی بود که یه دفتر یا خودکار تموم میشد. تو آزمون آزمایشی شرکت کنم یا نه؟من با آزمون آزمایشی موافق نیستم. من به شخصه اصلا نمی‌تونم برنامه درس خوندنم را با آزمون‌ها هماهنگ کنم و کلا از سیستم آزمون خوشم نمیاد. هیچ آزمونی هم شرکت نکردم. من برای آزمون خودم تست‌های کنکور سال‌های قبل رو چاپ می‌کردم. یه روز جمعه از ۸ صبح با رعایت زمان‌بندی شروع می‌کردم به آزمون دادن. بعد درصدهام رو حساب می‌کردم و با توجه به میانگین درصد تو رشته مطلوبم نتیجه‌ام رو ارزیابی می‌کردم. حتی اگر آزمون می‌دین نکته خیلی مهم اینه که بعد آزمون تک تک سوالات رو تصحیح کنین. من معمولا یه روز یا دو روز درگیرش بودم. (الان که بیشتر فکر می‌کنم) باتوجه به این که امسال تعداد سوالات و زمان کنکور تغییر خیلی زیادی داشته (و در نتیجه زمان‌بندی کنکورهای قدیمی‌تر خیلی به کار نمیان)، یکی دوتا آزمون جامع می‌تونه مفید باشه. نظر سینا آزمون آزمایشی جدا از قیمت وحشتناکی که داره (که اصلا نمی صرفه) برای یکی مثل من خوب بود چون هزارتا کار بهتر از درس خوندن تو خوابگاه هست که آدم انجام بده. آین آزمون‌ها باعث میشد هدف‌های کوتاه مدتی داشته باشم، مثلا خیلی وقت‌ها می‌گفتم جمعه آزمون دارم بهتره بشینم بخونم که اگر آزمون نبود شاید نمی‌خوندم.کتاب رفرنس بخونیم یا نه؟تا جایی که میشه نه. من بعضی درسا رفرنس رو خوندم و خیلی زیاد بود. بعدا فهمیدم بهتره هر جا اشکال داشتم و نفهمیدم بهش مراجعه می‌کردم. همیشه بر خلاف مدل کنکوریا می‌گفتم به جای این که یه منبع رو چند بار بخونم،‌ چند تا منبع رو یه بار می‌خونم.منابعی که من خوندم چیا بوده؟من برای هر درس چند تا منبع معرفی می‌کنم، انتخابش با خودتون. منابعی که من استفاده کردم اکثرا دسته دوم یا مال چاپ‌های ۹۳ ۹۲ یا از کتابخونه یونی بودن اما اگر کتاب جدید بخرین راحت ترین؛ چون حل تست‌های سال‌های پیش به سختی گیر میاد. منم یخورده اذیت شدم. در ضمن اگر دانشجو هستین می‌تونین از کتاب‌های کتابخونه دانشگاه استفاده کنید اگر هم کتابی موجود نبود سفارش بدین براتون می‌خرن! فقط اگر خواستین از هر کدوم از منابع دانشگاهی رو بخونین، حتما یه کتاب تست بگیرید حالا چاپ قدیم یا حتی کتاب انتشارت معروف هم نبود عیب نداره.درباره فیلم‌ هم به نظر من یه فیلم می‌تونه کار شما رو سرعت ببخشه؛ مثلا، اگر مطلبی رو قراره ۲ ساعت وقت بذارین تا خودتون بخونید با فیلم تو ۱ ساعت یاد می‌گیرین. منتهی یادتون باشه فیلم اول کاره. تست و مرور دست خودتونه. یادگیری با مروره. شما سر جلسه که می‌رین تقریبا همه سوالات براتون آشناس. فقط اگر بهش فکر نکرده باشین یه چیزاییش رو میدونین و تو بقیه‌اش میمونین. برای همین میگم خیلی خیلی تست بزنین. دقت کنین نمیگم یه کتاب رو بردارین هی روخونی کنید. من میگم هی سوال حل کنید. حتی اگر شده یه سوال رو چند بار حل کنید. فقط این روش برای درسی مثل شبکه (که هنوز سوالاتش تو کنکور خیلی کم هستند و تغییرات شدیدی داشته) مناسب نیست.در مورد منابع برای هر درسی انقدر سایت‌ها و گروه‌های مختلف منابع خودشون رو تبلیغ کردن که فکر کردم بهتره مسیری که طی کردم رو بگم. من آدمش نیستم که یه لیست بهتون بدم و بگم فلان کتاب‌ها و دوره‌ها رو بخرید که موفقیت از آن شماست، چون فکر می‌کنم این حرف دروغ بی شرمانه‌ای بیش نیست. من فقط یه سری تجربیاتی که دارم رو به اشتراک میذارم. (درضمن اگر اسم بعضی اساتید رو نمیگم دال بر بی سوادیشون نیست صرفا من باهاشون اشنایی نداشتم).1- مدارهای منطقیمن تو کارشناسی نفهمیدم این مدار منطقی کاربردش چیه تا مدار رو با پروفسور نوابی شروع کردم و واقعا فهمیدم یه کامپیوتر رو چطور میسازن. از گیت لول تا RT لول. تا به حال کورسی بهتر از این ندیدم. فقط برا کنکور واقعا زیاده و ۴ ۵ تا فیلم اول و آخرش زیادن. بحث مدارات اسنکرون تو کورس مکتب خونه دکتر تابنده و دکتر صدوقی خیلی خوب گفته شده. بابت کتاب هم کتاب استاد یوسفی هست که سینا گرفت و راضی بود. منم یه کتابی گرفتم چاپ ۹۱ که الان تو بازار نیست. درسی مثل مدار و نظریه خیلی تغییرات نداشته و چاپ‌های قدیم هم به شرطی که تست کافی داشته باشن کارتونو راه میندازن ولی درسی مثل الگوریتم تست‌های جدیدش لازمه. من مدار منطقی و معماری مطلقا صفر صفر بودم به خاطر همین نمی‌تونستم با کتب ارتباط بگیرم.سایت مکتب‌خونه رو که می‌دونین. خیلی از اساتید دانشگاهی فیلم‌های سرکلاسشون رو ضبط می‌کنن و رایگان در اختیار هر کسی قرار میدن. انصافا کار قشنگی انجام دادن. (اگر استادی هم به نظرتون آروم صحبت می‌کنه میتونید فیلم رو دانلود کنید و سرعتش رو دو برابر کنین)در ضمن این درس به شدت ساده و چهارچوب دار هستش. کافیه به تست های سال های اخیر نگاه کنین که هیچ تغییری نداشتن. 2- معماری کامپیوتراول فیلمای دکتر گودرزی و دکتر موحدین تو مکتب‌خونه و بعدا دکتر صفری تو آپارات رو دیدم. دکتر گودرزی مطالب پایه‌ای رو درس میدن. دکتر موحدین خداییش خیلی فراتر از کنکور درس میدن. کلا درس گسترده‌ای هست و غیر از اساتید کنکوری من ندیدم یه استاد کل مطالب رو پوشش بده. اگر زودتر می‌دونستم کل درس رو با یه استاد کنکوری می‌گذرونم. بعدا فیلم و کتاب استاد یوسفی رو گرفتم و راضی بودم. (تو پرانتر بگم توی کتاب‌هاشون همه چیز رو نمیگن اما فیلم‌هاشون واقعا خلاصه و مفیده. فیلم آموزشی بهتری ندیدم من). من تو المپیاد مدار و معماری رو امتحان ندادم و نظری ندارم.بر خلاف اسم و رسم این درس و احتمالا تجربه‌مون در دوره لیسانس، این درس هم خیلی مسائل چهارچوب دار و خوبی رو داره. تغییراتش در سال های اخیر خیلی کم بوده و به نظرم حتما درس امنی حساب میشه. 3- هوش مصنوعیدوره استاد رامین رهمنون برای شروع تو یوتیوب عالیه من فیلما رو ریختم رو گوشی. تو مسیر رفت و برگشت یونی دیدم (یکی از دوستان نیز در کامنت‌ها یه پلی لیست مرتب شده درست کردن چون تو خود کانال بعضا درهمه). دکتر ناصررضوی هم خوب درس میدن. مثلا من تا وقتی سرگین غلتانک رو ندیده بودم نفهمیده بودم عامل واکنشی ساده چیه! بابت کتاب هم با اکراه کتاب راهیان ارشد رو معرفی می‌کنم. من و دوستم سینا اصلا راضی نبودیم. من پوران پژوهش رو هم گرفته بودم اما اونم فقط خلاصه‌های آخر فصلش به درد می‌خورد.کاش کتاب کمک درسی بهتری برای این درس نگارش می‌شد. یه ترجمه خوب برای خود راسل کتاب دکترفیلی هست اما من خودم هر جا مشکل داشتم همون رفرنس (انگلیسی) رو نگاه کردم. هوش تا فصل استنتاج مرتبه اول خوب و ساده‌اس و اکثر سوالات هم تا همین جا میاد. دو تا فصل ناجالب داره: برنامه ریزی و احتمالات. ناجالب به خاطر این که اکثرا خیلی درست حسابی توضیحش ندادن و یخورده باید وقت بیشتری بذارین اگر میخواین مطالعه‌اش کنید. 4- الگوریتم و ساختمان داده برا المپیاد که پارسال خوندم: دکتر گنج تابش مکتب‌خونه (هیچ جا ندیدم NP رو انقدر قشنگ توضیح بده)، کتاب کورمن (همون CLRS) انتشارات نص ، دکتر شریفی زارچی مکتب‌خونه، کتاب داده ساختارها و الگوریتم دکتر قدسی.اما بعدا تست نمی‌تونم حل کنم و مشکل داشتم. با یه سری پرس و جو برا کنکور اینا رو پیدا کردم واقعا خوب بودن: فیلمای استاد یوسفی، کتاب ۶۰۰مسئله دکتر قدسی (خودم داشتم)، کتاب نارنجی (سینا داشت)، تست‌های ۹۰به بعد کنکور هم خداییش خیلی مهمن.برخلاف قیافه و اسمش تقریبا درس روتینی هست و نوع سوالاتش مشخصه و تغییر خاصی هم نداشته. من اگر می‌تونستم برگردم برای این درس خیلی بیشتر وقت می‌گذاشتم که مسئله حل کنم نه این که مثلا بشینم کورمن رو بخونم. شروع کردن یه درس با رفرنس اصلی در حالی که این همه منابع بهتر وجود داره اشتباهه. الگوریتم مثل ریاضیه. از لحاظ مسئله هم فکر می‌کنم کتاب دکتر قدسی یه سر و گردن از بقیه بالاتره. به قدری سوال تو الگوریتم داره که حالا حالاها باید حل کنید. اگر انگلیسی تون خوبه حل المسائل کورمن هم اینجا ست میتونید یه نگاه بهش بندازین.5- سیستم عاملمن همون اول برای المپیاد از سیلبرشاتس و تننباوم استفاده کردم (که خب خیلی کار درستی نبود!). برا کنکور کتاب نشر علوم رایانه (کلا این انتشارات کتاب‌های خیلی خیلی معمولی رو داره نه میشه گفت بده نه خوبه) رو تهیه کردم و تقریبا تا یه ماه آخر با همون خوندم اما سمافور رو نمی‌فهمیدم. ماه آخر کتاب دکتر حقیقت رو گرفتم و به نظرم از کتاب سیلبرشاتس و تننباوم هم بهتره. جایی که من لذت می‌برم اینه که صرفا دنبال حل کردن و رسیدن به جواب نیستن. واقعا طراح سوال رو زیر سوال می‌برن و البته همه چی رو تو کتاباشون میگن که خیلی خوبه. برا المپیاد هم فکر کنم همین خوبه. سیستم درس امنیه. تغییر خاصی تو کنکور نداشته و سوالاتش هم روتین و خوبه. امسال یه سری سوال به شدت ساده هم ازش اومد که واقعا حیف شد واسه اونایی که نخونده بودن. 6- شبکهمن و سینا حتی تا آخراش هم دنبال منبع خوب شبکه بودیم. ظاهرا خیلی سوالاتش تغییر داره و قابل پیش‌بینی نیست. کتاب کراس راس که مرجع درسه. من ترجمه دکتر ملکیان از انتشارات نص رو گرفتم و دکتر حقیقت هم ترجمه کردن. یه سری تست تالیفی هم خودشون طرح کردن رایگان گذاشتن که استفاده کردم. تمرین‌های آخر فصلش هم خوبه اما انگلیسیه کمی مشکله (حل المسائل به درد بخور هم پیدا نکردم). خود آقایان کراس و راس هم تو این سایت یه سری مسائل به همراه جواب رو مطرح کردن. انیمیشین های خوبی هم درست کردن که برای یادگیری مفیده. جزوه دکتر صبایی هم خوبه، یه نگاه بهش بندازین. برا شبکه فصل ۱ تا ۴ واجبه و فصل ۵ مستحبه تقریبا (تعداد سوالاتش خیلی کمه).امسال یهو رویکرد شبکه حفظی محور شد و یه چیزی مثل یادگیری سوییچ اومد. تا پارسال مسئله محور بود اما امسال مسئله ندادن. یعنی شاید رویکردهای پارسال دیگه به درد نخوره. بخاطر همین اگر من باشم برای سال بعد کتاب مرجع رو می‌خونم. منبع المپیاد هم کتاب کراس راسه. می‌خواستم برای کنکور خودم شبکه رو حذف کنم چون کتاب‌کار درست حسابی‌ای واسه درس گیر نمی‌اومد و جواب سوالات سال‌های پیش به سختی پیدا میشد اما با سوالاتی که تو شبکه اومد خیلی بهش امیدوار شدم و سال دیگه اگر بخوام کنکور بدم حذفش نمی‌کنم. درباره انتشارات نص هم بهتون بگم که هر کتابی ازش گرفتم راضی بودم (البته کتاب کنکوری نداره). واقعا تو رشته ما کتاب‌های خوبی ترجمه و تالیف کردن.پی نوشت: اخیرا دکتر مهدی جعفری از دانشگاه شریف ویدئوهای شبکه شون رو داخل آپارات اپلود کردند. من از کیفیت و کمیتشون اطلاع ندارم. خودتون بررسی کنید. 7- نظریهمن یه کتاب پوران پژوهش چاپ ۹۳ گرفتم که مال آقای پورمحقق بود، خوب بود. دوستم سینا کتاب استاد شاپوری رو گرفتن. هر دو راضی بودیم. منتهی اگر برای المپیاد می‌خواین، المپیاد ۲ ۳ تا سوال از پیتر لینز (کتاب رفرنس همین منابع کنکوری) اومد و ۲ تا سوال از کتاب مایکل سیپسر (یه کتاب خیلی تئوریه و من باهاش ارتباط نگرفتم). به نظر من که برای المپیاد نظریه رو حذف کنین همون‌طوری که بقیه می‌کنن. (من رفتم و سوالاش رو بلد نبودم).این درس متوسطه و سوالاتش هم خیلی روتین هستند. با تمرین و حل زیاد مسئله میشه توش مسلط شد. 8- کامپایلرمن کتاب آقای شیخ (پوران پژوهش) چاپ ۹۰ رو از کتابخونه گرفتم اما فصلای آخرش رو از سینا گرفتم، به نظرم همون شاپوری (پوران پژوهش) رو بگیرید. کتاب مدرسان شریف رو هم گرفته بودم اما باهاش ارتباط نگرفتم. نمیدونم چرا برخلاف اسمی که مدرسان درکرده خیلی کتاب‌های جالبی نداره.اوایل که بخواین بخونین واقعا درس ناجالبی هست ولی کم کم باهاش کنار میاین. من اگر می‌خواستم درسی رو حذف کنم احتمالا همین بود کما این که تا حدی به رشته موردعلاقه‌ام غیرمرتبطه.9- پایگاه دادهکتاب خوب بخوام معرفی کنم دکتر کیوان‌پور هستن که کتابشون رو سینا داشت و در کل راضی بود (به جز ERکه اصلا پسندش نبود). منم کتاب استاد سلامی رو چاپ ۹۳ داشتم و بس بود. ایندکس رو هم از رو سیلبرشاتس خوندم. البته من پیش‌زمینه داشتم. فیلم استاد غلامعلی‌نژاد از دانشگاه بناب هم هست. مکتب خونه رو نگاه کنید. خیلی آموزش دیتابیس داره.برای دیتابیس حرفی واسه گفتن نمی‌مونه از بس شیرینه. 10-انگلیسیفقط انگلیسی رو من هیچی نخوندم و از قبل کانون زبان رفتم و بلد بودم. واقعا نمی‌دونم. با زبان معمولی ۵۰ ۶۰ درصد رو میشه زد.ریاضی هم که صرف نمی‌کنه بزنین کلا و بی‌خیالش بشین. البته به شرطی که سازمان سنجش دوباره ضرایب رو تغییر نده. من خودم هم ریاضی رو سفید تحویل دادم. اینم کارنامه من. همیشه روال این بوده میانگین درصد ۵۰ باعث میشده رتبه تک رقمی بیارین ولی امسال درصد بچه‌ها بهتر بوده. کارنامه منالمپیاد چی؟کمی هم در مورد المپیاد توضیح بدم برا اهلش. ۵ تا درسه که چهار تاش رو باید امتحان بدین و یکیش رو باید حذف کنید که نظر من برای حذف رو نظریه است. تقریبا ۴ ۵ تا سوال تو هر درس بهتون میدن. مثلا پارسال سوال اول شبکه گفتن پروتکل MPLSرو توضیح بدین. ۲ صفحه هم جا میذارن قشنگ بنویسید. بعد جالبه که می‌نویسن اگر سوالی به نظرتون مشکل داره تصحیحش کنید و جواب درستش رو بنویسید. مثلا یکی از سوالات نظریه گفته بود اثبات کنید فلان چیز درسته. من گفتم اصلا به نظرم این غلطه. یا مثلا سوال سیستم عاملش این بود که یه برنامه تو لینوکس نوشتیم میخوایم پورت کنیم به ویندوز. چه کنیم؟ خلاصه که امتحان جالبیه. اگر بتونم سوالات ۹۸و ۹۹ رو که امتحان دادم منتشر می‌کنم. اپدیت: اگر دوست داشتید بیشتر بدونید پستی که در مورد المپیاد کامپیوتر نوشتم رو مطالعه کنید. کلام آخرمیدونین چرا میگم که مثلا نظریه چاپ ۹۳، مدار منطقی چاپ ۹۱گرفتم و خوب بود؟ میخوام بگم موسسات کنکوری کارشون فروشه. بعضی هاشون حتی استرس می‌فروشن که من و شما منابعشون رو بخریم اما آدمای باسواد (مثل پروفسور نوابی) نیازی ندارن که انقدر شوآف راه بندازن. انقدرا هم لازم نیست که برای همه درسا منابع اصطلاحا برتر رو گرفت و خوند. با روش مطالعه درست و حتما تلاش میشه دانشگاه خوب قبول شد. پس خیلی شلوغش نکنید. من تو درسی مثل سیستم عامل گفتم کتاب حقیقت خیلی خوبه اما زیاد دستم نبود و بیشتر رفع اشکال کردم باهاش. به نظرم حتی با کتاب‌های خیلی معمولی هم میشه رتبه خوب آورد.یه سری معیار هم برا استاد (کنکوری) خوب بگم: حداقل قبل از این که چیزی رو بخرید یه نگاه بندازید ببینید اصلا طرف مدرک کارشناسی داره؟ ارشد رفته؟ دکترا چی؟ خودش کجا درس خونده؟ مقاله هم داره؟ اون اساتیدی که به نظرم باسواد هستن، آروم و موقر درس میدن و مثل اینایی که تو تلویزیون استرس میفروشن نیستن. نیازی هم ندارن هی چپ و راست بگن من خوبم و منابع من فلانه.یکی از دوستانم میگفت «بعدش هم که قبول شدی فهذا اول الکلام. اول کار و درس خوندنه.»امیدوارم که سرتون رو درد نیاورده باشم و مطالب به دردتون خورده باشه. خوشحال میشم اگر پیشنهاد یا انتقادی دارین در کامنت برام بنویسید. (در ضمن در وبلاگ اصلی‌ام بعضی سوال‌هایی که بچه‌ها ازم پرسیدند رو جواب دادم و بصورت یک پست نوشتم).</description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>امیر پورمند</author>
                <pubDate>Wed, 21 Oct 2020 00:40:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رشته مهندسی کامپیوتر چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/computer-engineering-wgkhojegouya</link>
                <description>ویرگول رو باز کردم و نوشتم رشته مهندسی کامپیوتر چیه؟ بعد گفتم خب یه عکس شیک برم براش پیدا کنم. تب جدید رو باز کردم و تو نوار سرچ خارجی بازی درآوردم و نوشتم: computer engineeringو با این عکسا مواجه شدموقتی تو گوگل خارجی می‌نویسی مهندسی کامپیوتر!فک نکنم تصور شما از مهندسی کامپیوتر شبیه این عکس باشه. تصور شما شاید بیشتر شبیه این عکس پایین باشه. یه لپ تاپ، یه مانیتور که کلی کد برنامه نویسی جلوش بازه و هندزفری و قهوه. این دیگه تهشه!میز ایده آل یه مهندس نرم‌افزار!و اگه توی گوگل فارسی بنویسین «مهندسی کامپیوتر» با همچین عکسایی مواجه میشین:وقتی فارسی بنویسی مهندسی کامپیوتر!پس اینطوری نتیجه بگیریم که خیلی تو زبون فارسی درباره مهندسی کامپیوتر تصورمون اشتباه نبوده و اون میز خوشگله و مانیتور و قهوه و ... دور از دسترس ما نیست.در ادامه براتون میگم که فرق مهندسی کامپیوتر خارج با مهندسی کامپیوتر وطنی تو چیاست.(توی پست‌های بعدی) اما علی الحساب میریم سراغ اینکه بفهمیم رشته مهندسی کامپیوتر تو ایران چه شکلیه و تو دانشگاه ما یعنی «دانشگاه یزد» این موضوع به چه شکلی هست.رشته مهندسی کامپیوتر چیه؟رشته مهندسی کامپیوتر ترکیبی مباحث نرم‌افزار و سخت‌افزار و مباحث دنیای فناوری اطلاعات هست. شما در رشته مهندسی کامپیوتر یاد میگیرین که چطور برنامه‌نویسی کنید، داخل سخت‌افزار کامپیوتر چی می‌گذره و برای اینکه یه کسب و کار کامپیوتری داشته باشین، چه مفاهیمی رو باید بلد باشین.شما به عنوان یه مهندس کامپیوتر باید بدونین نرم‌افزار و سخت افزار به چه شکل با هم در ارتباط هستن و وقتی ما یه برنامه می‌سازیم، چه فرآیندی رو طی می‌کنه تا روی سیستم ما اجرا بشه ( چیزی که یه مهندس کامپیوتر میدونه ولی یه برنامه‌نویس شاید ندونه).علاوه بر این‌، شما یاد می‌گیرین که چطور برنامه‌تون بهینه باشه، وقتی که برنامه‌نویسی می‌کنین چه اصولی رو رعایت کنین که ۴ سال دیگه اگه به کد‌هاتون سر زدین، بفهمین چی‌چی نوشتین! یاد میگیرین که سخت‌افزار‌های مختلف چطوری کار می‌کنن و راه رو برای اینکه یه روزی برین سمت ساخت سخت‌افزار، براتون هموار می‌کنه.دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر باید دقیقا ۱۴۰ واحد درسی رو توی این رشته یاد بگیره. تقریبا تو همه دانشگاه‌ها همین ۱۴۰ واحد مرسومه. حدود ۱۲۰ واحد از این ۱۴۰ واحد رو همه‌ی دانشجو‌های کامپیوتر باید مشترکا یاد بگیرن. حدود ۲۰ الی ۲۵ واحد رو (بسته به دانشگاهی که قبول میشین) متفاوت می‌گذرونین. اما این تفاوت توی چیه؟ برای پاسخ به این سوال باید بریم سراغ گرایش‌های کارشناسی رشته مهندسی کامپیوترگرایش‌های کارشناسی رشته مهندسی کامپیوترتوجه: من اینجا صرفا گرایش‌های دانشگاه خودم (یعنی دانشگاه یزد) رو بررسی می‌کنم. میدونم که گرایش‌های خیلی بیشتری مثل مهندسی سخت افزار، هوش مصنوعی، رایانش امن، معماری سیستم و... در دانشگاه‌های دیگه وجود داره اما چون خیلی از بطن اون گرایشا خبر ندارم ترجیح میدم درباره شون نظر ندم و تحقیق درباره‌اش رو به خودتون بسپارم ؛)مهندسی نرم افزار: اگر گرایش مهندسی نرم افزار رو انتخاب کنین سر کار شما بیشتر میره سمت توسعه یک نرم‌افزار. اینکه بر طبق چه اصولی نرم‌افزارتون رو طراحی کنین، چطوری نرم‌افزارتون بهینه باشه، برای توسعه یه نرم‌افزار خاص سراغ چه زبان برنامه‌نویسی برین و در آخر هم چطوری بتونین تو داده‌های مختلف کاوش کنین و اطلاعات مورد نظرتون رو پیدا کنین. به قول یکی از استادامون:شما در پایان دوره کارشناسی باید در مقام یک کارشناس نرم‌افزار باید بتونین نظر کارشناسی درباره اون نرم‌افزار بدین و با بررسی مستنداتش تعیین کنین که این نرم‌افزار به صورت درست و اصولی توسعه داده شده یا نه!صفحه مانیتور یه مهندس نرم‌افزار همیشه این شکلیه!مهندسی فناوری اطلاعات: اگر برین سراغ گرایش مهندسی فناوری اطلاعات، وارد دنیایی میشین که من داخلش هستم:) این گرایش شما رو با اصول دنیای فناوری اطلاعات آشنا می‌کنه. اینکه کسب و کار‌های حوزه ‌IT به چند دسته تقسیم میشن، چطوری می‌تونیم فناوری‌هایی که وجود داره رو وارد صنعت IT کنیم، چطور فناوری‌های موجود رو با هم یکپارچه کنیم، چطوری امنیت محیطی که در اون هستیم رو تامین کنیم و در نهایت چطور تیم داشته باشیم و بتونیم برای اون تیم تصمیم گیری کنیم و اون رو مدیریت کنیم. تجارت الکترونیک یکی از شاخه‌های جذاب فناوری اطلاعاتیه ذهنیت که برای بچه‌های یک گرایش به وجود میاد اینکه که مثلا بچه‌های IT میگن ما چرا کد بزنیم؟(این خیلی مرسومه!). واقعیت اینه که شما با هر گرایشی باید در آینده با یه کامپیوتری دیگه کار کنین و باید حداقل یه دانش سطحی درباره اون چیزی که اون فرد بلده و داره باهاش کار می‌کنه بدونین. پس برای همینه که تقریبا ۱۲۰ واحد گرایش‌های کامپیوتر مشترکه و همه هوش مصنوعی، معماری کامپیوتر، اصول طراحی یه نرم افزار و خیلی درسای دیگه رو یاد می‌گیرن. پس این نکته رو فراموش نکنین:شما به عنوان یه مهندس کامپیوتر باید در حد کارشناسی مهندسی کامپیوتر به اصولی که توی مهندسی کامپیوتر بهش پرداخته میشه احاطه داشته باشین و اونا رو بلد باشینبازار کار رشته مهندسی کامپیوتراین تیکه رو دارم مشاهداتم رو می‌نویسم و حاصل ۳ سال حضورم تو جمع کامپیوتری هاست.دنیای کار کامپیوتر یه خورده با دنیای درس خوندن و تحصیل تو این رشته متفاوته. اون چیزی که شما به عنوان واحد درسی توی کامپیوتر می‌خونین یه جورایی بنای کاریه که باید توی صنعت انجام بدین. اینم نمیشه گفت که دانشگاه داره اینجا بد عمل می‌کنه که کاربردی درس نمیده. برای اینکه شما بتونین نویسنده باشین، اول باید الفبا بلد باشین. دانشگاه هم همینطوره. شما الفبا کامپیوتر رو یاد میگیرین. پس اگه بخوام تو یه جمله بگم:از دانسته‌های دانشگاهی توقع کار نداشته باشین. بلکه این دانسته‌ها باید یه پایه باشن برای عمیق و اصولی یاد گرفتن مهارت‌های کامپیوتری.اما...اگه شما درسای دانشگاه رو خوب یاد بگیرین و سعی کنین یه مهارت مربوط به رشته کامپیوتر رو یاد بگیرین، اون موقع است که نون‌تون تو روغنه!یه مثال بزنم: شما یه درس دارین به اسم «شبکه‌های کامپیوتری». توی این درس اصول و مبانی شبکه‌های کامپیوتری رو بهتون میگن. اگر شما بعد از پاس کردن این درس، این فیلد رو ادامه بدین و دوره‌های مربوط بهش مثل CCNA و CCNP و... رو یاد بگیرین می‌تونین توی یکی از شرکت‌های خیلی خوب ایران تو این حوزه استخدام بشین. من اینجا میانگین حقوقی که توی سایت خود شرکت نوشته رو براتون آوردم( تقریبا ردیف سوم مربوط به بچه‌های شبکه میشه)میانگین حقوق شرکت ابرآورانپس بدونین که کسب مهارت مهم ترین عامل برای داشتن یه شغل خوب توی حوزه کامپیوتره. و این رو هم از من داشته باشین:برای دانشجوی سخت‌کوش و خلاق همیشه کار هست ؛)مهندسی کامپیوتر در دانشگاه یزدمراسم معارفه ورودی‌های ۹۸توی دانشگاه یزد مثل بقیه دانشگاه‌های ایران شما باید حداقل ۴ سال بیاین دانشگاه و ۱۴۰ واحد درسی پاس کنین. توی دو سال اول فرقی نداره که دوست دارین چه گرایشی داشته باشین. در اصل دو سال اول سال‌های آشنایی شما با رشته کامپیوتره و اصلا گرایش بندی ندارین و درسای هر تو تا گرایش تا آخر سال دوم مشترکه.در پایان سال دوم جلسه‌ای دانشکده با دانشجو‌ها برگزار می‌کنه که داخل اون به طور کامل درباره گرایش‌های دانشگاه یزد صحبت میشه و ادامه راه شما توی دو سال دانشگاه و بعد از اون رو مشخص می‌کنن. اونجاست که شما باید انتخاب کنی که اون ۲۱ واحد از ۱۴۰ واحدی که قراره متفاوت باشه، تو چه گرایشی باشه و کدوم سمت قراره حرکت کنی.البته این رو هم بگم شما می‌تونین ۶ واحد رو به صورت اختیاری اخذ کنین و اگه خیلی دوست داشته باشین که بدونین اون ۲۰ واحد اون یکی گرایش چیه، می‌تونین ۶ واحدش رو با اخد درس اختیاری بفهمین :)امیدوارم که تو دانشگاه یزد بهتون کلی خوش بگذره :)عکس یادگاری مراسم روز خلاقیت و نشاط دانشگاه یزد</description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>محمدصادق عارف</author>
                <pubDate>Fri, 16 Oct 2020 11:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماراتون برنامه‌نویسی موبایل شریف (MPM)</title>
                <link>https://virgool.io/bitokss/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-mpm-xvgwc6jdkgai</link>
                <description>سلام!من معصومه شیخ‌زاده، دانشجوی ترم 7 کارشناسی، امسال اولین تجربه شرکت در ماراتون برنامه‌نویسی موبایل شریف رو داشتم که دوست دارم باهاتون در میون بذارم??اول از همه، این یه تجربه خوبیه برای همه! پیشنهاد من اینه اگه شرایط شرکت در ماراتون رو داشتین، ازش غافل نشین. چرا که اگه مهارت کافی نداشته باشین یا سابقه کاری نداشته باشین، ماراتون یکی از بهترین راه‌هاییه که خیلی از سوالات و ابهاماتتون در مورد کار تیمی، تولید نرم‌افزار، نیاز بازار و ... رو برطرف می‌کنه. اگه هم سابقه داشته باشین، بازم به وسیله ماراتون شناخت بیشتری از مفاهیم بازار کار و نیازهای جامعه خواهید داشت.8th Sharif MPM - 2020?برای مقام آوردن تو ماراتون، نیازه که تیمتون حداقل یه اپ رو از قبل ساخته باشه. چرا که شما باید با همه جنبه‌های یه برنامه خوب، از معماری و دیتابیس و فرانت گرفته تا کیفیت ایده، کارایی برنامه، برطرف کردن نیاز و امکان کسب و کار اون برنامه آشنایی خوبی داشته باشین.?این نکته رو هم یادتون باشه... شما به عنوان یک دانشجو، به عنوان یک مهندس کامپیوتر، همیشه باید به روز باشین و کار با ابزار الکترونیکی رو بلد باشین. مثلاً باید بتونین مدیریت پروژه رو با gitlab انجام بدین، یا برای تسک‌هاتون، به جای نوشتن رو کاغذ، از trello استفاده کنین.?تولید اپ فقط برنامه‌نویسی نیست. ماراتون به من یاد داد شناخت نیازهای جامعه و در پی اون، کیفیت ایده‌پردازی برای اون نیازها، در قدم اول خیلی مهم‌تر از بخشای دیگه‌س. خیلی مهمه که توانایی تشخیص مشکل و پیدا کردن راه حل برای اون مشکل رو در خودمون تقویت کنیم و همیشه تو این روند به روز باشیم.?علاوه بر همه چیزایی که گفتم، ماراتون یه فرصت خیلی خوبه برای افراد بامهارت.‌ چون در حین این که شما دارین مسابقه میدین، از شرکتای مختلف منتور میاد سر میزتون، شما رو داوری می‌کنه و از بینتون، نیروی کار خودشونو انتخاب می‌کنه.?و در آخر، چیزی که ماراتون رو شیرین میکنه، جو صمیمی و فان بین بچه‌هاست. ماراتون یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌ها بود که هر چند کوتاه، اما بهترین اوقات رو کنار دوستام داشتم☺️</description>
                <category>بیتوک | انجمن علمی مهندسی کامپیوتر</category>
                <author>Masoume Sheykhzade</author>
                <pubDate>Thu, 08 Oct 2020 13:32:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>