<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید مهدی معزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@3ydmehdi</link>
        <description>نویسنده، استراتژیست و مخلص شما.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 00:35:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2896936/avatar/1okWLO.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید مهدی معزی</title>
            <link>https://virgool.io/@3ydmehdi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کی طلا بفروشیم و ماشین بخریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%DA%A9%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%85-cpak1xwbdnnd</link>
                <description>زندگی ما پر شده از سوال، سوال‌‌هایی که در یک زندگی معمولی مثل بقیه مردم جهان لازم نیست به اونا فکر کنیم اما به هر حال ما اینجا دنیا اومدیم و یک روزی همینجا خاکمون میکنن. 3 روز پیش گوشیم زنگ خورد، دوست صمیمیم حمید با عصبانیت سرم داد زد:&quot; ما احمقیم این ممکلت بهشت آدم‌های باعرضه‌ست&quot;با تعجب دلیل عصبانیتش رو پرسیدم و فهمیدم که موج افزایش قیمت ماشین شروع شده و احساس جاموندگی پیدا کرده. استدلالش هم این بود که یکسری آدم باعرضه تو این ممکلت وجود دارن که قبل از گرونی طلا، طلا میخرن و قبل از گرونی ماشین، طلاهای خودشون رو میفروشن و ماشین میخرن. اما آیا همچین چیزی ممکنه و آیا این آدم‌های باعرضه وجود دارن؟  جابه‌جایی بین خودرو و طلاتو بازار ایران معمولاً همه درباره رشد قیمت‌ها صحبت می‌کنن اما همیشه نگه داشتن یک دارایی بهترین تصمیم نیست و بیشترین سود برای افرادیه که میدونن کی بین دارایی‌های خودشون جا‌به‌جایی داشته باشن.برای پیدا کردن منظق فکری این افراد، دیتای قیمت خودرو و طلای ۱۸ عیار را از اواخر ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ بررسی کردم تا ببینیم در چه بازه‌هایی:خودرو جلوتر از طلا حرکت کردهو در چه بازه‌هایی طلا عملکرد بهتری داشته  شاخص خودروبرای تحلیل رفتار بازار، فقط یک ماشین خاص را بررسی نکردم. چون رفتار تغییر قیمتی یک خودرو بخصوص میتونه برای تولید و عرضه یا اخبار بازار باشه.برای همین، یک شاخص خودرو ساختم که از چند خودروی مهم بازار تشکیل شده بود:Peugeot 207DenaShahinSainaTaraبعد از نرمال‌سازی داده‌ها، همه خودروها از عدد 100 شروع شدن تا بتوانیم فقط «رشد» را مقایسه کنیم، نه قیمت خام روطبق داده‌ها، شاخص بازار خودرو از اواخر ۱۴۰۲ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حدود:۲۹۰٪ رشد کرده. رفتار خودروهای مهم بازاردر این بازه:خودرورشد تقریبیSaina+۳۰۰٪Shahin+۲۶۰٪Peugeot 207+۲۳۰٪Dena+۲۱۰٪Tara+۱۸۰٪بیشترین رشد مربوط به خودروهای اقتصادی و پرتقاضا بود. مقایسه خودرو و طلادر مرحله بعد، دیتای طلای ۱۸ عیار ایران استخراج و برای طلا هم شاخص ساخته شد.سپس دو شاخص روی هم قرار گرفتن:شاخص خودروشاخص طلااینجا اولین الگوی مهم دیده شد:طلا معمولاً زودتر از خودرو به شوک‌های اقتصادی واکنش نشان میده، اما خودرو با چند ماه تأخیر خودش را به بازار می‌رسونه.و دقیقاً همین تأخیر، فرصت اصلی ساخت سود را ایجاد میکنهنکته مهم، عقب‌ماندن همیشه به معنی فرصت خرید نیستوقتی می‌گیم خودرو نسبت به طلا عقب افتاده، منظورمون این نیست که حتماً باید ماشین بخریم یا اینکه خودرو قطعاً بعداً رشد می‌کندهمثلاً اگر واردات خودرو تغییر کنه، عرضه زیاد شه، قدرت خرید مردم کاهش پیدا کنه یا سیاست قیمت‌گذاری عوض شه، ممکنه بازار خودرو دیگه مثل قبل به طلا نزدیک نشه.پس این تحلیل قرار نیست بگه:«هر وقت خودرو نسبت به طلا ارزان شد، حتماً بخرید.» بررسی بازه‌های مهماز بهمن ۱۴۰۲ تا خرداد ۱۴۰۳، بازار خودرو وارد یکی از داغ‌ترین فازهای خودش شد. بعد از موج تورمی زمستون، خودروهای داخلی مخصوصاً Peugeot 207، Shahin و Saina خیلی سریع‌تر از طلا رشد کردن و بازار به نقطه‌ای رسید که نسبت خودرو به طلا وارد محدوده‌های هیجانی شد.اما از تیر تا مهر ۱۴۰۳، ورق برگشت. طلا خیلی سریع‌تر واکنش نشان داد و حدود +۴۰٪ رشد کرد، در حالی که بازار خودرو وارد رکود نسبی شد و بعضی مدل‌ها تقریباً بدون رشد باقی موندن اینجا اولین نشانه‌های جا موندن بازار ماشین دیده شد.در آبان تا دی ۱۴۰۳، شرایط دوباره تغییر کرد. خودرو نسبت به طلا عقب افتاده بود و بعضی مدل‌های داخلی دوباره نسبت به طلا ارزان شدن و خودروها دوباره شروع به جبران عقب‌ماندگی کردن.این روند در اسفند ۱۴۰۳ تا اردیبهشت ۱۴۰۴ دوباره وارد فاز هیجانی شد. Saina، Shahin و Peugeot  207 دوباره رشد شدیدی را تجربه کردن و نسبت خودرو به طلا دوباره به محدوده‌های داغ بازار رسید.از تابستان تا پاییز ۱۴۰۴، رشد طلا آروم‌تر شد و بازار خودرو دوباره بخشی از عقب‌ماندگی نسبت به تورم رو جبران کرد. در نهایت، از زمستان ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، در چند وقت اخیر بعضی خودروها همچنان عملکرد قوی‌تری نسبت به طلا داشتن.مرحله آخر و جمع بندیبعد از بررسی‌های فراوان ما فهمدیم که ممکنه و یکسری آدم باعرضه تو این مملکت این کارو انجام میدن. ولی الان یک سوال جدید داریم، این افراد که علم غیب ندارن و چرا این جابه‌جایی‌ها اتفاق افتادن؟برای پاسخ به این سوال، سه متغیر اصلی بررسی شدن:انس جهانی طلاقیمت دلارو رفتار بازار خودرونتیجه تحلیل‌ها یک الگوی تکرارشونده رو نشون داد، معمولاً اول دلار حرکت میکنه، بعد طلا سریع واکنش نشون میده و در آخر خودرو با ۱ تا ۳ ماه تأخیر وارد موج میشه.در بازه‌هایی که دلار یا انس جهانی رشد کردن، طلا تقریباً همیشه سریع‌تر واکنش نشون داده، اما خودرو به خاطر نقدشوندگی پایین‌تر و رفتار کندتر بازار، دیرتر وارد موج شده.و شاید مهم‌ترین نتیجه پروژه همین باشدهخودرو معمولاً موج رو نمیسازه؛فقط با تأخیر خودش را به موجی می‌رسونه که دلار و طلا قبلاً ساختن.ما آدم‌های معمولیبرای آدم‌های معمولی ماشین صرفاً یک وسیله مصرفیه که ما رو از نقطه مبداً به نقطه مقصد میرسونه. ما با گرفتن وام و قرض ماشین خریدیم و تنها دارایی طلایی که می‌شناسیم طلاهای مادرمونه که سال‌ها پیش به دلایلی فروخته شدن و از اونا فقط سرکوفت بر سر پدر مونده. ما زندگی رو ساده میخوایم و همیشه اون باعرضه‌هایی که سخت میگرفتن رو مسخره میکردیم.ما آدم‌های معمولی تو این کشور بهمون سخت میگذره..</description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Thu, 14 May 2026 15:34:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اونی که میخواستی تو غبارها گم شد...</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%D8%A7%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF-fq62j4pivwba</link>
                <description>مفهوم گم شدن برای ما مثل قدیم نیست. دیگه کسی سر به بیابون نمی‌ذاره و این روزها به سادگی پیدا میشیم. اما وای از لحظاتی که نمیدونیم یکی از عزیزانمون کجاست، حالا فرض کنین این لحظات تبدیل به دقایق، ساعت‌ها، روزها و متاسفانه سال‌ها بشه. &quot;در سال1370 دخترم با فردی قزوینی ازدواج می‌کنه و یک بچه و آبستن بوده،بعد از مدتی ****میگه دخترتو سپردم به رفیقم که ببره دبی تا من بعدا بیامسالها شکایت و دادگاه رفتیم و از اونجایی که **** ،به دبی و ابوظبی رفتیم و عکس دخترم رو پخش کردیم به عنوان گمشده ولی خبری نشدهیه دختر 37ساله دوران کرونا از دست دادم با سه نوه ای که برام گذاشتهبا پیدا شدن دختر بزرگم لااقل تسکینی به نبود دختر دیگرم میشهدر صورت دادن نشانی از دخترم ، مژدگانی به فرد و به این سایت میدمخدا همه گمشدگان رو به دامان خانواده برگردونه&quot;(بخشی از متن آگهی یک فرد گمشده که به دلایل حقوقی قسمت‌هایی از آن توسط سایت پوشانده شده) از یک فرار ساده تا یک لیست سنگینقطعی اینترنت برای امثال من یه جورایی شبیه برعکس شدن ساعت شنیه. هرچی شن‌های بالا کمتر میشه، حس می‌کنم جایگاه شغلی و اجتماعی‌مون هم داره آروم آروم می‌ریزه پایین. ولی خب زندگی که نمی‌ایسته. مجبوریم ادامه بدیم. هنوز باید امید داشته باشیم، آرزو داشته باشیم، و شاید خنده‌دار به نظر برسه، حتی رویا.تو یکی از روزهای پر انفجار تهران، یکی از دوستام حیوان خونگیش رو گم کرد. از ترس صداها فرار کرده بود. چند ساعت کل خیابون‌ها رو بالا و پایین کردیم، بی‌نتیجه. آخرش رسیدیم به همون اینترنت نصف و نیمه‌.اونجا بود که با یه سایت عجیب روبه‌رو شدم. سایتی که مشخصاً فقط برای گم‌شده‌ها ساخته شده: Gomshodegan. ir فضای سایت حس عجیبی داره. رنگ قرمز، فونت خاص، یه جور حال و هوای اضطراب‌دار. با گوشی هم درست بالا نمیاد، انگار خودش هم نصفه نیمه زنده‌ست. ولی داخلش یه بخش داره که از بقیه متفاوت‌تره، لیست آدم‌های گمشده و پیدا شده. چند دقیقه بیشتر طول نکشید که فهمیدم اینجا فقط یه لیست ساده نیست، هر آگهی یه داستانه.کنجکاو شدم.  رفتم سراغ آگهی‌های اخیر و حدود ۷۰ تا از آخرین موارد رو یکی یکی بررسی کردم. چیزی که دیدم، اصلاً شبیه تصورم از «گم شدن» نبود… بررسی داده‌های 70 آگهی افراد گمشده وقتی اسم «افراد گمشده» میاد  معمولاً تصور می‌کنیم با یک اتفاق ناگهانی طرفیم. یک لحظه، یک اشتباه و بعد ناپدید شدن. اما بعد از بررسی ده‌ها آگهی واقعی تو این سایت متوجه شدم داستان چیز دیگه‌ست.بیشتر این آدم‌ها، قبل از گم شدن، در موقعیت‌های آسیب‌پذیر قرار داشتن. سالمندانی با آلزایمر، افرادی با اختلالات ذهنی، کسانی که توان تکلم ندارن و نیاز به مراقبت جدی دارن. گروه دیگه‌ای هم هستن که درگیر اعتیاد، مشکلات روانی یا شرایط خاصین. اینجا «گم شدن» فقط یک حادثه نیست، نتیجه یک مسیر تدریجیه. نکته عجیب‌تر اینه که بیشتر این آگهی‌ها اصلاً مربوط به امروز و دیروز نیستن. بعضاً به دهه‌ها قبل برمی‌گردن، به دهه ۶۰، ۷۰ یا حتی قبل‌تر! یعنی این سایت فقط برای پیدا کردن یک فرد در لحظه نیست، بلکه جاییه که امیدهای قدیمی هنوز زنده‌ان.خانواده‌هایی که بعد از ۲۰ یا ۳۰ سال، همچنان به دنبال نشونه می‌گردن. بین داده‌هایی که بررسی کردم، یک صدای مشترک دائم تکرار میشه، صدای خانواده‌ها. جملاتی مثل «دل یک مادر را شاد کنید» یا «سال‌هاست چشم‌انتظاریم» نشون میده این آگهی‌ها فقط اطلاعات نیستن؛ هر کدومشون یک داستان ناتمامه. اینجا بیشتر از اونکه با دیتا طرف باشیم، با احساسات خام و واقعی روبه‌رو هستیم. از نظر جغرافیایی هم یک الگوی واضح دیده میشه، تمرکز بالا در شهرهای بزرگ مثل تهران، مشهد و کرج. جایی که شلوغی، مهاجرت و ناشناسی، گم شدن را ساده‌تر میکنه. مبلغ مژدگانی‌ها هم از اعداد بسیار پایین تا رقم‌های بالا متغیره، اما بیشتر از اونکه نشان‌دهنده اهمیت باشه، بازتابی از شرایط خانواده‌هاست. شاید مهم‌ترین نکته این باشه که همه این افراد واقعاً «گم» نشدن. برخی از اونا تو سیستم جا موندن. کودکانی که بهزیستی رفتن، افرادی که هویت‌شون از بین رفته، یا کسانی که دیگه راهی برای بازگشت به خونه ندارن. در نهایت بعد از اینکه این دیتا رو بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که این سایت فقط یک لیست نیست. تصویریه از جامعه‌ای که در اون گم شدن اغلب قابل پیش‌بینیه ، اما دیده نمیشه. سال 76 گم شدمبه خودم که اومدم دیدم چند ساعته بین آگهی‌های سایتم. خط به خط جملات و ترکیباتی که افراد برای پیدا شدن گمشده‌شون نوشتن، رنگ و بوی متفاوتی داره و انگار تکه‌ قطع شده‌ای از یک هایکو یا قصه بلنده. آدم‌هایی که عزیزشون رو گم کردن دردی رو آگهی میکنن که من هیچوقت لمس نکردم.من وقتی گم بشم متن آگهیم رو چی می‌نویسن؟بین همین آگهی‌ها یکی از مواردی که تکرار شده، افرادیه که گمشده خودشونن و برای پیدا کردن خانواده یا جامعه‌ای که اونا رو از قبل‌تر می‌شناسه آگهی دادن. این افراد معمولاً نشونی‌های کلی ظاهری، محل و بازه زمانی گم شدن رو نوشتن و امید به اتفاقی دارن که سال‌هاست نیفتاده.امروز که دارم این متن رو می‌نویسم تولدمه، در آستانه 30 سالگی احساس میکنم بیشتر از همیشه گم شدم و کاش جایی بود که من هم میتونستم آگهی برای خودم بذارم. مهدی، از سال 76 گم شده، موی سیاه، خلق تنگ و یک دنیا آرزوی خاکستر شده.</description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Apr 2026 20:02:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قطعی برق در تگزاس، وقتی در آسانسور مردم</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B3-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-txeovnxmlen5</link>
                <description>هیچوقت یادتون نره، قطعی برق یک فاجعه تکنولوژیک و زیرساختی به حساب میاد، که بسته به گستره و طول زمانش، می‌تونه به فجایع اجتماعی و حتی انسانی تبدیل بشه. پس خدا رو شکر که ایران زندگی می‌کنیم نه تگزاس. سلاممن دیروز مردم، حداقل برای چند ثانیه.تقریباً از ۸ سالگی مطمئنم که تجربه مرگ یک لحظه آنیه. شبیه به خاموش کردن تلویزیون، همه چیز در یک نقطه تاریک و تموم میشه.دیروز وقتی برق رفت و تو آسانسور گیر کردم و برای چند ثانیه تصور همیشگیم از مرگ رو تجربه کردم.من زنده موندم ولی اگه سال 2021 توی تگزاس بود به احتمال زیاد ناكام از اين دنيا ميرفتم. قطعی برق در تاکسی دیگه تاکسیم پیدا نمی‌شه. زندگی‌ حتی چیزهای معمول و بی‌اهمیتش رو هم ازمون محروم میکنه.  مطمئنم یک روزی مجبورم روبروی متولد دهه نود بشینم و توضیح بدم که چیزی به اسم تاکسی دربست و خطی قبل از ظهور اسنپ و تپسی وجود داشت و آدم‌ها سر خیابون وایمیستادن و فریاد میزدن &quot;مستقیم&quot;من اولین بار که با ابعاد اجتماعی قطعی برق آشنا شدم تو تاکسی بود.راننده: میدونی تو ژاپن یک ساعت برق قطع شه چه اتفاقی می‌افته؟-نهراننده: کشورشون ۱۰ سال عقب میفته! تو آمریکا چی؟ میدونی؟-نهراننده: ۲۰ سال عقب میفتن! حالا تو ایران یه روز برق بره بنظرت چی میشه؟-نمیدونم&quot;جمعیت کشور دو برابر میشه.&quot; طوفان زمستانی 2021 تگزاستپسی به تازگی گزینه سفر در سکوت رو اضافه کرده که مسافر و راننده در طول مسیر باهم صحبتی نمی‌کنن. ایده خوبیه، آدما عوض شدن و حوصله صحبت‌های کوتاه و بدون مقصد ندارن. وقتی تو آسانسور گیر کردی، برای کسی مهم نیست که ۴۲۶ نفر تو قطعی برق تگزاس مردن.فوریه ۲۰۲۱،  سرما به جون مردم تگزاس افتاد و درگیر بلای طبیعی طوفان زمستانی شدن. سرما به هیج لوله‌ای رحم نکرد و یخ زدگی همه نیروگاه‌ها رو از کار انداخت.تو یک چشم به هم زدن، بیشتر از ۴.۵ میلیون نفر تو تاریکی و سرمای فرو رفتن.تاریکی فقط یک مشکل فنی نبود و تبدیل به یک فاجعه انسانی شد. آمار رسمی دولت، مرگ ۲۴۶ نفر را ثبت کرده اما خب اینجور مواقع اونا هم یخورده با آمار مثل ما خوب نیستن و بررسی‌های مستقل نشون داده که تعداد واقعی بین ۴۲۶ تا ۷۰۲ نفر بوده. بیشترشون سالمندانی بودن که تو خونه از سرما یخ زدن یا بیمارای وابسته به دستگاه‌های اکسیژن.البته بعدها کلی اقدام انجام دادن که دیگه همچین فاجعه‌ای رخ نده ولی به هر حال تا این لحظه کسی به دلیل قطعی برق و یخ زدگی در ایران فوت نکرده. حداقل تو تابستون.گزارش متجربین نزدیک به مرگطبق گزارش کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشتن، تو لحظات آخر در کسری از ثانیه آدم کل زندگیشو جلوی چشماش مثل یک فیلم رو دور تند می‌بینه.دلم برای بازی کردن با سایه ها تو تاریکی، تاکسی، چونه زدن سر پول خرد و ساعت‌ها بدون دغدغه توی ویکی‌پدیا چرخیدن تنگ شده.کاش اون چند لحظه که تو آسانسور پیش ناخودآگاه خودم به باور مرگ رسیده بودم، یکدور دوباره تا اینجا زندگی رو میدیدم. اما نکنه فقط همه چیز یهو تاریک شه؟</description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Sun, 03 Aug 2025 19:38:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی و بیرون‌ روی</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%84-iqywbyljyyie</link>
                <description>روم به دیوار، گلاب به روتون، من ازتون عذر میخوام اما بیاین باهم یک نگاه متفاوت به افسردگی یا به قول جوان‌ها نسل Z امروزی دپرشن، داشته باشیم.خدا نور بباره به قبر آقای چهرازی، سال 1318 تونست حاکمیت وقت رو قانع کنه که کشور به یک بیمارستان تخصصی بیماری‌های روانی احتیاج داره. این قضیه جایی جالب‌تر میشه که مرداد ۱۳۳۲ مردم شهر تهران برای اولین بار از آب لوله کشی استفاده کردن اما از 15 سال قبل‌ همین شهر به لطف آقای چهرازی تیمارستان داشته.بنابراین یک دورانی تفکر اهمیت دادن به بیماری‌های روانی در جامعه غالب بوده و این موضوع نباید برای مردم امروز ما ناشناخته باشه...سردر تیمارستان چهرازیاما متاسفانه جامعه امروز با این مفاهیم غریبه‌ست و به دست و پا شکسته‌ترین حالت ممکن هر شخصی تلاش میکنه که بیماری‎‌های روانی خودش رو تشخیص و درمان کنه.برای منم در بازه‌های متفاوتی از زندگیم این قضیه تبدیل به معضل شده بود. مخصوصاً این اواخر که تجربه شکست در رابطه عاطفی رو داشتم...ولی من تصمیم گرفتم جورابام رو لنگه به لنگه بپوشم.ایران سرزمین مجنوناول از همه بیاین همه دست در دست هم دهیم و برای یکبار به عنوان ایرانی روی یک مسئله به توافق برسیم، تو زندگی هر ایرانی بزرگسال پر از گره روانیه.اگر با جمله بالا مخالفین(!) کافیه دلایل شکل گیری عقده‌های روانی یا افسردگی رو گوگل کنین، به دلایلی می‌رسین که تو زندگی همه ما بارها تکرار شده. متاسفانه.وضعیت سلامت روان ما ایرانی‌ها به اندازه‌ای حاد شده که طبق آخرین آمار نزدیک به 30 درصد ایرانی‌ها مشکوک به درجاتی از اختلال در سلامت روان شناخته شدن. البته تمامی این آمارها برای چندین سال پیشه و نتیجه تحقیقات جدید پایش سلامت روان هنوز انتشار داده نشده.فکر کنم رو این مسئله که در چند سال اخیر به هیچکس از مردم عادی خوش نگذشته، همه توافق داریم. امیدوارم دیگه با این جمله مخالف نباشی.مگه من دیوونه‌ام که برم تراپی!به هر حال خوب یا بد در کشور ما زمینه‌های درگیر شدن به بیماری‌های روانی زیاده و درحال حاضر تعداد زیادی از اطرافیان ما به افسردگی یا باقی بیماری‌های روانی دچارن. با این وجود فرهنگ نگرش به این افراد در جامعه ما در بدترین حالت ممکنه. بذارین راحت بگم، تا جایی که حافظه من یاری میکنه کمتر از 5 ساله که در بین مردم به آدم افسرده به عنوان بیمار نگاه و تراپی و درمان بیماری‌های روانی به عنوان یک امر واجب شناخته میشه.همه ما این جمله رو شنیدیم «مگه من دیوونه‌ام که برم تراپی!» و الان چند سالیه که طبقه متوسط به بالای جامعه ما از این جمله عبور کرده اما همچنان مراجعه به تراپیست و روانپزشک برای افراد اتفاق گرونی به حساب میاد.چقدر گرون؟ هزینه ۴۵ دقیقه تراپی در حالت خوش بینانه بین ۴۰۰ هزار تا یک میلیون تومانه تخمین زده میشه که باعث شده طی کردن مراحل درمان بیماری‌های روانی، سانتی مانتال و محدود به افراد خاصی از جامعه باشه.بیرون روی یا افسردگی؟برگردیم به افسردگی، اضطراب و افسردگی طبق صحبت متخصصین جزء شایع‌ترین بیماری‌های روانی مردم کشور ما حساب میشن. افسردگی نه ناراحتیه، نه بی‌انگیزگی و نه ناامیدی؛ بلکه مجموعه‌ای از احوالته که در اشکال متفاوت نمود پیدا میکنه.ما باید یاد بگیریم که افسردگی یک بیماریه و مثل بیماری‌های جسمی نیاز به طی کردن زمان و طول درمان داره. برای افرادی که درگیر با افسردگین هیچ چیز سخت‌تر از درک نشدن احوالاتشون نیست و اجبار یا تمسخر هیچ کمکی بهشون نمیکنه.شما از آدمی که درگیر بیرون روی یا اسهاله انتظار دارین خودش رو کنترل کنه؟ نه. از یک افسرده هم انتظار خلق خوب نداشته باشین.جوراب‌های لنگه به لنگهطبق تجربه شخصی، افسردگی برای من ابر سیاهی بود که روی همه روشنی‌های زندگی سایه می‌انداخت و تمام توصیه‌های عزیزان نزدیک بهم کارساز نبود. سگ سیاه افسردگی صرفاً همراهیم نمیکرد، جزئی از من و کنترل تمام امور رو به دست گرفته بود.تنها چیزی که کمکم کرد یک جمله کوتاه بود، «دنبال دستاورد بزرگ نرو، از کارهای ساده شروع کن و هرجا به چالش خوردی دنبال ایده آل نباش...»شروع کردم صبح‌ها بیدار شدن، آروم آروم تلفنم رو جواب میدادم و بقیه افراد رو از حال زارم خبردار کردم. یک روز بالاخره تونستم خودم رو مجبور کنم بعد یکسال به یک مصاحبه کاری برم؛ از تخت اومدم بیرون، لباس‌هام رو پوشیدم و دنبال جوراب گشتم. هیچ دو لنگه جورابی یکسانی پیدا نکردم و اونجا بزرگترین تصمیم زندگیم رو گرفتم، من تصمیم گرفتم جورابام رو لنگه به لنگه بپوشم.</description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2024 15:31:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روی گوشیت کلیک کن و پولدار شو!</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%D8%B1%D9%88%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88-shrsi8xsmgrf</link>
                <description>به احتمال زیاد این تیتر رو تو اینستاگرام زیاد دیدین و با توکن نات‌کوین تلگرام آشنایید اما تاحالا فکر کردین هدف واقعی این پروژه چیه؟من از زمانی که یک ساعت طول می‌کشید تا هر نفر رو قانع کنی بیت‌کوین کلاهبرداری نیست تا الان که 12 میلیون ایرانی فعال حوزه بازار ارزهای دیجیتالن مشغول به مارکتینگ محتوام و از نظرم پروژه نات‌کوین یکی از عجیب‌ترین اتفاق‌های چند سال اخیر مارکت کریپتوئه.نات‌کوین از لحظه شروع تا این روزها که به تاریخ قیمت گذاریش نزدیکیم ما رو غافلگیر کرده و اگه بخوام مودبانه بیان کنم، فعالین مارکت انگشت به دهان نظاره گر نبوغ بنیان گذاران تلگرامن.برای شروع اول از همه بیاین با هم دلیل شکل گیری این پروژه توسط تلگرام رو بررسی کنیم، بالاخره باید یک دلیلی باشه که آقای پاول دورف این همه ایرانی رو مجبور کرده که رو صفحه گوشی کلیلک کنن تا سکه‌هاشون بیشتر شه.نات کوین یک شاهکار مارکتینگآقای پاول دورف عزیز، مالک محترم تلگرام، تقریباً 35 میلیون نفر رو تو کل دنیا تشویق کرده که با جمع آوری سکه نات کوین می‌تونن در آینده سود کنن.تیم نات کوین تو قدم اول هدف اصلیش گرفتن توجه به سمت شبکه بلاکچین تلگرام و توکن TON ارز مورد حمایت اپلیکشن تلگرام بود. تلگرام مدتیه که مانور خودش روی کریپتو بیشتر کرده و هر روز دنبال اینه که تو دنیای ارزهای دیجیتال سهم بیشتری داشته باشه.اگه از نظر مارکتینگ بخوایم به نات کوین نگاه کنیم، با یک شاهکار طرفیم. تیم نات کوین طبق ادعایی که داشته حتی یک دلار هم برای تبلیغات خرج نکرده و همه کاربران با تکیه مستقیم بر تعاملات بین کاربران تلگرام انجام شده. به عبارت دیگه با طراحی یک بازی جذاب تونستن بصورت دهان به دهان 35 میلیون نفر رو جذب پروژه‌شون کنن.مثل اینکه جدی جدی کلاهبرداری نیست!اگه که به ترکیب نات در کنار کوین دقت کنیم، متوجه می‌شیم نات کوین از روز اول علاقه‌ای نداشت تا به ما ثابت کنه کلاهبرداری و اسکم نیست. از طرف دیگه پروژه‌های کریپتویی برای معرفی و توضیح مسیر خودشون معمولاً برنامه جامعی روی سایت در دسترس سرمایه گذارها قرار میدن و در اصطلاح به این توضیحات «وایت پیپر» گفته میشه، وایت پیپر نات کوین 6 صفحه خالی بود! ما راهی نداشتیم بجز اینکه که از نظر حرفه‌ای فرض کنیم پروژه نات کوین چاره‌ای بجز شکست نداره.اما تیم نات کوین با هوشمندی تمام یک بازی ساده و رو تبدیل به یک پروژه کریپتویی کرد و پس از پایان یافتن استخراج نات کوین ( همون کلیک کردن رو صفحه) اعلام کرد که توکن نات کوین به زودی قراره تو چند صرافی معتبر لیست شه!2 اشتباهی که دیگه تکرارش نمی‌کنم!نات‌کوین یک پدیده اجتماعی...نمی‌دونم تو اکسپلور اینستاگرام چشم‌تون به اون پستی که استخراج نات کوین رو با صلوات شمار مقایسه کرده خورده یا نه اما وقتی موضوعی با عمیق‌ترین مفاهیم زندگی روزمره همگام میشه، به ما خبر از تولد یک پدیده اجتماعی رو میده.من به عنوان استراتژیست سوشال مدیا تو برخورد با این پدیده اجتماعی دوتا اشتباه کردم. اشتباه اولم این بود که سعی کردم با جبهه گرفتن و مخالفت با این پروژه، از جریان ایجاد شده برای اعتبار دادن به برند استفاده کنم. روی کاغذ برنامه خوبی بنظر می‌رسید اما جریان اینقدر قوی بود که مردم از رو مخالفین این پروژه رد شدن و از طرف دیگه پروژه نات کوین موفق عمل کرد و یکبار دیگه بهم یادآوری شد که هر چیزی تو دنیای کریپتو ممکنه.اشتباه دوم هم این بود که وقتی خبر لیست شدن نات کوین اومد، تصمیم به اجرای مینی کمپین و جذب فالور از این جریان داشتم. کمپین موفق بود، خیلی هم موفق! اما فالورهایی که به پیج اضافه شده بودن هیچ علاقه‌ای به فعالیت تو بازار کریپتو نداشتن و صرفاً اخبار نات کوین براشون جذاب بود.به هر حال به پروژه نات کوین از هر طرفی نگاه کنیم جذابه و شاید سال‌ها طول بکشه تا دوباره یک پدیده اجتماعی به این شکل جامعه رو تحت تاثیر خودش قرار بده.تا اون موقع بنظرم فرصت خوبیه که به این فکر کنیم که...جدی تیم جناب آقای دورف چطوری با یک بازی ساده همه ما رو درگیر کرد؟!</description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Tue, 07 May 2024 14:00:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مراقب گردن‌های قشنگ‌تون باشید..</title>
                <link>https://virgool.io/@3ydmehdi/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-lbdzca5opatz</link>
                <description>اجازه بدین همین اول کاری یک مقدار فضا رو صمیمانه کنم، لطفاً مراقب گردن‌های قشنگ‌تون باشید!بدن ما طی تکاملی تو این چند هزار سال داشته، به نحوی طراحی نشده که ساعت‌های زیادی سرمون خم باشه یا تو حالت‌های اشتباهی موقع موبایل یا تبلت دست گرفتن به گردن و ستون فقرات‌مون فشار بیاریم. اگه تا الان درد سراغ‌تون نیومده که خدا رو شکر اما متاسفانه یا خوشبختانه همیشه درد یک راهی برای نشون دادن خودش پیدا می‌کنه. دردی نزدیک‌تر از گردن نیستبابام همیشه میگه &quot;اولین نشونه بزرگسالی پیدا شدن درده&quot; و کاش این حرفش درست نبود. فارغ از تمام نبردهای ذهنی و چالش‌های روانی که تو زندگیم درگیرش بودم، در سال‌های اولیه بیست سالگی‌ و قبل از سفید شدن موهام، پیری رو از تیری که گردنم می‌کشید احساس کردم.اگه چند سال پیش یکی به من می‌گفت که شغل نوشتن و تولید محتوا ممکنه باعث آسیب دیدن و ایجاد سندروم در دستگاه عصبی بدنم بشه، امکان نداشت باور کنم. نه سختی کار عجیب غریبی داشت و نه تحرک زیادی. ولی متاسفانه حقیقت داره و خم شدن روی گوشی و لپتاپ توانایی آسیب زدن به سسیتم عصبی بدن هر کسی رو داره.میدونم ممکنه فکر کنین که این سندروم برای افرادی پیش میاد که معتاد به استفاده از موبایل شدن و بیست و چهار ساعت شبانه روز سرشون تو گوشیه اما یک نگاه به اطرافتون بندازین، همه آدمایی که در طول روز می‌بینین تقریباً در یک حالت آسیب رسان به بدن‌شون خم شدن روی صفحه گوشی. چی باعث شده که فکر کنین شما یکی از اونا نیستید؟سندروم تکست نکواژه &quot;تکست نک&quot; (Text neck) توسط یک پزشک آمریکایی ابداع شده است و اصطلاحی است برای توضیح درد گردن و خطرات ناشی از آن با نگاه کردن به گوشی، تبلت یا سایر دستگاه های بی سیم به طور متناوب یا طولانی مدت است.فرض بگیرین که یک دمبل 5 یا 6 کیلویی رو برای ساعات زیادی در یک حالت خاص دست‌تون بگیرین، قطعاً بعد از مدت کوتاهی درد رو احساس می‌کنین. این دقیقاً همون بلاییه که سر گردن قشنگ‌تون هر روز میارید چون وزن سر انسان بین 5 تا 6 کیلوگرم تخمین زده میشه. فقط با این تفاوت که با افزایش زاویه خم شدن گردن، فشار وارده بر ماهیچه‌ها و سیستم عصبی هم بیشتر خواهد شد.با تنها ۱۵درجه خم شدن به سمت جلو، چیزی معادل ۱۲ کیلوگرم و در صورتی که سر با زاویه ۴۵ درجه خم شده باشد، فشاری معادل ۲۳ کیلوگرم به ستون فقرات گردنی و ماهیچه هایی که از آنها محافظت می‌کنند وارد می‌کنید.افزایش فشار بر گردن با بیشتر شدن زاویه خم کردن سرزمان زیادی نداریداگه تا الان علائم تکست نک در شما ظهور نکرده که بهتون تبریک می‌گم و پیشنهاد می‌کنم مواردی که این پایین براتون نوشتم رو رعایت کنین.۱- هر از چندگاه گوشی را کنار بگذارید و حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه راه بروید و هر چند دقیقه یک بار گردن و پشت خود را به عقب خم کرده و بکشید.۲- هر از گاهی سر خود را آرام به جلو خم کرده و سعی کنید چانه را به سینه بچسبانید و سپس سر را به عقب خم کنید.۳- سر خود را مکرر و آرام به چپ و راست بچرخانید.۴- دست‌های خود را در طرفین بدن چسبانده و شانه‌ها را در جهت و خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید.۵- نکته آخر اینکه سر نباید برای مدت طولانی در طول روز خم شود.اگه هم که درحال حاضر دچار درد مشترکیم، بهتون توصیه می‌کنم تا دیر نشده سعی به بهبود روش زندگی و جلوگیری از آسیب دائمی کنید. </description>
                <category>سید مهدی معزی</category>
                <author>سید مهدی معزی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Sep 2023 13:53:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>