<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های 100 آموز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@100amouzbacklink</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 12:34:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>100 آموز</title>
            <link>https://virgool.io/@100amouzbacklink</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اهداف زندگی چیست؟ انواع اهداف</title>
                <link>https://virgool.io/@100amouzbacklink/%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-lvs92e1qpyxs</link>
                <description>یکی از چیز هایی که به زندگی ما معنی می دهد داشتن هدف است. حتما شما هم به معنی زندگی فکر کرده اید و از خود پرسیده اید که زندگی چیست. باید به شما بگویم که اگر میخواهید زندگی تان معنی بیشتری پیدا کند ،باید هدفمند باشید. اول از همه بیایید نگاهی به خود کلمه‌ی هدف و معنی این لغت بپردازیم. اگر هدف را در فرهنگ لغت و یا اینترنت سرچ کنید، این تعریف را خواهید دید: هدف مقصد نهایی تلاش و آمال و آرزوهای آدمی است.  وقتی شما برای خود هدف تعیین می‌کنید، دوست دارید که در زندگی تان اتفاق بیفتد و به واقعیت بپیوندند و تمام تلاش تان را می‌کنید. هدف چیزی نیست که بشود در عرض چند دقیقه، چند ساعت و یا چند روز به آن رسید. به مثال هایی که در پایین آورده ایم، توجه کنید:پذیرفته شدن در رشته‌ی دلخواه در یک دانشگاه خیلی خوبخواندن ۱۰ کتاب در سال جدید در موضوعی که به آن علاقه مند هستید. اینها همگی مثال‌هایی بودند تا بتوانید بیشتر با هدف آشنا شوید. اهداف زندگی چیست؟چرا اهداف مهم هستند؟ اگر در زندگی برای خود هدفی انتخاب نکنید، اوقات کسل کننده‌ای را خواهید گذراند. زندگی ما باید از آگاهی، پیشرفت و تلاش مملو باشد. اما در کنار همه‌ی اینها قطعاً به تفریح و لذت هم احتیاج داریم. انواع هدف/  ۹ هدف اصلی که در زندگی باید برای خود  تعیین کنید: ۱- اهداف کوتاه مدت: همانطور که از اسمش هم پیداست، اهداف کوتاه مدت به اهدافی گفته می شود که برای آینده نزدیک خود انتخاب کرده و به آن می رسیم.  منظور از آینده نزدیک، یک سال و یا کمتر است. اهداف کوتاه مدت،  قدم های کوچکی برای رساندن شما به اهداف بلند مدت و بزرگ هستند.نمونه‌هایی از اهداف کوتاه مدتشرکت در کلاس نویسندگیکاهش هزینه ها به منظور پس‌انداز کردنترک کردن سیگار در یک بازه  ۳ ماهه۲- اهداف بلند مدت: این اهداف برعکس اهداف کوتاه مدت، به زمان بیشتری برای محقق شدن نیاز دارد. مدت زمانی که برای این اهداف در نظر میگیریم پنج سال و یا کمتر است.نمونه هایی از اهداف بلندمدتداشتن ۲۰ میلیون تومان درآمد ماهانه با کار کردن در کارخانهپس انداز کردن مقداری پول برای خریدن ماشینبازسازی کردن خانه خودتان و فروش آن به صورتی که سود خوبی کنید.۳-  اهداف تجاری: این اهداف در حوزه‌ی کسب و کار و شغل شما قرار می گیرند. یعنی برای خود اهدافی تعیین کنید که با گذاشتن زمان کمتر سود بیشتری کنید. اهداف مالی در این دسته قرار می گیرند.  نمونه‌ای از اهداف تجاریبهینه سازی سایت تان با استفاده از سئو و با هدف جذب مشتریان بیشتر و در نتیجه سود بیشتر۴- اهداف شغلی: این اهداف با حرفه و کسب و کار شما و همه‌ی همکاران تان تأثیر مستقیم دارد. شما با تعیین اهداف شغلی این موضوع را مشخص می کنید که می خواهید از نظر شغلی در چه جایگاهی باشید، چه شغلی داشته باشید و یا چه تغییراتی در این زمینه به وجود آورید. نمونه هایی از اهداف شغلیکسب ارتقاء در محل کار خودراه اندازی کاری که به آن علاقه مندید. ۵- اهداف خانوادگی: این اهداف، روابط شما با خانواده را در بر می گیرد. یعنی باید مشخص کنید که خانواده در اولویت بندی هایتان دقیقاً کجا قرار دارد. می توانید برای بهبود بخشیدن رابطه خود با خانواده تان و عمیق تر کردن آن برنامه بریزید. نمونه هایی از اهداف خانوادگیگذراندن وقت بیشتری با خانوادهآغاز کردن گفت و گو هنگام خوردن شامرفتن به سفر با خانواده۶- اهداف مالی: اهداف مالی به ذهنیت شما در مورد مسائل مالی برمی‌گردد. اینکه اکنون شما چه وضعیت مالی دارید و چه برنامه هایی برای این هدف دارید که همگی جایگاه مالی آینده شما را تعیین می کند،  در این دسته قرار می گیرند.  شما باید برای وضعیت مالی تان برنامه ریزی کنید که مثلاً هر هفته یا هر ماه چه اقداماتی باید برای بهبود بخشیدن این هدف انجام دهید. نمونه هایی از اهداف مالی	هزینه های بیهوده و اضافی را کاهش دهید.	برای تحقق اهداف خود پول پس انداز کنید.	جلساتی را با یک مشاور خوب و قابل اعتماد داشته باشید تا شما را در امور مختلف مثلاً برنامه ریزی کمک کند. ۷- اهداف مربوط به سبک زندگی: سبک زندگی یکی از مهمترین حوزه های زندگی ما است که خیلی ها نسبت به آن بی توجه اند. همه‌ی کارهایی که روزانه انجام می دهید، روی آن تأثیر می گذارد. تمام افکار و احساسات تان مهم هستند. نمونه هایی از اهداف مربوط به سبک زندگی	خریدن لباس هایی که دوستشان دارید و  برازنده تان هستند.	پس انداز برای سفر به جایی جدید ۸- اهداف مرتبط با سلامت و تناسب اندام: اینکه شما در طی روز چقدر انرژی دارید با سلامت و تناسب اندام تان رابطه مستقیم دارد. پس باید به آن اهمیت دهید. اگر انرژی تان کم باشد، برنامه هایتان را انجام نمی دهید و از اهداف تان دور و دورتر می شوید. نمونه‌هایی از اهداف مرتبط با سلامت و تناسب اندامثبت نام در باشگاه و در کلاس تناسب اندامحذف کردن غذاهای مضر از برنامه‌ی غذایی تاناضافه کردن غذاهای سالم به برنامه غذاییحذف الکل و مواد مخدرانواع اهداف ۹- اهداف مربوط به بازنشستگی: افراد  مختلف، بازنشستگی های مختلفی را تجربه می کنند چرا که عده‌ای کارمند هستند و عده‌ای شغل آزاد دارند. فرقی نمی کند در کدام دسته قرار دارید، در هر حال باید برای آن دوران خود اهدافی تعیین کنید تا این دوران به دورانی لذت بخش برایتان تبدیل شود. برای خود تعیین کنید که در آن دوران دوست دارید چگونه زندگی کنید و طبق آن برای زندگی خود هدف گذاری و برنامه ریزی کنید. نمونه هایی از اهداف مربوط به بازنشستگیتسویه کردن وام ها تا درآمد خالص تان مشخص و بیشتر شود.پس انداز پول تا شغلی که دوست دارید را شروع کنید. نکته پایانی در این مقاله یاد گرفتیم، همگی باید برای جنبه های مختلف زندگی مان هدف گذاری کنیم، چرا که زندگی بدون هدف پوچ است. اهداف ما باید جامع و کامل باشد، به طوری که همه زمینه ها یعنی مالی، شغلی، سلامتی و... را شامل شود.</description>
                <category>100 آموز</category>
                <author>100 آموز</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 14:41:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسالت زندگی چیست؟ و چگونه آن را کشف کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@100amouzbacklink/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vjhndqiu2ncn</link>
                <description>اگر از افراد آگاه و موفق بپرسید زندگی چیست؟ آنها میگویند پیدا کردن رسالت . اگر بخواهیم به دو مورد از مهم‌ترین دلایل موفقیت افراد اشاره کنیم، می توانیم استعداد یابی و کشف رسالت زندگی را نام ببریم. چون شما باید بدانید که در زندگی به چه سمتی باید بروید و طبق آن هدف‌گذاری کرده و تلاش کنید. حتماً کلمه رسالت به گوش تان خورده. ما در این مقاله به صورت تخصصی تر به آن می پردازیم.رسالت زندگی چیست؟رسالت یعنی چه؟یکی از مهمترین چیزهایی که هر انسان باید بداند رسالت فردی است. همه موجودات، چه بزرگ و چه کوچک برای رسالتی به این دنیا آمده اند. یعنی خداوند آنها را با هدف آفریده است و وظیفه ای را به آنها محول کرده است. رسالت را با هدف اشتباه نگیرید، به قول شاعر که می گوید: ز کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ جواب این شعر دقیقا نشان دهنده‌ی همان رسالت ماست.فرق رسالت با هدفخداوند موجودات مختلفی را خلق کرده و به این جهان فرستاده است و یک وظیفه به آنها داده که همان رسالت است. یعنی هر موجودی برای انجام ماموریتی به این دنیا آمده است. در راه رسالت یک سری هدف گذاری های کوچک تر وجود دارد. مثلاً سفر‌کردن به مشهد را در نظر بگیرید. رفتن به مشهد رسالت است و شهر های دیگری که سر راه ما و در مسیر هستند، همان اهداف ما هستند.ویژگی های افرادی که رسالت خود را کشف نکرده اند.بیایید این قسمت را با جمله‌ای از استیو جابز شروع کنیم. او می گوید از مهم‌ترین نشانه‌های انسان های بدون رسالت این است که احساس خوشبختی ندارند، آن ها عاشق کارشان نیستند و به دلیل همین موضوع سردرگم هستند و حتی تلاش نمی‌کنند تا رسالت زندگی شان را پیدا کنند.در ادامه می‌خواهیم به یک سری از ویژگی های این دسته افراد که هنوز رسالت شان را کشف نکرده اند، اشاره کنیم:بیشتر از اندازه غر می زنند، از دیگران تقلید می‌کنند، همواره از چالش ها دوری می کنند، تنبل هستند و اهمال کاری در رأس کار هایشان است، هیچ خلاقیتی در انجام کارهایشان ندارند، هیچ تلاشی برای پیشرفت و بهتر شدن نمی کنند، نسبت به زندگی و مسائل مختلف بدبین هستند، احساس خوشبختی نمی کنند، به شغل شان علاقه مند نیستند، دائماً در حال آوردن بهانه هستند، سحرخیز نیستند و صبح ها دیرتر از خواب بیدار می شوند، از زیر مسئولیت‌های شغلی و... فرار می کنند.در اینجا می خواهم، دو کتاب بسیار خوب درباره کشف رسالت فردی به شما معرفی کنم. اولین کتاب، کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو است. داستان این کتاب به این صورت است که فردی برای یافتن گنج به مصر سفر می کند. برای این شخص اتفاقات جالب زیادی می‌افتد که می توان از همه آنها درس گرفت. در آخر هم نویسنده شما را با کلی سوال تنها می‌گذارد که می توانید رسالت تان را پیدا کنید. دومین کتاب، کتاب استعداد یابی بی مصرف نیستی اثر مجتبی مصطفایی است. این کتاب از پنج فصل تشکیل شده که آنها ویژگی های شخصیتی شما را بررسی می کنند و نهایتاً به شما می‌گویند که چطور و چگونه باید رسالت تان را پیدا کنید و در مسیر درستی حرکت کنید.</description>
                <category>100 آموز</category>
                <author>100 آموز</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 13:42:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت کوچینگ و منتورینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@100amouzbacklink/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jhgcounq0cxs</link>
                <description>استاد-شادی یا همان منتورینگ فرایندی است که در آن فردی با تجربه های کمتر کنار فردی که با تجربه تر است (منتور) قرار می گیرد تا در یک زمینه خاص مهارت های خویش را افزایش و بهبود بخشد. مربیگری یا همان کوچینگ فرایندی است که در آن کوچ یا مربی با مدیر و کارمند همراه و هم مسیر می شود تا عملکرد مدیر یا کارمند را بهبود بخشیده و به او کمک کرد تا به اهدافش برسد. درست است که کوچینگ و منتورینگ هر دو باعث بهبود عملکرد می شوند اما توجه کنید که این دو اصلاً یکی نیستند و کار خود را به شیوه های متفاوتی انجام می دهند و همچنین هر کدام از آنها تمرکزشان را روی جنبه خاصی و متفاوتی می‌گذارند. در این مقاله قصد داریم تفاوت این دو را بیان کنیم:اولین تفاوت کوچینگ و منتورینگ در این است که،منتورینگ به دانش و تجربه نیاز دارد در صورتی که در کوچینگ داشتن دانش خاصی نیاز نیست.دومین تفاوتی که در منتورینگ و کوچینگ به چشم می خورد این است که رابطه ای که منتورینگ با فرد مراجعه کننده برقرار می کند،رابطه‌ی بلندمدت است در صورتی که این رابطه در کوچینگ کوتاه مدت است.تفاوت بدی که میخواهیم بیان کنیم این است که منتورینگ عملکرد توسعه می باشد،اما در کوچینگ عملکرد اجرایی را مشاهده می‌کنیم.آخرین تفاوتی که این جا به آن می‌پردازیم این است که منتورینگ نیاز به طراحی دارد ولی در کوچینگ نیاز به طراحی نیست.چه موقع از کوچینگ استفاده می‌شود؟وقتی که یک شرکت می‌خواهد به توسعه کارکنان خود در زمینه‌های خاص بپردازد.هنگامی که سیستم جدیدی وارد شرکت می شود.زمانی که گروه کوچکی از کارمندان که در یک شرکت کار میکنند به بالا بردن شایستگی های خود در زمینه های خاص نیاز داشته باشند. بیزینس کوچینگ می تواند از افراد در تمام زمینه های کاری حمایت کند. چه کوچینگ اجرایی برای مدیران ارشد، چه کوچینگ مصاحبه برای جویندگان کار یا کوچینگ کسب و کار نوپا برای کارآفرینان، همه ثابت کرده اند که در تحقق هدف یک فرد بسیار موفق هستند.چه موقع از منتورینگ استفاده می‌شود؟هنگامی که یک شرکت،می‌خواهد به توسعه رهبران و استعدادهای خود به عنوان بخشی از برنامه ریزی جانشینی بپردازد.وقتی که یک شرکت برای توسعه کارکنان متنوع خود برای حذف منابع موفقیت در حال تلاش باشد.زمانی که یک شرکت بخواهد کارکنان خود را توسعه دهد برای به دست آوردن صلاحیت یا مهارت های خاص.هنگامی که یک شرکت برای تخصص و تجربه داخلی خود در کارکنان تازه وارد و نسل‌های آینده در تلاش باشد.حال بیایید دوباره به همان موضوع یعنی تفاوت کوچینگ با منتورینگ بپردازیم.کوچینگ وظیفه گرا است یعنی روی مسائل خاصی مانند مدیریت،صحبت کردن،یادگیری و نحوه تفکر استراتژیک تمرکز دارد. این در حالی است که منتورینگ،روابط گرا است یعنی برای ارائه یک محیط امن که سازمانها هرگونه مسئله که مرتبط با موفقیت حرفه ای و شخصی است به او می گویند،تلاش می‌کند. تمرکز آن فراتر از آن است که تا اینکه مواردی مانند تعادل کار و زندگی،اعتماد به نفس،ادراکات شخصی و نحوه تاثیر شخص در حرفه را در بر می گیرد.برای مدیریت فوری یک سازمان کوچینگ موثر است. اما در منتورینگ مدیر به طور غیر مستقیم درگیر است اگر چه او توانایی این را دارد که به کارمند پیشنهادات خود را در مورد چگونگی استفاده بهتر از تجربه مربیگری بدهد. ولی بین مربی و مدیر هیچ پیوندی وجود ندارد و رابطه آنها طولانی می باشد.</description>
                <category>100 آموز</category>
                <author>100 آموز</author>
                <pubDate>Fri, 04 Feb 2022 09:23:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوچینگ در روانشناسی؛ روانشناسی کوچینگ چیست ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@100amouzbacklink/httpsvirgooliowhat-is-coaching-psychology-sm0n5jfwp8xn</link>
                <description>یکی از چیزهایی که هر روز طرفداران بیشتری پیدا می کند و مورد استقبال عده ی زیادی قرار می گیرد، کوچینگ است. کوچینگ برای بهبود زندگی می باشد. حالا در این بین افراد زیادی هستند که به دنبال رابطه ی بین کوچینگ و روانشناسی هستند و سوال شان این است که آیا رابطه ای بین این دو وجود دارد یا خیر ؟ برای جواب به این پرسش باید گفت که کوچینگ در روانشناسی پیشینه ای جدی دارد که در این مقاله به آن می پردازیم. با ما همراه باشید  چرا که در این مقاله می خواهیم به موارد زیر اشاره کنیم :کوچینگ در روانشناسیانسان گرامثبت گراکوچینگ در تئوری یادگیریکوچینگ در رشته های دیگرروانشناسیروانشناسی کوچینگ چیست ؟کوچینگ در روانشناسیدرست است که کوچینگ را به عنوان یک رویکرد کاربردی مستقل می دانند اما نمی توان از تاثیری که روانشناسی روی کوچینگ می گذارد فاکتور گرفت. این ادعا کاملا صادق است که ساختار کوچینگ از چند شاخه روانشناسی برگرفته شده است.تاثیراتی مانند روانشناسی انسان گرا، روانشناسی مثبت گرا و تئوری یادگیری در ساختار رویکرد کوچینگ کاملا واضح است. در ادامه می خواهیم به هر یک از این شاخه های روانشناسی که در کوچینگ سهم دارند و تاثیر گذار هستند بپردازیم. لایف کوچینگ به شکل بسیار موفقی از گفتار درمانی تبدیل شده است، تا جایی که به تغییر زندگی افراد کمک کرده است. مربی زندگی کسی است که به دنبال تقویت دیگران با کمک به آنها در ایجاد، رسیدن به اهداف و فراتر رفتن از اهداف در زندگی شخصی و حرفه ای است.کوچینگ در روانشناسی انسان گرابزرگ ترین سهم در ساختار کوچینگ را روانشناسی انسان گرا دارد و کوچینگ بسیار در آن دیده می شود. اعتقاد روانشناسی انسان گرا مانند کوچینگ به خودشکوفایی فرد است.روانشناسی انسان گرا بر این باور است که انسان خود را بهبود می دهند هرگاه فرصت لازم را در اختیار داشته باشد. می توان گفت که این موضوع یکی از مهم ترین معقوله های کوچینگ است و همان طور که در مقاله کوچینگ هم اشاره کردیم هدف نهایی کوچینگ خودشکوفایی افراد می باشد.رابطه فرد مراجعه کنند و روان درمانگر در روانشناسی انسان گرا یکی از مهم ترنی عامل های موفقیت آمیز بودن پروسه است. طبق این نظریه سه فاکتور وجود دارد که کیفیت کار را مشخص می کند و سه فاکتور این ها هستند : 1- واقع بینی -2- اعتماد میان مراجعه کننده و روان درمانگر -3- درک همدلانه بین آن دو.این معیار های ذکر شده  دقیقا همان معیار های اصلی کوچینگ هستند.کوچینگ در روانشناسی مثبت گرایکی دیگر از شاخه های روانشناسی، روانشناسی مثبت گرا می باشد که در کوچینگ هم آن ها را می بینیم. حالا چرا کوچینگ در روانشناسی مثبت گرا دیده می شود ؟ چون بنیاد روانشناسی مثبت گرا در کوچینگ بر جنبه های مثبت انسان می باشد مثل شایستگی و قدرت.در روانشناسی مثبت گرا، احساسات مثبت انسانی در فرد یکی از عوامل محرک و انگیزه دهنده می باشد که بسیار تاثیر گذار هم است و جالب است بدانید این موارد جزء اصول کاربردی کوچینگ هستند. موارد ذکر شده در روانشناسی باعث افزایش بهره وری و سودمندی فرد و همچنین بالا رفتن قابلیت ها و شایستگی های او می شود.کوچینگ در تئوری یادگیرییکی از تئوری های بنیادی روانشناسی، تئوری یادگیری است که نقش بسزایی در رویکرد کوچینگ دارد. یکی از اصول تئوری یادگیری، تئوری پاداش و تنبیه است که در این مورد نیز در کوجینگ دیده می شود. کوچ وقتی می بینید رفتار ها و عملکرد های مثبت دارد، با استفاده از واژه های تشویقی به او پاداش می دهد.همین پاداش باعث می شود که فرد برای ادامه کار انگیزه بگیرد. یکی از تئوری هایی که در یادگیری وجود دارد این است که افراد از تجربیات خود درس می گیرند و این درس گرفتن می تواند در قالب هایی مانند خود ارزیابی و خود اندیشی باشد.در کوچینگ هم افراد دقیقا با استفاده و با بکارگیری همین دو ابزار به خودآگاهی می رسند. خود آگاهی یکی از بیش ترین نقش ها را در کوچینگ دارد.کوچینگ در رشته های دیگر روانشناسیدر سایر شاخه های نیز ما شاهد کوچینگ در روانشناسی هستیم. برای مثال می توان به روانشناسی اجتماعی، روانشناسی فرهنگی و آسیب شناسی روانی و روانشناسی گشتالت اشاره کرد. تا اینجا از ردپا های روانشناسی در کوچینگ صحبت کردیم که ساختار شاخه ای در روانشناسی است که امروزه به آن روانشناسی کوچینگ می گویند.روانشناسی کوچینگ به شاخه ای از روانشناسی می گویند که سعی و تلاش بر این دارد که مفاهیم و تئوری را با روش های هدایت گری فرد به کار گیرد. هدف از این کار این است که افزایش عملکرد، دستاورد ها و سلامت روان فرد، تیم و یا سازمان با بکارگیری روش های مبتنی بر مستندات به دست آمده از تحقیقات علمی حاصل شود.این موضوع یعنی روانشناسی کوچینگ به اوایل قرن 20 بر می گردد. حدودا هشت سال زمان برده تا اینکه به صورت رسمی بنیان گذاری شود. در سال 2000 بود که رشته روانشناسی کوچینگ به رشته های دانشگاه سیدنی اضافه شد.لایه های کوچینگبهبود فردیتاثیر بر روی ارتباط که از خانواده شروع می شود و به دیگران ختم می شودافراد می توانند به طور مستقل و به عنوان یک کوچ، کسب و کار خود را شروع کننداز مهارت های کوچینگ که آموزش می بینیم،  در کنار کسب و کار خودمان بهره می بریمکوچینگ دانشی را که از طریق درمانگر به مراجع داده می شود به بینش تبدیل می کند و این گونه کوچینگ می تواند به افراد درمانگر کمک کند.اصول اخلاقی در Icf وجود دارد و این اصول در FCA هم به صورت زیر رعایت می شود :در این راه و پروسه هیچ گونه قضاوت کردن و برچسب زدنی وجود ندارد. نباید مراجع کننده کنترل شود بلکه باید در یک مسیری کاملا آزادانه قرار گیرد و همه راه حل ها از درون خود او نشات می گیرد.  بین کوچ و فرد مراجعه کننده قرار داد هایی بسته می شود که به وسیله ی آن ها فرد مراجعه کننده متوجه حد و حدود دو اختیارات کوچ می شود.روانشناسان طبق شرایط و مسائلی که قرار دارد از راهکار های درمانی متفاوتی استفاده می کند. در کوچینگ هم مدل های مختلفی وجود دارد و کوچ نیز مدل منحصر به فرد خودش را دارد. برای یک کوچینگ چیز مهم تر هدف وجود دارد و آن هم مسیر می باشد چرا که همه تغییر و تحولات در مسیر اتفاقا می افتد و کشف می کند تا فرد به اهدافش برسد.اولین جرقه های استفاده از تئوری های روانشناسی در کوچینگ بر می گردد به سال 1920 میلادی. کولمن گریفیث در سال 1926 مکالمه ای با عنوان ( روانشناسی کوچینگ : مطالعه ای بر روی روش های کوچینگ از نقطه نظر روانشناسی ) منتشر کرد. او اولین روانشناسی ورزشی آمریکا بود و در به کار گیری روانشناسی در کوچینگ پیش قدم شد.در سال 1951 فردی به نام جان لاثر ( روانشناسی کوچینگ ) منتشر کرد. کرتیس گیلورد در سال 1967 کتاب ( روانشناسی مدرن ) را منتشر کرد. جدا از این اقدامات ابتدایی و اولیه، این رشته در ابتدای قرن 21 پایه گذاری شد.</description>
                <category>100 آموز</category>
                <author>100 آموز</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jan 2022 13:17:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>