چرا تروریست‌ها به راهپیمایی ۲۲ بهمن حمله نکردند؟

در روزهای پس از حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، همزمان با سوگوارى خانواده‌هاى داغدیده، یک پرسش در گوشه‌وکنار فضاى مجازى پیچید: «اگر قتل‌عام دی‌ماه کار تروریست‌هاى آمریکا و اسرائیل بود، چرا به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن حمله نکردند؟» پرسشى که در نگاه اول ساده به نظر مى‌رسد اما در لایه‌هاى زیرین خود نیازمند تأملی عمیق درباره ماهیت تروریسم، اهداف آن و منطق پنهان در پشت هر عملیات تروریستى است.

بر خلاف تصور رایج، تروریسم یک پدیده روان‌پریشانه و کور نیست. آنها خشونت را براى انتقام‌جویی و عقده‌گشایی انجام نمى‌دهند، بلکه از خشونت به عنوان «ابزارى براى دستیابى به اهداف سیاسى» استفاده مى‌کنند. تروریسم همیشه به دنبال «بیشینه‌سازی خشونت» نیست، بلکه به دنبال «بهینه‌سازی خشونت» است.

بنا بر قرائن فراوان، کارفرمایان تروریسم (آمریکا و رژیم صهیونی) به دنبال اهداف زیر بودند:

۱- مشروعیت‌زدایى از جمهورى اسلامى در داخل: هدف تروریسم خیابانی دی‌ماه این بود که نظام جمهوری اسلامی را سفاک و خون‌ریز معرفی کند. تصویری که تروریست‌ها به دنبال ساختنش بودند، این بود که مردمی معترض با دست‌های خالی به خیابان آمدند اما نیروهای جمهوری اسلامی آنها را سرکوب کردند. این تصویر با قربانی کردن معترضان و مردم عادی توسط تروریست‌ها در دی‌ماه ساخته می‌شد اما با حمله به راهپیمایی عظیم ۲۲ بهمن چنین تصویری ساخته نمی‌شد.

۲- قربانى‌سازى براى جلب دخالت نظامی خارجى: هدف دوم کارفرمایان تروریست‌های دی‌ماه، مشروعیت‌بخشی به دخالت خارجی بود. هدف این بود که مردم ایران را اسیر جمهورى اسلامى نشان دهند و مدعی شوند بنابراین حمله نظامی به ایران یک مداخله بشردوستانه است. این تصویر، مقدمه‌اى براى مداخله‌هاى بعد (تحریم‌هاى شدیدتر، فشار بین‌المللى و حتى توجیه حمله نظامى) بود. حمله به راهپیمایی ۲۲ بهمن آیا می‌توانست چنین هدفی را برآورده کند؟

۳- ایجاد جنگ داخلى و شعله‌ور کردن آتش کینه: یکی از مهم‌ترین اهداف طراحان، به هم زدن انسجام ملى و کلید زدن یک «جنگ خیابانى» بود. براى این کار اتفاقا باید قربانیان از میان هر ۲ گروه مردم (موافقان و مخالفان نظام) انتخاب می‌شدند. به این وسیله جرقه‌ای ‌زده می‌شد که در داخل، مردم در مقابل هم صف‌آرایی کنند. برای تحقق چنین سناریوی پلیدی، بهترین راه، کشتن همزمان نیروهاى امنیتى و بسیجیان از یک سو و معترضان عادى از سوى دیگر بود. چنین طرحی این قابلیت را داشت که فضا را چنان ملتهب کند که ۲ طرف یکدیگر را متهم کنند و خیابان‌ها به میدان نبرد تبدیل شود. ۲۲ بهمن، چنین هدفى قابل تحقق نبود، زیرا آنجا همه مردم در یک صف بودند و وضعیت تقابل برقرار نبود.

علاوه بر اهداف راهبردی تروریست‌ها لازم است به یک عامل زمینه‌ای نیز اشاره کرد. تروریست‌ها براى اجراى یک حمله موفق، به شرایط خاصى نیاز دارند که ۱۸  و ۱۹ دی‌ماه این زمینه فراهم بود و در راهپیمایی ۲۲ بهمن فراهم نبود.
۱. تاریکى شب: فراخوان‌هاى دی‌ماه، براى ساعاتى پس از تاریکى هوا (۳ ساعت از شب گذشته) تنظیم شده بود. تاریکى، هم به تروریست‌ها امکان جابه‌جایى مى‌دهد، هم شناسایى آنها را دشوار مى‌کند، هم ایجاد وحشت را تشدید مى‌کند. ۲۲ بهمن اما مردم در روشنایى روز به خیابان مى‌آیند.

۲. پراکندگى جمعیت: معترضان در نقاط مختلف شهر پراکنده بودند و کنترل آنها ناممکن بود. این پراکندگى به تروریست‌ها اجازه مى‌داد بى‌آنکه شناسایى شوند، ضربه خود را بزنند و در جمعیت گم شوند. در راهپیمایی ۲۲ بهمن، جمعیت در مسیرى مشخص حرکت مى‌کند و تحت نظر هزاران چشم و دوربین است.

۳. التهاب و خشم: اقدامات رسانه‌ای باعث شده بود حاضران در فراخوان دی‌ماه بشدت خشمگین باشند و اشخاص برای خشونت و تخریب آمادگی داشته باشند. این فضای داغ و ملتهب بهترین فضا را برای فعالیت تروریست‌ها فراهم می‌کرد. در حالی ‌که در راهپیمایی ۲۲ بهمن فضای آرام و همدلی جاری بود و اصولا جایی برای اقدامات تخریب‌گرانه باقی نماند. در این وضعیت، امکان شکل‌گیری اقدامات رادیکال و بعد تروریستی به حداقل می‌رسد.

براى فهم عملیات تروریستی دی‌ماه، مقایسه آن با اعتراضات سال‌هاى ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ مفید است. در آن دوره‌ها نیز اعتراضات گاه به اغتشاش کشیده مى‌شد اما هرگز شاهد «قتل‌عام خیابانى» نبودیم. دی‌ ۱۴۰۴ تعداد جان‌باختگان (اعم از نیروهاى امنیتى و مردم عادى) به طرز وحشتناکى بالا بود. این تفاوت کمّى، نشان‌دهنده یک تفاوت کیفى است. اگر جمهورى اسلامى مى‌خواست صرفاً اعتراضات را کنترل کند، روش‌هاى تجربه‌شده سال‌هاى ۸۸ و ۹۸ و ۱۴۰۱ را تکرار مى‌کرد. با همان روش‌ها امکان مهار معترضان و حتی اغتشاشگران وجود داشت اما در دی‌ماه، با صحنه‌ای مواجه بودیم که هیچ شباهتی به کنترل اغتشاش توسط پلیس نداشت.