<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات Bღღk Thief</title>
        <link>https://virgool.io/bookthief/feed</link>
        <description>دزد کتاب، اینجا درباره هر چه از کتاب ها، فیلم ها، فیلم های آموزش یادگرفتم مینویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:38:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ijkinpgvrtkc/i3shwb.png</url>
            <title>Bღღk Thief</title>
            <link>https://virgool.io/bookthief</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مسیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد 1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟ / 1.3 چرا تشریفات مهم هستند</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-1-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%D9%85-13-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-pvljz5xykyw9</link>
                <description>منظور از تشریفات و مراسم اموات است، در مراسم فوت و سالگرد برای اموات غذا میگذارنمایکل پوئت: پس با نگاه کردن به یک لحظه نادر کهما کاری را انجام می دهیم که کنفوسیوس به عنوان یک مراسم خوب از آن قدردانی می کند،اجازه دهید اکنون به یکی از مثال های او بپردازیم و امتحان کنیمبرای بررسی مفاهیم کاملبنابراین برای معرفی این مثال، اجازه دهید به شما بگویمبرخی از زمینه های اساسی مذهبی و فرهنگی آیین مورد بحث.پس زمینه این موضوع این است که در چین باستان وقتی شخصی درگذشت،این حس این است که او به نوعی تبدیل به یک روح می شود.و کاری که می خواهید انجام دهید این است که فداکاری کنید.شما به معنای واقعی کلمه به روح غذا می دهید و امیدوارمبه آن روح کمک کنید تا به یک جد خوب و حامی تبدیل شود.بنابراین شما به معنای واقعی کلمه هدایایی می کنید که روح را تغذیه می کند.آن روح، اگر پیشکش ها پذیرفته می شد، جد خوبی می شدو امیدوارم از این رو مزایایی برای شما داشته باشد، زیرا، البته،شما فرزندانی هستید که پس از جد می آیند.و بنابراین شما پیشنهادات را دریافت خواهید کرد.اگر آنها کار کنند، جد پشتیبان خانواده زنده خواهد بود.و همه چیز خوب خواهد بود.و نیازی به گفتن نیست که دادن آن می تواند زمان بر باشدهمه این پیشنهاداتبنابراین اگر از یک خانواده ثروتمند بودید، شماحتی ممکن است یک متخصص تشریفات را استخدام کند تا همه پیشنهادات را برای شما انجام دهد.پس این پس زمینه است.بنابراین در این مثال، برخی از شاگردان کنفوسیوس از او درباره این مراسم می پرسند.و به ویژه یکی از مسائل کلیدی را از او می پرسندکه بدیهی است که کل مراسم را زیر سوال می برد، اگر بسته به پاسخ،این درست خواهد بودآنها می گویند کنفوسیوس، آیا واقعاً روحی در آنجا وجود دارد؟که در واقع این قربانی ها را می خورند؟البته منظور این است که اگر اینطور نباشند،پس لازم نیست این همه زمان را صرف کنیمو پول و انرژی به آنها هدیه می دهد،چرا که کل ماجرا یک خرافات احمقانه خواهد بود.پاسخ کنفوسیوس بسیار جالب بود.او گفت: اساساً من هیچ نظری ندارم.آن هم بی ربط است.شما، البته، باید فداکاری کنید، اما شماچنان فداکاری کن که انگار آن ارواح حضور دارند،بودن یا نبودن آنها بی ربط است.در فضای آیینی هستند.شما فداکاری می کنید که انگار آنها آنجا هستند.و مهمتر از همه، شما باید فداکاری کنید.شما نمی توانید شخص دیگری را برای انجام آن استخدام کنید.شما آن را انجام می دهید، و آن را طوری انجام می دهید که گویی آنها آنجا هستند.چرا او این را می گوید؟و او در چه کاری است؟خوب، بیایید اکنون به آنچه که کنفوسیوس آشکارا بیش از همه نگران بود، نگاه کنیم،که مطمئناً از ارواح سود نمی برد.آنچه کنفوسیوس به آن اهمیت می‌دهد، همان‌طور که قبلاً گفته‌ایم استدر مثال نادر خودمان که در آن مراسم خوبی انجام می دهیم، دیده می شود،او به تمایلات عاطفی انسان علاقه مند است.و اکنون از این منظر به مرگ فکر کنیم،این را از دنیایی که چگونه می توانیم از چیزهای بالا سود ببریم، خارج کنیم.پس وقتی مردم می میرند چه اتفاقی می افتد؟و متأسفانه، همه ما این را تجربه کرده ایم.این حس باورنکردنی از دست دادن طبق تعریف، غم و اندوه وحشتناک و حتی وجود داردیک حس عجیب خشم نسبت به متوفی به خاطر ترک ما،اگرچه تقصیر آنها نیست، اما منظورم این است کهاینها همه احساساتی هستند که ما احساس می کنیم.اندوه وحشتناک، اندوه وحشتناک، از دست دادن وحشتناک، خشم وحشتناک،و اغلب، دقیقاً به این دلایل ما را به سمتی سوق می دهد که نهبهترین انسان برای اطرافیانمان باشیمچون ما خیلی غمگین، خیلی غمگین، خیلی عصبانی هستیم.ما به دلایل قابل درک در ارتباط با اطرافیانمان خیلی خوب نیستیم.و این در یک خانواده به همان اندازه صادق است، زیرا آنها به یک اندازه هستنداز دست دادن رنج می بردآنها به همان اندازه با تمام پیامدهای وحشتناک یک مرگ دست و پنجه نرم می کنند.آنها را بیمه کرد که مرگ عواقبی داردکه می تواند برای زنده ها ویرانگر باشد، از این منظر می تواند باشدیک بار شیارها و الگوی بسیار طولانی مدت.پس چیکار میکنی؟خوب، شما یک مراسم قربانی انجام دهید.کاری که انجام می دهید این است که وارد یک فضای آیینی می شوید.شما طوری رفتار می کنید که انگار ارواح واقعاً آنجا هستند.بنابراین اگر پدرم فوت کند، او واقعاً در آن فضای تشریفاتی حضور دارد،بیرون بودن یا نبودن او کاملاً بی ربط است.در آن لحظه او آنجاست.من به او هدایایی می دهم همانطور که پسرش به او هدیه می دهد،اما حالا او پدر من نیست.او یک اجداد است.من دارم خودم را در این مراسم تغییر می‌دهم تا یک نسل مناسب برای او باشماکنون یک جددارم یاد می‌گیرم که الان عضو زنده باشم و تلاش کنمبرای حل تمام احساسات پیچیده ام نسبت به او،یک فرد متوفی، که من شروع به انجام آن می کنم، زیرا در آن فضای آیینی،او واقعاً آنجاست، اینکه آیا او واقعاً به معنای هستی‌شناختی است یا خیر، مهم نیست.او آنجا در فضای تشریفاتی است، زیرا من طوری رفتار می کنم که انگار او هست.و بقیه اعضای خانواده نیز در تنظیمات جدید آنجا هستندو روابط جدیدی که از زمان درگذشت او در حال شکل گیری است.و در آن فضا دیگر غمگین نیستم.من دیگه غصه نمیخورممطمئناً دیگر عصبانی نیستم.من در حال ایجاد روابط هماهنگ با همه اعضای خانواده هستم،مطمئناً شامل او نیز می شود.ما یک بار دیگر در حال ارتباط با یکدیگر هستیم.ما یک بار دیگر با هم غذا می خوریم.ما با هم جشن می گیریمتمام خانواده در این پیکربندی جدید با هم هستند،چون او اکنون یک اجداد است، اما ما با هم هستیم.سپس از فضای آیینی خارج می شویم.و ازالبته من عصبانی، غمگین، گریان و به همان اندازه صادق هستماز همه اعضای خانواده ام، اما دوباره وارد خانه می شویم.و کاری که ما انجام می دهیم در سطح احساسی بسیار پیچیده تری است.کاری که در یک مراسم لطفا و سپاسگزاری با رفت و برگشت انجام می دهید،تو در آن آیین، در فضایی که انگار همه با هم هستیم،شما در حال اصلاح توانایی های خود برای ارتباط با اطرافیان خود هستید.شما در این احساس می کنید که انگار فضا به عنوان یک انسان چقدر وحشتناک استاز زمان مرگ برای اطرافیانتان بوده اید،از نظر روابط شما با این فرد متوفی چقدر شاید وحشتناک باشدشما بوده ایدو در آن دنیایی که گویی می‌توانید حالت‌های خود را از نو پیکربندی کنید.شما خود را آموزش می دهید تا یک بار دیگر یاد بگیرید که چه می شودمثل اینکه در یک خانواده هماهنگ باشیداکنون ما یک خانواده بسیار متفاوت هستیم، اما شما در حال یادگیری معنای آن هستید.و با گذشت زمان، بله، وقتی شما را ترک می کنیدبه خشم و اندوه خود و غیره بازگردید، اما با رفت و برگشت،خودت شروع به تمرین میکنیو درست مثل مراسم لطفا و تشکر از شما،هنگامی که این تمرین آموزشی را انجام دادید، هنگام ترک،شما می توانید شروع به اصلاح روابط خود کنید.شما می توانید شروع به اصلاح دنیای اطراف خود با همه افراد زنده کنیدحالا که همه شما با این مرگ دست و پنجه نرم می کنید.و این مراسم به شما امکان می دهد این کار را انجام دهید.این به معنای واقعی کلمه فضایی را در اختیار شما قرار می دهد که در آن می توانید این کار را انجام دهید.به عبارت دیگر، از دیدگاه کنفوسیوس،دلیلی که شما خود را تسلیم مراسم می کنیدبه این دلیل است که شما این کار را انتخاب نمی کنید.هر چیزی که واقعاً انتخاب می کنید احتمالاً همینطور استبر اساس همه این احساسات وحشتناک معمولی که در آن گرفتار می شوید،برای اطرافیان شما بسیار خطرناک است.این تشریفات شما را مجبور می کند که به یک فرد متفاوت تبدیل شوید.در واقع، در نمونه های دیگری که بعداً توسعه خواهیم داد،این مراسم شامل تغییر نقش است که در همان مثال،من فقط اشاره کردم، اگر بگوییم من پدر هستم -پدرم فوت کرده و تصور کن من یک پسر دارمتو وارد فضای تشریفات می شدی و پسرم پدر خودم می شد.و من پسر پسر خودم خواهم بود.به عبارت دیگر، به پسرم نگاه می کنم که انگار پدرم است،در برخورد با تمام روابط پیچیده ای کهمی تواند در بین نسل های پدر به پسر، به ویژه توسعه یابددر نقطه مرگ، و من با آن از طریق معکوس کردن نقش برخورد می کنم،خوب، یک بار دیگر، من به پدرم نگاه می کنم، اما به پسرم نگاه می کنم.و پسرم از جوانی دارد یاد می گیرد که چهاین به معنای پدر بودن است، حتی اگر او به من نگاه می کند.بنابراین او می‌داند که نیست، اما در فضایی که انگار هست.به عبارت دیگر، در فضایی که انگار، شما تبدیل به یک فرد متفاوت در رابطه می شویدبه اطرافیان به روشی متفاوتو آن نوع متفاوت از تعامل، آن نوع متفاوت از یک فردبه شما این امکان را می دهد تا پس از آن شروع به آموزش خودتان مشابه آنچه ما هستیم، کنیدانجام در یک مراسم لطفا و تشکر از شما.اما اکنون می توانید ببینید که این فقط من نیستمو سامی طوری رفتار می کند که انگار ما انسان های برابر هستیم.در سطح دراماتیک تری قرار دارد.این به معنای واقعی کلمه تمام وجود شما در حال تغییر است، زیرا اینطور استاین کاملاً متفاوت است انگار فضا.این همان معنایی است که کنفوسیوس از تسلیم کردن خود در برابر مناسک است.او می گفت از این طرف، فقط از این طرف،که ما روش‌های همیشگی خود را برای بودن در دنیا زیر پا می‌گذاریم، زیرا حتی این کار را نمی‌کنیمبدانیم که ما آنها را انجام می دهیم و به میزانی که می دانیم آنها را انجام می دهیم،اما به نظر نمی رسد که قابل تغییر باشند.آنها با تبدیل شدن به یک فرد متفاوت قابل تغییر هستند.بنابراین اگر اینطور باشد، چندین سوال برای ما ایجاد می کند.اول و بدیهی است، در مورد این واقعیت که منهای من لطفاو به عنوان مثال با تشکر، آیا ما واقعاً تشریفاتی داریم که بتوانیم از آنها استفاده کنیم؟من گمان می کنم کنفوسیوس می گوید، اگر او را به جامعه ما برده شود،می گفت، البته.شما آداب و رسومی را که در آن متولد شده اید، در این مورد یک عرف می دانیدتقدیم به اجدادو شما آن را به یک آیین تبدیل می کنید.شما آن را به این فضا تبدیل می کنید.و برای ما هم همین را می گفت.بنابراین، اجازه دهید به آن بپردازیم.اجازه دهید به کارهای مرسوم که انجام می دهیم نگاه کنیم.حتی می توانیم آنها را عادت هایی بنامیم که انجام می دهیم و صحبت می کنیمدر مورد اینکه اگر آنها را تغییر دهیم چه معنایی خواهد داشتبه تشریفات و به عبارتی آنها را به این فضاها تبدیل کردجایی که می‌توانیم خودمان را آموزش دهیم تا انسان‌های بهتری شویمو سپس به تفصیل نگاه کنید که چه معنایی دارد، نه تنها انجام این کار،بلکه از این منظر چه معنایی دارداگر در حال انجام این آموزش آیینی هستید، چهاین بدان معناست که از دیدگاه کنفوسیوس انسان بهتری باشیم.متشکرم.</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 17 Dec 2021 10:01:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد 1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟ /1.2 کنفوسیوس درباره مفاهیم خود</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-1-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%D9%85-12-%DA%A9%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-jq8iwd1b3dc1</link>
                <description>سیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟/1.2 کنفوسیوس درباره مفاهیم خودمایکل پوت: پس اجازه دهید اکنون به کنفوسیوس بپردازیم:دیدگاه کنفوسیوس از خود، دیدگاه کنفوسیوساز اینکه چگونه می توانیم زندگی خوبی داشته باشیمبرای انجام این کار، اجازه دهید شما را با چند روش بسیار مشخص صحبت آشنا کنمدر مورد خود در چین اولیه، راه هایی که به بیان ملایم در تضاد هستند،بسیاری از اساسی ترین فرضیات مابنابراین برای شروع، آیا ما در اینجا خود واقعی از پیش تعیین شده داریم؟که باید به درون بگردیم و پیدا کنیم؟خیراین چیزی است که ما در بدو تولد هستیم.ما به هم ریخته ایمما انبوهی از انرژی ها، استعدادها و چیزهای مختلف هستیم.و همه ما به یک اندازه موجودات کثیفی هستیم، فقط چیزهای زیادی.و بنابراین ما به عنوان یک انسان چه می شویمبستگی به نحوه زندگی ما دارداما قبل از آن، نوع کاری که ما انجام می‌دهیم و موقعیت‌هایی برای ما ایجاد می‌کنداتفاقا دربنابراین برای ارائه چند مثال رایج در آن زمان.بنابراین تصور کنید در سنین بسیار پایین، این آشفتگی با نابسامانی های دیگری مواجه می شود.بنابراین نوزاد با والدین و دوستان روبرو می شود.چه اتفاقی می افتد؟نوزاد، یک کودک خردسال در این مرحله، خوشحال است یا غمگین.در این طرز تفکر، اگر کسی به نوزاد یا کودک خردسالی لبخند بزند،کودک خردسال خوشحال استدر این طرز فکر، آن لبخند، آن عملاحساس، انرژی شادی را از کودک بیرون می کشد،و از این رو احساس خوشبختی می کنند.یک نفر سر بچه فریاد می زند.این عمل انرژی خشم را بیرون می کشد.و از این رو، همانطور که می گوییم، آنها احساس خشم می کنند.به عبارت دیگر، ما در دنیا کاملاً منفعل هستیم،تبدیل شدن به چیزهایی احساسی بر اساس کسانی که اتفاقاً با آنها روبرو می شویم.کاملا منفعلو بعد بدتر می شود.از آنجایی که از سنین پایین، بیایید چند سال بعد حرکت کنیم،ما نه تنها از نظر احساسی به سادگی تحت فشار هستیمبا چیزهای فوری که خیلی زود با آنها روبرو می شویم،ما شروع به سقوط در الگوهای تعامل می کنیم.بنابراین برای حفظ آن مثال‌ها، کسی کاری را انجام می‌دهد که برای هر چیزیعقل منو یاد اون کسی میندازه که قبلا به من لبخند زده بود.به همان اندازه انرژی شادی را از بین می برد.شخص دیگری کاری انجام می دهد که از نظر احساسی به من یادآوری می کنداز کسی که سرم فریاد زدحتی اگر آن شخص هیچ حسی از عصبانیت نسبت به من نداشته باشد، باز هم از من دور می شودآن انرژی خشمبه عبارت دیگر، حداقل در نمونه های اولیه من،من واقعاً به چیزهای واقعی آن بیرون پاسخ می دهم، کسی که می خندد، کسیعصبانی بودنبا این حال، از سنین پایین، ما حتی به چیزهای واقعی پاسخ نمی دهیم.ما شروع به پاسخ دادن به طور منظم و با الگو می کنیم.خوشحالم، غمگینم، عصبانیم، خشمگینم،من گاهی اوقات حتی خوشحال می شوم، بر اساس آن چیزی که واقعاً اتفاق می افتد.من به سادگی به دنیا به صورت کوتاه پاسخ می دهم.و بحث این است که، دوباره، نه تنها در اوایل،می تواند به چنین درجه کاملی تنظیم شودبرای چگونگی تجربه ما از جهان اساسی می شود،نحوه تعامل ما با مردم، نوع آدمی که تبدیل می شویم.در واقع، وقتی امروز از عباراتی مانند، من استفاده می کنیمبه درون نگاه کنم و خود واقعی خود را پیدا کنم،از این طرز تفکر دیگر، چیزی که در آن جستجو می کنم و پیدا می کنماحتمالا فقط یک دسته از شیارها و الگوها استکه من از جوانی باورنکردنی در آن افتاده ام.وقتی چیزهایی می گویم، اوه، من از آن دسته افرادی هستم کهمی دانید اگر کیفیت خوبی دارد، من دوست دارم بزرگ فکر کنم.من همچنین از آن دسته افرادی هستم که از چیزهای کوچک عصبانی می شوم، کیفیت بد،که البته باید یاد بگیرم که هر دو را دوست داشته باشم و در آغوش بگیرمچون اونا فقط منمخب از این طرز فکر من یک سری عادات و الگوها را می گویمکه در آن گرفتار شده ام، که در آن دقیقاً همان چیزهایی می شوم که فقط دارمذکر شد، می خواهم آن ها را به عنوان من تعریف کنم.من آنها را به عنوان خود واقعی خودم تعریف می کنم.و من یاد خواهم گرفت که آنها را دوست داشته باشم و در آغوش بگیرم.به عبارت دیگر، یک دسته از شیارها و الگوها را دوست داشته باشید و در آغوش بگیریدمن از جوانی باورنکردنی به آن افتادم.این چیزی است که ما می گوییم.و بعد بدتر می شود.از آنجا که نه، ما نیز می گوییم، یک بار شمابه درون نگاه کرد و این خود واقعی را یافت که ما فکر می کنیم این خود واقعی است،زندگی خود را بر اساس آن زندگی کنیدشغل، روابط و ازدواج آینده خود را تعریف کنیدشریک زندگی بر اساس عادات و عادت هایی که از سنین جوانی به آن مبتلا شده اید؟این چیزی است که ما می گوییم؟حالا، فرض کنید که آنها درگیر چیزی هستند.فرض کنید این درست است، و اگر یک ثانیه مکث کنید،من فکر می کنم دشوار نیست که ببینیم شاید آنها هستند.شروع کنید به این زندگی که قبلاً اینطور توصیف می کردم،این خود واقعی من است که پیدا کردم.در واقع به شما یا به احتمال زیاد دوستانتان فکر کنید، زیرا اغلب اوقات اینطور استدیدن این در خود دشوار استنگاه کنید که دوستانتان چند بار تکرار می کنندهمان روابط بارها و بارها، صرف نظر از اینکه با چه کسی قرار می گذارند.چند نفر از دوستان همین کارها را بارها و بارها انجام می دهند؟و سپس تصور کنید، چه می شود اگر کل زندگی ما اینگونه باشد؟حال اگر اینطور است از این منظر نیازی به گفتن نیستآخرین کاری که می خواهید انجام دهید عشق و در آغوش گرفتن استدسته ای از شیارها و الگوهااگر اینطور است، کاری که می خواهید انجام دهید این است که این شیارها و الگوها را بشکنید.کاری که شما می خواهید انجام دهید این است که همه چیزهایی که ما تبدیل شده ایم را بشکنید.اجازه دهید اکنون یک نقل قول از کنفوسیوس به شما بگویم.یکی از اظهارات عالی او این است: «برو شدن اوه، باید غلبه کنی&quot;--یک ترجمه بهتر حتی ممکن است فتح، &quot;خود&quot; باشد،خود ما این انبوه شیارها و الگوهایی است که در آن افتاده ایم،&quot;با تسلیم کردن خود به مناسک.&quot;اکنون، این به گوش امروزی ما، اگر کاملاً واضح نباشد، پوچ به نظر می رسدوحشتناک، درست است؟ما تمایل داریم به تشریفات به عنوان چیزهایی فکر کنیم که به ما می گویند چه کار کنیم.و اگر ما این افراد با اراده آزاد هستیم که برای خودمان انتخاب می کنیم،آخرین کاری که باید انجام دهیم این است که مناسک را دنبال کنیم.اما توجه داشته باشید قبل از هر چیز، اگر این توصیف از خود استروی چیزی است، این خودی که فکر می کنیم داریم، ما نیستیم.این یک دسته از الگوها و شیارها است.و سپس از این منظر باید خود را تسلیم کنیدبه چیزی که آن را می شکند، زیرا شما نیستیدقرار است آن را به تنهایی انتخاب کنیدو برای کنفوسیوس، این یک آیین است.حال، اجازه دهید برخی از مفاهیم را بیان کنیمقبل از اینکه به تفصیل به دیدگاه او از مراسم بپردازیم.برای شروع، توجه داشته باشید که اکنون تمرینی را انجام داده ایمنگاهی به عاداتی که ما تمایل داریم داشته باشیم.و همانطور که اشاره کردم، ما تمایل داریم به اینها به عنوان پدیده های سطحی فکر کنیم، درست است؟من خودم آگاهانه انتخاب می کنم که چه عادت هایی خوب یا بد هستندبا توجه به آنچه که برای من بهترین است.از این منظر بیشتر چیزی که هستیموقتی لیستی از عادات خود را تهیه می کنیم، انجام دادن آنها دقیقاً همان چیزهایی استکه ما می بینیم و بنابراین می توانیم آگاهانه انتخاب کنیم.چه می شود اگر عادت هایی داشته باشیم که این شیارها و الگوها هستنددر شخصیتی که هستیم تعبیه شده ایم که متوجه آنها نمی شویم،چون باز هم فکر می کنیم آنها فقط ما هستیم و آنها را دوست داریم و در آغوش می گیریم.اگر راست می گوید، ما حتی نمی دانیم عاداتمان چیست.یا بهتر است بگوییم، ما آنها را به اشتباه به این که واقعا هستیم توصیف می کنیم.به همین دلیل است که کنفوسیوس خواهد گفت، شما باید خود را تسلیم تشریفات کنید.این البته سوال کلیدی را مطرح می کند.منظور او از تشریفات در دنیا چیست؟و همانطور که خواهیم دید، در اینجا نیز، این یک دیدگاه بسیار غیرمستقیم استمناسکی که بر خلاف فرضیات خودمان در مورد چیستی فشار می آوردیک آیین خواهد بود.و این موضوع کلیدی خواهد بود که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.متشکرم.</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 17 Dec 2021 08:36:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد. 1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟ / 1.1 مقدمه ای بر مفاهیم کنفوسیوس از خود</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-1-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%D9%85-11-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-vv5y2zo6bz3d</link>
                <description>مایکل پوت: اکنون ما همچنین معتقدیم چیزهایی به نام عادت وجود دارد.و عادت هایی که ما تمایل داریم به آنها به عنوان چیزهای سطحی فکر کنیم.بنابراین، بر اساس شخصیتی که هستم، می‌خواهم عادت‌هایی را پیدا کنم که بهترین کار را با من دارند.بنابراین برای مثال، من کسی هستم که عاشق خواندن کتاب هستم.این بخشی از شخصیت من در این اصطلاح است.اینها به عادت هایی منجر شد که شاید برخی از آنها چندان خوب نباشند.من کتاب می خرم-- کتاب های زیادی، کتاب های زیادی.و بنابراین یک راه معمولی که من ممکن است فکر کنم این است -خوب، خود واقعی من این است که من عاشق خواندن هستم.من عادت دارم خیلی کتاب بخرم.باید یاد بگیرم که یا کتاب کمتری بخرم یا کیندل بخرم تا منمی توانم کتاب های الکترونیکی بیشتری دانلود کنم تا جنگل های زیادی را نکشمو پر کردن تعداد زیادی قفسه کتاب در آپارتمانم.پس من یک خود واقعی دارم.من منطقی تصمیم می‌گیرم که آیا عادت‌های من که از آن خود واقعی بیرون می‌آیند خوب هستند یا نه.و من به طور منطقی عادت هایم را تغییر می دهم تا دوباره خود واقعی اممی تواند محقق شود اما نه به گونه ای که مضر باشدبه، در این مورد، جنگل های جهان، و غیره.پس من یک خود واقعی دارم.من با اراده آزادم تصمیم می‌گیرم چه چیزی برای آن بهتر است.و عادت ها چیزهای سطحی هستندفقط می‌خواهم مطمئن شوم عادت‌های خوبی هستند که به من اجازه می‌دهند با خودم صادق باشمو مضر نیستاین کاملاً معمولی از طرز فکر ما است.این روشی است که ما توصیه می کنیم.مطمئناً وقتی با بچه ها صحبت می کنیم، همانطور که آنها بزرگ می شوند،این عبارتی است که ما اغلب استفاده خواهیم کرد.پس اگر اشتباه کنیم چه؟اگر ما نه تنها اشتباه کنیم، چه می شود اگر این فرضیاتدر مورد خود و نوع سبک زندگی آنهامنجر به اشتباه هستند؟چه می شود اگر آنها حتی ما را به زندگی خود هدایت کنندبه روش هایی که پالایش، محدود، محدود کننده است، که مانع ما می شوداز زندگی کردن به پتانسیل هایمان،در واقع، آنچه را که احتمالاً به عنوان یک انسان می‌توانیم باشیم، محدود کنیمو توانایی ما در تعامل با اطرافیان را به طور چشمگیری محدود می کند.این دقیقا همان چیزی است که کنفوسیوس، اولین فیلسوف اولیه مادر سنت - در واقع، شخصیتی که واقعاً مجموعه بحث ها را باز می کندکه سنت فلسفی چینی را راه اندازی خواهد کرداگر تمام آنچه را که ذکر کردم می شنید می گفت.او نه تنها می گفت که آنها اشتباه می کنند، بلکه خطرناک هستند.آنچه در ادامه به آن خواهیم پرداخت، دیدگاه کنفوسیوس از خود است.بسیار ضد شهودیدیدگاه او از آنچه که ما باید با زندگی خود انجام دهیم،چگونه باید در مورد چیزهایی مانند عادات تجدید نظر کنیم، در خود تجدید نظر کنیم،در واقع در کل مسیر زندگی خود تجدید نظر کنید.این ایده ها، همانطور که خواهیم دید، بسیار غیر شهودی خواهند بود،بسیار چالش برانگیزو آنچه در این مرحله از شما می خواهم این است که آنها را جدی بگیرید.لازم نیست فوراً با آنها موافقت کنید.شک دارم که فوراً با آنها موافق باشید، اما آنها را جدی بگیریدبه این معنا که: فرض کنید که شاید آنها درگیر چیزی هستند.و اگر هستند، از طریق پیامدها کار کنید.و سپس با هم، در مورد چه چیزی صحبت خواهیم کرداین به معنای پیروی از نوع چشم انداز استکه کنفوسیوس رهبری می کند، بر خلاف آنهایی که ما بدیهی می دانیم.عالی، از شما متشکرم.</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 17 Dec 2021 08:29:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد 1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟ 1.1 مقدمه ای بر مفاهیم کنفوسیوس از خود</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DA%86%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%AF-1-%D9%85%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D9%85%D9%84-%DA%A9%D9%86%D9%85-11-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%88%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-tjtg1gjpk6u9</link>
                <description>سلام اینجا میخوام متون تخصصی و ویدیوهایی که میبینم ترجمه اش براتون بزنممسیر خوشبختی: آنچه فلسفه چینی در مورد زندگی خوب به ما می آموزد1. من کیستم و چگونه باید در دنیا عمل کنم؟1.1 مقدمه ای بر مفاهیم کنفوسیوس از خودمایکل پوت: سلام.نام من مایکل پوت است.و امروز بحث خود را در مورد فلسفه کلاسیک چین آغاز خواهیم کرداز سنت های واقعاً بزرگ فلسفی در تاریخ جهان.هدف ما در این جلسات، همراهی شما خواهد بوداز طریق فیلسوفان بزرگ در سنت.و به ویژه برای بررسی این موضوع که چگونه، وقتی واقعاً این ایده ها را جدی می گیریم،آنها برخی از اساسی ترین مفروضات ما را به چالش خواهند کشید.و امروز از خود شروع می کنیم.مفروضات ما در مورد خود چیست؟در این مورد، کنفوسیوس در مورد خود چه خواهد گفت؟و چگونه ما را به بازنگری اساسی در مفاهیم خود سوق می دهد،فرضیات ما؟و حتی مهمتر از آن، چگونه منجر خواهد شداگر متقاعد شویم، زندگی بسیار بسیار متفاوتی داشته باشیم؟و من حدس می زنم، حداقل تا حدی، ممکن است متقاعد شویم.حالا برای شروع این بحث، اجازه دهید شروع کنمبا برخی مفروضات مشخصه ای که تمایل داریم در مورد خود، کلمات،عبارات، افکاری که ما تمایل داریم داشته باشیم.بنابراین اجازه دهید من فقط چند مورد از آنها را بیان کنم.خیلی وقت‌ها، مخصوصاً وقتی فکر می‌کنیمدر مورد اینکه چگونه انسان خوبی باشیم، چگونه یک زندگی کامل داشته باشیم،از عباراتی مانند زیر استفاده خواهیم کرد.خوب، کلید این است که به درون نگاه کنید.به درون خود نگاه کنید و خود را پیدا کنید.بنابراین اگر از خودم صحبت می کنم، اغلب می گویم:فقط باید به درونم نگاه کنم، خودم را پیدا کنم، خود واقعی ام را پیدا کنم،پیدا کن واقعا کی هستمو اغلب، ما به این موضوع در قالب یک قوس زندگی فکر می کنیم.بنابراین اغلب، ما به کودکان، به ویژه در سنین دبیرستان می گوییم:رفتن به دانشگاه، به درون نگاه کنید.خودت را پیدا کنوقتی خودتان را پیدا کردید، پس یاد بگیرید که خودتان را دوست داشته باشیدو خودت را برای آنچه هستی در آغوش بگیر.یاد بگیرید که خصوصیات عالی خود را دوست داشته باشید و همچنین خصوصیات بد خود را دوست داشته باشید،چون فقط تو هستیو شما باید خودتان را برای آنچه هستید دوست داشته باشید.و سپس خواهیم گفت، اکنون اغلب به کالج می رویم،هنگامی که با موفقیت این خود واقعی را که دوستش دارید و در آغوش می کشید، پیدا کردید،سپس می خواهید شروع به فکر کردن چقدر منطقی کنیدزندگی خود را به روشی هدایت کنید که به این خود واقعی امکان می دهد تحقق یابد.بنابراین چه گزینه های شغلی به بهترین وجه با شخصیت من سازگار است؟و ما حتی شروع به دادن دانش آموزان خواهیم کرد-- در واقع،حتی الان از دبیرستان شروع کردم--تست های شخصیت، که به آنها کمک می کند تا بفهمند که چه کسی هستند،چه مشاغلی با آنهایی که هستند مناسب است، چه مشاغلی با آنهایی که هستند مناسب نیست،و بنابراین از چه مشاغلی باید اجتناب کنند.و سپس آنها امیدوارند سال های دانشگاهی خود را بگذرانندانتخاب رشته ای که متناسب با آن کسی باشد.و این آنها را به سمت حرفه ای سوق می دهد که به بهترین وجه با خودشان همخوانی دارد،خود واقعی آنهاو همین چیزها در مورد زندگی شخصی ما، درست است.بنابراین با توجه به اینکه چه کسی هستید، می خواهید شریکی پیدا کنید که با شما مطابقت داشته باشد.و در اینجا نیز تست های شخصیت و اکنون اپلیکیشن های دوستیابیدر واقع به شما کمک می کند تا با چه کسی هستید که بهترین تناسب را با آن ها داشته باشید.اگر از نوع XYZ هستید، آیا بهترین تناسب را با نوع GHQ دارید؟و شما را با اینکه چه کسی برای شما بهترین است مطابقت می دهد.و پس از آن، ما دوست داریم فکر کنیم، تا زمانی که زندگی ام را با خودم وفادارم،دوست داشتن خودم، تصمیم گیری منطقی بر اساس آنچه برای من بهترین است،این خود واقعی، چگونه من بهترین تناسب را در جهان دارم،ما زندگی شاد و رضایت بخشی خواهیم داشت.</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 17 Dec 2021 08:26:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در کارگاه آموزش مهارت برنامه ریزی از دکتر جعفری چه چیزهایی یاد گرفتم؟</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-f9u48j6uugca</link>
                <description>برای شرکت در کارگاه کلیک کنید? مدت زمان : 7 ساعت و 30 دقیقهقیمت: 5000توماندیدن و خرید کارگاه شدیدا توصیه میشهاین نوشته ها فقط قسمت کوچکی از این کارگاه است،  که من بسیار علاقه داشتم. عقب نمیندازن، بزرگ فکر میکنن، کوچک عمل میکنن، از کی شروع کنم همین روز، همین الان، نه شنبههدف باید به ما حس هیجان بده، ما رو به جلو ببرههدف باید قابل اندازه گیری باشد، مثلا در کنکور فلان رتبه را میخواهم بگیرممشخص بشه که به هدف داری نزدیک میشی یا نه؟ مثلا تراز... عدد میشه حساب کرد، مقایسه میشهچند کتاب خوندی بازم میشه اندازه گیری کردزمان باید تعریف شود، ارشد زمان داره، مثلا 6 ماه دیگر...تلاش کردی نشد، قسمت بود نشه، ولی تو تلاش کردیبعضیا بعد از شکست عبور میکنند باز تلاش میکنن ولی بعضیا گیر میکنن، رها میکنن، مثلا میشینه فقط فیلم دیدن...باید باز تلاش کرد، ادامه دادباید گام گام نوشت، مثلا کتاب خریدن، ساعت تنظیم کردن، هدف باید بخش بخش کردخط پایه هر کسی میتونه یک زمان مثلا درس بخونه، مثلا یکی 6 ساعت یکی 8 ساعت...کسی که بخواد رتبه بیاره باید حداقل 4 ساعت درس بخونه، مثلا برای 9 ماه دیگه آزمون داره.2 ساعت بخونه اگر 2 سال دیگه آزمون داره.فرایندی باید انجام بدی، شروع تغییر برای همه سخته، فقط مختص یک نفر نیستبررسی زمان خود چقدر داریم استفاده میکنیم و چقدر ازدست میدیم، خواب، بی حوصلگی، تلویزیون زیاد... باید دید چه میکنی. برای پیشرفت مچ خودتو باید بگیری. حالا اینجاست که میخوای تغییر کنی ولی اکثر افراد ادعا میکنن ولی کاری نمیکنن5 سطح تعهد داریم: نمیخوام اینجا باشم، بزور ازدواج کن، درس بخون... طرف خودش نمیخواد، پس تغییر نمیکنهمیخوام اما نمیشه،دوست دارماااا اما...(چقدر جذاب صحبت میکنن، باز دلم میخواد برم از اول گوش بدم) شرطی میکنن، اگر فلان کار انجام بدی منم رفتارم عوض میشه، من خوبم تو بدی!سعی میکنم ولی شک دارم بشه، شهرستانی نمیتونه شریف قبول بشه...! یکی واقعا اعتماد نداره، یکی الکی میگه ولی خودش میدونه قوی برای رغیب تراشی نکردنمن سعی میکنم، تلاش میکنم، ایشالا میشهمن تمام آنچه لازم انجام بشه، با تمام قدرت انجام میده، بهترین، بیشترین تلاش، حتما جواب میده، به خودش متعهد1.باید حتما، قطعا، الزام، باید دعوت ما رو قبول کنن! پدر باید پول بده! باید به من بله بگه!! تفکر داغ هیجان داغ، برنامه ریزی شکست میخوره، چون میگه باید 4 صفحه جلو برم! یک آسیب2. خوبه که، بهتره که... تفکرشون گرم، ما میریم خونشون، اونا هم بیان خوشحال میشیم. (چقدر متن جذابی گفتن واقعا به فکر فرو رفتم و لذت بردم) باید منعطف بود، چه رابطه انسانی چه غیر انسانی روی هچکسی نمیشه حساب باز کرد، نمیدونی چقدر زنده ای، کی گفت پاش به کنکور میرسه؟! بپذیریم در دنیای قطعیت زندگی میکنیم، انسان با امید زندس، ولی نمیگی حتما، میگی ایشالا میشه، تفکر سالم همه کار انجام بده بعد بگه انشالا (چقدررررررررر خوشم اومد از این کارگاه! اصلا انتظار نداشتم) تلاش و سازندگی= تفکر گرم3. تفکر سرد، میگه نمیشه، تو هفت آسمان یک ستاره نداریم، چرا بعضیا نصفه رها میکنن؟ چون تفکر سرد، امید ندارن، گرم خوبه نه داغ</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 08 Oct 2021 21:44:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور در ویرگول به بالاترین حد بازدید برسیم؟! نظر یک مهندس کامپیوتر</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-bw5u7q8vc9pf</link>
                <description>احساساتم، برنامه هام و ... https://virgool.io/bookthiefموضوعات چند زبانه ها، روش های مطالعه زبان ها https://virgool.io/Polyglotسه راه حل ساده برای دیده شدن در اولین صفحه ویرگول برای کاربرانش قرار داده ولی خب دو تا رایگان و دیگری رایگان نیسترایگانوقتی طرف پست های شما رو لایک کنه (چند پست) مطالب شما کم کم براش صفحه اول نشون میده حتی اگر شما رو فالو نکرده باشه پس لایک و کامنت بیشتر دیده شدن بیشتر...و یا شما رو فالو کرده باشه اون هم در صفحه اول اون شخص پست هاتون دیده میشهغیر رایگانقصد دارم در این مقاله روش رسیدن به صفحه اول ویرگول نشون بدم، چرا بعضی پست ها چندین هفته در صفحه اول باقی میمونن؟!براساس افزایش بازدید برای پست، براتون هربار فعال میشه، بلاخره ویرگولم باید از یه جایی پول بدست بیاره تا هزینه هاست کارمندان و ... بده وقتی فعال میشه در بخش اطلاعیه ها میادالبته برای همه نوع پستی فعال نمیشه، به صورت دستی خودشون پستتون چک میکنند! باید محتوا داشته باشهمراحل  فعال سازی بررسی پست ها:حالا برای درخواست فعال شدن ابتدا روی پست مورد نظرتون بریدافزایش بازدید پست بزنیدخب حالا درخواست بررسی پست  ها رو بزنید، حالا پست شما به قسمت بررسی میرهبا خرید بسته، پست شما به کاربرانی که طبق تحلیل الگوریتم هوش مصنوعی ویرگول به موضوع آن علاقه‌مند هستند پیشنهاد داده می‌شود.مثلا برای یک پست زده هزینه بسته۷۱٬۰۰۰ تومانمالیات ارزش افزوده۶٬۳۹۰ تومانهزینه قابل پرداخت۷۷٬۳۹۰ تومانهر چه تعداد بیشتر باشه گرونتر مثلاهزینه بسته۵۰۰٬۰۰۰ تومانمالیات ارزش افزوده۴۵٬۰۰۰ تومانهزینه قابل پرداخت۵۴۵٬۰۰۰ تومانخب هر چقدر پول بدی بیشتر بازدید میخوری! و روزهای بیشتری رو در صفحه اول هستالبته من انقدر برام مقدور نیست بدم ولی فکر میکنم وقتی پول بدی به محض خرید بسته، فرآیند افزایش بازدید پست شما شروع می‌شود. این پست در صفحه اصلی و صفحات داخلی ویرگول به کاربرانی که به آن موضوع علاقه‌مند هستند پیشنهاد داده می‌شود و این اتفاق تا رسیدن تعداد پیشنهاد‌ات به بسته‌ای که خریده‌اید ادامه می‌یابد.شما چه راه حلی رو پیشنهاد میدید؟</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Sat, 18 Sep 2021 16:07:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور به اهداف دور از تصور برسیم؟!!</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-mamoauydkpaw</link>
                <description>هر هدفی تو زندگی کوچک یا بزرگ سختی های خودش رو دارهولی خب اگر یک ایده آل گرا مثل من باشی رسیدن به هدف برات خیلی مهم میشه البته ما ایده آل گرای منفی هم داریم همه چی یا هیچی!!امروز میخوام بگم من چطور به اهدافم میرسماولین مورد اینه که خیلییییییییی آدم سمجی هستم، ممکن برای یک هدف حتی چند سال صبر کنمداستان خرگوش و لاک‌پشت رو شنیدید؟ همون داستان کودکی رو  https://www.aparat.com/v/xsfUM/ این ویدئو بالا همون داستان ولی این بار واقعی!! کاملا واقعی یک سوال دارم شما یک ایده آل گرای منفی هستی، میخواید در عرض ۲ ماه یک زبان کامل تموم کنیاوکی نشد! خب ولش میکنی، درسته؟ اگر رهاش کنی چند سال بعد هیچی بلد نیستی درسته؟حالا یک سوال اگر روزی ده دقیقه همون زبان بخونی به نظرت چند سال دیگه که به اون زبان مسلط شدی چه حسی داری؟ این سوالی که وقتی هر بار بخوام کاری رها کنم از خودم میپرسمو این باعث شده یک فرد چندپتانسیلی موفق باشم، و خیلی ها فکر کنن جادو کردم، یا دروغ میگمخب باید بگم منم آدمم شده بعضی کارها رو رها کنم، ولی این رها کردن ممکن یک مدت یا شاید چند سال بعد دوباره سراغش رفتم و تمومش کردم، و تا امروز تمام کارهام به اتمام رسوندم و این باعث خوشحالیم، حتی اگر مثل لاک‌پشت جلو رفته باشم، و خیلی ها به کارهام خندیده باشن، و الان همون افراد برام دست میزننهدف زبان، قرآن... گذاشتم آیا قصد رسیدن و تمام شدن سریع بود؟ نه، هدفم این بود چند سال دیگه که کم کم تمامشون کردم نشون بدم که قدرتش داشتم و از مسیر لذت بردمپیشنهاد فیلم و کتاب درباره رسیدن به اهداف، من شدیدا عاشق این کتاب ها و فیلم هستم کتاب قورباغه را بخور! https://www.aparat.com/v/T2JLc/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C_%26laquo%3B%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87_%D8%B1%D8%A7_%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%AA_%D8%A8%D8%AF%D9%87%26raquo%3B_%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DB%8C دانلود کتاب و صوت معرفی کتاب قورباغه‌ات را قورت بدهکتاب قورباغه‌ات را قورت بده اثر برایان تریسی، شامل توصیه‌های عملی بسیاری است که به شما کمک می‌کند از تنبلی جلوگیری کنید و در زمان کمتر کارهای بیشتری انجام دهید.برایان تریسی بهترین ایده‌ها و بینش‌های مدیریت زمان را با هم در 21 مرحله‌ی عملی و سریع ترکیب کرده است. هر فصل کتاب قورباغه‌ات را قورت بده (Eat That Frog) شامل تمرینات خاصی است که شما می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید تا توصیه‌های تریسی را به سرعت اجرا کنید و نتایج آن‌ها را به چشم خود ببینید.کتاب قورباغه‌ات را قورت بده به شما نشان می‌دهد چطور در حرفه‌تان سریع‌تر پیش بروید. این صفحات که در پیش رو دارید شامل بیست و یک اصل است که در مجموع قدرتمند‌ترین اصولی است که برایان تریسی (Brian Tracy) تا کنون در زمینه کارایی فردی کشف کرده است.روش‌ها، تکنیک‌ها و استراتژی‌هایی که ارائه می‌شوند کاربردی، اثبات شده و سریع‌العمل هستند. برای صرفه‌جویی در وقت از توضیحات گوناگون روانشناختی و عاطفی درمورد تنبلی و ضعف در مدیریت زمان خودداری شده است. در اینجا از مقدمه‌چینی‌های طولانی در مورد مباحث نظری و اصول و روش تحقیق خبری نیست. آنچه در اینجا خواهید آموخت اعمال مشخصی هستند که می‌توانید آن‌ها را بلافاصله به کار بگیرید تا در کار خود به نتایج بهتر و سریع‌تر دست پیدا کنید.هر ایده‌ای که در این کتاب عنوان می‌شود روی بالا بردن سطح کلی بهره‌وری، عملکرد و بازده کاری شما متمرکز شده است تا ارزش و اعتبار شما را در هر کاری که می‌کنید بیشتر کند. شما می‌توانید بسیاری از این ایده‌ها را در زندگی خصوصی خود نیز به کار بگیرید.هر کدام از این روش‌ها و تکنیک‌های بیست و یک گانه به خودی خود کامل بوده و همگی ضروری هستند. یک استراتژی ممکن است در یک موقعیت موثر باشد و استراتژی دیگر را می‌توان برای کار دیگری استفاده کرد. روی هم رفته این ایده‌های بیست و یک گانه درمورد کارایی فردی مثل غذاهای متنوعی هستند که می‌توان آن‌ها را در هر زمان و به ترتیب اهمیتی که در شرایط کنونی برای شما دارد به طور دلخواه مورد استفاده قرار داد.کلید موفقیت عمل کردن است. این اصول برای بوجود آوردن سرعت و قابلیت پیش‌بینی در عملکرد‌ها و نتایج به کار پرفته می‌شوند. هرچقدر سریع‌تر آن‌ها را یاد بگیرید و به کار ببندید مطمئنا در حرفه خود سریع‌تر پیشرفت خواهید کرد.در بخشی از کتاب قورباغه‌ات را قورت بده می‌خوانیم:سخت‌ترین مرحله از انجام هر کار مهمی اولین مرحله یعنی شروع کردن آن است. وقتی انجام یک کار مهم را واقعا آغاز می‌کنید، به طور طبیعی انگیزه پیدا می‌کنید تا آن را ادامه دهید. قسمتی از ذهن شما همیشه عاشق این است که سرگرم کارهای مهمی باشد که واقعا می‌توانند در زندگی شما تحول ایجاد کنند. وظیفه شما این است که این قسمت از ذهن خود را دائما تغذیه کنید. حتی فکر کردن به شروع و انجام یک کار کلیدی انگیزه شما را بالا می‌برد و کمک می‌کند تا بر تنبلی خود غلبه کنید. واقعیت این است که مدت زمان لازم برای انجام یک کار مهم در اغلب موارد معادل مدت زمانی است که برای انجام یک کار کم اهمیت لازم است. تفاوت در این است که شما با اتمام کاری ارزشمند و قابل توجه به طور فوق‌العاده‌ای احساس خرسندی و غرور می‌کنید، حال آنکه با صرف همان میزان وقت و انرژی در انجام کاری کم‌ارزش یا احساس خرسندی نخواهید کرد و یا میزان آن بسیار اندک خواهد بود.فهرست مطالب کتابقورباغه‌ات را قورت بده21 روش عالی برای مبارزه با تنبلی و انجام کارهای بیشتر در زمان کمترمقدمهفصل اول: سفره را بچینیدفصل دوم: برای هر روز از قبل برنامه‌ریزی کنیدفصل سوم: قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید، می‌باشدفصل چهارم: پیامد کارها را درنظر داشته باشیدفصل پنجم: روش الف ب پ ت ث را همیشه به کار بگیریدفصل ششم: روی وظایف اصلی تمرکز کنیدفصل هفتم: به قانون تشخیص ضرورت عمل کنیدفصل هشتم: پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنیدفصل نهم: همیشه مشق‌تان را بنویسیدفصل دهم: استعدادهای منحصر‌به‌فرد خود را تقویت کنیدفصل یازدهم: محدودیت‌های کلیدی خود را مشخص کنیدفصل دوازدهم: همیشه یک بشکه یک بشکه جلو برویدفصل سیزدهم: خودتان را تحت فشار بگذاریدفصل چهاردهم: قدرت‌های فردی خود را به حداکثر برسانیدفصل پانزدهم: خودتان را به فعالیت ترغیب کنیدفصل شانزدهم: تنبلی سازنده را تمرین کنیدفصل هفدهم: سخت‌ترین کارها را اول انجام دهیدفصل هجدهم: کار را به قسمت‌های کوچک تر تقسیم کنیدفصل نوزدهم: وقت بیشتری ایجاد کنیدفصل بیستم: در انجام کار احساس اضطرار بوجود آوریدفصل بیست ویکم: هربار یک کار مهم انجام دهیدنتیجه‌گیریکتاب پیشنهادی پنیر مرا کی جا به جا کرددانلود صوت و خود کتاب کلیک کنیدنسخه انگلیسی زیرنویس فارسی، انیمیشن https://www.aparat.com/v/sLOax/ نسخه صوتی کتاب https://www.aparat.com/v/4MDbm/ معرفی کتاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟کتاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ نوشتۀ اسپنسر جانسون، راه ایجاد تغییر در زندگی و همچنین ایجاد تنوع در زندگی را به شیوه‌ای زیبا آموزش می‌دهد. این کتاب به صورت دو زبانه (فارسی - انگلیسی) است.چارچوب اصلی کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟ (Who Moved My Cheese) بر این اساس است تا انسان‌هایی که در رویارویی با مشکلات و پیشامدهای ناگوار دست روی دست می‌گذارند و به دنبال شرایط جدید راهی نمی‌شوند، مورد انتقاد واقع شوند.داستان از این قرار است که کتاب به شما توصیه می‌کند در صورتی که می‌بینید کسب‌ و کار شما، شرایط زندگی‌تان و یا هر چیزی طبق روال همیشگی نیست، مانند دو موش بی‌فکر، فوراً دست به اقدام جدید و تغییر شرایط بزنید.توصیه کتاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ به شما این است که اگر هر روز در جایی پنیر زیادی می‌یافتید و امروز از پنیر خبری نبود، فورا شرایط را تغییر دهید. موش‌ها کندو کاو نمی‌کنند، غصه نمی‌خورند و در انتظار الگوهای همیشگی نمی‌نشینند. بلکه اگر در گوشه‌ای، هر روز پنیری می‌یافتند و امروز در آن نقطه از پنیر خبری نبود، سریع به دنبال پنیری دیگر در گوشه‌ای دیگر می‌روند.در این داستان، چهار موجود خیالی به تصویر کشیده شده‌اند. دو آدم کوچولو با نام‌های هِم و هاو و دو موش با نام‌های اسنیف و اسکاری که هر یک ابعاد پیچیده و ساده ما را فارغ از سن، جنسیت، نژاد و ملیت نشان می‌دهند. گاهی ما ممکن است مانند اسنیف عمل کنیم، او خیلی سریع تغییر می‌کند، یا مانند اسکاری باشیم که خیلی زود وارد عمل می‌شود. شاید مثل هم باشیم که تغییرات را انکار می‌کند و زمانی که احساس کند تغییرات منجر به اتفاق بدی می‌شوند، در برابر آن مقاومت دارد یا مانند هاو که وقتی فکر می‌کند تغییرات منجر به نتیجه خوبی می‌شوند سریع خود را با آن سازگار می‌کند.دکتر اسپنسر جانسون (Spencer Johnson) یکی از محبوب‌ترین و بزرگ‌ترین نویسنده‌های جهان در حوزه‌ی روانشناسی می‌باشد. میلیون‌ها نفر از خوانندگان کتاب‌های او توانسته‌اند به سادگی با اعتماد به خود در شغل و زندگی به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنند.در بخشی از کتاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ می‌خوانیم:هزارتو متشکل از راهروهایی پر پیچ و خم و تالارهایی بود که در برخی از آن‌ها پنیرهایی خوشمزه قرار داشت، اما در گوشه‌های تاریک، راه‌روهایی بن‌بست وجود داشت که راه به جایی نداشتند. در هزارتو به آسانی امکان گم شدن فراهم بود؛ با این حال، برای آن‌هایی که راه خود را پیدا می‌کردند، هزارتو رازهایی داشت که به آن‌ها امکان لذت بردن از زندگی بهتری می‌داد. اسنیف و اسکاری از روش ساده‌ی آزمون و خطا برای پیدا کردن پنیر استفاده می‌کردند. آن‌ها به سمت یک راهرو می‌دویدند و اگر آن را خالی می‌دیدند، برمی‌گشتند و به سمت راهرویی دیگر می‌دویدند. آن‌ها راهروهایی را که هیچ پنیری در آن نبود، به خاطر می‌سپردند و به سرعت به سمتی دیگر می‌رفتند.فهرست مطالب کتابمقدمه دکتر کنت بلانچاردپیشگفتاربخش‌هایی از شخصیت همه‌ی مابخش اول: گردهمایی در شیکاگوبخش دوم: داستان«چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟»بخش سوم: مباحثه در اواخر همان روزفیلم پیشنهادی جنگجوی درون  https://www.aparat.com/v/iKDwo/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%AC%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86 در جهان هیچ لحظه معمولی وجود ندارد. همیشه اتفاقی در شرف وقوع است. یک چیز غیرمعمولی.فیلم درباره یک ژیمناستیک کار الهام بخش است که براساس داستان های واقعی ساخته شده اما تخیلی به نظر می رسد. دیالوگ ها فلسفی بوده اما موعظه گرانه نیستند. این فیلم انسان ناامید درون تان را از بین برده و باعث می شود از همه لحظات زندگی تان لذت ببرید.صبر کردن، تلاش کردن و پیگیـر بودن و باور و ایمان داشتن، غرور نـداشتن و … از جمله مفاهیم زیبایی هستند که همه ما فقط موقع خواندنش، زیبایی شان را می فهمیم! عمل کردن به آنها داستان دیگری دارد. در واقع همه ما این جملات زیبا را هم به همدیگر می گوییم ولی باز هم عمل کردن، زندگی کردنشان، بسیار دشوار است.اینکه زندگی کس ِ دیگری را زندگی نکن، ذهنت را خالی کن و آشغال هایش را بیرون بریز، تو می توانی، تلاش دائمی کن و… مواردی نیستند که بشود با گفتن آموزشش داد و واقعا یک رینگ ِآموزشی برای تمرین می خواهد. اما قطعا زیستن همه آنها برای فهمیدن با زندگی واقعی مان، بسیار هزینه بر است. فیلم و سینما، با معجـزه ای که می آفرینند به ما لذت ِ تجربه کردن را هدیه می دهند. تـیاتر هم مثل سینما و شاید بهتر از آن بتواند عمل کندیکی از سکانس های فوق العاده ای که بین پیرمرد و جوان پرشور و سودای فیلم (دنیلمن) رد و بدل می شود، جایی است بالای کوه. من نقل به مضمون و نزدیک به دیالوگ ها، آن هارا بازنویسی می کنم تا بیشتر در خاطرم بمانند:زندگی سه بخش دارد: معما، شوخی، تغییرزندگی معماست، برای حل کردنش وقت و زندگی خودت را هـدر نـدهشوخی از بهترین لذت ها ماست، آن را هرگز فراموش نکن. مخصوصا شوخی با خودت.تغییر، یادت باشد که همه چیز تغییر می کند و هیچ چیزی ثابت نخواهد ماند.و در ادامه با نشان دادن «سنگ» به عنوان ِ مقصـد ِ اصلی سفر، حرص جوان را درمی آورد، پیرمرد می گوید که خودم هم نمی دانستم که دستآورد این سفر چیست! و بعد راهی می شود و آنگاه، سفـر و لذت خود ِ سفـر به عنوان هدف معرفی می شود نه مقصد و نه دستآوردها.برای کسانی که دغدغه رشـد و توسعه دارند، دنبال سبک زندگی خاص ِ خود هستند این فیلم هدیه خوبی است. و من فـردا امیدوارم این فیلم را به یک دوست خوب که بتازگی با هم آشنا شده ایم، هدیه بدهم.این فیلم در دسته بندی فیلم‌های انگیزشی آموزشی قرار دارد. برای تقویت روحیه و جنگجویی برای اهداف، تلاش شدید برای رسیدن به خواسته‌ها، کنار گذاشتن ناامیدی مناسب است.من این فیلم را برای نوجوانان و جوانان هم پیشنهاد می‌کنم (مخصوصاً اگر پروژه و برنامه‌ای همچون کنکور را در پیش دارند).این فیلم برای ایجاد تغییراتِ زیربنایی در نوع نگرشِ ما به دنیا و مسئله‌ها، سطح تلاش و همچنین تغییرات مدل ذهنی نیز بسیار مفید خواهد بود. انگیزه‌بخشی در این فیلم را باید جدی بدانیم. هر فردی برای ایجادِ تغییراتِ در زندگی خویش، نیازمند یک انگیزه درونی بسیار قوی است. زندگی در لحظه حال, این را رضا در بخش نظرات افزوده و توضیحات خوبی هم در موردش داد. وقتی مرورش می کنم می بینم که واقعا این این فلیم و آموزه‌هایش برای زندگی در لحظه اکنون تاکید بسیار ویژه‌ای دارد و من از آن غافل شده بودم. چند دیالوگ گلچین شده از فیلم:هر چی بیشتر کار کنی ،نتیجه بیشتری می گیریاز بین بردن انرژی با حرف زدن برای دیگران .فیلمی از رفتار خودت بگیر بعد خودتو قضاوت کن.بیشتر از اینکه بدونی فکر می کنی می دونی .دانش مثل خرد نیست.چیزهای زیادی هست که باید بدونی ،قبل از اینکه بتونی اون چیزی که دیدی او بفهمی .هیچ هدفی بالاتر از خدمت به دیگران نیست (نه با گذشتن از خودت بلکه با اقدام کردن).سوال های بهتر پرسیدن(مثال مدل ذهنی که می گفت سوالاتت عادی نباش ).برای همه چیز قانون گذاشتی؟ نه چیزهایی که از تجربه زندگی خودم یاد گرفتم.کی اهمیت میده؟ خودتاگه یه جا اشتباه کنی کله خر صدات می کنم.همه میخوان بهت بگن چکار کنی و چی به صلاحت اونا نمی خوان خودت جواب سوالات او پیدا کنی ،می خوان جواب اونا رو باور کنی.به جای اینکه در دنیای بیرون دنبال جواب بگردی در دنیای درونت به دنبال جواب بگرد (مدل ذهنی ام تاکیدش بود  به درون بود)مردم از چیزهای درونشون می ترسند در واقع تنها جایی که جواب سوال های مارو دارد.همیشه همه چی اونطوری که فکر می کنی نیست و این باعث همه جور ناراحتی می شه.مغز انسان یک عضو واکنشی به هر چیزی واکنش نشون می دهد، هر روز ذهن تو و با انواع و اقسام فکر و خیال مختلف پر می کنه ولی می دونی این افکار همان قدر شخصیت تو را بیان می کند که کوچکترین تغییر در چهرت بیان می کند (یه لکه ریز روی صورت تغییر بخصوصی ایجاد نمی کند.)یک واکنش خوب خیلی می تون مفید باش (مثل جا خالی دادن ).خرد کامل  یعنی واکنش صحیح در مکان و زمان نامناسب .چیزهایی که لازم نیست یاد بگیری او بریز بیرون از سرت.آشغالا رو بریز بیرون از ذهنت آشغالا چیزایی هستن که از چیزایی که اهمیت دارن دورت می کنه(گذشته، آینده)وقتی بتونی در اینجا و الان باشی از کارایی که می تونی انجام بدی حیرت زده میشی و اینکه چقدر خوب می تونی انجامشون بدی .نگران اینکه چه اتفاقی می افته یا ممکن بی افته نبودم فقط و فقط کارم و انجام دادم و مغزمو از همه چی خالی کردم .وقتی عقده داشته باشی،غرور داشته باشی ،در زمان حال نباشی و زندگی نکنی اینجوری چیزی یاد نمی گیری .اون هایی که دوست داشتنشون سخت از همه بیشتر به دوست داشتن نیاز دارن .(کسی که دوست داشتنی  دوست داشتنش هنر نیست)اعتیاد ،فقط به مواد نیست‌،مثل حرف زدن ،میان حرف دیگران پریدن ،احساسات طبیعی … همه چیز دلیلی برای معتاد بودن .پیدا کردن دلایل دست خودت .هیچ لحظه ای عادی نیست امکان نداره اتفاق نیافته.در مورد انتخاب هات با آگاهی و هوشیاری انتخاب کن ،در مقابل کارت مسئول باش.هیچ وقت بهتر نمی شی به همان صورت که هیچ وقت از هیچ کس پایین تر نمی شی.هر چیزی و هر کاری لذت و قیمت خودش او دارد (با فهمیدن این هر جنگجو در رابطه با کاراش مسئول و واقع بین می شود).همه ترس ها و پشیمونی ها هر چیزی که برای و گذشته او آینده است را دور بریز .یه جنگجو چیزی که عاشقش او ول نمی کنه تسلیم نمی شود.یه جنگجو بودن به معنی کامل بودن یا پیروزی نیست ،آسیب ناپذیر بودن نیست.زندگی اتفاقات تو می تونی انتخاب کنی قربانی باشی و یا خودت رویداد.جنگجو عمل می کند ،احمق واکنش نشان می دهد (مثل مدل ذهنی احمق پاسخ می دهد،آدم باهوش اقدام می کند).شروع یا پایانی وجود نداره فقط عمل کن (جواب چه جوری شروع کنم ها…)هر انسانی دست کم یه بار تو شرایط ناجور گیر افتاده .اگه به چیزی که بخوای برسی باید رنج بکشی،حتی اگر برسی بازهم رنج می بری (از مسیر لذت ببر).کنترل یعنی کنترل اتفاقاتی که برات می افته.سه سوال اصلی: یک) کجایی؟  اینجا دو) چه زمانی هست؟   حالا   سه) تو کی هستی؟  همین لحظه</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Tue, 14 Sep 2021 18:22:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویرگول</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-cxfj2hevzqda</link>
                <description>تا الان کلی وبلاگ و سایت داشتم الانم دارمولی خب از صبح که ویرگول نصب کردم واقعا بیشتر از همشون برام لذت بخشخیلی حس خوبی بهم میدهو واقعا نوشته ها دیده میشه میهن بلاگ از سال ۸۴ داشتم و یهو زد کل صفحات حذف کردتازه اکثر سایت هام دیده نمیشدن وقتی اینجا میزنی با این وجود که بار اول باز دیده میشن و این خیلی جذابه ?</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 20 Aug 2021 20:16:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب دزد</title>
                <link>https://virgool.io/bookthief/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B2%D8%AF-l2gqjimrs1hc</link>
                <description>دزد کتاب یا کتاب دزدکتاب‌دزد (به انگلیسی: The Book Thief) فیلمی درام است در سال ۲۰۱۳ و بر اساس رمانی به همین نام، نوشته مارکوس زوساک ساخته شده‌است. کارگردان این فیلم بریان پرسیوال است.«کتاب دزد» مهمترین اثر نویسنده استرالیایی، مارکوس زوساک (-۱۹۷۵) داستانی تکان‌دهنده و بسیار شگفت‌آور از جنگ است.این کتاب درباره جنگ است. جنگی که بنیان خانواده را از جا می‌کند و جز ویرانی و مرگ و آوارگی خبری به جا نمی‌نهد. اما در همه تیرگی‌ها باز هم بارقه امید هست. داستان دختری که برخلاف همه تلخ‌کامی‌ها، با راه جستن به دل کتاب‌ها، دنیایی زیبا و دور از هیاهوی مرگ و ویرانی برای خود خلق می‌کند.«لیزل» فرزند زنی کمونیست است که مادرش به اردوگاه کار اجباری فرستاده‌ شده و اکنون تحت سرپرستی خانواده‌ای دیگر قرار دارد. لیزل که علاقه‌ی فراوانی به خواندن کتاب دارد خود را با دزدیدن کتاب‌های مختلف و مطالعه‌ی آن‌ها سرگرم می‌کند. او با سرپرستان جدیدش خو گرفته به کمک پدرخوانده‌ی مهربانش که در خواندن و یادگرفتن او را یاری می‌دهد به مطالعه‌ی کتاب‌هایی که دزدیده می‌پردازد.راوی این داستان «مرگ» است که در ابتدای کتاب خود را این‌گونه معرفی کرده‌است:می‌توانم خودم را کاملاً معرفی کنم اما واقعاً نیازی به این کار نیست. در هر حال در گیرودار اتفاقات متنوعی که روی خواهد داد، خیلی خوب و خیلی زود مرا خواهید شناخت. فقط کافی است بگویم روزی، تا آنجا که بتوانم با مهربانی تمام برابرتان خواهم ایستاد. روحتان در آغوش من خواهد بود و مثل رنگی روی شانه‌ام جای خواهد گرفت. شما را به آرامی به دور دست‌ها خواهم برد.در آن لحظه شما آنجا درازکشیده‌اید (به ندرت پیدا می‌شوند افرادی که وقتی سراغشان می‌روم سر پا ایستاده باشند.) گرفتار قالب جسم‌تان خواهید بود. شاید در آن دم آخر متوجه شوید و فریادی کوتاه هوا را بشکافد. از آن پس تنها صدایی که خواهم شنید صدای نفس‌هایم و صدای رایحه، و صدای قدم‌هایم خواهد بود.مسئله اینجاست که وقتی سراغتان می‌آیم دنیا چه رنگی خواهد داشت؟ آسمان چه خواهد گفت؟خود من، آسمان شکلاتی رنگ را می‌پسندم. شکلات تلخِ تلخ. آدم‌ها می‌گویند این رنگ خیلی به من می‌آید. با این حال سعی می‌کنم هر رنگی را که می‌بینم دوست داشته باشم. تمام طیف‌های رنگی را. میلیون‌ها یا بیشتر از آن رنگ، که هیچ‌کدام شبیه دیگری نیستند و آسمانی که به آرامی درون خودم فرو می‌برم. این کار باعث کاهش اضطرابم می‌شود. کمکم می‌کند آرامش بیایم.شاید بی شباهت به زندگی من نباشه...کارگردان    برایان پرسیوالتهیه‌کننده    Karen RosenfeltKen Blancatoفیلمنامه‌نویس    Michael PetroniTrudy White (رمان)بر پایه    کتاب‌دزداثر مارکوس زوساکبازیگران    جفری راشامیلی واتسونسوفی نیلیسراوی    راجر آلامموسیقی    جان ویلیامز[۱]فیلم‌بردار    Florian Ballhausتدوین‌گر    جان ویلسونشرکتتولیدفاکس قرن بیستمSunswept Entertainmentاستودیو بابلسبرگTSG Entertainmentتوزیع‌کننده    فاکس قرن بیستمتاریخ‌های انتشار۳ اکتبر ۲۰۱۳ (Mill Valley Film Festival)۲۷ نوامبر ۲۰۱۳ (ایالات متحده آمریکا)مدت زمان۱۳۰ دقیقهکشور    ایالات متحده آمریکاآلمانزبان    انگلیسیآلمانیهزینهٔ فیلم    ۱۹ میلیون دلارفروش گیشه    ۷۶٫۶ میلیون دلار</description>
                <category>Bღღk Thief</category>
                <author>Bღღk Thief دزد کتاب</author>
                <pubDate>Fri, 20 Aug 2021 14:11:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>