درحال گشتن در دنیای غیر متمرکز tel: @crypto_with_omid
آزمایش ذهنی: شرکت بزرگ و قدیمی

بیایید یه آزمایش ذهنی طراحی کنیم. یه شرکت بزرگ و قدیمی رو در نظر بگیرید که در بازار خودش صاحب کل زنجیرهٔ تأمینه. از تأمین مواد اولیه، تولید، پخش، فروش و حتی تأمین هزینههای مالی بخشهای مختلف این زنجیره.
این شرکت به واسطهٔ بزرگ و قدیمی بودنش هنوز بخشی از عملیات اجراییش به بهترین نحو انجام نمیشه و تا حد ممکن کارآمد نیست. ولی میدونه این مسئله رو و داره روی نقاط ضعف خودش کار میکنه. به واسطهٔ بزرگی و گستردگی عملیات، این فرآیند اندکی کندتر از حالتی که یه شرکت کوچیک میتونه انجام بده داره پیش میره. ولی راهحل تمام مشکلات معلومه؛ فقط نیاز به کمی کارهای اداری و صحبت با سهامداران و آماده کردن شرکای تجاری و ... هست برای برطرف کردن این کاستیها.
حالا افراد و شرکتهای سرمایهگذاری زیادی هستن که دارن این فرآیند رو میبینن. اونا خیلی دوست دارن که جایگزین این شرکت بزرگ بشن ولی خب توان زیادی میطلبه رقابت باهاش.
اونا برای اینکه سهمی از بازار داشته باشن چند راه جلوی خودشون میبینن:
۱. شروع به همکاری با این شرکت کنند! به این صورت که بخشی از کار رو که میتونن خیلی سریع بهبود ببخشن رو انتخاب کنن، قراردادی با این شرکت بزرگ ببندن و توی اون بخش شروع به فعالیت کنن. هم خودشون سود میکنن هم اینکه بخشی از سود رو به شرکت بزرگ میدن. ولی عوضش راهی که طی کردن خطرات خیلی کمتری داره و مجبور به رقابت با بزرگتر از خودشون نیستن.
۲. کل زنجیرهٔ تأمین رو از اول بسازن: اونا کوچک و سریعاند. میتونن شروع کنن به ساختن کل زنجیرهٔ تأمین از اول. شاید اولش کوچک باشه حجم عملیات اما با بهتر بودن فرآیندها میتونن در زمان خیلی کمی سهم بازار خودشون رو بگیرن. اما با توجه به این که در یک بازار در حال فعالیتاند، باید با همون شرکای تجاریای کار کنن که شرکت بزرگ هم داره باهاشون کار میکنه. آیا قدرت چانهزنی دارن؟ آیا شرکای تجاری حاضرن قراردادهای بلندمدت خودشون رو به خاطر اونا خراب کنن؟ آیا مشتریها حاضرند اعتماد کنن؟ راه سختی در پیش دارن.
۳. یک بخش از زنجیرهٔ تأمین رو انتخاب کنن و در اون خوب باشن.
ساختن کل زنجیره کار سختیه. ولی ساختن بخش کوچیکی از اون و بهتر بودن توی همون بخش به نظر سادهتر میاد.
با توجه به اینکه تمرکزشون فقط روی همون بخش کوچکه میتونن در اون خیلی بهتر باشن و مشتریهای اون بخش رو راحتتر جذب کنن. مشکلی که در این انتخاب هست اینه که برای باقی بخشهای زنجیرهٔ تأمین باید دست به دامان شرکت بزرگ بشن. شرکت بزرگ ممکنه که بهشون قیمتهای بالایی پیشنهاد بده که باعث بشه بهتر شدن در اون بخش کوچک، با گرونتر شدن بقیه موارد باهم صاف بشه و دوباره برسن به همون میزان ارزشمندی شرکت بزرگ در همون بخش. باید خیلی در بخش کوچک خودشون بهتر باشن تا بتونن زنده بمونن.
۴. کپی کردن فرآیند موفقیت شرکت بزرگ در کشور دیگه! همهچیز رو از اول در کشور دیگه بسازن. حالا یا به صورت مشابه یا به صورتی جدید. البته که این کشور جدید ما جمعیت کمتری داره و بازاری کوچکتر. آیا این بازار میتونه اونقدر رشد کنه تا به کشور بزرگ و شرکت بزرگ ما برسه؟ زمان لازمه.
به نظرتون دارم از چی صحبت میکنم؟ باهام نظراتتون رو به اشتراک بذارید.
مطلبی دیگر از این انتشارات
مثلث ناممکن بلاکچین
مطلبی دیگر از این انتشارات
کامپیوتر کوانتومی گوگل، قاتل کریپتو؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
پیش به سوی بینهایت و فراتر از آن!