<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مجله کانتنت‌فا</title>
        <link>https://virgool.io/contentfapub/feed</link>
        <description>ما اینجا مطالبی رو منتشر می‌کنیم که فکر می‌کنیم می‌تونه به «چرایی» داستان‌سرایی در کسب‌وکار کمک کنه.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 01:33:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/4jxwhvlpem0u/oxe1ti.jpeg</url>
            <title>مجله کانتنت‌فا</title>
            <link>https://virgool.io/contentfapub</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مروری بر کتاب «بهترین قصه‌گو برنده است»</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-uw2mefxi195d</link>
                <description>فرقی نمی‌کند که چه کسی هستید و چه سِمتی دارید، در ارائه‌ها، جلسات کاری، برخورد با مشتریان و فروش محصول خود به آن‌ها، یا در هر کاری که می‌خواهید انجامش دهید، اگر یک قصه و داستان متقاعدکننده داشته باشید، تاثیر بهتری روی مخاطب می‌گذارید و می‌توانید به موفقیت مورد نظر خود برسید.این کتاب در سه بخش قصه اندیشی، قصه‌یابی و فوت کوزه‌گری به شما یاد می‌دهد که چطور با قصه، با مخاطب ارتباط برقرار کنید، با او همدلی کنید، نظر او را جلب و روی او تاثیر بگذارید.بخش اول: قصه‌اندیشیآنچه در این بخش و در چهار فصل می‎‌خوانیم، به ما می‌گوید که قصه‌اندیشی یعنی چه، قصه چیست، چطور می‌شود ذهنمان را به کمک قصه پرورش دهیم و چه قصه‌هایی بگوییم تا بَرنده میدان باشیم.فصل یکم: قصه‌اندیشی به چه معناست؟قبل از اینکه از خودتان شناختی بدست آورده باشید، تصور می‌کردید که شما و اطرافیانتان آدم‌های مهمی هستید. به مرور زمان، تحلیل عقلانی و تفکر عینی (فکر کردن به‌وسیله حواس پنج‌گانه) به شما یاد داد که چطور از روی احساسات تصمیم نگیرید و چطور تصمیم‌های بهتری بگیرید. اما تفکر ذهنی (فکر کردن به‌وسیله اشیا، مفاهیم و نمادها) خیلی هم بیهوده نیست.در دنیای ذهنی، به‌وسیله‌ قصه، شگفتی‌های زیادی مثل موارد زیر اتفاق می‌افتد:«دیگر در چهارچوب‌های خطی و عقلانی اسیر نمی‌شوید.»«سِحر و جادو امکان‌پذیر می‌شود.»«معجزه اتفاق می‌افتد.»«مردم و حتی خود شما آدم مهمی می‌شوید.»تفکر عینی و ذهنی در کنار هم به شما کمک می‌کنند تا قصه‌گوی خوبی شوید و قصه‌گویی به شما کمک می‌کند تا بتوانید از زاویه دیدهای متفاوت به یک موضوع نگاه کنید و در نهایت برداشتی را که از واقعیات دارید از نو بسازید.فصل دوم: قصه چیست؟خیلی‌ها با خود تصور می‌کنند که قصه‌گوی خوبی نیستند. اگر شما به خواندن این کتاب علاقه‌مند هستید، ویژگی ذاتی قصه‌گویی یعنی کنجکاوی را دارید و می‌توانید یک قصه‌گو شوید. «از نظر قصه‌گوها تاثیرگذاری بر مخاطب، یک فرآیند دوطرفه است. برای این‌که قصه‌گو خوبی شوید، باید شنونده‌ خوبی برای قصه‌ها هم باشید» و بدانید تعریف قصه متناسب با اهداف ما، چیست:«قصه تجربه‌ای است که در ذهن بازسازی می‌شود و به اندازه‌ای با احساس و جزئیات روایت می‌شود که شنونده در تصورات خودش آن را به عنوان چیزی واقعی تجربه می‌کند.»ما با انتقال تجربه به‌طور مستقیم، می‌توانیم تاثیرعمیق‌تری با قصه خود بر مخاطب بگذاریم.برای راهنمایی شش نوع قصه داریم که خوب است به آن‌ها توجه کنیم، قصه‌های:چه کسی هستم؟چرا این‌جا هستم؟آموزشیبینشیارزش زیستهمی‌دانم در سرت چه می‌گذردفصل سوم: پرورش ذهنما هیچ مهارت یا دستورالعمل موثقی برای قصه‌گویی نداریم. باید کاری کنیم تا مغز ما یاد بگیرد چطور «در قالب قصه بیندیشد.»از طرفی «هیچ‌چیز کاملا درست یا غلط نیست چون انسان‌ها پر از تناقض‌اند.» پس باید این مسئله را بپذیریم که ممکن است اگر ما بهترین قصه را هم بگوییم، آن قصه نمی‌تواند صد درصد، ما را به آنچه می‌خواهیم برساند و همه آدم‌ها آن را دوست داشته باشند.«اگر بتوانیم به‌طور موقت عادت‌های زیر را کنار بگذاریم قصه‌گویی بهترین کارکرد را خواهد داشت:عادت ارزش دادن به مدرک عینی برای تجربیات مستقیمی که بازگو می‌شوند.تمایل به موثق ندانستن چیزی که پنجاه تا هفتاد درصد موثق است.این تصور که راه‌حل‌ها همیشه رابطه‌ای مستقیم و منطقی با ریشه اصلی یک مشکل دارند.»فصل چهارم: گفتن قصه‌های بَرندهقصه‌های برنده دارای سه ویژگی هستند:در مورد موقعیت‌های واقعی صحبت می‌کنند.پیام اصلی را به‌درستی منتقل می‌کنند.شما از روایت این قصه‌ها لذت می‌برید.برای این کار لازم است قصه‌هایی را بگویید که برای خودتان معنی‌دار هستند، مثلاً می‌توانید از شکست‌هایتان قصه بسازید. اگر دقت کنید افراد موفق، همیشه قصه‌هایی از شکست‌های خود برای تعریف کردن به دیگران دارند؛ پس به‌ هیچ‌ عنوان نباید از روایت شکست‌هایتان بترسید یا فکر کنید دیگران درمورد شما چه فکری می‌کنند.اگر دوست دارید قصه‌ای را برای خود کنید، بهتر است در این مورد توضیح دهید که این قصه برای خودتان چه مفهومی دارد و دلیل اشتراکش با دیگران چیست.برای جمع‌آوری ایده‌های ناب برای قصه، یکی از بهترین ترفندهایی که این کتاب به آن اشاره می‌کند این است که هر ماجرا، داستان، ایده‌ یا مطلبی که می‌شنوید، یاد می‌گیرید و با آن مواجه می‌شوید را در ذهنتان ثبت یا در جایی یادداشت کنید تا در موقعیتی مناسب برای روایت داستانی جذاب، از آن ایده بگیرید.«راز اصلی خوب قصه گفتن این است که اعتمادبه‌نفس داشته باشید تا در مراحل اولیه از فرآیند خلاقانه‌تان در برابر نقد محافظت کنید؛ هم نقد درونی و هم نقد بیرونی.»قصه‌ای که می‌گویید، باید بتواند به این چند سوال پاسخ واضحی بدهد تا بَرنده باشد:شما چه کسی هستید؟چرا اینجایید؟دیدگاهتان چیست؟چه نکات آموزنده‌ای دارید؟ارزش‌هایتان کدام است‌؟حس درونیتان چیست؟بخش دوم: قصه‌یابیدر این بخش و در ۶ فصل، موضوعاتی که می‌توانیم درباره آن‌ها قصه بگوییم تا بیشترین اثرگذاری را بر مخاطب داشته باشیم و او با ما ارتباط برقرار کند را می‌خوانیم.فصل پنجم: قصه‌های «چه کسی هستم؟»قصه اینکه شما چه کسی بوده‌اید، چه رویاهایی دارید، به‌دنبال چه چیزی در زندگی خود بوده‌اید و هستید، کارهایی که کرده‌اید و نکرده‌اید و… همه قصه‌های این است که شما چه کسی هستید.آدم‌ها به قصه‌هایی که تجربیات شخصی را بیان می‌کنند و می‌توانند حس اعتماد ایجاد کنند احتیاج دارند و تنها روایت یک قصه واقعی است که به آن‌ها اعتماد تزریق می‌کند؛ قصه‌ای که بیشترین شباهت را به تجربه‌های شخصی آن‌ها دارد. همچنین یادتان باشد که هیچ‌وقت قصه‌‌ای را ناقص روایت نکنید، چون قصه برای مخاطب غیرقابل‌اعتماد می‌شود.فصل ششم: قصه‌های «چرا این‌جا هستم؟»برای اینکه به مخاطب خود بفهمانید که «چرا اینجا هستید»، بهتر است یکی از اشتباهاتی که قبلاً مرتکب شدید را به یک قصه خوب تبدیل کنید؛ مثل زمانی که یک خراب‌کاری بزرگ کردید و بعد از آن حسابی پشیمان شدید. نکته مهم این است که ماجرا را ناتمام رها نکنید و نتیجه آن را هم با مخاطب به اشتراک بگذارید. اگر قصد دارید پیام خاصی را به مخاطب خود انتقال دهید، لزومی ندارد تا یک قصه جدید خلق کنید، برای مثال، می‌توانید درباره کسی قصه بگویید که بیشترین نقش را در انتخاب مسیرتان داشته است. کسی که الهام‌بخش شما بوده و باعث می‌شود شما به یاد بیاورید که «چرا اینجا هستید.»فصل هفتم: قصه‌های آموزشیقصه‌های آموزشی در فضا و مکان سفر می‌کنند تا بر تجربه‌ مخاطب بیفزایند و در نتیجه بر برداشت‌های آن‌ها تأثیر بگذارند؛ برداشت‌‌هایی درباره اینکه چه کاری در شرایط مختلف درست و هوشمندانه است. چه شما رئیسی باشید که به کارمندان آموزش می‌دهید، چه پدر و مادری که به نوجوانتان چیزی یاد می‌دهید یا فروشنده‌ای که به مشتری کالایی را عرضه می‌کند، قصه‌ آموزنده بهتر می‌تواند معنای واقعی رابطه را برانگیزد. وقتی دو طرف بر معنای واقعی هدف تمرکز کنند، روش‌های خلاقانه‌ای ابداع می‌کنند تا نیاز‌های حقیقیشان برآورده شود. استفاده از قصه به همه یاد می‌دهد که شرایط متغیر است و ما باید به این تغییرات توجه کنیم.فصل هشتم: قصه‌های بینشیشاید برای شما هم پیش آمده باشد که از انجام دادن تکراری بعضی از کارهای روزمره مثل شرکت کردن در دوره‌های آموزشی یا حتی ساده‌ترین اتفاقات مثل مرتب کردن اتاقتان، خسته شوید. برای همین است که خیلی از ما، معمولا از انجام این کارهای تکراری و روزمره فرار می‌کنیم.حالا فرض کنید مادرتان در میان این کارهای کسالت‌بار روزمره، شما را متقاعد می‌کند که نحوه نشستن اشرافی بر سر میز را یاد بگیرید و این کار را به برنامه روزانه‌تان هم اضافه کنید. چون این احتمال را می‌دهد که روزی از سمت ملکه انگلستان به صرف یک چای عصرانه دعوت شوید. این مهمانی چای، یک قصه بینشی است. یعنی ممکن است شما را وادار به انجام دادن کاری بکند که در حال حاضر علاقه‌ای به آن ندارید، اما ممکن است در آینده منفعتی برایتان داشته باشید و این منفعت شما را وسوسه می‌کند.هدف ما از بیان این سبک از قصه، جذب و همراهی مخاطب به سمت قصه است. برای بیان این چنین قصه‌ای باید احساسات مثبتی مثل امید، اشتیاق، شادی یا تعلق خاطر را برای مخاطب زنده کنیم. چراکه حس‌های منفی محورشان ترس است. ترس آدم را فلج می‌کند و هر چقدر هم که فرد باهوش باشد، نمی‌گذارد از ذهنش به خوبی استفاده کند. پس‌ باید به سراغ نقطه مقابلش برویم و شادی و عشق را به مخاطب هدیه دهیم.فصل نهم: قصه‌های ارزش زیستهدر اکثر مواقع قصه‌هایی که می‌گویید، معمولا همان ارزش‌‌های زیسته زندگی شما هستند. پس می‌توانید از تجربه‌هایی که در واقعیت داشته‌اید کمک بگیرید و ارزش‌هایتان را برای مخاطب بیان کنید.برای مثال کارمندی را تصور کنید که می‌توانسته از حساب شرکت برای منافع شخصی خود برداشت کند، اما این کار را نکرده است. شنیدن داستان این کارمند قطعا در شما حس اعتماد و وفاداری را تقویت می‌کند، چون در مقابل وسوسه‌ها مقاومت کرده و به نوعی خیر بر شر پیروز شده است؛ یا قصه کارمندی که یک پروژه را به‌موقع تحویل نداده و به شرکت خسارت سنگینی وارد شده است. این قصه هم در شما حس بی‌انظباتی را پررنگ می‌کند.اگر قصه‌ای از تجربه‌‌های بد و منفی را با مخاطب به اشتراک بگذارید، دیگر این قصه برایش جذابیت ندارد چراکه این تجربه‌ها برای خود شما مهم است. پس باید کسی باشد که به قصه‌های منفی شما گوش دهد تا آن‌ها را برای همیشه پشت سر بگذارید تا به قولی از احساسات منفی خالی شوید. بعد از پشت سر گذاشتن قصه‌های منفی، حالا از تجربه‌‌های مثبت خود برای دیگران قصه بگویید. برای بیان قصه تجربه‌های مثبتتان، می‌توانید از استعاره‌ها کمک بگیرید. با استفاده از استعاره‌ها، مخاطب خود را در داستان شما تصور می‌کند و در طی قصه با شما همراه خواهد شد.برای مثال، برای مقاومت در برابر بیماری‌‌ای مثل ایدز می‌توان آن را به استعاره جنگ تشبیه کرد. چون وقتی با استفاده از استعاره‌ جنگ، خود را در مسیر پیدا کردن درمان و جلوگیری از گسترش ایدز قرار می‌دهیم، داستان شما قدرتمندتر به نظر می‌رسد و برای بعضی مردم بُردنی‌تر خواهد بود. خیلی‌ها به این دلیل از استعاره جنگ احساس قدرت می‌کنند و خودشان را در یک میدان جنگ تصور می‌کنند. به همین دلیل جنگ به ما حس فعال‌تر بودن می‌دهد.فصل دهم: قصه‌های «می‌دانم در سرت چه می‌گذرد»گاهی با یک رویکرد و مسئله‌ای مخالف هستیم ولی آن را در ظاهر نشان نمی‌دهیم و روی چهره خود لبخند به لب داریم؛ به‌‌طوری که شخص مقابل ما احساس می‌کند همه چیز خوب است. با گفتن قصه‌‌ای که مخالفت ما را بیان می‌کند، می‌توانیم قبل از اینکه این مخالفت به صورت علنی ظاهر شود آن را مطرح و برطرف کنیم بدون آن که موضعی دفاعی بگیریم.برای مثال هنگامی که یک مدیر برای حل شکایتی با نماینده اتحادیه مربوطه قرار است جلسه‌ای داشته باشد، هر دو با یک پیش‌فرض و یک موضع دفاعی وارد جلسه خواهند شد. البته که ممکن است مخالفت خود را به‌صورت واضح نشان ندهند و آن را در پشت چهره‌شان پنهان کنند.شخص نماینده ممکن است با خودش فکر کند که مدیر حتما می‌خواهد شکایت را قبول نکند و دلایل مختلفی را بهانه کند. مدیر با گفتن قصه‌ای که در گذشته توانسته است شکایتی را بپذیرد و از انجام مجدد آن جلوگیری کند، می‌تواند یخ نماینده را بشکند و به این پیش‌فرض ذهنی او را پاسخ دهد.با کمی تحقیق می‌توان به این موارد پی برد و آن‌ها را پیش‌بینی کرد.بخش سوم: فوت کوزه‌گریدر بخش آخر کتاب و پنج فصل پیش رویمان با نکاتی آشنا می‌شویم که به ما کمک می‌کند تا با به کارگیری آن‌ها قصه بهتری بگوییم.فصل یازدهم: تجربه امری حسی است«ما انسان‌ها از طريق پنج راه اصلی، جهان را تجربه می‌کنیم: بو و لمس می‌کنیم، می‌چشیم، می‌شنویم و می‌بینیم.» حالا می‌خواهیم از طریق این پنج حواس، قصه‌هایی به وجود بیاوریم که حس شنونده را تحریک و باعث ایجاد تلنگری در او شود. ما انسان‌ها از بدو‌ تولد قصه‌گو به دنیا آمدیم ولی آن‌ را پرورش ندادیم، چون کسی نبوده که آن را به‌درستی به ما آموزش بدهد.قصه‌گویی از زبان یا تجربه‌های حسی استفاده می‌کند تا الگوهای تداعی‌کننده‌ دلخواه را برانگیزد و الگوهای جدیدی بسازد. برای قصه گفتن، باید «کامپیوترتان را خاموش کنید، تحقیقات بازاریابی را کنار بگذارید و بروید بیرون تا با آدم‌هایی که می‌خواهید تحت تاثیرشان بگذارید، شخصاً رابطه برقرار کنید.»از تجربه‌های مشترک با مخاطب هم، برای برانگیختن حس همزاد پنداری او و به عنوان پلی برای ارتباط او با خودتان می‌توانید استفاده کنید.فصل دوازدهم: هنر گزیده‌گوییگوته در نامه‌ای به دوستش می‌گوید: «اگر‌ وقت بیشتری داشتم، این نامه کوتاه‌تر می‌شد.»بايد یاد بگیریم که قصه‌گو خوبی باشیم و از شاخ‌ و‌ برگ دادن بی‌جا در قصه‌‌مان خودداری و در کنارش گزیده‌گویی کنیم. دیگر وقت آن رسیده که از حالت کلیشه‌ای خارج شویم و برای جلسات و سخنرانی‌های مهم در حوزه‌ی کاریمان، کمتر از اسلایدهای پاورپوینت، نمودار و امثال این‌ها استفاده کنیم.البته منظور از گزیده‌گویی این نیست که از سروتَه قصه‌ آن‌قدر بزنید که ماهیت اصلی آن از بین برود. نه، برعکس ما باید قصه‌ خود را یک بار کامل و با جزئیات بنویسیم، بعد آن را از صافی رد کنیم تا به چیزی که می‌خواهیم برسیم.فصل سیزدهم: قصه‌های «هویت تجاری»، «سازمانی» و «سیاسی»«پی بردن به ماجراهای گروهی که بر ایجاد و انتخاب یک قصه تاثیر می‌گذارد، می‌تواند به اندازه فهمیدن ویژگی‌ها و ساختار ماهرانه این نوع قصه، مهم باشد.» کیفیت قصه‌ای که برای سازمان، یک هویت تجاری و موارد مشابه آن نوشته می‌شود، کیفیت طرز فکر و مسیر تصمیم‌گیری گروه را نشان می‌دهد. یک گروه منسجم، قصه‌ای بامعنی بهتری را می‌تواند خلق کند.قصه‌های قدرتمند از استقلال درون به بیرون سرچشمه می‌گیرند که باعث می‌شود صدایش طنین بیشتری داشته باشد. قوانین زیادی برای این کار وجود ندارد، جست‌وجو کنید تا آن را بیابید. وقتی به صورت جمعی تحقیق و جست‌وجو کنید، قصه گروه شما حالت همگانی به خود می‌گیرد و این روند با قصه‌های انفرادی شروع می‌شود. برای پیدا کردن قصه‌های همگانی طوری عجله نکنید که از قصه‌های انفرادی افراد گروه غافل شوید.قصه‌گویی تا حدودی یک فرآیند خودشناسی هم هست. برای شروع قصه‌گویی از اعضای خود بخواهید قصه‌ای بگویند که نشان دهد چه کسی هستند و چرا اینجا هستند. شنیدن قصه‌های مختلف باعث می‌شود تا پایتان را از کفش خود بیرون کنید و با  کفش دیگران هم راه بروید.فصل چهاردهم: زاویه دیدبراي اينکه قصه‌هايتان براي ديگران جذاب باشد، بايد از زاويه‌ ديد آن‌ها هم جذاب به نظر برسد؛ چون هر شخصي ناگزير است که پيغام شما را از زاويه‌ ديد شخصی خودش ارزيابی کند.از طرفی از کاربردهای هوش ادراکی، توانايی وارد شدن به زوايای ديد مختلف و پرش از روی زمان و مکان و خارج شدن از آن‌ها است. اين مهارت از دو جهت قصه‌گويی شما را تقويت می‌کند:پيدا کردن زاويه‌ ديدی که به مخاطب احترام بگذارد.امکان بازبينی قصه‌تان از يک زاويه‌ زمانی ديگر و يا يک نفر ديگر.که در نهایت باعث خارج شدن داستان از یک بعد و افزایش بعدهای جدید می‌شود. بعدهای جدید یا زاويه‌های ديد مختلف معنا را تغيير می‌دهند؛ ولی از آن مهم‌تر اين است که معنا هم خلق می‌کنند.فصل پانزدهم: قصه شِنَویاگر می‌خواهيد قصه‌تان بَرنده باشد، اول قصه و استعاره‌های رايجی را که ذهن‌ها را تسخير کردند و واقعيت را شکل دادند، شناسايی کنيد. با قصه‌هايی شروع کنيد که به خودتان می‌گوييد. برای اينکه آدم‌‌ها را در جايی که هستند ملاقات کنيد، اول بايد بدانيد خودتان کجا هستید. اگر بين قصه شما و مخاطبتان مطابقت نباشد، می‌تواند شانس موفقيت شما را از بين ببرد. پس باید به قصه‌هايی که اکنون در ذهن شما و مخاطبتان فعال است گوش دهید. مهارت‌های جمع‌ آوری قصه و قصه گفتن دوطرفه‌اند. اگر چيزی برای شما پرمعنی بود برای ديگران هم پرمعنی است. همه‌جا به‌دنبال قصه باشید؛ قصه‌هايی درباره‌ اميد. قصه‌هایی را بگوييد و بشنويد که آينده را با اميد یا ياس ترسيم می‌کنند؛ قصه‌هايی که معنای «برنده شدن» را به ما می‌گویند. اين قصه‌ها درباره تاثيرگذاری و قصه‌گويی به شما چیزهای زيادی یاد می‌دهند.کلام پایانیهمان طور که متوجه شدید، قصه‌ها قدرت جادویی دارند و نقش و تاثیر بسیار مهمی در زندگی ما می‌توانند بگذارند. با عمل به نکاتی که گفته شد، شما می‌توانید قصه خود را با روابطتان پیوند بزنید و در ذهن دیگران خود یا کسب‌وکارتان را پررنگ کنید.اگر دوست دارید، از همین حالا شروع کنید و قصه خود را با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jun 2022 17:46:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربیات یک بیزینس استوری تلر؛ چطور در زمینه داستان سرایی کسب و کار فعالیت کردم؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%B1-lztxs5bc34eg</link>
                <description>اگر داستان شما تاثیری روی کسی نداشته باشد، چرا روایت شود؟ اگر کسب‌وکارتان زندگی کسی را تغییر نمی‌دهد، چه سودی دارد؟این سوالات را تیلور فورمن در وب‌سایتش مطرح کرده است. او با استفاده از داستان‌سرایی به کسب‌وکارهای مختلف کمک می‌کند تا داستان خود را برای دیگران روایت کنند. او در سال ۲۰۲۰ کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کرد. تیلور فورمن به کارش و مشتریانی که دارد عشق می‌ورزد و از این که می‌تواند در هر جایی کار کند، بسیار خوشحال است. او ادعا می‌کند که هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارند. بااین‌حال در مقاله پیش رو درباره چیزهایی صحبت می‌کند که به او در مسیر رسیدن به موقعیتی که حالا دارد یعنی به عنوان یک بیزینس استوری تلر کمک کردند. فورمن این مقاله را در سال ۲۰۲۰ در وب‌سایت خود در زمینه داستان سرایی کسب و کار منتشر کرده است. در ادامه، تجربیات او را می‌خوانیم.۶ چیزی که داستان‌سرایی به من آموختسخت‌ترین قسمت در شروع مسیر راه‌اندازی کسب‌وکار برای من بخشی بود که باید از صفر شروع می‌کردم. من هیچ تجربه‌ای در نوشتن نداشتم و اصلا نمی‌دانستم چطور باید به چه چیزی که انتظارش را دارم برسم. موارد زیر درس‌هایی بودند که من در کسب اولین پروژه‌ام یاد گرفتم:۱. در شروع کارتان دستمزد کمی بگیرید و حاضر به انجام هر کاری باشید!ترفندی که من برای جذب مشتری به کار بردم این بود که هر کاری آن‌ها از من می‌خواستند را انجام می‌دادم. گاهی اوقات حتی کارهایی که مخصوص موقعیت شغلی جداگانه‌ای بود را هم به عهده می‌گرفتم و در ازای آن فقط یک چیز می‌خواستم؛ اینکه درمورد کار من نظر بدهند!من سعی می‌کردم کارم را به بهترین شکل انجام دهم و گاهی نتیجه‌ای فراتر از چیزی که مشتری از من می‌خواست ارائه می‌کردم. این موضوع باعث می‌شد آن‌ها درمورد من بنویسند و به شکلی برایم تبلیغ رایگان می‌کردند. من هم از این بازخوردهای مثبت استفاده کردم و همین باعث شد تا مشتریان جدیدتر به سراغم آمدند.۲. اولین نفری باشید که رزومه می‌فرستیدمن با دیدن چند ویدیو در یوتیوب یاد گرفتم که با فرستادن اولین رزومه به شرکت‌ها می‌توانم شانس همکاری با آن‌ها را تا چندبرابر افزایش دهم؛ بنابراین استراتژی جدید من این بود که روزی دو بار آگهی‌های استخدام را چک کنم و برای جدیدترین آن‌ها رزومه بفرستم.من به دنبال پروژه‌های بلندمدت بودم؛ پس کارهای کوچک و کوتاه‌مدت را کنار گذاشتم تا در زمانم صرفه‌جویی بیشتری کنم.۳. هیچ فرصتی عالی نیست!باید این را بپذیرید که هرکسی به داستان‌سرایی علاقه ندارد و اگر در شرکتی که کار می‌کنید از ایده داستان‌سرایی شما استقبال نشد ناامید نشوید. بسیاری از افراد هنوز به داستان‌ها و روایت‌ها اعتماد ندارند. برای برقراری ارتباط با شرکت‌ها کافی است به حس درونی‌تان اعتماد کنید و به‌عنوان یک موقعیت عالی به آن نگاه کنید. اگر کسب‌وکاری ایده شما را رد کرد، نگران این نباشید که موقعیت فوق‌العاده‌ای را از دست دادید. بلکه به سراغ موقعیت دیگری بروید.۴. اگر ایده‌هایتان رد شد ناامید نشویدبسیاری از ایده‌هایی که من به شرکت‌ها ارائه کردم به هیچ جایی نرسیدند. گاهی اوقات من مودبانه همکاری‌ام را با آن‌ها قطع می‌کردم، یا آن‌ها نسبت به اجرایی شدن طرحی که پیشنهاد کردم بی‌علاقه بودند. بعضی مواقع هم پیش می‌آید که من زمان زیادی را برای نوشتن استراتژی صرف می‌کنم و زمانی که آن را برای کارفرما می‌فرستم دیگر خبری از آن‌ها نمی‌شود. اما به مرور زمان یاد گرفتم این طبیعی است و نباید ناامید شوم. این موضوع هنوز هم گاهی مرا اذیت می‌کند اما باید بپذیرم و با آن کنار بیایم!۵. به کارفرما اعتماد کنید و خیلی نگران پرداختی‌ها نباشیداولین مشتری من بهترین مشتری‌ام بود و همچنان هست. ما بعد از اولین جلسات، فوری کارمان را شروع کردیم و پیش رفتیم. از آن زمان پادکست موفقی با هم ساختیم که طرفداران زیادی هم پیدا کرد. راز موفقیتی که در این ارتباط دوطرفه وجود دارد، اعتمادی کاملی است که به هم داریم.وقتی اولین‌بار آن‌ها از من قیمت پرسیدند من گفتم: «من به شما اعتماد دارم.» و قیمتی که پیشنهاد کردند بسیار فراتر از حدی بود که در نظر داشتم! بعد از آن تصمیم گرفتم هر زمان که قصد دارم وارد یک رابطه تجاری با شرکتی شوم، سطح بالایی از اعتماد دوطرفه نیاز است.۶. هیچ‌وقت سر قیمت چانه نزنید!حالا که چند سال است تجربه دارم هیچ‌وقت حاضر نیستم سر قیمت پروژه با کسی چانه بزنم. چون اعتقاد دارم اگر نتیجه کار راضی‌کننده باشد، آن‌ها مبلغی که حقم است را پرداخت خواهند کرد. در اولین جلسه‌ای که با یک شرکت دارم اگر آن‌ها اولین چیزی که مطرح کنند قیمت باشد، دیگر حاضر نیستم همکاری‌ام را با آن‌ها ادامه دهم. چون احساس می‌کنم دغدغه اصلی من پول نیست و چیزی که بیشترین اهمیت را برایم دارد ایجاد یک رابطه بلندمدت با آن‌ها است.پس مهم‌ترین چیزی که یاد گرفتم...همیشه می‌گویند شروع یک کسب‌وکار ۵۰ درصد مسیر است و این موضوع به نظر من کاملا حقیقت دارد. طبق تجربه‌ای که من داشتم، پیدا کردن مشتری سخت‌ترین مرحله بود. بعد از جلب اعتماد مشتری‌ها بود که کارم روی غلتک افتاد و توانستم آن را پیش ببرم.زمانی که به‌اندازه کافی مشتری ثابت و راضی داشتم آماده بودم که وب‌سایت کسب‌وکارم را راه‌اندازی کنم. به‌مرور به دنبال مشتریان جدید گشتم و آن‌ها را با وب‌سایتم آشنا کردم. تا روزی رسید که آن‌قدر درخواست داشتم که دیگر خودم به دنبال مشتری نباشم.کلام آخربرای شروع یک کسب‌وکار جدید باید صبوری کرد و از تجربه دیگران درس گرفت. تیلور فورمن در این مقاله مهم‌ترین درس‌هایی را که برای شروع کسب‌وکارش یاد گرفت را با شما به اشتراک گذاشت تا شما هم با استفاده از آن‌ها بتوانید شروع خوبی برای کسب‌وکارتان در زمینه داستان سرایی برند داشته باشید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sun, 29 May 2022 11:57:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهمترین نکات تولید محتوا برای استارتاپها در سال ۲۰۲۲</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-drelrfhwb79i</link>
                <description>تحقیقات نشان داده‌اند که بیشتر از ۷۷ درصد از کاربران قبل از خرید یک محصول، وبلاگ‌ها و مقالات مربوط به آن را مطالعه می‌کنند. این موضوع محتوا را به یک منبع مهم تبلیغاتی در هر کسب‌وکار درحال‌رشد و استارتاپ‌ها تبدیل کرده است. اما چطور می‌توانیم محتوایی بنویسیم که هم جذاب و خاص باشد و هم بتواند توجه کاربران را به خود جلب کند؟۱۰ نکته کلیدی برای تولید محتوا در استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای نوپانوشتن پست‌های نظام‌مند با ساختاری منظم می‌تواند صدای مخصوص برندتان را در دنیای کسب‌وکار آنلاین ثبت کند و باعث می‌شود که مخاطبان برای کسب اطلاعات بیشتر دوباره و دوباره به شما برگردند. پس شما در هر موقعیتی که باشید، می‌توانید برای به راه‌اندازی وبلاگتان اقدام کنید و درمورد هر چیزی که به برندتان مربوط است، مطلب بنویسید. در ادامه نکاتی در رابطه با تولید محتوای موفق را به شما معرفی می‌کنیم.۱. مخاطب خود را درک کنیدیکی از اولین و مهم‌ترین نکاتی که در تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی باید به آن توجه کنید این است که در نظر بگیرید مخاطب محتوای شما چه کسی است و قرار است با چه طیفی از افراد ارتباط برقرار کنید. از خود این سوال را بپرسید که قرار است چه گروهی را هدف قرار دهید و چگونه قرار است مشکلات آن‌ها را برطرف کنید.با تشخیص پرسونای مخاطب و به‌دست‌آوردن اطلاعاتی مثل سن، جنسیت، شغل یا محل زندگی آن‌ها می‌توانید موضوعات موردعلاقه‌شان را پیدا کنید.۲. اهداف روشنی برای خود در نظر بگیریدقبل از اینکه نوشتن محتوای خود را شروع کنید، مطمئن شوید که اهداف روشنی در ذهنتان دارید. باید درمورد تمام ایده‌هایی که در نظر دارید و قرار است درمورد آن‌ها بنویسید، فکر کرده باشید. می‌توانید فهرستی از اهداف و استراتژی‌هایتان تهیه کنید تا برای ایده‌های منحصربه‌فردتان برنامه‌ریزی منظمی کرده باشید.محتوایی که می‌خواهید ارائه کنید و روشی که برای انتقال آن انتخاب می‌کنید، دو مورد از حیاتی‌ترین جنبه‌های نوشتن یک مقاله یا بلاگ هستند که می‌توانند رابطه شما با مخاطبتان را بسازند. اگر نسبت به آن چیزی که قرار است بنویسید و هدفتان از نوشتن آن، استراتژی مشخصی داشته باشید، صرفه‌جویی زیادی در زمان خود کرده‌اید.اگر هنوز درمورد اهدافتان مطمئن نیستید، شک نداشته باشید که مخاطبانتان هم در زمان مطالعه محتوایی که تولید کرده‌اید، سردرگم خواهند شد.۳. محتوای منحصربه‌فرد تولید کنیدتنها در یک روز بیشتر از ۶ میلیون پست در فضای مجازی منتشر می‌شود. به همین دلیل تولید یک محتوای خاص و جذاب در فضای پر از محتوا، یکی از موثرترین روش‌ها برای ایجاد تمایز میان شما و رقبایتان است. یک محتوای جذاب زمانی ارزش بالایی دارد که مخاطب را در سطح عمیقی درگیر خود کند؛ یعنی شما باید محتوای خود را طوری بنویسید که تابه‌حال کسی به آن شکل ننوشته باشد. باید مطمئن شوید مطلب شما تکراری یا کپی از سایت‌های دیگر نیست.اگر مطلبی را با استفاده از منابع فارسی می‌نویسید، باید مطمئن شوید که کاملاً آن را بازنویسی می‌کنید تا احتمال هرگونه کپی در متن شما از بین برود.۴. تداوم، کلید موفقیت استایجاد یک کسب‌وکار موفق نیازمند تداوم است. مخاطبان شما مدام به دنبال جدیدترین مطالب هستند؛ بنابراین می‌توان گفت تولید مداوم و منظم محتوا کار بسیار مهم و یکی از عوامل موفقیت در هر کسب‌وکاری است و باید برای آن برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشید.۵. موضوعات جالب انتخاب کنید و مختصر بنویسیدانتخاب موضوعات جالب‌توجه و باکیفیت یکی از مهم‌ترین ترفندهای تولید محتوا است. تولید محتوای جذاب و باکیفیت می‌تواند به شما کمک کند در زمان کمی مخاطب بالقوه خود را به مخاطب همیشگی تبدیل کنید. آدم‌ها دوست دارند از جدیدترین چیزهایی که در جهان اتفاق می‌افتد، مطلع شوند. برای همین سعی کنید همیشه به‌روزترین مطالب را به آن‌ها ارائه کنید.نکته مهم دیگر این است که هیچ‌کس در این روزها فرصت ندارد یک پست طولانی درمورد یک موضوع بخواند. همه عجله دارند و دوست دارند مطالب مختصر را مطالعه کنند. مگر اینکه کسی بخواهد در مورد موضوعی خاص تحقیق کند.اگر موضوعی که انتخاب کردید نیازمند محتوای طولانی است، می‌توانید آن را به چند مقاله تقسیم کنید. سعی کنید مقاله‌هایی که می‌نویسید از ۲ هزار کلمه بیشتر نباشد؛ چون احتمال اینکه مخاطب مطالب طولانی را تا آخر بخواند بسیار کم است.۶. از تیترها و زیر عنوان‌های جذاب استفاده کنیدعنوان و زیر عنوان پست وبلاگ شما را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کند و خواندن و درک آن را برای خوانندگان آسان‌تر می‌کند. این کار همچنین یک روش عالی برای ایجاد وضوح در ساختار مقاله‌تان است. با این کار مخاطبان به‌راحتی با مفهوم مقاله شما ارتباط برقرار می‌کنند و مطالعه آن را تا انتها ادامه می‌دهند.زیر عنوان‌ها باید معنادار و مرتبط با موضوع باشند. عنوان اصلی مقاله هم اولین چیزی است که مخاطب آن را می‌خواند و تصمیم می‌گیرد به خواندن مقاله ادامه دهد؛ بنابراین اگر عنوان مقاله جالب یا مفید به نظر نیاید، شانس مطالعه آن مقاله بسیار کم خواهد بود.۷. به مقاله خود تصاویر یا ویدئوهای مربوط به موضوع را اضافه کنیدنکته مهم دیگر برای شروع فرایند نوشتن محتوا، استفاده از تصاویر گرافیکی مرتبط و باکیفیت است. بعضی از مخاطبان ممکن است نتوانند با محتوای متنی شما به‌خوبی ارتباط برقرار کنند. اینجاست که استفاده از تصاویر، ویدئو یا بارگذاری فایل صوتی مرتبط می‌تواند عاملی کمک‌کننده باشد و ذهن آن‌ها را درگیر کند.۸. انجام تحقیقات کافی و ذکر منابعاگر محتوای شما بدون استفاده از منابع معتبر نوشته شود، تنها نظرات شخصی شما به نظر می‌آید. مخاطبان به برندهایی اعتماد می‌کنند که از مطالب اثبات شده برای نوشتن محتوایشان استفاده می‌کنند. علاوه بر این، اگر برای نوشتن محتوای خود به مطالعات تحقیقاتی معتبر استناد می‌کنید، مطلب شما به طور قابل‌توجهی قدرتمندتر به نظر می‌آید. اگر از سایت‌های دیگر برای نوشتن محتوای خود استفاده می‌کنید، حتماً در انتهای مطلب منبع خود را ذکر کنید.۹. بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO)استفاده از کلمات کلیدی و عبارات مربوط به موضوع اصلی و کلماتی که کاربران ممکن است در موتور جستجوی خود از آن‌ها استفاده کنند، به دیده‌شدن محتوای شما کمک زیادی می‌کند. تولید محتوای سئو شده همچنین می‌تواند به سایت شما و مطلبی که در آن منتشر کردید رتبه بالاتری بدهد.هر چه وب‌سایت شما در موتور جستجو بهتر دیده شود، احتمال یافتن آن توسط خوانندگان و دنبال‌کنندگان بالقوه بیشتر می‌شود.۱۰. بازخوانی و ویرایش را فراموش نکنیدهیچ‌کس از خواندن یک وبلاگ یا مقاله مملو از اشتباهات دستوری و غلط املایی لذت نمی‌برد. مخاطبان با دیدن غلط‌های املایی یا نگارشی در متن شما متوجه غیرحرفه‌ای بودن سایتتان می‌شوند و به وب‌سایت دیگری مراجعه می‌کنند؛ بنابراین تا زمانی که نسبت به‌درستی مطلب خود از نظر دستوری، املایی و نگارشی مطمئن نشده‌اید، آن را در جایی منتشر نکنید.سعی کنید جملات و پاراگراف‌های طولانی را به جملات و پاراگراف‌های کوتاه‌تر تقسیم کنید تا خوانایی متن افزایش بیشتری پیدا کند.کلام آخرتولید محتوا ستون فقرات کسب‌وکار شما در فضای آنلاین است. ساخت وب‌سایت و شروع نوشتن مطالب مرتبط به کسب‌وکارتان کار چندان دشواری نیست. اما دقت کنید که برای جذب کاربران به وب‌سایتتان، باید محتواهایی باکیفیت و منحصربه‌فرد تولید و منتشر کنید.کافی است مهم ترین نکات تولید محتوا که در این مطلب ارائه شد را رعایت کنید تا بتوانید توجه مخاطبانتان را جلب کنید. تولید محتوا کاری است که مخاطب را جذب می‌کند و به آن‌ها ارزش می‌دهد. یک محتوای باکیفیت می‌تواند طرز فکر و دیدگاه مخاطب را تغییر دهد. اما یک محتوای ضعیف می‌تواند او را سردرگم کند. پس برای داشتن یک کسب‌وکار موفق و جذب مشتریان بیشتر، تولید محتوای باکیفیت را فراموش نکنید.شما چه راهکارهایی برای نوشتن یک محتوای بی‌نقص پیشنهاد می‌کنید؟این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Tue, 17 May 2022 15:12:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرمول‌های روان‌شناسی و داستان سرایی در کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-x9cntkwkta0c</link>
                <description>بهترین داستانی که اخیرا شنیده‌اید را به خاطر بیاورید؛ چه حسی در شما ایجاد کرد؟ دوست دارید شما هم داستانی روایت کنید که تاثیر عمیقی در خوانندگانتان ایجاد کند؟داستان‌ها فراتر از قصه‌های ساده و تخیلی هستند. در واقع داستان‌ها می‌توانند بسیار تاثیرگذار باشند و طرز فکر و رفتار ما را تغییر دهند.انسان‌ها با داستان‌سرایی با هم ارتباط برقرار می‌کنند و از این طریق دانش، ارزش‌ها و تجربه‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. داستان‌سرایی در همه‌ فرهنگ‌های شناخته‌شده در جهان وجود دارد و در حقیقت، این داستان‌ها هستند که یک ملت را با هم متحد می‌کنند.در این مقاله به نکات روان‌شناسی مرتبط با داستان‌سرایی کسب‌وکار اشاره می‌کنیم و به این سوال پاسخ می‌دهیم که چطور می‌توانید داستانی جذاب برای برند خود بسازید تا مشتریان به کسب‌وکار شما علاقه‌مند شوند و در نتیجه آن سود بیشتری کسب کنید.چرا انسان‌ها عاشق داستان‌ها هستند؟مغز ما طوری برنامه‌ریزی‌شده که الگوی اطلاعات (چهره‌های انسان‌ها، حروف و ...) را تشخیص و سپس به آن‌ها معنا می‌دهد. (چهره‌ی مادرتان، حروف الفبا و...).داستان‌ها هم الگوهای قابل‌تشخیصی هستند و ما از آن‌ها برای یافتن معنا در دنیای اطراف خود استفاده می‌کنیم. ما خودمان را در آن‌ها می‌بینیم و به نوعی با هم‌ذات‌پنداری، داستان‌هایی که می‌شنویم را برای خود شخصی‌سازی می‌کنیم.در سال ۱۹۴۴به ۳۴ دانشجوی کالج ماساچوست یک فیلم کوتاه با دو مثلث و یک دایره در حال حرکت نشان داده شد. سپس از آن‌ها خواستند که صحنه را توصیف کنند. همه به‌جز یک نفر این حرکت‌ها را با احساسات و روایت‌های انسانی توصیف کردند.بعضی از روایت‌های دانشجویان:دو مثلث مردانی بودند که دعوا می‌کردند و زن (دایره) سعی می‌کرد فرار کند.دایره نگران بود.دایره و مثلث، کوچک، جوان و بی‌گناه بودند.این تحقیق تمایل ما را به شخصیت‌سازی اشکال و جستجوی خود در اشیای اطرافمان نشان می‌دهد. به این رفتار پاریدولیا یا «درک تصوری از یک الگو یا معنایی که در واقع وجود ندارد» می‌گویند. این رفتار دقیقا همان چیزی است که وقتی اشکالی را در ابرها می‌بینیم، چهره‌هایی را تجسم می‌کنیم.در واقع ما به داستان‌ها به‌شدت علاقه‌مند هستیم و دوست داریم دائما آن‌ها را بشنویم. اما چرا ما این‌قدر عاشق داستان‌ها هستیم؟ چون آن‌ها ذهن ما را فعال می‌کنند. بله؛ داستان‌ها می‌توانند بخش‌هایی از مغز ما را فعال کنند که به ما تجربیات حسی می‌دهند و بر طرز تفکر ما تاثیر می‌گذارند.داستان‌ها تجربه‌های احساسی ایجاد می‌کنندهنگامی‌که به یک سخنرانی کسل‌کننده گوش می‌دهید، بخشی از مغز به نام Wernick  فعال می‌شود تا کلمات را ترجمه کند. اما وقتی داستانی را می‌شنویم، فعالیت مغزمان به طرز چشمگیری تغییر می‌کند. نه‌تنها بخش‌های پردازش زبان فعال می‌شوند، بلکه هر بخشی از مغز که اگر شما واقعا در داستان حضور داشتید، فعال می‌شد، هم روشن می‌شوند. به‌عنوان‌ مثال، اگر یک غذای خوشمزه در داستان باشد، قشر حسی شما فعال می‌شود و باعث می‌شود غذا را بو و مزه کنید. اگر داستان شامل حرکت باشد، قشر حرکتی شما پاسخ می‌دهد. مغز شما این قدرت را دارد که شما را وادار کند داستان‌ها را به‌گونه‌ای تجربه کنید که انگار واقعی هستند. به این ترتیب، شما شخصیت اصلی هر داستانی هستید که می‌شنوید؛ پس با قدرت داستان می‌توانید مخاطبان را به کسب‌وکار خود مشتاق کنید. داستانی که همه بتوانند قهرمان آن باشند.داستان‌ها طرز تفکر ما را تغییر می‌دهندمغز ما فقط به تجربیات حسی محدود نمی‌شود. هنگام گوش دادن به داستان‌های تاثیرگذار، مغز در واقع می‌تواند افکار، نظرات و ایده‌های نویسنده را هم بررسی کند. وقتی داستان‌هایی را برای دیگران تعریف می‌کنیم که واقعا بر طرز تفکر ما تاثیر گذاشته‌اند، در واقع می‌توانیم همان تاثیر را روی مخاطبان خود هم داشته باشیم. مغز داستان‌نویس و مغز شنونده داستان، در واقع می‌توانند با هم دوست و همراه شوند.یوری هاسون از دانشگاه پرینستون می‌گوید: «با تعریف یک داستان می‌توانید به‌راحتی ایده‌ها، افکار و احساساتی جدید را مانند بذری در ذهن شنوندگان  خود بکارید.»پس با بیان یک داستان جذاب برای کسب‌وکار خود، می‌توانید طرز فکر و حتی رفتار مشتریان و مخاطبان خود را تغییر دهید.داستان‌ سرایی کسب‌ و کار و فروش بیشترداستان‌ها می‌توانند مشتریان هدف شما را به شخصیت‌های اصلی و قهرمان تبدیل کنند و حتی طرز فکر و احساس آن‌ها را تغییر دهند. اگر این کار را به‌درستی انجام دهید، داستان‌سرایی می‌تواند یک ابزار بازاریابی قدرتمند برای شما باشد.به‌عنوان یک کارشناس بازاریابی محتوایی یا کپی رایتر، می‌توانید از داستان‌ها برای جذب بهتر مخاطبان و افزایش سود کسب‌وکارتان استفاده کنید. اگر مشتریان بتوانند خود را به‌عنوان شخصیت اصلی داستان شما ببینند، محصول شما را بهتر قبول کرده و پایان خوشی را که در داستان به آن‌ها نشان می‌دهید را در ذهنشان تجربه خواهند کرد و همین باعث می‌شود که به خرید محصول شما ترغیب شوند.فرمول‌های روان‌شناسی در داستان‌ سرایی کسب و کاربهترین داستان، داستانی است که بتواند دنیایی را که با استفاده از محصول یا خدمات شما بهتر شده را توصیف کند. پس باید داستان خود را طوری تنظیم کنید که نشان دهد:محصول یا خدمت شما مشکلی که مردم ‌دارند را حل می‌کند.راه‌های دسترسی به محصول و خدمات شما به چه صورت است.دنیایی که در آن محصول یا خدمات شما باعث حل شدن مشکل شده به چه شکل است.اما این تمام چیزی نیست که باید انجام دهید. به یاد دارید که چگونه قبلا گفتیم که مغز داستان را به‌عنوان یک الگو تشخیص می‌دهد؟ پس باید مطمئن شوید که ساختار داستان شما شبیه به قصه‌های واقعی درست مثل داستان‌هایی که از بچگی شنیده‌اید باشد تا مغز الگو را تشخیص دهد و داستان شما بتواند الهام‌بخش و جادویی عمل کند. برای این کار، داستان خود را با شروع، میانه و پایان بخش‌بندی کنید. شما همچنین باید عناصر داستانی رایج مانند شخصیت، تعارض  و راه‌حل را در نظر بگیرید.شاید به نظر سخت برسد، اما اصلا ترسناک نیست و با یادگیری فرمول‌های خاص آن به راحتی می‌توانید این عناصر داستانی را در روایت خود بگنجانید.یک فرمول آسان برای استفاده از همه این عناصر در یک داستان وجود دارد:ابتدا شما باید شخصیتی را معرفی کنید که مشکلی دارد که محصول یا خدمات شما می‌تواند آن مشکل را برطرف کند. (عنصر مشکل یا تعارض در بخش شروع داستان)در میانه‌ داستان باید شخصیتی به عنوان راهنما باشد که راه‌حل مشکل را نشان می‌دهد. (این نقطه‌ اوج طرح داستان شماست.)در پایان باید شخصیتی را نشان دهید که با عمل به راه‌حل، تعارضش برطرف می‌شود. (راه‌حل در بخش پایانی داستان)این فرمول داستان‌ سرایی به هیچ‌وجه منحصر به داستان گفتن برای اهداف بازاریابی نیست. در واقع، این ساختار اساسی هر داستانی است که تابه‌حال شنیده‌اید. داستان سیندرلا را در نظر بگیرید:سیندرلا با نامادری و خواهران ناتنی خود زندگی می‌کند و رویای زندگی بهتری دارد. (شروع - معرفی شخصیت و طرح مشکل)سیندرلا با پری و شاهزاده جذاب خود ملاقات می‌کند و یکی از کفش‌های  کریستالی خود را در مهمانی جا می‌گذارد. (میانه  - ارائه راه‌حل ).شاهزاده از لنگه کفش کریستالی برای یافتن سیندرلا استفاده می‌کند و در نهایت، آن‌ها برای همیشه با خوشحالی زندگی می‌کنند. (پایان - بهره بردن از مزایای راه‌حل)می‌توانید از قالب مشابه این داستان  برای کسب‌وکار  خود استفاده کنید. به‌عنوان‌مثال، انیمیشن کوتاهی که چیپوتلی (Chipotle)، شرکت فست فود آمریکایی، (بازگشت به شروع) ساخت را در نظر بگیرید.Back to the Start - Chipotle Mexican Grillانیمیشن «بازگشت به شروع»، فرد کشاورزی را به تصویر می‌کشد که متوجه می‌شود اگر می‌خواهد دنیای بهتری بسازد، باید روش‌های خود را تغییر دهد.فرمول این داستان:یک کشاورز تصمیم می‌گیرد مزرعه خود را به مزرعه‌ای به سبک کارخانه تبدیل کند و محصول خود را به کارخانه‌های صنعتی دیگر عرضه کند. (شروع - معرفی شخصیت و تعارض ).او به‌ معضلات روشی که پیش گرفته بود پی می‌برد و می‌خواهد تغییر کند. (میانه  - ارائه راه‌حل و پیشبرد طرح داستان)کشاورز به سمت روش‌های پایدارتر می‌رود و محصول خود را به چیپوتلی عرضه می‌کند. (پایان - بهره بردن از مزایای راه‌حل، کسب  پیروزی)این فیلم که اولین تبلیغ ملی چیپوتلی بود و جایزه بزرگ فیلم کن را از آن خود کرد، در سال ۲۰۱۲پخش شد و بیش از هشت میلیون بازدید در یوتیوب به دست آورد.چرا این فیلم این‌قدر خوب جواب داد؟ چون چیزی بیش از یک تبلیغ ارائه کرد. به گفته رید هولمز، مدیر اجرایی شرکت Campbell Mithun، تبلیغاتی مانند چیپوتلی، روشی سرگرم‌کننده برای آموزش در مورد اینکه به‌عنوان یک برند چه کسی هستید و چه‌کاری انجام می‌دهید است.چگونه داستان کسب‌وکار خود را کشف کنید؟متاسفانه، بیشتر اطلاعات در دنیای تجارت شبیه به داستان و قصه نیست. به‌عنوان یک بازاریاب، به‌احتمال زیاد با تعداد زیادی از واقعیت‌ها و مفاهیم روبه‌رو هستید. (بیمه ما ارزان‌تر از رقبا است، محصول ما به کاهش وزن شما کمک می‌کند، خدمات ما در وقت شما صرفه‌جویی می‌کند و...).گرچه این مفاهیم داستان نیستند، اما می‌توانند فرصت داستان‌سرایی را فراهم کنند. با داستان‌سرایی می‌توانید به مخاطبان خود نشان دهید که چه کسی هستید و چه چیزی را ارائه می‌کنید.در ادامه چهار مرحله‌ رسیدن به داستان منحصربه‌فرد هر کسب‌وکاری را توضیح می‌دهیم.۱. مخاطب هدف کسب‌وکار خود را شناسایی کنیدداستان‌سرایی وقتی می‌تواند به کسب‌وکار شما کمک کند که نظر مخاطبان هدف شما را جلب کند. شما باید بدانید که مشتری احتمالی شما چه کسی ممکن است باشد. مصاحبه با مخاطبان هدف (مادران شاغل، دانشجویان، صاحبان مشاغل کوچک و ...)، اطلاعاتی در مورد اینکه آن‌ها چه کسانی هستند، چگونه صحبت می‌کنند و به چه چیزی اهمیت می‌دهند را به شما نشان می‌دهد. سپس می‌توانید داستانی بسازید که برای آن‌ها جالب باشد.می‌توانید از روش‌های مختلفی مثل نظرسنجی، پرسش‌نامه، رسانه‌های اجتماعی و غیره برای گفتگو و دریافت اطلاعات از بازار هدف خود استفاده کنید. از آن‌ها در مورد چیزهایی که برایشان مهم است، مانند کار، خانواده، سرگرمی‌ها و مشکلات زندگی سوال بپرسید.در واقع با این تحقیق، شخصیت اصلی داستان خود را می‌شناسید. سپس می‌توانید قصه‌گویی را شروع کنید.۲. داستان خود را بسازیدهنگامی‌که تحقیقات خود را انجام دادید، باید داستانی بسازید که با اطلاعات شما مطابقت داشته باشد. یعنی خلق داستانی که کسب‌وکار شما می‌خواهد بگوید، اما برای مصرف‌کنندگان هم جذاب باشد. این مرحله اغلب سخت‌ترین قسمت داستان‌سرایی است.۳. چاشنی جزئیات را فراموش نکنیدهنگامی‌که ساختار داستان خود را پیدا کردید، با افزودن جزئیات، قصه را ملموس‌تر و باورپذیرتر کنید. داستانی بدون جزئیات شخصی‌سازی‌شده نمی‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. به همین دلیل است که ۱۴ درصد از افراد بیشتر با یک ایمیل شخصی‌سازی‌شده ارتباط برقرار می‌کنند و ۱۰ درصد بیشتر ممکن است خرید کنند.در این مرحله در نظر داشته باشید شما مشتریانی دارید که با برند شما همسو هستند؛ پس چیزهایی که ممکن است از آن‌ها لذت ببرند اما به برند و محصولات شما مرتبط نیست را هم در داستان خود بگنجانید.می‌توانید این کار را بر اساس تحقیقاتی که جمع‌آوری کرده‌اید انجام دهید. آیا مشتریان شما به‌ سلامتی اهمیت می‌دهند؟ آیا آن‌ها بیشتر والدین هستند؟ راهی برای استفاده از این اطلاعات به نفع خود پیدا کنید. آیا مشتریان شما با یک کشمکش و تعارض عمومی روبه‌رو هستند که به محصول شما ربطی ندارد؟ آن را به نحوی در طرح داستان بگنجانید.به این ترتیب، می‌توانید داستانی بسازید که برند شما را همان‌طور که می‌خواهید تبلیغ می‌کند و در عین حال همسو با مشتریان خود باقی بمانید. این در واقع یک دستورالعمل برای محبوبیت و فروش بیشتر است.۴. از انتشار داستان غافل نشویددر نهایت، شما باید داستانتان را منتشر کنید. همان‌طور که یک نمایش به مخاطب نیاز دارد، یک داستان هم به شنونده نیاز دارد. بدون مخاطب، داستان شما هیچ معنایی ندارد.به لطف اینترنت، ده‌ها راه برای انتشار داستان شما در میان مردم وجود دارد؛ اما چگونه می‌توانید بفهمید که کدام‌یک برای شما بهترین است؟ در مرحله‌ تحقیق، مخاطب هدف را شناسایی کنید و متوجه شوید که این افراد بیشتر زمان خود را در چه پلتفرمی می‌گذرانند.شاید بسیاری از مخاطبان شما وقت خود را صرف شبکه‌سازی در لینکدین کنند، یا شاید در پینترست به گشت‌وگذار مشغول هستند. داستان خود را در هرجایی که مخاطبان شما می‌توانند «به‌طور تصادفی» به آن برخورد کنند منتشر کنید. توصیه می‌کنیم یکی از گزینه‌هایتان را  بخش وبلاگ یا در صفحات اصلی وب‌سایت خود قرار دهید. آنجا فضایی است که شما خودتان مالک آن هستید و قابل‌اعتمادتر از شبکه‌های اجتماعی است.همچنین می‌توانید داستان خود را در قالب مقالات، ویدئوها، انیمیشن‌ها و تصاویر ارائه کنید. هر چیزی که فکرش را بکنید، به شرطی که برای مخاطبانتان جذاب باشد، مناسب خواهد بود. ماموریت شما استفاده از وب و تکنولوژی‌های جدید برای جذب مخاطبان، فروش و خدمت‌رسانی بیشتر است.کلام آخرداستان‌ها یک تکنیک بازاریابی عالی هستند. همه عاشق یک داستان خوب‌اند. داستان‌ها ذهن ما را درست مثل موتور ماشین، روشن می‌کنند و زندگی ما را تغییر می‌دهند. در این مقاله نکاتی را به شما معرفی کردیم که با کمک آن‌ها می‌توانید بهترین قصه‌گو برای برندت باشید. اگر طبق این اصول پیش بروید، داستان برند شما می‌تواند زندگی مردم و کسب‌وکار شما را هم‌زمان بهبود بخشد.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sat, 30 Apr 2022 11:22:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختری رها در فضا!</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7-vmlb4hlrhfkn</link>
                <description>مسیری که باعث شد من در کمپروژه کانتنت‌فا پا بگذارم کمی متفاوت‌تر از مسیر هم‌دوره‌ای‌ها، هم سفینه‌ای‌ها یا بهتره بگم ‌دوستان جدید زمینی‌ام رقم خورد.من آیدا هستم، یک آدم اهل سفر، از آن دسته آدم‌هایی که زندگی به سبک کوله‌گردی رو انتخاب کرده و در مسیری افتاده که دوست داره دنیای ناشناخته‌ی اطرافش رو از دید خودش کشف کنه، علاقه‌ای که باعث‌شده شغلش رو هم تحت تاثیر قرار بده.من فضانوردی هستم که در فضا می‌چرخیدم تا اینکه سفینه‌ای از راه رسید و من رو برای مدتی سوار خودش کرد، دنیای ناشناخته‌ها رو نشونم داد و حالا قراره فرود بیاد روی زمین تا من رو پیاده کنه.و اما شروع ماجرا …از جشنواره‌ی سفرنگاری‌ای برگشته بودم که در اون قصه حرف اول رو می‌زد،از شهری که پر از داستان و‌ روایت برای من داشت،اونجا شروع کردم به نوشتن و روایت‌کردن، از اهالی اردکان‌ گرفته تا بناهای تاریخی و فرهنگ و رسوم و هر چیزی که مربوط به اردکان میشد،در طول سفر با آدم‌هایی همسفر بودم که هر کدوم‌ برای خودشون در جایگاه بهترین‌ها بودن،وقتی برگشتم در سرم غوغا بود انگار ولعی داشتم برای اینکه داستان‌ها و اتفاق‌هایی که در طول اون سفر برای من رقم خورده بود رو از سرم خالی کنم و روانه‌ی کاغذ کنم.انگار اون سفر برای من جرقه‌ای بود که به خودم بیام و بعد از این همه سال سفر رفتن، شروع کنم به نوشتن از جاهایی که رفته و‌ دیده بودم.فردای روزی که رسیدم خونه، اولین کاری که کردم این‌بود که گوشی رو برداشتم و به احسان پیام دادم،با این مضمون که بهم یه کلاس داستان‌نویسی معرفی کنه،مگه میشه اسم ‌داستان بیاد و اسم‌ احسان به ذهن کسانی که میشناسنش خطور نکنه،خیلی اتفاقی احسان‌ به من گفت دوره‌‌ی کارآموزی کانتنت‌فا در حال استارت خوردنه،مایلی شرکت کنی؟پیشنهاد وسوسه‌‌انگیزه‌ای بود،نمیتونستم درخواستش رو رد کنم،چون واقعا دوست داشتم از احسان و تیمش یاد بگیرم.در‌خواستش رو با کمال میل پذیرفتم و باز هم به این باور که هیچ‌‌چیزی در این جهان بی‌حکمت نیست ایمان آوردم. کلاس‌ها از یک هفته بعدش شروع شد و من وارد دنیای نوشتن شدم،دنیایی که مدت‌ها بود شوق رسیدن بهش رو‌ داشتم، من برای نوشتن از دنیای ناشناخته‌ای که دنبالش بودم به احسان پیام دادم ولی ناخواسته تو مسیری افتادم که فکرش رو هم نمی‌کردم انقدر جذاب باشه.“روایت‌گری در دنیای کسب‌کار‌ها” ، جلسه‌ اول که شروع معارفه بود،بچه‌ها خودشون رو‌ معرفی کردن، دخترهایی که هر کدوم دستی به‌ نوشتن داشتن و منِ از همه‌جا بی‌خبر، شده بودم هم‌دوره‌ایشون،منی که هیچ تجربه‌ای از نوشتن به صورت حرفه‌ای نداشتم و تا اون‌موقع دلی مینوشتم. اوایل یکم احساس ترس کردم ولی انقدر جو کلاس مثبت،صمیمی و‌ دوستانه بود که از جلسه‌ی بعدی خودم‌ رو‌ جزوی از اونها دونستم و پابه‌پاشون در کنار احسان و بهاره شروع به تمرین و نوشتن کردم.کانتنت‌فا برای من تجربه‌ی نابی بود،برای منی که با مشغله‌ی به شدت زیادی که داشتم تو‌ کلاس‌ها شرکت می‌کردم و با شروع کلاس‌ها از جو زمین جدا می‌شدم و با جان و دل گوش فرا می‌دادم به یادگیری و آموختن.بدون شک اگر هر کلاس دیگه‌ای به غیر از کانتنت‌فا بود ازش سر باز می‌زدم و انصراف می‌دادم،تا جایی که در توانم بود سعی کردم همراه تیم‌ باشم و در حد توانم برای کلاس مفید باشم.احسان و بهاره‌ی عزیزم با تمام‌ وجودم ازتون ممنونم و قدردان،قدردان اینکه میدونم خودتون چقدر مشغله‌ی کاری داشتید ولی با این اوصاف بی‌هیچ‌ منتی دانسته‌هاتون‌رو‌ در اختیار ما قرار دادید،قدردان اینکه با شرایط من کنار اومدین و خم به ابرو نیاوردین،البته احسان یه جاهایی آورد که به جا بود و اگر غیر از این بود برای من می‌شد جای سوال!ممنونم ازت که انقدر هوشیارانه رفتار کردی.میدونم که یه جاهایی خسته‌تون کردم و کم گذاشتم، اما بر منِ دخترِ سر‌به‌هوایی که آروم و قرار برای نشستن نداره و دنبال کشف دنیای ناشناخته‌ی خودش هست ببخشید.حالا دیگه چیزی تا پایان دوره نمونده و من باز‌هم باید تن بدم به خداحافظی،خداحافظی از جمع دوستانی که هم‌سفینه‌ایشون بودم،خداحافظی از جو کلاس فضانوردی و ورود به جو زمین.ماموریت آپولوی ما به آخرش رسیده و بی‌شک شروعی برای مسیر جدید تو زندگی همه‌مونه.انگار زمین‌ هم دوست داره تو این مسیر کمکمون کنه و با تاریخی که امروز من نوشتم خودش‌ رو نشون داده که شروع کنیم به استارت زدن.به امید دیدار تک‌تک‌تون روی زمینی که فرود اومدیم.به تاریخ ۰۱/۰۲/۰۳</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>آيدا نصرتی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 20:05:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من انوشه انصاری نیستم اما یک فضانوردم!</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B6%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%85-mlervzoa9uso</link>
                <description>انوشه انصاری، اولین زن گردشگر فضایی دنیا، اولین فضانورد ایرانی و دومین فضانورد فارسی زبانه که تونسته به فضا سفر کنه. به عنوان یک دختر، همیشه تحسینشون کردم که از رویاشون دست نکشیدن و برای رسیدن به  آرزوشون تلاش کردن.من مثل انوشه به فضا سفر نکردم اما یک فضانوردم! و به شدت عاشق آسمون، ستاره‌ها، پرواز و حالا کلمات.اسفندماه ۱۴۰۰ بود که سوار سفینه کانتنت‌فا شدم و قرار شد یک فضانورد باشم.ماموریت ما، شبیه به ماموریت آپولو ۸ بود.در آپولو ۸، قرار بود فضانوردها از زمین عکس و فیلم تهیه کنند، اما هرچی بیشتر از زمین دور می‌شدن، زمین کوچیک و کوچیک‌تر می‌شد و دیگه دوربین‌ها به خوبی قادر به عکس برداری نبودن. برای همین هم برج مراقبت ازشون خواست تا به جای عکس، با کلام اونچه رو می‌بینن توصیف کنن.ماموریت ما هم مشابه آپولو بود، خارج شدن از جو همیشگی و ورود به یه دنیای جدید برای روایت قصه کسب و کارها.مثل هر ماموریتی، ماموریت ما هم پایین و بالا داشت اما ما ادامه دادیم. شاید یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که من گرفتم، خارج از درس‌های تئوری این دوره، «ادامه دادن در حین ناامیدی» بود. من تجربه ارائه مجازی داشتم و می‌دونم وقتی مخاطب یه جاهایی باهات همراه نیست، چقدر سخته ادامه دادن؛ اما آقای طریقت، هِد این ماموریت، ادامه داد و من همین جا ازش می‌خوام تشکر کنم.«آقای طریقت، بسیار ممنونم که یه جاهایی شاید از ما ناامید شدین اما دست نکشیدین و ادامه دادین.»یکی‌ از لذت‌های این ماموریت برای من، پیوند دوباره من با ادبیات بود.چراکه کتاب‌هایی که این ۲ سال اخیر می‌خوندم، همه در حوزه توسعه فردی و آموزش بود. و حالا من با کتاب‌ها و مجلاتی پیوند خوردم که ازش می‌شد کلی لذت برد و در خوندن غرق شد یا به قول استاد، بعد از خوندنش توی صندلی فرو رفت :)توی دوره در کنار آموزش‌های باکیفیت، دوست‌های جذابی هم پیدا کردم. هیچ وقت فکر نمی‌کردم از شهری بجز تهران دوستی داشته باشم اما حالا دارم… از تهران، مشهد، اصفهان و ارومیه و امید دارم به زودی به شهرشون سفر کنم و با هم از نزدیک، معاشرت کنیم.این دوره یه منتور خوب هم داشت، بهاره جانم. هر وقت چیزی رو متوجه نشدی، سوالی داری یا هرچی، می‌تونی از بهاره بپرسی و با مهربونی راهنمایی بشی، زحمت یه بخشی از دوره هم با ایشون بود که ازش برای همه چیز ممنونم.خوشحالم که تونستم جزئی از اعضای این ماموریت و یک فضانورد باشم.امیدوارم این سفینه بعد از پیاده کردن ما، چند ماه دیگه با فضانوردهای جدیدش به سفرش ادامه بده و دوست داران نوشتن به این دوره پیوند بخورند.خلاصه دم همه بچه‌های کانتنت‌فا گرم.</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>محدثه فرمهینی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 18:17:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پا گذاشتن در دنیای ناشناخته قصه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%BE%D8%A7-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7-e8caiyfeseth</link>
                <description>بودن در جمعی که عاشق نوشتن و خوندن هستن همیشه من رو هیجان‌زده می‌کنه. از روزی که فارغ‌التحصیل شدم و از جمع دوست‌داشتنی که همیشه باهاشون درمورد کتاب‌ها حرف می‌زدیم و داستان‌هایی که می‌نوشتیم رو برای هم می‌خوندیم جدا شدم، به دنبال آدم‌هایی بودم که بتونم اون لحظه‌ها رو باهاشون تکرار کنم.شغل‌هایی که بعد از فارغ‌التحصیلی انتخاب کردم با نوعی به دنیای کتاب‌ها در ارتباط بودن. دلیل انتخاب این شغل‌ها این بود که بتونم وصل شم به آدم‌های عاشق کتاب و عاشق حرف زدن و نوشتن درباره کتاب‌ها و داستان‌ها. تا روزی که با جمعی آشنا شدم که چیزی رو در من بیدار کردن. چیزی که از دوران دانشگاه اشتیاقش رو داشتم و برای مدتی فکر می‌کردم من استعدادش رو ندارم و قصد داشتم اون رو برای همیشه از زندگیم کنار بگذارم. چیزی به اسم روایت.احسان طریقت و تیم فوق‌العاده کانتنتفا چیزی که استادهای دانشگاه بهم می‌گفتن اگه نمی‌تونی یعنی استعدادش رو نداری و باید فراموشش کنی رو در من زنده کردن. این گروه به من یاد دادن که اگر تلاش کنی می‌تونی و تنها چیزی که بهش نیاز داری خوندن و نوشتن و استمراره.مهم‌ترین درسی که از کمپروژه کانتنتفا گرفتم امید بود. امید داشتن به خودم، به مهارت‌هام و به راهی که در پیش گرفتم. روزهایی با نهایت سرعت خودم رو از سرکار به خونه می‌رسوندم و با انرژی کم و خستگی زیاد جلوی لپ‌تاپ می‌نشستم و تا دو ساعت بعد تمام خستگی از یادم میرفت و با شوق زیاد پای صحبت‌های احسان طریقت می‌نشستم. این روزها هیچ‌وقت از ذهنم پاک نمیشن.روزی که استوری فراخوان دوره کارآموزی کانتنتفا رو دیدم، تصمیم گرفتم بهشون ایمیل بزنم. متن ایمیل رو در نهایت بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی نوشتم. اما روزی که جوابم رو دادن فهمیدم این مسیریه که باید ادامه بدم و مطمئن بودم به جاهای خوبی ختم میشه.دوره کارآموزی کانتنتفا امید رو در من زنده کرد. حالا میدونم که من میتونم و اگر بخوام می‌تونم با کلمات دیگران رو تحت تاثیر قرار بدم. یاد گرفتم قهرمان این قصه من نیستم. بلکه کسانی هستن که نوشته‌های من رو می‌خونن و از طریق اون تصمیم به انجام کاری می‌گیرن. از روزی که این رو فهمیدم درمورد مسیر شغلی که انتخاب کردم جدی‌تر شدم و فهمیدم که نوشتن و تولید محتوا مسیری بی‌انتها و تا حدی جادوییه که نمیشه پایانی رو براش متصور شد. یک پایان کاملا باز که هر کسی به شیوه خودش اون رو ادامه میده.خیلی حس خوبیه که بدونیم بیرون کره زمین فضانوردانی هستن که در حال عبور از جو زمین، قصه آدم‌ها و کسب‌وکارها رو می‌بینن، می‌خونن و می‌نویسن. دنیای ناشناخته قصه‌ها جاییه که در اون خوشبختی دور نیست.</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>فاطمه کاری</author>
                <pubDate>Sat, 23 Apr 2022 11:29:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید از شخصی سازی در بازاریابی محتوایی استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-qymhgt4aynuk</link>
                <description>انقلابی که در دنیای کسب‌وکارها شکل گرفته، روش بازاریابی، رفتار و واکنش مشتری را تا حد زیادی تغییر داده است. در حال حاضر، مشتری‌ها به دنبال کسب‌وکارهایی هستند که یک احساس و تجربه منحصربه‌فرد را برایشان ایجاد کند. مطمئنا شما به‌عنوان مشتری به پیام‌هایی که صرفا مختص شما فرستاده می‌شود، بیشتر توجه می‌کنید تا پیام‌هایی که می‌دانید برای هزاران و حتی میلیون‌ها نفر دیگر هم ارسال شده است. یکی از واضح‌ترین نمونه‌هایی که تقریبا همه ما تجربه کرده‌ایم، دریافت یک پیامک یا ایمیل است که با اسم خودمان شروع شده است. البته این کار تنها یک مثال کوچک از شخصی سازی در بازاریابی محتوایی است و کارهای موثرتری نسبت به ارسال یک پیامک ساده هم وجود دارد که در حال حاضر کسب‌وکارها از آن‌ها برای ایجاد یک تجربه منحصربه‌فرد برای مشتری‌های خود استفاده می‌کنند. وقتی در بازاریابی از شخصی‌سازی استفاده می‌کنید، نه‌تنها به محتوای خود انسانیت می‌بخشید، بلکه درآمد خود را هم افزایش می‌دهید.شخصی سازی یا Personalization چیست؟وقتی دوستتان برای تولد یا یک مناسبت خاص به شما هدیه‌ای می‌دهد که مطابق با سلیقه و علاقه شما است، نشان می‌دهد که واقعا شما را می‌شناسد و از همه مهم‌تر، به شما اهمیت می‌دهد. این هدیه باعث می‌شود شما احساس ارزشمندی و مهم بودن داشته باشید و از داشتن چنین دوستی به خود ببالید. همین موضوع را می‌توانیم در مورد کسب‌وکارها و برندها هم مطرح کنیم. یعنی زمانی که یک کسب‌وکار بر اساس اطلاعاتی که از مشتری خود دارد، تعاملی منحصربه‌فرد با او برقرار می‌کند، در واقع آن را شخصی‌سازی کرده است.درست همان‌طور که یک فرد می‌تواند مناسب‌ترین هدیه را برای دوست خود تهیه کند، کسب‌وکارها هم می‌توانند تجربه‌های منحصربه‌فردی را بر اساس اطلاعاتی که از مشتری‌های بالقوه خود در اختیار دارند، برای آن‌ها به وجود آورند. پس می‌توانیم بگوییم شخصی‌سازی فرایندی است که یک تعامل مرتبط و فردی بین دو طرف ایجاد می‌کند که برای بهبود تجربه مشتری طراحی شده است.شخصی سازی در بازاریابی یعنی چه و چه کاربردی دارد؟زمانی که از داده‌ها و اطلاعات مخاطب‌های خود برای بازاریابی استفاده می‌کنید، در واقع استراتژی شخصی سازی در بازاریابی را اجرا کرده‌اید. این داده‌ها و اطلاعات می‌تواند شامل علاقه‌های مشتری، اولویت‌های او، سابقه خرید و... باشد. استفاده از این داده‌ها برای سفارشی کردن محتوایی که از طریق ایمیل، تبلیغات و پلتفرم‌های دیگر برای مشتری ارسال می‌کنید، همان شخصی  سازی در بازاریابی است.شخصی‌سازی روی بسیاری از شکل‌های ارتباطی با مشتری تاثیر گذاشته و استراتژی‌های جدیدی برای بازاریابی به وجود آورده است. از شخصی سازی در بازاریابی محتوایی، می‌توانید برای موارد زیر استفاده کنید:ارسال ایمیل: آمارها نشان می‌دهد که شخصی سازی ایمیل‌ها تاثیر چشمگیری روی جلب توجه مخاطب دارد.      احتمال باز شدن ایمیل‌های شخصی سازی‌شده توسط مشتری، ۲۹ برابر بیشتر از باز شدن ایمیل‌های      عمومی است.تخفیف‌های هدفمند: طبق گزارشی که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، گرفتن تخفیف بعد از یک ساعت از تعامل با یک برند می‌تواند تا ۶۰ درصد به افزایش وفاداری مشتری نسبت به آن برند کمک کند.افزایش نرخ تبدیل: با افزایش شخصی‌سازی، استقبال مشتری‌ها از تبلیغات عمومی به‌طور چشمگیری کاهش پیدا می‌کند. بیشتر از ۷۰ درصدخریداران فقط زمانی به بازاریابی واکنش نشان می‌دهند که بر اساس علاقه آن‌ها سفارشی شده باشد.چطور شخصی‌سازی کنیم؟برای طراحی یک استراتژی بازاریابی شخصی‌ سازی شده موفق، باید گام‌های زیر را طی کنید:۱. یک تیم برای شخصی سازی در بازاریابی ایجاد کنید.برای ایجاد یک استراتژی شخصی‌سازی در بازاریابی و نظارت بر آن باید یک تیم متشکل از چند متخصص ماهر تشکیل دهید؛ افراد آشنا با تکنولوژی، کارشناس‌های تحقیق و توسعه، کارشناس‌های ارتباط با مشتری و طراح‌های کمپین‌های استراتژیک از جمله افرادی هستند که باید در این تیم حضور داشته باشند. تلاش‌های تیم شما باید با اهداف بزرگ‌تر شرکت هم‌راستا باشد و از تولید محتوای باکیفیت با طراحی‌های جذاب مطمئن شوید.۲. با حفظ حریم خصوصی افراد، اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنید.مشتری‌های یک کسب‌وکار خواهان یک تجربه شخصی و منحصربه‌فرد هستند، اما بسیاری از آن‌ها دوست ندارند اطلاعات شخصی خود را در اختیار دیگران قرار دهند. پس در جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات باید بسیار با احتیاط عمل کنید و روی داده‌هایی متمرکز شوید که بهترین تجربه را برای مشتری‌ها به ارمغان می‌آورند. نوشتن جمله «ما به حریم شخصی شما اهمیت می‌دهیم» در پایین ایمیل‌ها تاثیر چندانی در جلب اعتماد مشتری ندارد. مشتری‌ها به کسب‌وکارهایی که در ایمیل خود توضیح می‌دهند که چگونه از اطلاعات آن‌ها استفاده می‌کنند و آن‌ها چگونه می‌توانند در صورت عدم تمایل، دریافت ایمیل را لغو کنند، بیشتر اعتماد می‌کنند.۳. از داده‌ها برای تقسیم‌بندی مخاطبانخود استفاده کنید.وقتی اطلاعات کافی در مورد مخاطب‌های خود دارید، می‌توانید آن‌ها را بر اساس موارد زیر دسته‌بندی کنید:داده‌های آماریسطح هزینهعلاقه به محصولالگوهای خریدتمام این بخش‌ها ممکن است به بازاریابی شما مرتبط نباشند. پس باید تصمیم بگیرید که از کدام مورد می‌توانید برای ارسال پیام‌های مهم به مشتریان خود استفاده کنید.۴. پلتفرم مشخصی را برای شخصی‌سازی انتخاب کنید.پلتفرم‌های مختلفی وجود دارند که می‌توانید از استراتژی‌های شخصی‌سازی در آن‌ها استفاده کنید. ایمیل‌های خودکار، تبلیغات بازاریابی مجدد (Remarketing) و حتی صفحه‌های فرود از جمله این پلتفرم‌ها هستند. انتخاب یک پلتفرم مناسب به این بستگی دارد که مشتری‌های شما زمان خود را بیشتر در کدام پلتفرم صرف می‌کنند. از داده‌های خود می‌توانید برای تعیین مکان‌های بهینه استفاده کنید.شخصی‌سازی چگونه می‌تواند خروجی بازاریابی را تغییر دهد؟در حال حاضر، شخصی‌سازی در بین تیم‌های بازاریابی محتوایی بیشتر رواج پیدا کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را برای آن‌ها به ارمغان آورده است. از جمله تغییراتی که این پدیده در دنیای بازاریابی به وجود آورده، می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:۱. امنی‌چنل در بازاریابی ضروری استامنی‌چنل (Omnichannel) یک رویکرد چند کاناله برای فروش است که روی ارائه تجربه یکپارچه مشتری تمرکز دارد. یعنی تمام کانال‌های ارتباطی یک شرکت طوری ایجاد شده‌اند که در نهایت یک پیام و تجربه خرید یکپارچه از همان اولین لحظه آشنایی با محصول تا تمام شدن فرایند خرید، برای مشتری به وجود می‌آورند.نظرسنجی Twilio نشان می‌دهد که تنها ۲۵ درصد کسب‌وکارها استراتژی بازاریابی امنی‌چنل را به‌طور موثری پیاده می‌کنند. با توجه به اینکه مصرف‌کننده‌ها در حال حاضر در چند کانال مختلف حضور دارند (۸۲ درصد از مشتری‌ها از طریق تلفن همراه و ۶۳ درصد با استفاده از کامپیوتر با کسب‌وکارها ارتباط برقرار می‌کنند)، شخصی‌سازی موثر به یک رویکرد امنی‌چنل بستگی دارد که بتواند با مشتری‌ها دقیقا در کانالی که هستند، ارتباط بگیرد؛ نه جایی که برندها انتظار دارند.۲. حریم خصوصی بسیار مهم استبر اساس نظرسنجی Accenture، سه‌چهارم مشتری‌ها شخصی سازی برند را تجاوز به حریم خصوصی خود ندانسته‌اند و هرگز مشکلی با این قضیه نداشته‌اند. اما ۶۴ درصد کسانی که احساس ناخوشایندی در این مورد داشته‌اند، اشاره کردند که مشکل آن‌ها در ارتباط با اطلاعاتی است که در اختیار شرکت‌ها قرار گرفته است. پس در بازاری که شخصی‌سازی پادشاه است، حفظ حریم خصوصی اهمیت زیادی پیدا می‌کند.۳. سرمایه‌گذاری استراتژیک ضروری استشاید تصور کنید هرچقدر برندها انرژی و هزینه زیادی را برای جمع‌آوری اطلاعات مشتری‌ها و شخصی‌سازی محتوای خود انجام دهند، سود بیشتری به دست می‌آورند. اما این یک تصور اشتباه است. چون تمام رویکردها سود یکسانی ندارند. سرمایه‌گذاری گسترده روی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی ممکن است به جلب توجه مخاطب کمک کند، اما اگر سایت‌ها نتوانند همان سطح از شخصی‌سازی را به مشتری‌های خود ارائه دهند، به‌سرعت آن‌ها را از دست خواهند داد. پس با شخصی‌سازی وب‌سایت‌ها روی نسخه‌های موبایل و کامپیوتر، از همان جایی که مشتری‌ها حضور دارند، شروع کنید و کم‌کم فعالیت خود را گسترش دهید.۴. زمینه می‌تواند بحران‌آفرین باشدمشتری‌های شما می‌خواهند شخصی‌سازی، بر اساس زمینه تعامل آن‌ها با برند شما تغییر کند. یعنی نحوه ارتباط آن‌ها و آنچه که به دنبال آن هستند، باید ماهیت شخصی‌سازی را مشخص کند. مثلا وقتی یک مشتری روی تبلیغ محصول شما از سایت کلیک می‌کند، معمولا به دنبال اطلاعات خاصی در مورد کالای موردنظر، نحوه سفارش آن، مدت زمان تحویل سفارش و... است. اما کسانی که از طریق موتور جستجو وارد سایت شما می‌شوند، معمولا به‌دنبال اطلاعات عمومی‌تری در مورد کارهایی که می‌کنید، محل شرکت شما و محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهید، هستند.۵. مرزها سودمند هستندهمه شخصی‌سازی‌ها آن‌طور که برای آن‌ها برنامه‌ریزی شده، انجام نمی‌شوند. نظرسنجی Accenture نشان می‌دهد که مصرف‌کننده‌ها احساس خوشایندی نسبت به پیام‌ها یا اعلان‌های مبتنی بر جغرافیا که با نزدیک شدن به یک مکان یا فروشگاه دریافت می‌کنند، ندارند. پس انجام تحقیقات بازار و تعیین مرزهایی که مشتری‌ها برای حریم خود قائل هستند، بسیار اهمیت دارد.۶. نام نبردن از مشتری، کارساز استدر بعضی از موارد ناشناس بودن، مسیر شخصی‌سازی است. به همین خاطر است که اگر قرار باشد از اطلاعات مشتری‌ها برای ایجاد یک پروفایل کاربری قابل‌شناسایی در پایگاه داده شرکت استفاده شود، بیشتر آن‌ها نسبت به دادن اطلاعات خود دچار شک می‌شوند. مشتری‌ها تنها در صورتی به دادن اطلاعات خود تمایل نشان می‌دهند که شرکت‌ها به آن‌ها قول ناشناس ماندن بدهند. همین داده‌های ناشناس می‌تواند منبع بسیار خوبی برای شناسایی روند کلی بازار باشد و به شخصی‌سازی کمک کند.۷. عذرخواهی موثر استنظرسنجی Accenture نشان می‌دهد که ۴۵ درصد از مصرف‌کننده‌ها معتقدند جالب‌ترین کاری که شرکت‌ها برای شخصی‌سازی انجام می‌دهند، عذرخواهی به خاطر تجربه‌های ضعیف خرید است. در رویکرد شخصی‌سازی در بازاریابی بیشتر تلاش‌ها برای حفظ مشتری انجام می‌شود؛ نه جذب مشتری. پس مثل سایر خدماتی که شرکت‌ها برای حفظ مشتری انجام می‌دهند، عذرخواهی کردن راهی موثر برای حفظ وفاداری مشتری است.۸. مردم در اولویت هستندوقتی صحبت از شخصی‌سازی می‌شود، مردم در اولویت قرار می‌گیرند. مشتری‌ها دوست دارند انسانیت پشت برند را ببینند تا بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. پس صفحه‌های وب، شبکه‌های اجتماعی و به‌طور کلی بازاریابی محتوایی خود را طوری شخصی‌سازی کنید که برند شما جنبه انسانی به خود بگیرد. به همین خاطر است که در دنیای بازاریابی امروز داستان‌سرایی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. با داستان‌سرایی می‌توانید وجهه‌ای انسانی به برند خود ببخشید و مشتری و احساساتش را با خود همراه کنید. در این صورت، خواسته‌های مشتری خود را هم در اولویت قرار داده و ارتباطی عمیق با او برقرار کرده‌اید.۴۰ نکته‌ای که باید در ارتباط با شخصی سازی در بازاریابی بدانید!شخصی‌سازی قابلیت ایجاد تغییرات اساسی در بازاریابی را دارد. برای استفاده از شخصی سازی در بازاریابی باید به نکات زیر دقت کنید:سفارشی‌سازی همان شخصی‌سازی نیست. سفارشی‌سازی یا Customization صریح است؛ در حالی که شخصی‌سازی یا Personalization، یک پدیده ضمنی است. برای اطلاعات بیشتر، این  مقاله را از متمم بخوانید.شما می‌توانید با درک اینکه افراد در سایت شما با چه چیزهایی سروکار دارند، شخصی‌سازی انجام دهید.این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید که مهم نیست تکنولوژی چقدر تغییر می‌کند؛ کلید موفقیت در بازاریابی داشتن درک عمیق از کاربران است.شخصی‌سازی موج بعدی تجربه کاربری است.ارائه پیام‌های شخصی‌سازی‌شده به مخاطبان خاص در زمان مناسب، موفقیت در بازاریابی را تضمین می‌کند.شخصی‌سازی سایت‌ها، محصولات یا تجربه‌ها به روشی معنادار، آینده بازاریابی است.درگیر نگه داشتن مشتری‌ها بر اساس نیاز آن‌ها و خدمت‌رسانی به آن‌ها در زمان مناسب، نرخ تبدیل را افزایش می‌دهد.ظهور فناوری‌های جدید‌تر و شبکه‌های اجتماعی به افراد کمک می‌کند تا آنچه را که نیاز دارند، پیدا کنند. از طرفی این فناوری‌ها به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا خدمات مورد نیاز مشتری‌ها را شناسایی کرده و به آن‌ها ارائه کنند.مردم دوست دارند بعضی از اطلاعات مرتبط با خودشان را با دیگران به اشتراک بگذارند. فقط باید موقعیت مناسبی را برای آن‌ها ایجاد کنید تا با اختیار خود این کار را انجام دهند.به بازاریابی‌های گروهی فکر نکنید. سعی کنید از خلاقانه‌ترین راه ممکن و به‌صورت شخصی‌سازی‌شده با تک تک مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید.از شخصی‌سازی و سفارشی‌سازی صفحه‌های فرود برای افزایش نرخ تبدیل بهره ببرید.از سیستم‌های توصیه‌گر برای ارائه تبلیغات شخصی‌سازی‌شده به مشتری استفاده کنید.از رویکرد سه مرحله‌ای گوش دادن، آموزش دادن و درگیر کردن برای شخصی‌سازی استفاده کنید.شما به‌عنوان مدیر شبکه‌های اجتماعی نیاز دارید تا استراتژی‌های خود را برای ارتباط با مصرف‌کنندگان تغییر دهید.آینده درخشانی در انتظار کسانی است که از شخصی سازی در محتواهای خود استفاده می‌کنند.شخصی‌سازی به معنای ایجاد یک فرایند طبیعی گفتگو بین شرکت‌ها و مشتری‌ها است.از شخصی‌سازی برای ایجاد یک تجربه عالی برای مشتری‌های خود استفاده کنید.شخصی‌سازی فقط یک فرصت نیست؛ بلکه بخشی از تغییرات اجتماعی گسترده و بسیار عمیق است که در آن، بین حریم خصوصی و شخصی‌سازی مبادله‌ای انجام می‌شود.سه کلید اصلی برای ایجاد تعادل بین شخصی‌سازی و حفظ حریم خصوصی عبارت‌اند از: شفافیت شرکت، انتخاب مصرف‌کننده، مسئولیت‌پذیری در قبال این انتخاب‌ها.هدف از تبلیغات شخصی سازی‌شده این است که به بالاترین نقطه ارتباط با مشتری برسید؛ بدون اینکه او احساس ناخوشایندی از این ارتباط داشته باشد.برای استفاده از مزایای شخصی‌سازی باید بتوانید اعتماد مشتری را به خود جلب کنید و هرگز از آن‌ها سوءاستفاده نکنید.مشتری‌ها و مخاطب‌های خود را بدون نقض حریم خصوصی با کسب‌وکار خود درگیر کنید.از فناوری‌های در دسترس برای ارتباط با مشتری به روش درست، در زمان مناسب و با اطلاعات مناسب استفاده کنید.الگوریتم‌ها یا اتوماسیون، کلید شخصی‌سازی نیستند. با استفاده از الگوریتم‌ها نمی‌توانید یک محتوای شخصی‌سازی‌شده به مخاطب خود ارائه دهید.روی احساسات انسانی و آنچه که عواطف مردم را تحریک می‌کند، تمرکز کنید.از تبلیغ کردن در مورد چیزهایی که محصول شما به مشتری ارائه می‌دهد، دست بردارید و روی احساسات آن‌ها متمرکز شوید.انگیزه، پیام و رسانه عناصر مهمی در یک شخصی‌سازی موفق هستند.با تمرکز بیش از حد روی جزئیات ممکن است مهم‌ترین جنبه شخصی‌سازی یعنی ارتباط را فراموش کنید.با محتواها و داستان‌های شخصی‌سازی‌شده می‌توانید ارتباط بین برند و مصرف‌کننده را شخصی کنید.ایجاد یک ارتباط عاطفی با مشتری‌ها می‌تواند شما را از برندهای دیگر متمایز کند.با تمام مشتری‌های خود در تمام لحظات، مثل مشتری‌های ویژه (VIP) برخورد کنید.در دنیای امروز مشتری‌ها انتظار دارند که کسب‌وکار شما از اطلاعات شخصی‌سازی‌شده آن‌ها برای ارائه خدمات بهتر استفاده کند.از اطلاعاتی که در مورد مشتری‌ها و مخاطب‌های خود دارید، هنگام ارتباط با آن‌ها استفاده کنید، اما با ارائه اطلاعات دقیق و جزئی آن‌ها را نترسانید.شخصی سازی در بازاریابی فقط برای مشتری‌ها و مخاطب‌های یک کسب‌وکار نیست، بلکه می‌تواند بر تغییرات درون یک سازمان هم تاثیر بگذارد.برای افزایش ارزش تجربه مشتری، باید به «چرا»های ذهن مخاطب پاسخ دهید و آن را شخصی‌سازی کنید.شخصی‌سازی در بازاریابی ارتباط‌های جمعی را کمتر و ارتباط‌های فردی و سفارشی‌سازی را بیشتر می‌کند.کلید اصلی در بازاریابی سنتی، زبان بدن است. اما در بازاریابی آنلاین توجه به رفتار مشتری‌ها و بازدیدکننده‌های سایت مهم‌ترین عنصر است.با تغییر رفتار مشتری به‌خاطر تورم و رکود اقتصادی، حفظ ارتباط برند با مشتری می‌تواند روی فروش تاثیر ویژه‌ای داشته      باشد.شرکت‌هایی که دسترسی به مشتری برایشان مهم است، باید از بازاریابی و خدمات مبتنی بر لوکیشن یا ژئومارکتینگ استفاده کنند.استفاده از سیستم توصیه‌گر و پیشنهاد دادن محصولات مرتبط به مشتری‌ها یکی از تاثیرگذارترین روش‌ها برای فروش بیشتر است.کلام آخرحجم و تنوع داده‌های مشتری که در حال حاضر در دسترس کسب‌وکارها قرار می‌گیرد، از ترجیح‌ها و علاقه‌های شخصی گرفته تا تاریخچه تراکنش‌ها و تعامل‌ها در شبکه‌های اجتماعی، زمینه را برای شخصی‌سازی موثر فراهم می‌کند. با این حال، شما به‌عنوان یک تیم بازاریابی باید کمپین‌هایی را برگزار کنید که بتوانید بیشتر در مورد علایق و سلایق مشتری‌های خود اطلاعات کسب کنید. داستان‌سرایی در کسب‌وکار یک ابزار قدرتمند است که به شما پیشنهاد می‌کنیم برای برقراری ارتباط با مشتری و جلب اعتماد او، از آن استفاده کنید. می‌توانید اطلاعات لازم در مورد مشتری‌های خود را از طریق داستان‌سرایی از آن‌ها دریافت کنید؛ مثلا کمپین‌هایی برگزار کنید و از آن‌ها بخواهید داستان‌های خود را در ارتباط با یک موضوع خاص با شما به اشتراک بگذارند.آیا شما تا به حال از شخصی‌سازی در برند خود استفاده کرده‌اید؟ تجربه‌های خود را با در میان بگذارید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 14:09:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از داستان‌ها، برای رونق کسب‌وکار خود استفاده نکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%82-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-fgvyaflajkvh</link>
                <description>داستان‌ها راهی شگفت‌انگیز برای تجربه جهان‌های دیگر، خیال‌پردازی و برانگیختن کنجکاوی ما هستند. هیچ‌کسی را نمی‌توانید در جهان پیدا کنید که از داستان‌ها تاثیر نپذیرفته باشد. در واقع اخلاق و شخصیت تمام ما انسان‌ها تا حد زیادی از داستان‌هایی که در طول زندگی خود شنیده‌ایم، شکل گرفته‌اند؛ چه داستان‌هایی که در کودکی هنگام خواب برایمان گفته شده، چه داستان‌هایی که در فیلم‌ها و زندگی روزمره خود شاهد آن‌ها بوده‌ایم.داستان‌ها قدرت خارق‌العاده‌ای در تاثیرگذاری بر ذهن انسان دارند. آفرینش داستان‌ها را می‌توانیم همزمان با آفرینش انسان در نظر بگیریم. حتی زمانی که هنوز زبان به وجود نیامده بود، انسان‌های اولیه داستان‌های خود را با کشیدن نقش‌هایی روی دیوار غارها تعریف می‌کردند و آن‌ها را برای ما به یادگار گذاشته‌اند. در تمام ادیان و مذاهب هم می‌توانید ردپای داستان‌سرایی را مشاهده کنید. حالا که از قدرت نفوذ داستان‌ها در تسخیر روح و جان آدم‌ها باخبریم، چرا از آن‌ها برای رونق کسب‌وکار خود استفاده نکنیم؟یک داستان خوب چگونه ساخته می‌شود؟برای ساخت یک داستان عالی بهتر است معیارهایی را برای خود در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنید. یا حتی می‌توانید با پرسیدن سوالات زیر و فکر کردن راجع به آن‌ها خود را در مسیر یک داستان‌سرایی عالی قرار دهید:آیا داستان من دیگران را جذب و محسور خود می‌کند؟آیا مخاطب دوست دارد آن را تا آخر بخواند؟ مردم این روزها قبل از اینکه یک مطلب را تا آخر بخوانند، آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارند. آیا این داستان هم، چنین قابلیتی برای مخاطب دارد؟آیا داستان چیز جدیدی به مخاطب یاد می‌دهد؟      آیا کنجکاوی او را تحریک می‌کند؟آیا داستان مخاطب را مجبور به سوال پرسیدن می‌کند؟ آیا این داستان باعث می‌شود مخاطب در افکار خود تجدیدنظر کند؟این سوالات به شما کمک می‌کند تا ایده‌های خود برای داستان‌سرایی محک بزنید و تمرکز خود را روی این معیارها قرار دهید. البته که نکات بیشتری وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کنید. مثلا زمانی که یک ایده به ذهنتان می‌رسد باید ببینید که مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ آیا می‌توانید این ایده را به یک داستان فوق‌العاده تبدیل کنید؟ چه داستان‌های دیگری با آن همراه خواهد بود؟هرکدام از این سوالات را می‌توانیم قطعه‌هایی از یک پازل در نظر بگیریم. تلاش برای پیدا کردن قطعاتی که به‌خوبی کنار هم قرار بگیرند و یک تصویر زیبا بسازند، مهم‌ترین کاری است که باید در داستان‌سرایی انجام دهید.از دیگر نکات مهم هنگام بررسی ایده، این است که از خود بپرسید آیا این ایده قبلا مطرح نشده است؟ و شخصیت‌های داستان چه کسانی هستند؟ البته ایده‌ها همیشه به یک داستان تبدیل نمی‌شوند. گاهی اوقات بهتر است ایده خود را در قالب یک عکس یا ویدئو پیاده کنید. پس اجازه بدهید که داستان تعیین کند که متعلق به چه رسانه‌ای است و بهتر است در چه قالبی به مخاطب ارائه شود.برندینگ با داستان‌سرایی چگونه ممکن است؟تمرکز و اولویت‌بندی مهم‌ترین چیزهایی است که تمام کسب‌وکارها باید به آن توجه کنند. فرصت‌های زیادی همیشه به سمت شما می‌آیند؛ افراد و کسب‌وکارهایی که تمایل دارند با شما همکاری کنند یا مخاطبانی که راه‌حل مشکل خود را در کسب‌وکار شما دنبال می‌کنند. تمرکز روی موارد زیر از مهم‌ترین کارهایی است که می‌توانید برای توسعه برند خود انجام دهید:رشد مخاطب: در دنیای امروز، منظور ما از مخاطب بیشتر مخاطبان دنیای دیجیتال و دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی هستند. با برگزاری کمپین‌ها و رویدادهای بازاریابی و استفاده از یک داستان عالی می‌توانید افراد      زیادی را در شبکه‌های اجتماعی مختلف به سمت خود بکشانید. چون در حال حاضر  بیشترین نرخ بازگشت سرمایه را می‌توانید از برندینگ در شبکه‌های اجتماعی به دست آورید.بازنگری کل سایت: حتی زمانی که فکر می‌کنید وب‌سایت شما عملکرد بسیار خوبی دارد، باید دوباره یک بازنگری کلی از سایت خود داشته باشید. اگر داستان‌های خوبی در آرشیو سایت خود دارید، بهتر است که دستی به سر و روی محتوای آن‌ها بکشید و آن‌ها را در معرض دید مخاطب قرار دهید.داده‌ها تا چه اندازه می‌توانند بر داستان تاثیر بگذارند؟زمانی که همه کسب‌وکارها سعی می‌کنند با استفاده از کلیشه‌ها و ایده‌های تکراری مخاطب را جذب خود کنند، شما باید بتوانید بر کیفیت داستان‌های خود و محتواهایی که ارائه می‌دهید، تمرکز کنید و خودتان را از کلیشه‌های تکراری دور نگه دارید. در عین حال، توجه به داده‌ها و داستان‌هایی که بهترین بازخورد را از مخاطبان گرفته‌اند، به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت داستان‌های خود را پیدا کنید.با شناختن داستان‌های جذاب کسب‌وکار خود می‌توانید در این مورد فکر کنید که این داستان چه ویژگی‌هایی دارد که باعث جذب بیشترین مخاطب شده است؟ آیا می‌توانید از این ویژگی‌ها برای داستان‌های آینده خود هم استفاده کنید؟ البته توجه کنید که بسیاری از بازاریاب‌های محتوایی بیشترین ترافیکی که در یک ماه دریافت می‌کنند، تنها به‌خاطر یک یا چند داستان است. در بعضی از موارد حتی مشاهده شده که تنها یک داستان توانسته، ۹۰ درصد ترافیک یک سایت را دریافت کند.پس توصیه می‌کنیم که هرماه به تقویم محتوایی خود نگاهی بیندازید و روی داستان‌هایی که پتانسیل جذب بیشترین میزان مخاطب را دارند، تمرکز ویژه‌ای داشته باشید.آیا تغییرات فناوری روی داستان‌سرایی تاثیرگذار است؟از جمله تاثیراتی که فناوری روی داستان‌سرایی گذاشته، می‌توانیم به این موضوع اشاره کنیم که عناصر تشکیل‌دهنده یک داستان با توجه به پلتفرم‌های مختلف تغییر پیدا کرده است. مثلا پست‌های یک سایت، یک صفحه اینستاگرامی و حتی یک توییت را در نظر بگیرید. در تمام شبکه‌های اجتماعی می‌توانید به داستان‌سرایی بپردازید، اما چگونگی بیان داستان در هرکدام از آن‌ها با دیگری متفاوت است.در حال حاضر، به‌واسطه فناوری‌های مختلف محتواهای بسیار متنوعی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است. این تنوع و گستردگی به مخاطب حق انتخاب داده که این موضوع بسیار عالی است. اما چنین شرایطی پیدا کردن مطالب مهم و باارزش را دشوار کرده است. پس باید بیشتر از قبل روی کیفیت داستان‌های خود تمرکز کنید و از این طریق، کسب‌وکارتان را رشد دهید.شبکه‌های اجتماعی مختلف یک فرصت فوق‌العاده را برای جذب مخاطب فراهم کرده‌اند. با فعالیت در انواع رسانه‌های اجتماعی، کسب‌وکار خود را تنها به یک یا دو بستر تعاملی با مخاطب محدود نمی‌کنید و می‌توانید داستان‌هایتان را به گوش مخاطبان بسیار زیادی در پلتفرم‌های مختلف برسانید.البته این موضوع به معنای این نیست که شما خودتان را مجبور کنید تا بزرگ‌ترین سایت جهان را داشته باشید یا سعی کنید با ارائه انواع داستان‌ها مخاطبان زیادی به دست آورید. به یاد داشته باشید که هیچ‌گاه نباید کیفیت داستان‌های خود را فدای جذب انواع مخاطب‌ها کنید و تنها با شناخت مخاطب هدف خود، به داستان‌سرایی در کسب‌وکار بپردازید.کلام آخردنیای داستان‌ها آنقدر بزرگ و وسیع است که نمی‌توانیم آن‌ها را تنها متعلق به دوران کودکی یا زمان سرگرمی خود بدانیم. بلکه در حال حاضر، از این مهارت فوق‌العاده در کسب‌وکارها هم استفاده می‌شود. داستان‌سرایی هنری است که علاوه بر خلق ارزش، کسب‌وکار شما را هم می‌تواند رونق دهد و مخاطبان زیادی را به سمت شما جذب کند. در ادامه این مقاله، شما را بیشتر با یک داستان خوب در کسب‌وکار آشنا می‌کنیم.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Tue, 08 Mar 2022 13:07:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سال ۲۰۲۲، چالش‌های بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی چگونه خواهد بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-odxbr4tdmlqu</link>
                <description>تیک‌تاک، کلاب‌هاوس، توییچ و... تنها تعدادی از شبکه‌های اجتماعی جدیدی هستند که در همین چند سال گذشته، محبوبیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. البته که این شبکه‌ها هرگز نمی‌توانند جایگزین اپلیکیشن‌های قدیمی‌تر مثل اینستاگرام، فیس‌بوک و توییتر شوند؛ اما با سرعت شگفت‌انگیزی در میان مردم جا باز کرده‌اند. اما انتشار شبکه‌های اجتماعی جدیدتر، اتفاق خوشایندی برای یک مدیر بازاریابی شبکه‌های اجتماعی به حساب نمی‌آید. در واقع ظهور شبکه‌های اجتماعی مختلف، کار بازاریابی در این پلتفرم‌ها را بسیار سخت می‌کند. مدیر شبکه‌های اجتماعی مدام باید از خود بپرسد: کدام پلتفرم‌ها باعث بالا رفتن نرخ بازگشت سرمایه می‌شود؟ مخاطب‌های ما در کدام شبکه بیشتر حضور دارند؟ کدام یک از شبکه‌های اجتماعی ارزش سرمایه‌گذاری ندارند؟ تیم بلاگ هاب‌اسپات با نظرسنجی از تقریبا ۵۰۰ بازاریاب سعی کرده تا بزرگ‌ترین چالش‌های بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی در سال ۲۰۲۲ را شناسایی و بررسی کند که ما هم در این مقاله به آن‌ها می‌پردازیم.اولین چالش: انتخاب پلتفرم مناسب برای بازاریابی برند۲۶ درصد از بازاریاب‌ها تعیین پلتفرم یا پلتفرم‌های مناسب را برای سرمایه‌گذاری از نظر وقت و هزینه بزرگ‌ترین چالش خود در سال ۲۰۲۲ می‌دانند. واضح است که محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی همیشه برای اهداف کسب‌وکار یا برند شما مناسب نیستند؛ پس تعیین برنامه‌هایی که باید در استراتژی بازاریابی خود جای دهید، ممکن است کار بسیار دشواری باشد.کلی هندریکسون، مدیر ارشد شبکه‌های اجتماعی هاب‌اسپات، برای انتخاب پلتفرم‌های مناسب برای برند می‌گوید: «همه‌چیز به مخاطب‌های شما بستگی دارد. پس باید بدانید که مخاطب‌های شما چه کسانی هستند و وقت خود را در کدام یک از شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. بیشتر پلتفرم‌ها، داده‌ها و آمار جمعیت‌شناختی مخاطب‌های شما مثل سن، جنسیت، محل سکونت و... را با شما به اشتراک می‌گذارند؛ پس حتی با کمترین میزان مطالعه و تحقیق هم می‌توانید بفهمید که بیشتر مخاطب‌های شما در کجا حضور دارند.»از طرفی، برای پیدا کردن شبکه اجتماعی متناسب با برند خود، توجه به اینکه مخاطب شما چه نوع محتوایی را می‌پسندد هم مفید است. مثلا با انجام تحقیق‌های بازاریابی متوجه می‌شوید که پرسونای خریدار شما از محتوای ویدئویی بیشترین لذت را می‌برد؛ پس می‌توانید پلتفرم‌هایی مثل یوتیوب، تیک‌تاک و اینستاگرام را انتخاب کنید که برای انتشار ویدئو مناسب‌تر هستند. به این ترتیب، انتخاب پلتفرم مناسب برای برند شما به همین چند گزینه محدود می‌شود.هنگام انتخاب پلتفرم، باید اهداف شبکه‌های اجتماعی خود را هم در نظر داشته باشید. مثلا اگر هدف شما افزایش فروش است، شاید بهتر باشد تبلیغات هدفمند و شخصی‌سازی فیس‌بوک را امتحان کنید. اما اگر قصد دارید تا آگاهی از برند خود را گسترش دهید، ممکن است استفاده از اپلکیشن‌های جدیدتری مثل تیک‌تاک یا کلاب‌هاوس انتخاب مناسب‌تری باشد.علاوه بر این‌ها، به این موضوع هم توجه کنید که مخاطب‌های تیک‌تاک، اسنپ‌چت و ریلز (Reels) اینستاگرام را معمولا افراد جوان‌تر تشکیل می‌دهند. پس اگر مخاطب‌های شما افراد میانسال یا مسن هستند، استفاده از این پلتفرم‌ها چندان عاقلانه و مفید به نظر نمی‌رسد.دومین چالش: تولید محتوای جذابشاید هر کسی بتواند مطلبی بنویسد، ویدئویی درست کند یا تصویری بسازد. اما آیا همه این افراد می‌توانند با محتواهایی که تولید کرده‌اند، مخاطب‌ها را جذب خود کنند؟ تولید محتوا سخت‌تر از چیزی است که تمام افراد تصورش را می‌کنند. ۲۴ درصد از بازاریاب‌ها معتقدند بزرگ‌ترین چالش آن‌ها در سال ۲۰۲۲ تولید محتوای جذاب خواهد بود.تولید محتوای باکیفیت برای شبکه‌های اجتماعی کاری زمان‌بر است. اما شما می‌توانید با استفاده مجدد از محتوای خود در بقیه کانال‌ها و پلتفرم‌ها، بیشترین درآمد را از آن داشته باشید. مثلا اگر زمان زیادی را صرف تهیه یک ویدئوی ۱۰ دقیقه‌ای کرده و آن را در یوتیوب منتشر کرده‌اید، می‌توانید برش‌های کوتاهی از همان ویدئو را در شبکه‌های اجتماعی دیگری مثل اینستاگرام، اسنپ‌چت یا تیک‌تاک پست کنید یا حتی می‌توانید با اطلاعاتی که برای ساخت ویدئو جمع‌آوری کرده‌اید، یک پست دیگر در یکی از شبکه‌های اجتماعی خود بگذارید.برای به دست آوردن موفقیت‌های طولانی‌مدت در بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، اختصاص دادن زمان و منابع کافی برای انجام آن و داشتن حجم کاری مناسب ضروری است. با افزایش شبکه‌های جدید اجتماعی و مخاطب‌های بی‌شمار آن‌ها، دیگر یک نفر نمی‌تواند به‌تنهایی پاسخگو باشد و شما به یک تیم برای بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی نیاز دارید.با توجه به اینکه ترجیح‌ها و انتظارات مصرف‌کننده‌ها همیشه در حال افزایش است، شما به عنوان یک بازاریاب شبکه‌های اجتماعی به سرمایه‌گذاری بیشتری روی تیم‌ها و منابع خود نیاز دارید. برای غلبه کردن بر این چالش، برند شما باید بپذیرد که در حال حاضر شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یک ابزار ارتباطی حیاتی در اولویت قرار دارند و باید منابع موردنیاز برای تولید محتوای خلاقانه، مرتبط و معتبر را در اختیار تیم‌های خود بگذارد.همچنین شما می‌توانید از یک یا چند شبکه اجتماعی برای پشتیبانی از مشتری‌های فعلی و از شبکه‌های دیگر برای جذب مشتری‌های جدید استفاده کنید. سرمایه‌گذاری نکردن روی شبکه‌های اجتماعی و تشکیل ندادن یک تیم متخصص، برند را با خطر از دست دادن مشتری و فرسودگی شغلی تهدید می‌کند.سومین چالش: پیدا کردن ایده برای محتوای جدیداز دید ۲۳ درصد از بازاریاب‌ها، پیدا کردن ایده برای محتوای جدید بزرگ‌ترین چالش آن‌ها در سال ۲۰۲۲ است. ارائه ایده‌های جدید برای شبکه‌های اجتماعی می‌تواند کار دشواری باشد؛ مخصوصا حالا که این شبکه‌ها از قبل با انواع مختلفی از محتواها پر شده‌اند.برای غلبه بر این چالش، می‌توانید از پیشنهادهای زیر استفاده کنید:لینک بلاگ جدید خود را در استوری اینستاگرام قرار دهید.از ابزار نظرسنجی در اینستاگرام استفاده کنید.محتوای تولیدشده توسط کاربر (UGC) را در توییتر خود به اشتراک بگذارید.محتوای وب‌سایت خود را در فیس‌بوک به اشتراک بگذارید.مقاله‌ها یا آمار مربوط به حوزه کاری خود را در لینکدین منتشر کنید.از دستاوردها و موفقیت‌های شرکت خود در لینکدین صحبت کنید.برای اینستاگرام و فیس‌بوک محتوای گرافیکی طراحی کنید.چهره‌ها و افراد مهم شرکت خود را در اسنپ‌چت یا اینستاگرام به نمایش بگذارید و در مورد آن‌ها متنی بنویسید.در کنار این کارها، می‌توانید زمانی را به تحقیق در مورد نوع محتوایی که در هرکدام از پلتفرم‌ها یا شبکه‌های اجتماعی ترند شده است، اختصاص دهید. کریستینا گارنت، مدیر ارشد بازاریابی هاب‌اسپات، پیشنهاد می‌کند هنگام جستجوی ایده‌های جدید، اول از همه در مورد چیزهایی که از قبل وجود داشته است، تحقیق کنید. همان‌طور که آلن گانت در کتاب منحنی خلاقیت خود می‌گوید: «برای خلق یک رمان، باید در مورد آنچه که از قبل وجود دارد، بدانید.»زمانی که سعی می‌کنید ایده جدیدی پیدا کنید، باید منابع مختلفی را بخوانید تا ببینید در حال حاضر چه محتواهایی در دسترس است؛ سپس به‌دنبال فرصت‌های جدید و پر کردن شکاف‌های موجود بروید. آیا سوالی وجود دارد که پاسخ داده نشده است؟ گاهی اوقات ممکن است محتوایی از قبل وجود داشته باشد، اما فرمت قابل‌قبولی ندارد یا به‌درستی تولید نشده است. پس شما می‌توانید همان محتوا را برای گروه دیگری از مخاطب‌ها با فرمی بهتر ارائه کنید.وقتی موضوع محتوای خود را تعیین کردید، باید در مورد مخاطب هدف خود فکر کنید. یعنی باید بدانید که چه کسی به محتوای شما نیاز دارد تا بتوانید آن را به بهترین شکل به او ارائه دهید. شاید تحقیق درباره نوع محتوا و مخاطب‌های هدف کار زمان‌بری باشد، اما می‌تواند به شما کمک کند تا برند خود را به یک رهبر فکری در صنعت کاری خود تبدیل کنید. به این ترتیب، تلاش شما همیشه به یک ایده عالی و جذاب برای تولید محتوا تبدیل خواهد شد.چهارمین چالش: اندازه‌گیری بازگشت سرمایه(ROI)گاهی اوقات اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه کار آسانی است. مثلا تعداد فروش‌هایی که از یک تبلیغ خاص در فیس‌بوک انجام داده‌اید، به‌راحتی اندازه‌گیری می‌شود. پس وقتی صحبت از ارزش مادی به میان می‌آید، محاسبه نرخ بازگشت سرمایه دشواری چندانی ندارد. اما زمانی که هدف شما از فعالیت در شبکه‌های اجتماعی افزایش آگاهی از برند است، اندازه‌گیری موفقیت کمپین و محاسبه ارزش آن سختی‌های خاص خودش را دارد.۲۲ درصد از کسانی که در نظرسنجی هاب‌اسپات شرکت کرده‌اند، معتقدند که اندازه‌گیری بازگشت سرمایه بزرگ‌ترین چالشی است که آن‌ها در سال ۲۰۲۲ با آن روبه‌رو خواهند بود. البته تصور نکنید که اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه در شبکه‌های اجتماعی غیرممکن است. راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید از طریق آن‌ها بر این چالش غلبه کنید. پنجمین چالش: تولید محتوا برای تولید لیدمشتری راغب (Lead) کسی است که با ثبت‌نام در سایت یا عضویت در خبرنامه، برای تعامل با برند رغبت نشان داده است. محتوایی می‌تواند به تولید لید کمک کند که برای کاربر کمک‌کننده باشد و او را با خود درگیر کند. ۲۲ درصد از شرکت‌کنندگان نظرسنجی هاب‌اسپات بزرگ‌ترین چالش خود برای سال پیش رو را «تولید محتوای مناسب برای تولید لید» دانستند.تدوین یک استراتژی قدرتمند برای تولید لید در شبکه‌های اجتماعی، نیازمند تمرکز روی انتقال کاربران از طریق لینک‌ها به لندینگ‌پیج برند است؛ این یعنی در تولید محتوای این‌چنینی، فراخوان به عمل (Call-to-Action) اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. برای مثال اگر قصد دارید محصول جدید خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کنید، بهتر است برای هر شبکه اجتماعی یک لندینگ‌پیج جداگانه بسازید. با این کار می‌توانید کلیک‌ها را دنبال کرده و ببینید کدام شبکه اجتماعی برای انجام تبلیغات شما مناسب‌تر است. در مثالی دیگر، اگر می‌خواهید کاربران شبکه اجتماعی را در خبرنامه خود عضو کنید، بهتر است فراخوان عمل مربوطه را در انتهای مطالب آموزشی و کاربردی خود قرار دهید.النا ملینکووا، مدیر کل مارکتینگ برند TalkWalker در نقل‌قولی معروف می‌گوید: «چالش کسب‌وکارهای امروز جایگزین کردن تبلیغات پر زرق و برق قدیمی با بازاریابی محتوایی است».کلام آخربیشتر شدن شبکه‌های اجتماعی، شاید کار را برای شما به‌عنوان یک مدیر یا بازاریاب شبکه‌های اجتماعی دشوار کند؛ اما این کاملا به خود شما بستگی دارد که به هرکدام از آن‌ها به چشم یک مشکل نگاه کنید یا فرصت. به نظر شما بزرگ‌ترین چالشی که در سال ۲۰۲۲ با آن روبه‌رو خواهید بود، کدام است؟ آیا راه‌حلی برای غلبه بر آن سراغ دارید؟ تجربه‌های خود را با ما به اشتراک بگذارید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Feb 2022 10:49:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از مقاله‌های قدیمی برای بهبود سئو سایت استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-rvuejvhahxse</link>
                <description>اگر اهل وبلاگ‌نویسی باشید، احتمالا پیش آمده که بعد از مدتی دیده‌اید که یکی از محبوب‌ترین مقاله‌هایتان در میان سایر مقاله‌ها و پست‌ها گم شده و دیگر توجهی به آن نمی‌شود. این اتفاق ممکن است برای شما خیلی ناراحت‌کننده باشد، اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید دوباره بلاگ قدیمی خود را احیا کنید و به آن روحی دوباره ببخشید. وبلاگ‌ها معمولا ترکیبی از محتواهای لحظه‌ای و محتواهای همیشه سبز هستند. محتوای لحظه‌ای همان مقاله‌های خبری یا اتفاق‌های روز است که بعد از مدتی تاریخ انقضای آن تمام می‌شود. اما محتوای همیشه سبز ارزش خود را در طولانی‌مدت حفظ می‌کند و همیشه مخاطب‌های خود را دارد. احیا کردن محتواهای لحظه‌ای ارزش چندانی ندارند، اما احیای محتواهای همیشه سبز می‌تواند وبلاگ شما را دوباره به صفحه اول گوگل برساند. در این مقاله به شما می‌گوییم که چگونه می‌توانید از مقاله‌های قدیمی خود برای بهبود سئو استفاده کنید.احیای مقاله‌های قدیمی چه مزیت‌هایی دارد؟مخاطب‌ها و بازدیدکننده‌های سایت از شما محتوای باکیفیت می‌خواهند. آن‌ها باید بدانند که محتوای شما کاملا جدید است و اطلاعات به‌روزی را به آن‌ها می‌دهد. به‌روزرسانی‌های همیشگی محتوا، کیفیت سایت و همچنین تجربه کاربری را ارتقا می‌دهد. از طرفی این به‌روزرسانی‌ها برای گوگل بسیار مفید است و رتبه سایتتان را بالاتر می‌برد. پس احیای مقاله‌ها علاوه بر بهبود تجربه کاربری، به بهبود سئو هم کمک می‌کند.استفاده مجدد از پست‌های قدیمی که زمانی بیشترین ترافیک را به خود اختصاص داده بودند، می‌تواند عمر دوباره‌ای به آن‌ها ببخشد و دوباره آن‌ها را به جایگاه اولیه خود برگرداند. به‌طوری که جان بونینی، مدیر بازاریابی دیتاباکس، می‌گوید: «به‌روزرسانی محتواهای قدیمی بهترین فرصتی است که شما می‌توانید برای افزایش ترافیک ارگانیک در کوتاه‌مدت از آن استفاده کنید». گاهی اوقات به‌روزرسانی محتواهای قدیمی تاثیر بیشتری نسبت به تولید و انتشار مطالب جدید دارند. این کار رتبه شما را در نتیجه جستجوی گوگل افزایش می‌دهد و ترافیک بیشتری را به سمت پست شما هدایت می‌کند.علاوه بر این، بخشی از ترافیک پست شما به‌خاطر بک‌لینک‌های آن است. گرفتن بک‌لینک از محتوای جدید کار زمان‌بری است. پس به‌روزرسانی پست‌های قدیمی وبلاگ به شما کمک می‌کند تا بک‌لینک‌هایی را که این صفحه قبلا گرفته است، حفظ کند و حتی با به‌روزرسانی اطلاعات بک‌لینک‌های جدیدی بگیرد.چگونه یک مقاله قدیمی را احیا کنیم؟برای اینکه مقاله خود را دوباره به میدان رقابت گوگل برگردانید، اول از هرچیز باید بدانید آیا این مقاله ارزش به‌روزرسانی را دارد؟ جان بونینی پیشنهاد می‌کند مقاله‌هایی با ویژگی‌های زیر را برای احیا و به‌روزرسانی انتخاب کنید:محتوایی که طی ۳ تا ۶ ماه گذشته حجم زیادی از ترافیک ارگانیک خود را از دست داده است.محتوایی که در حال حاضر در صفحه دوم گوگل قرار دارد.محتوایی که کلمه‌های کلیدی زیادی را هدف قرار داده است، اما اصلا جایگاهی در رتبه‌بندی گوگل ندارد.با کمک راه‌های زیر می‌توانید روح تازه‌ای به مقاله‌های قدیمی خود ببخشید و دوباره مخاطب‌های بیشتری را جذب کنید:۱. تعیین کلمه‌های کلیدی جدیدزمانی که اولین پست خود را منتشر کرده‌اید، آیا دانش سئویی کافی داشته‌اید؟ احتمالا در آن زمان شما کلمه‌های کلیدی را بر اساس سختی کلمه کلیدی و حجم جستجوی آن انتخاب می‌کردید یا اصلا دانشی برای تحقیق کلمه‌های کلیدی نداشتید. در هر صورت باید کلمه‌های کلیدی جدیدی را تعیین کنید.حجم جستجو نشان می‌دهد که یک کلمه کلیدی چند بار توسط افراد در موتور جستجو وارد شده است. این معیار که معمولا با عنوان «حجم جستجوی ماهانه» (MSV) شناخته می‌شود، میزان ترافیک موجود برای آن کلمه را پیش‌بینی می‌کند. حجم جستجو را باید با سختی کلمه کلیدی ارزیابی کنید. سختی کلمه کلیدی معیاری است که به شما می‌گوید وضعیت رتبه‌بندی در صفحه اول یک موتور جستجو برای این کلمه خاص چطور می‌تواند باشد. توجه کنید که سختی کلمه کلیدی یا حجم جستجو به‌تنهایی نمی‌توانند تعیین‌کننده کلمه کلیدی هدف شما باشند.حجم جستجو و سختی کلمه کلیدی معمولا در طول زمان تغییر می‌کند. پس اگر مقاله شما مربوط به سال‌ها پیش است و شما با توجه به حجم جستجو و سختی کلمه کلیدی آن زمان، مقاله خود را نوشته‌اید یا در آن زمان از اهمیت سئو بی‌اطلاع بوده‌اید، باید دوباره یک کلمه کلیدی جدید انتخاب کرده و مقاله خود را به‌روزرسانی کنید.برای پیدا کردن کلمه‌های کلیدی جدید باید کارهای زیر را انجام دهید:اصطلاح‌های مرتبط با حوزه فعالیت خود را شناسایی کنید.از ابزارهای تحقیق کلمه‌های کلیدی برای تولید کلمه‌های کلیدی طولانی استفاده کنید؛ مثل Google Keyword Plannerکلمه کلیدی را بر اساس حجم جستجو و سختی کلمه کلیدی انتخاب کنید.۲. بهبود سئوی داخلی (on-page)برای به‌روزرسانی و پیاده‌سازی استراتژی سئوی خود روی مقاله‌ها و پست‌های قدیمی می‌توانید از موارد زیر کمک بگیرید:عنوان سئو (SEO Title Tag)کلمه کلیدی: پست مهمانعنوان سئو همان عبارتی است که در صفحه جستجو ظاهر شده و بازدیدکننده با کلیک روی آن، وارد صفحه مقاله شما در سایت می‌شود. این عنوان را طوری به‌روزرسانی کنید که کلمه کلیدی هدف جدید را در دل خود داشته باشد. توجه کنید که هیچ محدودیتی برای طول عنوان سئو وجود ندارد، اما تنها ۷۰ کاراکتر اول آن در نتیجه جستجوی گوگل نشان داده می‌شود. پس بهتر است کلمه کلیدی خود را در ابتدای عنوان قرار دهید.توضیحات متا (Meta Description)اگر در صفحه جستجوی گوگل دقت کنید، می‌بینید که پایین عنوان سئو، متنی با سایز کوچک‌تر نوشته شده است. این متن همان توضیحات متا است که باید شامل کلمه کلیدی باشد تا مخاطب با خواندن آن، هدف کلی مقاله را متوجه شود.عنوان مقالهعنوان مقاله با عنوان سئو متفاوت است. عنوان سئو در صفحه جستجو ظاهر می‌شود، اما عنوان مقاله عبارتی است که مخاطب با وارد شدن به صفحه شما آن را می‌بیند. این عنوان را هم باید با کلمه کلیدی جدید به‌روز کنید. البته در خیلی از مواقع، عنوان مقاله با عنوان سئو تفاوتی ندارد.زیرعنوان‌هاعنوان‌های فرعی یا زیرعنوان‌ها طرح کلی محتوای شما را به مخاطب نشان می‌دهند. قبل از اینکه مخاطب تصمیم بگیرد که مقاله شما را کامل بخواند، معمولا نگاهی به این زیرعنوان‌ها می‌اندازد تا بفهمد آیا این مقاله ارزش وقت گذاشتن دارد یا نه؟ پس در انتخاب زیرعنوان‌ها و طراحی ساختار مقاله خود باید دقت بیشتری به خرج دهید.بعد از ایجاد تغییرات در عنوان سئو، توضیحات متا، عنوان و زیرعنوان‌های مقاله حالا باید به سراغ جایی بروید که بیشترین میزان تغییرات را می‌طلبد؛ یعنی محتوای بدنه.۳. به‌روزرسانی محتوای بدنهبیشتر تغییراتی که باید برای احیای مقاله انجام دهید، در محتوای بدنه اتفاق می‌افتد. به‌روزرسانی محتوای بدنه را با بازنویسی مقدمه شروع کنید. سپس به سراغ ادامه مطالب بروید. این کار را بهتر است در دو مرحله انجام دهید: حذف محتوای قدیمی و اضافه کردن اطلاعات جدید.هنگام حذف محتوای قدیمی، با اطلاعاتی شروع کنید که در حال حاضر کاربردی ندارند. در این مرحله حتی باید منابع قدیمی را هم پاک کرده و استفاده از منابع دو تا سه سال گذشته را هدف قرار دهید. حالا باید اطلاعات جدید را جایگزین کرده و از منابع جدید برای تکمیل مقاله خود استفاده کنید. همان‌طور که محتوای خود را به‌روزرسانی می‌کنید، از ایجاد لینک‌های داخلی غافل نشوید.۴. تمرکز روی لینک‌هایکی از مهم‌ترین راه‌ها برای بهبود سئو، استفاده از لینک‌های داخلی و خارجی است. لینک‌ها می‌توانند رتبه شما را در صفحه نتیجه جستجوی گوگل ارتقا دهند و اعتبار مقاله شما را بیشتر کنند. لینک‌های مقاله خود را در دو مرحله زیر به‌روز کنید.در مرحله اول، لینک‌های خرابی که بازدیدکننده را به صفحه خطای 404 هدایت می‌کنند، پیدا کرده و آن‌ها را حذف کنید یا تغییر دهید. چون اگر کسی روی یک لینک کلیک می‌کند، قطعا می‌خواهد اطلاعات بیشتری به دست آورد. پس با رفتن به صفحه 404 احساس خوشایندی به او دست نمی‌دهد و اعتبار صفحه شما زیر سوال می‌رود.در مرحله دوم لینک های داخلی را به‌روز کنید. لینک داخلی برای مواقعی کاربرد دارد که می‌خواهید مقاله خود را با سایر مقاله‌های مرتبط پیوند دهید. این کار کیفیت محتوای شما را افزایش داده، سئو را بهبود می‌دهد و باعث می‌شود کاربر زمان بیشتری را در سایت شما بگذارند.۵. اضافه کردن عکس و ویدئوی جدید و بهینه‌سازی آن‌هاوبلاگ‌های باکیفیت تصویرهای باکیفیتی دارند. اضافه کردن تصویر و ویدئو به بلاگ یکی دیگر از راه‌های احیای یک پست قدیمی است که تجربه کاربری و سئو را بهبود می‌دهد. اضافه کردن عکس و ویدئوهای جدید مزیت‌های زیر را به همراه دارد:زمان ماندن کاربر در سایت را افزایش می‌دهد.ترافیک بیشتری جذب می‌کند.درک مطلب و محتوا را برای مخاطب آسان‌تر می‌کند.جلوه زیباتری به صفحه می‌بخشد.اگر بخواهید بین تصویر و ویدئو یکی را انتخاب کنید، ما تصویر را به شما پیشنهاد می‌کنیم. چون سئوی عکس نتیجه بهتری نسبت به سئوی ویدئو دارد. برای احیای مقاله خود با اضافه کردن تصویر می‌توانید مراحل زیر را انجام دهید:پیدا کردن تصویر مناسباستفاده از عکس‌هایی که خودتان آن‌ها را گرفته‌اید، نسبت به سایر عکس‌ها در اولویت قرار دارد. پس اگر می‌توانید یک عکاس استخدام کنید و عکس‌های اورجینال را در سایت خود قرار دهید. اما اگر هزینه این کار بیشتر از بودجه شما است، می‌توانید ترکیبی از عکس‌های رایگان و پولی را استفاده کنید. برای پیدا کردن تصویر مناسب باید یک بار دیگر مقاله خود را مرور کرده تا بتوانید یک عکس مرتبط با محتوای آن پیدا کنید. پس اطمینان از مرتبط بودن عکس و متن نکته مهمی است که حتما باید آن را مد نظر داشته باشید.انتخاب نام مناسب برای تصویرنام فایل تصویر شما راه دیگری برای بهبود سئو است. بسیاری از افراد فکر می‌کنند نام تصویر تاثیر خاصی در سئو ندارد، در صورتی که گوگل حتی عکس‌های موجود در پست یک وبلاگ را هم ایندکس‌گذاری می‌کند. نام عکس شما باید ترکیبی از کلمه کلیدی و توصیف عکس باشد. بین کلمه‌ها هم می‌توانید از خط تیره (-) استفاده کنید.استفاده از متن جایگزین (Alt Text)متن جایگزین همان متنی است که عکس را توصیف می‌کند تا در صورت عدم نمایش، کاربر بتواند ماهیت آن را تشخیص دهد. همچنین استفاده از متن جایگزین به کسانی که نابینا هستند کمک می‌کند تا هیچ اطلاعاتی را از دست ندهند. برای نوشتن یک متن جایگزین خوب باید از کلمه کلیدی استفاده کنید و تمرکز خود را روی یک توصیف خوب از تصویر قرار دهید.۶. اصلاح یا تغییر فرمتفرمت محتوای خود را مطابق با راهکارها و تکنیک‌های جدید سئو اصلاح کنید. همان‌طور که می‌دانید بازاریابی دیجیتال صنعتی است که به سرعت تغییر کرده و روش‌های آن در طول زمان بهبود پیدا می‌کند. پس با تحقیق و مطالعه در مورد جدیدترین راهکارهای سئو می‌توانید فرمت مقاله خود را تغییر دهید.۷. تصحیح غلط‌های املایی و بهبود خوانایی مقالهاشتباه تایپی یا غلط‌های املایی در هر مقاله‌ای ممکن است وجود داشته باشد؛ مخصوصا در مقاله‌های قدیمی که موقع نگارش آن‌ها، ابزارهای ویراستاری در دسترس نبوده است. با تصحیح چنین غلط‌هایی می‌توانید خوانایی مقاله خود را بهبود دهید. خوانایی به‌طور مستقیم با تجربه کاربری در ارتباط است. یعنی اگر یک خواننده بعد از خواندن چند خط به این نتیجه برسد که خواندن مقاله شما سخت است، بلافاصله از سایت شما خارج خواهد شد. خارج شدن کاربرها از سایت باعث بالا رفتن نرخ پرش می‌شود که این موضوع تاثیر منفی روی سئو می‌گذارد و این پیام را موتورهای جستجو منتقل می‌کند که محتوای شما برای بازدیدکننده‌ها نامناسب است.با انجام کارهای زیر می‌توانید خوانایی مقاله خود را بهبود دهید:نوشتن جمله‌های کوتاه‌تراستفاده از بندهای کوتاه‌ترعدم استفاده از فعل‌های مجهولحذف کلمه‌های اضافی۸. انتشار مقاله با تاریخ جدیدمردم به خواندن محتواهای قدیمی علاقه‌ای ندارند. پس اگر تاریخ پست شما به‌روز شود، مخاطب تمایل بیشتری به خواندن آن خواهد داشت. تغییر تاریخ مقاله یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای احیای مقاله قدیمی است. همچنین شما می‌توانید سال انتشار مقاله خود را به عنوان سئوی سایت خود اضافه کنید. آمار SearchPilot نشان می‌دهد که با اضافه کردن سال جاری به عنوان سئو، ترافیک ارگانیک تا ۵ درصد افزایش پیدا می‌کند.۹. ایندکس‌گذاری مجدد مقاله در گوگلتمام هدف شما از به‌روزرسانی یا احیای مقاله این است که آن را دوباره به صفحه اول جستجوی گوگل برسانید. پس باید مقاله شما توسط گوگل ایندکس شود. با استفاده از کنسول جستجوی گوگل (Google Search Console) می‌توانید روند ایندکس‌گذاری را سریع‌تر کنید.کلام آخربازاریابی محتوایی صنعتی است که همگام با پیشرفت تکنولوژی تغییر می‌کند. پس شما هم باید سرعت رشد و تغییر خود را تا جایی که می‌توانید با سرعت تغییر آن هماهنگ کنید. برای همگام شدن با راهکارهای فعلی سئو و ایجاد یک تجربه کاربری عالی، لازم است تا محتوای خود را همیشه به‌روز نگه دارید. با استفاده از نکاتی که در این مقاله گفته شد، می‌توانید همیشه جایگاه سایت خود را در صفحه جستجوی گوگل حفظ کنید یا حتی آن را ارتقا دهید.شما چه راهکارهای دیگری برای احیای مقاله‌های قدیمی سراغ دارید؟این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jan 2022 10:26:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان سرایی با داده‌؛ ابزاری قدرتمند برای هویت‌بخشی به برند</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-giziformkwvs</link>
                <description>متخصصان بازاریابی دیجیتال با ابزارهای تجزیه‌وتحلیل خود به اقیانوس وسیعی از داده‌ها دسترسی دارند. آن‌ها با استفاده از این داده‌ها مشتری‌ها و مخاطبان هدف را دنبال می‌کنند و میزان ارتباطشان با برند را می‌سنجند. داده‌ها می‌توانند سلاح قدرتمندی برای جذب مخاطب و شناساندن برند به مردم باشند. آن‌ها همان‌طور که با تحلیل رفتار مشتری می‌توانند او را به سمت خود بکشانند، اگر نتوانند ارتباطی انسانی با او برقرار کنند، چندان کارا نخواهند بود. پس نکته مهم اینجاست که به مردم فقط به چشم کاربر یا مخاطب هدف نگاه نکنید. آن‌ها افرادی هستند که بیشتر از هرچیز تحت‌تاثیر احساساتشان قرار می‌گیرند. داده‌ها صرفا می‌توانند پاسخگوی منطق باشند، در صورتی که همه ما خوب می‌دانیم که احساسات همیشه حرف اول را می‌زنند. در این مقاله در مورد اهمیت داستان سرایی با داده و ارائه داده‌ها در قالب یک محتوای تعاملی و موثر با شما صحبت می‌کنیم.داده پادشاه است،‌ اما همه‌چیز نیست!بازاریابی دیجیتال به‌شدت بر داده‌ها متکی است. به همین خاطر است که بیشتر بازاریاب‌های دیجیتال از قدرت و پتانسیل خلاقیت غافل شده‌اند. دلیل دیگر آن را می‌توانیم در این ببینیم که آن‌ها معمولا با اندازه‌گیری سروکار دارند. پس با توجه به اینکه خلاقیت و تاثیرات آن بر احساسات انسانی را نمی‌توان با هیچ معیار و پارامتری اندازه گرفت، این عنصر مهم معمولا از دیدشان پنهان می‌ماند. اما اگر بخواهیم فقط به آنچه که قابل‌اندازه‌گیری است توجه کنیم، پس تکلیف انسانیت و تاثیرگذاری بر روح و روان انسان‌ها چه می‌شود؟اگر آنقدر مشغول شمارش و اندازه‌گیری باشید، نمی‌توانید هیچ ارتباط سازنده‌ای با مخاطبان و مشتریان خود برقرار کنید. ارتباطات انسانی را می‌توانیم تنها چیزی در جهان بدانیم که کیفیت آن بر کمیت آن مقدم است. درست است که تعداد کلیک‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها و سایر نرخ‌ها و اعداد در دنیای داده‌ها اهمیت دارد، اما لزوما نشان‌دهنده درگیر شدن افراد با برند نیست. برای شکستن این روند که برندهای امروز را درگیر خود کرده، باید از قدرت داستان‌ها در تاثیرگذاری بر جان و ذهن آدم‌ها استفاده کنید. اگر می‌خواهید برند خود را از دیگران متفاوت کنید، نیاز دارید تا قلب‌ها و ذهن‌های مردم را با انسان‌سازی برندتان از طریق خلاقیت و داستان‌سرایی به تسخیر درآورید.داستان سرایی با داده چیست؟داده‌های شرکت‌ها و کسب‌وکارها معمولا اطلاعات و اعداد و ارقام خشکی هستند که جز برای مدیرهای بازارایی برای شخص دیگری مفید و جذاب نیستند. اگر می‌خواهید داده‌ها را در اختیار مشتریان و مخاطبان خود قرار دهید، باید آن‌ها را ساده‌سازی و قابل‌فهم کنید. داستان سرایی داده دقیقا همان چیزی است که باید به‌دنبال آن باشید.داستان سرایی داده توانایی شخصی‌سازی داده‌ها مطابق با درک و فهم مخاطبان است؛ به‌طوری که آن‌ها جذب داستان شما شوند و نام برندتان در خاطر آن‌ها حک شود. در واقع، داستان سرایی با داده‌ها روش نوظهوری است که ارزش زیادی به داده‌های کسب‌وکار شما می‌بخشد. چون داده‌ها به‌خودی‌خود ارزش زیادی ندارند؛ مگر اینکه بتوانید از آن‌ها به یک بینش، اقدام یا نتیجه مهم در کسب‌وکارتان برسید. دکتر هال آر واریان، اقتصاددان ارشد گوگل، در سال ۲۰۰۹ اهمیت داستان سرایی با داده‌ها را چنین مطرح می‌کند: «توانایی گرفتن داده‌ها از درک و پردازش آن تا تجسم، استخراج ارزش‌ها و ارائه به مخاطبان، در حال تبدیل شدن به یک مهارت مهم در دهه‌های آینده کسب‌وکارها است.»قصه‌گویی راه اصلی انتقال دانش در میان گروه‌های زیادی از مردم بوده است. فرهنگ‌هایی که امروز می‌شناسیم و در آن‌ها زندگی می‌کنیم، در اثر همین قصه‌گویی شکل گرفته‌اند و موفقیت تکاملی را در نسل‌های مختلف ممکن کرده‌اند. در حال حاضر، با وجود این همه داده و اطلاعات مختلف، تنها داستان‌سرایی است که می‌تواند انسان را در این جهان پیچیده که به‌سرعت در حال تغییر است، از سردرگمی نجات دهد.داستان سرایی با داده‌، سه تخصص زیر را با هم ادغام می‌کند:علم داده: علم داده (Data Science) تخصصی بین رشته‌ای از علوم مختلف است که به استخراج دانش و بینش از داده‌ها می‌پردازد و آن را برای مخاطبان قابل‌دسترس و قابل‌فهم می‌کند. اما دانشمندان داده معمولا در یک مهارت مهم سررشته ندارند و آن داستان‌سرایی است. آن‌ها از مهارت‌های بالایی در جمع‌آوری و ارائه داده‌ها برخوردار هستند، اما نمی‌توانند به یک درک واقعی از فرصت‌های نهفته‌شده در داده‌های خود برسند.تجسم: راه‌حل‌های زیادی برای درک حجم وسیعی از داده‌های جمع‌آوری‌شده به وجود آمده‌اند. شما می‌توانید با استفاده از انواع نمودارها و جدول‌ها، داده‌های خود را به تصویر بکشید. با این حال، تجسم داده‌ها (Data Visualization) به‌تنهایی هم محدودیت‌هایی دارد. درست است که نمودارها می‌توانند در یک نگاه اطلاعات زیادی به مخاطب منتقل کنند، اما زمینه لازم برای توضیح اتفاقات و علت آن‌ها را ندارند.روایت: سومین و به‌نوعی حیاتی‌ترین بخش داستان‌‌پردازی داده‌ها (Data Storytelling)، روایت است. یک روایت خوب از زبان و کلمات در قالبی متناسب با نیازهای خاص شما استفاده می‌کند و درک کاملی از اطلاعات جدید را به مخاطب ارائه می‌دهد.قدرت داستان سرایی با داده در هویت‌بخشی به برنددر حال حاضر، نیاز به داستان‌سراها و قصه‌گوهای داده بیشتر از قبل احساس می‌شود و این نیاز کماکان در حال افزایش است. با توجه به اینکه بیشتر کسب‌وکارها اهمیت هوش تجاری را به‌خوبی درک کرده‌اند، پس می‌توانیم انتظار داشته باشیم که با گسترش داده‌ها، داستان سرایی با داده و درک بینش حاصل از آن‌ها اهمیت بیشتری پیدا کند. در حال حاضر، آن‌ها بیشتر از هر زمان دیگر به قصه‌گویی رو آورده‌اند و تلاش می‌کنند ارتباط برند خود را با مخاطبانشان از یک رابطه کسب‌وکاری بی‌روح به سمت یک رابطه تعاملی و انسانی ببرند.یک کارشناس تجسم داده می‌گوید: «اعداد و داده‌ها داستان‌های مهمی برای گفتن دارند. آن‌ها برای بیان کردن داستان‌هایشان به شما نیاز دارند تا صدایی واضح و قانع‌کننده به آن‌ها بدهید.» بیشتر مردم داستان‌‌پردازی با داده‌ها را تنها با تجسم داده، اینفوگرافیک، ارائه داده‌ها در قالب نمودار و... می‌شناسند. در صورتی که داستان سرایی با داده بسیار فراتر از ایجاد نمودار‌های جذاب است. تحقیقات نشان می‌دهد که تنها ۵ درصد افراد می‌توانند آمار و ارقام را به خاطر بسپارند. اما یک داستان خوب در ذهن ۶۳ درصد افراد باقی می‌ماند. پس روایت داستان یک رویکرد ساختاریافته برای انتقال بینش داده‌ها به مخاطبان است که نباید قدرت آن را دست‌کم بگیرید.وقتی روایت با داده‌ها همراه می‌شود، شما می‌توانید به مخاطبان خود توضیح دهید که در دنیای داده‌ها چه می‌گذرد و چرا بینشی که از آن به دست آورده‌اید، اهمیت دارد. بسیاری از الگوهای جالب و مهم در داده‌ها بین سطرها و ستون‌های جدول‌ها پنهان می‌ماند. اما شما با ترکیب روایت و تجسم داده‌ها می‌توانید مخاطب را درگیر کرده و او را تحت‌تاثیر قرار دهید. همان‌طور که انسان‌ها سالانه هزینه‌های زیادی را صرف رفتن به سینما می‌کنند تا در زندگی‌ها، دنیاها و ماجراهای مختلف غرق شوند. پس وقتی تصاویر و روایت مناسب را با داده‌های مناسب ترکیب می‌کنید، یک داستان داده دارید که می‌توانید با کمک آن وجهه‌ای انسانی به برندتان بدهید و بر مخاطبانتان تاثیر بگذارید.شما باید داستان داده‌های کسب‌وکار خود را طوری بیان کنید که یک هویت واقعی و انسان‌گونه به برندتان ببخشید. ارزشی را که از این نوع هویت‌بخشی به دست می‌آورید، نمی‌توانید اندازه‌گیری کنید، اما این به معنای بیهوده بودن تلاش شما نیست. شما باید مشتری خود را بشناسید و بدانید چه چیزی به آن‌ها انگیزه می‌دهد و حتی لبخند را به لب‌های آن‌ها می‌آورد.بیشتر کسب‌وکارها سعی می‌کنند خدمات و محصولات خود را به مشتری نمایش دهند، تا اینکه با استفاده از داستان‌سرایی با داده تجربه یک ارتباط واقعی را برای مشتریانش بسازند. پس اگر می‌خواهید برندتان را از عموم برندها متمایز کنید، می‌توانید از قدرت داستان سرایی با داده کمک بگیرید.اعتمادسازی یکی از مثبت‌ترین و تاثیرگذارترین کارهایی است که یک داستان خوب انجام می‌دهد. با یک روایت خوب شما به مخاطبان و مشتریان بالقوه خود نشان می‌دهید که چه داستان‌هایی در پشت محصول یا حتی شرکت شما پنهان است. به این ترتیب، آن‌ها می‌فهمند که شما هم افرادی مثل خودشان هستید و تلاش می‌کنید ارتباط سازنده‌ای با آن‌ها برقرار کنید.مثال‌هایی از داستان سرایی با دادهداستان سرایی با داده مفهوم جدیدی نیست. سال‌هاست که شرکت‌ها از این کار برای ارتباط با مخاطب استفاده کرده‌اند و بسیار هم موفق بوده‌اند. در ادامه به شما می‌گوییم که شرکت‌های معروفی مانند اسپاتیفای، اسلک و اوبر چگونه از قدرت داستان‌سرایی با داده بهره برده‌اند:اسپاتیفایاسپاتیفای را حتما می‌شناسید. در سال‌های اخیر این برنامه پخش موسیقی یک داستان کوتاه را در قالب یک ایمیل برای مشتریان خود ارسال کرده است. این داستان‌های کوتاه آمار جالبی را به کاربر ارائه می‌دهند که به او می‌گوید در طول یک سال گذشته، چقدر از زمان خود را به گوش دادن موسیقی در این برنامه سپری کرده است. در واقع، اسپاتیفای به‌جای ارسال یک تشکر ساده از کاربران، با استفاده از داستان سرایی با داده ارزش خدمات خود را به آن‌ها نشان می‌دهد.اسلکاسلک که یک ابزار ارتباطی (جایگزین ایمیل‌های قدیمی) است، برای ایجاد یک گفت‌وگوی متفاوت با مشتریان خود، هنگام ارسال صورت‌حساب از داستان‌سرایی استفاده می‌کند. این شرکت به‌جای ارسال یک ایمیل بلندبالا از خدمات خود، یک داستان تصویری کوتاه و جذاب ارسال می‌کند و آمار استفاده از خدماتش توسط مشتری را در قالب یک داستان کوتاه ارائه می‌دهد. چنین داستان‌هایی به مخاطب احساس ارزشمند بودن می‌دهد و او با خواندن این داستان، ارزش خدمات دریافت‌شده را  بهتر درک می‌کند.اوبرشرکت اوبر هم مانند اسپاتیفای از داستان سرایی با داده برای برقراری ارتباط سالانه با مشتریان خود استفاده می‌کند. تاکسی اینترنتی اوبر آخر هر سال، آمارهای شخصی‌سازی‌شده‌ای از سفرهای انجام‌شده برای کاربران می‌فرستد. این آمار به مخاطب نشان می‌دهد که اوبر چقدر در زندگی روزمره او تاثیرگذار بوده است. مدیر بازاریابی اوبر در این مورد می‌گوید: «ما می‌خواستیم نقش اوبر در زندگی کاربران را به آن‌ها یادآوری کنیم و نشان دهیم که خدمات ما تا چه اندازه می‌تواند سفرهای درون‌شهری را برای آن‌ها راحت کند.»کلام آخرداستان سرایی داده‌ها در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار مطرح شد تا جهان را از شر نمودارهای ناکارآمد خلاص کرده و برقراری ارتباط با داده‌ها را برای مردم راحت‌تر کند. داستان‌سرایی با داده همان ترکیب داده‌ها با تجسم و روایت است که بینش‌های ارزشمندی را نسبت به گذشته کشف می‌کند. تنها با داستان‌سرایی است که می‌توانید هم داده‌هایتان را به مخاطب ارائه دهید و هم برندتان را در ذهن او ماندگار کنید. آیا شما تابه‌حال از داستان سرایی با داده‌ها برای برقراری ارتباط با مخاطبانتان کمک گرفته‌اید؟این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jan 2022 14:24:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین منابع تولید محتوا که هر کارشناسی باید آن‌ها را دنبال کند</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-oepwwbpyt12x</link>
                <description>فرقی نمی‌کند یک نویسنده مبتدی باشید یا یک بازاریاب محتوایی حرفه‌ای؛ همیشه چیزهای جدیدی برای یادگیری و راه‌های نرفته‌ای برای بهتر کردن مهارت‌ها وجود دارد. نویسندگی را می‌توانیم یک مهارت لازم برای تمام افراد، از دانش‌آموز دبستانی گرفته تا مدیرعامل یک شرکت، در دنیای امروز بدانیم. درست است که ما از کودکی حرف زدن و نوشتن را یاد می‌گیریم، اما لزوما نویسنده نیستیم. در واقع نویسندگی مهارتی است که تنها با آموزش و تمرین در وجود ما شکل می‌گیرد. خوشبختانه به لطف اینترنت، منابع مفید زیادی در دسترس ما قرار گرفته‌اند که می‌توانند مهارت‌های جدیدی را به ما آموزش دهند. اما پیدا کردن این منابع آن‌قدرها هم آسان نیست و به جستجو و بررسی مداوم نیاز دارد. ما در این مقاله بعضی از بهترین منابع تولید محتوا (سایت‌های آموزشی انگلیسی و فارسی) را برای یادگیری نویسندگی، داستان‌سرایی در کسب‌وکار، ویراستاری و بازاریابی محتوایی به شما معرفی می‌کنیم.نکته: فهرست این منابع به مرور زمان، به‌روزرسانی می‌شود. آخرین تاریخ به‌روزرسانی: ۱۲ دی ۱۴۰۰منابع انگلیسی برای تقویت مهارت نویسندگی و تولید محتواتسلط به زبان انگلیسی در دنیای امروز از نان شب هم واجب‌تر است. اگر قدرت درک و فهم زبان انگلیسی را داشته باشید، می‌توانید جواب تمام سوالات خود را در مورد هر موضوعی در منابع خارجی پیدا کنید و حتی مهارت‌هایی را یاد بگیرید که برای شروع نویسندگی و قدم گذاشتن در راه بازاریابی محتوایی موثر و کاربردی باشد.سایت‌های زیر بهترین منابع انگلیسی زبانی هستند که می توانند در این راه به شما کمک کنند:۱. کپی‌بلاگر (Copyblogger)برایان کلارک، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس معروف بریتانیایی، در سایت خود با نام Copyblogger که یکی از بهترین منابع تولید محتوا است، در مورد چگونگی بهبود محتوا، بازاریابی محتوایی و بلاگ‌نویسی می‌نویسد. مقاله‌های این سایت در دسته‌بندی‌های محتوایی منظمی قرار گرفته و شما می‌توانید انواع مباحث این حوزه مثل کپی‌رایتینگ، ایمیل مارکتینگ، سئو یا بهبود موتورهای جستجو، بلاگ‌نویسی و... را به‌راحتی پیدا کرده و با یک مسیر یادگیری مشخص، آن‌ها را یاد بگیرید.۲. پروبلاگر (Problogger)اگر می‌خواهید بلاگ‌نویسی را شروع کنید یا وب‌سایتی دارید و می‌خواهید آن را ارتقا دهید، سایت Problogger را به شما پیشنهاد می‌کنیم. در این وبلاگ می‌توانید تمام اطلاعات لازم، از برندینگ گرفته تا تولید محتوای باکیفیت، را یاد بگیرید و آن‌ها را در کار خود پیاده کنید. در بخش I need help to… می‌توانید نیاز خود را مطرح کرده و در مسیر یادگیری قدم بردارید؛ ساخت بلاگ، تولید محتوا، پیدا کردن مخاطب، کسب درآمد از بلاگ، افزایش بهره‌وری و... از جمله مسیرهایی است که در این سایت برای شما طراحی شده است.۳. رایت تو دان (Write to Done)سایت Write to Done یک منبع عالی و کامل برای شروع نویسندگی و تولید محتوا است. فرقی نمی‌کند شما قصد نویسنده شدن در چه زمینه‌ای را دارید؛ اگر می‌خواهید رمان بنویسید، داستان‌سرایی کنید، کپی‌رایتر شوید، روزنامه‌نگاری یا فریلنسری را شروع کنید یا حتی خلاقیت خود را افزایش دهید و به یک بلاگر معروف تبدیل شوید، این سایت همیشه حرف‌های جدید و آموزنده‌ای برای گفتن به شما دارد.۴. دِ رایت لایف (The Write Life)اگر یک نویسنده فریلنسر هستید، سایت The Write Life می‌تواند یکی از منابع شما برای آموزش مهارت‌های نویسندگی و فریلنسری باشد. البته این سایت از مباحث دیگری مثل نوشتن کتاب و چگونگی انتشار و بازاریابی برای آن هم صحبت کرده است که در صورت نیاز می‌توانید از آن استفاده کنید. البته شاید خیلی با بازار انتشار در ایران، هم‌خوانی نداشته باشد.۵. کریستن لمب (Kristen Lamb)کریستن لمب نویسنده، وبلاگ‌نویس و سخنران بین‌المللی است که کتاب‌های معروفی را برای نویسنده‌ها در دنیای دیجیتال نوشته است. بعضی از کتاب‌های او مثل «ما تنها نیستیم» که راهنمایی برای نویسندگی در رسانه‌های اجتماعی، وبلاگ‌نویسی و همچنین برندینگ است، به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان اضافه شده است. کریستن تا به حال به بیش از ۱۰ هزار نویسنده کمک کرده تا مهارت‌های نویسندگی خود را ارتقا دهند. این زن، در سایت خود مقاله‌هایی را منتشر می‌کند که از دل هرکدام از آن‌ها می‌توانید چند نکته مهم و ضروری به دست آورید و با به‌کارگیری آن، بالا رفتن کیفیت مقاله خود را مشاهده کنید.۶. فیکشن رایتینگ (Fiction writing)وب‌سایت Fiction writing یکی از بهترین منابع برای تولید محتوا و مطالعه درباره چگونگی شروع داستان‌سرایی است. با کمک اطلاعات پایه‌ای این سایت می‌توانید داستان‌سرایی را از صفر یعنی از مرحله ایده‌یابی شروع کنید و داستان‌های خوبی بنویسید. پس اگر فکر می‌کنید استعداد نویسندگی دارید، اما نمی‌دانید از کجا باید شروع کنید، با اطلاعاتی که این سایت در اختیار شما قرار می‌دهد، می‌توانید داستان‌سرایی را به‌عنوان یک شغل و حرفه یاد بگیرید.۷. دِ رایترز اَلِی (The Writers Alley)پیدا کردن ایده اولیه برای شروع یک داستان بسیار مهم است. هر ایده‌ای حتما به یک داستان خوب منتهی نمی‌شود، پس باید ایده‌ای پیدا کنید که ارزش وقت گذاشتن داشته باشد. سایت The Writers Alley می‌تواند منبع خوبی برای گرفتن ایده و الهام باشد. اگر ساعتی را در این سایت بگذرانید، محال است که دست خالی از آن خارج شوید.۸. رایترز دایجست (Writer’s Digest)برای داستان‌سرایی باید با انواع ژانرها، شخصیت‌پردازی، صحنه‌پردازی، تکنیک‌های نویسندگی، اصول و قواعد نحوی زبان و... آشنا باشید. سایت Writer’s Digest با آموزش تمام این مباحث به شما کمک می‌کند تا مهارت داستان‌سرایی خود را افزایش دهید. با کمی جستجو و گشتن در این سایت می‌توانید به پاسخ تمام سوالات خود در هر قسمت از کارتان برسید و در نهایت بالا رفتن کیفیت داستان‌هایتان را احساس کنید.۹. آژانس اکو استوری تلینگ (Echo Storytelling Agency)یکی از معروف‌ترین آژانس‌های داستان‌سرایی، Echo Storytelling Agency است که بیشتر از 20 سال است که داستان کسب‌وکارهای زیادی را کشف و تعریف می‌کند. در بخش بلاگ این سایت می‌توانید مقاله‌های بسیار خوبی را در ارتباط با چرایی و چگونگی داستان‌سرایی در کسب‌وکار، برقراری ارتباط با مخاطب از طریق داستان، ایده‌پردازی، برندینگ و... یاد بگیرید. تنها کافی است موضوع موردنظر خود را جستجو کنید و مقاله‌های مرتبط با آن را با دقت بخوانید.۱۰. ول استورید (Well-storied)وب‌سایت Well-storied توسط یک نویسنده راه‌اندازی شده است که رمان‌ها و داستان‌های هیجان‌انگیز می‌نویسد. او تمام تجربه‌های چند سال گذشته خود را برای غلبه بر ترس نوشتن، در قالب پست‌های وبلاگ به مخاطب ارائه می‌دهد و از زندگی نویسندگی خود حرف می‌زند. شاید شما نخواهید کتاب بنویسید و رمان منتشر کنید، اما قطعا بخش‌هایی از این سایت که در مورد داستان‌سرایی و فرایند نوشتن است، می‌تواند ایده‌های جذابی برای حرفه‌ای‌تر شدن در نویسندگی به شما بدهد.۱۱. مدیوم (Medium)استفاده از تجربه دیگران در بعضی از مواقع، حتی بهتر از خواندن چند مقاله آموزشی عمل می‌کند. مدیوم جایی است که نویسنده‌ها، رهبران، مدیران و افراد موفق زیادی از سراسر جهان داستان کسب‌وکار یا مسیر شغلی خود را تعریف می‌کنند. پس می‌توانید با کمی جستجو و تحقیق در این سایت در مورد نویسندگی، داستان‌سرایی و بازاریابی محتوایی مطالب آموزنده زیادی را بخوانید.۱۲. اویل ادیتور (Evil editor)سایت جذاب و سرگرم‌کننده Evil Editor با بیان و بررسی قسمت‌هایی از یک داستان، ویراستاری را به شما آموزش می‌دهد. در این سایت یاد می‌گیرید هنگام ارسال محتوای خود به یک ویراستار باید چه کارهایی را انجام دهید و از انجام چه کارهایی خودداری کنید. البته اگر می‌خواهید محتوای انگلیسی بنویسید، نکات ویراستاری این وب‌سایت به کارتان می‌آید، چون قواعد آن با زبان فارسی متفاوت است.۱۳. گرمرلی (Grammarly)اگر می‌خواهید نوشتن به زبان انگلیسی را تمرین کنید ولی کسی نیست که اشتباه‌های گرامری شما را تصحیح کند، بهتر است از نرم‌افزارهای مخصوص این کار استفاده کنید. نرم‌افزار گرامرلی (Grammarly) اشتباه‌های گرامری شما را پیدا کرده و آن‌ها را برایتان تصحیح می‌کند.۱۴. رایتر آن‌باکسد (Writer Unboxed)داستان‌سرایی می‌تواند یک هنر و در عین حال یک کسب‌وکار باشد. سایت Writer Unboxed با تمرکز روی این دو بعد داستان‌سرایی، بستری را به وجود آورده است که نویسنده‌های حرفه‌ای و معروف دنیا در آن، بینش‌ها و تجربه‌های خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.۱۵. موسسه کانتنت مارکتینگ (Content Marketing Institute)سایت Content Marketing Institute یک مرجع کامل برای یادگیری بازاریابی محتوایی و تولید محتوا است. اگر نگاهی به دسته‌بندی‌های این سایت بیندازید، متوجه می‌شوید که این سایت تمام موضوعات از تولید محتوای متنی و بصری گرفته تا طراحی استراتژی و تجزیه‌وتحلیل مخاطبان در بسترهای مختلف مثل سایت و شبکه‌های اجتماعی را برای شما توضیح داده است.۱۶. کانوینس اند کانورت (Convince &amp; Convert)در بخش مجله سایت Convince and Convert هر اطلاعاتی که لازم است درباره بخش‌های مختلف بازاریابی دیجیتال بدانید، پیدا می‌کنید. بازاریابی محتوایی، برندینگ، طراحی استراتژی برای شبکه‌های اجتماعی، تحقیق و بررسی، مطالعه موردی و... از جمله مباحثی است که با مطالعه مجله این سایت، آن‌ها را یاد می‌گیرید.۱۷. هاب اسپات (Hubspot)هاب‌اسپات یکی از معروف‌ترین سایت‌های آموزش بازاریابی است که احتمالا بارها نام آن را شنیده‌اید. همان‌طور که می‌دانید این سایت دوره‌های آموزشی زیادی ارائه می‌دهد، اما علاوه بر این، بخش بلاگ آن بسیار آموزنده و پر از نکات مفید برای بازاریابی محتوایی است.۱۸. دِ سوشال ام‌اس (The Social MS)سایت The Social MS فرایند بازاریابی محتوایی را در چند گام و به‌صورت شفاف به شما آموزش می‌دهد. پس اگر می‌خواهید مهارت‌های لازم برای این ورود به این شغل را یاد بگیرید، می‌توانید همگام با مقاله‌های آن پیش بروید تا به یک بازاریاب محتوایی تبدیل شوید.۱۹. وردپرس (Wordpress)اگر بخواهید کسب‌وکار یا سایت خود را راه‌اندازی کنید، باید با یک سیستم مدیریت محتوایی هم آشنایی داشته باشید. وردپرس یکی از محبوب‌ترین سیستم‌های مدیریت محتوایی است که سایت‌های بزرگی در جهان از آن استفاده می‌کنند. راه‌اندازی یک سایت با وردپرس به هیچ دانش برنامه‌نویسی خاصی نیاز ندارد و شما با استفاده از مقالاتی که در وبلاگ این سایت منتشر شده می‌توانید کار با این ابزار را به‌راحتی یاد بگیرید و مهارت‌های بازاریابی محتوایی خود را تکمیل کنید.منابع فارسی برای تقویت مهارت نویسندگی و تولید محتوادرست است که منابع انگلیسی اطلاعات به‌روزتر و دقیق‌تری در مورد تمام موضوعات مثل بازاریابی محتوایی، نویسندگی، داستان‌سرایی و... ارائه می‌دهند، اما نگارش زبان فارسی را فقط از منابع فارسی می‌توانید یاد بگیرید. علاوه بر این، منابع فارسی خوب دیگری هم برای یادگیری تولید محتوا وجود دارند که با تالیف و ترجمه مقالات روز، کار شما را برای فهم و درک مهارت‌های نویسندگی راحت‌تر می‌کنند. از بهترین سایت‌ها و ابزارهای لازم برای یادگیری بازاریابی محتوایی و بخش‌های مختلف آن، می‌توانیم موارد زیر را نام ببریم:۱. مدرسه نویسندگیمدرسه نویسندگی شاهین کلانتری سایتی است که با هر سطح از مهارت و استعداد نویسندگی که وارد آن شوید، قطعا دست پر از آن بیرون خواهید آمد. پس فرقی نمی‌کند شما قصد یادگیری یادداشت‌نویسی را دارید، می‌خواهید در حوزه بازاریابی محتوایی کار کنید یا حتی کتاب بنویسید، این مدرسه در هر صورت می‌تواند شما را به هدفتان برساند. با برنامه ۱۰ هفته‌ای مدرسه نویسندگی، می‌توانید نویسندگی را شروع کنید و در پایان هفته دهم یک کتاب برای خود داشته باشید.۲. ویراستارانسایت ویراستاران می‌تواند یک منبع بسیار خوب برای نگارش زبان زیبای فارسی باشد. کمتر کسی است که از همان دوران کودکی در مدرسه با انواع شکل‌های مختلف یک حرف مشکل نداشته باشد. اگر هنوز هم گاهی اوقات به املای بعضی از کلمات خود شک می‌کنید، نمی‌دانید باید در یک کلمه از نیم‌فاصله استفاده کنید یا فاصله یا حتی در استفاده از همزه مشکل دارید، می‌توانید از ابزار فرهنگ املایی ویراستاران کمک بگیرید.فرهنگ املایی تنها ابزار ویراستاران نیست و ابزارهای دیگری مثل ویرایش خودکار، غلط‌یاب املایی و... را هم در این سایت مشاهده می‌کنید. سایت ویراستاران علاوه بر این ابزارها، چند بخش آموزشی دارد که می‌توانید دستورزبان فارسی، قوانین دستورخط و اصول ویراستاری را با زبانی ساده و شیرین یاد بگیرید.۳. نرم‌افزار پاک‌نویسحالا که اشاره‌ای به بحث ویراستاری کردیم، اجازه بدهید نرم‌افزار پاک‌نویس را که یک سیستم دستیار هوشمند برای نگارش زبان فارسی است، معرفی کنیم. با نصب این نرم‌افزار در محیط ورد می‌توانید خطاهای املایی، نگارشی، معنایی و نحوی را به‌راحتی تشخیص دهید و از پیشنهادهای مطرح‌شده برای اصلاح آن‌ها استفاده کنید.۴. مدرسه دیجیتالینگوقتی با قواعد و اصول نگارش در زبان فارسی کاملا آشنا شدید، وقت آن است که در صورت تمایل، آموزش بازاریابی محتوایی را شروع کنید. مدرسه دیجیتالینگ نقشه راهی را در سایت خود طراحی کرده است که به شما کمک می‌کند صفر تا صد بازاریابی محتوایی را یاد بگیرید. این سایت مقاله‌های خود را به سه دسته مقدماتی، متوسط و پیشرفته تقسیم کرده که شما را از سردرگمی برای شروع آموزش بازاریابی محتوایی نجات می‌دهد.۵. مجله کانتنت‌فامجله کانتنت‌فا در ویرگول گامی فراتر از آموزش مقدماتی بازاریابی محتوایی برداشته است و از داستان‌سرایی در کسب‌وکار سخن می‌گوید. داستان‌سرایی به‌خاطر تاثیر شگفت‌انگیزی که روی ذهن و احساسات مخاطب می‌گذارد، قدرتمندترین ابزار بازاریابی محتوایی شناخته می‌شود. با کمک مقاله‌های منتشرشده در کانتنت‌فا می‌توانید در مورد داستان‌ها و اهمیت و ضرورت استفاده از آن‌ها در کسب‌وکارها بخوانید و در نهایت چگونگی داستان‌سرایی در کسب‌وکار را یاد بگیرید.از مقاله‌های روز جا نمانیداگر می‌خواهید هر روز مقاله‌های منتشر شده در این وب‌سایت‌ها را بررسی کنید و از مقاله‌های روز جا نمانید، پیشنهاد می‌کنیم که در فیدلی (Feedly) برای خود یک حساب شخصی باز کنید و وبلاگ‌های مورد علاقه‌تان را به آن اضافه کنید. به این ترتیب، هر زمان که مطلبی جدید در آن‌ها منتشر شود، به شما اطلاع داده می‌شود.کلام آخردر این مقاله سعی کردیم بهترین منابع برای یادگیری تولید محتوا یا همان مفیدترین سایت‌های انگلیسی و فارسی را برای یادگیری نویسندگی، داستان‌سرایی و بازاریابی محتوایی به شما معرفی کنیم. قطعا برای یادگیری این مهارت‌ها لازم نیست تمام مقاله‌های موجود در این سایت‌ها را بخوانید. اما می‌توانید آن‌ها را بررسی کرده و به انتخاب خود چند سایت را برای شروع انتخاب کنید.شما چه منابع دیگری را برای یادگیری تولید محتوا، نویسندگی و داستان‌سرایی سراغ دارید؟ در بخش نظرات آن‌ها را به ما معرفی کنید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 10:55:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از اهمیت داستان سرایی کسب و کار بیشتر بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-ft52z97qzu5e</link>
                <description>داستان‌ها و افسانه‌ها تنها به دوره کودکی تعلق ندارند. قصه‌ها همیشه و در هر حال ما را در طول زندگی همراهی می‌کنند و تمام جنبه‌های زندگی شخصی، شغلی و اجتماعی ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. چندین سال است که رهبران کسب‌وکارها از اهمیت داستان‌سرایی آگاه شده‌اند و سعی می‌کنند از آن در جهت رسیدن به اهداف خود و جذب مشتری استفاده کنند. این موضوع تا این حد برای شرکت‌ها مهم شده که بسیاری از مدیران کسب‌وکارها از نویسندگان و افراد اهل شعر و ادبیات برای بیان داستان‌های جذاب و دلربا در مورد شرکت خود کمک می‌گیرند. در این مقاله درباره داستان سرایی کسب و کار و اهمیت آن صحبت می‌کنیم.داستان‌ها در مسیر اصلی حرکت می‌کنندسالانه یک گردهمایی با نام StoryFest برگزار می‌شود که بسیاری از رویدادهای آن روی داستان‌سرایی متمرکز است. در سومین دوره از این گردهمایی، رویدادهای «داستان‌سرایی و رهبری»، «قصه‌گویی به‌عنوان استراتژی کلاس درس» و «داستان‌سرایی برای ارتباط خلاق» اولین دوره‌هایی بودند که به‌طور کامل فروخته شدند. تقاضا برای این دوره‌ها به قدری زیاد بود که برگزارکنندگان مجبور شدند فضای بیشتری برای شرکت‌کنندگان فراهم کنند.اما چرا داستان‌سرایی در دنیای کسب‌وکارها و شرکت‌ها چنین شتاب گرفته است؟ می‌توانیم پاسخ این سوال را در شرایط جامعه و تقاضای مردم جستجو کنیم. بیشتر مردم در حجم عظیمی از اطلاعات موجود غرق شده‌اند. در چنین شرایطی، شرکت‌ها و کسب‌وکارها برای رساندن صدای خود به گوش مخاطب باید بیشتر تلاش کنند و صدای بلندتری داشته باشند. صدایی که در جان مخاطب بنشیند و گوشه‌ای از ذهن او را به خود اختصاص دهد. داستان‌ها و قصه‌ها دقیقا همان راه‌حل در دسترس برای شرکت‌ها هستند. پس طبیعی است که رهبران کسب‌وکارها به‌دنبال تقویت مهارت‌های داستان‌سرایی خود باشند یا از داستان‌سراهای حرفه‌ای در این راه کمک بگیرند.تمام ما انسان‌ها از لحظه تولد، اطلاعات و داده‌ها را در قالب میم (meme) دریافت می‌کنیم. البته منظور ما از میم در اینجا عکس‌های خنده‌داری که در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شوند، نیست؛ بلکه به تعریفی از میم اشاره داریم که اطلاعات فرهنگی و رفتاری را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند. این الگوهای رفتاری و داستان‌سرایی است که به نسل جدید کمک می‌کند تا از شنیدن یک داستان لذت ببرند، آن را به خاطر بسپارند و سپس بر اساس آن الگو رفتار کنند. اما اطلاعاتی که در دنیای امروز ما وجود دارد، خالی از این جذابیت است و هیچ آغاز و پایانی ندارد. پس می‌توانیم به مخاطب حق بدهیم که ارائه اطلاعات در قالبی غیر از داستان‌سرایی، او را خسته کرده و اجازه تعامل به او ندهد.در دوران قدیم، قصه‌گوها مجبور بودند تا یک داستان را بارها و بارها برای انسان‌ها نقل کنند. پس آن‌ها از شیوه‌های مختلفی برای بیان داستان استفاده می‌کردند تا جذابیت آن را حفظ کنند. مثلا گاهی داستان را از دید شخصیت‌های مختلف بیان می‌کردند. به‌طور مشابه، مدیران کسب‌وکارها هم معمولا مجبورند که یک داستان را بارها و بارها برای مخاطبان مختلف خود بیان کنند. پس آن‌ها هم باید شیوه‌های خلاقانه‌ای را برای بیان داستان‌های خود به کار بگیرند. اینجاست که مهارت‌های داستان‌سرایی به کمک آن‌ها می‌آید و راهکارهای خلاقانه‌ای در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.به داستان سرایی کسب و کار ایمان بیاوریدبسیاری از متخصص‌های داستان‌سرایی معتقدند هنوز شرکت‌ها به قدرت داستان‌ها ایمان نیاورده‌اند. بعضی از مردم فکر می‌کنند داستان‌سرایی یک مسیر اشتباه در دنیای کسب‌وکارها است. آن‌ها تصور می‌کنند بیشتر مردم تنها به‌دنبال حقیقت و تصمیم‌های سخت هستند و از قصه‌های بلند لذت نمی‌برند. پس بیایید کمی عمیق‌تر شویم تا ابهامات راجع به داستان‌سرایی را از بین ببریم.مفهوم داستان‌سرایی برند در دهه ۱۹۹۰ مطرح شد. اما در چند سال گذشته محبوبیت این مهارت شتاب بیشتری به خود گرفته است. در حال حاضر، تدتاک‌های مرتبط در حوزه داستان‌سرایی میلیون‌ها بازدیدکننده دارند و شرکت‌ها از رهبران خود می‌خواهند پیام کسب‌وکار را در قالب داستان به دیگران ارائه دهند تا جذاب‌تر باشد و مشتری‌ها و کارمندان به‌راحتی آن را درک کنند.اگر به داستان‌های فرهنگ‌های مختلف نگاهی بیندازید، می‌توانید وجه اشتراک‌های زیادی را در آن‌ها مشاهده کنید. در تمام داستان‌ها معمولا یک قهرمان با چالشی روبه‌رو می‌شود که باید آن را حل کند. سفر این قهرمان طولانی، سخت و پر از هیولاها و اشرار است. اما قهرمان داستان آن‌قدر تلاش می‌کند تا بالاخره به هدف خود رسیده و پاداش زحماتش را دریافت کند.در یک دوره داستان‌سرایی از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا یک سفر قهرمانانه از خود یا شرکت‌هایشان بنویسند. در ابتدای این داستان، چالشی که فرد یا شرکت با آن روبه‌رو بود، مطرح می‌شد. سپس آن‌ها باید راه‌حل‌های غیرمعمول و خلاقانه‌ای که برای غلبه بر این چالش‌ها به کار گرفته‌اند، بیان می‌کردند و در نهایت از پاداش و نتیجه کار خود حرف می‌زدند. پس از خواندن داستان‌ها، به شرکت‌کنندگان ثابت شد که داستان‌ها چقدر می‌توانند جذابیت بیشتری نسبت به یک گزارش معمول و استاندارد داشته باشند.در انتهای دوره، از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا الگوی سفر قهرمان را در زندگی خودشان هم اعمال کنند تا بتوانند داستان‌های جذابی در مورد خود بگویند. این کار به مدیران کمک کرد تا با داستان‌سرایی بتوانند چالش‌ها، نقاط ضعف و کاستی‌های خود را به کارکنانشان نشان دهند و اعتماد آن‌ها را جلب کنند.داستان سرایی کسب و کار، نیاز امروز شرکت‌ها استموثرترین رهبران کسب‌وکارها درک خوبی از داستان دارند. آن‌ها شاید قصه‌گوهای سرگرم‌کننده‌ای نباشند، اما داستان‌های شرکت خود را به‌خوبی درک می‌کنند و آن را در جهت ایجاد یک فرهنگ سازمانی سالم و هویت عمومی منسجم به کار می‌گیرند. رهبران و مدیران باید بتوانند به زبانی غیر از اعداد، صفحات اکسل و گزارش‌های مختصر صحبت کنند.شرکت‌ها را می‌توانیم به بدن انسان تشبیه کنیم که برای زنده ماندن به قلب نیاز دارند. یک رهبر موثر داستان شرکت خود را که مانند قلب سازمان است، کاملا درک می‌کند و آن را به‌طور تاثیرگذاری به دیگران انتقال می‌دهد. چون صرفا با ارائه چند عدد، رقم و داده نمی‌توان احساس را به دیگران نشان داد.یک داستان‌سرایی خوب به ارزش‌های انسانی توجه ویژه‌ای دارد. به‌طوری که یک سازنده مسواک می‌گوید:«اگر شما صرفا در مورد ساخت کم‌هزینه‌ترین مسواک با بیشترین میزان سود داستان بگویید، داستان شما خالی از ارزش انسانی خواهد بود. داستان شما باید به چیزی فراتر از جزئیات محصول و اهداف تولید اشاره کند و به هدف بزرگ‌تری برسد؛ جایی که شما با تلاش‌های خود جهان بهتری می‌سازید. زمانی که شما هسته اصلی داستان خود را بشناسید، تمام تصمیمات بر اساس آن گرفته می‌شود و کل شرکت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد».در حال حاضر، شرکت‌های زیادی را می‌بینیم که برای کاهش هزینه‌ها، نیروی انسانی خود را تعدیل می‌کنند. از دست دادن این نیروها می‌تواند سلامت شرکت را به خطر بیندازد. در این صورت، هویت، روحیه و هدف مشترک از جمله مواردی هستند که به‌شدت آسیب می‌بینند.معاون رئیس یک شرکت بزرگ آمریکایی در خاطراتش از تغییر فرهنگ محل کار خود می‌گوید: «در محل کار ما، بیان ایده درست از هر چیزی مهم‌تر بود. اما یک روز، شخصی نام خود را به‌عنوان ارائه‌دهنده ایده برتر در دفتر ثبت کرد و با استفاده از آن، ارتقا گرفت. از آن به بعد، هیچ‌کس برای حل مشکل ایده نمی‌داد؛ بلکه ایده‌های آن‌ها به‌خاطر منافع خودشان بود». بهترین شرکت‌ها از یک فرهنگ قصه‌گویی سالم برخوردارند. در مقابل، ناموفق‌ترین شرکت‌ها فرهنگ داستان‌سرایی ضعیفی دارند که در آن اطلاعات نادرست، شایعات و سردرگمی‌های زیادی را می‌توانید ببینید.داستان‌سرایی واقعی روابط بین کارمندان را بهبود می‌بخشد، هویت واقعی به سازمان می‌دهد و زمینه درک مشترک و حل مشکلات را فراهم می‌کند.ارتباطات شخصی را با داستان‌سرایی بهتر کنیددرست است که ما در این مقاله به داستان‌سرایی در کسب‌وکار پرداختیم، اما دنیای داستان‌سرایی بسیار پهناورتر از شرکت‌ها است. در حال حاضر، قصه‌گویی یا استوری‌تلینگ نه‌تنها در کتابخانه‌ها، کافه‌ها و رویدادهای ادبی وجود دارد؛ بلکه حتی در روان‌درمانی و مشاوره هم رواج پیدا کرده است. بعضی از درمان‌گرها با کمک داستان‌سرایی به مراجعه‌کننده خود کمک می‌کنند تا با مسائل مختلف مانند ضربه‌های شدید روحی، افسردگی، اضطراب، اندوه از دست دادن و... روبه‌رو شوند.یکی از روش‌های داستان‌سرایی در درمان‌گری استفاده از یک عروسک ساده پارچه‌ای است. این عروسک که معمولا بازتابی از وضعیت روحی بیمار است به درمان‌گر و مراجعه‌کننده کمک می‌کند تا به مسائل ذهنی بیمار توجه کنند و از آن‌ها نتیجه بگیرند. این کار می‌تواند با نوشتن داستانی درباره عروسک توسط مراجعه‌کننده انجام شود.مراجعه‌کننده ابتدا داستان خود را طوری تعریف می‌کند که دیگران آن را کاملا درک کنند. پس از شنیدن داستان، از او خواسته می‌شود که آیا می‌خواهد تغییرات کوچکی در عروسک یا داستانی که نوشته است، ایجاد کند؟ ایجاد چنین تغییراتی و نگاه کردن به موضوع از دید یک شخص سوم می‌تواند به مراجعه‌کننده کمک کند تا از چرخه‌ای که در آن گرفتار شده است، خارج شود و یک روایت جدید برای زندگی خود ایجاد کند.واقعیت این است که داستان‌هایی که برای دیگران تعریف می‌کنیم، از قدرت عجیبی برخوردار هستند. بعضی از افراد همیشه در مورد اتفاقات ناخوشایند زندگی خود داستان‌سرایی می‌کنند و داستان آن‌ها هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. چنین افرادی در یک چرخه معیوب از نقاط منفی گرفتار شده‌اند. آن‌ها نمی‌دانند که یک داستان خوب قدرت تغییر زندگی را دارد.کلام آخربسیاری از رفتارهای ما تحت‌تاثیر داستان‌هایی است که در دوره کودکی از خانواده، دوستان، تلویزیون، معلم‌ها و... شنیده‌ایم. داستان‌سرایی به‌قدری در زندگی ما آمیخته شده است که نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم یا حتی از زندگی شخصی و شغلی خود جدا کنیم. احتمالا داستان‌های زیادی در مورد برندهای مختلف و مطرح در دنیا شنیده‌اید که توجه شما را به خود جلب کرده است. شرکت‌های زیادی در سال‌های اخیر به قدرت داستان سرایی کسب و کار و تاثیر آن‌ها ایمان آورده‌اند و روی این موضوع سرمایه‌گذاری می‌کنند. شما چه داستان‌هایی از کسب‌وکارها را به یاد می‌آورید؟ درقسمت نظرات برایمان بنویسید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Mon, 27 Dec 2021 11:47:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای داستان‌سرایی بیشتر به چه چیزی نیاز داریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-t12ty9e5ujjk</link>
                <description>این روزها درگیر خوندن کتاب‌هایی از نادر ابراهیمی هستم و باید بگم که چقدر به جان و دلم می‌شینه نثرش. و بیشتر از نثر و لحن، اندیشه و درون‌مایه‌هایی که از اندیشیدین‌هاش به کاغذ منتقل میشه و چقدر حیف که بیشتر ما اون رو با چند کتابِ جذاب و معروف و خوندنیش می‌شناسیمش؛ بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، چهل نامه کوتاه به همسرم و یک عاشقانه‌ی آرام.اما باید از مقدمه کتاب «مجموعه آثار نادر ابراهیمی - داستان‌های کوتاه» بگم. کتابی که هنوز از مقدمه نگذشتم، اما مقدمه رو چندین و چند بار خوندم. مقدمه‌ای که نگاه و جان‌مایه‌های اثربخشی روایت و داستان رو روی میز میذاره و با کالبدشکافی چیزی که به نظر بی‌اهمیت و جان‌فرساست -برای کسی که به دنبال ریشه‌هاست، معدنی از طلا محسوب می‌شود. و چقدر کم داریم از این نوع تفکر و اندیشه و جان‌مایه‌ها.فقط کمی به بخش‌هایی از این مقدمه اشاره می‌کنم و صد البته که جمله‌های پس و پیشین این گزیده‌بریده‌ها در تکامل مفاهیم این بخش‌ها نقشی مهم دارند. پس پیشنهاد اکیدم، خواندن کامل مقدمه کتابی که در بالا اشاره شد است؛ مقدمه‌ای با عنوان «مفهوم قصه از دیدگاه من»گزیده‌بریده اول:حقیقت این است که ما هنوز به تعریف نیازمندیم؛ اما این نیاز مشروط است و محدود. تعریف نمی‌تواند سدی در برابر حرکت باشد، فقط می‌تواند توضیح دهنده حرکت باشد؛ اما ما با تعریف کردن‌ها همه چیز را در محدودیتی قرار داده‌ییم که فی نفسه در آن‌ها وجود ندارد و نباید وجود داشته باش.حال بیایید تصور کنیم چیزی به عنوان «داستان» یا «قصه» که تعریف جامه و مانعی داشته باشد وجود ندارد. در این صورت آیا قصه و داستان می‌میرد؟ ابداً. فقط ما آزادی وسیعی خواهیم یافت تا آنچه را که مفید می‌دانیم، لازم می‌دانیم و یا خود، سرریز می‌کند بیافرینیم و از بیم آنکه شاعر تلقی شویم یا مقاله سیاسی‌نویس، اثر را به سوی مصنوع بودن نکشانیم. نظم هر اثر را در داخل آن اثر جست‌وجو کنیم نه دی پذیرفتن یک نظمِ کلی محدودِ جاودانِ منطبق با تعریف و تنها هدف را حاکم بشناسیم.»گزیده‌بریده دوم:«هدف باید در تعریف نفوذ کند؛ اما در این صورت چه پیش می‌آید؟ به حساب آوردن هدف، مانعیت را از تعریف می‌گیرد. یعنی جامعیت، در تضاد با مانعیت است. وقتی ما هدف نهایی داستان را در تعریف راه بدهیم، داستان نقطه یا نقاطِ مشترکی با سیاست پیدا می‌کند یا با طب یا با فلسفه، یا شعر و حتی تجارت ملی و یا همگانی کردن صنایع، معادن و خاک. و این به عادت لطمه می‌زند؛ به عادتِ تصورِ تعاریف محتوم؛ اما ناگزیر این عادت در زیر فشار عظیم آمیختگی همه اجزای  زندگی خرد خواهد شد. ما نباید در سنگر حقیر تعاریف خود را اسیر کنیم. ما به هر کجا که می‌رویم، اگر دلیلی انسانی برای این رفتن وجود داشته باشد، تعریف باید به دنبال ما بیاید.»گزیده‌بریده سوم:«برای هنر گلیمی فرض نکنیم تا هر پادرازکردنی، خروج از این گلیم باشد و جرم. هنر را از غیرهنر -تا حدود نسبی ممکن- بایستی بازشناخت؛ لکن این بازشناسی هیچ‌گونه محدودیت زیان‌آوری را نباید بپذیرد. و زمانی که می‌گویم «محدودیت زیان‌آور» اشاره‌ام به همان هدفی است که ناگزیر، آفریننده امروز باید جلوی چشم داشته باشد و به هیچ قیمتی با هیچ چیز تعویضش نکند.»گزیده‌بریده چهارم:«اگر مرا به دلیل این همه پای‌بند بودن، به صحنه ادبیات جهان راه ندهند و اگر کوچک‌ترین حجره‌یی در تاریخ ادبیات ملتم برای من فراهم نیاورند، من با کمال میل و آگاهانه، این از دست رفتن و چیزی نشدن را می‌پذیرم. هنرمندان بسیاری هستند که هنرشان در قلب تاریخ قرار خواهد گرفت. من از نوشتن هدفی دارم که آن هدف را همه‌گاه در تعریف نوشته‌های خود وارد کرده‌ام و به همین دلیل چه‌بسا ممکن است که به اعتقاد عده‌یی، سقوط کرده باشم.»گزیده‌بریده پنجم:«من نثر را چون جامه‌یی بر تن موضوع نمی‌بینم که آرایش این جامه، تن را در غربت نگه دارد و در ناشناختگی. اگر موضوع یا محتوا، گهگاه، در قصه‌های من غریب و دور از دست می‌ماند، صعف من است نه گناه آراستگی نثر. نثر با موضوع می‌آید. هر موضوعی نوع نثر خود را انتخاب می‌کند، و کلی‌تر اینکه هر موضوع، در هر زمینه، نوع نُمودِ خود را خود برمی‌گزیند؛ اما نویسنده باید که در چنته‌اش همان‌قدر که موضوع متفاوت دارد نوع بیان متفاوت داشته باشد. یعنی اگر نداشت، متوقف است، و هم عامل ایجاد توقف. در اینجاست که او خود را موظف می‌بیند نثر را لباس بپندارد و موضوع را تن.»و البته این همه جانِ کلامی نبود. فقط کاش به جای این همه فرمول و استاد و دوره و همه چیزهایی که فرم به ما یاد می‌دهند -که البته اگر تازه این کار را بکنند- بیشتر به ذات و جان کلام نفوذ می‌کردیم و بیشتر درک می‌کردیم از فلسفه و چرایی یک ماجرا. هرچند می‌فهمم این حرف چندان خریداری ندارد.</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>احسان طریقت</author>
                <pubDate>Mon, 20 Dec 2021 10:18:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از درست‌نویسی برای وب تا استراتژی‌نویسی برای سوشال‌مدیا</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%86%D8%AA-%D9%81%D8%A7-i4m8rapcpule</link>
                <description>در حال حاضر «محتوا» و «شبکه‌های اجتماعی»، به یکی از پرکاربردترین کلمات در دنیای کسب‌وکارها تبدیل شده‌اند. امکان ندارد در برنامه بازاریابی کسب‌وکاری، گوشه نگاهی به دنیای دیجیتال و رسانه‌های آنلاین نشده باشد. همه ما می‌دانیم که بازاریابی محتوایی و بازاریابی شبکه‌های اجتماعی چطور تعامل کسب‌وکارها با مخاطب‌هایشان را تغییر داده است.با این‌که رسانه‌های آنلاین در دنیای امروز باعث شده تا برقراری ارتباط با گروه مخاطب آسان‌تر و سریع‌تر شود؛ اما اگر با قوانین این رسانه‌ها آشنا نباشیم، نمی‌توانیم صدایمان را به گوش مخاطب برسانیم چه برسد به این‌که بخواهیم رسیدن به اهداف کسب‌وکار را جشن بگیریم.از وب‌سایت‌ها و بلاگ‌ها گرفته تا شبکه‌های اجتماعی مختلف، همه رسانه‌های آنلاین، قوانین و چارچوب‌هایی دارند که اگر درست از آن‌ها استفاده نکنیم، بازخورد خوبی برای کسب‌وکارمان نخواهد داشت. استراتژی و درست‌نویسی از همین‌ها هستند! قانون‌هایی که باید قبل از ورود به دنیای دیجیتال بدانیم.اما چرا نوشتن برای کسب‌وکار؟فرقی نمی‌کند مدیر محتوا باشیم یا یک دیجیتال مارکتر، در هر حال برای معرفی کسب‌وکارمان در دنیای آنلاین و آفلاین، باید بنویسیم. اما خیلی از افرادی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می‌کنند، تجربه قابل قبولی در داستان‌سرایی برای کسب‌وکار و استفاده درست از کلمات برای تولید محتوا ندارند. چون همه کارشناس‌های محتوا لزوما یک نویسنده و یک داستان‌سرای کسب‌وکار نیستند!شما می‌توانید یک پست وبلاگ ۱۰ هزار کلمه‌ای بنویسید؛ پستی که هیچ شروع و پایان مشخصی ندارد، به موضوع مهمی در آن پرداخته نشده و جای خالی شخصیت‌های قانع‌کننده را می‌توان در آن احساس کرد. چنین محتوای طولانی تنها یک محتوای بی‌سروته است که نه تنها کسب‌وکارتان را به اهدافش نزدیک نمی‌کند که حتی می‌تواند مخاطب را از شما دورتر کند.به همین دلیل است که می‌گوییم باید در هر موقعیتی که هستید، یک نویسنده درون داشته باشید. فراموش نکنیم که در دنیای بازاریابی محتوایی، نوشتن فقط یک مهارت ساده نیست، بلکه یک ضرورت است. ضرورتی که باید برای ارتقا و بهبود آن تلاش کنیم. ساده‌نویسی، پاکیزه‌نویسی و از همه مهم‌تر جذاب‌نویسی را باید بشناسیم تا بتوانیم محتوایی خلق کنیم که نه تنها کسب‌وکار را به اهدافش نزدیک می‌کند، بلکه به نیازهای مخاطب هم جواب می‌دهد و او را راهنمایی می‌کند.در دوره «نوشتن برای وب»، به شما می‌گوییم که چطور ساده اما ترغیب‌کننده بنویسید.برای ثبت‌نام اینجا کلیک کنید.سرفصل‌های دوره:چرا باید از داستان‌ها در کسب‌وکارمان استفاده کنیم؟بررسی ساختار مقالات وبلاگبررسی چند تکنیک نویسندگی مثل تعلیق و قلابعنوان‌نویسی و لیدنویسیلحن و هویت کلامینگاهی به اصول پاکیزه‌نویسی و ویراستاریزمان برگزاری:۴ و ۷ دی از ساعت ۶ تا ۸:۳۰ شباستفاده از هر نوع فضای مجازی‌ برای همه کسب‌وکارها ممنوع!هرچند فعال بودن در شبکه‌های اجتماعی راه بسیار خوبی برای برقراری ارتباط با مخاطب‌هاست، اما فراموش نکنیم که موفق بودن در این رسانه‌ها، همیشه به سادگی استفاده از آن‌ها نیست. هر شبکه‌ای، خاصیت‌های مخصوص به خود را دارد و لزوما استفاده از مطالب مشترک با دیدگاه یکسان، برای همه آن‌ها مناسب نیست.گذشته از این بحث، برای تولید محتوا و برقراری ارتباط، نمی‌توان گروه مخاطب‌ها و رفتارهای آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی مختلف، نادیده گرفت. هر فردی بسته به شخصیت و دغدغه‌هایی که دارد، در فضاهای دیجیتال مختلف، متفاوت عمل می‌کند. این موضوع درباره کسب‌وکارها هم صادق است؛ چون هر کسب‌وکار، قبل از هر چیز نیاز به یک شخصیت انسانی دارد. شخصیتی که حضورش را در شبکه‌های اجتماعی به هویت انسانی نزدیک کند.پس یادمان باشد که هدف اصلی به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی را فراموش نکنیم و به چارچوب‌های آن احترام بگذاریم. چارچوب‌هایی که آن‌ها را به عنوان «استراتژی» می‌شناسند.ما در دوره «استراتژی برای سوشال‌مدیا» به شما یاد می‌دهیم که برای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی به چه نکاتی باید دقت کنید و چطور استراتژی مدونی برای کسب‌وکار خود داشته باشید. برای ثبت‌نام اینجا کلیک کنید.این ورکشاپ که در دو روز و مدت‌زمان ۵ ساعت اجرا می‌شود، شامل سرفصل‌های زیر است:مقدمه‌ای بر دیجیتال‌مارکتینگشناخت مشتریمخاطب‌شناسیهدف‌گذاریانتخاب سوشال‌مدیاتدوین استراتژیبرنامه اجرایی و تقویم محتواییگزارش و تحلیلزمان برگزاری:۵ و ۸ دی از ساعت ۶ تا ۸:۳۰ شباین مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sun, 19 Dec 2021 16:43:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پست مهمان؛ بهترین تمرین برای نویسندگی حرفه‌ای</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ulm7hlvlt8zx</link>
                <description>در دنیای تجارت و کسب‌وکار امروز، ارتباط عمیق با مشتری حرف اول را می‌زند. به همین خاطر است که رویکردهای بازاریابی در سال‌های گذشته تغییر بسیاری داشته و کسب‌وکارها همیشه به دنبال راه‌های جدید برای برقراری ارتباط با مشتریان و حتی محکم کردن رابطه خود با یکدیگر بوده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کسب‌وکارهای آنلاین این است که چگونه مخاطب‌های خود را در سراسر جهان و در تمام شبکه‌های اجتماعی پیدا کنند تا بتوانند سریع‌تر پیام خود را به آن‌ها برسانند. هر چند داشتن یک استراتژی قوی بازاریابی محتوایی در شبکه‌های اجتماعی همیشه سودمند بوده، اما ممکن است زمان‌بر باشد. به همین خاطر شیوه جدیدی از وبلاگ‌نویسی با نام «پست مهمان» به وجود آمد که علاوه بر بزرگ‌تر کردن دایره ارتباطی کسب‌وکار با مخاطب، می‌تواند تمرینی برای نویسندگی حرفه‌ای هم باشد. در این مقاله به شما می‌گوییم پست مهمان چیست و چطور با نوشتن پست مهمان می‌توانید مهارت‌های نویسندگی خود را ارتقا دهید.پست مهمان چیست؟وقتی محتوایی را در وبلاگ شخصی خود یا وب‌سایت کسب‌وکارتان می‌نویسید، تنها یک «پست» نوشته‌اید. اما اگر محتوایتان را در وبلاگ شخص دیگری منتشر کنید، به آن «پست مهمان» یا «Guest Post» می‌گویند. پست مهمان ابزار ارزشمندی برای بازاریابی محتوایی است. چون این پست‌ها می‌توانند نام برند شما را در سایت‌های مختلف مطرح کنند، صدای شما را به گوش مخاطب‌های بیشتری برسانند و حتی روی رتبه سایت شما در گوگل تاثیر مثبت بگذارند. اما متاسفانه بیشتر مردم از پست مهمان فقط برای گرفتن بک‌لینک استفاده می‌کنند و به مزایای دیگر آن مثل تقویت مهارت‌های ارتباطی و نویسندگی، کمک به شنیده شدن نام برند و... توجهی ندارند.ویژگی‌های پست مهمان چیست؟هرچقدر روی پست‌های سایت خود حساسیت به خرج می‌دهید، باید روی پست‌هایی که می‌خواهید در وب‌سایت دیگری منتشر کنید هم حساس باشید. به همین خاطر پستی که منتشر می‌کنید، باید ویژگی‌هایی داشته باشد که مورد قبول سایت میزبان قرار بگیرد و به اعتبار نام و برند شما کمک کند. پس بهتر است برای نوشتن پست مهمان به نکات زیر دقت کنید:پست مهمان را باید مطابق با اصول و قواعد زبان فارسی بنویسید.موضوع پست خود را باید با دقت انتخاب کنید تا ارزش خوانده شدن داشته باشد.محتوای پست شما باید طوری باشد که مخاطب‌های شما دوست داشته باشند آن را در شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک بگذارند.لینک‌های خارجی پست شما باید مفید و مرتبط با محتوای آن باشد.طول محتوای پست مهمان باید مطابق با استانداردهای سایت میزبان باشد.آیا پست مهمان همان رپورتاژ است؟اگر با رپورتاژنویسی آشنایی داشته باشید، شاید با خودتان بگویید پست مهمان که همان رپورتاژ است. اما تفاوت‌هایی بین پست مهمان با رپورتاژ وجود دارد که آن‌ها را در دسته‌های مختلفی قرار می‌دهد:پست مهمان رایگانبعضی از سایت‌ها به کاربرهای خود اجازه انتشار محتوا با نام خودشان را می‌دهند. پس شما می‌توانید با یک عضویت ساده در این سایت‌ها محتوایتان را منتشر کنید و حتی به سایت شخصی خود لینک بدهید. پست‌هایی که در این سایت‌ها می‌نویسید با نام «پست مهمان» شناخته می‌شوند. اما واقعیت این است سایت‌های معتبر با ترافیک بالا به این راحتی‌ها به کاربران امکان انتشار محتوای خود را نمی‌دهند. محتوای شما باید منفعت یا مزیتی برای سایت میزبان داشته باشد. یعنی اگر محتوای شما از ارزش بالایی برخوردار باشد و به سایت میزبان اعتبار ببخشد، احتمال قرار گرفتن آن به‌صورت رایگان در سایت موردنظرتان وجود دارد. در غیر این صورت باید به سراغ پست‌های مهمان غیررایگان بروید.پست مهمان غیررایگان یا پولیاین نوع پست مهمان، همان رپورتاژ آگهی است. بسیاری از سایت‌ها با دریافت هزینه از شما، محتوایتان را در سایت خود درج می‌کنند و به شما اجازه می‌دهند از آن، به وب‌سایت خود لینک‌ دهید. رپورتاژ آگهی می‌تواند یک بازی برد-برد برای شما و سایت میزبان باشد. چون شما از اعتبار سایت برای مطرح کردن نام و برند خود استفاده می‌کنید و در مقابل، سایت میزبان از این راه به درآمد می‌رسد.چه سایت‌هایی در ایران در زمینه پست مهمان کار می‌کنند؟در ایران چند سایت وجود دارد که به شما اجازه ارسال پست مهمان می‌دهند و شما می‌توانید مطابق با قوانین آن‌ها، محتواهایتان را با نام یا حتی لینک خود به‌صورت رایگان در آنجا منتشر کنید. توصیه می‌کنیم از سایت‌های زیر صرفا برای گرفتن بک‌لینک استفاده نکنید و برای نتیجه‌گیری بهتر، سایتی را که هم‌راستا با موضوع و هدف محتوای شما است، انتخاب کنید. از جمله سایت‌هایی که امکان انتشار پست مهمان رایگان به شما می‌دهند، می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:ویرگولپست مگایران کانتنتشما هم اگر وب‌سایتی می‌شناسید که می‌توان در آن پست مهمان منتشر کرد، زیر همین مقاله برایمان بنویسید.۶ نکته مهم برای ارسال پست مهماننوشتن پست مهمان کمی با نوشتن پست برای وبلاگ شخصی متفاوت است. سایت میزبان مانند یک قلمروی جدید است که باید با قوانین و اصول آن حرکت کنید. پس لازم است نکات زیر را رعایت کنید تا بتوانید در این قلمرو سربلند ظاهر شوید:۱. مثل یک ویراستار فکر کنیدشما باید به نوشته خود از دید ویراستار سایت میزبان نگاه کنید. ارسال یک ایمیل بلندبالا و حرف زدن از انگیزه یا هدفتان هیچ تاثیری در پذیرش یا عدم پذیرش پست شما ندارد. پس به‌جای اینکه سعی کنید با حرف‌هایتان ویراستار را قانع کنید، روی کار خود متمرکز باشید و یک محتوای عالی به او ارائه دهید. محتوای شما باید تمام مواردی را که ویراستار با آن‌ها پست را بررسی می‌کند، مطابقت داشته باشد.در غیر این صورت، شما می‌توانید مطابق با اصول خود هر روز یک محتوا در سایتتان منتشر کنید. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که یک ویراستار با خواندن محتواهای شما، بخواهد حتی بهترین آن‌ها را در سایت خود منتشر کند. پس وقتی محتوا را با اصول سایت میزبان مطابقت می‌دهید یعنی وسعت دید خود را بیشتر می‌کنید. در این لحظه است که می‌توانید تجربه ویرایش مقالات یک وبلاگ با چند نویسنده را درک کنید و گامی در جهت نویسندگی حرفه‌ای بردارید.۲. محتوای شما، نماینده شما استاجازه بدهید محتوای شما مهارت‌هایتان را در نویسندگی به بقیه نشان دهد و خودتان از آن‌ها تعریف نکنید. نوشته شما بهتر از هر حرف دیگری می‌تواند نشان‌دهنده ارزش نویسندگی شما باشد و سایت میزبان را برای پذیرش قانع کند. درست است که حرفه‌ای بودن و برخوردهای دوستانه ویژگی‌های مهمی برای برقراری ارتباط با ویراستار سایت میزبان است، اما به یاد داشته باشید که این ارتباط دوستانه نمی‌تواند ضعف محتوای شما را جبران کند.پس اگر می‌خواهید با یک ویراستار ارتباط برقرار کنید، قبل از هر چیز در مورد او تحقیق کنید. زمانی که به دنبال یک شخص یا انتشارات برای پست‌های خود می‌گردید، احتمالا تمایل دارید تا افراد زیادی را در شبکه‌های اجتماعی مختلف فالو کنید. اما فراموش نکنید فشار دادن دکمه فالو هیچ ارزش خاصی برای شما ایجاد نمی‌کند. پس سعی کنید به‌جای فالو کردن افراد مختلف، تعامل در شبکه‌های اجتماعی را هدف خود قرار دهید تا در طول زمان بتوانید یک ارتباط حرفه‌ای با افراد موثر در این زمینه برقرار کنید.۳. حرف‌های تکراری نزنیدبه‌جای زدن حرف‌های تکراری و نوشتن از موضوعات قدیمی، از موضوعات جدید و به‌روز استفاده کنید. نوشتن محتواهای تکراری که در همه سایت‌ها می‌توانیم آن‌ها را بخوانیم، هیچ سود و منفعتی برای سایت میزبان ندارد. پس طبیعی است اگر به این خاطر محتوای شما توسط تیم محتوای سایت میزبان رد شود. ارتقای مهارت‌های نوشتاری و ویراستاری به زمان نیاز دارد. اگر سایت موردنظر شما نوشته‌هایتان را نپذیرفت، ناامید نشوید و بیشتر تلاش کنید.اما اگر به هر دلیلی نتوانستید توجه ویراستار را به خود جلب کنید، به تصمیم او احترام بگذارید و بارها آن را پیگیری نکنید. با درخواست مجدد برای بررسی دوباره محتوا در واقع به اعتبار خود لطمه می‌زنید. در بعضی از موارد، اگر موضوع شما پتانسیل خوبی برای جذب مخاطب داشته باشد، فرصت دوباره‌ای برای بازنویسی محتوایتان به شما می‌دهند. اما اجازه بدهید خودشان این تصمیم را درباره شما بگیرند.۴. با نوشتن از موضوع‌های تخصصی به یک منبع برای تولید محتوا تبدیل شویداگر پست شما اطلاعاتی را در خود دارد که هر نویسنده دیگری می‌تواند آن را تولید کند یا نمونه‌های مشابه آن در سایت وجود دارد، احتمالا سایت میزبان آن را رد خواهد کرد. اما وقتی یک ویراستار محتوای موردنیاز خود را فقط بتواند از سمت شما تامین کند، شما برای او به یک منبع ارزشمند برای تولید محتوا تبدیل خواهید شد. حتی ممکن است بعد از مدتی، سایت میزبان از شما به‌عنوان متخصص در یک زمینه خاص، دعوت به همکاری کند یا درخواست تولید محتوا بدهد.۵. از لینک‌دهی زیاد بپرهیزیدلینک دادن به منابع ممکن است محتوای شما را غنی و ارزشمند کند، اما در بعضی مواقع باعث گیج شدن مخاطب می‌شود. تصور کنید پست مهمان خود را قرار است در یک مجله چاپی منتشر کنید. پس آنقدر خوب بنویسید که همین پست به تنهایی یک محتوای کامل و مستقل باشد. دقیقا مانند زمانی که شخصی برگه مقاله چاپ‌شده در یک مجله را برش می‌دهد و با آهنربا به در یخچال خود یا دیوار اتاقش می‌چسباند. همین یک مقاله برای او کافی است و به چسباندن ۱۵ مقاله دیگر نیازی ندارد.۶. پست مهمان، یک تمرین برای تقویت مهارت ارتباطی استبا انجام دادن پنج نکته بالا باز هم ممکن است پست مهمان شما توسط سایت میزبان پذیرفته نشود. گاهی اوقات ممکن است اشتباهاتی انجام دهید که شما را به نتیجه دلخواهتان نرساند. شناخت این اشتباهات و یادگیری از آن‌ها مهم‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. این تلاش‌ها در نهایت باعث می‌شود هم به نتیجه موردنظر خود برسید و پست خود را در یک سایت مناسب منتشر کنید و هم مهارت‌های ارتباطی خود را ارتقا دهید. با این کار ممکن است با افراد و سایت‌های مختلف دیگری برای انتشار نوشته‌هایتان آشنا شوید و روابط کاری مفیدی را با افراد موثر در این زمینه برقرار کنید.کلام آخرتقریبا تمام افرادی که سواد خواندن و نوشتن دارند، می‌توانند یک پست مهمان بنویسند. اما تعداد کمی از افراد یک پست مهمان عالی می‌نویسند که در فضای مجازی پخش می‌شود. برای این کار تنها کافی است مفید و به‌روز بنویسید. اگر کسب‌وکاری دارید که نیاز به دیده شدن دارد، می‌توانید حداقل هفته‌ای یک بار یک پست مهمان حرفه‌ای بنویسید و آن را در سایت‌هایی که به کسب‌وکار شما مربوط است، منتشر کنید.تجربه شما در استفاده از پست مهمان چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Mon, 13 Dec 2021 15:56:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم درباره داستان سرایی در کسب و کار چه می‌گوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D9%84%D9%85-j3z77aazsg4f</link>
                <description>در بیشتر مواقع اولین تصویری که از داستان‌سرایی یا قصه‌گویی در ذهنمان نقش می‌بندد، تصویر یک مادربزرگ یا پدربزرگ است که برای نوه‌های کوچک و بزرگش قصه تعریف می‌کند. اما این تنها بخش کوچکی از داستان‌سرایی است و در حال حاضر از این مهارت در کسب‌وکارها هم استفاده می‌شود. چندین سال است که بازاریاب‌ها سعی می‌کنند صاحبان کسب‌وکارها را به استفاده از داستان سرایی در برند خود ترغیب کنند. اما این مفهوم برای بسیاری از آن‌ها تنها یک کار سرگرم‌کننده بدون هیچ آورده و دستاوردی است. به همین دلیل در این مقاله تاثیر داستان سرایی در کسب و کار را با استفاده از علم ثابت می‌کنیم تا ببینیم داستان‌ها چطور می‌توانند باعث رشد یک کسب‌وکار شوند.قدرت داستان‌هاهیچ‌کس نمی‌تواند قدرت داستان‌ها را انکار کند. قطعا همه شما فیلم‌هایی دیده‌اید که بعد از گذشت چند سال، هنوز صحنه‌ها و تصویرهایی از آن را به خاطر دارید، یا پای صحبت‌های فردی نشسته‌اید که به مدت چند دقیقه یا چند ساعت شما را مبهوت خود کرده است. تمام این‌ها تنها از قدرت داستان‌ها سرچشمه می‌گیرد. گفتن یک داستان خوب هنری است که می‌تواند شنوندگان را درگیر کند، تحت‌تاثیر قرار دهد و حتی الهام‌بخش آن‌ها در زندگی باشد.ما انسان‌ها به داستان‌ها معتاد هستیم. حتی وقتی بدن ما به خواب می‌رود، ذهنمان تمام شب را بیدار می‌ماند و برای خودش داستان‌سرایی می‌کند. داستان‌ها بهترین شکل ارائه یک محتوا هستند که می‌توانند تاثیر طولانی‌تری روی ذهن ما بگذارند.همه ما بارها در کلاس درس، سخنرانی‌ها و جلسه‌های مختلف به ارائه‌های پاورپوینتی که در هر صفحه آن چند جمله با بولت پوینت نوشته شده‌، گوش داده‌ایم. در چنین شرایطی قسمت‌هایی از پردازش زبان در مغز ما دست به کار می‌شوند و نکات ارائه‌شده را به شکل یک داستان درمی‌آورند. مشکل اینجا است که در بیشتر مواقع داستانی که ذهن ما می‌سازد همان داستانی نیست که گوینده قصد دارد آن را از طریق داده‌ها منتقل کند. اما اگر گوینده همان حقایق و اطلاعات را به شکل دیگری و در قالب یک داستان جذاب ارائه دهد، اتفاق دیگری در مغز ما می‌افتد.به عبارت دیگر، وقتی اطلاعات را می‌شنویم، فقط مرکز پردازش داده در مغزمان فعال می‌شود، در حالی که داستان‌ها می‌توانند مرکز حسی مغز را هم فعال کنند. یعنی وقتی یک داستان خوب را می‌شنویم، مغز ما طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار خودمان آن را تجربه کرده‌ایم. می‌توانیم بگوییم مغز، ما را داخل داستان قرار می‌دهد.قدرت داستان‌ها از نظر علمداستان‌ها نه تنها قدرت نفوذ به احساسات ما را دارند، بلکه می‌توانند فعالیت و عملکرد مغز را هم تحت‌تاثیر قرار دهند و باعث تولید هورمون اکسی‌توسین شوند. در واقع، تاثیر داستان‌ها روی مغز است که تمام این احساسات و عواطف را در ما بیدار می‌کند. پل زاک که یکی از بنیان‌گذاران اقتصاد عصبی است، همیشه در تلاش بود تا راهی را برای تحریک و افزایش تولید اکسی‌توسین در مغز پیدا کند. در کمال تعجب او پاسخ خود را در داستان‌سرایی پیدا کرد. پس باید بگوییم که داستان‌ها نه‌تنها قدرت نفوذ به احساسات افراد و ایجاد تغییر در فعالیت مغز را دارند، بلکه به شکل عجیبی باعث تولید اکسی‌توسین می‌شوند. پل زاک در این مورد می‌گوید:«زمانی که متوجه شدیم داستان‌های احساسی روش موثرتری برای ایجاد اکسی‌توسین هستند، به آزمایش و جمع‌آوری داده‌ها ادامه دادیم. در نهایت متوجه شدیم که داستان‌سرایی همان محرکی است که به دنبال آن بودیم. من همیشه می‌خواستم از طریق علم، توضیح دهم که مردم چگونه می‌توانند به‌طور موثرتری دیگران را به انجام کاری که می‌خواهند، متقاعد کنند. بعد از انجام آزمایش‌های بسیار متوجه شدم که داستان‌سرایی همان ابرقدرتی است که می‌تواند چنین تاثیری روی مخاطب بگذارد.»علاوه بر این، زمانی که MRI و سایر روش‌های اسکن مغز با علم اعصاب مدرن ترکیب می‌شود، نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که چرا داستان‌ها می‌توانند تا این اندازه در برقراری ارتباط با مخاطب قوی عمل کنند. چند مقاله جالب دانشگاهی وجود دارد که می‌تواند اثر داستان سرایی را روی مغز اثبات کند. به یکی از این مقاله‌ها توجه کنید:چند سال پیش مطالعه‌ای در دانشگاه پرینستون انجام شد و نتیجه آن در مجله Wired به چاپ رسید. محققان این دانشگاه متوجه شدند که داستان‌سرایی به معنای واقعی کلمه می‌تواند ذهن گوینده و شنونده را به هم متصل کند. همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، یک داستان خوب می‌تواند عملکرد مغز خواننده و شنونده را تا حد بسیار زیادی به هم نزدیک کند. هرچقدر داستان جذاب‌تر باشد، ارتباطی که بین مغزها ایجاد می‌شود هم بیشتر خواهد بود.مقاله‌های دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد وقتی داستانی را می‌شنویم، علاوه بر فعال شدن بخش پردازش زبان در مغز، قسمت‌های دیگری از مغزمان هم شروع به کار کردن می‌کند که هنگام تجربه یک اتفاق فعال می‌شود. مثلا زمانی که شما داستانی می‌شنوید که در آن فردی برنده لاتاری شده است، اتفاق‌هایی در مغزتان رخ می‌دهد که اگر خود شما برنده شده بودید، همان قسمت از مغز فعال می‌شد. به‌طور خلاصه، هر چه گوینده بتواند اطلاعات را بهتر در قالب داستان منتقل کند، تجربه و درک شنونده به آنچه که گوینده قصد دارد بگوید، نزدیک‌تر خواهد شد.هرچند دانشمندان علوم اعصاب هنوز در حال تحقیق روی تاثیر داستان سرایی بر مغز هستند، اما تجربه به ما نشان داده است که وقتی به یک داستان خوب با جزئیات عالی و پر از استعاره گوش می‌دهیم، دوست داریم خود را در موقعیت قهرمان داستان تصور کنیم. برای درک این جمله فقط کافی است که به تمام داستان‌های ترسناکی که شنیده‌اید یا فیلم‌های ترسناکی که دیده‌اید، فکر کنید و به یاد بیاورید که چگونه ضربان قلب شما زیاد و حتی موهایتان سیخ شده بود.استفاده از قدرت داستان سرایی در کسب و کارهمان‌طور که گفتیم یک داستان جذاب سطح اکسی‌توسین را در بدن ما افزایش می‌دهد. اکسی‌توسین هورمونی است که باعث ایجاد احساسات خوبی مانند اعتماد، شفقت و همدلی می‌شود. به وجود آمدن چنین احساساتی روی رفتار اجتماعی ما تاثیر می‌گذارد و به ارتباطات ما کمک می‌کند. به همین خاطر است که داستان‌ها توانایی‌های منحصربه‌فردی برای ایجاد ارتباطات دارند و برندهای بزرگ جهان از این قابلیت برای جذب مخاطب و ایجاد جامعه‌ای از طرفداران وفادار به برند خود استفاده می‌کنند.داستان‌هایی که در کسب‌وکارها گفته می‌شود، ممکن است مانند داستان‌های فیلم‌ها دراماتیک نباشد، اما قطعا تاثیر بیشتری نسبت به ارائه داده‌ها خواهد داشت. داستان‌ها به ما این امکان را می‌دهند که بدون قرار گرفتن در معرض خطر، تجربه‌هایی را از طریق آن‌ها به دست آوریم و زندگی‌های متفاوتی را تجربه کنیم. یکی از عصب‌شناسان پرینستون می‌گوید: «داستان‌سرایی تنها راه فعال کردن بخش‌هایی در مغز است که شنونده می‌تواند داستان را به ایده و تجربه خود تبدیل کند.»داستان‌ها به ما کمک می‌کنند تا قبل از مواجهه با یک موقعیت، بتوانیم راه‌های کنترل آن را یاد بگیریم. داستان سرایی نقشی اساسی در معناسازی و منطقی‌سازی دارد. یعنی از طریق داستان است که ذهن ما حقایق و باورهای خود را شکل می‌دهد و آن‌ها را بررسی می‌کند. همچنین با کمک داستان‌ها است که ما می‌توانیم بین باورهای ذهنی خودمان و دیگران ارتباط برقرار کنیم. از طریق گوش دادن به داستان می‌توانیم دیدگاه‌های جدیدی کشف کنیم و درک بهتری از دنیای اطراف خود به دست آوریم. حتی با کمک داستان‌ها می‌توانیم ذهنیت و افکار خود را به چالش بکشیم و آن را از دیدگاه دیگران ببینیم.داستان‌سرایی با تبادل ایده‌ها و رشد شخصی همراه است و این می‌تواند نوع دیگری از یادگیری باشد. به همین خاطر است که داستان‌سرایی باید در فرهنگ سازمانی و برنامه‌های توسعه فردی قرار داده شود. پس اگر می‌خواهید دیگران را درگیر کسب‌وکار خود کنید، به آن‌ها آموزش دهید یا الهام‌بخش آن‌ها باشید، باید داستان‌سرایی کنید و از دیگران بخواهید داستان خود را با شما به اشتراک بگذارند.استفاده از قدرت داستان سرایی در بازاریابیاز داستان‌سرایی می‌توانید برای بازاریابی و جذب مخاطب استفاده کنید. با استفاده از این ابرقدرت می‌توانید به‌جای بیان ویژگی‌ها و مزایای محصولات یا خدمات خود، با ایجاد محتوای جذاب از طریق داستان‌سرایی تاثیر بیشتری روی مخاطب بگذارید و آن‌ها را با خود همراه کنید. دو راه اصلی وجود دارد که هر شرکت یا کسب‌وکاری می‌تواند از طریق آن‌ها از قدرت داستان‌سرایی بهره ببرد:صفحه درباره ماصفحه درباره ما یکی از پربازدیدترین صفحه‌های وب‌سایت‌ها برای بیشتر کسب‌وکارها است که بعد از صفحه اصلی، رتبه دوم را دارد. اصلی‌ترین دلیل بازدید از این صفحه این است که مردم می‌خواهند درباره شما و شرکتتان اطلاعاتی کسب کنند؛ یا بهتر است بگوییم آن‌ها می‌خواهند داستان شما را بخوانند. برای بیان داستان خود می‌توانید از موارد زیر کمک بگیرید:در مورد زمان و علت راه‌اندازی کسب‌وکار خود بنویسید.از چشم‌اندازی که هنگام تاسیس شرکت داشتید، حرف بزنید.سیر تحولات شرکت را از ابتدای تاسیس تا حالا توضیح دهید.هدف نهایی شرکت خود را واضح توضیح دهید و بگویید که کسب‌وکار شما چه ارزش‌هایی ایجاد می‌کند؟عکس افراد تیم خود را قرار دهید و کمی در مورد آن‌ها بنویسید.این موارد می‌تواند مانند چارچوبی برای داستان سرایی در صفحه درباره ما عمل کند. از این چارچوب می‌توانید از آنچه که شرکت شما انجام می‌دهد به آنچه که برای خواننده شما مهم است، پل بزنید و ارتباطی موثر با او برقرار کنید.مطالعه موردیمطالعه موردی یک روش شگفت‌انگیز برای ارائه داستان‌های مشتری‌های شما در تعامل با کسب‌وکارتان است. با نوشتن مطالعه موردی می‌توانید خدماتی را که تا حالا به مشتری‌های خود ارائه داده‌اید، در قالب یک داستان جذاب، بیان کرده و نام برند خود را در ذهن آن‌ها ماندگار کنید. با کمک موارد زیر می‌توانید ارتباط خوبی بین برند خود و مشتری‌هایتان برقرار کنید:مشتری را به‌عنوان قهرمان داستان خود معرفی کنید.چگونگی حل مشکل مشتری توسط کسب‌وکار خود را توضیح دهید.در صورت امکان نام مشتری و عکس آن‌ها را در داستان خود قرار دهید.داستان خود را با جزئیات و صحنه‌سازی‌های زیبا جذاب کنید و نتیجه را به‌صورت واضح شرح دهید.کلام آخردر این مقاله با کمک علم ثابت کردیم که تمام انسان‌ها با هر میزان عاطفه و احساس در مقابل داستان‌ها خلع سلاح می‌شوند. در واقع داستان‌ها با تاثیری که روی مغز می‌گذارند، احساساتی مانند شفقت، همدلی و اعتماد را در ما ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند تا ناخودآگاه با گوینده همراه شویم.داستان سرایی تنها در بازاریابی قابل‌استفاده نیست؛ بلکه می‌توانید از آن برای فرهنگ‌سازی در شرکت خود هم استفاده کنید. راه‌های زیادی برای داستان سرایی در کسب و کار وجود دارد، اما نقطه شروع هرکدام از این راه‌ها این است که ارزشی را که می‌خواهید به مخاطب خود ارائه دهید، به‌خوبی بشناسید.تا به حال از داستان سرایی در کسب و کار خود استفاده کرده‌اید؟ تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Tue, 07 Dec 2021 13:00:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محتوای تولیدشده توسط کاربر (UGC): شاه‌کلید داستان‌سرایی در کسب‌وکار</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-p4zhklvtcllk</link>
                <description>تصور کنید با دوستانتان دور هم جمع شده‌اید و می‌خواهید پایان یک هفته طولانی و سخت را جشن بگیرید. هیچ‌کس هیچ ایده‌ای برای انتخاب رستوران ندارد. پس تصمیم می‌گیرید با مشاهده عکس‌های رستوران‌های اطراف، یک رستوران خوب پیدا کنید. به عکس‌ها نگاهی می‌اندازید و با دیدن دکوراسیون زیبا و غذاهای جذاب یکی از این رستوران‌ها گرسنه‌تر می‌شوید و تصمیم می‌گیرید به آنجا بروید. اما یکی از دوستانتان می‌گوید «من هفته قبل به این رستوران رفتم. غذای آن افتضاح است». شما چه کار می‌کنید؟ آیا هنوز هم علاقه‌ای به رفتن به آن رستوران دارید؟ قطعا نه! دیگر عکس‌های جذاب آن شما را وسوسه نمی‌کند و به‌دنبال یک رستوران بهتر می‌گردید.بله تبلیغات دهان‌به‌دهان و نظرات مشتری‌های معمولی تاثیر بیشتری نسبت به تبلیغات خود برند دارد. محتوای تولیدشده توسط کاربر یا UGC مفهومی است که به برندها این امکان را می‌دهد که از تبلیغات و انتقادات مشتریان خود برای جذب مشتری‌های بالقوه استفاده کنند. این مفهوم پیوند عمیقی با داستان‌سرایی کسب‌وکار دارد که در این مقاله به آن می‌پردازیم.محتوای تولیدشده توسط کاربر چیست و چه ضرورتی در کسب‌وکار دارد؟محتوای تولیدشده توسط کاربر یا UGC همان‌طور که از نامش پیداست، محتوایی است که افراد خارج از تیم بازاریابی شرکت در مورد برند، محصول یا خدمات شما تولید می‌کنند. UGC در سال‌های اخیر، به یک ابزار بازاریابی قدرتمند برای آژانس‌های دیجیتال و تیم‌های بازاریابی تبدیل شده است. این پدیده رسانه‌ای جدید، ارتباط دوستانه‌ای بین برند و مصرف‌کنندگان ایجاد می‌کند که باعث ارتقای نام برند در ذهن مردم می‌شود. محتوای تولیدشده توسط کاربر معمولا در شکل‌های مختلفی منتشر می‌شود که بعضی از آن‌ها عبارت است از:پست‌های وبلاگ و شبکه‌های اجتماعیتوصیه‌‌نامه مشتریان یا تستیمونیال (testimonial)عکس‌ها و فیلم‌هاچالش‌های شبکه‌های اجتماعیفیلم‌های جعبه‌گشایی (unboxing)هشتگ زدنمحتوای تولیدشده توسط کاربر صرفا یک مد رسانه‌ای زودگذر نیست. بلکه پدیده خارق‌العاده‌ای در دنیای کسب‌وکارها است که به‌طور اساسی نحوه مصرف اطلاعات توسط کاربران را تغییر داده است. یعنی در حال حاضر، مردم کمتر به اطلاعاتی که خود کسب‌وکارها در مورد برندشان می‌دهند، اعتماد می‌کنند و برای کسب اطلاعات به سراغ نظرات و محتواهای سایر کاربران می‌روند. در واقع این داستان‌های سرشار از احساس مردم است که در دل دیگران نفوذ کرده و برند شما را محبوب می‌کند.همان‌طور که در داستان هابیل و قابیل می‌خوانیم که هابیل چقدر محبوب خدا بود و در مقابل، قابیل در آتش حسادت سوخت. این داستان درس‌های زیادی در مورد دروغ، حسادت و اعتراف به ما می‌دهد و به‌جای گفتن چند جمله در مورد حسادت، پیامدهای آن را برای ما روشن می‌کند. بیان داستانی که منطق را کنار گذاشته و به‌طور مستقیم روی احساس اثر می‌گذارد، قطعا تاثیر بیشتری نسبت به چند جمله خبری یا امری ساده دارد.این مثال و هزاران مثال دیگر به ما نشان می‌دهد که ادیان هم از قدرت داستان‌سرایی به‌خوبی آگاه بوده‌اند و برای نفوذ در دل‌های مردم از آن استفاده کرده‌اند. اما در حال حاضر، اتفاق دیگری در دنیای داستان‌ها در حال رخ دادن است. شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک، اینستاگرام، توییتر و... باعث رواج بیشتر داستان‌سرایی شده‌اند. کاربران در این شبکه‌ها از داستان‌هایی که با یک برند داشته‌اند، می‌نویسند و دیگران را از تجربیات خود نسبت به آن آگاه می‌کنند.یک مطالعات نشان می‌دهد که ما به‌احتمال زیاد، یک محصول یا خدمات را بر اساس تجربه یا نظر دوستان خود می‌پذیریم یا رد می‌کنیم. تقریبا ۹۲ درصد از مردم به توصیه‌های دوستان و آشنایان خود اعتماد می‌کنند. یعنی اگر یکی از دوستانتان به شما بگوید قهوه فلان کافی‌شاپ مزه بدی دارد، شما دیگر تمایلی به رفتن به آن کافی‌شاپ نخواهید داشت. اما داستان محتوای تولیدشده توسط کاربر حتی از این هم فراتر است. تبلیغات دهان‌به‌دهان، راه خود را به سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی هم باز کرده‌ و در کسب‌وکارهای دیجیتالی بسیار موثر است. به‌طوری که ۷۰ درصد مردم حتی به تبلیغات و نظرات افرادی که نمی‌شناسند هم اعتماد دارند.مزایای استفاده از UGC چیست؟گفتیم که محتوای تولیدشده توسط کاربر یک ابزار قدرتمند برای بازاریابی است. چون این محتواها ناخودآگاه اعتماد بیشتری بین مشتریان ایجاد می‌کنند و می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد نیازهای مشتریان ارائه دهند. همچنین کاربران به‌طور مداوم محتواهای جدیدی از محصولات و خدمات برند تولید می‌کنند. می‌توانیم مزایای استفاده از UGC را در موارد زیر خلاصه کنیم:اعتمادسازیتحقیق Edelman ۲۰۲۱ به‌خوبی نشان می‌دهد که مردم بیشترین اعتماد را به افرادی مثل خود دارند. پس اگر شما محتوای تولیدشده توسط کاربر را با محتوای تیم بازاریابی خود ترکیب کنید، می‌توانید اعتماد بیشتری بین مشتریان خود به وجود آورید.کشف بینش مشتریبرندهایی که از قدرت UGC در کمپین‌های بازاریابی خود بهره می‌برند، می‌توانند ارتباط مناسب‌تر و معتبرتری با مخاطبان خود برقرار کنند. UGC در واقع صدای مشتریانی است که هیچ سودی از درآمد شرکت به دست نمی‌آورند. استفاده از این پدیده بازاریابی بهترین فرصت را برای تعامل با مشتری‌ها و حتی مشتری‌های بالقوه فراهم می‌کند. نباید فراموش کنیم که محتواهای تولیدشده توسط کاربر همیشه مثبت نیست. بهترین برندها از این محتواهای انتقادی به‌عنوان یک بازخورد برای بهتر کردن محصول یا خدمات خود استفاده می‌کنند.تولید محتوای تازهتولیدکنندگان محتوا در همه جا حضور دارند. در واقع در حال حاضر، همه ما به‌نوعی تولیدکننده محتوای متنی، عکسی، ویدیویی و... هستیم. تولید مداوم محتوا در رسانه‌های مختلف توسط کاربران یک مزیت عالی برای برند شما به حساب می‌آید. چون سایر کاربران می‌توانند با مشاهده این نظرات و محتواها سریع‌تر و با خیالی آسوده از محصول یا خدمات کسب‌وکار شما استفاده کنند. در حقیقت مشتریان شما مثل تیم تولید محتوای شما هستند که هر لحظه محتوایی تازه و جدید را تولید می‌کنند.چگونه از محتوای تولیدشده توسط کاربر، نهایت استفاده را ببریم؟شما به‌عنوان یک برند یا کسب‌وکار نمی‌توانید UGC تولید کنید، اما می‌توانید مشتریان خود را به سمت تولید محتوا سوق دهید و آن‌ها را به انجام این کار تشویق کنید. به‌عنوان مثال، دانشگاه آریزونای شمالی در روز شکرگزاری در سال ۲۰۲۰ (Thanks Giving Day 2020) رویدادی برگزار کرد که در آن به هزار نفر اولی که به خانواده‌های نیازمند کمک می‌کردند، یک جفت جوراب از برند لامبرجک هدیه می‌داد. در این بسته هدیه یک کارت کوچک وجود داشت که به فرد پیشنهاد می‌کرد جوراب را بپوشد، سپس با یک مدل خاص عکس بگیرد و با یک هشتگ خاص آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارد.این رویکرد برای UGC جدید نیست. بلکه بیشتر از یک دهه است که برندها از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و از مخاطبان خود می‌خواهند که از تجربیاتشان در مورد برند بگویند. تفاوت محتوای تولیدشده توسط کاربر امروز با گذشته این است که در حال حاضر، مردم قبل از اینکه از آن‌ها خواسته شود تا تجربیات خود را نقل کنند، نظراتشان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. با این وجود، هنوز هم هشتگ‌ها و منشن‌ها عملکرد کمپین‌های بازاریابی را ارتقا می‌دهند.پس اگر می‌خواهید از محتوای تولیدشده توسط کاربر بیشترین استفاده را ببرید، باید به موارد زیر توجه کنید:ایجاد یک فضای مناسب برای اشتراک‌گذاریاگر می‌خواهید مشتریان شما محتوای مناسبی در مورد برند شما ایجاد و ارسال کنند، باید شرایط خوبی را برای تولید محتوا به وجود آورید. مهم‌ترین نکته این است که مطمئن شوید آن‌ها از نام برند شما در محتوای خود استفاده می‌کنند.پس می‌توانید کمپین‌های رنگارنگ زیبایی طراحی کنید یا به‌طور هوشمندانه‌ای نام برند خود را در عکس‌ها و طرح‌های جذاب قرار دهید تا کاربران به اشتراک‌گذاری آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی ترغیب شوند. همچنین می‌توانید از هشتگ‌های خاصی استفاده کنید تا مشتریان شما تشویق شوند که هنگام اشتراک‌گذاری محتوا از نام یا هشتگ مربوط به برند شما استفاده کنند.ایجاد امکان ورود به صفحه خرید از طریق محتوای UGCطبق تحقیقات انجام‌شده، ۸۵ درصد از خریداران بعد از مشاهده ویدیوی مربوط به محصول، نسبت به خرید آن اقدام کرده‌اند. این واقعیت را با اهمیت و ارزش محتوای تولیدشده توسط کاربر ترکیب کنید تا شانس جذب خریدار یا بازدیدکننده خود را افزایش دهید. برای این کار می‌توانید لینک خرید محصول را روی محتوای تولیدشده توسط کاربر قرار دهید.یافتن فرصت‌های استراتژیک برای نمایش محتوای مهماندر حال حاضر، بسیاری از کسب‌وکارها و برندها تعداد زیادی UGC دارند. اما نمایش دادن این حجم از محتوا در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی کار بیهوده‌ای است. محتوای تولیدشده توسط کاربر باید در مکان‌های مناسب برای کسب‌وکار شما نمایش داده شود. چگونگی تنظیم و نمایش این محتواها کاملا به کاری که انجام می‌دهید، بستگی دارد. پس داشتن درک درستی از ارزش محصولات خود برای مشتریان، می‌تواند به شما کمک کند تا محتواهای مناسب را انتخاب کرده و در جای درست قرار دهید.به‌عنوان مثال، به‌جای اینکه عکس‌ها و نظرات مشتریان را در شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک بگذارید، می‌توانید یک گالری زیبا از آن‌ها در سایت خود طراحی کنید، یا صاحبان رستوران‌ها می‌توانند عکس مشتری‌های خود را روی بنرهای تبلیغاتی در اطراف رستوران خود برای دیگران به نمایش بگذارند.مشتریان شما بهترین حامیان کسب‌وکار شما هستند و محتوای تولیدشده توسط آن‌ها می‌تواند اطلاعات خوب و مفیدی را در اختیار مشتریان بالقوه شما قرار دهد. پس با ایجاد یک استراتژی مبتنی بر UGC و خلق یک داستان از دل آن‌ها می‌توانید سود بیشتری از تبلیغات خود ببرید و نرخ بازگشت سرمایه را افزایش دهید.مثال‌هایی معروف از محتوای تولیدشده توسط کاربرتا الان متوجه شدیم که استفاده از UGC در استراتژی داستان‌سرایی برند می‌تواند بهترین راه برای تبلیغات باشد. برندهای زیادی در جهان، کمپین‌های پیشرفته‌ای طراحی و از آن برای ایجاد تعامل با کاربران استفاده کرده‌اند. در ادامه به بررسی چند کمپین معروف UGC در جهان می‌پردازیم.کمپین «قطب‌های اجتماعی» توسط هتل‌های Starwoodهتل‌ها و استراحتگاه‌های استاروود، کمپینی با نام «قطب‌های اجتماعی» (Social Hubs) ایجاد کردند و در آن عکس‌های گرفته‌شده توسط مهمانان و مسافران در هاوایی را به نمایش گذاشتند. مهمانان هتل‌ها با بیان داستان تجربه سفر لذت‌بخش خود، ارزش و داستان برند را در عکس‌های خود به تصویر کشیدند. دیدن این عکس‌های واقعی از تجربیات سفر افراد، دیگران را ترغیب می‌کند تا هنگام سفر، هتل‌های استاروود را در نظر بگیرند.کمپین «صبح‌ها ارزش اشتراک‌گذاری دارند» توسط Chick-Fil-Aیک برند غذایی به نام Chick-Fil-A در سال ۲۰۱۷، یک کمپین تبلیغاتی تلویزیونی با نام «صبح‌ها ارزش اشتراک‌گذاری دارند» راه‌اندازی کرد. سپس محتواهای تولیدشده را از کاربران جمع‌آوری کرده و آن‌ها را با داستان‌سرایی ادغام کرد. مردم با دیدن این محتواها تشویق می‌شدند تا تجربه یک صبح خود را با Chick-Fil-A به اشتراک بگذارند. در واقع این شرکت با برگزاری این کمپین به مردم نشان داد که مشتاق شنیدن داستان‌های آن‌ها است و آن‌ها را به بیان داستان‌های خود ترغیب کرد.کمپین «MyMonsoon#» توسط فروشگاه لباس مونسونفروشگاه اینترنتی مونسون (Monsoon) در سایت و شبکه‌های اجتماعی خود از خریداران می‌خواهد تا عکس محصولاتی را که خریده‌اند، با هشتگ MyMonsoon# به اشتراک بگذارند. سایر کاربران با دیدن این تصاویر و کلیک روی آن‌ها می‌توانند به‌راحتی به صفحه خرید دسترسی داشته باشند. مشاهده این تصاویر به کاربران کمک کرد تا اجناسی را که دوست دارند بخرند، تن افراد معمولی مثل خودشان ببینند و تصویری واقعی از آن به دست آورند. این کمپین نرخ کلیک را تا ۱۴ درصد و درآمد مونسون را ۳ درصد افزایش داد.کمپین «خود را در لس‌آنجلس تصور کنید» توسط Discover LAاواسط زمستان، شرکت مسافرتی Discover LA، نیویورکی‌ها را به چالش «خود را در لس‌آنجلس تصور کنید» دعوت کرد. این برند در ایستگاه متروی میدان Union نیویورک پوسترهایی نصب کرد که رهگذران می‌توانستند کنار آن بایستند، عکس بگیرند و با تگ کردن نام برند، عکس خود را در اینستاگرام منتشر کنند.پوستر، یک قایق بادی روی آب را نشان می‌داد که مردم باید در نقطه خاصی از آن می‌ایستادند و از خود سلفی می‌گرفتند. سپس وقتی شخص دیگری از پوستر و فرد مقابل آن عکس می‌گیرد، چنین به نظر می‌رسد که آن شخص روی قایقی در یک استخر آب در حال استراحت است. این پوستر در فصل زمستان نیویورک، هوای گرم لس‌آنجلس را به خاطر مردم می‌آورد و آن‌ها را به سفر به لس‌آنجلس ترغیب می‌کرد.کلام آخربیشتر مصرف‌کنندگان ترجیح می‌دهند در شبکه‌های اجتماعی خود به گشت‌وگذار بپردازند تا اینکه تبلیغات چند دقیقه‌ای برندها را مشاهده کنند. محتوای تولیدشده توسط کاربر یکی از منحصربه‌فردترین فرصت‌های بازاریابی در قرن بیست‌ویکم است. ممکن است وسوسه شوید که محتواهای تولیدشده توسط کاربران را دست‌کاری کنید و آن را به نفع خود تغییر دهید. اما باید به این نکته توجه داشته باشید که این نظرات بدون فیلتر و واقعی هستند که باعث جلب اعتماد مشتریان و کاربران می‌شوند.تجربه شما در استفاده از UGC چیست؟ آن را با ما به اشتراک بگذارید.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 14:48:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۱۱ مزیت داستان سرایی در کسب و کار؛ از جلب توجه‌ها تا تبلیغات موثر</title>
                <link>https://virgool.io/contentfapub/%DB%B1%DB%B1-%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-rp3rrguldrut</link>
                <description>داستان‌ها همراه با انسان آفریده شدند. سهم زیادی از ارتباطات روزانه ما را داستان‌ها به خود اختصاص می‌دهند و چیزی فراتر از یک سرگرمی ساده به حساب می‌آیند. در واقع استوری تلینگ یا داستان‌سرایی یک مهارت تجاری قوی است که اگر به بهترین شکل انجام شود، ارزش‌های زیادی مثل بهبود وفاداری مشتری، ایجاد یک استراتژی بازاریابی قوی، افزایش سود و... را برای یک کسب‌وکار به ارمغان خواهد آورد. در این مقاله اهمیت داستان سرایی در کسب و کارها را با هم بررسی می‌کنیم.چرا داستان سرایی در کسب و کار مهم است؟در داستان‌سرایی، برخلاف دیگر روش‌ها در بازاریابی، هدف و مقصود کسب‌وکار به‌خوبی به مخاطب منتقل می‌شود. طبیعی است که کسب‌وکارهای هدف‌دار بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرند و وفاداری مشتریان را به خود جذب می‌کنند. پس داشتن محصول یا ارائه خدمات باکیفیت تنها شرط موفقیت یک کسب‌وکار نیست و شما باید بتوانید با یک داستان‌سرایی عالی، شرکت خود را برجسته کنید.۱. با داستان سرایی در کسب و کار خود را توسعه دهیدپشت تمام ایده‌هایی که به ایجاد یک کسب‌وکار منتهی می‌شود، قطعا یک داستان وجود دارد. داستان توسعه محصول جدید یا کسب‌وکار خود را بیان کنید و زمینه را فراهم کنید تا مشتریان و ذی‌نفعان شما بدانند که چرا خدمات یا محصولات شما ارزش خرید یا حتی سرمایه‌گذاری را دارد.بدون شک ایده شما برای حل یک مشکل ایجاد شده است. پس روایت کنید که این مشکل چگونه شما را تحت‌تاثیر قرار داده و باعث ساخت محصول یا خدمات شما شده است. برای ارتباط گرفتن با مخاطب از تجربه‌های زندگی واقعی خود بهره بگیرید. در نتیجه مخاطب‌ها متوجه می‌شوند که کالاها و خدمات شما چه ارزش‌هایی را به زندگی آن‌ها اضافه می‌کنند.داستان‌سرایی با این ویژگی‌ها ارتباط گرفتن و اعتماد کردن به شما و برندتان را برای مخاطب راحت‌تر می‌کند؛ به‌خصوص اگر داستانی که تعریف می‌کنید شخصی باشد، قابل‌درک‌تر خواهد بود و بیشتر در ذهن مخاطب می‌ماند.۲. داستان‌سرایی مزیت رقابتی برای شما به وجود می‌آورددر حال حاضر اطلاعات بسیار زیادی وجود دارد و مردم از سراسر جهان به بیشتر آن‌ها دسترسی دارند. می‌توان گفت حجم زیادی از این اطلاعات تقریبا بیهوده است و تنها باعث مشغول شدن ذهن افراد می‌شود. پس گم شدن پیام یک کسب‌وکار در انبوه اطلاعات دنیای امروز، امر عجیبی نیست. همچنین تصمیم‌گیری‌ها بیش از آن که منطقی باشند، تحت‌تاثیر احساس قرار دارند. به همین دلیل یک کسب‌وکار ممکن است محصولی بهتر از محصول رقبای خود بفروشد، اما از سوی مردم توجهی به آن نشود. اینجاست که اهمیت داستان سرایی در کسب و کار بار دیگر خود را نشان می‌دهد. این امر می‌تواند تشخیص شرکت شما از سایر رقبایتان را برای مخاطب بسیار راحت کند.برای درک بهتر اهمیت داستان سرایی در کسب و کار به این مثال توجه کنید. دو محقق به نام‌های واکر و گلن، اشیای کوچک و بی‌ارزشی را با داستان‌های کوتاه اما جذاب و هدفمند در eBay به فروش گذاشتند. اقلامی که هرکدام تنها به ارزش ۱/۲۵ دلار خریده شده بودند، به‌لطف داستان‌سرایی‌های جذاب در مجموع ۸ هزار دلار فروخته شدند. این مثال به ما نشان می‌دهد که یک روایت داستانی هوشمندانه چگونه می‌تواند ارزش درک‌شده از چیزی را افزایش دهد و در سودآوری مهم باشد.۳. یک داستان جذاب توجه‌ها را به‌سوی شما جلب می‌کندداستان‌ها در بیشتر اوقات برای مخاطبان جذاب هستند. اگر شما در سخنرانی‌ها، تبلیغات و گفت‌وگوهای خود از داستان استفاده کنید، به‌احتمال بسیار کمتری توجه مخاطبان خود را از دست خواهید داد. به همین دلیل است که سخنرانان عمومی ارائه‌های خود را اغلب با داستان شروع می‌کنند. از طرفی، داستان‌ها شکل‌های پیشرفته‌تر و ساختارمندتری از ارتباطات هستند که به مخاطب برای درک پیام شما کمک می‌کنند.۴. داستان‌ها بازاریابی و تبلیغات را تاثیرگذارتر می‌کنندداستان‌سرایی می‌تواند یک استراتژی بازاریابی قدرتمند برای شما ایجاد کند. مردم دوست دارند با برندها و کسب‌وکارها ارتباط برقرار کنند. بهترین تبلیغات با برانگیختن احساسات مردم می‌توانند این کار را به‌خوبی انجام دهند.علاوه بر این، یک کمپین تبلیغاتی خوب باید به‌قدری شفاف باشد که بتواند به مردم بگوید این کسب‌وکار با چه چیزهایی دست‌وپنجه نرم کرده و چگونه توانسته است خود را از این چالش‌ها بیرون بکشد. این همان داستان‌سرایی است که باعث می‌شود اهمیت محصولات و خدمات شما در نظر مخاطبان دو چندان شود. نکته مهم دیگر در داستان سرایی برای بازاریابی و تبلیغات این است که داستان خود را در تمام بسترها از جمله تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت و... یکسان نگه دارید.۵. داستان‌ها کارایی و مشارکت کارکنان را بیشتر می‌کنندکارکنان، قلب کسب‌وکار هستند. از همین رو، زمانی یک کسب‌وکار به موفقیت می‌رسد که کارکنان آن به موفقیت برسند. بااین‌حال، تحقیقات نشان می‌دهد که تعداد زیادی از کارکنان علاقه‌ای به مشارکت در محل کار ندارند. طبق آمار گالوپ، ۷۰ درصد از کارکنان آمریکایی به‌طور فعال در محیط کار خود مشغول نیستند.داستان‌سرایی حتی در این زمینه هم به کمک کسب‌وکار می‌آید. با استفاده از این مهارت می‌توانید فرهنگ سازمانی مناسبی در محل کار خود به وجود آورید. داشتن فرهنگ سازمانی غنی چیزی فراتر از به اشتراک گذاشتن یک چشم‌انداز موفق است. پس می‌توانید داستان‌هایی در مورد تاریخچه شرکت، چالش‌ها، ارزش‌ها و اهداف آن بسازید و آنچه را که مهم است، با کارکنان خود به اشتراک بگذارید.در نتیجه کارکنان معنای کاری را که انجام می‌دهند، به‌خوبی درک می‌کنند. این چنین داستان‌هایی به کارکنانتان چیزهایی می‌بخشد که می‌توانند به آن باور داشته باشند. پس انگیزه آن‌ها برای کار بیشتر می‌شود و نسبت به شرکت متعهد می‌شوند.۶. یک داستان خوب به مردم در تصمیم‌گیری کمک می‌کندمردم برای گرفتن تصمیماتشان بیش از هرچیز به دنبال یک داستان جذاب هستند. به‌عنوان مثال، زمانی که به خرید یک محصول فکر می‌کنید، بیشتر از آنکه به ویژگی‌ها و اطلاعات آن دقت کنید، به بررسی داستان‌هایی در مورد آن می‌پردازید. این قضیه را می‌توانیم به کسب‌وکارها هم تعمیم دهیم. زمانی که مردم فکر می‌کنند که چرا باید از این کسب‌وکار خرید کنم، در واقع به‌دنبال داستان‌هایی درباره آن هستند.به همین دلیل است که کسب‌وکارها باید با استفاده از داستان‌سرایی به این سوال پاسخ دهند که «چرا مردم باید به ما اهمیت دهند؟». این موضوع هم برای مشتریان و هم برای کارمندان بالقوه یا حتی برای سهام‌داران صادق است.۷. یک داستان خوب وجهه انسانی به برند می‌بخشدپشت موفق‌ترین شرکت‌ها داستان‌های عمیق و متفکرانه‌ای وجود دارد که به آن حس‌وحال خوب و معنای بزرگ‌تری می‌بخشد. بهترین مثال برای چنین شرکت‌هایی گوگل و اپل است. این دو شرکت تنها یک کسب‌وکار ساده نیستند؛ بلکه برندهایی هستند که با چشم‌اندازهایی ساخته شده‌اند که می‌خواهند جهان را متحول کنند. اگر کسب‌وکار شما چشم‌اندازی داشته باشد که مخاطبان آن را باور کنند و حاضر به پرداخت پول برای آن باشند، احتمال موفقیت شما چندین برابر است.شرکت‌هایی که باورهای زیبایی در ذهن مردم به وجود می‌آورند، در فهرست سودآورترین مشاغل قرار دارند. به‌طوری که ۱۰ شرکت برتر از نظر شاخص همدلی جهانی، ۵۰ درصد درآمد بیشتری کسب کرده‌اند و ارزش آن‌ها بیش از دو برابر شرکت‌های آخر این فهرست، افزایش پیدا کرده است. با کمک داستان‌سرایی می‌توانید ماهیت همدلی شرکت خود را به بهترین نحو به مخاطب‌هایتان منتقل کرده و احتمال موفقیت خود را افزایش دهید.در این راه می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی هم استفاده کنید. چون در حال حاضر، مردم با پرسیدن سوالات خود و همچنین به اشتراک گذاشتن افکار و احساساتشان در شبکه‌های اجتماعی کسب‌وکارها، به‌طور مستقیم با برند محبوب خود در ارتباط هستند. این دقیقا مثل ارتباط داشتن با یک شخص واقعی است. پس یک داستان خوب بگویید تا شخصیت و انسانیت برند خود را به مردم نشان دهید.۸. داستان‌ها ارزش‌ها و باورها را به مخاطب منتقل می‌کنندبرای نشان دادن اینکه چگونه باورهای سازمانی شما به وجود آمده است، می‌توانید از قدرت داستان‌ها استفاده کنید. چون وقتی مردم با یک داستان درگیر می‌شوند، باورهای داستان، درون آن‌ها هم شکل می‌گیرد. درنتیجه انتقال ارزش‌ها و باورها از طریق شخصیت‌های داستان به‌راحتی قابل‌انجام است. پس تا می‌توانید داستان‌های جذاب درباره محصول و خدمات خود بسازید و باورهایتان را به ذهن مخاطب‌هایتان انتقال دهید.۹. داستان‌ها ارتباط عاطفی پایدار با مخاطب برقرار می‌کنندبهترین داستان‌ها، واکنش‌های احساسی را در مردم برمی‌انگیزند. مخاطب‌ها با این داستان‌ها ارتباط واقعی برقرار می‌کنند و پیام‌های اصلی داستان را دریافت می‌کنند. وقتی مردم به داستانی گوش می‌دهند، احساس قهرمان را درک می‌کنند و به‌نوعی به او وفادار می‌شوند. با گفتن داستان‌هایی در مورد اشتباهی که مرتکب شده‌اید، شکست‌هایی که خورده‌اید یا حتی زمان‌هایی که زندگی بر وفق مراد شما نبوده است، می‌توانید یک ارتباط حقیقی و پایدار بین خود و مخاطبان ایجاد کنید.به یاد داشته باشید که انسان‌ها معمولا تصمیمات خود را از سر احساس می‌گیرند. پس با برانگیختن احساسات مردم از طریق داستان‌سرایی که یک ابزار قدرتمند است، می‌توانید روی آن‌ها تاثیر بگذارید. کافی است به‌جای بیان صریح چشم‌اندازهایتان، از یک داستان جذاب استفاده کنید و آن را با کمک یک استراتژی بازاریابی صادقانه به‌صورت شفاف بیان کنید.۱۰. داستان کسب و کار شما در ذهن مردم ماندگار می‌شودبه یاد آوردن داستان‌ها آسان‌تر از به یاد آوردن سایر اطلاعات مثل آمار و ارقام است. چون داستان‌ها فکر و ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کنند. تا قبل از به وجود آمدن کاغذ و کامپیوتر، دانش و اطلاعات در قالب داستان‌ها بیان می‌شدند. حتی بیش از نیمی از مکالمات انسانی از طریق داستان‌سرایی اتفاق می‌افتد. از همین رو می‌توان گفت که قصه‌گویی یک بخش طبیعی از تفکر و ارتباطات ماست.از طرفی گفتن یک داستان جذاب حین ارائه یا سخنرانی مثل یک استراحت کوتاه برای مغز مخاطبان است. با توجه به اینکه داستان‌ها در ذهن ماندگارتر هستند، مخاطب هرچه را که فراموش کند، قطعا داستان شما را از یاد نخواهد برد.۱۱. داستان‌ها باعث شکل‌گیری هدف می‌شوندداستان‌ها هدف و انگیزه لازم را برای شروع کار ایجاد می‌کنند. به‌عنوان مثال، مدرسه کسب‌وکار وارتون در سال ۲۰۰۷ از شرکت‌کنندگان خواست تا با استفاده از تماس تلفنی کمک‌های مالی جمع‌آوری کنند. در این میان، پول‌های جمع‌آوری‌شده توسط کسانی که به آن‌ها گفته شده بود این پول چگونه زندگی دیگران بهبود می‌بخشد، بیش از دو برابر کمک‌های جمع‌آوری‌شده توسط کسانی بود که تنها روش دریافت پول به آن‌ها داده شده بود. می‌توان نتیجه گرفت که یک داستان احساسی خوب باعث ایجاد هدف در گروه اول شده و همین موضوع انگیزه‌ای شد تا آن‌ها درآمد بیشتری داشته باشند.کلام آخرپشت بیشتر برندهای موفق یک داستان وجود دارد. به‌طوری‌که پیدا کردن یک برند موفق که هیچ داستانی نداشته باشد، کار دشواری است. داستان‌ها معنا می‌بخشند و باعث برانگیخته شدن احساس در مخاطب می‌شوند. بیشتر انسان‌ها ذهن آماده‌تری برای پذیرش داستان‌ها دارند. چون این داستان‌ها هستند که می‌توانند در برقراری ارتباط و ایجاد حس همدلی به ما کمک کنند. دقیقا به همین دلیل است که روزبه‌روز کسب‌وکارهای بیشتری به اهمیت داستان سرایی پی می‌برند.این مقاله از وبلاگ کانتنت‌فا در ویرگول منتشر شده است.منبع</description>
                <category>مجله کانتنت‌فا</category>
                <author>کانتنت‌فا</author>
                <pubDate>Sat, 04 Dec 2021 15:11:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>