<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مطالعات محتوایی</title>
        <link>https://virgool.io/contentstudy/feed</link>
        <description>مقالاتی در ارتباط با محتوا و مشاغل حوزه کسب‌وکار آنلاین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-22 00:42:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/</url>
            <title>مطالعات محتوایی</title>
            <link>https://virgool.io/contentstudy</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بیاید بگم وب‌سایت‌های جذاب جشنواره وب و موبایل چیا بودن!</title>
                <link>https://virgool.io/contentstudy/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%D9%85-%D9%88%D8%A8%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-bbcgz8ybeaqj</link>
                <description>باخبر شدن از استارتاپ‌های جدید یا سایت‌های اینترنتی جدید همیشه برام جذاب بوده. به همین خاطر اغلب اخبار مرتبط با جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های این‌چنینی رو دنبال می‌کنم. دفعه پیش در مورد تجربه‌ام از الکامپ و استارتاپ‌های جدید نوشتم و این بار می‌خوام مواردی که تو جشنواره وب و موبایل ایران برام جالب بوده رو بنویسم. اگر می‌خواهید اطلاعات بیشتری از شرکت‌کنندگان و نحوه داوری داشته باشید بد نیست سری به سایت رسمی این جشنواره بزنید.جشنواره وب و موبایل ایران خب... بریم سراغ کاندیداها و برنده‌های بخش‌های مختلف این جشنواره:تو بخش آموزش آنلاین پلت‌فرم‌هایی شرکت کرده بودند که کمابیش اسماشون به گوشم خورده بود مثل فرانش، فرادرس، همیارآکادمی، و مکتب‌خونه. برای من به شخصه فرانش خیلی جذاب‌تر از «فرادرس» و «مکتب‌خونه» بود - که محیطشون بسیار شبیه هم و برای من بدون جذابیت بودند. «همیار آکادمی» باز از اون دوتای قبلی بهتر به نظر می‌رسه. «استاد سلام» هم واسم یادآور دوران حال بهم زن کنکوره!ولی خب در کل استفاده از هرکدوم از این پلت‌فرم‌های آموزش آنلاین هم از نظر مالی به‌صرفه است هم از نظر زمانی.تو بخش فروشگاه‌های آنلاین نام دیجی‌کالا به‌عنوان برنده می‌درخشه. البته با توجه به نقدهای زیادی که اخیرا ازش شنیده شده و رضایت کاربران - از جمله خودم - که خیلی پایین اومده فکر نمی‌کردم برنده بشه. کاندیداهای دیگه فروشگاه‌های آنلاین افق کوروش، شهروند، بانه و کادوبر بودند. کادو بر رو تا حالا نشنیده بودم ولی با رفتن تو سایتش دیدم فیلترهای خوبی برای انتخاب و خرید آنلاین کادو داره. البته ناگفته نماند کالاهایی که به عنوان کادو گذاشته بودند خیلی قیمتش زیاد بود! ترجیح دادم دیگه برنگردم تو سایتشون.تو بخش فروشگاه‌های تخصصی هم وب‌سایت‌هایی در خصوص فروش آنلاین زعفران، میوه، و ماهی کاندیدا شده بودند که به‌نظرم وب‌سایت میوا با پکیج‌های متنوعی که برای فروش میوه داره، خیلی جذاب‌تر از بقیه بود.تو بخش بازارهای آنلاین واسط خرید و فروش، وب‌سایت ایران رنتر به چشمم خورد که کالاها رو به صورت قسطی می‌فروشه، وب‌سایت باسلام که تا حالا نشنیده بودمش بازار خرید و فروش محصولات ایرانیه (مثلا از نیما در شیراز دم‌نوش گیاهی بخرید. فقط امیدوارم بستری برای پخش مواد مخدر دست‌ساز نشه)وب‌سایت گیلیمو هم به نظرم کار جالبی کرده که به طور تخصصی گلیم و محصولات مرتبط با گلیم می‌فروشه.بخش نیازمندی‌های عمومی خیلی جالب بود! یه وب‌سایتی به اسم «وام‌چی» فروش وام و ارائه ضمانت انجام می‌داد که من تا حالا نشنیده بودم همچین خدماتی! یه وب‌سایت دیگه راهنمای کامل برگزاری جشن‌های مختلف بود و فهرستی از تالارها و سالن‌های آرایشی و .... ارائه می‌داد - که من فکر نمی‌کردم این‌ مدل مشاغل مشاوره‌ای تو ایران راه‌اندازی بشن. جالب بود برام. اسم وب‌سایتشون هم ولیمه بود. یه وب‌سایت دیگه هم به اسم آینه شمعدون مشاوره برگزاری مراسم عروسی میده که باز هم به‌نظرم کار جالبیه.طبق معمول یک عالمه هم وب‌سایت‌های آگاهی‌های نیازمندی مشابه دیوار و شیپور زده بودند.یکی از جذاب ترین بخش‌های جشنواره، بخش وب‌سایت‌های شخصیه. اصلا خلاقیت می‌باره از این وب‌سایت‌ها! به‌نظرم دو تا از وب‌سایت‌های جذاب این بخش، وب‌سایت آریا برفر و وب‌سایت محسن مهربان‌پور بود! حتما یه سری بزنید به وب‌سایتاشون و کمی هم با عناصر موجود در سایت ور برید!برنده بخش علم و دانش، وب‌سایت رایتینا بود که به‌طور تخصصی روی تولید محتوا کار می‌کنه. کاری که تو جهان خیلی بهش ارزش میدن و تو ایران کمتر بهش توجه شده. یکی دیگه از کاندیداهای این بخش، سایت مخفف بود که خودم چندوقت پیش کشفش کردم و خیلی هم خوشحال شدم از اینکه یه جا مرجع تمام کلمات اختصاریه، چون موقع ترجمه متون با این کلمات اختصاری خیلی چالش داشتم. سایت دیگه‌ای که تو این بخش کاندیدا شده بود، سایت ویدوآل بود که به‌نظرم ویدیوهای آموزشی بدی نمی‌ذاره، خوبه.تو بخش محیط زیست یه وب‌سایت خیلی خیلی جالبی دیدم که بد نیست شما هم بهش سر بزنید. وب‌سایت پاکزی که با دریافت پسماندهای خشک از در خانه شما، پول میده بهتون! البته اینطور که تو سایت ذکر کرده بودن فقط تو منطقه ۱ فعالیت دارن و مایی که بالانشین نیستیم فعلا تو بازی نیستیم :(((تو بخش خودرو وب‌سایت الوپارک امکان رزرو آنلاین جای پارک میده! جل‌الخالق! البته من انتظار داشتم دو متر آسفالت جلوی خونمون هم بتونم اجاره بدم ولی گویا فقط پارکینگ‌های عمومی رو پوشش میده. که خب کارایی نداشت برام. :/بله... همین الان اپلیکیشنی رو دیدم جزو کاندیداهای سرویس حمل و نقل آنلاین، که گویا از طریق اونم میشه جای پارک حتی کنار خیابون رزرو کرد. اسمش هست بی‌پارک. اگر استفاده کردم میام گزارش میدم براتون. (شما هم اگر استفاده کردید گزارش بدید).تو بخش ادب و فرهنگ و هنر و فلسفه، دو تا سایت خیلی خوب به چشمم خورد، یکی مجله اینترنتی سفید که مطالب جالب توجهی داشت و یکی گالری اینفو که اطلاعات جامعی از گالری‌ها و نمایشگاه‌های هنری داشت. اینکه تقویم‌وار تاریخ برگزاری گالری‌ها رو نمایش میداد خیلی ایده‌ی خوبی بود و خوشمان آمد!خب رسیدیم به بخش بلاگ، شبکه‌های اجتماعی و انجمن‌های آنلاین! به به! چه برنده‌ای داره این بخش! نام ویرگول عزیزمان می‌درخشد! تبریک به خودم، تبریک به شما، و تبریک به همه ویرگولیا! وقتی کار انقدر تمیز باشه و انقدر محبوب، خب معلومه برنده میشه ^__^به پایان آمد این ویرگول، حکایت همچنان باقیست...تو این مطلب صرفا وب‌سایت‌ها و کسب‌وکارهایی که برام جالب بودند رو معرفی کردم و به همه بخش‌ها نپرداختم. لیست تمام برنده‌ها رو می‌تونید از این لینک دنبال کنید. اگر برای شما هم وب‌سایتی جالب بوده یا کارش جدید بوده با من و بقیه به اشتراک بذارید.مطلبی که قبلا در مورد نمایشگاه الکامپ نوشته بودم و استارتاپ‌های متنوعی رو توش معرفی کردم:  http://vrgl.ir/rkDlX </description>
                <category>مطالعات محتوایی</category>
                <author>شکیبا شاملو</author>
                <pubDate>Sat, 16 Feb 2019 20:39:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیاید بگم استارتاپ‌ جدید چی اومده تو بازار!</title>
                <link>https://virgool.io/contentstudy/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE-%DB%B9%DB%B7-zdhqyizfeavb</link>
                <description>بخشی از دکور یکی از غرفه‌هایکی از سرگرمی‌های من رفتن به نمایشگاهه. طی سال معمولا سه الی چهار نمایشگاه رو شرکت می‌کنم مثل نمایشگاه کتاب، نمایشگاه الکامپ و نمایشگاه فرش و صنایع دستی. یکی از مزایای رفتن به نمایشگاه‌ها، آشنایی با ایده‌های جدید و عجیب‌وغریبه.امسال با سر زدن به نمایشگاه الکامپ تصمیم گرفتم گزارشی از استارتاپ‌‌هایی که برام جالب بود یا به نظرم جدید میومد بنویسم. لینک بعضی از اونا رو هم براتون می‌ذارم که اگه خواستید سری به وب‌سایتشون بزنید. پیش از همه، یه آگهی تبلیغاتی که تو الکامپ میگن بوده - من به چشم ندیدم - این آگهی مربوط به صدای سیفون بود:شست شبیه‌ساز صدای سیفونشبیه‌ساز صدای سیفونمراقبت از حیوانات خانگییکی از استارتاپ‌هایی که در حوزه‌ی حیوان خانگی بازدید کردم، علاوه بر فروش محصولات غذایی و لوازم نگهداری از حیوانات، خدماتی ارائه می‌داد از قبیل بردن حیوان خانگی شما به پیاده‌روی و نگهداری از آن‌ها هنگامی که شما سفر هستید! برام جالب بود که انقدر در زمینه‌ی حیوانات فعال شدیم و پیش‌ رفتیم که برای پیاده‌روی بردن حیوانات و آموزش حرکات ژانگولری هم نیرو استخدام می‌کنیم در حالی که هنوز حوصله نگهداری بچه و چه بسا خودمون رو هم نداریم!استارتاپ‌هایی برای تنبل‌هایکی دیگه از استارتاپ‌هایی که به نظرم خیلی به‌درد ما تنبل‌ها می‌خوره همین مورد بود که برای مراسم‌های مختلف مثل تولد، جلسه دفاع پایان‌نامه، مراسم ختم و ... سفارش بسته‌های پذیرایی می‌گیرن و تو هر بسته هم میوه و آبمیوه و کیک و ... به انتخاب خودمون میذارن. بسته‌بندیش هم کاملا شیک و مجلسی!تو الکامپ قبلی با استارتاپ‌هایی تقریبا تو همین زمینه آشنا شدم که مثلا نانوایی آنلاین داشتن، خرید میوه‌ی آنلاین، سوپرمارکت آنلاین و خب امسال هم با دیدن استارتاپ «مهمانو» یه نیشخندی برآمده از تنبلی اومد گوشه لبم :))))یه استارتاپی هم بود به اسم برکت که مواد غذایی مورد نیاز برای طبخ غذاها، مثلا سبزی خورد شده یا پیاز داغ رو می‌فروخت. خانم‌هایی که این محصولات رو آماده می‌کنن تحت پوشش خیریه هستن و به نوعی خرید از این محصولات کمک به خیریه محسوب میشه.اعزام نیروهای خدماتیبعد از اعزام نیروهای تعمیرکار لوازم منزل، کارواش بدون آب درب منزل، خشک‌شویی آنلاین، امسال با استارتاپی در خصوص اعزام تعمیرکار تلفن همراه روبرو شدم. هروقت موبایلتون خراب شد زنگ میزنید و تعمیرکار میاد تعمیر میکنه. یکی دیگر از استارتاپ‌ها اعزام آرایشگر هم داشت! تمام خدمات مربوط به آرایشگری خانم‌ها رو می‌تونید از اپلیکیشن درخواست بدید و آرایشگر رو میفرستادن دم خونه. البته به لیست قیمتشون که نگاه کردم به نظرم خیلی زیاد میومد! کمک‌حالیکی از جالب‌ترین استارتاپ‌هایی که دیدم استارتاپ کمک‌حال بود. توی برگه‌ی تبلیغی که بهم دادن تعدادی از خدماتشون رو نوشته بود: انجام کارهای فارغ‌التحصیلی و گرفتن مدرک از دانشگاه، پیگیری نامه جهاد کشاورزی، بردن بچه‌ها به پارک، بردن ماشین به نمایندگی برای سرویس، خرید دارو از داروخانه و ... .فکرشو بکنید! یه نفر رو استخدام می‌کنی بره دنبال کارهای فارغ‌التحصیلی از دانشگاه! یا دنبال نامه‌ی اداریت :))))))) ایده‌ی خیلی باحالی بود به نظرم.فضای کاری متفاوتتو این چند سال اخیر استارتاپ‌های متفاوتی خدماتی درخصوص فضای کار مجازی و مشارکتی ارائه می‌دادن.  بعضی شرکت‌ها حتی یه میز به شما اجاره میدن اگر می‌خواید فری‌لنسری کار کنید و جا ندارید. یا بعضی دیگه یه اتاق با میزهای چند نفره اجاره میدن، سالن جلسه، منشی مجازی، شماره تلفن اجاره‌ای و کلی خدمات دیگه برای دفترکار در اختیارتون میذارن. امسال با یه استارتاپی به اسم کامسرا آشنا شدم که محیط‌های متفاوتی رو مثل کافه در اختیارتون میذاره تا برید اونجا و پشت یه میز بشینید با لپتاپتون و کار کنید. سری به وب‌سایتشون زدم و هنوز اونقدری راه نیفتاده بود اما به نظرم ایده‌ی جالبی داشتن.آموزش زباندو استارتاپ در حوزه‌ی آموزش زبان دیدم: یکی به اسم اتیچر این امکان رو فراهم می‌کرد که به استادهای native هر زبانی دسترسی داشته باشید و بتونید اون زبان رو آنلاین یاد بگیرید. البته به سایتشون که سر زدم دیدم فعلا زبان انگلیسی رو پوشش میدن و هنوز باقی زبان ها رو راه ننداختن.استارتاپ بعدی اپلیکیشن آموزش زبان با بازی بود به اسم ilingo که اسمش رو زیاد شنیدیم ولی خب از زبان فارسی تا حالا پشتیبانی نمی‌کرد. این استارتاپ زبان فارسی رو هم بهش اضافه کرده. البته تا یه مرحله‌ای رایگانه، ازون به بعد پولیه.بین غرفه‌ها چشمم به جمال یار هم روشن شد: غرفه‌ی ویرگولحال خوب دیدار با دوستانِ جان. کمی گپ صمیمانه زدیم و از «آنچه در آینده در ویرگول خواهیم دید» برام پرده‌برداری کردن ;) یکی از جذابیت‌های غرفه‌ی ویرگول علاوه بر تیم دوست‌داشتنیشون، ماشین تایپی بود که گذاشته بودن و باهاش میشد تایپ کرد! تجربه‌ی بکری بود برام. تا حالا با این ماشینا تایپ نکرده بودم.عکاس این عکس دوست خوبم آقای عامری بودن.در کنار این استارتاپ‌هایی که معرفی کردم، موارد دیگه‌ای هم بود که میتونم تو دسته‌ی «همون همیشگی‌»‌ها قرارشون بدم. استارتاپ‌هایی مثل پیک موتوری آنلاین (که چندین مورد رو دیدیم و ایده‌ی جدیدی نیست)، استارتاپ‌های خدمات دیجیتال مارکتینگ، سایت‌ساز و ... . دو دسته‌ی دیگه هم به وفور یافت میشد:شبکه‌های اجتماعی چندین استارتاپ شبکه‌های اجتماعی مختلفی رو راه‌اندازی کرده بودن که آنچنان جالب به نظر نمیومد. مثلا شبکه اجتماعی سلبریتی‌ها که میتونید اونجا به سلبریتی‌ها امتیاز بدید و ارزیابی کنید. که خب نمیدونم به چه دردی میخوره! همه جا پر شده از سلبریتی و راحتمون نمیذارن :)))یا مثلا شبکه اجتماعی فارغ‌التحصیلان که کارش رزومه ساختن و تست شخصیت و در نهایت کاریابیه؛ که اینم نمونه‌های متعدد دیگه‌ای ازش داریم :/مکان یابیک عالمه استارتاپ در حوزه‌ی گردشگری عین قارچ تو نمایشگاه پخش شده بودن! همه‌شون هم بهت کمک میکنن اقامتگاه گردشگری تو شهرهای مختلف رو با قیمت مناسب برای اجاره پیدا کنی. سعی دارن کاری کمی شبیه به کوچ سرفینگ رو توی ایران راه‌اندازی کنن. به نظرم معروف‌ترینشون اتاقک باشه. اسم‌هایی که این تیپ استارتاپ‌ها دارن گاها خنده‌دار و  دو پهلوئه، مثل «مکان با ما» :)))))))))))))به پایان آمد این ویرگول حکایت همچنان باقیست...نظرتون درباره‌ی این استارتاپ‌ها چیه؟اگر شما هم به الکامپ رفتید از غرفه‌هایی که براتون جالب بوده برام بگید.</description>
                <category>مطالعات محتوایی</category>
                <author>شکیبا شاملو</author>
                <pubDate>Fri, 03 Aug 2018 20:06:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنالیز SWOT چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/contentstudy/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-swot-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-nedwpxj20eph</link>
                <description>آنالیز swotراه‌اندازی کسب‌و‌کار چندان آسان نیست. به مسائل زیادی باید توجه کنید. یکی از راه‌هایی که مطمئن شوید مسیر درستی را می‌روید این است که هر از گاهی بایستید و به چشم‌انداز پیش رویتان نگاه کنید. با آنالیز SWOT می‌توانید هم وضعیت فعلی کسب‌وکار و هم وضعیتی که در آینده خواهد داشت را بررسی کنید.آنالیز SWOT چیست؟استفاده از آنالیز SWOT هزینه‌ای ندارد و پیچیده نیست. SWOT مخفف کلمات زیر است:S - Strengths : نقاط قوتW - Weaknesses : نقاط ضعفO - Opportunities : فرصت‌ها T - Threats : تهدید‌هااین آنالیز یک چکاپ اولیه از روندی است که در حال انجام آن هستید. با نتایج این آنالیز آینده را متصور می‌شوید و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنید.آنالیز SWOT نقاط مثبت و منفی کارتان را چه از درون و چه از بیرون به شما نشان می‌دهد. نقاط ضعف و نقاط قوت داخلی کار را به شما می‌دهد و فرصت‌ها و تهدیدهای محیط خارجی کار و تاثیر عوامل بیرونی را بر کار در اختیارتان می‌گذارد. نقاط ضعف و قوت بیشتر مربوط به حال است و فرصت‌ها و تهدید‌ها بیشتر مربوط به آینده. در اصل تقابلی است بین چطور پیش می‌رود و چطور پیش خواهد رفت. نقاط ضعف و قوت در دست خودتان است و به مرور می‌توانید آن‌ها را تغییر دهید. برای مثال موارد زیر از نقاط قوت و ضعف به شمار می‌روند:میزان شهرت شرکتلیست مشتریانکارکناندارایی شرکتمحل شرکتاما در مقابل این موارد، تهدیدها و فرصت‌ها مسائلی هستند که از کنترل شما خارجند و هرچقدر هم با برنامه پیش بروید ممکن است در نهایت نتایج مد نظرتان را نگیرید. برای مثال:قوانین و مقرراترقبااقتصادوضعیت بازارمسائل مالیچطور آنالیز SWOT را پیاده‌سازی کنیم؟آنالیز SWOT روش علمی‌ خاصی ندارد. هیچ روش عینی‌ای برای اندازه‌گیری چگونگی عملکرد شما وجود ندارد. این آنالیز به توانایی شما در مشاهده و بررسی عوامل داخلی و خارجی موثر بر کارتان متکی است. بیشتر از اینکه برنامه‌ریزی پیش بینی کننده باشد این دید را به شما می‌دهد که در اصل برای چه چیزی باید برنامه‌ریزی کنید.با پرسش چند سوال از خود و اعضای تیمتان راحت‌تر می‌توانید این آنالیز را پیاده‌سازی کنید.سوالاتی برای یافتن نقاط قوت:این سوالات جنبه‌ی مثبت و داخلی دارند که نحوه عملکرد شما را نشان می‌دهد. آن‌ها خیلی سخت تغییر می‌کنند و حتما باید تحت کنترل شما باشند. از خودتان بپرسید:ما در چه چیزی خوب هستیم؟چه کاری را بهتر از هرکس دیگری انجام می‌دهیم؟مزیت رقابتی ما چیست؟چه کاری را انجام می‌دهیم که هیچ‌کس دیگری انجام نمی‌دهد؟چه منابعی را در اختیار داریم؟در بخش تجارت الکترونیک چه مزایایی داریم؟کارمندان ما چه مزیت‌هایی دارند؟شرکت ما چه دارایی ارزشمندی دارد؟مشتریان چه چیزی را درباره‌ی کار ما دوست دارند؟سوالاتی برای یافتن نقاط ضعف:این سوالات جنبه‌ی منفی و داخلی دارند که نحوه عملکرد شما را نشان می‌دهد. آن‌ها خیلی سخت تغییر می‌کنند و حتما باید تحت کنترل شما باشند. از خودتان بپرسید:ما در چه کاری بد هستیم؟رقبای ما چه کاری را بهتر از ما انجام می‌دهند؟مشتریان ما از چه مسائلی به ما شکایت می‌کنند؟تیم ما چه معایبی دارد؟چه عاملی ما را عقب نگه می‌دارد؟کمبود چه منابعی در کار وجود دارد؟چه چیزهایی را می‌توانیم بهبود دهیم؟سوالاتی برای یافتن فرصت‌ها:این سوالات درباره‌ی خارج کار است که می‌تواند تاثیر مثبتی بر نحوه‌ی عملکرد شما بگذارد. اغلب آن‌ها از کنترل شما خارجند اما می‌توانید آن‌ها را تحت تاثیر بگذارید. از خودتان بپرسید:چه تغییراتی به مرور می‌تواند کسب و کار شما را بهبود بخشد؟آیا بازار به شیوه‌ی مناسبی تغییر می‌کند؟آیا وضعیت اقتصادی فعلی، شغل ما را به سمت مثبتی هدایت می‌کند؟به سراغ چه فرصت‌هایی هنوز نرفته‌ایم؟چه فرصت‌هایی برایمان مهیا خواهد بود؟آیا هزینه‌ی مواد اولیه‌ی ما کاهش خواهد یافت؟آیا راهی برایمان هست که منابعی را که تابه‌حال نداشته‌ایم به دست آوریم؟سوالاتی برای یافتن تهدیدها:این سوالات درباره‌ی خارج کار است که می‌تواند تاثیر منفی‌ای بر نحوه عملکرد شما بگذارد. اغلب آن‌ها از کنترل شما خارجند اما می‌توانید با برنامه‌ریزی آن‌ها را تحت تاثیر بگذارید. از خودتان بپرسید:رقبای فعلی ما چه کسانی هستند؟چه محصولات جدیدی با ورود به بازار ممکن است تجارت الکترونیک ما را تهدید کند؟آیا اندازه‌ی بازار ما کاهش خواهد یافت؟آیا صنعت به گونه‌ای منفی تغییر خواهد کرد که بر کسب و کار ما تاثیر بگذارد؟آیا هزینه‌ی مواد اولیه‌ی ما زیاد خواهد شد؟آیا تقاضایی که موجب عرضه‌ی محصولاتمان شده کمتر خواهد شد؟آیا مقررات به نحوی تغییر خواهند کرد که کسب و کار ما را تهدید کنند؟آیا سازنده و تولیدکننده‌ی ما غیرقابل اعتماد خواهد بود؟به پایان آمد این ویرگول، حکایت همچنان باقیهرازگاهی نگاهی به عقب بیندازید و ببینید چه مسیری را طی کرده‌اید. هرازگاهی نگاهی به پیش‌رو هم بیاندازید تا ببینید به کجا خواهید رسید. به کمک پرسش‌های مطرح شده در این آنالیز، ارزیابی نسبتا دقیقی را از وضعیت کسب‌و‌کارتان داشته باشید.</description>
                <category>مطالعات محتوایی</category>
                <author>شکیبا شاملو</author>
                <pubDate>Sat, 02 Sep 2017 19:18:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شناخت رنگ رخساره برای آگاهی از سرّ درون</title>
                <link>https://virgool.io/contentstudy/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%91-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-zitijdefodnz</link>
                <description>نمیخوام براتون از روانشناسی رنگ‌ها صحبت کنم. میخوام از یه سری نکات ساده و ابتدایی استفاده کنم تا توی مبحث طراحی و وب‌سایت و تولیدمحتوا قوی‌تر بریم جلو.اصول اولیه‌ی شناخت رنگ‌ها:رنگ‌های اصلی، رنگ‌های آبی، زرد و قرمز هستن. از این رنگ‌ها برای ساخت رنگ‌های درجه دو استفاده می‌شه.رنگ‌های اصلیرنگ‌های درجه دو رنگ‌های سبز، بنفش و نارنجی هستن. توی تصویر اگر دقت کنید میبینید که هر رنگ درجه دو بین دو رنگ اصلی و در واقع از ترکیب اونا ساخته میشه.رنگ‌های درجه دورنگ‌های درجه سه از ترکیب رنگ‌های درجه دو با رنگ‌های اصلی ساخته میشن. معمولا هم اسمشون از ترکیب دو کلمه ساخته شده: سبز چمنی- آبی فیروزه‌ای- سرخابی- قرمز نارنجی ...رنگ‌های درجه سهرنگ‌های خالصبه تمام این رنگ‌هایی که گفتم در حالت عادی که روشن، قوی و شاد هستن میگن رنگ خالص. رنگ اسباب‌بازی بچه‌ها و لباس‌های تابستونی.رنگ‌های خالصسایه روشن‌ها- مات‌هاوقتی رنگ سفید به رنگ‌های خالص اضافه بشه، یه حالت سایه طور و بیحال و رنگ‌پریده‌ای میشه که نمیدونم بهش چی میگن دقیقا. اگه اصطلاح حرفه‌ایشو میدونید به منم بگید. فکر میکنم مات بگن.سایه روشنسایه‌هاحالا وقتی به رنگ‌های اصلی به جای سفید، رنگ مشکی اضافه بشه، از براق بودن و روشن بودنشون کم میشه و سایه طور میشن.سایهتُناژ ( تو ترجمه و اسمش مشکل دارم- اگه میدونید راهنماییم کنید حتما)حالا وقتی طوسی ( ترکیب مشکی و سفید) به رنگ‌های خالص اضافه بشه، شما تناژ اون رنگ‌ها رو به دست آوردید. اغلب برای کمرنگ کردن و کم کردن شدت تند و تیزی رنگ، از تناژ اون استفاده میکنن. اینکه چقدر کمرنگ یا پررنگ باشه به نسبت ترکیب رنگ سفید و رنگ مشکی ربط داره.تناژحالا موفق شدیم با هم چرخه‌ی رنگ‌ها رو تکمیل کنیم:چرخه رنگ‌هارنگ‌های سرد قسمت چپ چرخه هستن و رنگ‌های گرم بخش راست.خب حالا که تئوری رنگ‌ها رو فهمیدیم میخوایم بررسی کنیم ببینیم این رنگ‌ها توی تولید محتوا و تاثیر روی مخاطب چه جوری به کارمون میان.از تضاد رنگ‌ها به درستی استفاده کنیدوقتی کار به تکنیک‌های استفاده از رنگ و تضادها میرسه، حضور یه طراح خودشو نشون میده. تضاد یا همون کنتراست بین رنگ‌ها، درواقع تضاد بین رنگ‌های روشن و تیره‌ست. کنتراست بالا کمک میکنه نوشته‌ی شما توی رنگ پیش زمینه به راحتی خونده بشه.سمت راست تصویری با کنتراست بالا که خوندش راحت‌تره برای مخاطبگاهی به راحتی نمیشه این کنتراست بالا و پایین رو تشخیص داد: مواقعی که دوتا رنگ متفاوت دارید و فکر میکنید با هم تضاد دارن درحالی که چون تونالیته‌ی یکسانی دارن، تضادشون به چشم نمیاد. روشی که پیشنهاد میشه برای تشخیصشون اینه که ببرید تو قالب رنگ طوسی و بعد ببینید واقعا تضاد دارن یا نه. ( برای من اینکار جواب نداد چون نمیتونستم ببرم تو قالب طوسی، همینکه به خودم بگم دوتا رنگ از یه خانواده‌ی رنگی هستن یا نه بیشتر کمک کرد).کنتراست بالا و پایینمعمولا از کنتراست بالا برای مطالب مهم استفاده میکنن، نه فقط به این دلیل که تو چشم میخوره بلکه به این خاطر که راحت‌تره خونده میشه. طراحان اغلب از ترکیب رنگ‌هایی با تضاد کمتر استفاده میکنن به این خاطر که تصویر زیباتری بسازن درحالیکه بعضی جاها میطلبه تضاد رنگ‌ها بالاتر باشه تا راحت‌تر خونده بشن. استفاده از دو رنگ با کنتراست پایین درسته زیباتره ولی ناخواناتره، اینو یادتون باشه. (یه کار خوبی که من برای پیشرفت و سرعت دادن کارم انجام دادم اینه که گشتم ترکیب رنگ‌هایی رو پیدا کردم که هم تضاد دارن هم زیبان. اینارو به صورت دیتا برای خودم ذخیره کردم تا بعدا موقع طراحی بهشون رجوع کنم و وقتمو تلف نکنم.)ترکیب رنگ‌هابا استفاده از چرخه‌ی رنگ و انتخاب رنگ‌ها با تضاد مناسب میتونید بهترین ترکیب رو برای طراحی اینفوگرافیک‌ها و یا دکمه‌های CTA انتخاب کنید. بهتره از ۲ یا ۳ تا رنگ بیشتر استفاده نکنید؛ یه تحقیقی توی دانشگاه تورنتو نشون داده افراد به سادگی علاقه‌ی بیشتری دارن. لازم نیست یک عالمه رنگ بریزید توی صفحه. سعی کنید با دو یا سه رنگ بازی کنید.از رنگ‌های مکمل (که توی چرخه‌ی رنگ‌ها مقابل همدیگه قرار دارن) برای نشون دادن نکاتی که میخواین خیلی به چشم بیان استفاده کنید. رنگ‌های مکمل رنگ‌هایی هستند که با هم در تضاد کامل هستند. مثلا دو رنگ نارنجی و آبی. اگر دقت کرده باشید تیم‌های فوتبال هم برای رنگ لباس‌هاشون این نکاتو در نظر میگیرن.رنگ‌های مکمل- نارنجی و آبیرنگ سبز مکمل رنگ قرمزهرنگ بنفش مکمل رنگ زردهرنگ‌های متفاوت به شدت خیره‌کننده هستن. اگر یه تابلو نقاشی سراسر از انواع رنگ سبز، روشن و تیره باشه موقعی خیره‌کننده‌ست که یه خط کوچیک قرمز توش کشیده بشه.توصیه میکنم برای پیدا کردن ترکیب مناسب، یه رنگ اصلی رو انتخاب کنید و رنگ متضادش رو رنگ دومتون بذارید اما رنگ دوم رو خالص نذارید، یکم تیره‌تر یا یکم روشن‌تر کنید.برای مثال این تصویر از صفحه‌ی اول وب‌سایت CoSchedule رو نگاه کنید:وبسایت coscheduleتو نگاه اول چه رنگهایی می‌بینید؟ترکیب سورمه‌ای با نارنجی. نارنجی در تضاد با آبی هست ولی آبی به صورت خالص انتخاب نشده، کمی تیره‌تر شده. توی این دریای آبی تیره چشماتون سریع به نارنجی‌ها خیره میشه. دکمه‌های فراخوان مهم رو هم دقیقا به رنگ نارنجی گذاشتن. هم راحت‌تر دیده و خونده میشه، هم نگاهو زودتر به خودش جلب می‌کنه.استفاده از تقسیم رنگ‌های مکملاگر به جای دوتا رنگ میخواید از سه تا رنگ استفاده کنید توصیه میکنم یه رنگ رو به عنوان رنگ اصلی انتخاب کنید و بعد اون دو رنگ دیگه رو بیاید از رنگ‌های متضادش که به هم نزدیک هم هستن انتخاب کنید. مثلا اگر سبز قراره به عنوان رنگ اصلی باشه، دو تا رنگی که متضادش هستن و به هم شبیهن رنگ سرخابی و رنگ قرمز-نارنجی هستن.تقسیم رنگ‌های مکملاستفاده از طیف رنگی هم‌خانوادهرنگ‌های آنالوگ طیفی از رنگ‌های مرتبط به هم هستن که با هم تضاد و ناهمخوانی ندارن. کنار همدیگه که قرار میگیرن خیلی خیره‌کننده نیستن. این رنگ‌ها می‌تونن محتوای زیبا و چشم‌نوازی رو براتون ایجاد کنن. خاطرتون باشه اگه نکته‌ی مهمی رو خواستید بین این رنگ‌ها نشون بدید بهتره از یه رنگ مکمل استفاده کنید.رنگ‌های آنالوگاستفاده از یه رنگ با تمام وابستگاناستفاده از فقط یک رنگ خاص اینجوری میشه که میاید سایه روشن و مات و تُناژ اون رنگ رو کنار هم درنظر می‌گیرید تا یه پالت رنگی متشکل از یک رنگ خاص داشته باشید.یه رنگ تک با هم‌خانواده‌هاشرنگ‌های مثلثی، مربعی و مستطیلیاگر وسط چرخه‌ی رنگ‌ها سه شکل مربع و مستطیل و مثلث رو رسم کنید، رنگ‌هایی که در گوشه‌ی این اشکال قرار میگیرن برای ترکیب شدن مناسبن.به رنگ‌های گوشه‌های اشکال دقت کنیداگر از این رنگ‌ها درست استفاده نکنید اصلا چیز جالبی از آب درنمیان. بهتره یه رنگ رو به عنوان اصلی و بقیه‌ی رنگ‌ها رو برای بعضی جاهای خاص صفحه استفاده کنید. ( به نظرم همون ترکیب سه رنگ رو استفاده کنید. بیشترش آزاردهنده‌س کمی).سراغ روانشناسی رنگ نمیخوام برم چون مطلب خیلی زیاده ازش. در عوض نتیجه‌ی یه تحقیق جالب رو باهاتون در میون میذارم. به مردم یه کلمه گفتن و خواستن بهترین رنگی که با شنیدن اون کلمه تو ذهنشون میاد رو بگن:اعتماد: ۳۴ درصد افراد رنگ آبی رو برای این واژه انتخاب کردن، ۲۱ درصد سفید و ۱۱ درصد سبزامنیت: ۲۸ درصد آبی رو برای این واژه انتخاب کردن، ۱۶ درصد مشکی و ۱۲ درصد سبزسرعت:  ۷۶ درصد رنگ قرمز رو برای این واژه انتخاب کردنارزانی: ۲۶ درصد رنگ نارنجی رو برای این واژه انتخاب کردن، ۲۲ درصد زرد و ۱۳ درصد قهوه‌ایکیفیت بالا: ۴۳ درصد رنگ مشکی رو برای این واژه انتخاب کردن و ۲۰ درصد آبیاعتبار: ۴۳ درصد رنگ آبی رو برای این واژه انتخاب کردن و ۲۴ درصد مشکیشجاعت: ۲۹ درصد رنگ بنفش رو برای این واژه انتخاب کردن، ۲۸ درصد قرمز و ۲۲ درصد آبیترس: ۴۱ درصد رنگ قرمز رو برای این واژه انتخاب کردن و ۳۸ درصد مشکیتفریح: ۲۸ درصد رنگ نارنجی رو برای این واژه انتخاب کردن، ۲۶ درصد زرد و ۱۷ درصد بنفشاینطور که به نظر میاد رنگ آبی محبوب‌ترین رنگ بوده.یه تحقیق جالب دیگه‌ای درمورد رنگ‌های موردعلاقه‌ی خانم‌ها و آقایان انجام شده که اونم نتایج جالبی داره:- رنگ آبی رو ۵۷ درصد آقایون و ۳۵ درصد خانم‌ها میپسندن.- آقایون از رنگ قهوه‌ای بیشتر بدشون میاد درحالی که خانم‌ها از رنگ نارنجی. ( این رنگ‌ها همون رنگ‌هایی هستن که برای کلمه‌ی «ارزانی» گفته شده بود)- خانم‌ها رنگ‌های کمرنگ و مات رو بیشتر میپسندن درحالی که آقایون رنگ‌های تند و خالص رو.حالا با توجه به اینکه مخاطبان وب‌سایتتون بیشتر خانم‌ها هستن یا آقایون رنگ موردنظر رو انتخاب کنید. (یادتون باشه خانم‌ها اغلب دقت بیشتری دارن و تفاوت بین رنگ‌هارو بهتر متوجه میشن.) همچنین اگه محصول پر زرق‌وبرق و گرون‌قیمتی میفروشید یادتون باشه از رنگ‌هایی که یادآور ارزانی هستن استفاده نکنید. (برای نکات خاص و یا دکمه‌های CTA به همون مبحث کنتراست و تضاد بیشتر دقت کنید. این مطلبی که گفتم رو برای رنگ‌ لوگو یا برندتون بیشتر یادتون باشه)به پایان آمد این ویرگول، حکایت همچنان فلاناین مطلب هم ترجمه بود و مثل همیشه با حذف و اضافات نوشته شد. ترجمه‌ی بعضی لغات رو به علت حرفه‌ای نبودن توی مبحث رنگ، نتونستم خوب بنویسم؛ بنابراین اگر جایگزین خوبی براش دارید بگید حتما.</description>
                <category>مطالعات محتوایی</category>
                <author>شکیبا شاملو</author>
                <pubDate>Wed, 23 Aug 2017 19:58:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل بچه آدم حرف بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/contentstudy/https-virgool-io-shakiba-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-x4psbsqi75oa</link>
                <description>یکی از چیزایی که تو بحث ارتباط با مشتری میره رو مخ آدم، اینه که تو هرجور با مشتری حرف بزنی یکی پیدا میشه بگه «داداش داری اشتباه میزنی» یا «اول یاد بگیر چه جوری با مشتری حرف بزنی بعد دهنتو وا کن» یا «چرا مشتری رو میپرونی؟». ولی نمیگن منظورشون ازین بلد بودنه چیه دقیقا. (در حقیقت خودشونم دقیقا نمیدونن). طی شخم زدنام تو اینترنت به یه مقاله‌ای برخوردم که یه ترجمه‌ی تلخیص شده از اونو برای شما هم مینویسم بلکه دردی دوا کنه.ارتباط با مشتری رو میشه به عنوان یه مهارت نام برد. بنابراین فکر نکنید بعضیا ذاتن بلدن چه جوری صحبت کنن. اکتسابیه. یه راه اینه که بگیم فلان جمله‌ها رو بگید به مشتری یه راهم اینه که بگیم فلان جمله‌ها رو نگید به مشتری. من تو این مرحله راه دوم رو انتخاب میکنم. چنتاشو با هم بررسی می‌کنیم:۱- « من خواهم...»وعده وعید! همش قول! مشتری خسته میشه از اینکه بهش بگید فلان کارو خواهیم کرد، فلان چیزو اضافه خواهیم کرد و... . مشتری دوس داره بدونه چه کاری «انجام شده» نه اینکه «بعدا چه کارایی خواهید کرد». چهره‌ی مشتری اینجوری بیاد تو نظرتون که داره میگه : آقا به من چه چیکار میخوای بکنی... برو هرکاری میخوای بکنی بکن، فقط کار منو زودتر راه بنداز!اگر باید با تیم دیگه‌ای مشورت بشه یا درخواست مشتری ثبت بشه، قبل از اینکه بگی «من این موضوعو حتما رسیدگی میکنم»، برو و رسیدگی کن! حالا میگید نمیشه که.... ولی چنتا مثال براتون میارم که ببینید منظورم چیه:به جای « ایده‌ی خوبیه. با تیم تولیدمون مطرحش می‌کنم.»بگید: « چه ایده‌ی خوبی! همین الان ایده‌ی شما رو توی برنامه‌ی پیگیری ایده‌ها و درخواست‌ها وارد کردم.»به جای « این موضوعو باید با برنامه‌نویس‌هامون درمیون بذارم.»بگید: « این موضوعو توی وظایف اصغر آقا، که مسئول رسیدگی به مشکلات برنامه‌نویسیه نوشتم تا ببینه چه راه‌حلی داره.»یه نکته‌ی حرفه‌ای هم اضافه کنم: بعضی مشتریا ازینکه بگن نفهمیدن خجالت میکشن یا چندین سوال دارن و میترسن نفهم و نادان جلوه کنن. بنابراین بعد از جوابی که بهش میدید مطمئن شید چیز دیگه‌ای برای پرسش نیست و از همه چی سردراوورده. اینجوری: «توضیحم سوالتونو برطرف کرد؟» یا  « امیدوارم واضح توضیح داده باشم، اگه جاییش گنگ بود بگید بازم براتون بگم» و یا حتی خیلی ساده‌تر « کمک دیگه‌ای ازم برمیاد؟».معمولا در انتهای مکالمات، خصوصا مشتری‌های ایرانی، ازینکه این همه سوال پرسیدن یا مزاحم وقت طرف شدن کلی عذرخواهی میکنن. گاهی این کار برای جواب دادن به این حسشونه که « چقد من خنگم و این چه سوالایی بود پرسیدم. بذار حداقل عذرخواهی کنم ازینکه وقتشو گرفتم»، گاهی هم به خاطر تصویر ذهنی‌ایه که از کارکنان یه سازمان تو ذهنشونه؛ اینکه طرف به زور تلفنو جواب میده و احتمالا من مزاحم کارش شدم. برای این مسئله‌ای که ذکر کردم هم میشه چنتا جمله‌ی مهربانانه در آخر مکالمات اوورد که باعث بشه مشتری حس مطلوبی از برقراری ارتباط با شما داشته باشه. مثلا اینکه بگید: « من برای جواب دادن به سوالای شما اینجام» یا « خیلی خوشحال میشم بتونم به سوالاتون جواب بدم و کمکتون کنم» یا « وظیفه‌ی من همینه و باعث خوشحالیمه که جواب سوالاتونو بگیرید».۲- «نه»هیچوقت به مشتری نه نگید! البته قبول دارم که همه جا هم نمیشه نه نگفت ( اینکه که کجاها میشه نه گفت و چه جوری بگیم که تو ذوق نخوره رو تو یه مطلب دیگه ای براتون مینویسم).ولی در کل این تو ذهنتون باشه که نه نداریم! شاید مشتری یه قابلیتی رو از شما بخواد که نه داریدش و نه برنامه‌ای برای داشتنش دارید. اینجور وقتا خودتون رو بذارید جای مشتری. به جای اینکه سریع بگید «نه نداریم»، سعی کنید علت اینکه «چرا» فلان چیزو ندارید براش توضیح بدید. دلیل اینکه چرا فلان تصمیم رو گرفتید یا فلان قابلیت رو دارید یا ندارید صحبت کنید و باهاش همدردی کنید. معمولا اینجوریه که وقتی طرف بفهمه «چرا»، راحت‌تر میتونه از اون چیز بگذره. ( یه جا خونده بودم اگه تشنته و میخوای یکی برات آب بیاره، نگو تشنمه، نگو برام آب بیار، بگو تشنمه میشه برام آب بیاری؟ اینجوری شانس اینکه برات آب بیاره بیشتره. به این خاطر که علت رو هم ذکر کردی. گرچه طرف میدونه وقتی آب میخوای خب تشنته که آب میخوای. یا وقتی میگی تشنمه، غذا نمیخوای که، آب میخوای! ولی اینکه قبل از تقاضا یا کلی‌تر بگم، قبل از حرف اصلیت دلیل اونو میگی، باعث میشه طرف نرم‌تر بشه.)علاوه‌براینکه می‌تونید دلیل بیارید برای مشتری، سعی کنید به جای تمرکز رو چیزایی که ندارید، رو چیزایی که دارید و میتونید برای مشتری انجام بدید مانور بدین. یا یه چیز جایگزین بهش معرفی کنید. مثلا بگید از فلان سرویس که استفاده کنید تا حد زیادی این خواستتون رو برطرف میکنه.در نهایت اگه دیگه هیچی ازتون برنیومد یه جوری رفتار کنید که مشتری حس کنه نظرشو جدی گرفتید. برای مثال بگید «نظرتونو توی جدول برنامه‌ریزی تیم تولید یادداشت میکنم تا بررسیش کنن و به محض اینکه برقرار شد شما رو در جریان میذاریم.»۳- « شما می‌بایست...»به مشتری امر و نهی نکنید! دستور ندید! مشتری همینجوری با تماس گرفتن حس میکنه خیلی خنگ بوده، شما با این مدل حرف زدن این حسشو بیشتر نکنید.نگید: « شما اول باید فلان چیز رو چک کنید...بعد لازمه فلان چیزو تنظیم کنید...درنهایت میخوام چک کنید فلان ....»بگید: « اول بیاید چک کنیم فلان چیز وصله... حالا ببینیم میتونیم تنظیماتو فلان کنیم...درنهایت بهترین راه اینه که ما فلان کنیم...».(با مشتری طوری صحبت کنید انگار کنار دستش نشستید و دارید بهش توضیح میدید. نه که پشت میزتون نشستید و اون در میزنه میاد تو روبه‌روی شما میشینه کمک میخواد.)۴- «با آرزوی موفقیت، تیم پشتیبانی»همیشه که ارتباط با مشتری از طریق تلفن نیست. از راه ایمیل هم هست. بهتره برای شروع حرفتون از «سلام»، «با سلام» یا این مدل حرفا پرهیز کنید. هرچی مشتری فکر کنه مستقیما دارید با اون صحبت میکنید، حس صمیمی‌تری میگیره. مثلا بگید « سلام اصغر»، « سلام اصغر عزیز» که طرف هم حواسش جمع تر بشه هم حس صمیمیت و راحتی داشته باشه. آخر ایمیلتون هم نگید «با آرزوی موفقیت، تیم پشتیبانی» یا « تیم پشتیبانی اپل»؛ مثل این می‌مونه که مشتری آخر درخواستش بنویسه « یه مشتری». به جاش یا اسمتونو بگید یا اگر تیم پشتیبانیتون خیلی گسترده‌ست، اسم مدیر تیم رو بنویسید.۵- « هیچ مشکلی نیست»نکته‌ای که تو این عبارت هست اینه که برخلاف فیزیک و شیمی، منفی در منفی، مثبت نمیشه. آوردن «هیچ» کنار «نیست» دوتا منفی محسوب میشه که در بهترین حالت به مشتری حس خنثی میده. نباید از این جمله انتظار داشته باشید که به مشتری حس خوب بده. بنابراین اگر آخر مکالماتتون نمیخواید بگید « خواهش می‌کنم» یا « مشکلی نیست » پیشنهاد میکنم بگید « خوشحال شدم کمکتون کردم» یا « باعث افتخاره».۶- «نمیتونم»هر کلمه‌ای که اولش بخواید «نِ» بیارید رو حذف کنید: «نمیتونم»،«نمیشه»،«نباید»،«نداریم» و ... . در کل فعل‌های منفی رو با مثبت جایگزین کنید. به جای اینکه بگید« یادتون نره فلان فرم رو بیارید» بگید « لطفا یادتون باشه فلان فرم رو همراه داشته باشید». به جای اینکه بگید ‌‌‌« تا زمانی که اکانتتون رو ارتقا ندید نمیتونید به ویژگی‌های برتر دسترسی داشته باشید» بگید « وقتی اکانتتون به مدل فلان ارتقا پیدا کنه به راحتی میتونید به فلان ویژگی‌ها دسترسی داشته باشید».اینکه جمله‌های مثبت باید جایگزین جمله‌های منفی بشن رو الان همه‌جا تو همه زمینه‌ها میگن. بنابراین میتونید از مکالمتون با اطرافیانتون شروع کنید و تمرین کنید جمله‌هاتونو مثبت بگید.۷-« منتظر باشید وصلتون کنم به مسئول مربوطه»تا جای ممکن سعی کنید مشتری رو روشن کنید که داره با کی حرف میزنه یا با کی قراره حرف بزنه و چرا. به جای اینکه بگید « منتظر باشید وصلتون کنم به مسئول مربوطه » بگید « سلام فلانی میخوام وصلت کنم به اصغر آقا که متخصص کامپیوتره و بهتر میتونه جواب سوالتو بده».به همین سادگی فقط با عوض کردن یه جمله به مشتری میفهمونید که قصد دارید بیشتر و بهتر کمکش کنید و براش اهمیت قائلید.به پایان آمد این ویرگول، حکایت همچنان فلانقطعا این نکات همه‌ی چیزی که باید رعایت کنیم نبود. اگر مقاله‌ی دیگه‌ای به چشمم خورد بازم مینویسم تا تکمیل بشه. این مطلب ترجمه بود البته با تلخیص و کمی حذف و اضافات ؛) .نظری اگه داشتید به یه چای دعوت کنیم همو تا در کنار هم بتونیم هم‌افزایی کنیم و فلان.</description>
                <category>مطالعات محتوایی</category>
                <author>شکیبا شاملو</author>
                <pubDate>Fri, 18 Aug 2017 14:04:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>