<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات قهوۀ درست</title>
        <link>https://virgool.io/doroast/feed</link>
        <description>وبلاگ قهوۀ درست 
یا 
ماجراهای قهوه‌نوشی!
https://doroast.com/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:55:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/a9difkhqc7ms/gocfqs.png</url>
            <title>قهوۀ درست</title>
            <link>https://virgool.io/doroast</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه بالا سرِ سطلِ زباله در فکر فرو برویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/doroast/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D9%90-%D8%B3%D8%B7%D9%84%D9%90-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85-unuhognpfntk</link>
                <description>من هر روز وقتی قهوه‌ام را درست می‌کنم، درست آن لحظه که تفاله‌قهوه به‌دست بالای سرِ سطلِ زباله ایستاده‌ام شروع می‌کنم به این‌پاآن‌پا کردن و از خودم می‌پرسم: «آیا تفاله قهوه واقعاً زباله است؟»وقت‌هایی که بی‌حوصله‌ام، سرانجام پایم را روی پدال سطلِ زباله فشار می‌دهم و تفاله را پرت می‌کنم داخلِ آن، اما همین که چرخ می‌زنم تا بروم سراغِ نوشیدنِ قهوه‌ام دچارِ عذابِ‌وجدانِ ملایمی می‌شوم. چیزی درونم می‌گوید که تفالۀ قهوه زباله نیست. وقت‌هایی که سرحال‌ترم تفاله‌هایم را در یک سطل کوچک که قبلاً سطلِ ماست بوده جمع می‌کنم و بعد در کیسه می‌ریزم، درنهایت کیسه‌ها تلنبار می‌شوند روی هم، و چشم‌ام که بهشان می‌افتد به خودم می‌گویم: «تو هم که فقط آشغال جمع می‌کنی!»روز سیزده‌به‌در بود که تصمیم گرفتم دراین‌زمینه حسابِ کار را با خودم یک‌سَره کنم: یا ازاین‌به‌بعد بدونِ عذابِ‌وجدان تفاله‌قهوه‌هایم را بریزم در سطلِ زباله یا یک راه برای بازیافت آن پیدا کنم.این شد که رفتم در گوگل جستجویش کردم و دیدم بله! تفالۀ قهوه به‌خاطرِ این‌که سرشار از موادِ معدنیِ مناسب برای رشد گیاهان است می‌تواند یک کودِ مغذی برای آنها باشد. حاویِ نیتروژن، کلسیم، پتاسیم، آهن، فسفر، منیزیم و کروم است. تازه! فلزهای سختی که خاک را آلوده می‌کنند را جذب می‌کند. حتی می‌توان با آن کمپوست درست کرد. پس تصمیم گرفتم که تفاله‌قهوه‌هایم را بدونِ عذابِ‌وجدان تبدیل به کمپوست بکنم.حالا سوال‌ام این بود که چطور می‌شود در خانه کمپوست درست کرد. بعد از کمی جستجو در سایت‌های DIY دست و آستین را بالا زدم و رفتم در انباری یک سطلِ درب‌دار پیدا کردم:دریل را هم آوردم تا روی دربِ سطل را سوراخ‌سوراخ کنم. شاید پرسید سوراخ‌کردنِ سطل به چه درد می‌خورد؟ چیزهایی که در سطل می‌ریزیم برای تجزیه‌شدن به هوا نیاز دارند، بنابراین مهم است که هوا بتواند وارد سطلِ کمپوست‌مان بشود. من 20 سوراخ در دربِ سطل ایجاد کردم. اگر دریل ندارید می‌توانید از میخِ داغ برای سوراخ‌کردن استفاده کنید.بعد رفتم یک تکه تورِ مژگان پیدا کردم با چسب یک دو سه برگشتم. چرا؟ چون این سوراخ‌هایی که ایجاد کردیم می‌تواند محل رفت‌وآمد حشرات بشود و این‌ موضوع که به محتویاتِ سطلِ کمپوست‌مان که داخلِ آشپزخانه است حشره بیفتد اصلاً خوشایند نیست. پس با چسباندنِ یک تکه تور پشتِ دربِ سطل این مسئله را حل می‌کنیم.حالا دیگر سطلِ کمپوست‌‌مان آماده است. سوال بعدی این است که در آن چه بریزیم و چه نریزیم؟ بهتر است کفِ آن کمی خاکِ‌برگ بریزیم:و بعد کمی روزنامۀ پاره‌پاره یا برگِ خشک:این شد یک بسترِ خوب برای آشغال‌های دوست‌داشتنی. برمی‌گردیم به آشپزخانه که ازاین‌به‌بعد در آنجا یک سطلِ زباله داریم و یک سطلِ کمپوست. هر وقت زباله به دست رفتیم سمت سطل‌ها یک لحظه تأمل می‌کنیم تا ببینیم آنچه درصدد دور ریختنِ آن هستیم بهتر است در کدام سطل بریزیم. یک راهنمایی کوچک: لبنیات، گوشت، چربی، استخوان و چیزهایی از این قسم را در سطلِ کمپوست نریزید. چرا؟ چون بعد از مدتِ کوتاهی بوی مشمئزکننده‌اش بلند می‌شود. اما مثلاً پوست تخم‌مرغ خوب است! آن را در سطل کمپوست بریزید. تفالۀ قهوه هم که تاجِ سرِ سطلِ کمپوست‌مان است و عامل به‌وجودآمدنِ آن.آشغال‌سبزی و پوستِ‌میوه هم خوب است، البته به شرطی که کمی خُرد شده باشد. من یک تخته‌کار و چاقو گذاشته‌ام دمِ‌دست مخصوصِ خُردکردنِ این‌جور چیزها.بنده حتی از خیرِ پوستِ بادمجانِ کبابی و پوستِ نخودِ پخته هم نگذشتم!یادتان باشد که هر از چندی محتویاتِ سطل را هَم بزنید. بدین‌ترتیب هم به همه جای آن هوا می‌رسد هم ترکیبِ آن همگن‌تر می‌شود.حواستان باشد که هر وقت کارتان با سطلِ کمپوست تمام شد دربِ آن را بگذارید تا حشرات فرصت نکنند واردِ آن شوند. الان یک هفته است که ما در خانه‌مان سطلِ کمپوست داریم و چند اتفاقِ جالب افتاده است: همۀ اعضای خانواده وقتی میوه‌شان را خوردند ذوق دارند بروند سرِ تخته‌کار و پوستِ میوه‌هایشان را تکه‌تکه کنند.هر وقت می‌روند چیزی را بریزند در سطلِ زباله کمی فکر می‌کنند و بعد داد می‌کشند: پوستِ گردو را در کدام بریزم؟ تفاله چایی هم کمپوست می‌شود؟ این تفاله هویج‌های آبمیوه‌گیری را بریزم توی سطل کمپوست اشکالی ندارد؟ شب‌ها وقتی صدای ماشین‌های شهرداری می‌آید، مادرم می‌گوید سطلِ کمپوست پر شده ولی زباله آن‌قدری نداریم که ببرید سر کوچه.الان چند شب است که داریم به این فکر می‌کنیم که گوشۀ حیاط یک بشکۀ خالی بگذاریم که سطلِ کمپوست‌مان را هر وقت پر شد ببریم در آن خالی کنیم. حتی به این فکر کرده‌ایم که باز هم از این سطل‌ها درست کنیم و به همسایه‌های ساختمان‌مان هدیه بدهیم تا ایشان هم در تولید کمپوست بیشتر و زبالۀ کمتر مشارکت کنند. نکتۀ آخر: فرایند تجزیه حدود دو ماه طول می‌کشد. اگر اهلِ قهوه هستید، می‌توانید از وب‌سایتِ قهوۀ درست بازدید کنید: https://doroast.com/ </description>
                <category>قهوۀ درست</category>
                <author>Zahra Shokrani</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 14:16:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهوۀ من کدام است؟ عربیکا یا ربوستا؟</title>
                <link>https://virgool.io/doroast/%D9%82%D9%87%D9%88%DB%80-%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-k6bmb3blcccz</link>
                <description>آبرنگ روی کاغذ- اسفند 98- زهرا شکرانیقهوه‌ها وقتی رُست می‌شوند، همه‌شان تقریباً شکل هم‌اند. اما آیا می‌دانستید دانه‌های قهوه در واقع گونه‌های بسیار متنوعی دارند؟ گرچه وقتی صحبت از فنجانِ روزانۀ شماست تنها دو تای آنهاست که مهم‌اند: عربیکا و ربوستا. این‌ها دو نوع اصلی از قهوه‌ای هستند که برای نوشیدن کِشت می‌شوند.عربیکا و ربوستا با هم فرقی هم دارند؟ بله! فرق دارند، خیلی هم فرق دارند! و فهمیدن تفاوتِ این دو گونه به شما کمک می‌کند قهوه‌ای را انتخاب کنید که برای شما دُرُست است.عربیکا و ربوستا در طعم، شرایط رشد و قیمت فرق دارند. دانه‌های عربیکا کافئین کمتری نسبت به ربوستا دارند ولی درعوض عطر و طعم پیچیدهتری هم دارند. منظورمان از پیچیده این است که شما میتوانید در یک فنجان قهوه که با دانه عربیکا درست شده ترشی و تلخی و شیرینی را همزمان پیدا کنید و تازه قسمت هیجان‌انگیزش اینجاست که وقتی طعم ترشی را با کنار زبانتان دریافتید می‌توانید حدس بزنید این ترشی را قبلاً کجا حس کرده‌اید مثلاً همان ترشی است که توی لیموترش هست یا ترشی‌اش شبیه وقتی است که یک دانه آلبالو می‌خورید یا مثل ترش و شیرینی توت‌فرنگی است!ربوستا ولی تلخی قوی‌تری نسبت به عربیکا دارد. مثل وقتی یک تکه شکلات تلخ می‌خورید یا یک بطری آبجوی بدون الکل! گرچه ربوستاهای باکیفیتی در بازار جهانی وجود دارد که تلخی مطبوع و کافئین مطلوبی دارند ولی در کل عربیکا، دانه‌ی باارزش‌تری قلمداد می‌شود. چرا که کِشتِ ربوستا راحت‌تر است و در ارتفاع کمتری نسبت به عربیکا رشد می‌کند، و در مقابل آفات و شرایط جوی کمتر آسیب‌پذیر است. خیلی زودتر از عربیکا میوه می‌دهد که سال‌ها باید پای آن نشست تا به سن بلوغ برسد، همچنین هر درخت ربوستا در مقایسه با درخت عربیکا محصول بیشتری می‌دهد.این است که درنهایت عربیکا گران‌تر از کار درمی‌آید. اکثر قهوه‌های سوپرمارکتی، قهوه‌های فوری و قهوه‌های آسیاب‌شدۀ ارزان، ربوستا هستند. البته توی سوپرمارکت‌ها عربیکا هم یافت می‌شود، اما صرف اینکه لیبل عربیکا روی آن خورده معنی‌اش این نیست که کیفیت بالایی دارد.در نهایت، این شمایید که انتخاب می‌کنید با عربیکا قهوه‌تان را درست کنید یا ربوستا یا مخلوطی از هردو که هم عطر مطبوعی داشته باشید هم طعم پیچیده‌ای هم کافئین مطلوبی!اگر ازآن دسته قهوه‌خورهایی هستید که قهوه‌تان را جرعه‌جرعه می‌نوشید، مزمزه‌اش می‌کنید و انگاری که دارید با فنجانتان گفتگو می‌کنید، می‌گذارید طعم‌های ترشی و تلخی هم راه خودشان را در بحث باز کنند، در این صورت «تک‌عربیکا» انتخابِ درستی است، چرا که یک قهوۀ عربیکای باکیفیت از مزارع آمریکای لاتین است که هم اسپرسو و هم دم‌‌شده‌اش امکانِ آزمودنِ طعم‌های مختلفی را برایتان فراهم می‌آورد.شاید دلتان بخواهد فنجان قهوه‌تان با عطر و طعمی دل‌پذیر در سکوت همراهی‌تان کند تا به تماشای منظره‌ای بنشینید یا در یک قطعۀ موسیقی غرق شوید، در چنین حالی «دوعربیکا» یار موافق است؛ این قهوه ترکیبی است هارمونیک از عربیکای آمریکای لاتین و عربیکای شرقی که طعمی ملایم و درعین‌حال عمیق دارد.اصلاً شاید طعمِ گُل‌گون، میوه‌ای و ترشِ شیرینِ عربیکاها چندان به مذاق‌ِ شما خوش نیاید، و ترکیب آن با زمختی و قوت و تیرگیِ ربوستا برایتان مطلوب‌تر باشد، دراین‌صورت «ترکیبِ درست» درست‌ترین انتخاب است؛ چون می‌توانید تمامِ نُت‌های شیرین عربیکا را همراه با تلخیِ ربوستا یک‌جا داشته باشید و اسپرسو، آمریکانو یا لته‌ای بنوشید که هم از لحاظ طعمی متعادل است هم از لحاظ میزانِ کافئین.گذشته از اینها، ممکن است روحیۀ شما بیش از هر چیز با قهوه ترک و آدابِ خاصِ آن سازگار باشد. ترکِ درست ترکیبی است از عربیکا و ربوستایی که هر دو ساده و شرقی‌اند‌ و درعین‌حال خوش‌‌عطروطعم.اگر اهلِ قهوه هستید، می‌توانید از وب‌سایتِ قهوۀ درست بازدید کنید: https://doroast.com/ </description>
                <category>قهوۀ درست</category>
                <author>Zahra Shokrani</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 03:50:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا آدم‌ها واقعاً طعمِ قهوه را دوست دارند یا صرفاً آن را تحمل می‌کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/doroast/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7%D9%8B-%D8%B7%D8%B9%D9%85%D9%90-%D9%82%D9%87%D9%88%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D8%B5%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%8B-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%85%D9%84-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-qhyjmw1nwmpk</link>
                <description>آبرنگ روی کاغذ- 12 فروردین 99 - زهرا شکرانیراستش را بخواهید من از اول آدمِ قهوه‌خوری نبوده‌ام. برادرم از وقتی رفت دانشگاه قهوه‌خور شد و در خانه برای خودش قهوه درست می‌کرد. خُب من هم دلم می‌خواست نوشیدنِ قهوه را تجربه کنم اما آن‌وقت‌ها به‌نظرم قهوۀ خالی طعم زهرمار می‌داد، زهرماری که با شیرِ فراوان و کمی شکر می‌شود یک نوشیدنیِ خوش‌طعم. برای همین هر روز عصر مشتریِ پروپاقرصِ کاپوچینوهای برادرم بودم. وقتی تهران دانشگاه قبول شدم، اوضاع فرق کرد، دیگر برادرم و دستگاه قهوه‌سازش نبود و من روزهایم را در کتابخانۀ دانشگاه می‌گذراندم، جایی که هر آدمِ سرحالی هم وارد آن شود بعد از گذشتِ چند دقیقه چُرت‌اش می‌گیرد. آن روزها چارۀ کار را در این می‌دیدم که بدوم تا میدانِ انقلاب از قهوه‌چی‌باشی یک قهوه بگیرم و برگردم دانشگاه یا اصلاً بروم در کافه بنشینم و آنجا مطالعه کنم. در این دوران بود که قهوه به یکی از ارکانِ اصلیِ زندگیِ من تبدیل شد. دیگر برایم یک نوشیدنی نبود که در اصل طعمِ زهرمار می‌دهد و به‌زور شیر و شکر باید آن را تاب آورد، بلکه یک رسم‌وآیینِ هیجان‌انگیز بود که صبح با شوقِ آن بیدار می‌شدم. حتی به این فکر کرده بودم که اجاقِ کوهنوردی و قهوه‌جوش‌ام را روزها با خودم ببرم کتابخانه و خودم قهوه درست کنم.دیگر قهوۀ خالی می‌خوردم، و سعی می‌کردم طعمِ آن را بدونِ قضاوت تحلیل کنم، جالب این بود که تلخی تنها یکی از طعم‌هایی بود که در فنجانِ قهوه‌ام می‌یافتم. یکی از اکتشافاتِ من آن‌زمان این بود که درست است که قهوه تلخی دارد، اما تلخیِ آن با زهرمار زمین‌تاآسمان فرق دارد. نه که فکر کنید من زهرمار چشیده‌ام، نه! ولی به‌نظرم زهرمار نمایندۀ تلخی‌های زننده است، تلخی‌هایی که بدن‌مان ‌به غریزه آنها را پس می‌زند و سم می‌داندشان. اما چیزی که من از فنجانِ قهوه‌ام درمی‌یافتم یک تلخیِ ملایم بود که با طعمی ترش و شیرین همراه بود، یک ترکیبِ طعمیِ منحصربه‌فرد که در هیچ نوشیدنیِ دیگر تجربه‌اش نکرده بودم. https://soundcloud.com/pianoandcoffeerecords/manos-milonakis-treplevs-waltz?in=doroast-coffee/sets/fridays-coffee-time کم‌کم با ادبیاتِ قهوه آشنا شدم. یاد گرفته بودم که اگر می‌خواهم قهوه‌ام طعم زهرمار ندهد باید قهوۀ عربیکا بخرم، یا یک قهوۀ ترکیبی که درصدِ ربوستای کمی داشته باشد. می‌دانستم که هرچه درجۀ رُستِ قهوه رو به تیرگی برود تلخ‌تر است، برای همین قهوۀ مدیوم‌رُست می‌خریدم. صبح‌ها برنامه‌ام از این قرار بود که در خانه قهوه درست کنم، بریزم در فلاسک کوچک‌ام تا بتوانم آن را همراه خودم ببرم کتابخانه و به‌وقت استراحت قهوه بنوشم.آنچه من از مرورِ تجربۀ قهوه‌خورشدنِ خودم دریافتم این است که آدم در مواجهه با طعم‌هایی که در بادیِ‌امر برایش غریب یا حتی ناخوشایند است، ذائقه‌اش را پرورش بدهد و دریافت‌های جدیدی از آنها داشته باشد. برای مثال، به نظرم می‌رسد که عطروطعمِ منحصربه‌فرد قهوه برای من با تصویرِ سرحال‌بودن در فضایِ خمودۀ کتابخانه، هشیارماندن در طی یک رانندگی طولانی و پرانرژی‌ آغازکردنِ یک روزِ جدید گره خورده و این موجب می‌شود که حتی تلخیِ آن برایم دل‌پذیر و خواستنی باشد.پژوهشی که در دانشگاه نورث‌وسترنِ بریتانیا روی چهارصدهزار نفر انجام شده ثابت کرده که آدم‌ها به‌مرور یاد می‌گیرند بین دو عامل، یکی تلخیِ کافئین و دیگری فورانِ انرژی حاصل از آن نسبت برقرار کنند. یعنی وقتی چند بار تجربه می‌کنیم که پس از نوشیدنِ قهوه سرحال و پرانرژی می‌شویم، ناخودآگاه طعمِ آن برایمان دل‌پذیرتر می‌شود. این یعنی ممکن است یک طعم در ابتدا برای ما چندان خوشایند نباشد، اما کم‌کم یاد می‌گیریم که آن را دوست داشته باشیم، تا آنجا که تبدیل شود به یکی از آئین‌هایی که روزمان بدون آن شب نمی‌شود.اگر اهلِ قهوه هستید، می‌توانید از وب‌سایتِ قهوۀ درست بازدید کنید: https://doroast.com/ </description>
                <category>قهوۀ درست</category>
                <author>Zahra Shokrani</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 03:45:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>