<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی‌رضا یونسی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AYoonesi</link>
        <description>.For in much wisdom is much vexation, and he who increases knowledge increases sorrow</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 15:10:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/178040/avatar/1xLu0D.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی‌رضا یونسی</title>
            <link>https://virgool.io/@AYoonesi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معافیت از مجازات بهره در قانون ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@AYoonesi/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-vneobofbijdz</link>
                <description>Source: Interest Rates: Different Types and What They Mean to Borrowers
تعریف بهرهپولی که وام‌گیرنده از بابت استفاده کردن از پول‌های وام‌دهنده به او پرداخت می‌کند را بهره می‌گویند. به بیان دیگر، «بهره» بهای پول وام گرفته شده‌است. اگر وام‌گیرنده (فرد یا بنگاه اقتصادی) مبلغی پول برای مدتی معین وام بگیرد، مبلغی را که در آینده باید به وام‌دهنده بازپرداخت کند، معمولاً بیش از مبلغ دریافتی نخستین خواهد بود. این پرداخت اضافی، &quot;بهره&quot; نام دارد که می‌توان آن را به صورت نسبت &quot;تفاوت مبلغ دریافتی و مبلغ بازپرداخت شده در پایان یک دوره معین&quot; به &quot;کل مبلغ دریافتی&quot; بیان کرد. بدین‌سان که اگر مبلغ ۱۰۰ ریال وام داده شود و در پایان سال ۱۰۵ ریال دریافت گردد، نرخ بهره سالانه برابر با ۵ درصد خواهد بود./ادامه مقاله بهره در ویکی‌پدیابهره در قانون مجازات اسلامیبراساس ماده ۵۹۵ ق.م.ا (تعزیرات)، دریافت سود و بهره از مال ربا تلقی شده و مجازات دارد.هرنوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان جنس مکیل و موزون معامله نماید و یا زائد بر پرداخت مبلغی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می‌شود. مرتکبین اعم از ربادهنده، رباگیرنده و واسطه بین آن‌ها علاوه‌بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز معادل مال مورد ربا بعنوان جزای نقدی محکوم می‌گردند.اما قانونگذار در شرایطی طلب سود از مال یا جنس را معاف از مجازات می‌داند. براساس تبصره ۲ ماده ۵۹۵ ق.م.ا.، اضطرار می‌تواند از اسباب اباحه جرم باشد و مضطر معاف از مجازات ربا است. ضمنا درصورت اثبات اضطرار، علاوه‌بر معافیت از مجازات، ربادهنده در مقام شاکی خصوصی قرار می‌گیرد و علاوه‌بر درخواست مجازات رباگیرنده، خسارات وارده و ضرر و زیان ناشی از جرم را مطالبه نماید. (رباگیرنده ⬅️  نزول‌خور)همچنین طبق تبصره ۳ ماده ۵۹۵، اگر ربادهنده یا ربادهنده روابط پدر-فرزندی یا زن-شوهری داشته باشند یا مسلمان از کافر ربا دریافت کند، مشمول مجازات نیستند.بهره در قانون اساسیبراساس بند ۵ اصل ۴۳ ق.ا. دولت موظف به ممنوعیت هرگونه معامله آغشته به ربا است. و براساس اصل ۴۹ ق.ا. دولت موظف به رد هرگونه ثروت ناشی از ربا به صاحب مال است. اما نظر به اینکه اخذ بهره و خسارت تادیه توسط دولت، موسسات و شرکت‌های ایرانی از دولت‌ها و موسسات و شرکت‌های خارجی براساس قراردادهای منعقده ظاهرا مغایر اصول ۴۳ و ۴۹ ق.ا. قلمداد می‌گردند؛ شورای نگهبان باتوجه به وظیفه تفسیری خود در نظریه تفسیری شماره ۹۴۳۸ بیان می‌کند دریافت بهره و خسارت تاخیر تادیه از دولت‌ها، موسسات و شرکت‌ها و اشخاص خارجی که دریافت آن را ممنوع نمی‌دانند شرعا مجاز است. پس ناقض اصول ۴۳ و ۴۹ ق.ا. نیستند.خسارت تاخیر تادیهالبته با اینکه از تفسیر ۹۴۳۸ ق.ا. و تبصره ۳ ماده ۵۹۵ ق.م.ا چنان برداشت که خسارت تاخیر تادیه غیرشرعی و نتیجتا غیرقانونی است، در ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قانونگذار مبنا را کاهش ارزش پول و قدرت خرید می‌داند مشروط بر آنکه موضوع آن دین (debt) بوده باشد و چنانچه راجع‌به عین یا الزام به انجام کار معین باشد، مطالبه خسارت تاخیر تادیه بی‌معنا خواهد بود.‌ماده ۵۲۲ آیین دادرسی مدنی: در دعاویی که موضوع آن دِ‌ین و از نوع وجه رایج بوده و با مطالبه داین و تمکن مدیون، مدیون امتناع از پرداخت نموده، در صورت‌تغییر فاحش شاخص قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار، دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط‌بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهد داد مگر این‌که طرفین به نحو دیگری مصالحه نمایند.ضمنا، با توجه به افزوده شدن کلمه رایج به وجه، در قانون آیین دادرسی مدنی ۱۳۷۹، رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور مبنی بر شمول مقررات خسارت تأخیر تأدیه به وجه خارجی، اعتبار ندارد و تنها شامل وجه رایج ایران است. (مطالبه خسارت تاخیر تادیه ارز و اجرای حکم خارجی مبنی‌بر پرداخت خسارت تاخیر تادیه ارز خارجی)</description>
                <category>علی‌رضا یونسی</category>
                <author>علی‌رضا یونسی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Nov 2022 22:16:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ژنو کالوینی</title>
                <link>https://virgool.io/@AYoonesi/%DA%98%D9%86%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C-uo9dih7ere2f</link>
                <description>بخشی از کتاب The Reformation اثر Sara Flowers که برام جالب بود از اون جهت که با کالوینی که از ماکس وبر یاد گرفتم کمی متفاوته و به زندگی ماها شبیه. و به همین دلیل گفتم به اشتراک بذارم.Book Coverکالوین خلاف آناباپتیست‌ها معنقد بود کلیسا و دولت از آن جهت به‌وجود آمده‌اند که با هم همکاری کنند تا دولت اصول اخلاقی‌ای که کلیسا تدوین می‌کند را به اجرا در‌آورد. کالوینیسم قدرت بسیاری بدست آورد و کنظام اداری به شکل حکومت روحانیون درآمد. خود کالوین هم به مدت بیست سال ژنو را اداره کرد؛ او قوانین اجرایی بوجود آورد و همه را مکلف به اجرای آن کرد.بازی با ورق، تاس و رقص غیرقانونی بود؛ هرکسی در پنج مراسم هفتگی موعظه شرکت می‌کرد؛ پوشاک، لباس و آرایش مو تحت کنترل بود. همه ملزم به اطاعت بودند و هیچ استثنایی وجود نداشت؛ روحانیان و ریش‌سفیدان به منازل افراد سر می‌زدند و بر وضعیت عبادت مردم نظارت می‌کردند. دلیل اینکه مردم با چنین روش ظالمانه‌ای کنار می‌آمدند چه بود؟کالوین به آنها راهی نشان می‌داد که به خدا نزدیک شوند و بدینوسیله آنها قادر به ترجیح آرمانهای برتر بر آمال دنیوی می‌شدند و می‌توانستند تقریبا مطمئن باشند از &#x27;برگزیدگان&#x27; خواهند بود. کالوینیسم در فرانسه، اسکاتلند، بوهمیا و باقی اروپا انتشار یافت و روش ژنوی حکومت را تشویق می‌کرد.ژان کالوینپ.ن.: کتاب رو بطورکلی پیشنهاد نمی‌کنم.  باقی کتابامم اینجان: https://linstit.pw/books/ </description>
                <category>علی‌رضا یونسی</category>
                <author>علی‌رضا یونسی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Nov 2022 00:25:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای امریکایی vs بدهی امریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@AYoonesi/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-vs-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-bkwqaqp2zo6i</link>
                <description>رونالد ریگان و همسرش ننسی ریگانمن وسطاش یادم رفت داشتم درباره چی می‌نوشتم انقد ذهنم اینور اونور رفت و آخراشم خسته شده بودم و حال نداشتم اندازه اولاش وارد جزئیات بشم. پس عنوان احتمالا هیچ ربطی به متن نداره.همزمان با سالایی که ایران با عراق تو جنگ بود و کم‌کم داشت فاتحه ایدئولوژی خونده می‌شد، دولت ایالات‌متحده یه شیفت اساسی توی درآمدهاش ایجاد کرد؛ تا قبل از همین سالا، جهان تقریبا زیر سلطه دولت‌های رفاه قرار داشت (گوگل کنین «دولت رفاه» و مقاله ویکی‌پدیا رو بخونین هرچند ناقصه). با ظهور مارگارت تاچر (فیلم The Iron Lady 2011 رو شاید دیده باشین) توی بریتانیای کبیر دیگه همه می‌دونستن دنیا داره تغییر می‌کنه و مردم از مالیات‌های سنگین و سازمان‌های عریض و طویل خسته شدن. تو همین فضا بودیم که ریگان از حزب جمهوری‌خواه رئیس‌جمهور جدید امریکا شد. ریگان با تزهای آنتی-سوسیالیستی وارد اتاق تخم‌مرغی شد: مبارزه با برنامه‌های دولتی هزینه‌بر و مالیات‌های سنگین، ضرورت ایستادگی در برابر تنها نمونه کامل و عملی چپ‌گرایی (که شوروی باشه).بنده حالشو ندارم از سابقه حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای و شخصی ریگان حرفی بزنم اگر کسی جذاب بود موضوع براش چند دقیقه اول یا غیراول مستند پرزیدنت آکتور سینما رو ببینه؛ تا ته هم ببینین بد نیست، بجز نتیجه‌گیری‌های اخلاقی‌ای که تلاش می‌کنن بره تو مختون باقیش بیان تاریخ از لنز خودشونه ینی بعنوان یه منبع ناکامل واسه فکت‌ها در نظرش بگیرید. (لنز خودشون ینی بصورت انتخابی و تیم تولیدکننده مستند تعلقات مذهبی مشهود دارن - کسی نیاد منو فحش‌کش کنه که این چی بود!)President Reagan delivers an Oval Office address on taxes, July 27, 1981 همونطور که عرض کردم، یکی از بزرگترین وعده‌های آقای ریگان کم کردن مالیات بود (برنامه کامل اقتصادی ریگان یا Reaganomicsرو توی وال‌استریت ژورنال بخونید بنظرم) و منطقا این خلا ایجاد شده باید یجوری پر می‌شد (به زبون اقتصادی نباید کسری تراز عملیاتی بوجود بیاریم چیزی که زیاد تو اخبار اقتصادی ایران هست و دلیل این تورم پاره‌کننده تو اقتصاد ایرانه، به زبون آدمیزاد بعنوان دولت معظم ینی نباید بیشتر از درآمدمون خرج کنیم) درنتیجه؛ ریگان (منطقا تیم اقتصادی‌اش نه خودش) می‌دونست اگر درآمد دولت کاهش پیدا کنه باید دولت رو کوچیک کنه که آقای ریگان اصلا اهلش نبود هرچند بخوایم منطقی قضاوتش کنیم تقریبا کار سختی بود، دنیا آخرای جنگ سردی بود که خودش نمی‌دونست آخرشه و باید یجوری فاتحه مسکو رو می‌کند تا وعده بعدی‌ش رو هم لاف نزده باشه؛ از اونطرف گورباچف شده دبیرکل حزب کمونیست شوروی و می‌شه یجورایی باهاش کنار اومد.  پس عملا ایده کوچیک کردن دولت و کاهش هزینه‌ها تقریبا از گزینه‌های روی میز حذف شد. و امریکا به رفیق قدیمی‌اش جان مینارد کینز (۱۸۸۳-۱۹۴۶) پناه آورد: بدهی!باید ذکر کنم تیم اقتصادی جو بایدن (رئیس جمهور فعلی ایالات متحده) بی‌استثنا کینزی هستن و رابطه معناداری میان میزان بدهی عمومی ایالات متحده با همین دیدگاه‌ها وجود داره، شاید بعدا درباره کینز و بقیه یچزایی نوشتم اگر حال داشتم.#شیرازی_وایبزسلب مسئولیت: من اینو از کورا برداشتم، نمی‌دونم چقد دقیق و قابل‌اطمینانه اون خط قرمزهدیدگاه تیم اقتصادی ریگان این بود که برای ایجاد توازن توی تراز عملیاتی باید از سرمایه خارجی استفاده کرد؛ حالا این ینی چی؟ به زبون خیلی آدمیزاد ینی وام گرفتن از سرمایه‌دار ژاپنی. چرا ژاپن؟ قصه‌اش مفصله و توی حوصله من و این نوشته نمی‌گنجه. حالا این تصمیم بدون مخالفت بود؟ منطقا خیر؛ یه عده زیادی از سیاسیون معتقد بودن این موضوع لورج زیادی به ژاپنی‌ها روی اقتصاد امریکا می‌ده: ینی ژاپن هروقت بخواد می‌تونه روی تورم توی ایالات متحده اثر بذاره و اقتصادش رو زمین‌گیر کنه. جوابی که داده شد به این سوال نسبتا درست این بود که چون Everything comes with a price در چنین سناریویی خود ژاپنی‌ها اقتصادشون بیشتر متضرر می‌شد؛ چون با توقف ناگهانی استقراض امریکا از ژاپنی‌ها، سرمایه‌دارهای ژاپنی مستقر توی امریکا ورشکسته می‌شدن و  تولیدات ژاپنی یکی از بزرگترین مشتری‌هاش (اگر نگیم بزرگترین) رو از دست می‌داد و چون اقتصادش از اقتصاد ایالات متحده کوچیکتر بود،‌نمی‌تونست ای نضربه رو متحمل بشه. بطورکلی ینی ژاپنی‌ها چون Rational بودن (ینی منافع براشون همه‌چیز بود) اینطوری پیشبینی شده بود که خروج ناگهانی ژاپن از این توافق به خودش ضربه خیلی بزرگتری وارد می‌کنه و ازین کارا نمی‌کنه؛ از طرفی امریکا هم از این معامله سود خوبی نصیبش می‌شد.تصویری که من از یه ریسرچ توی مرکز تحقیقات بانک توسعه آسیا کش رفتم که خوذش از IMF کش رفتن و گذاشتمش که سیس علمی بدم به معنی‌اش اینه که ژاپنی‌ها تا میانه دهه ۹۰ واردات و صادرات سنگین به امریکا داشتن و تغییرات ناگهانی توی اقتصاد امریکا که heavily بهش وابسته بودن به ضررشون بودنتایج کلی؟نتایج این شیفت اساسی توی اقتصاد امریکا منطقا هم بد بودن و هم بد؛ و صدالبته برای مشخص کردن خوب یا بد بودنش باید درز کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت بررسی بشن. اون چیزی که این روزا ما رو داغون کرده تورم دو رقمیه و وقتی می‌گیم «اقتصاد» اولین چیزایی که بعنوان یه جوون ایرانی یادمون میاد بیکاری و تورمه. خب قبل از ریگان اقتصاد امریکا یه دوره افزایش تورم رو تجربه کرد به همراه افزایش بیکاری (بله بله، دوتاش با هم).نمودار نرخ تورم (قرمزه) و قیمت نفت خام (آبیه)نمودار بالا نشون می‌ده که برآیند کلی سیاست‌های اقتصادی ریگان کاهش شدید تورم (تثبیت زیر ۴ درصد در کمتر از ۲ سال)  رو در پی داشت و قیمت نفت که بخاطر وقوع جنگ بین دو تولیدکننده مهم نفت (ایران عراق) سر به فلک گذاشته بود برای مصرف‌کننده امریکایی تا حد زیادی تعدیل شد (می‌بینید که نزولیه هرچند با شیب کم).یک نکته قابل‌بحث اینه که، بالاخره با تمسک به کلک رشتی و غیررشتی تورم ایالات متحده توی همین محدوده زیر ۴ یا ۵ درصد موند و تا قبل از بایدن رویه همین بود و تورم زیر ۴ درصد یه نورم طبیعی باقی موند. بله جوان ایرانی، فقط ۴ درصد!مسئله بعدی بیکاری بود، که توی کوتاه‌مدت بیکاری به افزایشش ادامه داد که می‌شه دلایل زیادی برای توجیهش گفت؛ و بعد با شیب زیادی یهو ریخت که نتیجه مستقیم رشد و بزرگ‌شدن کسب و کارهای کوچیک و بزرگ در اثر کاهش مالیات بود.عبارت منحنی لافر بالاخره به گوشتون خورده از بی‌پلاسی چیزی، معروفه که لافر منحنی کاهش درآمد با افزایش مالیات رو روی یه دستمال رسم کرد ودیک چنی یه دل نه صد دل عاشقش شد. این لینک از Investopedia خیلی خوب و خلاصه توضیحش داده پیشنهاد می‌کنم از دستش ندید.اسپایک توی نرخ بیکاری رو می‌بینین که بطورکلی منفی شده با شیب نسبتا خوبییا کم شدن شیب کلی بدبخت شدن دهک‌های کم‌درآمد توی امریکامخالفین ریگان می‌گن سیستم ریگان فاصله طبقاتی رو زیاد کرد که باید گفت بله درسته، ریگان هم مثل روزولت گفت بچه‌ها بیاین با هم پولدار شیم، حالا پولدارترا با سرعت بیشتری پولدار شن، کم‌درآمدترا با سرعت کمتری، عیبش چیه؟ عیبش در لانگ‌ترم مشخص می‌شه که پیشنهاد می‌کنم برای تفهیم بیشتر موضوع کتاب Ray Dalio (یکی از همونایی که با سرعت بیشتری پولدار شدن) رو بخونید. یا می‌تونین این ویدئو رو ببینین اگر خیلی حال ندارین یا این ویدئو رو که کیسینجر عزیز هم توش هست (این پلی‌لیست که آدمای خفن توش زیاده کلا جالبه). Principles for Dealing with the Changing World Order: Why Nations Succeed and Failکلا حرف کتاب یچیز دیگه است هرچند با مفهومی که ما کار داریم زیاد فاصله نداره ولی مثال‌های تاریخی زیادی توش می‌بینین از امپراتوری‌هایی که بخاطر این تفاوت طبقاتی جرقه نابودی‌شون زده شد.پایان راه؟منطقا خیر اگر جوابش بله بود که خیلی ماست می‌شد داستان؛ امروزه رابطه نسبتا مشابهی بین پیروز جنگ سرد و تنها بازمنده سرپای چپ‌گرایی (چین!) شکل گرفته. ایالاتا متحده بخش عظیمی از تولیدات خودش (مثل آیفون از نمادهای سرمایه‌داری) رو به شرکت‌های چینی برون‌سپاری کرده (چون همه‌چیز ارزونتر تولید می‌شه توی چین) و به‌همراه باقی وارداتش بهاش رو به دلار به چین می‌ده، چین هم در ازاش اوراق امریکایی رو نگه می‌داره: به ایالات متحده وام می‌ده.چین تا ۲۰۱۲ بیشتر از ۳ هزار میلیارد دلار ذخیره ارزی داشت که بخش عمده‌اش در قالب اوراق خزانه‌داری امریکا نگهداری می‌شد؛ یعنی با داشتن ۱۳۰۰ میلیارد دلار از اوراق امریکایی، بزرگترین وام‌دهنده به امریکایی‌ها بود. بعضی‌ها این فرایند رو یه «تغییر در توازن قدرت» می‌دونن چون چین با «تهدید» به فروش دلارهاش، دلار رو می‌تونه تضعیف کنه و اینطوری نه‌تنها از ارزش دارایی‌های خودش بکاهه، بلکه تمایل و توان امریکایی‌ها از خرید کالاهای چینی رو از بین ببره که خودش منجر به بی‌ثباتی اقتصادی توی چین می‌شه.قضاوت درمورد اینکه این وابستگی متقابل اقتصادی منجر به تغییر توازن قدرت می‌شه یا قدرت رو خلق می‌کنه یا خیر لازم داره که به مسئله اونطوری که هست نگاه کنیم نه اونطوری که بنظر می‌رسه باشه؛ نگاه کردن به دو طرف معادله و توجه داشتن به تمامی عدم‌تقارن‌ها.توی کیس امریکا و چین، عدم تقارن‌ها مشابه وضعیت زرادخانه‌های هسته‌ای و دست‌های روی ماشه توی جنگ سرده؛ وضعیتی که هر دو طرف معادله یعنی واشنگتن و هم مسکو توان بالقوه نابود کردن طرف مقابلش توی چند ساعت رو داشت ولی هیچ‌وقت زرادخانه اتمی مسکو هسته زمین رو نابود نکرد.از معروفترین کاریکاتورهای جنگ‌سرد که کندی و خورشچف دارن واسه فشار دادن دکمه شلیک بمب اتمی مچ می‌ندازن؛ اشاره به بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲عدم‌تقارن؟خب تا اینجای کار همه‌چی گل و بلبله، ولی واقعا همه‌چی گل و بلبله؟ باز هم منطقا خیر. مسئله با بحران کریمه (روسیه-اوکراین) توی ۲۰۱۴ شروع شد و با بحران اخیر روسیه-اوکراین سرعت گرفت. وقتی پوتین کی‌یف (It&#x27;s f--king KIEV and NOT Kyiv) رو از دست داد، شبه‌جزیره کریمه رو ضمیمه خودش کرد که چون همه‌چیز یه پیشامدی داره، حجم عظیمی از تحریما به اقتصاد روسیه فشار آورد و روسیه از ترس بلاک شدن دارایی‌های ارزی‌اش (روسیه چهارمین کشور از حیث ذخایر ارزی جهانه، ینی یه بازیگر مهمه حتا اگر کلاهک‌های اتمی‌اش رو حساب نکنیم) حجم زیادی از ذخایرش رو به یورو و یوآن چین تغییر داد. چین هم همینطور.هدف از این کار چی بود؟ خب می‌شه دلایل زیادی براش گفت، مثلا تجربه بلاک شدن منابع روسی در بانک‌های غربی در پی حمله به اوکراین (منطقا می‌گین اقتصادش که داغون شد، درسته، موضوع اینه که اگر روسیه این کارا رو از ۲۰۱۴ به اینور نکرده بود، یین آماده نشده بود احتمالا مثل ما به زمین گرم می‌خورد) و عدم همکاری اروپایی‌ها با پوتین و خیلی مسائل دیگه که ارتباط زیادی با تایوان داره.داده‌های IMF و خزانه‌داری امریکا نشون می‌دن چین از ۲۰۱۴ بیشتر از ۲۵ درصد از ذخایر ارزی‌اش رو از حوزه دلار خارج کرده و نرخ رشد یوآن بعنوان یک ذخیره ارزی از ۲۰۱۶ حداقل ۳ برابر بیشتر از دلار امریکا بوده. و ژاپن که سال‌ها دومین دارنده اوراق خزانه امریکایی بود الان باز برگشته به صدر جدول. نمودار زیر رو ببینین و با اتفاقات هم‌ارز تاریخ‌ها توجه خودش گویای ماجرا هست. یه نمودار بیشتر از چند هزار کلمه مفهوم منتقل می‌کنه.?افت میزان اوراق خزانه‌داری در تملک چین از ۱۳۰۰ میلیارد دلار به زیر ۹۸۰ میلیارد دلارعرضم اینه که درسته که خروج ناگهانی از چنین سیستمی می‌تونه اقتصاد چین رو داغون کنه ولی دیدیم توی ۱۰ سال اخیر میزان قابل‌توجهی از وابستگی متقابل از بین رفته و به وابستگی جهان به چین اضافه شده که شیبش باورنکردنیه هرچند میزان کلی‌اش جزئی می‌تونه باشه. نمی‌شه گفت این تا کجا ادامه داره یا کی قراره کم بیاره ولی نمی‌شه صرفا براساس یه سری دیدگاه که توی گذشته جواب دادن آینده رو قمار کرد. اوکراین زمین تمرین پکن برای تایوانه.همه اینا رو گفتم که یه مقدمه باشه به مطلب بعدم که اونم متاسفانه مربوطه به یه جنگ اما جنگی که یه طرفش چینه، و نه روسیه و امریکا.پیشنهاد مطالعه؟علاوه‌بر کتاب آقای دالیو که بالاتر گفتم و شاید مخاطب عام داشته باشن، کتاب‌های جناب جوزف نای (The Future of Power و Is the American Century Over) رو هم پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید، مخاطب عام نیست و ممکنه کمی سنگین باشه. اگر حتما می‌خواین به فارسی بخونین از انتشارات دنیای اقتصاد و دانشمند تهیه کنید، بررسی کردم بهتر بودن.اگر داده‌های بیشتری لازم داشتین می‌تونین از منابع زیر استفاده کنین، درواقع اینا منابعی بودن که من استفاده کردم:Currency Composition of Official Foreign Exchange Reserve - IMF Data at data.imf.orgMAJOR FOREIGN HOLDERS OF TREASURY SECURITIES - US Dept. of Treasury at here, here and hereReagan Cut Taxes, Revenue BoomedChanging Commercial Policy in Japan During 1985-2010Foreign Holdings of U.S. Treasuries and U.S. Treasury Yields</description>
                <category>علی‌رضا یونسی</category>
                <author>علی‌رضا یونسی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2022 23:18:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا برنامه‌نویسا از دکترا باهوش‌ترن؟</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%D9%86-ln4qfsdzr3zp</link>
                <description>هیچکس: من پزشکی می‌خونم، با من ازدواج می‌کنی؟یه تصور اشتباه هست که هرکی پزشکه باهوشه، خب امروز می‌خوام نقدش کنم یه خرده و با کمک همدیگه این مغالطه رو از فرهنگ عمومی اصلاح کنیم!تصور کنید یه بیماری داریم توی به اسم D که میزان ابتلا بهش هم ۸ تا تو هر ۱۰ هزار نفر هست؛ و یه تست داریم برای سنجش ابتلا بهش که ۹۹ درصد دقیقه (برای درک میزان دقتی که عرض کردم باید بگم گویا تست‌های کرونای توی ایران بین ۶۰ تا ۸۰ درصد دقیق هستن). توی این شرایط تست مثبت یعنی چی؟بذارید یه سناریو رو مطرح کنم، جو از وقتی بچه بوده و گذرش به بیمارستان افتاده می‌دونه توی تشخیص طبی «مثبت» ینی ابتلا به بیماری و «منفی» ینی عدم ابتلا؛ درواقع مثبت ینی بد و منفی ینی خوب! جو یه روز توی خیابونا ول می‌چرخیده و منتظر بوده مدرسه دخترونه تعطیل شه که یهو می‌بینه روی یه تابلوی گنده نوشته «تست D رایگان!» و با خودش می‌گه مفت باشه کوفت باشه! بعد از یه هفته که طول کشید نتیجه تست بیاد، جو خیلی شوکه شد چون نتیجه مثبت بود. جو نمی‌تونست حتا به خانواده‌اش یا شریک زندگی‌اش نتیجه تست رو بگه! (منطقا می‌تونید حدس بزنید چرا)BIDEN 2024 (:بازم سوالم رو می‌پرسم، نتیجه تست مثبت شده یعنی چی؟ منطقا جوابو می‌دونین که ینی «اگر بیمار مبتلا به D این آزمایش رو بده تستش باید مثبت باشه»؛ ولی حالا بیاید به‌شیوه‌ای که یه برنامه‌نویس (یا بصورت دقیق‌تر دیتاساینتیست) باید این مسئله رو حل کنه به قضیه نگاه کنیم:اگر متغیر T رو برای پیشامد «تست جو مثبته» تعریف کنیم و D رو برای پیشامد «جو مبتلا به D هست»؛ پس احتمال مبتلا بودن جو به D به شرطی‌که تستش مثبت بوده باشه می‌شه P(D|T) که باید حسابش کنیم!خب مرحله به مرحله می‌ریم جلو؛ ما احتمال اینکه تست فرد مبتلا مثبت باشه رو داریم P(T|D) = 0.99 که همون دقت آزمایشه؛ ما احتمال ابتلا به بیماری رو هم داریم ینی P(D) = 0.0008. اگر یکم دقیق بشیم و روی مسئله فکر کنیم احتمال اینکه تست مثبت بیاد ولی کیس مبتلا نباشه رو داریم که هست P(T|¬D) = 0.01 عدم ابتلا رو هم داریم که هست P(¬D) = 0.9992. ولی چیزی که ما می‌خوایم احتمال وقوع D به شرط T هست؛ ینی یجورایی برعکسشو داریم (برعکس عبارت دقیقی می‌تونه نباشه).اگر تعریف احتمال شرطی رو دو بار بنویسیم داریم:نکته: جو هیچ علائمی از قبل نداشته و براساس فلسفه «مفت باشه کوفت باشه» رفته جلو! پیشامد تست مثبت رو می‌شه به دو حالت «تست مثبت و ابتلا به بیماری» یا «تست مثبت و عدم ابتلا به بیماری» بازنویسی کرد، پس داریم:احتمال تست مثبت و ابتلا یا تست مثبت عدم ابتلاکه می‌شه به شکل زیر بازترش کرد:نتیجه کلی می‌شه این که:اثبات قضیه بیزحالا که به فرمولی که لازم داریم رسیدیم، مونده که فقط جایگذاری کنیم و چون ما برنامه‌نویسا عادت داریم با هواپیما بریم سر کوچه نون بگیریم، عین احمقا با پایتون می‌نویسیم اینو، با کلی کامنت و حتا تابع مین (پراسیجر رو اینجا می‌فهمین چطوریه):جو اگر آلمانی بودو منطقا احتیاجی نیست توضیح بدم که ۷/۲ درصد خیلی خیلی کمتر از ۹۹ درصده! ینی با اینکه جو آدم منحرف و بیکاریه که تست ایدزش (عه لو دادم اسم بیماری رو) مثبت بوده، ولی به احتمال خیلی زیاد مبتلا به ایدز نیست و شدیدترین مشکلش احتمالا مربوط به معده باید باشه.اگر بخوام آسونتر و بصورت شهودی مسئله رو توضیح بدم:اگر جمعیت ۸۱ میلیون نفری آلمان در ۲۰۱۰ رو درنظر بگیریم؛ انتظار داریم از جمعیت حدود ۶۴ هزار نفر مبتلا به ایدز که ۶۳ هزار و ۳۶۰ نفرشون تست مثبت می‌گیرن (و بله، ۶۴۰ نفر تست می‌دن و منفی میاد ?). و از طرف دیگه انتظار داریم اگر از همه تست ایدز بگیریم صرفا ۷ درصد اون‌ها واقعا ایدز داشته باشن.باید ذکر کرد که این داده‌ها مربوط به ۲۰۱۰ هستن و از سایت UNAIDS دریافت شدن، ساختار جمعیتی و ایدزی (نمی‌دونم اسمش این هست یا نه) آلمان از ۲۰۱۰ به اینور خیلی تغییر کرده بخاطر پذیرش حجم زیادی مهاجر توی دولت مرکل و آمار جدیدتری از UNAIDS ندیدم من که می‌تونه هر دلیلی داشته باشه که شخصا مثل هر ایرانی دیگه‌ای دلایل آغشته به تئوری توهم توطئه رو راحت‌تر باور می‌کنم: کار، کار این مرکل لعنتیه!اگر این مسئله توی کشورهای ایالات متحده، رواندا و اسواتینی (Eswatini) بررسی کنیم بیشتر شیو می‌شیم:ایالات متحده: ۲۳/۱۹ درصدرواندا: ۶۸/۹۲ درصداسواتینی (سوازیلند سابق): ۹۵/۲۶ درصد که یه ضرب‌المثل قدیمی رو به یادمون میاره: In Eswatini you&#x27;re not f**ked, you are F**K itself.با تشکر از جو بایدن، آنگلا مرکل، مسواتی سوم (پادشاه اسواتینی) و جوئل گروسپ.ن.: من چون نه برنامه‌نویس هستم و نه دکتر، می‌تونم نظاره‌گر ستیز دوستان برنامه‌نویس و دکتر باشم.پ.ن.۲: چون الان نزدیکای ۴ صبح هست، احتمالا بولشت توی این محاسبات زیاده، اگر حال داشتم فردا ریویو می‌کنم و اصلاح می‌کنم ولی احتمالا ندارم.پ.ن۳: الان برگشتم اضافه کنم که کاش لقمه رو بیشتر دور کله‌ام پیچونده بودم و اصلا داده‌ها رو اتومات از سایت UNAIDS توی پایتون لود کرده بودم. ولی حال ندارم، شب بخیر.</description>
                <category>علی‌رضا یونسی</category>
                <author>علی‌رضا یونسی</author>
                <pubDate>Fri, 12 Aug 2022 03:45:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری حماقت رو خلق می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AYoonesi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zrbly9tgfgka</link>
                <description>من و خیلی همکلاسیام روزی از این موهبت برخوردار بودیم که بهمون بگن چقد تو باهوشی و خوشحال هم بشیم. ولی چرا نباید کسی حق داشته باشه به خواهرزاده من بگه باهوش؟اصل این مطلب توی وبلاگ خودم منتشر شده (یه کلمه اون آخرا رو سانسور کردم) اگر حسش بود یه چک کنین خیلی خوشال می‌شم!مشکل؟اگر بیایم مردم رو براساس جایگاه اجتماعی-اقتصادی به دو گروه دارای مشاغل اداری-حرفه‌ای و ماهرانه-نیمه‌ماهرانه تقسیم کنیم، تفاوت‌های گاه معناداری توی ارزش‌ها و انتظارات می‌بینیم. مثلا اگر از یه شخصی که درآمدش رو از جابجایی بار در میاره بپرسیم انتظارت از بچه‌ات چیه به احتمال زیاد ویژگی‌هایی با تأکید روی خصوصیات بیرونی مثل اطاعت، نزاکت، نظم و ترتیب بگه. در مقابل اگر از یه استاد دانشگاه همین سؤال رو بپرسین ممکنه بهتون بگه کنجکاوی، خشنودی، پختگی شناختی و اجتماعی. این تفاوت‌ها توی تعامل خانواده منعکس می‌شن: که یکی‌اش هست هدف‌های تحصیلی بالاتر!تحقیقات لوتار و همکارانش بین سال‌های 2002 تا 2008 روی بچه‌های این خانواده‌های Upper Class نشون می‌ده این‌ها بیشتر از همکلاسی‌هاشون احتمال داشت با الکل و مواد مخدر دست و پنجه نرم کنن و اضطراب و افسردگی شدیدی گزارش می‌دادن. بعلاوه، بین مصرف مواد مخدر و اضطراب و افسردگی همبستگی وجود داشت که یعنی این‌ها مواد مخدر رو واسه درمان افسردگی مصرف می‌کردن که نتیجه‌اش می‌شه سوءمصرف مستمر در آینده.Suniya Luthar is Founder &amp; Executive Director of the nonprofit AC Groups, Professor Emerita at Columbia University’s Teachers College, and Co-Founder Emerita of Authentic Connections Co.  سؤالی که پیش میاد اینه که چرا این بچه‌های غرق در رفاه انقد آشفتگی دارن؟ اگر فقط از دید یک مسئله ینی تحصیل به قضیه نگاه کنیم، می‌شه گفت والدین این بچه‌ها &#x27;اغلب&#x27; توقع بیش از اندازه‌ای برای موفقیت دارن. برک (استنفورد-2009) معتقده کلید معما در اینه که بعضی والدین برای موفقیت بچه‌هاشون ارزش بیشتری نسبت به شخصیشون قائل هستن و این موضوع منجر به مشکلات تحصیلی و هیجانی می‌شه.Laura E. Berk is a distinguished professor of psychology at Illinois State University, where she has taught child, adolescent, and lifespan development for more than three decades. She has been a visiting scholar at Cornell University, UCLA, Stanford University, and the University of South Australia.  Adam Guettelآدام گتل (1964) آهنگساز امریکایی از دل یه خانواده اهل موسیقی بیرون اومد؛ پدربزرگش ریچارد راجرز (1902-1979) یکی از اسطوره‌های آهنگسازی بود. مادرش همیشه عادت داشت از نبوغ خدادادی (talent) پسرش (منطقا توی آهنگسازی) حرف بزنه. سؤالی که اینجا پیش میاد اینه که همچین رفتاری درسته یا غلط؟Adam Guettel (1964) is an American composer-lyricist of musical theater and opera. The grandson of musical theatre composer Richard Rodgers.  خانوم Carol Dweck از استنفورد میاد این ایده رو تست کنه؛ برای همین به یه سری نوجوون باهوش رو با تست IQ از بقیه جدا می‌کنه، اون‌ها رو دو دسته می‌کنه، به یه گروه می‌گه باریکلا چقد تو باهوش-بااستعداد بودی (گروه آدام گوئتل) به یه گروه هم می‌گه باریکلا چقد تلاشگر (hardworking) بودی و این حرفا. حالا شرح آزمایش رو می‌تونید توی کتاب زرد خانوم Dweck بخونید (نثر کتاب بسیار ساده است چون مخاطب عامه است و هدف فروش زیاده و شما کالا هستین)Carol S. Dweck (1946) is the Lewis and Virginia Eaton Professor of Psychology at Stanford University. She was on the faculty at Columbia University, Harvard University, and the University of Illinois before joining the Stanford University faculty in 2004. She is a Fellow of the Association for Psychological Science.  ولی نتیجه اینکه توی مرحله دوم آزمایش، گروه آدام گوئتل اسگل شد: ینی نمی‌خواست تست دیگه‌ای بده (از ترس اینکه باهوش نبودنش اثبات شه). و برعکس، گروه مقابل می‌خواست باز هم تست بده و کلا بهش حال داده بود: ینی می‌خواست اثبات کنه بیشتر از این هم می‌تونه تلاش کنه و یاد بگیره.وقتی دو گروه مجبور شدن تست دوباره بدن که سخت انتخاب شده بود بصورت انتخابی و نمرات خیلی افت کرد، بچه‌های گروه آدام گوئتل حس می‌کردن دیگه باهوش و بااستعداد نیستن؛ چون وقتی نمره بالا یعنی هوش بالا، نمره پائین یا متوسط چه معنی‌ای جز احمق بودن می‌ده؟درحالیکه بچه‌های گروه مقابل برداشتشون این بود که دفعه بعد باید بیشتر تلاش کنیم و به مرور بازدهشون در تست‌های بعدی رشد کرد وقتی گروه باهوش‌ها بازدهی‌شون منفی و گاهی ثابت بود. توی مرحله بعد آزمایش از بچه‌ها خواستن نمره‌هاشون رو خودشون بنویسن و به بچه‌های دیگه نشون بدن، نتایج بررسی نشون می‌ده دستکم نیمی از دانش‌آموزهای دسته آدام گوئتل نمره‌های واقعی‌شون رو ننوشته بودن.این نتیجه آخر آزمایش منو یاد یه اتفاقی انداخت: توی شیراز یکی از دانش‌آموزهای دستغیب1 (سمپاد) سوالای قلمچی رو خریده بود و احتمالا برای اولین بار توی تاریخ همه درس‌ها رو 100 زد. کسی که احتمالا بدون دزدیدن سؤال‌های کنکور آزمایشی هم می‌تونست به سادگی رتبه 1 تا 50 کنکور اون سال بشه، تقریبا بی‌آبرو شد.نویسنده مایندست نتیجه می‌گیره چون تست‌هایی که از بچه‌ها گرفته شده درواقع آزمون‌های سنجش هوش بودن، گروه آدام گوئتل درنهایت عملاً حس کنن احمق هستن و نمره IQشون افت کنه که ینی واقعاً احمق بشن یجورایی.پیشنهاد می‌کنم دفعه بعدی که خواستید هویت کسی رو با نتایجی که توی یه آزمون می‌گیره یکی کنین یا بهش بگین باهوش یا بااستعداد، حواستون به این مسائل باشه؛ خصوصاً اگر از دایره افراد نزدیک به اون نوجوون هستین.پ.ن.: من خودم سال‌ها فکر می‌کردم توی مغزم آجره که کنکور اولم رو خیلی بد دادم، تا با جماعت اقتصاددانی آشنا شدم که داد می‌زدن افزایش قیمت بنزین تورم ایجاد می‌کنه.اینم باحاله اگر حال داشتین بخونین، از همون کتابه عکس گرفتم گذاشتم.منابع بیشتر برای آنانکه می‌اندیشندBerk, L. (2017). Development Through the Lifespan (7th ed.). Pearson.Luthar, S. S., &amp; Latendresse, S. J. (2005). Children of the Affluent: Challenges to Well-Being. Current Directions in Psychological Science, 14(1), 49–53. https://doi.org/10.1111/j.0963-7214.2005.00333.xLuthar, S.S. and Becker, B.E. (2002), Privileged but Pressured? A Study of Affluent Youth. Child Development, 73: 1593-1610. https://doi.org/10.1111/1467-8624.00492Luthar, S., &amp; Goldstein, A. (2008). Substance use and related behaviors among suburban late adolescents: The importance of perceived parent containment. Development and Psychopathology, 20(2), 591-614. doi:10.1017/S0954579408000291Luthar, S. S., &amp; Sexton, C. C. (2004). The high price of affluence. Advances in Child Development and Behavior Volume 32, 125–162. https://doi.org/10.1016/s0065-2407(04)80006-5</description>
                <category>علی‌رضا یونسی</category>
                <author>علی‌رضا یونسی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 00:18:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>