فراتر از مرز‌ها فکر کنیم

خب چند وقتی میشه از ایران مهاجرت کردم و فرصت این را داشته‌ام که با فرهنگ‌های مختلف آشنا بشم و کلی در مورد فرهنگ‌ها صحبت کنیم. این پست را نوشتم که تصورات قبلی من و شرایط فعلی را برایتان شرح بدم و این که بدانید می‌بایست فکرتان را تنها به اخبار و اطرافیانتان محدود نکنید.

تصور اولیه‌ام از ایران چه بود؟

شروع آشنایی‌ام با ایرانی‌های خارج از ایران خوب نبود و تجارب خوبی را برایم به همراه نداشت. همانطور که از قبل فکر می‌کردم مهر تایید دیگری به تمامی تصوراتم زده شد و فهمیدم که زادگاه تولد در ایران مایه‌ی ننگی بر پرونده‌ی زندگیم بوده که می‌بایست تا آخر عمر تحملش کرد.

اوایل در مورد اینکه سوالات در مورد ایران و فرهنگ و سیاست ایران رو چطور جواب بدم مطالعه می‌کردم. خیلی‌ها اشاره داشتن که اگر حتی سوالی پرسیدن که اهل کدام کشور هستی! اشاره کن که از استرالیا هستی! یا بگو از دوبی هستی و از شر خیلی از مشکلات رها شو.

چه شد وقتی خودم را پرشین یا ایرانی معرفی کردم؟

مطمئنا مسائل زیادی در مورد Racist یا نژادپرست بودن شنیدید. خود من در گروهی از مهاجرت هستم که دوستان از کشور‌های مختلف میان و در مورد خاطرات خودشان در خارج از کشور صحبت می‌کنند. با خواندن آن‌ها تنها چیزی که هر کسی فکر می‌کند مسئله نژادپرستی است. که کسانی که از ایران خارج شده‌اند خودشان را در خطر آن می‌بینند و کسانی که در کشور‌های خارجی هستند از خاطرات بدشان صحبت می‌کنند که دلیلش را نژاد خودشان می‌بینند.

از آنجا که من اعتقادی به دروغ گفتن ندارم، هر کس سوالی پرسید من هم جواب دادم پرشین یا ایرانی هستم. اتفاق جالبی افتاد که نوشتن این مطلب هم از آنجا سرچشمه گرفت.

تقریبا همه‌ی هم سن و سال‌های من علاقه‌ی زیادی دارند به ایران سفر کنند. بعضی‌ها هم قبلا سفر کرده‌اند و از خاطرات خوبشان در مورد مهمان‌پذیری ایرانیان و شهر‌های تهران، اصفهان، شیراز و کرمان صحبت می‌کنند.

اکثریت در مورد ایران چه فکر می‌کنند؟

عدم ارتباط خوب ایران با خارج از کشور، ابهامات زیادی را برایشان ایجاد می‌کند، ولی همه می‌دانند که ایران فرهنگی غنی دارد و نگران امنیت کشور هستند. آن‌ها فکر می‌کنند که چرا تنها اخبار منفی در مورد ایران منتشر می‌شود و اخبار خوب کجا می‌روند؟ ( که خود موضوعی است که شاید بعدا به آن اشاره کردم )

آیا کشور‌های دیگر امن هستند؟

نه! این اولین مورد جالبی بود که بهش برخوردم. صحبت از امنیت در کشور‌های دیگر می‌شد، فکر می‌کردم که ما بدترین رانندگی و شرایط جاده‌ای را در دنیا را داریم و دوست نداشتم در موردش صحبت کنیم تا اینکه دوستی ویتنامی در مورد کشورش صحبت کرد. به قدری نسبت به قوانین کشور و وضعیت کشورشان با هم خندیدیم که گویا این وضعیت جاذبه‌ی توریستی این کشور است.

شاید به نظرتان کشوری مثل آمریکا امن باشد، اما خودشان که اینطور فکر نمی‌کنند.

در مورد امنیت خانواده‌ها صحبتی می‌کردیم با دوستی فلیپینی، که متوجه شدم چیزی که تعریف من از امنیت است در کشور‌ آن‌ها یک مشکل اساسی است. اما او نسبت به آن شرمنده نبود.تغییرات مثبت را می‌گفت و فکر می‌کرد که در خیلی‌ از مناطق بهتر شده است.

آیا ایرانی بودن در روند کاریابی و شغل من خدشه‌ای وارد کرده است؟

این جزو مواردی است که من را شگفت زده کرده است. سابقه‌ی خوب برنامه‌نویسان ایرانی مایه افتخاری است که بهتر است سریع تر خودتان اشاره کنید که ایرانی هستید. اکثر مصاحبه‌هایی که من داشتم شخصی از آن‌ها ایرانی‌ای را می‌شناسد که برنامه‌نویس خوبی است و شاید هم دوست خوبشان است.


آیا مشکلات فرودگاهی تنها برای ایرانی‌ها اتفاق می‌افتد؟

طبق گفتگو‌هام با دوستان، تعداد دفعاتی که آن‌ها را در فرودگاه به اتاقی فراخوانده بودند و در اصل بازجویی کرده بودند بسیار بالا بود. چرا که به دلایل مختلفی، ممکن است این اتفاق بیفتد و به نظر آن‌ها به آدم‌ها از هر کشوری به نوعی مشکوک می‌شوند. ممکن است شما اهل کشور آمریکا باشید ولی در کشوری آسیایی به دلیل لهجه‌ای متفاوت، یا قیافه‌ای متفاوت با آمریکایی‌ها و ... برای بازجویی بیشتر به اتاقی برای سوالات بیشتر دعوت شوید.


چه شد وقتی اشخاصی از افغانستان دیدم؟

ما همه می‌دانیم ما نیز نسبت به افغان‌ (طبق نظر دوستمون در نظرات! افغان درست است و افغانی بار منفی‌ای دارد که ما در ایران به آن‌ نسبت داده ایم) ها نژادپرست بوده‌ایم. با دوستی افغان‌ صحبت می‌کردم که از گفت: از اینکه قشری از افغانستان جلوه‌ی کشورشان را خراب کرده است بسیار ناراحت است. این دوست من که شاید به سختی بشود حدس زد اهل افغانستان است از تعداد دوستان خوب ایرانی که در اینجا دارد گفت.


پس نژادپرستی چیست؟

پس سوال اصلی این هست که اصلا نژادپرستی چیست؟ و چرا موضوعی هست که مطرح شده و به نظر ما خیلی مهم میاد و نگرانش هستیم.

  • نژادپرستی امنیتی:
    هر زمانی که که اتفاقی در جامعه‌ای می‌افتد مردم تا مدتی نسبت به عامل اتفاق مشکوک هستند. اگر بمبی در کشوری اروپایی توسط شخصی خاورمیانه‌ای منفجر شده است. مردم هرجای دنیا نسبت به آدم‌های آن منطقه حس بدی پیدا خواهند کرد. این حس تنها حس اولین ملاقات است و بعد از آن هر شخصی شما را تفکیک خواهد کرد.
  • نژادپرستی فاصله‌ی طبقاتی:
    این مسئله ای است که در کشور‌ ما برای افغان‌ها که اکثرا کارهای خدماتی کرده اند اتفاق افتاده است. در اکثر کشور‌های دیگر، ممکن است همچین حسی نسبت به قشر خاصی یا کشور دیگری وجود داشته باشد که ناشی از تعداد زیاد مردم کارگر در آن کشور از یک قشر خاص است. که این نیز حسی است که در اولین آشنایی وجود دارد و به سرعت تفکیک می‌شود.

مشکلات سیاسی:

به صورت باورنکردنی مشکلات سیاسی ایران، گریبان‌گیر مسائل پاسپورت، خروج از کشور و حتی کار با کشور‌های دیگر است. با وجود تمام دانشی که افراد در شرکت‌ها از مسائل سیاسی دارند، اگر پاسپورت کشور دیگری را نداشته باشید و از کشوری مانند ایران باشید، دلایل سیاسی مانع کار با شما می‌شود.

این موضوع مسئله است که ممکن است کسانی که می‌خواهند از راه دور با کشور‌های دیگر کار کنند را تحت تاثیر قرار دهد. یا زمان دیگر برای گرفتن ویزای یک کشور دیگر است.

فراتر از مرزها فکر کنیم

مسئله‌ای که این روز‌ها زمانی که با دوستان در ایران صحبت می‌کنم بیشتر مطرح می‌شود، محدودیت فکری است که شاید به دلیل محدودیت جغرافیایی و سیاسی کشور روی آن‌ها اثر گذاشته است.

بر خلاف کشور‌های دیگر، ما ایرانی‌ها کمتر به سفر‌های خارجی می‌رویم و کمتر توریست می‌بینیم. این خود دلیلی است که هر زمان که برای آینده، مهاجرت، کار با کشور‌های دیگر و یا تغییر فرهنگی در خودمان فکر می‌کنیم، تنها به اطرافیان خودمان محدود می‌شویم.

می‌توانید خودتان را محدود به سیاست ایران کنید و از مشکلات سیاسی صحبت کنید و غر بزنید یا از تاریخ ایران، نماد‌های ایران، جاذبه‌های توریستی ایران صحبت کنید و از مشکلات سیاسی به عنوان زنگی تفریح نام ببرید. چرا که کشور‌های دیگر نیز مشکلات سیاسی خنده‌داری دارند که همه به آن‌ آگاه هستند.

مهاجرت و سفر‌های خارجی خود دلیلی است که باعث باز شدن ذهن می‌شود و بهتر می‌توان تفاوت‌ها را درک کرد.

فراتر از مرز‌ها فکر کردن باعث خواهد شد، خودتان را به راحتی آزاد ببینید، ایرانی/پرشین معرفی کنید و بخواهید با مردمان در سرتاسر دنیا دوست باشید.