ادبیات معاصر روس

اکثر آدم‌های کتابخوان معمولاً سری به ادبیات کلاسیک روسیه زده‌اند؛ داستایفسکی، گوگول، چخوف، تولستوی و ...اما کمترند کسانی که کتابی از ادبیات معاصر روسیه خوانده باشند یا نویسندگان معاصر را بشناسند.

کتاب "رفتیم بیرون سیگار بکشیم ۱۷ سال طول کشید" که عنوان جذاب آن نام یکی از داستانهای کتاب است، مجموعه‌ای از داستانهای کوتاه نویسندگان معاصر روسیه است که توسط دکتر آبتین گلکار گردآوری و ترجمه شده است. داستان‌ها از هفت نویسنده معاصر روسیه گزینش شده است؛ از برخی از نویسندگان یک داستان و از برخی از آنها دو داستان.

بیشتر این داستان‌ها با سلیقه من همخوانی داشت؛ آنها را داستان‌هایی یافتم که ارزش خواندن و فکر کردن داشتند.

برای نمونه داستان "دختر بخارا" درباره مادر یک کودک سندروم دان است که مدیریت شرایط جدیدی را که در زندگی با آن مواجه است برعهده می‌گیرد.

داستان "پالتوی سیاه" درباره موضوع خودکشی است و با زاویه جدید و فضاسازی جدیدی به آن می‌پردازد و وزنه داستان هم به سمت ارزش زندگی است.

داستان "رفتیم بیرون سیگار بکشیم ۱۷ سال طول کشید"، نیم نگاهی به موضوع هویت دارد و ما را به سفری از دنیای اندیشه، شعر و گیتار به دنیای "گنده لات‌ها" و ورزشکارانی با هیکل‌های درشت می‌برد، دنیایی که بی‌رحمی می‌تواند در آن متعارف باشد.

درمجموع، کتاب می‌تواند کمک کند مخاطب شناخت اجمالی از نویسندگان معاصر روسیه به دست آورد و در صورت علاقه‌مندی کتابهای دیگرشان را نیز پیدا کند و بخواند.