نقد فیلم «روشن»

روشن نوشته و کارگردانیِ سید روح‌الله حجازی در ادامه‌ی گرایش به سازه‌بندیِ سینما بر ساختارِ اقتصادی - اجتماعیِ خانواده، در این مدیوم حرفِ مهمّی می‌زند. وقتی مناسباتِ فردی تبدیل به بدیهیاتِ زیستن می‌شود دیگر نباید به سکانس‌هایی که عطاران، روشن، و انصاری در فیلم اُوِر می‌کنند، شک کرد. فیلم در ادامه‌ی همان سکانس‌ها است که تعریف می‌شود؛ مردی که به خانواده داشتن پای‌بند و علاقه‌مند است، مردی که، در زمانِ اقتصادی و اجتماعی فیلم، حتّی 5 هزار تومان در جیب ندارد تا به کودکِ کار کمک کند و مردی که عشق‌اش سینما است و به عَمد فندکی به زن داده که نمی‌تواند برای به آتش کشیدن خود آن را روشن کند و... فیلمْ حاصلِ تعمق در فُرم و محتوای خانواده است و با گریز از کشفِ معنا سعی در تعریفِ ساختارِ آن دارد. نمونه‌‎ی آن را در «چشمان کاملاً بسته» کوبریک می‌بینیم که از داستان کوتاهی نوشته شنیتسلر برداشت کرده. خانواده هدفِ یک جامعه است چرا که جامعه خود تعریفِ بزرگتری از خانواده خواهد شد پس هنگامی که ساختارهای کوچک در دلِ جامعه وجود نداشته باشند فاتحه‌ی ساختار بزرگ خوانده می‌شود. در این میان کادر بستن‌های با دست توسطِ عطاران و بازیِ محسوس و تأثیرگذارِ او خیالْ در چالش فرهنگِ خانواده داشتن نقد می‌شود؛ آیا با خیالِ خانه‌دار شدن می‌توان خانواده‌ای که از هم پاشیده است را بازسازی کرد و...

متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.

ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید.