<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات کاردرست</title>
        <link>https://virgool.io/businessshop/feed</link>
        <description>کسب وکارت رو بسپر به کاردرستش!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:05:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/0j5ahfeyk4cu/0pln7a.jpeg</url>
            <title>کاردرست</title>
            <link>https://virgool.io/businessshop</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استراتژی Go To Market چیست؟ و چگونه میتوانیم آنرا طراحی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/go-to-market-strategy-zsq54l16qcwi</link>
                <description>میتوانیم با اطمینان کامل بگوییم تمام شرکت ها رشد را دوست دارند. اگرچه رشد میتواند از منابع مختلفی بدست بیاید، تمامی مدل ها یک نقطه اشتراک دارند؛ و آن هم این است که: بدون استراتژی رشدی حاصل نمیشود که هیچ، بلکه ما زمان و در برخی موارد بودجه خود را از دست میدهیم و این امر بیشتر زمانی خود را نشان میدهد که ما میخواهیم با یک محصول/خدمات جدید وارد بازار شویم.زمانی که منابع و وقت ما محدود است، و همچنین رقابت ها وسیع و کشنده هستند، ما نیاز به ملاکی داریم که به ما اطمینان بدهد در راه درستی هستیم. و بهترین از بین این ملاک ها، استراتژی های Go To Market هستند.این استراتژی ها نوعی نظریه تئوریک مدیریتی نیستند؛ بلکه بیشتر مثل نقشه راه و پشتیبان برای لانچ کردن یک محصول / خدمات جدید هستند. این استراتژی ها به برند شما طراوتی تازه و مشتری هایی جدید میدهند. طراحی این نوع استراتژی ها به نظر کاری سخت، دشوار و گاهی حوصله سر بر به نظر میرسد اما بزودی متوجه میشوید اصلا که اینطور نیست. بلکه کاملا برعکس است!در این مقاله ما به تمامی مواردی که برای طراحی و اجرای یک استراتژی موفق Go To Market نیاز است میپردازیم. مواردی که به شما کمک میکنند تا هر موقع نیاز به معرفی محصول/خدمات جدیدی دارید، یک استراتژی Go To Market موفق و درست و حسابی طراحی کنید.فهرست:- استراتژی ورود به بازار چیست و چرا به آن نیاز داریم؟- مواردی که باید قبل از نوشتن استراتژی‌تان بدانید ( مواد اولیه )- - بازار مخاطب محصول- - مشتری های بالقوه و بالفعل- - حوزه رقابتی- - توزیع- - اینکه آیا محصول شما بازاریابی-محور است یا فروش محور؟- قالب استراتژی ورود به بازار: یک راهنمای گام به گام برای معرفی محصول به مشتریان و بازار- - اهداف شما چیست- - استراتژی بازار خود را تعریف کنید- - قیمت گذاری- - نقشه (پلن) بازاریابی برون سو ی خود را بچینید- - استراتژی فروش و منابع پشتیبانی خود را مشخص کنید- - با پشتیبانی یکدست شوید.- - محصول شما کجای نقشه راه کلی شما قرار دارد- - میزان موفقیت مورد نیاز خود را تعریف کنید- - بودجه و منابع لازم را مشخص کنیدیادآوری: معرفی و وارد کردن یک محصول به بازار تنها نصف راه است.استراتژی ورود به بازار چیست و چرا به آن نیاز داریم؟استراتژی ورود به بازار یک برنامه ی تاکتیکی برای مشخص کردن گام های لازم موفقیت در یک بازار جدید با یک نوع مشتری جدید است. و میتوان گفت که تقریبا با هرچیزی همگام میشود. از لانچ کردن یک محصول جدید گرفته تا ری-لانچ کردن کمپانی یا برند شما، و یا حتی فرستادن یک محصول موجود، در یک بازار جدید!برای بیان ساده تر میتوانیم بگوییم استراتژی Go To Market یک ورژن مشخص تر از پلن بازاریابی شماست که بیشتر روی محصول جدید و مشخصی تمرکز دارد. مثل هر استراتژی خوب دیگری این استراتژی هم ابزاری‌ست که میتواند در تمام واحد های یک شرکت استفاده و پخش شود. این به این معناست که استراتژی Go To Market شما باید به اندازه کافی همه جانبه باشد تا مطمئن شویم درست چیده شده است. همچنین پویا باشد تا بتوانیم از بازخورد مشتریان تغییر در آن ایجاد کنیم.اگر بخواهیم به صورت عمیق تر راجع به چرایی انتخاب این مدل استراتژی صحبت کنیم، میتوانیم به دلایل مختلفی اشاره کنیم.اول اینکه این نوع استراتژی مشخص میکند که چرا شما میخواهید محصول / خدمات خود را در بازار ارائه کنید؟ برای چه کسی میخواهید ارائه کنید؟ و در آخر اینکه چگونه میخواهید آن افراد را مشتاق استفاده از محصول / خدمات خود کنید؟دوم اینکه شما را مجبور میکند تک تک مشکلاتی که در آینده مشتریان شما به آن بر میخورند را پیشبینی کنید. این مسئله باعث میشود که راه حل هایی را از پیش تعیین کنید و در نتیجه به مشتری خود بهترین تجربه را بدهید و اعتماد آنها را جلب کنید.با این موارد در می یابیم این استراتژی شما را مطمئن میکند که تمام تلاشی که برای محصول خود کردید را از بین نمیبرید.مواردی که باید قبل از نوشتن استراتژیتان بدانید ( مواد اولیه )در استراتژی های Go To Market هم مثل هر استراتژی یا برنامه ی دیگری، باید قبل از چیدن، کمی تحقیق و کند و کاو کنید. استراتژی های Go To Market باید اطلاعات بسیاری را کوتاه، مختصر و مفید کنند. پس قبل از اینکه بخواهیم همه ی مواد موجود را درون تابه استراتژیکمان بریزیم، بد نیست کمی مواد اولیه های خود را بشناسیم تا بدانیم در آخر نیاز به پخت چه استراتژی ای داریم!تناسب محصول / خدمات با بازارابتدا باید این سوال را بپرسیم که محصول و یا خدمات ما چه نیازی را برطرف میکنند؟مشخص است که یک کمپانی و محصول / خدمات آن زمانی موفق میشود که مردم به آن نیاز داشته باشند. همانطور که ما در حال چیدن استراتژی Go To Market مان هستیم، باید به این مسئله توجه کنیم که اول از همه چرا ما محصول خود را ساخته ایم؟ چه نیازی به ذهن ما رسید یا برای ما پیش آمد که در آخر باعث ساخت این محصول شد؟ و اینکه ما چگونه میدانیم که مشتریان بالقوه ما از محصول / خدمات ما استفاده خواهند کرد؟ آیا اصلا میدانیم که آنها استفاده خواهند کرد یا خیر؟ آیا ما کارکرد محصول /  خدمات خود را در دنیای واقعی تست کردیم و به دست مشتری سپردیم یا خیر؟ یا حتی عقب تر! ایا ایده خود را با مشتری های بالقوه‌مان مطرح کردیم و آن را مورد بررسی قرار داده ایم؟در رابطه با این مورد باید کمی به آینده هم فکر کنیم. که ایا محصول / خدماتی که ما ارائه میدهیم در آینده ی مورد نظر ما زنده خواهند ماند یا خیر؟ آیا نیازی که به ذهن ما رسیده است همچنان باقی خواهد ماند یا یک نیاز گذری است؟ و یا اگر یک نیاز گذری است، پیشبینی ما از زمان تمام شدن این نیاز چیست؟ به این سوال هم توجه کنید که ما در شش ماه یا حتی یکسال آینده به چه دستاوردی خواهیم رسید؟مشتریان بالقوه و بالفعلدر این مورد ما میتوانیم سه سوال کلیدی و در عین حال اولیه را از خود بپرسیم.چه کسی میخواهد محصول ما را تهیه کند و یا از خدمات ما استفاده کند؟چه چیز هایی از آنان میدانیم؟و چه موقعیتی در استراتژی ما دارند؟قبل از اینکه بخواهیم استراتژی خود را بچینیم باید متوجه شویم که &quot;دقیقا&quot; مشتری ما چه کسی است؟ یعنی هم باید یک نگاه کلی به جامعه مشتریان خود داشته باشیم (رنج سنی، جنسیت، مدل رفتاری، مدل شخصیتی، تمکن مالی و...) و هم یک نگاه جزئی نگرانه از مشتری ایده آل خود داشته باشیم.موارد زیر را باید متوجه شویم:نیاز های مشتری ما چیست؟خواسته های مشتری، از ما به عنوان فروشنده / خدمت دهنده چیست؟مشتریان ما به چه چیز هایی علاقه نشان میدهند؟و از چه راه هایی میتوانند با ما ارتباط داشته باشند؟برای آسان تر کردن این کار میتوانیم ابتدا از خود بپرسیم که جامعه هدف ما چه کسانی هستند و چقدر این جامعه بزرگ است؟ و سپس باید مشتری های ایده آل و بالقوه خود را در آن پیدا کنیم. آیا در این بین گروهی هستند که واقعا به محصول و یا خدمات ما احتیاج داشته باشند؟ اگر هستند، حجم آنها چقدر است؟ و اگر نیستند آیا ما جامعه هدف درستی را انتخاب کرده ایم؟در آخر هم میتوانیم این سوال را از خود بپرسیم که ما از بازار هدف چه اطلاعاتی داریم؟ و آیا در حال حاضر در آن مشتریانی هستند که از استراتژی ما پشتیبانی کنند؟ آیا مشتریان بالقوه موجود در بازار هدف از اهداف طولانی-مدت ما پشتیبانی خواهند کرد یا خیر؟در این پروسه باید سعی کنیم که دقیق و مشخص اطلاعات را جمع آوری کنیم چرا که هرچه اطلاعات واقع بینانه و دقیق تری از مشتری خود داشته باشیم، بهتر میتوانیم به آن واکنش نشان دهیم و در رابطه با قسمت های مختلف استراتژی خود تصمیم گیری کنیم. هرچه اطلاعات دقیق تری داشته باشیم راه ارتباطی آسان تر و بهتری را با مشتری خود داریم؛ و استراتژی خود را راحت تر میچینیم.حوزه رقابتیرقبای ما در بازار هدف چه کسانی / شرکت هایی هستند؟ و واکنش آنها نسبت به ورود ما به بازار چه خواهد بود؟هیچ کسی بدون داشتن اطلاعات از حریف و زمین مبارزه خود، وارد مبارزه نمیشود. پس چرا ما به فکر معرفی محصولی باشیم که حتی رقبای خود را در بازار آن نمیشناسیم؟ یک استراتژی Go to market باید مداوم، پویایی خود را ثابت کند. پس برای این موضوع باید یک نگاه عمیق به بازار هدف داشته باشیم؛ و بدانیم که در آن چه میگذرد و در آینده نزدیک چه اتفاقی برای آن رخ خواهد داد؟ چه ترند ها و مناسبت هایی رخ خواهند داد که بازار هدف ما باعث پیشرفت شود و ما بتوانیم از آنها برای رونمایی محصولمان و گاها بازاریابی استفاده کنیم. و همچنین باید حتما بدانیم که چه کسانی رقبای اصلی ما در این حوزه هستند؟ و واکنش آنها به ورود ما به بازار چه خواهد بود؟توزیعچگونه و کجا میخواهیم محصول خود را توزیع کنیم؟یا به طور مشخص تر چه زمانی مشتریان علاقه به خرید محصول ما دارند؟ چگونه میخواهیم این علاقه را ایجاد، و یا بیشتر کنیم؟ قرار است در فروشگاهی فیزیکی محصول خود را توزیع کنیم؟ یا قرار است در وبسایت / اکانت های سوشال میدیا خودمان محصول را برای فروش بگذاریم؟ حتی در رابطه با محصول هایی مثل نرم افزار ها، آیا ما نرم افزار را در استور های موجود برای دانلود خواهیم گذاشت؟ یا کاربر مستقیما از وبسایت ما آنرا دانلود میکند؟ توزیع بخش مهمی است که باید همان ابتدا قبل از نوشتن استراتژی به آن پرداخت.محصول شما بازاریابی-محور است یا فروش محور؟( مشتریان شما به بازاریابی بهتر واکنش نشان میدند یا به فروش؟ )شما باید مشتری خود را بشناسید؛ و بدانید که به کدام مدل از موارد ذکر شده واکنش بهتری نشان میدهند. در برخی صنعت ها مشتریان از تکنیک های قدیمی فروش بیزار اند. این در حالیست که در برخی دیگر همین تکنیک های فروش دقیقا چیزی‌ست که مشتریان به آن نیاز دارند.یک راه مناسب برای پیدا کردن جواب این مسئله بررسی موارد زیر است:قیمت: به چه مقدار میخواهید فروش داشته باشید؟ به یاد داشته باشید که تصمیمات بزرگ در حوزه اقتصادی برای مشتریانتان، در بخش فروش بیشتر از بخش مارکتینگ موثر است.اندازه بازار: آیا به دنبال مشتریانی هستید که فروش حضوری برای آنها موثر تر است یا به دنبال مشتریانی هستید که با دقت بیشتری خرید میکنند؟پیچیدگی محصول: آیا نیاز استخدام یک کارشناس فروش را حس میکنید؟ یا محصول به اندازه کافی ساده هست تا خود مشتری بتواند پس از خرید، از آن استفاده لازم را ببرد؟B2B یا B2C:محصول خود را به شرکت ها میفروشید یا به افراد؟(آیا خدمات خود را به شرکت ها ارائه میدهید یا به افراد؟) نکته: در اکثر مواقع برگذاری کمپین های بازاریابی برای افراد موثر تر است تا برای کسب و کار ها.روابط: آیا موفقیت شما بر اساس ساخت یک رابطه طولانی مدت با مشتریست؟ یا مشتری های بالفعل شما در واقع همان مشتری های گذری هستند؟ در این موارد فروش به شما این پوئن را میدهد تا در میان مردم باشید؛ در حالی که بازاریابی، شما را رو به روی مشتریان بالقوه قرار میدهد.در آخر تعادل فروش و بازاریابی میتواند بهترین راه باشد؛ اما دانستن اینکه کدام یک از موارد میتواند تاثیر بیشتری روی مشتری داشته باشد یک امر بسیار مهم در چیدن استراتژی Go To Market تان است.قالب استراتژی ورود به بازار: یک راهنمای گام به گام برای معرفی محصول به مشتریان و بازارحال با تمام مواد اولیه هایی که در بالا تهیه کردیم باید قادر باشیم که یک استراتژی Go To Market درست و حسابی بپزیم! همانطور که قبلا هم اشاره شد این استراتژی باید یک ابزار و یک راهنما باشد. در نتیجه برای چیدن آن، باید سعی کنیم مختصر و مفید عمل کنیم. در عین حال باید تلاش کنیم تا تفاوت های ظریفی که باعث میشود محصول ما خاص شود را بولد کنیم.با قالب زیر میتوانیم هرچه ساده تر یک استراتژی Go To Market همه جانبه و پویا بچینیم. استراتژی ای که به ما کمک کند تا هر بازاری که هدف ماست را با برنامه هایمان مات و مبهوت کنیم!۱. اهداف شما چیست؟چرا الان دارید این محصول / خدمات را ارائه میدهید؟ و چه انتظاراتی دارید؟در ابتدا، استراتژی Go To Market شما باید ارتباط محصول مورد نظر با استراتژی و پلن کسب و کاریتان را توضیح دهد. این مورد میتواند به شکل های مختلفی باشد. میتوانید توضیح دهید که چگونه این محصول / خدمت با محصولات / خدمات دیگر شما ارتباط دارد. یا اینکه چگونه کسب و کار شما دارد به یک بازار جدید نزدیک میشود. به طور مثال دیجی کالا فروشگاهی جامع در رابطه با وسایل الکترونیک بود، و وقتی با ازدیاد کاربران و قشر زیادی از مشتریان بالقوه رو به رو شد نزدیک شدن خود به بازار فروشِ باقی محصولات را هم حس کرد. در نتیجه انواع دیگری از محصولات را هم در خود جای داد. سعی بر این داشته باشید که این مرحله را با دقت، جزئی نگری و صداقت انجام دهید.۲. استراتژی بازار خود را تعریف کنیدمحصول شما در کجای بازار قرار میگیرد؟ و شما چگونه میخواهید محصول خود را به مشتریان معرفی کنید؟در قسمت دوم باید تعریف کنید که چگونه میخواهید با مشتری ارتباط بگیرید، ارزش بسازید، کسب در آمد کنید و در آخر به هدفی که در قسمت اول توضیح دادید برسید.برخی از مواردی که باید در این قسمت توضیح دهید:ارزش پیشنهادی: چه چیزی شما را خاص میکنید؟ چه فاکتوری باعث تفاوت شما با رقبایتان میشود؟ چرا کسی باید محصول / خدمت شما را بجای محصول / خدماتی که موجود در بازار هست استفاده کند؟ چرا باید شما را انتخاب کند؟ به طور مثال شما دسترسی بهتری به آنها میدهید، پشتیبانی شما قوی تر است، شما اعتبار دارید و اعتماد مشتری را بیشتر کسب کرده اید.موقعیت شما: محصول شما در چه موقعیتی در بازار هست؟ میخواهید مردم شما را به چه چیزی بشناسند؟ به طور مثال شما ورژن اقتصادی تری از اسنپ هستید. یا شما دیجی کالایی با قدرت لجستیک بیشتری هستید!رساندن پیغام به مشتری: چگونه میخواهید راجع به ارزشی که ایجاد کرده اید صحبت کنید؟ در این بخش سعی کنید زیاد توضیح ندهید. کافیست چند مسئله که برای مشتریان حل کرده اید را بیان کنید.منابع فروش: برای فروش و پشتیبانی چه احتیاجاتی دارید؟ چه منابعی، چه ابزار هایی، و چه تامین کننده هایی نیاز دارید؟سفر مشتری: چند مرحله در سفر مشتری شما برای خرید محصولتان هست؟ و رفتار مشتریان شما قبل و در حین خرید چگونه است؟ مشتریان بالقوه‌تان قبل از خرید محصول چه چیزهایی باید در رابطه با شما و محصولتان بدانند؟پرسونا: چه کسی محصول شما را استفاده میکند؟ شخصیت و مدل رفتاری آنها چگونه است؟ سعی کنید در این مورد بیشتر از ۲ مدل رفتاری را جای ندهید.مدل استفاده: افرادی که شرح دادید چگونه از محصول شما استفاده میکنند؟ و چطور آنها را متوجه این میکنید که با مشتری شما بودن و استفاده از محصول / خدمات شما زندگی بهتری خواهند داشت؟سعی کنید برای این سوالات از جواب های کوتاه استفاده کنید. توجه داشته باشید که هدف از جواب دادن به این سوالات، دانستن موقعیت محصول ما در بازار است.۳. قیمت گذاریقیمت گذاری فقط یک تصمیم اقتصادی نیست. بلکه خود یک نوع استراتژی محسوب میشود. قیمت گذاری شما باید بر اساس مدل کسب و کاریتان باشد اما در عین حال قیمت محصول برای مشتریان و مردم یک نوع ارزش پیشنهادی هم محسوب میشود.قیمت گذاری بر روی باقی بخش های استراتژی Go To Market شما تاثیر میگذارد. میتواند از نوع مشتریان شما گرفته تا نوع بازار و بازاریابی شما را تغییر دهد. همچنین میتواند مدل کشش مشتری به شما را هم تغییر دهد. ( بازاریابی-محور بودن و فروش- محور بودن)در قیمت گذاری به پیغامی که به مشتری میدهید فکر کنید. آیا میخواهید با قیمت گذاری همانند بازار و یا بیشتر از بازار، و مانور دادن روی اعتبار و زیبایی کار را پیش ببرید؟ یا میخواهید با قیمت پایین تر از بازار، سود را کم کنید و تعداد فروش، و در نتیجه مشتریان جدید خود را بالا ببرید؟۴. پلن بازاریابی برون سوی خود را تعریف کنید.از چه مدل بازاریابی برون سویی میخواهید برای معرفی محصول خود به مشتریان استفاده کنید؟مارکتینگ جزو مهم ترین بخش های هر کسب و کار است. مخصوصا اگر محصول شما بازاریابی-محور باشد، مارکتینگ نقش بسیار بزرگی را در استراتژی Go To Market شما ایفا میکند. اگر در برنامه های شما هست که مشتریانتان از طریق تبلیغ و یا محتوا های بیرونی به سمت شما بیایند پس حتما به این بخش توجه ویژه ای داشته باشید.مواردی که باید به آنها توجه داشته باشید:برندینگ: هویت کسب و کار شما چیست؟ شما که هستید؟ به عنوان یک کسب و کار شما چه اعتباری دارید و یا میخواهید بسازید؟ اگر کسب و کار شما از قبل اعتبار کافی را دارد، آیا این محصول به اعتباری که کسب و کار شما دارد مربوط هست یا خیر؟محتوا: برای افرادی که استفاده کننده محصول / خدمات شما نیستند چه ارزشی تولید میکنید؟ تولید محتوا یک راه تثبیت شده برای کشاندن مشتریان بالقوه به سمت کسب و کار و محصولتان است. شما با این کار به آنها نشان میدهید که دانش لازم و اعتبار مورد نیاز را دارید. به این فکر کنید که با تولید محتوا میتوانید چه اطلاعاتی را به مشتریان خود اضافه کنید مدل های محتوای شما میتواند شامل پست های وبلاگ، مقالات، ویدیو ها، پست های اینستاگرام، کتاب های الکترونیکی و... باشند.مکان بازاریابی: اطلاعات مربوط به محصول / خدمات خود را در چه مکانی به مشتری میرسانید؟ و اینکه چگونه در زمان بسیار کوتاهی ارزش محصول خود را به مشتری بیان میکنید؟نکته: این مکان ها میتوانند فیزیکی ( مانند بنر، تراکت و..) و یا غیرفیزیکی ( اکانت های سوشال مدیا، وبسایت ها و...) باشند.ایونت ها، تبلیغات و روابط عمومی: چه کار های دیگری میتوانید انجام بدید که مردم به محصولتان علاقه مند شوند؟ به معنا که از کدام یک از ابزار های تبلیغات، سئو، راه انداختن یک ایونت، و استفاده از روابط عمومی میتوانید استفاده کنید؟۵. استراتژی فروش و پشتیباتی خود را مشخص کنید.چه مقدار میخواهید به کارشناسان فروش خود قدرت دهید؟ و چه مقدار از بازار را میخواهید تصرف کنید؟اگر محصول شما بیشتر فروش-محور است. باید مدت زمانی که میخواهید به فروش اولیه خود اختصاص دهید را بدانید. باید پروسه و هدفی که دوست دارید در فروش به آن برسید را بدانید. فروش به هیچ وجه آسان نیست و شما باید مطمئن شوید که کارشناسان فروشتان منابع و دانش کافی در رابطه با فروش و همچنین محصول را داشته باشند.مواردی که باید در این مورد به آنها فکر کنید:ابزار و منابع: چگونه تیم فروش شما مشتریان بالقوه را پیدا و آنها را متقاعد می کنند؟ چه ابزار هایی را برای اینکار نیاز دارند؟ چه مواردی را باید در رابطه با محصول بدانند؟ آیا در پلتفرمی که مشتریان شما بیشتر در آن فعالیت دارند، تیم فروش شما حضور دارند یا خیر؟جذب مشتری: بهترین رویکرد شما برای جذب مشتری چیست؟ فروش درون سو، برون سو، تماس سرد و یا پروژه دادن به شرکت های کارشناسی فروش نمونه هایی از رویکرد شما میتوانند باشند.آموزش: چگونه میخواهید تیم فروش خود را آموزش دهید تا دانش و اعتماد به نفس کافی در رابطه با محصول را داشته باشند؟۶. پشتیبانیچگونه میخواهید پشتیبانی مربوطه برای مشتریانی که سوال و یا مشکل دارند را محیا کنید؟برای هر محصول جدیدی که به بازار میفرستید قاعدتا مشکلات و سوالاتی پیش می آید. شما باید مطمئن شوید که تیم پشتیبانی‌تان آماده هر مسئله ای باشند. تیم پشتیبانی خود را در حالت آماده باش قرار دهید و به موارد زیر اهمیت دهید:ابزار لازم: از چه ابزاری برای پشتیبانی استفاده میکنید؟ آیا از پشتیبانی آنلاین لحظه ای استفاده میکنید یا پشتیبانی تلفنی؟ و یا حتی تمامی موارد با هم؟ آیا پشتیبانی با ایمیل انجام میشود یا پشتیبانی به صورت لحظه ایست؟آموزش: آیا آموزشی در رابطه با محصول برای مشتریانتان آماده خواهید کرد؟ آیا مدلی از آموزش برای آنها در نظر دارید؟نگهداری: چگونه میخواهید مشتریانتان را نگه دارید؟ همچنین چگونه میخواهید افرادی که قصد ترک کردن شما و خدماتتان را دارند را مشتاق ماندن کنید؟اندازه گیری رضایت: چه آماری را نیاز دارید تا درصد موفقیت شما را نشان دهد؟ به آن فکر، و آنرا محیا کنید ( میتواند از بین فرم های نظر سنجی، نظر سنجی تلفنی مشتریان، درصد فروش و... باشد)۷. محصول جدیدتان کجای نقشه راه کلی کسب و کار شما قرار میگیرد؟محصول / خدمات جدید شما چه برتری ای نسبت به باقی محصولات / خدمات شما دارد؟مسئولیت های شما در رابطه با محصول / خدمات جدیدتان فقط با فرستادن آن در بازار تمام نمیشود. در واقع کاملا برعکس است. هر بار که محصول جدیدی را به بازار میفرستید، چندین مورد به لیست مسئولیت های خود اضافه میکنید. به این فکر کنید که در طولانی مدت پشتیبانی خود را برای محصول نگه میدارید یا خیر.برخی مواردی که باید در این مرحله به آن توجه کنید:تیم توسعه دهندگان: روند رساندن باگ های گزارش شده به تیم توسعه دهندگانتان به چه صورت است؟بازخورد بازار:  برنامه های مربوط به آینده محصول و خدماتتان را چگونه به مشتریان خود اطلاع میدهید؟بازخورد کارمندان: چگونه افراد موجود در تیم شما از برنامه های آینده برای محصول مطلع میشوند؟۸. میزان موفقیت مورد نیاز خود را تعریف کنید.هدف از لانچ کردن این محصول / خدمت جدید شما چیست؟ و چگونه میدانید که این امر موفقیت آمیز خواهد بود؟هر استراتژی Go To Market ای یک میزان برای اندازه گیری موفقیت میخواهد. متریکی که بتوانید با آن اندازه گیری کنید با این محصول به چند درصد از هدف خود رسیده اید. آیا میزان فروش / مشتری ای که میخواستید را بدست آورده اید یا خیر؟این متریک ها باید موارد زیر را داشته باشند:معنی دار باشند: آیا هدف از ارائه این محصول به هدف اصلی کسب و کار شما مربوط است؟ در این مورد به نظر اکثریت توجه کنید.قابل اندازه گیری باشند: آیا راهی برای اندازه گیری نتایج بدست آمده در نظر گرفته اید؟ آنرا شرح دهیدموثر باشد: آیا میتوانید در سریع ترین وقت ممکن تاثیر تغییرات خود را ببینید؟انگیزشی باشد: آیا شما و تیمتان مشتاق اینکه روی این محصول کار کنید هستید؟۹. بودجه و منابع لازم را مشخص کنید.برنامه های آینده شما برای این محصول چیست؟ و چگونه میخواهید این محصول را پشتیبانی کنید.همانطور که گفتیم مسئولیت های شما وقتی محصول وارد بازار شد تمام نمیشوند. و شما باید بدانید به غیر از وارد کردن آن به بازار چگونه محصولتان را در بازار نگه دارید. و برای اینکار شما به بودجه، منابع کافی، پشتیبان( مواد اولیه ساخت محصول و یا سرمایه گذار) نیازمندید. راجع به این موارد فکر کنید و مواد آنرا از مراحل قبلی استراتژی بردارید. حواستان به رقبا باشد و تمامی موارد ذکر شده در کل این قالب را در این مرحله با هم ادغام کنید.حال که در رابطه با تمام موارد بالا فکر کردید میتوانید یک استراتژی Go To Market سطح بالا را طراحی کنید.در آخر بدانید که چیدن یک استراتژی و فکر کردن به تمامی بخش های موجود  به شما مزیت رقابتی بسیار بالایی اهدا میکند؛ اما این تمام راه نیست بلکه راه اصلی موقعی شروع میشود که این استراتژی را بخواهید اجرا کنید.به امید موفقیت شما در بازار پیش رویتان.پدرام کشاورزی</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>پدرام کشاورزی</author>
                <pubDate>Tue, 10 Aug 2021 19:36:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اما و اگرهای نظارت سلیقه ای و رابطه ای بر روی فروش اینترنتی و تولید محتوی!</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%DB%8C-lg50gcyehhbm</link>
                <description>سوالی دارم و آن اینکه از واحدهای نظارت کننده بر کسب و کار به کجا می توان شکایت برد؟ مطمئنا به هیچ جا! و این یک چرخه ناقص است.حدودا 20 روز مانده به نوروز، اینماد &amp;amp;quot;حامی بازار&amp;amp;quot; صرفا بعلت فروش اسباب بازی ایرانی تعلیق می شود و ارجاع می شود تا برای تک تک اسباب بازی ها بایستی فلان برچسب درخواست و بعد از تایید و چسباندن بر روی تک تک آنها و اصلاح تصاویرشان روی سایت درخواست عدم تعلیق بدهیم. از خیرش گذشتیم و دسته اسباب بازی ها را بکل حذف کردیم. بعد 10 تیکت زدیم به اینماد اما دریغ از اینکه رفع تعلیق یک دقیقه ای انجام شود. مرکزی که به سادگی تعلیق می کند باید بتواند به سرعت هم رفع تعلیق کند. اما خیر این برای ما دو هفته آن هم دو هفته آخر سال بطول انجامید. حساب کنید چه اندازه مشتریانی که نمی توانند چرخه خرید را تکمیل کنند تماس گرفتند! هر چه تماس گرفتیم با اینماد امروز رفع می شود فردا بررسی می شود...اصولا متوجه نشدیم از چه زمان اینماد کار تعزیرات را می کند و جلوی فعالیت کسب و کار ها می ایستد. در واقع قرار بود اگر مشتری شکایت کرد و وجهی دریافت شد اما کالایی ارسال نشد و شبهه ی کلاه برداری بود ارتباط درگاه سایت با بانک قطع شود.همزمان با ما بسیاری از سایت های فروش آنلاین اسباب بازی های ایرانی را همین ماشین پلاستیکی را می گویم می فروختند و اینمادشان بی مشکل بود. گاهی اوقات سر اینکه در فلان مطلب وبلاگ تان تصویر یک زن خارجی نامناسب هست هم تذکر می گیرید در حالیکه مشاهده می کنید تمام سایت های ایرانی روی دامنه های داخلی بدون مشکل همین محتوی منتشر کرده اند.این تصویر همین امروز از یک سایت معروف در حوزه استارتآپ ها و با دامنه دات آی آر بداشته شده است.نمی دانم تا چه زمان می خواهیم به این شکل کار کنیم. وقتی فردی آشنای مسئولین باشد یا خود ایشان در یک استارتآپ یا فعالیت تجاری باشد سعه ی صدر نهادهای نظارتی بیشتر می شود. به هر حال این قضیه بشدت موجب نا امیدی و نابرابری در برابر قانون می شود. ای کاش به همه یک حد تعریف شده ی قانونی از آزادی را بدهیم و بطور سلیقگی متعرض آزادی های کسب و کاری دیگران نشویم. </description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>Roozbahani</author>
                <pubDate>Fri, 07 May 2021 12:54:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معمای فروشنده و خریدار در مارکت پلیس Seller-Buyer Conundrum</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%BE%D9%84%DB%8C%D8%B3-seller-buyer-conundrum-r2kx1z83mngw</link>
                <description>یکی از دوستان سوالی کرده است: من مارکت پلیس خودم راه انداختم ، یه سوال داشتم ، چطوری تولید کننده ها و فروشنده ها رو قانع کنم بیان ثبت نام کنن ، اکثرشون با افاده قبول نمیکنن و میگن بعدا ، یه روشی هست برای جذب اونها ؟ مثلا تبلیغات تو شبکه مجازی ، یا چی...؟بازار سنتی یا پاساژ فیزیکی را در یک مارکت پلیس آنلاین تصور کنید.الگوی مارکت پلیس برای غرفه داران  یا B to B  است یا B to c. الگوی مارکت پلیس هایی همچون دیجی کالا و باسلام معمولا b to b to c هست. اما به هر حال حتی برای مارکت پلیس های فروش عمده B to B هم در نکته ای که می گویم تفاوتی ندارد. در کل تولید کنندگان و فروشندگان هم مشتریان پلتفرم شما محسوب می شوند و نیازمند تحقیق در خصوص رفتار این گروه از مشتریان هستید. پس شما بایستی جامعه هدف غرفه داران و فروشندگان تان را نیز همانند جامعه هدف مشتریان دسته بندی و گروه بندی کرده باشید. براساس اینکه بازارگاه شما بیشتر بر روی چه دسته گروهی از کالا ها تمرکز دارد یا برنامه راه اندازی اش بر اساس توسعه فروش کدام دسته است بایستی بین فروشندگان در برنامه مارکتینگ تان و برنامه ریزی برای جذب اولویت دهی کنید.حال برای جذب فروشندگان و لانچ غرفه های گروه های اولویت دار لازم است تا برای هر یک از این دسته بندی ها یک سبد ارزش پیشنهادی مجزا طراحی شده باشد. هم اکنون پاسخ به پرسش شما بستگی به این داره که سبد ارزش پیشنهادی تان تا چه اندازه برای جامعه ی هدف از فروشندگان جذابیت دارد. در کل روزهای اول راه اندازی یک مارکت پلیس خیلی شبیه سال اول و دوم راه اندازی یک پاساژ است. نمونه اخیر در تهران پاساژ کوروش است. در پاساژ کوروش مستاجرین سال اول راه اندازی با اجاره های خیلی ترغیب شدند و بعد برای اینکه پاساژ رونق هم بگیرد شرطی قرار داده شده بود مبنی بر اینکه باید اجاره نامه دو ساله امضا شود. خب یکسری برندها را هم با صحبت در جاهای خوب و در چشم وارد کردند.. در یک مارکت پلیس غرفه داران انتظار دارند پس از ورود با بازدید زیاد مشتریان (مشابه پاخور داشتن پاساژ فیزیکی) و با  فروش رفتن محصولات شان مواجه شوند اما مشتریان هم انتظار دارند هر چیزی می خواهند در این فروشگاه اینترنتی باشد حال آنکه با ورود آهسته آهسته غرفه داران حداقل در ماه های اول چنین انتظاری برآورده نمی شود و لذا نرخ تبدیل بازدید به خرید خیلی پایین است. این مسئله به مرغ و تخم مرغ عرضه و تقاضا معروف است. 1- customer-driven advertisingاولین راه حلی که به ذهن می رسد اما هزینه دارد اینست که به عنوان مالک پلتفرم هزینه ی مارکتینگ کنید. با ارائه پروموشن های مختلف و تقبل بخشی از تخفیفات بر روی دسته کالا های مورد هدف در برنامه مارکتینگ تان همچنین ایجاد مزیت های رقابتی نسبت به سایر رقبا مثل کاری که تیمچه این ایام کرده می توانید اهسته این مشکل را حل نمایید. تیمچه هزینه بسته بندی و دلیوری را خودش بر عهده گرفته است. ادعا می کند حتی خرید یک خودکار بصورت رایگان ارسال و تحویل دهی می شود. این راه حل customer-driven advertising خوانده می شود. 2-Network of Reliable Partnersاما راه حل اساسی ایجاد یک شبکه ولو کوچک از فروشندگان یا تولید کنندگان (Seller Network) است. در واقع جذب مشتریان یا فروشندگان بیشتر بعد از ایجاد یک شبکه از شرکای تجاری قابل اعتماد (Network of Reliable Partners)  آسان تر می شود. ما در باسلام بخوبی این کار را کردیم. برای شروع بر روی سایر پلتفرم ها لیستی از بهترین فروشندگان یا برندها تهیه کنید. به سراغ آنها بروید .با انها چهره به چهره مذاکره کنید و در این حین ویژه سازی و ارائه خدمات ویژه آنها را در دستور کار قرار دهید چیزی که برای رقبای شما صرفه ندارد اما برای شما در ابتدای کار هزینه ای به مراتب کمتر از هزینه های سنگین مارکتینگ دارد. می توانید در صفحه ی نخست محصولات آنها را ارائه کنید و یا در پلتفرم های دیجیتال مارکتینگ مانند مدیا اد یا یکتانت هزینه ی دیده شدن محصول شان اما بر روی پلتفرم خودتان را تقبل کنید. تولید محتوی ویژه برای شبکه اولیه ی فروشندگان تان را در دستور کار قرار دهید. با انتشار کلیپ هایی از این دست و ارائه لینک صفحه محصول اما بر روی پلتفرم خودتان همزمان هم به سئو کمک کرده اید هم راه حل اول را دنبال کرده اید برای ترغیب خریداران و اما در اصل دارید فروشندگان برتر را بدل به شرکای قابل اعتماد تجارت خود می کنید.3- ارائه فیچر های ویژه و رقابتی به فروشندگان مثل BIباید از روش مجزاسازی در برندینگ و حتی الگوی کسب و کارتان بهره ببرید. صرف عدم اخذ کارمزد از غرفه داران در سال اول خیلی کهنه شده است و کسی را ترغیب نمی کند. فیچرهای ویژه در پلتفرم می تواند خیلی کمک کننده باشد و نسبت به هزینه های مارکتینگ سبک تر هم است. مثلا باسلام سال هاست تنها مارکت پلیسی است که امکان چت بین خریدار و فروشنده را مستقیم ایجاد کرده و حتی شماره تماس و آدرس مشتری را از همان اول در اختیار فروشنده قرار می داد. چیزی که دیجی کالا از سال 96 تا 99 بشدت از آن استرس داشت و به غرفه داران امکان هیچ گونه ارتباطی با مشتریان را نمی داد. الان اگر در زمینه هوش تجاری بتوانید یک داشبرد مدیریتی خوب طراحی و ارائه دهید برگ برنده در دستان شماست. زیرا افراد فروشنده حرفه ای یا برندها الان به این گزینه نیاز دارند و طبق اصل پارتو 80 درصد سود آینده شما از همین 20 درصد فروشنده های حرفه ای است که احتیاجات حرفه ای تری هم دارند.4- آسان سازی فروش و کشف چالش های فروش پلتفرم رقباخب سهولت ثبت نام و ایجاد غرفه و بارگذاری محصول را بصورت پیش فرض می دانم و لذا آن را تذکر نمی دهم. اما در این مرحله لازم است تا تجربه خرید و فروش بر روی پلتفرم تان را تا می توانید آسان کنید. چالش هایش را بیابید و با ارائه به هنگام راه حل ها آنها را حل کنید. این بویژه با تمرکز و بررسی فرایندهای خرید و فروش و قضاوت چالش ها در پلتفرم های رقبا خود را نشان می دهد و شما دقیقا می توانید از رخداد این چالش ها برای خود جلوگیری کنید و از سوی دیگر آنها را بدل به مزیت رقابتی خود در جذب فروشندگان کنید. انتشار و مدیریت لیست ها را آسان کنید. یک تجربه کاربری ضعیف ممکن است دلیلی باشد که فروشنده دیجی کالا را به جای بازار شما انتخاب می کند، بنابراین اطمینان حاصل کنید که فروشندگان با خیال راحت از طریق پلتفرم شما سفارشات را مدیریت می کنند. یک پنل ادمین ایجاد کنید که فروشندگان و غرفه داران بتوانند تعداد بازدیدهای محصولات یا خدمات را مشاهده کنند، در زمینه انتشار لیست ها و پشتیبانی 24/7 مشتری به آنها کمک کنید با این روش فروشندگان بیشتری را جذب و حفظ می کنید و خرید کاربر را بهبود می بخشید. 5- ایجاد انبار و خدمات بسته بندی و  ارسالدر باسلام با چند هدف انباری به نام یکاسه ایجاد شد (اگرچه بعد از چند سال تجربه همین روزها تعطیل شد). این انبار تا حدی دغدغه بسیاری از فروشندگان را در ابتدای کار حل می کرد و از طرفی نیز بصورت یکپارچه سازی یک سبد خرید اما از چند فروشنده، به خریداران کمک می کرد تا خرید هایشان در یک بسته و یک زمان مقرر شده دریافت کنند. وقتی فروشندگان بصورت مجزا اقدام به ارسال کالا می کنند هزینه های پست و بسته بندی اذیت کننده خواهد بود. در ارسال های درون شهری با پیک بویژه تهران و مسیرهای بلند و پر ترافیک اصلا مقرون بصرفه نمی شود. وقتی کالایی 50 هزارتومانی هزینه ارسال پیکش 40 هزار تومان باشد! خب ایجاد انبار واسطه و ارائه خدمات بسته بندی و ارسال می تواند نیمی از دغدغه های اولیه فروشندگان تان را حل کند. اخیرا عقد قرارداد با پست یا شرکت هایی مثل پادرو می تواند جایگزین انبار باشد.6- Best Practices Storyبرای تماس با فروشندگان جدید ، از دستاوردهای فروشندگانی که قبلاً پلتفرم را انتخاب کرده اند، تجلیل کنید. به اشتراک گذاری داستان های موفقیت و مصاحبه ها از طریق وبلاگ و شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام یک روش محبوب و کارآمد برای اثبات قابل اعتماد و امیدوار کننده بودن بازرگاه تان است. از روش های مختلف برای داستان گویی - متن و فیلم - بهره ببرید.7- حفظ و نگهداشت غرفه داراناز الان برای حفظ و نگهداشت غرفه داران برنامه ریزی کنید. وقتی با این همه زحمت و برنامه ریزی و هزینه تعداد قابل توجهی از غرفه داران جذب شدند لازم است همانند برنامه هایی که در مارکتینگ برای وفادار کردن مشتریان بکار می گیرید اینجا نیز برنامه ای برای وفادار شدن غرفه داران داشته باشید. شاید در ابتدای کار دپارتمان تولید محتوی تان و با عضویت یکی دو نفر از بچه های مارکتینگ یا مدیریت محصول بتوانند کمک کنند اما راه اندازی هر چه سریعتر واحد مدیریت غرفه داران می تواند این بخش را بخوبی پیاده سازی و مدیریت کند.</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>Roozbahani</author>
                <pubDate>Tue, 04 May 2021 14:04:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت خطیر بازاریابی در برابر مردم</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-jm-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-bmbw-qsi7l8hzwfng</link>
                <description>این مقاله در سایت هلدینگ کاسپین نیز منتشر شده است.رشته بازاریابی امروز دچار یک پارادوکس بزرگی شده است. مردم به شدت نگرانند و باید به دنبال راه حل‌هایی برای مشکلات جامعه بود. بازاریابی و بازاریابان نیز جزئی از این نگرانی هستند و به آن ها به عنوان بخشی از عاملان این مشکل و همچنین راه حلی برای مواجه با آن نگاه می شود. متاسفانه در مطالعات بازاریابی بر روی مسائل مربوط به جامعه و مسائل کلان تاکید لازم صورت نمی گیرد و اراده قوی و محکمی برای حرکت در این مسیر نیز وجود ندارد. مسائلی که مردم در زندگی واقعی با آن دست و پنجه نرم می کنند مثل جنگ، فقر، نژاد پرستی، آلودگی محیطی، محیط زیست، بحران هویت فردی و از خود بیگانگی در جوانان. اینک زمان آن فرا رسیده تا بازاریابان به این مسائل بپردازند و قطار بازاریابی را به این ریل هدایت کنند. درست است که شرکت ها برای بقا نیاز مبرمی به سوددهی دارند ولی چالش اصلی در کسب و کار امروزی، پرداختن به نیازهای اجتماعی و تغییرات محیط زیستی است.بازاریابی بهتر در خدمت ساخت یک دنیای بهتر برای همه جوامعدعوت نشریه معتبر بازاریابی (JM) از همه بازارایان برای ساخت «بازاریابی بهتر برای دنیایی بهتر (BMBW)»متنی که خواندید منعکس کننده دغدغه ای است که با تعداد زیادی از اساتید رشته بازاریابی در دانشگاه ها و فعالان بازاریابی در بازار در مورد نقش بازاریابی در ساخت جهانی بهتر، به اشتراک گذاشته شده است که نمایان گر فرصت های زیادی است که از دست رفته اند. این متن حدود 50 سال قبل در مطالبی با عنوان &quot;نقش بازاریابی در تغییرات اجتماعی/محیطی&quot; در مجله بازاریابی آمریکا، نخست توسط داوسون در سال 1971 سپس توسط کِلی در همان سال مطرح شد. به امید این که این روزها که فاصله بین تحقیقات امروزی و تحقیقات و الزاماتی که جامعه درگیر آن است کمتر شود. آگاهی از این موضوع باعث به وجود آمدن علاقه و فرصت در جامعه دانشگاهی است تا تلاش نمایند شکاف موجود را پر نمایند.صاحب نظران بازاریابی چقدر به ساختن دنیایی بهتر فکر می کنند؟ با توجه به امیدهای 50 سال پیش اکنون ما در چه شرایطی به سر می بریم و چه الزاماتی برای فعالیت های پیش رو برای خود قائلیم؟ برای پاسخ به این سوال ها نشریه بازاریابی (JM) یک نظرسنجی در فوریه 2021 از سردبیران و اعضای هیئت مشاوره مجله JM انجام داد و نظراتشان را در مورد تحقیق در حیطه &quot;بازاریابی بهتر برای دنیایی بهتر (BMBW)&quot; جویا شد. منظور از BMBW رویکردی فراتر از اقدامات معطوف به کسب سود فقط برای شرکت است و حرکت به سمت توجه و تاکید بر در نظر گرفتن نقش بازاریابی بر ارتقای رفاه سایر ذینفعان و نهادها در جامعه است. سوال اول به این صورت مطرح شد. &quot;چقدر موضوع BMBW برای بازاریابی اهمیت دارد؟&quot; امتیاز نهایی 44 نفر از صاحب نظران در پاسخ به این پرسش 6.34 از 7 بود. بیشتر از 60 درصد پاسخ دهندگان بالاترین امتیاز را دادند در حالی که در پاسخ به سوال &quot;به چه میزان بازاریابی به این موضوع پرداخته است؟&quot; 80 درصد افراد، امتیاز 4 و کمتر از آن داده اند.مساله مهم در BMBW ایجاد انگیزه در محققان برای پر کردن شکاف بین وضعیت امروزی و وضعیتی است که در آن بازاریابی به نقش موثر خود در ساختن یا تخریب جهان آگاه شود. تا زمانی که تمامی آثار خروجی شرکت ها مورد مطالعه قرار نگیرد و نحوه تفسیر نقش بازاریابی تغییر نیابد، دانشمندان بازاریابی خطر جدا شدن از بسیاری از مهم ترین چالش های جهان را دارند، - چالش هایی که بازاریابی می تواند به آنها کمک مثبت یا منفی کند (کاتلر و لوی، 1969). چالش هایی چون فقر مداوم ، نابرابری ، بی سوادی ، ناامنی ، بیماری ، تغییرات آب و هوایی ، آلودگی و قاچاق انسان و بسیاری موارد دیگر. حتا در ملت های ثروتمندی چون آمریکا مردم بر این باورند که دنیا روز به روز بدتر می شود و سیستم بر ضد آن هاست و این ادراکات لزومن نادرست نیستند. &quot;رویای آمریکایی&quot; که بسیاری از بازاریابان به شکل گیری آن کمک کردند چیزی بیش از یک توهم در نزد بسیاری از مردم آمریکا نیست.تبعیض در زمینه جنسیت، نژاد، قوم و مذهب از جمله موانعی است که میلیون ها انسان را از رسیدن به آرزوهایشان باز داشته است. مرگ از سر ناامیدی ناشی از خودکشی، اُوِردوز و بیماری های کبدی ناشی از مصرف الکل در میان مردان و زنان سفیدپوست آموزش ندیده، افزایش پیدا کرده و امید به زندگی در آمریکاییان حتا قبل از ظهور پاندمی کرونا کاهش یافته است (کیس و دیتون، 2020). این مسائل تنها محدود به آمریکا نیست و تحرکات اجتماعی در بسیاری از کشورها سیر نزولی داشته است. تغییرات آب و هوایی ناشی از تغییرات اقلیمی، زندگی و معیشت مردم را تحت تاثیر خود قرار داده، و این در حالی است که بازارهای سبز هنوز به طور عمده نوپا هستند یا سازماندهی ضعیفی دارند.گزارش هایی که اخیرن از مدیران عامل شرکت هایی چون علی بابا، مارس، مِرک و یونیلِوِر منتشر شده به این نکته اشاره دارد که: &quot;با وجود دستاوردهای اقتصادی و اجتماعی 30 سال گذشته، مدل اقتصادی کنونی جهان بسیار ناقص است.&quot; بازاریابی و به ویژه بازار مبادلات، در حاشیه مدل اقتصاد جهانی نیست بلکه دقیقن در مرکز آن قرار دارد. از طرفی در دنیا کم نیستند چالش های مهمی که می توانند علاقه اساتید بازاریابی را به خود جلب نمایند.با گذشت 50 سال از مطرح شدن این موضوع، نیاز به مطالعه و تحقیق در زمینه BMBW از گذشته بیشتر شده است. مطالعه پیش رو نشان خواهد داد که در این زمینه، رشته بازاریابی هیچ کمبودی چه به لحاظ استعداد و چه از نظر ابزار، برای برای پرداختن به این امر ندارد. تعداد ثبت 239 مقاله ارسالی که برای این موضوع ویژه به مجله بازاریابی ارسال شده است، نشان دهنده انگیزه فکری بالایی در رشته بازاریابی است که نشان از پیشرفت های جدیدی در آینده دارد. برخلاف گذشته، انتظار می رود زمان آن فرا رسیده تا تحقیقات BMBW جایگاه مرکزی تری را در جریان اصلی علم بازاریابی به خود اختصاص دهد.بازخوانی تفکر بازاریابی برای یک دنیای بهترطی 50 سال گذشته ، این رشته در پیگیری تحقیقات BMBW پیشرفت چشم گیری داشته است. بسیاری از محققان - بیش از آن چه که بتوان نام برد - توجه رشته بازاریابی را به تحقیقات لازم و مهم در این حوزه جلب نموده اند. در واقع، برخی زندگی خود را وقف این امر کرده اند. بینشی که از این تحقیقات حاصل شده است منجر به تغییر رویکرد در چندین موضوع مهم در بازاریابی از جمله تبلیغات دخانیات، تبلیغات فریبنده، برچسب گذاری (Labeling) و بازیافت محصولات گردیده و استفاده از ابزارهای بازاریابی در بازاریابی غیرانتفاعی و کمپین های بازاریابی اجتماعی رواج یافته است. تاکنون موضوعات متنوعی از جمله رفتارهای اجتماعی، پایداری محیط زیست، حمایت و تقلب سیاسی شرکت ها، حریم خصوصی مصرف کننده، بهداشت و آموزش، در نشریات مطرح بازاریابی به چاپ رسیده است. صاحب نظران همچنین دست به کار شده اند تا با تلفیق یافته های تجربی، چارچوب های مفهومی و موضوعات تحقیق در BMBW را توسعه دهند. با این وجود نتایج گزارش های پیمایشی مجله بازاریابی (JM) حاکی از این است که با وجود همه این تاکیدات و اهمیت ها، جامعه اندیشمندان بازاریابی بر این باورند که هنوز BMBW یک نقش حاشیه ای در علم بازاریابی دارد. حتا امروزه نیز به ندرت پایان نامه های دکترا بر موضوعات BMBWتمرکز می کنند، به ندرت کنفرانس ها با محوریت BMBW برگزار می گردند و به ندرت گردانندگان نشریات، موضوعات با محوریت BMBW را در دستور کار خود قرار می دهند. ما هنوز تمامیِ قلمرو &quot;ایده هایی برای بازاریابی بهتر&quot; را نشناخته ایم. هنوز تاثیری که بازاریابی بهتر می تواند در خلق یک دنیای بهتر داشته باشد را درک نکرده ایم، بنابراین در ادامه سه روش کار برای دست یابی به نقش محوری BMBW در بازاریابی شرح داده می شود.نخست، ما معتقدیم که بسیاری از مباحث مورد بررسی در جریان اصلی بازاریابی را می توان از منظر &quot;جهانی بهتر&quot; مورد توجه قرار داد. به طور مثال در بازاریابی نون و کره[1] می توان به این موضوعات پرداخت:مدیریت نیروی فروشترفیع قیمتقیمت گذاریبرچسب گذاریطراحی محصولمدیریت محصولرسانه های اجتماعیاستفاده از اینفلوئنسرهاآموزش بازاریابیمشاوره بازاریابیتبلیغاتهدف گذاریمی توان کاربرد این موضوعات را در ساخت جهانی بهتر مورد مطالعه قرار داد. برای درک بهتر این موضوع، مثال های زیر به عنوان تحقیقاتی که در این راستا انجام شده اند را در نظر بگیرید:لینسنمایر و همکارانش (2021) دریافتند که طرح های تشویقی و جبرانی، دارای اثرات منفی بر سلامت روحی و جسمی فروشندگان است و باعث افزایش استرس و بیماری ، به ویژه در افرادی که وجه شخصی و اجتماعی پایین تری دارند، می شود.ژانگ و همکارانش (2021) تأثیر رسانه های اجتماعی و تأثیرگذار بر استفاده از یک آفت کش غیرمضر برای محیط زیست در روستاهای چین را مورد بررسی قرار دادند.کیم ، گوپتا و لی (2021) نشان دادند که چگونه ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری می توانند رویکردها و نتایج جمع آوری سرمایه برای یک مرکز تحقیقات علمی غیرانتفاعی را بهبود بخشند.در مثال آخر ، ژانگ ، کای و شی (2021) نشان دادند که چگونه ترفیع قیمت[2] می تواند کمک های اجتماعی[3] را افزایش دهد.دوم، اعتقاد بر این است که دانشمندان بازاریابی باید در بین چالش ها و فرصت های بهتر جهانی، برای یافتن نقشی شایسته و محوری برای بازاریابی بسیار الهام بخش تر عمل کنند. این نقش ممکن است در نگاه اول بی ربط به نظر برسد. به عنوان مثال تبعیض و بی عدالتی را در نظر بگیرید. بسیاری ممکن است مقوله تبعیض را در حیطه مطالعه جامعه شناسان و روان شناسان تعریف کنند نه بازاریابان. ولی پاسخ های مصرف کننده به این بدنامی ها به طور قطع در قلمرو بازاریابی تعریف می شود. تبعیض می تواند در شکل یکی از فعالیت های اصلی بازاریابی مانند هدف گذاری و تقسیم بندی باشد. می تواند به طور ضمنی در برندسازی و ارتباطات بازاریابی رخ دهد. این امر معمولن به صورت غیرملموس در الگوریتم های مورد استفاده در بازاریابی وجود دارد. و از همه مهم تر می توان شدت آن را با آموزش های لازم در بازاریابی و ابتکارات فروش کاهش داد.حال فقر، به عنوان یک پدیده پایدار در سطح جهان را در نظر بگیرید که اغلب توسط اقتصاددانان، جمعیت شناسان، جامعه شناسان و محققان حوزه مصرف کننده مورد مطالعه قرار می گیرد. اما بازاریابی می تواند به کاهش فقر کمک کند. سایر شیوه های بازاریابی چگونه در چالش هایی که مصرف کنندگان فقیر با آن مواجه اند تاثیر می گذارد (به عنوان مثال اعطای نمایندگی بر مبنای موقعیت مکانی)؟ چه عواملی باعث این اقدامات می شود و برای کاهش و محافظت از آنها چه کاری می توان انجام داد؟سوم این که اندیشمندان بازاریابی باید این نکته را نیز در نظر بگیرند که چطور یک دنیای بهتر (یا بدتر) می تواند بازاریابی را تحت تاثیر خود قرار دهد. زالتمن در تکمیل این موضوع می گوید: &quot; چگونه می توان پنداشت که دنیای داخلی یک شرکت مستقل از دنیای بیرونی آن شکل گرفته است &quot; در واقع، محیط پیرامون یک شرکت - فیزیکی یا غیر آن - هم بر فعالیت های بازاریابی و هم بر عملکرد آن تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، تغییرات محیط زیستی و اقلیمی می تواند بر تمامی جنبه های بازاریابی از جمله طراحی محصول جدید، کانال های توزیع و موقعیت برند تاثیر گذار باشد. اکنون می خواهیم بر پی ریزیِ چند پیش فرض در بازاریابی تمرکز نماییم.باز اندیشی مفروضات:چه کسی بازیگر اصلی و مناسب برای مطالعه در بازاریابی است؟فرض1: بازاریابی آن چیزی است که بازاریابان انجام می دهند. ممکن است در یک نگاه سطحی، اندیشمندان بازاریابی می بایست فقط بر حوزه هایی تمرکز کنند که عنوانِ بازاریابی بر آن اطلاق می گردد مانند مدیران بازاریابی (CMOs). ولی جالب است که بدانید بسیاری از فعالیت های بازاریابی را افرادی انجام می دهند که خود را فقط به عنوان بازاریاب نمی دانند مثل مدیران ارشد اجرایی (CEOs)، مدیران عمومی، دانشمندان داده، توسعه دهندگان محصول، استراتژیست های قیمت و ... همچنین بسیاری دیگر از مشاغل در سازمان های غیر تجاری به عنوان مقامات دولتی، نهادهای نظارتی و منتقدان اجتماعی نیز با بازاریابی سر و کار دارند. محدود کردن اهداف به تعداد کمی از بازیگران، می تواند مانع درک کامل ما از تاثیرگذاری و پتانسیل های موجود در فعالیت های بازاریابی شود. به عنوان مثال، بسیاری از کارآفرینان اجتماعی فعالیت هایی را که ما آن ها را در حیطه بازاریابی می دانیم، مانند تولید بینش مشتری، برای اقدامات خود مهم می دانند. به همین ترتیب، بسیاری از کسانی که در حوزه قیمت‌گذاری تصمیم گیری می کنند خود را بازاریاب نمی نامند، با این حال تصمیمات آن ها تاثیر عمیقی بر دسترسی (و توان خرید) مشتریان به محصولات شرکت می گذارد. به عنوان مثال، قیمت گذاریِ قابل دسترس برای سرویس های مهمی مانند خدمات تلفن همراه تاثیر اجتماعی عمیقی در همه موارد دارد، از آموزش و پرورش گرفته تا بهداشت و رفع فقر. این مباحث باید به عنوان مبانی مشروع و ارزشمند برای دانش بازاریابی در نظر گرفته شود.بازاریابان باید درگیر تمامی پدیده های مرتبط با بازاریابی شوند نه فقط فعالیت هایی که توسط افرادی که خودشان را بازاریاب معرفی می کنند انجام می شود. علاوه بر مدیران بازاریابی، پیشکسوتان این حوزه شامل کارآفرینان، سیاست گذاران، بازاریاب های اجتماعی، رهبران سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی و مصرف کنندگان هستند. به عنوان مثالگاربینسکی، مید و گرِگ (2021) پیشنهاداتی به بازاریابی ارائه می دهند که سازمان های غیردولتی، سیاست‌گذاران و موسسات مالی می توانند با استفاده از آن پیشنهادها، پس انداز مصرف کننده را هم در بازارهای توسعه یافته و هم در حال توسعه افزایش دهند.ویهراوچ و هوانگ (2021) رهنمودهایی را برای ارتباطات در تغذیه سالم ارائه می دهند كه می تواند به سیاست‌گذاران در مبارزه با اپیدمی چاقی كمك كند.فرض 2: بازاریابی آن چیزی است که کسب و کارها (به خصوص کسب و کارهای بزرگ) انجام می دهند. بیشتر دانشمندان بازاریابی تعلق اصلی خود را به مدارس بازرگانی ابراز می دارند. برای محققان، تهیه اطلاعات مربوط به شرکت های بزرگ راحت تر است. اما شرکت های بزرگ بخش کوچکی از افرادی را که در سراسر دنیا به فعالیت های بازاریابی مشغولند، استخدام می کنند. البته این شرکت ها تنها گزینه فارغ التحصیلان مدارس بازرگانی نیستند به خصوص فارغ التحصیلانی که شغل خود را در بخش های اجتماعی و دولتی دنبال می کنند. از طرفی، حتا هنگامی که شرکت های بزرگ به طور فعال به دنبال عملکرد مثبت برای دنیا هستند، هنوز هدف &quot;دنیای بهتر&quot; را برای اهداف استراتژیک خود به عنوان یک موضوع فرعی قلمداد می کنند.ما باید مشاغلی فراتر از مشاغل بزرگ و آشنا که اغلب در تحقیقات بازاریابی دانشگاهی مورد مطالعه قرار می‌گیرند را مورد بررسی و اکتشاف قرار دهیم. دو مثال درخشان در این زمینه وجود دارد.اندرسون و همکاران (2021) بر کارآفرینان و مشاوران داوطلب تمرکز کرده و بررسی نمودند که چگونه مشاوره بازاریابی بر رشد و بقای شرکت های کوچک در اوگاندا تأثیر می گذارد.ویسواناتان و همکاران (2021) نیز با مطالعه روستائیان هند و تانزانیا نشان دادند که چگونه آموزش بازاریابی در قالب آموزش سوادِ بازار، موجب پیشرفت رفاه و کارآفرینی می شود.مساله دیگر این است که ما نباید فقط میانگین میزان تاثیر بازاریابی در بین مصرف کنندگان، شرکت ها و بازارها را در نظر بگیریم. میانگین ها می توانند واریانس و پراکندگی را که برای درک بهتر جهان حیاتی است، پنهان کنند. در دنیایی که تعداد کمی برنده و تعداد زیادی بازنده وجود دارد، در دنیایی که انحصار و بی عدالتی وجود دارد، این به پیشرفت طرفِ بازنده کمکی نمی کند اگر فقط به فکر پیشرفت میانگین باشیم. اما تجزیه و تحلیل ناهمگنی در نتایج بین مصرف کنندگان و شرکت ها، فرصتی برای کشف عدم تقارن در سود و زیان را فراهم می کند. به عنوان مثالوانگ ، لوئیس و سینگ (2021) نشان دادند که مالیات غیر مستقیم سیگار، سیگار کشیدن را کاهش می دهد اما منجر به افزایش سهم بازار برندهای قوی تر می شود، در حالی که ایجاد محدودیت هایی برای سیگار کشیدن باعث کاهش سهم بازار برندهای قوی تر می گردد.اهداف و تحقیقات در بازاریابی باید شامل چه چیزهایی باشد؟فرض3: هدف در بازاریابی، پیشرفت کسب و کار در سوددهی و افزایش ارزش برای ذینفعان است. البته که شرکت ها دلایل خوبی برای تمرکز بر کسب سود دارند. سود یک شاخص روشن است که پاسخ‌گویی را بر مدیران تحمیل می کند یعنی آنان را ملزم به پاسخ‌گویی می‌نماید. ولی منطقِ مالی ِ حداکثرسازی ارزش برای ذینفعان می تواند همه را به یک نتیجه برد-برد برساند از جمله مشتریان، کارکنان، تامین کنندگان، جوامع و به طور کلی جهان. اگر چه در حوزه مالی نیز تله نزدیک بینی وجود دارد که در آن فقط با یک نگاه یک طرفه به ارزش سهامداران توجه می شود. در حالی که یک شرکت باید دید گسترده تری داشته و منافع تمام ذینفعان را مدنظر قرار دهد نه فقط سهامداران.نگاه به مسائلی فراتر از سود، از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا بر طبق شواهد موجود، بازارهای غیرقابل رقابت زیادی وجود دارند که به جای کسب سود از طریق سرمایه گذاری و نوآوری، شرکت های قدرتمند فعال در این بازارها، از فشار سیاسی برای تضمین مزایای خود استفاده می کنند. در یک چنین بستری به جای برخورداری از یک شرایط برد-برد، بسیاری از شرکت ها با یک رقابت برد-باخت طرفند و در سطح گسترده تر، جهان بازنده این بازی است.در این اوضاع، بازاریابان این فرصت را دارند تا نقش خود در به وجود آمدن یک چنین شرایط اسفناکی مورد بررسی قرار دهند. شاهد قوی این ماجرا شرکت مشاوره مدیریت مک کینزی است که به شرکت جی فارما توصیه نمود تا با ارائه تخفیف از توزیع کنندگان جهت پروموت کردن مواد مخدر استفاده نماید و اکنون خوب می دانیم که چقدر این امر باعث نابودی افراد، خانواده ها و جوامع شده است. بازاریابی از منتقدان اجتماعی خود چه درسی می گیرد؟ تحقیقات بازاریابی چگونه می تواند با تقویت این صداها در شکل دهی روح بازاریابیِ بهتر عمل کند؟ نتیجه های بازنده-بازنده هم برای دنیا و هم در دراز مدت برای شرکت ها زیان بار است بنابراین محققان می توانند به فهم وجود طولانی مدت این اقدامات مخرب با هدف کاهش آن دست به کار شوند.حال به بررسی شرایطی می رسیم که درگیر شدن در آن برای جهان منافعی دارد ولی شرکت ها متضرر می شوند. یک شرایط بازنده-برنده برای شرکت و دنیا. با این وجود چگونه می توان به آن ها انگیزه داد تا منابع و توانایی های خود را به کار گیرند و به فعالیت هایی بپردازند که به &quot;جهانی بهتر&quot; منجر شود؟ به عنوان مثال، بسیاری از بنگاه های اجتماعی هم به سود فکر می کنند و هم به ساخت دنیایی بهتر و برای این کار با دولت ها، NGO ها و نهادهای مردمی همکاری می نمایند. چه مدل های کسب و کاری در این زمینه ها مناسب است؟ چه همکاری هایی اثربخشی بیشتری دارند؟ چه اقداماتی در بازاریابی می تواند در این راستای صورت گیرد؟ما باید هر چهار حالت توصیف شده را بررسی کنیم تا تصویر کاملی از تأثیر بازاریابی در تمام این حالات را متصور شویم. به طور مثالموکرجی، کورنیل و هوگ (2021) نشان دادند که چگونه می توان با ترکیب دو تکنیک، چطور می توان از هدر رفتن یک محصول ناقص جلوگیری کرد: 1.زدن برچسب &quot;زشت&quot; بر روی محصول و 2. اعمال تخفیف های متوسطفرض4: تحقیقات در بازاریابی باید بر روی نتایج در سطح مشتری یا در سطح شرکت متمرکز شود. نتایجی که اغلب در تحقیقات بازاریابی امروزی مورد توجه قرار می گیرند، معمولن یکی از این دو ذینفع را شامل می شود. اما منشا مثبت و منفی فعالیتهای بازاریابی ورای مشتریان و شرکت ها چیست؟ تاثیر بازاریابی بسیار بیشتر از آن چیزی است که تحقیقات نشان داده است. همان طور که ویلکی و مور (1999 ، ص 217) تأکید می کنند، &quot;اتخاذ چشم انداز سیستم بازاریابی جامع به فرد کمک می کند تا بازاریابی را در گستره و پیچیدگی واقعی خود&quot; ببیند. با این حال، این چشم انداز به میزان زیادی در سال های اخیر از جریان اصلی بازاریابی محو شده و با گذشت بیش از 20 سال، چیز زیادی تغییر نکرده است.ما باید تأکید بیشتری بر تاثیرات نادیده گرفته شده - چه مثبت و چه منفی - از بازاریابی داشته باشیم. به عنوان مثالسان ، بِلِزا و پاهاریا (2021) تاثیر مثبت بیشتری را برای خرید کالاهای لوکس مشاهده کردند: این که محصولات ماندگاری بیشتری دارند و به احتمال زیاد در بازارهای فروش محصولات دست دوم و نه در زباله به سر می برند.چگونه می توان موضوعاتی در زمینه BMBW را مورد مطالعه قرار داد؟فرض5: مباحث دنیای بهتر را نمی توان به راحتی در زمینه بازاریابی ترسیم نمود. ما معتقدیم که این فرض دور از واقعیت نیست. برای نشان دادن این نکته، یک تحلیل متن از کلمات استفاده شده در مقالات ارسال شده به مجله بازاریابی با شماره ویژه BMBW انجام شد: این کلمات با کلمات استفاده شده در یک نمونه تصادفی از 184 گزارش که اهداف توسعه پایدار سازمان ملل را توصیف می کند، مورد مقایسه قرار گرفت. کلمات مورد استفاده در این دو مجموعه از اسناد با کلمات استفاده شده در مدیریت بازاریابی نوشته کاتلر و کلر (2011) (به اختصار K&amp;K) با استفاده از مدل پردازش زبان طبیعی (word2vec) مقایسه شد. نتایج حاکی از هم پوشانی بسیار کمی بین بازاریابی و اسناد سازمان ملل است. از نظر ماهیت این عدم ارتباط، اختلافاتی در سه مجموعه اسناد مشاهده شد:ذینفعان، تصمیماتی که ذینفعان می گیرند یا بر آن ها تاثیر می گذارد، خروجی یا نتیجهاز نظر ذینفعان ، نکات BMBW مشابه K&amp;K است: هر دو بر مصرف کنندگان، مشتریان و مشاغل تمرکز دارند. در مقابل، اسناد سازمان ملل به مجموعه بیشتری از ذینفعان (به عنوان مثال ، دولت ، زنان و محیط زیست) پرداخته است. با مقایسه انواع فعالیت ها و اقدامات، متوجه می شویم كه هر دو ارایه BMBW و K&amp;K اقدامات عملی را توصیف می كنند (به عنوان مثال، &quot;مارك تجاری&quot; ، &quot;طراحی&quot; ، &quot;قیمت گذاری&quot;) ، در حالی كه اسناد سازمان ملل نشان دهنده اهمیت حمایت و واژه هایی با محوریت ارزیابی و سنجش است (به عنوان مثال ، &quot;اطمینان&quot; ، &quot;ارزیابی&quot; ، &quot;هدایت&quot;). سرانجام ، از نظر نتایج ، بسیاری از کلمات BMBW و K&amp;K به نتایج نهایی مربوط می شوند (به عنوان مثال ، &quot;انتخاب&quot; ، &quot;ارزش&quot; ، &quot;سود&quot;) ، در حالی که نتایج در اسناد سازمان ملل بیشتر ماهیتی اعتدال گرا ​​دارند، و عوامل توانمندسازی مانند &quot;انتشار&quot; ، &quot;آموزش&quot; و &quot;رشد&quot; را در نظر می گیرند.برای توسعه بازاریابی در تحقیقات، با تربیت متخصصین و لحاظ منافع جوامع، باید راه های متنوعی برای ایجاد ارتباطات لازم جهت به اشتراک گذاشتن ایده ها و دانش ایجاد گردد. در واقع ، تفاوت در زبان و زمینه های تمرکز در تجزیه و تحلیل متنی صورت گرفته نشان می دهد که ما فاصله زیادی برای ایجاد ارتباط بین جامعه علمی با بسیاری از فعالانی که به طور مستمر در حال فعالیت برای دستیابی به جهانی بهتر هستند. انجام چنین کاری نیازمند این است که از حصارهای آشنا بیرون بیاییم و بیشتر غرق در چیزی شویم که در جست و جوی آنیم (ون هیرده و همکاران 2021).توصیه دیگر برای رفع شکاف موجود این است که نویسندگان برای مقالات خود بخش &quot;پیامدهای بازاریابی&quot; را نیز به نگارش درآورند (اقدامی که در JM تشویق می شود). تأکید می شود که پیامدهای بازاریابی فقط به مدیران شرکت ها محدود نگردد، بلکه همه بازیگرانی که می توانند در &quot;بازاریابیِ بهتر&quot;، نقش ایفا کنند یا بر آن تاثیر بگذارند، از جمله سیاست گذاران ، آموزش دهندگان و همه ذینفعان جامعه که فعالیت های بازاریابی را به چالش می کشند. مطمئنن ژورنال ها به این کوته بینی کمک کرده اند. برای آن دسته از محققانی که نگرانند ما مدیران را کنار بگذاریم، یادآوری این نکته مهم است که مدیران می توانند از سیاست ها و مفاهیم اجتماعی بیاموزند و تاثیرگذار عمل کنند.فرض6: تحقیقات BMBW دارای ارزش است – ولی علمی نیست. اگرچه همه تحقیقات شامل انتخاب هایی است که ارزش های ما را منعکس می کند، ولی درگیر شدن در BMBW ممکن است باعث شود برخی از محققان به راحتی با این قضیه کنار نیایند. در واقع بسیار مهم است که ما علمی و عینی باقی بمانیم و فراخوان مقالات نشریه JM نشان داد که حمایت ویژه ای برای موضوع خاصی وجود ندارد. با این حال ما همچنین باید درک کنیم که بیشتر تحقیقات با ارزش هایی توام هستند، ارزش هایی که بیشتر پذیرفته شده یا ماندگارتر از دیگرانند. در واقع، هدف اصلی به حداکثر رساندن سود کسب و کار، نوعی ارزش است. ما دانشمندان را تشویق می کنیم که در تحقیقات خود زبان حقیقت باشند و از تحقیقاتی که نکات اجتماعی و سیاسی دارند، دریغ نکنند.ممکن است بعضی اوقات مجبور شویم اذعان کنیم که تعامل با دنیای بهتر می تواند جنجال برانگیز باشد. زمانی که شواهد اغلب به اندازه کافی نیست و نظرات دو قطبی وجود دارد. در عین حال باید برای استقلال و بی طرفی تلاش کنیم. به عنوان مثالرابیتیل و همکارانش (2021) سیاست های اهدای عضو را به چالش کشیدند. استراتژی های افزایش نرخ اهدا در محافل سیاست گذاری به شدت مورد بحث قرار گرفت. این نویسندگان نشان دادند که تغییر در نحوه مواجه با خدمات و محتوای درخواست، نرخ اهدا را افزایش می دهد.فرض7: تحقیقات BMBW با دقت بالا و سختی زیادی محَقَق می گردد. فریدمن این ادعا را در سال 1970 مطرح کرده بود: &quot;بحث درباره&quot; مسئولیت های اجتماعی تجارت &quot;به دلیل سستی تحلیلی و عدم سخت گیری قابل توجه است.نظرسنجی جدیدی نیز این دیدگاه را تکرار می کند: فکر می کنیم کارهای قبلی در این زمینه گاهی اوقات به اندازه کافی نظری یا باکیفیت نیستند. فرضیه ای که در میان دانشگاهیان در مورد تحقیقات BMBW نیز مطرح است این است که انجام دقیق آن به دلیل عدم دسترسی به مجموعه داده ها و دشواری اجرای آزمایش های میدانی برای تعیین نقش علیت اقدامات بازاریابی در تولید نتایج بهتر جهان، دشوار است.در عین حال ، اگر دانشگاهیان بازاریابی معتقدند که مطالعه BMBW از اهمیت حیاتی برخوردار است، همان طور که نتایج نظرسنجی و گفت و گوهای متعدد هم این قضیه را تایید می کنند، بنابراین نیاز است تا در مورد دقت آن به بحث بپردازیم. مشکلات بزرگ نیاز به راه حل های خلاقانه دارند. BMBW در واقع می تواند فرصتی را برای اعمال ابعاد جدید دقت مورد نیاز فراهم نماید. در واقع، کار دقیق برای مطالعه مباحث &quot;دنیای بهتر&quot; ناشناخته نیست. حتا برخی از محققان، برنده جایزه نوبل برای فعالیت هایشان در موضوعاتی نظیر فقرزدایی، عوارض صنعتی و عدالت اجتماعی شده اند. مهم تر از همه، مقالاتی که در شماره ویژه JM وجود دارد این ایده را رد می کند که مطالعات BMBW با هزینه هنگفتی انجام می شود.ما باید تلاش کنیم تا در تحقیقات BMBW خود سخت گیری و دقت بالا را حفظ کنیم. و ما باید این کار را با روش های مختلف انجام دهیم. با توجه به مأموریت گسترده JM، می بینیم که در مقاله های این شماره ویژه، روش های متنوعی از جمله آزمایش های میدانی ، شبه آزمایش ها ، مطالعات آزمایشگاهی و آنلاین ، نظرسنجی ها ، وب اسکرپینگ ، روش های آرشیوی ، نتنوگرافی و مصاحبه های کیفی استفاده شده است. ما حدس می زنیم که این شاید متنوع ترین شماره ای باشد که در زمینه بازاریابی منتشر شده است. بسیاری از مقالات از چندین روش استفاده می کنند و این تنوع، BMBW را غنی تر می کند.فرض8: انجام تحقیق در مورد موضوعات BMBW دشوار است، به خصوص برای تازه کارها. انجام تحقیقاتی که بتواند در مقیاس قابل توجهی تاثیر گذار باشد، همیشه آسان یا ارزان نیست. زمان مورد نیاز هم می تواند طولانی باشد. برای کسانی که در زمینه های بین المللی کار می کنند ، مسافت - از نظر جغرافیایی و فرهنگی - می تواند چالش برانگیز باشد. تا حدودی به دلایلی که ذکر شد اهداف ممکن است به طور گسترده مورد توافق قرار نگیرند. از این رو ممکن است معیارهای BMBW نیز بحث برانگیز باشد. با توجه به همه این ها ، بازدهی نسبت به ریسک های موجود، نامطمئن به نظر می رسد. مشاوران خوش فکر ممکن است به دانشجویان خود هشدار دهند که &quot;در جریان اصلی باقی بمانند&quot; و مباحثی برای پایان نامه خود اتخاذ کنند که در زمانی که دارند به راحتی قابل انجام باشد. نتیجه این است که بسیاری از محققان جوان که به این موضوعات اهمیت زیادی می دهند ، مباحث BMBW را در سال های دانشجویی خود دنبال نمی کنند و امیدوارند که در آینده در حرفه خود این کار را انجام دهند. با این حال ، برای بسیاری ، این فرصت هرگز محقق نمی شود. ما جمله وارن بافت را به یاد می آوریم &quot;احساس می شود زنجیرهای عادت بسیار سبک هستند تا جایی که برای شکسته شدن بسیار سنگین می شوند.&quot;ما باید در پیروی از احساسات و آرمان های خود جسور باشیم. بسیاری از بازاریابان با این اعتقاد که تفکر و عملکردشان می تواند به ساخت دنیایی بهتر کمک کند ، وارد این حرفه شده اند. متقاضیان دکترا در بازاریابی، امروز این اعتقاد را به عنوان دلیل اصلی برای برنامه های خود ذکر می کنند ، و گفت گو با آن ها نشان می دهد که بسیاری از آن ها صادقانه آرزو می کنند تا از طریق تحقیقات علمی بازاریابی به رسیدن به دنیایی بهتر کمک کنند. باوجود چالش های موجود، ایده های جدید و تازه ای نیز وجود دارد. علاوه بر این ، این چالش ها از نظر کیفی با چالش های موجود در هر منطقه جدیدی که در راس جریان اصلی است ، متفاوت نیستند. وقتی تعهدات خدماتی و آموزشی کم باشد برای کاهش ریسک های موجود در مراحل ابتدایی شغلِ فرد، نیاز به تلاش بیشتری وجود دارد.فرض9: تحقیقات BMBW فقط می تواند در مجلات تخصصی قرار گیرد. یکی از پاسخ دهندگان نظرسنجی ما این فرض را چنین بیان کرد: &quot;بیشتر مجلات حوزه بازاریابی معمولن بر پیشرفت نظری تاکید دارند و BMBW به دلیل ماهیت آن ، بیشتر به حوزه اجرا مربوط می شود.&quot; فقط در سال گذشته ، بسیاری از مجلات برجسته بازاریابی مسائل ویژه ای را منتشر کرده اند که بر جهان بهتر متمرکز بوده اند، بنابراین این فرض آرام آرام رنگ می بازد. حتا اگر این پیش فرض فراگیر باشد ، ممکن است لازم باشد که سرعت تغییر افزایش یابد. پاسخ دهندگان نظرسنجی ما چنین نظراتی را ارائه دادند: &quot;موانع زیادی وجود دارد ، از جمله این که مجلات، کمتر به این نوع تحقیقات روی خوش نشان می دهند.&quot;ما از نویسندگان می خواهیم که هنگام پرداختن به موضوعات BMBW ، بلند پروازانه با جریان اصلی بازاریابی گفت و گو کنند. برای این کار ، ما فقط نمی توانیم به ذهنیت بازبینی کنندگان اعتماد کنیم. بهتر است سوالی را که پیش روی هر دانش پژوهی قرار می گیرد که می خواهد مباحث جدیدی را به این حوزه معرفی کند ، پیش بینی کند: &quot;چرا این موضوع به بازاریابی تعلق دارد؟&quot;نتیجه گیری: فراخوانی به رشته بازاریابیبادهای تغییر در علم ، مقررات ، جمعیت و محیط فیزیکی فرصت های جدیدی را برای بازاریابی ایجاد می کنند تا بتواند بر جهان تأثیر بگذارد. فناوری های جدید، ایده ها ، منابع ، افراد ، شرکت ها ، جوامع و بازارها را به روش های بی سابقه ای به هم پیوند می دهد. کسانی که از این تغییرات استفاده می کنند می توانند آرمان ها ، هویت ها و مفهوم درست و غلط را شکل دهند. با تشکر از بخشی از فعالیت کسانی که قبلن چنین کاری انجام داده اند، از بسیاری جهات ، جهان هرگز موفق ، ایمن ، آموزش دیده و برابر نبوده است. با این وجود جهان برای حل این مشکلات کمبودی  ندارد. رشته بازاریابی هم در استعداد کمبودی ندارد تا بتواند با این چالش ها و فرصت ها روبرو شود.اگر ما نتوانیم از قبایل علمی خود فراتر برویم و ناشناخته ها را کشف کنیم ، این امر منجر به شکست بلندپروازی خواهد شد. اگر ما نتوانیم به نسل بعدی اندیشمندان اثبات کنیم که ساخت جهان بهتر در زمینه بازاریابی مهم است ، در این صورت دیگر الهام بخش نیستیم. اگر ما نتوانیم قدرت ایده ها و حقایق را برای گفت و گو با افراد ناتوان و گفتن حقیقت با قدرت به دست بیاوریم ، این فقط تصور یک شکست نیست. این یک فاجعه و خدشه دار کردن وظیفه ما به عنوان یک محقق است. ما می توانیم کارهای بیشتری انجام دهیم. ما می توانیم بهتر عمل کنیم. بیایید با هم همکاری کنیم تا بازاریابی بهتری را برای جهانی بهتر توسعه دهیم.[1] bread and butter marketing[2] Price promotion[3]Prosocial givingمنبع مقاله: Better Marketing for a Better Worldمترجم: مجید رامشینیرسالت بازاریابی</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>مجید رامشینی</author>
                <pubDate>Sun, 02 May 2021 02:07:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترندها ابزاری برای آینده بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-gkcz3wzr5oqn</link>
                <description>آینده ترندهای بازاریابی چیستترندهای بازاریابی ابزارهایی هستند که به بیزینس ها کمک می کنند انعطاف پذیری بیشتری در برنامه استراتژیک بازاریابی خود در مواقع بحران داشته باشند و با پارادایم های نوظهور و غیرقابل پیش بینی دچار آسیب و زیان نشوند؛ مانند آنچه در زمان همه گیری کرونا شاهد آن بودیم.در واقع کسب و کارهایی توانستند به حیات خود ادامه دهند که از قبل به استراتژی های بازاریابی آنلاین، فروش اینترنی، تیم ورک از راه دور و... مجهز بودند و کارمندانشان را برای آن آموزش داده بودند.شناسایی ترندهای بازاریابی همیشه کار پیچیده یا دشواری نیست گاه با رصد تغییرات بازار، ارائه تکنولوژی جدید و.. می توان به آنها پی برد و آنها را در برنامه بازاریابی خود گنجاند.آنچه من از رصد بازار و مطالعه های پیرامون آن بدست آوردم را در قالب ترندهای بازاریابی سال 2021 و بعد از آن در زیر نام می برم که بیشتر در حوزه دیجیتال مارکتینگ می باشد و به نوعی می توان دیجیتال مارکتینگ را نیز ترند سال دانست:1-Social Mediaسوشال مدیا قطعا در چندسال آینده ترند بازاریابی ‌ست، چون همانطور که شاید خیلی‌ها بدانند، رسانه های اجتماعی در حال جایگزین شدن سایر مدیاها بخصوص تلویزیون هستند. قطعا کسب و کارهایی که در برابر این تغییر مقاومت کنند محکوم به شکست خواهند بود؛ پس حتما کانال بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی را در استراتژی مارکتینگ خود قرار بدهید. بانگاهی به تغییرات اینستاگرام و افزودن امکانات استوری برای رقابت با اسنپ چت یا ریلز برای رقابت با تیک تاک، رشد پلتفرم هایی مانند یوتیوب و توییچ به خصوص در ایران می توان گفت آنچه در آینده حائز اهمیت خواهد بود محتواهای ویدیویی است.2.AIبا رشد بالای تکنولوژی و ایجاد اینفلوئنسرهای هوش مصنوعی، اپلیکیشن های چت با هوش مصنوعی و... قطعا پرقئرت ترین کمپانی ها آنهایی خواهند بود که به این تکنولوژی مجهز باشند و همینطور از واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در برنامه های مارکتینگ خود استفاده می کنند. در ایران قطعا با ورود هوش مصنوعی به کسب و کار فاصله داریم اما هنوزهم نمی توان آن را نادیده گرفت، نمونه‌ی آن شبکه‌های اجتماعی یا موتور جستجوی گوگل که از فناوری ماشین لرنینگ استفاده میکند و در نتیجه همه به نوعی از فواید هوش مصنوعی درحال استفاده هستیم. 3. SEOچندسالی هست که بیزینس ها روی سئو به عنوان ابزار مارکتینگ درحال سرمایه گذاری هستند اما این روزها باید به چند نکته بیشتر توجه داشت: یک. قبل از کار کردن روی سئو بین‌المللی، حواستان به سئوی محلی باشد، چون رقابت بسیار تنگاتنگ‌تر شده و زمانی که در اندازه محلی حرفی برای گفتن نداشته باشید بالا بودن روی جستجوهای بین المللی چندان سودمند نیست، دوم. امروز  رقابت بر سر جایگاه اول در سرچ گوگل نیست، بلکه رقابت اصلی در &quot;موقعیت صفر&quot; گوگل قرار گفتن است؛ یعنی جز نتایج صفحه اول نباید بود بلکه باید در صدر صفحه جستجو با چندین لینک و صفحه قرار گرفت و سوم. توجه به جستجوی صوتی، شاید هنوز تاثیر زیادی در الگوریتم های گوگل و..  نداشته ‌باشد اما در آینده حتما شرکت هایی موفق خواهند بود که از قبل به این ابزار مجهز شده اند؛ شاهد این ادعا می تواند حضور الکسا و سایر دستیارهای صوتی در زندگی روزمره افراد باشد که روز به روز هم آمار حضور بیشتری را رقم می زنند.4. Micro Influencerترند بعضی میکرو اینفلوئنسر مارکتینگ است که در حال جایگزینی با اینفلوئنسر مارکتینگ می باشد. برای آینده کسب و کار خود روی میکرو اینفلوئنسرها سرمایه گذاری کنید زیرا توان تاثیر گذاری آنها روی مخاطبانشان بسیار بیشتر از اینفلوئنسرها خواهد بود به خصوص که در این بین ترند دیگری هم موثر است و آن دسته بندی کردن مخاطبانتان به دسته های کوچک و ارائه تبلیغات و کمپین ها به صورت ویژه برای آن ها ست. زیرا مشتریان به سمتی می روند که به محتوایی که مخصوص آنها طراحی شده است و عادات رفتاری، سلایق و.. آنها را مستقیم نشانه می گیرد بیشتر واکنش نشان می دهند و در این راه قطعا میکرو اینفلوئنسرها به دلیل داشتن نیچ مارکت های مورد نظر ما موفق تر عمل خواهند کرد.5. Generation &quot;Z&quot;ترند بعدی نسل هستند که به صورت جدی به عنوان مخاطب برای اکثر بیزنس ها وارد بازار می شوند زیرا آنها امسال هجده سال می شوند و تارگت مارکت مهمی برای اکثر مشاغل می باشند؛ باید بودجه مناسبی را برای تحقیق روی آنها و شناخت سبک زندگی، علایق، عادات و.. آنها اختصاص دهید زیرا آنها با نسل قبل از خود بسیار متفاوتند و استراتژی های بازاریابی نسل قبل برای اینها موثر نیست.و نکته آخر آنکه با مخاطب خود ارتباط شفاف و صادقانه ای داشته باشید، اگر جنسی را موجود ندارید، موجودی شما کم است یا تاریخ انقضای آنچه در قالب تخفیف و.. برایشان ارائه می کنید نزدیک است، اجازه بدهید بدانند؛ زیرا در دنیای رقابتی امروز بیزینس هایی که نتوانند اعتماد مشتری را جلب کنند بازنده بازی خواهند بود.</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>َAtefeh Tahmoures</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 18:08:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با علائم نگارشی در فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-xleht9b5pux6</link>
                <description>1:نقطه(.)2:ویرگول(،)3:نقطه ویرگول(؛)4:دو نقطه(:)5:هلال(پرانتز )( )6:نقل قول(گیومه)(«»)7:سه نقطه(...)8:علامت سوال(؟)9:علامت تعجب(!)10:قلاب(کروشه)[ ]11:خط فاصله(تیره)(ـ)1:نقطه(.)پس از کامل کردن جمله.مثال:بله.خیر.2:ویرگول(،)مکس کردن بین جملات و کلمات.مثال:فرهنگی،سیاسی،اجتماعی3:نقطه ویرگول(؛)نقطه ويرگول نيز همانند نقطه و ویرگول نشانه درنگ است. زمان درنگ نقطه ويرگول بيشتر از ويرگول و كمتر از نقطه است.مثال:روز خوبي بود؛ همه شاد بودند؛ هيچكس به فكر بديها نبود.4:دو نقطه(:)توضیح دادن درمورد انچه بیان شده.مثال:سعدي در گلستان چنين گفته است: «نصيحت از دشمن پذيرفتن خطاست ...»5:هلال(پرانتز )( )برای جدا کردن بعضی از جملات یا کلمات و یا توضیح جمله‌ای که خارج از بحث متن است.مثال:همه ما در آرزوی ظهور حضرت مهدی (عج) هستیم.6:نقل قول(گیومه)(«»)نشانه نقل قول مستقیم است.مثال:علی گفت: « من فردا به مدرسه می روم.»7:سه نقطه(...)زمانی که بخواهیم از نام بردن مواردی صرف نظر کنیم از سه نقطه استفاده می‌کنیم.مثال:ماشا ...! انسان هنرمندی هستید که اثری به این زیبایی خلق کرده‌اید.8:علامت سوال(؟)این علامت در پایان جمله‌های پرسشی می‌آید.مثال:جواب این سوال چیست؟9:علامت تعجب(!)نشانه آن است که حالتی عاطفی چون تعجب بیان شده است.مثال:مواظب باش!10:قلاب(کروشه)[ ]این علامت نشانه الحاق است. گاهی در یک جمله یک یا دو واژه کم است یا از قلم افتاده است. این کمبود باعث نارسایی جمله می‌شود. به این خاطر واژه مشابهی را در نظر می‌گیرند.مثال:پرویز [ با چهره ای عبوس و گرفته] دلم نمی خواهد او نیز بیاید.11:خط فاصله(تیره)(ـ)جمله‌هایی که معمولا توضیحی را به مفهوم اصلى جمله می‌افزایند یا مفاهیمی از قبیل دعا و نفرین را بیان می‌کنند.مثال:سعدی - بزرگترین سجع‌نویس ایرانی - در قرن هفتم می‌زیست.</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>بخوانید و یاد بگیرید</author>
                <pubDate>Sat, 14 Nov 2020 23:50:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افزایش سئوی سایت با کمک شبکه های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B3%D8%A6%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-zpmt4fgrur6q</link>
                <description>پیش از هرچیز،باید عنوان کنم که این نوشته،برای غرفه داران بازار اجتماعی آنلاین باسلام است.و اگر نکاتی عوان شد که براتون گنگ بود،میتونید برای عضویت در این پلتفرم و راه اندازی کسب وکار خودتون،روی لینک زیر بزنید???? https://basalam.com/@danial.1377328/invite خب،بریم سراغ اصل مطلبهر سایتی در گوگل،دارای ساختاری هست که باعث میشه شما بتونید در اون فعالیت کنید.برخی از سایت ها تنها قابلیت خواندن دارند و شما بجز کامنت گذاری،تقریبا هیچ عمل دیگ ای نمیتونید انجام بدید.اما برخی از سایت ها قابلیت بیشتری دارند و شما میشید یکی از اعضای اون سایت،مثل اینستاگرام،فیسبوک و...به این سایت ها،شبکه اجتماعی میگن.جالبه بدونید،باسلام هم از سازوکاری همین مدلی برای فروشگاه ها و محصولاتش استفاده میکنهاین پلتفرم،جایگاهیه برای ایجاد ارتباط،بازاریابی و فروش محصولات خودتون و یا دوستانتون،خب وقتی شما در یک سایت مثل باسلام عضو میشید،می تونید بطور خصوصی سازی شده و دقیق روی سئوی محصولاتتون کار کنید.یعنی هرچقدر محصولتون توضیحات بهتر و بیشتری داشته باشه،می تونید سئوی قوی تری داشته باشید.البته در این نوشته نمیخوام به این موضوع بپردازم،و تنها میخوام درباره تاثیر شبکه های اجتماعی در سئوی محصولاتتون بهتون بگم.اصلا،واقعا این شبکه ها،توی گوگل بررسی میشن؟!برای بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی بر سئو سایت باید کمی به عقب برگردی،حدود سال 2010 میلادی! زمانی که زمزمه‌های تاثیر سیگنال‌های شبکه‌های اجتماعی یا Social Signals توی رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها شنیده میشد.برخی از متخصصصان،درباره تاثیر شبکه های اجتماعی مقالاتی منتشر کردند،ولی برای زمان خودش مطلب بسیار تازه ای بود،چون که خیلی از وبسایت ها از روش هایی مثل لینک بیلدینگ (روشی برای لینکدهی به سایت هست،که بزودی دربارش می نویسم!)این هم هیچ وقت،گوگل اطلاعات دقیقی درباره دسته بندی سئوِ سایت ها نمیده(که واقعا دلیلش هم معلوم نیس!) خودش مزید برعلت شده بود!اما با گذشت زمان،داستان فرق کرد و کم کم سیستم های لینک دهی متفاوت شد،این تفاوت زمانی معلوم شد که سایت هایی که در توئیتر(یک شبکه اجتماعی برپایه متن و تصویر که محدودیت 140 کاراکتری داره برای هر پست) دارای فیدبک ها مثبت بودن،رشد قابل توجه ای داشتند.خب،تا اینجای متن،متوجه شدیم که شبکه های اجتماعی،روی سئوی سایت تاثیرگذارهستند.اما همگی به یک اندازه این تاثیر رو نمیذارن و باید یک دسته بندی دقیق از اونها داشته باشیم،از طرفی هم باید سازوکار هر شبکه های اجتماعی رو رعایت کنید.بهترین شبکه،کدامین اجتماع؟!هر شبکهِ اجتماعی،دارای ماهیت مخصوص به خودش هست که اگر میخوایید در اون موفق باشید،باید متناسب با اون فعالیت کنید.ی خبر خوب برای غرفه دارای گلِ باسلام،شبکه های اجتماعی موثر در سئوی سایت،غالبا براساس متن هستند،پس می تونید با تقویت توانایی محتوا نویسی،در اونها رشد کنید!تقریبا،میشه گفت که شبکه های اجتماعیِ قوی برای سئوسایت،عبارتند از:فیسبوکتوئیتریوتیوبالبته موارد بالا،تقریبی هستند و بنده بعد از بررسی ها اجمالی به اون رسیدم،ولی خب،غالبا همین شبکه ها دارای امتیاز بالا توی سئو هستند.که البته یک دلیل خیلی خیلی مهم هم دارهاین شبکه ها براساس متن هستند و افراد در اونها بشدت بدنبال بازنشر مطالب خوب و جالب هستند.همین بازنشر کردن،یک مولفه مهم برای صاحبین شرکت های بزرگ هست تا ببینند،درحال حاضر داغ ترین مطلب چیه و یا حتی رفتار قشر خاصی از جامعه رو رصد کنند.حالا چندتا مثال ببینیم و توضیحاتی بدم برای اطلاع بیشتر و دقیقتر!!فیسبوکدر فیسبوک،هرچه تعداد لایک برند و نام تجاری شما بیشتر باشه و افراد بیشتری در مدت زمان بیشتر و با مطالب بیشتری درباره شما صحبت کنند،تاثیر بسیار مثبتی روی برند و سئوی سایت شما دارهنکته اساسی در فیسبوک،مدت زمان و تعداد افراد هست!یعنی هرچقدر تعداد افراد بیشتر و زمانی که درباره شما طولانی تر بشه(روزهای متوالی) اینجوری تاثیرش شگفت انگیز میشهتوئیتردر توئیتر،شما با نوشتن مطالب داغ،دسته اول و همچنین واقعا ارزشمند،باید کاربر رو ترغیب کنید تا نسبت به مطلبتون واکنش نشون بده.این واکنش میتونه درقالب کامنت گذاری،بازنشر کردن و نقل قول باشهبرخلاف شبکه هایی که ما میشناسیم،توئیتر امتیاز بسیار پایینی به کامنت ها میده و بیشتر تمرکزش براساس بازنشر مطلب هست.یعنی باید کاربر از مطلب شما خوشش بیاد و بعد باید دوست داشته باشه،مطلب شما رو در بین توئیت های خودش بذاره(به این عمل،ریتوئیت میگن)و البته خیلی خیلی توئیتر،امتیاز بالایی به پست هایی میده که شما و یا سایتتون رو منشن کرده باشن،اینجا یعنی،سایت،محصول و یا خود شما دارای ارزشی بودید که کاربر حاضر شده برای شما پستی بذارهیوتیوبشاید بشه گفت،بزرگترین،چالش برای غرفه دارای باسلامی،همین پلتفرم هست.پلتفرمی که،یکی از پلتفرم های تماما ویدئو محور هست که باید محتوای سرگرم کننده و مهم تر از همه،واقعا ارزشمند در اون قرار بدید.ولی خب،هرچقدر کار چالش برانگیزتر باشه،ارزشش هم بیشتره!در یوتیوب،شما می تونید به سایت خودتون لینکدهی کنید،می تونید محصولاتتون رو با جزئیات بیشتری توضیح بدید.حتی می تونید ورژن های خارجی محصولات رو معرفی کنید.درحال حاضر،فعالیت ایرانی ها در یوتیوب خیلی بالا نیست.اما جمعیتی فارسی زبانی که از این پلتفرم استفاده می کنند،از قشر متوسط و مرفه جامعه هستند،پس اگر محصولتون صنایع دستی هست،می تونه یک گزینه بسیار مناسب باشه براتونواقعیت بیش از این هاست!درسته که تا اینجا گفتیم،شبکه های اجتماعی در سئوی شما خیلی خوب هستند،اما آیا استفاده از همگی اونها موثر هست؟آیا شما وقت،تخصص و انرژی لازم برای فعالیت در اونها رو دارید؟بسیاری از سئوکاران همچنان معتقدند که نرخ بانس ریت (به درصدی از کاربران گفته میشه که بعد از ورود به سایت،از اون خارج میشن) بر روی رتبه‌بندی سایت‌ها تاثیر میذاره ولی نباید اثر ماندگاری کاربر رو دست کم گرفت.خب این چه کمکی به شما میکنه؟اینجاست که باید بگم که اول باید شبکه اجتماعی مدنظرخودتون رو انتخاب کنید(حتی اونهایی که توی لیست بنده نبودن)،بعد از اون درباره شبکه اجتماعیتون مطالعه کنید و طبق برنامه محتوا تولید کنید.حالا جای سختش اینجاست که نباید محتوای شبکه های اجتماعیتون،مشابه محتوای سایت ویا صفحه محصولاتتون باشهپس اگر قراره در دو شبکه اجتماعی فعالیت کنید،باید 3 نوع محتوا تولید کنید. 2 تا برای شبکه های اجتماعیتون و یکی هم برای صفحه محصولاتتون،نباید در مطالبتون یکنواختی وجودداشته باشه(البته عنوان چند مطلب مرتبط،برای کشوندن کاربر به دیگر پلتفرم ها،کاری طبیعیه!)این مسیر سخت و بی انتهاست...!این مسیر،علی رغم تمامی زیبایی هایی مثل،زندگی تجملاتی افراد موفق،افرادی بی نقص و اینفلوئنسرهای معروف،دارای شرایطی هست که رعایت اون از حد انتظار خیلی از آدم ها بالاتر هست.بدتر از اون،اینه که باید 24 ساعته و هفت روز هفته درحال تلاش باشید،خواب،استراحت و کارتون باید روتین باشه و از لحظه به لحظه زندگیتون استفاده کنید.هدفمند بودن،از شرایط الزامی این راه هست که باید رعایت کنید.در آخر،خیلی ممنونم که این متن رو خوندید!?امیدوارم،همه مطالب براتون مفید بوده باشه،خوشحال میشم من رو در شبکه های اجتماعی زیر هم دنبال کنید!?فیسبوکتوئیترپینترستدوستون دارم،زندگیتون رنگارنگ?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 03:00:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم_آفرینی در کسب و کار ها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D9%87%D9%85%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-xtjhdfjeeqr8</link>
                <description>هم_آفرینی مفهومی هستش که حدود 20 سال قبل به دنیای کسب و کار معرفی شد ولی هنوز، دنیا در ابتدای مسیر این مفهوم قرار داره.اگر از این مفهوم به شکل درست در هر کسب و کاری استفاده بشه، علاوه بر بالاتر رفتن آمار فروش، شاهد افزایش مشارکت مشتری ها و ایجاد حس وفاداری و همزاد پنداری در مشتری ها نسبت به اون کسب و کار خاص میشه.حالا هم_آفرینی چی هست؟هم_آفرینی ترجمه ای هستش که من برای کلمه ی Co-creation انتخاب کردم. البته بنظرم کلمه ی Co-creation حق مطلب رو خیلی بهتر ادا میکنه ولی خب برای خالی نبودن عریضه، از کلمه ی هم_آفرینی از اینجا به بعد استفاده میکنم.هم_آفرینی مفهوم پیچیده ای نداره، به طور خلاصه هم_آفرینی دنبال اینه که سعی کنه به جای اینکه ایده ی طراحی محصولات و خدمات از سمت شرکت و مسئولان بیاد، به طور مستقیم از جامعه هدف یا همون مشتری های شرکت بیاد.پیچیدگی هم_آفرینی توی اجرا کردن صحیح اون هستش چون در صورت اجرای اشتباه میتونه باعث از دست رفتن ارزشمند ترین مخاطب های هر کسب و کاری بشه، مخاطبینی که حاضرن برای اون شرکت وقت و زمان بزارن و ایده های خودشون رو با اون شرکت در میون بزارن. دلیل این اتفاق هم جلوتر توضیح میدم.گراف هم_آفرینیبهترین راه برای اینکه مفهوم هم_آفرینی منتقل بشه استفاده از شرکتی هستش که قلب بیزنس پلن اش استفاده از هم_آفرینی هست، شرکت تریدلس(Threadless) جزو اولین شرکت هایی بود که به اینترنت به چشم یک راه برای کارآفرینی و تولید درآمد نگاه کرد و الان نزدیک به 20 سال هستش که از زمان تاسیسش میگذره، این شرکت حدود سال 2000 میلادی با یک ایده ساده شروع به کار کرد.اون ایده این بود که هر هفته، هرکسی که بخواد میتونه ایده های گرافیکی ای که برای چاپ روی تیشرت داره رو توی سایت ما آپلود کنه، تمامی ایده هایی که وارد سایت در هر هفته میشوند بینشون یک مسابقه رای گیری برگزار میشه و بهترین طرح از نگاه مخاطبان سایت انتخاب میشه.تریدلس به عنوان نوآور ترین شرکت کوچک در سال شروع به کار خود معرفی شدحالا جایزه نفر برنده چیه؟چاپ طراحیش روی تیشرت هایی که شرکت درست میکنه و یک جایزه نقدی به همراه اون.نمیخوام کیس استادی تریدلس رو انجام بدم اینجا ولی خوندنش قطعا خالی از لطف نیست و به کسایی که علاقمند هستند حتما پیشنهاد میکنم که با این شرکت و چالش هایی که طی این 20 سال تجربه کرده، بیشتر آشنا بشن و اگر زرنگ باشید میتونید به اندازه ی چندین تا کتاب کسب و کار از مطالعه ی تاریخچه ی این شرکت نکته یاد بگیرید. این لینک میتونه نقطه ی شروع خوبی باشه براتون.https://www.racked.com/2017/11/6/16551468/threadless-t-shirts-ecommerceحالا از تریدلس که بگذریم فکر میکنم که ایده ی هم_آفرینی براتون واضح شده باشه، شایدم از اول واضح بود ولی از اونجایی که کار از محکم کاری عیب نمیکنه و میخواستم خیالم راحت باشه یه مقداری توضیحش دادم.اجرای این ایده تنها به یک فاکتور نیاز داره و اونم چیزی نیست جز داشتن مقداری مشتری که حاضر باشند یا بخاطر جایزه ی نقدی  ای که برای ایده برتر تعیین میکنید یا بخاطر پاداش هایی از نوع اعتبار اجتماعی که براشون تعیین میکنید برای شرکت شما وقت بزارند.پس باید اول ببینید که مخاطبای شما به کدوم یکی از انواع این پاداش ها اهمیت بیشتری میدن، شاید براتون باورش سخت باشه ولی طی تحقیقاتی که انجام شده مشخص شده که تاثیر یک پاداش خوب از نوع اعتبار اجتماعی، خیلی بیشتر از پاداش های نقدی هستش!!اینم موضوع جالبی میتونه باشه که بعدا راجع بهش صحبت بشه.اگر بتونید مفهوم هم_آفرینی رو به خوبی اجرا کنید، محصولاتی که تولید میکنید (به شرط غربالگری درست ایده ها) به احتمال زیاد دارای محبوبیت بیشتری خواهند بود و شما شاهد افزایش آمار فروش خودتون خواهید بود چراکه محصولات شما مستقیما پیشنهاد کسایی هستش که دارند از محصولات یا خدمات شما استفاده میکنند و به نوعی مرحله ی پیدا کردن نیاز بازار رو دور زدید و کلی جلو افتادید!حالا این همه از خوبی هم_آفرینی گفتم بزار بزرگترین آفت این مفهوم جذاب رو هم بگم:طبق مطالعاتی که انجام شده، تنها 1 درصد از ایده هایی که از طریق روش هم_آفرینی بدست میاد بدردبخور هستند و بقیه این ایده ها باید مردود بشن.حالا همین مساله که چطوری اون یک درصد ایده های خوب رو شناسایی کنیم خودش یه مساله دیگس که شاید بعدا بهش پرداختم یا میتونید خودتون از منبع های دیگه دنبالش کنید.حرفی که اینجا میخوام بزنم اینه که چیزی در حدود 99 درصد ایده هایی که از مشتری هاتون میگیرید رو باید رد کنید، و این مساله قطعا اگر با دقت انجام نشه میتونه باعث دلسرد شدن جمع کثیری از مشتری هاتون بشه، اونم نه مشتری های معمولی، بلکه اونایی که حاضرن برای شما وقت و انرژی صرف کنند!!یه راه حل سریع این داستان رو هم اگر بخوام مطرح کنم اینه که شما بجای اینکه فقط به برنده ها پاداش بدید،1) میتونید به تعداد بیشتری از ایده ها پاداش های مختلف از قبیل اعتبار نقدی برای استفاده از محصولات یا خدمات خودتون بدید2)یا سیستم امتیاز دهی برای شرکت در مسابقه در نظر بگیرید تا هرکس که وارد مسابقه ی ایده پردازی شد دست خالی برنگرده.خلاصه که هدفم این بود که یه مقداری راجع به مفهوم هم_آفرینی در کسب و کار ها بنویسم تا یه آشنایی خیلی مختصری باهاش پیدا کنیم چون کمتر دیدم که توی اکوسیستم کسب و کار ایران، کسی دنبال این ایده ی جذاب و صدالبته موثر رفته باشه.اگر از متن خوشتون اومد ممنون میشم لایک کنید و اگرم سوال یا ابهامی بود حتما مطرحش کنید که سعی کنم اگر چیزی رو ناقص یا بد توضیح دادم  دوباره بیانش کنم.تا نوشته های بعدی فعلا خداحافظ.سپهر محمدی.</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>sepehr.mo77</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jul 2020 01:08:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;شرکت‌ باهوش&quot;، تغییری نوآورانه در جهان</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-pukqhuqmsyp9</link>
                <description>چه چیزی لازمه تا به کمک اون بتونیم دنیا رو تغییر بدیم؟ در کتاب The Wise Company، هیروتاکا تاکوچی، تمارین و راه‌حل‌هایی رو ارائه داده تا شرکت‌ها بتونن دانش و نوآوری‌هاشون رو به پیشرفت‌هایی ماندگار تبدیل کنن.توکیوسوچیرو هوندا، بنیان‌گذار شرکت هوندا موتور، از وقتی بچه بود عاشق هواپیما بود. در سن 10 سالگی 20 کیلومتر رو با دوچرخه رکاب زد تا بتونه نمایش آیروباتیک هواپیماهای آمریکایی رو نزدیک خونش در ژاپن ببینه، برای اینکار از یک درخت هم بالا رفت تا بهتر بتونه نمایش رو ببینه. (حوالی جنگ جهانی اول)70 سال طول کشید، شرکت شناخته شده هوندا از تولید موتورسیکلت در نهایت به تولید جت‌های سبک نوآورانه‌ای که تا به حال تولید نشده بود، رسید. آرزوی دیرینه‌ای که سوچیرو همواره با خودش داشت و تلاش سوچیرو و مسیری که برای رسیدن به هدفش طی کرد، نمونه و مثالی بارز برای یک عمر تلاش، تحرک و نوآوری مداوم هست که شاید بشه اون رو به تمام افراد سرشناس و شرکت‌های شاخص ژاپن بسط داد.Honda HA-420 HondaJetدرسته همونطور که یکبار هم در مقاله دیگری تحت عنوان &quot;چرا کسب‌و‌کار‌های ژاپنی در تحمل بحران‌ها خوبن؟&quot; مطرح کردم، چطور میشه که بیش از 700 شرکت مطرح و بزرگ ژاپنی، بیش از 300 سال قدمت دارن و چطور این کسب‌و‌کار‌ها زنده موندن، با شرایط تطبیق پیدا کردن و رشد کردن؟در کتابی به نام The Wise Company نوشته هیروتاکا تاکوچی و ایکوجیرو نوناکا، با توجه و تمرکز بر سیستم و شیوه مدیریتی کلاسیک (شیوه مدیریتی 1995)، این دو فرد به صورت دقیق و تحلیلی به این سوال پاسخ دادن که چطور به صورت مداوم به کمک نوآوری پیشرفت کنیم و همینطور سوال مهمی که مطرح کردم رو دقیق بررسی و پاسخ دادن، &quot;چطور شرکت‌های ژاپنی رشد کردند و با قدمت باقی موندن؟&quot;وقتی که پوسته شرکت‌های ژاپنی رو آرام آرام بر میدارید، 6 مهارت و تمرین رو پیدا می کنید که خانواده‌ها و خاندان‌های ژاپنی، از نسلی به نسل دیگه منتقل کردن و به اون پایبندن - تاکوچیاز ذکاوت و هوش عملی تا خود عملکتاب شرکت باهوش، به این موضوع می‌پردازه که چطور دانش سازمانی تولید میشه، انتقال پیدا میکنه و بازآفرینی دانش رخ میده. در واقع از چهار مرحله تحقیق در بطن جامعه و مطالعات اجتماعی و اجتماعی شدن، تطبیق دانش با اجتماع و شرایط، ترکیب ایده‌ها و دانش کسب شده و در نهایت توصیف و تطبیق دانش و ایده‌های نهایی با سازمان و داخلی سازی مطالعات تشکیل شده. از این تکنیک با عنوان SECI Model هم یاد میشه. (متاسفانه مجال و فرصت توضیح دقیق تر این تکنیک در این مقاله نیست ولی در آینده مفصل اون رو بررسی میکنم.)چیزی که مهم هست اینه که تاکوچی و نوناکا در این مدل و تکنیک تاکید بسیاری بر درک درست جامعه و شناسایی منافع مشترک سازمان و جامعه دارن. همینطور تاکید بسیاری بر این نکته شده که اگر قراره اکنون تصمیمی گرفته بشه و طبق اون عمل بشه، همین‌جا و همین لحظه باید تصمیم بگیری و عمل کنی!(Here and Now Technic) این کتاب نتیجه تحقیق درباره 20 شرکت ژاپنی هست، شرکت‌هایی که در بطن فعالیت‌های خودشون از این تکنیک استفاده کردن و از مرز های تجارت سنتی عبور کردن و به نوآوری‌های جدید در صنعت و تکنولوژی رسیدن.1.یاد بگیرید که هنگام قضاوت، به مسائل درست نگاه کنید، نه تنها بخاطر شرکت، بخاطر جامعههدف هوندا همیشه تحرک و افزایش پویایی شرکت بوده، و اینکار رو بار‌ها با نوآوری‌های خودش مثل نوآوری در موتور های تولیدی شرکت به نمایش گذاشته. به خاطر دارم که وقتی که شرکت هوندا برند تجاری موتورهای CVCC رو معرفی کرد، مدیرعامل، سوچیرو، در میان مهندسان شرکت اعلام کرد که از سه شرکت پیشتاز ساخت موتور پیشی گرفتن و این رو به اعضای شرکت تبریک گفت. چیزی که جالب بود اینه که مهندسان شرکت درباره این پیشرفت و نوآوری خاص هوندا، واکنش جالبی نشون دادن و دید متفاوتی داشتن، اونها خطاب به سوچیرو گفتن:ما این نوآوری رو برای این انجام ندادیم که رقبا رو زمین بزنیم یا در رقابت با اونها پیشی بگیریم، ما اینکار رو بخاطر فرزندانمون کردیم!این دقیقا همون نکته ای بود که هوندا در این وهله از تاریخ شرکت فهمید و تا قبل از آن درک درستی از آن نداشت، &quot;شناخت درست جامعه و یافتن اهداف مشترک میان سازمان و جامعه!&quot; بعد از این واقعه بود که سوچیرو، با پذیرش خطای خودش، خود رو از شرکت بازنشسته کرد و از سال 1973 بجای مدیرعاملی نقش مشاور شرکت رو بازی کرد. اینجور تصمیمات و اتفاقات بسیار نادر هست و شاید در هر قرن فقط یکی دوبار رخ بده اما شهامت چنین تصمیم‌گیری‌هایی و یا پذیرش خطا همینطور عبرت گرفتن جهت درست قضاوت کردن در آینده، چیز‌هایی هست که در عصر کنونی به سختی پیدا میشه.سوچیرو هوندا، بنیان‌گذار شرکت هوندا موتورز2.به قوه شهود خودتون تکیه کنید، تا بتونید جوهره افراد، وقایع و چیز‌ها رو به درستی درک کنیدتاکوچی برای تعریف دقیق تر شهود رو &quot;درک درست&quot; یا &quot;بصیرت&quot; هم نامیده.قوه شهود، مثل دانشی میمونه که در هنگام تولد از مادر به فرزند میرسه و نسل به نسل منتقل میشه - تاکوچیاگر بخوام موضوع رو بهتر توضیح بدم شاید سوچیرو باز هم مثال خوبی باشه. سوچیرو در روز های اول عمر شرکت هوندا، با تحصیلات سطح مدرسه، تنها با گوش دادن به 30 سیکل موتور هنگام تست، تشخیص می‌داد که موتور برای تولید و عرضه آماده هست یا نه! نکته جالب این بود که هیچوقت موتور های خروجی شرکت هوندا معیوب نبودن و جالب تر اینکه در 99 درصد مواقعی که سوچیرو موتوری رو معیوب میدونست و رد می‌کرد، واقعا موتور ایراد داشت و همه مهندسان هوندا این رو اقرار می‌کردن. نمونه‌های بسیار زیادی از این قبیل موارد وجود داره که افراد سرشناس صنعت و تکنولوژی بدون داشتن دانش آکادمیک یا تخصصی و تنها با تکیه بر شهود و بصیرت درونی خودشون پیش رفتن و در اکثر مواقع هم موفق بودن.3.تعامل انسانی، از طریق روش های رسمی و غیر رسمی (در ژاپنی بهش میگن &quot;با&quot;)تعامل انسانی یعنی تعاملی باز و دو طرفه، میتونه به شکل رسمی باشه یا میتونه شکل غیر رسمی و دوستانه به خودش بگیره. مدیران باید یاد بگیرن که با بقیه اعضای شرکت این نوع تعاملات رو ایجاد کنن. در سازمان شما ممکنه کارمند باشید، رییس باشید، در این نقش ها خب تعاملات شما با یکدیگر تعریفی رسمی و سازمانی داره اما اگر میخواهید سازمانتون رشد کنه و نوآوری توش تقویت بشه (یک شرکت باهوش بشه) باید تعاملات غیر رسمی هم شکل بگیره، اعضای یک شرکت دوست هم هستن و باید بتونن با همدیگه تعاملی آزاد و دو طرفه داشته باشن.تحقیقات نشون داده تعاملات غیررسمی سازمانی، خلاقیت و طول عمر میارهسوچیرو این رو به خوبی میدونست و در دوران مدیریتش همیشه بین کارمندان بود، خودش پیچ گوشتی به دست بود، روغن کاری میکرد، اگر یادتون باشه حتی تایید موتور ها با شخص سوچیرو بود. (ما در فرهنگ ایرانی به این نوع شخصیت میگیم &quot;خاکی&quot;) گاهی اوقات انقدر تعاملات از حالت رسمی خارج میشد که به دعوا و مشاجره کشیده میشد اما در نهایت برای کل سازمان مفید بود و افراد رو بهم نزدیک تر کرده بود. (در هوندا دعوا‌ها و مشاجره‌ها معروف شده بود و به این نوع درگیری هایی که بعد منجر به رفاقت بیشتر میشد میگفتن وایگایا بعد‌ها این نوع رفتار و منش سازمانی در خیلی از شرکت‌های ژاپنی جا افتاد)4.استفاده از استعاره و داستان برای کمک به فهم مسائل و نکات کلیدی استراتژی‌ها و مفاهیماستعاره و داستان سازی یا Metaphor 
سوچیرو یک داستان گوی حرفه ای بود و از مثال ها و داستان های زیادی موقع صحبت استفاده می‌کرد. مثال های ورزشی از مثال های مورد علاقش بود و البته اکثر اوقات شرکت رو به گروه ارکست تشبیه میکرد.در یک ارکست، ما طبل زن داریم، نوازنده پیانو، ویالون و فلوت و .. و هرکدوم مهارت و ویژگی‌های خاص خودشونو دارن. ما به عنوان یک شرکت باید بتونیم یک ارکست درست رو اجرا کنیم، هر کس سهم خودش رو از نوآوری در شرکت داشته باشه و ارکست گوش نوازی داشته باشیم. - سوچیرو5.از هر ابزار ممکنی استفاده کنید تا هفه افراد رو با اهداف و عقاید مختلف کنار هم نگه دارید و به سوی هدف واحدی که دارید پیش ببریدحتی اگر افرادی که باهاشون سروکار دارید Machiavellian یا پیروانش هم باشن باید هرطور ممکنه اونها رو به زانو دربیارید. - تاکوچیتصویر ماکیولی، فردی مشهور به حیله گری، بی پروایی و شرارت در سیاستوقتی که وزیر اقتصاد و تجارت و صنعت ژاپن تلاش می‌کرد تا هوندا رو از ورود به صنعت خودرو منع کنه و فعالیت هوندا رو محدود به تولید موتور سیکلت کنه، سوچیرو تصمیم سخت و غیر منتظره ای گرفت، بر علیه تصمیم وزیر عمل کرد:ما به صنعت اتومبیل وارد میشیم و حرف هیچکس برامون مهم نیست - سوچیروسوچیرو تا آخر هم همواره با دولت درگیر بود و با تصمیمات خطای اون مقابله می‌کرد و خطاها رو گوشزد می‌کرد.شهامت ایستادگی در برابر دیگران، در مواقعی که حق با شماست یا می‌دونید مخاطبتون یا طرف مقابلتون داره خطا میکنه، یک از عواملیه که شما و سازمانتون رو نسبت به دیگران و رقبا متمایز می‌کنه، سخته اما نتایج مثبتش بیشماره!6.کارآموزی و مشاوره و منتورشیپ، راهی برای تقویت دانش عملی در کارمندان خط مقدمسوچیرو همیشه خودش شخصا در بین کارگران و کارمندان حضور پیدا میکرد و باهاشون کار میکرد و با چالش های اونها آشنا میشد. پس یاد بگیرید رهبر و مربی دیگران باشید نه رییس و مدیر آنها.هیچوقت خودش رو رییس بقیه نمیدونست، همیشه در خط مقدم بود. اینطور بود که مردم میتونستن باهاش کار کنن و ازش یاد بگیرن، همه بهش میگفتن فرد همیشه حاضر در طبقه همکف شرکت! - تاکوچیرهبر و مربی باشید، نه رییس و مدیراستفاده از خرد مادری!تاکوچی و نوناکا مثال های بسیاری درباره این 6 نکته در این کتاب زده‌اند و خب آینده نوآوری رو هم بررسی کردن. تاکوچی امیدواره که شرکت های ژاپنی کم کم به سمت یادگیری ماشین و تکنولوژی‌های دیگه برند و روی اونها تمرکز کنند دقیقا مثل شرکت‌های غربی که این نوع تکنولوژی‌ها رو در آغوش کشیدن.هر چه یک شرکت بزرگتر بشه مسئولیت های اجتماعی اون هم بیشتر میشه و بیشتر باید به اثراتش بر جامعه و مردم توجه بشه. همینطور بیشتر باید به کارمندان و مدیران شرکت‌ها یاد داده بشه تا مسئولیت پذیر باشن و از تلاش‌های نسل های قبل یاد بگیرن و الگو بگیرن.در این روز‌ها و عصر کنونی، مردم عاشق ربات‌ها و تکنولوژی‌های جدید هستن و فکر میکنن یک روز بالاخره ماشین‌ها و ربات‌ها دنیا رو کنترل میکنن، اما پیام مهمی که مد نظر دارم اینه که باز هم عضو بنیادین نوآوری و پیشرفت بشری و دنیا، ما آدم‌ها هستیم. انسان‌ها قدرت شهود و احساسات دارن و از دانش درونی برتری نسبت به ربات‌ها برخوردار هستن که بهش میگیم، ذکاوت! بیاید خرد مادری که بین ما انسان ها هست که بهش ذکاوت و هوش عملی هم میگیم رو فراموش نکنیم و به عنوان مزیتمون ازش استفاده کنیم.منبع: دانشگاه کسب و کار هاروارد، پژوهشی از پروفسور Hirotaka Takeuchi استخراج شده از کتاب The Wise Company به قلم Hirotaka Takeuchi و Ikujiro Nonaka، خلاصه شده توسط نویسنده و محقق اجتماعی دانشگاه Kristen Senz با عنوان Six Skills That Wise Companies Harness for World-Changing Innovationترجمه: طاها معینی</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>طاها معینی - Taha Moeini</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 21:10:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترلو،ارتباط کاربران ایرانی را مسدود کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%AA%D8%B1%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B3%D8%AF%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-xepx01vcgiwz</link>
                <description>امروز صبح وقتی می خواستم وارد بردهای ترلو بشم و تقسیم کاری تیممو بدونم و وظایفم رو یادداشت کنم،با ارور عجیبی مواجه شدم.اجازه دسترسی مسدود شد!واقعا میخکوب شدم،تاکنون چنین اروری را از ترلو دریافت نکرده بودم،حداقل بعنوان یک کاربر ایرانی از این ارورها دریافت نکرده بودم.سریع به رئیسم زنگ زدم و خواستم بپرسم که چی شده؟که...دیدم پیامکی برام اومده:همکارگرامیبدلیل مشکلات موقتی،درحال حاضر مسئولیت های امروز شما از طریق ایمیل برایتان ارسال شده است.و حالا متوجه شدیم که: ترلو،بدون عنوان نمودن اینکه می خواهد شبکه خودرا از دسترس کاربران ایرانی خارج کند،امروز به یکباره،دسترسی تمامی کاربران ایرانی را ازدسترس خارج نمودهاین حرکت،شاید یک عمل سیاسی بوده،اما بالاخره تاثیر منفی را بر کاربران ایرانی و مهم تر از آن،سیستم ها و سامانه های سازمانی غیرقابل کتمان است.راه حل چیست؟!فعلا دو راه حل برای برگرداندن اطلاعات و بکاپ کیری از آن است.که عبارتند از:استفاده از تغییر دهنده آی پی کروم برای مرورگر اصلی(باید کرومتان روی دکستاپ،بروز شده باشد.)روی مستطیل زیر بزنید تا بتوانید وارد این افزونه کروم شوید: https://chrome.google.com/webstore/detail/setupvpn-lifetime-free-vp/oofgbpoabipfcfjapgnbbjjaenockbdp تنظیم DNS ،بطوریکه آی پی ایرانی شما تغییر کند.برای اطلاعات بیشتر،روی لینک زیر بزنید: https://shecan.ir/tutorials/ اما باید سریعا اطلاعاتتون رو خارج کنید.جایگزینی داریم؟!الحمدلله،به برکت دانش آموختگان دانشگاه تهران،که از تیم های خوب و پرانرژی هستند،می تونید از سامانه پی گیر استفاده کنید.برای اولین بار درایران،یک سامانه رایگان که البته ظرفیت بالایی داره و من بعنوان شخصی که 2 سال با ترلو دارم کار می کنم،واقعا خوب می تونه پیش بره(دم بچه ها دانشگاه تهران گرم...!)اطلاعات بیشتر رو از طریق لینک زیر بخونید:???? https://peygir.com/cloud-plans همچنان هم باید سعی کنیم تاحد امکان سامانه های مدیریتی خودمون رو تقویت کنیم.موفق و سربلند باشید.???</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 19:36:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار نوع مدل‌های کسب‌وکار عظیم‌داده</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%85%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-syjmsjc3lo53</link>
                <description>انواع مدل‌های کسب‌وکار عظیم‌دادهامروزه مدل‌های کسب‌وکار بیشتر استارت‌آپ‌ها براساس طرحی از عظیم‌داده است اما ذکر این نکته حائز اهمیت است که هر مدل کسب‌وکار مبتنی بر داده که شامل درآمدزایی مستقیم از داده‌هاست فقط برای کسب درآمد نخواهد بود. بیشتر کسب‌وکارها نه تنها داده‌ها را جمع‌آوری، ذخیره و یا به فروش می‌رسانند، بلکه از داده‌ها برای گرفتن تصمیمات استراتژیک کاراتر و موثرتر و تصحیح فرآیند و مدل کسب‌وکار خود استفاده می‌کنند تا نهایتا بتوانند به سود بیشتری دست پیدا کنند.به عنوان مثال هدف اصلی Fitbit افزایش فروش تجهیزاتش هست که در پشت این فعالیت از داده‌های دستگاه مشتریان هم استفاده می‌کنه تا بتونه دستگاه‌های بهتری برا مشتریانش فراهم بیاره و سهم بازار خودش رو بیشتر کند.آیا تعجب نمیکنید که چرا شرکت‌هایی مثل گوگل و فیسبوک رقبای قدرتمندی ندارند؟ زیرا دیگر کسب و کارها به اندازه این شرکتها به داده های مشتریان دسترسی ندارند تا بتوانند خدمات شخصی سازی شده برای مشتریان خود فراهم کنند.مدل‌های کسب‌وکار داده به چهار دسته تقسیم می‌شوند: ۱. دیتا یوزر(استفاده از داده کاربران): شرکت‌هایی که از داده های کاربران برای گرفتن تصمیمات استراتژیک بهتر و تولید محصول بهتر استفاده میکننددیتا ساپلایرز(تامین‌کننده داده): شرکت‌هایی که داده ها را جمع آوری میکنند و آنها را می‌فروشنددلیوری نتورک (شبکه تحویل) که مدلهای کسب و کار تبلیغاتی دارند و از دادن ها برای تبلیغات استفاده می‌کننددیتا فسیلیتور(تسهیل‌کننده داده): که زیرساخت‌های مربوط به جمع اوری، ذخیره و تحلیل داده را فراهم می‌کنندهمچنین می‌توانید این پست را در کانال تلگرام بخوانید. </description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>بدون دیتا</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 17:49:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع محصول - بررسی شش دسته بندی متداول محصول</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%B4-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-aij5jlp7iczk</link>
                <description>برگرفته از مقاله Six Types of Products That PMs Manageدر قسمت قبل خوندیم که محصول چیه و چه ویژگی های کلیدی ای اون رو تعریف می کنه. اما کسی که به عنوان یک مدیر محصول می خواد وارد یک شرکت بشه، باید بدونه که محصولی که قراره هدایتش کنه، با توانایی های اون سازگار هست یا نه.پرودی، جایزه ای هست که وبسایت مدرسه محصول به بهترین محصولات ارائه شده در اون سال میده. این جایزه محصولات رو بر اساس موضوعفعالیتشون به 35 دسته تقسیم کرده.اما در ادامه قراره محصول رو بر اساس شاخص های محصول به 6 دسته متداول تقسیم و بررسی کنیم:نرم افزار های تجاری(Shipped Software):ویژگی اصلی این نوع محصول ارائه اون در فروشگاه هاست. حالا می خواد این فروشگاه فیزیکی باشه(مثل فروش پک CD) و یا فروشگاه های آنلاین(مثل اپ استور، گوگل پلی و...).همین ویژگی اون ها هم هست که اهمیت کار رو بالا می بره. این نوع محصول، سخته که بعد از تحویل، تغییر کنه. همونطوری هم که خودتون تجربشو دارید، سازنده هر چند وقت یک بار، تغییرات جدید رو در قالب یک بروزرسانی یا patch عرضه می کنه. برای همین تلاش می کنن که محصول با کمترین ایراد و بهترین کارایی وارد بازار بشه.نرم افزار های آنلاین(Online Software):فرق اصلیشون با مورد بالا اینه که تیم هر لحظه که بخواد به محصول دسترسی داره و می تونه تغییرات رو اعمال کنه.چرخه کاریشونم اینجوریه که محصول لانچ میشه، یک باگ دیده میشه، باگ برطرف میشه و سیستم به روزرسانی میشه ?محصولات خدماتی/مصرفی (Consumer Product):در حقیقت این محصول می تونه جزوی از هر دو گروه بالا باشه(حتی می تونه به عنوان یک محصول فیزیکی ارائه بشه)،ولی با توجه به ویژگی های خاص خودش، جدا بررسی شده.توی این محصول، کاربرد و کاربر/مشتری مشخصه. مثلا می دونیم که اپلیکیشن ما قراره تاکسی آنلاین فراهم کنه. پس روی توسعه تمرکز می کنیم. همچنین برای این که کاربر بهترین تجربه رو موقع استفاده از محصول داشته باشه، تعامل خوبی بین تیم محصول با سایر تیم های شرکت وجود داره. اصطلاحا به این محصول B2C می گن.یعنی محصولی که مشتری مستقیما ازش استفاده می کنه.محصولات B2B:محصولی که قراره توی شرکت شما تولید بشه تا نیاز یک شرکت دیگه(یا حتی شرکت خودتون) رو برطرف کنه. مثل نرم افزار های ارتباط با مشتریان یا حسابداری.توی این محصول، معمولا یکی از وظایف اصلی مدیر محصول، درک کردن ادبیات و نیاز شرکت مقابل هست تا بتونه اون رو برای تیم خودش ترجمه کنه.محصولات نوپا( early stage Products):این محصولات نتیجه تلاش تیم های استارتاپی برای تولید MVP شون هست.ویژگی اصلیشونم اینه که بودجه و زمان محدودی دارن. برای همین فقط قراره کارایی محصول رو نشون بدن و اون مساله ای که براش به وجود اومدن رو مطرح کنن. به عبارت دیگه زمان انجام به کیفیت انجام مقدمه.محصولات بالغ(Mature Product):دقیقا در نقطه مقابل محصولات نوپا قرار دارن.این محصولات چند سالی رو تو بازار بودن و مشتری های زیادی رو دارن.پس هدف چیه؟هدف اینه که این محصول ارتقا پیدا کنه. اونم نه یهو! یک مثال خوبشم هم منوی استارت ویندوز 8 بود که چون تغییر بزرگی توی محصول ویندوز بود، کاربرها اون رو نپذیرفتن و توی ویندوز 10 به اون منوی دوست داشتنی برگشتیم. پس تغییرات ریز اولویت دارن به یک تغییر کلی! این تغییرات هم بیشتر شامل افزایش قابلیت ها و بهبود تجربه کاربریه.توی این محصولات معمولا محدودیت زمانی و مالی وجود نداره و هدف اینه که با ارتقای محصول فعلی، مشتری ها رو راضی نگه دارن.خوشحال میشم که نظراتتون رو بنویسید و اگر ازین مطلب خوشتون اومد، ♥ کنید.</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>danial keighobadi</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jul 2020 11:50:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن چه تاثیری در فروش داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-bd8pf2z5sgoc</link>
                <description>همه ی ما در باسلام غرفه داریم تا محصولاتمون رو بفروشیم.خب،برای فروش باید ما بتونیم محصولمون رو تبلیغ کنیم و محصولمون رو در دیدمشتری قرار بدید.در تنظیمات غرفه ،بخش عمومی،سه تا فیلد می بینید که بصورت زیر هست:قصه محصولدرباره یک زندگیدرباره یک مکاناین سه بخش،در اصل همون سه بخشی هست که درباره محصول شما در زیر غرفه شما نمایش داده میشهچرا نوشتن قصه برای کسب وکار اهمیت داره؟یکی از اصلی ترین کارهای ما،ترغیب مشتری به خریده،خب پس باید بدونیم چی توی ذهن مشتری میگذره؟قبل از هرکاری باید الگوی فروش مناسبی داشته باشیم.خب باید ببینیم خودمون چجوری میخریم؟وقتی خودمون میخواییم خرید کنیم،اول نگاه میکنیم که آیا برند معروفی هست؟مثلا وقتی میخوایید روغنی از یک مغازه بخرید،چجوری انتخاب می کند؟خب غالبا روغنی رو انتخاب می کنید که اسم آشناتری دارند.سپس قیمتی که محصول داره هم بررسی میکنیم،البته همگی میدونیم که برند و قیمت،همه ی اون چیزی که برای تصمیم گیری ملاک قرار میدیم،نیست و موارد دیگه ای رو هم لحاظ میکنیم.اون معیار،میزان اعتمادی هست که به اون برند و نام تجاری داریم.اگر محصولی رو خودمون تست نکرده باشیم،به میزان محبوبیت برند نگاه میکنیم.چون معلومه وقتی که یک برند،دارای محبوبیت بیشتری باشه،حتما چند نفر تست کردند و از خدمات و محتویات محصولات کاملا راضی بودند.اما علاوه بر اعتماد،برندهای معروف،کارکرد دیگر هم دارند،برخی برند ها می توانند،احساس تعلق خاطر رو هم برای افراد ایجاد کنند.یعنی همون خوشایندی برخی برندها و حسی که از اون برند دریافت می کنید.مثل محصولات اپل دربرابر محصولات شرکت های دیگه(البته اینها همون چیزهایی هست که از دیگران می شنوید،نه اون تبلیغاتی که دریافت کردید.)موضوع قصه نویسی در باسلام،مثل همین برندسازی است.این عکس متعلق باسلام است.خب شرکت های بزرگ برای جذب افراد،هزینه های زیادی می کنند و از طریق ابزارهای مختلف سعی می کنند مشتریانی را جذب کنند،اما سرمایه و ابزارهای مدنظر در دسترس خیلی از کسب وکارهای کوچک نیست،مثل کمپین های برندینگ یا تبلیغات گسترده.خب داستان،خیلی وقت ها می تونه این کارکرد رو داشته باشه و بدون اون هزینه های بزرگ در برندینگ ما تاثیر گذار باشه و باعث همون حس اعتماد بشهچجوری ممکنه؟حس اعتماد غالبا تابع شناخته،آدم ها تا چیزی رو نشناسند،نمی تونند بهش اعتماد بکنند.که کاملا طبیعیه مثلا وقتی شما میخوایید محصولی رو بخرید،به بسته بندی و پروانه هایی که داره،شماره های ثبت و اطلاعات اون دقت می کنید.پس به ازای هرچیزی که به مشتری شما شناخت بده،اعتماد بین شما و مشتریتون بیشتر میشهقصه در باسلام دقیقا همین کاربرد رو داره،یعنی فضای خالی اعتماد بین شما و مشتریتون رو پر میکنهو شما با نوشتن قصه در باسلام،پشت صحنه های محصولاتتون رو می نویسید و هرچه بیشتر این قصه رو تعریف کنید،شناخت بیشتری رو برای مشتری به ارمغان میارید.شاید برخی محصولات سادگی خودشون رو داشته باشند و خب اعتماد راحته،اما برخی محصولات وجود دارند که ظرفیت تقلب در اون ها بالاست(مثل عسل)که خب مشتری نیاز داره پارامترهای شناخت خودش رو بررسی کنه تا راحتتر بتونه اعتماد کنهقصه کمک میکنه که این اعتماد بوجود بیاد و به مشتری کمک میکنه که در تصمیم گیری سریعتر شمارو انتخاب کنهبجز اعتماد،تعلق خاطر هم وجود که داره که برندهای معروف اون رو خیلی مهم می دونند.(مثل اپل) علت این تعلق خاطر،این هست که فراتر از محصول و یاخدمتش،چیزهای بیشتری به مشتری میده که معنای جدیدی به اون محصول میده،بطور مثال: سختی هایی که رئیس شرکت کشیده،ارزش های انسانی داخل شرکت،بروز بودن اعضای شرکت و…این اتفاق هم برای شما زمانی میوفته که قصه ای دارای ارزش های پشت این محصول برای مشتریانتون بنویسید.برای مثال میشه به قصه غرفه (مزرعه زیتون فدک) اشاره کرد.خب وقتی به قصه محصول این غرفه نگاهی بکنیم?متوجه نکاتی میشیم. https://basalam.com/fadak#about غرفه دار میگه که سلامتی مشتری ها،ارزش جاکم بر کسب وکارش هست و به همین ارزش،زیتون هاشو از راه های کاملا ارگانیک استفاده میکنه(یعنی از کود استفاده نمیکنه،از دستگاه های مصنوعی پرورش استفاده نمکینه و …)خب وقتی این ارزش ها رو می شنویم،موقع خرید این محصولات،حس بهتری نسبت به محصولاتش پیدا میکنیم.نکته دیگه ای که درباره تعلق خاطر مشتریان هست،اینه که وقتی مشتریان به این تعلق خاطر برسند،به مبلغان رایگان محصول و کسب وکرا شما تبدیل می شوند.خب،یکی از بزرگ ترین هزینه های هر کسب وکاری،تبلیغ و البته ایجاد تبلیغات دهان به دهان،همینطور که وقتی من همینجا اسمی از غرفه آقای بلندنظر بردم،پولی دریافت نکردم،واین همون موفقیت اصلی کسب وکارتون هست.خب وقتی افراد میخوان محصول جدیدی رو بخرند،بیشتر به حرف دوستان خودشون اعتماد می کنند و اگر ما بتونیم مشتریان راضی داشته باشیم،قطعا می تونیم جامعه ای از مخاطبان خودمون داشته باشیم.فرض کنید مشتری راضی شما در جلسه ی خانوادگی خودش میگه که : من یک محصولی از فلان غرفه در باسلام خریدم و واقعا کارشون درسته و خیلی هم کیفیت عالی دارهمشتری برای انتخاب،به تبلیغات مجازی یا مارکتینگ خیلی دقت نمیکنه و بیشتر به حرف اطرافیان خودش دقت میکنه و شما باایجاد این حس تعلق خاطر،هرروز به مشتریان خودتون اضافه میکنید.حالا چطور قصه کسب وکارمون رو بنویسیم؟شاید برخی از شما این دغدغه رو داشته باشید که : ماکه تاکنون این کار رو نکردیم،چطوری قصه غرفمون رو بنویسیم،خب میتونم بگم فقط کافیه محصول زیر رو بخرید?همین الان بخر https://basalam.com/venoosmarket/product/175162?sh=copy-jVX7-product بامابروزباشید.?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 13:48:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه شمشیر در سنگ!</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF-m25sdw9g3bat</link>
                <description>می خواهیم به درون ذهن مشتری بالقوه خود نفوذ کنیم،آنها واقعا چه می خواهند؟محصول،معمولا به ندرت چیزی است که شمت می فروشید،بلکه نتیجه چیزی است که شما می فروشید.تفاوت شاید کوچک به نظر برسد ولی در واقع بسیار زیاد است.برای مثال،کسی که ساعت 50 هزار تومانی میخرد،چیزی بسیتر متفاوت نسبت به فردی که ساعت 5 میلیون تومانی می خردتهیه می کند.درحالن دوم،فرد شان،لوکس بودن و انحصاری بودن را می خرد.حتما می خواهند مثل خریدارهای ساعت 50 هزار تومانی از لحظان باخبر شوند،ولی این به هیچ وجه انگیزه اصلی آنان نیست.پس برای نفوذ به ذهن مشتری بالقوه باید بفهمیم دقیقا چه نتیجه ای را می خرند. وقتی این موضوع را متوجه شوید،سپس باید طرح فروش پیشنهادی یکتای خودتان را براساس نتایجی که مشتری خواهان آن است ایجاد کنید.برای مثال،اگر کار چاپ انجام می دهید،در صنعتی عام فعالیت دارید و باید هرچه سریعتر از صنعت عام خارج شوید.منظورم این نیست که از خود صنعت خارج شوید،بلکه باید جایگاه خود را تغییر دهید.فروش کارت ویزیت،بروشور و چاپ را متوقف کنید و پرسش های باز مطرح کنید،مثل ( چرا بدنبال کار چاپ هستید؟دنبال چه نتیجه ای هستید؟) مشتری بالقوه کارت ویزیت و بروشور نمی خواهد،چیزی که آنها می خواهند کاری است که فکر می کنند این کارت ویزیت ها و بروشورها برای کسب وکارشان می کندپس پیش آنها بنیشینید و بگویید:دنبال دستیابی به چه چیز هستند؟بیایید کار چاپی شما را بررسی کنیم و همه چیزی هایی که قرار است برایشان از چاپ استفاده کنید،ارزیابی کنیم.)با همراهی آنها در این فرآیند می توانید بابت مشاوره ی خود هزینه ی مشاوره را روی کار چاپ لحاظ کنید.بااین کار دیگر نقش چاپ کننده را برایشان ندارید،حال به شما بعنوان مشاوری مطمئن نگاه می کنند که نیازشان را بطرف می کند.مشتری را گیج نکنید!درک کنید که مشتری شما در واقع سه گزینه پیش رو دارد:از شما خرید کند.از رقیبتان خرید کند.کاری انجام ندهد.شاید فکر کنید رقبا بزرگ ترین مشکلتان هستند،ولی درواقع جنگ با اینرسی (هیچ کاری نکردن) مشکل اصلی شماست.بنابراین،باید اول به این پرسش پاسخ دهید که چرا مشتریان باید خرید کنند و علاوه برآن چرا باید از شما خرید کنند.ما در دوران صداهای آزاردهنده ی نسل جوان امروز زندگی می کنیم که هرروزه باید با هزاران پیام دست و پنجه نرم کند.اهمیت اینکه پیامتان را به شکلی خلق کنید که به سرعت قابل تشخیص باشد و اثرگذاری  داشته باشد.هیچوقت بیشتر از امروز نبوده است.آیا می توانید محصول خود و مزیت منحصربه فردی را که ارائه می کند در جمله ای کوتاه توضیح دهید؟باید مفهومی بسیار مهم را درک کنید،گیج شدن منجر به ازدست رفتن فروش می شود.مخصوصا وقتی که محصولی پیچیده داشته باشید.بسیاری از صاحبان کسب وکار به اشتباه فکر می کنند سردرگم بدنبال شفاف سازی خواهد رفت یا برای اطلاعات بیشتر با آنها تماس خواهد گرفت.هیچ چیز اشتباه تر از این تصور نیست.وقتی آنها را گیج کنید، از دستشان می دهید.افراد گزینه های زیادی دارند و به شکل مداوم اطلاعات زیادی به آنها داده می شود و بندرت آنقدر انگیزه دارند تا در پی بررسی پیام گیج کننده باشند.چطور وقتی محصولی عام می فروشید جلب توجه کنید؟چظور می شود در عین دریافت مبالغ زیادی برای خدمات و محصولاتتان مشتری هم از شما سپاسگزار باشد؟بطور خلاصه،باید جالب توجه باشید.وقتی این پاسخ داده می شود،اولین چیزی که اکثر صاحبان کسب وکار انجام می دهند این است که زیر لب چیزی مثل این می گویند: گفتنش آسان است!شاید به این خاطر که جالب توجه بودن تصویری در خاطر آنها می آورد که باید به میزانی دست نیافتنی،خلاق یا منحصر به فرد باشند.چیزی که سایرین بسیار بیشتر از آنها استعدادش را دارند.صاحب کافه می گوید: من فقط قهوه می فروشم،چطور می شود جالب توجه باشم؟!بیایید به چند مثال نگاهی بیندازیم.وقتی درباره ی جالب توجه بودن صحبت می کنم،معنی آم لزوما این نیست که محصول یا خدمتی که می فروشید منحصر به فرد است.منظور چیز دیگری است.درواقع،منحصر به فرد بودن خطرناک،سخت و پرهزینه است.اما شما باید متفاوت باشید.چطور صاحب کافه داستان ما می تواند متفاوت باشد؟اکثر سایت های فروش اینترنتی وقتی از آنها خرید می کنید ایمیل تایید کسل کننده ای برایتان ارسال می کنند.چیزی با این مضمون: سفارش شما ارسال شده است.لطقا اگرآن را دیرافت نکردید به ما اطلاع دهید.از خرید شما سپاسگزاریم.بجای ایمیل،ببینید چطور CD Baby (شرکتی در حوزه فروشگاه اینترنتی کودکان) تجربه ای جالب توجه برای مشتری خود خلق می کندو بجای ایمیل تایید کسل کننده برای خودشان فرصت بازاریابی ویروسی ایجاد میکند:سی دی شما به آرامی از قفسه های سی دی بیبی ما با دستکش های استریل شده برداشته شد و روی بالشت ساتن قرارگرفت.تیمی متشکل از 50 نفر سی دی شمارا بررسی کردند،پولیش زدند و از اینکه قبل از پست شدن در بهترین شرایط قراردارداطمینان حاصل کردند.متخصص بسته بندی ژاپنی ما شمعی روشن کرد و در میان سکوت جمعیت سی دی شمارا درون بهترین جعبه با خطوط طلایی قرارداد.بعد از آن همه ما جشنی فوق العاده داشتیم و سپس جمعیت به سمت دفتر پستی حرکت کردند.در آنجا همه ی پرتلندی ها به نشانه ی (سفر به خیر)برای بسته شما دست تکان دادند و امروز جمعه در تاریخ 6 ژوئن درون جت شخصی سی دی بیبی در مسیر رسیدن به شماست.امیدوارم اوفات خوشی در هنگام خرید از سی دی بیبی سپری کرده باشید.ما که لذت بردیم.تصویر شما بعنوان (مشتری نمونه سال) روی دسوار است. همه ی ما خسته شدیم،ولی نمی دانید چقدر مشتاق بازگشت دوباره ی شما به سی دی بیبی دات کام هستیم!این ایمیل تایید سفارش هزاران بار برای دیگران ارسال و در وبلاگ ها و سایت های بی شماری پست شده است.موسس سی دی بیبی،جذب هزارن مشتری جدید را نتیجه این پیام تایید سفارش جالب توجه می داند.بازهم چیز منحصر به فردی درباره محصول وجودندارد ولی تغییر چیزی معمول و کسل کننده باعث لبخند مشتری می شود و برای کسب وکار بازاریابی ویروسی رایگان ایجاد می کند.شما در کسب وکارتان چه کاری می توانید انجام دهید که جالب توجه است؟شفاف سازی این موضوع تاثیر زیادی در موفقیت کسب وکارتان خواهد داشت.بامابروزباشید.?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Fri, 08 May 2020 19:42:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل swot و ازاین صحبت ها</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-swot-%D9%88-%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D8%A7-ibhaj2wgmlow</link>
                <description>چند وقت پیش یک سوزن به خودم زدم که بجنب دختر،یک فکری برای درامد زایی خودت بکن.نگذار کسب و کارت بی رنگ بماند.انگار زمان آن رسیده که سر و سامانی به کسب و کار کوچک خودم بدهم.لابلای تمام فرصت ها و تهدیدها، چرخی بزنم، نقطه مثبت هارا پیداکنم.قدم بردارم به سمت کسب و کار پررونق و حرفه ای تر.با راهنمایی تیم بیزینس شاپ کاغذ و خودکار برمیدارم. نقطه قوتی،ضعفی،فرصتی،تهدیدی اگر هست باید یادداشت کنم.باید از فرصت ها برگ برنده ای بسازم و ضعف هارا تبدیل به قوت کنم.از تهدیدها هم غافل نمی شوم. از آن ها هم عبور میکنم.هر آن چه با دستانم خلق میکنم در جعبه ای از عشق میپیچم.رنگ هارا کنارهم میچینم و جان میدهم بهشان.هنر من از چشمه ی ظرافت و زیبایی می روید.توجه به جزییات و رعایت ظرافت و نظم در چیدمان کاشی ها نقطه مثبتی ست که تمیز بودن را به اثر هنری من هدیه می کند.کار باید ماندگار باشد. اثر یک هنرمند باید تا سال های سال باقی بماند. من هرگز کیفیت را فدا نمیکنم. میدانم آثارم به نوادگانم هم میرسد. ابزار کافی ولی نداشتن! کار را برایم سخت میکند. در هر هنری و در هر حرفه ای ابزار مناسب خیلی مهم است.هنوز از همان ابزار های اولیه ام استفاده میکنم. خروجی همان است اما با زحمت زیاد تر.دنبالش را که بگیری میرسی به سرمایه نداشتن و شاید هم برسی به سرمایه نذاشتن!نداشتن ابزار حرفه ای و سرمایه نذاشتن برای تبلیغات دارد به کارم ضربه میزند.مردم عاشق برند هستند. دوست دارند اثر هنری شان یک امضای گنده داشته باشد که روزی پزش را بدهند که از فلان هنرمند گرفته ایم.راستش را بخواهید من هم عاشق اینم که خط و خطوطی بکشم و نامم را پررنگ زیر خط ها بنویسم.اما هیچ گاه دل را به دریا نزدم و امضای خوش خط پشت تابلوها نینداختم.من همیشه دوست داشتم بازار خودم را پیدا کنم. کانال زدم. غرفه زدم. پیج زدم اما..هیچ وقت فرصت کافی پیدا نکردم تا مداوم و با برنامه برایشان وقت صرف کنم.با این حال فرصت در دستان من است.مردم خاص بودن را دوست دارند.دوست دارند تک باشند.وسایلی داشته باشند که در خانه ی خواهرشوهر و مادرشوهر و فامیل و رفیقشان پیدا نشود.جمله ی مورد علاقه شان هم این است که وای این را از کجا خریدی؟من تابحال چنین مدلی ندیدم.این جمله را که بشنوند قند در دلشان آب میشود. خریدشان حسابی به دلشان میچسبد و کیفور میشوند.محصولات هنری من فرصت شنیدن این جمله را بهشان می دهد.هنر من هنوز خاص و جدیدست. هنوز توی مغازه ها که بگردی نمونه اش به چشمت نمی خورد.گشتم و چرخی بین کسب و کارم زدم و این چیزهایی که دست گیرم شد را نوشتم. حتما چیزهای دیگری هم بود اما دستم را نگرفت:)</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>fatemeh.rastghalam.2000</author>
                <pubDate>Wed, 06 May 2020 11:47:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کالایمان عالی و خدماتمان زبان زد است،بازاریابی میخواهیم چکار؟</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-sxsslk6lb5kw</link>
                <description>بسیاری از صاحبان کسب وکار خودشان را با این تصور که اگر محصولشان عالیست بازار از آنها خریدخواهدکرد فریب می دهند.عبارت(اگر آن را بسازید مشتریانتان سراغش می آیند.)به عنوان جمله در فیلمنامه جذابیت ایجاد می کند ولی اگر به عنوان استراتژی کسب و کار از آن استفاده کنید افتضاح است.این استراتژی پرهزینه است و احتمال شکست آن بسیار زیاد است و تاریخ پر از محصولاتی عالی است که از لحاظ تجاری شکست خورده اند،اگر بخواهیم چند مورد نام ببریم محصولاتی مثل زعفران درجه یک سید،آبمیوه سانی و دیسک های لیزری از آن مواردند.محصولات خوب یا حتی عالی به تنهایی کافی نیستند،اگر به دنبال موفقیت در کسب وکارتان هستید،بازاریابی باید یکی از فعالیت‌های هسته‌ای شما باشد.از خودتان سوال کنید که: چه زمانی مشتری متوجه خوب بودن محصول یا خدمات شما خواهد شد؟پاسخ قطعاً این است که وقتی آن را بخرند اگر آن را خریداری نکنند هیچگاه متوجه خوب بودن یا بد بودن محصول یا خدمات شما نخواهد شد.نقل قول معروف از توماس واتسون از شرکت آی بی ام است که می گوید (تا فروش انجام نشود اتفاق دیگری نخواهد افتاد) بنابراین،باید مفهوم این مهم را کاملاً درک کنیم،محصول یا خدمت خوب ابزاری برای حفظ مشتری است بنابراین باید مفهومی مهم را کاملاً درک کنیم: محصول یا خدمت خوب،ابزاری برای حفظ مشتری است. اگرما به مشتریان خود تجربه عالی از محصول یا خدمت خود بدهیم از ما بیشتر خرید خواهندکرد،افراد بیشتری را به ما ارائه خواهند داد و برند ما از طریق تبلیغات دهان به دهان مثبت تقویت خواهد شد.اما قبل از حفظ مشتری باید درباره جذب مشتری فکر کنیم موفق ترین کارآفرینان همیشه از بازاریابی شروع می کنند.چطور کسب و کارتان را نابود کنید؟!می خواهم یکی از ساده ترین و رایج ترین روش های نابود کردن کسب و کار را برایتان فاش کنم و از صمیم قلب با این امید که از آن استفاده نکنید! این روش مسلمان بزرگترین اشتباه است که صاحبان کسب و کارهای کوچک در حوزه بازاریابی مرتکب می شوند،این مشکل شاید دلیل اصلی شکست بازاریابی است اکثر کسب و کارها کوچک است اگر صاحب کسب و کار کوچکی هستید بدون شک کمی درباره بازاریابی و فروش فکر کردید رویکردتان چه خواهد بود در تبلیغات خود چه می خواهید بگویید؟ بهترین روش تصمیم گیری برای این مسائل،که اکثرصاحبان کسب وکارهای کوچک ازآن استفاده می کنند،این است که به رقبای بزرگ وموفق خود،درصنعتی که درآن مشغول به فعالیت هستند،نگاه وازآنها تقلید می کنند. به نظر منطقی می رسد! در واقع این سریعترین راه برای شکست است و مطمئنم این اشتباه منجر به شکست تعداد زیادی از کسب و کارهای کوچک شده است. دلیل اصلی آن عبارتند از:1.شرکت های بزرگ دستور کار متفاوتی دارند:شرکتهای بزرگ دربحث بازاریابی دستورکارمتفاوتی نسبت به کسب وکارهای کوچک دارند.استراتژیهای اولویتهای آنها بسیار با شما فرق می کند.اولویت های بازاریابی شرکت های بزرگ چیزی شبیه به این است:خشنود کردن هیئت مدیرهآرام کردن سهامداران اقناع تعصبات مدیرانبرآورده کردن انتظارات مشتریان فعلیکسب جوایز تبلیغات و خلاقیتجلب حمایت سهامداران و کمیته‌های گوناگونسودآوریاولویت های بازاریابی کسب و کارهای کوچک چیزی شبیه به این است :سودآوری!همانطور که می بینید بین اولویت های بازاریابی شرکتهای کوچک و بزرگ،یک دنیا تفاوت وجود دارد پس طبیعتا باید در استراتژی و اجرا  هم یک دنیا تفاوت داشته باشد.2.شرکت های بزرگ بودجه بسیار متفاوتی دارند:استراتژی همراه با مقیاس تغییر می‌کند.درک این موضوع مهم است.آیا فکر می کنید کسی که در ساختمان آسمان خراشها سرمایه‌گذاری می‌کند استراتژی سرمایه گذاری ملکی متفاوت با یک سرمایه گذاری کوچک املاک دارد؟قطعاً خیر!استفاده از همان استراتژی در مقیاس کوچک جواب نخواهد داد نمی توانید فقط یک طبقه از آن قرار شد بسازید و موفق شویم به همه سطح به آن نیاز داریم اگر شما 10 میلیارد تومان بودجه تبلیغاتی و سه سال زمان برای دستیابی به نتیجه سودآور دارید در مقیاس در مقایسه با کسی که باید به سرعت با بودجه ۱۰ میلیون تومان به سودآوری برسد باید استراتژی بسیار متفاوتی استفاده کنید.اگر از استراتژی بازاریابی شرکت های بزرگ استفاده کنید ۱۰ هزار دلار شما مثل قطره ای در اقیانوس خواهد بودیه پسر است و کاملاً هدر خواهد رفت چون استفاده از این استراتژی در مورد در مقیاس که شما فعالیت می کنید اشتباه است.همانطور که پیش از این هم اقرار کردیم،راه اندازی کسب وکارها نقشه ای معلوم نیست.اینکه شما از شخصی بخواهید شمارا راهنمایی کند،خیلی خوب است،اما نباید از وی بیشتر از معرفی ابزارها و استانداردها توقع داشته باشید.در این راه،همه ی اتفاقات به تصمیمات شما بستگی دارد و نمی توان پیش بینی کرد که دقایق دیگر کسب وکار شما در چه وضعیتی خواهد بود.همین هم هست که هیجان انگیزش می کند...!بامابروزباشید.?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 12:10:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضعف بازاریابی شرکت های بزرگ = بزرگترین برگ بنده کسب وکارهای کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-yjezyp64hj4u</link>
                <description>ازبازاریابی شرکت های بزرگ بعنوان بازاریابی انبوه یا ( برندینگ ) هم نام می برند.هدف این نوع تبلیغات یادآوری برند شماونیزمحصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید به مشتریان فعلی ومشتریان بالقوه است.اینطور تصور می‌شود که هرچه بیشترخود را تبلیغ کنید،احتمال اینکه افراد هنگام تصمیم گیری برای خرید برند شما را در بالاترین سطح خود آگاهی داشته باشند،بیشتر است.اکثر بازاریابی شرکت های بزرگ دراین دسته بندی قرار می‌گیرد.اگر تبلیغات برندهای بزرگ همچون کوکاکولا و نایک را دیده باشید بازاریابی انبوه را تجربه کرده اید.این نوع بازاریابی موثر است،اما اجرای موفقیت آمیز آن بسیار گرانقیمت و بسیار زمان‌بر است.لازم است تا در انواع رسانه ها از جمله تلویزیون نشریات،رادیو،اینترنت و... به صورت مداوم در بازه زمانی بلندمدت حضوری پررنگ داشته باشد.این هزینه و زمان برای شرکتهای بزرگ مشکل‌ساز نیست،چون آنها بودجه بازاریابی فراوانی دارند و تیم های بازاریابی و خطوط محصولشان از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی مشخصی دارند.اما وقتی که کسب و کارهای کوچک در این نوع بازاریابی اقدام به تقلید از برندهای بزرگ می کنند مشکلی اساسی رخ می‌دهد.چند باری که تبلیغ می‌کنند مثل قطره ای در اقیانوس است به هیچ وجه نمی‌تواند حتی نزدیک جایگاهی شوند که به سطح خودآگاهی بازار هدف شان دست یا بد جایی که هر روز هزاران پیام بازاریابی آن را بمباران می‌کند.پس غرق می شوند و بازگشت سرمایه شان صفر یا ناچیز است،قربانی دیگری به جمع قربانیان تبلیغات اضافه شد!دلیلش عدم توانمندی کسب و کارهای کوچک در برندینگ یا تبلیغات رسانه ای انبوه نیست.آنها صرفاً بودجه لازم برای تبلیغ در حجم کافی را ندارند تا بتوانند اثربخش باشند.با این نوع بازاریابی احتمال شکست شما بسیار زیاد است،مگر این که میلیاردها تومان بودجه بازاریابی داشته باشید.،برندینگ بازاریابی انبوه و بازاریابی خود محور ،شاخصه شرکت‌های بزرگ است.کسب هرگونه موفقیت با این روش به بودجه بسیار زیاد استفاده از رسانه های انبوه گرانقیمت نیاز دارد پیروزی از مسیر کسب و کارهای موفق دیگر کاری هوشمند است ولی باید کل استراتژی آنها را درک کنید و قادر به اجرای آن باشید.استراتژی از دید ناظر خارجی می تواند با واقعیت بسیار متفاوت باشد.اگر دنباله رو استراتژی ای هستید که اولویت های متفاوتی نسبت به شما دارد یا بودجه‌اش بسیار با شما متفاوت است احتمال اینکه به نتیجه مورد نظرتان برسید بسیار کم است.حال بیایید ببینیم بازاریابی کسب و کارهای کوچک و متوسط به چه شکل است؟داستان آغاز می شود!بازاریابی پاسخ مستقیم نوعی بازاریابی است که مسیر میانبر برای کسب و کارهای کوچک ایجاد می‌کند.آنها می‌توانند با بودجه کم موقعیتی رقابتی کسب کنند.این روش طوری طراحی شده است تا بازگشت سرمایه قابل سنجش داشته باشد اگر یک اسکناس 10 هزارتومانی به مبلغ 2 هزار تومان فروخته شود،چند عدد میخرید؟طبیعتاً هر تعداد که بتوانید این بازی با بازاریابی پاسخ مستقیم  (پول تخفیف‌دار)  نام دارد.برای مثال به ازای هر 2هزارتومانی که برای تبلیغات هزینه کنید 10هزارتومان در فروش نصیبتان خواهد شد.همچنین روشی بسیار اخلاق مدارانه برای فروش است.تمرکزش روی مشکلات مشخص مشتری بالقوه و هدفش حل این مشکلات از طریق آموزش راهکارهای ویژه است،همچنین تنها راه واقعی برای دستیابی کسب وکارکوچک به سطح خودآگاه مغز مشتری بالقوه است.هنگامی که تبلیغات خود را به شکل تبلیغات پاسخ مستقیم درآورید،به جای اینکه  ابزاری برای چراغ نام شما باشند ابزاری برای ایجاد مشتری راغب می شوند. بازاریابی پاسخ مستقیم برای ایجاد پاسخ آنی و متقاعد کردن مشتریان بالقوه برای انجام دادن عملی خاص مانند عضویت در لیست ایمیلی شما،برداشتن تلفن و تماس برای اطلاعات بیشتر و سفارش دادن یا مراجعه به صفحه اینترنتی است.خب،تبلیغ پاسخ مستقیم چگونه ساخته می شود ؟برخی از ویژگی های اصلی آن عبارتند از :قابل رهگیری است :یعنی وقتی کسی پاسخ می دهد می دانید کدام تبلیغ و کدام رسانه این پاسخ را برایتان ایجاد کرده است.این امر دقیقا برخلاف رسانه های انبوه و بازاریابی برند است که هیچ کس نمی فهمد کدام تبلیغ شما را به خرید قوطی کوکاکولا تغییر کرده است حتی خودتان هم ممکن است ندانید!قابل سنجش است :ازآنجایی که میدانیدکدام تبلیغات درحال دریافت پاسخ اندوبابت هر کدام چه میزان فروش داشته ایدمی توانید دقیقاً میزان اثربخشی هرکدام را محاسبه کنید.در ادامه،تبلیغاتی را که برایتان بازگشت سرمایه ندارند کنار می گذارید یا تغییر می دهید.از عناوین و متون تبلیغاتی متقاعدکننده استفاده میکند :بازاریابی پاسخ مستقیم پیامی گیراباجذابیت زیادبرای مشتریان بالقوه انتخابی شمابه همراه دارد.عناوین جلب توجه کننده باشعارهای تبلیغاتی قدرتمندداردکه نقش فروشنده رابه صورت چاپ شده می کنند.اغلب،این تبلیغ بیشتر ظاهری شبیه مقاله دارد تا تبلیغ که در نتیجه احتمال خوانده شدند حداقل سه برابر می شود.مخاطبان یا جاویژه را هدف قرار می‌دهد:مشتریان بالقوه در بخش های مختلف جغرافیایی یا بازار جاویژه مورد توجه قرار می‌گیرد.هدف این تبلیغ این است که برای بازار هدف کوچک جذاب باشد.جاویژه: بخش حاشیه ای کوچکی از بازار که به آن بازار گوشه نیز می گویند،برای نیاز ویژه یا کالاهای ویژه متمرکز شده است.پیشنهاد مشخصی ارائه می کند :معمولاً این تبلیغ پیشنهادی همراه با ارزش مشخص ارائه می کنند.اغلب،هدف لزوماً فروش چیزی از طریق تبلیغ نیست،بلکه می‌خواهد مشتری بالقوه قدم بعدی را بردارد.مثلاً،مقاله رایگان درخواست کند.تمرکز این پیشنهاد به جای تبلیغ کننده روی مشتری بالقوه است ودرباره علایق،تمایلات،ترس ها و مشکلات رو صحبت می کند. درنقطه مقابل رسانه عمومی و بازاریابی برند پیام بازاریابی همگانی و وسیع ارائه می‌کند و تمرکزش روی تبلیغ کننده است.نیاز به پاسخ دارد:تبلیغ پاسخ مستقیم (فراخوان برای اقدام) دارد که مشتری بالقوه را متقاعد می کند تا کار خاصی انجام دهد.همچنین،شامل انواعی از پاسخ و دریافت این پاسخ ها می شود.مشتریان بالقوه،که به احتمال زیاد مشتری دائمی خواهندشد و علاقه مندند،راه های ساده ای برای پاسخ دادن دارن،مثل شماره تلفن معمولی،خط رایگان با پیام ضبط شده،سایت،فرم قابل فکس،کارت پاسخگویی یا کوپن تخفیف.وقتی که مشتری بالقوه پاسخ می دهد.هرمیزان اطلاعات تماس ممکن از او ذخیره می شود تا بعد از پاسخ اولیه بتوان بااودرارتباط بود.پیگیری چندمرحله ای وکوتاه مدت:در عوض دریافت اطلاعات مشتری بالقوه،آموزش و اطلاعات ارزشمنددرباره ی مشکلی که دارد به اوارائه می شود.این اطلاعات باید با پیشنهاد رد نشدنی ثانویه ای همراه شود و موضوع را به مرحله بعد که می خواهید ببرید.تماس برای وقت ملاقات یا حضور در نمایشگاه و فروشگاه.سپس زنجیره ای از تماسهای پیگیری از طریق رسانه‌های مختلف مثل پست،ایمیل،فکس وتلفن برقرارمی‌شود.اغلب،این پیشنهادیامحدودیت زمانی و تعدادی همراه است.پیگیری نگهداری کننده از مشتریان بالقوه ای که تبدیل به مشتری راغب نشده اند:افرادی که در بازه ی زمانی پیگیری کوتاه‌مدت پاسخ ندهند،ممکن است دلایلی برای عدم بلوغ فوری به سطح خریدار داشته باشند.این بانک مشتریان بالقوه دیربالغ شونده ارزش دارد.آنها باید پرورش داده شوند و به طور منظم از طرف شما پیغام دریافت کند.بازاریابی پاسخ مستقیم موضوعی بسیار عمیق و با جنبه های متعدد است.طرح بازاریابی یک صفحه ای ابزاری است که به شما کمک می کندبدون نیازبه سال ها مطالعه برای کسب تخصص،بازاریابی پاسخ مستقیم رادر کسب وکارخود پیاده سازی کنید.طرح بازاریابی یک صفحه ای فرایندی هدایت شده است که به شماکمک     می کند عناصر اصلی کمپین پاسخ مستقیم کسب و کار خود را به سرعت و آسانی شکل دهید.همانطور که پیش از این هم اقرار کردیم،راه اندازی کسب وکارها نقشه ای معلوم نیست.اینکه شما از شخصی بخواهید شمارا راهنمایی کند،خیلی خوب است،اما نباید از وی بیشتر از معرفی ابزارها و استانداردها توقع داشته باشید.در این راه،همه ی اتفاقات به تصمیمات شما بستگی دارد و نمی توان پیش بینی کرد که دقایق دیگر کسب وکار شما در چه وضعیتی خواهد بود.همین هم هست که هیجان انگیزش می کند...!بامابروزباشید.?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Thu, 30 Apr 2020 12:03:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قرنطینه ایم و خانه نشین ... همبازی کودکان خاک نشین</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D9%82%D8%B1%D9%86%D8%B7%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-qed9foyy2mcz</link>
                <description>تو این روز ها همه جا حرف ی ویروس کوچولو که باعث شده مجبور بشیم خواه ناخواه تو خونه هامون بمونیم و اوقاتی رو که همیشه تو اوج ترافیک و شلوغی شهر بودیم یا پشت میز اداره و در حال سرو کله زدن با ارباب رجوع و...در کنار آدمهایی باشیم که شاید تو این شلوغی دنیای ارتباطات با آدمهای غریبه گاهی یادمون میره با اونایی که نزدیکمون هستند حرف بزنیم.???این ویروس کوچولو قوی با اینکه تلخیهای زیادی داشت باعث شد یکم به خودمون بیاییم به کوچولو های خونمون بیشتر عشق بورزیم ...مادرها که وقت بیشتری با بچه های کوچولو میگذرونند ??❤❤ واسه همین بهشت زیر پاشون ....و اما پدر ها ...?????? مگه این ویروس باعث بشه با بچه ها بازی کنند ... ???❤???خب ی خبر خوب دارم واسه هرکی که اهل هنر و کاردستی و دوست داره تو این روزهای کرونایی ی کاردستی باحال برای خودش یا برای فرزند گلش با کمک خود بچه ها بسازه  ??خب این کاردستی چیه ؟ ???اوووم .... خب ... من از پدرها میپرسم ...و مادرها .... کاردستی چوبی ساختید ؟ بلدید بسازید؟.... البته بین خودمون بمونه از پدرهای عزیز بپرسید قطعا یک تجربه و یا چندین خاطره در این زمینه دارند ....????????حالا ی سوال دیگه تا حالا چند تا پازل چوبی خریدید ؟ آهای جوونی که داری پست منو میخونی و خب تو رِنج سنی من هستی ... تو هم این تجربه رو داشتی که بری شهر کتاب و هزار تا پازل چوبی متنوع ببینی و دست و دلت بره که بخری و بسازی برای خودت ؟ ??????من که خودم عاشق این کارم ....??????????❤❤❤منظورم این پازلهاس...خب ی مشکل بزرگ که همیشه خود من به عنوان دانشجو به شخصه دارم قیمت بالای این پازلهاست ...??????واسه همین میخوام بگم چطوری یه دونه شخصی شو خودتون بسازید ....??????????وسایل مورد نیاز :  تخته سه لایی  ۱_۲ عدد ، در ابعاد ۳۰*۴۰کاتر تیز  (البته کوچکترها دست نزننها???) اره مویی ( اگر باشه خوبه اگر نه که همون کاتر کافیه ) چسب چوب  یک قوطی الگوی ی ی پازل سه بعدی  به تعداد دلخواه چسب آهن یک تیوب چسب کاغذ  یک رول بفرمایید این ی الگو ساخت چرخ و فلک ... ?????❤حالا روش کار : ۱) اول ی طرف تخته سه لایی رو چسب کاغذی بزنید ..۲) روی چسب کاغذی چسب آهن بزنید تمام سطح تخته سه لایی رو به صورت کامل ۳) الگو را روی تخته سه لایی بچسبانید ۴) حالا با دست کامل روی الگو دست بکشید تا حبابی زیرش نباشه بعد که الگو خوب چسبید به تخته سه لایی ۵) سپس با کاتر شروع کنید به در اوردن اجزا کار و یا با استفاده از اره مویی میتونید این کار انجام بدید .۶) بعد از درآوردن تمام اجزا پازل به راحتی اون چسب کاغذی رو از رو تکه های تخته سه لایی جدا کنید ...۷) حالا طبق دستور العمل الگو اجزا رو سرهم کنید و برای اتصال محکم ترشون از چسب چوب استفاده کنید ....به همین راحتی پازل سه بعدی شما ساخته شد ...???????❤????با وقت گذاشتن برای ساخت این نوع پازل ها میتونید لحظات جالبی کنار افراد خاص و دوست داشتنی زندگیتان بگذرونید ....اگر از پست من خوشتون اومد خوشحال میشم نظراتتون و یا حتی سوالتتون رو بشنوم ...??❤?و باید بگم که اگر توضیحات در مورد ساخت پازل سه بعدی چوبی براتون سخت بود و موفق به ساخت پازل سه بعدی نشدید ...???اصلا نگران نباشید بنده یک پیشنهاد براتون دارم ....????????? اینکه به غرفه قصرا چوب در باسلام به ادرس زیر سر بزنید و پازل هاس سه بعدی با طرح دلخواه تون حتی پازل دو بعدی تصویر عزیزانتان را با هزینه کمتر سفارش بدید ...?خبر خوب اینکه اگه هنوز عضو باسلام نیستید، می‌تونین با لینک زیر عضو باسلام بشین و بلافاصله ۱۵ هزار اعتبار خرید دریافت کنین و با تخفیف از غرفه من خرید کنین: https://basalam.com/user/gqZm3/invite</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>asoodeh ghassabian</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2020 19:36:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کیف تون کوکه؟</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%DA%A9%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%A9%D9%87-uqlmvv29uppu</link>
                <description>چی؟ جوابت چیه؟ البته که جواب من متفاوت از اون چیزی هست که تو ذهنت نقش بست . اولسبلنگاه... میدونی کجاست؟ اونجا این عکس رو گرفتمهر جوابی که دادی بیانگر نوع نگرش شما به جهان هستی، زندگی و خودت هست. خلاصه ی تمام اتفاقات زندگی ما همین دیدگاه و نگرش شما و من هست . هربار که ازت سئوالی شد. هر بار که در شرایط سختی قرار گرفتی . هربار که خواستی کاری بکنی . ببین مغزت چه پالسی میده . اگر منفی هست تصمیم بگیر اصلاحش کنی وگرنه تقدیر خوبی رقم نمیخوره. تقدیر همینه. طرز تفکر و به اصطلاح &quot; MIND SET &quot; ما.یادت باشه هر چیزی که در این جهان هستی وجود داره از موجود زنده گرفته تا جامدات و مایعات و مخلوقات و مصنوعات بشری یک اثری بر دنیا دارند. این اثر دوتا جنبه داره . جنبه مثبت و جنبه منفی . و هر جنبه دوتا محور زمانی داره . کوتاه مدت و بلند مدت. حتی هیتلر و چنگیز هم از این قاعده مستثنی نیستند. در واقع دیگه تو دنیا هیچ چیزی به اسم بد و خوب وجود نداره . شما نمی تونی بگی یه آدم خوبه یا یک آدم بده. خیلی حواستون رو جمع کنین داریم به عصر جدیدی پا میزاریم که خیلی وحشتناک . عصری که بد و خوب رو نمیشه تشخیص داد . این نتیجه اطلاعات زیاد هست.میخوای بدونی من کی هستم؟ رو جمله پائین کلیک یا تپ کنهمه چیز درباره من</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>alirezaahadi</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2020 13:21:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایا مهم است،ویژگی ها که بدرد نمیخورند!</title>
                <link>https://virgool.io/businessshop/%D9%85%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF-fybrqqbmeqwu</link>
                <description>شاید به اشتباه اکثر افراد فکر کنند که باید محصولات یا خدماتی با ویژگی های عالی و خاص تولید کنند تا بتوانند آنها را به فروش برسانند . اما Harvard Business School یک مطالعه تحقیقاتی انجام داد که همه محصولات از جمله محتوا به خاطر مزایایش فروش می رود. ولی این مزایا همیشه در دسترس مخاطب و مشتری نیست و به او نشان داده نمیشود .یک کپی رایتر حرفه ای یکی از مهم ترین مهارت هایش این است که بتواند مزایای یک محصول را پیدا کند و آنها را برای مخاطب برجسته کند .فروش بر اساس مزایا یعنی اینکه شما به کمک تولید محتوا و یا توضیح محصول به مخاطب نشان بدهید که محصول شما چگونه با نیاز او دقیقا یکی است .مردم محصول را نمی خرند بلکه نسخه بهتر و ارتقا یافته خود را می خرند !و مشتریان بابت محصولی پول می دهند که زندگی آنها را بهتر کند.برای گرفتن بهترین نتیجه در تولید محتوای توضیح محصول بهتر است 70 % روی مزایای یک محصول تمرکز کنید و آن را برجسته کنید و 30 % روی ویژگی های محصول یا خدمات.به عنوان مثال : اگر می خواهید محتوای توضیح محصول برای یک دستگاه ورزشی تولید کنید بهتر است اول از هر چیزی به مخاطب و مشتری نشان بدهید که به کمک این دستگاه می تواند وزن خود را بدون کمک به یک مربی به حرفه ای ترین شکل ممکن کم کند به جای اینکه در خصوص تعداد دور ، سرعت ، وزن دستگاه و… صحبت کنید .بامابروزباشید.?</description>
                <category>کاردرست</category>
                <author>علیرضا عباسپور</author>
                <pubDate>Mon, 27 Apr 2020 14:58:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>