<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر شبانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@1amirshabany1</link>
        <description>طراح گرافیک و مدیر هنری دیجی‌کالا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 18:44:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4876/avatar/fAczkj.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر شبانی</title>
            <link>https://virgool.io/@1amirshabany1</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کارها در استودیو طراحی دیجی‌کالا چگونه مدیریت می‌شوند؟ شماره ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@1amirshabany1/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-mqkk5ghxogo6</link>
                <description>استودیوی طراحی دیجی‌کالا در سال گذشته بیشتر از ۵۰۰۰ درخواست رو انجام داد. این تعداد سفارش توسط ۱۰ طراح داخلی و در مقاطعی که لود کاری بالا بود از طراح‌های فریلنس هم کمک گرفتیم. از ابتدای ورودم به دیجی‌کالا و مواجه شدن با این حجم از سفارش از تیم‌های مختلف مثل روز برایم روشن بود که نیاز به یک ساز و کار دقیق و راحت برای مدیریت استودیو دارم. برای طراحی این ساز و کار به یک پلتفرم یا سرویس مدیریت پروژه احتیاج داشتیم که ویژگی‌های زیر را دارا باشد:همه افراد تیم استودیو و سفارش دهنده‌ها بتوانند به راحتی از آن استفاده کنندحافظه کلاود زیادی داشته باشدریسک تحریم یا فیلترینگ برای آن وجود نداشته باشدقیمت منطقی داشته باشدامکان شخصی سازی زیادی داشته باشدخوشبختانه برای یافتن این پلتفرم لازم نشد زیاد جستجو کنیم و قبل از ما تیم پروداکت دیجی‌کالا از پلتفرمی به اسم Coda برای برخی کارها استفاده می‌کردند. کدا یک سرویس مشابه air table یا notion هست. این سرویس‌ها کمک می‌کنند فایل‌های از جنس Doc و Table رو به نحو هوشمند و یکپارچه‌ای با دیگران به اشتراک گذاشت و به صورت تیمی آن‌ها را توسعه داد. مزیت کُدا نسبت به ایرتیبل پشتیبانی از فایل‌های Doc بود که به داکیومنت کردن اطلاعات متنی کمک زیادی می‌کند. ریسک تحریم و فیلترینگ خیلی کمی هم نسبت به Notion یا monday دارد. در کنار همه این موارد قیمت مناسب نیز مزیت خوبی است.پلتفرم‌هایی مثل ترلو یا آسانا و ماندی امکان شخصی سازی زیادی به شما ارائه نمی‌کنند و در مقایسه با کدا فقط یکی از هزاران امکان این پلتفرم را دراختیار شما قرار می‌دهند.در مطلبی دیگر کدا رو به صورت کامل معرفی خواهم کرد ولی در این نوشته بیشتر روی مدل مدیریت ترافیک استودیو طراحی تمرکز خواهم کرد.برای آن که بتوانیم درخواست‌هایی که به استودیو وارد ارجاع داده می‌شود را مدیریت کنیم اولین نیاز ما قابل تبدیل کردن آن‌ها به متریک عددی بود. برای این کار متریکی به اسم Efforts تعیین کردیم. برای تعیین مقدار هر Efforts زمانی که برای راحت‌ترین درخواست استودیو مورد نیاز یک طراحی با تجربه ما بود را در نظر گرفتیم. مقداری برابر با نیم ساعت.بر این اساس با توجه به تعداد طراح‌های استودیو، سطح مهارت آنها، ساعات کاری، مرخصی و تعطیلات توان اجرایی استودیو را به دست آوردیم و مشخص شد در هر روز، هفته، ماه یا سال چه میزان کار می‌توانیم انجام دهیم.بر اساس همین متریک هر درخواست را هم توانستیم تبدیل یه یک عدد کنیم. هر طراح تعیین می‌کرد درخواستی که به او محول شده چند ایفورتس از او انرژی خواهد گرفت و به راحتی باقی مانده توان استودیو قابل محاسبه شد.تعیین ایفورتس توسط طراح سیستمی مشابه اعلام قیمت از سوی آن‌ها بود. در یک سیستمی که چندین نفر برای پروژه‌های مشابه اعلام قیمت می‌کنند شفافیت به مقدار خیلی زیادی ایجاد می‌شود و نگرانی بابت Down work از بین خواهد رفت.با استفاده از مدل ایفورتس توانستیم در کدا جدول‌هایی ایجاد کنیم که بار کاری استودیو و هریک از طراح‌ها در طول هفته جاری و هفته‌های آینده قابل مشاهده باشد. همچنین توانستیم ظرفیت استودیو را به میزان مناسبی بین تمامی ۴ برند و ۶ تیمی که سفارش دهنده‌های عمده استودیو دیجی‌کالا هستند تقسیم و در هر لحظه میزان توان استفاده شده و باقیمانده هر سفارش‌دهنده را مشاهده کنیم.بدون وجود یک پلتفرم مناسب مانند Coda ایجاد چنین سیستمی امکان پذیر نبود. در مطلب بعدی پلتفرم کدا و سیستمی که برای مدیریت استودیو ساختیم را توضیح خواهم داد.بسیار سپاسگزار و خوشحال خواهم شد اگر شما هم تجربه‌ای در زمینه مدیریت استودیو طراحی یا مدیرت پروژه داشته‌اید با من و دیگران به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>امیر شبانی</category>
                <author>امیر شبانی</author>
                <pubDate>Thu, 19 May 2022 17:26:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای ناقصِ رزومه نوشتن برای یک طراح گرافیک</title>
                <link>https://virgool.io/@1amirshabany1/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B5%D9%90-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9-yi9ra48r5nvn</link>
                <description>در یک ماه اخیر برای توسعه‌ی استودیوی دیجی‌کالا مجبور بودم به طور پرفشاری به دنبال جذب طراح گرافیک باشم. در این یک ماه حدود ۳۵۰ رزومه و پورتفولیو رو بررسی کردم و نکته عجیب برایم این بود که چه حجم زیادی از این رزومه‌ها اشتباهات فاحشی دارند.به نظرم رسید شاید اگر برخی از رایج‌ترینِ این اشتباهات رو لیست کنم برای جامعه طراحان گرافیک که به دنبال استخدام هستند مفید باشه.۱- رزومه‌ی طراحی، بدون نمونه کار نفرستیدشنیدید دوصد گفته چون نیم کردار نیست؟ در مورد طراح‌ها، دوصد رتبه و شرکت در نمایشگاه فلان و تسلط بر نرم‌افزار بهمان به اندازه یک دونه کار طراحی، تسلط و قابلیتتون رو نمایش نمی‌ده. بنده خودم به شخصه اول نمونه کارها رو می‌بینم و اگر کارهای خوبی ببینیم برمی‌گردم و رزومه رو می‌خونم. پس حتما همراه رزومه یک پورتفولیوی خوب بفرستید. اگر پیج بیهانس یا دریبل به روزی دارید لینک اون رو بذارید. اگر سایت شخصی دارید که دامنه‌اش رو تمدید کردید و راحت باز می‌شه و روی دیزاینش کار کردید آدرس اون رو بفرستید. بالاخره یه جوری چند تا کار از خودتون بفرستید.۲- برای طراحی رزومه‌تون یا وقت نذارید یا حسابی وقت بذاریدطراحی خودِ رزومه و پورتفولیو هم یکی از نمونه کارهاتونه و نشون می‌ده چقدر توانایی دیزاین دارید. اگر نمی‌تونید برای طراحیش وقت بذارید سعی کنید سلیقه‌تون رو نشون بدید و یک تمپلیت خوب پیدا کنید و از اون استفاده کنید. اگر هم سلیقه‌تون در حد یک پیج ساده وورد با فونت تایمز نیو رومن فارسی هست که خیلی امیدی به استخدام به عنوان طراح نداشته باشید.۳- فقط بهترین‌ها رو انتخاب کنید، حتی یک دونهدر پورتفولیو بهترین کارهاتون رو بذارید حتی اگر تعدادشون کمه. وقتی بین چند تا کار خوب یک کار ضعیف بذارید این پیام رو می‌دید که هنوز به خوبی فرق کار خوب و بد رو نمی‌دونید. پس به هیچ کار ضعیفی رحم نکنید. کارهایی که در طراحیش از تصویرسازی‌ها و آبجکت‌های وکتور استفاده کردید، کارهایی که عملا وقتی برای دیزاینش نذاشتید یا ایده و خلاقیت خاصی ندارند رو در پورتفولیوتون قرار ندید.کارهایی رو انتخاب کنید که توانایی‌هاتون رو به خوبی نشون بده. همچنین اگر بین کارهاتون کارهایی دارید که به زمینه کاری شرکتی که برایش درخواست می‌فرستید، مربوط می‌شه اون‌ها رو هم بین کارهاتون بفرستید. (نمی‌دونید چقدر آدم شاد می‌شه وقتی می‌بینه متقاضی کاملا با جنس کارهای شرکت ما آشناست). اگر پروژه‌هایی دارید که تیمی انجام شده حتما به این موضوع اشاره کنید و بگید نقش شما در انجام این پروژه چی بوده. تا جای ممکن سعی کنید بین نمونه کارهاتون لوگو و ست اداری، بنرهای وب، پست‌های سوشال مدیا، اینفوگرافی و بروشور یا کاتالوگ داشته باشید.۴- برای کارهاتون ارزش قائل باشید اما شورش هم نکنیدهر نمونه کار رو در یک صفحه قرار بدید. ترجیحا طرح‌هاتون رو ماکاپ کنید. در مورد هر کار یه توضیح مختصری مثل زمان انجام و نام سفارش دهنده یا بریف کار رو بنویسید. (نوشتن تاریخ کمک می‌کنه کارفرما متوجه بشه به مرور چقدر پیشرفت کردید)احترام رو ولی از حد نگذرونید. مثلا روی کل کارهاتون اسمتون رو واترمارک نکنید! یا مثلا بیلبوردی که طراحی کردید رو با حجم و سایز چاپی ارسال نکنید. کلا مراقبت حجم و کیفیت فایل پرتفولیوتون باشید. خروجی درست گرفتن به صورتی که نه حجم فایل زیاد باشه نه کیفیت کارهای پایین بیاد خودش نشان از توانایی فنی شما داره.۵- نه سنگ مفته نه گنجشکشرح شغلی در آگهی رو خوب بخونید. ببینید برای کارفرما چه تخصص‌ها و دانش و سوابقی اهمیت داره بعد رزومه ارسال کنید. تو این یک مورد نه سنگ مفته و نه گنجشک. خیلی از شرکت‌ها از پلتفرم‌های استخدامی استفاده می‌کنن که در اون‌ها سوابق افرادی که برای مشاغل اپلای می‌کنن ثبت می‌شه. هر ریجکتی و کامنت منفی که دریافت می‌کنید شانس شما رو برای استخدام در پوزیشن‌های دیگه اون شرکت که شاید به تخصص شما نزدیک‌تر باشه کم می‌کنه. پس هم به وقت مسئول رسیدگی‌ به رزومه‌ها و هم به آینده‌تون رحم کنید و قبل از فشار دادن دکمه ارسال رزومه، خوب فکر کنید.مطمئنا نکات مربوط به نوشتن یک رزومه خوب خیلی بیشتر از این پنج مورده. تازه، نحوه‌ی برخورد و پاسخ دادن و سوال پرسیدن در مصاحبه هم خودش داستانیه. ولی خب رعایت نکردن همین پنج نکته باعث شد خیلی از اون ۳۵۰ نفر به مصاحبه هم نرسند. امیدوارم در آینده بتونم این فهرست رو کامل‌تر کنم و کلمه ناقص رو از عنوانش بردارم.</description>
                <category>امیر شبانی</category>
                <author>امیر شبانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 03:31:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشتریان و همکارانتان را رسانه‌ی خود کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@1amirshabany1/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-hfk8uxcxtojc</link>
                <description>روزهای آخر سال است و کسب و کارها مشغول تهیه و تولید و توزیع هدیه‌های سال نو برای همکاران و مشتریان و از همه مهم‌تر شرکای تجاری آینده هستند. در بیشتر شرکت‌ها پروسه انتخاب و تهیه هدیه سال نو چندان کار پیچیده‌ای نیست. یکی از کارمندان شرکت که به خوش سلیقگی معروف است یا می‌تواند سلیقه‌اش را به دیگران تحمیل کند! به همراه یکی از کارکنان تیم مالی به خیابان ظهیرالاسلام یا دیگر محل‌های تجمع صنف تولیدکنندگان سررسید می‌روند. بر اساس بودجه‌ی شرکت و تعداد مشتریان و کارکنان و دوستان و آشنایان یک سررسید آماده سفارش می‌دهند. بیعانه پرداخت می‌شود. چند روز بعد هم طرح صفحات اول سررسید که به معرفی شرکت اختصاص دارد به تولید کننده سررسید تحویل و کار شروع می‌شود. شرکت‌های کمی پولدارتر لوگویشان را در تمامی صفحات ۳۶۵ روز سال هم چاپ می‌کنند که مشتریانشان کاملا دچار برند اورنس (آگاهی برند؟) شوند. دیگر از اینجا به بعد فقط باید دعا کرد سررسید به موقع آماده شود.شکر خدا چند سالی است که کسب و کارها در زمینه هدیه سال نو کمی خلاقیت به خرج می‌دهند. گاها هم این خلاقیت‌ به جاهای عجیب و غریبی میل می‌کند. مثل هدیه نفت خام ! ولی خب اگر به دلیل و هدف ارسال هدیه برای مشتریان فکر کنیم متوجه می‌شویم لازم نیست حتما روزهای آخر اسفند به دیگران هدیه دهیم. چه بسا که شاید برای کسب و کار شما این بازه زمانی بدترین موقع برای این کار باشد.در این مطلب سعی کردم تجربیات شخصی خودم در زمینه هدیه تبلیغاتی برای کسب و کارها را با شما در میان بگذارم. حال من که هستم که در این زمینه تجربه دارم؟تحصیلات من در رشته ارتباط تصویری یا گرافیک است. از همان اوایل شروع کار حرفه‌ایم زیاد درگیر طراحی بسته‌بندی و پکیج‌های مختلف می‌شدم. چه پکیچ‌های مجموعه کتاب‌های کودک و نوجوان نشر افق و قدیانی چه پکیج‌های هدیه جشنواره‌های فرهنگی و هنری. بعد از آن که به تیم بیپ‌تونز پیوستم در سمت مدیر تیم بازاریابی تهیه هدایای آخر سال و دیگر کمپین‌های طول سال نیز برعهده من بود. تا امروز دو کمپین تبلیغاتی نیز برای آژانس دیجیتال مارکتینگ راتین طراحی کرده‌ام که محوریت آن‌ها حول تهیه یک هدیه خلاقانه برای مشتریان این آژانس بوده است.دغدغه اصلی‌ام از نوشتن این مطلب جلوگیری از هدر رفت بودجه‌ی کسب و کار هاست. شاید از این طریق به محیط زیست هم کمک شد و تولید سرسید‌های بد شکل و مازاد به کمتر شد.دیگر برویم به سراغ تجربه‌های من در زمینه‌ی طراحی هدیه مخصوص کسب و کارتان.سلامتان بی طمع نباشدبرای دادن هدیه به مشتریانتان هدف داشته باشید. این که صرفا چون بقیه‌ی کسب و کارها هدیه می‌دهند شما هم باید این کار را انجام دهید دلیل خوبی برای هزینه کردن بودجه بازاریابی‌تان نیست. از ابتدا به این فکر کنید که چرا و به چه کسانی می‌خواهید هدیه بدهید. به این فکر کنید که هدیه شما چه پیامی را قرار است به مشتریان یا همکارانتان برساند.آیا می‌خواهید مشتریان جدیدی پیدا کنید؟می‌خواهید مشتریان قدیمی‌تر دوباره به یاد شما بیفتند؟می‌خواهید به واسطه مشتریان قدیمی، مشتریان جدید پیدا کنید؟می‌خواهید محصول یا خدماتی جدید را به دیگران اطلاع دهید؟یا شاید می‌خواهید مشتریان رقبایتان را بقاپید؟!در هر صورت محض رضای خدا موش نگیرید.ظهیرالاسلام و دروازه دولت را فراموش کنیداگر می‌خواهید به چشم بیایید باید متفاوت باشید. پس هدیه شما نباید توسط برند دیگری هم مورد استفاده قرار بگیرد. یا اگر هم کسی هدیه شما را باز تولید کرد همه بدانند که این هدیه اولین بار توسط برند شما توزیع شده است. متاسفانه هر هدیه‌ی جذابی که شما در ویترین فروشگاه‌های هدایای تبلیغاتی ببینید قابلیت فروش به چندین و چند شرکت را دارا هستند. عموما نیز این فروشگاه‌ها تمایل چندانی به تغییرات عمده در هدایای آماده‌شان ندارند تا مختص برند شما شود. زیرا هزینه تولید را بالا می‌برد و یا این که قابلیت تغییر در هدیه را ندارند. در نتیجه اکثر مواقع تنها امکان شخصی سازی برای شما درج لوگو، نام و شماره تماس یا وبسایت برندتان روی هدیه مورد نظر است.اما این فروشگاه‌ها جای خوبی برای ایده گرفتن هستند. دیدن ویترین این مغازه‌ها علاوه بر این که شما را با امکانات تولید هدایا آشنا می‌کند به شما کمک می‌کند ایده‌های خودتان را با هدایای موجود ترکیب کنید و هدیه‌ای مختص برند خودتان تهیه کنید. برخی از مراکزی که به شما کمک می‌کند متریال‌ها و ایده‌های مناسب تهیه هدیه سازمانی را پیدا کنید در تهران اینها هستند:بازار بزرگ تهران: تقریبا همه چیز در بازار تهران پیدا می‌شود منتها کسی آدرس آن را به شما نمی‌دهد.قدم زدن در بازار را به برنامه تفریحات‌تان اضافه کنید. از ورود هیچ خیابان و کوچه‌ای نترسید. مطمئن باشید ایده‌های نابی در بازار تهران پیدا می‌کنید.خیابان صف در نزدیکی میدان سعدی: این خیابان علاوه بر این که مرکز فروش مواد اولیه کفاشی است تعداد زیادی تولید کننده ساک و بگ‌های تبلیغاتی را نیز در خود جای داده. علاوه بر کیف‌ لواز دیگری که با متریال‌ پارچه می‌تواند تولید کرد نیز در این خیابان یافت می‌شود. با کمی جستجو می‌توانید تولیدکننده‌هایی نیز پیدا کنید که ایده‌های خلاقانه شما را نیز برایتان تولید کنند.فروشگاه‌های صنایع دستی و هنری: این فروشگاه‌ها در سطح شهر پراکنده هستند ولی از طریق اینستاگرام می‌توانید به راحتی آن‌ها را پیدا کنید. بسیاری از تولیدات این فروشگاه‌ها قابلیت تغییر و تولید تعداد بالا مختص برند شما را دارا هستند. از آنجا که مالکین این مراکز افراد خوش سلیقه‌ای نیز هستند می‌توانید مشاوره خوبی نیز از آنها دریافت کنید.خلاقیت از قیمت مهمتر استاگر دوست دارید مشتریانتان در مورد هدیه شما با دیگران صحبت کنند و تصویر آن را در شبکه‌های اجتماعیشان منتشر کنند راهی ندارید جز آن که خلاق باشید. اتفاقا در مورد هدیه سازمانی به دلیل زیاد بودن مخاطبان عملا نمی‌توان به سراغ هدایای گرانقیمت رفت و باید سعی کرد تا جای ممکن خلاق بود.برای پیدا کردن هدایای خلاقانه پیش از همه سعی کنید مناسبت خلاقانه‌ای پیدا کنید. به نظر من عید نوروز یکی از بدترین زمان‌ها برای ارسال هدیه است. اول این که در این زمان همه شرکت‌ها شروع به ارسال هدیه می‌کنند و هدیه شما باید بسیار بسیار خلاقانه باشد تا به چشم بیاید. دوم به دلیل شروع تعطیلات بلافاصله بعد از ارسال هدایا موج کمپین شما متوقف شده و ادامه پیدا نمی‌کند. تا ۱۵ فروردین هم احتمالا دیگر کسی خاطرش نیست شما که بودید و چه کردید. این دو علت به علاوه این که به دلیل حجم زیاد سفارشات در این زمان هدایا ممکن است دیر یا بی‌کیفیت تولید شود و یا به موقع تحویل نگردد باعث می‌شود من نوروز را برای ارسال هدیه و کمپین‌‌های تبلیغاتی مربوط به آن زمان مناسبی ندانم. اخیرا شب یلدا هم تا حدودی به چنین بلایی دچار شده است.برای ارسال هدیه و کمپین‌های آن منتظر مناسبت‌های تقویم نباشید. زمان‌هایی را انتخاب کنید که شرکت‌های رقیبتان کمترین فعالیت بازاریابی را دارند.مناسبت‌های خلاقانه برای هدیه دادن پیدا کنید. اصلا بی مناسبت هدیه بدهید ولی در مناسبت‌های تکراری هدیه ندهید. اگر مناسبت جذابی پیدا نکردید یکی بسازید. موضوعات مرتبط با کسب و کار خود و دغدغه‌های مشتریانتان را پیدا کنید وبراساس آن‌ها ایده‌های خلاقانه پیدا کنید.به طور مثال در کمپین راحت بخواب که برای آژانس دیجیتال مارکتینگ راتین طراحی کردیم هدف اطلاع‌رسانی در مورد قابلیت پشتیبانی تمام وقت بود. برای چنین کاری نیازی نبود منتظر مناسبت‌های تقویمی باشیم. بلکه در زمانی که اکثر برند‌ها مشغول برنامه ریزی برای کمپین عید و سال نو بودند مناسبتی را ایجاد کردیم و در سکوت کامل رقبا صدای کمپین‌ را به گوش مخاطب رساندیم. شعار این کمپین «راحت بخواب، کمپینت نمی‌خوابه» بود. خوابیدن کمپین از اصطلاحاتی است که در مورد کمپین‌های گوگل ادز به کار می‌رود. زمانی که به دلیل مشکلی کمپین تبلیغاتی دچار مشکل می‌گردد اصطلاحا می‌گویند کمپین خوابیده است. پس از چند جلسه طوفان مغزی تصمیم گرفتیم به مشتریان راتین یک بالش هدیه دهیم تا راحت بخوابند!شما آدیداس نیستیدمتاسفانه کمتر برندی این شانس را دارد که لوگویش را روی یک ماگ یا تی شرت چاپ کند و مردم برای به دست آوردن آن سرو دست بشکنند. اگر کسب و کار شما هم هنوز به این درجه نرسیده است برای طراحی و زیبایی هدیه‌تان وقت و هزینه صرف کنید. یک هدیه تبلیغاتی زمانی برنده است که مدت زمان بیشتری از آن استفاده شود. ماگ زشتی که درون کابینت شرکت خاک بخورد یا تی شرتی که با آن گردگیری شود هیچ سودی برای برند شما ندارد. شاید حتی ضرر هم داشته باشد.هدیه‌ای تولید کنید که مشتریانتان از آن استفاده کنند و نظر دیگران را نیز به خود جلب کند. حتی اگر در نگاه اول لوگو شما روی آن دیده نشود. وقتی توجه افراد به هدیه شما جلب شود نهایتا با برند شما نیز آشنا می‌شوند. برای تولید هدیه‌تان از یک گرافیست یا تصویرساز یا هر دو کمک بگیرید. امکانات چاپ روی سطوح را بشناسید و سعی کنید هدیه‌ای طراحی کنید کهزیبا باشدکاربردی باشدمتفاوت باشدطول عمر استفاده بالا داشته باشدیکی از بهترین هدایای تبلیغاتی که در پروسه تولیدش نقش داشتم دفتر‌های یادداشت و نت برای بیپ تونز بود. مناسبت هدیه برای تبریک سال نو بود. با تجربه‌هایی که در سال‌های گذاشته داشتیم می‌دانستیم که بسیاری از همکاران تجاری ما قبل از عید امکان دریافت هدیه‌ها را ندارند. سررسید هم مانند رخت نو، بعد از عید به درد نمیخورد. ما تصمیم گرفتیم به جای سررسید دفتر یادداشت تولید کنیم که وابسته به زمان نیست. طی پروسه طراحی یکی از اعضای تیم که موزیسین بود پیشنهاد داد که دفتر نت موسیقی در سایز مناسب و تعداد برگ زیاد در بازار وجود ندارد و موزیسین‌ها به چنین دفتری نیاز دارند. تعداد زیادی از مخاطبین برند ما هم موزیسین بودند. پس تصمیم گرفتیم بخشی از دفترها را به صورت دفتر نت موسیقی چاپ کنیم. برای جذاب شدن دفتر‌ها به نسیم بهاری عزیز که از تصویرگرهای حرفه‌ای ایران هستند، سفارش دادم دو طرح زیبا برای جلد دفترها برایمان آماده کند. هزینه‌ای که برای تصویرسازی و چاپ روی جلد دفترها کردیم در مقایسه با تاثیر نهایی که روی جلوه کار داشت واقعا ناچیز بود. بنا به تجربه می‌دانستم صحافی و جنس کاغذ مهمترین عوامل برای کاربردی بودن یک دفتر یادداشت هستند. پس در این دو بخش صرفه جویی را کنار گذاشتم و با کمک دوستم عطا دادزادی که از طراحان بسیار حرفه‌ای ایران است و در این پروژه مدیریت تولید را بر عده داشت بهترین صحافی ایران و بهترین کاغذی که در بازار پیدا می‌شد را برای تولید پیدا کردیم. نتیجه کار واقعا دلچسب شده بود. برای دفترها یک ساک پارچه‌ای با طراحی چشمگیر تولید کردیم و یک سری کارت‌های تخفیف با همان طرح جلد دفتر‌ها. یک کارت تبریک سال نو نیز به همراه بسته‌ها برای مشتریان و همکاران ارسال کردیم. چون محدودیتی برای زمان ارسال دفتر‌ها نداشتیم مقداری از دفترها را در انبار شرکت نگه داشتیم و در طول ۲ ۳ سال اگر کارمندان شرکت به جلسه‌ای می‌رفتند یا یکی از مشتریان به شرکت ما می‌آمد با دفترهای هدیه خاطره خوبی برایشان ایجاد می‌کردیم. از فیدبک‌هایی که گرفتیم و درخواست‌ها برای ارسال مجدد دفترها مخصوصا دفترهای نت موسیقی، متوجه شدیم هدیه‌ای که تولید کرده بودیم به مذاق مخاطب ما هم خوش آمده است.دفترها هم زیبا بودند، هم فوق‌العاده کاربردی (به خصوص دفترهای نت موسیقی). به دلیل طرحی که روی جلد دفترها چاپ کرده بودیم مشابه آن را جایی نمی‌شد پیدا کرد. طراحی جلد‌ها بیشتر در خدمت زیبایی و موضوع فعالیت برند بود تا نمایش لوگوی برند. به خاطر وسواسی که در انتخاب صحاف و کاغذ هم داشتیم دفترها عمر استفاده طولانی داشتند و نوشتن در آنها لذت بخش بود.هدیه شما زمانی موفق است که:مخاطب‌تان از آن استفاده کندطول عمر استفاده از آن طولانی باشدنظر دیگران را به خود جلب کندمخاطب را با برند و فعالیت شما آشنا کندبرای رسیدن به این چهار دستاورد به دنبال هدیه‌ای باشید که مخاطبان شما به طور مکرر استفاده کنند. سررسید از این لحاظ هدیه مناسبی است البته اگر سررسید شما از بین ده‌ها سررسید شرکت‌های دیگر مقبول بیفتد. به دنبال وسایلی بگردید که افراد به طور روزمره از آن استفاده می‌کنند و ترجیحا آن را با خود به مکان‌های دیگر می‌برند. شال گردن، فندک(البته استعمال دخانیات سرطان‌زاست)، دفتر یادداشت، یک خودکار مرغوب و یا یک چتر زیبا نمونه‌هایی از وسایلی‌ هستند که مردم به طور روزمره از آنها استفاده می‌کنند و می‌توانند هدیه خوبی برای برند شما باشند. لوازم تخصصی حرفه‌ها هم می‌تواند هدیه‌ای باشد که همواره شما را به یاد مخاطب‌تان بیاورد. به طور مثال وسایلی آشپزی مانند چاقو یا قاشق هدیه مناسبی برای افرادی است که با تهیه و توزیع غذا سروکار دارند.وسایل تزئینی هم می‌تواند نماینده خوبی برای برند شما باشد. وسایلی که مخاطب‌تان آن را روی میز محل کارش قرار دهد یا در محیط شرکت از آن استفاده نماید.در کمپین راحت بخواب ایده اولیه برای هدیه بالش بود. اما به این فکر کردیم که اگر به جای بالش، کوسن به مخاطب کمپین هدیه دهیم احتمال اینکه آن را در محیط شرکت مورد استفاده قرار دهند بیشتر خواهد بود.هدیه‌ای پیدا کنید که یکبار مصرف نباشد. هرچه مدت بیشتری مورد استفاده قرار گیرد برند شما فرصت بیشتری برای پروموت شدن پیدا می‌کند. یکی از مزیت‌های دفتر‌های نوت موسیقی که برای بیپ تونز تولید کردیم این بود که مخاطب دفتر‌ها را حتی بعد از تمام شدن برگه‌های سفیدش نیز دور نمی‌اندازد و آن را آرشیو می‌کند تا در آینده به یادداشت‌های خود سربزند. اینجاست که کیفیت تولید باید مورد توجه قرار می‌گیرد. هدیه‌ای که تولید می‌کنید باید با دوام باشد. پس سعی کنید بهترین متریال و بهترین تولید کننده‌ها را برای هدیه‌‌تان پیدا کنید.بیشتر مواقع مخاطب اصلی کمپین هدیه شما شخصی که هدیه را دریافت می‌کند نیست. دریافت کننده هدیه در اصل رسانه‌ی کمپین شماست. این هنر شماست که مخاطب کمپین‌تان را راضی کنید که برند شما را به دیگران معرفی کند. بگذارید بیشتر در برخورد اول خلاقیت ایده یا زیبایی هدیه‌تان جلب توجه کند. معرفی برندتان را به زمانی موکول کنید که مخاطب دوم (شخصی که هدیه شما را در دستان مخاطب اول کمپین‌تان مشاهده می‌کند) توجهش به هدیه شما جلب شده و دوست دارد مانند آن را داشته باشد.حالا که توجه‌ها به هدیه شما جلب شده وقت آن است که خود را معرفی کنید. نشان برند و یک راه تماس را حتما روی هدیه خود درج کنید. ولی در این کار زیاده‌روی نکنید. یک تگ کوچک حاوی نام و وبسایت برندتان کافی است اما این تگ باید حسابی با دوام باشد و تا جای ممکن امکان حذف آن از هدیه شما وجود نداشته باشد.عشق در نگاه اولعشق در نگاه اول اصولا عاقبت خوبی ندارد مگر این که در برخوردهای بعدی هم بتوانیم مخاطب را به خودمان جذب کنیم. ما که فکر برخوردهای بعدی را کردیم پس از برخورد اول هم غافل نشویم. هدیه‌تان را در بسته‌ای زیبا قرار دهید. در صورت امکان برای برندتان کاغذ کادوی اختصاصی طراحی کنید. اینجا هم زیبایی را در نظر بگیرید به ایده‌هایی فراتر از این فکر کنید که با لوگوی برندتان یک پترن ساده بسازید. همراه هدیه‌تان گیفت‌های کوچک و خلاقانه دیگری قرار دهید تا تاثیر کمپین‌تان افزایش پیدا کند. یک کاربرد هدیه‌های جانبی این است که مخاطب اول آن‌ها به مخاطبان بعدی می‌دهد. به طور مثال همراه با دفترهای بیپ تونز کارت‌های اعتبار بیپ تونز نیز در بسته قرار دادیم. کارتهای زیبایی که یک کد اعتبار روی آن درج شده بود و کاربر با آن کد می‌توانست حساب کاربریش در بیپ تونز را شارژ کند و موسیقی خریداری کند یا آن‌ها را به دیگران هدیه دهد. در هدیه سال بعد بیپ تونز در کنار هدیه اصلی یک سری استیکر با موضوع موسیقی برای چسباندن روی لپ تاپ قرار دادیم. در کنار فرم‌های چاپی می‌توان این هدیه‌های جانبی را با هزینه خیلی کمی تولید کرد و از هدر رفت کاغذ هم جلوگیری کرد.راهی پیدا کنید تا مخاطب به وسیله هدیه شما به وبسایت یا شبکه‌های اجتماعیتان سربزند. در صفحه اول دفترهای بیپ تونز یک کد کیو آر چاپ کرده بودیم که کاربر با اسکن کردن آن می‌توانست هرروز یک آهنگ رایگان از بیپ تونز دریافت و گوش کند. می‌توانید یک بازی طراحی کنید و آن را در بسته همراه هدیه‌تان قرار دهید. کد تخفیف، شناسه ورود به باشگاه مشتریان و… ایده‌هایی هستند که مخاطب‌تان را تشویق می‌کند بیشتر با برند شما آشنا شود. یکی از راحت‌ترین راه‌های پیوند زدن کمپین‌تان با فضای دیجیتال ساخت یک هشتگ برای کمپین است. هشتگ را به نحو گویایی در پکیج هدیه‌تان به کار ببرید تا مخاطب آن را ببیند و از آن استفاده کند. همچنین از این طریق می‌توانید بازدهی کمپین را هم تا حدودی محاسبه کنید. قبلازارسالهدیهبرایافرادباآنهاتماسبگیریدومحلوزمانمطلوبشانبرایدریافتهدیهراجویاشوید.پسازارسالهدیههمازدریافتهدیهتوسطشخصموردنظرتاناطمینانحاصلکنید.درصورتنرسیدنهدیهحتماازبخشارسالپیگیریمجددکنیدوتازماناطمینانازرسیدنهدیه‌تانموضوعرافراموشنکنید. در روزی که هدایای‌تان را ارسال می‌کنید و چند روز پس از آن حواستان به شبکه‌های اجتماعی باشد. هشتگ کمپین‌تان را سرچ کنید، نام کمپین و نام برندتان را جستجو کنید. اگر شخصی از طریق شبکه‌های اجتماعی از برندتان تشکر کرد حتما پاسخ دهید و آن را باز نشر دهید. انتقادها را هوشمندانه و بدون ایجاد حاشیه پاسخ دهید. سعی کنید از این موج ایجاد شده برای بیشتر معرفی کردن برندتان استفاده کنید. در صورت امکان تعدادی بسته هدیه اضافی آماده کنید. پس از ارسال هدیه‌ها افرادی از شما درخواست ارسال هدیه می‌کنند. بر اساس اولویت‌های کسب و کارتان برای تعدادی از آنها هدیه ارسال کنید.تیمتان را فراموش نکنیددر روزهای آماده سازی و ارسال هدایا تنها یار و یاورتان هم تیمی‌هایتان هستند. احتمالا یک یا دو روز تیم‌تان باید کارهایشان را رها کرده و به شما کمک کنند. از قبل برای این کار برنامه ریزی کنید. از تیم‌تان تشکر کنید. هدیه‌ای مخصوص برایشان در نظر بگیرید. در شبکه‌های اجتماعی کسب و کارتان افراد درگیر در پروژه را معرفی و از زحمت‌هایشان تشکر کنید.کمپین‌های هدیه اگر به خوبی انجام شوند تاثیری ماندگار بر مخاطبان شما خواهند گذاشت. برنامه‌ای منظم برای این کمپین‌ها در نظر بگیرید اما نگذارید زمان و نحوه انجام آن برای دیگران قابل پیش‌بینی باشد. در این صورت مخاطبان همواره منتظر سوپرایز‌های برند شما خواهند بود و شما را به عنوان مجموعه‌ای خلاق خواهند شناخت.از زمانی که برای مطالعه این نوشته اختصاص دادید از شما ممنونم. امیدوارم نگاه جدیدی به هدیه‌های تبلیغاتی برای شما ایجاد کرده باشم. تمام این مطلب حاصل تجربه‌های شخصی من و منتج شده از حدود ۹ کمپین است. مطمئنم شما نیز تجربه‌های دیگری در این زمینه دارید که امیدوارم با درمیان گذاشتن آن‌ها با دیگران به کامل‌تر شدن دانایی همه افراد فعال در این زمینه کمک کنید.</description>
                <category>امیر شبانی</category>
                <author>امیر شبانی</author>
                <pubDate>Wed, 26 Feb 2020 23:42:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افیلییت مارکتینگ، معیار قیمت سرویس‌های تبلیغاتی در آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@1amirshabany1/%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-yh07ndabf8kq</link>
                <description>مقدمهایده‌آل هر کسب و کاری انجام تبلیغات با کمتری قیمت است. در مقابل صاحب مدیا هم همواره به دنبال کسب بیشترین درآمد از مدیای تبلیغاتی خود است. اما نقطه تعادل این رقابت کجاست؟ به نظرم نقطه تعادل این کشمکش می‌تواند جایی باشد که آگهی‌دهنده درصد منصفانه‌ای از درآمد حاصل از آگهی را به صاحب مدیا بپردازد. در این مطلب شرح کوتاهی می‌دهم از چگونگی این نوع تعامل،چه کسب و کارهایی می‌توانند از آن استفاده کنند، چه سرویس‌های تبلیغاتی می‌توانند از آن استفاده کنند و چه نکاتی را باید در نظر گرفت.افیلییت مارکتینگ (Affiliate Marketing)پیش از ورود به مطلب اصلی تعریف مختصری از افیلییت مارکتینگ (Affiliate Marketing) که در ایران به همکاری در فروش نیز شناخته می‌شود (این معادل چندان گویا نیست) را ارائه می‌دهم.فرایند افیلییت مارکتینگ به اینصورت است. فردی که به بازار هدف یک محصول یا خدمت دسترسی دارد، در ازای درصدی از مبلغ (نه الزاما سود) حاصل از فروشی که از طریق معرفی او شکل می‌گیرد را دریافت می‌نماید. در اصل افیلییت مارکتینگ تکیه بر نوع تعیین قیمت مدیای تبلیغاتی دارد و ارتباطی با نوع مدیای تبلیغاتی ندارد.افیلییت مارکتینگ از سال ۱۹۹۴ میلادی توسط سرویس‌هایی که خدماتشان را از طریق وب عرضه می‌کردند به کار گرفته شد که یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های آن توسط سرویس آمازون اجرا شد. اما به دلایلی تا امروز سیستم مشارکت در فروش چندان مورد توجه قرار نگرفته است از جمله:نیاز به عملیات پیچیده و نیروی انسانی زیاد جهت ردگیری دقیق فروش‌ها و تشخیص منابع فروش مخصوصا در فروش کالاهای فیزیکی و در مقیاس خردعدم تمایل صاحبان مدیاهای تبلیغاتی بزرگ به محاسبه اجاره مدیا به این شیوهمراجعه مستقیم مشتریان به منبع اصلی فروش در دفعات آتیاندک مدتی پس از رواج این شیوه بازاریابی دسته‌ای از برند‌های نوظهور که عمدتا تولید کننده محصولات سلامتی، دمنوش‌های لاغری و ... بودند به این شیوه روی آوردند که به دلیل غیر استاندارد بودن محصولات و ضررهای مالی زیادی که به نمایندگان فروش که عموما اشخاص حقیقی بودند وارد آوردند چهره بدی از این شیوه بازاریابی به جا گذاشتند.امروز اما چهره کسب و کارها و مدیاها تغییر کرده است. امکاناتی که عصر دیجیتال در اختیار کسب و کارها قرار داده باعث شده بتوان دوباره از افیلییت مارکتینگ استفاده کرد و شرایط برد بردی را برای صاحب کسب و کار و صاحب مدیا ایجاد کرد. مدتهاست که سرویس تبلیغاتی گوگل (Google Ads) و فیس بوک یکی از روش‌های محاسبه نرخ تبلیغ را بر اساس Cost per Acquisition (CPA) محاسبه می‌کنند. هم برای فروش خدمات دیجیتال و هم برای کالاهای فیزیکی.. انواع کمپین هایی که می‌توان در سرویس گوگل ادز ساختسوال این است که امروزه چه چیزهایی تغییر کرده که موضوع افیلییت مارکتینگ دوباره محبوبیت یافته است؟برای دادن نمایندگی فروش، رهگیری سفارشها و محاسبه سود همکاران دیگر نیازی به انجام عملیات پیچیده نیست و با راحتی بیشتری امور توسط کامپیوتر انجام می‌گردد. هرچند در مورد فروش کالای فیزیکی همچنان دشورای وجود دارد. به همین دلیل سرویس مشارکت در فروش گوگل و فیس بوک در مورد کالاهای فیزیکی محدود به آمریکا و چند کشور دیگر هستد.امروزه مدیاهای دیجیتال بسیار زیاد شده اند.شرکت‌های مانند گوگل، ادرول و ... پلتفرمی برای تجمیع و اجاره این مدیاها ایجاد کرده‌اند. گوگل در سال ۲۰۱۶ توانست روزانه ۳۰ میلیارد آگهی را نمایش دهد. با قیمت گذاری و شیوه انتخاب مدیا توسط مشتری به شیوه سنتی امکان استفاده از Impression این حجم مدیا به هیچ وجه امکان پذیر نیست. با شیوه قیمت گذاری مناقصه‌ای (Bidding) قیمت نمایش و کلیک تبلیغات دیجیتال به طرز شگفت انگیزی کاهش پیدا کرده و در عوض تعداد تبلیغات بیشتری نمایش داده می‌شود و مدیایی خالی نخواهد ماند. همچنین شرکت‌های بیشتری نیز از این سرویس‌های تبلیغاتی استفاده خواند کرد. شرکت‌های کوچک و تازه تاسیسی که عموما خدمات دیجیتال ارائه می‌دهند و سود فروش بالایی ندارند. با وجود چنین حجمی از Impression با قیمت پایین و گزارش‌گیری‌ لحظه‌ای از عملکرد هر مدیا در رسیدن به هدف آگهی دهنده می‌توان به جای محاسبه قیمت به ازای کلیک، قیمت را بر اساس میزان فروش تعیین کرد.مخاطب در اختیار مدیای دیجیتال دیگر محدود به یک شهر یا کشور نیست بلکه تمام مردم دنیا هستند و از طرفی با زیاد شدن مشتری تبلیغات دیجیتال دیگر ترسی برای تمام شدن مشتری و مراجعه مشتری به ارائه دهنده اصلی خدمت توسط صاحب مدیا وجود ندارد.به طور خلاصه زیاد شدن و در نتیجه ارزان شدن مدیای تبلیغاتی، به وجود آمدن چند تجمیع‌کننده‌ی مدیاهای تبلیغاتی عمده که توانایی سیاست‌گذاری مناسب را دارا هستند و گسترش نفوذ مدیاها در سطح جهانی مهمترین دلایلی هستند که می‌توان بار دیگر صحبت از افیلییت مارکتینگ کرد.افیلییت مارکتینگ در سرویس‌های تبلیغاتی چگونه انجام می‌گردد؟برای درک چگونگی دریافت هزینه تبلیغات بر اساس میزان رسیدن به هدف آگهی دهنده از یک مثال کمک می‌گیرم. به طور مثال یک تولید کننده اسباب بازی قصد دارد عروسک جدید تولید کارگاهش را توسط سیستم گوگل ادز به فروش برساند. در ابتدا آگهی دهنده باید مشخصات و تصاویر و موجودی خود را در سرویس Google merchant center ثبت نماید. پس از آن به سرویس گوگل ادز مراجعه کرده و کمپینی برای محصول جدید خود می‌سازد. در این مرحله آگهی دهنده به گوگل ادز اعلام می‌کند حاضر است به ازای هر فروشی که از طریق تبلیغات گوگل ادز روی دهد چه مبلغی بپردازد. گوگل ادز بر اساس مبلغ تعیین شده شروع به نمایش آگهی کرده و بر اساس تعداد کلیکی که منجر به خرید می‌گردد درصد خود از فروش را محاسبه می‌کند. این درصد ممکن است از عدد اعلامی آگهی دهنده بیشتر باشد یا کمتر ولی گوگل ادز بر اساس هوش مصنوعی که دارد سعی می‌کند نزدیک ترین قیمت به مبلغ مورد نظر آگهی دهنده را پیدا کند. پس از آن این آگهی دنده است که باید تصمیم بگیرد رقم پیشنهادی گوگل ادز برای وی به صرفه است یا خیر. این مثال ساده‌ترین حد ممکن از نحوه انجام سیستم همکاری در فروش بود که خیلی از پیچیدگی‌های آن حذف شده و امیدوارم در مطلبی دیگر این سیستم را به طور کامل توضیح دهم.به طور خلاصه مهمترین تفاوت سیستم افیلییت در سرویس‌های تبلیغاتی دیجیتال اینست که درصد مشارکت در فروش توسط عرضه کننده کالا یا صاحب مدیا تعیین نمی‌گردد بلکه بر اساس میزان اقبال به سرویس یا کالا و تلاش مدیا محاسبه می‌شود.محاسبه هزینه تبلیغات بر اساس افیلییت مارکتینگ برای چه کسب و کارهایی مناسب است؟تقریبا هر کسب و کاری که از مدیای دیجیتال برای بازاریابی محصولش استفاده می‌کند می‌تواند بر اساس این روش هزینه تبلیغاتش را محاسبه کند ولی باید در نظر داشت که در این روش معیار موفقیت باید فروش یا جذب عضو باشد و نباید برای برندینگ از این روش انتظار بالایی داشت. همچنین کمیپن‌های افیلییت به ندرت وایرال می‌شوند و رشد تصاعدی در فروش اتفاق نمی‌افتد عموما. یعنی این گونه نیست که پس از مدتی با قطع همکاری با سرویس تبلیغاتی رشد ارگانیک بیزینس جای آن را پر نماید. همچنین آگهی دهنده باید در هنگام قیمت گذاری در نظر داشته باشد که ممکن است سود واقعی او از فروش که به همکاری در فروش اختصاص می‌دهد Aریال باشد ولی اگر مقداری بیشتر از آن را برای سیستم همکاری در فروش هزینه کند ایرادی ندارد چرا که در این پروسه علاوه بر فروش، تا حدودی برندینگ و جذب مشتری نیز انجام می‌گیرد که ارزشمند هستند.یک سرویس تبلیغاتی در چه صورتی می‌تواند با محاسبه دستمزد بر اساس افیلییت مارکتینگ سود ببرد؟اولین ویژگی که مورد نیاز آن است که تعداد مدیای با ارزش پایین بسیار زیادی در اختیار آن سرویس تبلیغاتی باشد. مدیایی که همواره برای آن مشتری وجود دارد و بر سر تصاحب آن رقابت وجود دارد مناسب این روش نیست. لازمه این کار داشتن مقدار زیادی Impression خالی و با قیمت بسیار ناچیز است.ویژگی مورد نیاز بعدی اینست که قیمت مدیا در این سرویس باید بر اساس تقاضا تعیین شود. مدیایی که مشتری زیاد دارد گرانتر و مدیای خالی ارزانتر نه همه با یک قیمت.سرویس تبلیغاتی باید بتواند تارگتینگ های متنوعی داشته باشد تا Impression موجود را به بهترین حالت ممکن هزینه کند. نمایش آگهی اسباب بازی برای شخصی که درگیر یافتن شغل تازه است باعث می‌شود هزینه تبلیغات و نهایتا قیمت همکاری در فروش به صورت غیر لازم بالا برود. در این مسیر هوش مصنوعی و دیتای کاربر بسیار کمک کننده هستند.آن سرویس تبلیغاتی باید بتواند پروسه کلیک تا رسیدن به مرحله مورد نظر که هدف آگهی دهنده است را ردگیری کرده و درآمد خود را محاسبه نماید.نتیجهبا گرایش روزافروزن کسب و کارها به بازاریابی دیجیتال و ایجاد امکان شفاف شدن ارزش همکاری‌ها اگر  سرویس‌های تبلیغاتی دیجیتال بخواهند کسب و کار ماندگاری داشته باشند باید به میزان ارزشی که برای مشتریانشان ایجاد می‌کنند، انتظار درآمد داشته باشند. در غیر این صورت یا شاهد رکود کارشان خواهند بود و یا رقبای دیگر جای آنان را خواهند گرفت. کلیک فروشی با نرخ ثابت با توجه به تخلفاتی و آمارسازی‌های زیادی که می‌توان انجام داد باعث می‌شود رفته رفته انجام بازاریابی دیجیتال کاری پر ریسک شده و اعتماد آگهی دهنده به سرویس‌های تبلیغاتی کاسته شود.بزرگترین اشتباهی که در گذشته در آژانس‌های تبلیغات آفلاین که عموما بیلبورد اجاره می‌دادند رخ داد، در بالا بردن قیمت اجاره مدیا و ارازن ارائه دادن خدمات مشاوره، برنامه‌ریزی، کریتو و تولید محتوا بود. به دلیل ارزان بودن این خدمات کیفیت نیز کاهش یافت و کار به جایی رسید که هر شرکتی با استخدام چند گرافیست، تنها مشتری مدیای این آژانس‌های تبلیغاتی گردیدند. با ظهور مدیاهای دیجیتال ارزان دیگر نیازی به اجاره بیلبورد از این آژانسها نیز نبود و تعداد کمی از آنان توانستند خود را سرپا نگه دارند. امیدوارم سرویس‌های تبلیغات دیجیتال از این تجربه استفاده کنند و به جاری مدیا فروشی خدمتی که مشتری به آن نیاز دارد را به فروش برسانند.</description>
                <category>امیر شبانی</category>
                <author>امیر شبانی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Sep 2018 15:43:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>