<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حسین بابایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@1Hossein</link>
        <description>از بازاریابی محتوا تا دیجیتال مارکتینگ 1hossein.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:52:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6234/avatar/jjPUe1.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حسین بابایی</title>
            <link>https://virgool.io/@1Hossein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>داستان میز دراز باریک و مدیری که خودش رو کور کرده بود!</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/edwin-catmull-story-cp0ljmznplpx</link>
                <description>ادوین کتمول در فصل اول کتاب «شرکت خلاقیت» خاطره جالبی از جلسات شرکت پیکسار تعریف می‌کنه؛ میگه ما برای جلسات بزرگ دور میزی باریک و دراز جمع می‌شدیم.تمام مدیران ارشد تا کارشناس‌ها دور این میز می‌نشستیم و گاهی اوقات که میز جا نداشت یک ردیف صندلی پشت ردیف اول اضافه می‌کردیم.حدود ۳۰ نفر دور میز جا می‌شد و هرکسی هم جا نمی‌شد صندلی می‌آورد و دور از میز می‌نشست.چون باید مدیر پروژه، کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده در دید همه باشن و حرفاش رو همه بشنون، در وسط‌های میز می‌نشستیم.وسط میز جایگاه بزرگان بود.هرکس هم براساس کارت نام که روی میز قرارداشت باید در جای مشخص شده از قبل می‌نشست.نفس برگزاری چنین جلسه‌ای به ما مدیران این حس رو می‌داد که فضا رو برای مشارکت باز کردیم و حاضریم با همه افراد پروژه تعامل داشته باشیم، غافل از این که این سیستم برای آسایش خودمان بود و خودمان را کور کردیم.ما ناخواسته به افراد نشسته در دو انتهای میز و افرادی که حتی دور میز نیستن این پیام رو می‌دادیم که شما جایگاه مهمی ندارید پس حرف‌های شما ارزشی ندارد؛ شما جایگاه مشخصی داری و حق نداری وسط میز بشینی.وقتی بعد از سال‌ها ناگهان متوجه شدم به جز افراد وسط میز کسی حرف نمی‌زند و حتی وقتی از دیگران نظرخواهی می‌کنیم فقط افراد وسط میز نظر مخالف دارن و بقیه تایید کننده هستن، تصمیم گرفتم این ساختار رو تغییر بدم.یک میز مربعی جایگزین میز دراز باریک کردم و در اولین جلسه بعدی هم کارت‌های اسامی از روی میز جمع شد و کاری کردم که افراد بدون توجه به جایگاه هرجایی می‌خوان بشینن.این تغییر تاثیرش رو گذاشت و از بین رفتن ترکیب سنتی باعث به حرف آمدن همه و خلاقیت در جلسات شد.این خاطره‌ رو از زاویه‌های مختلفی میشه بررسی کرد؛ تاثیر سیستم روی خلاقیت، تاثیر جایگاه افراد روی مشارکت، کور شدن مدیران نسبت به مشکلات، مدیریت تیمی غلط و ...برای من بیشتر از هرچیزی یکی از تجربیات خودم زنده شد.یادم میاد وقتی کارمندی بی‌تجربه و تازه استخدام شده بودم، یکبار در جلسه شرکت نظری دادم اما بدون هیچ بازخوردی از حرف‌های من رد شدن و جلسه بدون توجه به حرفام ادامه پیدا کرد.چند روز بعد از مشاوری که خودش آژانس تبلیغاتی داشت دعوت کردن و ما هم در جلسه مشاوره نشستیم؛ مشاور همان حرف من رو زد اما مدیر لعنتی آنچنان به نظر او ارزش داد و همان لحظه به ما گفت این حرف را حتما اجرا کنید که از شدت تعجب و حرص همزمان فقط به دوربین خیره بودم. ?بعدها متوجه شدم مدیر ما خودش رو کور کرده بود؛ تمام حرف‌هاش رو می‌تونستی در چند نقل قول از شوماخر گرفته تا کتاب‌های پرفروش دکه‌های کنار خیابون جمع کرد.انگار طرز فکر این آدم در مقطعی از زمان یخ زده و سیستمی در اطراف خودش ساخته که هیچ وقت دماش بالاتر از طرز فکر یخ زده‌اش نمیره.شاید فقط ضربه‌ای بزرگ بتونه این یخ رو بشکنه.بعضی وقت‌ها سیستمی که هیچ‌کس هیچ مشکلی با اون نداره و شاید سال‌ها هم کار کرده، مشکل اساسی داشته باشه و کاملا ضد منافع، ضد منابع انسانی یا اهداف تیم باشه.تصور کنید که در پیکسار که الگوی شرکت‌های دیگر بوده و هست چندین سال جلسات با ساختاری کاملا ضد خلاقیت و مشارکت برگزار می‌شد!حتما شما هم چنین خاطراتی از «سیستم‌های غلط ولی در ظاهر بی‌مشکل» و مدیران کور شده دارید که همین حالا یادش افتادین.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Mon, 16 May 2022 08:06:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود کتاب رایگان آموزش تولید محتوا؛ حسین بابایی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/content-marketing-book-prp6fx28iwxb</link>
                <description>«تولید محتوا شغل خوبی نیست! هر روز ساعت‌ها فکر و چشمم را برای نوشتن مقاله یا درست کردن پست‌های اینستاگرام این شرکت گذاشتم اما آخرش هیچ کس قدر زحمت‌هایم را ندانست. شغلم را عوض می‌کنم؛ اعصابم را که از سر راه پیدا نکردم!»این آخرین حرف‌های واقعی یک کارشناس تولید محتوا بود.آخرین حرف‌های کارفرمای همین کارشناس را هم گوش کنید:«نمی‌دانم شاید نتوانستم آدم کاربلدی پیدا کنم یا شاید من شانس ندارم! رقیب من همین کارها را می‌کند و موفق است اما من یک سال برای تولید محتوا هزینه کردم آخرش هیچی، هیچ آقا هیچ! ای کاش همین هزینه را برای تبلیغات می‌گذاشتم الان وضعیتم بهتر بود»همین حرف‌ها را بگذارید کنارِ «هزاران متقاضی استخدام که تولید محتوا را مساوی ترجمه و تایپ کردن می‌دانند»، «کارفرماهایی که فکر می‌کنند تولید محتوا هدر دادن پول است» و «صدها پروژه شکست خورده بازاریابی محتوا».دلایلی که می‌توان برای این وضعیت شمرد زیاد است اما فکر می‌کنم دو دلیل بزرگ وجود دارد که باید برای حل کردنشان تلاش کنیم:۱. خلاء آموزش درست و اصولی تولید محتوا۲. ناآگاهی و درک نادرست مدیران کسب و کارها از بازاریابی محتواراه حل این دو مشکل هم آنچنان پیچیده و عجیب نیست؛ کافی است هرکسی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ حرفی برای گفتن دارد آموزش دهد و حرف بزند!در بازار کاری که بسیاری از تخصص‌های این حوزه رشته دانشگاهی ندارند و هنوز مشغول صحبت از «چیستی» تولید محتوا هستیم، باید وقت و هزینه بیشتری برای آگاه‌سازی و آموزش مناسب گذاشت.فقط با همین کار است که می‌توان امید داشت افراد متخصص تربیت شوند، درآمدشان زیاد شود، بازار گسترده‌تر شود و در نهایت همه سود ببریم. انحصارگری در بلند مدت چیزی جز ضرر ندارد.من حسین بابایی، در هر موقعیتی که بودم سعی کردم قدمی برای بهبود این وضعیت بردارم و حالا تصمیم گرفتم قدم بعدی انتشار یک کتاب آموزشی باشد؛ کتاب آموزش رایگان تولید محتوا برای هرکسی که به نوعی با تولید محتوا سر و کار دارد و می‌خواهد حرفه‌ای کار کند. در واقع این کتاب یک چک لیست شخصی بود که حالا به صورت عمومی منتشر می‌شود.آخرین بار که می‌خواستم این راهنما را به‌روزرسانی کنم، تصمیم گرفتم به صورت عمومی منتشرش کنم و تبدیلش کنم به یک کتاب جامع‌تر. این نسخه فعلی از کتاب مناسب افرادی است که با تولید محتوای نوشتاری برای وبسایت‌ها سر و کار دارند. آموخته‌ها و یادداشت‌های پراکنده‌ام را هم به مرور در نسخه‌های بعدی به آن اضافه می‌کنم.در نسخه‌های بعدی این کتاب، بخش‌های بیشتری مثل تولید ویدیو، روانشناسی در محتوا، محصول‌نویسی و… اضافه خواهد شد. امیدوارم این قدم کوچک بتواند تاثیر بزرگی داشته باشد. لطفاً با به اشتراک‌گذاری و مشارکت در توسعه این کتاب به ادامه پیدا کردن این قدم‌ها کمک کنید.دانلود نسخه جدید کتاب آموزش تولید محتوا</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Mon, 27 Sep 2021 22:05:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افرادی که بلد نیستند آموزش می‌دهند!</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/those-who-cant-teach-l3bgfaqt4god</link>
                <description>نوشته‌اند که وقتی ارسطو روی رشد گیاهان تحقیق می‌کرد، عده‌ای می‌گفتند این مردک دیوانه خودش کشاورز نیست اما ادعای دانش کشاورزی دارد.درست یا غلطش را نمی‌دانم؛ می‌گویند ارسطو برای این که یکبار هم شده جوابی به این افراد دهد همان سال با تحلیل بازار و محصولاتی که کشاورزان کاشته‌اند زمینی اجاره کرد و پیاز کاشت.موقع برداشت پیاز، پیاز در بازار کم بود و به همین دلیل توانست با قیمت خوبی پیازها را بفروشد.ارسطو می‌خواست ثابت کند «اگر بخواهم می‌توانم»‌آقای «جرج برنارد شاو» جمله معروفی دارد:آنهایی که می‌توانند انجامش می‌دهند و آنهایی که نمی‌توانند آموزش می‌دهندThose who can do, those who can&#x27;t teachایشون برنده نوبل ادبیات و از طرفداران موسولینی و استالین بود! خب پیش میاد دیگه ?‍♂️جدا از تناقض خود جمله، چون آموزش هم خودش کاری است پس به نوعی آموزش هم انجام دادن کاری مهم و با ارزش است، کلی ایراد دیگر هم می‌توان از این جمله گرفت و مصداق آورد.خیلی وقت‌ها آموزش به معنی کشف، ساده‌سازی و انتقال دانش است.یا شرایط باعث می‌شود نتوانیم دانشی را در عمل پیاده کنیم یا از آن پولی دربیاوریم اما آن را آموزش می‌دهیم و انسان‌هایی هستند که با پیاده کردنش موفق می‌‌شوند.یا دانش اندکی داریم اما به هر دلیلی (مثل برندسازی شخصی، شبکه‌سازی و...) دوست داریم دانش خودمان را رایگان با بقیه به اشتراک بگذاریم.اگر در طول تاریخ منتظر می‌ماندیم تا هرکس کاری کرد تجربیاتش را آموزش دهد، هنوز داشتیم به جادوگران سواحل نیل توضیح می‌دادیم برای جلوگیری از طغیان رود نباید انسانی را قربانی کرد.دانشگاه و مدرسه ساختیم تا دانش با سرعت و کیفیت بهتری منتقل شود.شاید الان بگویید کسی که آموزش ثروتمند شدن می‌دهد یا دوره‌های آموزش کسب درآمد می‌فروشد چرا خودش با همان روش‌ها ثروتمند نشده است؟ برای پیدا کردن جواب این سوال متن بالا را دوباره بخوانید :)</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jan 2021 10:00:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو رویکرد نسبتاً مخالف اما موفق اپل و گوگل</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA%D8%A7%D9%8B-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D9%88-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-a6w5liepxjkb</link>
                <description>برای رسیدن به قله همیشه بیش از یک راه وجود دارد.اما کدام راه بهتر است؟ راهی که سریع‌تر ما را به قله برساند؟ راهی که خطر کمتری داشته باشد؟شاید من به عنوان یک صخره‌نورد دوست داشته باشم راه پر ریسک‌تری را امتحان کنم؛ یا پیرمردی هستم که دوست دارم مسیر طولانی‌تر اما کم‌شیب‌تری را بروم.پس هر ننه قمری نمی‌‌تواند بگوید این راه از همه بهتر است :)در دنیای کسب‌وکار، بازاریابی و مدیریت هم همینطور است. خیلی وقت‌ها تمام راه‌ها شما را به قله خواهند رساند اما این که چه راهی را انتخاب می‌کنید بستگی به خودتان دارد.بحث ما فقط بودجه، موقعیت جغرافیایی، منابع انسانی و ... نیست. گاهی وقت‌ها فقط تفکر، استراتژی و رویکرد متفاوت است.من فکر می‌کنم از مسیر A به موفقیت بزرگتری می‌رسم و مهم‌تر این که از مسیرم لذت می‌برم اما تو فکر می‌کنی مسیر B لذت‌بخش‌تر و بهتر است.خب این حرف‌ها چه ربطی به گوگل و اپل دارد؟قبول دارید این دو شرکت از موفق‌ترین‌های دنیا هستند؟ آنها یک مسیر مشابه را انتخاب کرده‌‌اند؟ استراتژی یکسانی دارند؟نه لزوماً؛ حتی گاهی مسیرشان ۱۸۰ درجه متفاوت است اما هردو رویکرد جواب می‌دهد.تفاوت‌ها را ببینید:۱. تصمیم‌گیریگوگل: چیزی را بساز که کاربران فکر می‌کنند می‌خواهند.اپل: چیزی را می‌سازیم که فکر می‌کنیم کاربران می‌خواهند.۲. انطباق و سازگاریگوگل: متمرکز بر انطباق بصری در محصولات.اپل: متمرکز بر انطباق تجربه کاربری.۳. قبل از معرفی محصولاتگوگل: کنفرانس خبری و تیزرسازی.اپل: هیچی تا روز معرفی رسمی.۴. تکامل طراحیگوگل: بازطراحی و پیروی از ترندها.اپل: طراحی‌های همیشه سبز و بدون تغییر در طولانی مدت.۵. جامعه مشتریان هدفگوگل: پوشش گسترده.اپل: پوشش محدود.۶. رهبریگوگل: ساختار مسطح با توزیع نقاط قدرت.اپل: ساختار هرمی با قدرت مرکزی.۷. اکوسیستمگوگل: اوپن سورس (متن باز).اپل: اختصاصی.خلاصۀ تفکر اپلموقع معرفی اولین آیفون، خبرنگاری از حذف دکمه‌ها شاکی بود و می‌گفت تایپ کردن با صفحه نمایش لمسی سخت خواهد بود؛ استیو جابز در پاسخ گفت:انگشتان شما یاد می‌گیرند!اپل همین است.بعضی وقت‌ها اپل مشتریانش را بهتر از خودشان می‌شناسد. آنها با تحقیقات طولانی‌مدت و دقیق به این هدف می‌رسند و بعد تجربه‌های کاربری عالی و همیشه سبز می‌سازند.آنها ساختار هرمی مدیریتی دارند و در انتها چند طراح زبده کیفیت کارهای نهایی را کنترل می‌کند.با این که این روش برای طراحی محصولات همه چیز تمام خوب کار می‌کند اما زمان و هزینه بیشتری می‌برد. رویکر «ما می‌دانیم شما چه می‌خواهید» شاید فقط برای گروه نسبتاً محدودی از مردم جذاب باشد اما جاویژه‌هایی از بازار (niche market) از این رویکرد ناراضی خواهند بود. مثلاً آنهایی که کیبورد فیزیکی می‌خواهند هنوز هم رابطه خوبی با صفحه نمایش‌های لمسی ندارند.خلاصۀ رویکر گوگلرویکر گوگل متفاوت است؛ تا جایی که امکان دارد محصولات اوپن سورس هستند و قدردان مشارکت و بازخورد جامعه کاربری بزرگش است.این رویکرد کمک می‌کند مجموعه‌ای از محصولات متنوع خلق کند و به دست گستره بزرگی از کاربران برسد. به انجمن‌های توسعه‌دهندگان محصولات گوگل سر بزنید؛ از مشارکت بالای توسعه‌دهنده‌ها تعجب خواهید کرد.اما به هر حال خیلی وقت‌ها کاربران دقیقاً نمی‌دانند که چه می‌خواهند. پروژه موبایل‌های ماژولار را به یاد آورید که سال ۲۰۱۳ وایرال شد و گوگل هم از آن حمایت کرد. ایده جالبی بود اما در انتها شکست خورد.در واقع زیادی تکیه کردن روی کاربران در کنار مزیت‌هایش معایبی هم دارد.با این که باید صدای کاربران را شنید اما طراحی برای کاربران به این معنی نیست که کاربران طراح هستند. باید کاربران را دید و به بازخوردشان توجه کرد تا یاد بگیریم برای آنها طراحی کنیم.در کل گوگل توسعه چابک را ترجیح می‌دهد و آماده تغییرات سریع بعد از اشتباهات است.نظر شما چیست؟این دو رویکرد متفاوت برای تولید و توسعه محصولات را مخالف هم می‌بینید؟ نقطه تعادل کجاست؟منبع</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Nov 2020 23:43:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوپامین اعتیادآور نیست؛ سایمون سینک چرت می‌گوید</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%AF%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A2%D9%88%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-uf7ncetzpiqm</link>
                <description>چک کردن پشت سرهم اینستاگرام، توییتر و تلگرام تبدیل به مرضی شده که خیلی از انسان‌ها گرفتارش شده‌اند. درباره این که دلیل افتادن در لوپ شبکه‌های اجتماعی، فیلم‌های پورن و بازی‌ها چیست حرف و راه حل زیاد است. خیلی‌ها تقصیر را گردن دوپامین می‌اندازند اما نقش دوپامین در این ماجرا اصلاً آن چیزی نیست که فکر می‌کنید.اگر نمی‌دانید دوپامین چیست یا فکر می‌کنید دوپامین اعتیاد آور است پس این مقاله ذهنیت شما را تغییر می‌دهد.صاحبان برندها، سازندگان اپلیکیشن، بازی، سریال و ... با صدها تکنیک و استراتژی سعی می‌کنند انسان‌ها را برای کسب سود بیشتر در یک چرخه نگه دارند؛ مثل همستری که داخل چرخ آنقدر می‌دود تا خسته شود.دلیل نوشتن این مقاله، صحبت‌های سایمون سینک درباره اعتیاد به دوپامین و مشکلات نسل جدید بود؛ همان مشکلاتی که در مقدمه گفتم.نسل جدید معتاد به دوپامیناگر بقیه عناوین و مشاغل سایمون سینک را کنار بگذاریم، در یک کلام متفکر است. کتاب‌های خوبی نوشته است و حرف‌های جالبی می‌زند. اما در کل مشکل سایمون سینک و افراد مشابهش این است که ساده‌نمایی می‌کنند. یعنی چه؟ یعنی مسائل پیچیده را در صحبت‌ها و نوشته‌ها خیلی ساده نمایش می‌دهند و این ساده‌سازی باعث می‌شود حقایق درست و غلط باهم مخلوط شود. نه می‌توان ردش کرد نه تاییدش کرد. اگر همین حرف‌ها را به خودش بگویید در جواب می‌گوید خب منظور من همین بود!کلیپ را تماشا کنید می‌بینید که دغدغه سایمون سینک درست است، مشکل را فهمیده است اما وقتی می‌گوید «اعتیاد به دوپامین» دارد با ساده‌سازی موضوع آدرس غلط می‌دهد.این مصاحبه دوبله فارسی است. https://www.aparat.com/v/sWtMD  https://virgool.io/p/uf7ncetzpiqm/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%87%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%C2%AB%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D8%AF%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%C2%BB%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%87%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF. در مصاحبه دیگری دوباره روی اعتیاد به دوپامین تاکید می‌کند. https://www.aparat.com/v/Rv1e7 حالا ببینیم داستان دوپامین چیست.داخل پرانتز: با توجه به این که مطالعه در زندگی انسان‌ها به ویژه در کشور خودمان جزو اولویت‌ها نیست، به نظر من نداشتن درک درست در دو حوزه به شکل جدی در جامعه احساس می‌شود: اول ندانستن زیست‌شناسی (از تکامل تا عملکرد مغز و بدن خودمان)، دوم ندانستن منطق (به ویژه شناخت سفسطه و مغالطه). توصیه می‌کنم در این دو موضوع حتماً مطالعه کنید.برای درک بهتر مشکل اول نگاهی بیاندازیم به موجی که علیه دوپامین راه افتاده است.دوپامین مفسد فی‌الارضمجله فوربز در مقاله‌ای استدلال می‌کند که دوپامین دلیل نهایی اعتیاد امریکایی‌ها به سلاح است.فعالان ضد پورن ادعا می‌کنند دوپامین مثل اروتوکسین عمل می‌کند. اروتوکسین خودش داستانی طولانی دارد؛ اروتوکسین اصطلاحی است که به مجموعه‌ای از هورمون‌های ترشح شده در اثر سکس، تماشای پورن یا اعتیاد به هر عمل مشابه دیگر گفته می‌شود (شبه علمی).حتی در موردی گفته شده با هر کلیک در دنیای مجازی که پر از تصاویر تحریک کننده است، دوپامین در مغز آزاد می‌شود.گروهی به نام «پروژه دوپامین» با ادعای زندگی بهتر با «خودآگاهی دوپامینی» در وبسایت خود نوشته‌اند: انتظار برای ترشح دوپامین در مغز باعث می‌شود معتادها به دروغ گفتن، تقلب کردن، دزدی و میل شدید به هرچیز دیگری ادامه دهند. برای برخی افراد این انتظار برای هروئین است و برای برخی دیگر سکس، قمار، غذا و ... (به تعاریف دقت کنید)در این روزها، انداختن تقصیر تمام مشکلات رفتاری تکرار شونده بر گردن دوپامین طرفدار زیادی دارد.اگر واقعاً تمام مشکلات جامعه از تیراندازی با سلاح تا حواس‌پرستی دانش‌آموزان در اثر استفاده از شبکه‌های اجتماعی ریشه در دوپامین دارد، پس با حذف یا سرکوب این ماده شیطانی در بدن انسان به کمک دارو می‌شود یک جامعه مثلاً پاک و بهشتی درست کرد. عالی نیست؟واقعیت دوپامینفیلم بیداری‌ها (Awakenings) با بازی رابرت دنیرو را تماشا کرده‌اید؟ داستان زندگی بیماری که کاتاتونیایی شده یعنی کاملاً بی‌حرکت است و حتی نمی‌تواند صحبت کند. پزشک این بیمار از ماده L-Dopa برای درمان استفاده می‌کند و بیمارش را موقتاً به زندگی عادی برمی‌گرداند.فیلم بیداری‌هااین فیلم بر اساس تجربه واقعی پزشک و نویسنده‌ای به نام الیور ساکس ساخته شده است.الیور ساکسماده L-Dopa در بدن به دوپامین تبدیل می‌شود. مشکل بیمار فیلم بیداری‌ها همین دوپامین بود اما نه اعتیاد به دوپامین در مغز، بلکه کمبود دوپامین.بدون دوپامین بدن و مغز ما نمی‌تواند کار کند. تبدیل به مجسمه می‌شویم.دوپامین یک ماده شیمیایی به عنوان «پاداش» نیست. در واقع بدن ما دوپامین را اینطور استفاده نمی‌کند.قبل از هرچیزی بدانید که دوپامین هم مثل بسیاری از مواد شیمیایی دیگر در بدن انسان وظایف متعددی دارد.یکی از وظایف دوپامین گشاد کردن رگ‌ها است.کمبود دوپامین باعث بروز پارکینسون می‌شود. به‌طور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح‌کننده دوپامین رخ می‌دهد.خیلی از داروهای ضد درد با مانع شدن در فرایند‌های دوپامین کار می‌کنند.اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی (ADHD) هم احتمالاً به دوپامین ربط دارد.دوپامین به سیستم پاداش مغز ارتباط دارد اما نمی‌تواند باعث شود احساس خوبی داشته باشید.هر فعالیت لذت‌بخشی مثل سکس یا ورزش، شامل آزاد شدن چندین انتقال دهنده عصبی و هورمون مختلف در بدن است که اثرات پیچیده و متقابلی دارند.وقتی که فردی در حال تجربه لذت است، دوپامین در بخشی از مغز که در حال تجربه و پردازش لذت است آزاد می‌شود. نقش دوپامین در اینجا ایجاد حس خوب نیست.در واقع آن حس خوب ناشی از انجام فعالیتی لذت‌بخش یا احساس رضایت درونی، از مخدرهای درونی بدن (endogenous opioids) هستند. این مواد شیمیایی که به آنها اندورفین هم می‌گویند، در هنگام ورزش، خنده، گریه، هیجان، سکس و ... منتشر و باعث سرکوب درد،احساس خوشحالی و آرامش می‌شوند. ساختار اندورفین‌ها بسیار شبیه مورفین و دیگر مشتقات تریاک است.خب پس دوپامین این وسط چه کاره است؟دوپامین در سیستم پاداش مغز، در شناسایی برجستگی انگیزشی (incentive salience) کمک می‌کند. یعنی دوپامین مثل پرچم قرمز علامت دادن به مغز عمل می‌کند. پرچم را بالا می‌برد و می‌گوید «هی توجه کن، این اتفاقی که داره میوفته چیز خوبیه، این را فراموش نکن، پس می‌تونی دوباره تکرارش کنی»نکته و مشکل اصلی با موج به راه افتاده علیه دوپامین اینجاست: نبود دوپامین باعث نمی‌شود از لذت کم شود. یعنی تجربه لذت‌بخش در عدم حضور دوپامین هم لذت‌بخش است.تحقیقات انجام شده روی موش‌ها این نتیجه‌ را تایید می‌کند.در تحقیق دیگری ماجرا کمی جالب‌تر شد.در این تحقیق با تنظیم ساز و کاری همزمان با اندازه‌گیری دوپامین و واکنش‌های لذت، هروئین را در دسترس موش‌ها قرار دادند تا تحت شرایطی خودشان استفاده کنند. سطح دوپامین موش‌ها در هربار «انتظار دریافت هروئین» در فرایندی که خودشان یاد گرفته بودند افزایش پیدا می‌کرد و بعد از دریافت هروئین دوباره دوپامین به شدت کم می‌شد.این بالا رفتن در انتظار هروئین و کاهش آن در اولین دریافت هروئین دیده نمی‌شود چون موش یاد نگرفته است هروئین مساوی حس خوب است.دوپامین در سیستم پاداش کمک می‌کند یاد بگیریم پاداش حس خوبی دارد پس می‌توانیم دوباره انجامش بدهیم. این الگو قابل تعمیم به هر فعالیتی مثل تماشا و تشویق تیم فوتبال محبوب، خودارضایی، سکس، مصرف مواد مخدر و ... است.دوپامین در «انتظار همراه با پیش‌بینی پاداش» افزایش پیدا می‌کند. چرا می‌گویم پیش‌بینی؟ چون سطح دوپامین وقتی نتیجه فعالیت قطعی است، نسبت به زمانی که با یک قمار روبرو هستیم کمتر است. چرا؟ هنوز معلوم نیست. شاید از فعالیت قمارگونه نسبت به فعالیت با نتیجه قطعی بیشتر یاد می‌گیریم. چیزی که نتیجه‌اش قطعی است اطلاعات کمی به ما می‌دهد.صرفاً در حد یک فرضیه و بدون تحقیق می‌گویم شاید عطش تجربه کردن چیزهای جدید و متنوع هم از همین فرایند ناشی می‌شود.تا اینجا فهمیدیم که دوپامین یک جزء در این سیستم پیچیده است و با این که نقشی در اعتیاد‌ها و رفتارهای تکرار شونده نامطلوب دارد اما تمام تقصیرها را نمی‌توان گردن دوپامین انداخت و اصطلاح «اعتیاد به دوپامین» اشتباه است.حالا برگردیم به سایمون سینک. چرا این موضوع مهم است؟حرف سایمون سینک و دیگران نادرست و ارجاعی اشتباه استخیلی راحت بگوییم رسانه‌های خوبی نداریم و سطحی‌نگری را گسترش می‌دهند؟ روانشناسی غیرتخصصی (آنچه مردم عادی از روانشناسی مطالعه می‌کنند و می‌شنوند) علاقه‌ای به این ظرافت و پیچیدگی‌ها ندارد؟در واقع وقتی سایمون سینک به عنوان متفکر، نویسنده و سخنران در حرف زدن از مشکلات نسل جدید، دوپامین را مقصر می‌داند و به علوم اعصاب اشاره می‌کند، در حال استفاده از یک استراتژی هوشمندانه است.آقای سینک متخصص علوم اعصاب نیست و هیچ وقت تحقیقاتی روی ابعاد پیچیده مغز انجام نداده است؛ اما چیزهایی می‌داند که شما نمی‌دانید.ارجاع دادن به علوم اعصاب یک روش قانع کننده است تا به مردم بگوید بیشتر می‌داند و استدلال‌های خوبی بسازد. ساده‌سازی و قدم زدن در مرز مغالطه هم همان چیزی است که می‌تواند شامل این گونه صحبت‌ها شود. حتی تحقیقی هم در این موضوع انجام شده است.واقعیت این است که مشکلات انسان‌ها ساده نیست. مغز انسان‌ هم ساده نیست.اگر یک نفر کاری را پشت سر هم انجام می‌دهد و حتی این رفتار باعث مشکلاتی می‌شود، در پشت آن چندین دلیل پیچیده وجود دارد. وقتی مشکل را ساده می‌کنیم و آن را به یک مقصر یعنی دوپامین تقلیل می‌دهیم، این کار باعث دور شدن مشکل از خود فرد می‌شود.این انسان است که یاد می‌گیرد و دوپامین فقط یک فاکتور، فقط یک فاکتور در میان چندین فاکتور است که در یادگیری تاثیر دارند.وقتی به افرادی که صبح تا شب در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخند، نوجوان‌هایی که زیاد پورن تماشا می‌کنند و والدین کودکانی که فکر و ذکرشان بازی‌های رایانه‌ای شده است می‌گوییم مقصر دوپامین است، به آنها آموزش می‌دهیم که مشکلشان را به یک عامل خارجی نسبت دهند.در عوض، اگر تمرکز روی یادگیری و ابعاد برجستگی انگیزشی این فرایند باشد، کمک می‌کند خود فرد توجه از دست داده خود را به رفتارش، انگیزه‌ها و مفهومی که به تجربیات می‌دهد را بازگردانی کند.پس بهتر است در این نوع مشکلات به حرف‌هایی گوش کنید که درباره انسان و فرد صحبت می‌کنند نه انتقال دهنده‌های شیمیایی غیرمرتبط. اگر هم درباره علوم اعصاب و مغز انسان مطالعه می‌کنید از منابع تخصصی و عمیق مطالعه کنید.منابع: 1. No, Dopamine Is Not Addictive2. The unsexy truth about dopamine</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 21:56:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تراژدی عجیب نیکلای واویلف و درس‌های آن برای ما</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/nikolai-vavilov-nmp8wy4sgqnk</link>
                <description>داستان دانشمندانی که در انبار پر از گندم و ذرت از گرسنگی مردند و نیکلای واویلف که به خاطر تلاش برای پایان دادن به قحطی زندانی شد و مرد، عجیب و غم‌انگیز است اما غم‌انگیزتر از آن تکرار همان داستان است.بله، ملتی که تاریخ را نداند محکوم به تکرار آن است؛ حتی تکرار احمقانه‌ترین، عجیب‌ترین و غم‌انگیزترین داستان‌های تاریخ که باور تکرار شدنشان سخت است.ماجرایی که در ادامه می‌خوانید موارد مشابهش بارها در طول تاریخ تکرار شده است و همین حالا هم انسان‌هایی هستند که می‌خواهند تکرارش کنند.زندگی واویلف از تلاش برای پایان قحطی تا مرگ در گولاگنیکلای ایوانوویچ واویلف در سال ۱۸۸۷ در مسکو به دنیا آمد. در دوران کودکی و نوجوانی جیره‌بندی گندم به دلیل کمبود و مشکلات محصولات کشاورزی را دید. او درک کرد که مشکلات کشاورزان روسیه زیاد است و همین مشکلات باعث بروز قحطی و مرگ انسان‌ها می‌شود.واویلف به دانشگاه کشاورزی (تیمیریازوف) رفت و بعد از فارغ‌التحصیلی شروع به تحقیقات در گیاه‌شناسی کرد.در سال ۱۹۱۳ به اروپا سفر کرد و در همکاری با زیست‌شناس انگلیسی ویلیام باتسون روی موضوع ایمنی گیاهان تحقیق کرد. ویلیام باتسون همان کسی است که اولین بار از کلمه ژنتیک برای توصیف مطالعه علم وراثت استفاده کرد و نظریات مندل را به جامعه علمی شناساند. ویلیام باتسون و واویلفوقتی به شوروی برگشت در مقام استاد دانشگاه مشغول تدریس شد و مدیریت آکادمی علوم کشاورزی لنینگراد (سنت پترزبورگ امروزی) را به او سپردند.واویلف که از همسر اولش طلاق گرفته بود با النا بارولینا (Elena Barulina) محققی که مسئول مجموعه بذرهای انستیتو بود ازدواج می‌کند.او نظریه‌ای درباره منشاء بذرهای گندم و سایر گیاهان داشت که فکرش را مشغول کرده بود. به نظر واویلف با جمع‌آوری بذرها از مناطق مختلف دنیا که منشاء اصلی هستند می‌تواند مجموعه‌ای با تنوع بالا از بذر داشت و گونه‌های مقاوم را تولید کرد یا از بذرهای متناسب با آب‌ و‌ هوای هر منطقه برای تولید بیشتر استفاده کرد.واویلف شروع به سفر کرد. او به هر کشوری که سفر می‌کرد با کشاورزان صحبت می‌کرد و اطلاعاتی درباره گونه‌های مختلف را از آنها می‌گرفت و بعد انواع بذرهای گیاهی را جمع می‌کرد و به مجموعه بذرهای لنینگراد اضافه می‌کرد.در سال ۱۹۳۶ وقتی که قرار بود کنفرانس بین‌المللی ژنتیک در مسکو برگزار شود، واویلف به عنوان ریاست کنفرانس انتخاب شد اما حزب کمونیست با برگزاری کنفرانس مخالفت کرد و در نهایت کنفرانس هفتم در شهر ادینبرا در اسکاتلند برگزار شد. در زمان برگزاری کنفرانس هم به واویلف اجازه خروج از کشور ندادند و در کنفرانس به یاد واویلف صندلی او را خالی گذاشتند.ریشه این مخالفت‌ها کم کم روشن می‌شود.واویلف به ۶۴ کشور دنیا سفر کرد و مجموعه بذرهایی که جمع‌آوری کرد در طول تاریخ بی‌نظیر بود. او به تحقیقاتش در زمینه ژنتیک مندلی ادامه داد و معتقد بود با استفاده از گونه‌های مقاوم می‌توان تولید محصولات کشاورزی را افزایش داد تا جلوی قحطی را گرفت.در همان زمان‌ها یکی از شاگردان واویلف به نام تروفیم لیسنکو (Trofim Lysenko) مشغول تحقیق روی روش‌هایی بود که بتوان سرعت باروری را زیاد کند و در نتیجه محصول بیشتری در زمان کوتاه‌تر تولید کرد.تروفیم لیسنکو نظریات محققان غربی درباره ژنتیک مندلی را رد می‌کرد اما معتقد بود می‌توان بذرهایی تولید کرد که صفات برتر داشته باشند.در واقع تکنیکی که او از آن حرف می‌زد، بهاره‌سازی بود. یعنی اعمال سرمای شدید برای این که گونه‌های گیاهی زودتر از موعد طبیعی شروع به گل‌دهی کنند. این تکنیک در سال ۱۸۵۰ شناخته شده بود اما تولید محصولات غذایی از این روش فقط برای یک بار جواب می‌داد نه آنطوری که لیسنکو می‌گفت تا چندین بار می‌شود این چرخه را تکرار کرد.او ادعا می‌کرد که این خاصیت بهاره‌سازی در چرخه‌های بعدی کشت به ارث می‌رسد، در حالی که اینطور نبود.نظریات لیسنکو شبیه حرف‌های لامارک بود. او معتقد بود صفات اکتسابی به نسل بعد منتقل می‌شوند.به زبان ساده، مثل این که انتظار داشته باشیم بینی فرزند پدر و مادری که بینی خود را با جراحی کوچک کرده‌اند کوچک و زیبا شود.نیکلای واویلف در ابتدا از تحقیقات لیسنکو حمایت می‌کرد اما وقتی لیسنکو با حمایت استالین شروع به رد ژنتیک و نظریات مندل کرد با او مخالفت کرد.تروفیم لیسنکو که حرفهایش به مذاق استالین خوش آمد مقام و منصب‌های متعدد گرفت. او مسئول زیست‌شناسی و مسئول انستیتو ژنتیک آکادمی علوم شوروی شد.اوج تقابل واویلف و لیسنکو در کنفرانس آکادمی لنین بود. این دو در سخنرانی‌هایی ضد نظریات یکدیگر صحبت کردند. بعد از کنفرانس، روزنامه پراودا روزنامه رسمی حزب کمونیست لیسنکو را به عنوان برنده این بحث معرفی کرد.او نظریات خود را با حمایت دولت که با اشتراکی‌سازی مزارع و سلب مالکیت خصوصی از روستائیان مشکلات زیادی ایجاد کرده بود آزمایش می‌کرد تا تولید گندم را افزایش دهد. تروفیم با حمایت حکومت هر چرند غیرعلمی یا شبه‌علمی را به خورد بقیه می‌داد و هرکسی هم که با آن مخالفت می‌کرد سرنوشتی به جز زندان، تبعید یا اعدام نداشت.او حتی دنبال این بود که بتواند انسان‌هایی با خصوصیات برتر برای پیشرفت کمونیسم متولد کند.استالین شکست‌هایش در کشاورزی را پشت شعارهای لیسنکو پنهان می‌کرد و از طرف دیگر فرصتی پیدا کرده بود تا نهادهای علمی را از مخالفانش پاکسازی کند.‌سخنرانی لیسنکو در سال ۱۹۳۵ در حضور استالین و اعضای بلندپایه حزب کمونیست نیکلای واویلف در سال ۱۹۴۰ در سفرش به اوکراین توسط کاگ‌ب به جرم جاسوسی دستگیر شد. در سال ۱۹۴۱ او به اعدام محکوم شد اما اعدامش نکردند و در سال ۱۹۴۲ حکم اعدامش را به ۲۰ سال زندان تغییر دادند.در نهایت نیکلای واویلف که کل عمرش را برای مبارزه با قحطی گذاشت، بزرگترین مجموعه بذر دنیا را جمع کرد و تحقیقاتش نقش زیادی در توسعه علم ژنتیک دارد همزمان با جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌های گولاگ در سال ۱۹۴۳ از گرسنگی مرد.آکادمی لنین اعلام کرد که نظریات لیسنکو درست است و فقط این نظریه باید آموزش داده شود.تراژدی واویلف اینجا تمام نمی‌شود؛ مجموعه‌ای که او جمع کرده بود در محاصره لنینگراد یک داستان اسطوره‌ای دیگر می‌سازد.دانشمندانی که در انبار پر از غذا از گرسنگی مردندجنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ شروع شد و بعد از حدود ۲ سال آلمان نازی به مرزهای روسیه رسید.حکومت شوروی که سرزمین‌هایش را در حمله آلمان از دست می‌داد دستور داده بود همۀ آثار هنری و هر چیز ارزشمندی به مکان‌های امن‌تر در مناطق شرقی منتقل شود اما مجموعه بزرگ بذرهای طبقه‌بندی شده واویلف را در لنینگراد رها کردند.آلمانی‌ها با کمک نیروهای فنلاند در شمال توانستند شهر لنینگراد یا همان سنت پترزبورگ امروزی را محاصره کنند. محاصره‌ای وحشتناک به مدت ۸۷۲ روز که غذایی به شهر نمی‌رسید و بمباران‌های هوایی هزاران نفر را می‌کشت.هیتلر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۴۱ گفت:لنینگراد باید از روی زمین حذف شود. ما هیچ علاقه‌ای به حفظ جان شهروندان نداریم.در سخنرانی دیگری در ۸ نوامبر گفت:لنینگراد باید از گرسنگی بمیرد.همکاران و شاگردان واویلف که ارزش مجموعه طبقه‌بندی شده را می‌دانستند درها را بستند و نگهبانی دادند تا مجموعه را از دست مردم گرسنه و موش‌ها حفظ کنند. دمای هوا در زمستان تا حدود منفی ۳۰ درجه پایین رفت و هر انسانی در این شرایط به جز بقای خودش نمی‌توانست به چیز دیگری فکر کند.اجساد در خیابان‌های لنینگراداین افراد در این مدت طولانی برای سیر کردن خودشان به گندم، ذرت، سیب‌زمینی، برنج و انواع بذر و ریشه که قابل خوردن بودند دست نزدند. آنها به راحتی می‌توانستند با این دانه‌ها، ریشه‌ها و گندم‌ها خودشان را سیر کنند. حکومت هم ارزشی برای آن قائل نبود.یکی از دلایلی که ساختمان مجموعه واویلف بمباران نشد موقعیت آن در نزدیکی کنسولگری آلمان و هتل آستوریا بود. هیتلر گفته بود بعد از سقوط لنینگراد ناهارم را در این هتل می‌خورم.در نهایت ۹ نفر از آنها در اثر گرسنگی در ساختمان همین مجموعه مردند. بعضی درست روی میز کارشان مردند و بعضی هنگام نگهبانی در میان قفسه‌هایی پر از برنج و ذرت به زمین افتادند.بخش‌هایی از مجموعه واویلف که در اوکراین و کریمه نگهداری می‌شد به دست آلمانی‌ها افتاد و گیاه‌شناسی به نام Heinz Brücher از آنها برای تحقیقات ژنتیک گیاهی استفاده کرد.محاصره تمام شد و طبق آمارهای رسمی حدود ۷۰۰ هزار نفر در لنینگراد در اثر گرسنگی و بیماری مردند. در آمارهای غیررسمی تا ۱/۵ میلیون کشته اعلام می‌شود.مجموعه بذرهایی که امروزه به نام واویلف شناخته می‌شود در توسعه کشاورزی و تحقیقات ژنتیک گیاهی نقش زیادی ایفا کرد. حالا تصاویر و نام‌های ۹ نفری که برای نگهداری مجموعه جان خود را از دست دادند در کنار تصویری از واویلف در این مرکز نصب شده است.بعد از دوران استالین، واویلف به عنوان یک قهرمان شناخته شد و حالا نام او را روی خیابان‌ها، جوایز علمی، انستیتوهای تحقیقاتی، یک سیارک، دو یخچال طبیعی و یک دهانه روی ماه گذاشته‌اند؛ مجسمه‌اش را ساخته‌اند و درباره او کتاب، سریال و موسیقی منتشر شده است.از لیسنکوئیسم چه ماند؟ بدنامی و تجربه تلخ علم سیاست‌زدهدنیای امروز ما هنوز هم علم را بازیچه منافعش می‌بیندوقتی دکتر آلن فینکل (Alan Finkel) در سال ۲۰۱۷ در دانشگاه ملی استرالیا سخنرانی می‌کرد، سیاست‌های ترامپ در مخالفت با تاثیر گازهای گلخانه‌ای در گرمایش زمین را به حمایت استالین از لیسنکو تشبیه کرد و گفت:دولت ترامپ آژانس حفاظت محیط‌زیست (EPA) را مجبور کرده است انتشار هر داده و اطلاعاتی باید بعد از بررسی توسط نمایندگان دولت انجام شود.حالا وبسایت EPA هیچ اطلاعاتی درباره گرمایش جهانی منتشر نمی‌کند.ترامپ بارها مساله گرمایش زمین را با دلایل عجیب به سخره گرفته است. هنوز بر سر این که گرمایش زمین در اثر انتشار گازهای گلخانه‌ای است یا بر اثر یک چرخه طبیعی از حرکات زمین و عوامل خارج از کنترل انسان بحث وجود دارد اما دلایل هر دو طرف مبتنی بر روش علمی و زبان علم هستند.اگر مثل استالین فقط از نظریه‌ای که هزینه کمتر و منافع بیشتر دارد حمایت شود نتیجه‌ای جز پشیمانی و افسوس نخواهد داشت.در مقابل این توطئه‌ها چه کاری می‌توان کرد؟یک روز یک نفر می‌گوید ما گرمایش زمین را قبول نداریم، یک نفر می‌گوید مسواک زدن خوب نیست، یک عده می‌گویند واکسن ضرر دارد و این داستان تمامی ندارد.فکر می‌کنم چاره‌ای جز وفادار ماندن به حقیقت علم نداریم. باید از حقیقت علمی دفاع کرد و سکوت نکرد. همانطور که واویلف برای پایان دادن به گرسنگی حقیقت را گفت، دفاع کرد، مخالفت کرد و حتی خودش از گرسنگی مرد.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 23:54:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش تنظیم حرفه‌ای نیم فاصله در ورد و ویندوز</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%A7%D8%B5%D9%84%D9%87-xfyi3e3xfulz</link>
                <description>با فرض این که می‌دانید نیم فاصله یا فاصله مجازی چیست و کجا استفاده می‌شود، می‌رویم سراغ توضیح مشکلات تایپ آن و آموزش تنظیم درست نیم‌فاصله.مشکل از جایی شروع شد که خواستیم نیم‌فاصله تایپ کنیم اما تایپ نمی‌شد، یا تایپ می‌شد اما نوشته را کپی می‌کردیم حذف می‌شد یا جای آن را خط تیره (hyphen) می‌گرفت و الی آخر.مشکل وقتی جدی‌تر شد که خواستیم درست تایپش کنیم فهمیدیم کلید ترکیبی آن کنترل + شیفت + ۲ است! ما حال نداریم اسپیس بزنیم حالا برای نصف اسپیس سه تا کلید بزنیم؟ ?‍♂️چون کارم دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی محتوا است، خیلی می‌بینم که افرادی از همان ترکیب 2 + Ctrl + Shift استفاده می‌کنند ?‍♂️ در صورتی که راه‌ها و تنظیمات آسان‌تری برای تایپ نیم‌فاصله در ورد و ویندوز وجود دارد.نیم‌فاصله یا به عبارتی Zero-width non-joiner (ZWNJ) کاراکتری است که در استاندارد یونی‌کد با کد U+200C شناخته می‌شود. یونی‌کد به زبان ساده استانداردی بین‌المللی است که نحوه نمایش و پردازش متن در زبان‌های مختلف را با آن مشخص می‌کنند.هر کد دیگری به جز U+200C براساس استاندارد یونی‌کد نیم‌فاصله نیست حتی اگر موقع تایپ شبیه نیم‌فاصله باشد.اگر برای نیم‌فاصله از کد گفته شده یا همان ZWNJ استفاده کنید، متن را هر جا که کپی کنید همان شکلی می‌ماند؛ یعنی نیم‌فاصله تبدیل به خط تیره، فاصله یا هر کاراکتر دیگری نمی‌شود. با روش‌هایی که در ادامه توضیح دادم، دقیقا همان نیم‌فاصله اصلی را تنظیم می‌کنید.برای تنظیم نیم‌فاصله می‌توانید آن را به کلید‌های ترکیبی دلخواه مثل «کنترل + اسپیس» اختصاص دهید یا حتی آن را روی یک دکمه بلااستفاده روی کیبورد خودتان تنظیم کنید.توصیه می‌کنم از روش سوم استفاده کنید چون تایپ کردن در هر محیط و برنامه‌ای را برای شما آسان‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کند.روش اول: تنظیم نیم فاصله در ورد روی کلیدهای ترکیبی کنترل + اسپیساگر از این روش نیم‌فاصله را تنظیم کنید، فقط در محیط ورد کلیدهای ترکیبی تنظیم شده فعال خواهد بود و خارج از آن مجبور می‌شوید که از همان روش‌های سخت استفاده کنید.۱. در ورد مسیر زیر را دنبال کنید:options &gt; customize Ribbon &gt; customize &gt; categories &gt; all commands &gt; ResetCharروی عکس بزنید واضح ببینید۲. در باکس Current keys کلید‌های میانبر را انتخاب و بعد Remove بزنید تا حذف شوند. بعد اوکی کنید و پنجره را ببندید.۳. از تب insert روی symbols و more symbols کلیک کنید تا پنجره آن باز شود. از نوار بالایی Font همان فونتی فارسی را که با آن تایپ می‌کنید را انتخاب کنید.۴. در همان پنجره در نوار character code بنویسید 200C تا نیم فاصله پیدا شود.۵. روی shortcut key کلیک کنید و در پنجره تعیین دستور مخصوص این کاراکتر در نوار press new shortcut key کلیدهای کنترل + اسپیس را بزنید. دکمه Assign را هم بزنید تا ثبت شود. ۶. در همان پنجره symbols تب special characters را باز کنید و چک کنید میانبر Ctrl+space که تنظیم کردیم به هیچ کدام از این کاراکترها اختصاص داده نشده است. اگر بود کلیک کنید و میانبرش را حذف کنید.۷. نیم فاصله را با فونتی که انتخاب کرده‌اید تست کنید که درست کار می‌کند یا نه و متن تایپ شده را در جای دیگری کپی و paste plain text کنید تا مطمئن شوید همه چیز درست است. اگر مشکلی مثل تغییر فونت در حین تایپ داشتید، مطابق مرحله بعد فونت پیش‌فرض را تنظیم کنید.۸. از تب design روی fonts کلیک کنید و بعد مطابق تصویر فونت پیش‌فرضی که در مراحل قبل انتخاب کردید را دوباره انتخاب و ذخیره کنید. بعد دکمه سبز رنگ set as default را بزنید تا فونت پیش‌فرض در فایل‌های جدید ورد همین باشد.حالا در هر فایل وردی که باز کنید کلید‌های کنترل + اسپیس کاراکتر نیم فاصله را تایپ می‌کند.روش دوم: استفاده از کیبورد استاندارد فارسیدر ویندوزهای بعد از نسخه ۸ دو layout یا طرح‌بندی کیبورد برای زبان فارسی وجود دارد. یکی Persian و دیگری Persian standard. در نوع معمولی که نسخه قدیمی‌تر است، فقط با ترکیب کنترل + شیفت + ۲ می‌توانید نیم‌فاصله تایپ کنید و در نسخه استاندارد آن علاوه بر ترکیب قدیمی می‌توانید با شیفت + اسپیس هم نیم‌فاصله تایپ کنید.می‌توانید از تنظیمات ویندوز کیبورد استاندارد را به عنوان طرح‌بندی پیش‌فرض انتخاب کنید و نسخه قدیمی را حذف کنید. کافی است از تنظیمات ویندوز به بخش language option بروید و با زدن add keyboard کیبورد استاندارد را انتخاب و نسخه قبلی را حذف کنید. (اگر پیدا نکردید language option را جستجو کنید)نکته مهم: امکان دارد با تغییر طرح‌بندی کیبورد به نسخه استاندارد، جای بعضی حروف روی کیبورد تغییر کند و با حروفی که روی کلید‌ها نوشته شده تفاوت داشته باشد. مثلا جای حروف پ و ژ درست تغییر کند.اگر با کیبورد استاندارد و ترکیب شیفت + اسپیس مشکل ندارید و حساسیتی نسبت به تغییر چند کلید ندارید، از همین روش استفاده کنید اما اگر می‌خواهید کیبورد خودتان را حرفه‌ای تنظیم کنید، سراغ روش سوم بروید.روش سوم: تغییر دلخواه طرح‌بندی کیبورد و اختصاص دکمه شخصی به نیم‌فاصلهچطوری؟نرم‌افزار Microsoft Keyboard Layout Creator را دانلود و نصب کنید.اگر نصب نشد یا اجرا نشد، مشکل از نصب نبودن نسخه موردنیاز  Microsoft .NET Framework است. از سایت مایکروسافت یا سایت‌های فارسی نسخه موردنیاز را دانلود و نصب کنید.بعد از نصب و باز کردن برنامه از منوی فایل گزینه Load existing keyboard را بزنید و از پنجره باز شده طرح‌بندی کیبوردی که می‌خواهید ویرایش کنید را انتخاب کنید. مثلا من کیبورد استاندارد فارسی ویندوز را انتخاب کرده‌ام.بعد از انتخاب و زدن ok، طرح‌بندی کاراکترها روی کیبورد برنامه نمایش داده می‌شود.حالا می‌توانید چیزی که هر دکمه روی کیبورد تایپ می‌کند را تغییر دهید. روی هر دکمه در نرم‌افزار که کلیک کنید، پنجره‌ای شبیه تصویر پایین باز می‌شود و نشان می‌دهد که چه چیزی را تایپ می‌کند. با زدن دکمه All هم به تنظیمات کامل‌تر آن دکمه دسترسی پیدا می‌کنید. می‌بینید که در این حالت کد استاندارد یونی‌کد هر کاراکتر را نشان می‌دهد و می‌توانید تغییرش دهید.مثلا من دکمه بک‌اسلش روی کیبوردم را به نیم‌فاصله اختصاص دادم چون این کاراکتر خیلی کم استفاده می‌شود و دکمه آن هم روی کیبورد جای خوبی برای نیم‌فاصله داشت. بک‌اسلش را روی کلیدهای ترکیبی دیگری تنظیم کردم. شاید کیبورد شما این دکمه را نداشته باشد اما دکمه دیگری را به کار بگیرید یا کلیدهای ترکیبی دلخواه مثل کنترل + اسپیس را تنظیم کنید.نکته مهم:  وقتی که می‌خواهید کلید‌های ترکیبی مثل شیفت + اسپیس یا کنترل + اسپیش را روی کیبورد استاندارد فارسی تنظیم کنید، نرم‌افزار اجازه نمی‌دهد از فایل کیبورد استاندارد خروجی بگیرید یا ذخیره کنید چون اخطار می‌دهد تنظیم هر کاراکتری به جز فاصله روی کلید اسپیس حتی در حالت ترکیب شده با کنترل و شیفت ممنوع است. برای حل این مشکل باید فایل پچ شده را جایگزین فایل MSKLC.exe در پوشه محل نصب نرم‌افزار کنید. مثل کرک کردن نرم‌افزارها. توضیحات کامل درباره این مشکل را اینجا بخوانید. بعد از پچ کردن می‌توانید از کیبورد استاندارد با کلید ترکیبی شیفت + اسپیس برای نیم‌فاصله خروجی بگیرید. (اگر همان ارور را داد اوکی بزنید و توجه نکنید؛ محل ذخیره شدن خروجی را بررسی کنید)چند نکته پایانی:اگر کیبوردتان یک دکمه اضافی به درد نخور (مثل کیبورد من که تصویرش را گذاشتم) دارد همان را به نیم‌فاصله اختصاص دهید.با کلیک روی حالت‌های تبدیل مختلف shift، Ctrl و Alt+Ctrl در سمت چپ تنظیمات باز شده می‌توانید کلید‌های ترکیبی را تنظیم کنید.اگر طرح کیبوردتان با آنچه می‌بینید یکسان نیست از منوی view و option آن را تغییر دهید.حواستان باشد برای نیم‌فاصله کد U+200C را تنظیم کنید و در حالت نمایش ZWNJ دیده شود. هر حالت دیگری اشتباه است.با همین برنامه می‌توانید جای حروف یا کارکترهایی که در حالت پیش‌فرض اشتباه هستند را اصلاح کنید یا کاراکترهایی که نیاز دارید را اضافه کنید.در انتها از منوی project  و باز زدن گزینه build DLL ... از طرح‌بندی کیبورد خروجی قابل نصب بگیرید. نام مناسبی برای آن انتخاب کنید که با نسخه‌های قبلی متفاوت باشد. پوشه‌ای که ذخیره شده است را باز کنید و فایل نصب را اجرا کنید. این فایل را می‌توانید روی هر سیستمی نصب کنید.اگر بعد از نصب با کلیک روی منوی تغییر زبان کنار ساعت طرح‌بندی جدید را نمی‌بینید، احتمالا باید یکبار سیستم را ری‌استارت کنید. بعد از نصب layout جدید و شخصی‌سازی شده می‌توانید layout قبلی را از تنظیمات ویندوز حذف کنید.اگر مفید بود به اشتراک بگذارید تا بقیه هم استفاده کنند. مشکلی هم بود بپرسید.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2019 19:35:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از زشتی صورت زنان دوچرخه‌سوار تا سحر طوسی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/bicycle-face-nxg2md2uqyak</link>
                <description>حدود ۱۲۵ سال قبل تعداد زیادی از پزشک‌ها و محققین غربی می‌گفتند دوچرخه سواری باعث زشت شدن چهره و چندین بیماری در زنان می‌شود!آنها با استناد به تحقیقات علمی می‌گفتند زنانی که دوچرخه سواری می‌کنند، صورتشان پر از چین و چروک، چانه‌هایشان دراز، زیر چشم‌هایشان سیاه، کمرشان خمیده، بدنشان عضلانی و چشم‌ها بد شکل می‌شود.نتایج این تحقیقات که همگی هشدار و زنگ خطری برای زنان بودند در نشریات پرفروش عمومی و علمی چاپ می‌شد.از معروف‌ترین‌ها مقاله‌ای با عنوان «خطرات پنهانی دوچرخه‌سواری» به قلم دکتر A. Shadwell در National Review چاپ لندن منتشر شده در سال ۱۸۹۷ است.بعضی می‌گفتند تاثیرات فشار به بدن برای پدال زدن است برخی دیگر می‌گفتند نتیجه تلاش برای حفظ تعادل است و ده‌ها دلیل دیگر مثل لرزش دوچرخه، شکل زین و خستگی‌ به آنها اضافه می‌کردند.موضوع فقط زشتی چهره نبود، انواع و اقسام بیماری جسمی و روانی هم در ادامه این تاثیرات مطرح شد. از مشکل آپاندیس، به هم خوردن آناتومی و سنگ صفرا تا سکته مغزی و حتی دیوانگی.نام این مرض که بیشتر روی زنان تاثیر داشت را گذاشتند صورت دوچرخه‌ای (bicycle face). در بعضی از منابع از نام‌‌های bicycle stare یا bicycle eye استفاده شده چون می‌گفتند چشمان دوچرخه‌سوار خیره به جلو و درشت می‌شود.نگاهی به نمودار استفاده از نام این بیماری یا علائم آن در کتاب‌ها و مقالات بین سال ۱۸۰۰ تا ۲۰۱۹ به خوبی نشان می‌دهد که در دهه ۱۸۹۰ این موضوع چقدر سریع اوج گرفت.بخش انتهایی نمودار یعنی دوران اخیر (۱۹۵۰ به بعد) در کتاب‌ها و مقالات مربوط به نقد گذشته است.خلاصه در دهه ۱۸۹۰ که زن‌های اروپایی و آمریکایی تازه سوار دوچرخه‌ شدند و می‌خواستند از زندگی کلاسیک ویکتوریایی کمی فاصله بگیرند، آنچنان کابوسی برایشان ساختند که باور نکردنی است. کار به جایی رسیده بود که کرم‌های صورت «ضد صورت دوچرخه‌ای» به بازار آمد.همانطور که فکر می‌کنید همه این حرف‌ها چرند بود اما سوال اینجاست که خب چرا؟ آیا واقعاً دوچرخه‌سواری مشکلی برای بدن زنان داشت؟شاید این داستان برای من و شما که در این مکان و زمان زندگی می‌کنیم و بارها در مقابل دوچرخه سواری زنان به شکلی غیرعادی مقاومت شده است زیاد عجیب به نظر نرسد اما نگاهی به این تشابه تاریخی جالب و روشن ‌کننده است.چه شد که اینطور شددوچرخه‌های ایمن از حدود سال‌های ۱۸۸۰ به بازار عرضه شد. این دوچرخه‌ها سبک، ایمن و ارزان بودند. از همه مهم‌تر راندن آن مثل مدل‌های قبلی سخت نبود.دوچرخه بعد از اسب تنها وسیله نقلیه تماماً شخصی و خصوصی بود. از اسب هم خیلی بهتر بود؛ نیازی به اسطبل و غذا نداشت و همیشه آماده استفاده بود.خیابان‌های شهرهای بزرگ آمریکا و کشورهای اروپایی به سرعت با دوچرخه‌ها پرشد، مردها با دوچرخه سر کار می‌رفتند، گروه‌های دوچرخه‌سواری راه افتاد و مغازه‌های تعمیرات دوچرخه باز شدند.دوچرخه‌های جدید برای زن‌ها یک نعمت بود. حالا زن‌ها می‌توانستند از دوچرخه‌سواری لذت ببرند.اما زن‌ها برخلاف مردها چند مشکل داشتند. لباس‌هایی که زن‌ها می‌پوشیدند اصلاً برای دوچرخه‌سواری مناسب نبود. با آن دامن‌های بزرگ قفسی شکل سنگین پر دردسر و کلاه‌های لبه‌دار، دوچرخه سواری غیرممکن بود. در نتیجه لباس‌های زنان دوچرخه‌سوار به آرامی تغییر کرد.دامن‌های بزرگ و سنگین (crinoline) کنار گذاشته شد و به جای آن دامن‌های سبک، شلوار (knickerbocker) یا شلوارک پوشیدند.گویا دیگر برای زن‌ها اهمیت نداشت آفتاب سوزان به صورتشان بخورد. همان زن‌هایی که اگر مجبور می‌شدند در طول روز از خانه خارج شوند حتماً چتر آفتاب‌گیر به دست می‌گرفتند.دوچرخه بهانه‌ای شده بود برای دورتر شدن از انزوای خانگی، برای مستقل شدن و برای فاصله گرفتن از جامعه سنت‌های تبعیض‌آمیز.داستان دوچرخه‌سواری زنان فقط خروج از انزوای خانه و تفریح نبود. دوچرخه وسیله فمنیسم شد.زنان فعال در جنبش‌های مدنی سوار دوچرخه می‌شدند. جنبش به رسمیت شناخته شدن حق رأی زنان در ایالات متحده با دوچرخه سواری زنان ارتباط کاملاً مستقیم دارد.سوزان آنتونی از رهبران حقوق مدنی در سال ۱۸۹۶ گفت:بگذارید نظرم را درباره دوچرخه‌سواری بگویم. من فکر می‌کنم دوچرخه بیش از هر چیز دیگری در دنیا باعث رهایی زنان از سلطه شد. هربار که زن دوچرخه‌سواری را می‌بینم، می‌ایستم و شاد می‌شوم.دوچرخه باعث شد جنبش تغییر لباس‌های ویکتوریایی سرعت بیشتری بگیرد. همه این موارد به نوعی نشان می‌داد زن‌ها به دنبال نقش‌های پررنگ‌تر در جامعه هستند.همین زیاده‌خواهی از نظر مردان باعث شد چرندیاتی مثل بیماری صورت دوچرخه‌ای مطرح شود. تعجبی هم نداشت که همه دکترها و محققان تایید کننده این بیماری‌ها و مشکلات مرد بودند.زنان پرتلاش هم در مقابل این پروپاگاندا بیکار نماندند. رهبران حقوق مدنی این تحقیقات را زیر سوال بردند و رفته رفته مقالاتی از طرف پزشک‌ها در به چالش کشیدن نظریه‌های قبلی منتشر شد.زن‌ها هم بدون توجه به این حرف‌ها بیشتر و بیشتر دوچرخه‌سواری می‌کردند.در سال ۱۸۹۷ دکتر سارا هکت استیونسون در مقاله Phrenological Journal می‌گوید:دوچرخه‌سواری هیچ آسیبی به هیچ یک از اعضای بدن وارد نمی‌کند. در کل باعث بهبود سلامتی می‌شود. من دوچرخه‌سواری تا حداقل ۵ سال را توصیه می‌کنم.چهره عصبی و درهم فرورفته دوچرخه‌سواران فقط در تازه‌کارها دیده می‌شود. دلیل آن هم ترس و اضطراب ناشی از تلاش برای راندن دوچرخه است. به محض این که دوچرخه‌سوار مهارت کافی پیدا می‌کند و با اعتماد به نفس تعادلش را حفظ می‌کند، این حالت‌ها در چهره دیده نمی‌شود.کارخانه‌های تولید دوچرخه هم که از این کارزار فقط به دنبال سودشان بودند، در کنار زنان ایستادند تا ثابت کنند چنین بیماری‌ها و مشکلاتی وجود ندارد.در نهایت وجود چنین بیماری‌هایی به طور کلی رد شد. زن‌ها به حق رای دست یافتند و حقوق آنها در موارد دیگر هم به رسمیت شناخته شد.صورت دوچرخه‌ای (bicycle face) نمونه‌ای از تلاش سلطه‌گران با هر وسیله‌ای حتی دست‌آویز قراردادن علم برای دستیابی به هدفشان و نمونه خوبی از پیروزی زنان در مقابل آنها است.اما هنوز هم انسان‌هایی هستند که به دنبال سلطه‌جویی و مضایقه با تکیه بر جنسیت هستند.بیماری از بین نرفته استصورت دوچرخه‌ای بیماری خود جامعه بود. جامعه‌ای که از تغییر و از به خطر افتادن منافع گروه‌های سلطه‌جو می‌ترسید.همین حالا هم این بیماری وجود دارد؛ فقط نامش تغییر کرده است به slut shaming. معادل فارسی خوبی سراغ ندارم. هر کاری مثل نکوهش، مضایقه و تخریب زنان یا مردانی که رفتار و ظاهری برخلاف انتظارهای مبتنی بر جنسیت انجام می‌دهند مصداق slut shaming است.در قرن نوزدهم انتظار از زن‌ها این بود که منزوی و وابسته باشند اما دوچرخه داستان را تغییر داد.بیماری صورت دوچرخه‌‌ای تلاشی شکست خورده از هدف برگرداندن زن‌ها به نقش‌های سنتی بود.این نکوهش‌ها حالا همه‌‌ جا هستند. در توییتر، نظرات اینستاگرام، محیط‌های کاری، گروه‌های فعالیت مدنی و ...در شهر بندرانزلی همان جایی که زندگی می‌کنم، هر روز کاروانی از زنان و مردان دوچرخه‌سوار در حرکت دیده می‌شوند. هر بار آنها را می‌بینم از شوق لبخند می‌زنم.شاید خیلی از آنها هدفشان در ظاهر فقط ورزش، کمک به حفظ محیط زیست و تفریح باشد اما این فقط ظاهر ماجراست.هدف حرکت از خزر تا خلیج فارس سحر طوسی ساخت مدرسه است اما نتیجه کار او خیلی بزرگتر از مدرسه یا مدرسه‌هایی است که ساخته می‌شوند.آنها میراث‌داران انسانیت هستند. میراث داران تلاش زنانی که از زشت شدن نترسیدند.عکس از اینستاگرام سحر طوس</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2019 21:38:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ASMR چیست؟ دلیل علمی، انواع محرک‌ها و فایده‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/what-is-asmr-slf71t7ypklp</link>
                <description>Maria Viktorovnaمور مور شدن موجی و لذت‌بخش در قسمت سر و شانه‌های خود را تا به حال احساس کرده‌اید؟ اگر این حس در اثر یک صدا یا تصویر برای شما تکرار می‌شود به شما تبریک می‌گویم چون ASMR خود را پیدا کرده‌اید.حتی اگر تجربه‌اش را هم ندارید پیشنهاد می‌کنم با ASMR آشنا شوید. شاید جزو گروهی هستید که ASMR عجیب و کم‌یابی دارند.قبل از خواندن ادامه توضیحات بهتر است کلیپ زیر را تماشا کنید. این کلیپ نمونه‌ای از صداهای محرک ASMR است. https://aparat.com/v/1WcPT ای اس ام آر ASMR یعنی چه؟ای اس ام آر مخفف واکنش ارادی اوج‌گیری حسی (Autonomous sensory meridian response) است.‌ASMR به احساس تحریک شدن یا مور مور شدن آرامش‌بخش و لذت‌بخش سر و بدن گفته می‌شود. خیلی از انسان‌ها این حس را در اثر عواملی مثل صداهای خاص یا تصویرهایی تجربه می‌کنند و خیلی‌ افراد هم هیچ وقت چنین حسی را تجربه نمی‌کنند.کلیپ و فایل‌های صوتی ASMR در چند سال گذشته طرفدار زیادی پیدا کرد. کافی است جستجو کنید؛ هزاران ویدیو با بازدیدهای میلیونی در یوتیوب منتشر شده است. کانال‌هایی هستند که فقط ویدیو‌های ASMR منتشر می‌کنند و چند میلیون دنبال کننده دارند.سازندۀ ویدیو‌های ASMR به آنچنان شهرتی رسیدند که کانال‌هایشان به منبع درآمد اصلی تبدیل شد.یکی از افراد آشنا برای ما ایرانیان که به صورت کاملاً اتفاقی به ستارۀ ASMR تبدیل شد باب راس است. صدای کشیدن و ضربه قلمو روی بوم نقاشی همراه با توضیحات خود باب راس برای افراد زیادی محرک است و باعث لذت و آرامش می‌شود.باب راسبیشتر افراد در اثر صدای مالش یا ضربه‌های آرام اشیاء تحریک می‌شوند و صدای درگوشی صحبت کردن هم در رتبه دوم محرک‌های ASMR قرار دارد. سومین محرک پرطرفدار نقش‌بازی کردن همراه با صحبت است، مثل معاینه شدن توسط پزشک، یا اصلاح و شانه کردن موها توسط آرایشگر.تنوع محرک‌های ASMR آنقدر زیاد است که با نام بردن تمام نمی‌شود. چیزهایی که اصلاً فکرش را نمی‌کنید امکان دارد برای شخصی یک محرک ASMR باشد.راه پیدا کردن ASMR فقط تجربه کردن آن به صورت اتفاقی است. یا در زندگی برای شما پیش می‌آید یا باید ویدیوهای ASMR را تماشا کنید تا محرک خودتان را پیدا کنید. امکان دارد هیچ محرکی تاثیرگذار نباشد و شنیدن این صداها یا دیدن این تصاویر برای شما عجیب به نظر برسد. این اصلاً عجیب نیست چون خیلی‌ها هیچگونه واکنشی نشان نمی‌دهند. برای خیلی افراد هم نتیجه عکس دارد. مثلاً خودم از صداهای دهان هنگام غذا خوردن تنفر دارم اما عده‌ای هستند که همین صدا برای آنها محرک ای اس ام آر است.آمار خوبی وجود ندارد که چند درصد انسان‌ها ASMR را تجربه می‌کنند. در چند مورد نظرسنجی از نمونه‌های کوچک آماری مشخص شد حدود ۵۰ درصد افراد هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند و از بین افرادی هم که آن را حس می‌کنند طیفی از شدت کم به زیاد وجود دارد.حس ASMR شبیه چیست؟تجربه ASMR را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد:حس فیزیولوژیک: سوزن سوزن شدن لطیف و لذت‌بخش، موج شروع شده از سر به سمت گردن و بدن، مور مور شدن شانه‌ها از گروه‌ حس‌های فیزیکی یا فیزیولوژیکی هستند.حس روانی: آرامش عمیق، راحتی، خواب‌آلودگی، لذت درونی و ... از حس‌های روانی هستند.در آزمایش‌هایی مشخص شد در اثر ASMR ضربان قلب مقدار کمی آرام می‌شود و فعالیت مغزی در fMRI دیده می‌شود.عامل‌های محرک چطور تاثیر می‌گذارند و منشاء آنها کجاست؟تحقیقاتی درباره منشاء ASMR انجام شده و نتایج جالبی هم به دست آمده است. بیشتر این تحقیقات نشان می‌دهند که تجربه قبلی موقعیتی مشابه منشاء ASMR است. لحظاتی مثبت شامل در مرکز توجه بودن (زمینه یا موقعیت) همراه با صدا، لمس، حرکت یا تصویر (محرک = trigger) حس تحریک ASMR را می‌سازند.زمینه این تجربه شاید در گذشته‌ای دور یا نزدیک یکبار مهیا شده است. مثل آرامش دادن فردی به شما با صحبت، قصه گفتن و هر موقعیت دیگری. این فرد می‌تواند پزشک، معلم، آرایشگر، والدین، دوست صمیمی یا هر فرد دیگری باشد.یا انجام دادن کاری توسط خود فرد که همراه با حس لذت و آرامش بوده است. مثل کادو کردن هدیه‌ها، نجاری و ساخت کاردستی و ...ساخت کاردستینقطه مشترک این موقعیت‌ها یا زمینه‌ها اعتماد فرد به این اشخاص است. حس آرامش، لذت و ... همه در دنباله این اعتماد ایجاد شده‌اند. اعتماد و اطمینان در سطحی بالا تا حدی که مغز همۀ صداهای زمینه را بی‌خطر ثبت کند.اکثر صداها و حرکات برای انسان هشدار یا محرکی برای خطر هستند مگر این که فرد در آن لحظه مطمئن باشد هیچ خطری تهدیدش نمی‌کند و هر صدایی که می‌شنود یا حرکتی که حس می‌کند امن است. طی فرایندی این صداها جزو بی‌خطرها ثبت شود.محرک‌ها یا به اصطلاح Trigger عواملی هستند که در حین تجربه کردن آن موقعیت (زمینه) حضور داشته‌اند.این محرک می‌تواند صدای انسان، حس لمس شدن، صداهای اطراف، حرکت دست‌ها و ... باشد. اشتراک این محرک‌ها هم در آرام‌، کم صدا، سبکی، حرکت نرم و قابل پیش‌بینی بودنشان است.البته نتایج این تحقیقات هنوز قطعی نیست و امکان دارد با بعضی از نتایج دیگر مغایرت داشته باشد. در کل ASMR هنوز ناشناخته است.برخی از محققان هم می‌گویند این واکنش در اثر شبیه‌سازی تاثیر محرک در مغز اتفاق می‌افتد. برای مثال در اثر ارتباط قشر شنوایی (Auditory cortex) و Cortical homunculus که به زبان ساده نقشه بدن در مغز است اتفاق می‌افتد. یا بر اثر فعالیت‌های نورون‌های آینه‌ای در ارتباط با سایر بخش‌های پردازش‌ کننده‌ صدا و تصویر.Cortical homunculusدر کل می‌توان این محرک‌ها را به سه گروه تقسیم کرد:محرک‌های لمسی: مثل لمس کردن مو، دست و کمر.محرک‌های صوتی و شنیداری: صحبت آرام درگوشی، صدای دست زدن یا مالیدن اشیاء، ضربه زدن و ...محرک‌های بصری: دیدن حرکت خاص و آرام افراد، حرکات صورت. زل زدن، باز کردن کاغذ کادو. بازی با ماسه، حل مکعب روبیک، نقاشی کردن و ...ASMR از نوع نقش بازی کردنقوی‌ترین محرک‌ها آنهایی هستند که فرد را در موقعیت مشابه قرار می‌دهند. در این حالت فردی نقش دندانپزشک، معلم، آرایشگر، کارمند کتابخانه یا والدین را بازی می‌کند.در این نوع از ASMR امکان دارد فرد به جز تماشا کردن تعامل هم داشته باشد. به این محرک‌ها ASMR role-plays می‌گویند.نقش بازی کردنچرا ASMR آرامش‌بخش است؟دلیل آرامش‌بخش بودن ASMR به تجربه زمینه و محرک در کنار هم برمی‌گردد. زمانی که فرد در موقعیت مناسب بوده حس آرامش را تجربه کرده است چون سیستم عصبی و هورمونی در آن لحظه واکنش آرامش‌بخشی داشته است. این موقعیت امن، کمک‌کننده، جالب و آرامش‌بخش در مغز ثبت می‌شود.می‌توان گفت (تئوری اثبات نشده) ترشح دوپامین، اوکسی‌توکسین، اندورفین و سروتونین است که باعث احساس لذت و آرامش در اثر ASMR می‌شود.مزیت‌ها و معایب ASMRدرباره معایب واقعیت این است که تا حالا ضرر جدی شناسایی نشده است مگر این که تماشای ویدیوها یا انجام کارهای محرک به یک عادت بد تبدیل شود، یعنی بیش از اندازه برای آن وقت بگذارید و به کارهای دیگر خود نرسید.مزیت‌های ASMR بیشتر متمرکز بر احساس آرامش، کم شدن استرس‌های روزانه، حل مشکل بی‌خوابی، کاهش افسردگی و کاهش عصبانیت هستند.کانال‌های پرطرفدار یوتیوبتعدادی از کانال‌های پرطرفدار در یوتیوب را در ادامه فهرست کردم. سازنده‌های محتوای ASMR به جز ویدیو، در بستر پادکست و ویدیو‌های سه‌بعدی مخصوص عینک‌های واقعیت مجازی هم فعالیت می‌کنند.فهرست کانال‌ها:تعداد افراد دنبال کننده برحسب میلیون است.SAS-ASMR - 2.9 MSatisfying Slime ASMR - 2.5 MASMR Darling - 2.4 MGibi ASMR - 2.3 MsuellASMR - 1.9 MASMR PPOMO - 1.9 MGentle Whispering ASMR - 1.7 MARAB DIY ASMR - 1.6 Mآیا شما هم تجربه ASMR دارید؟ کدام محرک‌؟</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Tue, 29 Oct 2019 14:20:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور از %۹۰ فریلنسرها بهتر باشیم؟ ۲ راز که همه نمی‌دانند</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/how-to-be-a-better-freelancer-e0bg1y4qfibd</link>
                <description>فریلنسری سخت است، درآمد کمی دارد، هر تازه‌کاری فریلنسر شده، قیمت‌های پایین پیشنهاد می‌دهند بازار را خراب می‌کنند، انتظار زیادی دارند، کارفرما پول نمی‌دهد ....... از این دست جملات زیاد شنیده می‌شود. اکثر این جملات را از زبان افرادی می‌شنوید که تا به حال فریلنسرهایی با درآمد خوب که همیشه کار دارند و از زندگی خود راضی هستند را ندیده‌اند و حاضر نیستند برای بهتر شدن قدمی بردارند.در طرف کارفرمایان هم گلایه و شکایت زیاد است. کارفرماها و مدیرانی هم که این حرف‌ها را می‌زنند هنوز فریلنسر خوب ندیده‌اند یا به هر دلیلی مشکل از خودشان است.این نصیحت ساده را خیلی استفاده می‌کنیم: «خودت رو جای اون بذار....» تصور بودن در جایگاه دیگری خیلی به درک مشکلات و اختلافات کمک می‌کند و از آن بهتر، تجربۀ بودن در جایگاه دیگری به شکل واقعی است.خوشبختانه در سال‌های گذشته در جایگاه فریلنسر بودن، مدیریت یا کارفرمای فریلنسرها بودن و کارمندی را تجربه کردم و مشکلات موجود را از هر دو زاویه دیدم. در این مطلب دو راز از این تجربه را برای شما تعریف می‌کنم. رازهایی که اگر هر فیلنسری بداند و به آن عمل کند از ۹۰ درصد بقیه برتر خواهد بود.راز اول؛ وقتی فریلنسر بودماوایل شروع کار فریلنسری خیلی جذاب بود. چون بدون بیرون رفتن از اتاق خواب هم می‌توانستم کار کنم و درآمد داشته باشم. همان موقع متوجه رقابتی بودن بازار کارهای فریلنسری شدم و سعی کردم با بهتر کردن کیفیت کار هم کارفرماها را از دست ندهم و مهم‌تر این که رزومۀ خوبی جمع کنم.اولین کارهایم ترجمه بود. ترجمه از انگلیسی به فارسی. خیلی حرفه‌ای نبودم اما چون علاقه به یادگیری زبان داشتم، همپوشانی دو هدف کار و یادگیری باعث می‌شد سختی‌ها را احساس نکنم.سر وقت بودن یا به قول فرنگی‌ها on time بودن یک ویژگی مثبت ذاتی من بود. نمی‌توانم بگویم یک بار هم نشد کاری را به موقع تحویل ندهم؛ چرا خیلی پیش آمد اما هیچ‌کدام عمدی، از روی تنبلی، بی‌خیالی و ... نبود. در فریلنسری مخصوصاً اگر دانشجو باشید، کار دوم باشد و از همه بدتر در خانه‌ای کار کنید که اطرافیان درکی از فریلنسینگ و دورکاری ندارند خیلی پیش می‌آید.راز اول بهتر بودن از ۹۰ درصد فریلنسرها همین خوش قول بودن است. من چون خودم از اول این ویژگی را داشتم فکر نمی‌کردم یک مزیت رقابتی باشد چون انتظار داشتم بقیه هم موضوع به این سادگی را درک کنند ولی در واقعیت اینطور نیست؛ آمار دقیقی ندارم اما می‌توانم تخمین بزنم ۹۰ درصد فریلنسرها خوش قول نیستند و کارفرما را دق می‌دهند.خوش قول باشید.چون راز دومی را که می‌خواهم بگویم نمی‌دانند کار به جایی می‌رسد که کارفرما قید ادامۀ کار با فریلنسر را می‌زند. همین داستان چندبار تکرار شود کارفرما کلاً قید کار دادن به فریلنسر را می‌زند و تصمیم می‌گیرد کارمند حضوری استخدام کند یا برود سراغ شرکت‌ها و تیم‌هایی که چند فریلنسر را دور هم جمع کرده‌اند و هرکدام بدقولی کند به سرعت دیگری جایگزینش می‌شود.همین که کار را به موقع تحویل دهید، پیام‌ها را زود جواب دهید، اگر ایرادی گرفته شد در زمان منطقی برطرف کنید از ۹۰ درصد فریلنسرها بهتر خواهید بود.راز دوم هم بی‌ربط نیست.راز دوم؛ وقتی کارفرما بودمکار من طوری پیش رفت که فریلنسر بودنم و همزمان کار دادن به فریلنسرهای دیگر در هم گره خورد. تجربۀ جالب و سازنده‌ای است.در این طرف داستان چون خودم فریلنسری را تجربه کرده بودم پس خیلی چیزها را که فریلنسرها فکر می‌کنند کارفرما نمی‌داند را می‌دانستم. خلاصه که هیچ وقت سعی نکنید جلوی کسی که اصلاً نمی‌شناسید زرنگ بازی دربیاورید.این قضیۀ بدقولی را چون از قبل متوجه شده بودم از همان ابتدا هم در انتخاب فریلنسرها وسواس زیادی در این مورد داشتم و هم با تاکیدات مکرر اما دوستانه به همه یادآوری می‌کردم. می‌گویم دوستانه چون دیده‌ام بعضی کارفرماها یا کارمندانی که مسئول ارتباط و نظارت بر کار هستند یا افرادی که تیم‌های فریلنسری را می‌چرخانند چه رفتارهای زشت و منزجر کننده‌ای دارند.حفظ رابطۀ اخلاقی و دوستانه حتی باعث شد از میان همین فریلنسرها دوستانی پیدا کنم که یک بار هم همدیگر را ندیده‌ایم ولی ارتباطمان مثل دوستان صمیمی چندین ساله است.بعضی‌ها هم سوء‌استفاده می‌کردند که خب طبیعی است و نتیجه خوبی ندارد.عمل کردن به راز دوم از راز اول هم ساده‌تر است. راز دوم را در یک جمله می‌گویم اما نکاتی دارد که باید بدانید.کارفرما را در جریان روند انجام کار قرار دهید.ساده است نه؟همین را خیلی از فریلنسرها نمی‌دانند یا به آن عمل نمی‌کنند. پس ادامۀ توضیحاتم را بخوانید تا نکات این راز به شما بگویم.وقتی کارمندی هر روز صبح سر کارش حاضر می‌شود و در طول روز کارفرما یا مدیر او را در حال انجام کار می‌بیند مطمئن می‌شود که کارهای سپرد شده در حال انجام هستند. نتیجۀ کارها هم با یک صحبت ساده یا گزارش روزانۀ روتین به اطلاع مدیر می‌رسد.اما در فریلنسری متفاوت است. در حالت ایدئال تسک تعریف شده را فریلنسر در ترلو یا هر ابزار دیگری به عنوان در حال انجام مشخص می‌کند. مدیران هم معمولاً یک تاریخ انجام برای کارها مشخص کرده‌اند.اگر زمان توافق شده برای انجام کار طولانی در حد چند روز، یک هفته، یک ماه و ... است پس از همان ابتدا مراحل انجام کار را تقسیم‌بندی کنید. هر مرحله از کار که انجام شد به مدیر یا کارفرما اطلاع دهید تا در جریان کار باشد.این مشکل در کارهای بزرگ مثل طراحی سایت، سئو، ساخت کلیپ‌، ترجمۀ کتاب و ... بیشتر احساس می‌شود. به همین دلیل قبل از این که کارفرما مجبور شود برای اطلاع از روند کار هر روز از فریلنسر بپرسد کار به کجا رسید؟ خود فریلنسر چارچوبی برای گزارش دادن داشته باشد و جزئیات انجام کار یا مشکلات را زودتر اطلاع دهد.کار وقتی بیخ پیدا می‌کند که ددلاین می‌رسد و کار انجام نشده است. در این حالت نباید انتظار داشته باشید کارفرما عذر و بهانه‌ای را قبول کند. یک گزارش ساده در حد پیام فرستادن و اطلاع دادن می‌تواند جلوی خیلی از مشکلات را بگیرد.بعضی وقت‌ها همین که بگویید «الان در حال انجام کار شما هستم» اطمینان خاطر و اعتماد زیادی در دل کارفرما ایجاد می‌کند.یادم هست با فریلنسری کار می‌کردم که تمام جزئیات انجام کار را و حتی جزئیات زندگی خودش در حد امشب تولد دعوتم، امروز با مامانم دعوام شد و ... را به من می‌گفت تا در جریان باشم. البته نیازی به این همه گزارش دادن از زندگی خصوصی نیست، همین که می‌گفت کار را فردا صبح تحویل می‌دهد، من هم برای چک کردن و انجام کارهای مربوط به خودم یک زمان مشخص تعیین می‌کردم.با عمل به این دو راز در ظاهر ساده می‌توانید از ۹۰ درصد فریلنسرها بهتر باشید. بهتر بودن هم مساوی است با درآمد بیشتر، رد نشدن رزومه یا پیشنهاد برای پروژه‌ها و زندگی شادتر.فریلسنر هستید یا کارفرما و مدیر فریلنسرها؟ رازهای شما چیست؟</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 17:15:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا همه کاره و هیچ کاره‌ها موفق‌ترند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/modern-polymath-qe2r3w8yvgpw</link>
                <description>هر انسانی که دغدغۀ موفقیت و زندگی بهینه دارد حداقل یک بار درگیر این سوال شده است، فرقی نمی‌کند انتخاب رشته کنکور بوده یا انتخاب مسیر شغلی:من به هر دو علاقه دارم و استعدادش را هم دارم اما نمی‌دانم کدام را دنبال کنم؟به جای عدد دو می‌توانید ۳، ۴ یا حتی ۵ بگذارید. فارغ از بحث‌های مربوط به تصمیم‌گیری چرا همیشه گزینۀ «دنبال همۀ علایقت برو» مهجور است؟گویی که همیشه یک صدای نصیحت کننده در ذهن وجود دارد که تکرار می‌کند:یکی را انتخاب کن، تخصص، یکی را انتخاب کن، تخصص ...... انگار این نصیحت در ژنتیک ما فرو رفته است که هر انسانی باید یک تخصص را دنبال کند و در آن عمیق شود تا به موفقیت برسد.باور کنید که اغراق نیست. جملۀ «همه کاره و هیچ کاره» را شنیده‌اید؟ کل دنیا به این جمله باور دارند.همه کاره و هیچ کاره یعنی کسی که هیچ چیزی را عمیق دنبال نکرده است، آچار فرانسه است؛ خیلی کارها بلد است اما کار که تخصصی شود نمی‌تواند کمکی کند. انگلیسی‌‌ها می‌گویند جک همه‌کاره؛ استاد هیچ چیز (Jack of all trades, master of none). این مفهوم از گذشته در دنیا جا افتاده و تقریباً همه به این باور رسیده‌اند. کافی است به صفحۀ ویکی‌پدیا همین اصطلاح نگاهی بیاندازید، در همۀ زبان‌ها معادلش هست.می‌توان گفت مردم به این باور رسیده‌اند که هر فرد باید دنبال یک رشته، مهارت، تخصص را بگیرد و در آن عمیق شود تا به موفقیت برسد.اگر شما هم به این باور رسیده‌اید پس چرا هیچ‌وقت انسان‌های موفقی مثل ایلان ماسک، استیو جابز، بنجامین فرانکلین، توماس ادیسون، لئوناردو داوینچی، ماری کوری، نیوتون، گالیله، ارسطو، ابن سینا، ابوریحان بیرونی، فارابی، خیام و ... شما را دچار شک نکردند؟همۀ این افراد یک ویژگی مشترک دارند: جنرالیست (generalist) یا به اصطلاح دانشمند همه چیزدان (polymath) هستند.شاید درباره دانشمند‌های دوران قدیم بگویید آن زمان‌ها علم پیشرفت نکرده بود و علوم تخصصی نشده بود پس عمر انسان‌ها اجازه می‌داد در چند حوزه مطالعه کنند.موضوع چیز دیگری است، عجله نکنید.اگر جنرالیست بودن راهی به موفقیت ندارد پس چرا بنیان‌گذاران شرکت‌های بزرگ مثل بیل گیتس، وارن بافت و جف بیزوس هم جنرالیست هستند؟چه اتفاقی افتاده است که جنرالیست‌ها را در جایگاه موفقیت می‌بینیم اما هنوز هم معتقدیم «همه کاره و هیچ‌کاره» بودن فایده‌ای ندارد. یا شاید باید این مفهوم را کمی چکش‌کاری کنیم تا راه درست را پیدا کنیم؟با یک جمله از ارنست بویر (Ernest Boyer) از این اسامی می‌گذریم تا ببینیم کدام مسیر درست است؟یک تخصص را تا انتها برویم یا از هر شاخه میوه‌ای بچینیم؟آینده متعلق به ادغام کننده‌ها است (The future belongs to the integrators)علایق بیشتر = شانس موفقیت بیشترهمه‌کاره‌های دنیای مدرن افرادی هستند که حداقل در سه شاخه سررشته دارند و می‌توانند این شاخه‌ها را باهم ادغام کنند.به عبارت دیگر، آنها می‌توانند بهترین‌ها را از هر شاخه جمع کنند و از آن برای ساختن موفقیت استفاده کنند.توجه کنید که بیشتر این افراد موفقیت را می‌‌سازند، یک ایده جدید، یک بازار جدید، یک علم جدید و... مثل پیدا کردن یک بازار دست نخورده و بی‌رقیب.شکل زیر مسیر انتخابی این افراد را به خوبی نشان می‌دهد.مالکم گلادول در کتاب خارق العادگان (Outliers) مفهوم ۱۰ هزار ساعت تمرین برای موفق شدن و کنار زدن رقبا در یک حوزه را مطرح کرد و این قانون ادعایی هم طرفدار زیادی پیدا کرد. (اپیزود اول پادکست بی‌پلاس)مفهوم ادغام‌کننده‌های مدرن (modern polymath) در مقابل آن قرار دارد؛ یعنی به جای عمیق شدن در یک رشته بهتر است ترکیبی هر چند نامعمول از مهارت‌ها و دانش‌ها را کسب کنید و بعد با ادغام آنها ایده‌ای غیرمنتظره، رشته‌ای جدید، استارتاپی جدید بسازید که رقابت در آن کم است.برای مثال؛ برای مدت‌ها در دو رشته زیست‌شناسی و جامعه‌شناسی تدریس و تحقیق دانشگاهی انجام شد اما هیچ کس این دو رشته را در کنار هم مطالعه و در نتیجه ادغامشان نکرد تا این که در سال ۱۹۷۰ ادوارد ویلسون (Edward Osborne Wilson) رشته زیست‌جامعه‌شناسی را بنیان‌گذاری کرد.از موفق‌ترین افراد معاصر هم می‌توان به استیو جابز اشاره کرد. یکی از پیشتازان ترکیب طراحی و سخت‌افزار.وقتی می‌گوییم ایلان ماسک نابغه است دلیلش مشخص است چون او توانسته است ترکیبی از فیزیک، مهندسی، برنامه‌نویسی، طراحی، تولید، تجارت و بازاریابی را درک و مدیریت کند. شرکت‌های چند میلیون دلاری بسازد که مشابه ندارند. او وارد عرصه‌های بی‌رقیب می‌شود نه بازارهای پر رقیب.لئوناردو داوینچی می‌گوید:علم هنر را مطالعه کنید؛ هنر علم را مطالعه کنید. فهم خود را توسعه دهید ... چطور دیدن را یاد بگیرید. درک کنید چطور همه‌چیز به هم ارتباط دارد.با خیال راحت ادغام‌کننده مدرن شویددر دنیای مدرن با این که هر تخصص پیچیدگی‌ و گستردگی زیادی دارد اما این باور که نباید دنبال بیش از یک مهارت، رشته، بازار و ... رفت دیگر جایگاهی ندارد. افرادی که تصمیم می‌گیرند چند شاخه‌ای کار کنند ضعیف نیستند و انتخاب‌های درست می‌تواند به عرصه‌های بی‌رقیب برسد.مفهوم موفقیت تک تخصصی بد نیست و قابل دستیابی است اما می‌توان چند تخصصی هم رفت جلو، وارد یک بازار کم رقیب شد و احتمال موفقیت در آن به نسبت بیشتر است.ادغام‌کننده‌های چندشاخه‌ای از دوران ارسطو تا ایلان ماسک بودند و فقط اسم آن‌ها در گذر تاریخ و حوزه کاری تغییر کرده است.یک زمان فیلسوف به معنی دوست‌دار دانش و حالا بنیانگذاران برندهای چند صد میلیون دلاری. ادغام کننده بودن در دوره‌ای آسان و در دوره‌ای سخت بود، در حوزه‌‌ای سخت و در حوزه‌ای آسان شد. مهم درک درست حوزه‌های مختلف، شناخت محیط و ادغام کردن است.در ادامه، مزیت‌های چند شاخه‌ای بودن را کمی عمیق‌تر بررسی کنیم.۱. ایجاد ترکیب‌های غیرمعمول از مهارت‌ها شما را به فرامهارت‌ها می‌رسانداسکات آدامز پدیدآورنده کمیک استریپ دیلبرت، یکی از معروف‌ترین کمیک‌ استریپ‌های دنیا مثال خوبی برای این مزیت است. او کمدین بزرگی نبود، کارتونیست ماهری هم نبود و در زمان راه‌اندازی دیلبرت ۲۰ سال بیشتر نداشت.اسکات آدامز توانست با ترکیب مهارت شوخ‌طبعی، تصویرسازی و تمرکز بر فضای کسب و کار، بهترین در دنیا در جاویژه (niche) خودش شود.او در وبلاگ خودش چگونگی دستیابی به این موفقیت را اینطور توضیح می‌دهد:اگر می‌خواهید به موفقیتی خارق العاده در زندگی برسید دو مسیر در پیش رو دارید:۱. بهترین در یک چیز باشد.۲. در ۲ یا چند چیز خیلی خوب باشید.استراتژی اول سخت و خیلی وقت‌ها دست نیافتنی است. تعداد کمی هستند که می‌توانند در لیگ NBA بازی کنند و بهترین باشند. این استراتژی حتی برای امتحان کردن هم توصیه نمی‌شود.استراتژی دوم دست‌یافتنی و آسان است. هرکسی می‌تواند با کمی تلاش در حوزه‌ای جزو ۲۵ درصد برتر باشد. من بهتر از خیلی انسان‌ها می‌توانستم نقاشی بکشم اما به سختی می‌شد گفت یک هنرمند هستم. من از استندآپ کمدین‌های متوسط هم خنده‌دارتر نبودم اما حداقل از خیلی انسان‌ها بهتر می‌توانستم مردم را بخندانم.راز من این بود که تعداد کمی هستند بتوانند هم خوب نقاشی بکشند و هم جک بسازند.ترکیب این دو کاری بود که من انجام دادم و افراد مشابه من کم هستند. همین را اضافه کنید به تجربه حضور من در محیط کسب و کار که باعث شد موضوعی برای کارتون‌هایم داشته باشم. موضوعی که کارتونیست‌های کمی بدون تجربه مستقیم می‌توانستند آن را درک کنند.۲. بیشتر خلاقیت‌های غیرمعمول نتیجه ترکیب‌های غیرمعمول هستند‌آقای Brian Uzzi از دانشگاه نورت‌وسترن ۲۶ میلیون مقاله علمی را از صدها سال قبل تا زمان معاصر را بررسی کرد و متوجه شد تاثیرگذارترین مقالات آنهایی هستند که تیم‌های آنها ترکیبی غیرمعمول از تخصص‌ها دارند.یعنی هرچه تیم‌ها ترکیب‌های غیرمعمول‌تری داشتند ایده‌های خلاقانه‌تری شکل‌گرفته و همین ایده‌ها بیشتر مورد توجه دیگران قرار گرفته است.۳. یادگیری و ماهر شدن از همیشه آسان‌تر شده استمی‌خواهید یک مهارت جدید یاد بگیرید؟ انبوهی از منابع آموزشی در دسترس شماست. کافی است در گوگل جستجو کنید.Amira Willighagen ۱۱ ساله با تماشای ویدیوهای یوتیوب به مدت ۴ سال توانست با مهارت بالایی اپرا بخواند. https://www.aparat.com/v/kDli1 Michael Sayman ۱۳ ساله با جستجو در گوگل برنامه‌‌نویسی یاد گرفت و بازی موبایل او جزو ۱۰۰ اپلیکیشن برتر دنیا شد. الان مدیر محصول در یکی از استارتاپ‌های گوگل در حوزه بازی است.نمونه‌های مشابه خیلی زیاد هستند.به علاوه، انباشت دانش در بسیاری از رشته‌ها به حد مطلوبی رسیده‌ است، کیفیت دانش در هر حوزه‌ای در حال پیشرفت است و روش علمی به یک پیش‌فرض تبدیل شده است.۴. فرصت‌های ادغام هر روز بیشتر می‌شودبا نگاهی به رشته‌های دانشگاهی متوجه می‌شوید که رشته‌های زیادی در سال‌های اخیر ایجاد شده‌اند که حاصل ترکیب دو یا چند رشته هستند. با دانستن اصول اولیه آمار و احتمالات مسلم است که هرچه تعداد شاخه‌ها بیشتر شود تعداد فرصت‌ها برای ادغام رشته‌های ایجاد شده بیشتر خواهد شد.بازار کسب و کار هم به همین شکل در حال توسعه است. فرصت‌های شغلی بین رشته‌ای در حال افزایش است.۵. تقاضا برای ادغام‌کننده‌ها بیشتر استداروین جمله معروفی دارد:قوی‌ترین‌ها یا باهوش‌تر‌ها زنده نمی‌مانند اما آنهایی زنده می‌مانند که تغییرات را بهتر مدیریت می‌کنند.۱۵ سال قبل کدام یک از مشاغل زیر وجود داشت؟توسعه دهنده اپلیکیشنمدیر شبکه‌های اجتماعیمهندس خودروهای بدون رانندهمتخصص رایانش ابریمهندس بیگ دیتاهیچ کدام!سباستین ترون (Sebastian Thrun) در سال ۲۰۱۶ در مصاحبه‌ای گفته بود برای صنعت در حال رشد خودروهای بدون راننده نیاز به مهندس‌های بین رشته‌ای بیشتری داریم. جذب هر استعداد در حوزۀ خودروهای بدون راننده ۱۰ میلیون دلار هزینه دارد.یکی از عوامل مهم در خرید شرکت‌ها همین نیروهای بین رشته‌ای است، نیروهای بین‌رشته‌ای جدید ارزش بالاتری دارند. کار به جایی رسیده است که دانشگاه‌ها دیگر پاسخگوی نیاز شرکت‌های بزرگی مثل گوگل نیستند و آنها خودشان دست به کار شده‌اند. چندین سال است که شرکت‌های بزرگ به صورت مستقل یا مشترک با دانشگاه‌ها دوره‌های آموزشی ویژه‌ای برای آموزش و استخدام نیروهای بین‌رشته‌ای برگزار می‌کنند.اگر ۱۵ سال قبل می‌دانستید که چنین مشاغلی ایجاد خواهد شد می‌توانستید مهارت‌های موردنیاز را زودتر از بقیه یاد بگیرید و برترین فرد آن حوزه شوید.۱۰ سال بعد چه شغل‌هایی ایجاد خواهد شد؟ از الان می‌شود برای آن شروع به یادگیری کرد؟چرا نمی‌شود. ۲ یا ۳ مورد از ترندهای روز موردعلاقه خود را پیدا کنید و آن‌ها را خوب (نه در حد عالی) یاد بگیرید. با کمی شانس می‌توانید از ترکیب آن‌ها یک بازار بدون رقیب بسازید.شاید فکر کنید ریسک بالایی دارد و زمان زیادی باید صرف کنید. در حالت مقابل چه اتفاقی می‌افتد؟ یک متخصص بعد از چندسال به درجه‌ای می‌رسد که جزو ۱ درصد برتر باشد؟ بعد از آن چقدر باید وقت بگذارد تا به‌روز بماند؟ چقدر احتمال دارد حوزه تخصصی او دچار افول نشود؟یادتان نرود که صحبت از موفقیت‌های بزرگ است نه فقط فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه و استخدام شدن.۶. راه حل مسائل پیچیده‌تر نیازمند ادغام بیشتر استمشکل چاقی را در نظر بگیرید.اسکات پیج در کتاب پاداش تنوع (Diversity Bonus) با نمودار زیر نشان می‌دهد مشکل چاقی چه اندازه پیچیده است.با نگاهی به این نمودار مشخص می‌شود که حل این مشکل به چندین تخصص نیاز دارد. چرا هنوز متخصص لاغری به معنی واقعی کلمه نداریم؟بسیاری از مشکلات دیگر جامعه امروز هم به همین شکل به افراد ادغام‌کننده نیاز دارد. سرطان، آلزایمر، تصادفات جاده‌ای و ...از کجا شروع کنیم؟ چه مهارت‌هایی را یاد بگیریم؟برای پاسخ به این سوال می‌توان صدها مقاله مثل مقالات مجله‌های موفقیت نوشت. مقالاتی پر از جملات انگیزشی و داستان‌هایی از زندگی افراد موفق. این انگیزه و اشتیاق مهم است اما تمام ماجرا نیست.راه حلی که من پیشنهاد می‌کنم بسیار ساده است.در ابتدا گفتم که در زندگی خیلی‌ها این سوال پیش می‌آید:من به هر دو علاقه دارم و استعدادش را هم دارم اما نمی‌دانم کدام را دنبال کنم؟اگر علاقه دارید فقط این فرصت را به خود دهید که هر دو یا هرچندتا را دنبال کنید. هرچه بیشتر بهتر.لازم نیست در همه فوق تخصص شوید، کمال‌گرایی را از خود دور کنید، کمی آزمون و خطا شما را نمی‌کشد و به خودتان فرصت دهید.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 01:04:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال the deuce روایتی نه چندان جذاب از خیابان ۴۲</title>
                <link>https://virgool.io/Cinephiles/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%A6%D9%88%D8%B3-the-deuce-z3h2u2osl8rb</link>
                <description>سریال the deuce از آن سریال‌هایی نیست که حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد. روایتی است ناقص از یک دوره، یک خیابان و یک بخش از زندگی انسان‌ها.کارگردان سریال، David Simon با سریال The Wire شناخته می‌شود. داستان The Wire حول مواد مخدر می‌چرخید و حالا در سریال دئوس همه چیز درباره سکس است.دیوید سیموندئوس (به معنی عدد ۲) لقب خیابان شماره ۴۲ نیویورک است. همان جایی که اولین فیلم‌های پورن در آمریکا روی پرده سینما رفتند و تجارت سکس یا به عبارت بهتر مافیای سکس آمریکایی شکل جدیدی گرفت.بازیگران مطرح the deuce جیمز فرانکو (فیلم ۱۲۷ ساعت) در نقش دو برادر دوقلو وینست و فرانکی! و مگی جیلنهال (فیلم منشی) هستند. جالب است بدانید مایکل پسر جیمز گاندولفینی (سریال سوپرانوز) در اولین تجربه بازیگری و نویسندگی سریال در دئوس حضور دارد.جیمز فرانکوفصل اول دئوس داستان گیرایی ندارد و فقط مقدمه‌ای است برای فصل‌های بعدی. صحنه‌هایی از دلال‌ها (جاکش) که مثلاً خوشتیپ هستند و روسپی‌هایی که اغلب به امید زندگی بهتر به نیویورک فرار کرده‌اند اما حالا مجبورند شب‌ها برای جاکش‌های خود کار کنند. مجبورند چون اگر کار نکنند کتک می‌خورند. دلال‌ها امنیت دخترهایشان را فراهم می‌کنند؛ اگر کسی اذیتشان کند با جاکش طرف است.تمام صحنه‌های ارتباط دلال‌ها و روسپی‌ها به نوعی نمایش زندگی پست و دشوار این وضعیت است. در پس این صحنه‌ها اتفاقاتی در حال رقم خوردن است که رفته رفته در قسمت‌های بعدی برای روسپی‌های خیابانی جذاب می‌شود.عکس واقعی از خیابان دئوسرویای بازیگری در فیلم‌ها، کار کمتر پول بیشتر و امنیت داشتن بدون کتک خوردن! کَندی (مگی جیلنهال) برخلاف همه روسپی‌هایی که جاکش دارند ترجیح می‌دهد خودش مستقیماً مشتری پیدا کند. در قسمت اول وقتی متوجه می‌شود استودیوهای زیرزمینی در حال ضبط پورن هستند در یک فیلم پورن بازی می‌کند اما مثل بقیه نمی‌خواهد در ادامه زندگیش بازیگری کند.او در قسمت‌های بعدی خودش شروع به فیلم‌سازی می‌کند.در طرف دیگر ماجرا سرمایه‌گذارها وارد خیابان دئوس می‌شوند و فاحشه‌خانه‌هایی می‌سازند که منع قانونی ندارد. اتاقکی که در آن تلویزیون گذاشته‌اند و فیلم پورن دلخواه را تماشا می‌کنند، ساختمان‌هایی که به نام مسافرخانه ساخته می‌شوند اما اتاق‌های کوچکی هستند برای سکس و ...سرمایه‌گذار داستان به کمک وینسنت و فرانکی تجارت کثیف خیابانی را به تجارت یقه سفید فضای بسته تبدیل می‌کند. جاکش‌ها از این وضعیت خوشحال نیستند و به دنبال انطباق با وضعیت جدید می‌روند.نظر من درباره سریال the deuceفیلم‌نامه آنقدر بد نوشته شده که می‌توانید به راحتی جلو بزنید و جای یک ساعت خیره شدن به صحنه‌های  دراماتیک خسته‌کننده، صحنه‌های ضبط پورن، زن ستیزی و صحبت‌های کلیشه‌ای در ۱۰ دقیقه تمامش کنید و به سراغ قسمت بعدی بروید.پلیس‌ها نقش مهمی ندارند فقط هستند و از انتقال تجارت سکس به فضاهای داخلی استقبال می‌کنند. خبرنگار زن شجاع داستان هم معلوم نیست جداً می‌خواهد با فساد مبارزه کند؟اگر در داستان به تغییرات قانون در طول ده هفتاد و عصر طلایی پورن (بین ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۴ میلادی که در سینماها اجازه پخش داشتند) بیشتر پرداخته می‌شد داستان جذابتری از آب درمی‌آمد.موج‌های اول فمنیسم در سریال دیده می‌‌شود. فمنیسم، حمایت از رنگین پوست‌ها و همجنس‌گراها نمک هر سریال جدید این سال‌ها شده است.در کل درام افتضاحی نیست اما می‌توانست بهتر باشد. گویا نویسنده‌ها بیشتر می‌خواستند به تاریخ وفادار بمانند تا این که داستان جذابی در دل آن روزها بسازند.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Aug 2019 00:54:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه‌ موراکامی برای افرادی که دچار سندرم مدیری شدند</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-eyvawf3uldgm</link>
                <description>مهران مدیری: دیگه به درد نمی‌خوره این دنیاخبر سیل و زلزله، کشتار جمعی و تروریسم، قتل و تجاوز، تصادفات جاده‌ای و هزاران خبر هولناک و ناراحت کننده‌ای که هر روز می‌بینیم و می‌شنویم. برای فرار از این همه خبر بد به سراغ چند پیج کلیپ‌های خنده‌دار می‌رویم و با حرف‌های مهران مدیری در خندوانه با چاشنی موزیک لایت و افکت سیاه و سفید مواجه می‌شویم که می‌گوید:دیگه به درد نمی‌خوره این دنیا ... https://www.aparat.com/v/7svrQ اگر از زاویه نگاه مهران مدیری نگاه کنیم، این دنیا شبیه باتلاقی شده که فقط در حال دست و پا زدن در آن هستیم. همه در حال غرق شدن هستند و هرچقدر هم تلاش کنیم فقط به کند شدن بارش بدبختی و فلاکت کمک اندکی کرده‌ایم اما در هر صورت در مسیر سقوط به دره هستیم.برخی می‌گویند این حوادث، بلایا و پستی‌گرایی به اندازه‌ای کم یا زیاد همیشه بوده اما امروزه به واسطه فراهم شدن نشر سریع و آسان اخبار، هرکس خواسته یا ناخواسته هدف بمباران اخبار کل دنیا قرار می‌گیرد. آمارهایی هم وجود دارد که با یک مقایسه علمی نشان می‌دهد روند دنیا به آن بدی که احساس می‌کنیم نیست و حتی در موارد زیادی، به سمت خوبی حرکت می‌کند. حرف و استدلال‌های زیادی در رد و تایید این دیدگاه‌‌ها وجود دارد که موضوع این مطلب نیستند.در دنیایی که دیگه به درد نمی‌خوره چه کاری از دستمان برمی‌آید؟نویسنده ژاپنی، هاروکی موراکامی به این پرسش پاسخ خوبی داده است. موراکامی در رویداد مجله نیویورکر که در سال ۲۰۱۱ برگزار شد گفت که خودش برای یافتن پاسخ این دغدغه که برای قربانیان حادثه ۱۱ سپتامبر تا رنج‌دیده‌های بلایای طبیعی ژاپن چه کار می‌توان کرد تقلا کرده و به نتیجه خوبی رسیده است.از نظر موراکامی بهترین کاری که می‌تواند انجام دهد ادامه دادن به نوشتن داستان‌هایش است.فکر می‌کردم که برای مردم رنج‌دیده چه کاری می‌توانم انجام دهم. به این نتیجه رسیدم که می‌توانم داستان‌های خوبی بنویسم. اگر شما یک خواننده و من نویسنده باشم، وقتی که یک داستان خوب بنویسم ما می‌توانیم به خوبی یکدیگر را درک کنیم. یک راه پنهان بین ما وجود دارد که از طریق آن به یکدیگر پیام‌هایی می‌فرستیم. در نتیجه من فکر می‌کنم با نوشتن داستان می‌توانم به جامعه و مردم دنیا کمک کنم.در واقع موراکامی می‌گوید با حفظ همان انسانی که هستید به دنبال راهی برای کمک به دنیا باشید.برای جلوگیری از سیل ایجاد مسیل و سیل‌بند نیاز است اما داستان یک نویسنده، نقاشی یک هنرمند، کار روزمره یک کارگر و ... همه می‌توانند کمکی برای جلوگیری از سیل و کاهش مصیبت آسیب‌دیده‌ها باشند. حرف من درباره مدیران و حاکمان نیست که وظایف مشخص دارند. حرف موراکامی ضد اعلام شماره حساب جمع‌آوری پول و راه‌اندازی کمپین هم نیست؛ پیشنهاد او برای کمک به بهتر شدن دنیا در بلند مدت است.ما نمی‌توانیم همه مشکلات دنیا را به تنهایی حل کنیم اما می‌توانیم از راه‌هایی خلاقانه، تعامل با هدف بهتر شدن بسازیم.یک مثال جالب از این نوع دیدگاه، اثر مارک کوئین (Marc Quinn) با نام «Our Blood» است که به زودی در نیویورک رونمایی خواهد شد. همانطور که در تصویر پیش‌نمایش می‌بینید، او دو مکعب از خون منجمد انسان را که یکی خون ۲۵۰۰ نفر داوطلب مهاجر و دیگری خون ۲۵۰۰ نفر داوطلب غیر مهاجر است را جلوی کتابخانه عمومی نیویورک به نمایش خواهد گذاشت.پیام این حرکت، برابری انسان‌ها است و پاسخی است به سیاست‌های ضد مهاجرتی ترامپ.هدف پروژه کمک به افزایش آگاهی درباره بحران مهاجرت و جمع‌آوری مبلغ ۳۰ میلیون دلار برای کمک به سازمان‌های خیریه بین‌المللی است.این هنرمند به حل یک مشکل در ابعاد جهانی با آنچه در توان دارد کمک می‌کند. این اثر هنری به صورت مستقیم به نجات جان مهاجرانی که در دریاها غرق می‌شوند کمکی نمی‌کند اما توجه و آگاهی متاثر از آن و مبلغی که جمع‌آوری می‌شود شاید به حل مشکل کمکی کند.من که هنرمند و نویسنده نیستم چه کار کنم؟ما در این دنیا هستیم تا نقص‌ها و ضعف‌ها را برطرف کنیم. اگر هنرمندی بزرگ یا نویسنده‌ای مشهور نیستیم به این معنی نیست که نقشی نداریم. هر روز این دنیایی را که می‌گویند «دیگه به درد نمی‌خوره» ما می‌سازیم‌. اگر هر فرد بتواند کوچکترین کمکی حتی در حد درست انجام دادن کار تکراری روزانه‌اش انجام دهد، به بهتر شدن دنیا کمک کرده است.یهودی‌ها در سنت‌های خود مفهومی به نام تیکون عولم (tikkun olam) دارند که به معنی وظیفه انسانها برای ترمیم دنیا است. طبق این سنت، هر کاری که منجر به رفتن دنیا به سمت هارمونی شود با ارزش و قابل تقدیر است. همه حرکات انسان‌ها فرصتی برای انجام این وظیفه هستند. مثل یک گروه موسیقی که ده‌ها نوازنده دارد و هرکدام تلاش می‌کنند ساز خود را به درستی بنوازند.در یک جمله می‌توان گفت: همین که انسان باشید کافی است.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Mar 2019 15:51:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین اپلیکیشن پادکست + فایل OPML پادکست‌های فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-wngqhlfedywq</link>
                <description>اپلیکیشن پادکستموقع نوشتن مطلب فهرست پادکست‌های فارسی نیاز به اپلیکیشنی داشتم که بتوانم در حدود ۲۰۰ پادکست را یکجا دنبال کنم. به همین دلیل چندین اپلیکیشن مختلف را نصب و ویژگی‌های همه را بررسی کردم. چهار اپلیکیشن معرفی شده در ادامه بهترین‌ها هستند.اگر دنبال پادکست‌های خوب فارسی هستید از فهرستی که منتشر کردم چندتا انتخاب کنید. یا فایلی که انتهای مطلب توضیح دادم دانلود کنید و راحت کل پادکست‌های فارسی را به اپلیکیشن خود اضافه کنید.اگر هم خواستید پادکست بسازید در مقاله ساخت پادکست مراحل کلی را کامل توضیح دادم.کدام اپلیکیشن از همه بهتر است؟من ۱۵ اپلیکیشن پادکست را نصب و امتحان کردم که شامل موارد زیر هستند. آنها را از نظر محدودیت نسخه‌های رایگان، رابط کاربری، عملکرد، کارایی و امکانات مقایسه کردم.castboxpodcast goshenotoanchorpodbeangoogle podcastspodcast playerpodcast addictstitcherradio publicantenna podplayer fmpodcastspodcast republicnamlikکست باکس + لینک دانلود Castbox آیفون و اندرویداولین گزینه که قبلاً هم از آن استفاده می‌کردم کست‌باکس (castbox) بود که معروف و شناخته شده است.نسخه اندروید و آیفون دارد. از گوگل پلی یا اپ استور نصب کنید. بدون نصب اپلیکیشن می‌توانید در سایت آن (castbox.fm) عضو شوید و پادکست‌ها را از نسخه وب بشنوید و دنبال کنید.لینک نصب از اپل استورنصب castbox از گوگل پلیامکانات برنامه کست باکس تقریباً کامل است و برای کاربرانی که می‌خواهند پادکست‌های فارسی یا انگلیسی مورد علاقه خود را به راحتی دنبال کنند کافی است. castboxامکانات کاربردی آن:دانلود خودکار کانال‌هایی که تنظیم کرده‌ایدنوتیفیکیشن اپیزود جدیدتگ گذاری و دسته‌بندیپیشنهاد پادکست براساس علایق در صفحه اصلیمکث خودکار موقع تماس یا هر اعلان دیگر در صورت تنظیمحذف سکوتریموت از هدفونجستجوگر قویاپ کست باکس دو مشکل دارد:نمایش تبلیغاتمحدودیت ۱۰۰ پادکست در نسخه رایگانمحدودیت ۱۰۰ پادکست به نظرم زیاد مشکل‌ساز نیست چون معمولاً خیلی‌ها بیش از ۱۰۰ تا دنبال نمی‌کنند.برویم سراغ اپلیکیشن‌های دیگراپلیکیشن پادکست Podcast RepublicPodcast Republicدر ابتدا فقط ویژگی رایگان بودن و امکان دنبال کردن بیش از ۱۰۰ پادکست برای من مهم بود اما بعد به ویژگی‌های دیگری هم توجه کردم.بعد از نصب کردن و حذف کردن چندین مورد خیلی ضعیف و به درد نخور، به پادکست ریپابلیک رسیدم.اپلیکیشن Podcast Republic کاملاًً رایگان است و امکانات آن نسبت به بقیه کامل‌تر و حرفه‌ای‌تر است. تنها عیبی که دارد نداشته نسخه IOS برای گوشی‌های آیفون است. خودم از این اپ استفاده می‌کنم.دانلود و نصب از گوگل پلیویژگی‌های اپلیکیشن پادکست podcast republic موارد زیر هستند. بعضی موارد را بقیه هم داشتند.دانلود خودکار اپیزود جدیدقابلیت تنظیم دانلود فقط از وای فایتنظیم ساعت توقف موقع خوابنوتیفیکیشن قابل تنظیمدارای ویجت پخش روی صفحهقابلیت خروجی و ورودی فایل opml (بکاپ گرفتن)ساخت لیست پخشتگ‌ گذاریتنظیم سرعت پخشحذف سکوتافزودن فایل صوتی برای پخش از طریق اپلیکیشنکار با دکمه‌های هدفون و هندزفریرابط کاربری نسبتاً خوبحالت پخش حین رانندگیبک‌آپ گرفتن از کل برنامه و تنظیمات + تنظیم بکاپ خودکار زمانبندی شدههمگام‌سازی بین دو یا چند دستگاهپشتیبانی از پادکست ویدیویی با آدرس فید یا دنبال کردن کانال‌های یوتیوبنواقص و کمبود‌هادارای تبلیغ در پایین صفحه است که البته مثل بقیه آزار دهنده نیست. بعد از مدتی عادت می‌کنید.نداشتن نسخه آیفوناپلیکیشن پادکست ادیکت Podcast Addictپادکست ادیکت امکانات کاملی دارد اما از رابط کاربری آن خوشم نیامد. کار کردن با آن زیاد جالب نیست. البته خیلی‌ها از آن استفاده می‌کنند.لینک نصب از گوگل پلیبهترین اپلیکیشن پادکست آیفون - Pocket Castsپاکت کست قبلاً فقط نسخه پولی داشت اخیراً رایگان شد. نسخه plus آن قابل نصب روی رایانه است و امکاناتی مثل فضای ذخیره‌سازی ابری دارد.تمام امکانات معمول را دارد و ویژگی‌هایی دارد که در بقیه وجود ندارد. مثل:انطباق با اپل واچقابل استفاده در Android Autoقابلیت پخش از اسپیکرهای هوشمند مثل الکسافایل opml پادکست‌های فارسیدر مقدمه توضیح دادم که اگر دنبال پادکست‌های خوب هستید در مطلب دیگری فهرست پادکست‌های فارسی (ایرانی) را منتشر کرده‌ام اما حوصله بالا پایین کردن فهرست را ندارید با دانلود یک فایل حدود ۲۰۰ پادکست را یکجا به اپلیکیشن خود اضافه کنید.فایل Outline Processor Markup Language) OPML) یک فرمت XML است که از آن برای ذخیره و انتقال آدرس‌هایی مثل فید یا RSS استفاده می‌کنند. فایل opml ساختار درختی یا سلسله مراتبی دارد و به همین دلیل استفاده یا ویرایش آن آسان است.چیزی شبیه تصویر زیرopmlاگر ده‌ها پادکست را دنبال می‌کنید و نگران این هستید که با اتفاقی مثل خراب شدن موبایل این فهرست دستچین شده را گم کنید یا تصمیم گرفته‌اید از اپلیکیشن دیگری برای گوش دادن به پادکست‌ استفاده کنید، تنها کاری که باید انجام دهید گرفتن خروجی فایل او‌پی‌ام‌ال و بازگردانی آن در اپلیکیشن جدید است. اکثر اپلیکیشن‌‌های پادکست مثل اپلیکیشن‌های معرفی شده این امکان را دارند.من یک خروجی opml از همه پادکست‌های فارسی گرفتم و اینجا برای دانلود گذاشتم. در ضمن سعی می‌کنم این فایل را همزمان با اضافه شدن پادکست‌های جدید به فهرست منتشر شده بروزرسانی کنم.لینک دانلود فایل opml پادکست‌های فارسی از گوگل درایو</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2019 00:58:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استخدام کارشناس تولید محتوا | راهنمای جامع و خودمونی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-rszkfehzseaj</link>
                <description>استخدام کارشناس تولید محتوا، تولیدکننده محتوا، کارشناس خلق محتوا، نویسنده محتوا و ... هرچی که دوست دارین اسمش رو بزارید فرقی نمی‌کنه؛ مشکل اینجاست که استخدام کردن یا به عبارت درست‌تر پیدا کردن خوبش سخت شده. بازار محتوا کلی مشکلات داره‌، از کارفرمایی که یه چیزی شنیده تا دانشجویی که می‌خواد روزی یکی دو ساعت فقط ترجمه کنه و باهاش هزینه‌های زندگیش رو دربیاره (اگر دانشجو هستی فحش نده تا آخر بخون). کارشناس تولید محتوا زیاد داریم اما «کارشناس خوب محتوا» پیدا کردی دستش رو ول نکن. اگر هم محتواباز هستی حواست رو جمع کن که این بازار به غواصی احتیاج داره که مروارید صید می‌کنه نه شناگری که سریع‌تر کرال پشت میره.این یک راهنمای خودمونی برای استخدام کارشناس تولید محتوا هست‌، راهنمایی برای کارفرماها و همینطور افرادی که به دنبال کسب درآمد از این شغل هستند.۳ نکته مهم: توی این متن خیلی از قواعد و اصول نگارش را که بلدم عمداً رعایت نکردم. دوم این که درباره اصطلاحات و تعاریف بازاریابی محتوا نظرات مختلفی وجود داره که خارج از موضوع بحث هست. (مثلاً استفاده از اصطلاح تولید محتوا درست نیست)نکته سوم، سعی کردم این یک راهنمای جامع باشه اما چون بخش‌هایی از این راهنما مبتنی بر نظرات و تجربه خودم هست حتماً دیگران نظرات و تجربه متفاوتی دارند که خوشحال میشم با نوشتن نظر به اصلاح و کامل‌تر شدن این راهنما کمک کنید. کارشناس تولید محتوا کیست؟ تولید محتوا چیست؟طبق تعریفی که در ویکی‌پدیا نوشته شده:بازاریابی محتوا نوعی از بازاریابی است که به فرایند تولید و به اشتراک‌گذاری محتوایی که باعث حفظ مشتریان قبلی و بدست آوردن مشتریان جدید می‌پردازد. این محتوا و اطلاعات می‌تواند به انواع مختلفی چون اخبار تحلیلی، ویدئو، کتاب الکترونیکی، اینفوگرافی، مطالعه موردی، راهنما و دستور العمل‌ها، سوالات و پاسخ، مقالات و تصاویر و… تولید و منتشر گردد.این تعریف کاملاً درسته و موضوع این مطلب دقیقاً اون بخش «فرایند تولید» هست؛ به طور دقیق‌تر، پاسخ به این سوال که چه فردی را برای تولید محتوا استخدام کنیم؟بازاریابی محتوا چیز جدیدی نیست اما بعد از گسترش اینترنت و انواع بسترهای توزیع محتوای دیجیتال، بازاریابی محتوا خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفت. محتوا هر چیزی می‌تونه باشه، اما به دلایلی در سال‌های اخیر وقتی از کلمه «محتوا» استفاده میشه اولین گزینه‌ای که به ذهن میاد محتوای نوشتاری هست. اگر نمی‌‌دونید تولید محتوا یعنی چی، حتماً مقالۀ «تولید محتوا به زبان ساده» رو بخونید.همین الان هم به سایت‌های کاریابی و استخدام سر بزنید اکثر آگهی‌ها با عنوان دعوت به همکاری تولید محتوا منظورشون همون محتوای نوشتاری هست. سایر انواع محتوا کم اهمیت یا ناکارآمد نیستند و اتفاقاً آمارها و بررسی‌ها نشون میده نسل‌های جدید تمایل بیشتری به محتوای تصویری، شنیداری و تعاملی دارند نه محتوای نوشتاری بلند.استخدام کارشناس تولید محتوا از راه درستشبرای استخدام فرد مناسب در تولید محتوا این سه مرحله رو باید طی کنید:۱. از مشکلات فعلی این بازار آگاه شوید.۱. نیازهای خودتون رو بسنجید و بازاریابی محتوا رو درک کنید.۳. از راهکارهای موجود به شکل درست برای جذب فرد مناسب استفاده کنید.مشکلات استخدام کارشناس تولید محتوادر بازار کار محتوا چندین مشکل وجود داره که بیشترشون هم منحصر به این بازار نیست. چند موردی که من با تجربه و شناخت شخصی به ذهنم رسید اینجا فهرست می‌کنم. این مشکلات به معنای عام مطرح هستند و به طور حتم خبرگان این بازار به راهکارهای درست رسیدند.درک درست از بازاریابی محتوا در هر دو طرف کارشناس محتوا و کارفرما وجود ندارد.ورود افراد غیر متخصص به این بازار که هیچ علاقه‌ای هم به تخصص گرایی ندارند.تعریف درست از شغل‌های مختلف بازاریابی محتوا وجود ندارد.ناقص بودن راهکارهایی که برای ارتباط و بستن قرارداد بین فریلنسرها و کارفرمایان وجود دارد.نبود شاخص‌های مناسب برای ارزیابی کیفیت محتوا و قیمت‌گذاری.داشتن انتظاراتی فراتر از توانایی کارشناس محتوا از طرف کارفرما.همه این مشکلات در کنار هم باعث میشه که وقتی یک آگهی برای استخدام کارشناس محتوا منتشر کنید، سیلی از درخواست‌ها و رزومه‌ها سرازیر میشه که شاید فقط یکی از هر ۵۰ تا حداقل‌ توانایی‌های مورد نظر رو داشته باشه. از اون طرف هم آگهی‌های استخدام کارشناس تولید محتوایی منتشر میشه که انتظار دارند یک جوان ۲۵ ساله علاوه بر تسلط بر اصول و فروع تولید و خلق انواع محتوا در هر موضوعی، مسلط به فلان زبان برنامه‌نویسی (واقعی!)، کار با افتر افکت و انواع نرم‌افزارهای گرافیکی و حتی درست کردن اسپرسو برای مدیر شرکت باشه.در مطالب بعدی سعی می‌کنم از این مشکلات بنویسم و راهکارهایی پیشنهاد بدم اما در حال حاضر و با این وضعیت موجود چطور میشه یک کارشناس تولید محتوای خوب استخدام کرد؟نیازهای خود را بسنجید و بازاریابی محتوا را یاد بگیریداگر صاحب یک وبسایت شخصی که صرفاً نیاز به انتشار یک مطلب هر چند روز یک بار داره از آگهی یک شرکت بزرگ که یک تیم دیجیتال مارکتینگ حرفه‌ای داره کپی کنه کارش واقعاً اشتباهه. هر کسب و کاری باید ببینه در چه حد و اندازه‌ای از بازاریابی محتوا انتظار داره و متناسب با همون به دنبال یک یا چند کارشناس محتوا بگرده.به چند مثال واقعی از خاطرات اینجانب درباره عدم نیازسنجی و نداشتن درک درست از بازاریابی محتوا توجه کنید.در مصاحبه با مدیر یک فروشگاه اینترنتی انتظار داشتند روزی ۶۰۰۰ کلمه برای مجله سایتشون مطلب نوشته بشه (تفکر هرچه بیشتر بهتر) و برنامشون هم این بود که کاربر از گوگل بیاد تو سایت همین! به همین راحتی بود الان حداقل هزارتا فروشگاه مثل دیجی‌کالا داشتیم.شرکتی که در یک حوزه خاص کار می‌کرد و بیشتر مشتریانش (شاید بالای ۹۵ درصد) خدمات مورد نیازشون رو بدون اینترنت و از راه‌های سنتی و خیلی آسون‌تر پیدا می‌کردند. بیشتر به تبلیغات شهری نیاز داشت.بنیانگذار استارتاپی که در موضوع مشاوره پزشکی می‌خواست کار کنه و انتظار داشت در مدت کمتر از یک سال وبسایتی در حد webmd داشته باشه. بماند که می‌خواست فقط با دو کارشناس تولید محتوا به این هدف برسه.چندین شرکت کوچک و بزرگ که فکر می‌کنن «فقط با ترجمه» از محتواهای غیر فارسی می‌تونن به هدفشون برسن. بعضیا رسیدن اما اون بعضیا هم از راه درستش رفتن.فروشگاه لباسی که می‌خواست دیجی‌کالای لباس (مصاحبه کننده از این اصطلاح استفاده کرد) بشه و تصورشون هم این بود با سه نفر (طراح سایت، پشتیبانی و کارشناس محتوا) میشه به هدف رسید. (هرکی جای من می‌رفت این مصاحبه افسردگی می‌گرفت)شرکتی که می‌خواست در یک بازار پر رقابت، محتوا منتشر کنه اما هزینه‌ای که در نظر گرفته بود ۱۲ تومن کلمه‌ای برای ترجمه و تالیف اون هم در حد عالی بود! در واقع به یک تیم کامل دیجیتال مارکتینگ نیاز داشت نه فقط یک بلاگر اون هم دورکار.پس بهتره که اول پاسخ این پرسش‌ها رو پیدا کنید:چرا به بازاریابی محتوا احتیاج دارید؟رقابت در کسب و کار شما در چه سطحی است؟مخاطبان محصول یا خدمات شما چه افراد یا قشری هستند؟استراتژی بلند مدت شما در بازاریابی محتوا چیست؟تا چه اندازه می‌خواهید برای بازاریابی محتوا هزینه کنید؟چگونه می‌خواهید مخاطب را به مشتری تبدیل کنید؟انواع کارشناس تولید محتوادر بازاریابی محتوا چندین تخصص مختلف داریم که خیلی‌ها هستند در رزومه خودشون ادعای تخصص در همه این موارد رو دارند اما بیشترشون اقیانوسی به عمق یک وجب هستند. در واقع این تیپ افراد به دنبال این نیستند که با محتوای تولید شده به کارفرما کمک کنند به هدفش برسه، فقط به دنبال فروش محتوا هستند و دیگه کاری ندارند این محتوا موثر هست یا نه؟ آیا در راستای هدف کسب و کار هست؟ آیا برای مخاطب ارزشی داره؟ و ...در بازاریابی محتوا (در ایران) به طور کلی این مشاغل وجود دارند که هرکدام هم زیرشاخه‌های تخصصی دارند:نویسنده محتوا (کارشناس تولید محتوا، بلاگر، کپی‌رایتر و ...)مدیر محتوا (مسئول تیم، سردبیر، ویراستار، مسئول انتشار)کارشناس شبکه‌های اجتماعیکارشناس تولید محتوای بصریاستراتژیست محتواتخصص‌های دیجیتال مارکتینگ و سئو ارتباط نزدیک با محتوا دارند اما به طور کلی جزو زیر مجموعه بازاریابی محتوا محسوب نمیشن.در اکثر آگهی‌های استخدام منظور از کارشناس تولید محتوا، همون بلاگر یا نویسنده محتوا هست، یعنی کسی که توانایی نوشتن محتوا مطابق استانداردها، اهداف و الزامات تعریف شده داشته باشه.تعرفه تولید محتوا و حقوق کارشناس محتوا چقدر است؟به نظر من آشفته‌ترین بخش بازار محتوا همین بخش قیمت‌گذاری هست. برای این که توضیحات طولانی نشه، من فقط حداقل‌های فعلی رو تیتروار می‌نویسم. این ارقام حدودی هستند.متداول‌ترین شکل تولید محتوا در ایران که همون ترجمه و اقتباس از منابع غیرفارسی هست.حقوق کارشناس تولید محتوا به صورت تمام وقت (در وضعیت اقتصادی عجیب ایران در سال ۹۷) از حداقل ۲ میلیون شروع میشه. دیگه من وارد ریز وظایف و فرایند کاری کسی که با حداقل حقوق کار می‌کنه نمیشم چون واقعاً تنوع کار، شهری که کار می‌کنه و موضوعات محتوا خیلی زیاده.اگر محتوا نویس مورد نیاز شما قرار هست کاری فراتر از ترجمه و بومی‌سازی، یعنی در سطح بالاتر کار تحقیق و تالیفی یا یک سطح بالاتر کار خلق محتوا انجام بده، حقوق کلمه‌ا‌ی به طور کلی توصیه نمیشه و برای حقوق ثابت هم اگر حجم کاری معمول رو در نظر بگیریم حداقل ۴ میلیون رو باید در نظر گرفت.مدل‌های پرداخت صفحه‌ای‌ و به ازای هر مطلب‌ از مدل کلمه‌ای هم بدتر هستن و توصیه نمی‌کنم.روش‌های پرداخت و ارزیابی مبتنی بر KPI هم باید شاخص‌هایی‌ متمایل به بازخورد نهایی، کیفیت و تاثیرگذاری داشته باشه. یعنی پایه دریافتی منطقی و متعارفی تعیین بشه بعدش با توجه به KPI های دقیق تعریف شده افزایش پیدا کنه. نقل قول زیر روش پرداخت یکی از سایت‌های معروف فناوری هست. پایه پرداختی کم هست و KPI هم درست تعیین و تعریف نشده.پایه‌ی پرداختی برای هر کلمه ۱۵۰ ریال است اما این مبلغ براساس KPIهای مختلف از جمله، سرعت عمل نویسنده، حجم کار وی، نوع مطالب شامل مقالات تحلیلی، علمی و مواردی که نیاز به زمان بیشتر دارند تا ۱۶۰ درصد (کلمه‌ای ۳۹۰ ریال) قابل افزایش است.تیم تولید محتوا، گروه‌های تولید محتوا و شرکت‌های واسطهیک پدیده در حال گسترش در بازاریابی محتوا واسطه‌ها هستند. دلیل اصلی این گسترش هم یک چیز بیشتر نیست؛ کمبود افراد متخصص. یک فرد نسبتاً متخصص (ای کاش اینطور باشه) که متوجه نیاز بازار به محتوای با کیفیت شده، تیم یا گروهی تشکیل میده و از روش‌های متعارف یا بعضی غیرمتعارف سفارش‌های تولید محتوا می‌گیره.اعضای این تیم کار رو انجام میدن بعد مدیر تیم یکسری اصلاح و ارتقا روی کار انجام میده. بیشتر (نه همه) اعضای این نوع تیم‌ها فریلنسرهای آماتور هستند. این مدل کار رو من به طور کلی به افرادی که می‌خوان به صورت جدی وارد کار تولید محتوا بشن و کارفرماهایی که به دنبال محتوای موثر و با کیفیت هستند پیشنهاد نمی‌کنم. دلایل متعددی دارم، مهمترین دلیل اینه که در این روش زنجیره خلق ارزش و تاثیرگذاری ناقص هست. عدم تمرکز مدیر تیم و نویسنده محتوا روی یک حوزه و نداشتن ارتباط مستقیم کارشناس تولید محتوا با کسب و کار از دلایل دیگه هستند. شاید در کوتاه مدت با این روش کار پیش بره اما به طور حتم در بلند مدت به اندازه محتوای تولید شده توسط کارشناس تمام وقت یا دورکاری که به صورت متمرکز و مستقیم برای شما کار می‌کنه و در جریان همه مراحل زنجیره محتوا قرار داره تاثیر نخواهد داشت.دعوت به همکاری تولید محتوا؛ چطور و چگونه؟مهم‌ترین مرحله بعد از نیاز سنجی و درک بازاریابی محتوا در استخدام کارشناس تولید محتوا نوشتن آگهیه. یعنی باید اون نیازها و انتظارات رو در قالب یک آگهی شفاف و کامل توضیح بدید. به هرچی که اعتقاد دارین قسم می‌خورم با نوشتن اسم شرکت یا کسب و کار خودتون و شفاف بیان کردن انتظارات کارشناس محتوای متناسب‌تری (نه بهتر) درخواست ارسال می‌کنه. به تمام مشکلات شفاف بودن آگهی واقف هستم اما منفعت این روش همیشه بیشتر از روش‌های مبهم هست. شاید مجبور بشید ۱۰۰ تا رزومه بررسی کنید اما به نظرم ارزش داره.اون طرف قضیه هم در نظر بگیرید‌‌؛ کارشناس محتوای متخصص واقعی به دنبال آگهی‌های بی‌نام و نشان نمیره.حداقل‌ها و ایده‌آل‌های یک کارشناس تولید محتوایک کارشناس تولید محتوا باید چند توانایی و مهارت اولیه داشته باشه و بیشتر از اون بستگی به نیاز‌ها و انتظارات کسب و کار داره. کارشناس تولید محتوا نویسنده و شاعر نیست، به قول یوسف فراهانی بازاریابی هست که خوب می‌نویسه و چندتا افزونه‌ دیگه داره.حداقل‌ها:آشنایی با اصول اولیه بازاریابی و فروش (سنتی و دیجیتال) آشنایی با مفاهیم بازاریابی محتواآشنایی اولیه با ساختار وبمهارت نویسندگیمهارت داستان‌پردازی (تخیل قوی)دقت و وسواس بالا در جزئیات (اصول نگارش، انتخاب درست کلمات و جمله‌بندی)آشنا با اصول سئوآشنایی در حد متوسط به بالا با زبان انگلیسی و ترجمه یا هر زبان مد نظر در صورتی که محتوا ترجمه‌ای است.توانایی‌های یک کارشناس تولید محتوای تقریباً ایده‌آل و متخصص:داشتن وبلاگ شخصی و پرسونال برندینگ (علاقه‌مند به این کار باشد نه نیازمند)کار در موضوعات محدود به صورت تخصصیآشنا با انواع استراتژی بازاریابی محتواتیتر نویسی خوبدنبال کننده ترندهای روزمواردی که نباید مطرح کنید:تحصیلات دانشگاهی مرتبط با موضوع محتوا امتیاز محسوب میشه اما همیشه اینطور نیست.توانایی نوشتن در هر موضوعی (مسخره‌ترین شرط در آگهی‌ها)از کارشناس تولید محتوا نباید انتظار تدوین استراتژی داشت. همین که آشنا با استراتژی محتوا باشه کافیه.در صورتی که به نیروی دورکار نیاز دارید ساعت کار تعیین نکنید. یعنی انتظار نداشته باشید ساعت ۸ تا ۱۶ فقط برای شما کار کنه و ظرف ۱۰ ثانیه به پیامتون جواب بده. پیدا کردن نیروی دورکار خوب به مراتب سخت‌تر از نیروی تمام وقته. بیشتر کارفرماها از نداشتن تعهد به کار گلایه می‌کنن و البته کارشناس دورکار متعهد و خوب هم زیاد داریم.سابقه کاری یک امتیاز ویژه هست اما نداشتنش هم به معنی ناتوانی فرد نیست.آگهی را در کجا منتشر کنیم؟به نظر من برای استخدام کارشناس تولید محتوا فقط از پلتفرم‌هایی مثل جابینجا و کاربوم استفاده کنید و لینک اون رو از طریق لینکدین به اشتراک بگذارید.بقیه روش‌ها و بسترهایی که قابل استفاده هستند اما پیشنهاد نمی‌کنم:سایت‌های انتشار آگهی استخدام که امکاناتی برای مدیریت درخواست‌ها ندارند.شبکه‌های اجتماعی مثل توئیترگروه‌های تلگرامی فعالان بازاریابی دیجیتال و ...انتشار آگهی استخدام در سایت خودتون اگر بازدید کننده زیادی دارید. چه رزومه‌هایی را باید دور ریخت؟رزومه‌هایی که غلط املایی و جمله‌بندی دارند. کارشناس محتوایی که رزومش رو درست ننوشته کارش بدتره.رزومه‌هایی که ظاهر و ساختار درست و حسابی ندارند.رزومه‌هایی که طرف خودش هم نمی‌دونه دنبال چیه. (دنبال نکردن هیچ چیز به صورت عمیق و پیوسته)رزومه افرادی که خود را در همه مهارت‌ها «مسلط» معرفی می‌کنند. خدایی کسی که در این همه مهارت مسلط باشه وجود نداره. با این روند سریع پیشرفت و تحول نهایتش آدم می‌تونه حداکثر در دو رشته تخصصی خودش رو بروز نگه ‌داره.آیا باید قبل از مصاحبه از کارشناس تولید محتوا تست گرفت؟اگر فرد مورد نظر دارای سابقه کاری و نمونه‌ کارهای خوبی هست نیازی به تست گرفتن نیست. اگر در مصاحبه تایید شد بهتره یک دوره آزمایشی کوتاه تعیین کنید تا در روند کار خودش رو نشون بده. در غیر این صورت از افراد منتخب یک تست بگیرید. به این صورت که استانداردها و سطح کیفیت مورد نظرتون رو اعلام و یک موضوع یا منبع برای نوشتن محتوا مشخص کنید.اگر ما این راه رو رفتیم بازم پیدا نکردیم چیکار کنیم؟در صورتی که با رعایت این نکات باز هم کارشناس تولید محتوا پیدا نشد‌، به فردی که دارای توانایی‌ها و مهارت‌های حداقلی هست فرصت بدین تا خودش رو بکشه بالا. افراد با تجربه و توانمند هم از مریخ نیومدن بالاخره افرادی بودن که اعتماد کردن و بهشون فرصت دادند. محتوا پادشاه است یا محتوا قلمرو پادشاهی است هیچ فرقی نمی‌کنه؛ بازاریابی محتوا یکی از روش‌های بازاریابیه و قرار هم نیست معجزه کنه. اگر به درستی اجرا بشه نتایج مطلوب خواهد داشت اگر نه فقط هدر دادن زمان و سرمایه هست. امیدوارم این راهنما برای شما مفید باشه. خوشحال میشم با نوشتن نظر به اصلاح و کامل‌تر شدن این راهنما کمک کنید.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2019 21:55:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فهرست کامل بهترین پادکست های فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-xzcvjkxn5bdo</link>
                <description>پادکست‌‌های فارسی در حال رشد هستند و به قول سازندگان پادکست در بهار پادکست فارسی هستیم. به دلایل مختلفی خیلی از پادکست‌ها ناشناخته مانده‌اند و همین ناشناخته ماندن می‌تواند باعث توقف انتشار شود. برای تهیه این فهرست سعی کردم همۀ پادکست های فارسی را پیدا و دسته‌بندی کنم تا دسترسی و گوش دادن به پادکست‌ها آسان‌تر شود.چند نکته درباره فهرست کامل پادکست های فارسیاین فهرست به‌روزرسانی خواهد شد؛ می‌توانید این صفحه را بوکمارک کنید تا همیشه پادکستی برای شنیدن داشته باشید. اگر حوصلۀ بالا و پایین کردن فهرست را ندارید دو راه دیگر دارید ?، اول لینک یک فایل گوگل‌شیت (شبیه اکسل) در انتها گذاشتم آن را باز کنید. دوم فایل OPML که یک فایل بکاپ قابل شناسایی توسط اپلیکیشن‌های پادکست است را هم در انتها لینک دانلودش را گذاشتم؛ این فایل را از تنظیمات اپلیکیشن‌هایی که معرفی کردم باز کنید همۀ پادکست‌ها اضافه می‌شوند.این فهرست شامل پادکست‌های بدون فید (web feed) نیست. یعنی پادکست‌هایی که در اپلیکیشن‌هایی مخصوص پادکست قابل دریافت نیستند را در فهرست نیاوردم. هرچند بسیاری از این پادکست‌ها در کانال تلگرام خودشان هم منتشر می‌شوند. با اپ گوش کنید بهتر است.لطفاً این فهرست را به دیگران معرفی کنید.خودم هم پادکستی دارم به اسم «پارابوک» که خلاصه کتاب‌های غیرداستانی را در آن تعریف می‌کنم. برای دنبال کردن پادکست خودم در کست‌باکس روی لینک  بزنید? پادکست پارابوکبرای شنیدن یا دنبال کردن هر پادکست می‌توانید نام آن را جستجو کنید یا آدرس فید را کپی و در اپ اضافه کنید.اپلیکیشن های پادکست پیشنهادی: (از پلی‌استور گوگل یا اپ‌استور اپل نصب کنید)آیفون‌ها که اپلیکیشن پادکست رسمی اپل به اسم Apple Podcasts دارند. اگر خوشتان نیامد اپ‌های دیگری هست که می‌توانید نصب کنید.Castbox - مورد استفاده اکثر ایرانی‌ها و دارای نسخه اندروید و آیفونPocket Casts - اندروید و آی او اسPodcast Addict - اندرویدPodcast Republic - اندرویدکلیپ آموزش در آپارات ? آپلود کردم. هر دو روش جستجو با نام و استفاده از آدرس در کلیپ قابل مشاهده است. اپلیکیشن استفاده شده در کلیپ Castbox است. در بقیه اپلیکیشن‌ها هم روش کار تقریباً مشابه است. https://www.aparat.com/v/Afor4 دسته‌بندی پادکست‌ها شامل موضوعات زیر است:تاریخ، افسانه و تمدنکتاب و کتاب‌خوانیتحلیلی و خبری (موضوعات مختلف)پزشکی، سلامت و روانشناسیزبان و یادگیری زبانکسب و کار، کارآفرینی و استارتاپموسیقیسرگرمی‌های دیجیتالادبیات، شعر و داستانروایتگری (storytelling)هنرهای نمایشی، تصویری و سینماعلمی و فناوریرشد و توسعه فردی و سبک زندگیاجتماعی و مربوط به جامعهجناییفلسفه، دین و مکاتبورزشیگردش و سفرگفتگو محور (موضوعات متنوع)طنزکودکبدون دسته‌بندی پادکست تاریخی، افسانه و تمدنپادکست ساگا - داستان افسانه‌ها و اسطوره‌هاپادکستی که در آن افسانه‌ها و اسطوره‌های سرزمینهای دور را به زبان امروز می شنوید. داستانهایی که ممکن است بعضی‌هایشان را بشناسید و دوست دارید بیشتر با آنها آشنا شوید و ممکن است بعضی داستان‌ها را برای اولین بار بشنوید. اپیزودهای پادکست ساگا عناوینی مثل اساطیر یونان، اساطیر مصر، اساطیر هند و ... دارند.
https://anchor.fm/s/6cd4ca8/podcast/rssسایت: sagapodcast.irتوئیتر: PodcastSagaتلگرام: sagapodcast@اینستاگرام: saga.podcastناوکست - تاریخچه مختصر بشردر هر قسمت پادکست ناوکست به موضوعی که شناخت ما را از خود و اتفاقات اطرافمان گسترش دهد می‌پردازد. فصل اول ناوکست به صورت پیوسته از کتاب انسان خردمند نوشته یووال هَراری نقل می‌شود.
https://navcast.podbean.com/feed.xmlتوئیتر: NavCast1سایت: navcast.podbean.comتلگرام: NavCast@اینستاگرام: navcast1پادکست چکش - حقوق در تاریخ هنراین پادکست درباره اتفاقاتی است که در عرصه هنر دنیا رخ داده و به طور متمرکز، اتفاقاتی که به شکلی یا به دادگاه کشیده شده یا قانونگذاری خاصی را رقم زده یا سیاستمدارها را درگیر کرده است. مسائلی که یک سیستمی را برهم زده و سیستم جدیدی را جایگزین کرده است. اتفاقاتی که از نظر صنم حقیقی که تحصیل‌کرده حقوق است جذاب هستند.
https://shenoto.com/feed/Chakoshتوئیتر: ChakoshPتلگرام: Chakoshpodcast@پرچم سفید - سیاه‌ترین اتفاقی که در تاریخ بشریت افتاده استپرچم سفید روایتی است از سیاه‌ترین اتفاقی که در تاریخ بشریت افتاده؛ روایتی از داستان جنگ. جنگ‌هایی که ویران گر بودند. پرچم سفید نمادی است برای درس گرفتن از جنگ و امیدی برای پایان دادن به آنها.
http://rss.castbox.fm/everest/634178907e5442cd8e85437f8dc849b6.xmlتوئیتر: whiteflagpdcstتلگرام: whiteflagpodcast@اینستاگرام: whiteflagpodcastهیستوری پنل - روایت تاریخ مرتبط با ایرانصحبت درباره بخش‌هایی از تاریخ ایران که کمتر به آن توجه شده است.
https://feeds.buzzsprout.com/203159.rssتوئیتر: panelpodcastssپاراگراف - روایت تاریخاپیزودهای پادکست پاراگراف درباره حکومت‌ها، اشخاص و دوره‌هایی خاص از تاریخ هستند. عناوین اپیزودهای آن شامل تمدن دره سند، انقلاب کشاورزی، اسکندر مقدونی، داستان روم و ... است.
https://feeds.buzzsprout.com/203159.rssتوئیتر: ParagraphCastتلگرام: paragraphpodcast@اینستاگرام: paragraphpodcastتاریکخانه تاریخ - شخصیت های مهم ملیدر تاریکخانه تاریخ، شخصیت‌های مهم ملی، در برهه‌هایی از تاریخ معاصر و کهن ایران، معرفی می‌شوند و فعالیتشان مورد بررسی قرار می‌گیرد.
https://shenoto.com/feed/t_tarikhتوئیتر: t_tarikhدستنوشته‌ها - تاریخ معاصر ایرانمجموعه رادیو دستنوشته‌ها درباره تاریخ معاصر بر پایه تاریخ شفاهی، مصاحبه‌های اختصاصی و اسناد آرشیوی است.
http://rss.castbox.fm/everest/7840743aa62a4433805251febb6ae200.xmlسایت: blog.dastneveshteha.comتوئیتر: dastneveshtehaتلگرام: RadioDastneveshteha@این حکایت - روایت‌هایی از تاریخ معاصر ایرانروایت تاریخ قیام‌ها و کودتاهای معاصر ایران به شکل ملموس و جذاب. با استناد به کتاب‌ها و پروژه‌ی تاریخ شفاهی هاروارد
https://inhekayat.podbean.com/feed.xmlتوییتر: inhekayatاینستاگرام: .inhekayatpodcastتلگرام: in_hekayat@پادکست‌های کتاب و کتاب‌خوانیتورق - معرفی و نقد کتاب‌های تازه منتشر شده درباره روحانیت و حوزه‌های علمیه
https://anchor.fm/s/71105c4/podcast/rssتوئیتر: tavaroqکتابخوان - روخوانی کتاب
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud%3Ausers%3A6277544/sounds.rssتلگرام: KetabkhanPodcast@رادیو فندق - درباره کتاب‌ها و نویسنده‌های کودک و نوجوان
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:476639226/sounds.rssاسترینگ بوک (stringbooks) - معرفی و خلاصه کتاب‌های علمی و غیرروایی (از استرینگ کست)
http://stringbooks.libsyn.com/rssتلگرام: stringbooks@اینستاگرام: stringbooksهشتگ زندگی - روخوانی کتاب با مضامین روانشناسی
http://rss.castbox.fm/everest/857cf3c24db84bd99c8cf2024e950705.xmlتلگرام: hashtag000lifeEpitomeBooks - خلاصه کتاب
https://anchor.fm/s/70f3c58/podcast/rssسایت: epitomebooks.irتوئیتر: EpitomeBooksتلگرام: epitomebooks@اینستاگرام: epitomebooksبی‌پلاس - خلاصه کتاب های غیر داستانی (پادکست دوم علی بندری - چنل بی)
https://bplus.libsyn.com/rssسایت: bpluspodcast.comپادکست فارسی تحلیلی و خبری (موضوعات مختلف)بادیو - علم و فناوری، اجتماعی
http://budio.ir/feed/podcast/سایت: budio.irتوئیتر: radiobudioاینستاگرام: radiobudioلوکتو - اخبار دنیای بازی، سینما، تلویزیون و ...
http://rss.castbox.fm/everest/bb71774813144c57ba8ccbdde360b143.xmlسایت: looketo.comتوئیتر: looketocomتلگرام: looketoاینستاگرام: looketoپاراتک - رویدادها و روندهای تکنولوژی
https://pcr.apple.com/id1362014711سایت: theparatech.comتوئیتر: theparatechتلگرام: theparatech@پیوست - موضوعات مختلف کسب و کار، استارتاپ و اجتماعی
https://shenoto.com/feed/peivastتوئیتر: Peivastتلگرام: Peivast@اینستاگرام: Peivastرادیو گیک - فناوری، انسان و جامعه
http://feeds.feedburner.com/radiojadiسایت: jadi.netتوئیتر: jadiتلگرام: jadiradio@ترکمنصحراتی‌وی - فرهنگ، تاریخ و اخبار مردم ترکمنصحرا
https://anchor.fm/s/692a9b8/podcast/rssتوئیتر: TurkmenSahratv1تلگرام: turkmensahratvاینستاگرام: turkmensahratvپادکست فارسی با موضوع پزشکی، سلامت و روانشناسیآتیشی ولی سالم - پادکست آتیشی ولی سالم سعی کرده با توجه به کمبود آموزش جنسی در کشورمون به این مسائل و مخصوصا به نحوی که دغدغه جوونای ایرانی باشه بپردازه.
https://anchor.fm/s/1b9e77d8/podcast/rssاینستاگرام: hornybuthealthyسرطان از پیشگیری تا پس از درمان - corridor
https://corridor.podbean.com/feed.xmlتوئیتر: corridorpodcastدنیای تکنولوژی و پزشکی - Dr. Techwise
https://drtechwise.libsyn.com/rssسایت: drtechwise.comتوئیتر: drtechwise.comمسائل مربوط به سلامت با دید جامع و جامعه‌نگرانه و علمی - dahaan
https://shenoto.com/feed/dahaanرادیو شفاجو - پزشکی و سلامت، بیماری‌ها
https://shenoto.com/feed/radioshafajooپادکست نگهبان - پاسخ به سوال‌های مهم در حوزه‌های مختلف روانشناسی
http://rss.castbox.fm/everest/b50ebd4674c143d2a053a4955bd9880b.xmlبی گلوتن - سبک زندگی بدون گلوتن
https://anchor.fm/s/d98c4f4/podcast/rssپادکست‌های مرتبط با زبان و یادگیری زبانپادکست فارسی راندوو - خواندن و ترجمه رمان‌های فرانسوی
https://randevoo.podbean.com/feed.xmlسایت: francaisgram.comتوییتر: mostafashalchiاینستاگرام: randevoo.podcastلوح سفید - زبان، مفاهیم زبانشناسی و کاربرد آنها در زندگی روزمره
https://anchor.fm/s/826d484/podcast/rssتوئیتر: lohesefidتلگرام: LoheSefidPodcast@اینستاگرام: lohesefid.podcastمکالمه ساده زبان ژاپنی رادیو ژاپن - آموزش زبان ژاپنی
http://www.nhk.or.jp/lesson/common/rss/podcast/persian.xmlکسب و کار، کارآفرینی و استارتاپشعاع‌کست - روایتی نو از فضای کسب‌وکارهای ایرانی - مصاحبه با مدیران و بنیانگذاران کسب‌وکارهاhttps://castbox.fm/channel/id4964548رشدینو - اخبار، گزارش و گفتگو در حوزه کسب و کارهای نوپا
https://shenoto.com/feed/roshdinoسایت: roshdinoo.irتوئیتر: Roshdinoo۱۰ صبح  - کارآفرینی، کسب و کارهای نوپا و استارتاپ‌ها
https://shenoto.com/feed/10ampodcastسایت: 10ampodcast.irتوئیتر: 10amPodcastتلگرام: podcast10am@اینستاگرام: 10ampodcastرادیو پیوست - کسب و کارهای دیجیتال و حوزه‌های مرتبط
https://shenoto.com/feed/peivastسایت: peivast.comتوئیتر: Peivastتلگرام: peivast@اینستاگرام: Peivastرادیو فول‌استک (sokanacademy) - مصاحبه‌های پادکستی در حوزه‌های استارتاپ، کارآفرینی و ...
https://sokanacademy.com/podcast/feedسایت: sokanacademy.com/podcastتوئیتر: SokanAcademyتلگرام: SokanAcademyپادکست سفر محتوا‏‏با استراتژیست های محتوا گفتگو میکنیم و کتاب های حوزه محتوا را روایت میکنیم
https://cdn.shenoto.com/feed/safaremohtavaفینتاک -  فینتک، فناوری مالی و استارتاپ‌ها
https://shenoto.com/feed/fintalkپادکست تیمچه - اقتصاد و تجارت
https://anchor.fm/s/7c503e4/podcast/rssپادکست Furbo -  دیجیتال مارکتینگ، کسب و کارهای اینترنتی و رشد مهارت‌های فردی
https://furbodm.com/podcast/feed/podcast/سایت: furbodm.com/podcastدموکراسی درکار Democracy DarKar - بررسی اقتصاد سرمایه‌داری
https://datwfa.blubrry.net/?feed=podcastپادکست +Democracy DarKar - موضوعات روز و سوالات رایج
https://anchor.fm/s/6f45fc8/podcast/rssپادکست Project Radio -  مدیریت پروژه
https://projectradio97.podbean.com/feed.xmlرادیو کارنکن - گفتگو درباره شغل
https://anchor.fm/s/707d954/podcast/rssکاربانک - استخدام، مسیر شغلی و مدیریت در منابع انسانی
https://shenoto.com/feed/karbankاستارت‌باکس - استارت‌آپ
https://anchor.fm/s/8d5e6e0/podcast/rssسایت: startboxpodcast.comهشتگ - پادكست تخصصى کامپیوتر و برنامه نویسی
http://rss.castbox.fm/everest/e603271a466e40848c725f09fa878108.xmlاینستاگرام: hashtagcastپادکست موسیقیپادکست آلبوم - معرفی آلبوم‌های موسیقی و داستانشانهر آلبوم موسیقی هویت خود را دارد. مفهوم دارد، معنی دارد، فکر دارد، دلیل و ماجرا و قصه دارد. پادکست «آلبوم» به معرفی آلبوم‌های موسیقی و داستانشان می‌پردازد.
https://feed.podbean.com/albumpodcast/feed.xmlتوییتر: album_podcastتلگرام: albumpodcast@اینستاگرام: albumpodcastپادکست Helvete - ‏اولین پادکست فارسی در مورد موسیقی متال
https://anchor.fm/s/a0745e0/podcast/rssتلگرام: helvetepodcast@توییتر: HelvetePodcastملودایو - پادکست موسیقی متنموسیقی متن همواره حاشیه‌ای بر متن فیلم‎ها و داستان‎ها بوده است،‌ ملودایو ضیافتی است تا موسیقی،‌ آهنگسازی و تنظیم صدا نه حاشیه بلکه شاه‎نشین‎ متن‎های داستانی باشد.
http://rss.castbox.fm/everest/d406f7e6ba4741568a93cb74cd4859fa.xmlسایت: melodive.comراديـو طُرقه - موسیقی، داستان‌های کوتاه و کتاب
http://namlik.me/rss/171رادیو میکس بار - ادبیات، موسیقی، هنر و نمایش
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:81225491/sounds.rssصداهای عامه‌پسند - صحبت درباره یک آهنگ یا یک خواننده‌ی پرمخاطب
https://pulpvoices.podbean.com/feed.xmlرادیو دیو - فرهنگ یا موضوعی خاص از دریچه موسیقی، ادبیات و سینما
https://anchor.fm/s/6810cbc/podcast/rssای میوزیک - موسیقی کلاسیک
https://amusic.podbean.com/feed.xmlپادکست Ampaj - اتفاقات و صداهایی که به چشم و گوش نمیان
http://rss.castbox.fm/everest/0c5a1a4636734add9d699098c9664bf9.xmlپادکست Koron - موسیقی ایران
https://koron.podbean.com/feed.xmlمترونوم - موسیقی ایرانی و داستان ساخته شدن ترانه های مشهور
https://metronom.podbean.com/feed.xmlرادیو بقچه - ادبیات و موسیقی
https://anchor.fm/s/682d3d0/podcast/rssطنین سرو
https://saarvmedia.ir/category/podcasts/feed/سایت: saarvmedia.irپادکست Gramatune - راک ایرانی
https://shenoto.com/feed/gramatuneرادیو نهنگ - صحبت از دغدغه های روزمره با طعم موسیقی
http://rss.castbox.fm/everest/8dba6a1d23de47e48e43893edbc5c818.xmlرادیو درخت - موزیک غیر کلیشه‌ای
https://www.derakhtradio.me/feed/podcast.xmlملوداین - سبک، شعر و مفهوم موسیقی خارجی
http://rss.castbox.fm/everest/c6d03fe008024702ba356138bd3eab71.xmlسرگرمی‌های دیجیتالبازی باز - داستان بازی های ویدیویی
https://anchor.fm/s/c49e088/podcast/rssتوییتر: bazibazpodcastتلگرام: bazibazpodcast@اینستاگرام: bazibazpodcastیووری!!! - انیمه، مانگا و فرهنگ ژاپن
https://shenoto.com/feed/yurionradioپادکست ادبیات، شعر و داستانفردوسی خوانی - روایت ساده شاهنامه فردوسیامیر خادم، دکترای ادبیات تطبیقی از دانشگاه آلبرتا و شاغل در دانشگاه تورنتو شاهنامه را می‌خواند و در کنار اشعار فردوسی، توضیحات خود را برای ساده‌تر شدن و درک راحت‌تر بیان می‌کند.هدف این پادکست خواندن ساده داستان‌های شاهنامه است. در هر اپیزود ۴۰ تا ۶۰ دقیقه‌ای فردوسی‌خوانی بخشی از شاهنامه روایت می‌شود. امیر خادم در مقدمه این پادکست توضیح می‌دهد که شاهنامه دارای اطناب است و در بخش‌هایی فردوسی به عمد وارد جزئیات و توصیفات طولانی می‌شود و گاهی چند حادثه بزرگ را در چند بیت خلاصه می‌کند. همین سبک باعث می‌شود خواننده ناآشنا با ادبیات کلاسیک نتواند به خوبی با شاهنامه ارتباط برقرار کند.
https://feeds.blubrry.com/feeds/ferdowsi.xmlسایت: readingferdowsi.comساعت صفر - داستان سریالی معمایی و ترسناک فارسی
https://anchor.fm/s/74c8824/podcast/rssتوییتر: saatecefrتلگرام: saatecefr@اینستاگرام: saatecefrپادکست جعبه - جعبه را بگشایید. در آن از شعر و ادبیات خواهید یافت و حتی بیشتر
https://anchor.fm/s/d184220/podcast/rssتلگرام: mansourzabetian@ رادکست - جست‌وجوهای فرهنگی مهران راد در قلمروِ ادب
https://anchor.fm/s/ed3acf8/podcast/rssهزار افسان - پادکستی برای غرق‌شدن در جهان رنگارنگِ هزار و یک شب
https://anchor.fm/s/ed506ac/podcast/rssداستان با بیان - داستان‌های کودکانه برای بزرگسال به روایت فرزاد بیان
http://rss.castbox.fm/everest/32aa7056c730475b93cb727cf7c5e7bc.xmlتلگرام: bayan_story@اینستاگرام: farzad.bayanتوئیتر: farzad_bayanپادکست Persian night story - قصه‌
http://www.podcasts.com/rss_feed/d5e5ff870c6a26e5092004262fe47610چیروک - نقل دوباره داستان‌های عامیانه و  شفاهی ایران
http://rss.castbox.fm/everest/30a8a0f5f8c74081aad58a0391c879b4.xmlطعم مهر - شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی
https://shenoto.com/feed/mehrnoushپادکست Dastan -  داستان کوتاه
https://s3-us-west-2.amazonaws.com/accolade.ir/ny/podcast/rss/feed.rssرادیو گوشه
https://shenoto.com/feed/radiogoushehپادکست dastan118 - شاهنامه به نثر روان
https://anchor.fm/s/3a4911c/podcast/rssفرهاد نامه - داستان کوتاه
https://feeds.buzzsprout.com/197203.rssداستان شب - داستان کوتاه
https://shenoto.com/feed/dastaneshabپادکست درد و دل
http://dardodelpodcast.znln.com/podcast/feed.xmlمجله شنیداری سَماک - زبان و ادبیات فارسی
https://anchor.fm/s/57c3684/podcast/rssسایت: samaak.caمولاناخوانی - روایت آثار مولانا
https://anchor.fm/s/72002e0/podcast/rssهزارتو
https://hezartoopodcast.podbean.com/feed.xmlپادکست Radio Tick Talk - ادبیات ایرانی به زبان خودمانی
http://radioticktalk.podbean.com/feed.xmlشعر و ادبیات پارسی - اشعار ماندگار در ادبیات پارسی
http://www.tripira.com/poetry.xmlسایت: tripira.comپادکست Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:480726951/sounds.rssبیتمیش رادیو - شرح افسانه‌های کهن ترکان (به زبان ترکی)
https://anchor.fm/s/69f34a8/podcast/rssسایت: bitmishradio.comپادکست اعتراف - فلسفه و ادبیات
https://feed.podbean.com/dorancast/feed.xmlپادکست روایتگری (storytelling)پادکست چنل بی (ChannelB) - روایت شنیدنی ماجراهای واقعیدر هر اپیزود پادکست گزارش بلند یک ماجرای واقعی را که در یک رسانه‌ی معتبر انگلیسی‌زبان منتشر شده به فارسی می‌شنوید. علی بندری شنونده‌ی حرفه‌ای و تولید‌کننده‌ی آماتور پادکست است. عادت دارد چیزهای جالبی را که می‌خواند برای دوستانش تعریف کند و اخیراً کشف کرده‌ که اولین بار که این کار را کرده‌ هشت سالش بوده. ماجرایش مفصل است و اگر دیدیدش ازش بخواهید برایتان تعریفش کند. علی با همسرش فاطمه و دخترش تارا در اسلو زندگی می‌کند، جایی که بر اساس افسانه‌ها شش ماه شب است و شش ماه روز.
https://feeds.blubrry.com/feeds/channelb.xmlسایت: channelbpodcast.comکلاف - قصه‌هایی واقعی از آدم‌های واقعی تعریف می‌کنم؛ قصه‌هایی که مثل یه کلاف بهم پیچیده‌
https://feed.podbean.com/kalaf/feed.xmlسایت: kalafpodcast.comتوییتر: KalafPodcastتلگرام: KalafPodcast@اینستاگرام: KalafPodcastپوشه - روایت‌های واقعی اتفاقات تاریخی
https://shenoto.com/feed/poushehپادکست آن - داستان واقعی آدم‌ها
http://rss.castbox.fm/everest/2e3008bdf0d546e5aec896ab29ef0bfb.xmlراوکستهر اپیزود داستان یک رویداد مهم تاریخی
https://anchor.fm/s/9f5f8f8/podcast/rssشیرکاکائو
https://anchor.fm/s/7d70ea4/podcast/rssپادکست دایجست - توصیف ساده مسائل پیچیده
https://digesttt.podbean.com/feed.xmlرادیو عجایب - چیزهای عجیب دنیا
https://anchor.fm/s/68193e4/podcast/rssپادکست میم - موضوع فصل اول پادکست میم، مقاله‌هایی هستند که برنده یا نامزد نهایی جایزه پولیتزر در بخش روزنامه‌نگاری بودند.
https://anchor.fm/s/8c95998/podcast/rssتوئیتر: Mimmpodcastتلگرام: Mimmpodcastهنرهای نمایشی، تصویری و سینماپادکست زندگی و فلسفه - درباره فیلم‌ و فلسفه‌هایی که پشت فیلم‌ها پیدا می‌شه
https://anchor.fm/s/c4cbb00/podcast/rssتوئیتر: vafalsafehتلگرام: philolife سینماسلف - جایی که در اون، راجع به نمایش، سینما و فیلم صحبت می کنیم.
https://anchor.fm/s/8587b10/podcast/rssسایت: cspodcast.irتوئیتر: CinemaselfPتلگرام: CSpodcastاینستاگرام: cinemaselfpodcastپادکست  AKTALK - پادکستی برای خوره های سینما، تلویزیون و ادبیات
https://anchor.fm/s/8b64fc4/podcast/rssپاپریکا - گفت و گو با هنرمندان سینمای ایران
https://paprikapod.com/feed/podcast/هیستوگرام - عکاسی
https://samanshariati.com/histogram?format=rssنگاتیو - فیلم و سینما
http://rss.castbox.fm/everest/ad698ba598654a9181ded13d002a8fb0.xmlموج اچ پی - هری پاتر
https://shenoto.com/feed/MojeHPپادکست دکتر هو فارسی - بحث و بررسی اپیزودهای دکترهو
https://anchor.fm/s/798653c/podcast/rssپادکست MidnightCast - سینما،رسانه و تلویزیون
https://anchor.fm/s/58bd684/podcast/rssرادیو وستروس - سریال بازی تاج و تخت و موضوعات مرتبط
https://shenoto.com/feed/Westerosirنود و هشت، پنجاه و سه - گفتگو درباره سینما و موضوعات مربوط
http://rss.castbox.fm/everest/b0b197e3b2a344ff959c249e914659ba.xmlسکانس - داستان دیالوگ‌ها
http://rss.castbox.fm/everest/ac46985ee7ef4f868fbb53da6d5a2e96.xmlگوش‌فیلم - روایت تازه‌ای از فیلم‌های سینمایی
https://anchor.fm/s/851e390/podcast/rssابدیت و یک روز - دندانپزشک تمام وقت و سینمادوست
https://castbox.fm/channel/id1992864پادکست فارسی علمی و فناوریپاراتک - رویدادها و روندهای تکنولوژی
https://theparatech.com/feed/podcast/سایت: theparatech.comرادیو بلاکچین - بلاکچین
http://radio-blockchain.com/feed.xmlسایت: radio-blockchain.comدموورژن - برنامه نویسی، هوش مصنوعی، تکنولوژی
https://demoversion.github.io/podcast.rssرادیوتک - دنیای تکنولوژی
http://radiotech.fm/feed/podcast/مستند تکامل - تکامل انسان و تاریخ بشریت
https://aidinism.podbean.com/feed.xmlپادکست StringCast - گوشه های عجیب و غریب علم
http://stringcast.ir/feed/podcastسایت: stringcast.irپادکست Carbon Cast - علمی
https://anchor.fm/s/77a0768/podcast/rssکرونوس - موضوعات کلی علم و دانش
http://feeds.feedburner.com/chronos-farپادکست کامپایل - برنامه‌نویسی
https://anchor.fm/s/8a839e8/podcast/rssتوئیتر: compile_podcastمایندکست - همه چیز در ذهن شماستمایندکست پادکستی برای ذهن های کنجکاو است؛ یک سفر ذهنی برای دیدن و شناختن بیشتر جهانی که در آن زندگی می کنیم.
http://rss.castbox.fm/everest/6a4bed544d9f4658b9d73c38849e969e.xmlتوئیتر: MindCast3تلگرام: MindCastچهارراه کامپیوترچهارراه کامپیوتر یه پادکست به زبون خودمونی و ساده در مورد تکنولوژی و کامپیوتر برای همه مردم
https://shenoto.com/feed/4rahecomputer پادکست‌های رشد و توسعه فردی و سبک زندگیصلح درون - پادكست صلح درون با هدف بهبود حال درونى ما و ايجاد احساس بهترى نسبت به خودمان توليد مى شود.
https://anchor.fm/s/ed59d10/podcast/rssسایت: sepsite.comتوئیتر: sepblog69تلگرام: Sepblog@اینستاگرام: sepblogوقت خواب - کسب آرامش قبل از خواب ، رفع بیخوابی و بهبود کیفیت خواب
http://bayanbox.ir/view/3585985854852875565/PodcastRSS.xmlتوئیتر: sleeptimepodتلگرام: sleeptimepodcast@اینستاگرام: sleeptimepodcastسبکتو - سبک زندگی موفق
https://microketab.sabketo.com/podcast-feedسایت: sabketo.comخویشتن نو - خودشناسی و خودآگاهی
https://shenoto.com/feed/khishtanenoپادکست Bikaranaha - انگیزشی
https://anchor.fm/s/4c4ca44/podcast/rssپادکست Hellitalk - مسیر موفقیت
http://rss.castbox.fm/everest/a957f39ceb704615b9543ea6ffd85c53.xmlسایت: hellitalk.comبه راه بادیهعلی سخاوتی درباره زندگی و پدیده های دور و برش حرف می زند.
https://anchor.fm/s/4bb36b4/podcast/rssخودیاری
https://shenoto.com/feed/khodyariانگارکه - تجربه‌های روانشناسی
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:352234220/sounds.rssپادکست‌ اجتماعی و مربوط به جامعهاسکروج - در اسکروج با کمک علوم اجتماعی یاد می‌گیریم دنیای اطرافمون رو بهتر درک کنیم.
https://anchor.fm/s/115e28cc/podcast/rssتوییتر: scroogepodcastتلگرام: scroogepodcast@اینستاگرام: scroogepodcastپادکست داستانی هزینه رازداری‏‏مجموعه ای داستانی در مورد رازهای مگو و هزینه ای که ما و اطرافیانمان بابت پنهان بودن آنها می پردازیم
http://rss.castbox.fm/everest/c0990054ad064c9f882f9b5cb978c983.xmlسکوت بره‌ها - بحث پیرامون یک موضوع فرهنگی، هنری یا اجتماعی
https://sokootebarrehapodcast.podbean.com/feed.xmlتوئیتر: SokooteBarrehaتلگرام: SokooteBarrehaPodcast@زیبولا - خوشحالی، شادی و چیزهایی که می‌تونه شما رو خوشحال کنه
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:544635846/sounds.rssچسب زخم - موضوعات و پدیده های اجتماعی و فردی در ایران
https://anchor.fm/s/70a191c/podcast/rssترجمان علوم انسانی - موضوعات مختلف ترجمه شده از منابع خارجی
https://shenoto.com/feed/tarjomaanسایت: tarjomaan.comرادیو جامعه نو - موضوعات روز
https://shenoto.com/feed/Jameenoبه تدریج - پادکستی درباره مسائل صنفی کارگران
http://rss.castbox.fm/everest/1c3a891f44a944d088321bc08367c18d.xmlمبل قرمز - خانواده
https://shenoto.com/feed/Mobleqermezکاکتوس - موضوعات مرتبط با افراد دارای معلولیت
https://shenoto.com/feed/cactuscast
پادکست جناییسمیکالن - پادکست سریالی درام جنایی
https://feed.podbean.com/semicolon/feed.xmlتوییتر: semicoloncastتلگرام: semicoloncast@اینستاگرام: semicoloncastپادکست REDRUM - روایت جنایت‌های واقعی
https://shenoto.com/feed/REDRUMپادکست‌های فارسی با موضوع فلسفه، دین و مکاتبمتون مقدس - در پادکست متون مقدس متون دینی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان را در کنار یکدیگر می‌خوانیم.
https://anchor.fm/s/8798b84/podcast/rssتوییتر: sacredtextspdcتلگرام: sacredtextspod@فلسفیدن - فلسفه و فرهنگ عامه
http://falsafidan.com/feed/podcast/سایت: falsafidan.comپادکست Logos - فلسفه به زبان ساده
https://hamed0ghadiri.podbean.com/feed.xmlپادکست بوم - تاریخ فلسفه
https://anchor.fm/s/687a3d8/podcast/rssچای و فلسفه - رواج فرهنگ و رویکردی فلسفی در مواجهه با مسائل زمانه
http://rss.castbox.fm/everest/959699aa17e546aa9f43c5e9d4bfac75.xmlپادکست ورزشیپادکست فوتبالی پاننکاپادکستی جامع از مباحث روز فوتبال اروپا با آیتم های ویژه و تحلیل فنی
http://rss.castbox.fm/everest/8e65e341cfe641f0a824af77b5112a63.xmlتوئیتر: panenka_podcastتلگرام: Panenka_podcast@پادکست Giocatore - فوتبال ایتالیا، سری آ و همچنین یوونتوس
https://anchor.fm/s/75f4630/podcast/rssرادیو آفساید - فوتبال دنیا
http://feeds.feedburner.com/radiooffsideفوتبال لب - فوتبال باشگاهی اروپا
https://footballlabpod.podbean.com/feed.xmlپادکست عصر مبارزه - هنرهای رزمی ترکیبی
http://rss.castbox.fm/everest/a304cb2059214de991bc96497b6c6a46.xmlپادکست Footballcast - فوتبال اروپا
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:38795179/sounds.rssکرنر - فوتبال ایران
https://shenoto.com/feed/Cornerمهاجرت و گفتگو با مهاجراناجنبیویو یا وحیده یک پادکستر و تولید کننده محتوا است که داستان خودش را در پادکست های «اجنبی» و «کاز ایتس می» به اشتراک می گذارد. ویو در «ژورنال شخصی» خودش که به شکل پادکست منتشر می‌کند از داستان مهاجرت و مشکلات روزمره آدم‌ها و خیلی چیزهای دیگه حرف می‌زند.
https://anchor.fm/s/c275a4/podcast/rssتوییتر: viviennevividتلگرام: AjnabiViv@اینستاگرام: viviennevividرادیو دال - گفتگو با مهاجران ایرانی در خارج
https://radiodaal.ir/podcast.rssسایت: radiodaal.irپادکست MyHomesPodcast - گپ‌وگفت با مهاجران ایرانی
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:334662635/sounds.rssپادکست‌های گردش و سفررادیو جولون - گفتن و شنیدن از سفر
https://radiojoloun.podbean.com/feed.xmlشهاب چراغی - خاطرات و راهنمای سفر
https://shenoto.com/feed/shahab12رادیو آهنگ سفر - موضوعات مختلف مرتبط با گردشگری
https://shenoto.com/feed/travelmelodyپادکست‌های گفتگو محور (موضوعات متنوع)دیالوگ - گفتگو با متخصص‌ها
https://hearthis.at/hamedjafari/podcast/پادکست گپ
http://gappodcast.podomatic.com/rss2.xmlخودکست
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:301420830/sounds.rssایران آکادمیا - علوم انسانی
https://iranacademia.podbean.com/feed.xmlپادکست کابوتاژ - تاریخ، اقتصاد، فرهنگ و ... یک کشور
https://anchor.fm/s/7d6bfbc/podcast/rssرادیو مرز - موضوعاتی که محل اختلافند
http://feeds.soundcloud.com/users/soundcloud:users:464897370/sounds.rssهواداران کاوشگر
https://shenoto.com/feed/kavoshgarپادکست The AR Podcast - گفت و گو با افراد مهم ایران - به زبان انگلیسی
https://rss.simplecast.com/podcasts/6683/rssپادکست طنزرادیوگجیل - پادکست طنز ترکی (به زبان ترکی)
http://rss.castbox.fm/everest/8f33bed5b57e43ac93cb7e2c06b0e826.xmlپادکست کودکایستگاه کودک - داستان صوتی کودکان
http://www.istgahekoodak.ir/category/childrens-audio-stories/feed/سایت: istgahekoodak.irپادکست‌های بدون دسته‌بندیگفت:رادیو - پروژه‌ای صوتی، که قصد دارد بصورت شنیداری هدف یک نشریه را دنبال کند
https://feed.podbean.com/goftradio/feed.xmlتوییتر: Goftradioتلگرام: GoftRadio@اینستاگرام: goft.radioآركِتايپ - معماری، فیلم، کتاب، پادکست، موسیقی و شايد تئاتر
https://anchor.fm/s/73cec0c/podcast/rssپادکست TEDxFA - بررسی سخنرانی‌های تد
http://tedxfa.ir/feed.rssشلم شوربا
https://shalamshoorba.podbean.com/feed.xmlلینک گوگل شیت و فایل OPMLفهرست پادکست‌های فارسی در گوگل شیت فایل OPML پادکست‌هاامیدوارم این فهرست برای معرفی جامعه پادکست فارسی مفید واقع شود. با به اشتراک‌گذاری این فهرست به کامل‌تر شدن آن کمک کنید.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jan 2019 20:38:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین تکنیک برای استفاده هدفمند از ضمیر ناخودآگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B6%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87-mahprrxftcwp</link>
                <description>هر وقت صحبت از «مغز» و «خودآگاهی» باشد با گستره‌ای از موضوعات مواجه می‌شویم که چندین بخش مختلف علم را شامل می‌شوند و خوشبختانه پیشرفت‌ها در این زمینه چشم‌گیر هستند. در این مطلب قرار نیست از پیچیدگی‌های مغز صحبت شود یا مفهوم خودآگاهی را از نظر فلسفی بررسی کنیم. حالا که می‌دانیم مغز ما بخش‌هایی خودآگاه و بخشی ناخودآگاه دارد این به چه دردمان می‌خورد؟ چطور می‌توانیم به شکلی بهتر یا هدفمند از آن استفاده کنیم؟ به قول معروف هوشمندانه‌تر کار کنیم نه سخت‌تر. نکته: «ضمیر ناخودآگاه» در علوم مختلف به جهت زاویه نگاهی که دارند نام‌‌های مختلفی دارد. در این مطلب منظور از ضمیر ناخودآگاه همان بخشی از مغز است که وقتی می‌خوابید هم استراحت نمی‌کند و بعضی وقت‌ها کارهایی را می‌کند که خودتان تعجب می‌کنید و البته نقش مهمی هم در سوگیری‌های شناختی دارد.برای درک بهتر ضمیر ناخودآگاهی که از آن صحبت می‌کنیم یک سفینه فضایی خیالی را تصور کنید (اگر اهل فیلم‌های جنگ ستارگان هستید تصورش راحت‌تر است) که برای ماموریت‌های فضایی سفر می‌کند. این سفینه فضایی یک بخش فرماندهی و در مرکز آن یک فرمانده کارکشته دارد که تصمیم آخر را او می‌گیرد. این فرمانده در واقع همان «خود» است که می‌شناسیم، همان ایگو (ego)، همان چیزی که اکثر وقت‌ها در بخش فرماندهی است اما بعضی‌ وقت‌ها بین خودآگاهی و ناخودآگاهی جابجا می‌شود.بخش فرماندهی را تشبیه می‌کنیم به بخش خودآگاه مغز، مثل همان بخش‌های فرماندهی که در فیلم‌های فضایی دیده‌اید. شیشه‌ای بزرگ که مسیر حرکت را نشان می‌دهد و کلی نمایشگر، دکمه و چراغ‌هایی که دور تا دور این سالن را پر کرده‌اند. اما این بخش فرماندهی فقط بخش کوچکی از سفینه فضایی پهن پیکری است که از آن صحبت می‌کنیم.در طبقات و بخش‌های دیگر این سفینه بزرگ تعداد زیادی افراد متخصص حضور دارند که هرکدام کارهای پیچیده و خاصی را انجام می‌دهند بعضی از بخش‌ها بدون توقف هستند و افرادی شیفتی کار می‌کنند. هزاران کامپیوتر و پردازشگر هم هستند که ۲۴ ساعته در حال کار هستند.بخش فرماندهی شاید مهم تصور شود اما با نگاهی به این سیستم پیچیده می‌بینیم که اگر مهندس‌ها‌ی همیشه در حال کار، یعنی همان‌هایی که کمتر دیده می‌شوند به علاوه رایانه‌های قدرتمند نباشند بخش فرماندهی هم کاری نمی‌تواند بکند.پس تا اینجای کار:فرمانده: خودبخش فرماندهی: بخش خودآگاهکل سفینه به جز فرماندهی شامل کارکنان و سیستم‌های رایانه‌ای: ضمیر ناخودآگاهفرماندهی هم محدودیت‌های خودش را داردفرمانده این سفینه با این که فردی با تجربه و حرفه‌ای است اما جواب همه پرسش‌ها را نمی‌داند، قرار هم نیست خودش همه کارها را انجام دهد و به همین دلیل صدها نفر در سفینه مشغول انجام کارهای مختلف هستند.برای مثال وقتی در خیابان مشغول قدم زدن هستید و با کسی روبرو می‌شوید که سلام و احوال پرسی گرمی با شما می‌کند متوجه می‌شوید که او را از دانشگاه می‌شناسید اما نام او را به خاطر نمی‌آورید. چند ساعت مغز شما (خودآگاه) درگیر پیدا کردن نام او می‌شود و در نهایت هیچ پاسخی دریافت نمی‌شود. به خانه رسیده‌اید و مشغول درست کردن شام هستید اصلاً به اتفاقی که افتاد فکر نمی‌کنید که ناگهان نام او را به یاد می‌آورید.چه اتفاقی می‌افتد؟ فقط فرمانده پرسش «اسمش چی بود؟» را با بخش فرماندهی مطرح کرد هیچ کس جوابی نداشت به همین دلیل پرسش را با مهندس‌های سفینه مطرح کرد آنها به دنبال جواب رفتند از رایانه‌های خود کمک گرفتند و وقتی فرمانده در حال استراحتش بود پیغام از پایین آمد: فرمانده اسم طرف پیدا شد!کلیدی‌ترین نکته مطرح کردن پرسش استاگر می‌خواهید ضمیر ناخودآگاه برای شما کار کند باید از آن سوال بپرسید. ضمیر ناخودآگاه علاقه خاصی به پرسش‌ها دارد، از این که کاری برای انجام داشته باشد و ارتباط بین مفاهیم برقرار کند لذت می‌برد. پس این فرصت را به او بدهید.پرسشی که مطرح می‌کنید باید مثبت و متمرکز بر مشکل یا مساله باشد.برای مثال، «من همیشه خسته و بی‌حال هستم، چطور می‌تونم کمتر اینطوری باشم؟» این سوال منفی است و جوابی هم اگر بگیرید منفی خواهد بود. مثلاً خسته هستی چون واقعاً خسته‌ای!مشابه این که شما معده درد دارید و در گوگل علائم سرطان معده را جستجو کنید که حتماً درد شکم یکی از علائم است. به جای آن باید به دنبال درمان معده درد باشید. البته کمی دقیق‌تر بهتر است این پرسش را با پزشک مطرح کنید.پرسش خود را اینطور مطرح کنید «چطور می‌توانم این هفته پر انرژی‌ باشم؟» این پرسش هم مثبت است و کمی هم متمرکز‌تر روی زمان. یعنی به ضمیر ناخودآگاه خود یک پارامتر اضافه زمان هم می‌دهید.خب یعنی چی از خودم بپرسم بعد یهو جواب میاد؟ خیر، اول ۵ تا ۱۰ دقیقه پرسش خود را سبک و سنگین کنید، راهکارهایی که به ذهن‌تان می‌رسد بررسی کنید، چند گزینه احتمالی مطرح کنید و آنچه را هم که می‌خواهید تصور کنید. همان کاری را که برای به یاد آوردن نام فرد ناشناس در ذهن خود انجام دادید، یعنی کلنجار رفتید، همه پوشه‌ها باز کردید، جستجو کردید، حتی نگاهی به سطل زباله انداختید اما چیزی پیدا نشد.بعد از پرسش به ضمیر ناخودآگاه زمان دهیدبعد از این که پرسش خوب را پیدا کردید بهتر است آن را روی کاغذ بنویسید، اگر هم می‌خواهید آن را به یک تمرین تبدیل کنید پس یک دفترچه داشته باشید برای پرسش‌های خود که در واقع این پرسش‌ها می‌تواند نماینده اهداف، مشکلات زندگی و ... باشند.بهترین زمان برای نوشتن و فکر کردن به پرسش قبل از خواب است اما همین که به سراغ کاری بروید که حواستان (خودآگاه) را از مساله پرت کند هم کافی است. وقتی که می‌خوابیم بخش خودآگاه که تقریباً تعطیل می‌شود، اطلاعات از بیرون وارد نمی‌شود و مغز هم در حال پاکسازی و ساخت اتصال‌های سیناپسی جدید است.در این حالت ضمیر ناخودآگاه روی پرسش کار می‌کند. این که انتظار داشته باشید صبح وقتی بیدار می‌شوید یک جواب عالی و خلاقانه داشته باشید غیرممکن نیست (حتماً اتفاقی برای شما هم پیش آمده یا از دیگران شنیده‌اید) اما به طور معمول این اتفاق نمی‌افتد و در یک شرایط خاص که همه‌چیز فراهم باشد و سطح تاثیرگذاری مشکل روی شما هم در این فرایند دخیل است اما مهمترین دستاورد این کار پیدا کردن یک جواب سرراست نیست بلکه خیلی وقت‌ها این پرسش بستر فکری و زاویه نگاه را تغییر می‌دهد.شما فرمانده هستید، اگر پرسش‌های بیشتری را با مهندس‌های سفینه و رایانه‌های قدرتمند مطرح کنید در نهایت شما از همه ظرفیت استفاده کرده‌اید و این تصمیمات کوچک می‌تواند مسیر اصلی سفینه را هم تغییر دهد.خیلی افراد همین کار را به شکلی ناخودآگاه انجام می‌دهند، برنامه‌نویسی که ساعت‌ها برای حل یک مشکل فکر می‌کند تا این که از شدت خستگی خوابش می‌برد بعد از بیدار شدن به سرعت یک راه خلاقانه پیدا می‌کند. آنچه که مهم است تمرین و استفاده خودخواسته از این ظرفیت موجود است.توماس ادیسونمثال معروف این تکنیک توماس ادیسون است. ادیسون هر وقت با مساله‌ای مواجه می‌شد دو گوی فلزی در دستانش می‌گرفت و روی صندلی یا حتی میز آزمایشگاهش چرت می‌زد و وقتی که به خواب عمیق فرو می‌رفت گوی‌ها از دستانش می‌افتاد و از خواب بیدار می‌شد. خود ادیسون گفته است که هیچ وقت بدون تنظیم کردن یک پرسش در ذهنش نمی‌خوابید.منبع</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Nov 2018 22:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای ساده سوگیری‌های شناختی + اینفوگرافی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C-maleipzeiarj</link>
                <description>چند سال قبل وقتی اولین بار با مفهوم سوگیری شناختی (Cognitive bias) آشنا شدم، برای من خیلی جالب بود که چطور امکان دارد مغزی که این همه از آن تعریف و تمجید می‌شود، به همین راحتی اشتباه یا سوگیری می‌کند و باعث می‌شود ما تصمیمات یا قضاوت‌هایی اشتباه مرتکب شویم. بعدها با کمی مطالعه متوجه شدم که برخی از این سوگیری‌ها ریشه در تمایل ذاتی انسان به بقا دارد که در سطح پایین‌تر، این سوگیری‌ها نتیجه تلاش مغز برای صرفه‌جویی در زمان و انرژی است و همیشه هم نتیجه بدی ندارد. یعنی اصلاً خود سوگیری‌ها نقاط قوت مغز ما هستند که نسل ما را چند میلیون سال حفظ کرده‌اند. پس این تصمیم‌ها و تصورات سوگیری شده که به ضررمان تمام می‌شود از کجا می‌آیند؟ در انتهای مطلب این موضوع روشن می‌شود.اگر تا به حال به تاثیر سوگیری‌ها در زندگی خود توجه نکرده‌اید، آخرین باری که به فروشگاهی با برچسب‌های تخفیف روی شیشه وارد شدید و بعد از بیرون آمدن متوجه خرید بیش از حد خود با قیمت‌های بالا شدید یا وقتی که شماره موبایل دختر یا پسری را با یک بار شنیدن در عمق حافظه خود حک کردید اما هنوز شماره سیم کارت دوم خود را فراموش می‌کنید و ده‌ها تصمیم سریع و اشتباه خود فکر کنید. متاسفانه و خوشبختانه اکثر این نتایج خوب و بد ناشی از سوگیری‌های خودمان است.مقالات، کتاب‌ها و مستندهای زیادی درباره انواع سوگیری شناختی نوشته یا ساخته شدند. یکی از نمونه‌های مشهور، کارهای تحقیقاتی دنیل کانمن برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۲ است.کتاب «تفكر سريع و کند» را بخوانید ضرر نمی‌کنید.چیزی که برای من عجیب و کمی نگران کننده بود این است که تعداد سوگیری‌های شناختی سه چهارتا نیست. با یک جستجوی ساده در گوگل به صفحه فهرست سوگیری‌های شناختی در ویکی‌پدیا می‌رسیم که حدود ۱۸۰ سوگیری شناختی را فهرست کرده است و آنطور که پیدا است احتمال کشف سوگیری‌های بیشتر وجود دارد! با کمی بالا و پایین کردن فهرست متوجه می‌شویم که در خیلی از موقعیت‌ها دچار سوگیری می‌شویم و شاید هیچ وقت هم متوجه آن نشویم.متاسفانه این فهرست در ویکی‌پدیای فارسی از چند سال قبل که آن را دیده بودم همچنان تکمیل نشده اما آخرین بار که به طور اتفاقی به آن سر زدم متوجه یک تصویر اینفوگرافی از دسته‌بندی جالب تمام سوگیری‌های شناختی شدم که واقعاً کار جالبی برای درک بهتر این تعداد زیاد سوگیری‌های شناختی است. وقتی بتوان این سوگیری‌ها را به شکل ریشه‌ای شناخت و آن را به دسته‌بندی‌های ساده‌تری تقسیم کرد، بهتر می‌توان از این سوگیری‌ها استفاده کرد. (تمایل به دسته‌بندی و ساده سازی خودش یک سوگیری است)اینفوگرافی سوگیری‌های شناختیبا توضیحات تصویر به مطلب «Cognitive bias cheat sheet» رسیدم، مطلبی که زحمت این دسته‌بندی زیبا را کشیده و سپس شخص دیگری با نام John Manoogian III با استفاده از همان مطلب این اینفوگرافی یا نمودار جالب را ساخته است. مطلبی که این دسته‌بندی را انجام داده برای من جالب بود و به همین دلیل تصمیم گرفتم ترجمه آزاد آن را در ویرگول منتشر کنم. ترجمه‌ای هم از اینفوگرافی سوگیری‌های شناختی به زبان فارسی قبلاً انجام شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید ترجمه آزاد من از مطلب اشاره شده است.سوگیری شناختی برای صرفه‌جویی در زمان و انرژیاگر به انواع سوگیری شناختی نگاه کنید می‌بینید که هرکدام دلیلی برای خود دارند که بیشتر برای صرفه‌جویی در زمان و انرژی به وجود آمده‌اند. اگر نگاهی به مسائلی که آنها سعی در حل کردنشان دارند بیاندازید، درک این که چرا این سوگیری‌ها وجود دارند آسان‌تر می‌شود. در کل ۴ نوع مسأله وجود دارد که سوگیری‌ها در آن جهت شکل گرفته‌اند. پس می‌توان گفت سوگیری‌ها همیشه منجر به خطا نمی‌شوند. با دانستن این موضوع می‌توان کل سوگیری‌ها را به ۲۰ استراتژی ذهنی سوگیری شده تقلیل داد که هر گروه را برای مسأله خاصی به کار می‌بریم.در مطلب اصلی، دسته‌بندی سوگیری‌ها با توجه به کنکاش نویسنده انجام شده و تا جایی که متوجه شدم بر مبنای روش علمی یا استناد به کار علمی نیست پس احتمال وجود نواقصی در این دسته‌بندی دور از ذهن نیست. من فقط به عناوین هر گروه اشاره کردم.مسائلی که باعث سوگیری می‌شوند:اطلاعات بیش از حدفقدان معنانیاز به سریع عمل کردنچه چیزهایی را باید برای بعد به یاد داشته باشیم؟مسأله اول: اطلاعات بیش از حددنیا پر از اطلاعات است و ما توانایی کافی برای پیدا کردن اطلاعات به درد بخور از میان این همه اطلاعات را نداریم و از طرف دیگر نمی‌توانیم برای هر تصمیم تمام اطلاعات را به سرعت بسنجیم اما مغز ما با به کار بردن ترفندهایی سعی می‌کند بخش کوچکی از اطلاعات که به نظر می‌رسد جنبه کاربردی دارند را برگزیند. ۱) ما به چیزهایی که قبلاً برای ما بیشتر تکرار شده یا قبلاً ذهن ما را به خود مشغول کرده است توجه بیشتری داریم.۲) چیزهای عجیب و غریب ، خنده‌دار، ظواهر برجسته و شبه انسانی توجه بیشتری نسبت به چیزهای متعارف جلب می‌کنند.۳) به چیزی که تغییر کرده است [بیشتر] توجه می‌کنیم.۴) ما مجذوب آنچه می‌شویم که باورهای قبلی ما را تایید کند یا رد می‌کنیم آنچه را که با باورهای قبلی ما متناقض باشد.۵) ما نواقص و معایب دیگران را راحت‌تر از نواقص و معایب خودمان متوجه می‌شویم.مسأله دوم: فقدان معنادنیا خیلی پیچیده و گیج کننده است و هرچه تلاش کنیم تنها می‌توانیم بخشی از آن را ببینیم یا درک کنیم اما نیاز به این داریم که به درکی کلی برسیم تا بقای خود را تضمین کنیم. همانطور که در مسأله اول مشخص شد ما جریان اطلاعات ورودی را از طریق توجه به بخش‌های خاص کاهش می‌دهیم و چون نواحی خالی زیادی باقی می‌ماند شروع می‌کنیم نقاط را به هم متصل می‌کنیم و وسطشان را با چیزهایی که فکر می‌کنیم می‌دانیم پر می‌کنیم و به یک مدل ذهنی از دنیای اطرافمان می‌رسیم.۶) ما حتی در میان داده‌های به هم ریخته هم الگوهایی را پیدا می‌کنیم.۷) ما جایی را که فقدان اطلاعات باشد با چیزهایی کلیشه‌ای، کلیات یا قدیمی پر می‌کنیم.۸) ما تصور می‌کنیم که چیزها یا افرادی که برای ما آشنا هستند یا به آنها علاقه داریم از آنهایی که نمی‌شناسیم یا علاقه نداریم بهتر هستند.۹) ما برای این که درباره اعداد و احتمالات راحت‌تر فکر کنیم، آنها را ساده می‌کنیم.۱۰) ما فکر می‌کنیم می‌دانیم دیگران به چه فکر می‌کنند.۱۱) ما ذهنیت و فرضیات فعلی خود را به گذشته و آینده تعمیم می‌دهیم.مسأله سوم: نیاز به سریع عمل کردنما در زمان و اطلاعات محدودیت داریم اما نمی‌توانیم اجازه دهیم این محدودیت‌‌ها مانعی برای ما باشند. اگر قرار بود ما به دلیل فقدان قطعیت، توانایی عملکرد سریع را از دست می‌دادیم، مثل دیگر گونه‌ها سال‌ها قبل منقرض شده بودیم. ما با به دست آوردن اطلاعات جدید، باید بینش جدیدی بسازیم، یعنی توانایی خود را ارزیابی کنیم تا روی موقعیت‌ها تاثیر بگذاریم، تصمیم‌هایمان را با بینش جدید بگیریم و آینده را شبیه‌سازی کنیم تا پیش‌بینی کنیم اتفاق احتمالی بعدی چه خواهد بود.۱۲) ما برای عمل کردن به این نیاز داریم تا از توانایی خود مطمئن باشیم و احساس کنیم کاری که می‌کنیم اهمیت دارد.۱۳) برای داشتن تمرکز، ما به چیزهای فوری و نسبی که در جلوی ما هستند بیش از چیزهایی که تاخیری و دور هستند توجه داریم.۱۴) به دلیل تمایلی که برای به اتمام رساندن کارها داریم، برای انجام کارهایی که پیش از این وقت و انرژی برایش صرف کرده‌ایم، انگیزه بیشتری داریم.۱۵) برای اجتناب از اشتباهات، در حفظ خودمختاری، حفظ موقعیت خود درگروه و دوری کردن از تصمیمات برگشت ناپذیر انگیزه بیشتری داریم.۱۶) ما به گزینه‌هایی که به نظرمان ساده و کامل به نظر می‌رسند نسبت به مواردی که پیچیده و مبهم دیده می‌شوند تمایل بیشتری داریم.مساله چهارم: چه چیزهایی را باید برای بعد به یاد داشته باشیم؟گفتیم که دنیا پر از اطلاعات است و ما فقط می‌توانیم بخش‌هایی را که فکر می‌کنیم در آینده کاربرد دارند داشته باشیم. به همین دلیل نیاز به احتمال‌دادن و سبک و سنگین کردن دائمی داریم تا بدانیم چه چیزی را باید به یاد داشته باشیم و چه چیزهایی را فراموش کنیم. برای مثال، ما کلی سازی می‌کنیم چون فضای کمتری اشغال می‌کند. وقتی مقدار زیادی جزئیات غیر قابل کاهش وجود داشته باشد ما فقط چند نقطه برجسته آن را انتخاب می‌کنیم و بقیه را دور می‌ریزیم.۱۷) ما بخشی از خاطرات (یا هر چیز دیگری که در حافظه موجود است) را ویرایش و تقویت می‌کنیم.۱۸) ما جزئیات را حذف می‌کنیم تا کلیات بسازیم.۱۹) لیست‌های بلند را به عناصر کلیدی‌اش کاهش می‌دهیم.۲۰) محفوظات را بر مبنای این که چطور تجربه‌ شده‌اند به شکل‌های مختلفی ذخیره می‌کنیم.شاید مطالعه این ۲۰ مورد بدون داشتن آگاهی نسبی از سوگیری‌ها کمک زیادی نکند پس چه کاری می‌توان کرد؟ آیا باید همه ۱۸۰ سوگیری که بر تعدادش هم اضافه می‌شود را مطالعه و حفظ کنیم تا در زندگی خود به بهترین شکل ممکن عمل کنیم؟ خیر لازم نیست. بدون در نظر گرفتن سوالات فلسفی که به ذهن خطور می‌کند و سوگیری‌هایی که خودشان برای اجتناب از سوگیری ایجاد می‌شوند، می‌توان فقط این چهار مساله‌ که انسان امروز میلیون‌ها سال با آن درگیر بود را به یاد سپرد و چند راه حل برای نیفتادن به چاه یا از طرف دیگر بالا رفتن از نردبان سوگیری‌ها را یاد گرفت.۱. وجود اطلاعات زیاد در دنیا برای ما قابل تحمل نیست پس اطلاعات را فیلتر می‌کنیم و گاهی اوقات نویزها تبدیل به سیگنال می‌شود.۲. فقدان معنا ما را گیج می‌کند پس ما جاهای خالی را پر می‌کنیم و از سیگنال‌ها داستان می‌سازیم.۳. ما نیاز داریم تا سریع عمل کنیم پس نیاز به نتیجه گیری‌ سریع داریم، داستان‌ها تبدیل به تصمیمات می‌شوند.۴. نمی‌توان از این ساده‌ترش کرد پس فقط نقاط مهم را به حافظه می‌سپاریم و سیستم ذهن خود و مدل ذهنی خود از دنیا را بروزرسانی می‌کنیم.در ادامه به این چهار حقیقت هم توجه کنید که چگونه سوگیری‌ها منجر به نتایج بد می‌شوند در حالی که تکامل مغز آنها را به نیت نتایج خوب به وجود آورده است.۱. ما همه چیز را نمی‌بینیم و نمی‌دانیم. بخشی از اطلاعاتی که فیلترش می‌کنیم احتمال دارد مهم و کاربردی باشند.۲. تلاش  برای معنا، ما را به سمت توهم می‌برد. ما بعضی وقت‌ها جزئیاتی را تصور می‌کنیم که در اصل خودمان بنا بر فرضیات یا هر چیز دیگری ساخته‌ایم و داستان‌ها یا معناهایی را می‌سازیم که اصلاً وجود ندارند.۳. تصمیم‌گیری سریع می‌تواند به طور جدی ناقص، خود خواهانه و مغرضانه باشد.۴. حافظه ما می‌تواند خطاها را تقویت کند. بعضی از آنچه که اشتباه هستند و ما به حافظه سپرده‌ایم می‌تواند کل سیستمی را که روی آن شکل می‌گیرد و کل فرایند را دچار خطا کند.سخن آخربا دانستن چهار مشکلی که ما با دنیا داریم و چهار راهکاری که مغز ما برای مقابله با این مشکلات در پیش گرفته است، خواهیم توانست به کمک سوگیری تمرکز بر اطلاعات در دسترس (availability heuristic) و تکیه بر پدیده بادر ماینهوف، از این پس به سوگیری‌های خودمان بیشتر توجه کنیم. اگر مشتاق شویم که این مطلب را دوباره بخوانیم و سوگیری‌ها را عمیق‌تر دنبال کنیم، spacing effect به ما کمک خواهد کرد برخی از این الگوها را بهتر درک کنیم اما یادمان باشد سوگیری‌هایی مثل نقطه کور سوگیری (bias blind spot) و naïve realism دست از سرمان نخواهند برداشت.ما برای حل ۴ مساله گفته شده فعلا راه حلی نداریم مگر این که روزی قدرت پردازش و حافظه مغزمان را بتوانیم تقویت کنیم اما فعلا که راهی نداریم می‌توانیم قبول کنیم که دائماً تحت تاثیر سوگیری‌ها هستیم تا بتوانیم برای بهبود خود تلاش کنیم. سوگیری تأییدی (confirmation bias) هم در این راه به ما کمک خواهد کرد تا مدارکی برای حمایت داشته باشیم و در نتیجه درک بهتری از خود بسازیم.یادمان نرود که سوگیری‌ها (حداقل اکثرشان) ابزاری هستند که ما خودمان ساخته‌ایم که در جای خودشان مفید هستند و در دیگر جاها مضر. وقتی کار با این ابزارها را بهتر یاد بگیریم بهتر هم می‌توانیم دنیای اطراف خود را درک کنیم.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Oct 2018 09:30:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان Red Room چیست؟ آیا واقعی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/red-room-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-rbp02ffdougn</link>
                <description>Red Room چیست؟ آیا واقعی است؟رد روم (Red Room) با صرف نظر از این که وجود دارد یا ندارد، اصطلاحی است که به شکنجه، قتل، تجاوز یا هر عمل خلاف قانون و غیر اخلاقی دیگر انجام شده در مقابل دوربین برای پخش زنده یا غیر زنده با هدف کسب درآمد از تماشاگران یا هر هدف دیگری مثل لذت (به تعبیر خودشان) گفته می‌شود. Red Room سایت‌هایی در دیپ وب (Deep Web) هستند که در ابتدا یک اعلامیه منتشر می‌شود که مثلاً در فلان تاریخ و ساعت و آدرس سایت، پخش زنده شکنجه و قتل انجام خواهد شد. متقاضی‌ها هم با پرداخت پول (بیت کوین) در آن ثبت‌نام می‌کنند و در ساعت مشخص شده در سایت حاضر می‌شوند و صحنه وحشتناک شکنجه را تماشا می‌کنند. حتی گفته شده است که اشکال شکنجه به درخواست بیننده‌ها انجام می‌شود.حالا ببینیم این گفته‌ها تا چه حدی واقعیت دارد.از زمانی که دیپ وب گسترش پیدا کرد، هر گونه کار خلاف قانون که در صورت فعالیت در وب معمول قابل ردگیری بودند به سمت دیپ وب یا همان وب پنهان رفتند. به زبان ساده دیپ وب شبکه‌ای جدای از اینترنت نیست بلکه در آن هویت و ارتباطات با استفاده از راهکارهایی مثل TOR، رمزنگاری‌های پیشرفته و ... مخفی می‌شود. افرادی که در دیپ وب فعالیت می‌کنند قابل ردگیری نیستند یا حداقل بسیار سخت قابل ردگیری هستند. وقتی چنین بستری فراهم باشد پس امکان انجام هرگونه عمل خلاف یا غیراخلاقی در آن امکان‌پذیر است.ماجرای Red Room از کجا شروع شد؟معاملات مواد مخدر، اسلحه، خرید و فروش انسان و هر چیزی که فکرش را بکنید در دیپ وب یا بخشی از دیپ وب با عنوان دارک وب (Dark web) انجام می‌شود. خلاصه هر کار خلافی که در اینترنت معمول با آن برخورد می‌شود در دارک وب انجام می‌شود. فروش فیلم‌های پورنوگرافی‌ کودکان و فیلم‌های قتل و شکنجه هم جزو کالاهایی هست که در این دنیای تاریک انجام می‌شود اما Red Room به شکلی که در ابتدا گفته شد جدید بود.با این که قبل از این هم شایعاتی از انجام این نوع کارها در اینترنت شنیده می‌شد اما در سال ۲۰۱۵ خبر دستگیری Peter Scully و پخش شدن دعوتی مبنی بر پخش زنده شکنجه و قتل چند عضو داعش در دارک وب بر این شایعات قوت بخشید. اولین دعوت‌ها در سایت Reddit و 4chan توسط گروهی از کاربران مطرح شد و بحث‌های فنی و اخلاقی زیادی در پی این دعوت شکل گرفت.Peter Scullyبعد از این که افراد زیادی منتظر تماشای شکنجه و کشتار اعضای داعش بودند صفحه از دسترس خارج شد و یک ساعت بعد با پیغام تشکری از مخاطبان‌، ویدئویی آپلود شد، ویدیو ۲۱ دقیقه‌ای که در آن پسری لاغر اندام رنگ پریده را اذیت می‌کنند و به زور به او گوشت خام (bacon) خورانده می‌شود! پس از این ماجرا هم اطلاعیه‌ای از FBI مبنی بر تعطیلی این سایت در یک عملیات (joint law enforcement operation) منتشر شد که معلوم نیست واقعی است یا کار خودشان. بعد از آن در سایت دیگری هم به طور مشابه همین کار را کردند و هیچ پخش زنده‌ای انجام نشد.شکنجه اعضای داعش Red Room سایتدر اتفاق‌های مشابه دیگری هم از افراد خواسته می‌شود که برای شرکت در Red Room باید بیت کوین پرداخت کنند و بعد هیچ خبری از پخش زنده نمی‌شود. در قضیه دستگیری Peter Scully که گفته می‌شود کارهایی شبیه Red Room کرده است طبق گزارش‌ها فیلم آزار و تجاوز به کودکان به صورت ضبط شده وجود دارد.به نظر من در این که آیا انسان‌هایی هستند که حاضر به چنین کاری هستند یا نه با توجه به آنچه در گذشته دیده شده است بله هیچ شکی نیست که امکان این کار وجود دارد و بدتر این که انسان‌های زیادی مشتاق تماشا هستند پس بعید نیست که چنین کاری انجام شده است یا متاسفانه انجام خواهد شد. اما از نظر فنی برخی مطرح می‌کنند که پخش زنده در دیپ وب یا TOR امکان‌پذیر نیست و اگر هم چنین کاری شده باشد در خارج از دیپ وب و در سرورهای مخفی انجام شده است. (من تخصص کافی در این زمینه ندارم).در انجمن‌های اینترنتی و به ویژه ردیت بحث‌های زیادی درباره رد روم شده است که بیشتر روی شایعه بودن تاکید دارند و بعضی با استناد به آدرس رد روم‌هایی که ساعت و تاریخ پخش زنده به نمایش گذاشته شده است می‌گویند شایعه نیست.نویسنده کتاب «The Darkest Web» و «Silk Road» خانم Eileen Ormsby در سایت All Things Vice در پاسخ به این پرسش که آیا در دیپ وب یا همان وب عمیق چیزهای وحشتناک وجود دارد یا نه؟ می‌گوید: چیزهای وحشتناک [ مثل Red Room ] وجود ندارد و هیچ وقت وجود نداشت، به استثنای پورنوگرافی کودکان که وجود دارد و این چیزی نیست که در وب عمیق‌تر (deeper Web) به دنبالش هستند.در واقع هیچ مدرک دست اولی از چنین فعالیت‌هایی به شکلی که گفته شد وجود ندارد و اکثر چیزهایی که در شبکه‌های اجتماعی یا سایت‌ها مبنی بر وجود Red Room، آموزش دسترسی به Red Room، خطرات این کار و ... به اشتراک گذاشته می‌شوند شایعات، اخبار جعلی و صرفاً با اهداف جذب فالوور، بازدید، فروش بسته‌های آموزشی و ... هستند. در کل در پاسخ به این که Red Room وجود دارد یا نه هم می‌توان گفت بله هم خیر اما به هیچ وجه نمی‌توان انکار کرد که در وب تاریک مشابه دنیای واقعی جنایت‌ها و معاملات وحشتناکی در حال انجام است.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Oct 2018 19:08:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دزدی در روز روشن؟ آزمون استخدام بخش خصوصی</title>
                <link>https://virgool.io/@1Hossein/%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-wzc0dlefgf0f</link>
                <description>اگر تبلیغات پر آب و تاب آزمون استخدام بخش خصوصی رو دیده باشید و بیکار هم باشید حتماً الان به فکر شرکت در این آزمون هستید. خیلی خوبه نه؟ مدرکی که داری مهم نیست! و کلی شرکت خصوصی هستند که نیاز به نیروهای جوان دارند.در انتهای این مطلب چند سوال درباره آزمون نوشتم که شک و تردید بزرگی ایجاد می‌کنه.این مطلب موقع ثبت نام آزمون استخدام بخش خصوصی در سال ۹۷ نوشته شد در سال ۹۸ هم تغییر زیادی ایجاد نشد و هنوز آمار معتبری از استخدام شده‌های سال قبل ندیدم.اول ببینیم داستان آزمون چیه؟ برگزار کننده کیه؟آزمون اینطوریه که داوطلب در سایت هر شغلی دوست داره انتخاب میکنه و بعد مراحل آزمون این شکلی هست:اگر در ثبت نام دو گروه شغلی انتخاب بشه باید پول بیشتری پرداخت کنیدهر داوطلب می‌تونه تا ۸ عنوان شغلی انتخاب کنهمتن زیر دقیقاً از سایت خودشون کپی شده. با دقت بخونید. هزینه مصوب ثبت نام برای شرکت در این آزمون صرفا به عنوان خرید بسته خدمات جامع و اختصاصی آن، شامل آزمون‌های ارزیابی شخصیت، دانش و مهارت شما و همچنین ارائه کارنامه راهنمای شغلی فردی‌ بر اساس شایستگی‌های تخصصی شغلی گردآوری شده از شرکت‌های بخش خصوصی کشور و مطابق با توانمندی‌ها و مهارت‌های شما می‌باشد.تبلیغ‌هایی که در کانال‌های تلگرام، پیامک انبوه و ... هم که شاید دیده باشید حتماً متوجه هزینه‌های کلان شدید که با چه روش‌هایی دنبال ثبت‌نام بیشتر هستند. در بیشتر پیام‌ها و تبلیغات هیچ نامی از آزمون دیده نمیشه و فقط وعده‌های اشتغال و کارنامه و ضمانت شغلی گفته میشه.در مراحل ثبت نام هم پیامک اومد. برگزار کننده آزمون استخدام بخش خصوصیخب قضیه از این قراره که یک شرکتی هست به اسم  میزان گستران شریف که خودش خصوصی و به اصطلاح دانش بنیان که کارش برگزاری آزمون هست اما به روزنامه رسمی مراجعه می‌کنیم می‌بینم کارهای دیگه هم بدش نمیاد انجام بده:قبلاً مسابقه مهارت میذاشته جایزه میداد! اینم سایتش www.fanavard.comحتی در فناوری نانو هم دستی بر آتش داشتنفردی که همه‌جا سخنرانی می‌کنه، بیانیه صادر می‌کنه به همه چیز پاسخ میده مهندس محمدحسین قمری است.آزمون سال ۹۶ با کلی حاشیه و خبر برگزار شد به لینک‌های زیر مراجعه کنید به کامنت‌ها هم دقت کنید:به‌روزرسانی: درباره مراحل آزمون و انتشار نتایج از دیدگاه یک شرکت کننده هم بخونید بد نیست. حاشیه‌ی آزمون استخدامی شرکت‌های خصوصیآزمون مشکوک استخدام بخش خصوصی (خبر مربوط به آزمون - خبر 9 مهر ۹۷) اما و اگرهای آزمون استخدامی شرکت‌های دانش بنیاندزدی در روز روشن!فعالیت موسسه میزان گستران شریف غیرقانونی اعلام شدماهی گیری پر بار شرکت های خصوصی از آب گل آلود بازار کاردامی که متولیان کار کشور گرفتارش شدند، کلاه 34 هزار جوان را بر باد داد!پاسخ موسسه میزان گستران شریف به ابهامات آزمونیه نکته‌ای هم اینجا بگم، اگر می‌بینید کلی خبرگزاری و سایت خبرهای آزمون رو منتشر می‌کنند، بهتره بدونید که تمام این خبرها رپورتاژ هستند. یعنی پول میدی هر خبری دلت بخواد منتشر می‌کنند.خلاصه آخرش این آزمون چی هست؟به زبان ساده، این آزمون فقط یک سنجش مهارت و شخصیت هست برای کاریابی.طبق ادعای خودشون، افراد براساس انطباق با فرصت‌های شغلی ایجاد شده معرفی میشن به شرکت‌ها و بقیش دیگه با خود شرکت هست که استخدامتون کنه یا نه. اینطور که فهمیدم شرکت هم می‌تونه دوباره از شما مصاحبه کنه، دوره آزمایشی قبولتون کنه یا همون ابتدا وقتی معرفی شدید ردتون کنه. پس هیچ تضمینی وجود نداره که چون شما نمره خوبی در آزمون کسب کردید استخدامتون قطعی باشه.ایرادها و سوال‌های بی‌جواب: چرا تعداد فرصت شغلی در هر عنوان و این که برای چه شهر یا استان و چه شرکتی هست مشخص نشده؟ این حق داوطلب است که بداند قرار هست در چه شهری و به چه شرکتی معرفی شود. هرکسی محدودیت‌های خودش رو داره که باید قبل از ثبت‌نام اطلاعات درست ارائه بشه. مثل آزمون استخدامی دولت که فرصت‌های شغلی مشخص هستند یا کنکور که ظرفیت پذیرش مشخص است. اما در این آزمون به جز تعداد و نام شرکت‌ها هیچ چیز مشخص نیست.چطور میشه که شرکت‌های خصوصی که تعدادشون هم کم نیست و تعدادی شرکت بزرگ هم بینشون دیده میشه، فرایند استخدامشون رو به یک شرکت خصوصی دیگر واگذار می‌کنند؟ آیا خودشون بلد نیستند استخدام کنند؟با توجه به این که در کشور ما سازمان سنجش وظیفه‌اش برگزاری آزمون هست و چند سال هست که داره آزمون استخدامی برای دولت برگزار می‌کنه اما یک شرکت بدون این که نظارتی در هزینه‌ها باشه شروع کرده با تبلیغات سنگین آزمون برگزار می‌کنه؟ اگر کارش فقط کاریابی هست پس چرا اینقدر روی آزمون اصرار دارند؟ کاریابی که نیاز به آزمون نداره. فقط اطلاعات خودتون ارائه می‌کنید و هر وقت کار جور شد به شما اطلاع می‌دهند. و نکته مهم این که اگر کاری برای شما پیدا شد هزینه کاریابی می‌گیرند.با خوندن کامنت‌ها در زیر خبرها متوجه شدم که در انتهای این مراحل به داوطلب یک درجه بندی مشابه نمره ارائه میشه یعنی در اولویت چندم هستی و خیلی‌ها که اولویت اول بودند هم هیچی پاسخی نگرفتند. به نظرات مردم در زیر پست‌های اینستاگرام آزمون توجه کنید که چقدر معترض و داوطلب ناراضی هست.اگر این افراد یکبار در آزمون سال قبل سنجیده شدند و تا حدود یک سال مهلت برای معرفی به شرکت‌ها تعیین شده، چرا در سال بعد که دوباره فرصتی جدید ایجاد شد از همین افراد استفاده نشد و گفته میشه باید دوباره شرکت کنی؟اگر قرار هست این شرکت به جمع آوری داده (Data) داوطلبان اقدام کنه و در کنارش داره محصولات مشاوره و کاریابی میفروشه، چرا این هزینه‌ها دارن به صورت اجباری به داوطلب تحمیل میشه و معلوم نیست از این اطلاعات برای چه اهدافی استفاده خواهد شد؟اگر به شغل‌های قابل انتخاب مراجعه کنید، مواردی می‌بینید که اصلاً قابل باور نیست شرکتی خصوصی برای این شغل از طریق آزمون فردی رو استخدام کنه! یعنی از یک جهت مشاغلی خیلی ساده در حد کارگر که با یک آگهی اینترنتی ساده و نهایتش چندتا مصاحبه قابل استخدام هست و از طرف دیگه مشاغلی تخصصی که سابقه کاری و تجربه فرد واقعاً اهمیت داره و امکان نداره شرکتی به راحتی قبول کنه فردی که از طریق آزمون رتبه آورده استخدام کنه.شرکت‌هایی که استخدام کننده هستند، چه تعهد یا تضمینی برای استخدام دارند؟ آیا صرفاً در حد یک پیشنهاد برای استخدام هست که بعدش شرکت هیچ تعهدی نداره و اگر خوشش بیاد استخدام می‌کنه؟اگر قرار هست این شرکت فقط مثل یک کاریابی عمل کنه، چرا در توضیحاتشون اینقدر با کلمات و جملات بازی می‌کنند؟ البته با توجه به همین توضیحات مشخص هست که صرفاً همون کار موسسات کاریابی انجام می‌دن اما بدشون نمیاد چندتا آزمون از شما بگیرند!چه نظارتی روی فرایند استخدام هست تا افرادی به دلخواه به شرکت‌ها معرفی نشوند؟من خودم در آزمون شرکت نکردم و اطلاع هم ندارم در سال گذشته چند نفر موفق شدند استخدام بشن، اما این روش واقعاً مبهم هست و معلوم نیست شرکت میزان گستران شریف از این فرایند چقدر سود میبره.خیلی خوب هست که افراد براساس شایستگی استخدام شوند و همه جوان‌ها سرکار برن، اما عده زیادی هستند که از این شرایط سوء استفاده می‌کنند و در بازار کاریابی هم کم نیست. به ویژه این که هر چند روز یکبار خبری درباره کلاهبرداری در این کشور منتشر میشه.این که در این آزمون شرکت کنید یا نکنید در اختیار خود شماست. کمی فکر و تحقیق کنید.</description>
                <category>حسین بابایی</category>
                <author>حسین بابایی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Sep 2018 17:44:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>