<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی صمدزاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@A_Samadzadeh</link>
        <description>پژوهشگر امنیت و روابط بین‌الملل</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:36:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/60469/avatar/T3gvKB.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی صمدزاده</title>
            <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چند نکته در حاشیه سفر منطقه‌ای ترامپ و تحولات جاری در موضوع ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-basdt3uxeqfe</link>
                <description>سفر ترامپ به عربستان، قطر و امارات را باید در چارچوب بازطراحی موازنه تهدید در منطقه، انتقال فشار عملیاتی علیه ایران به حوزه‌های فراتر از جنگ نیابتی و در غایت، ایجاد الگو و نظم امنیتی جدید منطقه تحلیل کرد.پرده اول: مهار فعالافزایش انتقال فناوری‌های نظامی و امنیتی آمریکا و اسرائیل به امارات و عربستان (خصوصاً در حوزه سایبری و دفاع هوایی)، به معنای تشکیل یک «چتر دفاعی یکپارچه» علیه توانمندی‌های موشکی و پهپادی ایران است. این امری تهدیدی مستقیم علیه الگوی کنونی بازدارندگی ایران است.پرده دوم: تقابل نامتقارن پیشرفتهاسرائیل به‌واسطه دسترسی گسترده به زیرساخت‌های امارات، بحرین و آذربایجان، بسترهای جدیدی برای عملیات‌های اطلاعاتی و نفوذ سایبری علیه زیرساخت‌های حساس ایران به‌دست آورده است. این تغییر، سطح تهدیدهای نامرئی را وارد فاز تازه‌ای می‌کند.نکته کلیدی: این تحرکات از جنس ائتلاف‌های نمادین نیست؛ هدف، انتقال تدریجی فشار از جبهه آسیب‌دیده‌ی منطقه‌ای به نقاط آسیب‌پذیر داخلی در حوزه سایبری، اقتصادی و امنیت زیرساختی است. سناریویی که هزینه پاسخ متقابل ایران را به شدت افزایش می‌دهد.هشدار راهبردی:عدم بازتعریف دکترین بازدارندگی فعال و تکیه صرف بر قدرت موشکی و منطقه‌ای، در مقابل این مدل از تهدیدات ترکیبی، کافی نخواهد بود. بازدارندگی سایبری، امنیت زیرساخت‌های بحرانی و تحرک اطلاعاتی پیشدستانه باید در اولویت قرار گیرد.در دوره جدید، تهدید، لزوماً به شکل جنگ و درگیری کلاسیک بروز نخواهد کرد؛ تهدید از جنس فروپاشی نرم زیرساختی و اختلال در تصمیم‌سازی است. هرگونه غفلت از این تغییر پارادایم، هزینه‌ای فراتر از برآوردهای مرسوم بر کشور تحمیل خواهد کرد.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 14 May 2025 16:51:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کریدور تورانی ناتو</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AA%D9%88-icjknvyeq9u6</link>
                <description>هر طرفی که #کریدور_تورانی #ناتو را کم‌ اهمیت قلمداد کند و یا آن را صرفاً به رویکردهای قومیت‌گرایانه آنکارا تقلیل دهد، دچار نافهمی طیف وسیعی از تهدیدات و پیامدهای راهبردی ناشی از آن خواهد شد و به شدت آسیب خواهد دید؛ خواه #چین باشد، خواه #روسیه و خواه #ایران. اهدای نقشه موسوم به نقشه جهان ترک توسط داوود باغچه‌لی به رجب طیب اردوغان</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 14 Sep 2022 13:34:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نکته مختصر پیرامون مقاومت پنجشیر</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%DB%8C%D8%B1-m4t8nguqitbx</link>
                <description>دره پنجشیردر کمال احترام، این مطلب در پی رد یا تأييد مقاومت پنجشیر در #افغانستان نیست، بلکه مواردی در نقد این حرکت است چه آنکه از حیث راهبردی، از همان ابتدا اقدامی ابتر به شمار می‌رفت و رگه‌های ناپختگی و بی‌تدبیری در آن عیان بود.۱- آنچه به عنوان مقاومت #پنجشیر خوانده می‌شود، سابقه‌ای مبارزاتی در زمان اشغال آمریکا در افغانستان در حمایت از مردم این کشور در کارنامه خود ندارد، علاوه بر این حتی در زمان اشغال نیز این مقاومت تحرکی ولو سیاسی در برابر سیطره طالبان بر بخش‌هایی از سرزمین افغانستان نداشته است.احمد مسعود، رهبر مقاومت پنجشیر و پسر احمدشاه مسعود۲- اعلام مقاومت زمانی رخ داد که این منطقه در محاصره کامل طالبان قرار گرفته بود و از این جهت هیچ امکان عملیاتی برای پشتیبانی از آن قابل تحقق نبود. امری که در دوران مقاومت ائتلاف شمال و احمدشاه مسعود هیچ گاه رخ نداد؛ به این معنا که هیچگاه این منطقه تحت محاصره کامل قرار نداشت و خط‌های محدود لجستیکی آن همواره برقرار بود.۳- با سیطره طالبان بر مناطق مختلف و به ویژه کابل، پنجشیر به مأمن و پناهگاه فراریان و مقامات حکومت پیشین همچون امرالله صالح رئیس سازمان امنیت ملی در دوره اشرف غنی و برخی دیگر از فرماندهان نظامی تبدیل شد. این افراد خود از مقصران اصلی وضع موجود در صحنه کنونی افغانستان بودند و اقداماتشان زمینه‌ساز بی‌اعتمادی گسترده طوایف مختلف به حکومت مرکزی پیشین و سیطره طالبان بر بخش‌های قابل توجهی از کشور شده بود. حضور آنان با هیچ مخالفتی از جانب نیروهای پنجشیر واقع نشد.امرالله صالح۴- درخواست‌های کمک از جانب احمد مسعود، رهبر خودخوانده مقاومت پنجشیر فارغ از دیرهنگام بودنشان، گویای بی‌تدبیری و بی‌توجهی آنان به شرایط موجود در صحنه افغانستان بود؛ به ویژه درخواست کمک از اشغالگران آمریکایی که خود به شکل آشفته‌ای در حال خروج از افغانستان بودند. درخواست حمایت از نیروی اشغالگر، خود به تولید توجیهات مذهبی برای طالبان و هوادارانش در لزوم برخورد سریع با این منطقه و نیز موجب فاصله‌گذاری اقوام و مردم آسیب دیده از اشغال در همراهی اولیه با این حرکت شد. باید درنظر داشت یکی از عمده دلایل سرعت پیشرویهای طالبان در مناطق مختلف افغانستان کناره گیری مردم از تحولات است؛ مردم به سبب ناامیدی گسترده از ساختار معیوب سیاسی ساخته شده به دست اشغالگران آمریکایی، سرخوردگی از منفعت طلبی و ثروت اندوزی شخصی رهبران سیاسی و قومی (که برخی سابقه مبارزه نظامی با اشغالگری در گذشته را نیز در کارنامه خود دارند)، بی‌اعتمادی به نمایندگان سیاسی به سبب فساد گسترده سیاسی-اقتصادی آنان و نیز ناتوان‌شان در پیشبرد مطالبات، منازعه کنونی را منازعه خود نمی‌دانند و از این رو منفعلانه، به ناظران نگران صحنه میدانی تبدیل شده‌اند.۵- مذاکرات صورت پذیرفته میان رهبران پنجشیر و سران طالبان حاکی از بی‌تدبیری دیگری توسط مقاومت این منطقه بود، زیرا بیش از آنکه وضعیت مردم منطقه در آن لحاظ شود کسب امتیازات سیاسی و شعار مقاومت برای سراسر افغانستان بر آن سایه افکنده بود. شاید این هدف‌گذاری برای تبلیغات سیاسی و بین‌المللی مناسب به نظر برسد اما عمیقاً از حقیقت میدانی افغانستان به دور بود. جامعه آشفته، پریشان و اتمیز شده افغانستان به دست استعمارگران در بیش از دو دهه اشغال بسیار متفرق‌تر از آن بود که مقاومت پنجشیر را به رهبری خود برای مبارزه با طالبان بپذیرد و یا برای کمک و کاستن از فشار بر آن، دست به اقدامات و اعتراضاتی گسترده و فراگیر علیه طالبان بزند.۶- در حوزه نظامی نیز آنچه توسط نیروهای حاضر در منطقه پنجشیر صورت گرفت در مقایسه با تحرکات و اقدامات مشابه در سایر کشورها به ویژه با لحاظ کردن محاصره کامل نظامی، یکی از ضعیف‌ترین موارد و نمونه‌ها در سابقه تاریخی محسوب شده و به شمار می‌رود. به بیان دیگر گروه‌های ضعیف‌تر چه از منظر امکانات و تجهیزات و چه از نظر جغرافیایی نظامی، مقاومت بسیار چشمگیرتری در برابر نیروی مهاجمی حتی قویتر از طالبان صورت داده‌اند.۷- به طور خلاصه مقاومت در پنجشیر نه از منظر نظامی و الزامات و مقتضیات آن (انتخاب زمان مناسب برای اعلام حرکت،توان اطلاعاتی، مسیر پشتیبانی، وحدت سازماندهی و فرماندهی)و نه از نظر سیاسی (دیر هنگامی، اهداف دور از دسترس سیاسی و مذاکراتی، عدم توجه به فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر مردم و جامعه افغانستان) مدبرانه عمل ننمود و پختگی از خود بروز نداد؛ در کنار این موارد، اراده و طرح دشمن را برای تسلط بر این منطقه به شکلی آشکار دست کم گرفته و ناچیز انگاشت.۸- برافراشتن پرچمی غیر از پرچم رسمی افغانستان خود یکی دیگر از بی‌تدبیری‌هاست که جای سخن دارد.۹- در مورد نسبت ایران با مقاومت پنجشیر لازم به ذکر است، برای آنان که سالها حمایت ایران از ائتلاف شمال را به حمایت ایران از احمدشاه مسعود تقلیل داده‌اند، عدم مداخله میدانی و اکتفا به حمایت سیاسی از حرکت احمدمسعود،معنای حمایت از طالبان یافته که صدالبته مطلبی کاملا نادرست است. اما باید اذعان داشت چنین رفتاری از این طیف، دور از انتظار نبود.۱۰- سیاست ایران در شرایط کنونی افغانستان بیش از هر زمان متوجه وضعیت و خواست مردم و بزرگان افغانستان است که در شرایط کنونی عدم انسجام و انفعال آنان در صحنه تحولات، موجب رویکرد انفعالی ایران نیز گردیده است.۱۱- رهبران مقاومت بسیاری از کشورها،سالها در ایران ساکن بوده‌اند و هم اکنون نیز هستند. رویکرد ایران به گروههای مقاومت، همواره مبتنی بر ایجاد خودباوری، توانمندسازی و حمایت از تلاش‌های آنان بوده و همچنان نیز پابرجاست لکن بی‌تدبیریهای رهبران در میدان را نباید به حساب ایران گذاشت.۱۲- باید همواره به یاد داشت که جنبش‌های مقاومت آن گونه که در تعریف ایران شناخته می‌شوند، از اصول و مبانی فکری دقیقی برخوردارند؛ به عنوان نمونه هیچگاه برای مقابله با استبداد داخلی، دست کمک به سمت استعمارگران خارجی دراز نخواهند کرد و این از اصول حتمی و قطعی آنها است و اساساً پیروی از چنین اصولی، فصل تمایز جریانات و گروه‌هایی است که مورد حمایت ایران قرار می‌گیرند و یا از این دایره خارج هستند. پایان.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 15 Sep 2021 11:48:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عبرت‌های افغانستان در کلام دبیرکل حزب الله لبنان</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%84-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86-ud1oaf0sqdva</link>
                <description>دبیرکل گرانقدر حزب الله لبنان، جناب سید حسن نصرالله در سخنرانی‌شان در شب هفتم محرم ۱۴۴۳ (مصادف با ۲۴ مرداد ۱۴۰۰) اشاره‌ای به تحولات افغانستان و عبرتهای آن به ویژه برای لبنان داشتند:«دو کلمه هم برای عبرت بگویم، بیست سال آمریکا افغانستان را اشغال کرد، این کشور را مدیریت کرد، دولتی را آورد و دولتی را برد و برنامه ها و سیاست هایش را بر آنان تحمیل کرد، نیروهای مسلح ایجاد کرد، ارتش افغانستان را مسلح کرد، پس از بیست سال افغانستان چه سرنوشتی پیدا کرد؟ اینگونه نبود که این کشور از آمریکا کمک بخواهد، آمریکا خود وارد افغانستان شده بود، نیروهای آمریکایی، مستشاران نظامی آمریکا و فرماندهان آمریکایی خود آنجا حاضر شده بودند و کشور را برای بیست سال در اشغال خود قرار دادند. گروهی از افغان ها هم از دوستان و هم پیمانان آمریکا بودند و با آمریکایی ها بیست سال همزیستی کردند، بیست سال زیر پرچم آمریکا علیه طالبان و غیرطالبان جنگیدند. پس از بیست سال آمریکا یک شبه تصمیم گرفت مذاکراتی را با طالبان در دوحه آغاز کند و در این مذاکرات هم تصمیم گرفت از افغانستان خارج شود، البته این اتفاقات برای دوران ریاست ترامپ بود اما لازمه اش این بود که برای خروج از افغانستان عجله نشود بلکه فشار وارد شود تا طالبان و حکومت افغانستان به توافقات سیاسی برسند، اما چنین نشد و با عجله سعی کردند خارج شوند تا مبادا خساراتی ببینند، چون مصلحتشان را در خروج از افغانستان می دیدند. اما سرنوشت دوستان، هم پیمانان و همه آنانی که با شما بیست سال همراه بودند چه شد؟ از دموکراسی، حقوق بشر و آزادی های عمومی در افغانستان دم می زدند اما چه شد؟ آمریکا منفعتش را در خروج از این کشور دید و بدون هیچ تسویه سیاسی و آشتی از این کشور، خارج شد. در مقابل طالبان چه کرد؟ آنان کارشان را شروع کردند و غالب استان های افغانستان را یکی پس از دیگری و بدون هیچ درگیری تصرف کردند، اگر هم در برخی جاها درگیری شد بسیار اندک بود. در این زمینه دو نظریه وجود دارد، این نظریات هم به صورت خلاصه درباره اتفاقات کابل است. در رسانه ها مشاهده کردید که اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان از کشور فرار کرد، او تابعیت آمریکایی دارد در نتیجه به عنوان شهروند به آمریکا می رود تا در آنجا زندگی کند، اما سرنوشت مردم در کابل چه می شود؟ این مردم به حال خودشان رها شده اند. همه استانها به حال خود رها شده اند، همه استانها برای طالبان رها شده اند، با توجه به رفتار طالبان از خدا می خواهیم شرارت را از مردم افغانستان دور نگه دارد. در این زمینه دو نظریه وجود دارد: یکی اینکه طالبان و آمریکا تفاهم کردند و افغانستان را به طالبان دادند، این نظریه تقریبا نظریه ای است که خیلی ها بر سر آن اجماع دارند. اگر این نظریه درست باشد یعنی دولت آمریکا به دوستانش در افغانستان خیانت کرد، از پشت به آنان خنجر زد و علیه آنان توطئه کرد. اما نظریه دوم می گوید آنچه رخ داد بر اساس توافق میان آمریکا و طالبان نبود بلکه آمریکایی ها افغانستان را ترک کردند تا افغان ها خود مشکلاتشان را حل کنند. اگر این نظریه درست باشد یعنی آمریکا پشت دوستانش را خالی و آنان را ذلیل کرد. پس آمریکا یا خائن است یا مایه خواری است و بی‌تفاوت دوستانش را رها کرده است. امروز حکومت، امنیت، آبرو، زنان ، جان مردم، اقتصاد، آینده و ... در افغانستان در دستان طالبان است. این تجربه می تواند در لبنان هم تکرار شود. ای دوستان آمریکا در لبنان، آیا می خواهید آمریکا از لبنان حمایت کند؟ از چه طریقی؟ از طریق معشوقش اسرائیل؟ افغانستان تجربه ای است که در برابر ما قرار دارد. امروز در سنای آمریکا، در روزنامه های این کشور و در میان تصمیم گیرندگان این کشور آنچه به یادمان می آورد جنگ ویتنام است. اینها برای آمریکا ذلالت است. شما به آمریکا می گویید ما از کشورمان حمایت نمی کنیم و می خواهیم آمریکا از لبنان حمایت کند؟ آیا با وعده های آمریکا و با حمایت های آمریکا می خواهید از کشور حمایت کنید؟ آنانکه در لبنان به تضمین ها و وعده های آمریکا دل بسته اند، تصویری از افغانستان را ترسیم می کنند. اما ما و به گواه جانبازان جلسه، با تمام توان معتقدیم آنکه می تواند از لبنان حمایت کند، خود لبنانی ها هستند، آنکه از لبنان حمایت می کند از مردم، از ارتش و از مقاومت لبنان است و جز این نیست. از سال ۲۰۰۶ تا به امروز چه کسی از لبنان حمایت کرد؟ چه کسی مانع حملات دشمن اسرائیلی به لبنان شد؟ چه کسی؟ دولت آمریکا؟ غرب؟ جامعه بین الملل؟ اتحادیه عرب؟ یا گام های شرافتمندانه این مجاهدان قهرمان که از روستاها و شهرهای خودتانند حامی کشور بودند؟ اینان بودند که با جانشان از کشور حمایت کردند و تا آخر نیز حمایت می کنند. این در حوزه امنیت بود اما در حوزه اقتصاد نیز هم همین است. کشوری که با کمک کشورهای دیگر ادامه حیات می دهد نمی تواند آزاد و مستقل باشد، چنین کشوری ارباب نیست بلکه رعیت است زیرا وقتی با کمک دیگران زنده ای یعنی شیر کمک‌ها در دست دیگری است و می تواند وقتی تشنه ای شیر را ببندد تا تو را تسلیم کند، تا افسار کشورت را در دست داشته باشد. سیاست های مالی و اقتصادی را در طول چهل سال گذشته دیدیم، هر دولتی که روی کار آمد و با همین سیاست ها جلو رفت یعنی در روی همان پاشنه چرخیده است. لبنان به کشور خدمات دهنده ،که خود با کمک دیگران نفس می کشد تبدیل شد، بخش کشاورزی نابود شد، بخش صنعت و هر بخش تولیدی دیگر از بین رفت و ما وابسته به خارجیم، یعنی آنان کاری کردند که کشور وابسته به خارج باشد. در چنین شرایطی می توانند تو را محاصره کنند، اختیار فرودگاه، بنادر، گردشگری و ...در کشورت را به دست داشته باشند.نظام بانکی تو را با چشم به هم زدنی به بن بست برسانند. وقتی بخش کشاورزی و صنعتت از بین رفت و چیزی برای خوردن یا پوشیدن نداری و برای زندگی به واردات وابسته ای، یعنی در حوزه سیاسی به وام های خارجی تکیه داری و این امر سبب فروپاشی بیشتر و بیشتر می شود. پس اولویت‌ات باید تولید باشد، کشاورزی و صنعت باشد، باید به اقتصاد تولید محور تبدیل شد. وقتی به خارج تکیه کنی این می شود که امروز آمریکا میلیونها افغان را گرسنه، تشنه، دست بسته و آواره در صحراها و مرزها رها کرده است. آیا ما تنها به این دلیل که برخی در داخل خواستار دنباله روی از آمریکا و غربند، می خواهیم لبنانمان اینگونه باشد؟ چنین نیست، ما تنها عبد و بنده خداییم و به مردم خود، به نخبگان و اندیشمندان خود و به اراده خود ایمان داریم و می‌توانیم بر شرایط و دشواری‌ها فائق آییم، اما رسیدن به این هدف نیازمند همکاری و مسئولیت شناسی است.»</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Mon, 16 Aug 2021 17:52:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی پیرامون افغانستان پس از سیطره طالبان</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-unrr6e7x7xff</link>
                <description>دیشب به دعوت بزرگواران برنامه پرونده ویژه مهمان شبکه سه برای گفتگو درباره تحولات افغانستان بودم. حرف‌هایم ناتمام ماند وبه گمانم کمتر چیزی برای یک پژوهشگر، ناراحت کننده‌تر از ناقص ماندن مطالب ارائه‌اش باشد!۱- در تحولات اخیر افغانستان، آمریکا در تلاش است تا از یک شکست قطعی (ناکامی در ایجاد یک الگوی مطلوب سیاسی در کابل و خروج اجباری از این کشور)، زیرساخت یک پیروزی (ایجاد یک کانون آشوب منطقه‌ای برای تخلیه بخشی از توان استراتژیک چین، روسیه و ایران) را نتیجه بگیرد.۲- به جرأت می‌توان گفت اصلی‌ترین دارایی‌های به دست آمده برای آمریکا در پی اشغال افغانستان، به دست آوردن اطلاعات راهبردی و شناخت دقیق افغانستان، رهبران، نخبگان و مردم این کشور در جایگاه نخست و سپس نفوذ در لایه‌های سیاسی و اجتماعی مختلف آن حتی در میان مخالفان آمریکا در افغانستان است! امری که اکنون به یک مزیت رقابتی راهبردی برای آمریکا در برابر سایر طرف‌های حاضر در صحنه افغانستان بدل گردیده است.۳- تسخیر افغانستان به دست طالبان به طور حتم مورد رضایت و در چارچوب محاسبات راهبردی آمریکاست و اساساً توافقات حاصل از مذاکرات آمریکا و طالبان در قطر، زمان و نحوه خروج آمریکا از افغانستان بستر سقوط کشور به دست طالبان را فراهم آورده است.۴- طالبان یک جریان افغانی برخوردار از حمایت خارجی (پاکستان) است و البته موجودیتی یکپارچه نیست؛ به این معنا که سهم رهبران محلی و میدانی این گروه –که برخی از ارتباطات و حمایت‌های خارجی مستقل نیز برخوردارند- در اقدامات و تحرکات میدانی گاه بیشتر از فرماندهان و رهبران ارشد گروه است!۵- طالبان یک گروه و جریان تحت سیطره آمریکا نیست اما تجربه بیست ساله امریکا در افغانستان، این گروه و اقدامات آن را برای آمریکایی‌ها محاسبه‌پذیر ساخته و آمریکایی‌ها امروز از ابزارهای مختلفی برای مدیریت الگوی رفتاری طالبان و اثرگذاری بر آن برخوردارند و بر همین مبنا آن را در چارچوب راهبرد کلان خود برای منطقه به کار گرفته‌اند.۶- باید دانست که اگر صرف نظر از جزئیات، مسامحتاً بپذیریم برای القاعده مبارزه با کفار (به تعبیر برخی دشمنان بعید)، برای داعش تسلط بر تمامی سرزمین‌های اسلامی و مبارزه با شیعیان (به مثابه دشمنان قریب) در اولویت ایدئولوژیک مبارزه قرار داشت؛ برای طالبان تسلط بر افغانستان و پیاده سازی الگوی امارت اسلامی در این کشور همزمان با ایجاد برتری قوم پشتون در مناسبات در اولویت قرار دارد و از این منظر عمده‌ترین تفاوت رویکردی آنان با دو گروه دیگر در اهداف سیاسی به شمار می‌رود.۷- به سبب شکاف‌های قومی گسترده در افغانستان، حاکمیت طالبان به مثابه یک گروه با اکثریت و خاستگاه پشتون‌گرایی و با سویه‌های افراطی مذهبی مورد پسند مردم افغانستان نیست و در حقیقت تحمیل سلطه یک اقلیت قومی بر خواست اکثریت (البته متشتت و غیرمتحد) مردم افغانستان است. از این رو حکومت احتمالی قریب الوقوع طالبان همواره با نارضایتی‌های سیاسی و اجتماعی مواجه خواهد بود و این امر خود بستر لازم برای بی‌ثباتی و ناآرامی دائمی در افغانستان و نواحی مختلف ان را فراهم خواهد آورد. امری که در چارچوب راهبرد آمریکا برای آینده افغانستان -به مثابه یک کانون بحران و نگرانی دائمی سیاسی امنیتی در منطقه- مطلوب و دلخواه است.۸- طالبان در خیزش اخیرش نشان داده است که رفتارهایش -علی‌رغم خشونت‌ها و تعدی‌های رخ‌داده در برخی مناطق- چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی حساب شده‌تر شده است و این هوشمندی را در نحوه و سرعت پیشروی‌های نظامی آن می‌توان مشاهده کرد اما فارغ از آن برای قضاوت درباره تغییر حقیقی طالبان، هنوز بسیار زود است! بسیاری از رفتارهای این روزهای طالبان ناشی از کنترل فزاینده نیروها به سبب ملاحظات سیاسی لازم برای پیشروی است و رفتار طبیعی این گروه را باید پس از عبور و گذر از این ملاحظات باید مشاهده و قضاوت کرد و حتی بر فرض احتمالی تغییر ماهیت رفتار، این امر جبران کننده ظلم‌ها و جنایات سال‌های گذشته این گروه نیست و نخواهد بود و نسبت بدان نباید اغماضی صورت بپذیرد.۹- کناره‌گیری مردم افغانستان از مواجهه جدی با طالبان و عدم همراهی با قوای حکومتی حتماً به معنای پذیرش و رضایت از تسلط طالبان نیست! در حقیقت رفتار این روزهای مردم افغانستان ناشی از ناامیدی گسترده از ساختار معیوب سیاسی ساخته شده به دست اشغالگران آمریکایی، سرخوردگی از منفعت طلبی و ثروت‌اندوزی شخصی رهبران سیاسی و قومی، بی‌اعتمادی به نمایندگان سیاسی به سبب فساد گسترده سیاسی و اقتصادی انان و ناتوانی‌شان در پیشبرد مطالبات مردم است. مردم افغانستان به شکل روزمره در حال مشاهده خیانت آشکار رهبران و رجال سیاسی و دفاعی در خالی کردن عرصه میدانی به دست دولت و بسترسازی ضمنی آنان برای سلطه طالبان هستند؛ از این رو خود را در هیچ یک از طرفین این منازعه تعریف نمی‌کنند و بدین جهت به ناظران نگران رخدادهای میدانی تبدیل شده‌اند. انتخابی منفعلانه از سر بی‌اعتمادی، یأس، سرخوردگی، ناامیدی و نیز ناتوانی!۱۰- در نهایت از منظر من، در تحلیل تحولات افغانستان، همپای وزن دهی به تحرکات و اقدامات طالبان، می‌بایست به راهبرد کلان آمریکا برای آینده این کشور، اقدامات میدانی واشنگتن در راستای راهبردش و نیز روند حاکم بر رفتار مردم و نخبگان افغانستان در مواجهه با رخدادهای میدانی پرداخت.پ.ن: لینک گفتگوی دیشبم با برنامه پرونده ویژه در شبکه سهhttps://telewebion.com/episode/2634229</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 11:04:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشروح سخنرانی سید حسن نصر الله در افتتاحیه کنفرانس تجدید گفتمان رسانه‌ای و مدیریت رویارویی با عنوان «فلسطین پیروز می شود»</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%86%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D8%AD%DB%8C%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-ltmrdigkmwql</link>
                <description>دبیرکل حزب الله لبنان«ابتدا به خانمها و آقایان و برادران و خواهران و حضار در این کنفرانس مبارک، خیر مقدم می گوییم و به گفتگوها، مباحثات و نتایج این کنفرانس درباره نبرد رسانه ای خود امیدواریم. این نبرد بخش اساسی و اصلی از نبرد بزرگ یعنی نبرد بازنگری فراگیر است. در ابتدا همچنین مایلم از مسئولان این کنفرانس سپاسگزاری کنم که برای این کنفرانس تدارک دیدند و تلاش کردند تا اینکه امروز برگزار شد. همچنین از شرکت کنندگان در آن قدردانی می‌کنم. صحبت و سخنان من به موضوع کنفرانس متمرکز خواهد شد و در آخر سخنرانی درباره وضع سیاسی صحبت خواهم کرد، اما صحبت اصلی و بیشترین وقت را به موضوع این کنفرانس اختصاص خواهم داد. اولاً اهمیت رسانه‌ها و گفتمان رسانه ای در این رویارویی بسیار روشن است و نیاز به سخنوری ندارد. اهل رسانه‌ها، رهبران رسانه‌ها و فرماندهان جبهه مقاومت، شما هستید. دوم اینکه اهمیت ارتقا و احیای گفتمان رسانه ای در این رویارویی روشن است. هم اکنون به طور مشخصا خواه از نظر اساسی، این جزو سنت زندگی است که هر چیزی لازم است ارتقا یابد. با توجه به ارتقای امکانات و شیوه های رویارویی در اشکال مختلف مانند رویارویی نظامی در این منازعه، گفتمان رسانه ای نیز ارتقا می یابد، رویارویی امنیتی و رویارویی سیاسی ارتقا می یابد، بنابراین طبیعی است که رویارویی رسانه ای نیز ارتقا یابد زیرا اولا بخش اصیل در نبرد است و دوم اینکه برای همراهی در عرصه‌های دیگر لازم است؛ زیرا گفتمان رسانه ای و رسانه‌ها، آنچه را در عرصه های دیگر نظامی و امنیتی و سیاسی رخ می دهد، تبیین می کنند. همچنین نیاز مبرمی به احیای این گفتمان به سبب تحولات ده سال گذشته در منطقه ما اعم از فتنه های سیاه و بسیار تأثیر گذار وجود دارد. از جمله اهداف این فتنه ها نیز تباه کردن مسئله فلسطین و به فراموشی سپردن مسئله فلسطین بود و اگر مقاومت و محور مقاومت و پیروزی این محور در رویارویی در این فتنه بزرگ نبود، مسئله فلسطین به فراموشی سپرده می شد. همچنین از جمله عواملی که نیاز به احیای این گفتمان را نشان می دهد، پایداری محور مقاومت در ده سال گذشته و پیروزی آن در عرصه ها و میدان‌های مختلف بوده است. ما امروز یک جمله ای را می گوییم و مردم آن را جمله ای ساده و کوچک می دانند، زمانی که می گوییم «پایداری محور مقاومت در کشورها، دولتها، جنبشها، احزاب و ملتها»، یک جمله است اما برای آن شهدا، زخمی ها، خون‌ها، گریه‌ها، دردها، خطرات، چالش‌ها، دشواری ها، موانع و نبردهای وجودی زیادی تقدیم شده است. از جمله عوامل دیگر پیروزی بسیار بزرگ، مقاومت فلسطین در نبرد شمشیر قدس(سیف القدس) و معادلات جدیدی بود که تحمیل کرد. از عوامل دیگر نیز چالش‌های کنونی است زیرا نبرد ادامه دارد بلکه در حال تشدید است و در برابر چالش‌هایی جدید، آروزهایی جدید و معادلات جدیدی قرار دارد. نکته سوم که مایلم درباره آن صحبت کنم، آن است که گفتمان رسانه ای که می خواهیم آن را احیا کنیم و ارتقا دهیم، در رویارویی با چه کسی است؟ ما اینجا از مشکلات داخلی دارای ماهیت داخلی، محلی و ملی صحبت نمی‌کنیم، ما از رویارویی با اشغالگران اسرائیلی، سلطه آمریکا، طرح صهیونیستی و طرح آمریکایی در منطقه صحبت می کنیم. از اشغالگری اسرائیل در سراسر فلسطین البته به غیر از غزه و از اشغالگری در جولان اشغالی سوریه، مزارع شبعا، کفرشوبا و بخشی از منطقه لبنانی غجر و از اشغالگری اسرائیل و سلطه آمریکا سخن می‌گوییم. درست نیست که در این رویارویی جدایی قائل شویم. سلطه آمریکا پایه و اساس و خطرناکترین است زیرا این سلطه اولا به خودی خود مشکلی برای کشورها و ملتهای ماست از این جهت که این سلطه گری مبتنی بر سلب تصمیمات، غارت ثروتها، تحمیل نظامها و منع کردن ملتهای ما از تعیین سرنوشت خود در همه عرصه ها است و همین سلطه آمریکا نیز حامی اسرائیل است. نمی توان فلسطین را بدون رویارویی با سلطه گری آمریکا در منطقه ما آزاد کرد زیرا همین سلطه گری نیز نظام‌ها و ارتش‌ها را به ساختارهای مرده ای تبدیل کرده است که تحرک و اراده ای ندارند و کاری از دستشان بر نمی آید زیرا این سلطه گری است که همه نوع حمایت، پشتیبانی و مؤلفه های بقا را به این رژیم غاصب می دهد. برادران و خواهران! این مسئله را تصور کنید که فقط پس از یازده یا دوازده روز پس از نبرد شمشیر قدس، صداها در رژیم صهیونیستی بلند شد و از آمریکا خواستند به آنها در زمینه گنبد آهنین و موشک‌ها برای مقابله با موشک‌های مقاومت کمک کند، آن هم پس از دوازده روز. این رژیم اصلا وجودش، بقایش، ادامه موجودیتش، قلدری اش، تکبرش، سرکشی اش و برتری‌اش مرهون سلطه، حمایت و کمک‌های آمریکاست. بنابراین در گفتمان و بازنگری خود نمی‌توانیم بین این دو جدایی قائل شویم. هر قتل عامی که ارتش صهیونیستی مرتکب می شود، قتل عامی است که آمریکا مرتکب می‌شود، همچنانکه اسرائیلی نیز هست. هر تجاوز اسرائیل به مثابه تجاوز آمریکاست. بنابراین ما اینجا درباره رویارویی با اشغالگران اسرائیلی، طرح صهیونیستی و طمع ورزی ها، تهدیدات و چالش‌هایش برای همه ملتها و کشورهای منطقه صحبت می کنیم. ما همچنین با سلطه آمریکا روبرو هستیم که احیاناً به اشغالگری مستقیم تبدیل می‌شود. همچنانکه در افغانستان به مدت حدود 20 سال رخ داد و امروز با عقب نشینی خفت بار و همراه با شکست پایان یافت و نتوانست چیزی محقق کند و به اشغال مستقیم عراق اقدام کرد. نیروهای آمریکایی مستقر در عراق نیروهای اشغالگر هستند. آمریکا ادعا می‌کند که به درخواست دولت عراق آمده است اما کارهایش کارهای نیروهای اشغالگر است زیرا بر آسمان سلطه دارد و به ملت عراق تجاوز می‌کند؛ از جمله تجاوز اخیرش به نیروهای بسیج مردمی در مرزهای سوریه با عراق. این اقدامات نیروهای اشغالگر است و اقدامات نیروهای دوست و یاری کننده نیست و همچنین اشغالگری مستقیم آمریکا در شرق فرات در سوریه. بنابراین ما در برابر سلطه گری قرار داریم که گاهی به اشغالگری تبدیل می شود و این علاوه بر مناطق دیگر است. همچنانکه از حضور نیروهای آمریکایی در جنوب یمن سخن گفته می شود. گفتمان و رویارویی با طرح صهیونیستی و آمریکایی و اشغالگری اسرائیل و سلطه آمریکاست. نکته چهارم اینکه گفتمان رسانه ای در محور مقاومت همواره بر عناصر اساسی قدرت مبتنی است. زمانی که می خواهیم این گفتمان را ارتقا دهیم یا احیا کنیم، باید آن را با استناد به عناصر اصلی قدرت ارتقا دهیم و احیا کنیم که بیشتر رسانه‌های دیگر یا رسانه‌های دشمن فاقد این عناصر هستند. اول استناد به حق؛ رسانه‌های محور مقاومت و گفتمان رسانه ای اینجا بیانگر حق است؛ حق در فلسطین، حق ملت فلسطین در سرزمین آن از دریا تا رودخانه، حق سوریه در جولان آن، حق لبنان در باقیمانده سرزمینهای اشغالی آن. این حق همواره مشخصه ای از مشخصات مسئله فلسطین است. امروزه اگر به سراسر کره زمین نگاهی بیاندازیم، مهم ترین و روشن ترین حق در حق قانونی، دینی، شرعی، انسانی و اخلاقی، یعنی با هر معیاری که حق را بسنجیم و بر اساس آن بحث کنیم، حق فلسطین را در بالاترین درجات وضوح می بینیم. بنابراین در گفتمان و موضعمان، به حق استناد می کنیم، شما بیانگر حق هستید اما رسانه‌های مقابل شما بیانگر باطل هستند. بر اساس همه معیارهای قانونی، شرعی، دینی، اخلاقی و انسانی باطل هستند. این حق است که ملتهایمان سرنوشتشان را خودشان به دور از سلطه گری آمریکا تعیین کنند. نه اینکه آمریکا و غرب به این ملت‌ها، نظام‌ها و گزینه هایشان را تحمیل کنند. این حق است که ملت‌ها از ثروتهایشان در مقابل غارتگری آمریکا و کشورهای همسو با آن بهره برداری کنند. بنابراین اولا به حق استناد می‌کنیم و دوم به قدرت استناد می‌کنیم و این از پدیده های به وجود آمده در نبرد با دشمن است. امروزه رسانه‌های مقاومت روی تپه ها، مرثیه سرایی یا قصیده سرایی یا ترانه سرایی نمی‌کنند، بلکه از مکان‌های پیروزی‌ها، قصاید عزت پخش می‌کنند زیرا معادلات تغییر کرده است. این یک حقیقت است؛ بنابراین امروزه ما به عنصر قدرت استناد می‌کنیم، زمانی که اینجا از مقاومت و گفتمان مقاومت صحبت می کنیم، از دستاوردها و پیروزی ها صحبت می‌کنیم، به خصوص در دو دهه اخیر، در بیست سال گذشته، از آزادسازی جنوب در سال 2000 میلادی صحبت می کنیم، از پیروزی سال 2006 میلادی، از آزادسازی نوار غزه و از پیروزی ها و پایداری غزه در رویارویی با جنگ‌های متعدد اسرائیل و به تازگی از نبرد شمشیر قدس در رویایی با صهیونیست‌ها؛ موفقیت‌ها و پیروزی‌های محور مقاومت در جنگ جهانی و بزرگترین فتنه در منطقه ما، قواعد درگیری که مقاومت در لبنان و در فلسطین به دشمن اسرائیلی و آمریکایی در عراق و جاهای دیگر تحمیل می‌کند، قواعد درگیری و موازنه بازدارندگی که مقاومت در چندین عرصه در منطقه ای محقق کرده است که ارتش دشمن در آن قوی ترین دشمن و ارتش شکست ناپذیر محسوب می شود که حمله می‌کند، بمباران و موشکباران می‌کند و می کشد و مرتکب قتل عام می‌شود، بدون آنکه به کسی حساب پس بدهد، از معادله های جدید مقاومت در حمایت از قدس و از طرحی برای آزادسازی فلسطین صحبت می‌کنیم و به این نکته بعدا باز خواهم گشت. بنابراین استناد به قدرت و از موضع قدرت. موضوع دیگر مشارکت رسانه‌ها در ساختن پیروزی است، استناد به واقعیت‎ها و حقایق عینی، این از نقاط قدرت گفتمان رسانه ای و رسانه‌های محور مقاومت است. استناد به واقعیت‌ها و حقایقی عینی میدانی، سیاسی، فرهنگی، عاطفی و وجدانی نزد امت، حقایق و واقعیت‌ها نزد دشمن و حقایق و واقعیت‌ها نزد امت و ملت‌هایش و نزد رزمندگان و حامیان مقاومت. شناخت دشمن از مهمترین ویژگی‌های مقاومت در بیست سال گذشته بوده است. گفتمان هوچی گری نبوده است، گفتمان علمی و واقعگرایانه و مبتنی بر ارقام، واقعیتها، حقایق، بررسی ها، مطالعات، نقاط ضعف دشمن و نقاط قدرت دشمن بوده است. ما از نقاط قدرت دشمن اطلاع داریم و به آن اذعان می‌کنیم و برای مقابله با این نقاط قوت، مهار کردن آنها، عبور از این نقاط قدرت و تضعیف آنها تلاش می‌کنیم و از نقاط ضعف دشمن نیز مطلع هستیم تا با اتکا به آنها، پیروزی بسازیم. مهم ترین چیز در گفتمان رسانه ای در حدود ۴۰ سال گذشته یعنی اگر بخواهیم از سال ۱۹۸۲ میلادی صحبت کنیم، زمانی که مقاومت در لبنان آغاز شد و در لبنان و فلسطین شدت گرفت، مهم ترین موضوع در این مرحله و جنگ روانی در این مرحله آن است که به واقعیت‌ها مستند بوده و به اوهام، تخیلات، اختراعات ذهنی، رؤیاها و دروغ‌ها مبتنی نبوده است و همین طور هم باید ادامه یابد. بر اساس نکته سوم، از مهم ترین عناصر قدرت در گفتمان مقاومت و رسانه‌های محور مقاومت، صداقت و راستی است که اعتبار آورده است. اعتبار را با پول نمی توان ساخت و با زیادی رسانه‌ها و زیاد کردن مهارت‌های رسانه‌ها به دست نمی آید. اعتبار واقعی را راستی به دست می آورد. راستی و صداقت در زمینه های مختلف، اولا صداقت و راستی در نقل خبر، آنچه مقاومت به مردم می‌گوید و آنچه رسانه‌های مقاومت و گفتمان مقاومت به مردم می‌گویند، صداقت و راستی در نقل حقایق است و این باید ادامه یابد، حالا هر قدر هم دشواری وجود داشته باشد، چالش وجود داشته باشد، زیرا این صداقت و راستی انباشته شده است، به اعتبار واقعی تبدیل شده است. امروز دشمن، سران دشمن و شهرک نشینانِ این دشمن- زیرا این دشمن ملت ندارد بلکه شهرک نشین و اشغالگرند، ارتش اشغالگر است و افراد نیز اشغالگرند، چیزی به نام غیر نظامی و شهروند اسرائیلی در این رژیم نداریم- آنان امروز به رسانه‌های مقاومت بیشتر از سران و رسانه‌هایشان اعتماد دارند. چرا ما به نتیجه رسیده ایم؟ این نتیجه صداقت، راستی و تجربه طولانی است و واقعیت‌هایی که پیش روی ما ظاهر شد. بنابراین صداقت و راستی در انتقال خبر. دوم صداقت و راستی در وعده است. مقاومت در طول این دهها سال، وعده ای نداده است که دور از واقعیت بوده باشد یا دور از امکان تحقق بوده باشد، زمانی که مقاومت در لبنان با همه احزاب و گروههایش کلید خورد که از همه آنها و نقش‌هایشان تشکر می‌کنیم و به نقش آفرینی‌های آنها اعتراف می کنیم، زمانی که کلید خورد، وعده آزادسازی داد و به وعده اش در بیست و پنجم ژوئن سال ۲۰۰۰ میلادی عمل کرد و قبل از آن به وعده اش در سال ۱۹۸۵ عمل کرده بود، زمانی که مقاومت وعده داد ما قومی نیستیم که اسیرانمان را در زندان‌ها رها کنیم، برای آزادی اسیران وارد جنگهایی شد، مقاومت فلسطین وارد رویارویی ها و چالش‌های خطرناکی شد تا توانست شمار زیادی از اسیران را آزاد کند و همچنان اسیران فلسطینی در صدر اولویت‌های مقاومت فلسطین است. مقاومت در غزه وعده داد اگر دشمن ساکنان قدس و شهر قدس و مقدسات را تهدید کند، از قدس دفاع کند و با دشمن درگیر شود و بسیاری بین دشمن و نیز بین امت منتظر بودند و برخی گفتند این تهدید توخالی است و بی ارزش است اما مقاومت در غزه نبردش را در دفاع از قدس آغاز کرد و معادله جدیدی رقم زد. بنابراین صداقت و راستی در وعده از عناصر قدرت است، همچنین صداقت و راستی در آروزها. مقاومت وعده رؤیا نمی دهد، وعده رؤیا برای فریبکاری نمی دهد، وعده آروزهای دروغین نمی دهد. امروزه زمانی که مقاومت وعده می دهد و اهداف نزدیک را مشخص می‌کند، زمانی که از معادلات حمایت صحبت می‌کند، معادلات حمایت را محقق می‌کند، همچنانکه در لبنان از طریق تثبیت قواعد درگیری و موازنه بازدارندگی رخ داد، همچنانکه برادران در فلسطین نیز تلاش می کنند این را انجام دهند. زمانی که امروزه در محور مقاومت صحبت می کنیم، از آزادسازی فلسطین صحبت می کنیم. اجازه بدهید کاملا روشن حرف بزنیم و این سخن بسیاری را امروزه در جهان ناراحت می‌کند، از محو این رژیم غاصب، دروغین، اشغالگر و غده سرطانی و دشمن اساسی صحبت می کنیم.ما درباره رؤیاها، خیالات یا از امیدهای دروغین سخن نمی گوییم. زمانی که می‌گوییم امروز قدس (به آزادی) نزدیک‌تر است، بله، نزدیک‌تر است و نبرد شمشیر قدس، قدس را بیش از هر زمان دیگری در گذشته (به آزادی) نزدیک‌تر کرد. بنابراین ما درباره امیدهای واقعی سخن می گوییم. ما مبالغه نمی‌کنیم و این موضوع یکی از مهمترین عناصر قدرت مقاومت است که پوشش واقعیت ها مبالغه نمی‌کند و دقیق عمل می‌کند. در ترسیم تحولات، مبالغه نمی‌کند. در توصیف دستاوردها و پیروزی ها مبالغه نمی‌کند. درباره اهدافی که محقق شده است یا برای تحقق آنها تلاش می کنیم، مبالغه نمی‌کند و درباره امیدها و اهداف بلندمدت هم مبالغه نمی‌کند.پنجم، طرفدارانی که رسانه‌ها و گفتمان مقاومت به آن متکی است، مردمی و از عامه مردم است که در جهان عرب و جهان اسلام و نیز در جهان، طیف بزرگی را تشکیل می دهد. از جمله ویژگی های این پایگاه مردمی، آن است که از نظر دینی-مسلمانان و مسیحیان و حتی بعضی یهودیانی که اندیشه های صهیونیستی را رد می کنند و حضور واقعی دارند- از نظر فکری و وابستگی فکری، فرهنگی، اعتقادی و ایدئولوژیک متنوع است. از نظر قومیتی و نژادی هم تنوع دارد و در امتداد منطقه و جهان وجود دارد و نقطه مشترک آنها قدس، مقدسات در آن و مظلومیت ملت فلسطین است. قدس، مهمترین نقطه مشترک است که پیروان ادیان و اندیشه ها می توانند بر سر آن با یکدیگر متحد شوند. زیرا بر سر حق، عدالت و مبارزه با ظلم جمع می شوند. این پایگاه گسترده، پیام شما را می‌شنود و از شما قبول می‌کند و در سطوح مختلف با آن تعامل دارد. این تعامل گاهی رسانه ای و مردمی یا با حضور در صحنه و بیان موضع در رسانه‌ها یا شبکه های اجتماعی است و با حمایت‌های مالی، رفتن به مرزها با فلسطین اشغالی و مشارکت در جبهه های نبرد و در بالاترین سطح با آمادگی برای فداکاری و شهادت و فدا کردن همه چیز، خودش را نشان می دهد.کسانی هستند که خانه هایشان تخریب می شود، اما ایستادگی و صبر می کنند و بر روی ویرانه‌های خانه‌هایشان می‌ایستند و بر اصرار خود برای ادامه دادن به مقاومت تاکید می‌کنند. کسانی هستند که خانواده هایشان کشته می‌شوند، همانطور که این روزها در غزه شاهد بودیم و هر روز در قدس، کرانه باختری و فلسطین اشغالی سال 1948 شاهد آن هستیم و هر روز در صحنه های مختلف در لبنان، یمن، سوریه، عراق و مکان های زیادی شاهد بودیم. این پایگاه مردمی بنابراین وجود دارد و به پیام شما و واقعیت هایی که نشان می دهید و نیز تعامل شما، نیاز دارد. زیرا کلمه ای که از قلب خارج شود، بر قلب می‌نشیند. در بسیاری از حوادث، نبردها و جنگ ها، زمانی که می‌دیدیم که مثلا در متن خبر، کارشناس، تحلیلگر یا گوینده از نظر عاطفی واکنش نشان می‌دهد و گریه می‌کند و باعث گریه مبارزان و رزمندگان در جبهه های نبرد می شد. بنابراین این سطح از تعامل وجود دارد. رسانه‌هایی هستند که زمانی که تاسیس می شوند، به دنبال طرفداران هستند. من همواره می گفته ام رسانه‌های مقاومت در زمان تاسیس، بر اساس پایگاه مردمی که وجود داشت، راه اندازی می‌شد. اما باید آن را خطاب قرار دهد و آن را حفظ کند و فرهنگ، بصیرت و اراده آن را تقویت کند و به احساسات و عواطف آن احترام بگذارد و باعث افزایش قدرت و عزم و اراده آن شود. همچنین مسئولیت رسانه آن است که بقیه را هم که هنوز بیطرف هستند، خطاب قرار دهد تا این پایگاه مردمی گسترش یابد. همچنین باید مخاطب رسانه‌های آنها را که در جبهه دشمن ایستاده اند و از دشمن حمایت می کنند یا روابط شان را با دشمن عادی سازی کرده اند یا به دنبال توطئه چینی علیه مقاومت هستند، خطاب قرار دهد. این ماموریت سخت و دشوار، اما امکان پذیر است. نباید از هیچ کسی چه از کسانی که بیطرف هستند، ناامید شد. حتی از کسانی که در جبهه دشمن قرار گرفته اند هم نباید مأیوس شد. وقایع تاریخی در بسیاری از جنگ ها به ما نشان داد که چطور ممکن است پیام واقعی، صادقانه و منطقی بتواند تعداد زیادی از افراد در جبهه دشمن را به بیطرف تبدیل کند و حتی آنها را به جبهه دوست ملحق کند. نمونه های زیادی در این باره وجود دارد که فرصت نیست آنها را ذکر کنم. این تحول به علت گفتمان منطقی، علمی و به حق و قانع کننده بود. بنابراین این نکته هم یکی از عوامل قدرت است که مسئولیت ایجاد می‌کند.ششم، امکانات انسانی و مادی که محور مقاومت این روزها برخوردار است و این شرایط بی سابقه است. اگر به گذشته مقاومت و امکانات آن در زمینه رسانه ای نگاه کنیم و آن را با شرایط فعلی مقایسه کنیم می بینیم که پیشرفت بسیار بزرگی رخ داده است. البته نسبت به امکانات دشمن، نه اینطور نیست و این مسئله بحث دیگری است. از لحاظ نسبت، هیچ برابری از نظر امکانات وجود ندارد، اما توازن وجود دارد و حتی گاهی محور مقاومت از نظر تاثیرگذاری برتری دارد زیرا متکی به عناصر قدرت واقعی است. این امکانات شامل شبکه های تلویزیونی، رادیویی، مطبوعات، روزنامه ها و نیز شبکه های اجتماعی است که مسئله جدیدی است که اضافه شده است. همچنین تریبون های مختلف مردمی و دیگر ابزارها هم وجود دارد که امروز از جمله نقاط قدرت مهم محور مقاومت و در نبرد مقاومت است. این ابزارها در طول همه جنگ ها توانست، تحولات را پوشش دهد و در تحقق پیروزی سهیم باشد. اجازه بدهید بگویم فقط خبرهای پیروزی را منتقل نمی‌کرد و خبرهای پیروزی را پوشش نمی داد، بلکه در تحقق پیروزی مشارکت کرد. این حرف به هیچ وجه مبالغه آمیز نیست. در نبرد اخیر در نبرد شمشیر قدس، دشمن و ارتشی که مدعی شکست ناپذیری بود و به بزرگترین ابرقدرت جهان متکی است، چند روز پس از شکست نظامی در برابر مقاومت و ملت در محاصره در غزه، به دنبال چه چیزی بود؟ به دنبال فقط تصویر پیروزی و نه دستاورد و پیروزی واقعی می‌گشت. اما در جبهه مقاومت، دستاوردهای پیروزی و تصاویر واقعی از پیروزی وجود داشت. رسانه‌های مقاومت در تحقق این پیروزی، شریک بودند. در طول همه مراحل قبلی، من باور دارم که رسانه‌ها در تحقق پیروزی سهیم بودند و پیروزی را حفظ کردند و پیروزی را نشان دادند و اگر آنها نبودند، پیروزی از دست می رفت. بعدا به این وظیفه باز خواهم گشت. در برابر این عناصر قدرت و امکانات انسانی و مادی موجود در رسانه‌های مقاومت، ذهن ها، تجربیات و سرمایه انسانی و مبتکران خوبی وجود دارند. این واقعیت است و من تعارف نمی کنم. با در نظر گرفتن این موضوع که تناسبی در امکانات مادی و مالی موجود نزد رسانه‌های مقاومت در مقایسه با رسانه‌های دیگران وجود ندارد. در این باره ما باید واقع بین باشیم. متاسفانه ما بیشتر بر عناصر ضعف، نکات منفی و نواقص و اشتباهات تمرکز می کنیم، اما چنین کاری واقع بینی نیست. برای واقع بینی در هر نوع ارزیابی باید درباره دستاوردها و ناکامی ها سخن بگوییم و فقط به ناکامی ها نپردازیم. باید از عناصر قدرت و عناصر ضعف در کنار یکدیگر سخن بگوییم. باید به صورت کامل سخن بگوییم و در نتیجه باید نقاط قوت و دستاوردها را تثبیت و تقویت کنیم و توسعه دهیم و نقاط ضعف و نواقص خودمان را برطرف کنیم. اما اینکه خود کم بینی داشته باشیم، همانطور که به طور معمول انجام دهیم، اشتباه است.امروز در زمینه نظامی، همواره نواقص و اشتباهاتی وجود داشته است، اما به طور معمول عملی نمی شود. آنچه آشکار می شود، موفقیت و پیروزی میدانی است. در زمینه امنیتی هم همینطور است و حتی پوشیده‌تر و پنهان‌تر است و زمانی که ناکامی رخ می‌دهد، هیچ کسی از آن اطلاع پیدا نمی‌کند و فقط خود آن طرف‌ها مطلع می شوند. در زمینه رسانه ای چون آشکار و علنی است و در برابر دیدگان مردم قرار دارد، ناکامی ها، نواقص و اشتباهات علنی و برجسته سازی می‌شود. من به شما می گویم، دستاوردهای رسانه‌های مقاومت در طول دهه های گذشته بسیار بزرگ و مهم است و باید به آن تکیه کنیم. با فقط تمرکز بر نقاط ضعف و خود تحقیری، به ارزیابی واقع بینانه نمی‌رسیم و چشم انداز توسعه و نوسازی در برابر ما ایجاد نمی شود. بلکه باعث ناامیدی و سرخوردگی و ناتوانی می‌شود. این تصور ایجاد می‌شود که نمی توانیم کاری انجام دهیم و ما ضعیف و عاجز هستیم. اگر بخواهیم همیشه به این صورت در زمینه های رسانه ای، نظامی و امنیتی و سیاسی و اقتصادی فکر کنیم، به معنای آن است که ما برای خودمان حکم مرگ و نابودی صادر کرده ایم و به هیچ وجه نباید چنین چیزی صورت گیرد.  نخستین و مهمترین نشانه تأثیر رسانه‌های مقاومت، موضع گیری جبهه دشمن در قبال آن است. چرا دشمن پخش شبکه های ماهواره ای (محور مقاومت) را ممنوع کرده است؟ اگر این شبکه ها تأثیرگذار نبودند، دشمن آنها را رها می کرد. امروزه صدها و بلکه هزاران شبکه ماهواره ای در حال فعالیت هستند که نادیده گرفته می شوند و زیر نظر نیستند. اما برخی شبکه های مشخص در کشورهای متعدد عربی و اسلامی، که من از ترس از قلم افتادن سایر شبکه‌ها به یکی از آنها اشاره نمی‌کنم، زیر نظر هستند و از پخش آنها جلوگیری می شود. در حال حاضر سایر شبکه های ماهواره ای محور مقاومت با تهدید ممنوعیت پخش مواجه هستند و شبکه های رادیویی و روزنامه ها نیز به همین ترتیب. چند روز پیش آمریکا بیش از ۳۳ پایگاه خبری وابسته به رسانه‌های مقاومت را مسدود کرد. اگر این رسانه‌ها تأثیری ندارند چرا دشمن خود را به زحمت می اندازد و آنها را مسدود می‌کند؟ این نشانه تأثیرگذاری رسانه‌های مقاومت است و ثابت می‌کند این رسانه‌ها کارساز هستند و تأثیر مثبتی بر امت دارند و دشمن را در سطوح مختلف آزرده کرده اند. ما نیاز داریم این رسانه‌ها تقویت شوند و در بین خود رقابت مثبت و نه منفی داشته باشند. ما نیاز داریم این رسانه‌ها از تجربه های یکدیگر در زمینه رسانه‌ای استفاده کنند آنگونه که در زمینه نظامی چنین کرده ایم. امروز یکی از مهمترین نقاط قوت در مقاومت مسلحانه این است که تبادل تجربه ها و تخصص ها صورت گرفته است و جبهه نظامی جدا از هم وجود ندارد. بلکه جبهه نظامی مرتبط، دارای همکاری و تکمیل کننده وجود دارد و ان شاء الله در مراحل آینده تکامل آنها بیشتر می شود. در عرصه رسانه ای نیز همین گونه است. آنچه ما امروزه علاوه بر دیدگاه ها و تجارب شما به آن نیاز داریم، استفاده حداکثری از شبکه های اجتماعی است. هدف دشمن از گشودن این مسیر به روی جهان و راه اندازی این شبکه ها، هر چه باشد می توان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد. من اخیرا برخی آمارها را مطالعه می کردم که در آنها این سؤال مطرح شده بود چرا ابراز همبستگی جهانی با نبرد سیف القدس بیشتر از هر نبرد دیگری بود؟ برخی تحقیقات این مسئله را به وجود شبکه های اجتماعی و اثرگذاری آن مرتبط دانسته اند. چرا که دشمنان ممکن است بتوانند یک شبکه ماهواره ای را مسدود و یک شبکه رادیویی را تحریم و ساکت کنند و جلوی انتشار یک روزنامه را بگیرند، ولی انتشار شبکه ها اجتماعی در سطح جهانی به حدی رسیده است که می تواند تحولات را به صورت تصویری و صوتی منتقل کند؛ در حالی که سابقه نداشته است نبرد یا تقابل و مظلومیت و کشتار در فلسطین اشغالی اینگونه منتقل شود. این یک فرصت بسیار بزرگ است که در آن هر انسان و شخصی در این امت می تواند برای انتقال تصاویر، حوادث و موضع گیری ها به جهان وارد عمل شود و این مسئله فقط به نخبگان، متفکران، تحلیلگران، روشنفکران و رسانه‌ها اختصاص ندارد. امروز ما در حالی که در بحبوحه نبرد آشکارسازی حق، بیداری ملت ها و برانگیختن امیدواری های صادقانه در میان آنان هستیم، در عرصه رسانه ای نیز با نبرد مقابله با گمراه کردن افکار عمومی، دروغگویی، تحریف، جعل، فریبکاری و تخریب قرار داریم و این یک نبرد سخت است و برای مقابله با آن نیازمند برنامه ریزی هستیم. امروزه در لبنان و جهان عربی و اسلامی رسانه‌های مخالف محور مقاومت نمی‌توانند از دشمن دفاع کنند و از حقانیت دشمن سخن بگویند زیرا باطل بودن دشمن اثبات شده است. این رسانه‌ها نمی توانند از انسانیت دشمن سخن بگویند، اگر چه در طول سال گذشته در برخی رسانه‌های حاشیه خلیج فارس برای این مسئله تلاش کردند. اما نبرد سیف القدس آمد و این دروغ ها را از بین برد. از این رو این رسانه‌ها نمی توانند از دشمن و رفتارهایش، وحشی‌گری ها، جنایت ها، اقدامات باطل، و کشتارها و چهره زشت آن نه در گذشته و نه در حال دفاع کنند. این رسانه‌ها نمی توانند امت را قانع سازند که دشمن هیچ طمعی به آینده آنان ندارد. اما در عوض، سلاح خود را متوجه مقاومت کرده‌اند تا آن را بدنام کرده، حقیقتش را تحریف و مواضع آن را جعل کنند. این رسانه‌ها، متخاصم هستند نه رقیب، چرا که آنها با اقدامات خود در حال دشمنی و جنگ رسانه ای شبانه روزی علیه مقاومت هستند و نیروهای انسانی را به خدمت گرفته و میلیاردها دلار هزینه کرده و خودشان اذعان دارند هدفشان بدنام کردن مقاومت است. اما عموما تمرکز فکری، فرهنگی و دینی این رسانه‌ها بر روی مسئله فلسطین است. در چند وقت اخیر به مرحله ای رسیده ایم که برخی رسانه‌های خلیج فارس نظریه های دینی ارائه می دهند با این مضمون که فلسیطین حق یهودیان است و برای این منظور، آیات قرآن را شاهد می آورند. آنها همچنین بر بزرگ جلوه دادن قدرت دشمن و ناتوانی امت تمرکز دارند. اما اقدام خطرناک ترشان، تمرکز بر بدنام و مخدوش کردن چهره مردان مقاومت است. مثلا به ادعای برخی شبکه های اجتماعی و رسانه‌های دشمن در عراق، مقاومان دست نشانده و دنباله رو ایران معرفی می‌شوند. هنگامی که شما مقاوم و مجاهد باشید و خواهان حاکمیت، استقلال و آزادی عراق باشید و اینکه نفت عراق باید برای ملت عراق باشد، به دنباله روی متهم می شوید. اما اگر بخواهید مزدور سفارت آمریکا و خدمت گذار آن و دست بوس آستانش باشید، شما ملی گرا و میهن پرست لقب می گیرید. به نظر رسانه‌های دشمن، مقاومان در همه منطقه از جمله لبنان و فلسطین دنباله رو و مزدور ایران هستند. مرحله بدتر این است که آنان جنبش‌های مقاومت را بدون ذکر حتی یک دلیل، مافیای دزدی و تجارت مواد مخدر و مافیای ارتکاب جنایت جلوه می دهند و این اقدام شبانه روز ادامه دارد و برخی از مردم نیز این اتهام را باور می کنند. هنگامی که در رسانه‌های دشمن مقامت و جنبش های مقاومت مسئول اوضاع خطرناک در کشورهایشان معرفی می شوند- مانند اوضاع اقتصادی و معیشتی در لبنان و سایر مناطق- مقاومت مسئول این اوضاع نیست. این رسانه‌ها حتی پیروزی های مقاومت را انکار می کنند و به آن اذعان نمی کنند و برای ساقط کردنش تلاش می کنند. این مسئله در لبنان در سال ۲۰۰۶ اتفاق افتاد. اما پس از نبرد سیف القدس، من در برخی رسانه‌های عربی مشاهده کردم در حالی که همه فلسطینی ها از پیروزی خود سخن می گفتند و جهان و حتی خود صهیونیست ها به پیروزی فلسطینی ها اعتراف کردند، برخی رسانه‌های عربی به ویژه در حاشیه خلیج فارس، شکست ادعایی مقاومت فلسطین را منعکس می‌کردند و بر خانه های ویران شده، شمار شهدا و مجروحان، فرصت های شغلی از دست رفته، دردها و مشکلات مردم غزه تمرکز کرده بودند. این در حالی است که صاحبان خانه های ویران شده و خانواده های شهدا و کسانی که کار خود را از دست داده بودند، از اعتقاد و افتخار خود به پیروزی سخن می گفتند. دقیقا مانند آنچه در لبنان رخ داد. دشمن از به تصویر کشیدن پیروزی برای خود عاجز ماند، اما برخی رسانه‌های متخاصم عربی تلاش کردند برای دشمن از استخوان ها و تکه پاره های اجساد کودکان، زنان، شهدا و مجروحان در نوار غزه و فلسطین اشغالی تصویر ساختگی پیروزی بسازند. طبیعتا باید با این روند مقابله کرد. این یک نبرد سخت است که به برنامه ریزی و پیگیری نیاز دارد. اما در وهله نخست، به اعتماد به نفس نیاز داریم. نباید در مقابل این تخریب ها و بدنام کردن ها سست شویم. ما باید به خودمان، برادران و خواهران مان، مردم و جنبش های مقاومت اعتماد بالایی داشته باشیم. جنبش های مقاوت معصوم نیستند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند؛ اما این جنبش ها از اعتبار، صداقت، اخلاص و آمادگی بالا برای فداکاری و وفاداری برخودار هستند. هر چند این مسئله، وجود خطاکاران و حتی گناهکاران را در میان آنها نفی نمی‌کند. ما در واکنش به خطاها و گناهان موجود، باید برای درمان و حل آن تلاش کنیم. دشمنان بر روی بزرگ جلوه دادن اشتباهات تمرکز می کنند، اما در اغلب اوقات دشمنان دست به افترا می زنند و دروغ پردازی هایی می کنند که هیچ ارتباطی با واقعیت مقاومت و جنبش های مقاومت ندارد. امروز از شما می خواهیم این گفتمان رسانه‌ای را مورد بررسی قرار دهید و در این مسیر بر عناصر قدرت، توسعه و تجدید آن در همه عرصه ها و متناسب با همه تحولات موجود در منطقه و همه امکانات نظامی، امنیتی، سیاسی، رسانه ای، فرهنگی، اجتماعی و مادی و متناسب با تهدیدات و چالش ها و فرصت های موجود تکیه و اعتماد کنید. به ویژه باید برای تبدیل کردن تهدیدها به فرصت ها تلاش کرد. ما باید در زبان گفتمان، ادبیات، اصطلاحات، روش ها، ابزارها، افکار و در مضمون و ساختار تجدید نظر کرده و به اصول استناد کنیم. ما نمی خواهیم به نقطه صفر بازگردیم بلکه می خواهیم بر دستاوردهای محور مقاومت که به لحاظ کمی و کیفی فراوان هستند و دستاوردهای رسانه ای نیز بخشی از آن است، تکیه کنیم. همه ما باید از نتایج بررسی ها و گفتگوهای شما استفاده کنیم. من به شخصه از شما می خواهم تلاش ویژه خود را برای کمک به روند تقویت یک معادله منطقه‌ای که مطرحش می‌کنیم به کار بگیرید. منظور ما طرح یک معادله منطقه ای برای دفاع و حمایت از شهر مقدس قدس است. دشمن در غزه می خواهد مقاومت را در مقابل قدس قرار دهد؛ اما ما می‌خواهیم کل منطقه را در کنار قدس قرار دهیم تا از آن حمایت و دفاع کنند. این سخن فقط برای خوراک تبلیغاتی نیست و خط و نشان کشیدن هم نیست؛ ما در گذشته ثابت کرده ایم چنین کاری نکرده‌ایم و اکنون نیز چنین نخواهیم کرد. این یک طرح جدی و واقع‌گرایانه است و همین اکنون آغاز آن را اعلام می کنیم، اگر چه هنوز واقعیت اجرایی نداشته باشد. هنگامی که صهیونیست ها به این باور برسند تهدید شهر مقدس قدس و تهدید مقدسات اسلامی و مسیحی در شهر مقدس به جنگی منطقه‌ای تبدیل خواهد شد، در رفتار خود بازنگری کرده و برای برداشتن چنین گامی (تهدید قدس) میلیون ها بار در محاسبات خود تجدید نظر خواهند کرد. صرفا اعلام آغاز معادله می تواند ایجاد بازدارندگی را بر دشمن تحمیل کند. پس حساب کنید هنگامی که برای تثبیت این معادله و ترجمه واقعی آن در آینده نزدیک یا نه چندان دور تلاش کنیم، چه خواهد شد. ما برای شبکه‌سازی و مرتبط کردن عناصر قدرت این معادله در کل محور و کشورها، حکومت ها، جنبش ها و ملت های مقاومت تلاش می‌کنیم و برای آن شب زنده داری کرده و دیدارها و نشست ها ترتیب خواهیم داد و هماهنگی و ارتباط برقرار می‌کنیم و دست به مطالعه و بررسی خواهیم زد و برنامه ریزی کرده و سناریوهای احتمالی و برنامه های متعدد را بررسی خواهیم کرد. ما همچنین به ساختن افکار عمومی جدید نیاز داریم. ما از مرحله سخت ده ساله اخیر عبور کرده‌ایم و به ساخت افکار عمومی جدید نیاز داریم. اگر ما از معادله ای سخن بگوییم که هدفش حمایت و محافظت از یک منطقه جفرافیایی در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق یا یمن باشد ممکن است فکر ایجاد معادله منطقه ای یا جنگ منطقه ای مورد قبول بسیاری از ملت های منطقه قرار نگیرد؛ اما هنگامی که از شهر مقدس قدس که مورد توجه همه است و هنگامی که از شهر مقدسات که برای همه امت و کشورها و حکومت ها و همه آزادگان جهان و اتباع ادیان آسمانی در جهان اهمیت دارد، سخن بگوییم این فکر مورد قبول واقع می شود و باید با قدرت برای اجرای آن تلاش کنیم و این مسئله به تلاش متمرکز در مرحله پیش رو نیاز دارد. ممکن است به برخی از شما گفته شود در حال شنیدن سخنانی هستید که درباره گفتمان رسانه‌ای و به خدمت گرفتن آن برای مقابله با اشغالگری و سلطه جویی است و پیروزی در فلسطین را ارزیابی و از آن تمجید می‌کند، در حالی که از شما انتظار داشتیم از صف کشیدن مقابل پمپ بنزین ها و فقدان دارو و شیر برای نوزادان و مشکلات داخلی سخن بگویید. من می خواهم درباره این مسئله توضیحاتی بدهم و سخنانم را با ذکر دو نکته به پایان برسانم. در واقع از کسانی که از خارج برای منطقه عربی و اسلامی برنامه ریزی می‌کنند و علیه آن دست به توطئه چینی می زنند، خواسته می شود به نکاتی که ذکر شد توجه کنند. مطلوب این است که همه ملت های منطقه به مسائل داخلی و مشکلات سیاسی خود توجه داشته باشند. بلکه فراتر از آن، به نان، بنزین، مازوت، کپسول گاز، شیر نوزادان، حقوق و پول ملی خود توجه ویژه داشته باشند تا در ذهن، قلب و درون مان جای خالی برای بی توجهی به مسائل امت و در مقدمه آن فلسطین و قدس باقی نماند. هدف محاصره و تحریم های اقتصادی علیه کشورهای ما و به ویژه علیه کشورها و دولت های محور مقاومت این است که ما به نقطه ای برسیم که در ذهن، قلب، عواطف و احساسات، فعالیت های رسانه ای، توجهات و مشارکت مان در سطوح مختلف نبردها جایی برای قدس و فلسطین باقی نماند و باید اعتراف کرد دشمنان تا حدی در تحقق این هدف موفق شده اند و بر این اساس ما باید با آن مقابله کنیم. روش صحیح این است که به صورت همزمان در دو مسیر حرکت و تلاش کنیم. مسیر نخست این است که در نزاع اساسی و اصلی باقی بمانیم و از آن غافل نشویم و رهایش نکرده و به آن بی توجهی نکنیم. مسیر دوم این است که به مشکلات داخلی و جوامع محلی خود توجه کنیم و بیشترین تلاش را برای حل بحران های سیاسی، معیشتی، مالی، اقتصادی و مالی به کار گیریم. اما باید به صورت همزمان در هر دو مسیر حرکت کنیم. من اعتراف می کنم که کار و تلاش همزمان در هر دو مسیر، خسته کننده و سخت است، اما با اراده و عزم راسخ می توان پیشرفت کرد. در مسیر نخست نباید از جهت گیری های داخلی غافل شویم و حرکت کردن در مسیر دوم نباید ما را به حدی سرگرم مسائل داخلی کند که در تقابل با مسیر نخست قرار بگیریم. این پیچیدگی نبرد ما است که باید آن را ادامه دهیم و وارد آن شویم. امروز ملت لبنان و همه کسانی که در پمپ بنزین ها، مراکز توزیع مازوت و داروخانه ها صف می کشند و ارزش پول و حقوق شان کاهش یافته است، باید از همه علت های واقعی بحران مطلع شوند. در کشورهای منطقه نیز همین روند جریان دارد. بله، علت های واقعی وجود دارد که با بحران نظام در لبنان مرتبط است. بحث ما فقط بحران در دولت نیست بلکه بحران در دولت، نتیجه و بیانگر بحران نظام در لبنان است. لبنان گرفتار بحران نظام، بحران سیاسی، شیوع فساد، سرقت ها و احتکار بدون حد و مرز است. حتی تا این لحظه هنوز علت اصلی بحران بنزین و مازوت مشخص نیست و احیانا درباره علت های آن مبالغه می شود و آن را به قاچاق مرتبط می دنند. بله، تأثیر قاچاق وجود دارد ولی تأثیر هولناک و حمایت شده از احتکار را باید در نظر گرفت. در لبنان بحران سیاسی، بحران فساد، بحران مدیریت و تشکیل دولت، بحران احتکار و بحران فرار از مسئولیت پذیری و نا آگاهی حتی در سطح مردمی وجود دارد. بسیاری از مردم آگاه هستند ولی برخی مردم به سمت و سویی می روند که دشمن می خواهد. اینکه برخی ها تیراندازی می کنند و به پمپ بنزین ها حمله ور می شوند، چه معنایی دارد؟ این جهل به تمام معنا است. اما همه این بحران ها یک علت واقعی و بسیار بسیار بسیار بزرگ دارد که آمریکا و سیاست دولت این کشور است که لبنان را محاصره و تحریم کرده است و با ارسال هر کمکی از هر جای جهان به لبنان چه به صورت سپرده گذاری در بانک مرکزی، کمک و امدادرسانی یا قرض دادن جلوگیری می‌کند. ای دوستان آمریکا در لبنان، آیا شما از این مسئله اطلاع دارید؟ آیا از این روند خجالت زده نیستید؟ سفیر آمریکا که هر روز اظهار نظر می‌کند و درباره وضع لبنان هشدار می دهد و برای مردم لبنان اشک تمساح می ریزد، آیا این دولت و حکومت او نیست که هر کشوری در جهان را از کمک به لبنان و سپرده گذاری و وام دادن به آن منع کرده است؟ این در حالی است که این اقدامات اهدافی سیاسی دارند که با لبنان ارتباطی ندارد و در خدمت اشغالگری، طرح تثبیت اسرائیل و شهرک سازی آن، غارت گاز و نفت لبنان در آب های منطقه ای و تأمین امنیت اسرائیل است. آیا این دولت آمریکا نیست که از اقدام بانک های لبنانی به وارد کردن دلارهایش از خارج جلوگیری می‌کند؟ آیا این دولت آمریکا نیست که لبنان را به تحریم تهدید می‌کند؟ آیا این دولت آمریکا نیست که از استمداد لبنانی ها و دولت لبنان از هر کشور دوست در شرق جلوگیری می‌کند؟ طلب کمک از چین ممنوع است در حالی که فرصت های واقعی برای نجات وضع اقتصادی و معیشتی لبنان از این طریق وجود دارد. لبنان به سرمایه گذاری نیاز دارد. این یک مسئله خیلی فلسفی و پیچیده نیست. گزینه بهتر برای رهایی از وضع موجود، کمک های اهدایی و سرمایه گذاری است زیرا برای بودجه و ملت لبنان تبعاتی ندارد. شرکت های بزرگ چینی و روسی آماده سپرده گذاری در لبنان هستند بدون اینکه دولت لبنان چیزی پرداخت کند. اما مرتب به این اراده برای سرمایه گذاری پاسخ منفی داده می شود. دلیل این پاسخ منفی، وتوی آمریکا و ترس از دولت آمریکا است. ترس اصلی، قرار گرفتن لبنان و بانک مرکزی آن در فهرست تحریم ها نیست بلکه ترس‌ها، شخصی و متعلق به قرار گرفتن خانه ها، همسران و فرزندان مسئولان در فهرست تحریم های آمریکا است. اگر این گونه است بگذارید تحریم کنند. اگر مردم لبنان در مناطق مختلف و احزاب و گروه های متنوع آن، برای نجات و آزادسازی کشور از اشغالگری بهترین مردان و زنان خود را به عنوان شهید تقدیم کردند، آیا شایسته لبنان و مردم آن نیست که سیاستمدارانش برای نجات اوضاع وخیم مالی، معیشتی و اقتصادی فداکاری کنند و اسامی آنها در فهرست افتخار آمریکا (تحریم ها) قرار گیرد. چرا جرأت و شجاعت نداریم. در غیر این صورت به من بگویید راه حل چیست و ما منتظر چه هستیم؟ لبنانی ها در انتظار مرگ آرام هستند و هر کسی حرف می زند به ما هشدار فروپاشی می دهد و تفاوت آنها فقط بر سر زمان این فروپاشی است. آمریکا تهدید می‌کند لبنان و مسئولان و شخصیت های سیاسی آن را در فهرست تحریم قرار می دهد این در حالی است که واقعیت ها نشان از پیشروی همه مردم لبنان به سوی مرگ دارد. سال ها در غزه تلاش کردند اهالی غزه را علیه مقاومت تحریک کنند و از تحریم ها علیه غزه برای تحقق این هدف سوء استفاده کردند. در سوریه امروز پس از دو سال از آرامش، ثبات و امنیت در بیشتر مناطق و استان های سوریه و در حالی که شرکت ها از همه مناطق جهان و از شرق و غیر شرق و جهان عربی برای سرمایه گذاری در سوریه اعلام آمادگی کردند و حتی شرکت های لبنانی برای سرمایه گذاری در سوریه سرمایه گذاری می کردند، آمریکا با وضع قانون سزار سوریه را تحریم و تهدید کرد هر شرکتی را که در سوریه سرمایه گذاری کند در چارچوب معین تحریم خواهد کرد. در نتیجه، همه شرکت ها حتی شرکت های دوست سوریه ترسیدند و از سرمایه گذاری منصرف شدند. این به خاطر فشار بر سوریه بود. عراق و ایران نیز همچنان از تحریم ها رنج می برند و یمن و عراق همچنان تحت محاصره هستند. منطق تحریم ها در لبنان نیز همین است. آمریکا به صراحت اعلام کرده است هدفش در لبنان شوراندن مردم علیه مقاومت و به ویژه شوراندن مناطق تحت نفوذ مقاومت علیه مقاومت است. آمریکایی ها شرم و حیا ندارند و اهداف خود را پنهان نمی کنند. آنها چند سال قبل در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ گفتند ۵۰۰ میلیون دلار برای بدنام کردن حزب الله هزینه کرده اند. امروز آمریکایی می گویند ما می خواهیم مردم لبنان و مناطق تحت نفوذ مقاومت را علیه آن بشورانند. ای مردم لبنان بدانید عامل اصلی نابودی پول ملی شما و همه بحران ها و مصیبت ها از جمله گرانی، گرسنگی و نابودی فرصت های شغلی، دولت و سیاست ها و سفارت آمریکا در لبنان است. بله مشکلات دیگری وجود دارد و من قصد دفاع از آن را ندارم ولی مشکلات دیگر از جمله فساد، دزدی و سیاست های اشتباه ده ها ساله، همیشه وجود داشته است با این تفاوت که همه این موارد از سوی سیاست های آمریکا و دولت های متوالی آمریکا تحت حمایت و حفاظت بوده است و مهمترین دزدها و مفسدان و فاسدان در لبنان از دوستان آمریکا بوده اند؛ پس چرا آمریکا در طول همه سال های گذشته در قبال آنان سکوت کرده است و اکنون می آید و ادعای مبارزه با فساد می‌کند. آمریکا حتی در ادعای مبارزه با فساد صادق نیست و این اقدامی پوششی علیه مبارزه با نبرد اقتصادی واقعی است. اکنون پس از رایزنی های اسرائیلی آمریکایی به وضوح می بینیم به شکست شان در جنگ تموز سال ۲۰۰۶  اذعان می کنند و من به شما می گویم تاکنون نیز شکست خورده اند. ما اکنون در سال ۲۰۲۱ هستیم و سال هاست ما را به جنگ و بمباران مواضع و اردوگاه ها و کارخانه ها تهدید کرده اند تا برنامه موشک های نقطه زن خود را متوقف کنیم. همه تهدیدهای آنها بیهوده بوده است زیرا از ماهیت معادله اطلاع دارند و می دانند جنگ با لبنان تفریح نیست. آنها به نابودی لبنان و با خاک یکسان کردن آن تهدید می‌کنند ولی در عین حال به هزینه آن نیز واقفند. اما برای عملی کردن این تهدید به چه چیزی امید بسته اند؟ همه مراکز تحقیقاتی اسرائیلی اذعان کرده اند امیدواری بزرگ آنها به بحران اقتصادی و معیشتی در لبنان است. از این رو به ملت مان می گویم در مرحله نخست به اسلحه آگاهی، صبر، عزم، اراده و اقدام جدی برای حل این بحران ها مسلح شوند و ایستادگی در پیش بگیرند. (سعد حریری) مأمور تشکیل کابینه به کشور بازگشته است و تصور می شود ایام پیش رو روزهای تعیین کننده ای باشد. من اکنون چیزی نمی‌گویم زیرا امروز و فردا و پس فردا دیدارهایی برگزار می شود که ممکن است تصویر تشکیل کابینه را به صورت واضح تری ترسیم کند. ما در رسانه‌ها خبرهایی شنیده ایم که علیه نخست وزیر دولت پیشبرد امور و برخی از وزرای سابق و فرماندهان امنیتی و نظامی کیفرخواست صادر شده است. ما اسامی قضات را نخوانده ایم ولی گفته می شود برخی قضات در طرح این دادخواست حضور دارند. باعث تأسف است که افرادی که دادخواست علیه آنها صادر شده است آن را در رسانه‌ها می شنوند. تا این لحظه به هیچ یک از آنها به صورت رسمی ابلاغ نشده است که علیه آنهادادخواست مطرح شده است یا برای بازجویی درباره پرونده انفجار بیروت احضار شده اند. طبیعتا این، یکی از اشکال استفاده سیاسی از این موضوع است و ما پیشتر آن را مردود دانسته و بار دیگر آن را مردود می دانیم. امروز من در این باره چیزی نمی گویم و آن را به زمانی دیگر موکول می‌کنم تا ببنیم اخبار منتشر شده در رسانه‌ها صحت دارد یا خیر. ما در گذشته درباره معیارها و اختلاف معیارها سخن گفته‌ایم و تلاش ما در آستانه سالگرد انفجار و این کشتار هولناک، تحقق عدالت و کشف حقیقت است و تا این زمان همچنان عدالت، دور و حقیقت پنهان است. در طول یک سال گذشته و ماه های گذشته از مسئولان تحقیقاتی گذشته و مسئولان تحقیقاتی و بازپرس قضایی فعلی خواسته‌ایم پرونده تحقیق فنی درباره این حادثه را منتشر کنند. اما تا این لحظه پاسخی داده نشده است. اینکه آیا حادثه بندر بیروت انفجار بوده است؟ آیا یک اقام عمدی بوده است؟ آیا علت آن اهمال و کم کاری بوده است؟ آیا آنگونه که در روزها و هفته های نخست ادعا شد در بندر بیروت موشک های مقاومت وجود داشته است؟ آیا در بندر بیروت انبارهای سلاح مقاومت مستقر بوده است؟ تا این لحظه هیچ سخنی از حقیقت گفته نشده است. حتی به خانواده شهدا نیز چیزی گفته نشده است و حداقل در یک کنفرانس خبری به خانواده شهدا اعلام نکرده‌اند فرزندان آنها چگونه شهید شده‌اند. آیا علت انفجار حمله هوایی و موشک‌های اسرائیلی بوده است یا علت آن وجود مواد منفجره یا استفاده مقاومت از انبارهای سلاح یا کم کاری و تقصیر بوده است یا علت دیگری داشته است. اما درباره اوضاع اقتصادی و معیشتی باید همه ما باید تلاش و کار و فشار به سوی یافتن راه حل های واقعی و نتیجه بخش را ادامه می دهیم. این مسئله جز با اراده شجاعانه و آمادگی بالا برای فداکاری و گشودن درها به روی نجات اقتصادی لبنان محقق نمی شود. امیدوارم کنفرانس شما نتیجه بخش و مفید باشد و قطعا از همه افکار و نظرات و نوآوری‌های شما استفاده خواهیم کرد. از همه تلاش های کنونی شما و در گذشته و حضور مخلصانه و صادقانه در این نبرد قدردانی می کنم.»«این سخنرانی در بیروت و در تاریخ ۱۴۰۰/۰۴/۱۴ ایراد شده است.»</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jul 2021 11:01:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نکته درباره افغانستان؛ خروج نظامی آمریکا و سربرآوردن دوباره طالبان</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-piy6h5oeuxa9</link>
                <description>افغانستان۱- #آمریکا در حال خروج «نیروهای نظامی‌»اش از این کشور پس از ۲۰ سال اشغالگری است؛ برخی این را به معنای خروج آمریکا از افغانستان قلمداد می‌کنند که قطعاً خطای فاحشی است.۲-آمریکایی‌ها در جنگی فرسایشی در مواجهه با نیروهای طالبان در «حوزه نظامی» فضاحت‌بار شکست خوردند اما در طی ۵سال اخیر و با محوریت CIA با سرعت قابل توجهی در تدارک نیروهای شبه نظامی افغان برای ایجاد اثرگذاری راهبردی در سطح امنیتی در آینده این کشور اقدام کردند و بدان دست یافتند.۳-در فرآیند سیاسی با توجه به دلایلی همچون خارج‌شدن افغانستان از اولویت سیاست خارجی آمریکا با گذشت زمان و به دلایل متعدد، تضاد منافع آمریکا و پاکستان به مثابه هم‌پیمان راهبردی واشنگتن در افغانستان، ضعف مفرط و تعمدانه دولت، تشتت گسترده سیاسی میان احزاب و اقوام افغان و که در حوصله این نوشتار نیست، آمریکا هیچ‌گاه نتوانست به یک الگوی سیاسی متناسب برای افغانستان دست یابد و به آن جامه عمل بپوشاند و از این رو ساختار سیاسی زاییده اشغال در افغانستان، هیچ‌گاه در صحنه عمل حاکمیت حقیقی پیدا ننمود.۴-با گذشت زمان و آشکار شدن ضعف سیاسی و نظامی واشنگتن در افغانستان، طالبان که از ظرفیت‌های قومی و حمایت‌های خارجی متعدد برخوردار بوده و هست، با تقویت توان خود موقعیت خویش را ارتقا داد؛ این در حالی بود که سایر جناح‌های سیاسی درگیر رقابت و فرسایش در ساختار نامتوازن صحنه سیاست افغانستان بودند که به دست اشغالگران ساخته شده بود. ۵-به جرأت می‌توان گفت که از سال ۲۰۱۵ بدین سو دیگر دولت‌ها در واشنگتن واقعیت حضور طالبان در قدرت را پذیرفته بودند اما در حال تدارک برای چگونگی اعلان آن، انتقال کم‌هزینه و منطبق بر منافع آمریکا بودند.۶- بازبینی نقش و جایگاه افغانستان در دکترین «مهار شرق» آمریکا موجب شد تا حاکمان واشنگتن با درک موقعیت کم‌نظیر ژئوپلتیک این کشور، آن را به مثابه جغرافیایی کلیدی برای «مهار همزمان چین، روسیه و ایران» و یا به تعبیر دیگر تمامی دشمنان آمریکا بنگرند. همسایگی با ایران و چین و اثرگذاری مستقیم بر امنیت آسیای مرکزی به مثابه محیط راهبردی تحت نفوذ روسیه تنها بخشی از تصویر مطلوب آمریکا برای چنین طرحی است.۷- از آن زمان است که در صحنه میدانی افغانستان شاهد ظهور و حضور پررنگ داعش شاخه ولایت خراسان و امکان‌سازی‌های میدانی برای توسعه نفوذ طالبان در افغانستان هستیم. در اینجا لازم به یادآوری است که جنبش طالبان در درون خود سازمان و حرکتی یکپارچه نیست و به ویژه پس از درگذشت ملاعمر رهبر کاریزماتیک این جنبش، منازعه درونی گسترده‌ای در درون آن شکل گرفت و شاخه‌های متعددی بروز میدانی یافتند. رقابت شاخه‌های مختلف طالبان با آغاز رسمی پروژه مذاکره با طالبان توسط آمریکایی‌ها، مورد مهندسی دقیق دستگاه‌های اطلاعاتی واشنگتن و پاکستان قرار گرفت.۸-در حقیقت آمریکایی‌ها با علم به نامتناسب بودن ساختار خودساخته نظام سیاسی افغانستان، تشتت سیاسی و تضاد منافع گسترده احزاب، طوایف و گروه‌های قومی-سیاسی در افغانستان، به بهای فروپاشی و قربانی شدن ساختار و گارگزاران حاکم وابسته به غرب در افغانستان و نیز تداوم و تصاعد بیش از پیش قربانی شدن مردم بیگناه و مظلوم افغانستان، در تلاش برای ایجاد یک «سیاهچاله امنیتی-سیاسی» برای رقبا و دشمنان خود هستند که می‌بایست به «کانون تخلیه توان استراتژیک» آنان بیانجامد.۹-خدا به مردم مظلوم افغانستان رحم کند! فارغ از تنش‌های کم‌سابقه داخلی برای گسترش سلطه طالبان در این کشور و چگونگی حاکمیت آتی این کشور، گرداب آشوب و تنش‌های امنیتی در افغانستان با فرض تسلط ۱۰۰٪ طالبان بر این کشور هم پایان نخواهد یافت؛ برنامه آمریکایی‌ها چیز دیگریست!۱۰- افغانستان آن قدر از جوانب و زوایای گوناگون برای ایران اهمیت دارد که باید روزها و شاید ماه‌ها درباره‌اش سخن گفت. سؤالات، ابهامات و نکات بسیار است و حتماً و قطعاً نباید از کنار تحولات همسایه به سادگی گذشت و باید به سکوت پایان داد؛ پایان.شماتیک تقریبی از وضعیت کنونی درگیری‌ها و تسلط در نواحی و بخش‌های افغانستان سیاه: تحت تسلط طالبان خاکستری: مناطق درگیری سفید: تحت تسلط دولت افغانستان</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jul 2021 13:30:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات ریاست جمهوری آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-wmf9jwug1tqx</link>
                <description>پنجاه و نهمین انتخابات ریاست جمهوری #آمریکا که از قرار، در ۳ نوامبر ۲۰۲۰ مصادف با ۱۳ آبان ۱۳۹۹ در سالروز تسخیر لانه جاسوسی این کشور در #ایران و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی برگزار می شود، بر مبنای نظام انتخاباتی این کشور، بر مبنای آراء الکترال است و نه آراء عمومی شهروندان.کاندیدای پیروز در این رقابت، نیازمند کسب دست کم ۲۷۰ رای الکترال از مجموع آرای الکترال ایالت‌ها است. برای مثال، براساس نظرسنجی های مختلف، وضعیت رقابت در صحنه آرای الکترال ها در حدود سه ماه مانده به موعد انتخابات به روایت CNN به این صورت است:https://www.cnn.com/election/2020/electoral-college-interactive-mapsبه طور نسبی تکلیف اکثر ایالت‌ها از پیش، معین است و در انتخابات پیش رو نتیجه انتخابات در پنج ایالت پنسیلوانیا، آریزونا، فلوریدا، میشیگان و ویسکانسین اهمیت بیشتری دارد و می‌تواند تعیین‌کننده شود. این هم نتیجه نظرسنجی سایت NPR است:https://www.npr.org/2020/08/03/897202359/2020-electoral-map-ratings-trump-slides-biden-advantage-expands-over-270-votesالبته برای مشخص شدن پیروز میدان این رقابت هنوز بسیار زود است چه آنکه اهمیت مناظرات سه گانه و رودروی دو کاندیدای اصلی که در تاریخ های 8 و 24 مهر و اول آبان ماه برگزار می شوند نیز در نتیجه نهایی قابل توجه است.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Aug 2020 15:25:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلاح مقاومت در کلام #سیدالمقاومة</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A9-rosq3degaddg</link>
                <description>گزیده ای از سخنرانی نورانی دبیرکل حزب الله لبنان، سیدحسن نصرالله در سخنرانی شان در تاریخ 27 خرداد 1399 درباره منطق سلاح مقاومت:کسی که میخواهد درباره سلاح مقاومت اعلام موضع کند مشکلی نیست، میتواند موضعش را بیان کند و ما ترسی از این کار نداریم اما آمیختن این مسئله با خواسته های به حق مردمی، اقدامی مردود و محکوم است.... اما اگر واقعا جدی هستید، بدانید راهی را که برای این کار در پیش گرفته اید بی فایده است. شعارها و اعتراضات و بدگویی ها نمی تواند چیزی را عوض کند، شما نیاز دارید هواداران مقاومت را با منطقی که بتواند جایگزین مقاومت شود قانع کنید.مقاومت، سلاح و تعصب به سلاح نیست، مقاومت برای مردم لبنان، فلسطین و منطقه، خط، اندیشه و طرحی راهبردی را در رویارویی با دشمن اسرائیلی عرضه داشته است، طرح و فکری که منجر به آزادی سرزمین و دفاع از کشور شد.در دهها سالی که گذشت دلایل و شواهد این منطق در میادین و دنیای واقعی دیده شده است و مردم نتیجه این منطق را لمس و مشاهده کرده اند.اما منطق جایگزین شما کجاست؟ گزینه های شما به جای مقاومت چیست؟ دیدگاه نظری و حقوقی در این زمینه نمی تواند حلال مشکل باشد، باید منطق ارائه دهید.می گویند باشد، حزب الله ارتباطی با فساد و سیاستهای اقتصادی پیشین و غیره ندارد، اما ای سید، ای عزیز، ما اکنون در شرایطی هستیم که اگر بخواهیم نان بیاوریم، باید سلاح خود را تحویل بدهی؛ یعنی سلاح در برابر نان و غذا.وقتی می خواهند ما را به این معادله برسانند، ما معادله ای بسیار بزرگتر و مهمتر و خطرناکتر داریم که الان درباره آن صحبت نخواهم کرد. ما معادله ای در این رابطه داریم، اما در آن هرگز نمی پذیریم که سلاح خود را تحویل دهیم. می خواهم موضوع را برای لبنانی ها ساده تر شرح دهم.مثل کسی است که در باغی نشسته است و اطراف او گرگهایی هستند و سلاحی دارد که با آن مانع ورود گرگها و کشته شدن همسر و بچه هایش می شود و به هر صورت زندگی خود را می گذراند. حال می آیند و به او می گویند سلاحت را تحویل بده و گرنه کاری می کنیم از گرسنگی بمیری.خب اگر سلاحش را تحویل داد و به او نان دادند تا بخورد و پس از آن گرگها وارد باغش شدند؛ چه خواهد کرد و چگونه از زن و بچه اش محافظت کند؟ در واقع به او می گویی که یا با سلاح تو را می کشم یا با نان. این معادله ای است که اکنون در لبنان از آن سخن می گویند.هیچ چیزی از لبنان محافظت نمی کند، نه قطعنامه های بین المللی و نه شورای امنیت سازمان ملل...اما ما در لبنان پس از تجارب بسیار از سال 1948، تنها کسی که از کشور و حاکمیت و آبها و نفت و گاز و ملت و کرامت و ناموس و خاک و امنیت و زنان و کودکان ما محافظت می کند، سلاح ماست......و کسی که می خواهد ما را بین دو گزینه قرار دهد و بگوید یا با سلاح تو را می کشیم یا با گرسنگی دادن به تو، به او می گویم سلاح ما در دستانمان باقی خواهد ماند و گرسنگی نیز نخواهیم کشید و ما تو را خواهیم کشت. ما تو را خواهیم کشت. ما تو را خواهیم کشت.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jun 2020 15:54:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نکته پیرامون گفتگوهای راهبردی عراق و آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-xjzakptwegvo</link>
                <description>چند نکته در باب گفتگوهای راهبردی #عراق و #آمریکا در اواخر سال 2019 و اوایل سال 2020 عراق شاهد تحولاتی بود که دولت وقت عراق را بر آن داشت تا به لزوم برگزاری گفتگوهای راهبردی با واشنگتن تأکید کند.مطابق گفتگوهای قبلی بر اساس توافق نامه چارچوب راهبردی 2008، این گفتگو شامل کلیه حیطه های مورد علاقه بین دو کشور و از جمله سیاست، اقتصاد، امنیت، فرهنگ، انرژی و مالی خواهد بود.باید دانست دولت آمریکا پس از شکست در سلطه تمام عیار بر عراق در پی تهاجم 2003، از طریق توافق های 2008، 2011، 2014 و نیز از طریق این گفتگوها به دنبال ایجاد چارچوب جدیدی برای تضمین حضور نظامی، اقتصادی و سیاسی خود در عراق است.این گفتگوها در زمانی آغاز شده که شیوع ویروس کرونا، کاهش رشد اقتصادجهانی در پی پایین آمدن بهای نفت و کسری بودجه بزرگ عراق، توازن گفتگوها و مذاکرات را برهم زده و از سوی دیگر حضور نخست وزیری (الکاظمی) که سمتش را مدیون مداخلات آمریکا در عراق است، کفه را به نفع واشنگتن سنگین کرده است.علاوه بر این، تشتت لجام گسیخته نیروهای سیاسی داخلی عراق و در دستور کار قرار داشتن انتخابات زودهنگام، اصلاحات ساختاری و قانونی و اعتراضات پراکنده درکنار علم به این مسئله که عراق بالاترین میزان بدهی خارجی را اکنون به آمریکا دارد، طرف عراقی را به شدت آسیب پذیر ساخته است.و بهانه مناسبی برای عقب نشینی در برابر واشنگتن به تیم مذاکره کننده نامتوازن عراقی داده است. 60میلیارد دلار از درآمد نفتی بغداد در بانک مرکزی آمریکاست و حالا برای دستیابی به این درآمد، دستش را ملتمسانه دراز کرده و بیش از آن به کمک واشنگتن در دریافت وامهای خارجی نیز امید دارد.خروج نظامیان آمریکایی از عراق که عمدتاً در سه پایگاه اصلی عین الاسد، التاجی و حریر در منطقه اربیل حضور دارند، بازگرداندن آثار باستانی و آرشیو عراق مربوط به حزب منحله بعث که شامل بیش از 10 میلیون سند است، در کنار کمکهای اقتصادی که پیشتر ذکر شد بخشی از مطالبات طرف عراقی است.در طرف آمریکایی تلاش برای تعمیق حضور بلندمدت در عراق در چارچوبی رسمی با استفاده از شرایط فعلی و افزایش توازن قدرت خود با ایران در عراق، تلاش برای کاهش نفوذ و تضعیف قابل توجه بخشهای نزدیک به تهران در ساختار عراق و همراه سازی بغداد در تحریمها علیه تهران مورد هدف است.البته لازم به ذکر است که آمریکایی ها با کلیدزدن اقدامات دیگری نظیر تصویب لایحه «قانون حمایت از غیرنظامیان سوری &quot;سزار&quot; سال ۲۰۱۹» یا به اختصار «قانون سزار»، زنجیره ای از تحولات را کلید زده اند که عراق را نیز به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.در این میان تمرکز صرف رسانه ها و محافل سیاسی بر خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق و عدم طرح سایر جنبه های این گفتگوها، بستر مناسبی برای زیاده خواهی ها و پیشبرد سایر اهداف واشنگتن در عراق و منطقه را فراهم آورده و مجرایی برای طراحی بازیهای سیاسی در عراق برای این کشور شده است.از یک سو آمریکاییها با اطلاع از حساسیت برخی گروه های عراقی در خصوص نیروهای نظامی آمریکا، اعلام کرده برنامه ای برای حضورنظامی به صورت بلندمدت ندارد، از سوی دیگر مکنزی، فرمانده سنتکام، دو روز پیش گفت:دولت عراق احتمالا خواستار ادامه حضورنظامی آمریکا برای مبارزه با داعش خواهد شد.این اظهارات، همزمان با روند تشدید فعالیتهای داعش در عراق و سوریه و نیز گزارشهای مکرر گروه های مقاومت در عراق از همکاریها و پشتیبانی میدانی و عملیاتی نظامیان آمریکایی از عناصر داعش حائز اهمیت است.گفتگوهای راهبردی عراق و آمریکا، تنها مسئله ای ملی برای عراق نیست بلکه با توجه به نگاه آمریکایی ها به آن، مسئله ای منطقه ای است که باید از نزدیک آن را دنبال نمود.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2020 17:53:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیوع كرونا؛ فجیع ترین شکست اطلاعاتی تاریخ آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B9-%D9%83%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%81%D8%AC%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-yg118uvlcblo</link>
                <description>میکا زنکو در یادداشتی در مجله فارن پالیسی به بررسی عملکرد آمریکا در قبال شیوع ویروس کرونا پرداخت و رویکرد دولت دونالد ترامپ در این خصوص را فاجعه آمیزتر از اقدامات دولت های پیشین آمریکا در خصوص بندر «پرل هاربر»، «انقلاب اسلامی سال 1979 در ایران» و «حوادث یازدهم سپتامبر» توصیف کرد و شیوع كرونا را فجیع ترین شکست اطلاعاتی تاریخ آمریکا دانست.در بخشی این مقاله آمده است: دولت ترامپ به طور کلی و در مجموع، هم در جدی گرفتن هشدارهای خاص و مکرر جامعه اطلاعاتی درباره شیوع ویروس کرونا شکست خورده است و هم در پیگیری توانمند و قاطع پاسخ ملی به ابتکار عمل هایی که متناسب با این تهدید پیش بینی شده بود. دولت فدرال آمریکا به تنهایی دارای منابع و اختیارات کافی برای هماهنگ کردن ذینفعان دولتی و خصوصی در مقابله با آسیب های پیش بینی شده ناشی از این ویروس است. متاسفانه، مقامات دولت ترامپ مجموعه ای از قضاوت ها (که باعث کوچک نمایی مخاطرات ناشی از شیوع کووید-19 شد) و تصمیم ها (خودداری از اقدام متناسب با ضرورت ها و فوریت ها) را در دستور کار قرار دادند که باعث شد ایمنی مردم آمریکا، به شدت کاهش یابد، آن هم در حالی که هیچ ضرورتی نداشت چنین موضوعی رخ دهد.به بیان مختصر، دولت ترامپ باعث شد غافلگیری راهبردی فاجعه آمیزی پیش روی مردم آمریکا قرار بگیرد. اما بر خلاف غافلگیری های راهبردی پیشین – برای مثال حادثه بندر پرل هاربر، انقلاب اسلامی سال 1979، یا به طور خاص رویدادهای یازدهم سپتامبر-، غافلگیری کنونی به واسطه بی توجهی های بی سابقه و حتی غفلت های عمدی رخ داد. برای مثال، در حالی که گزارش کمیسیون یازدهم سپتامبر، تقصیر این حوادث را متوجه حملات القاعده به دولت های روسای جمهور آمریکا از زمان رونالد ریگان تا جرج بوش دانست، تنها مسئول بحران ویروس کرونا به شکل عمده، کاخ سفید شمرده می شود.عنوان فصل هشتم گزارش کمیسیون یازدهم سپتامبر عبارت است از &quot;چراغ قرمز سامانه، در حال چشمک زدن بود.&quot; این جمله را «جرج تنت» رئیس پیشین آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا در توصیف وضعیت در فصل تابستان سال 2001 عنوان کرده بود؛ یعنی زمانی که چندین گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا نشان داد حمله تروریستی هوایی در داخل خاک آمریکا به زودی رخ خواهد داد. با وجود این هشدارها و تلاش های پرشور برخی از مقامات ضد تروریستی، کمیسیون یازدهم سپتامبر چنین نتیجه گیری کرد که &quot;شواهد اندکی در این خصوص وجود دارد که نشان دهد پیشبرد توطئه (یازدهم سپتامبر)، به واسطه اقدامات دولت دچار اختلال شد. زمان به پایان رسید.&quot;هفته گذشته «واشنگتن پست» در گزارشی از هشدارهای مداوم در خصوص شیوع ویروس کرونا خبر داد که جامعه اطلاعاتی در ماه ژانویه و فوریه به کاخ سفید اعلام کرده بود. این هشدارها تاثیر اندکی را بر مقامات عالی آمریکایی داشت؛ مقاماتی که بدون شک، تحت تاثیر تمسخرهای مداوم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره ویروس مذکور قرار گرفته بودند؛ تمسخرهایی که در تاریخ بیست و دوم ژانویه با این جمله ترامپ آغاز شد که &quot;ما این جریان را کاملا تحت کنترل داریم. یک نفر از چین وارد کشور شده است، و ما این موضوع را تحت کنترل داریم. اوضاع کاملا خوب خواهد بود.&quot;تا به امروز، سه مورد ناخوشایند در خصوص شیوه و الگوی رهبری ترامپ مشاهده شده است که علت وخامت همه گیری ویروس کرونا در آمریکا و وقوع شرایط کنونی را توضیح می دهد. نخست آنکه زمانی که ترامپ هر موضوعی را به طور قطعی باور می کند – مهم نیست که این موضوع تا چه اندازه در خصوص آن کم اندیشیده شده باشد، یا اینکه وی تا چه اندازه اطلاعات نادرستی در این خصوص در اختیار داشته باشد، یا آنکه این مساله تا چه اندازه غیر دقیق باشد – وی به این درک و قضاوت اولیه کاملا پایبند می ماند. این رهبران، به شکلی غیرعادی مغرور و بیش از حد مطمئن هستند؛ از دیدگاه بسیاری از آنها، این واقعیت که به سطوح بسیار بالای قدرت رسیده اند، شاهد و گواه خردمندی ذاتی آنها است. اما رهبرانی که حقیقتا هوشمند هستند، واقعا به دنبال دریافت بازخوردها و انتقاد ها هستند، به شکلی فعال، آزادانه می اندیشند، و می توانند دیدگاه و نظر خود را تغییر دهند. از هر لحاظ که مد نظر قرار دهیم، ترامپ دارای این شایستگی های توانمند کننده نیست.دوم آنکه قضاوت های ترامپ به شدت واگیر دار است، و اندیشیدن و رفتارهای تقریبا همه مقامات یا مشاورانی را که با موضوعات مربوطه سر و کار دارند، تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین این موضوع اصلا مایه شگفتی نیست که رئیس جمهور، اطراف خود را پر از افرادی کرده است که همانند وی می بینند، می اندیشند و اقدام می کنند. با وجود این، اظهارات غیر دقیق یا نامعتبر وی، این توانمندی چشمگیر را دارد که توسط مقامات نظامی، اطلاعاتی و تجاری که تا پیش از این افرادی محترم شمرده می شدند، بازیافت شود. اگر در این میان کسی به شکلی همسو، اظهارات رئیس جمهور را با شدت و حرارت کافی تقلید نکند، اخراج خواهد شد، یا آنکه خبر اخراج قریب الوقوع وی درز خواهد کرد. گزارش های قابل توجه و مهم اخیر مبنی بر نابردباری رئیس جمهور در قبال «آنتونی فاچی» مدیر موسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی، از این موضوع حکایت دارد. سوم آنکه قضاوت های نامناسب، به سرعت باعث آلوده شدن همه بازوهای سیاستگذاری دولت فدرال می شود، بدون آنکه تقریبا هیچ کس در برابر این قضاوت ها مقاومت کند یا حتی به شکل منطقی، آن را زیر سوال ببرد. آژانس های فدرال معمولا توسط افراد و مقاماتی گردانده می شوند که کاخ سفید باور دارد به بهترین شکل، توانایی اجرای سیاست ها را دارند. این مقامات معمولا از درجه ای از استقلال برخوردار بوده اند، اما این موضوع در دوران ریاست جمهوری ترامپ مصداق ندارد. حتی به لحاظ تاریخی، موقعیت های عالی غیر حزبی در حوزه امنیت ملی یا اطلاعات، در اختیار افرادی قرار می گرفته است که به لحاظ عقیدتی، همسو با کاخ سفید هستند، و نه افرادی که تجربه یا مهارت لازم را برای دست و پنجه نرم کردن با دغدغه هایی دارند که توسط کارکنان غیر سیاسی این بخش ها مطرح می شود.بنابراین، هر گونه فرض یا اظهار نظر نادرست ترامپ، جریان می یابد و راه خود را به اجرای هر روزه سیاست ها باز می کند.فارغ از آنکه دولت ترامپ و کارنامه وی در حوزه مدیریت جامعه اطلاعاتی و نیز امنیت ملی این کشور تا چه میزان ناکارآمد و شکست خورده است، موضوع کلیدی دیگر، اثر ویژگی ها و خصلت های فردی رئیس جمهور آمریکا بر سیستم سیاسی و امنیتی این کشور است. موضوعی که بر خلاف نظر بسیاری اندیشمندان و کارشناسان سیاسی و امنیتی -که مدعی سیستم محور بودن جامعه اطلاعاتی و امنیتی امریکا هستند- بیانگر، سلطه و اثر رویکردها، نگرش ها و حتی سلایق رهبری سیاسی آمریکا بر تصمیمات و رویکردهای این کشور دارد.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 13:43:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شش سال جنگ علیه یمن</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B4%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%DB%8C%D9%85%D9%86-liayvqsxstbu</link>
                <description>امروز جنگ ظالمانه علیه #یمن وارد ششمین سال خود شد!  ائتلاف سعودی به سرکردگی #عربستان و #امارات و به پشتیبانی #آمریکا در ۲۵ مارس ۲۰۱۵ میلادی (۶ فروردین ۱۳۹۴) به بهانه حمایت از عبدربه منصورهادی رئیس جمهور دولت مستعفی این کشور در برابر #انصارالله به یمن حمله کرد.یمن بزرگترین کارزار کشتار در دهه اخیر در سکوت کامل مجامع بین المللی است، کشتاری که با محاصره کامل زمینی، دریایی و هوایی این کشور با حمایت سه عضو شورای امنیت سازمان ملل آمریکا، انگلستان و فرانسه صورت می گیرد.با این همه و علیرغم همه فشارها و تنگناها اما رزمندگان غیور یمنی، معادلات نظامی مرسوم را بر هم زده اند و اراده شان را در جبهات مختلف به دشمن تحمیل کرده اند، که تنها در یک نمونه اش در سه ماهه پایانی سال گذشته دستکم بیش از 3500 کیلومتر مربع از مناطق اشغالی را باز پس گرفته اند.نقشه آخرین وضعیت میدانی و کارنامه اعجاب آور 5 ساله مقاومت اسلامی یمن را میتوانید در تصاویر زیر مشاهده کنید.آخرین وضعیت میدانی در یمن - فروردین 1399کارنامه نیروهای مقاوت اسلامی یمن در 5 سال نبرد</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 13:24:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط بین الملل در عصر پساکرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-j4fu3f1fy533</link>
                <description>فارن پالیسی در گزارشی خواندنی، از ۱۲ استاد برجسته روابط بین الملل پیش بینی شان درباره اثرات احتمالی #کرونا بر روابط سیاسی و اقتصادی در جهان را پرسیده است. با کمی تسامح، قدر مشترک نظر همگی آنها عبارتست از: 1- قدرت گیری ملی گرایی2- تضعیف جهانی شدن و بازار آزاد3- افول جایگاه #آمریکا در نظام بین الملل#COVID19https://foreignpolicy.com/2020/03/20/world-order-after-coroanvirus-pandemic/</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 25 Mar 2020 12:56:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلیل عصبانیت این روزهای اردوغان</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%BA%D8%A7%D9%86-vhhol2s3b8b3</link>
                <description>با تداوم پیشروی های خیره کننده ارتش #سوریه در استان #ادلب و تصرف تل طوقان و شش روستای پیرامونی آن، پنجمین پست دیدبانی ارتش #ترکیه (بخوانید مرکز پشتیبانی لجستیک و اطلاعاتی تروریست های #القاعده) در سیلوهای این منطقه، تحت محاصره کامل نیروهای #مقاومت_اسلامی و متحدین قرار گرفت.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 16:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا #شبکه‌های_اجتماعی تبدیل شده‌اند به میدان نفرت‌پراکنی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%DB%8C-sm85vyld0e76</link>
                <description>زیستن در #عصر_اطلاعات و #شبکه_های اجتماعی اگر همراه با شناخت ابعاد و زوایای پیدا و پنهان حاکم بر این عصر نباشد، به سرعت انسان را به سمت پوچی و تباهی سوق خواهد داد؛ شرط رهایی، تلاش برای خروج از جهل و کسب علم و آگاهی است. تابه‌حال شده، در گروهی تلگرامی یا کامنت‌های اینستاگرام، بحث سیاسی کنید و آخرش پشیمان نشده باشید؟ اغلب ما حتی یک‌بار هم این تجربه را نداشته‌ايم. هر دفعه که اتفاقی سیاسی می‌افتد، به‌محض لب‌گشودن، با هجوم فحش‌ها مواجه می‌شویم. شبکه‌های اجتماعی روزی قرار بود میز گفت‌وگوی جامعه باشد. اما حالا چه؟ تمسخر، متلک‌، آبروریزی و خشونت شده‌اند سکه رایج این شبکه‌ها. پست‌های پرالتهاب توجه هزاران نفر را می‌دزدند و حرف‌های عاقلانه و موجه در میان غوغا گم می‌شوند. راه نجات چیست؟جاناتان هایت و توبیاس رُزاستاکوِل در وب سایت آتلانتیک در مقاله ای تلاش کرده اند تا به این ابهام پاسخ دهند که به همت #ترجمان انتشار یافته است:http://tarjomaan.com/neveshtar/9645/ممنونم از #ترجمان بابت کمک برای شناخت بیشتر در این زمینه.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 16:40:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#فلسطین و #جنگ_شناختی</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D9%81%D9%84%D8%B3%D8%B7%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-uxnhez3mmytb</link>
                <description>مهم است بدانیم که در #روایت دشمن، مسئله #فلسطین در گذر تاریخ از یک مسئله انسانی، نخست به یک مسئله اسلامی مبدل شد، سپس از یک مسئله اسلامی به مسئله ای عربی تنزل یافت و پس از آن نیز، مسئله عربی به یک چالش منطقه ای در غرب آسیا فرو کاسته شد؛ #جنگ_شناختی یعنی این! #لا_لصفقة_القرن</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 16:25:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرکت آشوب: با G4S بزرگترین کارفرمای تأمین #امنیت جهان آشنا شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-g4s-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A3%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-v38m5gl2mhnf</link>
                <description>شرکت غول‌آسای « #امنیت_جهانی » G4S سومین کارفرمای بزرگ #بخش_خصوصی در دنیاست. سه‌برابر ارتش بریتانیا نیرو دارد و هر جا پای امنیت، خشونت و خونریزی در میان باشد، ردپایش را می‌شود دید. از جنگ‌های قبیله‌ای در سرتاسر آفریقا، تا عراق و افغانستان جنگ‌زده. از مین‌روبی و خنثی‌سازی مهمات عمل‌نکرده، تا تأمین امنیت المپیک لندن، مدیریت زندان‌های فوق‌امنیتی خصوصی، محافظت از زاغه‌های تسلیحات هسته‌ای و نقل و انتقال بین‌المللی طلا، جواهر و اسلحه. یک روزنامه‌نگار با به خطر انداختن جان خود، سفری به دنیای درونی این شرکت کرده است.وب سایت #ترجمان ، مقاله ای از ویلیام لانگِویشه و ونیتی‌فر که به معرفی این شرکت پرداخته اند را ترجمه کرده است، که برای علاقمندان به حوزه #مطالعات_امنیتی بسیار قابل توجه و جذاب خواهد بود:http://tarjomaan.com/neveshtar/9641/</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 16:20:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دستاوردهای ارتش و کمیته های مردمی #یمن درعملیات #بنیان_مرصوص</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%88-%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%B1%D8%B5%D9%88%D8%B5-nacftreqq9ym</link>
                <description>1-  آزادسازی بیش از 2500کیلومتر  2- متلاشی ساختن 17تیپ و 20گردان از مزدوران عربستان (1500 کشته و بیش از 2000زخمی وصدها اسیر) 3- اصابت موشکی و پهپادی تاسیسات #آرامکو در جیزان و فرودگاههای #ابها و #جیزان وپایگاه نظامی #خمیس_مشیط</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 16:10:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جک دورسی، محمد بن سلمان و پرونده جاسوسی از توییتر</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%AC%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-w6ocytzmsycs</link>
                <description>میدل ایست آی فاش کرد، ماهها پس از کشف جاسوسی #عربستان_سعودی از طریق #توييتر ، مدیر توییتر با #محمد_بن_سلمان ملاقات کرده بود و این ملاقات که در ژوئن 2016 انجام گرفت، سوالاتی را درباره اطلاعات و سکوت #جک_دورسی درباره #نفوذ #آل_سعود و زمان دریافت آن اطلاعات مطرح می کند.طبق شکوائیه ای که ماه گذشته در یک دادگاه ناحیه ای #آمریکا در کالیفرنیا مطرح شد، در سال 2015 ئوئیتر کشف کرد یکی از مهندسانش که یک شهروند سعودی به نام #علي_الزبارة بود، به اطلاعات شخصی کاربران دسترسی داشت.یک هفته بعد، این شرکت به دهها تن از کاربرانش هشدار داد که حسابهای آنها از جمله &quot;گروه کوچکی از حساب هایی است که ممکن است هدف عوامل دولتی قرار گرفته باشد.&quot;با اینحال در ژوئن 2016، #جک_دورسی با (#محمد_بن_سلمان ) نایب وقت ولیعهد عربستان ملاقات کرد و گفته می شود آن دو نفر درباره نحوه همکاری به منظور &quot;آموزش و ارتقای مهارت نیروهای سعودی&quot; و سرمایه گذاری در زمینه فناوری بحث و گفتگو کردند.گفتگوی آنها در نیویورک سیتی در تصاویری ثبت و ضبط شده که توسط #بدر_العساكر رئیس دفتر شخصی #محمد_بن_سلمان در رسانه های اجتماعی منتشر شد، فردی که تصور می شود همان مقام سعودی ادعا شده در سوابق دادگاهی باشد که بر #عملیات_جمع_آوری_اطلاعات در داخل #توييتر نظارت داشته است.مارک کلیمن وکیل عمرعبدالعزیز یکی از معارضان سعودی مقیم کانادا و همکار نزدیک #جمال_خاشقجي : عجیب آن است که بر اساس شکوائیه دولت آمریکا،این فرد (الزباره) درماه ژوئن سوابق 5500 نفر را هک کرده بود که تعداد کمی نیست و سوالاتی را در اینباره مطرح میسازد که #توییتر چه چیزهایی را میدانست و چه چیزهایی را نمیخواست بداند.</description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Sun, 10 Nov 2019 16:25:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتصاب، پاداش همراهی و انتقاد از مولر</title>
                <link>https://virgool.io/@A_Samadzadeh/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%B1-i7urhpbzcvqk</link>
                <description>توئیت #ترامپیک #انتخاب به شدت سیاسی آن هم در پست حساسی چون ریاست جامعه اطلاعاتی #آمريكا #جان_راتکلیف که از حامیان سرسخت #ترامپ به شمار می‌آید و در جریان جلسه اخیر «#رابرت_مولر» بازپرس سابق پرونده انتخابات سال ۲۰۱۶، او را به سختی به چالش کشید، به جای #دُن_کوتس معرفی شده است. کوتس در دوران ریاست خود در موارد متعددی با ترامپ اختلاف‌نظر داشت؛ وی معتقد به برخورد سخت‌تر با #روسیه بود. بر این باور بود که بعید است #کره‌شمالی سلاح‌های هسته‌ای خود را تسلیم کند و گفته بود #ایران به توافق هسته‌ای موسوم به #برجام پایبند است.تنها پیشینه مرتبط #جان_راتکلیف در حوزه امنیت ملی، ریاست بخش مقابله با تروریسم و امنیت ملی شرق تگزاس در وزارت دادگستری طی سال 2007 است. وی اکنون عضو کمیته اطلاعاتی مجلس سنای #آمریکا ست. پست ریاست جامعه اطلاعات ملی آمریکا پس از حمله‌های ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ ایجاد شد. این نهاد بر عملکرد ۱۷ نهاد اطلاعاتی مختلف این کشور نظارت می‌کند. </description>
                <category>علی صمدزاده</category>
                <author>علی صمدزاده</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 17:43:03 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>