سرزمین تناقضات!
ما در "این سرزمین" زیست میکنیم! (زیستن که چه عرض کنم! میخواهیم زنده بمانیم!)
ما در عصر ارتباطات و "تکنولوژی" حضور داریم! ( هر چند برای مردم "این سرزمین" حضوری خاموش است که پشت شیشه تماشا میکنیم!)
مینویسیم از وضعیت خود در "این سرزمین"! (ندانیم که خود چیست! مرده ای که در "این سرزمین" کشته شده است نداند موجودیت خود چیست!)
موجوداتی وقیح بی نام و نشان (از جنسی ناشناخته که نیاز به راستی آزمایی هایی روانی دارند!) حاکم "این سرزمین" هستند، دم از "عدالت" میزنند! (اما حکمی که صادر میکنند اعدام و مرگ و خون است! شاید کتاب های قانون این موجودات بیگانه فرق دارد، یا شاید آموختگان نزد شیاطین بوده اند، شاید هم مدرسین خود شیاطین هستند! اگر چه شیاطین این مقدار کثافت را حمل نمیکنند!)
شب ها در خیابان های "این سرزمین" از خون مردمان "این سرزمین" رنگارنگ میشود! (روزها آواز حرام زادگان خونخواه پشت سر موجودات بیگانه وقیح!)
خون مردم "این سرزمین" ارزش خاصی ندارد و توسط بیگانگان از رگهایشان کشیده میشود! (و برای این کشتار، بیگانگان و حرام زادگان آنها، هم خون بها میگیرند و هم مدال افتخار و جواهرات!)
آیا ما در "این سرزمین" ادامه داریم... ؟ ( در حالی که خون جوانان "این سرزمین" بر زمین کشیده میشود و از خونشان حرام زادگان و موجودات حاکم سیرآب میشوند!)
موجودات حاکم "این سرزمین"، مردم "این سرزمین" را قاتل و خود را قدیس مینامند! (به همراه خدایی خیالی و ساختگی که همراه و یاور آنان است!)
حاکمان "این سرزمین" از کشتار و خون لذت میبرند! (دم از خدایی خیالی میزنند و با جام های پر شده از خون مردمش بزم و شادی میکنند! در حالی که کشتن را حکمی به نام حرام میدهند! به درستی که موجوداتی ناشناخته روانی هستند!)
مردم "این سرزمین" جایگاهی در "هرم مازلو" ندارند! آن هم به دلیل این موجودات بیگانه است! ( چرا که در "این سرزمین" مردمش همانند مرگان زندگانی میکنند و قوانین انسانی بر "این سرزمین" سوار نشده است! هر چند قوانین حاضر برای نویسندگانش یعنی حاکمان و حرام زادگانی که در پشت آنها حرکت میکنند به نرخ دیگری نوشته میشود!)
موجودات حاکم بر "این سرزمین" ککشان هم نمیگزد که چگونه رفتار میکنند! ( چرا که مردم "این سرزمین" را تشنه و گشنه و با آرزو های کشته و خون ها ریخته شده نگه میدارند و با آنها عروسک بازی میکنند و هنگامی که ارضا شدند و خون ها را تبدیل به سکه کردند سپس انکار میکنند!)
مردم "این سرزمین" در انزوا به سر میبرند! (در قفسی از جنس خون که توسط موجودات بیگانه حاکم ساخته شده است!)
سازمان های حمایت از "انسان" در این سیاره داریم که ادعای احکام عدالت را برای "انسان" دارند! (در حالی که با سکه ای از جنس خون مردم "این سرزمین" خریده میشوند و حوادث کشتار انسانی "این سرزمین" به دست نظام طبیعت سپرده میشود!)
حاکمانی داریم که حکومت سرزمین های دیگر هستند شاید حتی بی نام و نشان! ادعاهای مختلفی دارند! ادعاهایی از جنس همدم و همراه مردم "این سرزمین"! ادعایی دروغین که انگار از موجودات حاکم "این سرزمین" آموخته اند!
آنها همچون دلقک های سیرک ادعای اجرای عدالت را برای تمامی انسان های روی زمین را از ظالمان دارند!(در حالی که حساب های بانکی همان سرزمین ها از سرمایه های ظالمان (موجودات وقیح حاکم بر "این سرزمین")، سر به فلک کشیده است و "نسل حرام زاده ظالمان" در آن سرزمین ها به آسایش زندگی میکنند! و این سرمایه تنها از دستگاه های تبدیل خون حکومت حال حاضر، از مردم "این سرزمین" بدست می آید!)
کسی نداند که این موجودات وقیح حاکم بر "این سرزمین" که آیا نفس کشیدنشان به نقطه پایان کثافت میرسد یا همچنان ظلم خود را بر مردم "این سرزمین" ادامه میدهند! (...!)
مطلبی دیگر از این انتشارات
تحلیل پیچ اینستاگرام کتاب مارکت
مطلبی دیگر از این انتشارات
تست برنامههای مبتنی بر شیءگرایی
مطلبی دیگر از این انتشارات
مها در اینستاگرام