<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات دهگردی</title>
        <link>https://virgool.io/dehgardi/feed</link>
        <description>اینجا همه چی بوی کاهگل میده؛ بوی نمِ باران؛ بوی جنگل؛ بوی چوب؛ بوی آتیش و بوی نابِ چای آتیشی؛ اینجا قراره با هم تجربه های جدیدی کسب کنیم از آرامش و آسایش زندگی روستایی؛ اینجا قراره مثل یه روستایی اصیل از طبیعت اطرافمون محافظت کنیم، قدرش و بدونیم و ازش لذت ببریم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 07:19:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ainrqfbjdlzf/2oabgo.png</url>
            <title>دهگردی</title>
            <link>https://virgool.io/dehgardi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۵ کتاب درباره اهمیت محیط زیست که کودکانتان باید بخوانند</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%DB%B5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-jxxz419c7new</link>
                <description>آگاهی درباره اهمیت محیط زیست و طریقه برخورد و حفاظت از آن مقوله ای مهم و حیاتی است که از کودکی باید به فرزندانمان اعطا کنیم. در حقیقت بخش اعظمی از مشکلات زیست محیطی و مشکلات و معضلات بوجود آمده در ایران و جهان به دلیل آگاه نبودن ما از مسائل محیط زیستی است که فقر فرهنگی و عدم توجه به آموزش در سنین کودکی در ما به وجود آمده است. حال بسیاری از فعالان آموزشی در این حوزه تلاش بر آگاهی رساندن به کودکان کرده اند تا آینده ای بهتر و روشن تری پیش روی محیط زیست ما قرار گیرد. ما در این پست قصد داریم کتاب هایی معرفی کنیم که این آگاهی را به زبانی شیرین و کودکانه به فرزاندان ما آموزش می دهد. مجموعه‌ کتاب‌هایی در قالب داستان و شعر  همراه با تصویرسازی های جذاب با موضوع حفاظت از محیط زیست که برای سنین ۱۰ سال به بالا توسط نویسندگان و تصویرسازان ایرانی خلق شده که نوجوانان را در حوزه‌ی محیط‌زیست به چالش می‌کشد و به آنان کمک می‌کند که با درک بهتری از شرایط زیست‌محیطی کنونی به حفاظت از زمین برای خود و نسل‌های بعد بپردازند.همه این کتاب ها در انتشارات نردبان سبز منتشر شده است که شما می توانید بصورت آنلاین در فروشگاه اینترنتی پردیس کتاب خریداری کنید.گوزن در کافی شاپ«چگونه دلواپس ابرها نباشم در سرزمینی که همه رودخانه‌ هایش تو هستی و همه‌ ی ماهی‌ هایش دل بی‌ قرار من»کتاب «گوزن در کافی شاپ» با شعرهای مریم اسلامی و تصویرگری سالومه سیاح  برای گروه سنی د و هـ  که حاوی اشعار و تصاویری در رابطه با محیط زیست، گرم شدن کره زمین، آلودگی رودخانه هاست.مجموعه شعرهای این کتاب با نگاهی به جامعه و موضوعات مربوط به زندگی هریک از ما و به سبک نو نوشته شده است. ده شعر یک صفحه‌ ای که حال دل یک زن از بطن همین جامعه را نشان می‌ دهد.مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد؛ لطفا دوباره شماره گیری کنید«مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد لطفاً مجدداً شماره‌گیری بفرمایید» داستانی به قلم مهسا لزگی است که درباره شهر تهران و مشکلات زیست‌محیطی‌اش نوشته شده است.قهرمان این داستان دختر نوجوانی به اسم مریم است که در گیرودار روابط با والدین خود، با بحران های دوران نوجوانی نیز روبه‌رو است. با این حال او چالش های بزرگتری هم دارد. بحران های زیست‌محیطی او و خانواده‌اش را تهدید می‌کنند.مریم خیلی خیال پرداز است و با دورریختی‌ها مجسمه می‌سازد. اما کم‌کم متوجه واقعیات تاریک و خشنی می‌شود که در انتظار او، خانواده‌اش و تمام مردم جهان است:«با خودم گفتم وقتشه مریم، قلب اشغالیشو هدف بگیر. با دست لرزان حسن موسی را گرفتم و به شانه‌ام تکیه دادمش. خم شدم و پشت صندلی کمین کردم. پشتش به من بود و دود سیگار بالا می‌رفت. توی خیالم ماشه را کشیده بودم و آشغال‌ها منفجر شده بود و همه‌جا پخش.»نوبیسنده در این کتاب با بیانی زیبا و رفت و امد بین واقعیت و خیال رمانی در سبک رئالیسم جادویی برای مخاطب نوجوان آفریده است که مشکلات زیست‌محیطی بزرگی را که گریبان‌گیر بشر امروزی است به خوبی برای او روشن کرده است.اندوه بالابانداستان «اندوه بالابان» مهدی رجبی که مناسب گروه سنی ۹ تا ۱۲ سال است در اولین دوره جشنواره سپیدار به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده است.این داستان به موضوع قاچاق غیر قانونی پرندگان ارزشمندی مانند «بالابان» به کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌پردازد.مندو پسری نوجوان است که روی لنجی به نام شبوت برای ناخدا سمیر کار می‌کند. یکی از روزهایی که قرار است به سمت شارجه بروند، مسافری غریبه با جعبه‌ای بزرگ و مرموز همسفر آن‌ها می‌شود. مندو متوجه می‌شود تعدادی پرنده در داخل جعبه زندانی هستند. او دلش می‌خواهد پرنده‌ها را نجات دهد و از همکاری کردن ناخدا و همکاران دیگرش با مرد غریبه خشمگین است. اما در آخر کار متوجه می‌شود ناخدا ماموران گشت دریایی را خبر کرده تا مرد قاچاقچی را بگیرند و پرندگان را نجات دهند.متن این کتاب مصور، زیبا و روان است و استفاده از برخی اصطلاحات و کلمات بومی، به خوبی جغرافیای داستان را نشان می‌دهد.کبوترباشی و زرافه‌های پرنده«کبوترباشی و زرافه‌های پرنده» داستانی از مسعود ملک‌یاری برای گروه سنی ج است موضوعی درباره حفظ محیط زیست دارد و در قالب داستان راه‌های حفاظت از محیط زیست (حیوانات) را به کودکان آموزش می‌دهد. در این داستان که حیواناتی با خصوصیات انسان‌ها قهرمانان آن هستند، آلودگی‌های شهری باعث ناراحتی و بیماری پرندگان شده و آنها را ناتوان کرده است.انجمن یوزهای شریف«انجمن یوزهای شریف» داستان مصوری درباره یوزپلنگ ایرانی، این موجود زیبای در حال انقراض است.یک کارگاه راه‌سازی که در روستایی فعالیت می‌کند، با یکی از ماشین‌هایش یک یوزپلنگ را زخمی کرده و برای این که خبر به گوش مسئولین نرسد در صدد سر به نیست کردن حیوان است . در این میان یکی از بچه‌های روستا که موضوع را فهمیده به درد سر می‌افتد.امیدواریم معرفی این کتابها و خواندن آن برای فرزندانمان راهکاری مفید باشد برای ارتقای سطح فرهنگ و آموزش مسئولیت حفاظت از محیط زیست. دهگردی همواره تلاش می کند راه های موثری برای فرهنگ سازی حوزه سفر و طبیعت گردی و همچنین حفاظت از محیط زیست پیدا کرده و آن را با محتواهای جذاب به جامعه معرفی کند.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2020 17:20:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا جنگل ها آتش میگیرند؟</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-wn5erigj5kpz</link>
                <description>چند وقتی است که آتش سوزی در جنگل های ایران شدت گرفته و خواب و خوراک را از دوستداران محیط زیست و منابع طبیعی گرفته است. ما در این پست قصد عواملی که باعث میشود جنگل ها دچار آتش سوزی می شوند را بررسی کنیم؛ در مورد تاثیرات آتش سوزی بر اقلیم یا خاک حرف بزنیم و بگوییم که چه کارهایی انجام دهیم که باعث آتش سوزی در جنگل نشویم یا از این اتفاق جلوگیری کنیم.آتش سوزی فراگيرترين عامل تخريب کننده اکوسيستم های جنگلی ست که دارای پيامد های منفی اکولوژيکی، اقتصادی و اجتماعی می باشد. شناسايی عوامل موثر در وقوع و گسترش آتش سوزی در جنگل يکی از سازوکارهای اساسی جهت دستيابی به مديريت کنترل و مقابله با آتش سوزی است.برای وقوع حریق وجود سه عامل هوا؛ ماده سوختنی و حرارت ضروری است که به این عوامل اصطلاحا مثلث حریق گفته می شود. اساس و پایه کنترل حریق؛ گسستن اضلاع این مثلث می باشد. از آنجا که کنترل و به اختیار گرفتن هوا در جنگل و مرتع از عهده انسان خارج است لذا اطفا حریق در چنین عرصه ایی بر پایه حذف دو عامل دیگر یعنی حرارت و ماده سوختنی است.طبق آمار ارائه شده توسط سازمان کشاورزی در سال ۱۹۹۸ میلادی؛ ۲ میلیون هکتار از جنگل های جهان طعمه آتش شده و میلیون ها دلار خسارت مالی را برای مردم جهان در پی داشته است.در نگاه کلی علل و عوامل بروز و توسعه حریق را گزینه های زیر شامل می شوند:۱- بی احتیاطی برخی از رهگذران و شکارچیان۲- برخی افراد سودجو و فرصت طلب که جنگل ها و مراتع را بخاطر افزایش اراضی زراعی خود به آتش می کشند.۳- گسترش آتش به جنگل های کاشته شده با گونه های سوزنی برگ که مناطق حساس به حریق افزایش می دهد.۴- وجود درختان پوسیده؛ توخالی؛ شکسته و افتاده فراوان در جنگل که احتمال وقوع و توسعه حریق را افزایش می دهد.۵- بروز پدیده خشکسالی پی در پی طی سالیان اخیر۶- آتش زدن بقایای گیاهان زراعی در اراضی مجاور جنگل ها و مراتع۷- انداختن ته سیگار روشن و کبریت نیمه افروخته در جنگل و مرتع۸- آتش سوزی ناشی از اختلافات قومی و عشیره ای۹- آتیش زدن قسمت هایی از مراتع به منظور از بین بردن آفات۱۰- آتش ذغال رها شده در جنگل پس از پخت و پز۱۱- جرقه های ناشی از وسایل نقلیه موتوری۱۲- تیراندازی در عرصه های جنگلی و مرتعی۱۳- بی احتیاطی برخی دامداران؛ جنگل نشینان و روستاییان داخل عرصه های جنگلی و مرتعی.و اما در این میان برخی عوامل کاملاْ طبیعی هستند که باعث آتش سوزی در جنگل می شوند.آتش سوزی هایی که بر اثر آتش گرفتن گیاهان خشک به وسیله صاعقه ایجاد می شوند.خودسوزی جنگل ها که در اثر وزش بادهای گرم اتفاق می افتد. خودسوزی علوفه (عمدتاً با گیاهان یکساله) بر اثر شدت گرما و خشکی شدید نیز نوعی از خودسوزی می باشد.آتش سوزی هایی که به علت وجود اجسامی مانند ته لیوان؛ استکان و یا بطری های شکسته ایجاد می شود. زیرا این قبیل اجسام همانند ذره بین عمل نموده و باعث مشتعل شدن گیاهان می گردند.چند نکته مهم در خصوص وقوع و اطفای حریق برای پیشگیری از آتش سوزی ساده ترین راه این است که در انتقال حرارت جلوگیری گردد زیرا در جنگل ها و مراتع مواد قابل اشتغال و اکسیژن به وفور یافت می شود.هرچه در عرصه های منابع طبیعی خرده چوب؛ تراشه ها؛ شاخ و برگ خشک شده؛ درختان آفت زده؛ پوسیده و بیمار بیشتر باشد احتمال گسترش و شدت آتش سوزی بسیار بیشتر خواهد شد.هرچه وزش باد در عرصه های طبیعی تندتر باشد شدت آتش سوزی نیز بیشتر خواهد بود. بادهایی که منشا آنها نواحی خشک باشد باعث کاهش رطوبت در منطقه شده و شدت گسترش حریق را تسریع می نماید.بیشترین ساعات بحرانی حریق در شبانه روز ۱۲ ظهر تا ۶ عصر می باشد.بحرانی ترین ایام حریق روزهای تعطیل و آخر هفته بوده و همچنین در جنگل های شمال کشور ماه های آبان؛ آذر؛ دی و در جنگل های خارج از شمال ماه های خرداد؛ تیر و مرداد می باشند.آتش سوزی در  جنگل ها و مراتع در فصل تابستان و اوایل پاییز بیشتر از فصل بهار و زمستان است زیرا در فصل تابستان و اوایل پاییز هوا گرم و خشک و رطوبت هوا کم است. در فصل بهار با اینکه مقدار بارندگی زیاد است اما خطر بروز آتش سوزی در برخی مناطق وجود دارد و علت آن این است که گیاهان با طول عمر کم (عمدتا یکسال) در این فصل خشک شده و سریعاً آماده اشتعال می گردند.شدت آتش سوزی در زمین صاف و هموار همیشه بیشتر از زمین های بلند و ناهموار است.آتش سوزی هایی که در ارتفاعات ایجاد می شوند کمتر به پایین سرایت می کنند؛ مگر اینکه اجسام سوخته شده به طرف پایین سرازیر شوند و یا اینکه جهت وزش باد تغییر نماید. اما آتش سوزی هایی که در مناطق هموار و جلگه ای بوجود می آیند سریعاً به طرف بالا سرایت می نمایند. زیرا هوا بر اثر گرم شدن به سمت بالا می رود.خسارت حریق تنها مربوط به پوشش گیاهی از بین رفته نمی باشد. ارزش ریالی سایر خسارات وارده از جمله حیات وحش؛ از بین رفتن خاک و غیره به هیچ عنوان قابل محاسبه نیست.برای جلوگیری از آتش سوزی و حریق در جنگل؛ ما باید بسیار هوشیار باشیم و در مورد کوچکترین کارهایی که در زمان حضورمان در جنگل میکنیم تفکر کنیم.ته سیگارهای ما باعث آتش سوزی در جنگل می شود. فرقی نمی کند خاموش یا نیمه روشن؛ در هر حالتی ته سیگار باعث ایجاد حریق می شود.باید دقت کنیم به هیچ وجه ممکن برای پخت غذا بر روی زمین جنگل آتش روشن نکنیم. برای آتش کردن در جنگل میتوانیم از فایرباکس؛منقل و باکس های فلزی استفاده کنیم و پس از تمام شدن کار خاکستر مانده از ذغال را با کیسه از جنگل خارج کنیم.زمان حضور در جنگل زباله خود را رها نکنیم و تا جای ممکن سعی کنیم زباله های اطراف خود را جمع آوری کرده و از جنگل خارج کنیم.در زمان حضور در جنگل؛ ابتدای توقف کف خودروی خود را چک کنید تا مطمئن شوید نشتی بنزین یا روغن نداشته باشید.حدالامکان سعی کنید از نشستن در نقاط خشک و پر از درختان خشکیده و تنه های پوسیده شده خوددرای کنید.آتش سوزی در جنگل بسیار خطرناک است چون علاوه بر تخریب منابع طبیعی ارزشمند و محیط زیست و حیات وحش باعث تخریب عناصر غذایی و فقیر شدن خاک می شود. آتش سوزی در جنگل باعث آلودگی هوا و شیوع بیماری های تنفسی می گردد.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 17:34:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسمان نزدیک است</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h2himgz3j6vp</link>
                <description>فرقی نمی کند از کدام جاده راهی شوید؛ از پایتخت که به سمت شمال شرقی راه بیفتید و از مرز استان گلستان عبور کنید آنچه باقی می ماند فقط درخت است و زمین و آسمان. هنوز هم در بسیاری از مناطق ییلاقی استان گلستان می شود در کلبه ای روستایی در کنار بخاری هیزمی نشست و در نبود دکل و تیرهای چراغ برق؛ چشم انداز جنگل های نیمه انبوه و دشت های وسیع را تماشا کرد.منطقه حفاظت شده &quot;جهان نما&quot; یکی از همین مناطق است؛ جنوبی ترین جنگل انبوه گلستان به مساحت ۳۰ هزار و ۶۵۰ هکتار که در شرقی ترین بهش رشته کوه البرز قرار دارد. اینجا را بام استان گلستان می دانند چرا که با ارتفاع ۳هزار و ۸۶ متری خود در مرتفع ترین قسمتش می توان چشم اندازهای کردکوی؛ گرگان و بندرترکمن را تماشا کرد. دهکده ییلاقی جهان نما در قلب این جنگل مرتفع قرار دارد؛ جایی که روستانشینان منطقه از اواسط بهار تا اوایل پاییز برای چرای گوسفندان و برپا کردن کندوهای عسلشان به آنجا می روند و در کلبه های چوبی خود جا می گیرند. برای رفتن به این منطقه بهترین مسیر جاده ماشین رو درازنو-رادکان-جهان نما است که در میانه ی راه برج تاریخی رادکان رو هم خواهید دید. برای رفتن به جهان نما باید لوازم سفری خاصی همراه داشته باشید که شب را در جهان نما بمانید. تا دیدن سپیده دم صبح را در این منطقه زیبا از دست ندهیدخب؛چطور به جهان نما برسیم؟اگر از تهران قصد رسیدن به جهان نما را دارید؛ هم جاده هراز و هم فیروزکوه می تواند شما را به این مقصد برساند. توصیه ما جاده هراز است؛ هم به دلیل زیبایی راه و هم کوتاه تر بودن آن. پس از حرکت از تهران و پشت سر گذاشتن شهرهای آمل، بابل، قائمشهر، نکا و بهشهر به کردکوی می رسید که آغاز حرکت شما به سمت جهان نماست. بهتر است باک بنزین خود را در پمپ بنزین کردکوی پر کنید تا مقصد نهایی و نزدیکی های دامغان از هیچ پمپ بنزینی خبری نیست. معمول ترین راه برای رسیدن به جنگل جهان نما که مورد تایید سازمان میراث فرهنگی استان هم هست، مسیر کردکوی-پارک جنگلی امام رضا-روستای درازنو-رادکان و در آخر دهکده ییلاقی جهان نماست. کل این مسیر حدود ۷۰ کیلومتر است که ۳۰ کیلومتر آخر راه جاده شن ریزی شده و خاکی است. از کردکوی سراغ جاده جهان نما را می توان از همه مردم محلی گرفت.از ورودی غربی کردکوی، نخستین میدان، فلکه شهرداری است. باید از همین فلکه به سمت جنوب جغرافیایی یا سمت راست جاده حرکت کنید. مسیر کاملاْ مشخصی به سمت روستای درازنو وجود دارد که شما را از داخل پارک جنگلی کردکوی عبور خواهد داد. این مسیر حدود ۳۵ کیلومتر است و به دلیل کوهستانی و باریک بودن جاده، شما حدود یک ساعت راه خواهید داشت. بعد از این روستا، روستای رادکان و بعد هم از برج رادکان عبور خواهید کرد. در راه رسیدن به جهان نما از خود روستای رادکان که به سمت جنوب شرقی نگاهی بیندازید، بلندای برجی آجری به چشم می خورد که محلی ها به آن میل رادکان می گویند. تنها چند کیلومتر از روستای رادکان خارج شوید، در جاده ای که به جهان نما می رسد، روی تپه ای در کنار راه برج ۳۵ متری رادکان قرار دارد. ظاهر آن شبیه برج گنبد کاووس است و گویی به تقلید از آن ساخته شده است. این برج یکی از سه برج منطقه مازندران گلستان است که علاوه بر کتیبه کوفی، کتیبه پهلوی هم داشته؛ اما به گفته رابینو-شرق شناس انگلیسی- این کتیبه که در مدخل ورودی قرار داشته به دست روس های تزاری از میان رفته است. اما کتیبه کوفی ای که بر لبه آبریز گنبد مخروطی قرار دارد و با &quot;بسم الله الرحمن الرحیم&quot; آغاز می شود، هنوز تخریب نشده است.پس از پشت سر گذاشتن برج به یک سه راهی می رسید که در سمت چپ جاده، تابلوی کوچکی راه رسیدن به جهان نما را نشانتان خواهد داد و بعد از سپری کردن یک جاده بسیار خاکی و سخت به دشت جهان نما خواهید رسید.با چه چیزی برویم؟برای رسیدن به جهان نما و ارتفاع ۳ هزار متری آن، توصیه ما خودروهای دو دیفرانسیل و شاسی بلند است. اگر در روزهای بارانی سفر به جهان نما را انتخاب کرده اید، بدون ماشین شاسی بلند ممکن است در جاده گلی بمانید؛ به ویژه که در صندوق عقب هم به رسم سفرهای طبیعت گردی از زیرانداز و کیسه خواب و گاز پیک نیک و گالن های آب پر شده باشد. به هر حال توصیه ما این است که این سفر را حتماْ با خودرویی غیر سواری آغاز کنید و زنجیر چرخ هم داشته باشید. اگر در فصل گرم هم وارد این جاده می شوید، سالم بودن چرخ ها و برف پاک کن هم مهم هستند زیرا به دلیل ارتفاع منطقه، در هر ماهی از سال امکان ریزش باران های شدید و ناگهانی وجود دارد.کجا بمانیم؟درازنو آخرین روستای منطقه است که بقالی و نانوایی هم در آن است. به همین خاطر بهتر است کم و کسری های خود را در همین جا برطرف کنید. زیرا دهکده کوچک ییثلاقی جهان نما نه از مغازه ای خبری هست، نه تلفن، نه آب لوله کشی، نه برق، در بسیاری از مواقع حتی آنتن موبایل هم کم و بیش قطع است. شما وارد یک منطقه ی پاک و عاری از هرگونه تکنولوژی شده اید.زیرانداز و چادرهای ضدآب، گاز سبک کوهنوردی، چراغ قوه یا فانوس و حتماْ آب به همراه داشته باشید. در ماه هایی که ییلاق نشینان در منطقه حضور دارند، روستاییان آب مورد نیاز خود را به وسیله تانکرهایی که اداره منابع طبیعی به دهکده می آورد یا چشمه های موجود در منطقه تامین می کنند. برای اطمینان بیشتر بهتر است از آب چشمه ها استفاده نکنید. (اگر اطلاعاتی از چشمه های موجود در منطقه ندارید.)پس از رسیدن به جهان نما می توان از روستاییان کلبه اجاره کنید. اما این موارد بسیار کم پیدا می شود. اگر در فصل تابستان به این منطقه سفر کنید که اکثر خانه ها ساکن دارند و کم پیش می آید که اتاقی خالی برای گردشگران داشته باشند. بهترین گزینه برای ماندن در جهان نما کمپینگ است یا همراهی با لیدرهای محلی استان گلستان که بتوانند با شناختی که اهالی دارند خانه ای را برای یک یا دو شب اجاره کنند.چه می بینیم؟ممکن است برای بسیاری از افراد، مقصد همین دهکده باشد؛ اما برای بعضی دیگر پیاده روی و جنگل نوردی در ارتفاعات محلی مثل : شاهپسند و چکل آتشان یا رسیدن به قهوه خانه مش صفر،  تخت میرزا و شاید هم جنگل نوردی تا شموشک مقصد نهایی باشد. مش صفر اگر چه چند سال است فوت شده اما هنوز هم در میان ییلاق نشینان منطقه به درستکاری و مهمان دوستی معروف است. قهوه خانه اش که به وسیله پسرش اداره می شود هنوز هم محل پر رفت و آمدی است و جایی است برای گرد هم آمدن و گپ و گفت های کوهنوردان. قهوه خانه و تخت میرزا در ارتفاعی پایین تر از خود ییلاق قرار دارند و اگر محل اتراق شما همان خانه های روستایی باشد برای رسیدن به قهوه خانه و تخت میرزا یا همان صندوق که تخته سنگی بزرگ در نزدیکی قهوه خانه است باید حدود یک ساعت به سمت پایین حرکت کرد. اما بهتر است از خود روستاییان منطقه بخواهید شما را تا آنجا برسانند. چون اگر چه فاصله کم است اما شاید در میان دیگر کوره راه های جنگلی گم شوید.اگر در فصل پاییز به جهان نما سفر میکنید از راهنمایان طبیعت گردی استان گلستان بخواهید شما را به گاوبانگی ببرند. معمولاْ اواخر شهریور و اوایل مهر فصل گاو بانگی است. اگر نمی دانید گاوبانگی چی هست باید خدمتتون عرض کنم که هیجان انگیزترین برنامه ای که در طبیعت می توانید تجربه کنید است. فصل جفت گیری مرال ها است. صدای غرش نرها برای یک جنگ تمام عیار تا رسیدن به ماده را گاوبانگی می گویند. ماموران محیط زیست و یا راهنماهای طبیعت گردی از زمان و مکان گاوبانگی اطلاعات کامل دارند. پس پیشنهاد ما به شما این است حتماْ با آنها همراه شوید.دهگردی که چه کمکی میتونه بهتون کنه؟دهگردی درسته که یه سایت برای رزرو آنلاین اقامتگاه و ویلا در شمال و سراسر ایران هست اما یکی از کارهایی که در تخصصش هست هماهنگی و چیدن برنامه های خصوصی طبیعت گردی و ده گردیه. ما میتونیم یه برنامه حرفه ای طبیعت گردی براتون بچینیم همراه با راهنما و سرویس های غذایی و برنامه های کمپینگ و اقامت تا بتونید به بهترین شکل ممکن منطقه جهان نما رو ببینید و بگردید. برای هماهنگی میتونید به این ایمیل درخواست بزنید و برنامه سفر دریافت کنید. </description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 22:56:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردشگری در پساکرونا چه می شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-orkn5pev4wyx</link>
                <description>این پست چکیده ای از گفتگوی محمد زنگانه (هم بنیانگذار دهگردی) و اشکان بروج (موسس آکادمی گردشگری ایران) در لایو اینستاگرامی صفحه دهگردی است که در مورد گردشگری و بوم گردی در پساکرونا انجام شد.ابتدا این نکته ضروری ست که بگیم ما نمی دانیم پساکرونا چه زمانی ست و دقیقاً چه تاریخی می توانیم بگوییم کرونا تمام شده است. تنها می دانیم سندروم کرونا سالهای سال همراه ما است. یعنی حساسیت ها نسبت به سفر و گردشگری و در تمام ژانرهای آن علی الخصوص محل اقامت در سفر درجه ی بالایی خواهد داشت و خانواده ها و گردشگران در همه نقاط جهان آیتم پاکیزگی و دوری از خطر ابتلا به کرونا را در سرلیست بررسی هایشان خواهند داشت.ما در این گفتگو به مبحث گردشگری و احتمالات تغییر روند سفر و گردشگری در پساکرونا گفتگو کردیم و بصورت اختصاصی به موضوع بوم گردیها و نیازهای تغییر فرآیند کاری شان برای کم کردن حساسیت گردشگرانی که قصد اقامت در این نوع اقامتگاه ها به بحث پرداختیم.اشکان بروج موسس آکادمی گردشگری ایران؛ مدیر بازاریابی سایت لست سکند و عضو اولین حلقه ی ایجاد فرهنگ بوم گردی و نویسنده آیین نامه اجرایی اقامتگاه های بوم گردی در ایران است. اشکان بروج با توجه به اینکه در رشته گردشگری تحصیل کرده است علاقه ی بسیار زیادی به مبحث بوم گردی و جامعه محلی دارد و از سال ۱۳۸۸ به صورت حرفه ای در زمینه پژوهش و آموزش به میزبانان در اقامتگاه های بوم گردی کار کرده است.در بخش اول گفتگو اشکان بروج به این نکته پرداخت که چه فرآیندی برای تغییر سبک سفر و تفریح در سراسر جهان پس از کرونا اتفاق خواهد افتاد.تحلیل اشکان بروج این بود که سفرها از این پس به سوی انفرادی شدن می رود و یا در گروه های کوچک خانوادگی و در فواصل کوتاه اتفاق خواهد افتاد. یعنی سندروم کرونا احتمالاْ فکر ما را به این سمت خواهد برد که کاملاْ امن و در گروه های کوچک خانواده خود و یا گروه دوستانه ی کم تعداد و در تعداد روزهای کم سفر کنیم. تورهای گردشگری به احتمال زیاد تا سال آینده از لیست سفرهای گردشگران خط خواهد خورد و میل به سفرهای گروهی بسیار کم خواهد شد. زین پس اولین گزینه برای اقامت گردشگران در سفر خانه های آشنایان؛ فامیل و ویلای دوستانی است که آنها رو میشناسند. اگر به این گزینه ها  دسترسی نداشته باشند به احتمال خیلی زیاد گزینه بعدی هتل ها خواهند بود که بوسیله منظم بودن ساختار آنها مطمئنا پروتکل های بهداشتی مرتبط با ویروس کرونا را رعایت کرده و گردشگران می توانند اتاق خصوصی خود را داشته باشند. و در نهایت اگر از نظر بودجه در تنگنا باشند گزینه ی بعدی آنها اقامتگاه های بومگردی یا خانه های محلی خواهد بود اما در صورتی این گزینه را انتخاب خواهند کرد که کاملاْ از شرایط بهداشتی و رعایت اصول مرتبط با گندزایی و ... مطمئن شده باشند. اقامتگاه های بوم گردی فضاهایی دسته جمعی هستند؛ یعنی پایه و اساس اقامتگاه های بوم گردی بر این استوار است که گروه های مختلف از فرهنگ های متنوع را در یکجا جمع کرده و در ر‌‌اس آنها میزبان اقامتگاه بتواند رابطه ای جدید بین این فرهنگ ها ایجاد کند. اما این موضوع می تواند در زمان کرونا زمینه ساز شیوع بیماری باشد. اگر که اقامتگاه ها به رعایت پروتکل های بهداشتی اهمیت ندهند به سرعت در پایان چک لیست اقامت گردشگران قرار خواهند گرفت و در مدت زمان کوتاهی بازار سفر و گردشگری را به هتل ها اهدا خواهند کرد.پس اگر اقامتگاه ها می خواهند همچنان در این بازار بمانند و گوی سبقت را از مابقی سبک های اقامتی بگیرند باید پروتکل هایی را که مرتبط با سندروم ویروس کرونا است رعایت کنند.اما این پروتکل ها چیست؟بخش زیادی از پروتکل های بهداشتی که وزارت بهداشت و درمان ایران منتشر کرده است در لینک زیر موجود است که شامل تعریف نوع بیماری؛ علائم؛ روش های پیشگیری و روش های ضدعفونی کردن محیط کار است و مواردی که میزبانان اقامتگاه های بوم گردی باید بدانند از صفحه ۳۷ به بعد است. لطفا مطالعه کنید.لینک دستورالعمل وزارت بهداشت و درمان اما مواردی هم است که میزبانان باید در مدیریت کردن اقامتگاه خود در زمان حضور مهمان ها توجه کنند که اشکان بروج در این گفتگو به اختصار به چند نکته آن اشاره کرد. اولین مورد این است که باید فرآیندی طراحی گردد که مهمانان در هنگام پذیرش تب سنجی شده و در صورت وجود علائم و برای حفظ امنیت مهمانان دیگر حاضر در اقامتگاه از پذیرش مهمانی که علائم مشکوک دارد جلوگیری شود. حفظ فاصله بین مهمانان حاضر در یک زمان در محیط اقامتگاه باید مورد توجه قرار بگیرد. در بالا اشاره کردیم که پایه های یک اقامتگاه بوم گردی بر جمع کردن مهمان در یک نقطه و آشنایی آنها با همدیگر و گپ و گفت های شبانه دور آتشونی استوار است اما در صورت وجود سندروم بیماری کرونا باید میزبانان بتوانند از این کار خودداری کنند. فرآیندی برای گشت و گذار مهمانان طراحی کنند که در فواصل مختلف مهمانان را در نقاط مختلف طبیعت اطراف پخش نمایند که احتمال تماس مهمانان با هم کاهش یابد. میزبانان باید پک های بهداشتی و شخصی شامل ژل ضدعفونی؛ ماسک؛ دستکش؛ ظروف شخصی و ملحفه تهیه کرده و در هنگام ورود مهمان به او تحویل دهند. آسیب پذیرترین نقطه برای اقامتگاه های بوم گردی آشپزخانه های آنها است پس احتمال کاهش سفارش غذا بسیار زیاد است. اقامتگاه ها می بایست غذاها را نیم پز کرده و برای پخت کامل غذا آن را تحویل مهمان دهد تا مهمان خودش فرآیند پخت غذا را تکمیل نماید. طبیعتاْ استفاده از رستوران و سالن های غذاخوری عمومی در بسیاری از اقامتگاه ها پایین خواهد آمد. پس میزبانان باید فرآیندی برای تحویل غذا در اتاق خصوصی مهمان طراحی کنند تا با خیال آسوده تری مهمان بتواند غذا سرو نماید.اقامتگاه ها همچنین می توانند برای چک کردن نظام سلامت محیط اقامتگاه شان از کارشناسان بهداشت حرفه ای یا HSEها کمک بگیرند. برای دیدن شرح وظایف این کارشناسان مطالب موجود در این لینک را مطالعه کنید. محمد زنگانه در این باره گفت : پس این وجود و با رعایت این پروتکل های بهداشتی امکان افزایش قیمت اقامت در اقامتگاه های بوم گردی بالا خواهد رفت و رفته رفته این سبک سفر که به سبکی ارزان معرفی شده بود در رده سفرهای ارزان دیگر نخواهد بود و رفته رفته انتخاب این سبک سفر با کاهش چشمگیری مواجه خواهد شد.اشکان بروج اما ایده ای دیگر داشت؛ او خاطر نشان کرد ما چیزی به نام سفر ارزان نداریم و نباید این سبک سفر را به این شکل معرفی کنیم. ما به جای سفر ارزان باید بگوییم &quot;سفر بهینه&quot;.سفری که تمام ارکان آن نظام مند و برنامه ریزی شده باشد و همه آن چیز که نیاز داریم برایمان فراهم باشد. این می شود که میزبانان باید بدانند بعد از افزایش قیمت چه ارزش های پیشنهادی به مهمانان عرضه کنند و سفر آنها را بهینه تر کنند. بعنوان مثال طراحی فوق برنامه هایی که مهمانان را بیشتر درگیر کرده و از آن لذت ببرند و اوقات فراغتشان کاملاْ پر شود. ارزش پیشنهادی می تواند چیزی باشد که ایجاد آن برای اقامتگاه ها یا رایگان تمام شود و یا با هزینه ی بسیار پایین تری طراحی شود و هزینه های زیادی به اقامتگاه اضافه نکند و همچنین بهترین تجربه ها را در اختیار مهمانان قرار دهد.اما در مجموع مهمانی که اقامتگاه محلی و بوم گردی را برای اقامت خود انتخاب می کند و نیاز به آسودگی خیال دارد تا سندروم کرونا را فراموش کند و چند روزی را در آرامش و آسایش طبیعت و روستا زندگی کند هزینه های اضافه را می پذیرد. چون این هزینه ها اضافه می شود که مهمانان در امنیت باشند.اشکان بروج در ادامه در مورد یادگیری و آموزش صحبت کرد و خاطر نشان کرد : در این بازه زمانی که میزبانان اقامتگاه ها مهمان ندارند و به نوعی وقتشان آزاد است باید بتوانند در موارد متعددی آموزش کسب کنند و از این زمان نهایت استفاده را ببرند. میزبانان اقامتگاه بوم گردی باید بتوانند آیتم های بررسی مالی؛ آیتم های تبلیغات و بازاریابی و استفاده از تکنولوژی را یاد بگیرند. میزبانان اقامتگاه بوم گردی باید بتوانند مدل های موفق بوم گردی در سراسر جهان و ایران را تحلیل کرده و از این مدل های موفق یاد بگیرند و این زمان که وقت آزاد زیادتری دارند استفاده کرده و به یادگیری مشغول باشند.در ادامه مبحث آموزش اشکان بروج چند کتاب معرفی کرد که لیست آنها را در اینجا برای شما می گذاریم :دستورالعمل جهانی برای ایجاد؛ توسعه و مدیریت اقامتگاه های بومی (بوم گردی)توانمند سازی زنان از طریق گردشگریبوم گردی و اقامتگاه های دوستدار طبیعتظرفیت سازی جوامع محلی برای توسعه گردشگریامیدواریم از مطالعه این مطلب نهایت بهره را ببرید. </description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Rabino</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 14:13:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش های شاخدار</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B1-zncpzhpwdpk0</link>
                <description>بسیاری از نقش های قدیمی ایرانی از طبیعت و فرهنگ شبانی الهام گرفته شده؛ قوچوق یکی از این نقش هاست که هنوز در زندگی و هنر ترکمن های ایران زنده است.مثل امروز نبود که با یک دوربین دیجیتال از تولد تا مرده شور خانه را به بدترین شکل ممکن ثبت کنند. مجبور بودند چیزی ̨ نشانی ̨ طراحی باقی بگذارند که هم ساده باشد و هم گویا؛ اصل حرف ̨  اصل یک اتفاق را ثبت کردند و جزییات را گذاشتند برای تخیل ما. سر ظهر بود شاید هم دم غروب؛ زن از جا پرید؛ آیا صدایی شنیده بود؟ دقیقا برای ما روشن نیست. فقط همین قدر می دانیم که وقتی رسید بالای سر نوزادش ̨ دید که طفل معصومش مرده. نمی دانیم چقدر غصه خورد و چطور گریه کرد؛ آنچه می دانیم این است که وقوع حادثه را به ما خبر داد. ما حالا به این خبر میگوییم &quot;نقش عقرب&quot;؛ روی قالیچه ها و گلیم ها هست. &quot;نقش درنا&quot;هم شاید ثبت شده تا پروازش در ذهن بماند؛ پرواز درناها در دشت های باز آنجا که چابک سواران چهارنعل می تاختند. زندگی هنوز کوچ نشینی بود و ترکمن ها روزگارشان با دامداری می گذشت. وسایل شان سبک و قابل حمل بود و بافته هایشان از هنرنمایی زنانشان پُر. از میان نقش هایی که می بافتند یکی هم نقش &quot;شاخ قوچ&quot; که برایشان خیلی اهمیت داشت. وقتی روزی ات در دامداری باشد ̨ زیاد شدن دام ̨ دارایی ات را زیاد می کند؛ اینجاست که قوچ برایت دمهم می شود؛ از گوشتش گرفته تا پشم و روده اش برکت بود و قابل استفاده. زاینده بود و نماد مردانگی. همین شد که قوچ هم شد نقش؛ شاخ قوچ را یکی از نقش های مهم دانستند و به آن &quot;قوچوق&quot; گفتند. آن را به ضرب المثل ها و قصه هایشان آوردند و از قالی گرفته تا جانمازشان را به تصویرش مزین کردند.هنوز که هنوز است وقتی پسر بچه ای را سنت (ختنه) می کنند می گویند &quot;قوچوق بولدی&quot; که یعنی قوچ شد و باید صبر کرد تا &quot;قوچ یگیت&quot; شود ̨ یعنی به جوانی برسد.پدر ستون های یونانیشاخ قوچ حتی در سرستون های چوبی خانه های مردم ترکمن خودنمایی می کند و قدرت خود را به رخ می کشد که چگونه سنگینی بار خانه ی مردمان زحمتکش این دیار را به دوش می کشد.راز یک شاخخلاصه کردن طبیعت در نقش های هندسی ̨ هنر زنان ترکمن است. زن ترکمن بدون داشتن هیچ نقشه و طرحی ̨ با ذهن خلاق خویش چنان زوایای نقوش را تنظیم کرده است که انسان با دیدن نظم نقوش فرش های ترکمنی در حیرت فرو می رود. مردم روستای گچی سو از روستاهای کلاله و بسیاری از روستاهای مناطق ترکمن نشین در شمال استان گلستان و در منطقه راز و جرگلان خراسان شمالی هنوز با صدای خروس از خواب بیدار می شوند. زن ها با لباس های سنتی برای آماده کردن غذای روز به تکاپو می افتند و مردان ̨ گله های گاو و گوسفندان را می برند به مراتع اطراف. بعد ̨ بافتن فرش های ابریشمی به دست دختران و زنان شروع می شود.  زن ترکمن با مشاهده دقیق طبیعت ̨ آن را وارد نقش های قالی و قالیچه اش کرده. این تصویر نشان می دهد چگونه می توان نقش&quot;قوچوق&quot; را نتیجه خلاصه شدن شاخ قوچ دانست.انتزاع شاخ هانقش ها یا به صورت منحنی و با خط های آزاد حتی در سنگ قبرهای ترکمن ها دیده می شوند. بسیاری از مردم ترکمن هنوز هم بر این باورند سنگ های گورستان عجیب و غریب خالدنبی نمادی از شاخ های قوچ است و در بسیاری از مناطق این تصویر دیده می شود. شاخ و شاخهاین جانماز در مسجد بقعه خالدبن سنان (ع) قرار داشت و جانماز پیش نماز این مسجد بود. تزیین ساده ای دارد؛ بین جانمازها تا به حال چنین نقشی ندیده بودم! یک نقش گیاهی که با نقش شاخ قوچ تلفیق شده است. برگ های این نقش گیاهی هم تکرار همان طرح شاخ قوچی است که به جای گل در بالای نقش گیاهی دیده می شود.شنای قوچ در برکهوارد فرش فروشی های گنبد کاووس که می شوی انواع نقش های ترکمنی را می بینی که هر کدام به طایقه خاصی تعلق دارند؛ تگه گؤل؛ قابسه گؤل؛ سالور گؤل و ... به نقش متن فرش های ترکمنی&quot;گؤل&quot; می گویند. گؤل در ترکمنی به معنی تالاب و برکه آب است. این نام به این خاطر ایت که این نقش ها از ۴ طرف بسته اند و شبیه برکه ای محصور هستند.اگر خواستید به منطقه ترکمن صحرا سفر کنید و این جاذبه های زیبا و منحصربه فرد رو ببینید میتونید تو همه اقامتگاه های دهگردی که در این منطقه دارد سر بزنید و این جاذبه ها رو از نزدیک ببینید. برای رزرو اقامتگاه های دهگردی از این لینک کمک بگیرید.اگر اطلاعات بیشتری در مورد ترکمن صحرا و فرهنگ این قوم خاص نیاز داشتید هم میتونید اپیزود چهار پادکست رادیو دهگردی که سفری به عجایب خانه گلستان؛ ترکمن صحرا هست رو گوش کنین. لینک پادکستنوشته برگرفته از مجله سرزمین من همشهری - نوشته : جمال توماج</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Fri, 13 Mar 2020 15:25:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر در تعطیلات تعطیل</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84-uqbdmvojl0t2</link>
                <description>سفر بخش جدانشدنی زندگی ما انسانها هست. تقریباْ همه ما وقتی میخوایم از روزمرگی های زندگی فرار کنیم و دمی بیاساییم یا وقتی میخوایم تجربه های جدیدی کسب کنیم اولین گزینه روی میزمون سفر هست. اما در این میان زمان هایی هست که سفر کردن درش یه حس و حال دیگه ای داره. سفر کردن در زمان تعطیلات مخصوصاْ تعطیلات عید نوروز که حال و هوای بهاری و خروش طبیعت انرژی ما رو چندین برابر می کنه لذتی وصف نشدنی داره که همه ما براش برنامه ریزی هایی داریم. البته بهتره بگیم &quot;داشتیم&quot;عید نوروز امسال در شرایطی قراره سپری بشه که جان مردم عزیز کشورمون و سراسر جهان در خطر بزرگی قرار داره و باید بگیم که این عید نوروز قراره بدون سفر سپری بشه. ما در این پست میخوایم به چند نکته مهم اشاره کنیم و به این نتیجه برسیم که موقعی که نیازه دست به دست هم بدیم و از یه خطر بزرگ جلوگیری کنیم.خب همونطور که میدونید یه ویروس جدید و زبان نفهم از یه جایی پا به دنیای ما گذاشته و خواب و خوراک رو ازمون گرفته. این ویروس خیلی علاقه به تکثیر و جابجایی داره؛ علاقه زیادی به سفر داره و به اکثر کشورهای دنیا سفر کرده و داره به سرعت خودش و بزرگ میکنه و ما به نوعی باید ازش هی فرار کنیم یا حواسمون جمع باشه که سمتمون نیاد. پس باید از یه سری خوشی هامون بزنیم و مدتی رو سختی بکشیم تا این مسافر منحوس راه های تکثیرش رو دیگه پیدا نکنه و به نوعی گورش و گم کنه.همونطور که در بالا گفتیم این ویروس علاقه زیادی به سفر داره و خودش و به شما میچسبونه و با شما سفر میکنه. پس یه مدت سعی کنید از خونه هاتون در نیاین و سفر کردن رو بی خیال بشین تا این مسافرِ چسبان با شما به جاهای مختلف کشورمون سفر نکنه. حداقل با اینکار ما میتونیم بخش اعظمی از زنجیره ی شیوع رو قطع کنیم.ما میتونیم تو این مدت که تو خونه هامون هستیم خودمون رو به کتاب خوندن. پادکست گوش کردن. فیلم نگاه کردن و یا سفرهای مجازی مشغول کنیم. ما اینجا چند تا کتاب خوب و چند پادکست جذاب بهتون معرفی میکنیم و چند روش برای سفر مجازی :) خیلی باحاله نه؟ سفر مجازی/ چجوری؟کتاب های پیشنهادی ما :هنر شفاف اندیشیدن - نوشته رولف دوبلی / ترجمه عادل فردوسی پورهنر خوب زندگی کردن - نوشته رولف دوبلی / ترجمه عادل فردوسی پورهنر رندانه به تخم گرفتن - نوشته مارک منسون / ترجمه ارشاد نیکخواهگردشگری پایدار در جزایر مقصد - نوشته سونیا گراسی و راشل داتزخوندن این کتاب ها به راحتی کل عیدتون رو پر میکنه و نیازی به بیرون رفتن از خونه پیدا نمیکنینپادکست های پیشنهادی ما :  پادکست چنل بی - علی بندری - روایت ماجراهای جنایی واقعیپادکست بی پلاس - علی بندری - خلاصه کتاب های جالب و خواندنیپادکست ناوکست - خلاصه کتاب انسان خردمندپادکست رادیو دهگردی - همه چیز در مورد ده گردی و بوم گردی(دنبال کردن این پادکست ها به راحتی شما رو تا اردیبهشت تو خونه نگه می داره)روش های پیشنهادی ما برای یک سفر مجازی جذاب :گوگل ارث - google Earth - یکی از بهترین ابزارها برای سفر مجازی هست. شما میتونید با گوگل ارث به کل دنیا سفر کنید و از بالا همه چیز رو ببینید. صحنه های عجیب و غریب که حتی با سفر کردن به اون نقطه ها شاید نبینیدشون. شما میتونید اپ گوگل ارث رو روی کامپیوتر یا گوشی تون نصب کنین و برید به یه سفر مجانی و جذاب. مثلا ما بهتون پیشنهاد میکنیم شهر بارسلون رو توی گوگل ارث ببینید. یا شمال استان گلستان و منطقه ترکمن صحرا - چیزای خارق العاده ای رو مشاهده میکنین. گوگل استریت ویو - google Street view  - نرم افزار Google Street View یکی از برنامه های شرکت گوگل است که به کاربرانش این امکان را می دهد که تصاویری از مکان های مورد نظر خود را در این برنامه مشاهده کنند. شما هم می توانید در این برنامه سهیم باشید به این طریق که از مکان های شهر عکاسی کنید و در نرم افزار به اشتراک بگذارید. دیگر کاربران با جست و جوی آن مکان می توانند تصاویر شما را مشاهده کنند. این نرم افزار قابلیت نمایش تصاویر 360 درجه را نیز داراست. با استفاده از Google Street View می توانید مکان هایی که برای شما جذاب هستند را جست و جو کنید و تصاویری که دیگر کاربران از آنجا ثبت کرده اند را مشاهده کنید. این نرم افزار به نوعی مکمل Google Map نیز به حساب می آید. می توانید با ورود به نقشه گوگل مسیر خود جست و جو و تصاویر واقعی از آن محیط را مشاهده کنید.خب امیدواریم که این پست بتونه کمی به شما کمک کنه که این چند وقت رو تو خونه و در امنیت کامل بمونید و از این ویروس منحوس در امان باشید تا اینکه اوضاع روبراه بشه و بتونیم دوباره سفر کنیم و سرسبزی و جنگل و کوه و صحرا و آب و آبشار ببینیم.دوستتون داریم :)</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Thu, 12 Mar 2020 22:25:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عروسی گل ها</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7-lyuurru5mtso</link>
                <description>گیلانی ها هر سال در اواخر زمستان مراسمی برگزار می کردند به نام عروس گولی که در آن به استقبال بهار می رفتند.غول با آن هیبت ترسناک و خوی وحشی اش به مردم حمله می کند تا عروس را بدزدد. او می چرند و با دست های پر تیغ خود به سر و صورت مردم می زند و آنها را از کار و تلاش باز می دارد. نبرد دیو است و دلبر. اما این بار دیو عاشق و دلباخته عروس نیست. او بودن خود را در نبودن عروس می داند و برای همین کمر به قتل عروس بسته. اگر دیو برنده این نبرد شود و عروس را از مردم بگیرد دیگر نه کاری به بار می آید نه رنگی به طبیعت می نشیند و نه بهار می آید. اما مردم ترانه می خوانند و عروس گل ها را تشویق می کنند تا دیو زمستان بیرون رود و جایش را به بهار گل ها دهد. با آنکه هر سال آمدن بهار قطعی است اما مانع آن نمی شود تا آنها از جشن کشمکش زمستان و بهار غافل باشند. این اتفاق هر باره برای گیلانی ها تازه است و مراسم در خوری دارد به نام &lt;عروس گولی&gt;؛ یکی غول می شود و یکی عروس. زمستان از رفتن ناراضی است و بهار قصد آمدن دارد. پس نبردی در می گیرد. عروس هزار رنگ عروس گولی یا همان عروس گل ها نماد بهار است و بهار هم نماد زندگی دوباره. برای گیلانی ها که خرمن برنج خود را پاییز سال گذشته درو کرده و به حاصلش زخم زندگی شان را در زمستان درمان کرده اند؛ بهار فصل دوباره ای است برای کاشت برنج و شروع دوباره زندگی .اوایل فروردین ماه که می رسد در چمنزارها ̨ حاشیه باغ ها و جاده های استان گیلان ̨ گلی می روید که گل فیلی نام دارد. نام علمی این گل &quot;rhynchocorys alphas&quot; است. محلی ها این گل زرد و زیبا را عروس گولی می نامند. کودکان ̨ این گل منحصر به فرد را از برگ میچینند ̨ آن را می لرزانند و براش ترانه ای به لهجه گیلکی می خوانند؛ &quot;عروس گولی! تی پئر نیسه/تی مئار نیسه/ یته برقص&quot;. عروس گل با کمترین تکانی و نسیمی می لرزد و می رقصد و کودکان را شاد می کند. عروس گل برای کودکان گیلانی نماد آمدن بهار و پیروزی بر غول زمستان است؛ یعنی همان چیزی که گیلانی ها پیش از آمدن نوروز ̨ در نمایش عروس گولی وعده اش را به خود داده اند.عروس گولی یا همان عروس گل ها نماد بهار است و بهار هم نماد زندگی دوباره. پشت خط مقدم زمستان به آخر نرسیده. جنگلهای هیرکانی گیلان سرسبز میشوند. همه چیز نوید حضور چیزی را میدهد که همه در انتظار آنند. قدیمیها این انتظار را با اجرای نمایشی نشان میدادند که خبر از آمدن بهار میداد و شروع کار و تلاش. مردم با اشتیاق در انتظار اجرای مراسم هستند و اعضای گروه هم خود را آماده اجرا میکنند. زنها و مردها لباسهای محلی به تن کرده اند. لباسها تقریبا یک شکل است، جز لباس عروس گولی که رنگارنگ و بهاری است. زنها پولکها و سنجاقهای رنگی را روی روسری او میگذراند تا درخشش رنگهایش باز هم بیشتر شود. عروس گولی یا نازخانوم که به فارسی همان عروس گل معنی میدهد، نماد بهار است و طبیعت زیبای این فصل؛ پس لباسش را هم به تنوع رنگهای همین فصل انتخاب میکنند. قدیمها که هنوز برگزاری این نمایش به صورت خودجوش بین گیلانی ها انجام میشد، یک مرد، بازی در نقش عروس گولی – مهمترین نقش نمایش- را بر عهده میگرفت. او لباس محلی زنانه به تن میکرد، مندیل یا دستاری بر سر میگذاشت، تور سفیدی روی صورت میانداخت و سوزن جوالدوزی هم برای دفاع به همراه داشت. زمان برگزاری نمایش در روستاهای مختلف با هم متفاوت بود. گروه نمایش سیار بودند و پس از غروب آفتاب، فضای بازی را در روستا انتخاب و همانجا نمایش را برای همه اجرا میکردند. نمایش که تمام میشد، خانه به خانه میرفتند و از مردم میوه، برنج و پول میگرفتند. حالا دیگر در سراسر گیلان به ندرت میتوان چنین چیزی یافت. سازمان میراث فرهنگی متولی برنامه است و هر مراسمی را بهانه ای برای اجرای این نمایش میکند تا از یاد مردم نرود. از قبل مکان، تاریخ و ساعت خاصی را مشخص کرده، صندلیهای تماشاچیها را میچینند و گروه نمایش را هم انتخاب میکنند.آماده سازی عروس گولی که تمام میشود، چشم مان به مردی می افتد که با زغالی سیاه، صورت خود را رنگ میکند. او غول است؛ همان که قرار است عروس را بدزدد و مانع آمدن بهار شود. لباس سیاهی به تن کرده و با کاه و چوبهای جارو آن را پوشانده تا هیبتش مهیب تر و ترس آور تر شود. غول نماد زمستان است؛ نماد پایان سال که اگر بهار بیاید، دیگر جایی برای او نیست. غول زمستان حاضر به رفتن نیست و تنها راه ماندنش، دزدیدن بهار است.گیلانی ها که از قدیم برنجکار و ماهیگیر بوده اند، با فصل زمستان میانه ای ندارند و بهار را شروع برکت میدانند. قدیمیها برای اجرای این نقش، جوان تنومندی را انتخاب میکردند و صورتش را با زغال یا دوده سیاه میپوشاندند. کاهی مقوایی سرش ميگذاشتند و ریش انبوه سیاهی برایش میساختند. عموما جارو را به عنوان دم بر پشت شلوارش میگذاشتند و زنگوله هایی را بر کمر، پا و لباسش مي آویختند. همه اینکارها برای این بود تا چهره غول زمستان هرچه ترسناکتر شود و در کنارش چهره رنگارنگ عروس بیشتر به چشم بیاید.پیربابا–نماديكسال تجربه–وقتي به میدان نبرد ميرسدکه زمستان،همه اهالي را خواب کرده ونتوانسته عروس گولی را بیابد. غول زمستان نميخواهد بهاربیايد،پس همه را از میان به در ميکند و دورتادور به دنبال او ميگرددامانميداند که عروس را زير پارچه اي در وسط میدان مخفي کرده اند روی خط آتشگروه نمایش آمارد گیله مرد وارد صحنه میشوند. زنها و مردها دور تا دور عروس گولی مینشینند و هریک ادای کاری را درمی آورند؛ یکی میکارد و یکی درو میکند. همه مشغول برنجکاری اند تا اینکه غول با لباس سیاه پوشیده از خار و خاشاک وارد میشود. آمدنش فضا را سنگین میکند و همه را میترساند. او غول است و به باور مردم گیلان، موجودی افسانه ای، تناور و درشت هیکل است که در غارها و بیابانها زندگی میکند. برای همین است که بازیگر این نقش را سیاه میکنند و با لباسی آشفته میپوشانند. با ورود غول به صحنه، همه از نیت او که دزدیدن عروس گولی است، آگاه میشوند. تک به تک جلو می آیند و با حرکات نمایشی رقص، با او مبارزه میکنند. غول ابتدا با مردها مبارزه میکند و پس از اینکه آنها را به خواب میبرد، به سراغ زنها میرود. همه میخواهند تا از عروس محافظت کنند و بهار را در امان بدارند. پس زنها پارچه دامن را به کمر سفت میکنند و به نبرد غول میروند. اما غول قوی است و کسی طاقت مبارزه با او را ندارد. پس آنها هم یکی یکی به زمین می افتند و به خواب فرو میروند. آخرین زن که برای مبارزه با او ميرود، روی عروس گولی را با پارچه ای میپوشاند و مخفیاش میکند. عروس هم بیصدا و بیحرکت میماندتا جانش در امان باشد. وقتی غول همه را خواب میکند، به دنبال عروس گولی میگردد. او از این سر تا آن سرصحنه میرود و میچرخد اما عروس را پیدا نمیکند. ناگهان مردی دیگر که پیر بابا نام دارد و چوبی به دست گرفته، از راه میرسد تا با او بجنگد. او نماد یکسال تجربه است و بهتر از دیگران میداند چگونه باید عروس را حفظ کند.مارش‌نبرد : دهل زن ونقاره نواز معمولا درتمام نمايش هاي عروس گولی حضور دارند و به نوعی موسیقی متنن مايش هستند. وقت کارو تلاش مينوازند و وقت پیروزي غول، سكوت ميکنند؛ آخر داستان هم که مرگ زمستان است به دست پیربابا، پا به پای اهالی دورتادور جنازه ها ميچرخند و مينوازند.در قدیم پیربابا یا پیربابو لباسی کهنه و مندرس بر تن داشت و ریش سفیدی از پوست بز یا دم اسب بر صورت میگذاشت. گاهی صورت او را هم مثل غول سیاه ميکردند، بر سرش قیفی مقوایی ميگذاشتند و زنگوله به تن او آویزان میکردند. در بعضي ازنمایش ها چماقي هم بردست ميگرفت و با آن ازعروس محافظت ميکرد. نبرد پیربابا و غول مهمترین بخش نمایش عروس گولی است. تجربه یکسال کاری باید زمستان را شکست دهد تا بتواند بهار را دوباره ببیند.فتح خط دشمنغول وپیربابا دور هم میچرخند و میرقصند و مبارزه میکنند. پیربابا بارها سعی میکند با چوب خود غول را بزند و نمیتواند. چوبش را که از دست میدهد، به سمت غول می آید تا با دستان خالی با او مبارزه کند. به هم میچسبند و دور میزنند. یکبار پیربابا به گوشه ای پرت میشود وبار دیگر غول به زمین می افتد. هر دو کارکشته اند و قوی. دوباره به هم میچسبند و زورآزمایی میکنند. سرشانه یکدیگر رامیگیرند و میچرخند. اینبار برنده نبرد مشخص میشود؛ پیربابا غول را روی دستان خود بلند میکند و به زمین میکوبد. غول زمستان به خود میپیچد و به گوشه ای می افتد و پیربابا امانش نمیدهد، چوب خود را برمیدارد و غول را آنقدر میزند تا از نفس بیفتد.کار غول که تمام میشود، نوبت پیدا کردن عروس بهار میرسد. پیربابا با نگرانی دنبال عروس گولی میگردد و به چهارسوی سن میرود و نام او را فریاد میزند. صدای نیلبک که می آید، پیربابا دور و اطراف خود را نگاه میکند و عروس گولی را میبیند که با نیلبکی در دست از زیر پارچه بیرون می آید. حالا وقت شروع کار و تلاش است.عروس بهار به همراه پیر پرتجربه بالای سر تک تک اهالی میروند و آنها را از خواب بیدار میکنند. هرکس که بیدار میشود، به کار خود میپردازد تا همه با هم دوباره مشغول کار شوند. اینجاست که گروه موسیقی هم از کنار صحنه وارد میشوند و به دیگر بازیگران میپیوندند؛ یکی دهل میزند و آن یکی سرنا تا همه با هم دور جنازه غول بچرخند و ترانه محلی عروس گولی را بخوانند: «اَغوَل بیدین غوَل/اَن کمر بیجیر چوَل/بیه غوَل بیدین غوَل/اَغول چوجور غوَل؟/ازهول خدا دوِر/اَن حکایت پوِل/اَی غول بیابانی/جنگان فراوانی/َمشِت بَررَ مشِت خاخور/تی چوم واکون بیا دنیا بیدین/بهار بُمو بهار بُمو،تی خانهِ من سفره هفت سین دیچین/آخ شِو عیده عیِد شو/ تازه بُبوسِت سال نو/دار و درختان همگی /به تن درید لباس نو/عروس گولِی بآردیم/جان ودلِی بآردیم/خانخاه تِر نآردیم /تی پسِر بآردیم/گل قاسم ویریس بیِه/تی سگی آدیم گیره/پایه زنم میره/ آناله ِمِرگیره/آی عروس گولِی بآردیم/جان ودلِی بآردیم/خانخاه تِِر نآردیم/تی پسِر بآردیم / عروس گوشوا َر بیدین ِهی ِهی / اَن دیم سرخا َل بیدین ِهی ِهی / عروس بنفش پیرهَن و دامن گولداِر بیدینِ هیِ هی/عروس گولِی همیِن/عروس بهار شیِن /بیدین چی نازنیِن/عروس گولِی بآردیم/جان ودلِی بآردیم/خانخاه تِِر نآردیم/تی پسِر بآردیم/گول خانوم ویریس بیِه/در زنم نگو کیِه/واشکفته گل و گیاه/ناز خانوم تونم بیِه / کاس خانوم تونم بیِه / نوروز مبارک ببِه سال نو مبارک ببِه»که معنی اش این میشود: «این غول را ببین / کمر به پایینش ِگلیه / بیا غول را ببین / این غول چه جور غولیه؟ / از هول خدا دوره / این حکایت پوله / این غول بیابانی یه/در جنگل ها فراوانه / مشهدی برادر مشهدی خواهر / چشماتو باز کن بیا دنیا را ببین / بهار آمده بهار آمده؛ سفره هفت سین در خانه ات بچین/ آخ شب عیده / سال نو تازه شده / همه در ختان / لباس نو به تن کرده اند / عروس گل آوردیم / جان و دل را آوردیم / این زن؛ارباب برای تو نیاورده ایم / برای پسرت آورده ایم / گل قاسم؛ بلند شو بیا / سگت آدم رو گاز میگیره/ با پایم بزنمش می میره / ناله و نفرینش من را میگیره/ عروس گل آوردیم / جان دل را آوردیم /  این زن ارباب برای تو نیاورده ایم / برای پسرت آورده ایم / گوشواره عروس را ببین هی هی / خال گونه ای را ببین هی هی / پیرهن بنفش و دامن گلدار عروس را ببین هی هی / عروس گل همینه / عروس بهاره / ببین چه نازنینه / عروس گل آورده ایم / گل خانم؛ بلند شو بیا / وقتی در خانه ات را می زنم نگو کیه / گل و گیاه شکفته شدن / ناز خانم؛ تو هم بیا / کاس خانم؛ تو هم بیا / نوروز مبارک باشه ؛ سال نو مبارک باشه .عروس‌واقعي!￼ مردي که در اين تصوير ميبینید، همان عروس گولي است. در قديم اين نقش را مردي بازي ميکرد که لباس محلي زنانه به تن ميکرد و توري سفید بر سر ميگذاشت. اين مراسم تغییرشكل داده و امروزه کمتر به اين صورت ديده ميشود. اين مرد عروس نما هم از معدود کساني است که اين نقش را در روستاي شوک انجام داد / عكس: محسن شاهمرديخواندن این ترانه هم در قدیم به این صورت نبود در طول اجرا خوانده می شد؛ مثلاْ غول در خانه عروس را می زد و قسمتی که می خواند که با زن ارباب صحبت می کند. پیربابا هم به محض ورود به صحنه به غول اشاره می کرد و &quot;اغولَ بیدین غولَ&quot; را می خواند. مردم حالا می توانند دوباره به کار مشغول شوند و بی نگرانی در کنار عروس بهار زندگی کنند. عروس گولی هم پیش تک تک آنها می رود و بالای سرشان نی لبک می زند تا امید و اشتیاقشان را به کار زیاد کند. نبرد بازمستان تمام شده و بهار آمده؛ اتفاقی که قرن هاست هر ساله رخ می دهد و تاکنون غیر از آن نبوده. اما گیلانی ها باز هم سر ساله و هر ساله در انتظارند تا پیربابا زمستان را براند و بهار با سرخوشی و میل به کاتر دوباره بیاید تا اوایل فرودین ماه باز هم کنار باغ ها و چمنزارها رویس عروس گولی را ببیند.غول‌زمستان اين غول است؛ غول سرد زمستان که با خود هیچ سبزه ای ندارد و سرتاپا خار است و خاشاک. غول سیاه رنگ مراسم،میان اهالي احمد سرگوراب ميچرخد و دست ميپراند و هیچکس را ياراي مبارزه با او نیست جز پیربابا که بايد با تكیه بر تجربه خود او را از میدان به در کند. پیربابا در اين مراسم تنها امید اهالی برای آمدن بهار است. / عكس: كيان امانیمطلب بر گرفته از مجله سرزمین من همشهری / نوشته : محسن ظهوری</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Rabino</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 02:04:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آ-روم؛ روایت آرامش زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%A2-%D8%B1%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-qwwhbwxcmcki</link>
                <description>ما همیشه در حال معرفی نقاطی هستیم که آرامش خیال و سکوت زندگی رو میشه از یه خونه دریافت کرد. یه خونه که شاید با سبک معماری خاص ش بخواد به شما آرامش بده یا با میزبان خونگرم و مهربونش یا شاید با طبیعت بکر و زیباش و شاید هم با تجربه های جدید و دوست داشتنی‏ ش. ما همیشه میگیم خونه هرچی که باشه باید سبز باشه. لطافت و آرامش و آسایش باید از سر روش بباره.تو این پست هم قصد داریم شما رو با یه خونه آشنا کنیم که بیشتر تو رویاها یا تو فیلم ها دیدینش و شاید جزو آرزوهاتون باشه حتی برای یک شب هم که شده تو این خونه زندگی کنید. یه آ-روم که هم خودش و هم میزباناش و هم جایی که درش متولد شده آروم و شاده.آ-روم یا A-room یه کلبه A frame هست که در یکی از روستاهای تنکابن ساخته شده. یه جایی وسط مزارع چای و برنج. یه جایی که اطرافش تا چشم کار میکنه سبزی و لطافت هست. کلبه آ-روم یه کلبه ی اقامتی برای مهمونایی هست که دنبال کشف تجربه های جدید هستن. آرمان و آرش دو برادر خوش ذوق و علاقه مند به خلق تجربه های جدید هستن که این کلبه رو در کنار اقامتگاه دیگرشون بنام رنگین خانه ساختن.در مورد اقامتگاه رنگین خانه میتونید این پست رو بخونین تا با فضاش و آرمان و آرش بیشتر آشنا بشین یا از طریق این لینک در سایت دهگردی مشخصات اقامتگاه رنگین خانه رو مشاهده کنین.آرمان و  آرش در مورد آروم اینطوری میگن: آروم، برای افرادی طراحی شده که دوست دارن برای مدتی خارج از فضای شهری، با خودشون وقت بگذرونن و آروم و بی دغدغه به کاری که دوست دارن مشغول باشن و یا خوب استراحت کنن. اینجا زمان، عرض بیشتری داره و انگار کندتر میگذره. اینطوری میشه بهتر از گذر لحظه ها لذت برد و از کنار هم بودن خاطره ساخت. شاید بشه تا صبح از حال و هوای مزرعه برنج که از پنجره پیداست یا از چراغ خونه های پای کوه که شبا مثل ستاره های زمینی به نظر میان گفت و شنید...بیایم نگاهی بندازیم به سبک معماری کلبه های A-frameای-فریم ها کلبه هایی چوبی که دارای ضلع های تند و زاویه دار (خط بام) است که معمولاً از خط پایه یا در نزدیکی آن شروع می شن و در بالا به شکل حرف A نمایان میشن. کلبه هایی با این فرم از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ در سرتاسر جهان پیدا کردن و در دوران پس از جنگ جهانی دوم جای خودشون رو به شکل گسترده ای در جهان پیدا کردن. این سبک معماری به دلیل اجرای راحت آن در زمین هایی با وسعت کوچک تر ظهور پیدا کرد و در چین، اروپا و در اقیانوس آرام بیشتر رواج داشت.در سال 1934 ، شیندلر اولین خانه مدرن A-frame روبرای  Gisela Bennati در دریاچه Arrowhead ، کالیفرنیا ساخت. معماران والتر ریملین ، جان کمپبل ، جورج راکرییز ، هنریک هول بول و اندرو گلر به محبوبیت ایده شیندلر در اوایل دهه 50 و طراحی خانه های تعطیلات A-frame کمک کردند.در سال 1955 ، اندرو گلر یک خانه A-frame در ساحل در لانگ آیلند ، نیویورک ، معروف به خانه الیزابت ریس ساخت. طراحی گلر وقتی در 5 ماه مه 1957 در نیویورک تایمز به نمایش درآمد ، توجه بین المللی رو به خود جلب کرد.اما ایده اصلی در ساخت کلبه های ای-فریم قابلیتی بود که به معماران برای ارائه ی خلاقیتشان می داد و آنها خلاقانه تر میتونستن طرح های جدید و کاربری های بهتری برای این سبک از خانه ها داشته باشن.(منبع : ویکیپدیا )و اما آ-روم چطوریه؟آ-روم یه کلبه نقلی و کوچیک هست که در یه حیاط بزرگ و دلباز و در نزدیکی رنگین خانه متولد شده. این کلبه که به عنوان اقامتگاه ازش استفاده میشه ظرفیت اقامت حداکثر ۵ نفر رو داره (اما پیشنهاد ما برای اقامت در این کلبه برای خانواده های کوچیک تر و جمع و جور تر هست.)آروم یه سالن در طبقه همکف و یه اتاق خواب جمع و جور در طبقه بالا داره که از داخل سالن بوسیله یه نردبون راه داره. اون بالا یه خوشخواب دونفره هست که وقتی دراز کشیدی از پنجره بالای سرت میتونی مزارع چای و منظره های زیبای طبیعت رو ببینی. طبقه پایین حمام و سرویس بهداشتی (فرنگی) / یه آشپرخونه جمع جور که چای ساز و یخچال داره (امکان پخت و پز در کلبه وجود نداره؛ دلیلش و جلوتر بهتون میگیم) به اضافه اینکه یه میز ناهار خوری چوبی و امکانات گرمایش و سرمایش هست که آرامش و آسایش شما رو به خوبی فراهم میکنه. در جلوی آروم هم یه تراس دلباز هست که میتونید برای نشستن و لذت بردن از هوای خوب روستای شعیب کلایه ازش استفاده کنید.تو کلبه آروم که هستین میزبانهای خوش ذوقتون تمامی وعده های غذایی رو که تماماْ از محصولات ارگانیک باغ اقامتگاه تهیه میشن براتون آماده میکنن (وای که اگر دستپخت آرمان رو بخوری زندگی برات مفهموم دیگه ای پیدا میکنه؛این و تجربه ی مهمون هایی که تا حالا تو رنگین خانه اقامت داشتن بهمون ثابت کرده).&lt;اطراف&gt;اطراف اقامتگاه آروم پر هست از جاذبه های طبیعی و چشم اندازهای زیبا از مزارع چای و برنج. میزبانهای اقامتگاه بهتون کمک میکنن که جاذبه های اطراف رو ببینید. همچنین میتونید با دوچرخه هایی که میزبان ها در اختیارتون میزارن کمی به گشت و گذار در میان مزارع چای و جنگل های اطراف بزنید.اگه بخوایم جاذبه های معروف اطراف رو نام ببریم میتونیم به :جنگل دالخانی - ۳۰ دقیقهجنگل دوهزار - ۳۰ دقیقهساحل تنکابن - ۱۵ دقیقهآبشار سنگ بن چشمه - ۵۰ دقیقهدشت دریاسر - ۶۰ دقیقهآبشار تودارک - ۶۰ دقیقه&lt;رزرو&gt;کلبه آروم دارای حداکثر ۵ نفر ظرفیت هست که پذیرش در اون و پرداخت مبلغ اقامت به ازای &quot;هر نفر-شب&quot; محاسبه میشه. یعنی برای هر نفر ۲۸۰.۰۰۰ تومان برای یک شب اقامت همراه با سرویس صبحانه-ناهار-شامشما میتونید از طریق سایت دهگردی (لینک رزرو) اطلاعات کامل تری در مورد کلبه آروم کسب کرده و درخواست رزرو برای تاریخ مشخص ثبت نمایید. میزبان بعد از ارسال درخواست؛ رزرو شما رو بررسی میکنه و در صورتی که امکان پذیرش در تاریخ معین شده توسط شما وجود داشته باشه درخواست شما رو تایید میکنه و شما میتونید رزروتون رو تکمیل کنید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Fri, 06 Mar 2020 23:45:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باغچه مریم، باغچه زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%BA%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-g6acemlcgapy</link>
                <description>در این پست من میخوام تجربه اقامتم در یکی از اقامتگاه های دهگردی در گیلان رو با شما به اشتراک بگذارم. داستان از اینجا شروع شد که ما بعنوان تیم شناسایی و تولید محتوای دهگردی یه برنامه ی یک هفته ای به گیلان ترتیب دادیم. اول مسیر سفرمون رو مشخص کردیم و سپس  اقامتگاه هایی که در این مسیر سفر بود شناسایی کردیم. یکی از این اقامتگاه ها، اقامتگاه باغچه مریم در لنگرود بود. اقامتگاه باغچه مریم یک کلبه دو طبقه به سبک گیلانی هست که سالهای سال مخروبه بود و به دست یک معمار و علاقه مند به خانه های گیلانی که از خارج کشور برگشته بود مرمت و بازسازی شده و تبدیل به اقامتگاه بوم گردی شده. وقتی به گیلان رسیدیم اولین مقصدمون لنگرود بود. بعد از گشت و گذار در طبیعت اطراف لنگرود از روی گوگل مپ نقطه ای که باید بهش میرسیدیم رو زدیم. از لنگرود به سمت اطاقور که میخواستیم بریم سر راه وایستادیم و کمی خرید کردیم. اونطور که فکر میکردیم جای پرتی نبود و تمامی امکانات مثل سوپرمارکت، رستوران، پمپ بنزین و درمانگاه سر راهمون بود. بعد از خرید حرکت کردیم به سمت اقامتگاه. طول نکشید که رسیدیم به جایی که باید میرسیدیم و خب از اونجایی که شب بود چیز خاصی ندیدیم. اما همینکه متوجه شدیم اقامتگاه در حاشیه شهر اطاقور و در یک جای دنج با سطح دسترسی عالی بود خوشحالی مون دوچندان شد. همینطور که حدس میزدیم با توجه به قرارگیری کلبه در نقطه ای بالای شهر چشم اندازی زیبایی از شهر و کوه های اطراف شهر داشتیم. سوسوی چراغ های شهر جلوی چشممون صحنه ی قشنگی ایجاد کرده بود.شب که رسیدیم با این صحنه مواجه بودیمما نیاز به استراحت داشتیم و خیلی در مورد خود اقامتگاه کند و کاو نکردیم اما خب چیزی که مشخص بود همه چیز در دسترس بود. سرویس بهداشتی در جای درستی قرار گرفته بود، آشپزخانه در طبقه پایین بود، یک اتاق در طبقه پایین برای استراحت داشتیم و دو اتاق در طبقه بالا، شیب پله ها برای رسیدن به طبقه ی بالا کمی زیاد بود اما خب با توجه به سبک معماری گیلانی و دست نبردن در اصالتش باید همینطور می بود. اتاق ها بسیار تمیز بود. رختخواب برای استراحت به اندازه کافی موجود بود و همه چیز برای یک استراحت عالی ترتیب داده شده بود. بعد از خوردن یک شام سبک خوابیدیم و صبح .....وقتی چشمامون و باز کردیم با این صحنه مواجه شدیم.شب که رسیده بودیم دیروقت بود و میزبانمون حضور نداشت و ما چون باهاش رفیق شده بودیم کلید رو برای ما گذاشته بود و رفته بود. صبح که از خواب بیدار شدیم میزبان اومده بود و برای ما صبحانه آماده کرده بود. صبحانه ای از جنس آرامش خیال. یه سفره رنگی گیلانی که وقتی دیدیمش اصلاً گرفتن عکس و فیلم از یادمون رفت. فقط تونستم با گوشی یه عکس نه چندان خوب بگیرم که سریع برم سروقتش و کلی کیف کنم.یکی از آیتم های خوبی که این اقامتگاه داشت حضور میزبان در کنار مهمان بود. اینکه میتونی کنار یه آدم روستایی بشینی و حرف بزنی و از قصه هاش بشنوی، اینکه بتونی تجربه ی خوردن غذاهای محلی رو بدست بیاری و اینکه یکی هست که بتونی ازش بپرسی کجا برم خوبه، چی ببینم خوبه و ... این خیلی به ما کمک کرد. تونستیم جاذبه های بکری از منطقه بدست بیاریم و بریم بهشون سر بزنیم.در مورد اینکه چرا اینجا اسمش باغچه مریم هست صحبتی نکردیم اما واقعاً این خونه بوی آرامش میداد. بوی صفا و صمیمیتی از جنس مردمان رنگارنگ گیلان. خونه به درستی و اصولی مرمت شده بود و مشخص بود کار یه آدم حسابی و کار درست هست. کوچیکترین دستبردی در اصالتش نبرده بود و همون حس خونه های گیلانی رو به آدم میداد. تنها چیزی که کمی غیر متعارف بود و با سبک و سیاق خونه های گیلانی همخوانی نداشت استفاده ی زیاد از رنگ ها بود که البته به نظرم ایده ی معمار نشان دادن دنیای رنگیِ گیلان بوده که البته این رنگ ها به هیچ عنوان اذیت کننده نبودن و کاملاً حس آرامش و امنیت به آدم میدادن.نمایی از ساختمان اقامتگاه که رنگ هاش دیوونه ت می کردبعد از صرف صبحانه رفتیم برای گشت و گذار، اولین جایی که تو برناممون بود خود شهر لنگرود بود اما با توجه به مشاوره ای که از میزبان گرفته بودیم مسیرمون عوض شد. یه جاده ای پیدا کردیم که راهی فرعی بین لنگرود و لاهیجان بود و راه منتهی به همین اقامتگاه میرفت. ماشین و روشن کردیم و به سمت اون جاده حرکت کردیم. از اطاقور به سمت روستای ششکلایه و از ششکلایه تو پیچ و واپیچ جاده ای وسط مزارع چای عبور میکردیم و چشم اندازهای عجیبی از مزارع چای، جنگل و کلبه های وسط مزرعه می دیدیم. از میان روستاهای زیادی عبور می کردیم که هرکدومش جذابیت های منحصربفردی داشتن. کودکان روستایی، مرغ و خروس و غاز و اردک، گاو و گوسفند، زنهای روستایی که به سمت مزارع چای در حرکت بودن. دنیا رنگش و عوض کرده بود برامون و ما صحنه هایی می دیدیم که عین خواب و خیال بود. زیبایی های این نقطه کم نبود و ما تا میتونستیم غرق شدیم تو این خوابی که در واقعیت بود. گشت و گذارمون رو انجام دادیم و به لاهیجان رفتیم و از لاهیجان به لنگرود و اقامتگاه برگشتیم تا دستپخت میزبانمون که برامون ناهار آماده کرده بود رو بخوریم. ما وقت زیادی نداشتیم و برنامه مون برای موندن در این اقامتگاه فقط یک روز بود. اما اگر برنامه ی سفرمون رو ترتیب نداده بودیم قطعاً چند روزی رو باید اینجا می موندیم که زیبایی های خود اقامتگاه و اطرافش رو بیشتر کشف کنیم. ناهار رو خوردیم و به لنگرود برای دیدن پل خشتی و گشت و گذار در بازارچه برای خرید زیتون رفتیم. این اقامتگاه یکی از بهترین اقامتگاه هایی بود که تجربه ش می کردیم. از آرامش و سکوتی که هم در شب و هم در روز در اینجا جاری بود. هم میزبان مهربان و خوش برخورد، دستپخت عالی غذاهاش که حقیقتاً خستگی رانندگی رو از تن آدم در می کرد. دسترسی آسان به اطراف و به شهرش، دور بودن از شلوغی شهر و همه چیز دیگه ش که می شد برای یک استراحت چند روزه این نقطه رو انتخاب کرد. من به شما توصیه میکنم قبل از این شروع به جستجو در گوگل کنید و بجای اینجا اجاره ویلا در شمال رو گوگل کنید و به دنبال ویلاهای لوکس و لاکچری در شمال باشید تجربه اقامت در این طور اقامتگاه ها رو جستجو کنید. برای اینکار میتونید { باغچه مریم+ دهگردی} رو گوگل کنید یا از این لینک برای دیدن اطلاعات بیشتر این اقامتگاه و رزروش کمک بگیرید. مطمئناً تجربه ی بی نظیری هم در رزروش از طریق دهگردی بدست میارید و هم از اقامت در این نقطه ی زیبا و رویایی. مشاوران دهگردی هم مشاوره خوبی برای سفرتون بهتون میدن. نمایی از کوچه منتهی به اقامتگاه که خب خیلی راحت و بدون دردسر بود.امیدواریم از این تجربه سفر استفاده کنید و براتون مفید واقع بشه. </description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Rabino</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 17:21:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر حکایت آدم رنگی های میزبان</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-kpz2rlzuhv6z</link>
                <description>این پست شما رو با یکی از رنگی ترین خونه های دهگری آشنا میکنه. یکی از دنج ترین و زیباترین نقاط دنیا که میتونی تجربه های جدید و باحالی کسب کنی. رنگین خانه نه فقط از نظر ظاهری بلکه از نظر باطنی  یه رنگین کمان تمام و کمال هست.رنگین خانه یک اقامتگاه بوم گردی در شهسوار مازندران هست که توسط دو برادر خسته از شهر تاسیس شده و در حال حاضر نقطه ی جمع شدن آدم رنگی هاست. رنگین خانه کجاست؟رنگین خانه وسط یه باغ بزرگ در فاصله 15 دقیقه ای شهر تنکابن و در روستای شعیب کلایه قرار داره. قبلاً زمینی که اقامتگاه توش ساخته شده زمین اجدادی آرمان و آرش(میزبان های اقامتگاه) بوده که به شغل چایکاری مشغول بودن. از تنکابن به سمت شعیب کلایه که حرکت میکنی و از جاده ی باریک روستا که با ماشین داری میری اطرافت مزارع برنج و چای میبینی. تا برسی به تقریباً انتهای روستا و وارد کوچه ی خاکی میشی و میرسی به یک درب بزرگ که درب ورودی اقامتگاه هست. کوچه رو که ادامه بدی میرسی به مزارع چای وسیع و در انتهای مزارع کوه و جنگل رو میتونی ببینی. این یعنی اینکه در زمان اقامتت در رنگین خانه تجربه گشت زنی در مزارع چای و جنگل های بکر شهسوار رو داری.ساختار اقامتگاهاقامتگاه رنگین خانه یک خانه چوبی گلی هست که با دستان هنرمند آرمان و آرش ساخته شده. یک خانه که از بالا نگاه میکنی شبیه کمانِ رنگین کمان هست. طرح مینیمالیستی خانه مشغولیت ذهن شما رو ته نشین میکنه. پنجره های رنگی رنگی که روزها نورهای رنگی رو به داخل خانه هدایت میکنه. اقامتگاه یک حال+دو اتاق خواب داره و آشپزخانه، اتاق ها مجهز به تخت خواب هستند و حال یا لابی مجهز به مبلمان و میز ناهار خوری. درسته که اقامتگاه وسایل آشپزی رو تمام و کمال داره اما در مدت اقامتتون در رنگین خانه شما دست به سیاه و سفید نمیزنید. چون اگه تا اینجا اومدی و دستپخت آرمان رو تجربه نکنی که سَفرت تکمیل نشده!حیاط اقامتگاه دور تا دورش درخت و باغ و باغچه هست، این یعنی اینکه هم اینجا دنج و محصور هست و در مدت اقامتتون شما کاملاً راحت هستید و از طرفی بودن باغ و باغچه یعنی تمامی مایحتاج اقامتگاه از محصولات ارگانیک و سالم خود حیاط هست. گوشه ی حیاط یه ساختمون خوشگل A-Frame دیده میشه که محل زندگی میزبان ها هست. توجه داشته باشید در مدت اقامتتون در رنگین خانه کسی غیر از شما اونجا حضور نداره. البته تا موقعی که واحد دومی رنگین خانه آماده باشه که اون هم از دنج بودن اقامتگاه کم نمیکنه. روبروی اقامتگاه و از پنجره ی بزرگ شیشه ای یه ساختمون خراب و البته در حال تعمیر دیده میشه. اون خونه ی بابابزرگ آرمان و آرش بوده که دارن بازسازی ش میکنن و میخوان که به عنوان نماد اصالت اونجا حفظش کنن. تجربه هاتجربه هایی که در رنگین خانه کسب میکنید شامل گشت و گذار پیاده روی یا دوچرخه سواری در مزارع چای و جنگل های پشت اقامتگاه هست. در فصل برداشت چای تجربه چیدن برگ های چای و بازدید از کارخانه چای روستا. تجربه ی باغبونی همراه با آرش و کاشتن یا برداشتن صیفی جات در باغ اقامتگاه، تجربه پختن غذا و کیک و دسر کنار آرمان در خود اقامتگاه، تجربه شب نشینی کنار آتیش و گپ و گفت با میزبانان اقامتگاه. آدم رنگی های میزبانآرمان و آرش که زندگی در شهرهای شلوغ رو تجربه کردن یه روزی تصمیم گرفتن به روستای پدری برگردن و آمیخته با فرهنگ و آداب و رسوم روستایی، زندگی در آرامش و سکوت روستا رو تجربه کنن و این تجربه رو در اختیار دیگران هم قرار بدن. برای رسیدن به این هدف چه کاری بهترین از میزبان شدن در یک اقامتگاه بوم گردی؟ آرش یه برنامه نویسِ آروم و آرمان یه مهندسِ تجربه گراست که فقط کافیه بهش چند تا تخته و چند تا میخ بدی. خونه ای از جنس رویا برات میسازه! آرمان و آرش در کار کردن با چوب نظیر ندارن و البته یکی از مهترین خصوصیاتی که دارن خلاقیت هست. بیکار بشینن کارای خفنی انجام میدن. اونا در اقامتگاه شون یه شعار باحال دارن. &quot; رنگت چه می آید به این خانه&quot; . اگه تا الان براتون سوال شده که چرا رنگین خانه و چرا آدم رنگی؟ باید بهتون بگم تا پاتون و تو اقامتگاه نزارین نمیفهمین و ما هم نمیتونیم براتون توضیح بدیم :)رزرواسیوناقامت در اقامتگاه رنگین خانه بصورت کاملاً خصوصی است، یعنی مثل همه اقامتگاه ها فضای اشتراکی نیست. این یعنی اینکه باید حداقل 5 نفر باشی تا بتونی رنگین خانه رو رزرو کنی. اقامت در رنگین خانه برای هر نفر هر شب 200 هزارتومان برای خدمات یک شب اقامت، یک وعده صبحانه، یک وعده ناهار و یک وعده شام است. برای مشاهده اطلاعات بیشتر و رزرو رنگین خانه از این لینک کمک بگیرید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 18:56:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست چی هست و پادکست رادیو دهگردی چیکار میکنه؟</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%DA%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AF%D9%87%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-bcocfonreimr</link>
                <description>خب ما تو این پست میخوایم در مورد اینکه پادکست چی هست و از کجا اومده چند کلمه حرف بزنیم و سپس از کانال محتوایی جدید دهگردی بنام پادکست رادیو دهگردی رونمایی کنیم.پادکست / Podcast اسم پادکست اولین بار توسط بن همرزلی در مقاله‌ی انقلاب شنیداری روزنامه‌ی گاردین در سال ۲۰۰۴ از ترکیب iPod (ابزار پخش دیجیتال) و  Broadcast (پخش رادیویی) مطرح شد. پادکست یک روش ارائه‌ی محتوای صوتی -یا  حتی تصویری- اینترنتی است که کاربران می‌توانند آن‌ را از اینترنت دانلود  کرده و بشنوند. در واقع یک‌جور رادیوی اینترنتی است که می‌شود آن را بر روی  پخش‌کننده‌های موسیقی دیجیتال، تلفن همراه یا کامپیوتر گوش کرد. (برگرفته از وبسایت پادکست چنل بی)پادکست چه فرقی با رادیو دارد ؟یک فرق پادکست با رادیو همان فرقی است که  نتفلیکس با شبکه‌های تلویزیونی قدیمی دارد؛ پادکست برای زندگی امروز طراحی  شده و هر وقتی که مخاطب بخواهد برایش پخش می‌شود. بر خلاف رادیو که شما  باید برنامه‌‌ی روزانه‌تان را تنظیم کنید تا در ساعت مقرر بتوانید یک بار  برنامه‌ی مطلوبتان را بشنوید،‌ پادکست خودش را در احتیار شما می‌گذارد تا  هر وقت و هر چند بار که خواستید، بشنویدش.تفاوت مهم دیگر بین پادکست و برنامه‌ی رادیویی این است که هم در فرمت و هم در زبان چهارچوب، پادکست انعطاف‌پذیرتر از رادیو است. (برگرفته از وبسایت پادکست چنل بی)خب پادکست ها چه فوایدی برای ما دارند؟فکر کنین برای یادگیری یک مطلب یا دونستن اطلاعاتی در مورد یک موضوعی باید همیشه کتاب، روزنامه و مجله بخونین که این نیاز به وقت آزاد برای مطالعه کردن داره که اگر وقت آزاد پیدا کنیم تو این زمونه ی سخت پیدا کردن حوصله و تمرکز برای مطالعه مطلب کار بسیار سختی هست. اما همه ی ما در طول روز زمان هایی  داریم که میتونیم همزمان کنیم با گوش کردن پادکست. مثلاً توی ترافیک هستین، یا در حال کار کردن با کامپیوتر، در حال پیاده روی و یا ورزش، در اتاق انتظار پزشک، در حال ظرف شستن یا غذا پختن و بسیاری از این موقعیت ها که میتونه برای ما مفید واقع بشه. پادکست ها قصه های جالبی برای ما دارند که معمولاً سازندگان آن با مطالعات زیاد و دسترسی های قبلی بهترین و گلچین شده ترین مطالب رو برای ما تعریف میکنن.از چه راه هایی میتوان به پادکست ها دسترسی داشت؟در ایران سایت ناملیک و شنوتو معروفترین پادگیرها هستند. اما دسترسی آسان تر به پادکست ها از طریق اپلکیشن های زیر امکان پذیر است.google podcastapple podcastcast boxovercastspotifysoundcloudپادکست رادیو دهگردی چیه؟رادیو دهگردی یه کانال محتوای صوتی در راستای مسئولیت اجتماعی سایت دهگردی هست که در مورد موضوعات مختلف در زمینه فرهنگ سازی سفر مسئولانه صحبت میکنه. رادیو دهگردی در هر قسمتش سراغ یه موضوع در حوزه های بوم گردی، اکوتوریسم، طبیعت گردی، معرفی جاذبه های گردشگری، روایت های محلی، گزارش رویدادهای سفر میره و یا با یکی از میزبان های اقامتگاه های دهگردی گفتگو میکنه و از زبان خودش حال و هوای اقامتگاه ش رو توصیف میکنه. در پادکست رادیو دهگردی شما با سبک سفر بوم گردی و دهگردی آشنا میشید، با موسیقی های محلی و فولکور و با فرهنگ و آداب و رسوم مردم نواحی مختلف ایران.از کجا میشه پادکست رادیو دهگردی رو دنبال کرد؟رادیو دهگردی در بیشتر اپلیکیشن های پادگیر هست که اینجا براتون لینک هاش و میزاریم.anchor.fm google podcastapple podcast castbox spotify soundcloudپیشنهاد چند پادکست خوب: (اگه اپ پادکست داشته باشید با زدن هرکدوم از اسم‌های زیر اتوماتیک تو اپ باز میشه و میتونید مشترک بشید)کانال‌بی (عمومی)، بی‌پلاس(عمومی)، رادیوگیگ (تخصصی آی‌تی)، استرینگ کست (عمومی-علمی)، کُرُن (عمومی-موسیقی)، دایجست (عمومی-علمی)، رادیو دال (مهاجرت از ایران)، هزارتو (درباره سریال وست‌ورلد)، پاپریکا (سینمای ایران)پادکست  کانال بی و بی پلاس رو به جرات برای همه پیشنهاد میکنم و مسلما خیلی خوبه.  بقیه پادکست‌ها هم به فراخور علاقه‌تون خیلی خوب هستند. یکی دو قسمت  امتحان کنید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 10:55:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه تیم تولید محتوا دهگردی در گیلان - مهر ۱۳۹۸ (بخش دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D9%87%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%B1-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B8-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-zg7me4ecivg7</link>
                <description>اپیزود پروژه:(در قسمت قبل سفر رو از زاویه گروه نوشتم بـخـوانـیـد)ساعت ۱۰:۳۰ روز شنبه ۱۳م مهر بود که به همراه احسان اسفندیار رسیدم به رودبار، ییلاق دارستان و اقامتگاه بومگردی بام رودبار.وقتی به شهر رودبار رسیدم هوا گرم بود و از این بابت تعجب کرده بودم اما وقتی به ارتفاعات این منطقه که اقامتگاه بام رودبار قرار داشت رسیدیم هوا خنک شد. منظره چشم‌نواز کوه‌ها و حرکت ابرها در نوع خود مجذوبم کرده بود.قبل از اینکه دست به دوربین بشم، نگاهی به جزئیات اقامتگاه و محوطه‌اش انداختم که تا چشمم به پرده پلاستیکی شفاف دور ایوان افتاد که به جهت آماده شدن برای سرما کشیده بودن، از آقای مداح خواستم اگر ممکن باشه پرده جمع بشه چون با این وجود تصاویر جذابیت یک خانه چوبی رو نمی‌رسونه. این حساسیت من باعث شد کار و توقف در اینجا طولانی بشه البته تا آقای مداح مشغول جمع کردن اون پرده بودن من هم به سراغ غاز و اردک‌های محوطه رفتم و اول از عکاسی شروع کردم. سعی داشتم بکگراند کوه‌ها رو توی عکس بگنجانم اما کنتراستی که به خاطر آفتاب نیم‌روزی و آسمان بسیار صاف ایجاد شده بود رضایتم رو از خروجی کار کم می‌کرد. محوطه این اقامتگاه نیمه‌کار و در دست ساخت بود که خب همین موضوع زحمات اون روز رو تا حدی هدر می‌داد. ?ساختمان که آماده کار شد اول به سراغ پهپادم رفتم تا چند فیلم و عکس هوایی بگیرم. در همین موقع متوجه شدم سر و کله ابرها از دور دست داره پیدا میشه ?بعد از ضبط از زوایای مختلف با سه تا دوربین، آقای مداح ما رو به ناهار دعوت کردند که البته نمی‌خواستیم بپذیریم اما نهایتا با اصرار ایشان به سر سفره کشیده شدیم و انصافا ماهی بسیار خوشمزه‌ای تدارک دیده بودند.اقامتگاه بوم‌گردی بام‌رودبارهر چه آفتاب پایین‌تر می‌رفت و ابرها نزدیک‌تر می‌شدند فضا جذاب‌تر می‌شد که مجبور شدم دوباره چندتا عکس بگیرم و حدود ساعت ۳:۳۰ بعد از ظهر به سمت روستای اسطلخ‌جان برای اقامت آن شب راهی شدیم.این روستا حدودا ۳۰ کیلومتر بعد از رودبار به سمت رشت هست و بعد از این روستای حلیمه‌جان قرار داره که قبلا رفته بودم.به کلبه سرای قهرمان رسیدیم اما موفق نشدیم آقای شیخی صاحب کلبه رو ببینیم و تلفنی هماهنگی انجام شد. وقتی به ایوون رفتم دیدم پرتو زرد و نارنجی خورشید که به سمت غروب می‌رفت از لابه‌لای شاخ و برگ درخت مجاور به ایوون می‌تابه. با وجود خستگی که داشتم دلم نیومد از این صحنه گرم و جذاب بگذرم، دوربین رو روشن کردم و چند برداشت گرفتم تا خیالم راحت شد.در حیاط کلبه قدم می‌زدم که ظاهر قدیمی و سنتی این کلبه من رو یاد سریال پس‌ از باران انداخت. چوب‌های به کار رفته در اینجا قدمتی طولانی باید می‌داشت. یک مطبخ و سرویس بهداشتی در همکف و دو اتاق در طبقه دوم که با پله‌ای چوبی روی ایوون از پایین به آن راه داشت.آخر شب بود که سجاد زوار و خانومش و خانم علی‌آبادی به ما پیوستند و من پس از خالی کردن رم دوربین‌ها و به شارژ زدن اون‌ها و بررسی مسیر فردا که محمد زنگانه برام ارسال کرده بود (ضمن اینکه اینجا ایرانسل نت داره ولی همراه اول نه)، زیر اون سقف چوبی قدیمی به یاد دورانی که ندیده بودیم خوابیدیم.کلبه سرای‌قهرمانصبح روز بعد قبل از بیدار شدن همسفرها سعی کردم به همراه احسان با آماده کردن صبحانه‌ای به عنوان نماینده دهگردی، میزبانشون باشم و حالا که همراهی‌ام می‌کنند پس بهشون خوش بگذره. بعد مشغول ضبط تصاویر هوایی شدم و راه افتادیم به سمت دریاچه عروس که به فاصله یک روستا یعنی با ماشین حدود ۱۰ دقیقه بیشتر راه نیست. این دریاچه رو قبلا دیده بودم اما اینبار برام جذاب بود که از بالا منظره‌اش رو ببینم پس پهپاد رو بالا فرستادم و تصاویر شگفت‌انگیزی رو از پشت درختانی که دریاچه رو احاطه کرده‌اند تا روی آب ضبط کردم. خانم علی‌آبادی هم بعد از راهنمایی که ازم گرفت با دوربین شخصی‌اش از اینجا عکاسی برای این تولید محتوا رو شروع کرد. کلبه نگین کوهپایه در نزدیکی این دریاچه مقصد بعدی بود که قبلا تجربه اقامت بی‌نظیری در این کلبه داشتم. اقامتی در یک روز بارونی بهاری زیر شیروونی این کلبه که طنین صدای بارون در برخوردش با برگ درختان و سطح زمین رو به خوبی و بدون هیچ آلودگی صوتی میشد شنید. در سفرهایی که تا حالا رفتم، منظره روستای حلیمه‌جان کم‌نظیر بوده. پر از تپه‌های سرسبز و مشرف به کوه‌های جنگلی که با آسمون به خوبی ادغام شده‌اند. در مسیر برگشت از کلبه نگین کوهپایه بودیم که چشمم به شیب تپه‌ای افتاد که به نظرم خیلی مناسب عکاسی بود، زدیم کنار و پیاده شدیم. خانم علی‌آبادی که متخصص عکاسی پرتره ست دست به کار شد و برای سجاد و خانومش کم نذاشت و از اونجایی که سرم باید به لاک خودم می‌بود ترجیح دادم تصاویر هوایی ضبط کنم.روستای حلیمه‌جان - دریاچه عروسکلبه نگین‌کوهپایهبعد این توقف مقصدمون سقالکسار بود و باید به سمت رشت و بعد سمت فومن می‌رفتیم. به فاصله ۳۰ کیلومتر از کلبه نگین کوهپایه و روستای حلیمه‌جان دریاچه و پارک جنگلی سراوان قرار داشت که تصمیم گرفته بودم اونجا رو هم ببینیم اما به محض رسیدن به درب ورودی پارک با بنر تعطیلی موقتی به علت ساخت اسکله روی دریاچه مواجه شدیم. ?برام از غذای رستوران افشاری سقالکسار تعریف کرده بودند و با پرسوجو رستوران رو پیدا کردیم. وقتی شمال میرم ترجیح میدم غذاهای محلی رو امتحان کنم مخصوصاً اگر گیلان باشه. انتخابم اون روز کمی با احتیاط بود و میرزا قاسمی رو سفارش دادم. طعم غذا خوب بود اما چندان تفاوتی با سایرین نداشت و در نهایت امتیار خوب رو بجای عالی بهش میدم.به کلبه چیکا در روستای آقاسیدشریف رسیدیم و آقای نعمتیان با دم‌نوش آماده منتظرمان بود. بدون درنگ ما رو به قهوه‌خانه سنتی تازه‌ساز که انتهای حیاط در گوشه‌ای دنج قرار داشت برد و فقط خواست فعلا استراحت کنیم. قهوه‌خانه نسبت به کلبه ارتفاع داشت، وقتی پاهام به اونجا رسید باز هم پرتو غروب آفتاب هوش از سرم پروند و رفتم سراغ دوربین و از هر جا که پرتو نور به لنز می‌تابید سر بر میاوردم. ☺?اینجا بود که متوجه شدم آقای نعمتیان خودشون کارگردان تلویزیونی هستند و عرض اندام ما جز جسارت نبود. اما خوش رویی و آرامش ایشون و حتی شگفت‌زدگی که از صورتشان بابت حضور میهمان حس می‌کردم، بهم انگیزه فعالیت بیشتر و راحتی رو می‌داد.شب که شد هوا به طرز عجیبی دلچسب شده بود. هوایی نمناک و خنک همراه با عطر علف‌زار که روحم رو بعد از چند ساعت فعالیت فکری و جسمی جلا می‌داد. حدود یک ساعتی تا آماده شدن شام توسط دوستانم چشم بر هم گذاشتم و بعد از صرف شام تا حدود ساعت یک نیمه شب پای لپ‌تاپ مشغول برنامه‌ریزی جزئیات فردا (دوشنبه ۱۵م مهر) شدم.صبح روز بعد قبل از بیدار شدن همسفرانم مشغول ضبط تصاویر هوایی بودم. شمال بسیار آب‌وهوایی عجیب داره شب قبل فکر می‌کردم با این هوای نمناک و قطرات ریز بارون فردا حتما ابری هست، البته احتمال بارندگی نداشت؛ ولی صبح با آفتاب مستقیم و گرم رو به رو شده بودم. صبحانه که با بچه‌ها صرف شد آقای نعمتیان برای تحویل کلبه و انجام مصاحبه اومده بودند و تا آماده می‌شدیم ایشون باز هم میهمان‌نوازی کردند و اینبار قهوه برامون آماده کرده بودند. سجاد از اینجا نشست پای گپ و گفت با آقای کارگردان و با صدای آمبیانس محیطی گوش‌نواز پادکستی با حال خوب ضبط کردند. من هم از این فرصت استفاده کردم و دوربین رو بردم سمت حوض ماهی، زمین گل‌کوچیک، گلخونه و قفس مرغ و غاز و اردک‌ها، همینطور لا به لای جزء به جزء محوطه و اطراف کلبه مثل یه سمور غلت خوردم و اونقدر فضا میزانسن خوبی داشت که هر باز زوایای جدیدی رو کشف می‌کردم.کلبه چیکادریاچه سقالکسارکارمون در چیکا که تموم شد رفتیم به سمت دریاچه سقالکسار (یا سد خاکی سقالکسار) که با ماشین کمتر از ۵ دقیقه راه بود اما خب وجود لاک پشت در بین راه و جذابیت اطراف سرعت ما رو کم و توقف رو زیاد کرد. رسیدیم به دریاچه‌ای با امکانات توریستی و تفریحی که ورودی برای اون در نظر گرفته بودند که در زمان ورود ما رایگان بود و شاید از این پس هم باشه ولی در کمال تعجب با بنر ممنوعیت تصویربرداری مواجه شدیم که با توجه به امکانات حرفه‌ای همراهمون سعی کردیم با دهدار هماهنگ کنیم اما باز هم مجوز صادر نشد و نهایتا مجبور شدیم به چندتا عکس و فیلم جزئی اکتفا کنیم.بعد باید به سمت صومعه‌سرا می‌رفتیم و توقفی در منطقه گوراب زرمیخ و اقامتگاه بومگردی داروک می‌داشتیم. اقامتگاهی که کاملاً با معماری گیلان همخونی داشت و وسط دشتی سرسبز در نزدیکی شالی‌زار قرار گرفته بود. تصورم این بود که قدمتی حداقل ۵۰ ساله داره و بازسازی شده باشه اما موقع رفتن متوجه شدم که این اقامتگاه کمتر از یکسال سن داره و نوروز ۹۸ افتتاح شده و از اینکه معماری منطقه رو رعایت کردند و اهمیت دادند خیلی تشکر و قدردانی کردم و واقعا قابل تحسین بود.اقامتگاه بوم‌گردی داروکهوا که دیگه تاریک شده بود بعد از خرید در شهر با چند تلفن و راهنمایی به مسافرکاشانه مریم‌گُلِی و کلبه نارون  رسیدیم تا شب رو اونجا بگذرونیم. در محوطه‌ای تاریک که فقط کمی نور از کلبه می‌رسید با خانم فخیمی گرامی دیدار کردیم. فضا برامون رازآلود بود. خوشبختانه تاریکی هوا دیگه اجازه دست به دوربین شدن نمی‌داد و به فکر یه استراحت جانانه بودم. کلبه نارون رو که داشتیم تحویل می‌گرفتیم ماجرای کم نور بودنش رو از خانم فخیمی پرسیدم که جمله جالبی گفتند از باب که خب روز روزه و شب شبه و ادامه داد که زندگی در شهر بهمون آموخته شب رو نورانی کنیم ولی اینجا روستاست، شب محل استراحت و آرامشِ و روز برای سرزندگی و فعالیت؛ و در آخر گفت امشب خواب خوبی خواهید داشت ?در اپیزود همسفرها به طنز از اینجا گفتم ولی کلبه‌ای از چوب و آجر با نورپردازی گرم و مخصوصاً اون شب که نم بارونی هم می‌زد منو به یک رویا برده بود که همیشه دوست داشتم تجربه کنم. دقیقاً مثل فیلم‌ها انگار توی جنگل به شب خورده باشیم و این کلبه خالی از سکنه سر راهمون قرار گرفته باشه و حیوونی رو شکار کردیم و داریم کباب می‌کنیم. اینجا آنتن‌دهی اینترنت ایرانسل خوب بود و پای مسیریابی مقاصد فردا نشستم.مسافرکاشانه مریم گُلِی (کلبه نارون و برکه)صبح روز سه‌شنبه ۱۶م مهر به روال هر روز شروع به ضبط تولید محتوا کردم و بعد از صبحانه بچه‌ها رو برای ضبط پادکست و نشستن پای حرفای خانم مریم فخیمی هنرمند به کلبه شخصی ایشون فرستادم و خودم هم به ضبط بیشتر که بچه‌ها توی کادر نباشن ادامه دادم و بعد از برداشت تصاویر کلبه برکه، آخرای گپ‌وگفت بود که بهشون رسیدم.باید به سمت رضوانشهر و تالش و ییلاق مریان می‌رفتیم و مسافت زیاد بود. کلبه چوبی پره‌سر توقف اولمون بود. کلبه‌ای که تکرار معماری گیلانی رو بر هم می‌زد اما سبک متفاوت آن که نظیرش رو در عکس‌های بهترین طبیعت‌های جهان دیدیم انگیزه جدیدی رو برای انتخاب مسافرش می‌ساخت. همجواری این خانه با خانه‌ای دیگر فضای اشغال شده ناپسندی ایجاد کرده بود که میزبان محترم گفتند قراره این خونه‌ی قدیمی تخریب بشه و بعد فضای باز بهتری ایجاد خواهد شد. اما بریم به سراغ بهترین جاذبه این روستا یعنی فاصله کم تا ساحل محلی دریا با ۱۵ دقیقه پیاده‌روی یا با ماشین ۳ دقیقه که میشد از دیدن دریایی مواج لذت ببریم. تو ساحل دریا خزر با آسمونی ابری و پرواز مرغان دریای پرواز پهپاد و تصاویر هلی‌شات و کم داشت که خدا رو شکر به آرشیو ما اضافه شد. عکاسی دوستانم از همدیگه واجبات این فضا بود اما خانم علی‌آبادی که از من عکس‌های متعددی گرفت و بعدا عکسا رو دیدم متوجه شدم چقدر اون زمان از سفر چهره و ظاهرم خسته و آشفته‌ست.کلبه چوبی پره‌سررفتیم به سمت تالش و حدود ساعت ۴ بعد از ظهر به رستوران سرچشمه تالش که خانم اسکندری‌نژاد معرفی کرده بودند برای صرف ناهار رسیدیم. سفارش من کَته شامی بود که به صورت سفارشی سبزی مرغ‌ترش روش ریخته بودن و از طعم و مزه اصیل گیلان چیزی کم نداشت و به شدت پیشنهاد می‌کنم.اون شب در ییلاق مریان که حدود ۴۵ دقیقه با تالش فاصله داره اقامت داشتیم. این ییلاق برای فصل گرما مخصوصا اواسط تابستون پیشنهاد خوبیه که قبلا در ویلای خیام چنین تجربه‌ای داشتم. بخاطر خستگی این چند روز ترجیح دادیم چهارشنبه عجله رو کمتر کنیم و این شد که صبح تا جایی که شد به استراحت ادامه دادیم و حدود ساعت ۱۱ بعد از ضبط چند تصویر هوایی از ویلای فارابی روانه شهر اسالم و ویلای شمس تبریزی شدیم.به دیدار خانم اسکندری‌نژاد و تیم گردشگری آویشار رسیدیم و ایشون با قهوه و چای و آبمیوه و کیک به شکلی مفصل و مهمان‌نواز از ما پذیرایی کردند. ویلای شمس که وسط باغی از درختان کیوی و خرمالو و کاج‌های بسیار زیبا قرار گرفته بود با وجود گاو و گوساله و مرغ و خروس و غاز به شکل خوبی دیزاین شده بود اما قرار گرفتن در نزدیکی جاده و صدای گذر ماشین‌ها برای افراد حساسی مثل من به سروصدا جای آرامی نبود ولیکن ظاهرا تا کنون کسی از این مورد ایراد نگرفته.ویلای شمس تبریزیاون روز ترجیح دادیم شب رو در شمس استراحت کنیم و صبح زود برای برگشت حرکت کنیم. ساعت ۵ صبح پنجشنبه ۱۸م مهر بعد از دیدن ۱۵ لوکیشن متفاوت و تولید محتوای حرفه‌ای به همراه دوستان عزیز با دلگیری زیر بارون شدید به پایان رسید.و این محتوا رفت که پس از آماده‌سازی برای مخاطبان طبیعت دوست دهگردی منتشر شود.مشاهده جزئیات اقامتگاه‌ها در سایت دهگردی www.Dehgardi.comدرود بر شمامحمدامین شهبازی</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>M.Amin Shahbazi</author>
                <pubDate>Fri, 08 Nov 2019 20:12:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر به میراث کهن ایران زمین؛ جنگل سرخدار</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%DA%A9%D9%87%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%9B-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%B1-kjiyxlit0y5y</link>
                <description>بار دیگر پاییز…پاییز و جنگل های هیرکانی این بار برایمان نام تازه ای دارد و صحبت از یک  گونه منحصر به فرد جنگلی است که اگر چه پاییز بر آن بی اثر است، ولی در  میان درختان پاییزی و برگ ریزان جنگل، شیدایی می کند.  این زیبای دامنه های  شمالی البرز، درخت سرخدار است که از گونه های خاص طبیعت ایران است.کافیست پاییز باشد، جنگل باشد و دیگر هیچ.  این دو واژه درهم می آمیزند و مجنون می کنند. به پیشنهاد دوستان راهی  استان گلستان شدیم تا به دیدن طبیعت زیبای منطقه و خصوصاً درخت سرخدار  برویم.- پس از استراحت شبانه در گرگان راهی علی آباد کتول و سپس جاده شیرین آباد  هستیم. ۱۸ کیلومتر که جاده شیرین آباد را طی می کنیم در سمت چپ جاده مسیری  از جاده جدا می شود. جاده کوتاه ۱٫۵ کیلومتری ما را به روستای سیاه رودبار می رساند. سیاه  رودبار ۸۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. باد سردی در حال وزیدن است ولی  خوش شانس هستیم و امروز باران نداریم. در سیاه رودبار مهمان “فرهاد مسعودی”  عزیز، جنگلبان جنگل های سرخداری و در عین حال راهنمای خوب سیاه رودبار  هستیم. عصرگاه پاییزی به راهنمایی فرهاد راهی منطقه ای می شویم که درختان  سرخدار در اینجا انبوه است. لحظه های غروب پاییزی و سکوتی که هر از گاهی با صدای یک دارکوب می شکند بینهایت لذت بخش است. جهت آشنایی بیشتر با سرخدار و اهمیت آن متنی به نقل از فرهاد مسعودی آورده شده است :‍ سرخدار چیست و چرا مهم است؟سرخدار درختیست منحصربه فرد،از خانواده ی سوزنی برگان با خواصی متفاوت .این درخت متعلق به دوره ی سوم زمین شناسی و قبل از عصر یخبندان است که چیزی  بیش از صدو نود میلیون سال پیش را شامل می شود و جزء گونه های انگشت  شماریست که از دوره ی یخبندان جان سالم به در برده و تاکنون زنده مانده  است. گیاهیست زینتی و در عین حال صنعتی که هم ظاهری زیبا دارد و هم چوبی  خوش نقش و البته بی نهایت مقاوم به رطوبت و فرسایش که همین عامل باعث شده  است تانظر افراد زیادی را به خود جلب کند و موجب شده است تا ادامه ی حیاتش  بشدت بامشکل روبرو شود. پراکنش این درخت در اکثر نقاط دنیا هست اما یا بصورت تک پایه است و یا توده  های کوچکی را شامل می شود. و این در حالیست که در شمال ایران محدوده ی رشد  آن وسیع است ،خصوصا اینکه در محدوده ی شهرستان علی آباد کتول و در  روستاهای سیاهرودبار و افراتخته بزرگترین ذخیره گاههای این درخت را شاهد  هستیم که نه تنها در ایران، بلکه در تمام دنیا بی نظیر است و به عنوان یک  افتخار ، ارزش و سرمایه ی ملی است. در این درخت ماده ای سمی به نام تاکسین یا توکسین وجود دارد که طی فرایندی  مشکل و هزینه بر، آنرا از درخت استخراج کرده و ماده ای به نام تاکسول را  تولید می کنند که برای درمان سرطان سینه و پروستات بسیار مورد استفاده قرار  می گیرد. سرخدار چوبی بی نهایت مقاوم به رطوبت و فرسودگی با رنگ و نقوشی زیبا دارد  که این خود عامل قطع و نابودی اش شده است. درگذشته بخاطر مقاومت و کشسانی  بودن چوبش از آن در ساخت تیرکمان استفاده می کردند. رشد این درخت بصورت ده سانتی متر قدی و حدود یک میلیمتر قطری در سال است که  بخاطر همین کند رشد بودن و دیرزی بودنش، با قطری کم، عمری بیش از هشتصد  سال دارد که نمی توان در ظاهر درخت طولانی بودن عمرش را فهمید.تکثیرش بشدت  مشکل است و از طریق بذر به ندرت می توان آنرا پرورش داد. و در حال حاضر از  راه قلمه تکثیر می شود.حال نکته اینجاست ؛ اروپاییان با صرف میلیاردها دلار آنرا بصورت مصنوعی کشت  و از آن در ساخت داروی ضد سرطان استفاده می کنند در حالیکه ما درختان هزار  ساله ی موجود را قطع و با آن، عامل سرطان یعنی قلیان میسازیم!!!در جنگل سرخدار چند ساعتی نشستیم و به قصه های فرهاد مسعودی گوش کردیم :حدود ۴ چهار سال پیش زمانی که محل خدمتم به روستای” سیاه رودبار” و ذخیره  گاه سرخدار تغییر کرد، در ظاهر اتفاق خوبی برای من بود، اما در واقع  مسئولیت سنگینی بر دوشم گذاشته شد که خواب را از چشمانم برد. زیرا هم محل  حساسی بود و هم اینکه اقوام و دوستان نزدیکم در این محل زندگی می کردند و  من برای حفظ منطقه از تخلف، باید جلوی دوستان نزدیک خودم می ایستادم و این  کار بسیار دشوار بود. در ماههای اول حضورم در این محل، متوجه شدم که درختان  سرخدار بشدت از سوی بومیان مورد تهاجم واقع شده و بطور بی ملاحظه ای قطع  می شوند. پس از هماهنگی با همکاران دیگرم در یگان حفاظت منابع طبیعی،  برنامه ای ترتیب داده شد تا جلوی این قطع بی رویه گرفته شود. لذا طی چند  عملیات شبانه و کمینهای مکرر موفق شدیم طی حدود یک ماه چندین قاچاقچی را  شناسایی و دستگیر کنیم که با معرفی به مراجع قضایی، جرایم سنگینی نیز برای  آنان منظور گردید. پس از آن نیز قرار شد دیگر اقدام به این کار نکنند و ما  به اتمام این تخلفات امیدوار شدیم. اما این همه چیز نبود و چیزی تغییر  نکرد. باوجود پافشاری ما در امر حفاظت و اقداماتی که برای کمینهای شبانه  انجام می دادیم، باز هم شاهد قطع و قاچاق این درختان بودیم. به این ترتیب  پس از چند روز تحقیق و بررسی به این نتیجه رسیدیم که اشکال کار در جای  دیگریست و راه درمان برای این درد نیز چیزی دیگر است. با این دیدگاه،  درقالب فعالیتی شخصی و خارج از حیطه ی وظایف اداری، به میان مردم محلی رفته  و تمامی افراد درگیر در بحث قطع سرخدار را شناسایی کردم. سپس در فرصتهایی  مناسب، با تک تک آنان صحبت کرده و در قالب گفتگویی کاملا دوستانه ، انگیزه  آنان را از انجام این کار جویا شدم و آنان نیز با مشاهده ی جو دوستانه و  حصول اطمینان از نیت بنده، لب به سخن گشوده و علل اقدام خود برای قطع و  قاچاق سرخدار را عنوان کردند. در صحبتهای تمامی آنان ، دو عامل وجود داشت  که بیشترین میزان تاثیر را داشت. یکی عدم آگاهی و اطلاع کافی نسبت به اهمیت  سرخدار و جایگاه مهم آن در مجامع علمی و زیست محیطی جهان و دیگری نیاز  شدید مالی و فقر بخاطر نبود شغل. اکثر آنان نیز به این نکته اذعان داشتند  که اگر ده بار دیگر هم دستگیر و جریمه شویم، باز هم دست از کارمان برنداشته  و قاچاق را رها نمی کنیم، زیرا زنان و فرزندانمان در خانه گرسنه اند و  لباسی برای پوشیدن ندارند. با دیدن این شرایط، مدتی را به فکر فرو رفتم تا  راهی برای کسب درامد این افراد پیدا کنم. زیرا برای جلوگیری از قطع سرخدار،  نمی شد از ابزار و مجاری قانونی رایج اقدام کرد،که اگر می شد، قطعا در طول  این مدت جواب می داد و ما باید شاهد نتیجه ی آن می بودیم. لذا باید راه  دومی پیدا می شد و آن نیز ایجاد شغل و منبع درامد بود. با رسیدن به این  نکته، به سراغ آنان رفتم و پس از صحبتی کوتاه، تمامی این افراد قول دادند  در صورت وجود درامد، دیگر دست به قاچاق نخواهند زد و خودشان نیز در حفاظت  جنگل کمک خواهند کرد.با توجه به پتانسیلهای فراوانی که این منطقه در زمینه ی گردشگری دارد، می  تواند تبدیل به یکی از بهترین مقاصد گردشگری کشور باشد اما تحت تدابیر و  مدیریتی جامع و آگاهانه. به همین منظور طی مشورتی که با چند تن از  کارشناسان فعال و متخصص در زمینه ی گردشگری و خصوصا اکوتوریسم انجام دادم،  نتیجه این شد که با ایجاد بستری مناسب برای جذب توریست و اجرای گردشگری  پایدار در این منطقه، هم به بومیان آموزش داده شود تا نسبت به حفظ طبیعت  اقدام کنند و هم اینکه مشاغلی مرتبط با این موضوع بوجود آید که این افراد  با اشتغال به آن، دیگر سراغ قطع و قاچاق درختان سرخدار نروند. از طرفی نیز  با معرفی این منطقه به عنوان مقصد گردشگری، تمامی طبیعت دوستان بتوانند به  این منطقه آمده و از دیدن مناظر و مناطق دیدنی و جذاب آن لذت ببرند و تجربه  ای کم نظیر را برای خود رقم بزنند .تجربه ای مانند حضور در میان انبوه  درختان سرخدار که کمتر جایی می توان آنرا تجربه کرد.با همین رویکرد ، اکولوژ “سرخدار سیاه  رودبار” راه اندازی شد تا بتواند اولین قدمها را برای رسیدن به این اهداف  ارزشمند بردارد. اهدافی که خواست ملی است و منافعش متعلق به طبیعت و تمامی  مردم شریف ایران است.و این مسئله به تنهایی امکان پذیر نیست و  من پذیرفته ام که به تنهایی هیچم. لذا نیاز به کمک و همکاری تمامی هموطنان  عزیزم دارم. سرخدار متعلق به یک مکان خاص نیست و تمامی ایرانیان از آن سهم  داشته و متعلق به تمام کشور است . لذا از همینجا دست کمک و طلب یاری ام را  بسوی تمامی عزیزان دراز می کنم و امید دارم که در این راه ، من و دوستان  همراهم را یاری کنید.فرهاد مسعودی در سیاه رودبار با همکاری سایر اهالی در حال ایجاد یک منطقه  گردشگری پایدار است و با توجه به اطلاعات و تخصص وی در زمینه جنگل داری  بهترین محافظ این منطقه خواهد بود.غروب به روستا برگشتیم و برای استراحت به اقامتگاه سرخدار رفتیم. وقتی به اقامتگاه رسیدیم بوی دلچسب غذای محلی در محدوده ی اقامتگاه پیچیده بود. نشستیم پای سفره ی غذا و یه دل سیر غذای محلی خوردیم. چیزایی که هیچ وقت در شهر با کیفیت شان نمیتوانی پیدا کنی. سفره ای رنگارنگ از سبزی های محلی و ارگانیک، ترشیجات، ماست و دوغ محلی و ... بعد از شام برای شب نشینی و ادامه گپ و گفت به حیاط رفتیم و دور آتش نشستیم.صبح روز بعد با صدای مرغ و خروس و آواز پرندگان از خواب بیدار شدیم. سفره رنگارنگی از صبحانه محلی چیده شده بود. صبحانه را که میل کردیم فرهاد مسعودی گفت امروز برنامه دهگردی داریم. برویم به مردمان روستا سر بزنیم، از نزدیک با فعالیت هایشان آشنا شویم و سبک زندگی بومی را تجربه کنیم. گشت روزانه دهگردی ما بازدید از کارگاه های صنایع دستی، سر زدن به باغ ها و مزرعه ها و دیدن فعالیت کشاورزان، رفتن به مراکز پرورش زنبور عسل و آشنا شدن با روش نگهداری از زنبور بود و چه زیبا و دلنشین بود این برنامه دهگردی ما.به همه شما توصیه می کنیم از این روستای زیبا و جنگل کهن سرخدار دیدن فرمایید.ارادتمند شما - احسان موسویبرای رزرو اقامت در اقامتگاه سرخدار از این لینک کمک بگیرید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Tue, 05 Nov 2019 17:15:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متا، متاعی نایاب در دل فیروزکوه</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D9%85%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%A9%D9%88%D9%87-qwaulhgi8nhx</link>
                <description>در این پست قصد داریم شرایط اقامت، امکانات، موقعیت مکانی و تجربه های ارزشمند در اقامتگاه بوم گردی متا در امیریه فیروزکوه رو بررسی کنیم.اقامتگاه متا در روستای امیریه فیروزکوه و در یک نقطه خوش آب و هوا قرار گرفته ست. روستای امیریه در فاصله 120کیلومتری تهران قرار داره و دارای طبیعتی زیبا و آب و هوای خنک در فصل تابستان است.شاید بتونیم به جرات بگیم تمامی مهمانانی که به این نقطه سفر می کنند تنها جاذبه ای که برای سفرشان انتخاب میکنند خود اقامتگاه متا است. چرا؟ ادامه متن رو بخونید. در اتاق نمک، نمک‌گیر شوید!اقامتگاه متا یک اتاق تو دل خودش داره که اتاق نمک یا غار نمک هست. حتماً می دونین نمك‌درمانی ( Halotherepy ) به طور گسترده‌ای در قرن‌های گذشته برای درمان طبيعی برخی  بيماریها به كار برده می شده است. فضای درمان‌كننده غارهای نمك در حدود  15-11 قرن قبل از ميلاد به خوبی نشان میده كه اونها از اثرات شفابخش اين  غارها كاملاً شناخت داشتند.استفاده  از نمك برای مقاصد پزشكی حتی قبل از اين دوران هم برمیگرده. يونانيان  قديم به خوبی با ارزش‌های نمك‌درمانی آشنا بوده‌اند. اونها همچنين درك كرده بودند كه نمك خواص خلط‌آوری و پاكسازی دستگاه تنفسی رو داره.نمك‌درمانی  از مؤثرترين روش‌های درمان بيماریهای پوستی و تنفسی ست به طوریکه می‌تونیم ويتامين هوا (يون منفی) رو در اتاق نمك اقامتگاه متا جذب كنيم.از بين بردن التهاب مجاری تنفسی و سينوزيت، بهبود سرفه‌های مصرف سيگار و دخانيات ،درمان سرماخوردگی عمومی و آنفلوآنزا، خواب راحت و كاهش خروپف در خواب، بهبود بيماریها و حساسيت‌های پوستی، زدودن آلودگیهاي هوايی از مجاری تنفس، كاهش  واكنش‌های آلرژيك به آلودگی هوا، استرس مزمن و خستگیهای مزمن بیدليل،  كمك به كاهش التهاب و درمان عفونت گوش نظير اگزما، آكنه، درماتيت و  پزوريازيس از مزایای اتاق نمک است.شما میتونین با سفر به این نقطه و اقامت در اقامتگاه متا یک سانس 45 دقیقه ای رزرو کنید که ورودی برای هرنفر 30.000 تومان هست. یادتون نره که اتاق نمک رو باید همراه با رزرو اقامتگاه تون هماهنگ کنید.خب تا اینجا مشخص کردیم که اقامتگاه متا یه جاذبه منحصربفرد تو دل خودش جا داره که همه مهمانان این اقامتگاه به قصد تجربه اون به این نقطه سفر میکنن. اما متا چه امکاناتی برای اقامت داره؟ اصلاً چرا باید این اقامتگاه رو برای اقامت سفرمون انتخاب کنیم؟اقامتگاه متا یک اقامتگاه منحصربفرد هست، از دکوراسیون خلاق اقامتگاه گرفته تا خدمات و سرویس هایی که به مهمانان داده میشه همه و همه یک جاذبه ی خلاق محسوب میشه. رنگ بندی هایی که در مبلمان، دیوارها، تابلوها، فرش ها و گلیم ها به چشم میخوره باعث آرامش روح و جان آدمی میشه. اما این همه ی راه نیست/اقامتگاه متا، ساختمان اصلیاقامتگاه متا دارای دو قسمت مجزا از هم هست، قسمت اول و ساختمان اصلی 4 اتاق 4 تخته داره که از ورودی اقامتگاه و لابی از هم جدا میشن، یه جورایی ساختار هاستل رو داره. سرویس بهداشتی؛ حمام؛ حیاط و فضای چای خوری بین این 4 اتاق مشترک هست. از امکانات کامل این اقامتگاه میشه به سالن غذاخوری، دمنوش خانه، امکانات گرمایشی و سرمایشی مناسب و مرتب، سرویس بهداشتی ایرانی و فرنگی، تجهیزات خواب استاندارد شامل تخت، ملحفه، پتو، تشک، زیرانداز، ماشین لباسشویی، اتو، جاروبرقی، وسایل بازی و سرگرمی اشاره کرد که اقامت در این اقامتگاه رو به خاطره ای مثال نزدنی تبدیل می کنه.برای مشاهده اطلاعات بیشتر و رزرو اقامتگاه از این لینک کمک بگیریداقامتگاه متا، سوییت هور این سوییت یک سوییت اختصاصی برای گروه های 5 نفره ست که دارای تراس مستقل، سرویس بهداشتی و حمام مستقل و در مجموع فضای مستقل هست که از ورودی اقامتگاه (فضای عمومی) جدا میشه.برای مشاهده اطلاعات بیشتر و رزرو سوییت هور از  این لینک کمک بگیریداقامتگاه متا، امکانات سرگرمیجدای از فضای اقامتی جذاب، دکوراسیون منحصربفرد، اتاق نمک و امکانات تکمیل اقامتگاه متا که آپشن هایی مهم برای انتخاب این اقامتگاه به عنوان یک اقامتگاه استاندارد هست آپشن هایی نظیر فضای عمومی شب نشینی دور آتیش در حیاط اقامتگاه، دمنوش و شربت خانه سنتی هم به عنوان مهمترین آپشن ها برای انتخاب این اقامتگاه ست. وقتی در یک زمان مهمانان متفاوت اقامتگاه که هر گروه در یک اتاق اقامت دارند شب ها دور هم جمع میشن و از تجربیات سفرشون واسه هم تعریف می کنن فضای جذابی رقم میخوره که تجربه کردنش خالی از لطف نیست. یکی دیگه از تفریحاتی که در اقامتگاه متا در دسترس عموم هست تجربه دوچرخه سواری در طبیعت زیبای اطراف هست. اقامتگاه متا، جاذبه های اطرافنقطه ی جغرافیایی که متا در اون قرار گرفته، یعنی روستای امیریه از نظر دسترسی به جاذبه های اطراف بسیار جالب توجه ست. با نیم ساعت رانندگی به سمت تهران به سد نمرود و غار بورنیک می رسید، سد نمرود و غار بورنیک در روستای هرانده نام آشناترین جاذبه های طبیعی این منطقه به حساب میان که کمتر کسی هست که اسمشون رو نشنیده باشه. با نیم ساعت رانندگی به سمت شمال به سوادکوه، آلاشت، شورآب، دریاچه شورمست می رسید که اینها هم جاذبه ها و نقطه های نام آشنای ایران و شمال هستند. با نیم ساعت رانندگی به سمت سمنان به کویر زیبای سمنان میرسید که تجربه کویرگردی رو میتونید تو لیست برنامه هاتون بزارید.پس اگه انسان ماجراجویی هستید جاذبه های اطراف شما نام آشنا ترین جاذبه هایی هستند که می تونن تو لیست سفر شما بگنجن.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sat, 02 Nov 2019 13:06:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفرنامه تیم تولید محتوا دهگردی در گیلان - مهر ۱۳۹۸ (بخش اول)</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%B1-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B8-zp0i3rs5dcsn</link>
                <description>به نام خداطی ده سال گذشته پروژه‌های متعدد و متنوعی چه در تهران و چه سایر شهرها انجام دادماما لذت سفر و کلبه روستایی جزئی جدایی ناپذیر از زندگی‌ام بوده (که در پست‌های آینده از خاطراتم میگم) تا بالاخره دست تقدیر من و دهگردی رو به هم وصل کردو سیزدهم مهرماه نود و هشت رسما پروژه‌ای مبنی بر تولید محتوا در پانزده نقطه استان گیلان رو شروع کردیماول باید از دوست صبور و خوش قلبم محمد زنگانه مدیر عامل دهگردی یاد کنم که منو در کارش شریک کرده اما خب از همین تریبون بگم بهش ? حتما من صبورترم که با بی‌نظمی‌ و البته مشغله‌هاش کنار میامتوی این سفر احسان اسفندیار، سجاد زوار، خانم امانی و خانم علی‌آبادی منو همراهی کردند که ماجرای یک همراهی بی‌نظیر رو در ادامه می‌خونیمفیلم تریلر این سفر در اینستاگرامم هست (کلیک کنید)اپیزود همسفرها:از تنهایی سفر رفتن خوشم نمیادطی تماسی که با احسان داشتم، بهش پیشنهاد دادم در این سفر همراهی‌ام کنه. تا اینجا حامد و مهدی بخاطر مشغله‌هاشون از همراهی انصراف داده بودندچند روز قبل از سفر که پیش سجاد در پارادایس‌هاب بودم و صحبت شد از خاطرات ییلاقات ماسال و انگیزه سفرش که چیزی شبیه خودم بود؛ گفتم در سفر اخیر که برای پروژه دهگردی میرم اگر میتونه که بیاددر چند روز منتهی به سیزدهم مهر، پیام‌های بسیاری از سجاد می‌گرفتم که بخاطر کارهای شرکت نمی‌تونه بیاد اما چند ساعت بعد دوباره پیام می‌داد که حل شده و میاد اما سه‌باره پیام میداد که به فلان دلیل نمیاد ? و به منم ناسزایی کمی مودبانه نثار می‌کرد که چرا به جونم انداختی ?از طرفی هم کارم شده بود چک کردن آنتن‌دهی لوکیشن‌ها برای دورکاری حضرت آقا، که هر چند غلط از آب دراومد ☺️سیزدهم مهر نود و هشت:طلوع آفتاب همراه احسان به مقصد رودبار راهی شدیم اما به ترافیک سرسام آور تهران خوردیم. از قزوین که احسان نشست پشت رول فرصت کردم یه چرت سبک بزنم تا بالاخره حدود ساعت ۱۰:۳۰ به ارتفاعات رودبار رسیدیمبیش از انتظار کار زمانبر شد. وقتی رسیدیم به محل اقامت خودمون در روستای اسطلخ‌جان ساعت حدود ۱۷ بود و پرتو غروب آفتاب مجابم کرد تا دوربین رو روشن کنمدر حالی که سجاد تهران به سر می‌برد و پس از گذروندن هفت خان جلسات و قراراش، این پسر سر سخت خودشو به همراه خانومش و خانم علی‌آبادی آخر شب به ما رسونداون شب سگی که جلوی پله‌ها لم می‌داد و براش غذا هم تهیه کرده بودیم  با سر و صدای عجیبش مهمان‌نوازی رو تکمیل کرد و خواب رو از چشمامون گرفت. دوستان که روحشون از سختی‌های پیش رو خبر نداشت، یکشنبه صبح رو با نگاهی مبهوت به اطراف و براندازی محیط آغاز کردندمقصد روستای حلمیه‌جاناز اینجا بود که خانم علی‌آبادی اسلحه نیکونی خودش رو روکرد و به کمک بنده اومدپس از خطاهای مسیریابی و توقف در شش نقطه، عصر به سقالسار و کلبه چیکا برای اقامت رسیدیمپذیرایی آقای نعمتیان هنرمند با دمنوش و چای غروب دل‌انگیزی ساخته بود و از اینجا می‌شد به بچه‌ها بگی گروه ☺️ که به نظر میومد از بُهت و شناخت خارج شدن و وارد فاز بروز هیجان شدند. من بیچاره که با دیدن غروب اینجا بازم دست به دوربین شده بودم اما به خودم اومدم دیدم اینا رفتن سراغ فوتبال دستی که بیا و ببین چه خبر تونهههاون شب از خانوما خواستم دست به آشپزی بشن که با نگاهی از ناحیه گوشه چشم و سر به بالا گرفته و لبانی از راست به چپ انداخته رو به رو شدم ? اما بالاخره دستور خرید ازشون گرفتیم و با احسان رفتم خرید و اون شب به کوکو سیب‌زمینی بسیار خوش مزه‌ای با دست‌پخت ایشان ختم شد و سجاد هم تا فرصتی دست می‌داد لپ‌تاپش رو باز می‌کرد و کارهای شرکت رو انجام می‌داددوشنبه صبح سجاد مأموریت گپ و گفت پادکستی با آقای نعمتیان پس از پذیرایی شدن با قهوه رو به عهده گرفت و سجاد که چانه گرمی برای اینکار داشت با اون خنده‌های از اعماق وجودش زحمت من رو برای جلو افتادن کارها کمتر کردبه مرور که می‌گذشت خانم علی‌آبادی به قلمرو دروبین کنونی ما با لنز تله دسترسی پیدا کرد که خب چه بهترسجاد و آقای نعمتیان در حال ضبط پادکستمقصد بعدی صومعه‌سرااون روز بعد از توقف در چهار نقطه، بعد از غروب آفتاب و در تاریکی به عجیب‌ترین محل اقامتمون یعنی کلبه نارون رسیدیمعکس لانگ‌اکسپوژر از کلبه نارونوقتی ماجرای کم نور بودن این کلبه چوبی رو از خانم فخیمی پرسیدیم گفتن که خب روز روزه و شب شبه و اینجا روستاست و روشنایی زیاد برای شهره ? شام به صرف کباب کردن جوجه می‌گذشت که با فضای خاص اینجا و نم نم بارون حس می‌کردم مثل فیلما توی جنگل گیر افتادیم، یه کلبه چوبی با سوسوی چراغ پیدا و حیوونی رو شکار کردیم و در حال کباب کردنیم تا اینکه صبح به راهمون ادامه بدیمصبح روز سه‌شنبه من مشغول ضبط تصاویر شدم و بچه‌ها با سری پر از سوال و ماجراجویی به کلبه شخصی خانم فخیمیِ اهل فرهنگ و هنر رفتند تا پادکستی با ایشون داشته باشند. آخرای صحبتشون بود که رفتم پیششون و اونجا بود که متوجه شدم حین ضبط پادکست سگ هاسکی اقامتگاه با پارس کردنش رو به خانم امانی موجب وحشت و جیغ بنفششششش ایشون شده بوده که سندش هم موجوده ?سجاد و خانم فخیمی در حال ضبط پادکستمقصد نهایی تالشاز اینجا تا اقامتمون در ییلاق مریان تالش واقعا راه زیاد بود که با توقف‌هایی نهایتا ساعت ۱۹:۳۰ پس از گذر از ابر و جنگل به مریان رسیدیمآقا بهزاد گرامی که دومین دیدارم باهاشون بود، منزل رو تحویلمون داد و بخاری هیزمی روشن کرد و رفتاون شب سجاد دائم پای لپ‌تاپ و کاراش بوداز دست بچه‌ها فضای خونه معطر بود به بوی نفت و حشره‌کش و دود هیزم و اسپند، آخر شب که سجاد دید بخاری در حال خاموش شدنه روحیه جنگی خودش رو بروز داد و سینه ستبر رفت سمت نفت، ریخت و آتیش زد و ? چطوری بقیه‌اش رو تعریف کنم؛ آقا به انواع بو و دود، بوی کِز خوردگی هم اضافه شد و من در خسته‌ترین حالت سفر ساعت ۱۲:۳۰ فقط بلند بلند می‌خندیدمصبح روز چهارشنبه خدا رو شکر منزل رو در کمال سلامت و مرتب بودن ترک کردیم تا به مقصد نهایی یعنی اسالم و ویلای شمس تبریزی برسیم. با وجود اینکه احسان دیگه شوفر ما شده بود و زحمت ترنسفر کردن رو می‌کشید، صدابرداری پادکست‌ هم بهش سپرده بودم که خب این حرفه در تخصصش هست.دیدار ما در شمس با خانم اسکندری‌نژاد و تیم آویشار هم به پایان رسید و سحرگاه پنجشنبه زیر بارون شدید به سمت کرج و تهران راهی شدیمو این سفر با مدیریت دست و پا شکسته بنده و زحمات گروه عزیز به پایان رسیداین پست از زاویه گروه همسفر نوشته شدو در پست بعدی از زاویه پروژه خواهم نوشتپروفایل بنده در اینستاگرام = mo.am.shMohammad Amin Shahbazi</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>M.Amin Shahbazi</author>
                <pubDate>Sat, 26 Oct 2019 13:08:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی شرایط اقامت در اقامتگاه بوم گردی ماه سو در بندرانزلی</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%DB%8C-ldbxt4n04kvn-ldbxt4n04kvn</link>
                <description>در این پست قصد داریم شرایط اقامت،ویژگی ها، امکانات و همچنین نحوه رزرو اقامتگاه بوم گردی ماه سو در بندرانزلی را بررسی کنیم.بدون شک پیدا کردن یک مکان اقامتی مناسب جزو مهمترین ارکان برنامه ریزی سفر است. اینکه بتوانیم با اطلاعات دقیق تری به مرحله رزرو اقامتگاه برسیم وقت و حوصله بسیار زیادی می خواهد. در سالهای گذشته رشد چشمگیر اقامتگاه های بوم گردی و ویلا در شمال انتخاب بسیار سخت شده. اما ما در اینجا سعی بر این داریم با معرفی و بررسی اقامتگاه های زیبا در شمال کار را برای شما راحتتر کنیم. ماه سواقامتگاه بوم گردی ماه سو در فاصله 3 کیلومتری از بندانزلی و در یک محیط آرام و بدور از هیاهوی شهری قرار دارد. این مجموعه در فضایی به وسعت 2000 مترمربع 6 واحد اقامتی، کافه رستوران سنتی، فضای بازی کودکان، آلاچیق های خصوصی، باغ های سرسبز و شاد و همچنین آتلیه عکاسی را در خود جای داده است. ماه سو یک تجربه دلچسب از اقامت در خانه های گیلانی را به شما هدیه می دهد. معماری بی نظیر واحدهای اقامتی که بازسازی خانه هایی با سقف گالی، نرده های چوبی به رنگ آبی، بوی خوش چوب و رنگ دلپذیر آجر و کاهگل را به اجرا در آورده در کنار طراحی منحصربفرد باغ و باغچه حس و حالی زیبا به این محیط داده است که می توان آن را در لیست جاذبه های گردشگری گیلان به حساب آورد. ماه سو با سه ویژگی آرامش، اصالت و زیبایی سبکی جدید در حوزه میزبانی ارائه می کند که باعث می شود این مجموعه در سرلیست مکان های اقامتی در منطقه شمال قرار بگیرد. در ادامه به بررسی امکانات، ویژگی ها و نحوه پذیرش این اقامتگاه می پردازیم :امکانات و ویژگی های واحدها : مجتمع گردشگری ماه سو دارای 8 واحد اقامتی به نام های حافظ، خیام، عطار، سعدی، مولانا، شاملو، شهریار و  بهار خواب می باشد که هرکدام ویژگی ها و ظرفیت های مشخصی دارند که بصورت جداگانه ذکر می کنیم :واحد های عطار و مولانا  از نظر امکانات و متراژ مشابه هستند که :متراژ 27 متر اتاقظرفیت 2 نفرتخت خواب سینگل (یک نفره) + سرویس خواب طبیسرویس بهداشتی فرنگیحمامسرویس آشپزخانهصبحانه رایگان و اینترنت رایگاناز ویژگی ها و امکانات این دو واحد می باشند. واحدهای سعدی، حافظ، خیام، شاملو، شهریار از نظر امکانات و متراژ مشابه هستند که : 35 متر فضای اتاقظرفیت 5 نفریک تخت دَبل (تخت دونفره) + سه سرویس خواب طبیسرویس بهداشتی فرنگیحمامسرویس آشپزخانهصبحانه رایگان و اینترنت رایگاناز ویژگی ها و امکانات این دو واحد می باشند.واحد بهار خواب سوئیت VIP مجموعه می باشد که : 75 متر فضای کل واحدیک سالن پذیرایی+ یک اتاق خوابظرفیت 4 نفریک تخت دَبل + سرویس خواب طبیبالکن و بهارخوابسرویس بهداشتی فرنگیحماممیز صبحانه و عصرانه رایگاناز ویژگی ها و امکانات این واحد می باشند.مسیرهای دسترسی اقامتگاه به جاذبه های اطراف :ماه سو با قرار گرفتن در بهترین نقطه از انزلی مسیر دسترسی به جاذبه های اطراف را بسیار آسان کرده.فاصله اقامتگاه تا شهر انزلی 8 کیلومترفاصله اقامتگاه تا تالاب انزلی 48 کیلومترفاصله اقامتگاه تا ساحل 3 کیلومترفاصله اقامتگاه تا شهر رشت 36 کیلومترفاصله اقامتگاه تا 65 کیلومترفاصله اقامتگاه تا قلعه رودخان 80 کیلومترمیزبانیاقامتگاه بوم گردی ماه سو دارای کادری مجرب و کارآزموده در زمینه هتلداری است و از این رو برخورد کارکنان اقامتگاه برخوردی شایسته و برآمده از سبک زندگی و فرهنگ گیلانی است. مسلط بودن کارکنان اقامتگاه به زبان انگلیسی، در دسترس بودن خدمات در هر ساعت از شبانه روز جزو آپشن هایی است که این اقامتگاه را متمایز جلوه می دهد.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 11:07:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرایط، ضوابط و نحوه ایجاد اقامتگاه بوم گردی</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B6%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-xddroefhcxsh</link>
                <description>اقامتگاه بوم گردی چیست ؟اقامتگاه بوم گردی در ایران آن دسته از اقامتگاه هایی هستند که در محیط  بومی و طبیعی و با رعایت ضوابط زیست محیطی به نحوی که با بافت تاریخی، و  معماری بومی و منظر طبیعی منطقه تاسیس شوند و تعامل زیادی با اجتماع محلی  دارند. در این نوع اقامتگاه ها باید به نوع اقلیم منطقه توجه ویژه ای نمود.  همچنین شرایط حضور گردشگران با کیفیت مطلوب در آن محیا است.درجه بندی اقامتگاه های بوم گردی برای گردشگران و سرمایه گذاراناقامتگاه های بوم گردی به سه درجه، درجه یک، درجه دو، درجه سه دسته بندی  می‌شوند. مبنای درجه بندی آنها، بر اساس امتیاز های کسب شده در ارزیابی  توسط کارشناسان می باشد. فرآیند امتیاز دهی به این صورت است که ، ۳۰ درصد  از کل امتیازات مربوط به ساختمان، تجهیزات و خدمات ، ۳۰ درصد مربوط به  نیروی انسانی و ایمنی و بهداشت و ۴۰ در صد از کل امتیازات مربوط به پایداری  و رعایت اصول زیست محیطی و ابعاد فرهنگی می‌باشد.سیستم امتیاز دهی برای تمام آیتم ها از صفر تا ده است. اقامتگاه های درجه  سه باید از تمام آیتم ها حداقل امتیاز ۱ و از میانگین تمام آیتم ها امتیاز ۲  را کسب نماید. اقامتگاه های درجه دو باید از تمام آیتم ها حداقل امتیاز ۴ و  در میانگین کل امتیازات حداقل امتیاز ۵ را کسب نماید و در نهایت اقامتگاه  های درجه یک باید از تمام آیتم ها حداقل امتیاز ۷ و در میانگین کل امتیازات  باید حداقل ۸ امتیاز باشد.مدارک و مراحل اخذ موافقت اصولی برای اقامتگاه بوم گردیدرخواست کتبی متقاضی، ارائه اسناد مالکیت زمین، گزارش کمیته برنامه ریزی  گردشگری استان، تایید موقعیت زمین و صدور موافقت اصولی توسط معاونت برنامه  ریزی و سرمایه گذاریبهترین اقامتگاه های بوم گردی در ایران را از اینجا رزرو کنید.اخذ موافقت اولیهدرخواست تبدیل و یا ساخت اقامتگاه بوم گردی، قبـل از ارائـه به معاونت  برنامه ریزی و سـرمایه گـذاری بـرای اخـذ موافقـت اصولی، باید در کمیته  برنامه ریـزی گردشـگری اسـتان مطـرح شود. تشخیص نیاز استان به  اقامـتگاه‌های بـوم گردی بر عهده این کمیـته است که اعضای آن عبارتند از:•معاون گردشگری استان•معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری استان•کارشناس طبیعت گردی استان•یکی از فعالان بخش خصوص با نظر مدیرکل استاندر صورتیکه کمیته برنامه ریزی گردشگری استان، طرح ارائه شده را توجیه  پذیر نداند، سازمان تعهدی برای ارائه هرگونه تسهیلات به متقاضی نخواهد  داشت، با این وجود، امکان اقدام بعدی متقاضی برای اخذ موافقت اصولی از وی  سلب نمی‌شود.مدارک و مراحل اخذ موافقت اصولی•ارائه درخواست کتبی توسط متقاضی مبنی بر احداث اقامتگاه‌های بوم گردی•ارائه فتوکپی اسناد مالکیت زمین (فتوکپی برابر اصل شده از کلیه صفحات)•ارائه کروکی موقعیت زمین•ارائه گزارش کمیته برنامه ریزی گردشگری استان به کمیته فنی•بررسی و تایید موقعیت زمین و صدور موافقت اصولی توسط معاونت برنامه ریزی و سرمایه گذاریتبصره ۱: حضور کارشناس طبیعت گردی استان در جلسه کمیته فنی ضروری است.تبصره ۲: صدور موافقت اصولی برای ساختمان‌های تاریخی و  میراثی به عنوان اقامتگاه بوم گردی منوط به موافقت معاونت میراث فرهنگی و  یا سایر معاونت‌ها می‌باشد. تامین فضا‌های فیزیکی و ضروری، مشروط به حفظ  ارزش‌های تاریخی و معنوی بنا خواهد بود.۱. یک اقامتگاه بوم گردی  می‌تواند شامل دو یا چند مجموعه اقامتی باشد، به شرطی که این مجموعه‌ها از  مدیریت واحدی برخوردار بوده و ارتباط فیزیکی و دسترسی آسانی میان مجموعه‌ها  وجود داشته باشد.۲. امکان احداث دو یا چند اقامتگاه بوم گردی با درجات  و اهداف فعالیت مختلف در یک محیط مدیریتی واحد وجود دارد، به شرطی که  فعالیت هیچ یک از آن‌ها تاثیر منفی بر عملکرد واحد‌های دیگر نداشته باشد.مراحل اخذ پروانه بهره برداری برای اقامتگاه بوم گردی گردشگریپس از تمام شدن ساخت اقامتگاه، بر اساس درجه مورد درخواست، پروانه بهره  برداری موقت ۶ ماهه صادر خواهد شد. بعد از آن، واحد اقامتی باید فرآیند  استاندارد سازی و تشکیل کمیسیون درجه بندی را طی نماید.حداقل تعداد واحد اقامتی اقامتگاه بوم گردی برای گردشگران و سرمایه گذارانحداقل واحد اقامتی برای اقامتگاه بوم گردی درجه سه، ۴ واحد، حداقل واحد  اقامتی برای اقامتگاه بوم گردی درجه دو، ۶ واحد، حداقل واحد اقامتی برای  اقامتگاه بوم گردی درجه یک، ۸ واحد می‌باشد.توسعه پایدارکلیه اقامتگاه های بوم گردی باید پسماندهای خود را مدیریت و بازیافت  نمایند. همچنین پساب های خود را نیز به صورت مطلوبی مدیریت و بازیافت  نمایند. اقامتگاه بوم گردی نباید به هیچ عنوان محیط اطراف خود را آلوده  نماید. همچنین اقامتگاه بوم گردی باید در مصرف انرژی و منابع آب، منابع  روشنایی به صورت بهینه عمل نماید. همچنین برای سیستم های سرمایش و گرمایش،  نباید تاثیر منفی بر منطقه بگذارد.سرویس های بهداشتی و حماماقامتگاه بوم گردی درجه سه به ازای هر واحد، حداقل سه چشمه سرویس  بهداشتی و حمام وجود داشته باشد. اقامتگاه درجه دو باید علاوه بر وجود دست  کم سه مجموعه سرویس بهداشتی و حمام باید حداقل یک سوم واحدهای اقامتی دارای  سرویس بهداشتی و حمام مستقل از سایر واحدها باشند. همچنین اقامتگاه درجه  یک باید تمام واحدهای اقامتی دارای سرویس بهداشتی و حمام مستقل باشند.پوشاک کارکنان اقامتگاه بوم گردیپیشنهاد میشود پوشاک کارکنان مجموعه بوم گردی، لباس محلی ، به منظور جذابیت بیشتر برای گردشگران، باشد.بهترین اقامتگاه های بوم گردی در ایران را از اینجا رزرو کنید.فرآیند صدور مجوز ساخت اقامتگاه بوم گردیفرآیند صدور مجوز تبدیل بنا به اقامتگاه بوم گردیفرآیند صدور پروانه بهره برداری اقامتگاه بوم گردیبهترین اقامتگاه های بوم گردی در ایران را از اینجا رزرو کنید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Sun, 29 Sep 2019 12:27:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج دلیل مهم برای رزرو اینترنتی اقامتگاه</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B2%D8%B1%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-uodbieooqob0</link>
                <description>با رشد چشمگیر فناوری در جهان و ایران امروزه همه چیز در دسترس و قابل ارزیابی شده و در دنیای فعلی که وقت و زمان با ارزش ترین دارایی انسان ها است استفاده درست از فناوری می تواند بهترین راهکار برای ذخیره زمان باشد. به ذکر یک مثال ساده که برای همه ی ما آشنا است این مطلب را ادامه می دهیم :&quot;امروزه با ایران رادیاتور هیچ کس تو غار نمیره :)&quot;سفر رفتن بخش مهمی از زندگی ما انسان ها است و با توجه به مشغله ها و دغدغه هایی که داریم چند روز وقت آزاد پیدا کردن برای سفر بسیار حایز اهمیت است. از این رو استفاده درست از زمان در سفر و برنامه ریزی دقیق آن بعنوان یک اصل بشمار می رود. حال چه کنیم تا بتوانیم بهترین برنامه ریزی را برای سفر داشته باشیم؟ جواب : اینترنت است. با جستجوهای ساده و گشت و گذار در فضای وب به خوبی میتوان مقصد سفر را انتخاب، جاذبه های مقصد را بررسی و برنامه سفر را نوشت. در حقیقت قبل از شروع هر برنامه ریزی سفر این سوالات را در لیست خود داشته باشید و بر اساس این سوالات به جستجو در وب بپردازید : برای چه سفر می روم؟چند روز زمان دارم؟مقصدم کجاست؟چه چیز از مقصدم میخواهم؟چه جاذبه هایی را ببینم و با چه افرادی معاشرت کنم؟محل اقامتم کجاست؟چقدر بودجه دارم؟از کجا شروع کنم؟بعد از سفر چه چیز به من اضافه خواهد شد؟همه ی این سوالات و نوشتن جواب ها به ما کمک خواهند کرد تا بهترین سفر را تجربه کنیم. حالا ما در این پست بخش کوچکی از این سوال را بررسی و به جواب خواهیم رسید. محل اقامتتان را در سفر چطور انتخاب کنید؟ اصلاً چرا باید محل اقامت را اینترنتی رزرو کرد؟دلیل اول : جایگزینی پرسه زدن در صفحه های وب با پرسه زدن در کوچه پس کوچه های شهر !به نظر ما شما به جای اینکه در سفر وقت خودتان را به پرسه زدن در کوچه پس کوچه های شهرها یا روستاها برای پیدا کردن محل مناسب اقامت بگذارنید قبل از سفر رو کاناپه ی خانه ی خود هنگامی که ظرف میوه و چای جلوی شما است در صفحه های وب پرسه بزنید و اقامتگاه های مختلف را با هم مقایسه کنید. در اینترنت تنوع نوع اقامتگاه ها، بررسی دسترسی های جاده ای، امکانات و سرویس دهی ها به وضوح دیده می شود و میتوان با خیال راحت آنها را دید و بهترین گزینه را انتخاب کرد. با اینکار شما هم وقت خود را مدیریت می کنید و هم انتخاب های فراوانی در دسترس دارید. دلیل دوم :جایگزینی اعتماد به وبسایت های مطمئن با کارتن به دست های خیابانی!این پرواضح است که شما به جای اینکه به حرف های کارتن به دست های خیابانی یا بنرها و پرچم های جلوی مغازه ها اعتماد کنید میتوانید به وبسایت های اینترنتی که کارشان بصورت تخصصی این است اعتماد کنید. برای این کار می توانید به کامنت ها و تجربه هایی که کاربران دیگر از اقامت در اقامتگاه ها در وبسایت ها نوشته اند استفاده کنید. البته برای اینکه مطمئن شوید وبسایت ها هم کارشان درست و قانونی است می توانید به نماد الکترونیکی یا نوع شرکت هایشان و یا سابقه ی کاری آنها توجه کنید.دلیل سوم :برنامه ریزی را از بطن سفر به کاناپه ی خانه انتقال دهید!برنامه ریزی برای سفر باید قبل از شروع سفر اتفاق بیفتد. در حقیقت به جای اینکه در سفر تصمیم بگیریم کجا بخوابیم و با توجه به محل استراحت جاذبه های اطراف را انتخاب کنیم قبل از سفر تصمیم بگیریم کجا استراحت کنیم، کجا بگردیم، کجا غذا بخوریم و چه برنامه هایی در طول سفر داشته باشیم. وقتی قبل از سفر محل اقامت را رزرو کرده باشیم با خیال راحت تری برنامه روزانه خود را میچینیم.دلیل چهارم :کیف پول خود را مدیریت کنید!یکی از حُسن های رزرو اقامتگاه از طریق وبسایت ها این است که به خوبی میتوانیم بودجه ی مورد نظر برای سفر را مدیریت کنیم. با توجه به اینکه در وبسایت ها قیمت های اقامتگاه ها درج شده است میتوانیم با خیال راحت با توجه به بودجه در نظر گرفته شده برای سفر اقامتگاه خود را انتخاب کنیم و اینکار کیف پول شما را مدیریت خواهد کرد.دلیل پنجم:وقتی قانون هست چرا در دام قانون های نانوشته بیفتم؟ یکی از بهترین سرویس هایی که میتوانید از طریق رزرو آنلاین اقامتگاه بگیرید قانون مندی است. یعنی در دام بی قانونی یا متغیر بودن قانون های مختلف در فضاهای مختلف نمی شوید. زمان بررسی و رزرو اقامتگاه از طریق وبسایت ها شما میتوانید ابتدا قوانین مربوط به اقامتگاه ها را بررسی کنید، قوانین مربوط به اقامت، قوانین مربوط به پرداخت یا استراداد وجه و بسیاری از موارد دیگر که واضح و شفاف توضیح داده شده است. اینکار شما را از دامِ قانون های نانوشته و مخفی اقامتگاه های مختلف رها میکند و تجربه ی بهترین از اقامت خواهید داشت.سخن پایانیاین پنج اصل مهم تنها بخشی از دلایل انتخاب رزرو اینترنتی اقامتگاه است که به شما کمک می کند با خیال آسوده تری سفر خود را آغاز کنید. در این میان #دهگردی می کوشد تا با استفاده از فناوری و در اختیار قرار دادن اطلاعات کامل از اقامتگاه های روستایی (خانه روستایی-بوم گردی-ویلا و کلبه) به شما کمک کند تا بهترین برنامه ریزی را برای سفر انجام داده و خاطرات خوبی در سفر رقم بزنید. دهگردی در بازار بزرگ اقامتگاه های مردمی و رسمی در ایران سهم کوچکی ایفا می کند که مرتبط است با به کار گیری توان جامعه محلی. ما معتقدیم مردم روستا و جوامع محلی موتور محرک اقتصاد هستند که با تکیه بر توان بومی و با بهره گیری از منابع خدادای می توانند بهترین تجربه ها را در سفر برای شما رقم بزنند. از این رو ما سنت و فناوری را با هم گره زده ایم تا شما را به سمت روستاها سوق دهیم تا شما هم سهمی در پویایی اقتصاد جوامع محلی داشته باشید. رزرو اینترنتی اقامتگاه های مردمی بخش کوچکی از فعالیت دهگردی می باشد و این موتور محرک قرار است روز به روز رشد کرده و رو به جلو در حرکت باشد.برای اقامت در خانه های روستایی شمال و رزرو اقامتگاه های بوم گردی در دهگردی می توانید از طریق این لینک اقدام کنید. </description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Thu, 19 Sep 2019 15:52:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;جانا&quot; چه گویم شرح فراقت...</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%AA-poknygfjyqxi</link>
                <description>احتمالا این مصرع از شعر حافظ بعد برگشت از سفر به جنگل های دوهزار بر لبان شما هم زمزمه شود. جانا کلبه ای کوچک و نقلی در مسیر جاده دوهزار هست که تجربه اقامت در آن جزو دلچسب ترین تجربه ها برای شما خواهد بود و برگشت از آن طبیعتاً حس فراق را برای شما تداعی خواهد کرد. امروز در این پست به معرفی آن خواهیم پرداخت و اتفاقاتی که در اطراف آن تجربه خواهید کرد را برای شما شرح خواهیم داد.هرجای دنیا که هستید خودتان را به تنکابن برسانید و از تنکابن به سمت جنگل دوهزار حرکت کنید. در کنار جاده اصلی دوهزار کلبه های جانا چشم نوازی می کند. ابتدا اقامتتان را تثبیت کنید و سپس با میزبان به بحث و گفتگو در مورد برنامه سفرتان بپردازید که از کجا شروع کنیم؟ اما ما در اینجا گزینه هایی بی نظیر از گشت و گذار در طبیعت اطراف کلبه جانا برای شما معرفی خواهیم کرد ولی قبل از آن به معرفی مختصر در مورد کلبه جانا بپردازیم : جانا حدیث حسنت در داستان نگنجد.جانا قبلاً یک کافه رستوران خوشگل و نقلی بوده که یک پاتوق دنج برای گردشگران مسیر دوهزار محسوب می شده. به تازگی این کافه تبدیل شده به یک اقامتگاه نقلی و جذاب. پشت اقامتگاه  25 هکتار جنگل توسکا است که مسیرهای بسیار جذاب برای پیاده روی و طبیعت گردی در جنگل دارد. در فصل پائیز این جنگل ها جذابیت دوچندانی دارند که رنگارنگی آنها چشم را خیره می کند. جانا از دو قسمت تشکیل شده است : جانا (یک)یک کلبه کوچک که برای اقامت حداکثر 2 نفر مناسب است. کلبه دارای یک اتاق Double می باشد (بدون اتاق خواب) که دارای یک تخت دو نفره، حمام و سرویس بهداشتی اختصاصی، آشپزخانه و امکانات پخت و پز می باشد و یک حیاط مشترک با کلبه جانا (دو) دارد. مهمانان در این کلبه بصورت نفری پذیرش می شوند، یعنی هزینه هر نفر برای هر شب 80.000 تومان پرداخت می شود و صبحانه بر روی اقامت است. دکوراسیون کلبه جانا تماماً از چوب است که حس زیبایی هنگام اقامت برای شما خلق می کند. حس آرامش همراه با بوی چوب، صدای رودخانه پشت کلبه و از همه مهمتر معاشرت و گفتگو با میزبان خوش ذوق و خوش سلیقه.برای مشاهده اطلاعات بیشتر و رزرو کلبه جانا یک از طریق این لینک اقدام کنید. کلبه جانا (دو) جانا دو دقیقا در همان حیاطی که جانا یک قرار دارد است. این کلبه هم دارای یک اتاق Double  (بدون اتاق خواب) که برای اقامت حداکثر 3 نفر مناسب است و دارای حمام و سرویس بهداشتی اختصاصی، آشپزخانه و امکانات کامل، فاقد تخت خواب، امکانات سرمایشی و گرمایشی، میز و صندلی و مبلمان می باشد. مهمانان این کلبه را برای هر شب اقامت با مبلغ 200.000 تومان برای حداکثر سه نفر رزرو می کنند و اقامت در این کلبه فاقد صبحانه می باشد. اما میزبان شما یک سرآشپز حرفه ای با دستپختی عالی است که می توانید هنگام اقامت در جانا سفارش غذای ایرانی، فرنگی یا محلی داشته باشید. تجربه همراهی با آشپز هنگام پخت غذا، تجربه ی بازی در حیاط کلبه، تجربه گشت و گذار در جنگل های پشت اقامتگاه چیزهای بی نظیری است که در این اقامتگاه به شما هدیه داده می شود. برای مشاهده اطلاعات بیشتر و رزرو کلبه جانا دو از طریق این لینک اقدام کنید. هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی!وقتی در جانا هستیم چطور میتوانیم وقت خودمان را پرکنیم؟جاذبه‏ های گردشگری دوهزار :دره سرسبز و زیبای دو هزار در ضلع شمالی ارتفاعات البرز و در جنوب شهر  تنکابن، به علت شرایط طبیعی و اقلیمی ویژه، مجموعه زیستی و طبیعی کم‏نظیری  است که قله‏ ها، چمنزارها، جنگل ‏ها، مرتع ‏ها و یخچال‏ های طبیعی را در  خود جای داده است.رودخانه دو هزار، که از ارتفاعات الموت قزوین و تخت سلیمان سرچشمه می‏ گیرد، از حاشیه روستا عبور می‏کند و حواشی بسیار  زیبایی دارد. این حواشی زیبا، در فصل تابستان محل مناسبی برای گذراندن  اوقات فراغت گردشگران محسوب می‏شود.ارتفاعات دو هزار از مناظر زیبای این منطقه است که قله سیالان و  ارتفاعات گردکوه از مهم‏تر ین جاذبه‏ های آن است. قله سیالان مرتفع‏ ترین  قله شهرستان تنکابن است. این قله با ارتفاع ۴۲۵۰ متر یکی از جاذبه‏ های مهم  ورزشی است، که در مسیر صعود، مناظر کم نظیر آن بسیار جالب توجه است. این  مسیر از میان جنگل ‏های سرسبز و کوه‏ های مرتفعی زیبا می‏گذرد. برای  دست‌یابی به قله سیالان، که با شکوهی وصف ‏ناپذیر جلوه ‏گری می‏ کند ۵ ساعت  پیاده ‏روی لازم است. دشت دریاسر در مسیر صعود به قله سیالان قرار دارد  این دشت زیبا با آب و هوای بسیار مطبوع و پوشیده از گل‏ها و گیاهان متنوع و  چشم ‏اندازه‌ای کوه‏های زیبای هر تنگ لات، خان بن، سیاه کل و کل لات و  چشمه‏ سارهای پرآب، یکی از جاذبه ‏های منحصر به فرد طبیعی ایران به شمار  می‏ رود.از دیگر ارتفاعات مورد علاقه کوه نوردان می توان به ارتفاعات گردکوه، که  ۱۳۰۰ متر ارتفاع دارد، با شیب ملایم، از فضاهای مستعد و زیبای گردشگری دره  دوهزار است نام برد.پارک جنگلی چال دره (چالدره) در مسیر تنکابن به دو هزار، با مساحت ۹۴  هکتار، در میان دلتای دو رود سه هزار و دو هزار قرار دارد. این پارک، از  امکانات رفاهی و تسهیلات بهداشتی نیز برخوردار است.جنگل‏ های متراکم منطقه دوهزار، با انواع درختان راش، ون، چنار و  هیرکانی، درفصول بهار،تابستان و پاییز، سرشار از رنگ‏ های الوان می‏ شوند و  چشم ‏اندازهای زیبا و سحرانگیزی پدید می‏ آورند. آبشار ماهی ورزان در  سرچشمه رود دو هزار، مزارع گل گاوزبان و چشمه‌های گرخانی از دیگر جاذبه‏  های طبیعی دوهزار می ‏باشند.مراسم سیزده شو، جشن تیرماه، مراسم نوروز خوانی، سیزده  بدر، چهارشنبه سوری، شب یلدا و مراسم جمع‏ آوری گل گاوزبان از سنت‏ های  جالب توجه این منطقه می‏ باشد. موسیقی محلی روستاهای دوهزار با آواها  وآهنگ‏ های محلی در عروسی‏ ها و جشن‏ ها به صدا در می‏ آید.</description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2019 14:42:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای اجاره کلبه و اقامتگاه های بوم گردی در دهگردی</title>
                <link>https://virgool.io/dehgardi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A8%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%87%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-ermriplt9fab</link>
                <description>احتمالاً شما هم از آن دسته آدمهایی هستید که قبل از سفر از اینترنت کمک می گیرید و سفرتان را از طریق جستجو در وبسایت ها برنامه ریزی می کنید. این کار بهترین روش برای رسیدن به یک سفر درست و لذتبخش است. امروزه و با رشد تکنولوژی در سراسر دنیا و با توجه در دسترس بودن اطلاعات در اینترنت همه مردم ابتدا مقصد سفر را مشخص کرده، از طریق جستجو در اینترنت جاذبه های آن مقصد را شناسایی و روی نقشه علامت گذاری می کنند، مسیر سفر خود را ترسیم میکنند و از همه مهمتر اقامتگاه خود را از طریق وبسایت ها رزرو می کنند که البته این کار با ریسک بسیار بالایی روبرو است. اما نگران نباشید چون این نقطه نظرات و تجربیات کاربران دیگر است که شما را برای رسیدن به بهترین گزینه راهنمایی می کند. هر کسی که در وبسایت ها بدنبال جایی مناسب برای گشت و گذار یا اقامت است از طریق کامنت های افراد قبلی که به آنجا سفر کرده اند و تجربیاتی دارند استفاده می کنند و به بهترین نتیجه ها می رسند. ما در این پست قصد داریم شما را با سرویس رزرو آنلاین اقامتگاه های بوم گردی و خانه های روستایی خودمان آشنا کنیم و طریقه بررسی و رزرو اقامتگاه های مردمی از طریق این وبسایت را به شما آموزش دهیم. دهگردیاولین تصویری که در ذهن شما بعد از شنیدن یا دیدن این کلمه نقش می بندد چیست؟ قبل از خواندن ادامه متن به این سوال پاسخ دهید! دهگردی 4 سال پیش متولد شد و هدف بنیانگذارانش رسیدن به یک سفر اصولی به مقصد روستاهای ایران بوده و هست. دهگردی می کوشد تا به درستی گردشگران را در سرتاسر روستاهای ایران پخش نماید و این هدف به پویایی اقتصاد جوامع محلی کمک می کند. دهگردی کارش را از اجاره روزانه خانه های روستایی و اقامتگاه های مردمی و بوم گردی شروع کرده و توانسته با استفاده از توان جامعه محلی رشد بسیار خوبی در زمینه مهیا کردن اقامتگاه ها و سرویس دهی به گردشگران را تجربه کند. در اینجا نگاهی می کنیم به نحوه ی کار با سایت دهگردی وبسایت دهگردی از دو بخش کلبه، ویلاهای روستایی و اقامتگاه های بوم گردی تشکیل شده است. در بخش کلبه ها و ویلاهای روستایی شما فضاهایی که خانه های مسکونی روستاییان است و می توانند چند شبی را در اختیار گردشگران قرار دهند مشاهده می کنید. کلبه ها اکثراً در محیط های ییلاقی و روستایی واقع شده اند و نحوه ی پرداخت آنها بر اساس &quot;شب&quot; است. یعنی یک خانه با ظرفیت مشخص برای تعداد شب مشخص در اختیار مهمان قرار می گیرد و هزینه را برای هر شب می پردازد. در حقیقت تعداد شب ضربدر قیمت مشخص می شود و هزینه محاسبه میگردد. در این بخش در صورتی که تعداد نفرات درخواستی شما از تعداد نفرات استاندارد یک کلبه یا ویلا بیشتر باشد به ازای هر نفر اضافه مبلغی جزئی به مبلغ محاسبه شده اضافه می گردد. در بخش اقامتگاه های بوم گردی فضاهایی که مجوز رسمی از سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری دارند و به عنوان اقامتگاه رسمی شناخته می شوند را مشاهده می کنید که اغلب دارای معماری بومی همراه با خدمات میزبانی و سرویس دهی غذایی می باشند. در این بخش نحوه ی پرداخت بر اساس نفر شب محاسبه می شود. یعنی هر نفر N تومان برای یک شب. که در حقیقت تعداد نفرات ضربدر تعداد شب درخواستی می شود و هزینه پرداخت می گردد. رزرو اقامتگاه های بوم گردی عموماً همراه با صبحانه یا همراه با صبحانه و ناهار و شام است. تفاوت کلبه ها با اقامتگاه های بوم گردی عموماً در نحوه استفاده از فضا است. غالباً اقامتگاه های بوم گردی فضاهای اشتراکی دارند، یعنی ممکن است اقامتگاهی چند اتاق داشته باشد که بر اساس تعداد نفرات رزرو شده هر اتاق را در اختیار یک مهمان قرار می دهد که معمولاً در نواحی مختلف ایران با توجه به ساختار معماری خانه ها این مسئله تفاوت هایی با هم دارند. مثلاً در اقامتگاه های بخش کویری یا مرکزی ایران اقامتگاه ها دارای یک حیاط مرکزی هستند که اتاق ها در دورتادور این حیاط ساخته شده اند و در هر اتاق یک خانواده اقامت دارد. در بخش شمال ایران با توجه به ساختار معماری شمالی اقامتگاه دارای دو طبقه می باشد که هر طبقه در اختیار یک خانواده یا گروه قرار می گیرد. یا شاید یک اقامتگاه بصورت دربست بتواند در اختیار یک گروه یا خانواده قرار گیرد. عموماً این موضوع در بخش توضیحات هر اقامتگاه نوشته شده است. اما کلبه ها یا ویلاهای روستایی فضاهای خصوصی و دربست هستند که در اختیار یک گروه یا خانواده قرار می گیرند. شما به محض ورود به صفحه اصلی سایت دهگردی میتوانید در بخش جستجو مقصد سفرتان را جستجو کنید. به خاطر داشته باشید کلیدواژه هایی که در سایت جستجو میکنید باید عین عبارت های درج شده در سایت باشد. به عنوان مثال اگر مقصد شما گلستان است باید کلمه &quot;گلستان&quot; را جستجو کنید. در این حالت تمامی اطلاعاتی که مربوط به کلبه ها، ویلاها و اقامتگاه های بوم گردی گلستان می باشد برای شما نمایش داده می شود. یا اگر اسم روستا یا کلبه یا اقامتگاهی را می دانید کافی ست یکی از عبارت های موجود در اسم آن روستا یا اقامتگاه را جستجو کنید. به عنوان مثال اگر مقصد شما روستای ریگ چشمه است کافی ست &quot;ریگ&quot; یا &quot;چشمه&quot; را جستجو کنید. مثالی دیگر : اگر شما میخواهید اقامتگاه بوم گردی باغچه مریم را رزرو نمائید کافی ست عبارت &quot; باغچه&quot; یا &quot;مریم&quot; را جستجو کنید. در قسمت کلبه ها، ویلاها و یا اقامتگاه ها شما اطلاعاتی نظیر : نام اقامتگاه، فاصله از شهر، امکانات اقامتگاه، دسترسی ها به مراکز خدماتی، توضیحات در خصوص آن اقامتگاه، نوع سرویس دهی، امکانات اضافی و ... را مشاهده می کنید. همچنین می توانید در قسمت نظرات، تجربیات کاربران و گردشگرانی که از آن اقامتگاه استفاده کرده اند را مشاهده کنید، شما هم میتوانید با شماره های مشاوران که در قسمت زیر هر اقامتگاه درج شده است تماس بگیرید و مشاوره های رایگان از آنها دریافت کنید. بعد از بررسی کامل در قسمت ثبت رزرو میتوانید اطلاعاتی نظیر : نام و نام خانوادگی، کد ملی، شماره تماس، تاریخ ورود و تاریخ خروج و تعداد نفرات را وارد کنید و بعد از خواندن قوانین رزرو درخواست رزرو را بصورت رایگان ثبت نمائید. بعد از بررسی درخواست شما توسط پشتیبانان دهگردی و هماهنگی با میزبان درخواست شما تائید یا رد می شود. در صورت تائید پیامکی برای شما ارسال می شود که حاوی یک لینک پرداخت است. شما میتوانید با وصل شدن به درگاه بانکی ایمن پرداخت رزرو خود را تکمیل نمایید. بعد از رزرو اطلاعات شما برای میزبان ارسال شده و او به رسم میزبانی با شما تماس خواهد گرفت و هماهنگی های ساعت ورود و اطلاعات تکمیلی را در اختیار شما قرار خواهد داد. نکته مهم : حتماً قبل از رزرو از قطعی بودن رزرو خود اطمینان حاصل نمایید سپس درخواست رزرو را ثبت نمایید.نکته مهم : حتماً قبل از ثبت درخواست قوانین مربوط به پذیرش در اقامتگاه های بوم گردی و خانه های روستایی، قوانین مربوط به رزرو ، قوانین مربوط به لغو رزرو را مطالعه نمایید. نکته مهم : لطفاً قبل از هر اقدامی در سایت دهگردی مطلب چرا بوم گردی؟ را بخوانید. این مطلب به شما کمک می کند هدف خود از سفرهای بوم گردی و دهگردی را بهتر بشناسید و با برنامه ی بهترین اقدام به رزرو نمایید. </description>
                <category>دهگردی</category>
                <author>Dehgardi</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2019 19:45:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>