معضلی به نام نظام آموزشی

چند روز پیش تو شرکت داشتم در مورد معضلات سیستم آموزشی کشور صحبت میکردم و حدود بیست نفر آدمی که اونجا بودیم واکنش‌ها به نتیجه خروج از سیستم آموزشی کشور جالب بود(البته الان که فکر میکنم جالب نبود، بدیهی بود). به جز یکی دونفر که اعتقاد داشتن یه سری چیزها یاد گرفتن و به دردشون خورده بقیه حس مثبتی به دوران مدرسه نداشتن و جالبتر واکنش‌ها نسبت به سوالم در رابطه با دانشگاه بود که مثبت ترین فیدبک به بخش خوش گذشتن دانشگاه بود و نه محتوای آموزشی و خروجی دانشگاه.

از این بگذریم یه اتفاق جالبی که تو حوزه‌ی کاری خودم تجربه کردم زیاد بودن آدمهای متخصصی هست که رشته تحصیلی شون کمترین ارتباطی به آی‌تی داشته. نمونش خودم (البته من متخصص نیستم).

کارکرد کلیدی سیستم آموزشی مهارت آموزی و آماده سازی فرد برای آینده و زندگی است اما در همین ایران خودمون سیستم آموزشی به جز محتوای ناکارآمد و به درد نخور و فرسوده کردن فرد، در نهایت فردی را تحویل جامعه میده که بسیاری از پایه ای ترین موارد در رابطه با زندگی شخصی، ارتباطش با سایر افراد ، فعالیت در جامعه و ... را نه تنها بلد نیست بلکه الگویی هم برای یادگیری ندارد که این مساله منجر به بروز معضلات دیگری در سطح جامعه میشه.

به شکل دیگه ای به قضیه نگاه کنیم، اگر فردی هستید که دانشگاه رو تموم کردید و الان دنبال کار میگردید برگردید و ببینید تمام وقت و هزینه ای که دوران مدرسه و دانشگاه براتون چه دولت چه خانواده و یا حتی خودتون انجام دادید خروجی حاصلش چه بوده و مقایسه ای با کشورهای پیشرفته تر داشته باشید. در اطرافتون چه مقدار آدم میتونید پیدا کنید که از سیستم آموزشی رضایت داشته باشن؟

لازمه اشاره کنم مساله در رابطه با مدرسه یا دانشگاه نیست که این دو محصول تفکر حاکم بر سیستم آموزشی ما هستند، با اینکه تقریبا هرچند وقت یکبار اخباری در رابطه با تغییراتش میشنویم اما حقیقتا شک دارم روح این نظام آموزشی بخواد تغییر کنه. در ایران ما استاد تغییر ظاهر هستیم بدون اینکه باطن ماجرا تغییر کنه و در نهایت هم در ارزیابی ها به شکلی مساله ماستمالی میشه...

رشته‌ی تحصیلی من تو دانشگاه مترجمی زبان انگلیسی بوده و من حین ورود به دانشگاه زبان انگلیسیم خوب بود بنابراین چالشی برای پاس کردن دروس نداشتم در طول چهارسال تحصیل، اصلا به این دلیل این رشته رو انتخاب کردم که وقت داشته باشم تو حوزه مورد علاقم کار کنم و همینکارو هم کردم چون حقیقتا نمیخواستم از حوزه‌ی کاری فعلیم متنفر بشم. (در درستی مسیرم و اینکه کس دیگه ای اینکارو بکنه یا نه همینو بگم که مساله و تصمیم گیری بر اساس شرایط و شخصی هست و نمیشه نسخه صادر کرد برای دیگران). وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، از یک سالی که فرصت داشتم تا دفترچه پست کنم نهایت استفاده رو کردم و کلی کار انجام دادم و در نهایت هم از خوش شانسی من دوره خدمت عصرهاش در اختیار خودم بودم و به کارام میرسیدم. این مورد رو اگر عمومی تر بررسی کنیم خیلی از آقایون شانسی که من داشتم رو ندارن و عملا ۲سال هم دور میوفتن از حوزه کاریشون. در مورد خانومها هم از دانشگاه فارغ التحصیل میشن و بسته به مسیری که انتخاب میکنن برخی وارد بازار کار میشن و البته تجربه‌ی من بهم ثابت کرده خانومها مسیر بسیار سختتری رو نسبت به آقایون در حوزه های تخصصی دارن و خیلی جاها دیدم که به خاطر جنسیت نادیده گرفته شدن که باعث تاسفه.


تو سالی که تموم شد فرصتی شد با دوستای زیادی تو حوزه‌های مختلف کار کنم و برخی دوستانم در حوزه آی‌تی صرفا افرادی بودن که یا مشغول تحصیل بودن یا تجربه‌ی کاری نداشتن. نکته‌ی جالبی که در این افراد بود برداشت متفاوتی بود که از بازار کار و آنچه که در حال رخ دادن بود داشتن. برخی از دوستانم که در حال تحصیل در دوره ارشد بودن به شکلی از بازار صحبت میکردن که گاهی با خودم فکر میکردم این همون بازار و همون حوزه‌ای هست که ما هم داریم داخلش کار میکنیم؟! تعمیم به کل نمیدم اما حداقل آنچه در اطراف خودم دیدم ناکارآمدی سیستم آموزشی در مساله‌ای همچون آگاه کردن دانشجوها نسبت به بازار کار آینده بوده.


واقعیت امر اینه که برخلاف آنچه که باید، دانشگاه‌های ما خروجی به درد بخوری ندارند یا حداقل در حال حاضر وضعیت عمومی به این شکله و از صمیم قلب امیدوارم این وضعیت تغییر کنه.

واقعیت تلخ بعدی اینه که تو کشور ما در خانواده ها خصوصا تحصیل از وسیله و ابزار به هدف تبدیل شده یعنی شمای دانش آموز برای زندگیت دولت و خانواده عموما تا انتهای دوره دانشگاه برنامه‌ی دقیقی چیده و به سختی هم نظارت میکنه که این مسیر رو طی کنی، بعد اگر از بد شانسی ماجرا پسر باشید هیولای خدمت سربازی رو بالا سرتون حس میکنید و اگر دختر باشید مثل پسر بعد از خدمت حالا باید بفهمید که قراره با زندگیتون چیکار کنید. این موضوع که تحصیل ابزار هست و نه هدف رو کاش بپذیریم.


خلاصه کلام اینکه اگر دانشجو و محصل هستید به جز آنچه که روزانه به خوردتون میدن به فکر خودتون باشید.