علوم انسانی - اقتصاد - اقتصاد سیاسی - جامعه شناسی - علم سیاست - انسان شناسی - ادبیات - تاریخ - هنر - موسیقی - سینما - فلسفه
آنچه گذشت...
مسعود پزشکیان با از دست دادن پشتیبانی هسته سخت نظام، تنها و بی قدرت و بی اقتدار مانده بود و مقابلش کوهی از مشکلات و ناترازی ها بود که روز به روز اوضاع مملکت را وخیم تر می کرد.
پزشکیان دو گزینه داشت:
گزینه اول: هیچ اقدامی نکند و دست روی دست بگذارد تا دوره اش تمام شود و کنار برود.
گزینه دوم: تلاش کند لااقل بخشی از مشکلات ریشه ای کشور را حل کند.
سه نرخی شدن بنزین نشان داد که پزشکیان تلاش می کند گزینه اول را انتخاب کند. و پیامد هولناک آن (مرگ زن و بچه معاون انرژی رئیس جمهور در «حادثه» رانندگی) نشان داد حتی کوچکترین تلاش برای اصلاح امور با واکنشی سخت روبرو خواهد شد.
با این حال دولت پزشکیان دل به دریا زد و در لایحه بودجه 1405 ارز ترجیحی را (تقریبا) حذف کرد.
حذف ارز ترجیحی یعنی حذف ده ها میلیارد دلار رانت در سال. این کار دولت پزشکیان یک حرکت بزرگ و شجاعانه بود که به هیچ وجه قابل قیاس با ابعاد ناچیز بنزین 5000 تومانی نبود. لذا واکنش به آن هم سهمگین و آخرالزمانی بود!
به طرفة العینی مملکت به آشوب کشیده شد. آشوبی که در کل تاریخ پس از انقلاب بی سابقه بود.
با مشاهده این واکنش دهشتناک، مسعود پزشکیان دو گزینه داشت:
1- گزینه اول: عقب نشینی و احیای ارز ترجیحی، ولی در یک نرخ جدید بالاتر از نرخ 28500 تومان قبلی.
2- گزینه دوم: پذیرش سرکوب و تن دادن به بدنامی «کشتار معترضان».
اینجا هم پزشکیان گزینه دوم را انتخاب کرد.
و اگر چه از این به بعد این بدنامی را در سرش خواهند کوبید، لیکن در واقع پزشکیان به کشور و ملت خدمت کرد و تاریخ بعدها از او به نیکی یاد خواهد کرد.
جالب است که مرحوم رئیسی که به اسم «آیت الله اعدام» معروف شده بود، وقتی مقابل همین دو گزینه قرار گرفت اولی را انتخاب کرد و جرات و غیرت و مردانگی ایستادن مقابل باج خواهی را نداشت.
اغتشاشات دی ماه 1404 تکرار حوادث آبان 98 بود. در آبان 98 حسن روحانی، رئیس جمهور محبوبی که با بیشترین میزان رای در کل تاریخ ایران انتخاب شده بود، در جایگاه رئیس شورای عالی امنیت ملی فرمان سرکوب اغتشاشات را صادر کرد. این یک تصمیم اشتباه نبود. لیکن همین مطلب زمینه را برای فاز بعدی فراهم کرد. فاز بعدی «تحریم انتخابات» در سال 1400 بود. کمپین «رای بی رای» و «نه به جمهوری اسلامی» با تغذیه از فضای مسموم ناشی از سرکوب آبان 98 و با سازماندهی اراذل و اوباش خصوصا در خارج از کشور و ایجاد جو رعب و وحشت علیه اقشاری که ممکن بود به کسی غیر از آیت الله رئیسی رای بدهند، طوری مدیریت شد که نتیجه قطعی آن صعود آیت الله رئیسی باشد.
همین سناریو امروز هم دوباره شروع شده. مسعود پزشکیان در جایگاه رئیسی شورای عالی امنیت ملی فرمان سرکوب شورش دی ماه 1404 را به درستی صادر کرد. اما می شود انتظار داشت از امروز به بعد فضای رسانه ای پر خواهد شد از مطالب و محتواهایی که این موضوع را به دلیل و حجت قطعی مبنی بر عدم مشروعیت نظام جمهوری اسلامی بطور کلی دانسته، و سپس اینطور تفسیر خواهند کرد که واکنش طبیعی هر ایرانی با غیرت و وطن پرست و آزاده ای باید تحریم انتخابات و پرهیز از رای دادن باشد!!
و لذا نتیجه انتخابات بعدی از حالا پیداست که رئیس جمهور منتخب قطعا یکی از چهره های مورد تایید جناح سیاسی مقابل پزشکیان خواهد بود. مانند انتخابات 1400.
حذف ارز ترجیحی خدمت بزرگی بود که پزشکیان به کشور کرد، و به پاس این خدمت بزرگ تا مدتها فحش خواهد خورد و لعن و نفرین خواهد شنید.
احتمال کمی وجود دارد که پزشکیان بتواند تا پایان دوره چهار ساله خود به کار ادامه دهد. و می توان حدس زد از امروز فشارها برای استعفای وی آغاز شود.
حذف رانت ارز ترجیحی در مرحله اول موجب تورم و فشار اقتصادی و جهش قیمت دلار می شود، لیکن به تدریج آثار مثبت آن هم نمایان می شود (چون این سیاست مرگ یک بار و شیون یک بار است و با سیاست زجر کش از طریق ادامه توزیع ارز ترجیحی از این نظر متفاوت است).
پزشکیان اجازه داشت قسمت اول را که فحش خوری در پی داشت اجرا کند. ولی قسمت دوم باید به رئیس جمهور بعدی برسد.
لزوم استعفای پزشکیان خصوصا زمانی پررنگ تر می شود که مساله توافق با آمریکا هم مطرح شود. اگر این توافق قرار باشد پیش از پایان دوره چهار ساله پزشکیان حاصل شود، پزشکیان اجازه نخواهد یافت اعتبار آن را به نام خود بزند. پس باید استعفا بدهد تا نفر بعدی این کار را به نتیجه برساند.
پاس های گل و حمایت های پیدا و پنهان دونالد ترامپ از جناح مقابل پزشکیان ثابت می کند این توافق عملا شکل گرفته و تنها باید شرایط داخلی برای علنی شدن آن اصلاح شود.
نکته قابل توجه دیگر، سودی است که اسرائیل از اغتشاشات اخیر در ایران برد.
اسرائیل پس از 7 اکتبر و آغاز عملیات نسل کشی و پاک سازی قومی در غزه، زیر فشار شدیدی قرار گرفته بود. احتمالا پرهیز هسته سخت نظام از اجرای سیاست های اصلاح اقتصادی و حذف رانت بلافاصله پس از سقوط رئیسی و انتخاب پزشکیان با این ملاحظه بوده است که اگر نیاز به واکنش سنگین داخلی به هر گونه اغتشاشات احتمالی باشد، چنین واکنشی موجب خواهد شد فشار جهانی از روی اسرائیل برداشته شود.
لیکن نهایتا دولت پزشکیان و نظام به نقطه ای رسیدند که چاره ای جز پذیرش این اصلاحات نداشتند. و نتیجتا واکنش قاطعانه و عدم مماشات در مقابل شورش داخلی هم اجتناب ناپذیر شد. و نگاهی به رسانه های غربی به خوبی نشان می دهد چطور از این فرصت برای سفید شویی اسرائیل و برداشتن فشار افکار عمومی از روی اسرائیل و هدایت آن به سوی ایران استفاده می شود.
و جالب تر اینکه همانطور که پس از عملیات 7 اکتبر علیرغم سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران که تکذیب هر گونه ارتباط با این عملیات بود، عده ای از سرداران سپاه پاسداران به صورت علنی آن را انتقام ایران از خون حاج قاسم دانستند و به این ترتیب پاس گل به اسرائیل دادند، در شورش دی ما 1404 هم اسرائیلی ها این لطف آنها را جبران کردند و تایید نمودند که اغتشاشات ایران را اسرائیل سازماندهی کرده!
اسرائیل با عملگرایی و فرار رو به جلو موفق شد بازی باخته را به برد تبدیل کند. و برنده بازی به دلیل جا ماندن از تحولات جهانی بازنده شد. لیکن خبر خوب این است که این برد و باخت در نهایت به نفع کشور ما است و با یکدست سازی فضای سیاسی در کنار تحولات جدید جهانی، جمهوری اسلامی ایران از «محور مقاومت» به یک کشور آباد تبدیل خواهد شد. وقت آن رسیده محور مقاومت به مایک کارنی و کانادایی های قهرمان و اوکراین مظلوم و اروپایی های غیور سپرده شود!
مطلبی دیگر از این انتشارات
سه کتاب، سه راه رسیدن به شادی
مطلبی دیگر از این انتشارات
لحظهی تولد جمهوری اسلامی
مطلبی دیگر از این انتشارات
تاریخ فراموشمان خواهد کرد