وایکینگ ها، مردان شمال

معرفی وایکینگ ها
وایکینگ ها (Vikings) دریانوردانی اهل اسکاندیناوی بودند که در بین اواخر قرن ۸ تا اواخر قرن ۱۱ از سرزمین هایشان در شمال اروپا به شمال، مرکز و غرب اروپا حمله می کردند. آن ها به مدت ۳۰۰ سال با کشتی های بزرگ و مخصوص خود اروپا را مملوء از ترس و وحشت کرده بودند و در جستجوی برده و زمین از راه دریا به سمت کشورهای دیگر می رفتند.
وایکینگها به زبان نورس باستان صحبت میکردند.
بسیاری از مورخین اصطلاح وایکینگ را به عبارت اسکاندیناویایی ویکینر مرتبط میدانند، و نیز واژه ی دزد دریایی. بهرحال این اصطلاح وضع شده برای نیروهای اعزامی آن طرف دریا و نیز به عنوان فعل در بین مردم اسکاندیناویایی برای زمانی که فردی زمانی از تابستان خود را برای رفتن به وایکینگ (ظاهرا به معنی تفریح و گردش) اختصاص میدهد، بکار میرود.
وایکینگ ها از اسکاندیناوی در جستجوی نقره، برده و زمین راهی سفری دریایی شدند.
حمله ی وایکینگ ها به راهبان لیندیسفارن، جزیره ای کوچک و دور افتاده در شمالی ترین سواحل انگلستان، به عنوان نقطه ی شروع مهاجرت آنها از اسکاندیناوی در سال 793 ضبط گردید. این منطقه یک صومعه ی معروف آموزش، به خاطر دانش راهبی و وجود کتابخانه ی بزرگش در آن اقلیم بود. در زمان این تهاجم، راهبان یا کشته شدند، یا به دریا انداخته شدند، و یا به عنوان برده گرفتار شدند و گنجینه های زیادی از کلیسا به تاراج رفت و نیز کتابخانه با خاک یکسان گردید. این واقعه به تنهایی بنیانی شد تا چگونه وایکینگ ها در اذهان مردم در دوره ی خود جا بگیرند: وحشی و جنگاور که نه به دین احترام میگذاشتند و نه به دانش ارج می نهادند.
وایکینگها یکی از آخرین ملتهای ساکن اروپا بودند که همچنان بر مذهب چندخدایی بودند. ساختار اجتماعی در میان قبایل نورس مانند دیگر جاها بر پایه بسامانی خانوادگی، همکاری بازرگانی و باورهای آیینی استوار بود.

مناطق تحت تأثیر وایکینگ ها
مناطق اسکان وایکینگ ها
بریتانیا
وایکینگها در قرن ۸ و ۹ میلادی به بریتانیا حمله کردند و شهرهایی مانند یورک (York) و لندن را به تصرف درآوردند. این مناطق تحت تأثیر و تسلط وایکینگها قرار گرفتند و در این دوره مستعمرات و مستعمرهنشینیهای وایکینگها شکل گرفت.
ایرلند
وایکینگها در ایرلند نیز به تأسیس مستعمرات و مستعمرهنشینی پرداختند. شهرهایی مانند دوبلین (Dublin) و لیمریک (Limerick) تحت تأثیر و تسلط وایکینگها بودند.
فرانسه
وایکینگها در قرن ۹ و ۱۰ میلادی به فرانسه حمله کردند و مناطق مختلفی از جمله نرماندی (Normandy) را تصرف کردند. نرماندی به ویژه به دلیل توافقنامهای که با شاه فرانسه بسته شد، به ناحیهای تحت سلطه وایکینگها تبدیل شد.
مناطق تحت تأثیر وایکینگ ها
ایسلند
وایکینگها در قرن ۹ میلادی به ایسلند سفر کردند و آن را مستعمره خود ساختند. ایسلند به عنوان یکی از آخرین مناطق کشف شده توسط وایکینگها، تأثیرات فرهنگی و سیاسی زیادی از آنها دریافت کرد. آنها در ایسلند سیستمهای قانونی و اجتماعی خاصی را ایجاد کردند که شامل آلثینگ، یکی از اولین نمونههای دموکراسی در تاریخ، بود.
گرینلند
وایکینگها در قرن ۱۰ میلادی به گرینلند سفر کردند و مستعمراتی در این جزیره تأسیس کردند. مستعمرات وایکینگها در گرینلند به مدت چندین قرن دوام آوردند.
آمریکای شمالی (وینلند)
وایکینگها به رهبری لفی اریکسون در قرن ۱۱ میلادی به سواحل آمریکای شمالی رسیدند و نواحی اطراف نیوفاندلند (Newfoundland) را که به نام وینلند شناخته میشود، مستعمره کردند. کشف وینلند نشاندهنده پیشرفتهای دریایی و اکتشافی وایکینگها است، اما تأثیرات و ارتباطات آنها با بومیان و دیگر نقاط جهان به دلیل منابع محدود تاریخی کمتر مستند شده است.

مذهب نورس، دین وایکینگ ها
وایکینگها به مذهب چند خدایی اعتقاد داشتند که شامل خدایانی مانند اودین، تور، فریا و لوکی میشد. این باورها در اساطیر و داستانهای وایکینگها به صورت گستردهای ثبت شده است.مراسم و جشنهای مذهبی شامل قربانی کردن، برگزاری جشنهای فصلی و احترام به اجداد بود. معابد و نهادهای مذهبی در جوامع وایکینگها نقشی کلیدی ایفا میکردند. با گذشت زمان و در دوران اواخر وایکینگها، بسیاری از وایکینگها به مسیحیت گرویدند. این تغییرات به تغییرات فرهنگی و اجتماعی بزرگ در جوامع وایکینگها منجر شد.

ادبیات و متون
ادبیات وایکینگها، شامل آثار ادبیاتی مانند «سگالها» و «سگالنامهها» (Sagas) که به زبان نورس نوشته شده، اطلاعات زیادی درباره تاریخ، فرهنگ و افسانههای وایکینگها ارائه میدهد. متون تاریخی و نوشتههای معاصر از جمله نوشتههای جغرافیدانان و مورخان معاصر وایکینگها، مانند آیدا اسا (Íslendingabók) و آثار آدس داس (Heimskringla)، به بررسی و تحلیل تاریخ و فرهنگ وایکینگها کمک کرده است.

زبان های مورد استفاده ی وایکینگ ها
زبان انگلیسی
وایکینگها با زبان نورس باستان (Old Norse) خود بر زبان انگلیسی تأثیر گذاشتند. بسیاری از واژگان و اصطلاحات وایکینگها در زبان انگلیسی مدرن باقی ماندهاند. نامهای بسیاری از مکانها در بریتانیا به دلیل تأثیر وایکینگها به زبان نورس برگردانده شدهاند. نامهای مکانهایی مانند یورک (York) و دربی (Derby) به تأثیرات وایکینگها اشاره دارند.
زبانهای اسکاندیناوی
زبانهای مدرن اسکاندیناوی، به ویژه زبانهای دانمارکی، نروژی و سوئدی، از زبان نورس باستان تأثیر پذیرفتهاند. ساختارهای گرامری و واژگان در این زبانها ریشه در زبان نورس دارند. بسیاری از نامهای خانوادگی در کشورهای اسکاندیناوی به نامهای وایکینگها و عناوین مربوط به آنها برمیگردد. نامهایی مانند «Andersen» (فرزند آندرس) و «Hansen» (فرزند هانس) به سیستم نامگذاری وایکینگها مرتبط است.

کشتی های وایکینگ ها
کشتیهای جنگی (Langskip): این کشتیها بلند، باریک و سبک بودند و برای سرعت و مانورپذیری طراحی شده بودند. آنها دارای تعداد زیادی پاروزن بودند و میتوانستند به سرعت بالایی دست یابند. در جلوی این کشتیها، سر اژدها یا مار قرار داشت که نمادی از قدرت و وحشت بود.
کشتیهای باری (Knarr): این کشتیها پهنتر و سنگینتر از کشتیهای جنگی بودند و برای حمل بار طراحی شده بودند. آنها فضای بیشتری برای ذخیره کالاها و آذوقه داشتند و میتوانستند مسافتهای طولانی را طی کنند.
کشتیهای کوچک (Karve): این کشتیها کوچکتر از Langskip و Knarr بودند و برای سفرهای کوتاه و ماهیگیری استفاده میشدند. آنها معمولاً دارای تعداد کمتری پاروزن بودند و میتوانستند در آبهای کمعمق حرکت کنند.

جنگ های مهم وایکینگ ها
نبرد یورک (۸۶۷ میلادی)
وایکینگها به رهبری راگنار لودبروک و پسرانش، شهر یورک در شمال انگلستان را تصرف کردند. این نبرد یکی از مهمترین فتوحات وایکینگها در بریتانیا بود. تصرف یورک به وایکینگها اجازه داد تا کنترل بخشهای وسیعی از شمال انگلستان را در دست بگیرند و بر تأسیس دولتی به نام «پادشاهی دانمارکی» در این منطقه کمک کرد.
نبرد استمفورد بریج (۱۰۶۶ میلادی)
این نبرد در شمال انگلستان بین نیروهای وایکینگ به رهبری هارالد هاردرادا و نیروهای انگلیسی به رهبری شاه هارولد گادوینسون برگزار شد. این نبرد یکی از آخرین نبردهای وایکینگها بود. شکست هارالد هاردرادا در این نبرد به پایان دوران فعالیتهای نظامی وایکینگها در بریتانیا کمک کرد و نقش مهمی در تحولات سیاسی بعدی انگلستان داشت.

انقراض حکومت وایکینگ ها
فرایند انقراض وایکینگها به تدریج و به دلایل متنوعی انجام شد که شامل فشارهای نظامی، تغییرات سیاسی و فرهنگی، و تغییرات اجتماعی میشود. در ادامه، به بررسی علل و مراحل انقراض وایکینگها میپردازیم:
۱. فشارهای نظامی و سیاسی
نبرد استمفورد بریج (۱۰۶۶ میلادی) یکی از آخرین نبردهای بزرگ وایکینگها بود که در آن هارالد هاردرادا، پادشاه نروژ، در برابر نیروهای انگلیسی تحت رهبری شاه هارولد گادوینسون شکست خورد. این شکست نشاندهنده کاهش قدرت نظامی وایکینگها در بریتانیا بود. نبرد هیسن (۱۰۶۶ میلادی) چند هفته پس از نبرد استمفورد بریج، نبرد هیسن رخ داد که در آن شاه هارولد گادوینسون در برابر ویلیام فاتح شکست خورد. این نبرد به تسلط ویلیام فاتح بر انگلستان و پایان تأثیر وایکینگها بر بریتانیا منجر شد. با پایان دوران فتوحات و مقاومت شدید از سوی کشورهای مختلف مانند فرانسه، انگلستان، و نروژ، وایکینگها تحت فشار قرار گرفتند و تواناییهای نظامی و استعماری آنها کاهش یافت.
۲. تغییرات سیاسی و فرهنگی
با گذشت زمان، وایکینگها به تدریج در فرهنگهای محلی مناطق تحت تسلط خود ادغام شدند و بسیاری از عادات و رسوم وایکینگها به تدریج در فرهنگهای جدید جایگزین شد. تبدیل به مسیحیت و پذیرش مذهب جدید باعث تغییرات عمدهای در ساختار اجتماعی و فرهنگی وایکینگها شد.
۳.تغییرات اجتماعی و اقتصادی
تغییرات در اقتصاد و تجارب جدید در تجارت، به ویژه با تغییر در مسیرهای تجاری و منابع جدید، به کاهش وابستگی و تأثیر وایکینگها کمک کرد.
کاهش فعالیتهای دریایی: با کاهش نیاز به حملات دریایی و اکتشافات، وایکینگها به تدریج کمتر به فعالیتهای دریایی مشغول شدند و تمرکز بیشتری بر روی فعالیتهای اقتصادی داخلی داشتند.
با رشد شهرها و توسعه ساختارهای اجتماعی و اقتصادی جدید، زندگی و فعالیتهای وایکینگها تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و اقتصادی قرار گرفت و به تدریج کاهش یافت. با پذیرش فرهنگهای جدید و ادغام در جوامع محلی، هویت و سبک زندگی وایکینگها به تدریج ناپدید شد.
مطلبی دیگر از این انتشارات
🚩 فنلاند؛ دموکراسی چطور از دهان گرگ فاشیسم بیرون کشیده شد؟
مطلبی دیگر از این انتشارات
ترجمان بخوانیم و هوایش را داشته باشیم!
مطلبی دیگر از این انتشارات
جشن میانه زمستان وجود تاریخی ندارد؛ نگاهی اسطورهشناسانه به یک باور نادرست