در جستجوی حقیقت
بحثنامه (۱)
جمعی از دانشجویان
«گفتوگوی سازنده» راهکاری ترقییافته برای بسیاری از گرههای فکری و اجتماعی ماست. با اینحال پرداختن به آن، شرایطی دارد که میتوانند به صورت جداگانه مورد بحث قرار بگیرند. بنا بر همین علت، پرسش «یک گفتگوی سازنده حول یک مسئله چیست و چگونه شکل میگیرد؟» موضوع بحثی میان جمعی از دانشجویان شده است که در ادامه مروری بر بخش اول این گفتوگو خواهد آمد. این خلاصه به کمک هوش مصنوعی تهیه شده است.
مهدی یزدانبخش با طرح چارچوب اولیه بحث آغاز کرد:
«برای بررسی این مسئله، باید ابتدا مفاهیم کلیدی مانند «گفتوگو»، «سازنده» و «مسئله» را روشن کنیم (مبادی تصوری). سپس به پیشزمینههای روانی و روشهای اجرایی یک گفتوگوی سازنده بپردازیم (مبادی تصدیقی). به نظر من فهم عرفی از «گفتوگو» و «مسئله» کافی است، اما مفهوم «سازنده» نیاز به توضیح دارد. اگر طرفین گفتوگو انسان باشند، به نظر میرسد «ساختن انسان» مقصود است. این ساختن، جسمانی نیست، بلکه فکری و اخلاقی است؛ یعنی تقویت و اصلاح مبانی، روشها و نتایج فکری، و نیز رشد اخلاقی از طریق رعایت اخلاق در گفتوگو.»
وی در ادامه مهمترین پیشزمینه روانی چنین گفتوگویی را «محبت» دانست و توضیح داد:
«ما غالباً در گفتوگوها سعی داریم نظر خود را غالب کنیم و این تمایل، سازندگی را کاهش میدهد. محبت بر اساس مبانی اخلاقی، نسبت به چیزی است که با وجود انسان سازگاری بیشتری دارد. انسان به طور فطری به کمال مطلق و مخلوقاتش—از جمله انسان دیگر—محبت دارد. بنابراین، کمال یافتن فرد مقابل را میخواهد. وقتی گفتوگو بتواند زمینهساز این کمال باشد، ما نسبت به آن محبت پیدا میکنیم و رفتارمان بر اساس این محبت سازمان مییابد، نه بر اساس غلبه و سلطهجویی. انسان با محبت رشد میکند.»
سیدمحمدرضا موسوی با استقبال از تقسیمبندی مهدی، پرسش کلیدی خود را مطرح کرد:
«سوالم این است که این محبت بنیادین، دقیقاً نسبت به چه چیزی باید باشد؟ آیا محبت به «کمال» است؟ یا این که ما ذاتاً به کمال محبت داریم؟ در صورت دوم، آن شرط اضافی برای گفتوگو که از جنس محبت است، نسبت به چه تعریف میشود؟»
وی همچنین با اشاره به تجربهای عملی هشدار داد:
«یک خطر وجود دارد و آن «مجردسازیِ» بیش از حد مسئله است؛ وقتی مسئله را آنقدر انتزاعی میکنیم که مسئولیتمان را نسبت به پاسخ عملی آن از دست میدهیم. مثلاً وقتی کسی میپرسد "ترم بعد چه درسی بردارم؟" و بحث به "هدف تو از زندگی چیست؟" کشیده میشویم، در حال فاصله گرفتن از پاسخِ عینی و مسئولیتپذیری هستیم. اگر این حالت در بین اعضای یک گروه بحث پیش بیاید، مشکلساز خواهد شد.»
مهدی یزدانبخش در پاسخ تأکید کرد که محبتش نسبت به «فرد مقابل» و «کمال او» است:
«فرد مقابل اصل است، نه خود گفتوگو. محبت به گفتوگو هم ذیل همین محبت شکل میگیرد.»
در این میان، امیرعباس صابر با بیان اینکه مفهوم «محبت» را به وضوح درک نکرده، پرسید:
«منظورت منعطف بودن و جانبدارانه بحث نکردن است؟»
و محمد شکوهیان برداشت خود را اینگونه بیان کرد: «فکر میکنم در سطح گفتوگو، محبت نسبت به "حقیقت" باشد. یعنی محبت در راستای رسیدن به نتیجه (حقیقت) معنا پیدا میکند.»
سامان عسکری با ارائه رویکردی متفاوت و عینیتر، معیارهای عملی برای سنجش سازندگی پیشنهاد داد:
«به نظر من سازندگی را میتوان با معیارهایی کیفی سنجید، از جمله:
۱. آیا هر جناح میتواند نظر خود را بهشکلی منظم بیان کند؟
۲. آیا هر جناح میتواند موضع طرف دیگر را چنان بیان کند که او تأیید کند؟
۳. آیا هر طرف مشخص میکند در صورت مشاهده چه شواهدی حاضر به تجدید نظر است؟
۴. آیا هر طرف میگوید در ازای ثابت ماندن کدام خواستهاش، از بقیه چشمپوشی میکند؟
به گمانم ارائه چنین روشهای عینی و مشهودی، مؤثرتر از به کارگیری واژههای انتزاعی مانند "محبت" است که ممکن است باعث سوءبرداشت شوند.»
امیرعباس صابر با این نگاه همراهی کرد و گفت: «مهدی دارد بحث را خیلی سنگین میکند. به نظرم بهتر است پلهپله پیش برویم. اول باید ببینیم اساساً منظورمان از "بحث" چیست. آیا بحثها اساساً برای قانع کردن طرف مقابل شکل میگیرند؟»
مهدی یزدانبخش در پاسخ به این پرسش اساسی، به تمایزی مهم اشاره کرد:
«درست و نادرست صرفاً وابسته به ذهن نیست؛ در خارج واقعیت دارد. وقتی من همراه با یک واقعیت شدهام و فرد دیگری را میبینم که با آن واقعیت همراه نیست، از روی محبت به او میخواهم که همراه شود. این یک شکل از "قانع کردن" برآمده از محبت است. اما اگر صرفاً برای غلبه بر دیگران بر یک نظر پافشاری کنم، این از تمایل به سلطه ناشی میشود، نه محبت. ضمن این که گفتوگو همیشه ناشی از تقابل نیست؛ مثلاً دو نفر ممکن است برای یافتن راهحل یک مسئله، پیش از داشتن موضعی مشخص، با هم گفتوگو کنند.»
امیرعباس صابر با اصرار بر تعریف پایهایتر، پرسش خود را ادامه داد:
«مگر بحثها به خاطر این شکل نمیگیرند که افراد سعی دارند همدیگر را قانع کنند؟ چون شخص اول معتقد است که همان اندیشه مدنظر خودش درست است سعی میکند طرف مقابل را به آن سمت هدایت کند... پس یعنی سعی میکند طرف مقابل را قانع کند.»
سیدمحمدرضا موسوی در جمعبندی این مرحله از بحث گفت:
«به نظر میرسد بحث ما دو لایه شده است: یکی چیستی و غایت گفتوگوی سازنده، و دیگری چگونگی آن. در لایه اول، یک نگاه میگوید گفتوگو از تقابل مواضع میآید و غایتش رسیدن به حقیقت است. اما نگاه دیگری هم مطرح شده که میگوید گفتوگو لزوماً از تقابل آغاز نمیشود، که هنوز باید بیشتر درباره آن صحبت کنیم.»
ادامه دارد...
دیدگاههای مطرح شده در این گفتگو میتوانند، و بلکه نیازمند آن هستند که مورد نقد قرار بگیرند. شما میتوانید با ثبت و ارسال نظرات خود در این بحث مشارکت نمایید.
مطلبی دیگر از این انتشارات
دانشگاه و استعمار
مطلبی دیگر از این انتشارات
پایان جنگها
مطلبی دیگر از این انتشارات
در جستجوی سنگبنای شناخت (۱)