<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات دشمن شناسی</title>
        <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/feed</link>
        <description>«فإنَّ العَدُوَّ ربّما قارَبَ لِيَتَغَفَّلَ، فَخُذْ بِالحَزمِ، و اتَّهِمْ في ذلكَ حُسنَ الظَّنِّ.»
دشمن گاهی به تو خود را نزديك مى سازد ، تا تو را غافلگير كند. با حزم و با پختگی و دقت با دشمن روبرو شو وحسن ظن  و خوش خیالی را به کناری بگذار.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 22:02:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/tsnyw7hzwlnv/pgfiey.jpg</url>
            <title>دشمن شناسی</title>
            <link>https://virgool.io/doshman-shenasi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پنج حقیقت شگفت‌انگیز درباره ابلیس و شیطان که تصورات شما را به چالش می‌کشد</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AF-lfjvp3ifbog9</link>
                <description>مقدمه: بازاندیشی در مفهوم شرتصویر رایج از «شیطان» اغلب ساده‌انگارانه و تک‌بعدی است: موجودی کاملاً شریر، تجسم کفر و دشمنی آشکار با خدا. اما حقیقت این موجود در متون دینی، بسیار پیچیده‌تر، عمیق‌تر و حتی متناقض‌نما‌تر از آن چیزی است که عموماً تصور می‌شود. او صرفاً یک منکر خدا نیست؛ بلکه شخصیتی است که درک دقیق آن، درس‌های عمیقی درباره ایمان، تکبر و ماهیت نافرمانی به ما می‌دهد. این مقاله سفری است برای کشف پنج حقیقت غافلگیرکننده درباره ابلیس و شیطان که تصورات کلیشه‌ای شما را به چالش می‌کشد.--------------------------------------------------------------------------------۱. ابلیس یک موحد بود، نه یک منکر خداشاید شگفت‌انگیزترین حقیقت درباره ابلیس این باشد که بزرگترین گناه او، انکار وجود خدا نبود. او در واقع به چندین مرتبه از توحید اعتقاد راسخ داشت و این باور را به صراحت ابراز می‌کرد:توحید در خالقیت: ابلیس، خداوند را به عنوان خالق خود و آدم می‌شناخت. هنگامی که از دلیل سرپیچی‌اش سؤال شد، گفت: «مرا از آتش آفریدی و او را از گل» (خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِین). این اعتراف صریح، باور او به خالقیت یگانه خداوند را نشان می‌دهد.توحید در ربوبیت تکوینی: او خداوند را به عنوان پروردگار جهان هستی قبول داشت و در مناظره و درخواست‌هایش، مستقیماً او را با عنوان «رب» خطاب می‌کرد، مانند: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختی...» (رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی) و «پروردگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد مهلت ده» (رَبِّ فَأنظِرْنِی).ایمان به معاد: ابلیس به روز قیامت و رستاخیز باور داشت. او پس از رانده شدن از درگاه الهی، از خدا تا «روزی که برانگیخته خواهند شد» (یَوْمِ یُبْعَثُون) مهلت خواست. این درخواست، ایمان قطعی او به وجود جهان پس از مرگ را ثابت می‌کند.پس گناه اصلی او چه بود؟ گناه ابلیس «انکار ربوبیت تشریعی» بود. او حق خداوند برای صدور فرمان بی‌چون و چرا را نپذیرفت. در برابر دستور سجده، به جای تسلیم، به منطق و قیاس خود تکیه کرد و برتری آفرینش خود را دلیلی بر نافرمانی دانست. این طغیان کلامی ریشه در یک خلاء روانی داشت؛ چنانکه متون دینی ریشه‌های آن را تکبر و حسادت نسبت به آدم معرفی می‌کنند که باعث شد قضاوت خود را بر فرمان بی‌چون و چرای خداوند ترجیح دهد.این واقعیت به نتیجه‌ای شگفت‌انگیز منجر می‌شود که تحلیل‌های کلامی آن را بیان کرده و سلسله‌مراتب رایج ما از باور را به چالش می‌کشد:«... ممکن است موجودى باشد كه چهار مرتبه از توحید را كه اشاره كردیم داشته باشد و آن پنجمى را نداشته باشد و این بدتر باشد از كسى كه حتى مرتبه‌ى اول توحید را هم نداشته باشد و این چیز عجیبى‌ست كه در ابتدا به ذهن ما دور مى‌آید.»--------------------------------------------------------------------------------۲. «شیطان» یک اسم نیست، یک صفت استیکی از اشتباهات رایج، یکی دانستن «ابلیس» و «شیطان» است. در حالی که این دو مفهوم تفاوت کلیدی با یکدیگر دارند:شیطان (صفت): «شیطان» یک واژه وصفی به معنای «شریر»، «موجود شرور» یا هر عاملی است که منشأ شرارت و انحراف باشد. به همین دلیل، این صفت می‌تواند به هر موجودی اطلاق شود. قرآن کریم به صراحت از «شیاطین انس و جن» (شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ) نام می‌برد و نشان می‌دهد که انسان‌ها نیز می‌توانند مصداق این صفت قرار گیرند.ابلیس (اسم خاص): «ابلیس» اسم عَلَم یا نام خاص همان موجودی از طایفه جن است که از فرمان خداوند برای سجده بر آدم سرپیچی کرد و به دلیل این طغیان، به سردسته شیاطین تبدیل شد.به طور خلاصه: ابلیس یک شیطان است، اما هر شیطانی ابلیس نیست.--------------------------------------------------------------------------------۳. عابدی که شش هزار سال عبادتش با یک لحظه تکبر نابود شدسقوط ابلیس یک شبه اتفاق نیفتاد. او پیش از نافرمانی، سابقه‌ای طولانی و حیرت‌انگیز در عبادت خداوند داشت. طبق روایات، ابلیس به مدت شش هزار سال خداوند را پرستش کرده بود. عظمت این زمان به قدری است که در نهج‌البلاغه به شکلی تأمل‌برانگیز به آن اشاره شده است:«...او شش هزار سال خدای را پرستیده بود، آن هم دانسته نیست که از سال‌های دنیاست یا از سال‌های آخرت...»با این حال، تمام این سابقه عظیم و تلاش بی‌وقفه، تنها به خاطر «یک لحظه خودبزرگ‌بینی و تکبر» (کبرِ ساعةٍ واحدة) نابود شد و از بین رفت. گناه اصلی او که ریشه نافرمانی‌اش بود، تکبر و احساس برتری بر آدم بود. این ماجرا نشان می‌دهد که در مسیر معنویت، هیچ سابقه‌ای تضمین‌کننده عاقبت به خیری نیست و تکبر می‌تواند بزرگترین عابدان را نیز به ورطه هلاکت بکشاند.--------------------------------------------------------------------------------۴. او یک فرشته نبود، بلکه یک «جن» در صف فرشتگان بودیک سؤال مهم کلامی این است: اگر ابلیس فرشته نبود، پس چرا فرمان سجده که خطاب به فرشتگان بود، شامل حال او شد؟پاسخ در ماهیت و جایگاه او نهفته است. قرآن به صراحت بیان می‌کند که ابلیس «از طایفه جن بود» (کانَ مِنَ الْجِنِّ). پس او از نظر ماهیت، فرشته نبود. اما متون دینی اینگونه توضیح می‌دهند که ابلیس به دلیل کثرت و شدت عبادت، به جایگاهی رسیده بود که در زمره و صف فرشتگان به حساب می‌آمد و حتی خود فرشتگان نیز او را از جنس خودشان می‌پنداشتند.به همین دلیل، هنگامی که فرمان الهی به فرشتگان صادر شد، او نیز خود را مشمول این خطاب یافت و از آن سرپیچی کرد. در نهایت، قرآن یک تمایز آشتی‌ناپذیر را آشکار می‌سازد: فرشتگان بنا بر ذات خود «از آنچه خدا به آنان فرمان دهد، سرپیچى نمى‌كنند» (لا یَعْصُونَ اللهَ مَا أ مَرَهُم)، در حالی که عمل نافرمانی ابلیس، یعنی «از فرمان پروردگارش بیرون شد» (فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ)، رویداد محوری داستان اوست. این تضاد بنیادین، دلیل قطعی بر این است که او ذاتاً فرشته نبود.--------------------------------------------------------------------------------۵. ابلیس تنها نیست؛ او ارتش و فرزندان داردبرنامه ابلیس برای گمراهی انسان یک اقدام فردی و پراکنده نیست، بلکه تلاشی سازمان‌یافته و تشکیلاتی است. او برای پیشبرد اهداف خود به تنهایی عمل نمی‌کند و دستیارانی دارد. قرآن با استفاده از عناوین مختلف، ساختار نیروهای او را توصیف می‌کند:قبیل: قرآن از دار و دسته و گروه او با عبارت «قَبِیلُهُ» یاد می‌کند و به معنای نزدیکان و هم‌طایفه‌های اوست.جنود: قرآن با عبارت «وَجُنُودُ إِبْلِیسَ أَجْمَعُون» به سپاهیان و لشکریان او اشاره می‌کند که در خدمت اهدافش هستند.ذریه: قرآن با عبارت «أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء» به فرزندان و نسل او اشاره دارد که راهش را ادامه می‌دهند.این تعابیر نشان می‌دهد که وسوسه و گمراهی، یک برنامه نظام‌مند با نیروهای متعدد است که تحت فرماندهی ابلیس عمل می‌کنند و جبهه‌ای سازمان‌یافته علیه مسیر حق تشکیل داده‌اند.--------------------------------------------------------------------------------سخن پایانی: درسی از یک سقوطهمانطور که دیدیم، شخصیت ابلیس بسیار پیچیده‌تر از یک شر مطلق و ساده است. او یک موحد نافرمان، یک عابد مغرور و یک استراتژیست تشکیلاتی برای گمراهی بود. داستان سقوط او، بیش از آنکه روایتی از یک دشمن خارجی باشد، هشداری درباره خطرات درونی است که هر سالک راه حقیقت را تهدید می‌کند. در نهایت این سؤال باقی می‌ماند: اگر شش هزار سال عبادت نتوانست ابلیس را از تکبر نجات دهد، ما چگونه می‌توانیم در مسیر معنوی خود از این دام مهلک در امان بمانیم؟</description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>صابر طباطبائی یزدی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Dec 2025 11:10:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمن شناسی تاریخی</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-seoxhtwdvlie</link>
                <description>«بسم الله الرحمن الرحیم»مقدمه:«هر مکتبی،دشمنانی دارد که از آن غافل نیستند،هر چند آن مکتب از دشمنانش غافل باشد.»یکی از بدیهیاتی که همواره وجود داشته و از بین رفتنی هم نیست،رویا رویی حق و باطل است.به راستی که فرمانده جبهه حق، خداست و فرمانده جبهه باطل، طاغوت و در رأس آن شیطان است.شیطان تجربیات پیشین خود را به پیروانش منتقل کرده و مسیر را به آنان نشان داده است.خداوند متعال نیز چنین کرده و تاریخ را در قرآنش به ما ارزانی داشته است.زیرا انسان ها با همان امیال و آرزو ها و روحیاتی که در گذشته داشته اند،امروز نیز هستند.پس تاریخ تکرار میشود و این تکرار مکرر تاریخ است که خواندن آن را بر همگان واجب می سازد و به همین سبب است که مورخان در صدد این هستند که با استفاده از داده ها و تجربیات گذشته به اتفاقات و رخ داد های آینده پی ببرند!هدف مورخان اسلام از تاریخ پژوهی عبارت است از:۱_تأکید مکرر قرآن کریم به برسی گذشته۲_عبرت از پیشینیان و رهایی از غفلت۳_شناخت راه های پیش رو برای حل بحران ها و ایجاد زندگی ایده‌آل تر۴_شناخت دقیق علل پدیده های مورد وقوع کنونی..........اولین دشمنی تاریخی:معیار همه استکبار های دنیا،اصالت دادن به ماده است و دلیل استکبار شیطان نیز این بود که گمان میکرد که ماده خلقت او،از ماده خلقت انسان برتر است(انسان از جنس خاک و شیطان از جنس آتش است.)؛درحالی که سجده فرشتگان بر آدم،در حقیقت سجده بر روح خداوندی او بود که خزینه عملش به شمار می‌رفت و فرشتگان و نیز شیطان را محتاج وی میکرد،اما شیطان به دلیل تکبرش،بی درنگ به ناسپاسی پرداخت.اعتراض شیطان به دلیل جهل او به خلقت بود،زیرا خاک برتر از آتش است!آتش فقط میتواند بسوزاند و ابزاری است برای خروج توانمندی های خاک،پس آتش در خدمت خاک است.شیطان پس از خروج از بهشت،باید به جهنم می‌رفت و تنها راه نجاتش دست برداشتن از استکبار بود ولی این چنین نکرد،بلکه از خداوند،مهلت و قدرت خواست و گفت:«مرا تا روز قیامت که زنده میشوند،مهلت ده.» و خدافرمود:تو از مهلت یافتگانی.علت این درخواست شیطان،آن بود که بتواند بر آدمیان چیره شود و لازمه مهلت گرفتن برای زندگی در زمین،بهره گیری از ابزار و وسایل دنیایی است.شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهی، نیت و هدف نهایی اش از تقاضای عمر جاویدان را آشکار ساخت و گفت:به عزت تو سوگند که همگان را گمراه میکنم و جهنم را از فرزندان ادم که پیروی تو را گزینند،خواهم انباشت.نفس اماره،نزدیک ترین دشمن:ریشه و آغاز این دشمنی شیطان،خود محوری و کبر بوده،همان گونه که در دنیا نیز برخی از انسان ها بر برخی دیگر به دلیل تفاخر و خود برتر بینی دشمن میشوند.پس اولین و دشمن ترین دشمن ما نفس اماره خود ماست که یک دشمن درونی است.دشمن درونی، خصلت های بد و ناشایستی است که ممکن است ما نیز در وجود خودمان داشته باشیم.تنبلی،حرصِ به دنیا،نا امیدی،خودخواهی های افراطی،بدبین بودن به دیگران،بدبین بودن به آینده و...اینها مثل موریانه ایست که در درون پایه ی بنا بفتد،بنا را ویران می کند و مثل کرمیست که وقتی داخل میوه قرار بگیرد میوه را فاسد میکند.اگر ما بتوانیم این دشمن را ،در درون خود،در جان خود،در فرهنگ عمومی جامعه خود از کار بیندازیم،دشمن بیرونی هم نمیتواند به ما صدمه و لطمه ای برساند.مرگ ما بیش از آنچه ناشی از این باشد که دیگری بیاید مارا بکشد،ناشی از این است که در درون خودمان اختلافی به وجود می آید.غالبا مرگ ما ناشی از ویروسی،میکروبی،بیماریی پ سلول عاصیی است که سرطان درست میکند،کمتر ناشی از این است که کسی بیاید آدم را بکشد.همین مسئله در رابطه با دشمنان انسان نیز صادق است،ما باید بیشتر مواظب دشمنان داخلیمان(نفس اماره)باشیم،زیرا آفت های این دشمن به مراتب بیشتر از دشمن های خارجی است.البته مبارزه با این دشمن، به وسیله شمشیر نیست ،بلکه به وسیله تربیت،تزکیه،و تعلیم و هشیار بودن است .لذا وقتی که مردم با آن همه زحمت از جنگ برگشتند،پیغمبر فرمودند،شما از جهاد کوچکتر برگشتید،حالا مشغول جهاد بزرگتر شوید!پس همه آن کسانی که در جبهه های عظیمی مثل جبهه انقلاب اسلامی،به دشمن پشت کرده و فرار میکنند،اول در جبهه ی دل خود شکست می خوره اند......................پس در اینجا دومین دشمن ما،یک دشمن بیرونی است که قسم خورده ما را به قعر جهنم بفرستد،این دشمن شیطان متکبر است.خود محوری و کبر شیطان، ریشه و آغاز اینگونه دشمنی با آدم بود و این جرقه ای برای آغاز رویارویی حق و باطل شد.بنا به هر تقدیری، پیش از این که پای آدم (ع)به زمین برسد شیطان وارد زمین شد. پیش از ما،دشمن ما به زمین آمد،در مبارزه و نبرد هر کسی زودتر وارد میدان شود احتمال پیروزی اش بیشتر است زیرا عرصه را شناسایی و آماده می‌کند تا حریف را منفعل سازد.آغاز دشمنی شیطان با آدم:پدر و مادر آغازین ما،یعنی آدم و حوا در باغی از بهشت به سر می بردند و آنگاه به سبب وسوسه های شیطان (کاری که شیطان بخاطر انجامش از خدا مهلت خواست.)از آن رانده شدند.آدم(ع) در این هبوط،تجربه ای تلخ از دشمنی و اغوای شیطان به دست آورد. از این رو هر زمان مورد وسوسه قرار می گرفت که از حدود الهی عبور کند به تجربه روز اول خود رجوع میکرد.آدم(ع) در زمین ،هرگز از دایره عبودیت خارج نشد، زیرا نتیجه عبور از خط قرمزهای خدا را می دانست. از این جهت آدم(ع)در مقابله با وسوسه و فریب های شیطان، درس بزرگی به بشریت داد.با این وجود، وسوسه های شیطان یکی پس از دیگری فرزندان آدم را در برگرفت و راه انحراف را به آنها نشان داد.(از قابیل گرفته تا من نوعی و بعد از من)داستان حضرت آدم در قرآن نشان می دهد، زندگی بشر در زمین با توحید و علم آغاز شد.زندگی بشر در زمین با اکثریت انسانهای خوب آغاز شد و با اکثریت انسان های خوب هم پایان می پذیرد.دشمنی شیطان با آدم و آدمی از ازل بوده و تا ابد نیز ادامه دارد و این ما هستیم که باید حواسمان باشد به دام وسوسه های شیطانی گرفتار نشویم...و اگر بخواهیم،وضع و موقعیت امروز را درست تشخیص دهیم و بفهمیم که در کجا قرار گرفته ایم،باید تاریخ را بدانیم!قرآن که مصادیق مصدق است،ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می کند.حضرت نوح(ع):هدایت قوم خود بسیار تلاش کرد،ولی به جز تعداد اندکی ایمان نیاوردند.وقتی نوح از هدایت آنان ناامید شد و ترس آن را داشت که همین مومنین اندک نیز از مسیر حق خارج شوند،از خدا درخواست عذاب کرد.در آن هنگام حضرت نوح با علم الهی و نظارت خداوند و صنعت آن روز،کشتی بسیار عظیمی را ساخت که ظرفیت حمل حیوانات مختلف را داشت و توانست در مقابل امواج بسیار سنگین مقاومت کند.بعد از طوفان،خوبان در زمین بر روی کوه جودی فرود آمدند.آنها با دیدن این طوفان عظیم،تجربهٔ گران سنگی در بندگی خداوند و مقابله با شیطان کسب کردند،ولی نسل های بعد،هرچه از طوفان فاصله گرفتند،دچار انحراف شدند.حضرت ابراهیم(ع): «خداوند شما را برگزید و برایتان در این دین هیچ تنگنا و دشواری ننهاد‌.این همان دین پدرتان ابراهیم(ع)است.او پیش از این شما را مسلمان نامید...»حضرت ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی،بلکه حنیفی مسلمان بود.ابزار دعوت حضرت ابراهیم برای هدایت عوام و خواص متفاوت بود،گاهی ستاره،خورشید و ماه را می پرستید و با غروب آنان می فرمود:خدایی که غروب میکند خدا نیست ،و گاهی بت ها را شکست...ابراهیم در اقدامی دوسویه،هم مسئولان و هم صاحبان قدرت را به فکر واداشت که برای پاسخ گویی به میدان آیند،آنان در حقیقت مطلع بودند ولی برای رسیدن به منافع خود مردم را فریب داده بودند.(این عوام فریبی امروزه بیش از پیش به چشم میخورد!)رب در لغت به معنای پرورش دهنده است و در اصطلاح به کسی گویند که شأن او سوق دادن اشیاء به کمال است و این صفت به طور ثابت در وی موجود است.نمرود ادعا داشت که رب است،در نتیجه ابراهیم(ع) برای به چالش کشیدن او،پیشنهاد داد که خورشید را از مغرب به در آورد و در مشرق فرو دهد.نمرود در مقابل این سخن مبهوت شد و هیچ جوابی نداد...دستاویز نمرود برای اغوای مردم در سوزاندن ابراهیم(ع)،نوعی عملیات روانی بود که مردم را به دفاع از خدایان خود فرا میخواند،ولی بی اثر شدن آتش بر ابراهیم(ع) این تهدید را به فرصتی بزرگ تبدیل کرد،به طوری که ابراهیم(ع) به عنوان یک اسوه حق طلب در جامعه معرفی شد.در این شرایط ،فشار سنگین افکار عمومی مانع از اعدام و قتل ابراهیم(ع) شد.ابراهیم(ع) ازشهر اخراج شد و به فلسطین رفت که از طرفی شاه راه اقتصادی و ارتباطی بود و از طرفی محیط امنی داشت.این شرایط زمینه را برای تبلیغ و گسترش دین الهی فراهم آورد،زیرا فلسطین مکان تجارت و رفت و آمد کاروان های تجاری بود که پیام های دینی و فرهنگی ابراهیم(ع)را پخش میکردند.ابراهیم(ع)،در کهنسالی صاحب دو فرزند به نام های اسماعیل و اسحاق شد.اسحاق(ع)در فلسطین ماند ولی ابراهیم(ع) به امر خدا اسماعیل (ع)را به همراه مادرش به سرزمین خشک مکه برد.‌این نقطه از چشم اغیار دور بود و خداوند همانند گنجینه آن منطقه را نگه داشته بود تا دینش را از آنجا به عالم صادر کند.ابراهیم(ع) مأمور قربانی اسماعیل(ع)شد،ولی خداوند برای تداوم نسل امامت به جای اسماعیل(ع)یک فدیه عظیم قرار داد. از این رو استمرار امامت از دو جهت ممکن شد:۱_در فیزیک و نسل۲_در بقاء و استمرار دین و دین داری.حضرت یوسف(ع):بعد از حضرت ابراهیم، اسحاق به پیامبری رسید و کار پدرش را در تبلیغ دین الهی ادامه داد.خداوند به اسحاق ،یعقوب را عطا کرد._اسرائیل به معنای بنده خدا و لقب یعقوب است._یعقوب دارای ۱۲فرزند شد،که یکی از آنان یوسف است و امامت و جانشینی بعد از پدر به او تعلق گرفت،ولی با حسادت برادران مواجه شد.برادرانش،سرانجام یوسف را در چاهی انداختند،ولی یوسف در مصر به ریاست و قدرت رسید و عزیز مصر شد.(از عمق چاه تا عرش اعلا)نخستین تجربه حکومت بنی اسرائیل،به حکومت رسیدن یوسف در مصر بود.مصریان بت پرست،حکمرانی یوسف موحد را به چند دلیل پذیرفتند:۱_مصریان را از قحطی نجات داد.۲_خوب حکومت می کرد و حکومت داری میدانست.۳_زیبا بود!یوسف در هنگام مرگ، بنی اسرائیل را نصیحت کرد تا هویت دینی و رشد جمعیت*(نکته کلیدی برای این روز ها) خویش را حفظ کنند و در انتظار منجی باشند.این نصایح برای این بود که بعد یوسف ،به دلیل موروثی بودن حکومت بین فرعونیان مصر،دوباره قدرت در دست آنان قرار میگرفت.بعد از رحلت یوسف،پیشبینی او به وقوع پیوست:فرعونیان به مدت۴۰۰سال بنی اسرائیل را به بردگی کشیدند،از صنعت دور نگه داشتند و فرزندان پسر آنها را کشتند تا منجی متولد نشود.حضرت موسی(ع):با تمام اقداماتی که فرعونیان برای نابودی منجی انجام دادند،موسی متولد شد و مادرش از ترس اینکه او را بکشند،او را در آب انداخت.رودخانه از خانه فرعون میگذشت.او که فرزندی نداشت،کودک را به فرزندی گرفت،و۱۹سال موسی در دربار فرعون رشد کرد.موسی در۱۹ سالگی مردی فرعونی را کشت و محکوم به اعدام شد و از مصر گریخت.موسی بعد از۱۰روز پیاده روی و خستگی به مدین رسید.در آنجا با شعیب آشنا شد و با دختر ایشان ازدواج کرد.سرانجام موسی پس از ده سال به سمت مصر حرکت کرد.اما همین بنی اسرائیل،کارشان به جایی رسید که خدای متعال،لعنت دائمی را بر اینها فرستاد!موسی در بازگشت به مصر برای اولین بار وحی و تکلم با خدا را در صحرای سینا تجربه کرد و به نبوت رسید و برای هدایت فرعون و فرعونیان و نجات بنی اسرائیل مأموریت یافت.از نشانه های نبوت موسی تبدیل شدن عصا به اژدها و ید بیضاء بود.موسی به کاخ فرعون رفت و او را به پذیرش حق دعوت کرد،فرعون از او نشانه نبوت درخواست کرد، که با عصای موسی و ید بیضاء مواجه شد.فرعون،موسی را به سحر متهم کرد.موسی برای اثبات حقانیت خود فرعون و ساحران را به مبارزه طلبید.ساحران در مقابل معجزه موسی شکست خورده و ایمان آوردند.فرعون از این شکست بسیار عصبانی شد و ساحران را به اینکه شاگرد موسی هستند متهم کرد.موسی مأمور بود تا نخستین سازمان بنی اسرائیل را به وجود آورد. این کار دشوار بود، زیرا بنی اسرائیل سال‌ها در اسارت فرعون بودند و تجربه، مهارت، امکانات و انسجام اجتماعی نداشتند.موسی و هارون ماموریت یافتند برای بازسازی اجتماعی بنی اسرائیل چند کار انجام دهد:۱_خانه سازی و جدا کردن مسکن شان از فرعونیان.۲_ساختن خانه های مقابل هم و نزدیک به یکدیگر.۳_اقامه نماز۴_زدودن زباله های ترس و وحشت که یادگار دوران بردگی و ذلت در بنی اسرائیل بود.موسی از فرعونیان، آزادی بنی اسرائیل را درخواست کرد.قرار شد فرعون این کار را به تدریج انجام دهد، ولی او به وعده خود عمل نکرد و هربار خلف وعده می کرد، بنابراین فرعونیان به عذابی مبتلا می‌شدند.سرانجام فرعون تصمیم گرفت با بنی اسرائیل بجنگد و آنها را نابود کند، ولی آنان آگاه شده و شبانه گریختند.در مسیر فرار،به دریا رسیدند که به فرمان خداوند آب شکافت و موسایان از آن عبور کردند، ولی فرعونیان در محاسبه ای غلط، گرفتار عذاب شده و غرق شدند.پس از عبور از دریا،هرچند بنی اسرائیل از دست فرعون نجات یافته بودند، ولی با مشکلات جدیدی مواجه شدند که عبارت بود از:۱_ نبود مسکن و پناهگاه برای جمعیت زیاد بنی اسرائیل۲_نبود آب آشامیدنی۳_نبود غذابه لطف الهی هر سه مشکل حل شد:۱_ابری بر اردوگاه سایه افکند۲_چشمه دوازده گانه آب از سنگ ها جوشید.۳_از آسمان «من» و «سلوی» نازل شد.موسی برای آماده‌سازی و سازماندهی بنی اسرائیل، اردوگاهی آموزشی برپا کرد که در آن انواع فنون را به بنی اسرائیل آموخت و سیستم ارتباطی و اطلاعاتی منظمی را برقرار کرد.بنی اسرائیل در آن بیابان برای رشد و آموزش اقامت کرده بودند،ولی دچار ناهنجاری هایی شدند، مانند:۱_گرایش به بت پرستی.۲_طمع کاری و بهانه جویی.۳_پرسش گری لجوجانه و جاهلانه.بنی اسرائیل سرانجام به پشت دیوارهای قدس رسیدند.موسی قبل از ورود، افرادی را برای جمع آوری اطلاعات لازم گسیل داشت، ولی اطلاعات قبل از اینکه به موسی برسد،در اردوگاه پخش شد‌. آنها به بزرگنمایی از قدرت دشمن پرداختند و روحیه سپاه را برای جنگ پایین آوردند، تا جایی که با وارد کردن فشار بر موسی، از دستور موسی برای جنگ سرپیچی کردند.به دلیل این نافرمانی،موسی به درگاه خداوند شکوه کرد و بنی اسرائیل به مدت ۴۰ سال در بیابان سرگردان ماندند.بنی اسرائیل با رهبری یوشع بن نون جانشین حضرت موسی به قدس رسیدند.آنها در آنجا دانش هایی را که از موسی آموخته بودند، با تجربه های عملی درآمیختند، ولی از جهات اخلاقی و معنوی دچار نقص و انحراف بودند.آزمندی به زندگی دنیا و نفس پرستی ،نژادپرستی، دوری از خط انبیاء و قتل ایشان، از مهمترین موارد انحطاط بنی اسرائیل بود.در مقابل این انحطاط ها خداوند آنها را به مجازات‌های عامی آن مانند مُهر دل و ذلت و خواری دچار نمود.حضرت عیسی(ع): آخرین پیامبر بنی اسرائیل حضرت عیسی است.او از بنی اسرائیل خواست تا از خواسته های نفسانی، ادعاهای پوچ و دروغ خود دست بردارند و به احکام تورات عمل کنند.بزرگان یهودی با وجود آنکه از شیوه تولد عیسی آگاه بودند،از همان ابتدا به مقابله با این معجزه بزرگ پرداختند.آنان خواستند با این اتهام حضرت مریم و فرزندش را سنگسار کنند، ولی عیسی در گهواره به فرمان خدا به سخن آمد و از خود و مادرش رفع اتهام نمود.عیسی بعد از مدتی تبلیغ و ناامیدی از یهودیان فرمود:«کیست که از آیین خدا پشتیبانی و از من دفاع کند؟»۱۲ نفر قبول کردند که به حواریون معروف شدند.آنها زندگی ریاضت گونه داشتند و همواره همراه عیسی بودند.در پی سفرهای بسیار،یکی از حواریون به نام یهودای اسخریوطی، جای عیسی را در برابر سی درهم به رومیان نشان داد،ولی او به آسمان ها رفت و رومیان،اسخریوطی را که شباهت بسیاری به عیسی داشت،به صلیب کشیدند.یهودیان که با قتل عیسی نتوانستند جلوی پیشرفت مسیحیت را بگیرند، تصمیم گرفتم آن را تحریف کنند.پولس از یهودیان ضد مسیحی بود که با هدف تحریف مسیحیت به مسیحیت گروید.(چقدر الان امثال این افراد و حرکت ها توی کشور ما مشاهده میشه!)حضرت محمد(ص):یکی از مهمترین بشارت های عیسی، پیامبر موعود آخرالزمان حضرت محمد(ص)بود.یهودیان همواره در مورد جنگ های مسیحی_یهودی ، مظلوم نمایی می‌کردند، ولی یهودیان در این جنگ ها تلفات بسیار کمی داشتند که جای تأمل است!_با وجود این که بخش قابل توجهی از مطالب تاریخی قرآن درباره بنی اسرائیل است، ولی کتاب های تاریخی شیعه و سنی در این باره بسیار کم است!_بعد از عیسی،یهود بزرگترین مانع بر سر راه اهداف خود را، پیامبر اسلام می‌دانست، از این رو بشارت‌های انجیل  نسبت به ظهور پیامبر آخرالزمان را تحریف کرد.یهود در مبارزه با ظهور رسول خاتم،دست به سه مرحله عملیات زد که عبارتند از:۱_ترور رسول الله و جلوگیری از ظهور ایشان۲_ایجاد موانع رسیدن ایشان به قدس۳_نفوذ در حکومت رسول اللهیهودیان تروریست های تاریخی هستند که به آسانی بسیاری را از سر راه خود برداشتند.آنها برای جلوگیری از تولد پیامبر،اجداد(هاشم،عبدالمطلب)و پدر ایشان را مورد سوء قصد قرار دارند، ولی نتوانستد مانع از تولد پیامبر شوند.عبدالمطلب برای حفاظت از رسول الله در مقابل یهودیان،پنج سال ایشان را بیرون از مکه به دایه سپرد. و پس از آن نیز همیشه او را  همراه خودمیبرد،حتی در جلسات مهمی مانند دارالندوه.بعد از عبدالمطلب، سرپرستی رسول الله به عهده ابوطالب قرار گرفت‌ و او نیز همچون عبدالمطلب رفتار می کرد.زمانی که یهودیان از قتل رسول الله مأنوس شدن،دست به ترور شخصیت ایشان زدند. تحریف در چگونگی آغاز بعثت،بیان مسئله بی سوادی رسول الله به صورتی تحقیرآمیز و بیان ترس و تردید خاتم الانبیا در وحی،بخشی از این موارد بود.,,ما از بنی اسرائیل ،پیمان گرفتیم و پیامبرانی بر ایشان فرستادیم.هرگاه که پیامبری چیزی می گفت که با خواهش دلشان موافق نبود گروهی را تکذیب می کردند و گروهی را می کشتند…!,,یهود در مدینه مستقر شدند تا مانع  رسیدن پیامبر به قدس شوند.یهودیان به دروغ ادعا می کردند برای ایمان آوردن به پیامبر آخرالزمان به یثرب آمده اند،در حالی که اگر آنها صادق بودن به عیسی ایمان می اوردند.اگر رسول الله موفق به فتح قدس میشد،یهود امید جهانی شدن را از دست می‌داد. از این رو از مدینه تا قدس را مانع گذاری کردند.یهود برای جهانی شدن باید سه مراحلی را پشت سر می گذاشت:۱_فتح قدس۲_فتح نیل تا فرات۳_فتح بقیه جهانپیامبر ابتدا با دعوت مخفیانه یارانی را جمع کرد و سپس با دعوت خویشان نزدیک، دعوتش را علنی کرد.بعد از آغاز دعوت به اسلام، از هر قبیله ای تعدادی به اسلام گرویدند.مشرکان برای جلوگیری از درگیری، اختلاف و جنگ بین قبائل،شکنجه و برخورد با تازه مسلمان ها را به عهده خودشان گذاشتند!با افزایش سختی و شکنجه مسلمانان در مکه، رسول الله دستور هجرت آنان به حبشه را صادر فرمود،آنان به رهبری جعفر بن ابی طالب به حبشه رفتند و در امنیت قرار گرفتند.پس از شکست مشرکان در بازگرداندن مسلمانان از حبشه ،محاصره اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب به مدت سه سال آغاز شد.در دوران محاصره در شعب، برخی از قبایل خزرج برای جمع آوری نیروهای قبیله اوس به مکه آمدند ولی مشرکان به آنها کمکی نکردند.پیامبر،از فرصت استفاده کرد و اسلام را بر آنها عرضه نمود.دوران محاصره اقتصادی به پایان رسید و دو سال بعد نیز پیامبر با اهل مدینه در مکه دیدار کرد و آنها با پیامبر هم پیمان شدند.مشرکان تصمیم گرفتند پیامبر را به صورت دسته جمعی در بسترش به قتل برسانند ولی پیامبر به مدینه هجرت کرد، این هجرت ضربه محکمی به کفار بود.یهودیان برای جلوگیری از گسترش قدرت و حاکمیت رسول الله در شمال مدینه که به قدس می رسید بر اثر راه ایشان مانع گذاری کردند.در مدینه حکم جهاد صادر شد، زیرا اگر مسلمانان از خود دفاع نمی کردند ،یهودیان و مشرکان آنجا را نابود می کردند.چون مدینه مکان قدرت و حکومت رسول الله بود ،یهودیان عملیات آشکاری بر علیه السلام آغاز کردند.رسول الله بعد از ورود به مدینه، با یهودیان آن دیار پیمانی بست که آنان به نفع یا ضرر مسلمانان کاری نکنند.یهودیان مدینه پس از پیمان با پیامبر،فریبکاری کردند و هر چند به صورت مستقیم با پیامبر نجنگیدند،ولی همواره مشترکان را به جنگ علیه مسلمانان تحریک کردند…پس از پیامبر(آغاز امامت):پس از رحلت پیامبر، ابوبکر با انتخاب مردم به قدرت رسید.مردم به همان اندازه که پیغمبر را قبول داشتند ابوبکر را نیز قبول داشتند.در زمان پیامبر همه مسلمانان نفر دوم اسلام را ابوبکر می‌دانستند به جز چهار نفر(سلمان، ابوذر ،مقداد ،عمار)  که معتقد بودند علی نفر دوم اسلام است.الان کمی اوضاع بهتر شده و حدود یک پنجم مسلمان‌ها نفر دوم اسلام را علی می‌دانند ‌و بقیه ابوبکر.ابوبکر نفوذی یهودی‌ها بود و توسط آنها آموزش دیده و فرستاده شده بود.یهودی‌ها از ظهور اسلام می‌ترسیدند و از ۴۰۰ سال قبل از اینکه پیامبر به دنیا بیاید در برابر حرکت پیامبر سه برنامه را طراحی کرده بودند.۱_ترور:با اطلاعاتی که داشند قصد پیدا  کردن و کشتن نسل های قبل از پیامبر را داشتند.۲_ایجاد موانع۳_نفوذدو نقطه در این عالم اگر فتح بشود و تحت اختیار اسلام و مسلمان‌ها و امام مسلمین قرار بگیرد،دنیا اصلاح می‌شود.۱-کعبه و مکه۲-بیت‌المقدسقبل از اینکه پیغمبر اکرم(ص) دنیا بیاید،یهودی ها از مدینه امروز تا خود بیت‌المقدس مانع گذاری کردند.پیغمبر اکرم(ص) وقتی مبعوث شدند در عبور از این موانع اینقدر معطل شدند تا سال ۹ هجری رسید.در مکه هر کسی به پیامبر(ص) ایمان می‌آورد یا جوان بود یا برده.ابوبکر وقتی وارد اسلام شد یک تلاش وسیعی در جهت مسلمان ساختن افراد کرد.در مکه احدی در اینکه ابوبکر نفر دوم اسلام است تردیدی نداشت.ابوبکر از سمت یهود موظف شد که در زمان حضرت رسول(ص) آنگونه عمل نماید که به عنوان نفر دوم اسلام بین مردم محبوبیت کسب نماید و از طرفی تشکیلاتی را مدیریت کند که تایید کننده جانشینی او بعد از پیامبر باشند.زمانی که پیامبر در مکه به مردم اعلام کرد که آخر عمر گرامی ایشان است هیچکس سوال نکرد که چه کسی جانشین شما می باشد،زیرا جانشینی ابوبکر بعد از پیامبر برای همه پذیرفته و حل شده بود.در غدیر خم  برای اولین بار پیامبر  به فرمان خدا به صورت رسمی علی را به عنوان جانشین خود معرفی کرد.اگر زودتر،این کار را میکرد ابوبکر با توجه به نفوذی که داشت عنوان میکرد که پیامبر نه از باب رسالت بلکه از جهت پادشاهی گام برداشته وچون پادشاهان بعد از خود فرزندانشان را جانشین میسازند و پیامبر فاقد پسر هست دامادش را به عنوان جانشین  معرفی کرده است.ونیمی از جمعیت یا دو سوم آن از پیامبر برمی گشتند.ابوبکر اولین بیعت کننده با امام علی بود واین امر موجب  محبوبیت بیشتر او دربین مسلمانان شد. شگرد ابوبکر در مدینه  مانور دادن بر روی جوانی علی بود که آیا او با سن کم توانایی حل بحران را دارد ؟و همراه با بحرانی که زمان بیماری پیامبر ایجاد کرده و هنگام  رحلت پیامبر  به آن دامن زدند ابوبکر به عنوان برطرف کننده بحران معرفی شد.اهداف و برنامه های یهود :۱_حذف علی(ع)۲_تحریف قرآن ۳_از بین بردن احادیث و روایات ۴_تخریب تربیت پیامبر  پیامبر بنا به سفارش جبرئیل فدک را به زهرا (س) بخشید.زهرا نماینده ای برای فدک تعیین نمود که گزارش کار رابه سمع پیامبر برساند.حتی کمی هم از درآمد فدک وارد زندگی زهرا نشد و همه ی آن خرج مسلمین میشد.بیعت امام علی(ع) با ابوبکر به منزله تخریب اسلام بود همانگونه  که اگر امام حسین  بایزید بیعت میکرد چنین عاقبتی برای اسلام پیش می آمد.اولین اقدام ابوبکر بعد از به خلافت رسیدن ،مصادره فدک و اخراج  نماینده ایشان بود.علی را خانه نشین کردند و حضرت زهرا(س) در طلب فدک از خانه بیرون آمد و در مسجد رو در روی ابوبکر ایستاد و عنوان کرد که شکایت شما را نزد پدرم میبرم و اولین بار بر سر آرامگاه پیامبر فریاد داد خواهی سرداد.علی ابن ابی طالب(ع) دو راه بعد از اینکه ابوبکر به قدرت رسید در پیش داشتند:۱_از خانه بیرون بیایند و وارد مسجد و اجتماع بشوند که در این صورت مجبورش می‌کردند بیعت کند و اگر حضرت بیعت می‌کرد یعنی مشروعیت ابوبکر،یعنی امضای همه‌ی برنامه‌های آنها و اگر بیعت نمی‌کرد می‌ کشتنش۲_برای اینکه علی ابن ابی طالب(ع) مجبور به بیعت نشود از خانه بیرون نیاد و اگر از خانه بیرون نیاد در طول زمان فراموش میشد،مردم یادشان می‌رفت علی(ع) وجود داشت و وقتی مردم فراموش کردند علی(ع) است  می کشنش.هر تروری که در دنیا انجام میشود دست یهود است.استاد ترور اینها هستند. و علی ابن ابی طالب(ع) را چندبار اقدام به ترور کردند اما موفق نشدند.این زمان  از دست علی ابن ابی طالب(ع) کاری بر نمی آمد،برای این زمان پیامبر اکرم(ص) ، فاطمه زهرا(س) را سرباز میدان قرار داده بود، او به میدان آمد و علی(ع) را نجات داد.حاکمیت جهانی(اسلام یا کفر):خداوند حاکمیت را فقط برای دین قرار داده است که این حاکمیت یا حاکمیت خدا است یا حاکمیت طاغوت.ما دو مدعی حاکمیت جهانی داریم که یکی حاکمیت اسلام است و دیگری حاکمیت یهود.یکی از فرق های بین این دو حاکمیت این است که:حاکمیت اسلام،حاکمیتی انسانی و فاقد برتری نژادی است.اما حاکمیت طاغوت بر اساس نژاد پرستی است.حاکمیت یهود بشر را به سه طبقه تقسیم بندی و متمایز می کند:۱_افراد برتر:نژاد بنی اسرائیل۲_حد وسط: غیر بنی اسرائیلِ معتقد به حاکمیت بنی اسرائیل۳_غیر بنی اسرائیل غیر معتقد به حاکمیت بنی اسرائیلاز آنجایی که یهود معتقد است که مُلک و مِلک برای آنهاست و خداوند دنیا را به آنها بخشیده و باید به حاکمیت برسند،سایر نژادها را یا نوکر و مطیع خود می‌دانند و یا به آنها حق زندگی نمی‌دهند و قائل به کشتن آنها هستند.(این دسته دوم که نوکری آنها را قبول نمی‌کنند، باید همگی کشته شوند. برای یهود کشتن انها از کشتن الاغ راحت‌تر است چون الاغ برای او نافع است.بنابر این چیزی به نام دلسوزی در آنها معنایی ندارد!)اسلام و یهود روبروی هم هستند و کنار گذری وجود ندارد(چون هر دو مدعی حکومت جهانی هستند.)یا باید این آن را محو کند و یا آن این را و راه سومی وجود ندارد.طبق تعالیم یهود،حاکمیت جهانی آنها حتما باید از قدس شروع بشود و سپس نیل تا فرات را آزاد کرده و بعد تمام دنیا را از آن خود کنند.(اگر دقت کرده باشید پرچم اسرائیل نیز همین مفهوم را دارد قسمت های آبی رنگ بالا و پایین پرچم نشانه نیل تا فرات است و سر پیگان های ستاره وسط پرجم تمام جهان را در بر میگیرد.)از آنجایی که یهود در بین ادیان از نظر جمعیت اقلیت است از همین رو به مشکل برمیخورد پس نیاز به همراه سازی عده ای با خود دارد.در قرن۱۴_۱۳ جمعیتی ظهور میکند به نام «فراماسونری»(به معنی تاریک خانه)فراماسونری جمعیتی است پنهان و مخفی متشکل از ماسون ها(جمعیتی از نخبگان تمامی ملل که تحت نظر یهود تعلیم دیده اند و هدف آنها را در کشور های مختلف پیاده سازی می کنند.جریان قوی حاکم بر این افراد سری بودن هویتشان است،یعنی کسی نباید بفهمد که اینها ماسون هستند. )از جمله کشور هایی که فراماسونری را به جد کار کردند و موفق هم شدند ایران بود.جریان مشروطیت(غیر از جریان علمایی)اصلش توسط ماسون ها بود.بزرگانِ روشن فکر مشروطه همگی ماسون بودند.رضا شاه،محمد رضا شاه،نخست وزیر های آنها و...همگی ماسون بودند.در این میان،یک جمعیتی رودستی تشکیل می شود به نام (لوتاری).لوتاری یعنی چرخ دنده های متصل و هماهنگ.یهود میخواهد یک لوتاری را بوجود بیاورد،که در آن چرخ دنده اصلی یهود و چرخ دنده های متصل به آن ماسون ها باشند و با این روند عالم را مدیریت کند.همچنان فراماسونری دارد آمریکا،انگلیس و فرانسه را اداره می کند و قدرت این سه کشور مستقیما دست یهود است.بدون تردید آقای بایدن یک فراماسون است،آقای مکرون فراماسون است و در حمله لوتاری کار می کنند و از خودشان هیچ‌گونه اختیاری ندارند و یک ماسون اکر خلاف دستورات یهود کار بکند محکوم به اعدام و مرگ است و کشته می‌شود.اسرائیل نقطه ظهور و حاکمیت علنی و جهانی یهود بود.اسرائیل موجود دو قسمت خاک دارد:۱_آن قسمتی که سازمان ملل و شورای امنیت تایید کرده است که این کشور اسرائیل است،که به آن میگویند،اراضی۱۹۴۸میلادی۲_آن قسمتی که یک سازمان ملل و شورای امنیت،نپذیرفته و متعلق به فلسطین است،که به آن اراضی۱۹۶۷میلادی میگویند.اراضی۱۹۶۲ نقاط مسکونی فلسطینی ها بوده است که اسرائیل آن منازل را خراب کرده و آن زمین ها را به زور تصاحب کرده است.یا عبارتی به زمین های فلسطینی ها تجاوز کرده و متجاوز است.(پس فلسطین حق دارد که با آنها وارد جنگ شده و خاک کشورش را از دست متجاوزان آزاد کند.)حق وتو دست پنج کشوری است که توسط ماسون های یهود اداره میشود.(فرانسه،چین،آمریکا،شوروی،انگلستان)وقتی لایحه ای راجع به زمین های فلسطینی با هر چیزی که به ضرر اسرائیل باشد به آنجا می رفت،ماسون ها وتو میکردند،یعنی هیچ رایی نمی دادند و هیچ چیزی تصویب نمی‌شد که زمین ها را پس بدهند یا نه(اگر پس بدهند به ضرر اسرائیل ست و اگر پس ندهند زیر سوال بردن خودشان و قوانین سازمان ملل است از همین رو وتو می کردند.)از این رو هم بر اساس قوانین سازمان ملل و هم بر اساس دستورات دین اسلام حماس حق عملیات بر علیه اسرائیل را دارد.اسرائیلی ها بعد از حمله حماس به دو گروه تقسیم شدند:۱_گروه اول،که روشن فکران اسرائیلی باشند میگویند که برای نجات خود باید در برابر حماس و حزب‌الله کوتاه بیاییم وگر نه قوت مبارزه نداریم.۲_گروه دوم،که خاخام های اسرائیلی و در راس آنها نتانیاهو است قائل به این هستند که باید تا آخر بجنگند.از همین رو در اسرائیل اختلاف نظر و دعوا ها تشدید شده است و نمی دانند که چکار باید بکنند.اسرائیل فاقد دولت است.بخاطر اینکه دو دستگی در این کشور وجود داردو عملیات های الان اسرائیل دارد توسط امریکا اداره می شود.اگر اسرائیل سقوط کنند دیگر آمریکا و فرانسه و ... ای نمی‌ماند.این جنگ ،جنگ کل اسلام با کل کفر هست.به دلیل باگ های مکرر،متن کمی از هم گسیخته شد،عذر بنده را پذیرا باشید.</description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>مجنونِ‌لیلا|زهرا یزدانی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2024 16:52:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمن شناسی 3: معرفی کتاب ها و سرفصل ها و سرنخ ها</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3-tfwpyoendjcq</link>
                <description>خب از وقتی که مجنون لیلا شروع کرده درباره ی دشمن شناسی یک سری پست گذاشته، من هم تشویق شدم و ترغیب شدم که در این باره نکات و سرنخ هایی که داشتم رو لو بدم و عمومی کنماین سری کتاب هایی رو معرفی میکنیمفقط روی جلد کتاب ها رو بخونید یک عالمه خودش سرنخ است و نیازی به توضیح اضافی نداره.دشمن شناسی شناخت دشمن و روش های مقابله با آنراهبردهای دشمن شناسی دشمن شناسی انتشارات انقلاب اسلامیشناخت دشمن رهبران اطلاعات و ارزیابی مقاصد در روابط بین المللدشمن شدید جریان شناسی حق و باطل پس از پیامبر اسلام با تمرکز بر نفس یهود و جریان نفاقدشمن شناسی از دیدگاه امام خمینیدشمن شناسی از منظر آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ایدشمن شناسی رهبر معظم انقلاب اسلامیحدیث دشمن شناسیضرورت دشمن شناسی از منظر قرآن و نهج البلاغه و امام و رهبریسخنرانی های استاد محمد شجاعی در موضوع دشمن شناسیدشمن شناسی از دیدگاه قرآنداعش و آمریکا و اسقاطیل اسرائیلدشمن شناسی در منظر قرآن کریمدشمن شناسی وظیفه همه مردم است امام خامنه ایشیطان بزرگشیطان بزرگ در آتشچرا آمریکا شیطان بزرگ استشیطان بزرگدر نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان‏‎ ‎‏بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما.‏‎‎‏ در‏‎ ‎‏این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع‏‎ ‎‏می کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند،‏‎ ‎‏جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.‏صحیفه امام جلد ۱۰ ص ۴۸۹. انتهای پیام /*کسانی که وعده دادند با مذاکره مشکلات حل میشود و دچار تسویق شیطان بزرگ شدند را فراموش نکنید</description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>صابر طباطبائی یزدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:50:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمن شناسی 2: سرفصل مطالب</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-2-xwiqvgutigu6</link>
                <description>دشمن شناسی یک مجموعه نوشته های مجنون لیلاست که در ویرگول منتشر شده است. و میتوانید از طریق لینک به آن برسید و مطالعه کنید. چه مسیر قشنگی است. خدا میداند که هر انسانی مهم ترین کاری که باید انجام بده اینه که ببینه مهم ترین عواملی که او را از موفقیت و هدف اصلی وا میدارد چیست. و در این مسیر مهم ترین عنوان خودشناسی و دشمن شناسی و خداشناسی است که به صورت جالبی به یکدیگر مرتبط هستند.خداشناسیخداشناسی خودشناسی دشمن شناسی هستی شناسی ولی شناسیاز هر کدام که شروع میکنی لاجرم به دیگری میرسی. هم افزایی عجیب غریبی بین این سه عنصر برقرار است.خودشناسیهستی شناسیولی شناسیدشمن شناسیشیطان شناسی در قرآن کریم از طرف خداوند یکتای احد حکیم پرداخته شده است و بسیاری از انسان ها از آن بیگانه هستند.شیطان کوچک، شیطانی که در سوره ابراهیم میگوید من ابزاری نداشتم بجز وسوسه کردن. تو خودت بی عقلی کردی و سخنان چرت پرت مرا گوش دادی.شیطان بزرگ.چطور؟ شیطان بزرگ که دشمن ماست از سرنخ های وجودی ما که درون ما سالها رشد کرده برای انحراف ما استفاده میکندقدم اول که خرید ماهواره و شنیدن موسیقی است در ما توسط ما شکل گرفته و ترمیم نشده.قدم اول که خرید ماهواره و دیدن بدن های لخت زنان و مردان سراسر جهان است، توسط خود انسان ها و خانواده ها و پدر و مادر هایی رخ میدهد که رسالت سنگین ولایت در گام اول روی دوش آنها استپدر و مادر که بالاترین وظیفه در شناخت فرزندان به هستی و خداوند و خود و دشمن را دارند همان ها با نیت خیرخواهانه مسیر و ابزاری را در خانه میاورند که باعث ذلت بدبختی نسل های آینده و فرزندان فرزندان و دوستان فرزندان شان میشوداین غصه را باید کجا برد؟یک وقت دشمن کاری میکند. یک وقت دوست. یک وقت پدر و مادرشیطان بزرگ هم یک مقوله ای است که باید در مسائل دشمن شناسی به آن بپردازیم.بیا از سیب درخت جاودانگی بخور. عاقبت این تفکر اشتباه رو دیدید؟کسانی هم که همیشه گرفتار وسوسه های شیطان و شیطان بزرگ میشوند را بشناسیم.اینها شیطان پرست های خطرناکی هستند. که همیشه حرف شیطان را گوش میکنند.نتیجه:روش ها استراتژی ها چشم انداز های منتشر شده ی ایشان رامطالعه و بازگو کنیم.</description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>صابر طباطبائی یزدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:42:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمن شناسی 1: مقدمه و چالش دشمن شناسی</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-1-hyhtg8hjhbwi</link>
                <description>مجنون لیلا یک مجموعه پست دارن با موضوع دشمن شناسی... که من هم تشویق شدم دربارش بنویسممهم ترین موضوعی که تمرکز کردم برای خودم و دخترانم و اطرافیانم تبدیل به اولویت کنم همین موضوع دشمن شناسی است. خدا میداند چقدر موضوع عجیب غریب است. دشمن شماره ی یک ما کیست؟آقای پناهیان در یکی از سخنرانی های مجموعه ی تنها مسیر به شناخت عمیق دشمنان تاکید میکنند. اعدا عدوک نفسک التی تحت الجنبیک.1- دشمن ترین دشمن ما: نفس اماره ی مادشمن ترین دشمنان نسبت به انسان همانا نفس اماره ی هر انسان است. که لذت طلبی افراطی و راحت طلبی افراطی و نشستن و تنبلی را تبلیغ میکند. به یک عارفی گفتن چه کردی که به این مقام رسیدی گفت در هر دو راهی زندگی مسیر سخت تر رو انتخاب کردن. لابد گفتن بیا گلد کوئست بیا بیت کوین بخر و نرفت. و سود کرد. و رفت سراغ سخت ترین کاری که او میتواند انجام دهد و دیگران نه.دشمن دوم: شیطان:خداوند شیطان را چگونه معرفی کرده است؟ آیا لازم است که آیاتی که درباره ی موضوع شیطان است را هر روز و هر هفته بخوانیم و در آنها تفکر کنیم؟شما اگر جای خدا بودید، داستانی که برای معرفی شیطان به انسان میگفتید، مهم ترین داستان ها و عبرت انگیز ترین داستان ها نبود؟من عقیده دارم با این چند داستان درباره ی شیطان که در قرآن آمده، تا روز قیامت میشه عبرت های مختلف گرفت. و زندگی مون رو باهاشون بسازیم.دشمن سوم: دشمنان اهل بیت و اسلامدشمن چهارم: سیاست گذاران یهود صهیونیستم و شناخت نقشه ها و حیله ها و مکر هایی که برای جهان اسلام و شیعیان دارند. دشمن پنجم: ایادی و کسانی که کمک میکنن به این جبهه. و لعن الله امت؟؟ فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَکه میشه مورد سوم لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْبعدش:لعن الله ُأمهً قتلتْکم، و لعن اللّهُ أمهً ظلمتکم، و لعن الله أمهً سمعتْ بذلک فرضیتْ به؛اونی که میشنود و راضی میشودلَعَنَ الله اُمّةً اسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَیک دوره کامل دشمن شناسی است. یادم باشه از این هفته توی خونه زیارت عاشورا رو احیا کنیم.بیچاره اون کسی که از بس در فقر خودشناسی است که گرفتار پست های زرد اینترنت میشهخودشناسی از روی شکل لبای انسان خودت را بشناستو اراده داریمیتونی همه ی این صفات رو تغییر بدی.حالا اگر من هر ماه بروم و شکل موی دخترم رو عوض کنم شخصیت ش عوض میشه؟البته تحقیقات از روی آمار خیلی چیز خوبیه. اما قصه اینه که علوم اصلی که هیمنه دارن روی علوم فرعی رو یاد بگیریم.دنبال فال و ستاره و تاس و فال قهوه میره.البته که خیلی مسائل هست که روی ما تاثیر میزاره و خوبه که بدونیم و روی خودمون کار کنیمولی در میان این روش ها روش های خرافاتی هم وجود دارد.</description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>صابر طباطبائی یزدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Mar 2023 10:16:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحقیقات و سوژه ها و عبرت ها در ماه رمضان</title>
                <link>https://virgool.io/doshman-shenasi/%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-vijtmsb3j3gn</link>
                <description>داستان دشمن قسم خورده از کجا آمده است؟مربوط به شخصیتی است که 6000 سال خدا را عبادت میکرده، و در پی دستور خداوند برای سجده به انسان تمرد کرده و تکبر ورزیده و در مقابل عباداتش با خدا معامله کرده و چیز هایی استشیطان در مقابل 6000 سال عبادت از خدا چه چیز هایی خواسته است؟اول اینکه عمر ابدی داشته باشددوم اینکه در مقابل هر انسانی که به دنیا میاید دو فرزند شیطان داشته باشدسوم اینکه در نفس انسان چنان سخن بگوید که انسان ها نفهمند که این صدا و وسوسه از جانب خودشان نیستآیا خداوند هر چیزی که شیطان خواسته بود به او داد؟بلی خداوند به او تا روز قیامت مهلت دادهشیطان لشکر بزرگی دارد از شیاطین جنسی و انسی و فرزندان خودش و انسان که شناخت آنها مهم است.ابلیس در کلیه ی کتب مقدس و ادیان قبلی از درگاه خدا رانده شد، چه خصوصیاتی داشت؟یک موجودی که 6000 سال نماز میخوانده اما ظاهرا به سلیقه ی خودش خدا را عبادت میکرده مثل خیلی ها که امروز میگویند ما دلمون پاک باشه حجاب و نماز خودمون تشخیص میدیم. با خدا راز نیاز میکنیم. نماز نمیخونیم.دشمن شناسی در مسیر هدایت و تکامل انسان چقدر اهمیت دارد؟شناخت تاریخ عبرت آموز و مفید است. شناخت دشمنان خدا و انگیزه هایشان برای شناخت دشمن امروزی مهم و مفید است. شناخت تاریخ شیطان یکی از این احادیث و روایات مهم است که از قول خداوند مطرح شده استدشمنان خدا در طول تاریخ چه کسانی بودند و چه خصوصیاتی داشتند؟بعد از شیطان. کلیه خواسته ها و شهوات حیوانی و خواسته های انسانی دشمن دوم ماست. سپس قومی از یهود همواره در طول تاریخ ، به دنبال تحریف کتب آسمانی بودند و مسیح که یکی از بزرگترین انسان های تاریخ بوده است، را تبدیل به یک دین بی خاصیت کردند. آنها با وارد کردن شرک و انسان موجود مخلوق خدا را خدا دانستن، ضربه بزرگی به دین مسیحیت وارد کردندشناخت این سه گروه دشمنان تاریخی ملت های جهان بسیار مهم استاثر حرکات و نقشه های دشمنان دین روی انحراف بشریت و تاریخ چقدر بوده است؟از نظر قرآن تحرکات دشنان خدا به چند دسته تقسیم میشود، اول اینکه وسوسه ها و غفلت های بشری از درون و بیرون مانع بزرگ است. دوم جهل و نادانی و فکر نکردن و عدم برنامه ریزی دینداران و عدم شناخت دشمن زمینه ای را برای ورود دشمن درونی و بیرونی آماده میکرده. سوم دستیابی به ابزار ها و دانش و علوم ظلمانی برای غفلت سیاسی اقتصادی اجتماعی دینداران و جدا کردن دین از سیاست و کارهای مشابه اونراه حل ها:عبرت گرفتن از داستان سجده نکردن شیطان به انسانعبرت گرفتن از دلیلی که شیطان آورد برای عدم سجده به انسانتشدید خضوع و خشوع دربرابر انسان کامل و دوری از تکبر و شناخت تکبرشناخت دستورات الهی و گوش دادن و عمل کردن کامل به آنهاشناخت اولیای خدا در طول تاریخ و شناخت اولیای خدا در عصر خویش و حرکت پشت سر آنهارفع مشکل تکبر با نماز که خودش تکنیک مهمی استرفع مشکل غفلت های انسانی که ناشی از نادانی است با مطالعه و تفکر و خودسازی و تصفیه روح و پاکسازی و تهذیب نفسارتباط با کتب آسمانی ، و شناخت تحریف های قوم یهود، و شناخت ریشه ها و انگیزه های دشمنان خداشناخت پیامبر خاتم، و دستورات وی برای معرفی اولیا خدا و دقت در صفات اولیا خداشناخت کسانی که امام علی را شهید را شهید کردند و یا با او جنگیدندرفع غفلت روزانه ساعتی و دائمی از نفس خویشداشتن استاد اخلاق کتاب و مطالعه ی کتاب و ارتباط دائمی با مسائل اخلاقیتقویت دانش اخلاقی در حوزه فردی خانواده محله شهر و کشور و جهان و ارتباط آن با سیاست و فرهنگ و اجتماعشناخت امام زمان، اهداف و مسیر و خودسازی و خانواده سازی و جامعه سازی برای تسریع و تعجیل در ظهورمعرفی کتاب https://vrgl.ir/3wS57 </description>
                <category>دشمن شناسی</category>
                <author>صابر طباطبائی یزدی</author>
                <pubDate>Thu, 23 Mar 2023 05:59:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>