ملایم

مهتاب با نورش مرا نوازش می کند

تصاویر جان می گیرند، داستان ها و قهرمانانشان جان می گیرند...

و از قاب های نقاشی و تابلو ها بیرون می آیند

لیست پخش آهنگ هایم ناگهان شروع به پخش آهنگ های حماسی و رمانتیک می کنند

آنها میهمانان بدون دعوت من هستند

یک مادینه مرا با دست محکم میگیرد...

مرا خیلی سخت و با ملایمت می کشد

با لب هایش مرا بهبود می دهد و درمانم می کند

سپس افسانه شگفت انگیز محو می‌شود من آن را نابود کردم

مثل یک فیلم خوب،

خوشحالم می کند

اما چقدر خوب شروع شد.