وقایع اینترنتیه - سرگشاده‌ای به ناجامعه نرم‌افزار آزاد

جامعه نرم‌افزار آزاد ایران، منفعل‌ترین، بدردنخورترین و بی‌خودترین جامعه‌ای است که تا کنون به وجود آمده. این را منی می‌گویم که از سال ۱۳۹۰ تا الان، پای ثابت این جامعه بوده‌ام. از انجمن فارسی اوبونتو گرفته تا جشن‌های انتشار و همچنین داستان‌هایی مانند گروه‌های کاربری گنو/لینوکس مشارکت داشته‌ام.

در یک هفته اخیر، به جز شخص سهراب بهدانی، شهریار قاسم‌پور، علی صفامنش و خودم تقریبا تمامی دوستان نرم‌افزار آزادی، ساکت بوده‌اند. حتی نیامدند در ویرگول چیزی بنویسند. سوالی که پیش می‌آید این است، چطور وقتی که حمایت مالی چندصد میلیونی از ابرآروان، داریاهمراه، دیجی‌کالا و ... مطرح می‌شود، نفرات اول صف هستید؟

چطور است که برای یک اندروید بزک‌شده که هر بچه‌ای می‌تواند بهترش را در خانه بسازد، می‌شوید وکیل مدافع شیطان و حتی تبلیغاتچی و نوکر بی‌جیره و مواجب داریا همراه؟ چطور است که ارائه‌دهندگان تهلاگ را «ابر آروان» باید تایید کند که مبادا چیزی ضد آروان نگوید یا در گذشته‌ای، چیزی ضد آنان نگفته باشد؟

گروه دیگری هم که مشخصا هر چند سال یک بار یک دبیان یا اوبونتو بزک می‌کنند، به عنوان سیستم‌عامل بومی ارائه می‌کنند و متاسفانه شخصا در یکی از این پروژه‌ها مشارکت کرده‌ام که شخصا همینجا از عموم آحاد جامعه ایرانی عذرخواهی می‌کنم که در چنین پروژه ننگینی سهیم بوده‌ام. این در حالیست که اینان، حتی قادر نبوده‌اند تقویم جلالی را به کتابخانه‌های بومی لینوکس اضافه کنند و در نهایت مجبور به استفاده از یک افزونه جاوااسکریپتی برای میزکار گنوم شده‌اند.

گروه سومی نیز هستند که کارشان این است که طوری برابرگزینی و معادل‌سازی کنند که حتی اگر حکیم ابولقاسم فردوسی (روحش قرین رحمت) و علامه علی‌اکبر دهخدا (روحش قرین رحمت) را از گور بیرون کشیده و بگوییم که بخوان، خودشان ریخته و پشم‌هایشان باقی می‌مانند.

سوال این است که آیا تنها دغدغه شما عزیزان سهراب است و پارچش؟ که نمی‌توانید او را مورد آزار و اذیت سایبری قرار دهید و ناراحت هستید؟ اگر چنین است همین امشب از سهراب میخواهم پروژه پارچ را تمام کند. آیا مشکلتان این است که چهار نفر نمی‌توانند LMO نصب کنند؟ یا مشکلتان این است که کسی به DNS نمی‌گوید ساناد؟ خلاصه اگر مشکلتان این هاست، یا خیلی بیرون از مرحله هستید یا از چنین زندان دیجیتالی، دارید سود می‌برید و از این دوحالت خارج نیست.

در نهایت یادتان باشد که در نرم‌افزار آزاد، آزادی بر نرم‌افزار مقدم است. وگرنه نرم‌افزار که وجود دارد. همیشه غیرآزادها بهتر و کارراه‌اندازتر از آزادها هم بوده‌اند. چیزی که باعث می‌شود امثال من و سهراب و شهریار و ...؛ هنوز کمی به این معنا و مفهوم پای‌بند باشیم این است که نرم‌افزار آزاد اصلا درباره نرم‌افزار نیست، در مورد حق شما بر این است که بدانید پشت پرده چه خبر است.

و متاسفم که در این روزها، حتی از آنتی‌ویروس کسپرسکی هم صدایی آمد ولی از شما عزیزان خیر. امیدوارم دفعه بعدی که دیدمتان، از کلمات قلمبه و سلمبه و حمایت از آزادی دیجیتال حرفی نزنید که کلاهمان بدجور در هم می‌رود. دست از توهم مسیح‌گونگی برداشته و قدمی واقعی برای آزادی‌های دیجیتال بردارید.

در پایان متشکرم از این که در این مقال همراه ما هستید. همچون مقالات گذشته، می‌توانید اخبار و تحلیل‌های خود را به آدرس haghiri75@chmail.ir ارسال نمایید تا بازتاب داشته باشد.