<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات داتین</title>
        <link>https://virgool.io/dotin/feed</link>
        <description>در این انتشارات همکاران داتین از تجربه‌ها و دغدغه‌های خود در یک شرکت نرم‌افزاری فعال در حوزه بانکی، بیمه‌ای و مالی می‌گویند و آموزه‌ها و دانش خود را در مسیر اثرگذاری برای توسعه فراگیری مالی منتقل می‌کنند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:54:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/ol8vw1yajirz/3z7pc3.png</url>
            <title>داتین</title>
            <link>https://virgool.io/dotin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>لزوم ساخت نهادهای فراگیر بر پایه فناوری</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/inclusive-institutions-qmkdtdmx0vqf</link>
                <description>از ترکیب بازارهای مالی تا تجربه کاربریدر کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون به نقش نهادهای فراگیر در توسعه کشور اشاره شده است. نهادهای فراگیر (Inclusive Institutions) با ایجاد فرصت‌های برابر برای همه افراد، باعث مشارکت بیشتر در اقتصاد و در نتیجه رشد اقتصادی می‌شوند. کشورهای موفق، نهادهای فراگیر و قوانین عادلانه‌ای دارند که مالکیت خصوصی را محترم می‌شمارند و به مردم انگیزه می‌دهند تا در اقتصاد مشارکت کنند.یکی از بهترین‌ شیوه‌های شکل‌گیری نهادهای فراگیر در کشور از طریق فناوری است. این نهادها بر اساس مناسبات اقتصادی و حقوقی در مورد اصل مالکیت، جلوگیری از انحصار، حاکمیت قانون و تقویت مشارکت سیاسی شکل می‌گیرند. اولین اثر فناوری، روی مکانیسم توزیع فرصت است. فناوری با از بین ‌بردن سطوح دسترسی به فرصت و تنوع‌بخشی دسترسی به بازارهای سرمایه، می‌تواند حس برابری را در دسترسی به خدمات مالی ممکن کند. در واقع، این فناوری است که با ایجاد تجربه کاربری مشترک می‌تواند سرعت گردش پول را بیشتر کرده و به قسمتی از پویایی اقتصادی تبدیل شود، تا افراد به‌واسطه آن علاوه‌بر حس امنیت، راحتی و رفاه بیشتری نصیبشان شود.از سوی دیگر، نهادهای مالی فراگیری که به‌واسطه فناوری ساخته می‌شوند تقریباً عاری از فساد هستند، چون عنصر اصلی فناوری، یعنی «شفافیت» را به همراه دارند. با ظهور پدیده رمز‌ارزها در کنار خریدوفروش تبادلات در بازارهای جهانی از بعد شفافیت، سطح و نظام خدمات مالی به سطح جدیدتری نیز رسیده است. به دلیل همین پارادایم‌شیفت رمزارزها، سطح تنظیم‌گری کاهش پیدا کرده و سطح خدمات مالی در فردی‌ترین حالت ممکن، باید ارائه شود.حالا سؤال اینجاست که با وجود امکانات متعدد فناوری چه اقداماتی باید صورت بگیرد تا شاهد ساخت نهادهای فراگیر باشیم؟ اولین نکته را باید درون فناوری جست. نباید فناوری ‌در خدمات مالی را محدود به یک بازار خاص کرد. باید آن را به‌صورتی  به کار گرفت که بتواند گردش سرمایه در بازارهای مختلف را با یک تجربه کاربری واحد ممکن کند. این مهم اگر درست اجرا شود، می‌تواند برگ برنده‌ای باشد که نصیب کاربر و کسب‌وکار می‌شود.دومین عامل مهم در ساخت نهاد فراگیر از بعد فناوری، تمرکز بر استقلال ابزار از بازار است. فناوری بستری برای محتوای بازار است و به‌خودی‌خود نمی‌تواند بازویی در قیمت‌گذاری باشد یا آن را متأثر کند. قانون‌گذار نیز نباید به‌صورتی با فناوری برخورد کند که سبب سلب اعتماد نسبت به آن شود. چون با زیر سوال ‌رفتن فناوری، آرزوی ساخت نهادهای فراگیر از بین می‌رود و انحصار، نفس اقتصاد را خواهد گرفت.تجربه کاربری رکن دیگری است و پیاده‌سازی آن نباید به صورتی باشد که تصمیمات اقتصادی کاربر را متأثر کند. اینکه کاربر بتواند به اطلاعات پایه دسترسی داشته باشد و خود تصمیم‌گیرنده باشد، کافی است. ایجاد التهاب برای گرفتن کارمزد بیشتر در بازارهای اقتصادی اثر عکس می‌گذارد و کاربر را از چرخه اقتصادی به بیرون می‌اندازد.نهادهای فراگیر مبتنی ‌بر فناوری فقط دسترسی به بازارها را فراهم نمی‌کنند، بلکه حس قدرت انتخاب و خودمختاری را نیز در کاربران زنده می‌کنند. هر کاربر می‌تواند تصمیم بگیرد که چگونه و کجا سرمایه‌گذاری کند و مطمئن باشد که امنیت و عدالت در انتظار اوست. این آزادی انتخاب، اساسی‌ترین عنصر برای مشارکت فعال در اقتصاد است. پس نهادهای آینده تنها ابزار مالی نیستند، بلکه به منزله پل‌هایی هستند که کاربران را به رؤیای خود از یک زندگی اقتصادی بهتر نزدیک‌تر می‌کنند. امیدوارم که به توانمندی آنها در ایجاد مشارکت اقتصادی باور داشته باشیم.این یادداشت با همین عنوان (لزوم ساخت نهادهای فراگیر بر پایه فناوری؛ از ترکیب بازارهای مالی تا تجربه کاربری) در عصر تراکنش منتشر شده است.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2025 11:26:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بانکداری باز و شاخ‌وبرگش</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D9%88%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B4-ciofgg8gl2iu</link>
                <description>با این‌که بانکداری باز موضوع جدیدی نیست اما هنوز هم برای خیلی‌ها ناشناخته‌ست. می‌شه گفت بانکداری باز پاسخی به نیازها و شرایط امروز ماست. در بانکداری باز، از تکنولوژی API برای ارائه سرویس‌های مالی و بانکی به سیستم‌هایی خارج از سیستم مرکزی بانک، استفاده می‌شه که امکانات زیادی رو برای بقیه بازیگران فضای اقتصادی، یعنی کسب‌وکارها و استارتاپ‌های مرتبط با خدمات بانکی و مالی فراهم می‌کنه. حالا چطور؟بانکداری باز چیست؟بانکداری باز یا Open Banking، رویکردی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات مالی مشتریان با اشخاص ثالث هست. داده‌های مشتریان و خدمات مالی و بانکی با استفاده از رابط‌های برنامه‌نویسی یا همان APIها و البته تنها با اجازه‌ خود مشتری به کسب‌وکارهای مربوطه داده می‌شه تا کسب‌وکارها، مشتریان و نیازهاشون رو بهتر بشناسن. به این ترتیب الگوی مصرف، محصولات و خدمات جدید و کاربردی متناسب با نیاز و سلیقه مشتری شناسایی و ارائه می‌شه.پس به زبان ساده بانکداری باز یک سرویس 3 طرفه شامل مشتریان، بانک‌ها و استارتاپ‌هاست که شامل دریافت اطلاعات مشتریان بانک‌ها توسط اشخاص ثالث برای فراهم کردن خدمات نوآورانه و شخصی‌سازی‌شده‌ست.پس امنیت اطلاعات مشتریان در بانکداری چطور تامین می‌شه؟می‌رسیم به سوال اصلی! حالا که قراره اطلاعات هویتی و مالی مشتریان به اشخاص ثالث داده بشه، چه تضمینی وجود داره که این اطلاعات امن باشن و ازشون سوءاستفاده نشه؟ جوابش اینه که اشخاص و شرکت‌های ثالث، کاملا شناخته‌شده هستن و اشتراک‌گذاری اطلاعات مشتریان با اون‌ها در فضایی کاملا محرمانه و امن صورت می‌گیره و در عین حال اطلاعات افراد به دو دسته محرمانه و قابل به‌اشتراک‌گذاری تقسیم می‌شه. اما این همه ماجرا نیست. فیلترهای مختلفی برای این انتقال اطلاعات وجود داره، شامل:دریافت اجازه از خود مشتری و با رضایت خودشبررسی عملکرد و میزان اعتبار کسب‌وکارها و اشخاص ثالثامنیت API ها و استفاده از روش‌های امن و محرمانه و البته با شفافیت بالادر بانکداری باز APIها کجای بازی هستن؟وب سرویس (API) وظیفه برقراری ارتباط بین نرم‌افزارهای مختلف رو داره. در واقع APIها زبان مشترک دو نرم‌افزار و ابزاری برای قابل درک شدن اون‌ها برای هم هستن. با کمک APIها، اشخاص ثالث در بستری قانونی و ایمن به اطلاعات مشتریان بانک‌ها دسترسی پیدا می‌کنن تا اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌هایی با محوریت خدمات نوآورانه مالی و بانکی، طراحی و معرفی کنن و سرویس‌هایی کاملا مطابق با چیزی که مشتری نیاز داره، ارائه کنن.فین‌تک و بانکداری بازالان باید بهتر متوجه این ارتباط شده باشید. بانکداری باز با همکاری دو صنعت بانکداری و فین‌تک شکل گرفت. در حالی که در ابتدا شرکت‌های “فین‌تک نقش رقیب رو برای بانک‌ها داشتن اما به تدریج متوجه شدن که همکاری، سود بیشتری براشون داره. همراهی فین‌تک‌ها و بانک‌ها در پیاده‌سازی بانکداری باز، باعث خارج شدن انحصار ارائه خدمات مالی از دست بانک‌ها، یکپارچگی خدمات بانکی، خدمات شخصی‌سازی‌شده و امنیت بالای اطلاعات مالی شد. (API) ها دارای قابلیت‌ها و فرصت‌هایی برای همکاری شرکت‌های فین‌تک با موسسات مالی هستن تا با همکاری هم، خدمات بهتری به مشتریان ارائه کنن.از طرف دیگه فین‌تک‌ها در مقایسه با بانک‌ها چابک‌تر هستن و همین موضوع باعث می‌شه که بتونن تمرکز بیشتری روی بازاریابی و بازارسازی خدمات داشته باشن و خدمات نوآورانه‌تری معرفی کنن. این خدمات جدید و نوآورانه به نفع بانک‌ها هم هست چون اون‌ها هم می‌تونن از این طریق با جلب اعتماد بیشتر، مشتریان بیشتری جذب کنن.خدمات بانکداری به صورت سرویسیبانکداری به عنوان سرویس یا Banking as a service یا Baas، ارائه خدمات دیجیتال به عنوان اصلی‌ترین خدمات بانکی به کمک شرکت‌های ثالث تامین‌کننده خدمات از طریق API هست. این مفهوم، به اکوسیستمی از بانکداری اشاره داره که از طریق بانک، مشتری و تامین کننده‌ با هم تعامل دارن. این خدمات همیشه در دسترس هستن و بانک‌ها می‌تونن به‌سرعت نیازهای کاربران دیجیتالی رو برطرف کنن. باید گفت بانکداری به عنوان سرویس فرایندی برای اجرای کامل خدمات مالی از طریق وب و از مهم‌ترین عوامل پایداری بانک‌ها در عصر دیجیتال هست.تفاوت بانکداری به عنوان سرویس و بانکداری به عنوان پلتفرمبانکداری به عنوان سرویس که به اختصار BaaS گفته می‌شه با بانکداری به عنوان پلتفرم یا BaaP متفاوته. البته هر دو خدمات بانکداری در فضای دیجیتال ارائه می‌دن اما بانکداری به عنوان سرویس، ارائه خدمات بانکداری دیجیتال توسط اشخاص ثالث با استفاده از API یا رابط برنامه نویسی برنامه کاربردیه در حالی‌که در بانکداری به عنوان پلتفرم، بانک از طریق اشخاص ثالث خدمات‌دهی می‌کنه.در واقع در بانکداری به عنوان سرویس، شرکت‌های ثالث رابط بین مشتری و بانک هستن اما در بانکداری پلتفرمی، بانک حلقه واسط بین مشتری و شرکت ثالث هست. پس در بانکداری به عنوان سرویس، مشتری با شرکت‌های ثالث در تماسه ولی در بانکداری پلتفرمی این ارتباط مستقیما با بانک برقرار می‌شه و خدمات بانکی، به‌صورت دیجیتالی برای مشتری قابل دریافته.در بانکداری به عنوان سرویس، دسترسی به سیستم‌ و خدمات بانکی برای فین تک‌ها و اشخاص ثالث فراهم می‌شه. بعد از این‌که سازوکار اتصال از طریق API ها فراهم شد، کانالی برای بانکداری باز ایجاد می‌شه تا بانک‌ها امکان دسترسی به اشخاص ثالث رو از طریق API فراهم کنن.تفاوت بانکداری باز open banking و بانکداری به عنوان سرویسبا این‌که این دو مفهوم به هم شبیه هستن اما باهم فرق دارن و بانکداری به عنوان سرویس زیرمجموعه بانکداری باز است. بانکداری باز به اشخاص ثالث یا کسب‌وکارها این امکان رو می‌ده.تا وارد اکوسیستم یکپارچه‌ بانک بشن و به داده‌های مشتریان از طریق پلتفرم بانک دسترسی داشته باشن.اما بانکداری باز فقط داده‌های خوندنی ارائه می‌ده در حالی‌که بانکداری به عنوان سرویس داده‌های خوندنی و نوشتنی ارائه می‌ده. به این ترتیب در بانکداری باز، شرکت‌های فناوری اطلاعات فقط به اطلاعات مربوط به حساب بانکی دسترسی دارن، در حالی‌که در بانکداری به عنوان سرویس، شرکت‌ها این امکان رو دارن که علاوه بر دسترسی به حساب‌های بانکی، امکان انجام عملیات بانکی رو هم دارن.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>نرگس ریاحی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2024 12:23:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مصلحت‌طلبی جمعی؛ راهکار برون‌رفت از تعارض کار تیمی</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-n5sexniyizp1</link>
                <description>مصلحت طلب جمعیکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها! اگر ذوق ادبی داشتم و قرار بود برحسب تجربه چندین و چند ساله‌ام در پروژه‌های نرم‌افزاری، یک بیت شعر در وصف کار تیمی بسرایم، سعی می‌کردم که به‌شکل موزونی واژه مرتبط با کار تیمی را جایگزین کلمه عشق در مصرع حافظ کنم. در حقیقت، انجام کار تیمی شاید در ابتدا ساده، بدیهی و با مزایای پرشمار به نظر رسد، اما به‌تدریج در محیط عملیاتی دشواری تحقق آن عیان می‌شود. جالب است بدانید که ریشه این دشواری به ترجیح منافع جمعی بر فردی مربوط می‌شود که رعایت آن نه تنها منافع فردی را تهدید نمی‌کند، بلکه در نهایت برای تک‌تک ارکان تیم عایدی قابل توجه‌تری را به‌دنبال دارد.  با وجود این، گاهی اوقات در عمل، شرایط به‌گونه‌ای رقم می‌خورد که ما این اصل به‌ظاهر بدیهی را به دلیل عدم وجود اتفاق نظر، همدلی و سازگاری در بین همه اعضا نقض می‌کنیم. اگر هر فردی ساز خود را کوک کند، خواسته‌هایی در تعارض با عملکرد دیگری داشته باشد و خود را دانای کل بداند، گره‌ای در روال انجام پروژه می‌اندازد که باز کردن آن شاید از پس فنی‌ترین و خبره‌ترین افراد مجموعه هم برنیاید. در چنین شرایطی راهکار چیست؟ آیا فقط تکیه بر توصیه‌هایی از جنس جنبه‌ها‌ی روان‌شناختی، هنر برقراری ارتباط و از بین بردن تعارض‌های موجود، چاره کار است؟ آیا نیاز نیست که با روش علمی، اصل به‌ظاهر بدیهی اثربخشی فعالیت‌های تیمی و مصلحت‌طلبی جمعی را به خودمان گوشزد کنیم؟ قطعا، اثبات علمی با استفاده از ابزارهای علم ریاضی در قالب استدلال مبتنی بر اعداد و ارقام می‌تواند تأثیر محسوسی در جهت‌گیری افراد و اقدامات بعدی آنها داشته باشد. یکی از رویکردها برای اثبات علمی برتری منافع گروهی به شخصی و تأثیر آن در رفع بحران تعارض بین تیم‌های کاری، استفاده از «نظریه بازی‌ها» و مسئله بسیار پایه‌ای در آن با عنوان «تعارض زندانی‌ها» است. در این مطلب، تلاش کردم تجربه‌ام را در استفاده از این رویکرد علمی و راهکارهای مرسوم روان‌شناختی برای حل چالش‌های یک تجربه واقعی در پروژه بانکداری ویدیویی شرکت داتین به اشتراک بذارم.مشکل ما از کجا شروع شد؟دشواری ما در عمل مربوط بود به چالش ایجاد شده در پروژه بانکداری ویدیویی! این پروژه برای اولین‌بار در شرکت داتین توسعه داده شده و امکانی را برای مشتریان فراهم کرده است تا کاربران به‌صورت آنلاین و در هر نقطه جغرافیایی با کارشناسان بانک پاسارگاد ارتباط ویدیویی زنده برقرار و مشاوره مورد نظر را دریافت کنند. من و تیمم مستقر (به‌عنوان تیم اصلی) در دفتر مشهد داتین بودیم و باید از راه دور با دیگر تیم‌های تهران (به‌عنوان تیم جانبی) پروژه را جلو می‌بردیم. شکی نبود که انجام چنین پروژه‌ای نیاز به همکاری همه‌جانبه تیم‌های مختلف کاری با تخصص‌های متفاوت داشت و اگر اشکالاتی در کارکرد هر یک از آنها پیش می‌آمد، روند پیاده‌سازی پروژه و رسیدن محصول نهایی برای مدت‌زمان قابل توجه‌ای با مشکل همراه می‌شد. که البته چنین هم شد!جنس مشکلاتمان چه بود؟در واقع، با وجود تمام تلاش‌های تیم‌ جانبی، مشکلاتی مثل آماده نبودن زیرساخت‌های لازم و توسعه همزمان آن، باعث عدم اعتماد اعضای تیم اصلی نسبت به کارایی سرویس‌های مورد نیاز شد و حتی پیشنهادهایی برای ایجاد همه قابلیت‌ها از پایه توسط تیم اصلی توسعه، ارائه می‌شد. این در حالی بود که بقیه تیم‌های درگیر اعتقاد داشتند تیم اصلی به‌دلیل عدم شناخت کافی از چگونگی کار با سرویس‌های یادشده، نمی‌تواند به‌تنهایی کار را پیش‌ ببرد. در واقع، تلاش برای پیدا کردن نقص در تیم مقابل و متهم کردن دیگری، نتیجه‌ای برای پروژه دربر نداشت و تست‌های پرهزینه برای بررسی کارکرد سامانه بانکداری ویدیویی نتیجه مطلوبی به‌دنبال نداشت. فرسایشی شدن این کشمکش و ادامه روند برچسب‌زنی، بحران نارضایتی ذی‌نفعان و دلسرد شدن اعضای تیم‌ها را به دلیل تأخیر به‌دنبال داشت. حالا برای حل مشکلی از این جنس چه باید می‌کردیم؟ آیا این مشکل فقط برای ما پیش آمده بود و نمونه مشابهی از آن در دنیا وجود نداشت؟ البته که نه! پس از مطالعات انجام شده، به به‌روشی برخوردیم در حوزه تئوری بازی‌ها با عنوان مسئله تعارض زندانی‌ها!ماجرای تعارض زندانی‌ها چیست؟دو نفر به اتهام مشارکت در جرمی بازداشت می‌شوند. پلیس، شواهدی کامل مبنی بر متهم بودن هیچ یک از آنها ندارد و تصمیم می‌گیرد جداگانه از هر یک بازجویی کند. از هر فرد متهم خواسته می‌شود که علیه شریک خود شهادت دهد و اعتراف کند که او این جرم را مرتکب شده است. برای هر فرد دو نوع واکنش متصور است: شریک خیانت و اعتراف به مجرم بودن او کند، یا سکوت در پیش گیرد. درصورتی‌که هر دو سکوت کنند به یک‌سال زندان محکوم می‌شوند. درصورتی‌که یکی سکوت و دیگری اعتراف به جرم شریک خود و به او خیانت کند، سکوت‌کننده به ۸ سال زندان محکوم و خیانت‌کننده به‌دلیل نبود شواهد کافی علیه او، آزاد می‌شود. در صورتی‌که هر فرد علیه دیگری شهادت دهد و به‌اصطلاح به یکدیگر خیانت کنند، هر دو به سه سال زندان محکوم می‌شوند. با فرض اینکه، آنها از تصمیم شریک‌شان اطلاع نداشته باشند، اما از مدت زمان محکومیت در حالات مختلف باخبر باشند، این سوال به‌وجود می‌آید که بهترین تصمیم برای هر فرد چیست؟ اگر هر یک از آنها با توجه به منافع‌شان بخواهند بهترین تصمیم را بگیرند، با استفاده از تحلیل استراتژی شریک‌شان تصمیمی می‌گیرند که کمترین مجازات را داشته باشد. به‌طور دقیق‌تر، اگر شریک تصمیم بگیرد سکوت کند، فرد دیگر با خیانت کردن آزاد می‌شود و او با سکوتش، ۸ ‌سال زندان می‌رود. بنابراین، تصمیم عقلانی در این وضعیت، خیانت کردن به دیگری است. حتی اگر شریک هم قصد خیانت کردن داشته باشد، فرد مورد نظر از طریق خیانت یا سکوت به ترتیب به ۳ یا ۸ سال زندان محکوم می‌شود که در این حالت، تصمیم به خیانت می‌گیرد. بنابراین، استراتژی غالب فرد مورد نظر، خیانت به شریک است. از طرفی دیگر، شریک نیز دقیقاً با همین استنتاج عقلانی تصمیم مشابهی می‌گیرد و خروجی، خیانت-خیانت خواهد بود که به‌معنی مجازات سه سال زندان برای هر دو طرف است. اما سوال این است: «گرفتن تصمیمی بهتر و با هزینه به‌مراتب کمتر، امکان‌پذیر نیست؟» به نظر اگر هر دو طرف سکوت اختیار کنند و در مسیر حل تعارض منافع خود، مصلحت جمعی را در نظر بگیرند، می‌توانند جریمه خود را به یک سال زندان کاهش دهند. حال، با درس گرفتن از مسئله تعارض زندانی‌ها و تعمیم آن به شرایط واقعی محیط کسب‌وکار، می‌توانیم از به‌روشی برای تحلیل و حل بحران ایجاد شده در پروژه بانکداری ویدیویی استفاده کنیم.راه‌حلی که پیدا کردیم: برچسب نزدن و همدلی!در کنار این اقدامات انگیزشی با استفاده از ابزارهای شناختی، نحوه تصمیم‌گیری اعضا اصلی پروژه از طریق برقراری نگاشت با مسئله تعارض زندانی‌ها و عواقب رفتاری آنها برای تیم‌های کاری، توضیح داده شد. به تیم‌های کاری منتقل کردیم که در پروژه بانکداری ویدیویی، بازیگران درگیر را می‌توانیم به دو گروه اصلی و تیم‌های جانبی تقسیم‌بندی کنیم. برای هر گروه در مسیر انجام وظایف درهم‌تنیده پروژه، دو سیاست در نظر گرفتیم: یکی برچسب نزدن به طرف مقابل و دیگری همدلی. در ادامه هم پیامدهای در پیش گرفتن سیاست‌های مختلف از سوی افراد مختلف بر همان مبنا و مقیاس مسئله تعارض زندانی‌ها، در قالب چهار دسته‌بندی مشخص‌ شد که پایین‌تر گفته‌ام. در صورتی‌که هر دو بازیگر، سیاست برچسب‌زنی را در پیش گیرند (حالت الف)، دو طرف در انتهای هر دوره نیازمند صرف سه واحد انرژی (زمان) برای مستندسازی نقص در عملکرد/خدمت یکدیگر و توجیه علت عدم پیشرفت پروژه برای مدیریت هستند. همچنین، در حالتی‌که دو گروه بر سیاست‌های مجزایی پافشاری کنند، یعنی یکی به‌دنبال همدلی و دیگری در پی برچسب‌زنی باشد (حالت‌های ب و ج)، گروه حامی همدلی و برچسب‌زنی به ترتیب نیاز به صرف هشت و صفر واحد انرژی در انجام وظایف خود دارند. به عبارت دیگر، از آنجا که بازیگر حامی برچسب‌زنی به خروجی عملکرد/ خدمت طرف مقابل اعتماد نداشته باشد و مشارکت قابل توجهی در تحقق پروژه نکرده است، بازیگر حامی همدلی باید با صرف انرژی دوچندانی در راستای پیشبرد پروژه اقدام کند. در نهایت، اگر هر دو بازیگر سیاست همدلی را در دستور کار قرار دهند (حالت د)، با صرف یک واحد انرژی در مسیر پیشبرد پروژه مشارکت می‌کنند. بنابراین، مشابه استدلال زندانی‌ها، در این شرایط هم اگر هر بازیگر به‌دنبال منافع شخصی باشد، تصمیم می‌گیرد که روی سیاست برچسب‌زنی تمرکز کند، چرا که اگر یک گروه در پی برچسب‌زنی باشد، گروه مقابل با همدلی مجبور است انرژی مضاعفی را صرف کند (هشت واحد در مقایسه با سه واحد) و اگر آن گروه حامی همدلی باشد، گروه مقابل می‌تواند با اتخاذ رویکرد برچسب‌زنی به‌جای یک واحد انرژی، هیچ تلاشی نکند! منظور از انرژی مضاعف این است که به‌عنوان نمونه اگر تیم اصلی بنا به هر دلیلی تصمیم می‌گرفت که نیازمندی زیرساخت های مورد نیاز خود از پایه پیاده‌سازی کند، این امر نیازمند صرف زمان قابل توجه (مثلاً باز زمانی هشت ماهه) بود. نتیجه این دیدگاه مبتنی بر منفعت فردی، صرف سه واحد انرژی (بی‌فایده) برای برچسب‌زنی به یکدیگر توسط دو طرف است؛ در حالی‌که این دو گروه می‌توانستند با تکیه بر مصلحت‌طلبی جمعی و با در پیش گرفتن همدلی، با صرف انرژی به مراتب کمتری (یک واحد)، در پیشرفت پروژه تأثیر به‌سزایی داشته باشند. به این ترتیب، افراد درگیر در پروژه بینش لازم را درباره عواقب تصمیم‌ها و سیاست‌های خود به‌دست آوردند و در راستای انتخاب استراتژی بهینه و رفع تعارض، گام برداشتند.می‌دانیم که در فراز و نشیب‌های زندگی و به‌ویژه محیط‌های کسب‌وکاری، موقعیت‌هایی رخ می‌دهد که به‌صورت غیرمستقیم، کاملاً قابل تعمیم به مسئله تعارض زندانی‌ها است. با درس گرفتن از این مسئله، می‌توان ضمن تحلیل درست شرایط، از عملکردهای به ظاهر بهینه (Local optimum) ولی در عمل غیر بهینه و هزینه‌زا پرهیز و در مقابل، راه‌حل‌های بهینه واقعی و پایدار (Global optimum) را پیدا کنیم. رویکردی که ما در داتین برای حل چالش به‌وجود آمده در خصوص پروژهای بزرگی که توسعه آن وابسته به چندین تیم در مکان جغرافیایی مختلف است، استفاده کردیم و توانستیم بر پایه‌ی همدلی ایجادشده، یکی از منحصربه‌فردترین خدمات بانکی را در کشور پایه‌گذاری کنیم.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>نرگس ریاحی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Oct 2023 18:47:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت سوم: آمادگی برای سفر مدرن‌سازی معماری نرم‌افزار/ بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-i0hvjdmwefqg</link>
                <description>می‌خواهیم خود را برای مدرن‌سازی معماری آماده کنیم. موارد بسیاری است که باید برای آن‌ها مهیا باشیم. در قسمت قبل با برخی موارد و باید‌ها و نبایدها آشنا شدیم و در این قسمت می‌خواهیم مباحث خود را ادامه دهیم. با توجه به وابستگی بین مطالب، پیشنهاد می‌کنم حتما پیش از شروع مطالعه این مطلب، بخش اول را مطالعه کنید. https://virgool.io/@ar.oroumand/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-gtscjsvx8o5x  1. مثال واقعی:مثالی که در ادامه مشاهده خواهید کرد مربوط به شرکت ICE است که توسط آقای Kacper Gunia به تالیف رسیده است. روش‌ها و تکنیک‌هایی را در این مثال مشاهده خواهید کرد به در آینده به هرکدام از آن‌ها به صورت مجزا خواهیم پرداخت.نام ICE سرنام International Copyright Enterprise Services است که به عنوان یک ارائه‌دهنده‌ پیشرو در خدمات پردازش حق امتیاز و کپی رایت در صنعت موسیقی فعالیت می‌کند. اما ICE با موانعی در سیستم‌ها و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات روبرو بود. در دنیای جدید پخش آنلاین موسیقی و کسب‌وکارهای مربوط به آن به‌طور قابل ملاحظه‌ای زیاد شد و این افزایش حجم داده‌ها موجب کند شدن فرایند پردازش آن‌ها شد. در کنار این افزایش حجم درخواست، کسب‌وکار با مشکل دیگری نیز مواجه بود. در فرایند‌ها و معماری قدیمی بخش زیادی از کار به‌صورت دستی انجام می‌شد، این موضوع موجب افزایش ریسک ایجاد خطا و پیچیدگی بیش از حد در فرایند‌های کاری بود. در چنین شرایطی، هنگامی که ویژگی‌ جدیدی درخواست می‌شد، فرایند کاری در پروژه‌ای مستقل انجام می‌پذیرفت. ادامه این فرایند موجب شد ترویج شیوه‌های مهندسی مدرن و توسعه پایدار دشوار شود. با توجه به این شرایط و اینکه ICE می‌خواست جایگاه خود را در بازار رقابتی حفظ کند، در سال 2020 سفر مدرن‌سازی معماری شروع شد. هدف ICE این بود درحالی‌که به سوی یک رویکردِ محصول‌محور (Product Centric) حرکت می‌کند، سرعت، دقت و مقیاس‌پذیری سیستم‌های فناوری اطلاعات را نیز افزایش دهد.در ابتدای سفر مدرن‌سازی و برای اصلاح زیرساخت IT پردازش حق امتیاز، از روش های استراتژیک مختلفی استفاده کردیم. از Domain-Driven Design (DDD) و Event Storming به‌عنوان ابزارهایی برای درک دامنه و رفتارهای خاص آن استفاده کردیم. در طول جلسات Big Picture Event Storming، ما روی ثبت روابط و تعاملات بین ذی‌نفعان مختلف، سیستم‌ها و رویدادهایی که در دامنه‌ پردازش حق امتیاز اتفاق می‌افتند، تمرکز کردیم. جلسات شامل مخاطبان وسیعی بود تا از دیدگاه‌ها و دانش‌های مختلف که در این دامنه وجود دارد مطلع شویم، زیرا می‌خواستیم یک دید کلی جامع از حوزه کسب‌وکار به‌دست آوریم.پس از اینکه دیدگاه کلی از کار به دست آوردیم، جلساتی را با گروه‌های کوچکتر و مرتبط‌تر در حوزه‌های مختلف با افراد آن حوزه برگزار کردیم تا دانش خود را در آن حوزه‌ها عمیق‌تر کنیم. هر یک از این جلسات بر یک زیر دامنه جداگانه متمرکز بود که منجر به بحث و تبادل نظر عمیق‌تر می‌شد و حاصل این بحث‌ها این بود که در پایان به درک مشترکی از مشکل می‌رسیدیم. این رویکرد، ما را قادر ساخت تا رویدادهای مهم تجاری، رفتارهای آن‌ها و قوانین تجاری‌ای که سیستم در آن راستا کار می‌کرد را مشخص کنیم. با این دانش دوباره کشف شده، ما یک مدل فرایند سطح بالا ساختیم که به ما کمک کرد مشکل موجود را درک کنیم و یک زبان مشترک برای برقراری ارتباط موثر با سهامداران خود ایجاد کنیم.در ادامه فرایند، مهاجرتِ تدریجی را با استفاده از الگوی Strangler برنامه‌ریزی کردیم. ما قابلیت این رویکرد را با نمونه‌سازی (prototyping) در اولین زیر دامنه ثابت کنیم. ما نمونه‌ی اولیه را برای نشان دادن مزایای معماری جدید و جلب رضایت سهامداران مورد استفاده قرار دادیم. در ادامه روی یک طرح تجاری کار کردیم که ارزش‌های مورد علاقه سهامداران را به‌صورتی تدریجی و تکاملی ارائه کردیم. در این روش به‌جای اینکه کسب‌وکار، مدت زیادی منتظر مشاهده‌ خروجی باشد و خروجی، ناگهان و به‌صورت Big Bang ارائه شود، ارزش را به‌صورت تدریجی ارائه کردیم. این روش به ما کمک کرد تا طرحی ایجاد کنیم که ارزش را در بخش‌های کوچک‌تر و مداوم ارائه کنیم و توانستیم از این جریان ارزش، برای توجیه بودجه‌ بیشتر برای مهاجرتِ مداوم استفاده کنیم. ما شروع به تقویت تیم کردیم و طبقه‌بندیِ محصولات را که شامل دامنه‌ها، زیر دامنه‌ها و محصولات و همچنین قابلیت‌های این محصولات و تیم‌های مسئول آن‌ها بود را تعریف کردیم.مهاجرت از ساختار مبتنی بر تکنولوژی به ساختار مبتنی بر دامنهما شروع به پیاده‌سازیِ روش‌های جدید کاری در تیم‌های توسعه کردیم. ما روال‎‌های یکپارچه‌سازی مستمر/استقرار مستمر (CI/CD) و زیرساخت به‌‌عنوان کد (Infrastructure as a code) را مورد استفاده قرار دادیم.با این کار ما توانستیم به‌طور خودکار تغییرات کد را چندین بار در روز Build، تست کنیم و در نهایت به جریان کاری منتقل کنیم. علاوه بر این، ما شروع به استفاده از Pair Programming کردیم که این روش منجر به افزایش اشتراک دانش و همکاری در تیم‌ها شد. همچنین ما مطمئن شدیم که تیم‌های توسعه و کسب‌وکار از نزدیک با هم همکاری می‌کنند و این موضوع موجب افزایش درک همه از محصولات شد و قدرت کسب‌وکاری را ارتقا بخشید. با ادامه کار به این روش، توانایی ما در گسترش تیم بیشتر شد و توانستیم تیم‌های بیشتری تشکیل دهیم و سازمان خود را تبدیل به سازمانی کنیم که با نقشه‌ راه محصول به‌صورت فصلی و سالانه کار می‌کند و ارزش‌هایی را به‌صورت مکرر و با افزایش‌های کوچک ارائه می‌دهد.مدرن‌سازی، منجر به پیشرفت‌های چشمگیری شد. یکی از قابل توجه‌ترین پیشرفت‌هایی که به‌دست آوردیم کاهشِ 80 درصدیِ زمان پردازش داده‌ها بود که به‌طور قابل توجهی توانایی سازمان را برای مدیریت حجم زیادی از داده‌ها بهبود بخشید. علاوه بر این، ما توانستیم زمان ورود ارائه‌دهندگان خدمات جدید را از ماه‌ها به هفته‌ها کاهش دهیم که باعث افزایش چابکی و قدرت رقابتیِ سازمان شد. همچنین سیستم‌های قدیمی را در عرض یک سال و نیم جایگزین کردیم و سامانه‌های قدیمی را از رده خارج کردیم که این کار نیز پیچیدگیِ زیرساخت‌های فناوری اطلاعات سازمان را به میزان قابل توجهی کاهش داد.یکی دیگر از نتایج کلیدی، بهبود در فرایندهای تطبیقِ دستی بود. این بهبود، امکان اولویت‌بندیِ دقیق‌تری در کار را فراهم کرد و منجر به افزایش 5 برابری در بهره‌وری و افزایش نرخ تطابق به میزان 5 درصد شد. علاوه بر این، ما قابلیتی جدید ایجاد که کردیم که قابلیت شنیدنِ کامل ِشاخص‌های تطبیق بود، افزودن این ویژگی به اعتمادسازی برای مشتریان کمک بزرگی کرد. علاوه بر این، بخش اصلی پلتفرم که مسئول محاسبه‌ حق امتیاز بود شروع به مدرنیزه شدن کرد. مدرن‌سازی در این قسمت یعنی ما می‌توانستیم حق امتیاز را سریع‌تر و دقیق‌تر محاسبه کنیم. به‌طور کلی در سازمان ما، تلاش برای نوسازی تاکنون موفقیتی بزرگ بود است، زیرا طیف وسیعی از مزایا را به همراه داشت که عملکرد و توانایی رقابت برای سازمان را بهبود بخشید.علاوه بر بهبودهایی که از جنبه‌های تجاری رخ داد، اتفاقات و بهبودهای دیگری نیز به دست آمد. ما از خدمات ابری برای به حداقل رساندن سربار عملیاتی و بهینه‌سازی هزینه‌ها استفاده کردیم. با استفاده از خدمات ابری، ما توانستیم به‌صورت خودکار مقیاس سیستم را تغییر دهیم. این مقیاس‌پذیری خودکار، به ما امکان داد منابع را به‌صورت پویا  و بر اساس تقاضای سیستم در لحظه تخصیص دهیم، در نتیجه هزینه‌ها را کاهش داده و کارایی را بهبود بخشیدیم. به‌علاوه، زیرساخت‌های ابری و خاصیت مقیاس‌پذیری که داشتند به ما این امکان را دادند که به‌راحتی خود را با حجم روز‌افزون از جریان موسیقی آنلاین تطبیق دهیم. با استفاده از خدمات ابری، توانستیم سربار عملیاتی را به حداقل برسانیم، هزینه‌ها را بهینه کنیم و اطمینان حاصل کنیم که سیستم‌ها و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات ما می‌توانند از نیازهای تجاری رو به رشد ما پشتیبانی کنند.مدرن‌سازی، بینش‌های ارزشمندی را در مورد اهمیت درک دامنه به ما داد و فهمیدیم که مالکیت تیم‎‌ها در یک حوزه کاری و جریان ارزش چقدر به بهبود فرایند‌ها و توانمندسازی تیم‌ها کمک می‌کند. با توانمندسازی تیم‌ها برای درک دامنه، حلقه‌های بازخورد را تا حد زیادی کاهش دادیم و کیفیت کلی کار و راه‌حل‌هایی که ارائه می‌کردیم را بهبود بخشیدیم. از آنجایی که تیم‌ها قابلیت خودسازماندهی دارند و دارای عملکرد متقابل هستند، مسئولیت کامل طراحی، توسعه، آزمایش، استقرار و اجرای برنامه را بر عهده داشتند که آنها را تشویق کرد تا بهترین کار ممکن را انجام دهند. مدرن‌سازی باعث شد ما از مدل پروژه‌محور به محصول‌محور تغییر حالت دهیم و به این روش به جای تمرکز روی تخمین و ... روی ارائه‌ ارزش متمرکز شویم و این نیز یکی دیگر از مزایای مدرن‎‌سازی برای ما بود.همه‌ مسیر مدرن‌سازی برای ما به سادگی پیمایش نشد. ما با چالش‌های زیادی مواجه شدیم. از مهم‌ترین چالش‌هایی که با آن سر و کار داشتیم، زمانی بود که کار به تغییر در شرایطِ اجتماعی می‌رسید. مثلا یافتنِ راه‌هایی برای ادغام و همکاری بین تیم‌های موجود و به سرانجام رساندن این ادغام و تغییرات به‌صورت موفقت‌آمیز. تیم‌هایی که به‌صورت پروژه‌محور کار می‌کردند هنگامی که دچار دگرگونی در ساختار می‌شدند و قرار می‌شد به‌صورت محصول‌محور کار کنند تغییرات بسیاری را متحمل می‌شدند. مسائل بسیاری در فرایندهای کاری جدید به‌صورت محصول‌محور متفاوت بود. مثلا رویکردهای متفاوت برای تخمین، طراحی، توسعه و آزمایش محصول ایجاد شد و حلقه‌های بازخورد متفاوتی نسبت به قبل نیز ایجاد شد و این تغییرات بعضا منجر به چالش‌های اساسی در کار می‌شد. بر اساس تجربه‌ای که به‌دست آوردیم، توصیه می‌کنم سازمان‌ها به جنبه‌های اجتماعی در تلاش‌هایی که برای نوسازی دارند بسیار توجه کنند، زیرا این جنبه‌ها نیز به اندازه‌ جنبه‌های فنی مهم هستند.کار مدرن‌سازی برای ما به پایان نرسیده است. درحالی‌که موفقت‌های بزرگی را با تلاشی که برای مدرن سازی انجام دادیم به‌دست آوردیم، اما چندین زیردامنه باقی مانده که باید مدرن‌سازی شوند. مدرن‌سازی و این تلاش، چند سال دیگر برای ما طول خواهد کشید. داشتن یک طبقه‌بندیِ محصول  که به خوبی تعریف شده تاکنون در پیشرفت ما موثر بوده است.ما بدون طبقه‌بندی محصول مناسب، نمی‌توانستیم تیم‌های مستقلی ایجاد کنیم که به‌طور مداوم ارزش ارائه دهند. همان‌طور که به نوسازیِ سازمان ادامه می‌دهیم، قصد داریم این مدل از همسوییِ تیم‌ها با زیر دامنه‌ها و محصولات را در کل سازمان پیاده‌سازی کنیم. این کار تضمین می‌کند که تلاش‌های نوسازی و مزایای آن به‌طور کامل تحقق یابد و ICE در صنعتی که همیشه در حال توسعه و کاملا رقابتی است، باقی خواهد ماند.2. شناسایی امکان تغییر عمیق:به‌دست آوردن حداکثر ارزش، از معماری مدرن مستلزم اتخاذ شیوه‌هایی مدرن در تفکر، کار و همکاری است. فکر می‌کنید آیا تغییراتی عمیق از این دست در سازمان شما امکان‌پذیر است؟ یا احساس می‌کنید این ریسک وجود دارد در نهایت به سراغ تغییراتی کم عمق بروید؟ مثلا ممکن است فکر کنید در نهایت کمی ساختار سازمانی تغییر می‌کند یا برنامه‌های موجود صرفا بازنویسی می‌شوند درحالی‌که ایرادات گذشته در آن‌ها وجود دارد. اگر این ریسک را احساس می‌کنید که در نهایت، صرفا تغییراتی کم‌عمق خواهید داشت، باید برای مرتفع کردن این ریسک از همه‌ افراد کمک بگیرید. افرادی مانند رهبران ارشد، مدیران میانی و مشارکت‌کنندگانِ عادی که در فرایند مدرن‌سازی تاثیرگذار خواهند بود. در بسیاری موارد مشاهده شده که افراد متوجه نمی‌شوند که تغییر برای آن‌ها هم اتفاق خواهد افتاد، بنابراین ایجادِ روابط و گفت‌وگوهای صادقانه در ابتدای راه، می‌تواند آن‌ها را آگاه کرده و به ایشان زمان دهد تا خود را تطبیق دهند و برای اتفاقات و تغییرات آ‌ینده آماده شوند.2.1. اجتناب از ساختار و فرایند اشتباه:در برخی موارد مشاهده می‌شود که دیدگاه‌ها نسبت به سازمان بسیار مکانیکی است. آنها دوست دارند از استعاره‌های کارخانه‌ای استفاده کنند. مشکل از جایی شروع می‌شود که عوامل انسانی نادیده گرفته شده و در نتیجه انتظارات غیرواقعی می‌شود و فرصت‌ها از دست می‌رود. شرکت‌های متعددی بارها از من خواسته‌اند که در قالب یک ورکشاپ به آن‌ها کمک کنم تا ساختار سازمانی بهینه‌ خود را شناسایی کنند و سازماندهی مجددی به کمک این ساختار بهینه انجام دهند تا همه مشکلات آن‌ها حل شود. این یک ضد الگو است که با عنوان ساختار و فرایند اشتباه ( The Structure and Process Fallacy) شناخته می‌شود. تصور اینکه با تغییر در ساختار سازمانی یا اتخاذ یک فرایند جدید مثل فرایند‎های چابک، بدون ایجاد تغییرات عمیق‌تر مثل تغییر در طرز تفکر، عملکرد را تا حد زیادی بهبود می‌یابد، نادرست است. اگر کار برای بهبود عملکرد به همین سادگی بود که سازمان‌های زیادی تاکنون این کار را کرده بودند. برای افزایش واقعیِ سرعتِ توسعه، تغییرات جامعی مثل ترویج‌ِ کار تیمی، محول کردن تصمیماتِ مربوط به محصول به تیم‌ها، از بین بردن موانع کسب‌وکاری و فناوری اطلاعات، تغییر مدل‌های تامین مالی و سرمایه‌گذاری در کیفیت فنی مورد نیاز است. ساختار سازمانی و فرایندهای توسعه بسیار مهم هستند اما اعمال تغییرات در آن‌ها به‌ تنهایی بهبود محدودی را به همراه خواهد داشت. صحبت در مورد این موارد در ابتدای سفر مدرن‌سازی بسیار حیاتی است.2.2. پذیرش رویکردهای معماری مشترک:شناساییِ مرزهای دامنه‌ بهینه برای سازمان و توانایی در تکامل مداوم آن‌ها نیازمند یک رویکرد مشترک است. تکنیک‌های مدرن برای کشف دامنه و مدل‌سازی مانند EventStorming بر اساس ایده‌ همکاری طراحی شده‌اند، جایی که گروه‌های مختلف، گرد هم می‌آیند و دانش خود را در مورد دامنه به اشتراک می‌گذارند تا جزئیات و پیچیدگی‌های بیشتری را تا حد ممکن قابل مشاهده کنند. ترکیبی که از دانشِ همه به‌دست می‌آید و دیدن تصویری جامع، کلیدی برای تصمیم‌گیری بهتر است. اما به این نکته توجه داشته باشید که همه مایل به اتخاذ این نوع رویکردهای مشارکتی نیستند. برخی افراد، از شرکت در کارگاه‌های EventStorming خودداری می‌کنند، برخی دیگر شرکت کرده اما تلاشی نمی‌کنند و بدتر از همه آن‌هایی هستند که سعی می‌کنند جلسات را خراب کنند.دلایل متعددی برای عدم پذیرش این رویکرد‌های مشترک وجود دارد. یکی از رایج‌ترین دلایل، رهبرانی هستند که می‌خواهند قدرت و امنیت شغلی خود را حفظ کنند. شیوه‌های مشارکتی، در مورد به‌اشتراک گذاشتن دانش و مشارکت دادن همه در تصمیم‌گیری است که به‌طور مؤثر، ساختار‌های سلسله مراتبی را سمت ساختار‌های صاف (Flat) سوق می‌دهد. دلیل دیگر این است که برخی افراد ایده‌ همکاری را دوست ندارند. برخی از توسعه‌دهندگان دوست دارند سرشان را در لاک خود فرو برند و کدنویسی کنند. برخی دیگر نیز تصور می‌کنند، چسباندنِ برگه‌های یادداشتِ رنگی روی دیوار فقط یک سرگرمی جدید است و کار جدی از پیش نمی‌رود.برگزاری ورکشاپ‌ها، در اولین گام‌های مدرن‌سازی معماری یک ایده خوب است. با این کار شما یاد می‌گیرید چطور به‌صورت بهینه، کار تسهیل‌گری را در این جلسات انجام دهید و بفهمید در کدام قسمت‌ها اگر بخواهید در سازمان آن‌ها را به کار گیرید دچار چالش خواهید شد و مقاوت‌هایی وجود خواهد داشت. هرچند همه می‌دانیم که با چالش و مقاوت برای برگزاری این کارگاه‌ها مواجه می‌شویم اما اکثر افراد از شرکت در این جلسات لذت می‌برند و به شما کمک می‌کنند که کارگاه‌های موفقی داشته باشید.2.3. دور شدن از ساختارهای سیلویی در سازمان:به‌طور سنتی در سازمان‌ها، کسب‌وکار و فناوری اطلاعات واحد‌هایی مجزا در نظر گرفته می‌شوند که این عدم یکپارچگی نوآوری را محدود کرده و مانع دستیابی به اهداف مشترک می‌شود. جدایی این بخش‌ها جریان ارزش را کاهش داده و همچنین پیاده‌سازیِ ویژگی‌های جدید بیشتر طول می‌کشد. زیرا افرادی که در بخش فناوری‌اطلاعات هستند، واقعاً نمی‌دانند چه چیزی باید تولید کنند. دیدگاه صحیح این است که کسب‌وکار و فناوری اطلاعات دو روی یک سکه هستند.همان‌طور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، جریان‌های ارزشِ مستقل شامل کسب‌وکار و فناوری اطلاعات هستند. تیم‌ها، برای دستیابی به نتایج کسب‌وکار هدایت می شوند و تصمیم می‌گیرند که چگونه به بهترین نحو به اهداف خود دست یابند. مهندسان، آزمایش‌کنندگان، مدیران محصول، طراحان تجربه کاربری، متخصصان حوزه‌های کسب‌وکاری و سایر نقش‌ها باید برای ساخت محصولات بهتر با جریانِ سریع‌ِ تغییرات، همکاری نزدیکی داشته باشند. چنین رویکردی یک تغییر بزرگ برای بسیاری از سازمان‌ها است و یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، بنابراین مهم است که چشم‌اندازی برای اینکه به کجا می‌خواهید برسید ایجاد کنید، باید بدانید از هدف خود چقدر فاصله دارید و چگونه می‌توانید به تدریج در هر مرحله پیشرفت کرده و به هدف نزدیک شوید. جریان‌های ارزش مستقل، شاملِ کسب‌وکار و فناوری اطلاعات هستند2.4. سرمایه گذاری روی شیوه‌های با کیفیت فنی:بدهی‌های فنی و رفع آن‌ها یکی از مشکلات بزرگ در سازمان‌ها است. یک راهکار مناسب برای برخورد با بدهی‌های فنی این است که اصلا از ابتدا آن‌ها را ایجاد نکنیم. همه می‌دانیم که امکان سفر در زمان بازگشت به گذشته را نداریم، اما می‌توانیم برای حرکت‌های رو به جلو، روال‌های صحیحی در نظر بگیریم. بنابراین، هدف اصلی در سفر مدرن‌سازی، باید ارائه‌ یک معماری مدرن‌ باشد که سالم بماند و در آن بدهی‌های فنی انباشته نشده و در گذر زمان، نیاز نداشته باشد مجددا برای نوسازی سرمایه‌گذاری شود. برای رسیدن به این هدف، سرمایه‌گذاری روی روش‌های فنی صحیح بسیار حیاتی است. شیوه‌های فنی صحیح و پایدار تضمین می‌کند که کد به خوبی طراحی شده، قابل درک باشد، به سادگی تست شود و در نتیجه تغییرات در آن ساده بوده و با هزینه‌ نگهداری کمتر در طول عمر خود خدمات بدهد.من یکی از طرفداران Test Driven Development و pair/mob programming هستم. این تکنیک‌ها، رویِ طراحیِ نرم‌افزارهای با کیفیت و تست شده با استفاده از طراحی‌های دقیق و بازسازی (refactoring) مداوم تمرکز می‌کنند. هنگامی که در جست‌وجوی راه‌حل‌های ساده و قابل نگهداری برای پیاده‌سازی یک عملکرد جدید هستید، این تکنیک‌ها بسیار راهگشا هستند. ممکن است به نظر برسد استفاده از این تکنیک‌ها زمان زیادی می‌برد و موجب افزایش هزینه‌ها می‌شود، اما زمانی که به‌طور موثر از آن‌ها استفاده شود، متوجه می‌شویم که آنها در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و به‌ویژه بلندمدت بازدهی عالی خواهند داشت. با این حال، مانند بسیاری از تکنیک‌های دیگر، این تکنیک‌ها نیز می‌توانند بسیار تفرقه‌انگیز باشند. همه‌ی تیم‌های برنامه‌نویسی TDD و pair/mob programming را دوست ندارند، بنابراین مهم است که آنچه را که برای شما مناسب‌تر است پیدا کنید.اگر سازمان شما تخصصی در این شیوه‌های فنی ندارد، پرداختن به این موضوع قبل شروع سفر مدرن‌سازی بسیار حیاتی است. قطعاً باید فرصت‌های آموزشی و ارتقای مهارت را برای تیم‌های خود فراهم کنید و ممکن است به کمک‌هایی از بیرون سازمان نیاز داشته باشید.3. اجتناب از مدرن‌سازی‌های سطحی:یکی از مشکلاتی که اغلب با آن مواجه شده‌ام، این است که بدون پرداختن به چالش‌های اساسی که در معماری وجود دارد تلاش می‌شود یک سیستم را مدرن کنند. مثلا ظاهر بیرونی یک برنامه را بازنویسی می‌کنند اما داخل برنامه کماکان کدهای بیات و دیتابیس‌های قدیمی در حال ارائه خدمات است. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم ظاهر مدرن شده روی شالوده‌ای از سیستم‌های قدیمی و کثیف به نمایش گذاشته می‌شود دقیقا مثل اینکه برای زیبا شدن یک شامپانزه از رژ لب استفاده کنیم. این رویکرد در ابتدای مسیر و برای نمایشِ یک دستاورد سریع به‌عنوان گامی گذرا قابل پذیرش است، اما نکته مهم، توجه به گذرا بودن این رویکرد است. در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که موقتی‌ بودن در نظر گرفته نشده و بهبود ظاهری در کار، هدف نهایی در نظر گرفته می‌‎شود و در پشت صحنه کماکان سامانه‌های قدیمی خدمات ارائه می‌ کنند و همچنان محدودیت‌های زیادی را به محصول تحمیل می‌کنند.چندین سال پیش و هنگام ایجاد یک سری سرویس‌های دولتی، ما به طور مستقیم با چنین مشکلاتی مواجه شدیم. تیم‌های ما خیلی سریع وبسایتی جدید ارائه دادند که تجربه‌ کاربری بسیار بهتری را نسبت به آنچه در گذشته وجود داشت ایجاد کرد، اما در ادامه ما نتوانستیم پیشرفت‌ها و تغییرات مورد درخواست کاربران را ارائه کنیم، زیرا در پشت صحنه، هنوز مجبور بودیم با سیستم‌ها و پایگاه‌های داده قدیمی کار کنیم. ما حتی نمی‌توانستیم یک Textbox برای دریافت اطلاعاتی خارج از آنچه در دیتابیس‌های قدیمی وجود داشت به صفحات خود اضافه کنیم و اگر می‌خواستیم داده‌ای را نمایش دهیم صرفا می‌توانستیم از اطلاعاتی که APIهای قدیمی ارائه می‌دادند، استفاد کنیم.مشکل دیگری که بعضا در سازمان‌ها مشاهده می‌شود این است که، آن‌ها فکر می‌کنند با خرید چند ابزار آماده، مثل Rule Engineها می‌توانند به افرادی که در بخش کسب وکار مشغول هستند این امکان را بدهند که بدون وابستگی به برنامه‌نویس‌ها، هر تغییری که نیاز دارند به سرعت ایجاد کنند. هر چند در مواردی ممکن است که چنین ابزارهایی با هزینه‌های کم و کیفیت قابل قبول مشکلاتی را از سر راه سازمان بردارند، اما اگر این ابزارها برای رفع بحران‌ها تهیه شوند و جایگزینی برای رفع بدهی‌های فنی در نظر گرفته شوند، قطعا دچار دیدگاهی کوته‌بینانه شده‌ایم.هنگام آماده شدن برای یک سفر مدرن‌سازی، مهم است بدانیم که رهبران به دنبال چه چیزی هستند. اگر نشانه‌هایی مانند آنچه در این قسمت بیان کردم مشاهده کردید، ممکن است با مشکلاتی اساسی‌تر مواجه باشید. مشکل اصلی در این شرایط این است که رهبران به دنبال راه‌حل‌های سریع هستند و مقدار سرمایه‌گذاریِ مورد نیاز برای رسیدگی واقعی به برخی از چالش‌های اصلی نوسازی سازمان را درک نمی‌کنند. اگر به چنین شرایطی مشکوک هستید، پس باید به گفت‌وگو‌های طولانی و صادقانه در مورد مدرن‌سازی با رهبران بپردازید و صرفا امیدوار نباشید که شکی که در شما ایجاد شده به یقین تبدیل نشده و همه چیز درست پیش خواهد رفت. خوب است تصویری از برخی از پیچیده‌ترین چالش‌های مدرن‌سازی داشته باشید و درباره آن‌ها با تصمیم‌گیرندگان صحبت کنید تا مقدار سرمایه‌گذاری واقعی و ضروری را درک کنند.4. توسعه‌ رهبران در تمامی سطوح:مدرن‌سازی یک سفر طولانی است که در طول آن باید تصمیمات مهم زیادی گرفته شود و لحظات چالش برانگیزی وجود دارد که باید با آن‌ها مواجه شویم. داشتن رهبر و الگو در همه سطوح، از اتاق هیئت‌مدیره گرفته تا تیم‌هایی برنامه‌نویسی ضروری است. الگوها و رهبرانِ مدرن‌سازی وظایف زیادی دارند، از جمله:درک استراتژی‌های کسب‌وکار و کمک در پیش‌برد آن‎‌هاتعریف استراتژی نوسازیطراحی و توسعه‌ معماریراه‌اندازیِ ساختار سازمانی برای توسعه‌ معماریبرقراری ارتباط بین چشم‌انداز و پیشرفتتصمیم در مورد تولید یک محصول یا خرید آنتعیین پاداش و مشوق‌هایی که رفتارهای مطلوب را تشویق می‌کندایجاد امکانِ ادامه‌ فرایند‌های کسب‌وکاری به‌طور عادی در حالی که به‌طور همزمان نوسازی انجام می‌شوداطمینان از درگیر شدنِ کاملِ تیم‌های مهندسی در حوزه کسب‌وکارشکل دادن به فرهنگ مهندسیمدیریت افراد و توسعه آن‎‌هامعرفی شیوه‌های فنی مدرن و تیم‌های مربی‌گریالقای مداوم روش‌های جدید تفکر و کار با این همه وظایفی که مشاهده‌ می‌کنید، پیمودن مسیر در سفر مدرن‌سازی صرفا با یک ابر قهرمان یا گروهی کوچک از رهبران امکان‌پذیر نیست. قبل از شروع سفر مدرن‌سازی، خوب است که به این لیست و هر مسئولیت دیگری که انتظار دارید با آن‌ها سر و کار داشته باشید، نگاهی بیندازید. سپس مشخص کنید که کدامیک از رهبران قادر خواهند بود هر کدام از این مسئولیت‌ها را بر عهده گرفته و کمبود‌ها را شناسایی کنید. علاوه بر این، باید به این فکر کنید که این افراد چگونه با یکدیگر همکاری خواهند کرد تا به‌طور گروهی همه‌ فرایندها و ابتکارات برای مدرن‌سازی در سراسر کسب‌وکار را رهبری کنند.بسته به اینکه سازمان شما از کجا شروع می‌کند، احتمالاً از روز اول همه‌ این افراد کاملاً خبره نخواهند بود. این بدان معناست که برای رسیدن به هدف خود، به یک راه‌حل کوتاه‌مدت و یک برنامه بلند‌مدت نیاز دارید. این هدف یک تیم توانمند‌سازِ نوسازی معماری یا Architecture Modernization Enabling Team (AMET)(AMET) است.تا اینجا توضیح داده شد که چرا به رهبران در تمامی سطوح نیاز داریم، اما رهبران در تمامی سطوح به چه معناست؟ برای درک اینکه رهبری در همه سطوح به چه معناست، بسته به اندازه و نوع سازمان شما، فهرستی از افرادی که ممکن است نیاز به ایفای نقش رهبری در نوسازی معماری داشته باشند در زیر آمده و توجه کنید که این لیست صرفا برای مثال بوده و غیرجامع است:مدیر فنی (CTO)معمار ارشد نرم‌افزارمعمار نرم‌افزارمدیران ستادیمعمار سازمانیمعمار دادهمعاون فنی و مهندسی...5. جمع‌‌بندی:در دو پست اخیر در مورد آمادگی برای فرایند مدرن‌سازی معماری صحبت کردیم. آماده شدن برای سفر مدرن‌سازی به شما کمک می‌کند تا از مشکلات احتمالی در مسیر مطلع بود و در صورت بروز برای آن‌ها آماده باشید. اکنون می‌دانیم جلب حمایت رهبران و تعیین تعهداتی که برای آن‌های ایجاد می‌شود، از مهم‌ترین کارهایی است که باید پیش از آغاز فرایند مدرن‌سازی به آن بپردازیم. در این قسمت متوجه شدیم جدا دانستن فرایند‌های کسب‌و‌کاری و بخش‌های آن از فناوری اطلاعات چیزی نیست که این روزهای پاسخگوی نیازهای روز باشد و باید قبل از برداشتن اولین گام‌ها تصویری واضح و چشم‌اندازهایی قابل درک برای همه افراد ایجاد کنیم و به همان اندازه که برای مسائل فنی زمان می‌گذاریم باید برای فرایند‌های اجتماعی و فردی هزینه و زمان در نظر بگیریم.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>علیرضا ارومند</author>
                <pubDate>Wed, 17 May 2023 16:01:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیل گیتس: عصر هوش مصنوعی آغاز شده است</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%A8%DB%8C%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D8%B3-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-cjgb5s49ap77</link>
                <description>هر چند که هوش مصنوعی در سال­‌های اخیر توجه بسیاری را به خود معطوف داشته، اما بدون اغراق، ظهور ChatGPT نقطه عطف جدیدی را در این حوزه رقم زده است. ترس از بالا رفتن توانایی هوش مصنوعی در جامعه فن­اوری از یک سو و اشتیاق به نوآوری با کمک آن از سویی دیگر، سبب شده تا مجادلاتی در هر گوشه از دنیای فناوری شکل بگیرد و بزرگان حوزه فناوری نیز در یادداشت­‌هایی نقطه‌نظراتشان را ابراز کردند.در نخستین روز بهار، بیل گیتس، بنیانگذار و مدیرعامل سابق مایکروسافت، در یک یادداشت هفت‌بخشی با عنوان «عصر هوش مصنوعی آغاز شده است» در سایت gatesnotes.com نگاهی داشته به هوش مصنوعی و آینده آن.او در این یادداشت ابتدا به دو اتفاق مهم زندگیش اشاره کرده و در ادامه، ماجرای ملاقاتش با تیم OpenAI را تعریف می‌کند: «در اواسط 2022 از نتیجه کار تیم OpenAI حیرت زده بودم. به همین دلیل، چالشی را پیش روی آن­ها گذاشتم و از آنها خواستم که به یک هوش مصنوعی آموزش بدهند که بتواند امتحان نهایی زیست‌شناسی را پشت سر بگذارد. اگر از پس این چالش بر بیایید، آن وقت می‌­توانم بگویم یک پیشرفت واقعی به دست آمده! بازه­ای 2 تا 3 ساله را برای دستیابی به این هدف مد نظر داشتم، اما تنها چند ماه بعد، دیدم که GPT قادر است از 60 سوال چهار گزینه‌­ای، در 59 مورد گزینه صحیح را انتخاب کند و همچنین به 6 سوال تشریحی نیز پاسخ درست بدهد که این تجربه باعث شد به دستاوردهای هوش مصنوعی در دهه آینده بیشتر و بیشتر فکر کنم.»شاید به نظر بیل گیتس، هوش مصنوعی از دید تکنیکی یک مدل است که برای حل سوالی خاص طراحی شده، به‌عنوان مثال، ChatGPT می­تواند به خوبی مکالمه کند، اما برای مسایل دیگر قادر به پاسخگویی نیست. در مقابل، هوش مصنوعی عمومی (Artificial General Intelligence) قادر خواهد بود که هر چیزی را یاد بگیرد، هر چند هنوز وجود خارجی ندارد.به گفته او، تولید هوش مصنوعی و هوش مصنوعی عمومی، رویای بزرگ صنعت کامپیوتر بوده است. اکنون با ظهور یادگیری ماشین و توان بالای محاسباتی، رویای هوش مصنوعی­‌های پیچیده به حقیقت تبدیل شده و به سرعت در حال پیشرفت است.بیل گیتس خاطر نشان کرده است که با جهانی شدن صنعت کامپیوتر، به‌زودی دوران پیش از هوش مصنوعی، همانند روزهایی که مجبور بودیم با خط فرمان با کامپیوترها صحبت کنیم، به گذشته‌­ای دور مبدل می‌شود.بیل گیتس معتقد است که در زمینه تولید، دو حوزه اصلی را از دیگاه هوش مصنوعی می­‌توان معرفی کرد، کارهایی که نیازمند یادگیری مداوم هستند و آن­هایی که نیستند. او می‌گوید: «شرکت­‌ها به سرعت در حال حرکت به سوی بهره‌برداری از هوش مصنوعی در دومین حوزه هستند؛کارهایی چون فروش، خدمات، پرداخت، حسابداری و ... . از این رو، هوش مصنوعی همچون یک دستیار شخصی در کنار ما خواهد بود و دیگر لازم نیست کامپیوتر را با کلیک کردن کنترل کنید، بلکه درخواست خود را به زبان گفتار خودتان از ماشین خواهید خواست. او در پایان اضافه می‌­کند: «من معتقدم نتیجه نهایی، بهبود بازده کارکنان است. با افزایش بازده، همگان فرصت بیشتری در خانه و محل کار خواهند داشت تا تنها به اموری رسیدگی کنیم که نرم‌­افزارها قادر به انجام آن نیستند.»به‌عنوان یک فعال بشر دوست، بیل گیتس نگاه خود را به‌صورت خاص به دو حوزه می­‌دوزد: سلامت و آموزش. گیتس معتقد است که در حوزه سلامت، بخش عمده­ای از کاغذبازی­‌های حال حاضر، توسط هوش مصنوعی انجام خواهد شد. جایی که سبب می­‌شود کارکنان این حوزه زمان زیادی را برای انجام فعالیت‌­های سودمندتر اختصاص دهند. همچنین امروزه در کشورهای فقیر، جایی که بیشتر مرگ‌و‌میر کودکان زیر 5 سال اتفاق می‌افتد، دسترسی به پزشکان به‌عنوان یک معضل مطرح است. او می‌­گوید که هوش مصنوعی بهبود زیادی در این حوزه به وجود خواهد آورد و رسیدگی­‌های اولیه بیماران، با کیفیت مطلوبی در اختیار همه قرار خواهد گرفت. به‌علاوه، او به شکافی اشاره دارد که رفتار هوش مصنوعی در این کشورها، با کشورهای ثروتمند کاملا متفاوت خواهد بود. زیرا با مشکلاتی همچون مناطق دورافتاده و محروم مواجه هستیم. هرچند که برای رسیدن به موفقیت در این راه، مسیری طولانی و چالش­‌هایی اجتناب‌ناپذیر در پیش رو وجود دارد (مانند خطاهای پزشکی-که توسط انسان­‌ها هم اتفاق می­‌افتد)، اما هنگامی­‌که جامعه با منافع این روش آشنا شود، پذیرش عمومی به تناسب افزایش خواهد یافت.در زمینه تولید دارو نیز، هوش مصنوعی توانسته به‌عنوان شتاب‌دهنده، نقش خود را به خوبی بازی کند. حجم بسیار زیاد داده­ها، یافتن پاتوژن مناسب و طراحی داروهای جدید را با مشکلاتی مواجه می­کند. تحلیل این داده‌ها به کمک هوش مصنوعی، سبب می­شود حجم آزمایش­ها به شدت کاهش یافته و در مقابل، سرعت رسیدن به پاسخ، به شدت افزایش یابد. در حال حاضر، برخی موسسات تحقیق سرطان، از این روش در تحقیقات خود بهره می­برند. علاوه بر این نسل بعدی نرم­افزارها برای پیش­بینی عوارض جانبی داروها و تعیین دوز صحیح مصرفی به کار خواهد رفت.حوزه دوم مورد بحث در این یادداشت، حوزه آموزش است. بیل گیتس به‌درستی معتقد است که علی‌رغم تلاش‌هایی که در حوزه آموزش انجام پذیرفته، اما تاثیر معناداری بر نتایج و نحوه عملکرد دانش‌­آموزان مشاهده نمی‌­شود. با این حال، گیتس آینده را از این حیث روشن ارزیابی می‌­کند: «اما فکر می­‌کنم که در 10 سال آینده نرم‌­افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، نویدبخش انقلابی در حوزه آموزش خواهند بود. این نرم‌­افزارها، علایق و روش یادگیری شما را می‌­آموزند و متناسب با آن محتوایی خواهند ساخت که شما را مجذوب کند. میزان یادگیری شما را می­‌سنجند، لحظه‌­ای که علاقه خود را به یادگیری از دست می­‌دهید را شناسایی می­‌کنند و متوجه می‌­شوند چه چیزی به شما انگیزه می‌­دهد و بازخوردی سریع ارائه می‌­کنند تا شما را در مسیر نگاه دارند.»او معتقد است با اینکه هوش مصنوعی هنوز در ابتدای این مسیر قرار دارد، اما در ارزیابی و برنامه‌­ریزی تحصیلی دانش­‌آموزان، می‌­تواند تاثیر سریع و به سزایی داشته باشد. با تمام این­ها، گیتس فرایند یادگیری را کاملا مدیون ارتباط شاگرد و معلم می­‌داند: «هوش مصنوعی کاری را که شاگرد و استاد در کلاس درس انجام می­‌دهند، بهبود می­‌بخشد، اما هیچ‌گاه جایگزین رابطه آن دو نخواهد شد.»گیتس، همچنین به تاثیر تولید نرم‌­افزار در همگانی شدن آموزش و به‌خصوص برای اقشار کم­‌درآمد در سراسر دنیا نگاهی مثبت دارد: «باید اطمینان حاصل کنیم که ابزارهای جدید باید به گونه­‌ای باشند که تمامی مدارس از جمله اقشار کم درآمد و تمامی دنیا توانایی مالی استفاده از آن­ها را داشته باشند.»بیل گیتس، در بخش آخر، به ریسک­‌ها و مشکلات حوزه هوش مصنوعی نگاهی دارد. در این بخش، او اشاره­ای دارد به ضعف حال حاضر هوش مصنوعی در درک مفهوم زمینه (Context). گاهی اوقات پاسخ­‌های دریافتی از هوش مصنوعی نشان می‌­دهد که به زمینه محتوای پرسش توجهی ندارد (مثلابه جای انتخاب مناسب­‌ترین هتل، به اشتباه آدرس هتلی که وجود ندارد را به‌عنوان پیشنهاد سفر به شما می­‌دهد). اما مشکل مهم­تر و بزرگتر را نحوه استفاده از هوش مصنوعی دانسته و پیشنهاد می‌­کند که نهاد حاکمیت در این زمینه باید قوانینی را تدوین و اجرا کند. همچنین زمان دست­یابی به اَبَر هوش مصنوعی را چند دهه تا یک قرن می­‌داند.گیتس، در پایان، به سه نکته به‌عنوان جمع‌بندی اشاره می‌­کند: «نخست باید بر ترس خود از هوش مصنوعی فایق بیاییم و بر بهبود زندگی بشر تمرکز کنیم. در وهله دوم، باید توجه کنیم که بازار به‌طور معمول، محصولاتی را که برای اقشار فقیر و کم درآمد مناسب باشد را نمی­‌خواهد و به سمت تولید سود بیشتر گرایش دارد. از این رو نیازمند این هستیم که به این جنبه و همه­‌گیری هوش مصنوعی توجه بیشتری نشان دهیم و در نهایت، باید بدانیم که هنوز در ابتدای راه هستیم و محدودیت‌­های امروز این حوزه، به سرعت به بخشی از تاریخ بدل خواهد شد و عصر هوش مصنوعی برای ما فرصت‌­ها و مسئولیت‌­هایی تازه به بار خواهد آورد.»با مطالعه آنچه بیل گیتس منتشر کرده، به یاد جملات پایانی سخنرانی تد گری کاسپاروف، سیزدهمین قهرمان شطرنج جهان در سال 2017 با عنوان «از ماشین­‌های هوشمند نترسید. با آنها کار کنید» می­‌افتیم: «چیزی وجود دارد که تنها بشر می‌­تواند انجام دهد و آن داشتن رویا است؛ پس رویایی بزرگ داشته باشیم.»</description>
                <category>داتین</category>
                <author>سهیل کیا</author>
                <pubDate>Wed, 10 May 2023 10:43:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت اول: مدرن‌سازی معماری نرم‌افزار</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-f53cdgrwrpnj</link>
                <description>1. مقدمه:معماری‌های قدیمی و بیات، ریسک تجاری و نقطه ضعفی برای مزایای رقابتی کسب‌وکارها هستند. تغییر در آن‌ها بسیار سخت و کند بوده و احتمال این وجود دارد که در شرایطی عدم اطمینان به کسب و کار ایجاد شود. در این صورت فرصتی در اختیار رقبا قرار می‌گیرد تا مزایای زیادی نسبت به کسب و کار پیدا کرده و ممکن است کسب و کار آسیب ببیند. خطوط هوایی Southwest این مشکل را با گوشت و پوست خود لمس کرد. در سال 2022 یک سیستمِ برنامه‌ریزیِ قدیمی، بحرانی بزرگ ایجاد کرد. در یک هفته، 14500 پرواز لغو شد و برند آن‌ها آسیب‌های غیرقابل جبرانی دید. آن‌ها به دلایلی اشتباه، تیتر یک اخبار بین‌المللی شدند. در مقابل طراحی و پیاده سازی یک معماری مدرن و دقیق مزیت رقابتی بزرگی برای کسب و کار ایجاد می‌کند. در انگلیس استارت‌آپ Cazoo تنها در 90 روز کسب‌وکاری آنلاین در حوزه خودرو راه‌اندازی کرد و سریع‌ترین یونیکورن بریتانیا شد. رسیدن به ارزش یک میلیارد دلاری در کمتر از 18 ماه چیزی است که بسیاری از کسب‌وکارها در خواب هم نمی‌بینند. اما مسئله اصلی اینجاست که چطور در این زمان کوتاه به این ارزش رسیده‌اند؟ یکی از عوامل کلیدی موفقیت Cazoo، توانایی آن‌ها در بهره‌گیری از شیوه‌ها و فناوری‌های معماری مدرن، مانند Serverless بود. استفاده از معماری‌های مدرن به آن‌ها امکان ساخت محصولی را داد که در شرایطی که در حال ارائه خدمات به استفاده کننده‌ها بود، بتواند تغییر مقیاس داده یا نسخه جدید برای آن نصب و راه اندازی کرد.شاید به نظر برسد با افزایش سن، شرکت‌ها و کسب‌وکارشان از یک استارت‌آپ چابک به شرکتی قدیمی، سنگین و سخت با معماری قدیمی  تبدیل می‌شوند و این تغییر شرایط اجتناب‌ناپذیر است. اما Netflix ثابت کرد که تغییر این شرایط امکان‌پذیر است. آن‌ها در سال 2009 تغییرات عمده‌ای در کار خود ایجاد کردند. آن‌ها نرم‌افزار خود را از یک نرم‌افزار با معماری Monolith به چندین نرم افزار با معماری Microservice مهاجرت دادند تا قابلیت‌های رقابتی خود را در بازار Streaming حفظ کنند.  آقای Adrian Cockroft که آن زمان به عنوان CTO در شرکت Netflix مشغول به کار بود دلیل خود برای این تغییر را اینگونه بیان کرد:تهدیدی در ماهیت کسب‌وکارها وجود دارد. اگر شما نسخه‌های سه ماهه را انجام می‌دهید و رقیب شما در حال انتشار روزانه و تحویل مداوم است، از تجربه کاربری بسیار عقب خواهید افتاد و فقط از آن رنج خواهید برد.در صورت تمایل می‌توانید به این پادکست گوش کنید. به عقیده‌ی من، هر رهبری باید دائما از خود سولاتی بپرسد که در آن زمان در Netflix نیز پرسیده شد:آیا ممکن است از رقبا عقب بیفتیم؟آیا ممکن است یک استارت‌آپ خیلی سریع وارد شود و کسب‌وکار ما را دگرگون کند؟آیا بخش‌های حیاتی کسب‌وکار ما، در حال استفاده از سیستم‌های تاریخ مصرف‌دار هستند که هر لحظه ممکن است باعث از دست دادن جدی درآمد یا آسیب به شهرت ما شود؟سازمان‌های زیادی مانند نتفلیکس وجود دارند که معماری و شیوه‌های خود را با موفقیت مدرن‌سازی کرده و آن را از یک بدهی بزرگ به  مزیتی رقابتی تبدیل کرده‌اند. طی چندین مطلب می‌خواهیم بر مدرن‌سازی معماری برای دستیابی به مدل‌های عملیاتیِ مدرن و با کیفیت متمرکز شویم. می‌خواهیم تیم‌هایی توانمند حول محصولات داشته باشیم که جریان سریعی برای تغییر در محصولات خود دارند و محصولاتی با کیفیت و در حال پیشرفت‌ را هرروز در مقیاس بالا روانه بازار می کنند. در این مطلب جنبه‌های کلیدی در مسیر مدرن‌سازی معماری و نحوه‌ی تطبیق آن‌ها با یکدیگر را بررسی می‌کنیم، سپس در قسمت‌های آینده به موضوعات مختلف به صورت اختصاصی‌تر خواهیم پرداخت.2. معماری مدرن مبتنی بر جنبه‌های فنی و اجتماعی:یک معماری اگر به خوبی طراحی شده باشد، پیوستگی خوبی داشته و با جدیدترین فناوری‌ها ساخته شده باشد باز هم به تنهایی توانایی نوآوری در کسب‌وکار، با سرعت بالا را تضمین نمی‌کند. در کنار معماریِ نرم‌افزارِ خوب، سازماندهی موثر تیم‌ها در محیطی که به آن‌ها قدرت نوآوری دهد نیز ضروری است. هر دو جنبه‌ی فنی و سازمانی معماری باید با هم همخوانی داشته باشند تا راهکاری که ارائه می‌کنیم بهینه باشد. معماری‌ای که به جنبه‌های فنی و اجتماعی، همزمان توجه می کند در اصلاح به معماریِ اجتماعی-تکنیکال (Socio-Technical Architecture) معروف شده است و برخی از معماران خود را معماران فنی-اجتماعی می‌نامند.شاید مدرن‌سازی Netflix ظاهرا یک تلاش کاملاً فنی به نظر برسد. به هر حال، آن‌ها با شکستن نرم‌افزار خود از یک معماری یکپارچه به تعداد زیادی نرم‌افزار کوچک با معماری میکروسرویس، یک الگوی معماری جدید را به کار بردند. اما اگر به دقت نگاه کنید، درخواهید یافت که میکروسرویس‌ها یک الگوی معماریِ اجتماعی- فنی هستند. مزایای این الگوی معماری به یک اندازه فنی و سازمانی است. Sam Newman، نویسنده‌ی Building Microservices (O’Reilly)، این مورد را به خوبی توضیح می‌دهد.دلیل سوم [برای پذیرش میکروسرویس‌ها] واقعاً جایی است که شما به دنبال ایجاد درجه‌ی بالاتری از استقلال سازمانی هستید. شما به دنبال توزیع مسئولیت بین تیم‌ها هستید، می‌خواهید آن‌ها بتوانند تصمیم‌گیری کنند، نرم‌افزار را توسعه دهند و میزان هماهنگی مورد نیاز تیم‌ها با سایر بخش‌های سازمان شما را کاهش دهند.مطلب کاملی در این زمینه منتشر شده که می‌توانید آن را اینجا مطالعه کنید. میکروسرویس‌ها تنها سبکِ معتبرِ معماری برای ما نیستند. صرف‌نظر از الگوها و فناوری‌هایی که استفاده می‌کنیم، یک رویکرد و معماری اجتماعی- فنی برای دستیابی کامل به پتانسیلِ سرعت رسیدن به بازار (speed-to-market) برای سازمان‌ها ضروری است. همان‌طور که Sam Newman تاکید کرد، تیم‌ها برای تغییر و استقرار کدِ خود، بدون وابستگی و نیاز به هماهنگی با دیگران نیاز به استقلال دارند. این جریان در سال‌های اخیر به‌ویژه با انتشار کتاب (Team Topologies (IT Revolution در سال 2019  بسیار مورد توجه قرار گرفته است و به یکی از مفاهیم داغ برای گفتگو در محافل مختلف بدل شده است و توسط بسیاری از سازمان‌ها از Docker گرفته تا دولت نروژ، پذیرفته شده است.توپولوژیِ تیم‌ها، ابزاری برای سازمان‌هایی است که قصد دارند تغییرات سریع و مکرر را در برنامه‌های خود ایجاد کرده و جریان سریعی از ارزش‌ها را در کسب و کار خود اعمال کنند. در عمل این جریان سریع اغلب به این معنی است که تیم‌ها کد را به‌صورت روزانه یا چند بار در طول روز در محیط عملیاتی استقرار می‌دهند. توپولوژی‌ تیم‌ها عمدتاً بر جنبه‌های اجتماعیِ معماریِ اجتماعی-فنی تمرکز دارد که از آن به عنوان تفکر اول تیم  (Team-First Thinking) و مرزهای اول تیم (Team-First Boundaries) یاد می‌شود. معماری نرم‌افزار نیز باید توسط الزامات سازمانی برای دستیابی به جریان سریع به سمت این دیدگاه هدایت شود.یکی از مفاهیم اساسیِ معماری در توپولوژی‌های تیمی، جریان ارزش (Value Stream) است. جریانِ ارزش، دنباله‌ای از مراحل است که تیم برای کشف نیازهای برآورده نشده کاربران، طراحی راه‌حل‌ها برای آن نیازها، پیاده‌سازی آن راه حل‌ها در قالب نرم‌افزار و ارائه آن ارزش به مشتریان طی می‌کند. تیمی که مسئول یک جریان ارزش است، تیم همسو با جریان (Stream-aligned Team) نامیده می‌شود. شکل زیر نمای کلی و سطح بالا از یک جریان ارزش را ارائه می‌دهد:نمای سطح بالا از جریان ارزشدستیابی به جریانی سریع، نیازمند این است که معماری به گونه‌ای باشد که جریان‌های ارزش از هم مستقل باشند. این بدان معناست که تیم، در  تصمیم‌گیری در مورد جریان ارزش خود بیشترین اختیار را دارد. مثلا تیم می‌تواند تصمیم بگیرد چه چیزی بسازد، چگونه آن را ساخته و سپس به کار گیرد. این نکته اشاره به این مسئله دارد که شما آن را می‌سازید و شما آن را اجرا می‌کنید ( You Build It, You Run It). برای اینکه این مدل به درستی کار کند، تیم‌ها باید مالک نرم‌افزار برای جریان ارزش خود باشند. تیم‌ها روی انتشار نرم‌افزار خود نیز باید کنترل داشته باشند و برای این کار به سایرین وابسته نباشند. در این روش به جای اینکه تیم‌ها را با ویژگی‌ها و الزامات مربوط به پیاده‌سازی بسنجیم آن‌ها را  بر اساس نتایج تجاری، مانند OKRها سنجش خواهیم کرد. یک ضدالگوی معروف در این کار که بعضا تیم‌ها به سمت آن میل پیدا می‌کنند، Feature Factory است.حال که دریافتیم باید جریان‌هایی از ارزش‌های‌ مستقل داشته باشیم که مالک آن‌ها، تیم‌های مستقل است، مهم است که بتوانیم این جریان‌های ارزش را شناسایی کنیم. تصویر بعد، نحوه‌ی شناسایی جریان‌های ارزش مستقل را نشان می‌دهد. ابتدا کار خود را با شناسایی زیردامنه‌های تجاری (Business Subdomains، معروف به زیر دامنه‌های کسب‌وکار، مناطقی از کسب‌وکار که به اندازه کافی کوچک هستند تا یک تیم واحد داشته باشد) که قرار است در آن سازمان جریان ارزش ایجاد کند، شروع می‌کنیم. مواردی که شناسایی کردیم را جریان‌های ارزش کاندید (Candidate Value Streams) می‌نامیم. سپس جریان‌های ارزش کاندید از سه دیدگاه مختلف یعنی استراتژیک، سازمانی و فناوری ارزیابی می‌شوند. اگر این دیدگاه‌ها با موفقیت تأیید شوند، جریان ارزش به عنوان یک جریان ارزش هدف در نظر گرفته می‌شود، به این معنی که اطمینان کافی وجود دارد که یک جریان ارزش مستقل خواهد بود و نوسازی آن می‌تواند آغاز شود. در طول این فرایند، احتمالاً اصلاحات زیادی وجود دارد. اغلب، مسائل و مشکلات عمیقی ممکن است ظاهر شوند. مسائلی مانند عدم همسوییِ استراتژیک بین سهامداران یا مسائل و مدل‌های تامین مالی. این مسائل باید قبل از ایجاد تغییرات ساختاری مورد توجه قرار گیرند. این کار یک فرایند یا چک لیست ساده نخواهد بود که خیلی راحت و بدون دردسر از بالا تا پایین تیک بزنیم و به پایان آن برسیم.از جریان ارزش کاندید به جریان ارزش هدف3. معماری، همسو با دامنه تجاری:ممکن است در سطح کد، معماری نرم‌افزار جدا شده باشد اما وابستگی‌هایی بین جریان‌های ارزش به دلیل وابستگی در ایجاد تغییرات وجود داشته باشد. این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که دو بخش از سیستم مجبور باشند به‌طور هم‌زمان تغییر کنند در حالیکه بخشی از یک منبع کد نیستند. این نوع وابستگی‌ها را وابستگی‌های منطقی می‌نامیم. همان‌طور که در تصویر بعد مشاهده می‌کنید، وابستگی‌های منطقی مشکل‌ساز هستند، زیرا استقلال یک جریان ارزش را کاهش می‌دهند. در وابستگی منطقی، تیم‌های مختلف که مسئول جریان‌های ارزش متفاوت هستند باید فرایند کار و استقرار خود با هم هماهنگ کنند. این نیاز به هماهنگی به‌طور بالقوه حتی منجر به گلوگاه‌هایی می‌شود که در آن یک یا چند تیم برای انجام کارهای خود به خاطر تیمی دیگر متوقف می‌شوند.تغییرات وابسته در تیم‌های مجزا به دلیل وابستگی منتطقیبرای به حداقل رساندن تغییراتِ وابسته، مهم است که دامنه کسب‌وکار را ترسیم کرده و به دقت تجزیه و تحلیل کنید تا دریابید  وقتی ویژگی‌های جدیدی به سیستم اضافه می‌شود کدام مفاهیم دامنه با هم تغییر می‌کنند. مفاهیمی که با هم تغییر می‌کنند را می‌توان در زیر دامنه‌های یکسان سازماندهی کرد و جریان‌های ارزشی را می‌توان برای هر زیردامنه ایجاد کرد که حاوی یک منبع کد هماهنگ شده با زیردامنه باشد. در نتیجه، جریان‌های ارزش، مستقل خواهند بود و تیم‌ها می‌توانند هر مرحله از جریان ارزش خود را، از کشف تا استقرار، بدون نیاز به هماهنگی با سایر تیم‌ها طی کنند.یکی از مؤثرترین راه‌ها برای ترسیمِ دامنه‌ی تجاری و شناساییِ زیر دامنه‌های آن، تکنیکی به نام Event Storming است. Event Storming یک تکنیک است که در آن افرادی که درگیر ساختِ یک محصول هستند، از گروه‌های متنوعی مانند مهندسان نرم‌افزار، مدیران محصول، طراحان UX، متخصصان QA، و ... گرد هم می‌آیند و به‌طور گروهی نقشه‌برداریِ بخشی از کسب‌وکار را با استفاده از رویدادهای دامنه (Domain Event) در طول یک بازه زمانی انجام می‌دهند. پس از اینکه گروه بازه زمانی را با رویدادهای دامنه ترسیم کرد، رویدادها را می‌توان به زیر دامنه‌ها تقسیم کرد.باید اذعان کنیم که هرگز نمی‌توان تغییرات وابسته را کاملا حذف کرد. برخی از پیوندهای منطقی بین جریان‌های ارزش همیشه وجود خواهد داشت. سرمایه‌گذاری در زیر دامنه‌هایی که به خوبی طراحی شده‌اند، کلیدی برای جلوگیری از وابستگی غیرضروری در تغییرات است. باید دقت کنیم که اگر هنگام تشخیص زیردامنه‌ها کم دقتی کنیم، ممکن است به راحتی مرزهای دامنه‌ای ایجاد شود که به خوبی تعریف نشده‌اند.4. مدل‌های عملیاتیِ محصول‌محور:معماری مدرن برای توانمندسازی مدل‌های عملیاتی مدرن ضروری است. در گذشته، نرم‌افزار به‌صورت پروژه‌محور ساخته می‌شد. در آن روش، تیم محدوده‌ای از پیش تعیین‌شده در بازه زمانی معلوم شده از قبل و در چارچوب بودجه محدود ارائه می‌کرد. امروزه، سازمان‌ها به سمت مدل‌های عملیاتی و محصول‌محور حرکت می‌کنند که در آن تیم‌هایِ توانمندِ محصول، حولِ نتایج کسب‌وکار متمرکز می‌شوند، به مشتریان نزدیک‌تر می‌شوند و تصمیمات خود را برای محصول می‌گیرند. کارشناسان مدیریت محصول مانند Teresa Torres، Melissa Perri و Marty Cagan بر این عقدیه هستند که تیم‌ها باید به‌صورت منظم مثلا هر هفته با مشتریان خود صحبت کنند.تیم‌های مدرن، عمری طولانی دارند و به‌طور مستمر در جست‌وجوی نیازهای برآورده نشده‌ی کاربران خود هستند، نه اینکه در پایان پروژه از هم جدا شوند. با این روش نه تنها تیم‌ها برای اکتشافات خود و همکاریِ نزدیک با مشتریان توانمند می‌شوند، بلکه آنها به کار پایدار نیز تشویق می‌شوند. آنها به‌طور نامحدود از کدهای خود پشتیبانی می‌کنند و بنابراین می‌خواهند آن را سالم نگه دارند تا به راحتی تکامل یافته و پشتیبانیِ ویژگی‌های موجود و تولید ویژگی‌های جدید در آن آسان باشد.حرکت به سمت مدل عملیاتیِ محصول‌محور ابتدا با تعریفِ واضح محصولات سازمان آغاز می‌شود و سپس با نحوه‌ی مواجهه با مشتری و تیم‌های داخلی، همراه با نتایجِ کسب‌وکار و مشتری‌ای که هر محصول به آن کمک می‌کند، ادامه می‌یابد. این کار به‌عنوان طبقه‌بندی محصول (Product Taxonomy) شناخته می‌شود و پایه و اساس ساختار سازمانی و معماری نرم‌افزار است. تمام جریان‌های ارزشی که به یک محصول معین کمک می‌کند، با ستاره شمالی (North Star) محصول همسو خواهند شد و همان‌طور که در تصویر زیر نشان داده شده است، به رهبران محصول و فناوری اطلاعاتی ارزشمند می‌دهد.استفاده از طبقه‌بندی محصول برای نقشه‌برداری از محصولات، نتایج، معماری، ساختار سازمان و محدوده مسئولیت‌پذیریطبقه‌بندیِ محصول، به‌عنوان چشم‌اندازی از هدفی که سازمان در تلاش است به آن برسد، عمل می‌کند. این یک راه عالی برای برجسته کردن بخش‌هایی است که بیشترین عدم تطابق بین ساختارهای فعلی و ایده‌آل وجود دارد. این کار آشکار می‌سازد که مدرن‌سازی در کجا بیشترین سود را خواهد داشت. تصویر بعدی، سناریوی مشترکی را نشان می‌دهد که هر جریان مدرن‌سازی احتمالاً با آن مواجه می‌شود: مرزهای دامنه برای جریان‌های ارزش هدف، کاملاً با سیستم‌های فناوری اطلاعات موجود ناهمسو هستند و برای همسویی مجدد نیاز به سرمایه‌گذاری بزرگ برای نوسازی دارند.استفاده از طبقه‌بندی محصول برای برجسته کردن عدم تطابق بین ساختار فعلی و ایده‌آلمدرن و نوسازی معماری نه تنها فرصتی برای حرکت به سمت یک مدل عملیاتی محصول‌محور است، بلکه فرصتی هم برای بهبود محصولات است. نوسازی فقط به معنای بازسازی سیستم قدیمی با فناوری‌ها و الگوهای جدید در عین حفظ همان ویژگی‌ها نیست، بلکه مدرن‌سازی، مدرن کردنِ محصول، دامنه، فرایندهای کسب‌و کار و نحوه ایجاد محصولات توسط سازمان نیز هست.5. محدوده‌های معماری:در سازمان‌های بزرگ‌ با محصولات زیاد و هزاران کارمند، برای مقابله با سطوح بالاتر پیچیدگی، باید به معماری در حوزه‌های مختلف فکر کرد. یکی از ویژگی‌های مهم دامنه‌ها این است که برای وضوح هنگام تصمیم‌گیری ضروری هستند. همه باید محدوده‌ای که در آن کار می‌کنند را درک کنند. به عنوان مثال، تصمیمات معماری، مانند انتخاب فناوری، در چه سطحی باید اعمال شوند؟ آیا هر تیمی باید استقلال کامل برای استفاده از هر فناوری داشته باشد، آیا باید گروه‌هایی از تیم‌های مرتبط را ملزم به استفاده از فناوری‌ها مشابهی کرد، یا باید انتخاب‌های فناوری در سطح سازمانی استاندارد شود؟در این نوشته از اصطلاحات محدوده 1، 2 و 3 همان‌طور که در تصویر نشان داده شده است، استفاده می‌کنم. دامنه 1 (معروف به زیر دامنه) دامنه‌ای است که به اندازه کافی کوچک و در اختیار تیمی واحد است. بنابراین توسط یک جریان ارزش واحد سرویس‌دهی می‌شود. دامنه 2 با گروهی از حوزه‌های 1 مرتبط است و دامنه 3 با گروهی از دامنه‌های حوزه 2 مرتبط هستند. سازمان‌های بزرگ‌تر ممکن است دامنه‌های بیشتری داشته باشند. دقت کنید که شما مجبور نیستید از این اصطلاحات در سازمان خود استفاده کنید و این فرایند می‌تواند با هر اصطلاحی که درشرکت شما استفاده می‌شود، سازگار شود. اما این مهم است که مشخص کنید در هر زمان در چه حوزه‌ای کار می‌کنید.محدوده معماریهنگام کار در محدوده 2 و بالاتر، به دلیل پیچیدگیِ تیم‌هایِ متعدد، پاسخ به بسیاری از سوالات معماری دشوار است: جریان‌های ارزش چگونه باید گروه‌بندی شوند؟ هر گروه چقدر باید استقلال داشته باشد؟ آیا تکرار زیاد است؟ کجا باید خدمات مشترکی ساخته شود که توسط جریان‌های ارزشِ چندگانه استفاده می‌شود؟ طبقه‌بندی محصول، همچنین می‌تواند با تعریف سطوح طبقه‌بندی بالاتر مانند گروه‌های محصول و سبد محصولات همسو با نتایج کسب‌وکار که برای هر سطح بهینه شده‌اند، برای پاسخ به این سؤالات کمک کند. با این حال، شناسایی اهداف استراتژیک روشن در هر سطح همیشه ساده نیست، به‌ویژه برای سازمان‌هایی که در حال گذار از یک مدل عملیاتی پروژه‌محور هستند. در قسمت‌های بعد نشان خواهیم داد که چگونه Wardley Mapping که یک تکنیک نقشه‌برداریِ استراتژی است، برای چنین سناریوهایی عالی عمل می‌کند. می‌توان از آن برای ترسیم چشم‌اندازِ کسب‌وکار در هر حوزه‌ای استفاده کرد.همچنین می‌توان به شناسایی حوزه‌هایی که بیشترین شانس را برای مزیت رقابتی محصولات ارائه می‌کنند و متعاقباً همسویی با نتایج کلیدی دارند، کمک کند.6. پلتفرم‌های توسعه‌دهنده داخلی:مرزهای دامنه‌ی خوب، وابستگی در تغییر را کاهش می‌دهد و منبع کد جدا شده، تیم‌ها را قادر می‌سازد تا تغییرات کد را بدون وابستگی و اصطکاک انجام دهند. با این حال، یک جنبه‌ی حیاتی دیگر وجود دارد که برای استخراج ارزش از یک معماری مدرن و فعال کردن جریان سریع تغییرات ضروری است: توانایی تیم‌ها برای تغییر آسان و سریع کدشان و استقرار و پشتیبانی از آن در محیط عملیاتی. اینجاست که پلتفرم‌های توسعه‌دهنده داخلی (Internal Developer Platforms یا IDP) وارد فرایند مدرن‌سازی معماری می‌شوند.در اصطلاحات توپولوژی تیم، هدف یک پلتفرم، کاهش بار شناختی، ظرفیت شناختی جمعی و تیم‌های همسو با جریان است. یک IDP ابزارهایی را در اختیار تیم قرار می‌دهد که تیم‌ها برای ایجاد، توسعه و پشتیبانی از برنامه‌های خود به آن‌ها نیاز دارند. یک IDP خوب این قابلیت‌ها را از طریق یک تجربه توسعه‌دهنده خاص(Developer Experience یا DX) به نمایش می‌گذارد، به این معنی که استفاده از پلتفرم به دلیل مستند بودن و سلف‌سرویس بودن آن، آسان است. وقتی تیم‌ها می‌خواهند برنامه‌های جدید ایجاد کنند یا کدی را مستقر کنند، فرایند باید یکپارچه و ساده باشد و نیازی به برقراری ارتباط با  تیم پلتفرم یا هر تیم دیگری وجود نداشته باشد. این فرایند ارائه‌ی قابلیت‌های مورد نیاز تیم‌ها و یک DX خوش‌تعریف و خوب، اغلب به عنوان جاده سنگ‌فرش (Paved Road) یا مسیر طلایی (Golden Path) شناخته می‌شود.امروزه معیارهای ارزیابی برای IDP بسیار بالا تعیین شده است. IDPهای استاندارد طلایی، تیم‌ها را قادر می‌سازند تا برنامه‌های جدید ایجاد کنند و آنها را در یک محیط تولیدی تنها در چند ساعت یا کمتر مستقر کنند. علاوه بر این پلتفرم‌ها، معیارها، نظارت، ثبت گزارش، خطوط لوله استقرار و سایر ابزارهای مورد نیاز را برای این برنامه‌ها را فراهم می‌کنند تا تیم‌ها بتوانند مدل عملیاتی You Build It, You Run It را بدون غرق شدن در زیرساخت‌هایی که جریان ارزش در محصول اصلی آنها را کاهش می‌دهد، اتخاذ کنند. 7. مدرن‌سازی معماری سفری در یک مسیر است نه مقصد:برای بسیاری از سازمان‌ها، تغییر از معماری قدیمی به مدرن چندین سال طول می‌کشد. هیچ راه‌حل سریعی برای سیستم‌هایی که طی سال‌ها یا دهه‌ها دچار افت شده‌اند، وجود ندارد. اما این بدان معنا نیست که باید سال‌ها طول بکشد تا مدرنیزاسیون شروع به ارائه ارزش کند. به‌جای تلقی مدرن‌سازی به‌عنوان پروژه‌ای که در آن معماری مثل یک هدف از ابتدا تعریف شده، سپس یک طرح دقیق برای انتقال از وضعیت فعلی به حالت هدف ایجاد می‌شود، استعاره سفر مناسب‌تر است. در این استعاره نیز اهداف و چشم‌انداز ایجاد می‌شود، اما وقتی گامی به جلو برمی‌داریم، با ظهور بینش‌های جدید امکان تصحیح فرایند وجود دارد. با این رویکرد، معمولاً در عرض 3 تا 6 ماه، ارزش‌هایی تحویل می‌شوند. ارزش یک کلمه کلیدی است. زیرا هر مرحله در سفر مدرن‌سازی باید همیشه بر اساس ارزش تجاری و مشتری باشد. ارتباط برقرار کردن بین تصمیمات معماری و  کسب‌وکار و استراتژی محصول یک ضرورت است. همان‌طور که گفته شد، تکنیک‌هایی مانند Wardley Mapping به این امر کمک می‌کند.با استفاده از استعاره سفر، نوسازیِ معماری، جریان‌های متعددی از فعالیت‌ها است. از جمله کشف فرصت‌های نوسازی جدید، طراحی معماری مدرن، ارائه نوسازی و یادگیری و ارتقا در سازمان. همان‌طور که در تصویر نشان داده شده است، فعالیت می‌تواند در هر جریان به‌طور همزمان در حوزه‌های مختلف اتفاق بیفتد. بعضی از قسمت‌های یک معماری را می‌توان قبل از شروع کشف در قسمتی دیگر مدرن کرد و به حلقه‌های بازخورد اجازه ظهور داد.مدرن‌سازی معماری به‌عنوان جریان‌های متعدد فعالیت‌های وابسته به هم که با ارتقای مهارت‌های مداوم پشتیبانی می‌شوند، نه مراحل مجزا.از آنجایی که مدرنیزاسیون، بسیاری از جنبه‌های مدل کسب‌وکار و عملیات را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یادگیری و ارتقاء مهارت‌ها دو جنبه کلیدی هستند که از نظر اهمیت با سایر مسیرهای موجود در تصویر برابری می‌کنند. اینکه از کارکنان انتظار داشته باشیم سیستمی را با موفقیت مدرن‌سازی کنند، در حالی که سال‌هاست در یک طرز فکر معمولی کار می‌کنند، کاملا غیر واقع‌گرایانه است. علاوه بر این، معماری هرگز ثابت نیست و به‌طور مداوم با تغییر استراتژی و زمینه‌های کاری تکامل خواهد یافت. یادگیری و ارتقاء مهارت به این معنی است که همه تیم‌ها تکنیک‌هایی مانند EventStorming و مفاهیمی مانند Team Topologies را درک می‌کنند تا بتوانند به‌طور مداوم محل‌های پیشرفت‌ را شناسایی کرده و ارائه دهند.یکی از خطرات اصلی در هر سفر مدرنیزه شدن، تمام شدن انگیزه و بازگشت به کارهای معمولی و عادت‌های قدیمی است. برای حفظ شتاب بالا، باید یک تیم توانمندسازیِ مدرنیزاسیونِ معماری ( Architecture Modernization Enabling Team یا AMET) ایجاد شود. این تیم هدفش این است که با همکاری و رهبری اولویت‌های استراتژیک را تعیین کرده و از طرق مختلف از تیم‌ها در این سفر حمایت کنند. مثلا اگر تیمی با Event storming آشنا نیست مدتی به عنوان تسهیل‌گر در کارگاه‌های Event Storming حضور یابند. اگر تیمی مشکلی با تکنولوژی‌ها و معماری‌های مدرن دارد، مدتی به عنوان  مربی‌ توسعه نرم‌افزار در این تیم‌ها حضور یابد. در مجموع با حمایت‌های خود شتاب سفر را بالا نگه دارد. AMET همچنین بر ایجاد شیوه‌های معماری پایدار و پرورش تغییرات پایدار متمرکز است که حتی پس از پایان مدرن‌سازی نیز ادامه می‌یابد.در این نوشته‌ها اصول و تکنیک‌های زیادی برای پیمودن یک سفر مدرن‌سازی ارائه خواهد شد اما  یک راهنمای گام به گام یا یک چارچوب سفت و سخت ارائه نخواهیم کرد. شما همیشه باید به انواع سوالات زیر فکر کنید و در نهایت تصمیم نهایی را خودتان بگیرید:آیا می‌خواهید در سراسر کسب‌و‌کار گسترده‌تر شوید یا در یک منطقه‌ای خاص عمیق‌تر شوید؟آیا می‌خواهید از هم دور شوید و بسیاری از احتمالات را بررسی کنید یا روی یک تصمیم یا راه‌حل خاص همگرا شوید؟آیا می‌خواهید یک قدم کوچک‌تر و ایمن‌تر بردارید که ارزش کمتری ارائه می‌کند، یا یک گام بزرگ‌تر و پرخطرتر که ارزش بیشتری ارائه می‌کند؟چقدر زمان می‌خواهید روی مدرن‌سازی در مقابل ادامه توسعه ویژگی‌های معمولی و رفع اشکال سرمایه‌گذاری کنید؟استراتژی شما چیست؟ کجا باید تمرکز کنید، چقدر باید سرمایه‌گذاری کنید و چه چیزی را باید برون‌سپاری کنید؟مطمئن باشید، تکنیک‌ها و مفاهیم این نوشته مانند Event Storming، Wardley Mapping و Team Topologies امتحان و آزمایش شده است. این تکنیک‌ها شما را در شرایط بسیار خوبی قرار می‌دهند تا به این سوالات پاسخ دهید و در هر مرحله از سفر، تصمیم درستی بگیرید.8. پی‌نوشت:در طی چندین مطلب با مفهمون مدرن‌سازی معماری و تکنیک‌های مرتبط با ان آشنا خواهیم شد. بخش اعظمی از مطالب این نوشته از نوشته‌ها و سخنرانی‌های آقای Nick Tune گرفته شده و بعضا تجارب شخصی و مطالعات جانبی نیز به آن اضافه می‌شود که در این صورت منابع دیگر نیز معرفی خواهند شد.سال 1401 در روزهای ابتدایی سال نیت کردم که بیشتر بنویسم. و این نیت را به‌صورت عمومی بیان کردم. نتیجه این شد که سال گذشته هیچ مطلبی ننوشتم که البته دلایل زیادی داشت و عبور می‌کنم. به هر حال امیدوارم امسال بتوانم این مجموعه نوشته‌ها را تکمیل کنم و سال خوبی هم پیش روی همگی ما باشد.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>علیرضا ارومند</author>
                <pubDate>Sun, 30 Apr 2023 19:12:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کامپایلر جدید پایتون: Codon هم‌پای ++C/C</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-codon-%D9%87%D9%85-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-cc-zhvl1vq9oyld</link>
                <description>علی‌رغم اینکه زبان پایتون در میان محبوب‌ترین زبان‌­های برنامه­‌نویسی قرار دارد، اما از دیدگاه سرعت همچنان دچار نقصان است. پایتون از دیدگاه‌­های کیفی همانند خوانایی، یادگیری آسان، اکوسیستم در حال رشد بین کاربران و ابزارهای متنوعی که در اختیار می­‌گذارد، در میان محیط­‌های آکادمیک و کسب‌وکار محبوبیت بالایی را کسب کرده است، اما دستیابی به بازده بالاتر جزو بهبودهایی است که از چالش­‌های پیش روی کاربران این زبان است.محققان کامپیوتر دانشگاه MIT، معتقدند که راهی برای فایق آمدن به این مشکل یافته­‌اند: تولید زبانی با سهولت زبان­‌های سطح بالا و سرعت زبان­‌های سطح پایین. آن­ها با توسعه یک کامپایلر زبان پایتون، به نام Codon، موفق به ترجمه کدهای این زبان به زبان ماشین، بدون افت کارآیی در زمان اجرا شده­‌اند. بنا به ادعای تیم Codon، «بهبود سرعت معمول در اجرای Single Thread بین 10 تا 100 برابر است. بازده Codon از این نظر معادل (و گاهی بهتر از) زبان­های C یا ++C خواهد بود.»این پروژه در حال حاضر از نقاط ضعفی رنج می‌­برد؛ زبان پایتون هنوز به‌طور کامل پیاده­‌سازی نشده است. در کنار این­که برخی ماژول­‌های این زبان به Codon منتقل نشده، پیاده‌سازی بعضی قابلیت­‌ها نیز همانند Dynamic Typing و Runtime Reflection، که تحلیل کد را نیز پیچیده می‌کند، در دستور کار قرار نگرفته است. در عوض استفاده از Static Typing به همراه نوآوری­‌های دیگر، کامپایلر را قادر به تولید کد ماشین بهینه­‌تر و سریع­تر کرده است.پروژه Codon در ابتدا به عنوان یک Framework تک منظوره با بازده بالا روی زبان پایتون متولد شد. زبان­‌های تک منظوره، برخلاف زبان‌های چند منظوره همانند C و پایتون، برای یک کار خاص طراحی می­‌شوند. (از زبان­‌های SQL و CSS می­‌توان به عنوان مثال­‌هایی از زبان­‌های تک منظوره نام برد.) Codon از زبان Seq، که زبانی تک منظوره برای ژنتیک و بیوانفورماتیک است، الهام گرفت و به زبانی بسیار شبیه به پایتون 3 تبدیل شد.سازندگان Codon در مقاله معرفی این محصول نوشته‌اند: «برخلاف دیگر پیاده‌سازی­‌های مبتنی بر کارآیی پایتون، مانند PyPy و Numba، کامپایلر Codon به عنوان سیستمی مستقل توسعه داده شد. خروجی این کامپایلر به صورت Static تولید شده و برخلاف CPython و RPython، در زمان اجرا به Python Runtime نیازی ندارد. در نتیجه، Codon بازده بالاتری را ارایه کرده و درگیر مشکلاتی همچون Global Interpreter Lock(GIL) نخواهد بود.»با اینکه طراحان Codon از قابلیت­‌های آن به عنوان یک زبان تک منظوره در حوزه­‌های فشرده‌سازی داده­‌ها، بیوانفورماتیک و برنامه‌نویسی موازی تعریف کرده و به آن می­‌بالند، اما باید توجه داشت که دیگر برنامه­‌های تحت پایتون نیز از بهبودهای Codon بهره خواهند برد. از سوی دیگر، استفاده از کتابخانه­‌های خارجی، همانند Django و DocUtils نیازمندCPython خواهد بود که محدودیت در بازده اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این تفاوت به حدی چشمگیر است که در Codon Forum، برنامه­‌نویسان اذعان دارند که محاسبه سری فیبوناچی تحت Codon، تا 70 برابر سریع­تر از نسخه CPython بوده است.استاد دانشگاه MIT و محقق ارشد CSAIL، سامان آماراسینگ، در مصاحبه­ خود در MIT News تصریح کرده است که پایتون بیشتر توسط متخصصان حوزه­‌های مختلف به کار گرفته می‌­شود و نه برنامه‌­نویسان حرفه­‌ای! قدر مسلم، هدف این متخصصان بهبود سرعت و کارآیی برنامه‌­ها نیست.حال، با کمک Codon، به جای اینکه کل کد مجدد به زبان C نوشته، یا از کتابخانه­‌های مبتنی بر C در پایتون (همانند Numpy) استفاده شود، Codon همان پیاده‌­سازی به زبان پایتون را با بازده و سرعت اجرای C به شما خواهد داد. بنابراین، معتقد هستم Codon ساده­‌ترین مسیر برای برنامه­‌های پایتون است که دست به گریبان مشکلات کارآیی و بازده هستند.در حال حاضر، Codon جای خود را در حوزه‌­های مالی، بیوانفورماتیک و یادگیری عمیق باز کرده و انتظار می­‌رود در ماه­‌های آینده بسیاری از قابلیت­‌های پایتون توسط برنامه­‌نویسان Codon برای این زبان پیاده‌سازی شود.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>سهیل کیا</author>
                <pubDate>Tue, 18 Apr 2023 19:04:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت هوش مالی در کسب‌وکار</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-tjtwpmvpylwv</link>
                <description>پیتر دراکر در کتاب «روش مدیریت» مزایای هوش مالی را اینگونه توصیف می‌کند: «اگر همه افراد معنی اعداد و اهداف کلی سازمان را بدانند در نتیجه به‌گونه‌ای عمل خواهند کرد که منجر به بهبود وضعیت مالی و اتخاذ تصمیم‌های تجاری بهتر خواهد شد.»هوش مالی برای بقای همه افراد بسیار حیاتی است، به‌ویژه در این عصر مخرب! بارها این عبارت را را می‌شنویم اما به نظر می‌رسد بسیاری از مردم معنی آن را نمی‌دانند. جهل ما منجر می‌شود انسان را از به دست آوردن دانش مورد نیاز در مورد آن باز دارد. به طور معمول اکثر افراد با خرج کردن پول کاملا آشنا هستند، بنابراین مسائل مربوط به پول برای همه افراد، خانواده‌ها و مشاغل (بزرگ یا کوچک) از اهمیت مهمی برخوردار خواهد بود.هوش مالی در تمام زمینه‌های کسب‌و‌کار مورد نیاز است. اکثر تصمیمات اتخاذ شده توسط مدیران در واقع تصمیمات مالی هستند. مدیر فروش باید در مورد مسائل مالی آگاهی داشته باشد تا بتواند در مورد تخفیف‌ها، شرایط اعتبار و غیره تصمیم‌گیری کند. تصمیم‌گیری در مورد سطوح موجودی که باید توسط مدیر فروشگاه حفظ شود، یک تصمیم مالی است. مدیر بازاریابی برای تصمیم‌گیری در مورد کمپین‌های بازاریابی باید از سودآوری محصول اطلاع داشته باشد. تصمیم‌گیری منابع انسانی در مورد نوع افراد برای استخدام بر اساس اولویت‌های تجاری نیز یک تصمیم مالی است.با همین مقدمه به تشریح اهمیت هوش مالی در کسب‌وکار خواهیم پرداخت.هوش مالی در کسب‌وکاردر دنیای مدرن، تجارت جهانی و رقابتی برای شرکت‌ها بسیار مهم است که از موفقیت مالی برخوردار شوند. این موفقیت مالی را می‌توان از طریق نظم مالی، تعیین هدف و بررسی‌های دوره‌ای به دست آورد. شرکت‌هایی که از موفقیت مالی برخوردار بوده‌اند، مشاهده می‌شود که اعتماد در میان کارکنان افزایش یافته است.هوش مالی ترکیبی از هنر و همچنین علم است. اطلاعات مالی در مورد توانمندسازی کارکنان با دانش پایه مالی صحبت می‌کند تا بتوانند تصمیم درست در کسب‌وکار بگیرند. هوش مالی مجموعه مهارتی است که هر مدیر ارشد باید داشته باشد. اطلاعات مالی به سوال درست کارمندان برای تصمیم گیری تجاری کمک می‌کند.«هوش مالی برای کسب‌وکار، درک چگونگی اندازه‌گیری موفقیت مالی و تأثیر آن بر عملکرد شرکت است»اجزای هوش مالی در کسب‌و‌کارهوش مالی مجموعه مهارتی است که از چهار شایستگی زیر تشکیل شده است. درک مبانی، درک هنر، درک تحلیل و درک تصویر بزرگ. برای موفقیت کامل هوش مالی، تمام چهار شایستگی باید به کار گرفته و اجرا شوند. دانش مالی زبان تجاری است که در همه سازمان‌ها به رسمیت شناخته شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین، مخرج مشترکی است که همه سازمان‌ها بر اساس آن اندازه‌گیری می‌شوند.درک مبانیسازمان باید مبنایی قوی برای مدیران غیرمالی خود بنا کند تا مفهوم مالی را درک کنند. این بنیاد نیاز به درک اساسی از صورت سود و زیان، جریان نقدی و ترازنامه دارد. مدیران غیر مالی نباید هنگام ارائه مجموعه‌ای از اعداد گیج شوند. هدف از هوش مالی این است که اطمینان حاصل شود که وقتی اعدادی به مدیران غیرمالی ارائه می‌شود، باید به اندازه کافی صلاحیت داشته باشند تا از آنها به‌صورت منطقی در کسب‌وکار استفاده کنند.درک هنرامور مالی و همچنین حسابداری، علم و هنر محسوب می‌شود. هر دو رشته سعی می‌کنند آنچه را که همیشه نمی‌توان به‌عنوان اعداد نشان داد، کمی کنند. این کمی‌سازی مفهوم مبتنی بر قواعد، مفروضات و اصول است. مدیران غیرمالی باید بتوانند این هنر/علم را در سناریوها به کار ببرند و از آن‌ها منطق مالی بسازند. با انجام این کار، آن‌ها برای هر سناریو چالش‌برانگیز آماده می‌شوند.درک تحلیلهنگامی که یک ایده مرتبط با امور مالی فرمول‌سازی و سپس تصویرسازی می‌شود، اعداد ارائه شده به مدیران غیرمالی را می‌توان بهتر درک کرد، سوالات درستی پرسید و تجزیه و تحلیل بیشتری در مورد آن انجام داد. هوش مالی، مدیران را مجهز می‌کند تا تحلیل‌های مختلف را درک کنند. این درک جدید به آن‌ها کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه و حساب‌شده‌ای بگیرند.درک تصویر بزرگمشاهده شده است که اعداد مالی به تنهایی داستان کاملی را در مورد آنچه در سازمان اتفاق می‌افتد بیان نمی‌کند. یک نتیجه یا تجزیه و تحلیل مالی باید از سطح بالا یا دیدگاه وسیع‌تر درک شود و همچنین باید با توجه به محیط کلان که شرکت تحت آن فعالیت می‌کند، تجزیه و تحلیل شود. تصمیم‌گیرندگان باید بتوانند معنی اعداد را در شرایط اقتصادی، رقبا، مقررات حاکمیتی و نیازهای متغیر مشتریان درک کنند.جمع‌بندیامروزه دانش مالی مهم‌ترین ثروتی است که افراد می‌تواند داشته باشند. هوش مالی بیشتر به افراد کمک می‌کند تا به آگاهی بهتری در استفاده از پول و اتخاذ تصمیمات اثر‌گذار هم در زندگی فردی و هم در کسب‌و‌کار داشته‌باشند. این درک  بهتر کمک می‌کند که بدانند در جست‌وجوی چه چیزی هستند، سازمان در تلاش برای دستیابی به چه چیزی است و چگونه بر نتایج تاثیر می‌گذارند. بنابراین، اعتماد افزایش می‌یابد و منجر به بهبود نتایج مالی می‌شود.درک مفاهیم مالی و صلاحیت هوش مالی اولین گام در دستیابی به دانش مالی گسترده‌تر است. سازمان باید مدیران و افراد تاثیرگذار را آماده کند تا فراتر از اعداد مالی با نگاهی تحلیلی نگاه کنند و تصمیمات آگاهانه بگیرند.منبع:www.managementstudyguide.com</description>
                <category>داتین</category>
                <author>مهسا مصطفی زاده</author>
                <pubDate>Mon, 17 Apr 2023 13:55:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جداول بلاکچین در پایگاه داده Oracle</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-oracle-y4snlshiopaz</link>
                <description>ظهور فناوری‌های نوین در چند سال گذشته، افقی تازه را برابر کسب‌وکارها نمایان ساخته است. شرکت‌­های استارت‌آپی و برخی شرکت­‌های بزرگ نیز با شناسایی این بازارهای نوظهور و به‌کارگیری مفاهیمی چون رایانش ابری، یادگیری عمیق و یادگیری ماشین، فن­آوری بلاکچین و اینترنت اشیا، پاسخگوی نیازهای کاربران در حوزه‌های مختلف هستند. از سوی دیگر، همزمان با افزایش نیاز بازار، ارائه‌دهندگان زیرساخت‌­های محاسباتی، پشتیبانی از این فناوری‌ها را در دستور کار خود قرار داده‌­اند.شرکت Oracle نیز با این دیدگاه، پیاده‌سازی قابلیت­‌های متعددی همچون Multitenant، Sharding، Native JSON، Auto ML، Blockchain Tables و ... را درون پایگاه داده خود، در دستور کار قرار داد. در این مقاله، نگاهی کوتاه داریم به Blockchain Tables در پایگاه داده Oracle.ظهور بلاکچینیکی از سوالات بی‌­پاسخ دنیای محاسبات، یافتن راهکاریی برای جلوگیری از تغییر مستندات در طول زمان بود. بدین منظور، مستندات نباید پس از تولید به هیچ عنوان قابلیت تغییر داشته باشند تا بتوان به آن‌­ها در طول زمان استناد کرد.در سال ۱۹۹۱، هابر و استورنتا به دنبال یافتن راهکاری محاسباتی برای این مشکل، روشی بر پایه رمزنگاری ارائه دادند که از دید محاسباتی نیز قابل پیاده‌سازی باشد. در این مدل، هر مقدار داده‌­ای به همراه مقدار Hash آن در یک بلاک ذخیره شده و برای اضافه کردن یک داده جدید در یک بلاک، آدرس بلاک قبلی و Hash آن نیز در بلاک جدید اضافه می‌­شود. در این صورت، تغییر در یک بلاک باعث می‌­شود Hash آن نیز تغییر کرده و در نتیجه بلاک‌­های بعدی نیز بی‌اعتبار شوند. به این زنجیره (Chain) تشکیل شده از بلاک‌­ها، نام بلاکچین اطلاق شد. به فایلی (مجموعه‌­ای) که داده‌ها در آن ذخیره می‌­شود و همواره در حال رشد است نیز Ledger گفته می‌­شود. یک بلاکچین، مانا، امن، غیرقابل تغییر و دارای ترتیب زمانی است.در ۲۰۰۸، ساتوشی ناکاموتو با تبیین بلاکچین توزیع شده و استفاده از آن برای نگهداری رکورد تراکنش‌­ها، مفهوم پولی جدیدی که وابسته به یک نهاد مرکزی (همچون بانک‌های مرکزی) نباشد را معرفی و نام آن را Bitcoin گذاشت. با معرفی Bitcoin، موج جدیدی برای استفاده از فن‌آوری بلاکچین شکل گرفت.Oracle Blockchain Tablesهمگرایی در فناوری، امری اجتناب‌ناپذیر است. از این رو، معرفی Oracle Blockchain Tables در پایگاه داده این شرکت، چندان تعجب برانگیز نیست. Blockchain Table به کاربر اجازه می‌دهد که جدولی داشته باشد تا داده‌­ها تنها قابلیت اضافه شدن داشته باشند، داده‌­ها نه قابل تغییر هستند و نه پاک شدن. همچنین انجام عملیاتی چون تغییر ستون­‌ها، حذف پارتیشن‌­ها و ... غیر‌ممکن است (مفهوم Ledger).از سوی دیگر، با نگهداری مقدار Hash سطرهای جدید، در کنار مقدار Hash سطر قبلی، تشکیل زنجیره (Chain) پشتیبانی می‌­شود. امکان دیگر اضافه شده، امضای دیجیتال محتویات سطر به کمک کلید خصوصی کاربر است که به صورت اختیاری در دسترس می‌باشد.جمع‌بندی امکانات فوق نشان می‌­دهد که سازمان‌­های نیازمند به یک  Ledger متمرکز (و نه توزیع شده) می‌­توانند با بهره‌­گیری از این امکان جدید، بدون آنکه برای تایید صحت داده­‌ها نیازمند یکLedger توزیع شده  (و فرا‌ سازمانی) باشند، کسب‌و‌کار خود را بهبود بخشند.هدف اصلی Oracle از معرفی این امکان، مقابله با خطر تقلب کاربران و راهبران سامانه است. شناسایی حملات داخلی سازمان، در در زمره سخت‌ترین مسائل امنیتی قرار دارد. Blockchain Tables با جلوگیری از بازنویسی History، پاک کردن برخی اطلاعات یا رمزنگاری توسط باج افزارها، مکانیزم‌­های مقاوم­تری را برای مقابله با تقلب به دست می‌­دهد. همچنین استفاده از امضای دیجیتال کاربر یا راهبر، از جعل هویت نیز جلوگیری خواهد کرد. نقطه اوج این راهکار، تلفیق Oracle Database Vault و Blockchain Tables جهت مقابله با تقلب راهبران است.با اضافه شدن تمامی این امکانات، Oracle Database از سهولت کاربرد این خصوصیت نیز غافل نبوده و Blockchain Table کاملا با ابزارهای توسعه و زبان‌­های مرسوم همچون SQL، PL/SQL، JDBC و ... سازگار است. به گفته Juan Loaiza، مدیر اجرایی فناوری‌های حیاتی Oracle، هدف از ارائه این قابلیت، ورود بلاکچین به جریان اصلی کسب‌و‌کارها در اینترپرایز با حداقل تغییرات است. بنا به گفته وی، «ما به دنبال حفاظت از داده‌­ها در برابر تغییرات غیرقانونی هستیم. Oracle Blockchain Tables جایگزینی برای امنیت نیست، بلکه اضافه شدن چیزی جدید بر قله آن است».</description>
                <category>داتین</category>
                <author>سهیل کیا</author>
                <pubDate>Sun, 19 Feb 2023 15:40:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مالی، راهکار گذر از روزهای سخت</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-y6n35z6dsd8d</link>
                <description>هوش مالی چیست؟ضریب هوشی مالی به توانایی رشد پول با خرج کردن عاقلانه، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری صحیح اشاره دارد. مفهومی که توسط رابرت کیوساکی در کتاب پرفروش «پدر پولدار، پدر فقیر»، با عنوان بهره هوشی مالی یا هوش مالی رایج شد. این مفهوم همه چیز در مورد استفاده از اطلاعات و خِرد فرد برای انتخاب‌های صحیح در مسیر مدیریت پول را شرح داده است.هسته اصلی مفهوم هوش مالی این درک است که فرد باید تغییرات پایداری در فهم خود از نحوه کارکرد پول ایجاد کند. ما باید درک کنیم که پول به خودی خود چند برابر نمی‌شود و این ما هستیم که تصمیماتی را می‌گیریم که تعیین می‌کند چه اتفاقی برای پول ما بیافتد. تصمیمات هوشمندانه در مورد مدیریت پول همان چیزی است که هوش مالی با آن در ارتباط است و توان تصمیم‌گیری تنها زمانی بهتر می‌شود که ما خود را با دانش کافی در مورد کسب درآمد و بودجه‌بندی توانمند کنیم.ثروتمندشدن در دنیای امروز با پس‌انداز صرف ممکن نیست و فردی به ثروت دست خواهد یافت که هوش مالی خود را پرورش دهد. هوش مالی، اصطلاحی است که به‌تازگی پای خود را در مفاهیم اقتصادی باز کرده و در کنار سایر هوش‌های چندگانه انسان ایستاده است. بر این اساس فرد با راهکارهای افزایش هوش مالی می‌تواند آن را تا حد زیادی افزایش دهد و زندگی خود را متحول کند.بسیاری از افراد، دارایی‌هایی همچون زمین، املاک و مستغلات، سهام و… را به‌عنوان سرمایه در نظر می‌گیرند، درصورتی که امروزه داشتن ذهن ثروت‌ساز به‌عنوان سرمایه مطرح می‌شود. البته هرچند اصطلاح هوش مالی (Financial IQ) چند سالی می‌شود که زیاد به گوش می‌رسد اما همچنان تعریف مشخص و واحدی ندارد و به‌‌طور کلی شیوه‌های کسب درآمد در زمان کم را می‌توان هوش مالی دانست. در واقع به دانش، اطلاعات و توانایی‌های هر فرد در ثروت‌آفرینی، حل مسائل اقتصادی و مدیریت بحران‌های مالی، هوش مالی گفته می‌شود.البته بعضا برداشت درستی از مفهوم هوش مالی نمی‌شود، چراکه برخی گمان می‌کنند فردی که خانه بزرگ، ماشین گران‌قیمت یا در کل ثروت زیادی دارد، از هوش مالی بسیار بالایی نیز برخوردار است، درحالی که این عقیده، اشتباهی بیش نیست. درواقع ثروتمندبودن یک فرد همیشه به معنای بالابودن هوش مالی آن فرد نیست، بلکه استفاده درست از درآمد و دارایی‌ها و برنامه‌ریزی برای رشد آنها از نشانه‌های مهم هوش مالی بالای هر فرد است.راهکارهای افزایش هوش مالی چیست؟هوش مالی چند جنبه مختلف دارد که هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارد و تقویت همه آنها می‌تواند هوش مالی فرد را بالا ببرد. کسب درآمد بیشتر، حفظ و نگهداری از پول، برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی پول، استفاده از پول و پیشرفت در دانش مالی جنبه‌های مختلف هوش مالی محسوب می‌شوند. همچنین یکی از مواردی که درنتیجه هوش مالی ایجاد می‌شود، اقدام برای پس‌انداز و سرمایه‌گذاری است که موجب رشد اقتصادی و افزایش توانمندی مالی افراد جامعه می‌شود. توانگری مالی و افزایش توان اقتصادی، همان دغدغه‌ای است که در فراگیری مالی به عنوان مهم‌ترین استراتژی داتین از ابتدای سال 1400 مطرح بوده است.ویژگی افراد دارای هوش مالی بالاافرادی که از هوش مالی بالایی برخوردارند، معمولا دارای چند ویژگی مشخص هستند که از جمله آنها می‌توان به دارا بودن ایده عملیاتی مشخص، سرمایه‌گذاری و پس‌انداز حداقل ۱۰ درصد از درآمد، مدیریت مخارج و هزینه‌ها، دارابودن برنامه بلندمدت و کوتاه‌مدت، کاهش بدهی‌ها تا حد امکان، مشاوره با متخصصین و کارشناسان و یادگیری مهارت‌ها و راهکارهای نوین در کسب درآمد بیشتر اشاره کرد.افرادی که دارای هوش مالی بالا هستند غالبا می‌دانند در چه زمانی سرمایه‌گذاری کنند و کدام یک از زمینه‌های سرمایه‌گذاری دارای ریسک بالاتری است. آنها دائما در حال یادگیری هستند و هیچ گاه مانع راکدشدن جریان نقدینگی نمی‌شوند. با بهره‌گیری از راهکارهای مدیریت هزینه‌ها، کمتر دچار کسری بودجه شده و هزینه‌هایشان همراه کمتر از درآمدهایشان می‌شود. پس افرادی که دارای سطح هوش مالی پایین‌تری باشند، طبعا خرج‌کردن پول را راحت‌تر از کسب‌کردن آن می‌دانند و به اصطلاحی خرجشان همواره بیش از دخلشان است.راهکارهای افزایش هوش مالی، از تمرکز روی پس‌انداز تا کمک از مشاورانبا توجه به این موضوع که افزایش هوش مالی می‌تواند به تحول زندگی مالی منجر شود و مهارت‌های مرتبط با مسائل اقتصادی قابل یادگیری است، معمولا افراد به دنبال راهکارهایی برای افزایش این آگاهی هستند. ارتقای هوش مالی چند راهکار به ظاهر ساده دارد که ممکن است اجرای آن برای افرادی که مایل به استفاده از این فرایند هستند در ابتدای کار سخت باشد.1- تمرکز روی پس‌اندازمی‌توان گفت بهترین عادت افرادی که هوشی مالی بالایی دارند صرفه‌جویی در پول و مدیریت درآمدهایشان است. با توجه به اینکه میزان درآمد نقشی در نحوه پس‌انداز ندارد، هر فرد باید عادت کند تا هر ماه بخشی از درآمد خود را به شکل پس‌انداز کنار بگذارد. پس‌انداز نه تنها باعث می‌شود فرد محتاطانه هزینه کند، بلکه آمادگی لازم برای بهره‌برداری در مواقع اضطراری را نیز ایجاد می‌کند. با پس‌انداز می‌توان برای اهداف خود در کوتاه‌مدت و بلندمدت برنامه‌ریزی کرد.برخی از افراد گاه به دلیل کمبود وقت، نداشتن دانش کافی و حتی تنبلی، از پس‌اندازکردن صرف نظر می‌کنند. توسعه راهکارهای دیجیتال در حوزه مالی همچون اپلیکیشن‌های پس‌انداز خرد و سرمایه‌گذاری آنلاین، فرآیند دسترسی افراد به این خدمات را تسهیل نموده‌اند. این اپلیکیشن‌ها به افراد این امکان را می‌دهند تا به‌صورت دلخواه یا خودکار، بخشی از درآمد خود را پس‌انداز کرده و از محل آن اقدام به سرمایه‌گذاری کنند. راهکارهای این‌حوزه با فراهم آوردن شرایط سرمایه‌گذاری خرد، به افرادی که نمی‌توانند به دلیل کمبود بودجه وارد بازار طلا، ارز یا مسکن شوند، کمک می‌کند تا در بخش‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها ‌به‌صورت خودکار، شفاف و ساده در ابزارهای مالی بازار سرمایه از جمله صندوق‌های بورسی انجام شده و نقدشوندگی بسیار بالایی همچون سپرده‌های بانکی دارد. از جمله این اپلیکیشن‌ها می‌توان به بلوط اشاره کرد که از سال گذشته فعالیت خود را در حوزه مدیریت ثروت و پس‌انداز خرد آغاز کرده است.2- ارزیابی هزینه‌هاتهیه فهرستی از تمام هزینه‌ها اولین قدمی است که می‌توان برای ارزیابی هزینه‌ها به کار برد و می‌تواند به‌صورت روزانه، هفتگی یا ماهانه انجام شود. این فهرست در کنار کمک به مدیریت بهتر امور مالی، این امکان را به فرد می‌دهد که هزینه‌های مهم‌ خود را پیگیری کند. برای این کار می‌توان از روش‌های سنتی مانند ثبت در دفترچه یا روش‌های نوین مانند استفاده از اپلیکیشن‌های حسابداری شخصی و مدیریت هزینه همچون Spendee استفاده کرد.3- برنامه‌ریزی برای خریدیک نشانه عالی از ضریب هوشی مالی بالا، برنامه‌ریزی برای خرید در کنار پس‌انداز است. گاهی خرید کالاهایی همچون یک ماشین جدید، جواهرات یا لوازم الکترونیکی، بیشتر از توان مالی فعلی فرد هستند. برای خرید این اقلام با توجه به درجه ضرورت و نیازمندی، باید برنامه‌ریزی لازم انجام شود. برنامه ریزی برای خرید به عنوان یک عادت مثبت، به فرد کمک می‌کند تا از خریدهای ناگهانی خودداری کرده و برای هر خرید خارج از بودجه فعلی خود، پس‌انداز کند. همچنین خرید با برنامه‌ریزی به فرد کمک می‌کند که سلامت مالی خود را کمتر در معرض آسیب قرار دهد.4- سرمایه‌گذاریپس‌اندازکردن یک عادت عالی است، اما اگر فرد قصد دارد مبلغ پس‌انداز را چند برابر کند، چه برای تحقق اهداف کوتاه‌مدت و چه برای برنامه‌ریزی بلندمدت، یا از کاهش ارزش دارایی خود در مقابل عامل‌هایی همچون تورم حفاظت کند، باید به سرمایه‌گذاری به عنوان یک عادت خوب، توجه ویژه‌ای داشته باشد. گزینه‌های زیادی برای سرمایه‌گذاری دارایی نقدی وجود دارد که بازار سهام، املاک، سپرده‌های ثابت، ارز و... از جمله آنهاست. با این حال، قبل از پس‌انداز، فرد باید مطمئن شود که به اندازه کافی درمورد تمام جوانب مثبت و منفی بازاری که قصد دارد سرمایه خود را وارد آن کند، آگاه است. آنگونه که در بخش پس‌انداز شرح داده شد، استفاده از بسترهای آنلاین همچون اپلیکیشن بلوط، در کنار تسهیل پس‌انداز خرد خودکار، شرایط سرمایه‌گذاری هوشمندانه و خودکار را نیز فراهم می‌آورند که میتواند مورد استفاده افراد قرار گیرد.5- کمک از یک مشاور مالیاگر فرد هنوز درمورد نحوه تنظیم امور مالی خود مطمئن نیست، می‌تواند با یک مشاور مالی ملاقات کند و از دانش فنی و تخصصی این مشاور بهره ببرد.و در پایان، توجه به چند نکتهفردی که از هوش مالی بالایی برخوردار است به‌جای دریافت عایدی ثابت، سعی می‌کند در فعالیت‌های اقتصادی سهیم شود، از سود سهام خود استفاده کند یا از حق امتیازها برای خود سهمی بردارد.فردی که به دنبال تقویت هوش مالی و به دنبال آن تقویت جایگاه مباحث مالی در زندگی‌اش است باید نسبت به نگهداری اسناد دارایی خود در مکانی بسیار امن و طبقه‌بندی‌ آنها توجه داشته باشد. همچنین با توجه به عقد قراردادهای متنوع در فرآیندهای مالی و سرمایه‌گذاری، در زمان انعقاد قرارداد تمام پیش‌بینی‌های لازم و ضروری را برای انصراف و خروج از آن را انجام دهد .درنهایت باید گفت وقتی صحبت از پرورش عادات محتاطانه برای داشتن ضریب هوشی مالی بالا می‌شود، هیچ چیز بیشتر از وقت‌گذاشتن برای یادگیری هر چه بیشتر و بهتر امور مالی شخصی موثر نیست. هر فردی، صرف نظر از اینکه چقدر جوان یا پیر است، نیاز دارد که در جریان آخرین اخبار دنیای مالی باشد تا بتواند دارایی خود را رشد دهد. نیازی نیست که فرد یک متخصص مالی باشد، با آموزش‌های پایه در زمینه امور مالی از طریق منابع تائیدشده مختلف و یادگیری مهارت‌های جدید برای بودجه‌بندی بهتر، می‌توان به سمت افزایش هوش مالی گام برداشت.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>یوسف باقری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Dec 2022 16:44:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشتی با برنامه‌نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-ldpblemnjmms</link>
                <description>همه ما این تجربه را داشته‌ایم که اولین بار کسی را ببینیم و از اون خوشمان نیاید. این‌که کمتر از چند ماه او بهترین دوست ما شده باشد، می‌تواند از آن تجربه‌هایی باشد که یا کم آن را لمس کرده‌ایم یا داستانش را از دیگران شنیده‌ایم. تجربه ورود من به دنیای برنامه‌نویس‌ها هم بی‌شباهت به این داستان آشنا نیست.سال‌های آخر هنرستان و ترم‌های اول دانشگاه از برنامه‌نویسی فراری و بیزار بودم. تمامی کلاس‌های درسی مربوط به این موضوع را با عذاب شرکت می‌کردم و امتحان‌های مربوط به آن را به سختی از سر می‌گذراندم تا درس‌ها را پاس کنم. ماجرای من و برنامه‌نویسی از جایی شروع شد که درس برنامه‌نویسی پیشرفته ۲، که مربوط به زبان برنامه‌نویسی  #C می‌شد را نمی‌توانستم پاس کنم و برای اولین بار، یک درس را مردود شدم. این موضوع باعث شد برای بار دوم با دقت بیشتری سر کلاس‌ها حاضر شوم و همین امر، من را به برنامه‌نویسی علاقه‌مند کرد تا جایی که این درس را برای بار دوم با نمره بسیار خوبی قبول شدم.این علاقه با من همراه شد تا جایی که پس از دوران سربازی، به پیشنهاد یکی از دوستانم، به عنوان کارآموز PHP backend وارد یک شرکت شدم. پروژه آن شرکت به نتیجه نرسید و اما تجربه این کار برای من بسیار ارزشمند بود. من همزمان با انجام این پروژه متوجه شدم به دلیل شی‌گرایی، این زبان برنامه‌نویسی مورد علاقه من نیست و با زبانی مانند Java، بیشتر ارتباط برقرار می‌کنم. در واقع این تجربه سبب شد که من موتور جست‌و‌جوگری‌ام روشن شود و دنبال زبان مورد علاقه‌ام در این حوزه بگردم.راه‌های بسیاری را امتحان کردم و در ادامه، تصمیم گرفتم دوره کارآموزی برنامه‌نویسی اندروید شرکت کنم و از همین طریق، به‌طور رسمی وارد این حوزه شدم.پس از کارآموزی، وارد شرکتی شدم که برنامه‌نویسان بسیار توانمندی در آنجا فعالیت می‌کردند. این فرصت باعث شد بتوانم در مسیر شغلی‌ام پیشرفت خوبی کنم و کم‌کم احساس کردم زمان آن رسیده که به شهر تهران مهاجرت کنم و دانش‌ام را در فضای بزرگ‌تری پرورش بدهم.یک سالی از مهاجرتم و حضور در آموزشگاه برنامه‌نویسی اندروید ایران می‌گذشت و از نظر خودم، در مسیر پیشرفت خوبی قرار داشتم که پیشنهاد شغلی خوبی از شرکت داتین دریافت کردم، شرکتی که تیم بزرگی از برنامه‌نویسان در آن، در حال کار روی سرویس‌هایی با میلیون‌ها کاربر بودند. این فرصت برای من موقعیت چشم‌گیر و پر چالشی بود. پس از ورودم به شرکت از آن‌جایی که پروژه‌هایی که در آن دخیل بودم، پروژه‌های بزرگی بودند فرصت به چالش کشیدن آموخته‌هایم برایم ایجاد شد. هر روز با یک چالش جذاب مواجه بودم و باعث شد خودم و توانایی‌هایم را ارتقا بدهم.همکاری در چنین فضایی، چیزی بود که برای آینده شغلی خود متصور بودم و توانستم آن را به دست بیاورم. حالا امروز مشغول به کار در حوزه‌ای هستم که به آن عشق می‌ورزم و با تیمی همکاری می‌کنم که از آنها هر روز یاد می‌گیرم و این همان چیزی که احتمالا هرکسی از شغل خود می‌خواهد.امروز روز برنامه‌نویس است و من هم به همین بهانه این یادداشت را نوشته‌ام تا به خودم یادآوری کنم لزوما تمام موقعیت‌هایی که برایمان خوشایند نیستند، راهشان از ما جدا نیست.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>محمدمعین سراجه حسنی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 14:56:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صبح روز بعد از خیابان انقلاب</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-klhhq2hxz6w2</link>
                <description> مسیر ورود به دنیای حرفه‌ای هر کسی گویی که راه مخصوص خود اوست، مسیری که گاهی نقطه شروعی است برای تغییرهای بزرگ. دنیای برنامه‌نویسی برای من پیش از آن که وارد دانشگاه شوم هم جذاب بود. همیشه دوست داشتم برنامه‌ای بنویسم که تاثیر آن را در دنیای واقعی و آسان‌تر کردن زندگی روزمره ببینم. به همین دلیل پیش از آنکه وارد دانشگاه شوم، بی‌صبرانه منتظر بودم زمان آن برسد که بتوانم برنامه‌های کاربردی‌تری بنویسم، برنامه‌هایی که کارهایی بیش از صرفا گرفتن دو عدد و یک عدد خروجی انجام دهند، می‌خواستم کاری را انجام دهم که بتوانم تاثیر آن را در دنیای واقعی لمس کنم.در یکی از روزهای سال ۹۳، آن اولین نقطه عطف شغلی‌ام اتفاق افتاد، آن هم نه به شیوه‌ای که برای یک برنامه‌نویس متصور هستیم، بلکه به شیوه‌ای که امروز برای خودم هم حتی عجیب است و به هیچ کسی هم آن را پیشنهاد نمی‌کنم. صبح یکی از همان روزها، در خیابان انقلاب و میان کتاب‌فروشی‌های بی‌شمار آن قدم می‌زدم که ماحصل آن پیاده‌روی، یک کتاب برنامه‌نویسی اندروید، آن هم نسخه ترجمه‌ و فارسی شده آن بود. چه کسی اولین آموزش برنامه‌نویسی‌اش را از روی کتاب چاپی ترجمه‌شده، می‌گذراند؟ اما همان کتاب چاپی، مسیر شغلی من را مشخص کرد و برنامه‌نویس اندروید شدن را برای آینده من رقم زد.در آن زمان، علاقه‌مندی‌های اصلی زندگی‌ام برنامه‌نویسی اندروید و کارآفرینی به طور همزمان بود و درباره هر دوی این موضوعات مطالعات بسیاری داشتم.اسفند سال ۱۳۹۳، در استارتاپ ویکند دانشگاه امیرکبیر توانستم نقطه اشتراک علاقه‌مندی‌هایم را پیدا کنم. استارتاپ ویکند دانشگاه امیرکبیر جایی بود که در جدیدی از دنیای تکنولوژی به روی من باز شد و فهمیدم همزمان با برنامه‌نویسی اندروید و تولید ابزارهای خارق‌العاده، می‌توان کارآفرین هم بود. بعد از حضور در استارتاپ ویکند دانشگاه امیرکبیر، برنامه‌نویسی را جدی گرفتم، ایده‌پردازی و هر ایده‌ای که به نظرم جالب بود را پیاده می‌کرد. پیاده‌کردن این ایده‌ها، برایم تمرینی بود که در مسیر پیش‌رویم پیشرفت کنم.به همان دلیلی که استارتاپ ویکند دانشگاه امیرکبیر برایم بسیار راهگشا بود، با همراهی چند نفر از دوستانم، رویداد مشابهی در شهر خودم یعنی ایلام، برگزار کردیم. ماحصل این رویداد، تیم استارتاپی‌ای بود که چند سالی را با همراهی یکدیگر، به راه‌اندازی یک استارتاپ و انجام پروژه‌های مختلف پرداختیم.یکی از استارتاپ‌هایی که با این تیم راه‌اندازی کردیم، در حوزه FMCG یا همان سفارش آنلاین خرده‌فروشی بود. سرویسی که توانستیم نمایندگی آن را در چند شهر مختلف راه‌اندازی کنیم. علاوه بر آن، توانستیم سامانه دانشجویی‌ای را طراحی کنیم که در چند دانشگاه نصب و اجرا شد و آن را می‌توانم یکی از پروژه‌های نسبتا موفق ابتدای راه خود بدانم.۴ سالی پیش از آنکه وارد داتین شوم، در فعالیت‌های مختلف حوزه برنامه‌نویسی اندروید حضور داشتم، تجربه کردم و مهارت‌های مختلفی را در خود پرورش دادم. کمی بعد به نقطه‌ای رسیده بودم که مهارت‌های زیادی اندوخته بودم و می‌خواستم از ساحل امن خود خارج شوم و فضای پر ریسک‌تری را تجربه کنم. چرا از کلمه ریسک استفاده می‌کنم؟ چون قرار است از سرویس بانکی حرف بزنم، سرویسی که چندین میلیون کاربر دارد و لازم است هر قدمی که برمی‌داریم، محتاطانه باشد تا زندگی میلیون‌ها نفر تحت تاثیر قرار نگیرد. پس دلم را به دریا زدم و برای داتین رزومه فرستادم، در مصاحبه‌‌های داتین شرکت کردم و در نهایت، وارد تیمی شدم که بزرگ‌تر و حرفه‌ای‌تر از تمامی تجربیات زندگی من بود. در این سال‌ها آموختم که برای برنامه‌نویس بودن، باید روحیه یادگیری مداوم داشته باشم، چالش‌های مختلف را تجربه کنم، از آنها عبور کنم و از مواجهه با چالش‌های بزرگ‌تر هراسی نداشته باشم. شاید اصلی‌ترین دلیلی که از همان روز اول من به برنامه‌نویسی جذب شدم، همین بود: حس زنده‌بودن، یادگیری مداوم و حل مسئله  که تا امروز در اوج جذابیت یک شغل برای من درخشیده و همین دلایل باعث رشد من در این مسیر شد. مسیر برنامه‌نویسی برای من بسیار پرپیچ و خم و جذاب بود و شما هم اگر مثل من روحیه ماجراجویی دارید وارد این مسیر شوید.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>محمد باقر نوریان</author>
                <pubDate>Tue, 13 Sep 2022 09:11:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولویت ما هم‌افزایی است</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/synergy-kk0sltc14jro</link>
                <description>با توجه به تشکیل معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها در داتین و انتصاب بنده به عنوان معاون مربوطه، مصاحبه‌ای در انتهای مرداد ماه ۱۴۰۱ با هفته‌نامه کارنگ درباره اهداف، استراتژی‌ها و دلایل تشکیل این معاونت داشته‌ام که در ادامه، متن آن آمده است:گفت‌و‌گو با هومن مسگری، معاون مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتینشرکت داتین که بخشی از هلدینگ فناپ است، به‌تازگی معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خود را ایجاد کرده است. از آنجا که داتین پیش‌تر نیز سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده، راه‌اندازی این معاونت هم نشان از نگاه جدی‌تر این مجموعه به موضوع مشارکت و سرمایه‌گذاری دارد و هم مشخص می‌کند که قرار است به شکل نوینی به این کار بپردازد.هومن مسگری، معاون مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتین، در گفت‌و‌گوی پیش رو با توضیح استراتژی و رویکرد شرکت هم به چرایی ایجاد این معاونت پاسخ می‌دهد و هم تأکید دارد که این معاونت قرار نیست نقش یک وی‌سی را بر عهده داشته باشد.معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها به سراغ شرکت‌های پایدار و بالغی می‌رود که پازل خدمات و سرویس‌های مورد نظر داتین را تکمیل می‌کنند و در این زمینه هیچ حداقل و حداکثری برای سرمایه‌ای که به این شرکت‌ها وارد می‌شود، وجود ندارد و مهم‌ترین چیز برای داتین، ارزشی است که به واسطه این مشارکت و سرمایه‌گذاری خلق می‌شود؛ ارزشی که معتقد است در بلندمدت عایدی مالی را نیز برای هر دو طرف به همراه خواهد داشت.چه شد که داتین به فکر ایجاد معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها افتاد؟ از چه زمانی این معاونت تشکیل شده است؟معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها امسال به ساختار و چارت سازمانی داتین اضافه شده است. اما اگر بخواهم برایتان توضیح دهم که چرا این معاونت تشکیل شد، بهتر است از استراتژی داتین شروع کنم. ما در داتین هر چند سال یک بار، در رویکردها و استراتژی‌های خود بازنگری می‌کنیم و بر اساس آن اقداماتی را انجام می‌دهیم.آخرین اصلاح این استراتژی سال ۱۳۹۹ انجام شد. در این بازنگری، افق دید خود را از توسعه نرم‌افزار فراتر برده و چشم‌اندازی به وسعت فراگیری مالی انتخاب کردیم؛ به این معنا که همه افراد دسترسی آسان به خدمات مالی هوشمند داشته باشند. در این راستا دو مضمون استراتژیک – توسعه افقی و توسعه عمودی – برای خود تعریف کرده‌ایم تا نقش‌آفرینی وسیع‌تر و عمیق‌تری در صنعت خدمات مالی داشته باشیم.در توسعه عمودی بنا را بر این گذاشته‌ایم که عمق ارتباط خود را با مشتریان بیشتر کنیم. این به چه معناست؟ در حال حاضر نوع تعامل ما با مشتری، بیشتر به عنوان ارائه‌دهنده نرم‌افزار است. ما می‌خواهیم به سمتی حرکت کنیم که داتین ارائه‌دهنده راه حل‌ها و راهکارها در حوزه تحول دیجیتال باشد. در اصل به جای اینکه نقش پیمانکار را برای مشتریان خود ایفا کنیم، شریک استراتژیک آنها باشیم.در توسعه افقی هم می‌خواهیم فضای کسب‌و‌کاری‌مان را گسترده‌تر کنیم. در حال حاضر ما در حوزه راهکارهای بانکی و بیمه‌گری فعال هستیم و سامانه‌ها و نرم‌افزارهای این حوزه را ارائه می‌دهیم. برخی از مشتریان از ما راه حل جامع (Total Solution) دریافت می‌کنند، مانند بانک‌های پاسارگاد، سپه، توسعه تعاون، گردشگری و قرض‌الحسنه رسالت، بعضی دیگر نیز در بخش‌هایی از محصولات و خدمات ما استفاده می‌کنند، مانند بانک‌های رفاه، ملی و… در بخش بیمه‌گری هم مشتریانی چون بیمه پاسارگاد، باران، حکمت صبا و… را داریم. اما بنا داریم در توسعه افقی فضا را از این هم بزرگ‌تر کنیم و بگوییم ما فقط نمی‌خواهیم به راهکارهای بانکی و راهکارهای بیمه‌گری فکر کنیم، بلکه به اجزای دیگر فراگیری مالی نیز می‌اندیشیم و برای آن راهکار داریم.این اجزای دیگر چه هستند؟ما علاوه بر راهکارهای بانکی و بیمه‌گری، راهکارهای سازمانی را نیز در حال حاضر داریم.سامانه ERP (Enterprise Resource Planning) داتین هم در یکسری از بانک‌ها استفاده می‌شود و شامل بخش‌های مختلف مانند مدیریت منابع انسانی، تدارکات، اموال، انبار، اتوماسیون اداری و… است. مشتریانی داریم مانند بانک پاسارگاد و بانک سپه که در کنار دیگر محصولات داتین، از این سامانه نیز استفاده می‌کنند.برخی از مشتریان ما نیز مثل بانک شهر و بانک سرمایه صرفاً از این محصول داتین بهره می‌برند. راهکارهای تحلیلی نیز داریم که در بانک‌های پاسارگاد، گردشگری، سپه و… مورد استفاده قرار می‌گیرد و شامل محصولاتی چون داشبوردهای تحلیلی، تشخیص تقلب، پول‌شویی و… می‌شود.راهکارهای شناخت مشتری داتین نیز محصولاتی چون پروفایل مشتری، سیستم‌های استعلام و… را در خود دارد و در نهایت هم راهکارهای زیرساخت و امنیت را داریم. این پنج راهکار در حال حاضر نیز وجود دارند و مشتریان ما از آنها استفاده می‌کنند. اگرچه بازار بیشتر ما را به عنوان ارائه‌دهنده دو راهکار اول (بانکی و بیمه‌گری) می‌شناسد، اما معتقدیم حوزه‌های مالی محدود به این دو حوزه نیست و فراتر از اینهاست و تصمیم داریم در باقی حوزه‌ها نیز به صورت جدی‌تر فعالیت کنیم.در چه نوع کسب‌وکارهایی ورود می‌کنید؟از نظر داتین، محصولات و راهکارهای مرتبط با فراگیری مالی، دو دسته هستند. بخشی از آنها مانند راهکارهای بانکی، کسب‌وکار هسته‌ای داتین را تشکیل می‌دهند، اما بخشی دیگر مانند امنیت یا حتی خدمات مالی هوشمند، لزوماً قرار نیست در داخل داتین پیاده‌سازی و اجرا شوند.در بخش دوم این آمادگی را داریم که در کسب‌وکارهای دیگر سرمایه‌گذاری و با آنها مشارکت کنیم. با این نگاه، معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتین در سال جاری تأسیس شد و منبع و مرجع این معاونت، این استراتژی و رویکردها و سرمایه‌گذاری‌های ما در این حوزه بر اساس ارزش ایجادشده است.به طور معمول، وی‌سی‌ها به دنبال ارزش افزوده ریالی برای خود هستند، ولی این رویکرد ما نیست. ما به این موضوع دقت داریم که این شرکت‌ها چه ارزشی می‌توانند در سبد محصولات و خدمات ما ایجاد کنند و بر این اساس وارد فرایند مشارکت و سرمایه‌گذاری می‌شویم. ما انتظار داریم منافع مالی ما از بزرگ‌تر شدن زنجیره ارزش و خدمات در حال ارائه داتین به دست آید.مدل مشارکت و سرمایه‌گذاری داتین به چه شکل است؟ما به همان دلیلی که توضیح دادم، رویکرد وی‌سی‌گری و سرمایه‌گذاری صِرف را نداریم، بلکه به دنبال هم‌افزایی هستیم و از ترکیب توانمندی خود و مجموعه‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنیم، در پی خلق ارزش بیشتر و تکمیل پازل خدمات خود با محوریت توسعه فراگیری مالی در کشور هستیم. می‌خواهیم دو به علاوه دو را پنج کنیم.به همین دلیل به سراغ شرکت‌هایی که در مراحل ابتدایی شکل‌گیری هستند، نمی‌رویم و بیشتر تمایل داریم در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کنیم که به یک پایداری و ثبات اولیه رسیده باشند. برداشت ما این است که مخاطب استارتاپ‌های نوپا و شرکت‌هایی که در مراحل ابتدایی شکل‌گیری هستند، وی‌سی‌هایی همچون شناسا هستند.در اصل، هدف ما این است که بتوانیم با این شرکت‌ها ارزش افزوده بیشتری خلق کنیم که هم رشد و توسعه آن شرکت را به دنبال داشته باشد و هم بازوی انجام اقدامات خاص و تکمیل پازل ما باشد.رقم سرمایه‌گذاری شما چقدر است؟ برای آن حداقل و حداکثری در نظر گرفته‌اید؟ما شرایط و حد و حدود خاصی برای مشارکت‌هایمان نداریم و بر اساس هر مورد، تصمیم‌گیری می‌شود که با چه درصدی، چه مبلغی و چه شرایطی وارد شویم. ممکن است با مبلغ کم و درصد کم وارد شویم یا مدل حداکثری. بستگی به این دارد که خدمات این شرکت‌ها چقدر در پوشش حداکثری خدمات داتین با رویکرد توسعه فراگیری مالی قرار دارند و کجای مجموعه خدمات ما جای‌گذاری می‌شوند.همان‌طور که گفتم نگاه ما مثل وی‌سی‌ها نیست که جدولی داشته باشیم و بر اساس آن عمل کنیم. این‌طور هم نیست که وقتی در نهایت خواستیم ثمره شرکتی را بررسی کنیم، ببینیم چقدر عایدی مالی داشته است. ما در انتها می‌خواهیم ببینیم با این شرکت‌ها چقدر هم‌افزایی داشته‌ایم و آن شرکت چقدر ارزش ایجاد کرده است.راستش را بخواهید تأمین سرمایه برای این کسب‌وکارها چندان کاری ندارد و آنها می‌توانند از بانک‌ها هم وام بگیرند. حتی وی‌سی‌های مختلف من‌جمله وی‌سی‌های حاکمیتی هم هستند که دست‌شان بازتر است و با رویکرد توسعه‌ای به کسب‌‌و‌کارها نگاه می‌کنند و خیلی حسابگرانه نمی‌بینند. اما برای داتین به عنوان سرمایه‌گذار، ارزشی که از این مشارکت خلق می‌شود، مهم است.سرمایه‌گذاری‌ای هم صورت گرفته است؟قطعاً شرکت داتین به واسطه سابقه‌ای که دارد، شرکت‌هایی را ذیل خودش داشته و سرمایه‌گذاری و سهام‌داری‌هایی کرده که عمدتاً شرکت‌های درون هلدینگ فناپ بوده‌اند. با تشکیل معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، قرار است مدیریت و نظارت داتین بر این شرکت‌ها ذیل این معاونت انجام شود و از امروز به بعد این معاونت بر فعالیت آنها نظارت کند، برایشان هدف‌گذاری کند و وظیفه پایش، کمک و ارزیابی را انجام دهد.همزمان با نظام‌مند و ساختارمند کردن شرکت‌هایی که داتین قبلاً در آنها سهام داشته، مجموعه‌ای از مذاکرات نیز شکل گرفته که برخی از آنها در مراحل نهایی هستند. شکل‌گیری اینها جزو ثمرات این معاونت است.نکته مهمی که من بار دیگر روی آن تأکید می‌کنم، این است که ما را یک وی‌سی یا مجموعه سرمایه‌گذاری با هدف درآمدزایی مستقیم نبینید. ما در هلدینگ فناپ شرکت شناسا را داریم که به عنوان وی‌سی در گروه فناپ فعالیت می‌کند و ما هم ارتباط خوب و همکاری ویژه‌ای با آنها داریم.اما در حوزه معاونت، منطق ما متفاوت است و به نفع مستقیم اقتصادی نگاه نمی‌کنیم. منطق ما خلق ارزش، هم‌افزایی و تکمیل پازل‌مان است. وقتی وارد شرکتی می‌شویم، می‌خواهیم بمانیم و حتی اگر جایی حس کنیم مجموعه‌ای آن نتایج مطلوب را نمی‌گیرد، مثل بخشی از مجموعه خودمان به سراغ شرکت می‌رویم و کمک می‌کنیم تا مشکلش را حل کند.فرایند ورود شما به شرکت‌ها به چه شکل است؟ما چه در قالب مشارکت و چه در بخش سرمایه‌گذاری ممکن است به‌تنهایی و به نیابت از کل هلدینگ فناپ وارد شویم یا در مشارکت و همکاری با شرکت‌های دیگر هلدینگ. بسته به صورت‌مسئله تصمیم می‌گیریم که داتین این کار را به‌تنهایی انجام دهد یا نه.در حالی که وی‌سی‌ها تنها وقتی ممکن است با یک وی‌سی دیگر همکاری کنند که بخواهند ریسک‌شان را کاهش دهند یا پول بیشتری وارد یک شرکت کنند. ما به دنبال کاهش ریسک یا افزایش پول نیستیم، بلکه در صورتی این کار را انجام می‌دهیم که ببینم در یک ترکیب سه یا چهارجانبه ارزش بیشتری خلق می‌شود.داتین به واسطه اینکه بخشی از هلدینگ فناپ است و سال‌هاست که فناپ به عنوان بنگاه مادر، حاکمیت شرکتی مطلوبی را در هلدینگ پیاده کرده است، این معاونت را در مشارکت با فناپ پیش می‌برد. به این معنا که اگر بخواهیم وارد کار مشارکت یا سرمایه‌گذاری در شرکتی شویم، برای ارزیابی وضعیت اقتصادی آن شرکت از فناپ کمک می‌گیریم و بعد از آن کسب‌و‌کار جدید را در فضای کسب‌وکاری داتین می‌نشانیم. عملاً برای هر مشارکت و سرمایه‌گذاری در داتین، نظر و تأیید فناپ اخذ می‌شود.این مصاحبه در شماره ۶۴-ام هفته‌نامه کارنگ و همچنین سایت داتین منتشر شده است.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Sep 2022 12:49:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یونیکورن‌‌ها، پیشتازان حوزه هوش‌مصنوعی و فین‌تک</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DA%A9-cdcgeskwpsjn</link>
                <description>با وجود نرخ شکست 70 تا 80 درصدی کسب‌و‌کارهای نوپا در پنج سال اول فعالیت، دست‌یابی به ارزش خالص میلیارد دلاری کار آسانی نیست. با این حال، برخی از شرکت‌ها با وجود موانع مختلف، موفق به انجام این کار شده‌اند. با توجه به گزارش CB Insights از آخرین فهرست تک‌شاخ‌ها در سال 2022، تا انتهای ماه جولای، هزار و 171 شرکت توانسته‌اند شرایط تک‌شاخ‌شدن (یونیکورن) را کسب کنند که مجموع ارزش آنها چیزی بیش از 3.8 تریلیون دلار است. همچنین طی شش ماهه اول سال 2022 شاهد آن بوده‌ایم که بیش از 200 کسب‌و‌کار جدید به باشگاه شرکت‌های تک‌شاخ پیوسته‌اند.با دسترسی آسان به منابع مالی، انتظار می‌رود بسیاری از شرکت‌های خصوصی به شرایط آستانه تک‌شاخ دست یابند. همچنین انتظار می‌رود که شرکت‌های تک‌شاخ از آستانه Decacorns (شرکت‌هایی با دارایی خالص بیش از 10 میلیارد دلار) عبور کنند.شرکت‌ تک‌شاخ به چه معناست؟هنگامی که دارایی خالص یک شرکت خصوصی با توجه به درآمدها و سرمایه‌های جذب‌شده به مرز یک میلیارد دلار می‌رسد، اصطلاحا شرکت «تک‌شاخ یا یونیکورن» نامیده می‌شود. در حوزه منابع انسانی، یک استخدام شگفت‌انگیز نیز به عنوان تک‌شاخ شناخته می‌شود، چراکه آنها اغلب تمایل دارند به دنبال کاندیداهایی با شرایطی بالاتر از آنچه برای این موقعیت لازم است بگردند.ویژگی‌های شرکت‌های یونیکورندست‌یابی به موقعیت تک‌شاخ برای شرکت‌ها آسان نیست، اما برخی از کسب‌و‌کارها، این مراحل را طی کرده و تک‌شاخ شده‌اند. بررسی و تحلیل روی گزارش‌های مرتبط با تک‌شاخ‌ها، نشان می‌دهد شرکت‌هایی که به این موقعیت دست می‌یابند دارای ویژگی‌های مشترکی و منحصربه‌فردی هستند:کسب‌وکارهای خصوصی: ویژگی اصلی شرکت‌های یونیکورن، خصوصی‌بودن آنهاست. به این معنی که غالب شرکت‌هایی که رشد سریع جریان مالی را تجربه کرده‌اند و جذابیت بیشتری برای سرمایه‌گذاران دارند، ساختار سهامداری خصوصی دارند.فناوری پیشرفته: بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد اکثر شرکت‌هایی که موفق به دست‌یابی به وضعیت تک شاخ شده‌اند در حوزه نرم‌افزار مشغول به فعالیت بوده‌اند.نوآوران و پیشروها: معمولاً دیده می‌شود شرکت‌هایی که کاری منحصربه‌فرد و متفاوت را برای اولین بار انجام می‌دهند به موقعیت تک‌شاخ دست می‌یابند. آنها نوآوری را به کار گرفته، هنجارها را تغییر می‌دهند و ضرورتی جدید در بازار کسب‌و‌کار ایجاد می‌کنند. چنین شرکت‌هایی به طور مرتب در طول عمر شرکت، در مسیر نوآوری حرکت می‌کنند تا از رقبای خود جلوتر باشند.شرکت‌های متمرکز بر مصرف‌کننده: با توجه به بررسی‌های انجام‌شده، حدود 62 درصد از شرکت‌های یونیکورن، مشتری‌محور هستند. هدف اصلی آنها، آسان و ساده‌سازی کارها برای عموم مردم و تبدیل ابزارهای تکنولوژی به جزئی جدانشدنی از زندگی روزمره‌ مردم است. یک مثال برجسته در میان این شرکت‌ها، Spotify است که دسترسی و گوش‌دادن به موسیقی از هر گوشه دنیا را آسان کرده است.روندهای فعلی شرکت‌های تک‌شاخ در سال 2022در حالی که تعداد شرکت‌هایی که به باشگاه یونیکورن‌ها ملحق شده‌اند کاهش یافته، صنایع بیشتری با سرمایه‌گذاری و نوآوری عظیم خود وارد لیست این شرکت‌ها می‌شوند. کسب‌وکارهای حوزه ارز دیجیتال، NFT، توسعه بازی، تشخیص گفتار، بلاکچین و متاورس، جزو صنایعی هستند که با سرعت زیاد در حال ایجاد تغییر در لیست تک‌شاخ‌های برتر جهان هستند.در مارس 2022، شرکت‌های یونیکورن مجموعاً حدود 14 میلیارد دلار سرمایه جذب کردند که کاهش جزئی نسبت به ماه پیش (فوریه 2022  - به مبلغ 15 میلیارد دلار) را تجربه کرده‌اند. سریع‌ترین عضو باشگاه تک‌شاخ‌ها، شرکت Aptos است که در حوزه پرداخت و رمزارزها فعالیت می‌کند. با توجه به تاسیس این شرکت توسط کارمندان سابق متا در دسامبر 2021، این شرکت طی چهار ماه در مارس 2022 به ارزشی بیش از یک میلیارد دلار رسیده است. این شرکت اولین سرمایه‌پذیری خود را به مبلغ 200 میلیون دلار با ارزش‌گذاری یک میلیارد دلار انجام داده و بلافاصله به یک استارت‌آپ تک‌شاخ تبدیل شد.حوزه فعالیت تک‌شاخ‌های جهان در سال 2022تعداد شرکت‌های یونیکورن در سال‌های گذشتهدر طول پنج سال گذشته، تعداد شرکت‌هایی که یونیکورن شده‌اند، افزایش یافته است. بسیاری از آنها با ارائه یک محصول منحصربه‌فرد و نوآورانه به این شرایط دست یافته‌اند که همراه با تغییر در رویکرد عادی انجام کارها بوده است. SpaceX یک مثال برجسته است، که نه تنها روی خدمت Starlink کار می‌کند که اینترنت بهتری را برای عموم فراهم می‌کند و با تولید موشک‌های قابل استفاده مجدد، در زمینه سفرهای فضایی نیز مشغول به فعالیت است. این امر هزینه سفر به فضا را به‌شدت کاهش می‌دهد.چنین ایده‌های نوآورانه و توسعه جاه‌طلبانه، دلیل صعود این شرکت‌ها به جایگاه شرکت‌های با ارزش بالای یک میلیارد دلار است. در شش سال گذشته، تعداد شرکت‌های تک‌شاخ رو به افزایش بوده در حالی که در سال 2016، تنها 21 شرکت به این وضعیت دست یافته بودند.با توجه به بالغ‌ترشدن کسب‌وکارهایی که در صنایع جدید شروع به فعالیت کرده‌اند و ضرورت جذب سرمایه از طرق مختلف همچون عرضه عمومی سهام یا ادغام و تملیک طی سال‌های 2021 و 2022، رشد فزاینده‌ای در تعداد تک‌شاخ‌ها مشاهده می‌شود. طی سال‌های 2021 و شش ماهه اول 2022، به ترتیب 529 و 210 شرکت توانسته‌اند به عضویت باشگاه تک‌شاخ‌ها درآیند.بالاترین نرخ رشد تک‌شاخ‌ها در سال 2021 با 529 مورد بوده استبسیاری از انواع تراکنش‌های مالی که قبلاً پرهزینه، دست‌وپاگیر یا کاملاً غیرممکن بودند، اکنون می‌توانند با  اجرای چند دستور ساده روی تلفن همراه انجام شوند. کاربران خدمات مالی در سراسر جهان، حالا می‌توانند با تسهیلات خرد دریافتی از طریق Affirm و Klarna «اکنون خرید کنند، بعداً پرداخت کنند»، با استفاده از خدمات  Remitly، Payoneer، یا Airwallex انتقال وجه انجام دهند یا حساب‌های مالی مختلف خود را به یکدیگر متصل کنند. همه این‌ها تنها تعدادی از نوآوری‌های تغییردهنده بازی در دنیای کسب‌وکارهای مالی هستند که توجه سرمایه‌گذاران را به خود جلب کرده‌اند.با بررسی فهرست منتشرشده از تک‌شاخ‌های جهان توسط CB Insight، هوش مصنوعی و فین‌تک جزو حوزه‌های دارای بیشترین تعداد و ارزش در میان کسب‌وکارهای تک‌شاخ دنیا هستند. در ایالات متحده، شرکت‌ها عمدتاً از هوش مصنوعی برای بهبود عملکرد، به‌دست‌آوردن بینش بیشتر از داده‌های خود یا خودکار کردن عملیات تجاری استفاده می‌کنند. در چین، شرکت‌های هوش مصنوعی عمدتاً روی تشخیص چهره و بینایی رایانه متمرکز هستند. همچنین به طور نگران‌کننده‌ای، سرمایه‌گذاری در امنیت سایبری با اعداد بسیار پایینی انجام شده است. از 96 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری انجام‌شده روی تک‌شاخ‌های فناوری در سال 2020، تنها 10 میلیارد دلار به 41 شرکت سایبری اختصاص یافته است.40 تک‌شاخ باارزش جهان در سال 2022 (CBInsights Unicorns List)تک‌شاخ اینجا، آنجا، همه‌جااگرچه تک‌شاخ‌ها در سراسر جهان پراکنده شده‌اند، اما تک‌شاخ‌ها در ایالات متحده و چین، دو اقتصاد بزرگ جهان، متمرکز شده‌اند، جایی که تقریباً 80 درصد از دفاتر مرکزی آنها در آنجا قرار دارد. آمریکای شمالی اکنون خانه بیش از نیمی از تک‌شاخ‌های جهان است که اکثریت آنها در ایالات متحده آمریکا هستند. از میان کشورهای دارای بیشترین تک‌شاخ، هند، با پیشروی در فناوری، رشد قابل توجهی را در تک‌شاخ‌ها تجربه کرده و در رتبه سوم قرار دارد. هند در آغاز سال 2016 خانه تنها پنج تک‌شاخ بوده و اکنون بیش از 68 تک‌شاخ دارد.آمریکای شمالی، سرزمین فینتک و خدمات و نرم‌افزارهای اینترنتی تک‌شاخ‌های متعدد قاره آسیا عموماً سریع‌ترین هستند و به طور متوسط ​​تنها در پنج سال به ارزش یک میلیارد دلاری خود می‌رسند. در مقایسه کسب‌و‌کارهای نوپای اروپایی و آمریکایی نیز با پنج سال، پابه‌پای این تک‌شاخ‌ها در حال رقابت هستند.تا سال 2015، 91 شرکت که غالبا در آمریکا و چین در حال فعالیت بودند به موقعیت تک‌شاخ دست یافتند، 10 شرکت از میان آنها نیز توانستند در کمتر از دو سال از تاسیس خود به ارزش یک میلیارد دلاری برسند و جزو سریع‌ترین شرکت‌ها باشند. با این حال، در همان سال نیز شرکت‌هایی با 20 سال سابقه، به باشگاه تک‌شاخ‌ها پیوستند. به طور کلی میانگین زمان رسیدن کسب‌وکارها به ارزش یک میلیارد دلاری در حدود شش سال ثابت بوده است.ترکیه و امارات متحده عربی، پیشتاز خاورمیانه در عضویت باشگاه تک‌شاخ‌هاتک‌شاخ‌های امروزی، با توسعه محصولات و خدمات جدید، گسترش سریع در جغرافیاهای جدید و به‌کارگرفتن سرمایه‌های خود، در حال شکل‌دهی و بازتعریف صنایعی هستند که در آن فعالیت می‌کنند.تک‌شاخ‌ها در حوزه‌های جدیدتری مانند رسانه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌های درخواست خدمت از سریع‌ترین‌ شرکت‌هایی بودند که به ارزش یک میلیارد دلاری خود رسیدند. تک‌شاخ‌شدن کسب‌و‌کارهای اجتماعی، از جمله اسنپ چت و پینترست، به طور میانگین چهار سال طول کشیده است، در حالی که شرکت‌هایی مانند Uber و Lyft در سه سال به این جایگاه دست یافته‌اند. سایر تک‌شاخ‌های سریع شامل تجارت الکترونیک و توسعه نرم‌افزار هستند.هوش مصنوعی، اصلی‌ترین زمینه فعالیت کسب‌وکارهای تک‌شاخ جهانبا توجه به اهمیت منطقه خاورمیانه، دو کشور ترکیه و امارات نیز به عنوان کشورهای همسایه ایران، هر کدام با دارا بودن سه تک‌شاخ، جزو کشورهای پیشرو در منطقه هستند. تک‌شاخ‌های این دو کشور در زمینه زنجیره تامین و لجستیک، خدمات و نرم‌افزارهای اینترنتی و بازی‌سازی در حال ارائه خدمت هستند و با میانگین دو سال سابقه فعالیت، توانسته‌اند به عنوان کسب‌وکارهایی سریع، با مجموع ارزش بیش از 20 میلیارد دلار به باشگاه تک‌شاخ‌ها بپیوندند.همچنین با بررسی تک‌شاخ‌های با ارزش هر قاره، می‌توان مهم‌ترین چالش‌های این مناطق جغرافیایی را شناسایی کرد. ارائه خدمات حوزه فین‌تک، تجارت الکترونیک، خدمات زنجیره تامین و لجستیک از مهم‌ترین و پرتکرارترین خدمات ارائه‌شده در میان تک‌شاخ‌های پنج قاره است.3 تک‌شاخ باارزش هر قاره در سال 2022 (CBInsights Unicorns List)رونق تک‌شاخ‌ها در بازاری پرشتابروند تبدیل‌شدن کسب‌وکارها به یونیکورن همواره در حال شتاب‌گرفتن است. 132 میلیارد دلاری که تک‌شاخ‌ها در نیمه اول 2021 در دوره‌های سرمایه‌پذیری جذب کرده‌اند، رکوردی بسیار مهم برای دنیای تک‌شاخ‌هاست. این حجم از سرمایه جذب‌شده، عددی بسیار بیشتر از مجموع سرمایه جذب‌شده این شرکت‌ها در کل سال 2020 است.افزایش سرمایه‌گذاری فین‌تک نمونه‌ای از حجم بی‌سابقه‌ای از سرمایه‌گذاری است که به سمت شرکت‌های تک‌شاخ‌ سرازیر می‌شود.حالا دیگر دوره فناوری‌های عادی به سر آمده به طوری که بسیاری از شرکت‌های نوآور، با سرعتی باورنکردنی رشد کرده و طی سه تا پنج سال به باشگاه تک‌شاخ‌ها می‌پیوندند.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>یوسف باقری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Aug 2022 10:40:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزنامه‌نگاری شغل نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zi1khnpzegu2</link>
                <description>همیشه همه چیز اولش سخت است. مثل کارکردن با یک گوشی جدید با فیچرهایی به مراتب بهتر؛ اما لعنت به این عادت که همیشه کارها را سخت می‌کند و آدم را از تصورات ذهنی‌اش دور. تا بیست و چند سالگی عادت داشتم بدوم. (منظورم دو سرعت و ورزش منظم نیست.) منظورم از این شاخه به آن شاخه پریدن است. هنوز هم متاسفانه این عادت را دارم و آن هم این است که نمی‌توانم بنشینم. زندگی من هیچ وقت تک بعدی نبوده، این‌طور که همه‌اش یا کار باشد یا درس یا خوش‌گذرانی. اتفاقا همه چیز مرتب و منظم و خط‌کشی‌شده هم نبوده اما سعی‌ام این بوده که آن را با یک موضوع، کاریکاتوری نکنم.داشتم از عادت می‌گفتم و میل به چندجایی‌بودن نه کاریکاتوری‌شدن. درس و دانشگاه تمام نشده من خبرنگاری بودم که دوست داشت بدود ولی نشد. یعنی زمین به خواست من نچرخید و منِ خبرنگار ورزشی خیلی هم ندویدم، مثل خیلی‌های دیگر پشت ‌میز نشین شدم! مثل الان که از اوریانا فالاچی در جنگ خبری نیست اما زلنسکی تیتر یک رسانه‌هاست و هر روز با مردم یک کشور صحبت می‌کند با ادبیاتی متفاوت.با افزایش سن و کاهش هیجاناتم یک روز به این نتیجه رسیدم که خبرنگار پشت میزی خیلی هم جذاب نیست. استانداردهای ما در دانشگاه چیزهای دیگری بود. حتی برای من که از همان سال اول دانشگاه کار کرده بودم و می‌دانستم دنیای رسانه با دانشگاه تفاوت دارد، این اختلاف دیگر قابل تحمل نبود. بدتر آن بود که می‌دانستیم در هیچ یک از استانداردهای بین‌المللی روزنامه‌نگاری و خبرنگاری نمی‌توانیم بگنجیم. نه از روزنامه‌نگاری تحقیقی خبری بود و نه از روزنامه‌نگاری میدانی. سر آخر خیلی از روزنامه‌نگاران به تولید محتوا روی آوردند و شدند :«content creator» تعارف که نداریم، کسانی که ماندند هم قطعا می‌دانند به آرمان‌شهری که پیش رویشان بود و در ذهنشان ساخته بودند، نرسیدند.ما در دنیای روزنامه‌نگاری و خبرنگاری تا تجربه و وقت داشتیم برای دیگران می‌نوشتیم. هم خبر هم یادداشت اما هیچ کدام نام خودمان را یدک نمی‌کشید. به قولی روضه خود ما بودیم اما برای دیگران سینه سپر می‌کردیم و لعنت به این عادت که هیچ جا هم به یک تشکر خشک و خالی نرسید!امسال 17 مرداد برای ما یک رنج غریب دارد. یک گوشمان از حادثه‌های هر روز پر است. از اینکه حتی تیتر : «بورس ریخت!» هم باید پاک شود. یک گوشمان از خبرهای ندادن حق‌التحریر، یک گوشمان از پول کاغذ و خلاصه انگار هیچ چیز سر جایش نیست. یادم است یک بار یک نفر گفت: «روزنامه‌نگاری شغل نیست، عشق است!»</description>
                <category>داتین</category>
                <author>فاطمه قوتی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Aug 2022 21:15:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدردانی را به فرهنگ سازمانی تبدیل کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-p3sfyrvuskbj</link>
                <description>دیده‌‌شدن در محل کار انگیزه و حس موفقیت ایجاد می‌کند و باعث می‌شود همکاران یک سازمان برای کاری که انجام می‌دهند ارزش قائل شوند. دیده‌شدن، همچنین به سایر همکاران این پیام را می‌دهد که موفقیت چه شکلی است.در سطح جهانی، از هر چهار کارمند، یک نفر کاملاً موافق است که در هفته گذشته به خاطر انجام کار خوب، مورد تقدیر یا تمجید قرار گرفته است. با انتقال این نسبت به شش از 10‌، سازمان‌ها می‌توانند 28 درصد بهبود کیفیت و 31 درصد کاهش ترک کار را تجربه کنند.فرهنگ هر سازمانی یکی از قدرتمندترین دارایی‌های آن است. فرهنگی که قدردانی را در هسته خود گنجانده باشد، همکار شاد، متعهد و مولد را پرورش می‌دهد که برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه احساس قدرت می‌کند. همچنین قدردانی برای تقویت مشارکت همکاران امری حیاتی است.قدردانی در یک سازمان بزرگ می‌تواند چالش‌برانگیز و همانقدر می‌تواند بسیار ساده باشد. گفتن «متشکرم» واقعاً شروع خوبی است.فرهنگ قدردانی همچنین می‌تواند عملکرد فردی و کلی کسب‌وکار را بهبود بخشد. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده، شرکت‌هایی که بالاترین سطح تعامل را دارند، تقدیر همکاران سازمان را وسیله‌ای برای توسعه و رساندن آنها به سطوح جدید موفقیت می‌دانند. هاروارد بیزینس ریویو گزارش داده که 40 درصد از آمریکایی‌های شاغل اظهار داشته‌اند که اگر بیشتر از آنها تقدیر شود انرژی بیشتری برای کار خود صرف می‌کنند.مراقب باشید پاداش‌ها را با قدردانی اشتباه نگیرید. وقتی همکاران می‌گویند که به دلیل سخت‌کوشی خود، خواهان تقدیر بیشتری هستند، منظورشان پاداش نیست. پاداش می‌تواند پاداش نقدی یا هدیه دیگری با ارزش مالی باشد؛ قدردانی عمل تقدیر و تشکر از تلاش سرمایه‌های انسانی است. لازم نیست این قدردانی خیلی پیچیده باشد، 85 درصد از افراد فعال در یک سازمان، به‌سادگی می‌خواهند کلمه «ممنونم» را بشنوند.تمرکز بیش از حد بر تشکرنکردن از دیگران باعث می‌شود که ابراز قدردانی به دیگران فراموش شود. افرادی که به اهمیت قدردانی بی‌توجه هستند تصور می‌کنند اگر از دیگران قدردانی کنند، مورد سوء‌استفاده قرار خواهند گرفت و دیگر عملکرد خوبی نخواهند داشت! متاسفانه این یک باور اشتباه و رایج در فرهنگ سازمان‌ها و حتی در کشور ماست.چطور می‌توانیم فرهنگ قدردانی را در اطراف خود پرورش دهیم؟در ملاقات های خود با افراد به نقاط مثبت در رفتار یا عملکرد آنها (همکار، اعضای خانواده،دوست و...) اشاره کنیمبرای قدردانی باید مهارت دیدن و شناسایی نکات مثبت را داشته باشیم. اشاره به این نکات مثبت می‌تواند درباره نحوه یا مدل کار یا رفتار آنها باشد. همچنین سلیقه موسیقی، رنگ و مدل لباس، یا بوی عطر و...باشد. یا احساسی که کار یا رفتار او در شما به‌وجودآورده را بیان کنید.به روش کاملا ساده بگویید: متشکرم!تشکر کلامی ساده‌ترین راه برای قدردانی است و در صورتی که با سایر روش‌های قدردانی ترکیب شود، تأثیر بیشتری خواهد داشت. از دوستان، خانواده و همکاران خود برای همه کاری که برای شما انجام می‌دهند تشکر کنید. شما می‌توانید قدردانی خود را با یک کلام، «متشکرم!» نشان دهید. تشکر کلامی تنها برای این به ‌کار می‌رود که به آنها نشان دهد کارهای خوبی را که انجام می‌دهند می‌بینید. ولی سعی کنید این کار را از ته قلب و با رضایت انجام دهید.ارائه بازخوردهای مثبت و معنادارارائه و دریافت چنین بازخوردهایی می‌تواند برای همه مفید باشد. در محیط کار می‌توانید بازخوردهای مثبت خود را به یکدیگر ارائه دهید و با یادآوری نقاط قوت به یکدیگر، انگیزه همکاران خود را دوچندان کنید. دریافت فیدبک مثبت به افراد مختلف کمک می‌کند تا بتوانند از مهارت‎‌های خود آگاه شوند، برای ارتقای آنها تلاش کنند، زمینه پیشرفت خود را گسترش دهند و در محل کار احساس آرامش داشته باشند. برای آنکه بتوانید یک بازخورد مثبت یا حتی منفی با قدرت تاثیرگذاری بالا ارائه دهید، پیش از انتقال به مخاطب، باید به طور کامل جزئیاتش را بررسی کنید. اگر در شرایطی قرار گرفته‌اید که می‌توانید فیدبک مثبت داشته باشید، تلاش کنید تا جزئیات را طوری در نظرات خود بگنجانید تا مخاطب به طور کامل از دلیل مثبت‍‌بودن نظر شما مطلع شود. بدین ترتیب، او از عملکردهای مثبت خود آگاه می‌شود و تلاش می‌کند تا همان مسیر را ادامه و بهبود دهد.موفقیت‌ها را با هم جشن بگیریداز موفقیت‌ها می‌توان نهایت استفاده را برد و در جهت ایجاد اشتیاق سازمانی از آن استفاده کرد. می‌توان با اعضای تیم یا واحد خود جشن گرفت و از تمام افرادی که در این موفقیت نقش داشته‌اند، قدردانی کرد.می‌توانید یک کیک یا شیرینی بخرید، برای ساعاتی کار را متوقف کنید و یک دورهمی دوستانه در محل کار داشته باشید. این کار هم قدردانی از کارمندان به شمار می‌رود و هم باعث صمیمیت بیشتر همکاران مجموعه شما خواهد شد.پاداش/ هدیه‌دادن و تشویق سازمانیپاداش یا هدیه‌دادن یکی از بهترین متدهای قدردانی است. این پاداش‌ها می‌توانند مادی یا غیرمادی باشند. برای ارائه پاداش، باید انواع آنها را بشناسیم و بدانیم که هر نوع پاداش برای چه موقعیتی مناسب است.بنویسید که تا چه اندازه از آنها قدردان هستیدیکی از شیوه‌های متداول نوشتن، پیداکردن جملات رسمی و نوشتن آنها در لوح‌های تقدیر است. این کار شاید سالانه یک بار انجام شود اما قدردانی از همکاران باید در دفعات بیشتری صورت گیرد.مثلا می‌توانید از کاغذهای برچسب‌دار استفاده کنید. یک جمله کوتاه دوستانه روی آن بنویسید و روی میز یا سیستم همکار خود بچسبانید. سعی کنید این کار را زمانی که شخص در محل کار حضور ندارد، انجام دهید. با این کار او به‌راحتی سوپرایز خواهد شد. حتی اگر قصد دارید با پاداش‌دادن قدردانی را انجام دهید، یک نامه کوتاه نیز به همراه پاداش مورد نظر ارائه دهید. این موضوع نشان می‌دهد که شما برای کار او ارزش قائل شده‌اید و برای نوشتن نامه منحصر به او زمان گذاشته‌اید.این متدها در سازمان‌ها متداول هستند و ما به‌راحتی می‌توانیم آنها را اجرا کنیم. علاوه بر این توجه به این نکات خوب است:دلیل قدردانی را بنویسید. مطمئن شوید همکار مورد نظر می‌داند به چه دلیل مورد تشویق قرار گرفته و درک      می‌کند که کارش چقدر ارزشمند بوده است.روی تأثیر مثبتی که رفتار یا کار او ایجاد کرده، تأکید کنید.یادداشت را منحصربه‌فرد بنویسید. حتی اگر قصد دارید به صورت همزمان از چند نفر قدردانی کنید، برای هر      کدام از آنها یک یادداشت مجزا بنویسید.به لحن پیام توجه داشته باشید. اگر در یک یادداشت روزانه قدردانی می‌کنید، می‌توانید از لحن صمیمانه‌تری      استفاده کنید اما در یک لوح تقدیر باید لحن رسمی داشته باشید.با دیدن و شناسایی نقاط مثبت و به کمک این راه‌ها می‌توانیم ابراز قدردانی را تبدیل به فرهنگی در سازمان خود کنیم.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>هدیه متقی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Aug 2022 11:14:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گسترش فراگیری مالی با توسعه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خرد</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/micro-saving-kcne6dyib0ak</link>
                <description>سال‌هاست اهمیت توانمندسازی مالی خانواده‌ها در مبارزه با فقر در دنیا درک شده ‌است. به همین دلیل بانک جهانی برنامه‌ای را با عنوان فراگیری مالی (Financial Inclusion) از سال ۲۰۱۴ آغاز کرد که هدف آن گسترش دسترسی همه جمعیت جهان به خدمات اولیه اما ضروری مالی بود. هدف از این کار این بود که با افزایش دسترسی به خدمات مالی، درصد افرادی که در فقر مطلق به سر می‌برند کاهش پیدا کند؛ هدفی که با توسعه فراگیری مالی به تحقق پیوست. طبق آمار بانک جهانی، از سال 2006 تا سال 2016 با اتخاذ این سیاست‌ها، جمعیت فقیر مطلق جهان، تقریباً نصف شده است.در حوزه فراگیری مالی، منظور از خدمات مالی ضروری، امکان افتتاح حساب یا هر موجودیت مالی دیگر مبتنی بر پول رایج (کیف پول دیجیتال، کارت و...) است که به فرد امکان بدهد حداقل از پنج سرویس پایه‌ای شامل پرداخت، پس‌انداز، اعتبار، انتقال ارزی و بیمه بهره‌مند شود.با حمایت بانک جهانی، به تدریج بحث فراگیری مالی وارد ادبیات سیاست‌گذاری بسیاری از کشورها شد و در برخی کشورها به یکی از اجزای کلیدی برنامه‌های توسعه و فقرزدایی بدل شد. به عنوان مثال استفاده از کیف پول‌های موبایل باعث شد که در کشورهای آفریقای مرکزی نظیر غنا، کنگو و نیجریه، بخش مهمی از جمعیت روستایی که فاقد حساب بانکی بوده‌اند اکنون بتوانند با تلفن همراه خود تراکنش بانکی داشته ‌باشند. در نتیجه دولت‌ها این امکان را پیدا کرده‌اند که کمک‌های حمایتی و یارانه‌ها را با حداقل فساد به دست شهروندان برسانند. در ایران نیز همین اتفاق با کارت بانکی افتاد و یارانه نقدی افراد با استفاده از این فناوری بین هفتاد میلیون شهروند با حداقل فساد توزیع شد.طبق اعلام بانک مرکزی، تعداد کارت‌های بانکی صادرشده بانک‌ها تا پایان فروردین ماه ۱۴۰۱ قریب به ۴۱۵ میلیون کارت بانکی در قالب کارت نقدی، اعتباری و هدیه در کشور بود؛ به این ترتیب در صورتی که جمعیت ایران را ۸۵ میلیون نفر در نظر بگیریم، به طور میانگین هر ایرانی حدود پنج کارت بانکی دارد. اگر این مقدار را به جمعیت بالای ۱۸ سال کشور که تقریباً ۶۰ میلیون نفر است تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی بالای ۱۸ سال نزدیک به ۷ کارت خواهد بود.با وجود به این آمار و در حالی که تقریباً تمام ایرانی‌ها به امکان افتتاح حساب که یکی از شاخه‌های فراگیری مالی است، دسترسی دارند، آیا این عدد می‌تواند امیدوارکننده باشد و کمک کند که فقر مطلق در کشور کاهش یابد؟تأثیر فین‌تک‌ها در فراگیری مالیدر سال‌های اخیر، فین‌تک‌ها هم به بازیگران کلیدی این حوزه تبدیل شده‌اند؛ از راهکارهای پرداخت گرفته تا پلتفرم‌های وام‌دهی همتابه‌همتا، همگی خدمتی است که فین‌تک‌ها ارائه می‌دهند. برای مثال بیش از یک دهه است که مردم آفریقا به لطف فین‌تک‌ها و خلاف آنچه تصور ماست خیلی پیش‌تازانه‌تر نسبت به تکنولوژی رفتار کرده و برای ارسال و دریافت پول خود از کیف پول‌های دیجیتالی استفاده می‌کنند.همچنین فین‌تک‌ها می‌توانند به خانواده‌ها کمک کنند گزینه‌های بیشتری در تصمیم‌گیری‌های مالی خود داشته باشند و این گزینه‌ها را سریع‌تر و ارزان‌تر به کار بگیرند. به این صورت خانواده‌ها توانمندی مالی بهتری پیدا کرده و در کلیت جامعه هم فراگیری مالی افزایش پیدا می‌کند. خروج از تله فقر گاهی با کمک‌گرفتن در مدیریت هزینه خانوار ممکن می‌شود، بعضی وقت‌ها با دریافت وام و اعتبار، برخی اوقات با پس‌انداز بهتر و سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌تر؛ وقت‌هایی هم با بیمه و مزایای بازنشستگی اقتصادی‌تر. همه این‌ها کمک می‌کنند که معادله دخل و خرج خانوار، بهتر تراز شود و این کاری است که بیشتر از فین‌تک‌ها برمی‌آید.دغدغه پس‌انداز و کمک فین‌تک‌هاهمچنین یکی دیگر از محورهای کلیدی فراگیری مالی که فین‌تک‌ها می‌توانند در آن نقش مهمی داشته باشند، پس‌انداز است. اغلب افراد تلاش می‌کنند بخشی از درآمد خود را خرج نکنند و کنار بگذارند. این پول کنار گذاشته‌شده را پس‌انداز می‌نامند. افراد به سه دلیل پس‌انداز می‌کنند:۱- می‌خواهند برای هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده، پولی کنار گذاشته باشند. مثلاً اگر اتفاق بدی مثل خرابی خودرو یا بیماری یا نیاز به بازسازی خانه پیش آمد بتوانند از پس هزینه‌هایش برآیند.۲- می‌خواهند برای هزینه‌های پیش‌بینی‌شده، آماده باشند. مثلاً اگر قرار است شهریه دانشگاه بدهند، هدیه عروسی به کسی بدهند یا سفر بروند در زمان مقرر پول کافی داشته باشند.۳- می‌خواهند به دارایی خود اضافه کنند. مثلاً می‌خواهند خانه، گوشی موبایل، لپ‌تاپ یا ماشین جدید بخرند.معمولاً افراد متناسب با شرایط مالی و رفاهی خود ترکیبی از اهداف بالا را دنبال می‌کنند ولی در مراحل مختلف زندگی ممکن است اولویت‌ها متفاوت باشد. پس‌انداز نقدی ساده‌ترین شکل پس‌انداز است. خیلی‌ها در گذشته یک قلک می‏خریدند و هر روز در آن پول می‌انداختند. بعضی‌ها این پول را جایی مثلاً زیر فرش پنهان می‌کردند. الان هم خیلی‌ها یک حساب در بانک باز می‌کنند و مرتب به آن پول منتقل می‌کنند.پس‌انداز در ایران و مسئله‌ای به نام تورمالبته پس‌انداز در ایران یک فرق مهم با اغلب کشورهای دنیا دارد. متاسفانه کشور ما از معدود کشورهای دنیاست که نرخ تورم بالایی دارد. نتیجه طبیعی این تورم، کاهش مستمر ارزش پول است؛ یعنی مثلاً اگر تورم موجود در کشور، منجر به کاهش ۲۰ درصدی ارزش پول در یک سال شود، هر ۱۰۰۰ تومان با ۲۰۰ تومان کاهش ارزش در پایان سال مواجه می‌شود. پس اگر کسی در ابتدای سال هزار تومان پول نقد در قلک انداخته یا زیر فرش پنهان کرده باشد، در انتهای سال در اصل معادل ۸۰۰ تومان پس‌انداز کرده و ۲۰۰ تومان از ارزش پس‌اندازش دود شده ‌و به هوا رفته است. واضح است که این شیوه پس‌انداز منطقی نیست چون آدم‌ها پس‌انداز می‌کنند که توان مالی‌شان بیشتر شود نه اینکه کمتر شود. هرچند که تورم سال‌های اخیر ایران بیش از این مقادیر بوده اما حقیقت این است که در ایران، تورم موضوعی ساختاری است و طبق گفته‌های عبدالناصر همتی، مدیرکل سابق بانک مرکزی، در مقاطعی بنا به دلایلی از جمله تحریم یا کرونا، شوک‌هایی به آن وارد می‌شود.با وجود تورمی که در این سال‌ها همه دیگر به نوعی به آن عادت کرد‌ه‌ایم، اولین راهی که به ذهن افراد می‌رسد این است که پولشان را در حساب‌های پس‌انداز بانکی سپرده کنند که به آنها سود تعلق می‌گیرد. این کار از پس‌انداز پول نقد بهتر است اما ایراداتی هم دارد. در اغلب سال‏های اخیر نرخ سود بانکی از نرخ تورم کمتر بوده‌ پس نرخ بهره واقعی منفی بوده است.فرض کنید شما ۱۰۰۰ تومان را در بانک سپرده کرده‌اید و بانک به شما سود ۱۰ درصد می‌دهد. پس در پایان سال ۱۱۰۰ تومان خواهید داشت. حالا اگر تورم در همان سال باعث کاهش ۲۰ درصدی ارزش پول شده باشد، که معمولاً بیش از این است، ۲۰ درصد از ارزش ۱۱۰۰ تومان شما کم شده و در اصل ۸۸۰ تومان می‌ارزد. پس حتی با سود ۱۰ درصدی بانک، باز هم شما ۱۲۰ تومان ضرر کرده‌اید. این ضرر کمتر از حالتی است که پول نقد نگه دارید ولی باز هم ضرر است.منطق حکم می‌کند پس‌انداز را خیلی سریع به نحوی سرمایه‌گذاری کرد تا حداقل به اندازه نرخ تورم بازدهی داشته باشد. اینجاست که رابطه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری شکل می‌گیرد. برای اغلب آدم‌ها پس‌انداز و سرمایه‌گذاری هم‌معنی و هم‌سو هستند یعنی آنها همان پولی را سرمایه‌گذاری می‌کنند که قبلاً پس‏انداز کرده‌اند.باز هم داستان به این سادگی نیست. روی کاغذ گزینه‌های مختلفی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد اما در عمل هنگام تصمیم‌گیری، گزینه‌ها آنقدر هم متنوع نیستند. مهم‌ترین عامل در این تصمیم، تناسبی است که بین سود و ریسک وجود دارد. هر چقدر افراد سود بیشتری انتظار داشته باشند ریسک آنها هم بالاتر می‌رود یا به بیان دیگر هر چه ریسک بیشتری بپذیرند احتمال دارد سود بیشتری هم ببرند. سود و ریسک دو روی یک سکه هستند. اما از افرادی که پس‌انداز اندکی دارند و سرمایه‌گذاری هم حرفه تخصصی آنها نیست، نمی‌شود انتظار داشت که ریسک‌پذیری زیادی داشته ‌باشند. به همین دلیل خود‌به‌خود گزینه‌های پرریسک حذف می‌شوند.البته سرعت نقدشوندگی هم مهم است. سپرده بانکی نقدشوندگی آنی دارد. سکه و ارز را هم با سرعت خوبی می‌شود نقد کرد. اما مثلاً زمین و ماشین را نمی‌شود فوری فروخت. حتی اگر بخواهید تخفیف بدهید و سریع بفروشید چند روزی طول می‌کشد.ضمن اینکه بسیاری از گزینه‌های سرمایه‌گذاری نیازمند دسترسی به حداقلی از سرمایه هستند. مثلاً شما اگر بخواهید در زمین و ساختمان سرمایه‌گذاری کنید باید حداقل یک سرمایه چند صد میلیونی داشته باشید. اگر بخواهید در بازار سکه سرمایه‌گذاری کنید حداقل به قدر قیمت یک ربع سکه باید پول نقد داشته باشید. صرافی‌ها معمولاً کمتر از یک مقدار ارز را نمی‌فروشند. اگر هم بخواهید در بورس سرمایه‌گذاری کنید و خودتان دانش سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه نداشته باشید باید به سبدگردان‌ها مراجعه کنید اما آنها هم کف سرمایه برای سبدگردانی دارند که این روزها به ندرت کمتر از چند صد میلیون تومان است. پس این حداقل سرمایه مورد نیاز برای ورود به بازارهای مختلف هم می‌تواند در تصمیم‌گیری مهم باشد.همه دلایل بالا باعث می‌شود بخش مهمی از جامعه پس‌اندازهای کوچکش را در حساب بانکی رها کند، در حالی که بانک‌ها هم سپرده‌های پس‌انداز جذابی ندارند. بر اساس گزارش‌های رسمی، متوسط درآمد ماهانه خانوارهای شهری در سال ۱۳۹۹ حدود ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و متوسط هزینه آنها ماهانه ۵ میلیون و ۱۷۵ هزار تومان بوده ‌است. می‌شود حدس زد متوسط پس‌انداز ماهانه خانوارهای شهری ایرانی در این سال کمی بیش از یک میلیون تومان است. این عدد به قدری کم است که کار زیادی با آن نمی‌شود کرد. نظرسنجی‌ها هم همین مطلب را نشان می‌دهند.میزان و بازار سرمایه‌گذاری‌های خرد در ایران و جهانیک نظرسنجی ملی که توسط ایسپا در تابستان ۱۳۹۹ انجام شده نشان می‌دهد، ۳۹.۱ درصد مردم هیچ پس‏اندازی نداشته‌اند. از مابقی آنها که پس‌انداز داشته‌اند پرسیده شده که این پس‌انداز را کجا سرمایه‌گذاری می‌کنند. پاسخ‌ها نشان می‌دهد‌ ۱۷ درصد در بازار زمین و مسکن، ۱۶.۵ درصد در کسب‌وکار شخصی، ۹.۲ درصد در بورس، ۸.۱ درصد در بانک، ۵.۸ درصد در طلا و سکه و در نهایت ۱.۶ درصد در بازار ارز پس‌اندازهای خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند.عموماً در دنیا این پس‌اندازهای کوچک وارد صندوق‌های سرمایه‌گذاری (Mutual Fund) و صندوق‌های بازنشستگی (Pension Fund) می‌شوند. مثلاً در آمریکا ۴۶ درصد خانوارها در صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ۳۱ درصد آنها در صندوق‌های بازنشستگی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در ایران به دلیل انحصاری‌بودن صندوق تامین اجتماعی عملاً صندوق‌های بازنشستگی دیگر وجود ندارند. سهم صندوق‌های سرمایه‌گذاری هم در ایران اندک و بعید است تعداد خانوارهایی که در صندوق‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند به حتی پنج درصد کل خانوارها برسد.اما چرا پس‌اندازهای خرد مردم وارد صندوق‌های سرمایه‌گذاری نمی‌شود؟ قطعاً یک دلیل این است که اغلب نهادهای مالی موجود، بر جذب مبالغ کلان و سرمایه‌گذاران حقوقی تمرکز دارند و به همین دلیل سرویس‏های مناسب برای اشخاص حقیقی با مبالغ اندک ارائه نمی‌دهند. این در حالی است که همین رقم کوچک ماهانه یک میلیون و ۱۲۵ هزار تومان که به نظر اندک می‌آید اگر در تعداد خانوارهای شهری یعنی ۱۸ میلیون خانوار ضرب شود به عددی بالغ بر ۲۰ هزار میلیارد تومان در ماه بدل می‌شود.علاوه بر این، هدایت پس‌اندازهای خرد طبقه متوسط به صندوق‌ها باعث جذب منابع پایدار به بازار خواهد شد، زیرا این اعداد کوچک به صورت تدریجی و با صبوری جذب بازار شده‌اند و به همین دلیل اثر رفتارهای دسته‌ای (Herd Effect) را خنثی کرده و در عین حال ماندگاری بیشتری دارند؛ زیرا صاحبان آنها به دنبال نوسان‌گیری نیستند و انگیزه‌های بلندمدت دارند. از منظر اقتصاد کلان هم هدایت پس‏اندازهای مردم به بازار سرمایه آثار مثبت متعددی دارد.این کار نیازمند ایجاد ابزارهای آنلاین برای پس‏‌انداز خرد (Micro-Saving) است، یعنی محصولاتی که بتوانند پس‌اندازهای کوچک خانوارها را به صورت مستمر و خودکار سرمایه‌گذاری کنند. اینجاست که فناوری مالی با پل‌زدن میان بازار پول و بازار سرمایه به گسترش فراگیری مالی از طریق توسعه پس‌انداز خرد، یاری می‌رساند.از طرف دیگر، امکان رشد اقتصادی از طریق توسعه سرمایه‌گذاری در اغلب نظریات اقتصادی به تأیید رسیده اما موضوع قابل توجه این است که منابع برای سرمایه‌گذاری باید به مولدترین و کارآمدترین بخش‌ها هدایت شوند و این کار جز از طریق افراد و نهادهایی که در این زمینه خبره هستند، کارساز نیست.در حقیقت هدایت سرمایه خرد مردم و پس‌انداز آنها به سمت تولید در یک اقتصاد کارا عامل رشد اقتصادی است و بازارهای مالی این وظیفه را به عهده دارند. از سوی دیگر نهادهای مالی با رشد و توسعه فناوری‌های مالی می‌توانند امکاناتی را در اختیار افراد قرار دهند تا پس‌اندازهای خرد مردم را در مسیر سرمایه‌گذاری درست، مصرف کنند تا با توسعه فراگیری مالی، اقتصاد کشور به رونق برسد و افراد از این طریق، به سودهای قطعی دست یابند.این یادداشت با همکاری دوست عزیزم نیما نامداری (عضو هیئت‌مدیره شرکت بلوط)، با همین عنوان (گسترش فراگیری مالی با توسعه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خرد) در راه‌پرداخت منتشر شده است.در انتها و برای مطالعه بیشتر در حوزه فراگیری مالی، خواندن این سه مقاله پیشنهاد می‌شود:فراگیری مالی چیست و چگونه به برطرف کردن فقر کمک می‌کند؟ (نیما نامداری)«فراگیری مالی» پیشران اصلاح مدل کسب‌وکار بانک‌های ایرانی (مهدیه نوروزیان)فراگیری مالی و نقش بنگاه‌های اقتصادی در آن (تکراسا فارسی)</description>
                <category>داتین</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 20:05:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان تولید یک نرم‌افزار بانکی</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%DB%8C-fte1whp9urfp</link>
                <description>داشتن یک سرویس خوب و در مثالی که قرار است درباره داتین باشد، داشتن یک سرویس بانکی خوب، نیازمند تولید و توسعه مداوم و با برنامه است. اگر علاقه‌مند به دنیای تولید نرم‌افزار باشید یا تصمیم گرفته‌اید که در آینده شغلی خود، این مسیر را پیش بگیرید، شاید برایتان جالب باشد که بدانید در شرکت‌هایی مانند داتین، تولید نرم‌افزار چطور صورت می‌گیرد.برای افرادی مانند من که سال‌هاست در حوزه تولید نرم‌افزار کار می‌کنم، کد نویسی کار سختی نیست اما باید بدانیم که این کدها را با چه هدفی می‌نویسیم و قرار است به چه نتیجه‌ای برسیم. گاهی اوقات این کدزدن از یک نیاز مشتری آغاز می‌شود. بعضی وقت‌ها هم با بررسی بازار یا مشتریان بالقوه از سمت ما، به این نتیجه می‌رسیم که لازم است بهبودی در برنامه‌های بانکی ایجاد کنیم یا یک نرم‌افزار تازه را تولید.در این مسیر تفاوتی ندارد که بخواهیم تنها یک دکمه را تغییر دهیم یا یک نرم‌افزار کاملا جدید تولید کنیم، در هر دو حالت لازم است فرایندی را طی کنیم که در سال‌ها فعالیت به‌درستی آن پی برده‌ایم و همه مراحل آن برای داشتن یک سرویس خوب ضروری است.این مراحل به ‌طور خلاصه، شامل دریافت نیاز مشتری، تولید آن نیاز، تحویل آن، نگهداری و پشتیبانی می‌شود. ما در چارچوب احکام رگولاتوری و بانکداری اسلامی و با توجه به مشتریان مشخصی که داریم، در این مسیر، گام برمی‌داریم. بانک هم در راستای منافع کسب‌وکاری پیشنهادات خود را می‌دهد. در واقع ما به ‌عنوان تامین‌کننده راهکار بانک به آنها پیشنهاد می‌دهیم. در این میان، تلاش ما این است که نیازهای بالقوه آنها را زودتر بشناسیم و برای آن راهکار بدهیم.فرایند تولید نرم‌افزار که بالاتر آن را به‌ طور خلاصه «دریافت نیاز مشتری، تولید آن نیاز، تحویل، نگهداری و پشتیبانی» تعریف کردیم، در واقع به این شرح است:همه‌ چیز از طرح مسئله از سوی مشتری شروع می‌شود. ما برای آنکه فرایند را آغاز کنیم، لازم است مسئله را بشکافیم. برای این منظور، تیم مدیریتمحصول وارد عمل می‌شوند. پیش از هر چیزی بررسی می‌کنیم که آیا اجراکردن آن مسئله اساسا کار درستی است یا نه. ممکن است در بررسی‌ها متوجه شویم که نیاز مشتری، فراتر از نکته‌ای باشد که خودش به آن اشاره کرده است. در این شرایط لازم است با بررسی‌های بیشتر به مشتری کمک کنیم که فراتر از مسئله مطرح‌شده، نیازهای خود را برطرف کند. ما به‌ عنوان مشاور در این مرحله، با بررسی کل اکوسیستم به بانک کمک می‌کنیم تا مسئله مطرح‌شده کامل شفاف شود.پس از این مرحله، لازم است سوال کنیم که آیا با توجه به زیرساخت موجود، حل این مسئله امکان‌پذیر است؟ تحلیل‌گران سیستمی ابتدا نیاز را با موجودی‌های کسب‌وکاری مقایسه می‌کنند تا روش و چگونگی پیاده‌سازی در سیستم را به دست آورند. سپس طی تعامل با برنامه‌نویسان به این سوال پاسخ می‌دهند که «چگونه برای رفع این نیاز کسب‌وکار قدم برداریم که با قابلیت‌های موجود سازگاری داشته و با سایر سیستم‌ها همخوان باشد؟»پس از بررسی این موارد، تحلیل‌گران اسنادی تولید می‌کنند که به نقشه‌ راه تیم تولید تبدیل شده و پیش‌نمایشی از آن نیز، به مشتری ارائه داده می‌شود. پس از آن، برنامه‌نویسان بر اساس تعاملات و اسناد، ماژول مورد نیاز یا محصول را پیاده‌سازی می‌کند. در این مرحله تعاملات بین افراد تیم زیاد می‌شود و این تعاملات می‌تواند تا زمان رسیدن به هدف نهایی، منجر به تغییراتی در طرح اولیه شود.پس از پیاده‌سازی ماژول یا محصول مورد نظر، کار به تسترها سپرده می‌شود تا صحت آنچه پیاده‌سازی شده را از دو نظر بسنجند؛ اول شرایط پذیرش محصول است که آیا نیازهای مطرح‌شده مشتری، پوشش داده شده است؟ دوم قسمت‌های مختلف را می‌سنجند و به این سوال پاسخ می‌دهند که هدف یا نیاز خواسته‌شده، به‌درستی و با هماهنگی سایر اجزای سیستم انجام می‌شود یا نه؟ بسته به بزرگی ابعاد پروژه، تست بار، عملکرد و... نیز توسط تسترها انجام می‌شود. اگر همه ‌چیز در شرایط مطلوب قرار داشته باشد و پروتکل‌های امنیتی لازم نیز، توسط تیم امنیت مورد تایید قرار گرفته شده باشد؛ محصول، ارائه شده و وارد فاز استقرار و نگهداری می‌شود. در این مرحله، نقش تیم‌های استقرار و عملیات بسیار حیاتی است. با توجه به تغییرات زیاد و تنوع محصولات، این مرحله بسیار مهم است. کار باید با دقت تمام انجام شود تا بازخوردهای منفی به حداقل رسیده و کمترین مخاطره را برای بانک به همراه داشته باشد.پس از ارائه سرویس به بانک، در پروسه پشتیبانی و نگهداری هم دو وظیفه وجود دارد: پشتیبانی کسب‌وکاری و نگهداری از محصول در محیط عملیاتی. پشتیبانی کسب‌وکاری محصول، در واحد خدمات مشتریان اتفاق می‌افتد. در این واحد، سوالات و توضیحات مشتریان در حوزه کسب‌وکار پاسخ داده می‌شود و اگر مسئله‌ای وجود داشته باشد که در آن لایه قابل حل نباشد، به واحد پشتیبانی فنی و تولید جهت بررسی و عارضه‌یابی ارجاع داده می‌شود.در لایه دیگر، نگهداری سرویس و بهبود آن در محیط عملیاتی است که در این بخش، تیم‌های عملیات وارد عمل می‌شوند. تیم‌های رصد، شبکه، دیتابیس و... نیز در این مرحله حضور دارند، اما در خط مقدم فعالیت نیستند. مثلا واحد رصد، وضعیت سرویس‌ها را مانیتور می‌کند تا اگر سرویس دچار اختلال شد، به‌سرعت آن را اعلام کند تا اختلالات توسط تیم‌ها برطرف شود. یا به‌طور مثال، تیم‌های سخت‌افزاری و زیرساختی، بستر مناسب جهت نگهداری محصول را ایجاد می‌کنند.این روندی است که تولید محصول بانکی، در داتین طی می‌شود. البته هر کدام از این نقش‌ها، در دل خود فرایندی را طی می‌کنند که این توضیحات، خلاصه‌ای بسیار کوچک از فعالیت‌های آنهاست. تولید، توسعه و نگهداری محصولات نرم‌افزاری بانکی، مستلزم تلاش مداوم و شبانه‌روزی تعداد زیادی از سرمایه‌های انسانی یک شرکت است. آنچه که به آن پرداختیم، تصویر کلی‌ای از این روند از نگاه یک مدیر محصول است.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>فاطمه (سمانه)  حیدری</author>
                <pubDate>Tue, 31 May 2022 12:50:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول، اقتصاد و دیگر هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-yaosdfsqfv7j</link>
                <description>مهم‌ترین ابزار و ابداع بشر را می‌توان پول دانست. چه زمانی‌که این پول به صورت کالاهای مشخصی برای تهاتر بود، یا پس از آن‌که سکه‌ها ضرب شدند و با فاصله زیادی از آن هم اسکناس‌ها پا به عرصه ظهور گذاشتند. حتی امروز که اسکناس‌ها و سکه‌های منتشرشده توسط بانک‌های مرکزی در دنیا عمدتاً بدون پشتوانه هستند یا ارزهای دیجیتال که مستقل از بانک‌های مرکزی و دولت‌ها به حیات خود ادامه می‌دهند، اصلی‌ترین نگاه افراد در زندگی پول است؛ چه وقتی‌که پول به عنوان ابزاری برای مبادله استفاده می‌شود و چه زمانی‌که پول برای ذخیره ارزش کاربرد دارد.پول در طول سال‌ها سه مرحله حیات را پشت سر گذاشته است. پولِ کالایی (Commodity Money) یا کالای واسطه، ابزاری برای تهاتر کالاها بوده است و در هر بازه زمانی و منطقه جغرافیایی، متفاوت بوده است. از گندم گرفته تا سرنیزه. سکه را می‌توان نوع تکامل یافته این پول دانست. پس از آن نوبت به پولِ نماینده (Representative Money) رسید. هر واحد از این پول، نماینده مقدار مشخصی از فلزی قیمتی (مانند طلا و نقره) است که توسط مقام‌های پولی کشور نگهداری می‌شود. پول بی‌پشتوانه (Fiat Money) یا پول اعتباری، آن چیزی است که امروزه با آن زندگی می‌کنیم و ارزش آن ذاتی نیست و ناشی از دولت و قانون است.استفاده از سکه، قرن‌ها قبل از میلاد در جوامع بشری رواج یافته بود و تبادلات بر اساس آن انجام می‌شد. به مرور زمان و به دلیل ناامنی مسیرهای تجاری، برای جابه‌جایی پول (سکه) در سفرها و بین شهرها، آن‌ها را به معتمد شهر می‌سپردند و از او برگه‌ای به عنوان حواله می‌گرفتند. این حواله را در شهرهای دیگر و با ارائه به معتمد آن شهر، به سکه تبدیل می‌کردند. (خود معتمدها در گام‌هایی جداگانه با تبادل این حواله‌ها با یکدیگر، تسویه می‌کردند.) به مرور زمان، خود این حواله‌ها نیز بین مردم دست‌به‌دست می‌شد. با حمایت حاکمیت‌ها این حواله‌ها به بلوغ رسید و اسکناس متولد شد. به دلیل کمبود طلا و دیگر فلزات گران‌بها، پول کاغذی یا همان اسکناس ابداع شد. به نظر می‌رسد از آن‌جایی که چین، اولین کشوری بود که کاغذ را به شکل امروزی آن ابداع کرده بود، اولین اسکناس‌ها در قرن ۱۱ میلادی و در چین با نام چائو (Chao) چاپ شد. این پول به دلیل عدم وجود محدودیت در انتشار، منجر به تورم‌های شدید می‌شد. به همین دلیل، بیش از ۴۰۰ سال نتواست حضور داشته باشد و مجدد سکه‌ها اهمیت پیدا کردند. در ایران نیز در سال ۶۷۳ شمسی (۱۲۹۴ میلادی) اولین پول کاغذی در تبریز به نام «چاو» چاپ شد. چاو به دلیل نداشتن پشتوانه و ضمانت لازم در پرداخت، از جانب بازرگانان مورد استقبال قرار نگرفت و رونق نیافت. اما از قرن ۱۷ میلادی، چاپ اسکناس به صورت امروزی در اروپا و دیگر کشورها رواج یافت. می‌توان گفت مهم‌ترین موضوعی که به رواج اسکناس کمک کرد، تشکیل بانک‌های مرکزی و وجود پشتوانه طلا برای اسکناس‌های منتشر شده بود.در ابتدا (قرن‌های ۱۷ تا ۱۹ میلادی) برای ایجاد اعتماد بین مردم و پایداری پول، برای پول‌ها پشتوانه طلا (یا دیگر فلزات گران‌بها مانند نقره) در نظر گرفته می‌شد. یعنی مابه‌ازای پولی که منتشر می‌شد، بانک‌های مرکزی یا دولت‌ها، طلا ذخیره می‌کردند. در نتیجه معادل پولی که در جامعه و بین مردم بود، طلا در خزانه دولت به عنوان پشتوانه وجود داشت و پول کاغذی هر کشور دارای ارزش معین و ثابتی نسبت به طلا بود. به این موضوع «استاندارد طلا» گفته می‌شود.پیمان برتون وودز۷۳۰ نفر از ۴۴ کشور در هتل مونت واشنگتن گرد هم آمدنددر سال ۱۹۲۹ با شروع رکود بزرگ (Great Depression) که بیش از ۱۰ سال طول کشید، عمیق‌ترین و طولانی‌ترین رکود قرن بیستم شروع شد. یک نمونه از تأثیرات این رکود، افزایش نرخ بیکاری در آمریکا به ۲۵ درصد در سال ۱۹۳۳ بود. در طی سه سال، تولید ناخالص داخلی (GDP - Gross Domestic Product) جهان ۱۵ درصد افت کرد. در مقایسه باید گفت که در بحران مالی (Great Recession) سال ۲۰۰۸، تولید ناخالص داخلی جهان کمتر از شش درصد در طی دو سال افت کرد. گفته می‌شود که یکی از دلایل بروز این رکود، عملکرد بانک مرکزی آمریکا در آن زمان و تأثیرات سلسه‌وار رکود آمریکا بر رکود و اقتصاد جهان است. رکودی که شاید اگر جنگ جهانی دوم و پیمان برتون وودز (Bretton Woods) رخ نداده بود، ممکن بود خیلی بیشتر هم ادامه داشته باشد. با تأثیراتی که جنگ جهانی دوم روی اقتصاد همه کشورها داشت، همکاری‌های اقتصادی و چندجانبه بین کشورها برای ایجاد پایداری اقتصادی در کشورها اهمیت پیدا کرد. کشورها به دنبال ایجاد یک سیستم پولی و مالی بین‌المللی بودند که از آن طریق، همکاری و رشد را بین آن‌ها تقویت کند. در اواخر جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۴، ۷۳۰ نفر از ۴۴ کشور، از متفقین جنگ جهانی دوم، که سال بعد از آن نیز سازمان ملل متحد را تأسیس کردند، در کنفرانس برتون وودز، با فرض اینکه وابستگی اقتصادی کشورها احتمال بروز جنگ بین آن‌ها کاهش می‌دهد، آمریکا را به عنوان قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی مطرح کردند. همه آن کشورها توافق کردند برای گسترش تجارت آزاد و تثبیت مبادلات مالی و ارزش پول، دلار به عنوانه پول معاملات بین‌المللی انتخاب شود. از آن پس دلار تنها پولی بود که ارزش آن نسبت به طلا ثابت بود. آمریکا نگذاشت پول جهانی ساخته شود و ارز ملی خودش را به جهان تحمیل کرد. ارزهای دیگر نرخ تبدیل نداشتند و کشورها حساب‌های بین‌المللی خود را بر اساس دلار محاسبه و تعریف می‌کردند. هر شخصی یا کشوری می‌توانست با ارائه دلار به دولت آمریکا، معادل طلای آن را دریافت کند. این‌گونه بود که دلار محور پولی اکثر مبادلات جهانی شد. هر دو کشوری که می‌خواستند تبادلی انجام دهند، به واسطه اطمینان از دلار و ارزش آن، معاملات خود را بر مبنای آن با یکدیگر انجام می‌دادند. پس از این توافق، هر اونس طلا که معادل ۳۱.۱ گرم طلا بود، با ۳۵ دلار برابری می‌کرد.شوک نیکسونبا گذشت زمان و افزایش تبادلات بین‌المللی، به دلار بیشتری برای این تبادلات احتیاج بود تا بتواند حجم عظیم دلار در گردش را در سراسر دنیا پوشش دهد. در نتیجه طلای بیشتری هم لازم بود تا بتواند پشتوانه این دلارهای جدید باشد. عرضه طلا در اقتصاد جهانی با یک الی یک‌ونیم درصد رشد سالانه مواجه بود در حالی که اقتصاد دنیا سالانه هفت درصد رشد را تجربه می‌کرد. در آن زمان اقتصاد آمریکا هم شرایط خوبی را تجربه نمی‌کرد. هم‌زمان آمریکا از یک سو درگیر جنگ ویتنام بود و از سوی دیگر به یک کشور واردکننده تبدیل شده بود. هزینه‌ها روزبه‌روز بالا می‌رفت و مردم آمریکا در فشار بودند. فرانسه متقاضی معاوضه دلارهایش با طلا بود و اگر تمام بانک‌های مرکزی اروپایی تصمیم می‌گرفتند که دلارهای خود را به طلا تبدیل کنند، آمریکا طلای کافی برای این تبدیل نداشت. در سال ۱۹۷۱ ریچارد نیکسون (رئیس جمهور وقت آمریکا) به منظور کنترل قیمت‌ها چند اقدام اقتصادی هم‌زمان انجام داد که یکی از آن‌ها خروج یک‌جانبه از توافق برتون وودز و تعلیق تبدیل دلار به طلا طبق توافق برتون وودز بود. در پی این تصمیم، همه معامله‌گران و تجار شروع به فروش دلارهای خود کردند که خود منجر به کاهش ارزش دلار شد. سران گروه جی۱۰، که عمدتاً اعضای صندوق بین‌المللی پول (IMF - International Monetary Fund) هستند، گرد هم آمدند و برای مدیریت این بحران تصمیم گرفتند که نرخ ارزهای خود را به یکدیگر گره بزنند. در سال ۱۹۷۳، رسماً نظام نرخ ارز ثابت برتون وودز با نرخ ارز شناور بدون پشتوانه جایگزین شد. از آن زمان، دلار هم مانند دیگر ارزهای دنیا بدون هیچ پشتوانه خاصی و صرفاً به اعتبار قدرت اقتصادی آن کشور منتشر می‌شود. به پول‌های امروزی که هیچ پشتوانه‌ای از طلا ندارند، پول بی‌پشتوانه یا پول فیات می‌گویند. ارزش و اعتبار این پول را دولت‌ها تعیین می‌کنند. این تغییرات باعث شد که ارزش ذاتی پول، با ارزش اسمی آن جایگزین شود.بحران مالی قرن ۲۱با رشد اقتصاد در آمریکا و ایجاد ساختارهای مالی که به مردم آمریکا امکان خرید مسکن را ارائه می‌کرد، مردم به خرید ملک روی آوردند. این تقاضا، خود به خود منجر به ایجاد یک حباب قیمتی در مسکن شد که در سال ۲۰۰۶ به اوج خود رسید. نرخ مسکن از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ بیش از ۵۰ درصد رشد کرد. موسسات مالی به واسطه مشاهده افزایش مستمر نرخ مسکن، با سهل‌گیری بیشتری به متقاضیان وام اعطا کردند، به طوری که گفته می‌شود در سال ۲۰۰۷ مجموع وام‌های اعطایی در حالی به یک تریلیون (هزار میلیارد) دلار رسید که تولید ناخالص داخلی آمریکا در آن سال کمتر از ۱۵ تریلیون و تولید ناخالص داخلی ایران حدود یک‌سوم تریلیون دلار بود. با شروع ترکیدن این حباب و نزول وضعیت اقتصادی، امکان بازپرداخت اقساط برای خیلی از مردم فراهم نبود. این عدم بازپرداخت‌ها منجر به بروز بحران در موسسات مالی آمریکا شد. موسساتی که عمده دارایی آن‌ها وام‌های اعطایی به خریداران مسکن بود، به واسطه عدم پرداخت اقساط و با تصرف مسکن بدهکاران، دارایی‌شان به ملک تبدیل شد. این در حالی رخ داد که به واسطه ترکیدن حباب قیمت مسکن، ارزش این املاک و به تبع آن ارزش دارایی‌های موسسات مالی و اعتباری رو به کاهش بود. این کاهش به صورت دومینووار تشدید می‌شد و آن‌قدر ادامه پیدا کرد تا بسیاری از موسسات مالی آمریکا ورشکست شدند یا با ورشکستگی فاصله‌ای نداشتند. این بحران به حدی شدید و جدی بود که بر اقتصادهای خارج از آمریکا نیز تأثیر گذاشت و کشورها را یکی پس از دیگری دچار بحران کرد.صندوق بین‌الملی پول در سال ۲۰۰۸ برای سال ۲۰۰۹ پیش‌بینی کرد که برای اولین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم، اقتصادهای پیشرفته دنیا برای یک سال کامل، با کاهش تولید ناخالص داخلی مواجه خواهند بود. در این سال و برای اولین بار پس از شروع ثبت اطلاعات آماری اقتصادی کشورها از سال ۱۹۶۰، مجموع تولید ناخالص داخلی جهان بین ۳ تا ۴ هزار میلیارد دلار کاهش داشت و تولید ناخالص داخلی آمریکا با کاهش ۲۶۴ میلیارد دلاری (۲.۵۴ درصدی) بزرگترین کاهش خود را تجربه کرد. کاهشی که از مجموع تمام کاهش‌های قبلی هم بیشتر بود. هرچند که پس از آن در سال ۲۰۲۰ و با ۵۰۰ میلیارد دلار (۳.۴۹ درصد کاهش)، رکورد سال ۲۰۰۹ خود را شکست.ساتوشی ناکاموتوساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) که تاکنون به صورت قطعی مشخص نشده که چه کسی یا گروهی است، در سال ۲۰۰۸ ایده‌ای را مطرح می‌کند که آغازگر تحولی در فضای پولی، بانکی و اقتصادی است. او با ایده زنجیره‌بلوکی (Blockchain) و خلق بیت‌کوین (Bitcoin) بر اساس آن، نشان داد که می‌توان دارایی‌هایی داشت که پشتوانه آن هیچ شباهتی با پشتوانه‌های قبلی بشر نداشته است. تاکنون همه پشتوانه‌های قبلی انسان یا بر اساس کالا بوده است یا بر اساس اعتبار و اقتصاد افراد، سازمان‌ها یا دولت‌ها. اما آن‌چه که ساتوشی عرضه کرد دارایی بود بر اساس توافق جمعی، چیزی که پیش از این نمونه‌ای نداشت. او نشان داد که می‌توان دارایی، پول یا ارزی داشت که وابستگی به دولت‌ها و بانک‌های مرکزی نداشته باشد و آن‌ها را بدون نیاز به بانک‌ها نگهداری کرد. ساتوشی به نوعی نماینده گروهی از افراد بود که مخالف روال‌های فعلی اقتصادی، تسلط بانک‌های مرکزی و دولت‌ها بر پول و اقتصاد بودند و سرمنشا همه مشکلات اقتصادی سال‌های اخیر را همین تسلط می‌دانستند.بیت‌کوین به عنوان اولین رمزارز و مبتنی بر زنجیره‌بلوک اولین بار در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۰ آبان ۱۳۸۷) در سپیدنامه‌ای (وایت پیپر - White Paper) که توسط ساتوشی منتشر و تعریف شد و در ۳ ژانویه ۲۰۰۹ (۱۴ دی ۱۳۸۷) پا به عرضه ظهور گذاشت. اولین بلوک بیت‌کوین که بلوک پیدایش یا بلوک جنسیس (Genesis Block) نیز نام دارد توسط خود ساتوشی استخراج (Mine) شد. او در این بلوک با اشاره به خبر صبح همان روز روزنامه تایمز ضمن اثبات به‌روزبودن بلوک ثبت‌شده، اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی موجود نشان داد.روزنامه تایمز، ۳ ژانویه ۲۰۰۹ (۱۴ دی ۱۳۸۷)پس از آن، دولت انگلیس در اواخر سال ۲۰۰۸ برای کنترل بحران اقتصادی مجبور به تزریق ۵۰۰ میلیارد پوند به بانک‌ها و اقتصاد کشور شد، اما مشکلات اقتصادی جهان و انگلیس طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن بود که با یک تزریق بتواند حل شود. این‌گونه بود که در اوایل سال ۲۰۰۹ نیز بانک‌های انگلیس به کمک مجدد احتیاج پیدا کردند. صبح روز ۳ ژانویه ۲۰۰۹، روزنامه تایمز این خبر را درج کرده بود: «صدراعظم در آستانه اهدای دومین کمک مالی به بانک‌هاست.» این همان متن مخفی‌شده در بلوک پیدایش بیت‌کوین است تا ساتوشی به جهانیان یادآوری کند که بانک‌ها کاملاً ناتوان بوده، فقط برای اقتصاد مشکل‌زا هستند و به طعنه بیت‌کوین را راه‌حل این مشکلات می‌داند. درج خبر روزنامه تایمز در بلوک پیدایش بیت‌کوین باعث شد که آن نسخه از روزنامه تایمز، بین کلکسیون‌دارها از ۱۰.۰۰۰ تا ۱.۰۰۰.۰۰۰ دلار معامله شود.هر چند که هر بیت‌کوین امروز حدود ۴۰ هزار دلار ارزش دارد و تا حدود ۷۰ هزار دلار هم بالا رفته بود، اما در شروع ارزش مالی خاصی نداشت. تا آن‌جا که در ۲۲ می ۲۰۱۰ (۱ خرداد ۱۳۸۹) که کمتر از یک‌سال‌ونیم از عمر بیت‌کوین می‌گذشت، لازلو هانیک (Laszlo Hanyecz) برای دریافت دو عدد پیتزا، ۱۰ هزار بیت‌کوین به جرمی استردیونت (Jeremy Sturdivant) پرداخت کرد. این گران‌ترین پیتزایی بود که هر انسانی ممکن است در طول تاریخ خورده باشد. طرفداران بیت‌کوین به افتخار این موضوع و برای یادآوری رشدی که بیت‌کوین در این سال‌ها داشته، این روز را «روز پیتزا» نامیده‌اند.برای دو تا پیتزا ۱۰,۰۰۰ بیت کوین پرداخت می‌کنم. می‌شه گفت شاید دو تا پیتزای بزرگ که بتونم برای فردام هم نگه دارم. پیتزای پس مونده رو که بتونم ازش آروم‌آروم بخورم، دوست دارم. می‌تونید خودتون برام پیتزا درست کنید و بیارید یا برام سفارش بدید تا بیارن دم خونم اما هدفم اینه که پولشو با بیت‌کوین پرداخت کنم. نمی‌خوام خودم درست کنم یا سفارش بدم. یه جورایی مثل هتل که درخواست میز صبحونه می‌کنی و اونا برات میارن و تو حالشو می‌‌بری! دوس دارم روی پیتزام پیاز، فلفل، سس، قارچ، گوجه فرنگی، پپرونی و از این‌جور چیزا باشه. یه چیز استاندارد و معمولی. نه اینکه چاشنیای عجیب و غریب بهش اضافه شده باشه. پیتزاهای پنیری معمولی هم دوست دارم که درست‌کردنش خیلی سخت و هزینه‌بر نیست. اگر علاقه‌مند هستید، بهم خبر بدید تا معامله رو انجام بدیم. با تشکر لازلودر حال حاضر بیش از ۷۳۰ هزار بلوک در بیت‌کوین وجود دارد و پردارایی‌ترین کیف پول حدود ۳۰۰ هزار بیت‌کوین را در خود دارد.دیگر رمزارزهاظهور بیت‌کوین شروع تحولی بود که منجر به شکل‌گیری رمزارزها شد. پنج سال بعد از بیت‌کوین و در اواخر سال ۲۰۱۳ ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) سپیدنامه‌ای برای یک زنجیره‌بلوک با قابلیت قراردادهای هوشمند را منتشر کرد که تولید و توسعه آن از ۲۰۱۴ شروع شد. در نتیجه در ۳۰ جولای ۲۰۱۵ (۸ مرداد ۱۳۹۴) زنجیره‌بلوک اتریوم (Ethereum) و رمزارز اتر (Ether - ETH) عملیاتی شد. در حالی که برداشت جامعه بر این است که اتر، اولین رمزارز بعد از بیت‌کوین است، اما با نگاهی به تاریخچه رمزارزها دیده می‌شود که به عنوان نمونه، هرچند که نسخه پایدار ریپل (Ripple - XRP) در ۲۰۱۸ عرضه شد، اما نسخه اولیه و ابتدایی آن از سال ۲۰۱۲ عملیاتی بوده است. به این مثال برخی از رمزارزهای منشعب (Fork) شده از بیت‌کوین را هم می‌توان اضافه کرد. بهره‌برداری از رمزارزهای اولیه و افزایش قیمت آن‌ها، منجر به شکل‌گیری رمزارزهای دیگر شد. رمزارزهایی چون لومن/استلار (Lumen - XLM / Stellar)، دش (Dash - DASH)، تتر (Tether - USDT)، لایت‌کوین (Litecoin - LTC) و دوج‌کوین (Dogecoin - DOGE) بخشی از بیش از ۱۰ هزار رمزارزی است که در حال حاضر در بازار رمزارزها حضور دارند و مبادله می‌شوند. بیت‌کوین کش (Bitcoin Cash - BCH) و بیت‌کوین گلد (Bitcoin Gold - BTG) هم بخشی از چندین رمزارزی هستند که از بیت‌کوین منشعب شده‌اند. در حالی که امروز حجم بازار بیت‌کوین (ارزش کل بیت‌کوین‌های استخراج‌شده) حدود ۷۷۰ میلیارد دلار است، ارزش کل رمزارزها به ۱۹۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. این در حالی است که فقط سه کشور در قاره آسیا هستند که تولید ناخالص داخلی آن‌ها بیش از دو هزار میلیارد دلار است؛ چین، ژاپن و هند.زنجیره‌بلوک در تجربه‌ای جدیدبا بروز زنجیره‌بلوک، استفاده‌های مختلفی از آنها علاوه بر انتقال وجه و تراکنش‌های نظیر به نظیر، در طول زمان در حال شکل‌گیری بود. از قراردادهای هوشمند و رأی‌گیری گرفته تا ردگیری در زنجیره تأمین. در ماه می ۲۰۱۴ (بهار ۱۳۹۴) یک کلیپ ویدئویی/ هنری در شبکه نِیم‌کوین (Namecoin - NMC) عرضه و به نرخ چهار دلار به فروش رفت. طبق آن‌چه تا امروز می‌دانیم، این اولین تجربه از عرضه یک توکن غیرمثلی یا ان‌اف‌تی (NFT – Non-Fungible Token) است. تفاوت این توکن‌ها با دیگر توکن‌ها در این است که در حالت عادی دو توکن از یک نوع با یکدیگر برابر و هم‌ارزش هستند اما توکن‌های غیرمثلی مانند دو نقاشی از ونگوک با یکدیگر متفاوت هستند، هر چند که هر دو خالق یکسانی دارند. در اواخر سال ۲۰۱۵ اولین پروژه ان‌اف‌تی عملیاتی شد اما استفاده از آن‌ها تا سال ۲۰۱۷ که استاندارد ۷۲۱ برای تولید یک توکن یکتا در شبکه اتریوم منتشر شد، شناخته‌شده و همه‌گیر نبود. در این سال کریپتوپانک‌ها (CryptoPunks)، مجموعه‌ای شامل ۱۰ هزار شخصیت کارتونی، کریپتوکیتیز (CryptoKitties)، بازی ویدئویی شامل گربه‌های مجازی یکتا و برخی دیگر از پروژه‌های مشابه عملیاتی شدند تا شروعی برای فراگیری ان‌اف‌تی‌ها رقم بزنند. این توکن‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شوند و قیمت آن‌ها بالاتر می‌رود. از این رو برخی از کارشناسان این موضوع را با حباب دات-کام (Dot-Com Bubble) مقایسه کرده‌اند. این موضوعی است که آینده مشخص خواهد کرد.نمونه‌هایی از کریپتوپانک‌هامعاملات این توکن‌ها روزبهروز بیشتر شده و در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ به یکی از معاملات پرطرفدار تبدیل شده است. پانک‌ها به صورت متوالی معامله می‌شوند. در حال حاضر رکورد گران‌ترین پانک به شماره ۵۸۲۲ با قیمت ۸ هزار اتر (معادل ۲۴ میلیون دلار در زمان معامله) می‌رسد. اما بزرگ‌ترین معامله ان‌اف‌تی مربوط به توکن «همه‌روز: ۵۰۰۰ روز اول» است که حدود ۳۸.۵۰۰ اتر (معادل ۶۹ میلیون دلار در زمان معامله) به فروش رفت.اما این پایان راه نیستاز زمانی که بیت‌کوین به ۱۰۰ دلار رسید، این سوال همیشه مطرح بوده که آیا بیشتر از این هم رشد می‌کند یا خیر؟ وقتی به هزار و حتی ۱۰ هزار دلار هم رسید همین ابهام مطرح بود. یا آنکه آیا بیت‌کوین حباب قیمتی دارد یا خیر؟ وقتی از ۲۰ هزار دلار در اواخر سال ۲۰۱۷ به ۳ هزار دلار در اوایل سال ۲۰۱۹ رسد یا حتی زمانی که از ۷۰ هزار دلار به ۴۰ هزار دلار رسید، خیلی‌ها این موضوع را به عنوان اثبات حباب قیمت بیت‌کوین مطرح کردند. اما تجربه نشان داد که نه این شد و نه آن. نه همیشه رو به بالا رفت و نه حباب قیمتی داشت. همین موضوع در مورد ان‌اف‌تی هم برقرار است. هنوز معلوم نیست که آینده ان‌اف‌تی‌ها به چه صورت خواهد بود. آیا به اوج خود رسیده یا هنوز شروع یک مسیر است. شاید هم مانند برخی از فناوری‌ها دوره خاصی دارد و بعد از آن رو به افول خواهد گذاشت.اما آن چیزی که بدیهی است این است که «این پایان راه نیست». فناوری، به ویژه فناوری زنجیره‌بلوک نشان داده که بستری مناسب برای خلق ایده‌های جدید است؛ ایده‌هایی که بعضاً می‌تواند مشکلات بزرگی در دنیا را حل کند و یا حتی بستری برای سوداگری باشد. باید منتظر ماند تا دید ترکیب خلاقیت انسان و قدرت فناوری، چه آورده‌ای برای‌مان خواهد داشت.این یادداشت با همین عنوان (پول، اقتصاد و دیگر هیچ) در ویژه‌نامه شماره ۱۰۰ نشریه پیوست منتشر شده است.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sun, 15 May 2022 19:42:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر فناوری اطلاعات بر صنعت خدمات مالی – رویکرد تاریخی به ایران و جهان</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-ed70rdubdpah</link>
                <description>«سال ۱۳۷۴ بود و من با شوق و ذوق فراوان از شهر خودمان راهی تهران شدم تا تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران شروع کنم. یکی از اولین موضوعاتی که در مسیر زندگی جدیدم پیش آمد، «مدیریت نقدینگی» بود. مجبور بودم هر هفته یک یا بعضا چند بار به بانک مراجعه کنم و از حسابم پول بردارم. رفت‌وآمد به بانک، آن هم در ساعت اداری و معطلی در صف‌های طویل آن زمان وقت زیادی را از من می‌گرفت. تازه وقتی نوبت به من می‌رسید، با خجالت دفترچه حسابم را به کارمند بانک می‌دادم و می‌گفتم لطفا ۵۰۰ تومان به من پول بدهید! واقعا بین آن همه ارباب‌رجوع، کار من از همه پیش پا افتاده‌تر بود. دنبال راهی بودم که این معضل را حل کنم تا اینکه در گوشه شمالی میدان انقلاب چشمم به دستگاهی افتاد که آن زمان «عابربانک» نامیده شده بود و این شد شروع تجربه شخصی من در استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک. اینقدر این موضوع نو بود که بارها و بارها پیش آمده بود که وقتی سراغ دستگاه عابربانک می‌رفتم تا پول بگیرم، چند نفر دور من جمع می‌شدند و با تعجب تماشا می‌کردند که من چه کاری انجام می‌دهم!»تاریخچه ظهور فناوری اطلاعاتاولین رایانه مکانیکی در سال ۱۸۳۳ توسط چارلز بابیج اختراع شد. به همین دلیل، بابیج را پدر رایانه‌ نامیده‌اند. البته کامپیوترهای اولیه بسیار بزرگ و کند بودند. اولین دستگاه‌های شبیه به رایانه‌های امروزی تا اواسط قرن بیستم توسعه نیافتند. در این زمان یک کامپیوتر الکترومکانیکی آنالوگ مجتمع و فشرده، روی یک زیردریایی نصب شد تا با استفاده از اصول هندسه و ریاضی، مشکل شلیک اژدر به اهداف متحرک را حل کند. از نیمه دوم قرن بیستم، توسعه و پیشرفت رایانه‌ها با سرعت بالایی شکل گرفت. رایانه سبب ایجاد فناوری جدیدی با عنوان «فناوری اطلاعات» شد. اصطلاح فناوری اطلاعات اولین بار در سال 1958 در هاروارد بیزینس ریویو منتشر شد، زمانی که نویسندگان هارولد جی لیویت و توماس سی ویسلر گفتند: «فناوری جدید هنوز یک نام ثابت ندارد، ما آن را فناوری اطلاعات می‌نامیم.» در این فاصله کوتاه، این فناوری چنان تاثیری بر ابعاد مختلف زندگی بشر گذاشت که عصر حاضر را نیز «عصر اطلاعات» نامیده‌اند. فناوری اطلاعات مزایا و فواید متعددی دارد که از جمله می‌توان این موارد را برشمرد:· بهبود بهره‌وری· ارتباط بهتر و ساده‌تر بین افراد· صرفه‌جویی در زمان انجام فرایندها و وظایف· امکان ارائه آموزش و کار از راه دور· حل مشکلات پیچیده به کمک هوش مصنوعی· امنیت و سهولت بیشتر در تراکنش‌های مالی· کمک به سلامتی و کشف درمان‌های جدیدورود فناوری اطلاعات به صنعت مالییکی از جنبه‌های مهم تاثیر فناوری اطلاعات، حوزه خدمات مالی یا صنعت خدمات مالی بوده است. حوزه خدمات مالی مطابق تعریف OECD مالی مجموعه‌ای از موسسات، ابزارها و چارچوب نظارتی است که امکان انجام معاملات از طریق ایجاد و تسویه بدهی یا اعطای اعتبار را فراهم می‌کند. به بیان دیگر حوزه خدمات مالی بخشی از اقتصاد است که از شرکت‌ها و مؤسساتی تشکیل شده است که خدمات مالی را به مشتریان تجاری و خرده‌فروشی ارائه می‌کنند. این بخش شامل طیف گسترده‌ای از صنایع از جمله بانک‌ها، شرکت‌های سرمایه‌گذاری، شرکت‌های بیمه و بنگاه‌های مالی و کارگزاری است. خدمات مالی، سابقه‌ای به قدمت تمدن بشری دارند و طی زمان دستخوش تغییرات و توسعه‌های متعددی شده‌اند، اما با ظهور فناوری اطلاعات به جرات می‌توان گفت انقلابی در این حوزه رخ داد.در دهه 1960، مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری مانند اد تورپ و مایکل گودکین پیشگام استفاده از کامپیوتر در معاملات آربیتراژ[1] شدند. به فاصله کوتاهی، کامپیوترها به بانک‌ها راه یافتند. در سال 1967 اولین دستگاه خودپرداز دنیا بیرون از شعبه بارکلیز در انفیلد، شمال لندن نصب و راه اندازی شد. از 27 ژوئن 1967، مشتریان این شعبه، دیگر مجبور نبودند برای دسترسی به پول نقد خود به باجه‌های بانک که اغلب در اواسط بعدازظهر تعطیل می‌شدند، متکی باشند. این اولین تاثیر ملموس فناوری اطلاعات در حوزه خدمات مالی برای عموم مردم بود: عدم وابستگی به زمان در دریافت خدمات مالی.در قلب نوآوری‌های حوزه بانکی، مین‌فریم‌ بود که توسط IBM در دهه 1950 توسعه یافت و در انواع عملکردهای بانکی به کار گرفته شد. سری IBM 1400 که در سال 1959 معرفی شد و سیستم ممتاز IBM/360 که در سال 1964 به عنوان اولین سری کامپیوترهای سازگار رونمایی شد، کاربرد گسترده‌ای در بانک‌ها پیدا کرد.شکل 1. سیستم اطلاعاتی طراحی شده برای بانک‌ها. سیستم پردازش داده بانکی مدل IBM 1450 در سال 1968 به عنوان یک سیستم مدیریت داده کم هزینه که به طور خاص برای بانک‌ها طراحی شده بود، معرفی شدفناوری اطلاعات علاوه بر تسهیل و تسریع در خدمات مالی موجود، حوزه‌های جدیدی در خدمات مالی گشود و منجر به تعریف اصطلاح جدیدی تحت عنوان «بانکداری مجازی» شد. بانکداری مجازی به طور گسترده به عنوان ارائه خدمات بانکی از طریق ابزارهای غیر از شاخه‌های فیزیکی سنتی اطلاق می‌شود. بانکداری مجازی در قالب‌های متعددی همچون خودپرداز، تلفن بانک، بانکداری خانگی و بانکداری اینترنتی عرضه شد. اولین بانک مجازی کاملاً پیشرفته، بانک فرست سکوریتی (SFNB) است. این بانک در اکتبر 1995 در ایالات متحده تاسیس شد و از آن زمان تاکنون توجه زیادی را در جوامع مالی و فناوری اطلاعات به خود جلب کرده است.این حوزه به بانکداری مجازی محدود نشد و در ادامه مسیر توسعه خود، نئوبانک‌ها را شکل داد. یک نئوبانک یا بانک بدون شعبه، صد درصد دیجیتال است و به جای شعبه‌های فیزیکی سنتی، از اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌های آنلاین برای ارتباط و ارائه خدمات به مشتریان خود استفاده می‌کند. اصطلاح نئوبانک برای اولین بار در سال 2017 برای توصیف ارائه‌دهندگان خدمات مالی مبتنی بر فناوری که بانک‌های سنتی را به چالش می‌کشیدند، ابداع شد. با این حال، نئوبانک‌ها سال‌ها پیش، بین سال‌های2013 تا ۲۰۱۵ ظاهر شدند. برخی از اولین بازیگران این حوزه در بریتانیا و آلمان شروع به کار کردند، از جمله Monzo، Revolut، N26 و Atom Bank.شکل‌گیری فین‌تک‌هااز سوی دیگر اتحاد ناگسستنی میان فناوری اطلاعات و صنعت خدمات مالی منجر به شکل‌گیری گزاره جدیدی با عنوان «فین‌تک» شد. فنآوری مالی (فین‌تک) برای توصیف فناوری جدیدی استفاده می‌شود که به دنبال بهبود و خودکارسازی تحویل و استفاده از خدمات مالی است. در هسته خود، فین‌تک برای کمک به شرکت‌ها، صاحبان مشاغل و مصرف‌کنندگان برای مدیریت بهتر عملیات مالی، فرایندها و زندگی خود با استفاده از نرم‌افزارها و الگوریتم‌های تخصصی که در رایانه‌ها و به طور فزاینده‌ای در گوشی‌های هوشمند به کار گرفته می‌شوند، استفاده می‌شود. فین‌تک،خلاصه شده اصطلاح «فناوری مالی (Financial Technology)» است.هنگامی که فین‌تک در قرن بیست و یکم ظهور کرد، در ابتدا به فناوری‌های به کار رفته در سامانه‌ها و نرم‌افزارهای مورد استفاده در مؤسسات مالی موجود اطلاق شد. با این حال، از آن زمان به بعد گرایش به سمت خدمات مصرف‌گرایانه‌تر و در نتیجه تعریف مشتری‌محورتر از این اصطلاح رفت.. فین‌تک اکنون بخش‌ها و صنایع مختلفی مانند آموزش، بانکداری خرد، بیمه، جمع‌آوری سرمایه و مدیریت سرمایه‌گذاری را شامل می‌شود. همچنین شامل توسعه و استفاده از ارزهای دیجیتال مانند بیت‌کوین است.تجربه کشور خودمان، ایراندر ایران اولین کامپیوتر سال ۱۳۴۱ به کشور وارد شد. دو سال بعد بانک ملی ایران اولین بار کامپیوتر را در صنعت بانکی به خدمت گرفت و این شد شروعی برای بهره‌گیری از فناوری اطلاعات در صنعت بانکی کشور. به این ترتیب یکی از اولین حوزه‌هایی که در ایران و با فاصله کوتاهی از جهان، از فناوری اطلاعات استفاده کرد، حوزه مالی و بانکی بود. آهنگ رشد استفاده از فناوری اطلاعات در حوزه مالی کشور در دهه ۵۰ شمسی با فعال شدن شرکت‌های انفورماتیکی و همچنین شروع دوره‌های آکادمیک کامپیوتر سرعت گرفت. در دهه1350 در مجموعه بانک‌های کشور از 22 کامپیوتر بزرگ و متوسط، 85 مینی کامپیوتر استفاده می‌شد.در اواخر دهه‌ی 1360 پس از وقفه‌ای که به دلیل شرایط انقلاب و جنگ در کشور رخ داده بود، بانک‌های کشور مجددا به سیستم اتوماسیون عملیات بانکی و رایانه‌ای کردن ارتباطات خود توجه نشان دادند. حرکت به سمت بانکداری الکترونیکی از اوایل دهه‌ی70 آغاز شد. زیرساخت‌های بانکداری الکترونیکی یکپارچه در دهه 70 ایجاد شد و دو بانک بزرگ کشور (بانک‌های ملی و صادرات ایران) سیستم یکپارچه بانکی خود را عملیاتی کردند. با راه‌اندازی این سیستم‌ها، به تدریج حساب‌های سنتی که دسترسی به آنها برای صاحب حساب تنها از طریق مراجعه حضوری به شعبه افتتاح‌کننده حساب مقدور بود، به حساب‌های سیبا در بانک ملی ایران و سپهر در بانک صادرات ایران تبدیل شد. با استفاده از این سیستم‌ها، صاحب حساب برای انجام امور بانکی‌، دیگر نیازی به مراجعه حضوری به شعبه افتتاح‌کننده حساب نداشت.ورود بانکداری الکترونیک به کشور با راه‌اندازی دستگاه‌های خودپرداز اتفاق افتاد. اولین دستگاه خودپرداز در بهمن سال ۱۳۵۱ در تهران نصب شد. هر چند از توسعه و ادامه این فعالیت اطلاعات دقیقی در دست نیست، اما شواهد نشان می‌دهد که دستگاه‌های خودپرداز تا سال ۱۳۷۱ در کشور توسعه چندانی نداشتند و حتی شاید عمر فعالیت اولیه آنها بسیار کوتاه بوده است. در این سال، بانک سپه ۱۲ دستگاه خودپرداز در کشور فعال کرد، اما توسعه آن در این بانک به کندی پیش رفت. پس از آن نیز در سال ۷۷، بانک ملی به این حوزه ورود کرد و با توسعه خوبی که داشت عملا توانست استفاده از این دستگاه‌ها را در کشور فراگیر کند. بعد از آن به تدریج تمامی بانک‌های کشور به این حوزه ورود کردند. نقطه عطف این حوزه با راه‌اندازی سیستم شتاب یا شبکه‌ی تبادل اطلاعات بین بانکی در سال 1381 رخ داد. شتاب در ابتدا با ایجاد ارتباط بین دستگاه‌های خودپرداز سه بانک صادرات، کشاورزی و توسعه‌ی صادرات آغاز به کار کرد.و اما ادامه‌ی راه...در حال حاضر چنان پیوندی بین فناوری اطلاعات و صنعت مالی شکل گرفته است که حتی در کوچک‌ترین بنگاه‌های اقتصادی نیز حضور فناوری اطلاعات مشاهده می‌شود. این مسیر همچنان ادامه خواد داشت و در ادامه شاهد حضور پررنگ‌تر فناوری‌های پیشرفته‌تر در این حوزه خواهیم بود به گونه‌ای که مواردی همچون هوش مصنوعی، رباتیک و زنجیره بلوک‌ها آینده صنعت مالی را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد. همچنین، موضوعاتی مانند شناخت مشتریان، اعتبارسنجی، مدیریت ریسک و کشف تقلب متاثر از پیشرفت‌های جدید در حوزه فناوری اطلاعات خواهند بود و ابزارها و کانال‌های ارتباط الکترونیکی با مشتریان توسعه قابل توجهی خواهد یافت. بنابراین مجموعه این موارد، تسهیلات و قابلیت‌های متعددی را هم برای مشتریان و هم برای مدیران و مالکان موسسات مالی فراهم خواهد ساخت.[1] معاملات با سود تضمین شدهاین مقاله با عنوان «بانکی که بود، بانکی که نیست، تاثیر فناوری اطلاعات بر صنعت خدمات مالی» در یکصدمین شماره «ماهنامه پیوست» نیز منتشر شده است. اگر اشتراک این ماهنامه را داشته باشید، می‌توانید از اینجا بخوانید.</description>
                <category>داتین</category>
                <author>علی رضا نمازی</author>
                <pubDate>Sat, 14 May 2022 18:10:54 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>