<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات مدرسه دیجیتالینگ</title>
        <link>https://virgool.io/digitaling/feed</link>
        <description>ما در مدرسه دیجیتالینگ با قدم برداشتن در دنیای دیجیتال مارکتینگ و تجربه کردن آموختیم و هنوز هم می‌آموزیم. دوست داریم تا شما را هم در این مسیر یادگیری همراه کنیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:51:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/kpzaf8bzmtjq/ik4mdn.png</url>
            <title>مدرسه دیجیتالینگ</title>
            <link>https://virgool.io/digitaling</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل اولین گزارش تقلب در تبلیغات آنلاین ایران</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-tfmxx7ecdjyc</link>
                <description>تقلب در تبلیغات، بودجه‌سوز است! این را دیجیتال مارکترها و هر کسی که کمپینی را به راه انداخته باشد، به خوبی می‌داند؛ اما تا قبل از انتشار «گزارش تقلب تبلیغاتی دژینو» آمار دقیقی از آن نداشتیم. آمار درون این گزارش، بر خلاف گزارش‌های رشد و بالندگی، کلکسیونی از مُچ‌های گرفته شده در بستر تبلیغات آنلاین ایران را در خود دارد؛ گاهی تلخ است اما واقعی است!شاید بپرسید که دژینو چطور این کار را کرده است؟در پاسخ باید بگویم که تیم دژینو از مدل‌های هوش مصنوعی و الگوریتم‌هایی که بر پایه «رفتار کاربر»، «ردپای کاربر» و «پروفایل کاربر» هستند برای تشخیص سشن‌های تقلبی استفاده می‌کند. دژینو، نتیجه این تحلیل و بررسی در طول یک سال گذشته را در قالب یک گزارش ارزشمند در اختیار وب ایران قرار داد.قبل از هر چیز باید بگویم که دیدن این گزارش، من را خیلی خوشحال کرد. چون از این دست گزارش‌ها در ایران خیلی کم به وجود می‌آیند و این یکی هم اولین از نوع خودش است.به همین دلیل، تصمیم گرفتم که تحلیل خودم از داده‌های آن را با شما به اشتراک بگذارم. تا یادم نرفته، می‌توانید این گزارش را از لینک زیر، دانلود کنید?دانلود اولین گزارش تقلب در تبلیغات آنلاین ایراندر 365 روز گذشته، 500 میلیارد تومان از بودجه کسب و کارهای ایرانی، قربانی تقلب شداین عدد واقعا شوکه کننده است! ولی از طرفی، نمی‌توانیم بگوییم که آقا من دیگر تبلیغات آنلاین نمی‌کنم چون تقلب دارد! تبلیغ، شتری است که پشت درب هر کسب و کاری می‌نشیند. برای رشد واقعی کسب و کارمان چاره‌ای جز انجامش نداریم.از طرفی، تقلب هم وجود دارد و نمی‌شود منکرش شد. ولی وجود پلتفرم‌هایی مثل «دژینو» و با پیشرفته‌تر شدن پلتفرم‌های تبلیغاتی مثل «مدیااد» و «یکتانت» می‌توانیم امیدوار باشیم که مُچ تقلب‌های بیشتری گرفته شود!اینستاگرام، محبوب‌ترین شبکه اجتماعی تبلیغات کلیکی بین کسب و کارهای ایرانی استبر اساس چیزی که من تا به حال دیده‌ام «نزدیکی ما به مخاطب» باعث این ماجرا شده است. اگر خوب نگاه کنیم می‌بینیم که ما این حجم از نزدیکی به مخاطب را در هیچ بستر دیگری نداریم؛ مثلا تبلیغات گوگل ادز را در نظر بگیرید، ما اصلا از نزدیک با کسانی که مثلا روی تبلیغات کلیکی ما کلیک می‌کنند، آشنا نمی‌شویم.اما در اینستاگرام، ماجرای تبلیغ، شبیه این است که انگار دوست و آشنایمان چیز خوبی را به ما هم پیشنهاد می‌دهد. به زبان ساده، قدرت ارتباط انسانی شکل گرفته در اینستاگرام، بسیار بیشتر از بسترهای دیگر است.جالب اینکه پیج‌ها با موضوع‌های مختلف هم می‌توانند آورده خوبی از ین ماجرا داشته باشند؛ مثلا من مدتی قبل با کسی صحبت می‌کردم که یک کسب و کار در زمینه «کشاورزی» داشت و از نتیجه‌ای که از اینستاگرام گرفته بود ابزار رضایت می‌کرد. نزدیکی به مخاطب در اینستاگرام، مانع‌های بسیاری را از سر راه کسب و کارها برداشته است.دسته «آهنگ و موسیقی» با آمار 90 درصدی، متقلب‌ترین پابلیشر بودسایت‌های موسیقی، مثل سایت‌های خبری یا دیگر سایت‌ها نیستند که دریچه‌های درآمدی متفاوتی داشته باشند یا دست‌کم می‌توانیم بگوییم که فکر درست و درمانی برای مدل درآمدی‌شان نکرده‌اند و تنها راه درآمدزایی برای آنها تبلیغات است.به همین دلیل، سعی می‌کنند با به کار بستن روش‌های تقلب متفاوت مانند «لینک‌های دانلود فیک» یا «تقلب در کلیک‌ها» درآمدشان را افزایش دهند. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم که پابلیشرهای موسیقی را از دسته‌بندی‌هایتان حذف کنید. البته ناگفته نماند که همه سایت‌های موسیقی این حجم از تقلب را ندارند اما در این ماجرا تر و خشک با هم می‌سوزند.بنرهای تبلیغاتی، بیشترین کلیک‌های تقلبی را می‌گیرنددلیل این ماجرا آسان بودن تشخیص جایگاه بنرها برای ربات‌ها است. معمولا هم ربات‌ها یاد گرفته‌اند که این کلیک‌ها را با رعایت فاصله زمانی انجام دهند تا به این راحتی‌ها گیر نیفتند!تقلب تبلیغاتی با دسکتاپ راحت‌تر است!با دسکتاپ می‌توان کلیک‌های تقلبی راحت‌تری زد. چون اگر ربات باشد که تکلیفش روشن است و اگر انسان باشد هم خیلی راحت‌تر می‌تواند یک صفحه جدید باز کرده و تقلب کند. در موبایل، بیشتر از تقلب، بحث «اشتباه» باز است. چون گوشی‌ها لمسی‌ هستند و شاید کاربر دستش بخورد و یک صفحه باز شود.نمایش دهندگان تبلیغات در دسته «نرم‌افزار موبایل» کمترین میزان سشن تقلبی را داشتندما در این دسته، نمایش‌دهندگانی مثل «سافت 98» را داریم که برای خودشان پلتفرم ویژه‌ای دارند. شنیده‌هایم می‌گویند که تاثیرش هم خیلی خوب است. ما در دیجیتالینگ چندین بار تلاش کردیم تا در این سایت تبلیغ بگذاریم اما ظرفیتش پر بود.همین موضوع نشان می‌دهد که تبلیغ‌دهندگان از قبل این جایگاه‌ها را به دلیل تاثیر خوبی که از آن دریافت کرده‌اند رزرو می‌کنند. بخش تاسف‌بار این است که تعداد این جور سایت‌ها خیلی کم است!چندین و چند آمار شاخدار جهانی در مورد تقلب در تبلیغاتدر بخش‌هایی از این گزارش، آمارهایی جهانی از وضعیت تقلب تبلیغاتی منتشر شدند. حالا خودتان گزارش را دانلود می‌کنید و می‌بینید. نکته‌ای که من می‌خواستم در این مورد بگویم این است که قرار نیست ما با این آمارها به پلتفرم‌های ایرانی طعنه بزنیم. در واقع، هر چقدر که این پلتفرم‌ها پیشرفته‌تر می‌شوند، توانایی‌شان در گیر انداختن تقلب‌ها هم بیشتر می‌شود.از طرفی، تقلب‌چی‌ها هم بیکار نمی‌نشینند و از خلاقیت خودشان برای ساختن روش‌های تقلب جدیدتر، نهایت استفاده را می‌کنند! این نبردی است که تا بی‌نهایت، میان تبلیغ‌کنندگان و متقلبان تبلیغاتی ادامه خواهد داشت!در انتها باز هم از بَروبچه‌های تیم دژینو برای به اشتراک گذاشتن این داده‌ها تشکر می‌کنم و از الان بگویم که منتظر گزارش‌های بعدی هستم✌️نظر شما در مورد آمار تقلب در تبلیغات ایران چیست؟ در کامنت‌ها از تجربه یا نظرتان مرا با خبر کنید.</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Wed, 18 Oct 2023 00:09:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل دومین گزارش جامع سئوی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D8%A6%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-x40ryrncmbrn</link>
                <description>نتیجه نظرسنجی که در دیجیتالینگ انجام دادیم به ما نشان داد که شرکت کننده‌های دوره و مخاطبان ما در دیجیتالینگ، خواندن تحلیل گزارش‌ها را دوست دارند. این مورد را در اولین گزارش جامع سئوی ایران  هم دیدیم. به همین دلیل، من هم به سراغ تحلیل یک گزارش دیگر رفتم. این بار دومین گزارش سئوی ایران را که از طرف مجموعه «تریبون» منتشر شد، زیر ذره‌بین بررسی می‌برم. تا انتهای تحلیل این گزارش جالب با من همراه باشید.می‌توانید این گزارش را از لینک زیر دانلود کنید:دومین گزارش جامع سئوی ایراناعتبار این گزارش از همان ابتدا روشن شدقبل از هر چیز باید بگویم که از خواندن این گزارش واقعا لذت بردم و حتی می‌توانم بگویم یکی از بهترین گزارش‌هایی بود که آن را بررسی کردم. چه از نظر انسجام محتوایی، چه ساختار و چه گرافیک؛ مثلا در صفحه 9 گزارش، اشاره می‌شود که 628 نفر در نظرسنجی شرکت کردند اما ما با 541 نفر کار گزارش را شروع کردیم.چون در مورد 11 نفر، بازه زمانی پاسخگویی به نظرسنجی خیلی کوتاه بود؛ انگار که گزینه‌ها را بدون خواندن و دقت، فقط رد کرده‌ باشند و 76 نفر از آنها هم فعالیت خاصی در زمینه سئو نداشتند. همین کار باعث شد تا اعتبار گزارش، بیشتر شود.نکته مهم: وقتی تعداد نفرات گزارش کم می‌شود ما باید توپ را به آن سوی میدان بیندازیم و روی کیفیت پاسخ‌هایی که دریافت کرده‌ایم دقیق شویم. یعنی شاید 10 پاسخ هم در جامعه آماری 500 نفری خیلی اثرگذار باشد.می‌توانید در تصویر زیر، نگاهی به چند و چون این جامعه آماری بیندازید.بیشتر افراد این نظرسنجی، جونیور بودندمیزان تجربه افراد شرکت کننده در این نظرسنجی، نکته جالب دیگری بود که توجه من را به خودش جلب کرد. بیشتر این افراد چیزی بین دو تا پنج سال تجربه کاری دارند. به زبان دیگر می‌توان گفت که «جونیور» هستند. بهتر است وقتی بخش‌های دیگر این گزارش را می‌خوانیم این نکته را در نظر داشته باشیم.چالش اختلاف درآمد بین سئوکارهای خانم و آقادر دنیای سئو هم ماجرای قدیمی اختلاف پرداخت بین متخصص‌های خانم و آقا دیده می‌شود. به طوری که متوسط درآمد متخصص‌های خانم از متخصص‌های آقا کمتر است. از نظر ما این موضوع چند دلیل دارد:کارفرماهای بی‌انصافکوتاه آمدن‌های متخصص خانمکمبود اعتماد به نفس در متخصص خانمکم توقع بودن متخصص‌های خانماین در حالی است که متخصص‌های سئوکار آقا، با اعتماد به نفس بیشتری در مقابل کارفرما حاضر می‌شوند، کار و زمان خودشان را بسیار ارزشمند در نظر می‌گیرند و در نهایت هم پروژه‌های سئو را با قیمت بالاتری به دست می‌آورند.در اینجا تلنگری هم به تعداد انگشت شماری از کارفرماها می‌زنم و می‌گویم که بهتر است جانب انصاف را رعایت کنند و به جای نگاه کردن به جنسیت متخصص، به کیفیت کارش چشم بدوزند. بدون شک، هر پولی که در چرخه بی‌انصافی بچرخد به شکلی منصفانه از جیب شما بیرون می‌رود!به متخصص‌های خانم هم پیشنهاد می‌کنم که خودشان را دست‌کم نگیرند، برای کارشان، زمانشان و زحمتی که می‌کشند ارزش بیشتری قائل شوند و با اعتماد به نفس، پروژه را به قیمتی که حقشان است بگیرند.27 درصد متخصصان سئو بیش از 18 میلیون در ماه درآمد دارندتقریبا یک سوم جامعه آماری این گزارش، ماهانه بیش از 18 میلیون تومان درآمد دارند. من احتمال می‌دهم افرادی که بیشتر از چهار یا پنج سال سابقه دارند - سینیور هستند – این درآمد را به دست می‌آورند. نکته جالب اینجا است که ما در ایران، مهارت‌های انگشت شماری داریم که فرد با یاد گرفتن آنها می‌تواند ماهیانه 20 تا 30 میلیون تومان درآمد داشته باشد و سئو یکی از آن مهارت‌ها است.جالب‌تر اینکه نسخه ثابتی برای آن وجود ندارد. شما در ابتدا تعدادی نکته و تکنیک را یاد می‌گیرید، بعضی چیزها را امتحان می‌کنید و در اثر این فرایند، تجربه به دست می‌آورید. به همین ترتیب بعد از هر پروژه و به چالش کشیدن چالش‌ها، تجربه‌های خاص‌تری برای خودتان ذخیره می‌کنید و با این کار، قیمت و ارزشمندی کار خودتان را بالاتر می‌‌برید.در شرایط فعلی، درآمد بین 20 تا 30 میلیون تومان از متوسط درآمد افراد جامعه بیشتر است. البته محدودیتی برای این مقدار هم وجود ندارد و شما می‌توانید با تعداد پروژه‌های بیشتر و تجربه عمیق‌تری که به دست می‌آورید درآمد بیشتری را هم از آن خودتان کنید.چرا درآمد متخصصان سئو در شرکت‌های B2C بیشتر از B2B است؟این ماجرا چند دلیل دارد. بیایید آنها را با هم بررسی کنیم:دلیل اول: یک چیز برای دو نفر به دو شکل متفاوت معنی می‌شوداز روی تجربه به شما می‌گویم که «گوگل» یکی از بهترین کانال‌های ورودی برای شرکت‌های «B2C» است. به همین دلیل، اینگونه شرکت‌ها تمرکزشان را روی سئو می‌‌گذارند و سر کیسه را برای هزینه‌های آن شُل می‌کنند.البته سئو برای شرکت‌های «B2B» هم یکی از کانال‌های ورودی مهم است ولی تنها یا مهم‌ترین کانال نیست. چون راه‌های دیگری هم جلوی پای شرکت‌های «B2B» قرار دارند. نمونه‌اش همین برگزاری «ایونت» است که حتی می‌تواند تاثیری بسیار بیشتر از سئو هم داشته باشد.دلیل دوم: سئوکار بودن در شرکت‌های B2C پر چالش‌تر از شرکت‌های B2B استمن تجربه کار کردن در شرکت‌های «B2B» را دارم. ماجرای سئو در شرکت‌های «B2C» بسیار زمان‌برتر و پرچالش‌تر از شرکت‌های «B2B» است. در شرکت‌های «B2B» با یک دایره از کلیدواژه‌های محدود سر و کار داریم که می‌خواهیم با آنها مخاطب هدفمان را نشانه بگیریم. ولی در شرکت‌های «B2C» این دایره کلمه‌ها بسیار گسترده‌تر هستند.این ماجرا درست مثل آن می‌ماند که مثلا شما سرویس تحلیل بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی را که شاید 20 کلمه کلیدی داشته باشد را با یک فروشگاه در زمینه لوازم آرایشی که فقط یک برند آن 20 کلیدواژه دارد مقایسه می‌کنید.چرا نیمی از متخصصان سئو، فعالیت در شرکت‌ها را ترجیح می‌دهند؟اگر دقت کرده باشید در ابتدای این تحلیل گفتیم نیمی از کسانی که در نظرسنجی شرکت کردند بین دو تا پنج سال سابقه کاری دارند. این میزان از تجربه و کار، آنها را به درجه «جونیور» می‌رساند و باعث می‌شود که بیشتر بتوانند در شرکت یاد بگیرند و پخته‌تر شوند. چه از نظر مهارت‌های نرم و چه از نظر مهارت‌های سخت، آنها در حال ورزیده‌تر شدن هستند.اگر بخواهیم به صورت تیتروار این دلیل‌ها را برایتان بشماریم، چنین چیزی از آب در می‌آید:1. افراد در شرکت‌ها فرصت‌های زیادی برای پرورش مهارت‌های نرم و سخت خودشان دارند. چون می‌توانند بدون واسطه با نیروهای «فنی»، «محتوا»، «طراحی» و ... در ارتباط باشند؛ اما این موضوع در کار به صورت فریلنسری و پروژه‌ای صورت نمی‌گیرد.2. در کار به صورت عضوی از یک شرکت، فرصت‌های زیادی برای شبکه‌سازی و گسترش آن وجود دارد. همین موضوع باعث می‌شود که بتوانیم خودمان را به افراد بیشتری ثابت کرده و پروژه‌های بیشتری هم بگیریم.بنابراین، اگر مثلا کمتر از سه سال سابقه کاری داریم، خارج شدن از شرکت و تلاش برای انجام کار فریلنسری کار اشتباهی است.   هر که بامش بیش، برفش بیشترسئو، جزو همان کارهایی است که هر چه بیشتر و عمیق‌تر در آن شیرجه بزنید، بیشتر می‌توانید تجربه کسب کرده و فوت‌های کوزه‌گری را یاد بگیرید. به موازی این ماجرا، پول بیشتری هم به دست می‌آورید.  مدیر سئو شدن، حتما به معنی درآمد بیشتر نیستاینطور که داده‌ها نشان می‌دهند وقتی تجربه شما در حوزه سئو، بیشتر می‌شود به احتمال زیاد مدیر سئو خواهید شد.اما من در این مورد یک نقد دارم. چرا این انتظار و توقع وجود دارد که حتما بعد از داشتن یک سابقه کاری پر و پیمان، باید مدیر شویم؟ وقتی یک نفر در حوزه مشخصی کارش را شروع می‌کند در ابتدا «کارآموز» یا «کارشناس معمولی» است.بعد از آن تلاش می‌کند که «کارشناس ارشد» شود و افق دیدش هم در «مدیریت» پیچ و تاب می‌خورد. این در حالی است که در نقش مدیریت، بیشترین چیزی که افراد باید آن را بدانند «مهارت نرم» است. گذشته از این، شما می‌توانید یک کارشناس ارشد خوب باقی بمانید و چند برابر بیشتر از یک مدیر سئو درآمد داشته باشید.پیشنهاد من این است که اگر شما می‌خواهید مدیر شوید قبل از هر چیز، مهارت‌های نرم خودتان را محک بزنید. ببینید که چقدر مهارت «تیم سازی» دارید، تا چه اندازه می‌توانید تنش‌ها را مدیریت کنید، آیا رهبر خوبی هستید؟ و ... .آژانس یا فریلنسر؟ تجربه و درآمد کدامیک بیشتر است؟از روی تجربه می‌گویم که کارشناس‌های سئو وقتی در آژانس‌ها کار می‌کنند با حجم کاری بیشتری روبه‌رو هستند و به همین ترتیب، درآمد بیشتری هم دارند؛ مثلا من وقتی در آژانس کار می‌کردم گاهی می‌شد که هشت صبح می‌رفتم شرکت و 10 شب بیرون می‌آمدم! این هم طبیعی است.چون وقتی می‌خواهید پروژه سئو را در آژانس پیش ببرید با حجم کاری بیشتری سر و کار دارید. به همین دلیل، از نظر من، یک سال کار کردن در آژانس برابر است با دو سال کار کردن در یک شرکت معمولی. چون انرژی زیادی را از شما می‌گیرد و اگر عاشق کارتان نباشید و فقط به امید حقوق آخر ماه سر کار بیایید، عذاب خواهید کشید. ولی اگر روحیه کار تیمی دارید و به کارتان عشق می‌ورزید، حتما کار کردن در آژانس را تجربه کنید.شبکه‌سازی، کاربردی‌ترین روش فریلنسرها برای گرفتن پروژه‌ها استبر اساس داده‌های این گزارش، فریلنسرها بهترین و پردرآمدترین پروژه‌های خودشان را با کمک «شبکه‌سازی»، «تلاش روی ساخت برند شخصی» و به واسطه «توصیه یا معرفی کارفرماهای قبلی خودشان» به دست می‌آورند.به نظر من، سایت‌های کاریابی و پلتفرم‌های این چنینی خیلی برای فریلنسرها کاربرد ندارند. از طرفی، یک مقدار هم اعتماد کردن به فریلنسرها کار سختی است.نمی‌دانم این موضوع در دیگر بخش‌های دنیا چطور است ولی در ایران و با توجه به تجربه‌ای که من دارم کار کردن با فریلنسرها هم از نظر زمان‌بندی، گزارش دادن و کیفیت کار، کمی پیچیدگی دارد. افراد زیادی هم از من سوال می‌کنند که در فلان زمینه فرد قابل اعتمادی را می‌شناسی که به ما معرفی کنی؟ چون قابل اعتماد بودن، بخش مهمی از کار است که در مورد فریلنسرها با کمی نگرانی، قاتی شده است.چگونه یکی از بهترین فریلنسرهای سئوی ایران باشیم؟از نظر من، شما وقتی می‌توانید یک فریلنسر خوب باشید که بتوانید به کارفرماها دید خوبی در مورد سئو و دنیای آن بدهید. معمولا فریلنسرهای سئو: به کارفرما توضیح شفاف و ساده نمی‌دهند قراردادهای خوبی نمی‌بندند تعامل چندان خوبی با کارفرما ندارند گزارش خوبی نمی‌دهندجالب این است که دست آخر هم می‌گویند که کارفرما از سئو چیزی سر در نمی‌آورد. اگر کارفرما چیزی از سئو سر در نمی‌آورد مشکل از سمت ما است. چون او از حوزه دیگری وارد سئو شده است و ما وظیفه داریم که ماجرای این حوزه را به او توضیح دهیم.البته من هم فریلنسر بودم و می‌دانم که کار کردن با کارفرماها چندان ساده نیست. ولی باید مسئولیت این موضوع را برا عهده بگیریم.اما بیایید به اصل سوالمان برگردیم. چگونه یکی از بهترین فریلنسرهای سئوی ایران باشیم؟ به نظر من اگر روی مهارت‌های نرمتان کار کنید و نکته‌هایی که کمی قبل گفتم را در نظر بگیرید حتما می‌توانید به فریلنسر بهتری تبدیل شوید. به این ترتیب، کارفرماها شما را به یکدیگر معرفی می‌کنند و مثلا می‌گویند فلانی اخلاق خیلی خوبی دارد، تعاملش عالی است و در کنار تمام این‌ها کارش هم درجه یک است.چطور می‌توان بدون پروژه‌های زیاد به درآمد زیاد رسید؟از نظر من می‌توان در سئو بدون گرفتن پروژه‌های زیاد هم به درآمد بالای 30 میلیون رسید. برای این کار هم باید سئو را با دانش و تجربه مارکتینگی پیش ببریم. یکی از نقطه‌های ضعف متخصصان سئو این است که در این زمینه گاردشان را بالا می‌گیرند و می‌گویند که من نه به ماجرای قبل از سئو و نه بعد از آن کاری ندارم!این در حالی است که سئو یکی از زیر شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ و مارکتینگ است. وقتی ما هنوز روی مارکتینگ تسلط نداریم از آن طرف هم چاره‌ای جز گرفتن هفت پروژه برای داشتن درآمد 30 میلیونی نخواهیم داشت. تازه این تمام ماجرا نیست.چون نمی‌توانیم دست‌تنها تمام این پروژه‌ها را با هم پیش ببریم. بنابراین، باید یکی دو نفر را هم استخدام کنیم تا بخشی از کار را انجام دهند. همین موضوع باعث می‌شود که همان 30 میلیون هم به چند قسمت تقسیم شود و در عمل، ما با کار بیشتر، پول کمتری را به دست بیاوریم.در صورتی که می‌توانیم با گرفتن دو پروژه به همان درآمد 30 میلیونی برسیم؛ اما چطور می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟ما زمانی می‌توانیم این کار را انجام دهیم که بتوانیم با کارفرما در مورد چیزی مثل «شاخص افزایش فروش از طریق سئو» صحبت کنیم و هر دو طرف، حرف هم را بفهمیم! چون در نهایت، هدف از سئو کردن رسیدن به فروش بیشتر است و کارفرما هم دقیقا همین را می‌خواهد. اگر ما تحقیق خیلی خوبی روی کلمه‌های کلیدی داشته باشیم و پیشنهادهایی هم به کارفرما بدهیم که خانم/ آقا اگر مثلا صفحه فرودتان را بهتر کنید و ... فروشتان بیشتر می‌شود به یک سطح بالاتر از متخصص سئو تبدیل خواهیم شد.اما کسی که برای هفت پروژه فقط 30 میلیون تومان می‌گیرد، اصلا کاری به کار کلیدواژه‌هایی که فروش می‌آورند یا نمی‌آورند ندارد. چون خودش هم این چیزها را نمی‌داند و برای دانستنشان تلاش نمی‌کند و فقط می‌خواهد که سایت را با آن کلمه‌های کلیدی بالا بیاورد.نتیجه این ماجرا می‌شود سئوکاری که همیشه سرش شلوغ است و زمانی برای لذت بردن از زندگی ندارد و کارفرمایی که برای سئو کردن سایتش پول خرج می‌کند اما به فروش مورد نظرش نمی‌رسد!چطور کاسه صبر کارفرماهای عجول را بزرگتر کنیم؟به نظر من، یکی از دلیل‌هایی که باعث لبریز شدن کاسه صبر کارفرماها می‌شود، مطرح نشدن موارد زمانبر در قرارداد و توضیح ندادن شیوه کارکرد سئو به کارفرما است. چون ما که نمی‌توانیم کارفرما را تغییر دهیم. او از سئو کردن به دنبال رسیدن به فروش بیشتر است و می‌خواهد این موضوع خیلی زود برایش اتفاق بیفتد.ولی ما که می‌دانیم سئو، کار امروز و فردا نیست. با این حساب، آیا کسانی که از بی‌صبری کارفرماها شکایت کرده‌اند این موضوع که سئو کاری زمانبر است و مثلا هفت یا هشت ماه زمان می‌برد را در قراردادشان نوشته‌اند؟شما می‌توانید برای جلب رضایت کارفرما و تشویق کردن او به صبر کردن، در قرارداد بنویسید که مثلا اگر تا هشت ماه صبر کردی و به نتیجه دلخواهت نرسیدی، من به عنوان سئوکار، جریمه می‌دهم! این موضوع خیلی مهم است و تکلیف کارفرما را با کارهایی که می‌تواند در طول این مدت برای افزایش فروشش انجام دهد، روشن می‌کند.آقا پس این سایت ما چی شد؟!تصویر بالا بخشی از پرتکرارترین صحبت‌هایی است که کارفرماها تحویل سئوکارها می‌دهند. از نظر من، بیشتر این صحبت‌ها به خاطر شفاف نبودن قرارداد است. بخش دیگری از آن هم برمی‌گردد به اینکه ما نتوانستیم، کارفرما را خوب توجیه کنیم. از نظر او این اتفاق‌ها چیزی غیرطبیعی هستند و حتی ممکن است احساس کند که شما دارید سرش را کلاه می‌گذارید و هیچ کاری انجام نمی‌دهید!مثلا عبارت «چرا فروش کم شده؟» را در نظر بگیرید. کارفرما نگران است و شما به عنوان سئوکار باید این مورد را از قبل پیش‌بینی کرده و آن را در قراردادتان بنویسید؛ مثلا قید کنید که در طول انجام پروژه سئو این امکان وجود دارد که رتبه سایت در برخی از کلیدواژه‌ها پایین برود و این چیزی طبیعی است. شما می‌توانید به او بگویید که تجربه این کار را دارید و حتی با وجود افت فروش در کوتاه‌مدت، نتیجه خوبی را گرفته‌اید.مثال دیگر اینکه «سئو رو همه بلدن!» این تکه‌کلام از آنجا آب می‌خورد که در سایت‌های وردپرسی، پلاگین‌هایی برای سئو کردن وجود دارند و تبلیغات گسترده‌ای روی کارایی شگفت انگیز این پلاگین‌ها و تاثیر آنها روی سئوی سایت انجام می‌شود.کارفرماها هم با دیدن این موارد، فکر می‌کنند که سئو کردن کار خاصی ندارد و همه می‌توانند آن را انجام دهند. به نظر من، شما می‌توانید این موضوع را با ارائه دادن یک گزارش درست و حسابی به کارفرما برطرف کنید. وقتی شما به کارفرما گزارش نمی‌دهید او پیش خودش فکر می‌کند که شما در نهایت روی دو تا دکمه کلیک می‌کنید؛ اما وقتی او را در جریان کارهایی که انجام می‌دهید و تلاش‌هایی که به کار می‌بندید قرار می‌دهید گوشی دستش می‌آید که بله، همه سئو بلد هستند اما شما سئو را جور دیگری بلد هستید!69 درصد تیم‌های سئو دو تا پنج نفره هستندسئو، کاری است که شاخ و برگ‌های گوناگونی دارد؛ از بخش فنی و محتوا بگیر تا سئوی داخلی و خارجی. حتی بعضی وقت‌ها کار به «طراحی رابط کاربری» (UI) و «طراحی تجربه کاربری» (UX) هم می‌کشد. از طرفی، اگر چندین پروژه را در دست داشته باشید و بخواهید همه آنها را خوب پیش ببرید بهتر است به جای ارتش یک نفره بودن در قالب یک تیم دو یا چند نفره کارتان را انجام دهید.تولید محتوا، پر هزینه‌ترین فعالیت در سئودر تصویر بالا که بخشی از گزارش جامع سئوی ایران است رشد اهمیت تولید محتوا برای سئو را می‌بینیم و چقدر خوب که این اتفاق افتاده است. چون محتوایی که تولید می‌کنیم برای ما باقی می‌ماند و نیاز کاربر را برطرف می‌کند.پیش‌بینی سئوبه احتمال زیاد با روی کار آمدن «چت جی پی تی» (Chat GPT)  و امثالهم تعدادی از نتیجه‌های گوگل در برخی از حوزه‌ها رفته رفته کمتر شود. این هم نکته خوب و هم بدی است.نکته بد ماجرا اینجا است که شما محتوایی را که می‌توانستید با جستجو کردن در گوگل به دست بیاورید با کمک (Chat GPT) پیدا می‌کنید. نکته خوب ماجرا هم این است که وقتی محتوای شما خیلی خوب و کامل باشد یا در گوگل کمیاب محسوب شود، شانس بازدید بیشتری را به دست می‌‌آورید.گویا متخصصان سئو، بیشتر از همه با سئوی داخلی سر و کله می‌زنندبه نظر می‌رسد در این نظرسنجی، تعداد عزیزانی که روی پروژه‌های بزرگ کار می‌کنند کم بوده است. چون معمولا در پروژه‌های بزرگ سئو، چیزی که وقت تیم سئو را می‌گیرد «سئوی خارجی» است. ولی در مورد پروژه‌های کوچک، کار کردن روی «سئوی داخلی» به همراه داشتن استراتژی و تولید محتوای خوب، شما را به نتیجه می‌رساند.رتبه کلمات کلیدی؛ سنگ محک متخصصان سئو برای موفقیتیکی از اتفاق‌هایی که باعث بیشتر شدن فاصله میان کارفرما و متخصص سئو می‌شود این است که کارفرما یک خواسته و متخصص خواسته دیگری دارد. حالا پرسش اصلی این است که چه کار می‌توان کرد تا این دو خط موازی در یک نقطه به هم برسند و آن یکسان شدن خواسته‌ها اتفاق بیفتد؟به نظر من یک متخصص سئو، جدا از آنکه باید پیگیر بهبود رتبه کلمات کلیدی باشد باید به کیفیت مخاطبانی که از گوگل وارد سایت می‌شوند هم اهمیت بدهد. چون کارفرما به دنبال جذب «لید» و «پول» است. او رتبه‌ای که بالا می‌رود ولی در مقابل، آورده‌ای برایش ندارد را نمی‌خواهد. بنابراین، همانطور که کمی قبل‌تر گفتیم، در اینجا این متخصص سئو است که می‌تواند با ترکیب سئو و مارکتینگ و شفاف بودن در ارائه گزارش‌ها فاصله خودش و کارفرما را کمتر و کمتر کند.مسئول محترم، لطفا اینترنت را بی‌خیال شو!در سرزمین عجایب ما یعنی ایران، همیشه یکی از چالش‌های متخصصان وب، محدودیت‌های اجرا شده روی اینترنت و فیلترینگ است. حالا در سال 1401 این ترس و نگرانی، چندین برابر شده، چون تنها چیزی که برایمان باقی مانده همین اینترنت است. این موضوع ناراحت کننده، متخصصان سئو را دست به دعا کرده که ای مسئول محترم! لطفا اینترنت را قطع نکن!از طرف دیگر، ناآگاهی کارفرما از روند یک پروژه سئو هم چالش بزرگی است که در بخش بالاتر در این مورد برایتان مفصل توضیح دادم.طرح صیانت، همچنان برای سئوکارها شاخ و شانه می‌کشداز حق نگذریم، هر دم از این باغ، بری می‌رسد! «طرح صیانت»، «محدود کردن اینترنت» و «فیلترینگ»، همچون تیری سه شعله به سمت افراد و کسب و کارهای فعال در اینترنت پرتاب شده‌اند! این موضوع‌ها دست به دست هم داده‌اند و امنیت شغلی و حتی درآمد مستقیم افراد بسیار زیادی را به شکلی جدی، تهدید می‌کنند.اما در مورد گزینه دوم یعنی «پیشرفته‌تر شدن هوش مصنوعی گوگل» نظر من متفاوت است. بله، من هم موافقم که این الگوریتم در حال پیشرفته شدن است. ولی باز هم کسی که تعداد آزمون و خطاهایش را بیشتر کند و سریع‌تر یاد بگیرد می‌تواند این موضوع را به نفع خودش تغییر دهد.از طرفی، وقتی این موضوع سخت‌تر می‌شود می‌توان به راحتی جواب کسانی که می‌گفتند «سئو کاری نداره» را داد. البته کسانی که در مورد سئو چندان جدی نیستند یا برای یادگیری فرصتی ندارند، از دایره متخصصان سئو خارج خواهند شد. بنابراین، این دست شما است که این موضوع را یک تهدید در نظر بگیرید یا یک فرصت.سئوکارها هم می‌خواهند وطن را ترک کنندطبق آمار، 70 درصد سئوکارها به مهاجرت فکر می‌کنند. البته حق هم دارند. وقتی آنها در حوزه‌ای به تخصص رسیدند که فقط با وجود اینترنت آزاد بین‌المللی معنا پیدا می‌کند و از قضا در خارج از کشور هم به تخصص آنها نیاز دارند، چرا بمانند؟!زمانی بک لینک مُد بود، حالا محتواواقعا این جالب است که در سال 1401 چنین آماری بیرون می‌آید و «تولید محتوا»، «تجربه کاربری» و «سئوی تکنیکال» را به عنوان برگ‌های برنده سئو معرفی می‌کند.البته شاید افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردند در عمل، چندان به تولید محتوای با کیفیت پایبند نباشند و کار دیگری انجام دهند؛ اما همین که می‌دانند تولید محتوا چه تاثیری در سئو می‌گذارد هم بسیار با اهمیت است. به ویژه این موضوع در وب فارسی، واقعا حرف اول را می‌زند.هر چه عمق محتوا بیشتر، بهتر!در این بخش هم می‌بینیم که محتوای عمیق، تاثیر خوبی روی سئوی سایت می‌گذارد. از طرف دیگر، هوش مصنوعی در آینده بسیار نزدیک می‌تواند به متخصصان سئو کمک کند. به نظر من، وقتی یک متخصص سئو بتواند با هوش مصنوعی، گفتگوی بهتری داشته باشد می‌تواند از آن به عنوان یک ابزار کمکی به بهترین شکل ممکن کمک بگیرد. بیش از 70 درصد متخصصان سئو، آینده خودشان را در سئو می‌بینندیکی از دلیل‌هایی که بیش از 70 درصد متخصصان سئو باز هم آینده خودشان را در همین شغل می‌بینند، درآمد خوب و امکان افزایش درآمد بدون حد و مرز است. از این گذشته، سئو، یکی از بهترین شاخه‌های دیجیتال مارکتینگ محسوب می‌شود. تنوع زیادی هم دارد و کسانی که از آموزش دیدن و آزمون و خطا لذت می‌برند می‌توانند در این شغل به موفقیت برسند.به احتمال زیاد، کسانی که نمی‌خواهند این شغل را ادامه دهند آنقدر که باید از تنوع کاری سئو لذت نمی‌برند یا اینکه دلشان می‌خواهد کارشان یک روتین مشخص داشته باشد. در حالی که هر پروژه سئو برای خودش داستانی جداگانه دارد که شاید شبیه هیچ پروژه دیگری از آب در نیاید! اما همین موضوع، بخش جذاب این شغل هم به حساب می‌آید.آینده سئو به چه سمت و سویی خواهد رفت؟متاسفانه یا خوشبختانه ما در جایی زندگی می‌کنیم که باید بگوییم: «آینده سئو در ایران و آینده سئو در جهان» در جهان که آینده آن روشن است و به احتمال زیاد با آمدن هوش مصنوعی، کارشان به شکلی حرفه‌ای‌تر، پیشرفته‌تر و حتی تخصصی‌تر پیش خواهد رفت.اما در ایران، به احتمال زیاد متخصصان عزیز تا آخرین لحظه در این فضا حضور خواهند داشت. اگر هم اینترنت قطع شود درصد بالایی از این متخصص‌ها به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند و همین شغل را در کشورهای اروپایی ادامه می‌دهند. چون آنجا هم به این موقعیت شغلی نیاز دارند.اما در کل، با توجه به حضور هوش مصنوعی، این شغل خیلی شیرین‌تر و شاید بتوان گفت پر‌چالش‌تر از قبل خواهد شد.دم تیم خوب تریبون گرم!از تیم تریبون ممنونم که چنین گزارش پر و پیمونی را منتشر کردند. به نظر من پر از نکته بود و می‌شد آن را با گزارش قبلی مقایسه کرد. کار تریبون در تهیه این گزارش آن هم در حوزه‌ای که از شدت کمبود اطلاعات، چیزی از برهوت کم ندارد، لایق قدردانی است.حالا شما بگویید، نظرتان در مورد این تحلیل و در کل، آینده سئوی ایران چیست؟</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sat, 01 Apr 2023 18:22:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مستندسازی کمپین دیجیتال مارکتینگ؛ چرا باید برای نوشتن این مستند، زمان بگذاریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-dn6x9xgqwk7s</link>
                <description>نوشتن، یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ دانش و داده‌های ارزشمندی است که اکنون در دست داریم.دقیقا به همین دلیل است که نوشتن مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ می‌تواند به پیشرفت ما و تیممان کمک کند. در این مقاله، نگاهی به چرایی نوشتن مستند کمپین می‌اندازیم و تکلیفمان را با آن روشن می‌کنیم. منظور از مستند کمپین چیست؟هر جنگی که اتفاق می‌افتد در هر دنیایی هم که باشد، در نهایت تمام ماجراهایی که در طولش رخ داده‌اند مستند می‌شوند. شاید بگویید این چه ربطی به مستندسازی کمپین دیجیتال مارکتینگ داشت؟ در پاسخ باید بگوییم که تعدادی از واژه‌های جاری در ادبیات مارکتینگ از ادبیات جنگ، وام گرفته شده‌اند.نمونه‌اش همین «کمپین» که در این مقاله داریم در موردش حرف می‌زنیم. هر کمپین بازاریابی برای خودش نوعی جنگ، حساب می‌شود! بنابراین، برای این نوع از نبرد هم باید مستند نوشته شود.چرا باید مستند کمپین بنویسیم؟ یادآوری اشتباهاتمان چه فایده‌ای دارد؟!کمپین‌ها می‌آیند و می‌روند. نکته مهم این است که سهم درس خودمان را از دل این ماجرا بیرون بکشیم و با آنها پُلی برای پیشرفت در کمپین‌های بعدی باز کنیم. اجازه بدهید چند مورد از مزیت‌های این ماجرا را با هم مرور کنیم: محتوایی آموزنده و تجربی برای اجرا کردن کمپین‌های آینده در دست تیم مجموعه قرار می‌گیرد هزینه آموزش به نیروی انسانی جدید، کاهش پیدا می‌کند برنامه‌های تبلیغات و بازاریابی مجموعه، اثربخشی بیشتری را در آینده تجربه می‌کنند به جای تکرار اشتباه‌های گذشته، اشتباه‌هایی جدید را تجربه می‌کنیم و ...در مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ چه چیزهایی نوشته می‌شوند؟لازم نیست از دیدن عبارت قلمبه سلمبه «مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ» ترس برتان دارد و خیال کنید که با چیز سخت یا پیچیده‌ای طرف هستید.تنها کاری که باید انجام دهید این است که ریز به ریز ماجراهای کمپین، داده‌ها، آمار، ارقام، دستاوردها، شکست‌ها، درس‌ها و نکته‌های تازه‌ای که یاد گرفته‌اید را در جایی بنویسید و مستند کنید تا گذر زمان، خاطر آنها را در ذهنتان کمرنگ نکند. همین.ما در این مسیر چه کاری انجام دادیم؟اتفاقی که در دیجیتالینگ افتاد، مستندسازی کمپین بلک فرایدی بود. ما ریز ماجراهایی که در کمپینمان رخ داد را با استفاده از آمار و ارقام واقعی نوشتیم.از اشتباه‌ها و تجربه‌هایمان گفتیم، دستاوردها و ضررهایمان را نشان دادیم و درس‌هایی که از توشه این کمپین برداشتیم را در قالب مستند این کمپین نوشتیم.نمونه‌ای از مستند کمپین دیجیتالینگخواسته ما از شما چیست؟ما از شما دو چیز را می‌خواهیم:اول: به عنوان یک مارکتر از شما می‌خواهیم که مستند کمپین‌‌های خودتان را بنویسید تا به دستاوردهای عجیبش پی ببرید. اگر دوست داشتید آن را با دیگران هم به اشتراک بگذارید. دوم: اگر نیاز به مطالعه یک کیس استادی حاضر و آماده از کمپین دیجیتال مارکتینگ داشتید می‌توانید سری به بازارچه دیجیتالینگ بزنید و محصول «مستند کمپین دیجیتال مارکتینگ» را خریداری کنید.در کنار این مستند یک قالب خام هم به شما داده می‌شود تا با استفاده از آن بتوانید مستند کمپین خودتان را بنویسید.مستند کمپین دیجیتالینگآیا تا به حال، کاری مثل مستندسازی کمپین را انجام داده‌اید؟ لطفا یکی از تجربه‌های خودتان در این ماجرا را در بخش کامنت تعریف کنید.</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jul 2022 15:01:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا مشتریانتان شما را به دیگران معرفی می‌کنند؟(بررسی یک کیس واقعی)</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/nps1401-ved9pbhqii82</link>
                <description>به احتمال زیاد شما هم (NPS) را می‌شناسید. (NPS) یکی از شاخص‌های کاربردی برای دریافت نظرات مشتریان است که به ما نشان می‌دهد چقدر در روند کاری که انجام می‌دهیم و میزان ارتباطمان با مشتریانمان خوب عمل کرده‌ایم.ما از آغاز کارمان در دیجیتالینگ این شاخص را جدی گرفتیم و حالا می‌خواهیم در این مقاله، نتیجه یک سال کار در کنار این شاخص را با شما به اشتراک بگذاریم.درواقع (NPS) یا «شاخص خالص ترویج کنندگان» شاخصی است که در قالب یک نمره بین (۰ تا ۱۰) داده می‌شود. کاربران ما این نمره (۰ تا ۱۰) را به ما می‌دهند و نکته مهم‌تر اینکه دلیل این کار را هم به ما می‌گویند.مزیت شاخص (NPS) در این است که ما پیام‌ها را به یک عده محدود از مشتریانمان می‌فرستیم. این موضوع باعث جلوگیری از دریافت نظرات فیک و غیرواقعی می‌شوند. در نهایت ما هم این فرصت را پیدا می‌کنیم که با استفاده از نظرات مثبت یا منفی اما با کیفیتی که دریافت کرده‌ایم مسیر رشدمان را هموارتر کنیم.ما قبلا در دیجیتالینگ راجع به (NPS) مقاله مفصلی نوشتیم. اگر با این شاخص چندان آشنایی ندارید حتما مقاله «چرتکه‌ شاخص خالص ترویج کنندگان (NPS)» را مطالعه کنید.دسته‌بندی مروجان در npsما به چه کسانی و با چه شرایطی پیام دادیم؟وقتی شرکت‌کنندگان دیجیتالینگ بیش از ۵۰ درصد دوره‌ای که از ما خریداری کرده بودند را تماشا کردند به آنها پیام دادیم.چرا فقط به این دسته از مشتریان پیام دادیم؟چون آنها محصول ما را واقعا مصرف کرده بودند. به همین دلیل فقط به آنها پیام دادیم تا دقت نتیجه شاخصمان را بالا ببریم.پیام مورد نظر برای چند نفر ارسال شد؟ما این پیام را به ۱۲۴ نفر فرستادیم. از این میان، ۹۵ نفر آنها پاسخ دادند. نرخ پاسخ‌دهی ۷۹ درصد بود. تقریبا به طور میانگین، پر کردن این فرم سه دقیقه از وقتشان را گرفت. در شکل زیر، متن پیام را می‌بینید.آمار گزارش NPS دیجیتالینگ میانگین امتیاز بین ۰ تا ۱۰ چه بود؟نتیجه nps  در یکسال دیجیتالینگهمان‌طور که در تصویر بالا می‌بینید به طور میانگین از میان آن ۹۵ پاسخنامه‌ای که دریافت کردیم نمره ۸.۶۹ گرفتیم. سوالی که برای آن دسته خاص از مشتریانمان فرستادیم این بود:چقدر احتمال دارد که دوره‌های دیجیتالینگ را به دوستان و همکاران خود پیشنهاد کنید؟سوال اصلی NPSنتیجه چه شد؟همان‌طور که در تصویر می‌بینید، شاخص (NPS) دیجیتالینگ ۵۵.۷۹ است. با توجه به اینکه این عدد باید بین (-100 تا 100+) باشد گرفتن این نمره تقریبا خوب است. ولی می‌دانیم که هنوز جای کار داریم و برای آن تلاش می‌کنیم.ما یک سوال دیگر را چاشنی این شاخص کردیمبسیاری از کسانی که می‌خواهند شاخص (NPS) را بررسی کنند فقط از مشتریانشان این سوال را می‌پرسند که به ما چه نمره‌ای می‌دهید؟این در حالی است که حتی اگر مشتری به ما نمره ۱۰ بدهد راهی برای فهمیدن نظر واقعی او و دلیلش برای دادن نمره کامل وجود ندارد یا اگر به ما نمره مثلا ۲ می‌دهد نمی‌توانیم بفهمیم که اشکال کارمان کجا بوده تا راهی برای اصلاح آن پیدا کنیم.به همین دلیل ما در کنار این نمره دادن از مشتریانمان خواستیم که دلیلشان برای دادن این نمره را برایمان بنویسند. سوال دیگری هم که از آنها پرسیدیم این بود که در کدام دوره دیجیتالینگ شرکت کردید؟نگاهی به پاسخ‌های ارسال شده از سوی مشتریان دیجیتالینگدر ادامه این گزارش، ما نظراتی که مشتریانمان در طول بررسی شاخص (NPS) برایمان ارسال کردند را منتشر می‌کنیم. این نظرات به سه دسته «نظرات مخالف»، «نظرات خنثی» و «نظرات موافق» تقسیم می‌شوند.حالا بیایید نگاهی به این نظرها بیندازیم:نظرات مروجان(امتیاز ۹ و ۱۰):نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۱۰نظرات برای امتیاز ۹ و ۱۰نظرات برای امتیاز ۹نظرات برای امتیاز ۹نظرات منفعلان (امتیاز ۷ و ۸):نظرات برای امتیاز ۸نظرات امتیاز ۷ یا ۸نظرات مخالف(امتیاز بین 0 تا 6):نظرات برای امتیاز ۳، ۴، ۵ و ۶چطور پرسشنامه (NPS) را برای خودمان تحلیل کردیم؟به بخش آخر و تحلیل پرسشنامه رسیدیم. دوست داریم که نتیجه این بخش را هم با شما در میان بگذاریم.دلمان را فقط به حرف‌های شیرین خوش نمی‌کنیمبرخی از مشتریان برایمان نظرات خیلی خوبی نوشتند و حتی گفتند که ما را به دیگران معرفی می‌کنند ولی در نهایت به ما نمره‌ای مثل ۶ دادند. با این حساب، احتمال اینکه این فرد ما را به دیگران معرفی کند تقریبا نزدیک به صفر است.با احتیاط به نمره‌های نزدیک ۹ نگاه می‌کنیمکسانی که به ما ۷ و ۸ دادند از ما راضی هستند ولی بر اساس تجربه‌ای که داریم می‌دانیم احتمال اینکه ما را به دیگران معرفی کنند بسیار کم خواهد بود اما بعنوان شرکت‌کننده در دوره‌ّای آینده خواهیم داشت.حسابی جداگانه برای پروموترهایمان باز می‌کنیممشتریانی که به ما نمره ۹ و ۱۰ دادند برایمان خیلی مهم هستند. چون آنها حتما ما را به دیگران معرفی می‌کنند.نکته‌ای بسیار مهم در مورد تحلیل نتیجه‌هاکسانی که دوره‌‌های دیجیتال مارکتینگ را خریداری می‌کنند فقط چند ویدیوی پروژه محور آموزشی را نخریدند. آنها مجموعه‌ای از تجربه‌‌ها را می‌خرند؛ تجربه ارتباط با ما از طریق پشتیبانی، ارتباط با سایت از نظر فنی، ارتباط محتوایی و خیلی چیزهای دیگر.این موضوع خیلی مهم است و به ما کمک می‌کند تا نگاهی تک بُعدی به این ماجرا نداشته باشیم و فکر نکنیم نمره‌ای که مشتری به ما می‌دهد فقط دوره را در برمی‌گیرد. در واقع ماجرا بسیار گسترده‌تر و پر جزئیات‌تر از این حرف‌های است و تلاش ما باید تمام این بخش‌ها را در بر بگیرد.تمام پیام‌ها برای ما ارزشمند هستندبررسی و تفکیک پیام‌های مثبت و منفی به این معنی نیست که ما تمام توجه‌مان را فقط روی پیام‌های مثبت می‌گذاریم. از نظر ما تمام پیام‌ها چه مثبت و چه منفی، ارزشمند هستند و حتما روی آنها فکر می‌کنیم. چون هدفمان این است که روز به روز، خدمت‌گذاری‌مان را بهبود ببخشیم.سوال یا نظری در مورد این گزارش دارید؟ آن را در کامنت‌ها از ما بپرسید.</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 21:26:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار و ارقام دیجیتالینگ در سال ۱۴۰۰ با چاشنی یادگیری</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-cpt5vfe8doj8</link>
                <description>روزهای پایانی هر سال به جز آنکه نوید رسیدن سال نو را در گوشمان زمزمه می‌کنند ذهنمان را هم قلقلک می‌دهند تا نگاهی به راهی که در طول این بازه یکساله آمده‌ایم بیندازیم و به قول قدیمی‌ها کلاهمان را برای سال بعد قاضی کنیم.به همین دلیل ما هم در دیجیتالینگ نگاهی به عملکرد یکساله خودمان انداختیم تا بفهمیم با خودمان چند چند هستیم. تصمیم گرفتیم بخشی از این ماجرا را با شما هم به اشتراک بگذاریم.البته مثل همیشه سعیمان را بر این گذاشتیم تا فقط آمار خشک و خالی تحویلتان ندهیم و آن لابه‌لاها مطالب آموزشی از چیزهایی که یاد گرفته‌ایم را هم وسط بگذاریم تا هر کس بنا به نیاز و تخصصش اندوخته‌ای از این قضیه برداشت کند و حتی قدمی برای بهتر کردن این اکوسیستم برداشته شود.این بررسی شامل چند بخش می‌شود: داده‌های بازدید، ترافیک و ... داده‌های بخش محتوا در جنبه‌های مختلف آن داده‌های مربوط به کاربران و فروش (مثلا تعداد ثبت‌نام و ...)در نهایت هم از برنامه خودمان در سال ۱۴۰۱ برایتان می‌گوییم.بخش اول –آمار و ارقام از زبان گوگل آنالیتیکس عزیزمیزبان ۴۷ هزار یوزر در سایت بودیمما در سال ۱۴۰۰ میزبان ۴۷۰۰۰ کاربر بودیم. از این تعداد کاربر نزدیک به ۹۰ هزار سشن ایجاد شد که به طور میانگین نزدیک به چهار دقیقه در سایت ما حضور داشتند. اگر بخواهیم نگاهی کلی به این ماجرا بیندازیم به نظرمان آمار خوبی برای سال اول کار ما هستند. ولی باید وارد جزئیات ماجرا هم بشویم. اجازه بدهید بعد از بررسی بخش‌های دیگر درباره ابعاد این خوب بودن تصمیم بگیریم.چون نمی‌توان فقط با بررسی میزان ترافیک یک نتیجه درست از این وضعیت به دست آورد. همانطور که در تصویر می‌بینید در طول زمان ترافیک به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.دلیل آن هم این است که ما تا قبل از آذر ماه به صورت ارگانیک رشد می‌کردیم ولی بعد از آن در اثر کمپین‌ها، هزینه برای تبلیغات و ... ترافیکمان با سرعت بیشتری رشد کرد.چه تعداد از کاربران دیجیتالینگ خانم یا آقا هستند و این ماجرا چه اهمیتی دارد؟بر اساس آمارها ۶۱ درصد از کاربران دیجیتالینگ آقا و بقیه خانم بودند. در رنج سنی هم بیشتر از همه بازه بین 26 تا 34 سال و در رتبه بعدی بازه بین ۱۸ تا ۲۴ سال قرار داشتند.بررسی این موضوع به ما کمک می‌کند تا در سگمنت‌هایی که برای خودمان مشخص کردیم و آنها را در تمپلیت پرسونا مشخص کردیم ببینیم که چقدر به آمار و ارقام گوگل آنالیتیکس نزدیک بودیم.بخشی از فایل پرسونای دیجیتالینگدر واقع می‌خواهیم ببینیم چقدر چیزی که می‌گوییم درست است. البته که بیشتر بحث ما در اینجا پرسونای مشتری بود ولی از کمی دورتر و در نگاه کلی هم می‌توان یک چنین دیدی پیدا کرد.کشف قانون ۲۰/۸۰ در میان کاربران بازگشتی به سایت و میزان فروشاحسنت به کاربرانی که برمی‌گردنداز میان تمام کاربرانی که وارد سایت ما شدند، ۲۱ درصد آنها دوباره به سایت برگشتند. بعد از بررسی‌هایی که داشتیم متوجه شدیم بیش از ۷۰ درصد فروش سایت متعلق به همین ۲۱ درصد است.بنابراین به این نتیجه رسیدیم که بهتر است تمرکزمان را روی این بازگشتی‌ها بگذاریم. چون احتمال کمی وجود دارد کاربری که تازه وارد سایت شده است به خریدار محصولات تبدیل شود.نباید بگذاریم عددها گولمان بزنند!لطفا توجه کنید. در اینجا خطاب ما به خودمان است. ولی امیدواریم که برای شما هم جنبه یادگیری داشته باشد. در واقع، از تعداد سشن‌هایی که داریم – نزدیک به 90 هزار – فقط 20 هزار عدد از آنها برایمان جذاب است.چرا؟به چند سشن آخری در تصویر نگاه کنید. تعداد آنها «۱۲۴۵۱»، «۷۰۳۹» و «۲۶۶۰» است. این‌ها سشن‌هایی هستند که بیش از 3 دقیقه در سایت ماندند. چون سایت ما از نوع محتوایی است.با دیدن سشن‌هایی که مدت طولانی‌تری در سایت می‌مانند فرض را بر این می‌گذاریم که آنها در حال مصرف کردن محتواها هستند و در اصطلاح اینگیج شده‌اند. الباقی سشن‌ها فقط چیزی در حدود صفر تا 10 ثانیه در سایت ماندند.نگاهی به نرخ‌های تبدیل بر اساس برند گوشیدر کل، بررسی نرخ تبدیل، کار خوبی است و البته نتیجه این بخش هم برایمان جالب بود. نرخ تبدیل در گوشی‌های «سامسونگ»، «شیائومی» و «هواوی» بین ۳ تا ۳.۵ درصد بود. این ماجرا برای گوشی‌های «اپل» 1.6 درصد بود.موشکافی نرخ تبدیل از گوگل، دایرکت و تلگراماز گوگل، دایرکت و تلگرام بیشترین نرخ تبدیل را داشتیمسه پرچم‌دار ما در بررسی نرخ تبدیل از دریچه کانال‌های ورودی به ترتیب «گوگل»، «دایرکت» و «تلگرام» هستند. تکلیف گوگل که روشن است. در مورد دایرکت هم احتمالا همان کسانی هستند که از یک چنل دیگر وارد سایت شده‌اند.مقدار نرخ تبدیل از کانال تلگراممان هم به دلیل قدمت کانال تلگرام دیجیتالینگ است که در طول چند سال گذشته فعال بوده است. به همین دلیل، کسانی که ما را می‌شناختند بیشترین میزان خرید را از دریچه تلگرام انجام داده‌اند. ما همچنان روی بقیه چنل‌هایمان هم کار می‌کنیم تا در آنها هم قوی‌تر شویم.در قیف فروش دیجیتالینگ چه گذشت؟قیف فروش در یکسال گذشتهدر سال ۱۴۰۰ قیف فروش دیجیتالینگ را زیر نظر گرفتیم تا علت‌های ریزش کاربران را پیدا کنیم. همان‌طور که در تصویر بالا می‌بینید در این بازه زمانی ۷۱۵۶ یوزر محصول را وارد سبد خرید خود کردند. از این تعداد، ۴۰۸۵ یوزر به صفحه پرداخت رسیدند و در نهایت فقط ۲۷۵۶ یوزر سفارششان را نهایی کردند. (باید بدانیم که آمار تصویر بالا بخشی از کل دیتا است و گوگل کل دیتا را برای ما نمایش نمی‌دهد)در این میان، ۴ دلیل برای این ریزش‌ها پیدا کردیم:1. در سایت ما مرحله ثبت نام وجود دارد که برای برخی از کاربران کار سختی است. به همین دلیل آن را رها می‌کنند.2. برخی از کاربرها به قیمت محصول توجه نمی‌کنند یا حتی فکر می‌کنند محصول مورد نظرشان رایگان است. به همین دلیل وقتی به صفحه خرید محصول هدایت می‌شوند تازه می‌فهمند که ماجرا از چه قرار است.3. عده دیگری از کاربرها محصول را رها می‌کنند تا وقت دیگری به سراغ آن بروند.4. چهارمین دلیلی که به واسطه چند نفر از مشتریانمان از آن با خبر شدیم این بود که در آن هنگام، پول در حسابشان نبوده یا درگاه پرداخت به مشکل برخورده است. به همین دلیل خرید را تمام نکردند.چه راه‌های چاره‌ای پیش پای ما وجود داشتند و ما چه کردیم؟بزرگترین راه چاره‌ای که پیش روی ما وجود داشت، حذف کردن بخش ثبت نام در سایت بود. ولی ما این کار را نکردیم. در آینده هم این کار را نخواهیم کرد. چون نمی‌خواهیم به بهانه داشتن مشتریان بیشتر، فرصت تعامل با آنها را از دست بدهیم.بخش دوم –آمار محتوایی از زبان خودماندر طول یک سال گذشته ما بیش از ۱۰۰ مقاله را تولید یا به‌روز کردیم. مقاله‌های سایت بیش از ۶۰ هزار بار بازدید شدند. برای مطالعه این مقاله‌ها می‌توانید به سراغ صفحه نقشه‌ راه‌های دیجیتالینگ بروید.۱۷ محصول را در بازارچه دیجیتالینگ گذاشتیم. بازارچه دیجیتالینگ یکی از بخش‌های مورد علاقه ما است و آن را بسیار دوست داریم. استقبال مخاطبان هم از بازارچه، قابل توجه بود.بازارچه دیجیتالینگدر کنار این موارد، بیش از ۷۰ ساعت دوره آموزشی ویدیویی ضبط کردیم.دوره‌های دیجیتالینگتا این قسمت، کار ما با بخش محتوایی تمام می‌شد. سعیمان بر این بود که به جای تعریف کردن از خودمان، واقعیت ماجرا را با چاشنی آموزش برایتان تعریف کنیم. اینکه تا چه اندازه در این کار موفق بوده‌ایم چیزی است که شما باید آن را به ما بگویید.بخش سوم –آمار سرنخ و مشتریاندر یک سال گذشته بیش از ۲۵۰۰ کاربر در سایت دیجیتالینگ ثبت‌نام کردند. نزدیک به ۱۷۰۰ نفر از آنها حداقل یک محصول را از سایت دانلود کردند. میانگین هزینه‌ای که این ۱۷۰۰ نفر برای خرید محصولات داشتند، ۷۵ هزار تومان بوده است؛ اما بقیه با چه هدفی این کار را انجام دادند؟دانلود محصولات رایگان یا خرید محصولات و دوره‌هابرخی با هدف کامنت گذاشتن ثبت‌نام کردندهمینطوری:)عده‌ای هم بودند که بعد از ثبت‌نام هیچ کار خاصی در سایت انجام ندادند. هنوز خودمان هم نمی‌دانیم که آنها با چه هدفی این کار را انجام دادند. تلاش ما بر این است که در سال پیش‌رو این افراد را به انجام یک کار در سایت –مطالعه مقاله‌ها، دانلود محصولات رایگان یا خرید محصولات و دوره‌ها – تشویق کنیم و ملات تعاملمان با آنها را افزایش دهیم.ورق زدن آمار شرکت کنندگان دوره و بازارچهما بیش از ۵۰۰ شرکت کننده دوره داریم که به طور میانگین ۲.۵ سفارش از ما داشتند. افتخار می‌کنیم که توانستیم میزبان و همراه این ۵۰۰ نفر باشیم تا بتوانند رشد کنند.برای این همراهی، تمام تجربه‌ها، اشتباه‌ها و مسیرهای درستی که کشف کرده بودیم را با آنها به اشتراک گذاشتیم. امیدواریم که در سال پیش‌رو تعداد شرکت‌کننده‌ها بیشتر شود و جامعه دیجیتالینگ رشد بیشتری را تجربه کند.در کنار این موارد، نهایت تلاش خودمان را کردیم تا پشتیبانی تخصصی داشته باشیم و به سوال‌های تخصصی که در قلب دوره برایشان پیش می‌آمد پاسخ دهیم.مثلا پاسخ تمرین‌هایی که شرکت کنندگان دوره برایمان می‌فرستادند را بررسی می‌کردیم و برای بهتر شدن عملکردشان آنها را راهنمایی می‌کردیم. محصولات بازارچه نیز بیش از ۴۲۰۰ بار دانلود شدند.شیرینی آخر سال را از شما گرفتیمبرای اولین بار بعد از یک سال فعالیت سایت، در جشنواره وب و موبایل ثبت‌نام کردیم و به انتخاب شما برنده مردمی شدیم. معیارهای این انتخاب، محتوا، ظاهر سایت، فنی و ساختار بوده است. از این بابت بسیار خوشحال و از همراهی شما سپاسگزاریم.حکایت همچنان باقی است ...چیزی که خواندید یک جمع‌بندی کلی از ماجرای یک سال گذشته در دیجیتالینگ بود. از اینجا به بعد به سراغ برنامه دیجیتالینگ در سال ۱۴۰۱ می‌رویم.به ‌اشتراک گذاری تجربه‌های بیشتر در تلگرام و لینکدین و ...یکی از کارهایی که حتما در سال پیش‌رو آن را ادامه می‌دهیم به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها و اشتباهاتمان با شما است. چون دیجیتالینگ در حال پیشرفت است و این پیشرفت به معنی امتحان کردن راه‌های جدید و به دست آوردن تجربه‌های تازه‌‌تر است. می‌توانید این تجربه‌ها را در لینکدین و کانال تلگرام دیجیتالینگ پیدا کنید.انتشار اپیزودهای جدید در کست باکس و ...تا الان بیش از 350 اپیزود منتشر کرده و بیش از ۱۵۰ هزار بار شنیده شدیم. در سال پیش‌رو ماجرای انتشار این اپیزودها همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. می‌توانید این پادکست‌ها را از «کست باکس»، «اپل پادکست» و «اسپاتیفای» دنبال کنید.تکمیل نقشه راه‌های «بازاریابی ایمیلی»، «پیامکی» و «تبلیغات آنلاین»کار دیگری که حتما آن را انجام می‌دهیم تکمیل کردن نقشه‌راه‌هایمان است تا همچنان تر و تازه و کاربردی باقی بمانند.تمرکز خیلی بیشتر روی محصولات بازارچهاز آنجا که استقبال مخاطبان از بازارچه دیجیتالینگ خیلی خوب بود می‌خواهیم در سال پیش‌رو تمرکز زیادی روی توسعه این بخش از سایت دیجیتالینگ و محصولات آن داشته باشیم. اضافه شدن دوره‌های جدید مثل «سئو»، «بازاریابی ایمیلی» و «بازاریابی پیامکی»قصد داریم در سال جدید، این دوره‌ها را هم به سایت اضافه کنیم.منتظر خواندن دیدگاه شما هستیماز اینکه گزارش سال ۱۴۰۰ دیجیتالینگ را مطالعه کردید سپاسگزاریم. امیدواریم که بتوانیم امسال کمک‌حال شما باشیم و اگر اولین بار است که نام دیجیتالینگ را شنیده‌اید به اهالی این مدرسه اضافه شوید. اگر نکته‌ای دارید یا چیزی درباره این گزارش به نظرتان می‌رسد لطفا آن را برایمان بنویسید.</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 29 Mar 2022 19:15:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک سال کار در دیجیتالینگ از من چه ساخت؟</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-q7jepaitnvmz</link>
                <description>ریحانه، یک نفر از تیم دیجیتالینگ!هر تغییر بزرگی در زندگی ما، چیزی در مایه‌های غوطه‌ور شدن در یک رودخانه جدید است. اگر خودمان را یک تکه سنگ کوچک – البته بیشتر روی سخنم با خود محترمم است؛ وگرنه شما که گل گلاب هستید – در نظر بگیریم، افتادن در یک رودخانه جدید با چالش‌های ویژه خودش همراه است.از تفاوت دمای آب بگیر تا همکلام و همسایه شدن با سنگ‌های سن و سال‌دار کف رودخانه که کمِ کم، پنج شش سال در این جریان آب، روزگار گذرانده‌اند، همه چیز و همه‌کس در حال فریاد زدن این حقیقت هستند که هی! تو یک تازه‌واردی!جالب اینجا است که اگر کمی بیشتر از حد معمول سمج باشیم و مثل چسب دو قلو، خودمان را به کف این رودخانه بچسبانیم، گذر جریان آب، بخش‌های جلا نخورده وجودمان را آنقدر جلا می‌دهند که ناغافل به خودمان می‌آییم و می‌بینیم ما هم بلا نسبت دیروز، از خودی‌ها شده‌ایم^^ماجرای من و دیجیتالینگ هم چیزی در همین مایه‌ها است. قبل از آنکه به رودخانه دیجیتالینگ بیایم، غرق در رودخانه جاری خط، طرح و دار و درخت بودم. نهایت آشنایی‌ام با جناب محترم دیجیتال مارکتینگ، همین تلفظ درست نام مبارکش بود و بس.بنابراین وقتی وارد تیم شدم از یک نفر که دست‌کم می‌دانست با خودش چند چند است از نظر ذهنی به یک کارآموز، تنزل مقام پیدا کردم. البته از حق نگذریم آقای ابراهیمیان به من لطف داشتند و زیرسبیلی دسته‌گل‌های ریز و درشتم را رد می‌کردند. همین ماجرا به من جسارت داد تا از زیر بار این تغییر، شانه خالی نکنم و آستین‌های ذهنم را برای کُشتی گرفتن با دیجیتال مارکتینگ بالا بزنم.مدرسه دیجیتالینگ چه درس‌هایی برای ریحانه بهاری داشت؟اگر اجازه بدهید می‌خواهم آنها را برایتان بشمارم:1. بیشتر و باز هم بیشتر، قبل از ابراز افاضات، فکر کنمبا وجود اینکه مزه‌مزه کردن حرف‌ها قبل از جاری کردنشان بر مرکب زبان، یکی از تمرین‌هایی که سعی می‌کنم همیشه در زندگی‌ام انجام دهم ولی با کار کردن در دیجیتالینگ این موضوع را بیشتر از همیشه یاد گرفتم.مثلا آن اوایل که داشتم روی یک مقاله به نام «تلگرام مارکتینگ» کار می‌کردم یک ساعت در حال سخنرانی در مورد تبلیغات بودم و به قول قدیمی‌ها یک جفت گوش مُفت برای اطلاعات دست و پا شکسته خودم در زمینه بازاریابی گیر آورده بودم.آقای ابراهیمیان هم که از تن صدایش معلوم بود در حال حرص خوردن است، مدام برای من دلیل و نشانه می‌آورد که هر گردی گردو نیست و غلط به گوشتان رسانده‌اند.2. از یک عبارت جادویی برای رویارویی با انتقادها استفاده کنمنمی‌دانم میانه‌تان با نقد و انتقاد چطور است. ولی من قبل از ورود به مدرسه دیجیتالینگ سه گام برای روبه‌رو شدن با نقد مستقیم و غیر مستقیم در جیبم داشتم. بعد از ورود به دیجیتالینگ، یک گام دیگر هم به این سه‌گانه اضافه شد و اکنون برای خودش یک پا مربع شده است.اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم؛ کسانی که گذرشان به شهرداری آن هم بخش فضای سبز می‌افتد می‌دانند که برای تایید طرح‌ها یک جلسه تشکیل می‌شود. با احترام فراوان به تمام مسئولان فعال در جای جای شهرداری‌های وطنم ایران! مبادا فکر کنید یک نفر که از طراحی و معماری چیزی سرش می‌شود در این جلسه می‌نشیند.حال و هوای این جلسه، یک درجه کمتر از ملاقات با جنابان نکیر و منکر است. از بالا تا این جلسه‌ها همه کارکشته، خاک طراحی خورده و همه‌چیز دان هستند و تنها نادان و ناآگاه آن جلسه، شخص شخیص آن طراح بینوا است.کافی است او لب از لب باز کند که این اینجا یک پاگرد داریم! آنگاه از بالای مجلس ندا می‌آید که: «چرا؟ به دنبال خرج بیخود هستید؟ پاگرد می‌خواهید چه کار؟» این موج نقد همچون خمیازه از بالای مجلس، دست به دست می‌شود و تا به آن طراح بینوا برسد برای خودش یک خروار نقد می‌شود که می‌توان قربان قد و بالای رعنایش رفت!من در این جور مواقع، ابتدا کمی رنگ به رنگ می‌شوم. بعد اگر آنجا صحرای کربلا نباشد و یک نفر آب دست آدم بدهد، دلتان نخواهد یکی دو قلوب آب می‌خورم و بعد هر چه توضیح در پستوخانه ذهنم برای این جور وقت‌ها جا داده‌‌ام را یکجا تحویل اهالی مجلس می‌دهم.در این وضعیت دو حالت پیش می‌آید: یا قانع می‌شوند و من در دلم یک «خدا پدرتان را بیامرزد» غلیظ می‌گویم؛ یا اینکه قانع نمی‌شوند و بدون هیچ دلیلی به سر خانه اول برمی‌گردند. آنگاه من باز هم رنگ به رنگ می‌شوم، دندان‌هایم را روی هم فشار می‌دهم و سکوتی عجیب، جلسه را قورت می‌دهد!در دیجیتالینگ یاد گرفتم که به جای این همه سرخ و سبز شدن یک جمله بگویم که کار همه این ماجراها را انجام دهد و در مقابل، قدرت عمل را در دستان من نگه دارد. آن جمله این است: «ممنونم. در مورد انتقاد شما فکر می‌کنم.» به همین راحتی. شاید شما از قبل این کار را بلد بودید ولی من تا قبل از این ماجرا غرق در تکنیک رنگ به رنگ شدن خودم بودم^^3. مطالعه در زمینه بازاریابی با به کار بستن آن از زمین تا آسمان فرق دارد!همانطور که هیچکس با نگاه به هزاران اثر خطاطی، خطاط نمی‌شود، یک فرد که در زمینه بازاریابی مطالعه می‌کند هم در میدان عمل به بازاریاب تبدیل نمی‌شود. در واقع، تا آدم پا در میدان نگذارد و خس‌و‌خاشاک و خاک‌و‌خل در دست و بالش نرود معنی مارکتینگ را درک نمی‌کند. من این ماجرا را در طول یکی دو کمپینی که با دیجیتالینگ همراه بودم به اندازه قابل قبولی درک کردم.4. هیچ چیزی قطعی نیست؛ باید معنا نداردبرخی چیزها در چهارچوب «بایدها» قرار می‌گیرند؛ مثلا ما باید در طول شبانه‌روز بخوابیم یا باید آب و غذا بخوریم تا زنده بمانیم. ولی در دنیای دیجیتال مارکتینگ «باید» چندان اعتبار ندارد. چون در این دنیا همه‌چیز با سرعتی بالا در حال تغییر است. چه بسا قانونی که امروز در سئو حریف می‌طلبد، فردا به انبارخانه تکنیک‌های قراضه تبعید شود.در کنار این درس‌ها که کمی بوی فلسفه هم می‌دادند، درس‌های ریز و درشت زیادی در مورد دیجیتال مارکتینگ و شاخه‌های گسترده آن هم بودند که در طول این یک سال سفر با مدرسه دیجیتالینگ کمی با آنها آشنایی پیدا کردم؛ به اندازه‌ای که اگر در یکی از کوچه پس کوچه‌های وب با آنها برخورد کنم، همچون یک فضایی که دارد به یک انسان نگاه می‌کند تماشایشان نمی‌کنم و در دلم یک آهان این اونه! می‌گویم^^توصیه من به خودِ عزیز دلم در سال پیش رو1. بیشتر با دیجیتال مارکتینگ دوست شو2. بیشتر آن را به کار ببر3. بیشتر در مورد تبلیغ‌نویسی تمرین و مطالعه کن4. و ...از مورد چهارم به بعد مربوط به شادی‌های کوچک و بزرگ خودم است که تقریبا همه ما مثل نخودچی کشمش، یکی دو مُشت از آنها را ته جیبمان داریم. تا کِی شود که خداوند تبارک و تعالی بزند پس کله‌مان –خودم عزیزم را می‌گویم – تا ملتفت شویم در این دو روز عمر، هر چه بخندیم کم است و هر چه اخم کنیم زیاد. پس باید گاهی دل به دل دلمان هم بدهیم و برای شاد شدنش قدمی برداریم.راستی...شما که از دور این یکسال‌گذشت‌نامه را خواندید درس دیگری به نگاهتان می‌رسد که از زیر دستم دَر رفته باشد و باید برای سال جدید آن را آویزه گوش‌های ذهنم کنم؟ اگر این درس فراری را دیدید، آن را کت بسته در کامنت‌ها به من تحویل دهید. پیشاپیش خدا اجرتان دهد، قلمتان سبز?</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>ریحانه بهاری</author>
                <pubDate>Sat, 26 Mar 2022 18:27:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴۵۰ ابزار دیجیتال مارکتینگ رایگان و نیمه رایگان برای ایرانیان</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%DB%B4%DB%B5%DB%B0-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-wgfbhsyzvcpq</link>
                <description>ابزار دیجیتال مارکتینگ، احتمالا شما هم مثل من با شنیدن این نام گُل از گُلتان می‌شکفد. چون ابزارها به ویژه در زمینه کار ما یعنی «دیجیتال مارکتینگ» حُکم یک نیروی کمکی را دارند و می‌خواهند کارمان را راحت‌تر کنند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید عده‌ای به امید استفاده از همین ابزارها است که وارد حوزه دیجیتال مارکتینگ می‌شوند.چون می‌دانند که می‌توانند انجام خیلی از کارهایشان را به همین ابزارها بسپارند. تجربه من هم این ماجرا را تایید می‌کند. از وقتی که کانال تلگرام «دیجیتالینگ» شروع به کار کرد هر وقت ابزاری را در آن معرفی کردیم با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبه‌رو شد و بازدید آن پست از تلگراممان سر به فلک کشید. من ماجرای معرفی ابزارها در کانال تلگرام را از سال ۹۶ شروع کردم.معرفی ابزار سئو در کانال تلگرام دیجیتالینگتاکید یا تعصب خاصی هم روی ابزار ویژه‌ای نداشتم. چون هدفم این بود که از میان ابزارهای ایرانی به دردبخور و ابزارهای خارجی در دسترسی، آنهایی که بهتر از بقیه هستند و می‌توانند کار مارکترها و اهالی فعال در دنیای وب فارسی را راحت‌تر کنند معرفی کنم. نهایت سعی خود را به کار بستم که این ابزارها بسترهای مختلفی مانند: «شبکه‌های اجتماعی»، «سئو»، «محتوا» و «تحلیل» ... پوشش دهند.دنیای دیجیتال مارکتینگ ایران چه فرقی با کل دنیا می‌کند؟شاید فرق اصلی و مهم این ماجرا لنگ زدن بخشی از کارمان در دیجیتال مارکتینگ به خاطر تحریم‌ها و فیلترینگ باشد. در واقع اگر ماجرا را خوب وارسی کنیم، سه مشکل گردن کلفت بر سر راه مارکترهای ایرانی قرار دارند:1. تحریم‌ها2. فیلترها3. دلار!این سه مشکل، مارکتر ایرانی بینوا را گوشه رینگ گیر انداخته‌اند و تا این بنده خدا می‌خواهد تکانی بخورد، مُشتی را حواله‌اش می‌کنند! وقتی یک ابزار درست می‌شود، ظرف سه سوت از طرف ما فیلتر می‌شود، البته آن طرفی‌ها هم کم نمی‌آورند و زارت! ما را تحریم می‌کنند.از داخل فیلتر از بیرون تحریماگر هم یک ابزار بتواند خودش را از میدان مین تحریم‌ها و فیلترها نجات دهد، آن‌قدر پرداخت دلاری‌اش برایمان گران تمام می‌شود که از پس خریدش بر نمی‌آییم؛ مگر آنکه دستمان زیر ساطور این ابزارها گیر کرده باشد و نتوانسته باشیم نمونه به درد بخوری برایش پیدا کنیم.الان هم که دلار به برکت خیلی چیزها در حال سیر و سفر روی ابرها است و قد و قواره‌اش از 30 هزار تومان هم بلندتر شده است! با این حساب پرداخت اشتراک ماهانه ۳۰ دلاری هم برایمان چیزی کمتر از فرهادوار کندن کوه ندارد! البته اگر شیرین، وفاداری کند و بر سر همین ۳۰ هزار تومان باقی بماند! این در حالی است که یک دیجیتال مارکتر خارجی اصلا این چیزها را درک نمی‌کند و با مشکلات سرزمین عجایب ما سر و کله نمی‌زند.چگونه در این اوضاع چپ اندر قیچی، مارکتینگ کنیم؟به عنوان یک دیجیتال مارکتر باید بتوانیم دهلیزی در میان این میدان مین برای خودمان باز کنیم و گلیممان را از آب بیرون بکشیم. برای این کار باید غلظت هوشمندیمان را بالا ببریم و مدام به دنبال ابزارهایی باشیم که می‌توانند جایگزین مناسبی برای ابزارهای از دست رفته باشند. البته قبول دارم که این کار ساده‌ای نیست.چون یافتن و یادگیری کار با ابزارهای جدید، وقت زیادی را از ما می‌گیرد؛ اما یک نکته مثبت هم دارد و آن این است که شما فقط به یک ابزار خاص وابسته نمی‌شوید. البته خواندن این جمله‌ها برای دیجیتال مارکتری که در اروپا مشغول به کار است از یک جُک بی‌مزه هم خنده‌دارتر است ولی برای ما واقعیتی است که هر روز با آن چشم در چشم می‌شویم.ما در دیجیتالینگ چه چاره‌ای برای این کلاف پیچ‌پیچی یافتیم؟من می‌خواستم در همین مقاله که آن را آذر ماه سال 1400 منتشر می‌کنم دستتان را در دست چند ابزار داغ و تازه بگذارم؛ اما نمی‌دانم که شما چه زمانی این مقاله را می‌خوانید و شاید تا آن زمان این ابزارها بیات شده باشند. راه چاره‌ای که برای من وجود دارد این است که دائم این مقاله را آپدیت کنم؛ اما آیا واقعا فرصت چنین کاری را دارم؟ متاسفانه پاسخ، منفی است. ولی من این مشکل را به دیجیتالینگ بردم در آنجا چاره‌ای راهساز برای این مشکل پیدا کردیم.جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ با یک گوگل شیت کاردُرُستجعبه ابزار دیجیتال مارکتینگما هم در فضای ایران کار می‌کنیم و با از دور خارج شدن ناگهانی ابزارها همزیستی نه چندان مسالمت‌آمیز پیدا کرده‌ایم. چاره ما برای این کار، یک فایل گوگل شیت بود که در آن ابزارهای مختلفی که استفاده می‌کردیم.کم‌کم این فایل را مرتب کردیم، ابزارها را دسته‌بندی کرده و آنها را در بخش‌های مختلفی مثل: «اینستاگرام»، «تلگرام»، «لینکدین»، «توییتر»، ابزارهای اپ مارکتینگ مانند: «ASO»، ابزارهای بخش سئو با مواردی همچون: «تحقیق کلمات کلیدی»، «سئو آف پیج»، «سئو آن پیج»، «سئومحتوا»، «سئوی تکنیکال» و ... قرار دادیم. در کل و تا این لحظه که در خدمت شما هستم این گوگل شیت ۴۵۰ ابزار رایگان و نیمه رایگان را در خود جای داده است.چرا این فایل گوگل شیت، رایگان نیست؟به این موضوع باور داریم که وقتی یک فایل به رایگان در دسترس ما قرار بگیرد، ارزش چندانی برایش قائل نیستیم و چه بسا اصلا لای آن را هم باز نکنیم.به همین دلیل برای اینکه یک هدفی از آپدیت کردنش داشته باشیم، از ارزشمندی آن محافظت کنیم، به مرور ابزارهای خوب را به آن اضافه کرده و ابزارهایی که در اثر تحریم‌ها، فیلترها یا گران شدن دیگر به کارمان نمی‌آیند را حذف کنیم مبلغی کوچک را روی این جعبه ابزار قرار دادیم.جعبه ابزار دیجیتالتان با ماجعبه ابزار دیجیتال مارکتینگ ۴۵۰ ابزار رایگان و نیمه‌رایگان مورد نیاز برای کار در دنیای وب و بازاریابی دیجیتال را در بر گرفته است که به صورت دوره‌ای آپدیت می‌شوند. تمام ابزارهای این فایل توسط تیم ما مورد بررسی و بعضا استفاده قرار گرفته‌اند. کاربرد هر ابزار هم جلوی آن با توضیح کوتاهی نوشته شده است تا به نظم و دسته‌بندی حرفه‌ای‌تر آن کمک کند. ابزارهای این فایل گوگل شیت به صورت دسته‌بندی در کنار هم قرار گرفته‌اند. به این ترتیب بدون گیج شدن یا اتلاف وقت می‌توانید ابزار مورد نیازتان را پیدا کنید.خرید جعبه ابزار دیجیتال مارکتینگمنتظر خواندن نظرتان هستیماگر این ابزار را دانلود کردید، لطفا نظرتان را برایمان بنویسید. اگر هم آن را دانلود نکردید لطفا برایم تعریف کنید که در این گیرودار تحریم، فیلتر و گرانی دلار چطور گلیم مارکتینگتان را از آب بیرون می‌کشید؟ شاید راه‌حل شما گرهی از کار ما و دیگران باز کند.</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Mon, 13 Dec 2021 16:00:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پادکست دیجیتالینگ؛ از اولین پخش تا شنیده شدن ۱۰۰ هزارتایی</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%DB%B1%DB%B0%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-tnl2tvmaoa7c</link>
                <description>با وقت‌های مُرده‌تان چه می‌کنید؟ اصلا از آنها خبر دارید؟ آشتی دادن پادکست‌ها با وقت‌های مُرده‌تان می‌تواند ذهنتان را در زمینه‌های مختلف، عمیق‌تر و روشن‌تر کند.به زبان ساده، با کمک پادکست‌ها، یادگیری را به یکی از عادت‌های خودتان تبدیل خواهید کرد. نمونه‌اش همین پادکست‌های دیجیتال مارکتینگ که شما با گوش دادن به آنها از وقت‌های سرگردان خودتان برای افزایش مهارت و دانشتان در زمینه دیجیتال مارکتینگ نهایت بهره را می‌برید.تا انتهای این گپ و گفت می‌خواهم شما را با پادکست خودمان یعنی «پادکست دیجیتال مارکتینگ دیجیتالینگ» آشنا کنیم و از سوغاتی‌های دیجیتالی که این پادکست برایتان می‌آورد سخن بگویم. با من همراه باشید.پادکست دیجیتالینگ چیست؟«پادکست دیجیتالینگ» مجموعه‌ای از اپیزودها در زمینه «دیجیتال مارکتینگ» است که من «علیرضا ابراهیمیان» در آن راجع به موضوع‌های مختلف موجود در دنیای دیجیتال مارکتینگ با شما صحبت می‌کنم.پادکست دیجیتالینگبه چند نمونه از پادکست‌های ما گوش دهیددر ادامه، چند نمونه از پادکست‌های دیجیتالینگ را به این گفتگو سنجاق کردم. اگر چند دقیقه زمان بگذارید و این پادکست‌ها را با عیار گوش و ذهنتان بسنجید ما را بسیار خوشحال خواهید کرد. https://castbox.fm/channel/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%7C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-id2184165?country=us ماجرای من و شوت شدن به وادی تولید پادکست!شاید برایتان جالب باشد که بدانید به عنوان گوینده و تهیه کننده پادکست‌های دیجیتالینگ در ابتدا هیچ علاقه‌ای به ضبط کردن صدا نداشتم. اگر چند سال پیش گذرتان به من می‌افتاد محال ممکن بود که صدایی از من به گوش شما برسد! ولی حالا، ضبط کردن صدا برایم راحت‌تر از نوشتن همان موضوع‌ها در قالب واژه‌ها است.البته این ماجرا را مدیون هُل دادن یکی از دوستانم هستم. یک بار که با هم در حال چت کردن بودیم به من پیشنهاد داد که این همه توضیح را به صورت ویس برایش بفرستم.با شنیدن این پیشنهاد، اندکی مقاومت کردم اما بعد با خودم گفتم: «سنگ مُفت گنجشک مفت! بگذار یکبار امتحان کنم ببینم چه می‌شود!» آن امتحان کردن همان و افتادن من در مسیر تولید پادکست‌ها همان!به دنبال این ماجرا یکی دو تا پادکست ضبط کردم، در کانال گذاشتم و منتظر واکنش مخاطبان نشستم. راستش را بخواهید خیلی به استقبال نزدیکانم از پادکست‌هایی که تولید کردم دل نبستم.اولین اپیزود از پادکست دیجیتالینگچون می‌دانستم که شاید سایه دوست داشتن من روی قضاوتشان افتاده باشد و بخواهند بی‌دلیل من را بزرگ کنند! اما می‌شد روی قضاوت غریبه‌ها حسابی سرانگشتی باز کرد!بعد که دیدم مخاطبانم از این ماجرا استقبال کردند چراغ انگیزه در قلبم روشن شد! به همین دلیل، همان فرمان را گرفتم و تا امروز به آن ادامه دادم. نکته مهم در آغاز راه ساخت پادکست‌هایم استفاده کرده از کمترین امکانات بود. حتی می‌توانم بگویم که این کار را تقریبا رایگان آغاز کردم.من تمام تجربه‌هایی که در مسیر تولید پادکست به دست آوردم را در دوره «تولید پادکست پُرمحتوای فارسی» قرار دادم. اگر هوای تولید پادکست‌های خودتان در ذهنتان سرگردان است می‌توانید این دوره را تهیه کنید.دوره تولید پادکستموضوع پادکست‌های دیجیتالینگ چیست؟ما در مورد شاخه‌های فراوانی که در دنیای دیجیتال مارکتینگ وجود دارند ده‌ها پادکست را آماده و منتشر کردیم؛ پادکست‌هایی در مورد:بازاریابی دیجیتال بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی (اینستاگرام، لینکدین، تلگرام و...)بازاریابی محتواییسئوو ...پادکست‌های دیجیتالینگ کجا منتشر می‌شوند؟پادکست دیجیتالینگ در کست باکسپادکست‌های ما در پادگیرهای مختلفی مانند: «اپل پادکست»، «کست باکس»، «اسپاتیفای»، «بیسار» و ... منتشر می‌شوند. ما پادکست‌ها را در کانال تلگرامی دیجیتالینگ هم منتشر می‌کنیم. البته از انتشار پادکست‌ها در کانال تلگراممان به دنبال جذب کاربران جدید نیستیم و هدف اصلی‌مان دیده شدن پادکست‌ها در همان پادگیرها است.پرشی از گذشته به سوی آینده دیجیتالینگما از زمستان ۹۷ ضبط و انتشار پادکست‌ها را آغاز کردیم. اکنون که در حال گپ‌و‌گفت با شما هستیم بیشتر از ظرفیت استادیوم آزادی یعنی بیش از ۱۰۰ هزار بار شنیده شدیم.به اندازه استادیوم آزادی شنیده شدیممدت زمان هر پادکست به طور میانگین ۱۰ دقیقه است. پس نتیجه می‌گیریم که ما به طور میانگین، ۳۳۰۰ دقیقه پادکست تولید کردیم و هر اپیزود ما هزار شنونده دارد.بیایید نگاهی به آمارها بیندازیم:همان‌طور که در تصویر می‌بینید بیشتر پادکست‌های ما در «کست باکس» شنیده می‌شوند.با وجود آنکه بیشتر شنوندگان از «ایران» هستند اما نمی‌توان آمار کشورهای دیگر را دست‌کم گرفت. چون بیشتر آنها هم ایرانی هستند ولی به لطف فیلترشکن‌ها با آی‌پی کشورهای دیگر سر از پادکست‌های دیجیتالینگ درآورده‌اند?کست باکس شنیده شدنحدود ۶۵ درصد کاربران از سیستم عامل «اندروید» و ۲۶ درصد هم از سیستم عامل «آی او اس» استفاده می‌کنند.کاربران از چه سیستم‌عامل‌هایی ما را می‌شنوند«اسپاتیفای» هم آمار جالب‌تری از «رده سنی» و «جنسیت» افرادی که به پادکست‌ها گوش می‌دهند در اختیار ما می‌گذارد. البته ما در اسپاتیفای خیلی مخاطب نداریم؛ با این حساب وقتی آمار به ما می‌گوید که ۸۵ درصد از مخاطبانمان آقا و ۱۱ درصد خانم هستند چندان آن را جدی نمی‌گیریم. البته در کل می‌‌دانیم که آقایان بیشتر به این پادکست‌ها گوش می‌دهند.آمار از اسپاتیفایما پای کار ایستاده‌ایمهمین حالا که در سال ۱۴۰۰ در حال گپ زدن با شما هستیم پادکست‌هایمان تا نیمه اول سال ۱۴۰۱ ضبط شده‌اند، اپیزودهای بعدی را زمان‌بندی کرده‌ایم و هر هفته یکی از آنها را در «کست باکس» و پادگیرهایی که برایتان گفتیم منتشر می‌کنیم. خلاصه اینکه ما به طور جدی در این مسیر هستیم و اگر پِی ما را بگیرید هر هفته شما را به شنیدن یک پادکست تخصصی، مهمان خواهیم کرد. درست همان‌طور که در روزها و سال‌های گذشته نیز با ۳۵۰ اپیزود در کنار علاقه‌مندان به دیجیتال مارکتینگ بودیم.اگر از مخاطبان پادکست‌های ما بودید لطفا از آشنایی‌تان با پادکست‌های دیجیتالینگ برایمان بگویید؛ مثلا اینکه از چه زمانی به ما پیوستید و نظرتان در مورد اپیزودهایمان چیست؟اگر هم مخاطب ما نیستید خیلی خوشحال می‌شویم که به جمع همراهان ما بپیوندید. اهالی «اندروید» می‌توانند به «کست باکس» و اهالی «آی‌او‌اس» می‌توانند به «اپل پادکست» و اهالی وب هم می‌توانند به صفحه پادکست دیجیتالینگ در سایت digitaling.org سر بزنند و ما را پیدا کنند. منتظرتان هستیم، منتظرمان باشید?پادکست دیجیتالینگ</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Dec 2021 12:01:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی محتوا و نمونه سند استراتژی محتوای فارسی (رایگان)</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86-xtglakf1mdbt</link>
                <description>برای قدم گذاشتن در مسیر بازاریابی محتوایی باید از قبل در مورد روش‌هایتان، برخوردهایتان و تصمیم‌هایی که در راستای اهدافتان قرار دارند فکر کنید. نوشتن این تصمیم‌ها و افکار در قالب یک فایل، چیزی است که به آن «سند استراتژی محتوا» می‌گویند.در این گفتار نگاهی به چیستی و اهمیت سند استراتژی محتوا می‌اندازیم و یک نمونه واقعی از این سند را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.وقتی از استراتژی حرف می‌زنیم دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟تعریف استراتژی از نگاه مایکل پورتر«مایکل پورتر» یکی از اقتصاددان‌های معروف است که تعریفی ساده از استراتژی محتوا ارائه کرده است. او می‌گوید: «استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می‌دهند را با منابع کمتری انجام دهیم. در ضمن، کارهایی را انجام دهیم که هیچ‌کس به غیر از ما آنها را انجام نمی‌دهد.»به زبان ساده‌تر می‌توان گفت که استراتژی، همان انتخاب هوشمندانه از بین راه‌هایی است که به شکلی ویژه ما را به هدف مورد نظرمان می‌رسانند.بود و نبود استراتژی چه فرق به حالمان می‌کند؟وقتی استراتژی داشته باشیم:در منابعمان صرفه‌جویی می‌کنیمتقلید کردن از ما بسیار سخت می‌شودوسعت آشنایی ما با مخاطبانمان افزایش پیدا می‌کندمخاطبان و برند ما با هم ارتباط عمیق‌تری برقرار می‌کنندو ...محتوا در کجای داستان استراتژی جای می‌گیرد؟اصل حرف ما استراتژی محتوا است. وقتی این دو واژه یعنی «استراتژی» و «محتوا» در کنار هم قرار می‌گیرند ترکیب جالبی به نام «استراتژی محتوا» به وجود می‌آید.«کریستینا هالورسن»، نویسنده کتاب «استراتژی محتوا برای وب» تعریف ساده‌ای از این موضوع دارد. او می‌گوید: «استراتژی محتوا یعنی برنامه‌ریزی برای تولید، تحویل و مدیریت محتوای خوب و کاربردی.»برنامه داشتن در استراتژی محتوا چه فایده‌ای برایمان دارد؟با وجود آنکه شاید در ابتدا برنامه‌ریزی‌مان لنگان پیش برود اما فایده‌هایی که در ادامه برایتان ردیف می‌کنیم به این سختی کوتاه مدت می‌چربد:مسیر پیش‌رو برایمان روشن می‌شوددر زمان، تلاش و هزینه‌مان صرفی‌جویی می‌شوداز حجم استرسمان کم می‌شودآرامش بیشتری را تجربه خواهیم کرداستراتژی محتوا چه اهدافی را دنبال می‌کند؟بیایید چند مورد از اهداف اصلی تدوین استراتژی محتوا را با هم بررسی کنیم:مقابله با عملکرد سلیقه‌ایوقتی از قبل، استراتژی محتوای خودمان را تدوین کرده باشیم دیگر به دنبال آزمون و خطا نمی‌رویم و به جای کار کردن بر اساس سلیقه خودمان، نیاز و خواست مخاطب را در نظر می‌گیریم.تمرکز هدفمند روی کیفیتمهم نیست چند کار را به سرانجام می‌رسانیم. چون اگر کارمان کیفیت لازم را نداشته باشد، چند فرسخ از کاری که می‌توانیم ارائه دهیم عقب‌تر خواهیم ماند.اهمیت تدوین استراتژی محتواشناخت بهتر منابعمان و کارایی آنهاروبه‌رو شدن با واقعیت منابعمان چیزی است که به هنگام تدوین استراتژی محتوا رخ می‌دهد.مسیر ساخت نسخه ویژه خودمان هموارتر می‌شودحرکت کردن از روی یک نقشه روشن، آگاهی داشتن از چند و چون منابع و زدن عینک کیفیت بر چشمانمان به ما کمک می‌کند تا نسخه ویژه خودمان را بسازیم و به برندی غیر قابل کپی تبدیل شویم.چرا ما به یک سند استراتژی محتوا نیاز داریم؟بزرگ‌ترین دلیل ما، مکتوب کردن راه و روشی است که در ابتدای مسیر برای خودمان در نظر گرفتیم. چون وقتی گَرد مسیر روی ماشین برندمان می‌نشیند و با طوفان‌ ماجراهای عجیب و ناشناخته روبه‌رو می‌شویم شاید روش همیشگی و انتخاب شده حرکتمان را گم کنیم. نوشتن یک سند استراتژی محتوا به ما کمک می‌کند تا همیشه در مسیر باقی بمانیم.گذشته از این با این کار، یک راهنمای جامع برای هدایت تیم تولید محتوایمان خواهیم داشت تا بدون حضور ما هم بتوانند چرخ‌های کارخانه تولید محتوای ما را در حال حرکت نگه دارند. از طرف دیگر، افراد اضافه شده به تیم هم می‌توانند با مطالعه این سند، خیلی زود خودشان را با تیم وفق دهند. با نگاه به یک سند واقعی، پرونده استراتژی محتوایتان را زودتر به جریان بیندازیدتدوین استراتژی محتوا برای برندتان ریزه‌کاری‌های فراوانی دارد که باید آنها را رعایت کنید. شاید چندین و چند سوال در پرده ذهنتان نقش بسته باشند و در آغاز مسیر، کمی هم گیج شده باشید. ما برای کمک به شما و دادن یک هُل اساسی به ذهنتان، نمونه سند رایگان استراتژی محتوای دیجیتالینگ را در یکی از طاقچه‌های بازارچه دیجیتالینگ قرار دادیم.سند استراتژی محتوای دیجیتالینگدر سند استراتژی محتوایمان به این موضوع‌ها سر زدیم:معرفی برند دیجیتالینگاهداف دیجیتالینگگروه مخاطبان و پرسونای مشتریشناخت رقبا و رفقاکانال‌های توزیع و ترویج محتواتحلیل و اندازه‌گیری محتواهرم بازاریابی محتواییتقویم محتواییزبان برندشیوه‌نامه UGCنبایدهای دیجیتالینگتیم محتواهر یک از این ۱۲ بخش را مفصل توضیح‌ دادیم و از جدول‌ها برای روشن‌تر شدن ماجرا استفاده کردیم تا چم و خم کار دستتان بیاید و بدانید که ما چطور کارمان را پیش می‌بریم.می‌توانید با بررسی این سند، خیلی سریع‌تر و آسان‌تر به سراغ طراحی سند استراتژی محتوای خودتان بروید. ناگفته نماند که در «دوره بازاریابی محتوایی» خیلی پُر و پیمان‌تر در مورد استراتژی محتوا و سند آن برایتان توضیح دادیم. اگر به دنبال برداشتن یک قدم واقعی هستید، سرچشمه کار آنجا است.منتظر چیزی یا کسی نمانید. این کاری است که خودتان باید برای برندتان انجام دهید. پس به جای امروز و فردا کردن در یک حرکت غافلگیر کننده به سراغ طراحی و تدوین سند استراتژی محتوایتان بروید!نظر شما چیست؟فکر می‌کنید طراحی سند استراتژی محتوا چه مزیت‌های دیگری برای برندها داشته باشد؟</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Sun, 05 Dec 2021 15:35:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار ۱ سال فعالیت سایت دیجیتالینگ به زبان عددها?</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DB%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%EF%B8%8F-dcf7so1bd8sv</link>
                <description>آذر ماه امسال برای ما شبیه سال‌های قبل نبود. چون آذر، دست یک‌سالگی سایت دیجیتالینگ را گرفت و هر دو با هم به پاییز پر شور عوامل پشت صحنه دیجیتالینگ قدم گذاشتند.به بهانه گذشت ۳۶۵ روز آن هم مثل برق و باد، می‌خواهیم آمار یک سال فعالیتمان را با شما به اشتراک بگذاریم و پرونده آن را با دور خیلی تند، ورق بزنیم. البته یک بهانه دیگر هم برای این کار داریم و آن خبر رسانی در مورد آغاز کمپین جمعه سیاه دیجیتالینگ است.پس تا پایان این گپ و گفت با ما همراه باشید که خبرهای خوشی را برایتان به سوغات آورده‌ایم.ماجرای گذشت یک سال در سایت دیجیتالینگ به زبان واژه‌ها و عددهاما در طول این یک سال، تبلیغاتی انجام ندادیم و آماری که در ادامه مشاهده می‌کنید بدون تاثیر تبلیغات به دست آمده‌اند. بیایید نگاهی به این آمار بیندازیم:گوگل آنالیتیکس دیجیتالینگسایت دیجیتالینگ در طول یک سال گذشته، میزبان حدود ۵۰ هزار سشن بودبازدیدکننده‌ها به طور میانگین ۴ دقیقه و ۴۵ ثانیه در سایت ماندنداز این تعداد سشن، ۳۷درصد از گوگل، ۲۳درصد از تلگرام، ۱۹ درصد از دایرکت و درصدهای کمتر دیگری از بخش‌های دیگر – مثلا لینکدین و ... - وارد سایت دیجیتالینگ شدندآن‌طور که از شواهد پیدا است سایت ما از  سوی آقایان با اقبال بیشتری روبه‌رو شده است. چون ۶۰ درصد از کاربران ما آقا و  ۴۰ درصد خانم بودند۷۰ درصد این خانم‌ها و آقاهای محترم و عاشق دنیای دیجیتال مارکتینگ، بین ۱۸ تا ۳۴ سال دارندسن و جنسیت کاربرانبیشترین شهرهایی که به سراغ سایت  دیجیتالینگ آمدند از اهالی تهران، اصفهان و شیراز بودندو اما از مرورگرها برایتان بگوییم:۷۰ درصد بازدیدکنندگان ما از مرورگر «کروم» و بعد به ترتیب «safari»، «فایر فاکس» و «Samsung internet» برای رسیدن به  دیجیتالینگ استفاده کردندیکی از بخش‌های جالب این آمار، مدل گوشی بازدیدکنندگان بود:بر اساس شواهدی که آمارها به دست ما      رساندند بیشتر دستگاه‌های موبایل از برند «اپل» و در جایگاه دوم «سامسونگ»      بودند. این‌طور که پیدا است بزنیم به تخته، گوش شیطان کَر! اوضاع جیب      همراهانمان به لطف خدا خوب است?حالا نوبت آمارهایی از قلب سایتمان می‌رسد:همراهان ما به طور متوسط و در طول یک سال  گذشته ۴ هزار بار برند دیجیتالینگ را از بلندگوی گوگل صدا زدندیک  چهارم بازدیدکنندگان ما دوباره به سایت برگشتندما در سایتمان 180 مقاله منتشر کردیم که خوشبختانه 37 درصد بازدیدکننده‌ها بیش از 50 درصد صفحه را اسکرول کردندنقشه راه دیجیتالینگاز این گذشته، به طور مستقیم پاسخگوی ۳۱۱ کامنتی بودیم که همراهانمان آنها را برایمان نوشتنددر  بازارچه دیجیتالینگ هم ۱۰ محصول را در طاقچه‌هایمان گذاشتیم که بیش از ۲۲۲۲ بار دانلود شدندما فقط به مقاله و محصولات بازارچه بسنده  نکردیم. در طول این مدت،، سرگرم آماده‌سازی و ضبط دوره‌های تخصصی هم بودیم که  حاصل آن بیش از ۶۰ ساعت ویدیوی آموزشی دیجیتال مارکتینگ شد. گفتنی است که در شاخص «NPS» نمره ۶۳ را از آن خود کردیم. (بازه این شاخص بین ۱۰- تا ۱۰۰+ است)دوره‌های آموزشی دیجیتالینگآمار بیشتری را به گوشتان خواهیم رساندما برای خبر کردن شما از ماجرای تخفیف جمعه سیاه دیجیتالینگ به سراغ بسترهای مختلفی می‌رویم و پای بهانه‌های متفاوتی را به این میدان می‌گشاییم؛ اما هدفمان فقط خبر رسانی در مورد این تخفیف‌ها نیست. ما در حال آزمون و خطا و جمع‌آوری داده برای دوره بعدی دیجیتالینگ یعنی «دوره تبلیغات آنلاین» هستیم.به همین دلیل، تمام داده‌هایی که در طول این کمپین‌ به دست می‌آوریم از اعداد و ارقام گرفته تا کلیک‌ها، ترافیک، چنل‌های ورودی، رقم‌هایی که خرج کردیم، پول‌هایی که به دست آوردیم و حتی آمار همین پستی که اکنون در حال خواندن آن هستید را در دوره جدیدمان با بیان جزئیات و در کنار پروژه‌های تمرینی با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. چون می‌دانیم که آموزش با استفاده از داده‌های واقعی و تمرین‌های عملی، بیشتر به جان دانشجو می‌نشیند و در دفتر ذهنش حک می‌شود.جمعه سیاه بازاریابیجمعه سیاه بازاریابیآینده روشن است و هیچ جمعه سیاهی نمی‌تواند روشنایی آن را بدزد! حداقل ما در دیجیتالینگ چنین اجازه‌ای نمی‌دهیم.دوره‌های دیجیتالینگ در جمعه سیاهبا کلیک روی دکمه زیر به کل دوره‌های مدرسه دیجیتالینگ دسترسی خواهید داشت.دوره‌های آموزشی دیجیتال مارکتینگ</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Tue, 23 Nov 2021 11:32:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از پرسونای مشتری چه می‌دانید؟ + معرفی یک نمونه واقعی از پرسونای مشتری</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-qbksfjjwpclx</link>
                <description>کسب و کارها و برندها، محصولات و خدماتشان را نه برای تمام مردم جهان بلکه برای عده خاصی از آنها تولید می‌کنند. در میان این عده خاص، افرادی گلچین شده وجود دارند که از نمایی نزدیک‌تر برندها را با گروه مخاطبشان آشنا می‌کنند.این افراد دست‌چین شده و فرضی در داستان کسب و کار «پرسونا» نام دارند. در این گفتار، نگاهی به ماجرای پرسونا می‌اندازیم و در انتها شما را با یک پیشنهاد ویژه روبه‌رو می‌کنیم. با ما همراه باشید.تعریف پرسونا به زبان ساده و به دور از حاشیهپرسونا، تصور فرضی کسب و کار ما از کسی است که او را به عنوان مشتری و مخاطب کسب و کار، محصولات یا خدمات خودمان در نظر می‌گیریم. او کسی است که فرمان کسب و کار یا برند ما را در دست دارد. چون هر قدمی که برمی‌داریم یا هر تصمیمی که می‌گیریم در جهت جلب رضایت این شخص است.پرسونا فردی است که اطلاعات بسیار جزئی‌تری در مورد او داریم؛ مثلا می‌‌دانیم به چه چیزهایی علاقه دارد، چه دغدغه‌هایی در ذهنش چرخ می‌خورند، چه اهدافی برای آینده‌اش دارد و برای رسیدن به اهدافش از چه راه‌هایی استفاده می‌کند.چگونه پرسونای کسب و کار خودمان را بیابیم؟مستقیم‌ترین مسیر برای شناخت پرسونا، زمان گذاشتن روی مخاطب شناسی است. وقتی فاصله خودمان را با مخاطبانمان کم می‌کنیم، راه‌های زیادی برای عمیق‌تر شناختن آنها می‌یابیم. این شناخت‌ها در کنار هم ما را به سمت کشف پرسونا می‌برند.آیا می‌توانیم از پرسونای کسب و کارهای دیگر استفاده کنیم؟علی آموزش‌جو نمونه‌ای از پرسونای دیجیتالینگدر پاسخ باید بگوییم که هر کسب و کار، پرسونای منحصر به فرد خودش را دارد. بررسی و تحلیل پرسونای کسب و کار و برندهای دیگر فقط می‌تواند در روشن‌تر شدن مسیری که پیش رویتان قرار دارد کمکتان کند نه چیزی بیشتر از این.جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل، بررسی و طراحی پرسونا، کاری است که برند شما باید آن را به تنهایی انجام دهد. ما در «دوره بازاریابی محتوایی» فصلی ویژه را برای کشف پرسونا و شناخت مخاطب کنار گذاشتیم. می‌توانید اصل ماجرا را در قلب آن دوره، دستگیر کنید!با انواع پرسونا آشنا شویدپرسونا مفهومی یگانه با شاخه‌های فراوان است. شما می‌توانید برای بخش‌های مختلف کسب و کارتان پرسونا طراحی کنید. در ادامه چند مورد از پرسوناها را به شما معرفی می‌کنیم:پرسونای مخاطبمخاطب، همان فرد پیگیر است که هر جا باشیم ما را پیدا می‌کند، پای حرف‌هایمان می‌نشیند و محصولات یا خدماتمان را زیر ذره‌بین می‌برد. پرسونای خریدارفردی است که قصد کرده از ما خرید کند اما هنوز ابر و باد و مه و خورشید و فلک با تصمیم او یک‌دل نشده‌اند. به همین دلیل این پرسونا پشت دروازه‌های تبدیل شدن به مشتری، معطل مانده است. پرسونای مشتریاگر از میان آن خریدارهای معطل، کسی پیدا شود که بالاخره دلش را به دریا بزند و بابت خرید محصولات یا خدمات ما دست به جیب شود، مدال قهرمانی تبدیل شدن به مشتری ما را از آن خود می‌کند. پرسونای مصرف کنندهاین نوع پرسونا از حال و هوای مصرف کننده نهایی محصولات یا خدماتمان می‌گوید؛ مثلا وقتی یک پدربزرگ در فروشگاه به سمت قفسه لواشک می‌رود آن را برای مصرف کننده نهایی یعنی نوه‌اش می‌‎‌خرد. البته در این میان شاید یک ناخنکی هم به آن بزند^^درد مشتری چیست و چه ارتباطی به پرسونا دارد؟«درد مشتری» (Pain Point) مفهومی در دنیای بازاریابی است که به دغدغه اصلی مشتری اشاره می‌کند. این درد، سه سوال را در خودش پنهان کرده است: چرا مخاطبمان به وجود ما نیاز دارد؟ مشکل مخاطب ما چیست؟ ما چگونه می‌توانیم مشکل او را حل کنیم؟ناگفته نماند که گاهی ما نمی‌توانیم دقیقا مشکل مخاطبمان را حل کنیم؛ اما می‌توانیم در طول مسیر یافتن حل مشکلش او را همراهی کرده و طی کردن این راه را برایش آسان‌تر سازیم.در جستجوی منبعی برای ایده گرفتن پرسش‌های پرسوناایده‌های زیر مسیر یافتن پرسش‌های درست از پرسونا را برایتان هموارتر می‌کنند. بیایید نگاهی به آنها بیندازیم:استفاده کردن از وب‌سایت «متمم» به ویژه مقاله «تعریف پرسونای مخاطب»بررسی نمونه‌ سوال‌های ارائه شده در سایت خارجی «hubspot»گذاشتن خودتان به جای مشتریانتان و پرسیدن سوال‌هایی خلاقانهنمونه سوالات پرسونا در دیجیتالینگچراغی که دیجیتالینگ برای روشن‌تر شدن مسیر طراحی پرسونا روشن کردتمپلیت پرسونای مشتری دیجیتالینگما در دیجیتالینگ از سختی کار طراحی پرسونا با خبر هستیم. به همین دلیل نمونه‌ای از پرسونای مشتری خودمان را در قالب یک فایل «PDF» مرتب، دسته‌بندی شده و البته به رایگان روی یکی از طاقچه‌های بازارچه دیجیتالینگ گذاشتیم.هدفمان این بود که شما بتوانید با نگاه به این تمپلیت نمونه پرسونای مشتری از راه و چاه طراحی پرسونا، بایدها و نبایدهایش آگاه‌تر شوید تا بتوانید خیلی سریع‌تر و بهتر از ما فرایند طراحی پرسونا را طی کنید. یادتان باشد که پرسوناهای طراحی شده، تاریخ انقضای بسیار کوتاهی دارند.بنابراین باید زود به زود به آنها سر بزنید و با ریختن اطلاعات جدید، آنها را تر و تازه نگه دارید. پس زمان را غنیمت بشمارید و از همین امروز طراحی یا بازسازی پرسونای خودتان را آغاز کنید!برایمان بگوییدآیا تاکنون تجربه‌ای از طراحی پرسونای مشتری داشته‌اید؟</description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Fri, 19 Nov 2021 17:20:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیری تازه برای یادگیری دیجیتال مارکتینگ باز شد!</title>
                <link>https://virgool.io/digitaling/what-is-digitaling-fb77trlbzqa4</link>
                <description>سرنوشت تمام قله‌های جهان، فتح شدن به دست افرادی است که کوششان را به روی تمام نمی‌شودهای دنیا بسته‌اند و فقط به تیزترین نوک قله روبه‌رویشان نگاه می‌کنند. داستان «دیجیتالینگ» هم از همین‌جا شروع شد... .تلاشی قرص و محکم در جستجوی چیستی‌های دیجیتال مارکتینگکانال تلگرامی دیجیتالینگدیجیتالینگ در روزهای اول تولدش تنها یک کانال تلگرام بود که توسط یک آدم معمولی اما به شدت کنجکاو راه‌اندازی شد. قرار بر این بود که علیرضا ابراهیمیان از این کانال به عنوان مکانی برای به اشتراک گذاری آموخته‌های جدیدش درباره «دیجیتال مارکتینگ» استفاده کند. او هر چیز جدیدی را که می‌آموخت و تجربه می‌کرد را در قالب پادکست در کانالش منتشر می‌کرد. کم‌کم تعداد افراد علاقه‌مند به دنیای دیجیتال مارکتینگ که گذرشان به کانال او افتاده بود، زیاد شدند و ماجرا رنگ و بوی جدی‌تری به خود گرفت.دیجیتالینگ بزرگ می‌شود...لوگوی دیجیتالینگقضیه تا جایی پیش رفت که دیگر یک کانال تلگرام ساده، پاسخگوی دیجیتالینگ و مخاطبانش نبود. به همین دلیل، علیرضا به تکاپو افتاد تا با دور هم جمع کردن افرادی که هر کدامشان گوشه‌ای از کار را می‌گرفتند وب‌سایت دیجیتالینگ را راه‌اندازی کند. این تلاش، یک سال به درازا کشید تا آنکه بالاخره دیجیتالینگ در پاییز 99 راه‌اندازی شد.در دیجیتالینگ چه خبر است؟سایت دیجیتالینگوب‌سایت دیجیتالینگ، بستری برای یادگیری دانش دیجیتال مارکتینگ است. نکته جالب در این وب‌سایت، مسیرهای مشخص شده برای یادگیری هستند. در دیجیتالینگ، کاربران با توجه به سطح دانسته‌های قبلی خود از دنیای دیجیتال به سمت خواندن مقاله‌ها و استفاده از محتواهای این وب‌سایت هدایت می‌شوند. در نتیجه این کار، هر کسی می‌تواند بدون اتلاف وقت، رشته کار را از همان جایی که بوده بگیرد و بالا برود.مسیرهای یادگیری دیجیتالینگ موضوع‌های مختلفی را مانند: «بازاریابی محتوا»، «آموزش بازاریابی دیجیتال»، «بازاریابی در اینستاگرام»، «تبلیغات آنلاین»، «بازاریابی پیامکی»، «ایمیل مارکتینگ»، «بازاریابی در تلگرام» و هر چیزی که به شکلی مستقیم یا حتی غیر مستقیم به دیجیتال مارکتینگ ارتباطی داشته باشد را پوشش می‌دهند. گذشته از تمام این‌ها می‌توانید هر روز راس ساعت 10 صبح منتظر انتشار یک مقاله تازه در دیجیتالینگ باشید.بخشی از نقشه راه یادگیری در دیجیتالینگدیجیتالینگ به درد چه کسانی می‌خورد؟کسانی که به دنیای دیجیتال مارکتینگ علاقه دارند.کسانی که کمی درباره دیجیتال مارکتینگ شنیده‌اند اما هنوز نمی‌دانند اوضاع از چه قرار است.کسانی که درباره دیجیتال مارکتینگ اطلاعات خوبی دارند اما می‌خواهند یک بار دیگر به صورت اصولی همه‌چیز را بیاموزند.کسانی که مدیر سایت خودشان هستند و می‌خواهند آمار ترافیک و نرخ فروش خود را دگرگون کنند.کسانی که می‌خواهند به مدیر دیجیتال مارکتینگ وب‌سایت دیگران یا شرکت‌های کوچک و بزرگ تبدیل شوند.افراد کارکشته و مدیران دیجیتال مارکتینگ شرکت‌های بزرگ که می‌خواهند اطلاعاتشان را به روز نگه دارند.صاحبین کسب و کار اینترنتی که دستی در فضای دیجیتال مارکتینگ دارند.دیجیتالینگ هنوز به قله خودش نرسیده است. اما علیرضا می‌خواهد علاقه‌مندان به دنیای دیجیتال مارکتینگ را در مسیر هموارتر شده که به وسیله تجربه‌هایش تغییر شکل داده‌اند همراهی کند. چون او می‌داند لطفی که در با هم رسیدن به قله وجود دارد در تنها صعود کردن پیدا نمی‌شود. خلاصه اینکه، اگر آب دستتان است، اول آن را بنوشید بعد از مرورگر خود سراغ دیجیتالینگ را بگیرید. با یک بغل اطلاعات دست اول و داستان تجربه‌های واقعی، منتظرتان هستیم. https://digitaling.org/ </description>
                <category>مدرسه دیجیتالینگ</category>
                <author>علیرضا ابراهیمیان</author>
                <pubDate>Wed, 09 Dec 2020 15:17:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>