<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Abed sekhavat</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Abedsekhavat</link>
        <description>Project Management| Expert &amp; Agribusiness
HRM | MBA |</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:59:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1737975/avatar/znCIUA.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Abed sekhavat</title>
            <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تکنولوژی در مقابل کاهش آلودگی هوا</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-bvcifzjfgaqf</link>
                <description>عابد سخاوت کاهش آلودگی هوا خودرو های الکترونیکیتکنولوژی در مقابل کاهش آلودگی هواتکنولوژی به عنوان یکی از ابزارهای قدرتمند بشر، نقشی کلیدی در مقابله با چالش‌های زیست‌محیطی، به‌ویژه کاهش آلودگی هوا، ایفا می‌کند. با افزایش نگرانی‌ها درباره تأثیرات آلودگی هوا بر سلامت انسان‌ها و محیط زیست، فناوری‌های نوین به دنبال راه‌حل‌هایی هستند تا این بحران جهانی را مدیریت کنند. اما آیا همه این فناوری‌ها واقعاً اثربخش‌اند؟یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مرتبط با آلودگی هوا، حمل‌ونقل است. طی سال‌های اخیر، خودروهای هیبریدی و الکتریکی به عنوان جایگزینی برای خودروهای بنزینی و دیزلی مطرح شده‌اند. اگرچه این خودروها در نگاه اول بدون آلایندگی به نظر می‌رسند، اما در عمل، تأثیرشان در کاهش آلودگی هوا محل بحث است. تولید باتری‌های لیتیومی که در این خودروها استفاده می‌شود، فرآیندی بسیار آلاینده است و استخراج مواد اولیه مورد نیاز برای ساخت آن‌ها می‌تواند به تخریب محیط‌زیست و انتشار گازهای گلخانه‌ای منجر شود. علاوه بر این، اگر انرژی مورد نیاز این خودروها از منابع تجدیدناپذیر نظیر زغال‌سنگ یا گاز تأمین شود، آلودگی به‌جای کاهش، به نقاط دیگری منتقل می‌شود.این چالش‌ها نشان می‌دهد که خودروهای هیبریدی و الکتریکی به‌تنهایی نمی‌توانند راه‌حلی جامع برای کاهش آلودگی هوا باشند. به جای آن، تمرکز بر گسترش سیستم‌های حمل‌ونقل عمومی کارآمد، کاهش وابستگی به خودروهای شخصی، و ترویج سبک زندگی پایدار می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.در همین راستا، تکنولوژی‌های دیگر، مانند گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر و بهبود زیرساخت‌های شهری برای کاهش ترافیک، نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند. به عنوان مثال، ایجاد شبکه‌های حمل‌ونقل هوشمند و سرمایه‌گذاری در روش‌های پاک‌تر تولید انرژی می‌تواند در کاهش اثرات منفی آلودگی هوا بسیار مؤثر باشد.بنابراین، در حالی که تکنولوژی ابزار قدرتمندی برای مقابله با آلودگی هوا است، موفقیت واقعی آن به رویکرد جامع‌تری نیاز دارد که فراتر از راه‌حل‌های ساده‌انگارانه مانند تکیه بر خودروهای الکتریکی باشد. تنها از طریق هماهنگی میان سیاست‌های زیست‌محیطی، فناوری‌های نوین و تغییر رفتار جامعه می‌توان به آینده‌ای پاک‌تر دست یافت.⚠️تکنولوژی در مقابل کاهش آلودگی هوا:نقش خودروهای هیبریدی و الکتریکیخودروهای هیبریدی و الکتریکی، که به‌عنوان نماد پیشرفت تکنولوژی در صنعت حمل‌ونقل شناخته می‌شوند، غالباً به‌عنوان راه‌حل‌هایی برای کاهش آلودگی هوا مطرح می‌شوند. اما آیا این خودروها واقعاً توانسته‌اند تأثیری مثبت در کاهش آلودگی هوا بگذارند یا تنها به تغییر شکل آلودگی کمک کرده‌اند؟در حالی که طرفداران این فناوری ادعا می‌کنند که خودروهای الکتریکی با حذف موتورهای احتراق داخلی، از انتشار مستقیم گازهای گلخانه‌ای جلوگیری می‌کنند، واقعیت پیچیده‌تر از این است. فرآیند تولید این خودروها، به‌ویژه باتری‌های لیتیومی آن‌ها، میزان قابل‌توجهی گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. استخراج مواد اولیه مانند لیتیوم، کبالت و نیکل، نه‌تنها منجر به تخریب محیط زیست می‌شود بلکه خود فرآیند انرژی‌بری است که به انتشار دی‌اکسیدکربن کمک می‌کند.علاوه بر این، تأمین انرژی مورد نیاز این خودروها وابسته به زیرساخت‌های تولید برق است. اگر این برق از منابع تجدیدناپذیر نظیر زغال‌سنگ یا گاز طبیعی تولید شود، آلودگی صرفاً از سطح شهرها به نیروگاه‌ها منتقل شده است. در واقع، میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای توسط نیروگاه‌هایی که انرژی این خودروها را تأمین می‌کنند، می‌تواند حتی بیشتر از انتشار ناشی از خودروهای بنزینی باشد.در این میان، تأثیر این خودروها بر تغییرات آب‌وهوایی نیز جای بحث دارد. گرمایش جهانی، که با افزایش دمای زمین ناشی از فعالیت‌های انسانی تعریف می‌شود، همچنان یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات زیست‌محیطی است. گازهای گلخانه‌ای نظیر دی‌اکسیدکربن و متان، با ایجاد یک لایه در جو، گرما را در زمین به دام می‌اندازند و به افزایش دمای جهانی منجر می‌شوند. سوزاندن سوخت‌های فسیلی در کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها، یکی از دلایل اصلی تولید این گازها است. اما با افزایش سرانه مصرف برق، که ناشی از گسترش فناوری‌های الکترونیکی و خودروهای برقی است، این تهدید ممکن است حتی جدی‌تر شود.یکی از نمونه‌های بارز این تغییر، خودروهای الکتریکی شرکت تسلا است که به‌عنوان پیشگام در این صنعت شناخته می‌شود. اگرچه این شرکت توانسته است تصویری از آینده‌ای سبزتر ارائه دهد، شواهد موجود نشان می‌دهد که این خودروها در کاهش کلی آلودگی هوا نقشی قابل‌توجه نداشته‌اند. از یک سو، افزایش تولید برق برای تأمین انرژی این خودروها به تقاضای بیشتر برای منابع فسیلی منجر شده است. از سوی دیگر، هزینه‌های زیست‌محیطی تولید و بازیافت باتری‌ها، اثرات منفی خود را بر محیط زیست باقی می‌گذارد.با توجه به این چالش‌ها، سؤال اصلی این است که آیا خودروهای الکتریکی می‌توانند راه‌حلی پایدار برای کاهش آلودگی هوا باشند؟ یا اینکه تنها به تعویق انداختن بحران کمک می‌کنند؟ پاسخ به این سؤال مستلزم رویکردی جامع‌تر است. سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، بهبود زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، و کاهش وابستگی به خودروهای شخصی، راه‌حل‌هایی هستند که می‌توانند تأثیری واقعی‌تر بر کاهش آلودگی هوا داشته باشند.تکنولوژی و مصرف انرژی: از فرصت تا تهدیدهر لامپی که بی‌دلیل روشن می‌ماند و هر وسیله برقی که بی‌رویه از انرژی استفاده می‌کند، نقشی مستقیم در تغییرات آب‌وهوایی ایفا می‌کند. مصرف بیش از حد انرژی برق، که عمدتاً از طریق سوزاندن سوخت‌های فسیلی تولید می‌شود، در شکل‌گیری سیل‌های غیرمنتظره، آتش‌سوزی جنگل‌ها و دیگر فجایع زیست‌محیطی سهم بسزایی دارد. این مصرف بی‌رویه تنها به طبیعت آسیب نمی‌زند بلکه حیات انسان‌ها و دیگر موجودات زنده را نیز تهدید می‌کند.امروزه بسیاری از افراد به‌دنبال ایده‌هایی نوین هستند تا با کمک تکنولوژی، گامی در جهت کاهش آلودگی هوا بردارند. کارآفرینان و شرکت‌های نوآور تلاش می‌کنند با خلق ابزارها و فناوری‌های جدید، تصویری از آینده‌ای پاک‌تر ارائه دهند. یکی از این نوآوری‌ها، تولید و گسترش خودروهای الکتریکی است که به‌عنوان راه‌حلی برای کاهش آلودگی هوا معرفی شده‌اند. با این حال، واقعیت پیچیده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد.اگرچه خودروهای الکتریکی مستقیماً آلاینده‌ای تولید نمی‌کنند و در نگاه اول راه‌حلی پایدار برای کاهش آلودگی هوا به نظر می‌رسند، وابستگی آن‌ها به برق تولید شده از سوخت‌های فسیلی همچنان یک چالش بزرگ است. در حال حاضر، بخش عمده‌ای از برق در جهان از طریق سوزاندن زغال‌سنگ، نفت و گاز طبیعی تولید می‌شود. این بدان معناست که شارژ یک خودروی الکتریکی در کشورهایی که به شدت به این منابع متکی هستند، می‌تواند گازهای گلخانه‌ای مشابه یا حتی بیشتری نسبت به خودروهای بنزینی تولید کند.گرچه خودروهای الکتریکی پتانسیل کاهش آلودگی هوا و اثرات زیست‌محیطی را دارند، اما در حال حاضر تأثیر آن‌ها به شدت وابسته به منبع انرژی مورد استفاده برای تولید برق است. در کشورهایی که از انرژی‌های تجدیدپذیر نظیر باد، خورشید و آب استفاده می‌کنند، خودروهای الکتریکی می‌توانند به‌طور چشمگیری انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهند. اما در مناطقی که هنوز به زغال‌سنگ و سوخت‌های فسیلی متکی هستند، این خودروها تنها آلودگی را از شهرها به نیروگاه‌ها منتقل می‌کنند.به همین دلیل، تأثیر مثبت خودروهای الکتریکی در کاهش آلودگی هوا تنها زمانی محسوس خواهد بود که زنجیره کامل تولید و مصرف انرژی پاک‌سازی شود. تغییر سیستم تأمین انرژی جهانی به سمت استفاده از منابع تجدیدپذیر، کلید اصلی در کاهش اثرات زیست‌محیطی این فناوری‌ها است.علاوه بر این، خودروی الکتریکی تنها بخشی از ماجراست. بهینه‌سازی مصرف انرژی در سایر بخش‌ها نیز اهمیت دارد. روشن کردن چراغ‌هایی که نیازی به آن‌ها نیست، استفاده بیش از حد از وسایل برقی و اتلاف انرژی در خانه‌ها و صنایع، همگی اثراتی عمیق بر افزایش آلودگی هوا و گرمایش زمین دارند. تغییر این رفتارها به همان اندازه ضروری است که توسعه فناوری‌های پاک اهمیت دارد.بنابراین، اگرچه خودروهای الکتریکی و سایر نوآوری‌های تکنولوژیک می‌توانند گام‌های مثبتی در جهت کاهش آلودگی هوا باشند، اما بدون تحول اساسی در سیستم تأمین انرژی جهانی و تغییر الگوهای مصرف، این اقدامات به تنهایی کافی نخواهند بود. عابد سخاوت کاهش آلودگی هوا خودرو های هیبرید Abed Sekhavat  هر هزار ایده سی و سه سنتاین ضرب‌المثل آمریکایی بیانگر آن است که ایده‌ها زمانی ارزشمند می‌شوند که از حد تصور فراتر رفته و به عمل تبدیل شوند. در دنیای امروز، گرچه شرکت‌های بزرگی مانند تسلا و دیگر تولیدکنندگان خودروهای برقی توانسته‌اند خودروهایی بسازند که با برق کار می‌کنند، اما این تنها بخشی از مسیر است. تا زمانی که انرژی مورد نیاز این خودروها از منابع تجدیدپذیر تأمین نشود، این ایده هنوز به طور کامل عملی نشده و به هدف اصلی خود، یعنی کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاهش آلودگی، نزدیک نشده است.گرچه این شرکت‌ها اقدامات بسیاری انجام داده‌اند و حتی برای افزایش استقلال خودروهای برقی از منابع انرژی خارجی، پنل‌های خورشیدی را روی سقف و بدنه خودروها نصب کرده‌اند، اما هنوز این فناوری به طور کامل انتظارات را برآورده نکرده است. پنل‌های خورشیدی، با وجود پتانسیل بالای خود، با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.یکی از این چالش‌ها، آلودگی هوا و تأثیر آن بر عملکرد پنل‌های خورشیدی است. در مناطقی با آلودگی شدید هوا، غلظت بالای ذرات معلق باعث کاهش تابش نور خورشید می‌شود. این ذرات، با پراکندگی و جذب نور خورشید پیش از رسیدن به سطح پنل، بهره‌وری سیستم‌های فتوولتائیک (PV) را کاهش می‌دهند. همچنین، این ذرات می‌توانند گرد و غبار روی سطح پنل‌ها ایجاد کنند و کارایی آن‌ها را به شدت کاهش دهند.به‌عنوان مثال، در کشورهایی با آلودگی شدید هوا مانند چین، بین سال‌های 1970 تا 2016، تولید انرژی خورشیدی از طریق پنل‌های PV به طور متوسط بین 13 تا 16 درصد کاهش یافته است. در برخی از آلوده‌ترین مناطق، این کاهش حتی به 40 درصد نیز رسیده است. این آمار نشان می‌دهد که فناوری‌های خورشیدی، هرچند نویدبخش هستند، اما به زیرساخت‌هایی برای کنترل آلودگی و نگهداری بهتر نیاز دارند.تقاضای رو به رشد برای برق، به‌ویژه در پی تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، خود یک تناقض ایجاد می‌کند. از یک سو، خودروهای برقی به‌عنوان راه‌حلی برای کاهش آلودگی هوا مطرح می‌شوند، اما از سوی دیگر، تأمین برق مورد نیاز این خودروها همچنان به سیستم‌های تولید برق سنتی و آلاینده وابسته است. علاوه بر این، آلودگی هوا، که خود یکی از پیامدهای استفاده از انرژی‌های تجدیدناپذیر است، می‌تواند چرخه‌ای معیوب ایجاد کند: تلاش برای کاهش آلودگی نیازمند برق بیشتری است، اما تولید این برق می‌تواند به افزایش آلودگی منجر شود.اگر مکانیک باشید، مهندسی بدانید یا مالک یک خودروی الکتریکی باشید، بی‌اختیار ممکن است ذهن شما به سوی دینام و کارایی دینام برای تبدیل انرژی‌های مکانیکی خودرو به الکتریسیته معطوف شود. خودروهای برقی دینام ندارند زیرا از قبل انرژی الکتریکی زیادی در بسته برق خودرو ذخیره شده است. با این حال، برخی شرکت‌ها توانسته‌اند نیرو را از چرخ‌های خودرو هنگام کاهش سرعت بازیابی کنند.سیستم‌های بازیابی انرژی جنبشی (KERS) در مسابقات فرمول یک برای ذخیره‌سازی انرژی الکتریکی در هنگام ترمزگیری استفاده شده‌اند و بعداً این انرژی را برای افزایش سرعت به چرخ‌ها منتقل می‌کنند. خودروهای برقی اغلب از ترمز احیاکننده استفاده می‌کنند که سرعت چرخ‌ها را به نیروی الکتریکی برای شارژ مجدد باتری تبدیل می‌کند. این سیستم‌ها راه بسیار خوبی برای افزایش کارایی هستند، اما مانند همه چیز در جهان، ۱۰۰ درصد کارآمد نیستند. متأسفانه، قوانین فیزیک وجود حرکت دائمی واقعی را ممنوع می‌کند.اما با همه این تفاسیر، اگر تمام انرژی‌های خودرو از برق تجدیدپذیر تأمین شود و دیگر هیچ مشکلی در این صنعت وجود نداشته باشد، باز هم به نظر می‌رسد انسان‌ها با خودروها مشکلات عمیق‌تری خواهند داشت که تنها با این تغییرات حل نخواهد شد. حتی با فرض این‌که تولید انرژی‌های تجدیدپذیر برای پاسخگویی به تقاضای بالاتر افزایش یافته و موتورهای احتراق داخلی با موتورهای الکتریکی جایگزین شده‌اند، برخی از آلاینده‌های هوای شهری که باعث ایجاد خطرات موضعی برای سلامتی می‌شوند، ممکن است کاهش یابند، اما این تنها بخشی از مشکل است.موتورهای الکتریکی، برخلاف موتورهای احتراق داخلی، به طور مستقیم آلودگی‌های گازی مانند دی‌اکسید کربن (CO2) و سایر آلاینده‌های خطرناک را تولید نمی‌کنند، اما معضلات دیگری همچنان وجود دارند که باید به آنها پرداخته شود. ذرات معلق (PM) یکی از بزرگ‌ترین عوامل بیماری‌های تنفسی هستند که عمدتاً از منابع دیگری غیر از احتراق سوخت‌های فسیلی تولید می‌شوند. این ذرات می‌توانند به سیستم تنفسی آسیب رسانده و در ایجاد بیماری‌های قلبی و تنفسی مزمن نقش داشته باشند.فرسایش لاستیک‌ها، لنت‌های ترمز و همچنین گرد و غبار جاده‌ها از منابع اصلی تولید این ذرات معلق هستند. تغییر از موتورهای احتراق داخلی به موتورهای الکتریکی نه تنها این منابع ذرات را کاهش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند حتی در برخی موارد این مشکل را تشدید کند. تایرها حاوی درصدی از روی به صورت جرمی هستند که به مرور زمان با فرسایش لاستیک‌ها به گرد و غبار تبدیل می‌شود. این گرد و غبار حاوی مقادیر قابل توجهی از روی است که می‌تواند اثرات سمی زیادی بر روی محیط‌زیست و سلامت انسان‌ها داشته باشد.علاوه بر این، ترکیبات آلی موجود در لاستیک‌ها می‌توانند تبخیر شده و به ترکیبات سرطان‌زا مانند هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) تبدیل شوند که اثرات مضر آن‌ها نه تنها بر سلامتی انسان‌ها، بلکه بر اکوسیستم‌ها و محیط‌زیست نیز مشهود خواهد بود. این ترکیبات به راحتی وارد زنجیره غذایی می‌شوند و می‌توانند به طور مستقیم در سلامت حیوانات و گیاهان تاثیر بگذارند.این دو موضوع کاملاً مجزا هستند و اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند.گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن (CO2) و متان باعث تغییرات آب و هوایی می‌شوند، در حالی که آلاینده‌های مختلف هوا، مانند ذرات معلق (PM)، عمدتاً به بیماری‌های تنفسی منجر می‌شوند. این دو دسته از آلاینده‌ها بر روی کره زمین اثرات متفاوتی دارند و هرکدام نیازمند رویکردهای مختلفی برای مدیریت و کاهش اثراتشان هستند.گازهای گلخانه‌ای از جمله CO2 و متان به دلیل اثرات طولانی‌مدت خود، تغییرات اقلیمی را به همراه دارند. این گازها به دام انداختن گرما در جو زمین را تسهیل می‌کنند که به طور مستقیم منجر به افزایش دمای جهانی، تغییرات آب و هوایی و افزایش وقوع بلایای طبیعی مانند سیل‌ها، خشکسالی‌ها و طوفان‌های شدید می‌شود. این تغییرات اقلیمی اثرات قابل توجهی بر کشاورزی، منابع آب و اکوسیستم‌ها دارند.از سوی دیگر، آلاینده‌های هوا مانند ذرات معلق (PM) که بیشتر از فرسایش لاستیک‌ها، لنت‌های ترمز و گرد و غبار جاده‌ها تولید می‌شوند، به سیستم تنفسی انسان‌ها آسیب می‌رسانند. این ذرات می‌توانند وارد ریه‌ها شوند و باعث بیماری‌هایی مانند آسم، برونشیت، بیماری‌های قلبی و حتی سرطان ریه شوند. به ویژه در مناطق شهری با تراکم بالای خودروها و فعالیت‌های صنعتی، این ذرات می‌توانند تاثیرات جدی بر سلامتی افراد داشته باشند.در حالت کلی، انسان‌ها بوده‌اند که مشکل گرمایش جهانی را ایجاد کرده‌اند، بنابراین آنها هستند که باید برای حل این مشکل و بهبود وضعیت محیط‌زیست اقدام کنند. توسعه سریع وسایل نقلیه الکتریکی می‌تواند این تصور را ایجاد کند که حمل‌ونقل جاده‌ای در حال تبدیل شدن به یک سیستم پایدار است و خودروهای برقی گاهی اوقات به عنوان نوشدارویی برای اثرات زیست‌محیطی حمل‌ونقل دیده می‌شوند. اما این‌گونه نیست و این تفکر می‌تواند منابع را از فناوری‌های بالغ‌تر و راهکارهای اثبات‌شده‌ای که امروزه می‌توانند آلودگی‌ها را کاهش دهند، منحرف کند. در واقع، این تمرکز بیش از حد بر روی خودروهای الکتریکی می‌تواند مانع از توجه به راه‌حل‌هایی شود که به مراتب کارآمدتر و موثرتر هستند.فناوری‌های جابجایی حمل‌ونقل شهری، مانند سیستم‌های حمل‌ونقل سریع و استفاده از دوچرخه‌ها، می‌توانند راه‌حل‌های بسیار بهتری برای چالش‌های چندوجهی تغییرات آب‌وهوایی، امنیت انرژی و سلامت عمومی ارائه دهند. این روش‌ها علاوه بر کاهش مصرف انرژی و کاهش آلودگی هوا، به بهبود کیفیت زندگی شهری و کاهش ترافیک نیز کمک می‌کنند. استفاده از حمل‌ونقل عمومی و دوچرخه‌سواری می‌تواند به‌طور مستقیم به کاهش میزان آلاینده‌ها در شهرها و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی کمک کند، در حالی که همزمان با ارتقاء سلامت جسمانی افراد و کاهش بیماری‌های مرتبط با سبک زندگی بی‌تحرک، به امنیت عمومی نیز کمک می‌کند.در نتیجه، در حالی که خودروهای الکتریکی می‌توانند نقشی در کاهش آلودگی‌های محیط‌زیستی ایفا کنند، تمرکز بیش از حد بر آنها ممکن است ما را از راه‌حل‌های جامع‌تر و بلندمدت‌تر برای حل مشکلات زیست‌محیطی و بهبود کیفیت زندگی در جوامع شهری منحرف کند. راه‌حل‌های مبتنی بر تغییرات رفتار انسانی و بهبود زیرساخت‌ها می‌تواند از نظر تأثیرگذاری و کارایی بسیار موثرتر باشد.نهایتا وظیفه ما به عنوان مهندس تنها نباید محدود به توسعه محصولاتی باشد که از آخرین روندها و مدهای روز پیروی می‌کنند. بلکه وظیفه اصلی ما شناسایی و ترویج مناسب‌ترین راه‌حل‌های مهندسی برای مشکلاتی است که در جامعه در حال وقوع هستند. مهندسان باید توانایی تشخیص نیازهای واقعی جوامع و محیط‌زیست را داشته باشند و به‌جای صرفاً پیروی از مدهای فناوری، راهکارهایی را معرفی کنند که به‌طور مؤثر و پایدار به حل این مشکلات کمک کنند.ما باید مسئولیت‌پذیر باشیم و در تلاش باشیم تا نه تنها به نیازهای کوتاه‌مدت و تجاری پاسخ دهیم، بلکه به نیازهای بلندمدت و بهبود شرایط اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی نیز توجه کنیم. مهندسی به معنای واقعی کلمه باید در خدمت بشریت باشد و به‌جای ایجاد مشکلات جدید، در حل مشکلات موجود و بهبود کیفیت زندگی افراد مؤثر باشد.عابد سخاوت# Abed sekhavat# کاهش آلودگی هوا# فردایی بهتر#</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2024 20:25:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طبیعت یا پرورش: آیا مهارت های رهبری ذاتی است یا آموختنیست  ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%B0%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-jp3c7zkcfxl6</link>
                <description> آیا مهارت های رهبری ذاتی است یا آموختنیست؟Leadership abedsekhavat عابد سخاوت_ رهبری «مهارت‌های رهبری» در چند سال اخیر تقریباً تبدیل به واژه‌های رایج شده‌اند، زیرا کسب‌وکارها کمبود روزافزون رهبرانی با توانایی مقابله با چالش‌های جدید و همیشه در حال تغییر اقتصاد دیجیتال را شناسایی می‌کنند. این که مهارت های رهبری ذاتی یا آموخته شده باشند، قرن هاست که سازمان ها را گیج کرده است.  این یک موضوع جالب باقی می ماند زیرا ما دلایل بالقوه پشت افزایش شکاف مهارت های رهبری را در نظر می گیریم. مطالعات روان‌شناختی و تحقیقات علوم اعصاب همچنان در مورد روان انسان و اینکه چگونه شخصیت‌های فردی می‌توانند روش‌های کاری را شکل دهند، نشان می‌دهد.  با این حال، اختلاف نظر در مورد ماهیت یا پرورش بحث رهبری باقی می ماند.بنابراین، بیایید ببینیم برخی از مکاتب فکری به چه چیزی اعتقاد دارند و چرا آنها استدلال می کنند که مهارت های رهبری ذاتی یا آموخته شده است. مهارت های رهبری ذاتی: رهبران متولد می شوند،  ساخته نمی شوند ژنتیک در واقع نقش مهمی در رفتار ما در بزرگسالی دارد، نه تنها از نظر جسمی بلکه در شخصیت ما.  هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی بر ویژگی‌های ما تأثیر می‌گذارند که وقتی رهبر می‌شویم به عنوان مهارت‌ها آشکار می‌شوند. نظریه رهبری انسان بزرگ این مفهوم را مطرح می‌کند که رهبران بزرگ به جای ساخته شدن، به دنیا می‌آیند، و تئوری‌های ویژگی‌ها نیز همین را نشان می‌دهند: نحوه رفتار ما با ویژگی‌های ما تعیین می‌شود و برخی به ارث می‌رسند.  اگر از نظر ژنتیکی مستعد داشتن ویژگی‌های خاص هستیم، به این معنی است که برخی از ما با ویژگی‌های ذاتی رهبری متولد شده‌ایم.  به همین ترتیب، برخی افراد مستعد استعداد موسیقی هستند در حالی که برخی دیگر اینگونه نیستند. مهارت های رهبری آموختنیست: رهبران ساخته می شوند،  متولد نمی شوند در طرف دیگر  این بحث وجود دارد که اگر رهبران متولد شوند، هرکسی که این ویژگی ها و مهارت ها را داشته باشد، خود را در پست های رهبری خواهد یافت، اما بسیاری از آنها چنین نیستند. مهارت‌های رهبری اغلب در خانواده‌ها و فرهنگ‌ها توسعه می‌یابد، و در دوران کودکی زمانی که ما مهارت‌ها را از نمونه‌های اطرافمان، در مدرسه و سایر محیط‌های فرهنگی یاد می‌گیریم، شروع می‌شود. به قول معروف وینس لومباردی، مربی سابق NFL، نماد ملی رهبری قدرتمند در ایالات متحده پس از بردن تیمش به سه قهرمانی در سوپربول: «رهبران ساخته می‌شوند، آنها متولد نمی‌شوند.  آنها با تلاش سخت ساخته شده اند، این بهایی است که همه ما باید برای رسیدن به هر هدف ارزشمندی بپردازیم.آیا می توان مهارت های رهبری را کسب کرد؟ در حالی که ویژگی های رهبری (یعنی ویژگی های رهبری موجود در شخصیت ما) ممکن است ذاتی باشند، ممکن است در سنین پایین نیز تثبیت شوند.  اینکه چگونه این ویژگی‌ها را عملی می‌کنیم تعیین می‌کند که چقدر رهبر قدرتمندی می‌شویم – و اینکه آیا فرصت‌هایی برای تحقق پتانسیل‌هایمان به ما ارائه می‌شود یا خیر.  به عنوان مثال، شخصی که کار خود را شروع می کند ممکن است برای شروع مهارت های رهبری نداشته باشد، اما از طریق یادگیری، ممکن است با پیشرفت در حرفه خود، آنها را به دست آورد. در محیط مناسب یا با منابع مناسب، می‌توان مهارت‌های جدیدی را در زمینه‌های مورد علاقه در هر سنی ایجاد کرد، اما تکمیل این مهارت‌ها به زمان نیاز دارد.  با استفاده از ابزارهای پروفایل شخصیتی، می توان رفتارهای ناخودآگاهی را شناسایی کرد که ترجیحات و نقاط قوت فرد را تشکیل می دهد - ویژگی ها و مهارت های رهبری آنها.  نمایه سازی همچنین می تواند خودآگاهی را بهبود بخشد و به ایجاد تیم هایی با عملکرد بالا کمک کند.  گزینه های دیگر برای توسعه مهارت های رهبری عبارتند از: مربیگری یک به یک یا گروهی، مربیگری حرفه ای و استفاده از منابع موجود، مانند کتاب ها و پادکست ها. آیا می توان مهارت های رهبری را آموزش داد و یاد گرفت؟ دلیل ادامه بحث در مورد اینکه آیا مهارت های رهبری ذاتی یا آموخته شده اند این است که به سادگی پاسخ درست یا غلط وجود ندارد.  در جامعه ما، حذف هر عامل تأثیرگذاری که امکان انجام یک آزمایش واقعاً بی‌طرفانه را فراهم می‌کند، غیرممکن است.  این به این دلیل است که هر کاری که انجام می دهیم، می بینیم، می خوانیم - و غیره - بر نحوه تفکر و رفتار ما تأثیر می گذارد.  با خواندن این مقاله، نظر خود را شکل می دهید.  وقتی در محل کار تصمیم می گیرید، بر اساس اطلاعات و آگاهی است. برای تشخیص واقعی اینکه آیا مهارت های رهبری ذاتی یا آموخته شده اند، نیاز به آزمایش هایی در مقیاسی است که بعید است در طول زندگی ما اتفاق بیفتد.  بنابراین ما بر تحقیقات خود تکیه می کنیم و نتیجه گیری خود را برای این سوال پایدار می گیریم: آیا مهارت های رهبری ذاتی هستند یا آموخته شده اند؟ ما معتقدیم که اگر فضایی برای بهبود در توانایی رهبری خود پیدا کنید و یک برنامه اقدام موثر برای توسعه مهارت های رهبری لازم و بالا بردن هوش هیجانی خود ایجاد کنید، می توانید به سرعت پیشرفت کنید.عابد سخاوت leadership #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Sun, 07 May 2023 11:16:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;فرو استراتژی&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D9%81%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-kzgojsqqixbm</link>
                <description>برنامه استراتژیک یا تفکر استراتژیکعابد سخاوت_فرو استراتژی-  برنامه استراتژیک  یا تفکر استراتژیک  abed sekhavatچرا در هر کسب‌وکار، باید استراتژی وجود داشته باشد؟چرا وجود استراتژی در هر کسب‌وکار، شرکت یا سازمان ضروری است؟وقتی ما برای شروع یک بیزنس پلن یا مدلی از کسب‌وکار، برای بقا و ماندن در تعادل و برای ارتقای تعادل استراتژی تعیین می کنیم به چه معناست؟استراتژی چگونه بدونه شرط همواره ما را هدایت می‌کند که رسیدن را بهتر درک کنیم و سازمان را کاملتر در بقاء ماندگار سازیم و چگونه میشود حتی در لحظات بحرانی وغیر قابل پیش بینی و مواجه با مشکلاتی که بعضا از راه میرسند  فرایند سازمان‌ها را سازماندهی نمود.در این عصر پر تکانش و پر افت و خیز و پر از حرکت، در این عصر شگفت‌انگیز و رازآلود، همه‌چیز در گستره‌ی مه‌آلود زمین با سرعت بسیار زیادی غرق در تغییر است. شناسایی این تغییرات برای مدیران و سازمان‌ها کمی دشوارتر از قبل به نظر می‌رسد، چون این روزها همه‌چیز بر مرکب تکنولوژی است، چه در محل زندگی و چه در خیابان بیست‌وهفتم. هرچه فضا بزرگ‌تر می‌شود و اطلاعات فراتر می‌روند، لازم است خود را در دایره‌ی این داده‌ها حفظ کنیم و خود را نیز در این محیط ارتقا ببخشیم.بعضی اوقات، مدیریت و برنامه‌ریزی یک هدف و اجرای آن در بازه‌ی سازمانی آسان به نظر نمی‌رسد. اینجاست که مدیران به طور متفکرانه در نظر می‌گیرند که چگونه عمل کنند تا حاصل عددی بعد از عدد یک، عدد دو را کتمان نکند. اینجاست که تفکر استراتژیک وارد گستره‌ی اجتماع می‌شود تا فرآیندی را طراحی کند که به واقعیت‌های سازمان احساس نزدیکی بیشتری داشته باشد. همانطور که می‌دانید، تفکر استراتژیک از «چه» و «چرا» استفاده می‌کند که این کلمات فرآیند جادویی و صحیح یک برنامه‌ریزی هستند و به سوالات این‌چنینی پاسخ می‌دهند که “چه کاری باید انجام دهیم و چرا؟”این تفکر نیازمند نوآوری و خلاقیت بسیاری است و شامل یک مرحله تحقیقاتی برای بررسی صدای سازمان می‌باشد. این فرآیند از بررسی هر کاری که در نقش‌های مختلف خود انجام می‌دهیم، نیازهای اجتماع را درک می‌کنیم و اطمینان می‌یابیم که همه این‌ها با الزامات استراتژیک به وضوح تعریف‌شده مرتبط هستند.اما در آن سوی اهداف خود، بایستی یک برنامه استراتژیک نیز داشته باشیم.اجرای برنامه استراتژیک، اگرچه مهم است، اما تنها به «چگونگی» و «زمان» برنامه‌ریزی پاسخ می‌دهد و به ندرت ماهیت معنای تفکر استراتژیک را در بر می‌گیرد. برنامه‌ریزی استراتژیک فرآیندی سیستماتیک برای تجسم آینده‌ای مطلوب است؛ اینکه من کجا هستم و به کجا قرار است حرکت کنم. تفکر استراتژیک این است که مشخص کنید به کجا می‌خواهید بروید و به چه چیزی می‌خواهید برسید، و برای زمانی که نیاز به تصمیم‌گیری آگاهانه، حل یک مشکل یا بهبود فرآیند دارید، بسیار مفید واقع می‌شود.تفکر استراتژیک به شما کمک می‌کند تا ارزش و پیامدهای بلندمدت اتخاذ یک رویکرد خاص را در نظر بگیرید، اما برنامه‌ریزی استراتژیک در مورد نحوه اجرای چشم‌انداز شما صحبت می‌کند و تمام اهداف را قابل اندازه‌گیری می‌سازد و تمامی تفکرات را در قالب ریاضی برای سازمان تعریف می‌کند.اما استراتژی چگونه عمل می‌کند؟آیا استراتژی ما را در تعادل واقعی حفظ می‌کند و سعی دارد تا حد ممکن ما را از ظهور چالش‌ها به دور نگه دارد؟ اینکه اکنون در چه مرحله‌ای هستیم بسیار حائز اهمیت است. آیا در مرحله شروع هستیم و یا اینکه در طفولیت به سر می‌بریم؟ آیا در مرحله رشد قرار داریم و یا اینکه برای بقای تکامل خود خواهان ماندن و ارتقا در مسیر تکامل هستیم.کسب و کار همانند یک روند در زندگیستهمچون یک زندگی واقعی که یک انسان در آن جریان دارد.وقتی خالق آن کسی از جنس انسان باشد، کسب‌وکار نیز می‌تواند خود را از نوادگان همان انسان بنامد. کسب‌وکار به نوعی DNA او را به همراه دارد و به همین ترتیب پرورش می‌یابد، متولد می‌شود، زندگی می‌کند، به تکامل می‌رسد و گاهی به ثبات می‌رسد. پس از اشرافیت و بروکراسی، در نهایت مرگ است که او را در آغوش خواهد کشید.اما چگونه می‌توانیم اثربخشی و ماندگاری را به این فرزند نوپا و نوظهور بیاموزیم؟ چگونه طعم طول ماندن و ادامه دادن را به ذهن او بچشانیم و بگوییم که تو فناناپذیر خواهی بود؟مهم‌ترین نکته برای هر سازمانی این است که کسب‌وکار تو همچون فرزند توست؛ سپس از تو پیروی خواهد کرد و از تفکرات و علم بی‌پایان تو سرچشمه خواهد گرفت.در ادامه، این تو هستی که به او می‌آموزی که آیا تمایل دارد فقط ۵ سال در راستای اهداف و فرآیند سازمانی باقی بماند، یا اینکه به قرن‌ها بپیوندد و با نام نیک تو، تو را به نوادگان فرآیند و انسان‌های پس از آن معرفی کند. شاید این کسب‌وکار بتواند جهان را در خود پیوند دهد و ارتباط عمیقی با دیگر سازمان‌ها برقرار سازد. اگر هدف نهایی استراتژی این باشد که مسئله در تکامل حفظ شود، اینگونه است که طول عمر کسب‌وکار افزایش می‌یابد . روزی اگر پس از ایجاد کسب‌وکارمان، از کسب‌وکار نافرجام گذر کردیم و به طفولیت رسیدیم، و اگر پس از عبور از پل شکست در طفولیت و با گذر از این مرحله به رشد سریع رسیدیم، اینک دیگر وقت آن رسیده که با بلوغ کامل به تکامل بگوییم که ما را غرق در انبوه ثبات کند. اینجاست که به این نتیجه خواهیم رسید که استراتژی چیزی جز ماندن در ثبات نیست. و اینجا بود که برندها غول‌هایی شدند و غول‌ها برندهایی که در نتیجه توانستند جهان را در سیطره نگرش خویش شگفت‌زده کنند.بعضی اوقات از گوشه‌ و کنارهای جهان پدیده‌ای متولد می‌شود که در هیچ بندی نمی‌توانستیم آن‌گونه پیش‌بینی کنیم و نمی‌دانستیم که چگونه می‌توانستیم از سد آن بگذریم. واقعاً چه استراتژی می‌توانست از قبل تعیین گردد؟ واقعاً چه تفکری و چه برنامه‌ای باید وجود می‌داشت که اکنون در زمان حال تحت تأثیر کووید-۱۹ قرار نگرفته باشد.به وقت استراتژی، تصمیم‌گیری بسیار پررنگ است. اکنون دسامبر ۲۰۱۹ است و کووید-۱۹ در حال همه‌گیری است. امروز بهترین زمان برای تصمیم‌گیری است؛ اینکه می‌خواهیم در پیکار بمانیم و استراتژی جدید خود را بنویسیم، یا مثل همه آن کسانی که در فرآیند غرق شدند، بایستیم و غرق در باور خود شویم.بهتر است خطی را تصور کنیم که موضوعات را به دو نیمه تقسیم می‌کند. موضوعاتی که در سمت راست خط مستقر هستند، در حیطه تفکر استراتژیک بیان می‌شوند، و در سمت دیگر، موضوعات در حیطه عملیاتی و برنامه‌ریزی استراتژیک قرار دارند.اما آیا می‌توانیم به‌طور صریح و واضح از دل مکتب‌ها، مدل‌ها و مدل‌های ویژه، پاسخگوی سوالات اساسی در رابطه با کسب‌وکارمان باشیم؟با یک مدل، یک مکتب، یک طرح و یک جریان، هیچ‌وقت نمی‌توان یک استراتژی اساسی نوشت که آن‌قدر پایدار و محکم باشد که بتواند خطوط نامرئی برخی خطرات را همانند تلسکوپ جیمز وب، نگاهی تازه به آن‌ها بیندازد. اما گاهی اوقات، مدیریت بحران به ما این امکان را می‌دهد که از دل بنیان حاصل از تفکرات عمیق، بتوانیم به‌طور عمیق‌تر به داده‌ها بپردازیم.گسترده کردن دیدگاه‌ها و آماج‌ها و تصورات ما می‌تواند ما را به عمق‌های عمیق‌تری پیوند دهد. یک اقیانوس، یک آسمان و یک جهانی پر از استراتژی در یک تفکر عمیق، واژه‌هایی را استوار می‌کند که انگار دی اکسید کربن را در  عمق ۱۸۰ کیلومتری تفکرت دفن کرده اند تا اینکه تو از عمق این راهبردها، الماسی پدید بیاوری و تفکری از جنس یک الماس ...هر یک از ما باید برای هر پلن و هر مدل، راهبرد خاص خود را داشته باشیم. در نهایت، چیزی شبیه به فرا مدل‌ها و مفهوم کلی و اصلی مدل‌ها می‌تواند بهترین استراتژی را برای نوشتن یک راهبرد یا نقشه راه فراهم کند. استراتژی هیچ‌وقت به صورت استاتیک بیان نشده است و عمل نکرده است، بلکه همیشه در دل آن یک پویایی عمیق نهفته بوده است. با اینکه کووید ۱۹ یک مسئله کاملاً نادر بوده است، همانند جنگ‌های میان قاره‌ای که بسیار عجیب و پر اختلال بود، یا مانند ۱۱ سپتامبر، سقوط بازار مسکن در ۲۰۰۸، یا ابرتورم زیمبابوه...اما اگر نقطه تمرکز خود را بر روی مشتری بگذاریم و بر مبنای عدم قطعیت‌ها خود را بازتنظیم کنیم، این‌گونه همیشه می‌توانیم خود را آماده کنیم تا پاسخگوی تغییرات این‌چنینی باشیم، شاید هم بر اساس مدل‌های مبتنی بر چابکی.طبیعتاً کووید ۱۹ هیچ‌گاه قابل پیش‌بینی نبود و پیش‌بینی آن در علم استراتژیک هم می‌توانست صفر باشد. آیا می‌توانستیم از این موضوع به اندازه کافی مطمئن باشیم که آیا او هم یک قو سیاه بوده است؟ یا اینکه از نوادگان گاو بنفش است؟ یا اینکه یک نایت بلاد است؟!و بسیاری از اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی دیگری هم در جهان می‌توانستند قو سیاه باشند. آیا این رخداد می‌توانست برای تمام پیش‌واکنش‌ها یکسان باشد؟ برای کسی که در ایران زندگی می‌کند و یک سازمان کوچک دارد، یا برای یک فراسازمان در آن سوی دنیا چگونه تعریف می‌شود؟من می‌گویم شاید حمله روسیه به اوکراین برای من و شما همانند یک قوی سیاه دردناک و غمگین بوده است و حتی نادر...ولیکن برای کسانی که در رأس این استراتژی‌ها قرار داشته‌اند و برای کسانی که برنامه‌ریزی‌های آن‌ها فراتر از سطح آینده‌نگری صورت می‌گیرد، مسلماً برای مسببین این بیگ بنگ‌ها این‌گونه می‌توانست باشد. سازمان‌هایی که به صورت فعالانه پارادایم‌های کسب‌وکارها و محیط کسب‌وکارها را در آینده تعیین می‌کنند، همانند مایکروسافت، یک شرکت آینده‌ساز هستند. همانند مارک زاکربرگ، همانند تسلا و...این رخدادها می‌تواند بیانگر این باشد که ما، هر سازمانی که هستیم، در هر نقطه‌ای از جهان، چه واکنشی می‌توانستیم به این رخدادها نشان دهیم و پس از وقوع، چه پیامی به این نوع وقایع خواهیم داشت. اما بهتر است لحظه‌ای مکث کنیم و باز هم به ماتریس SWOT بپردازیم. در این ماتریس، برخی افراد این رخداد را فرصت تلقی می‌کنند و برخی دیگر آن را تهدید می‌بینند. در واقع، ویژگی یک سازمان استراتژیک این است که به این پدیده چگونه نگاه می‌کند.به نظر شما آیا یک سازمان لازم است برنامه استراتژیک داشته باشد یا اینکه تفکری استراتژیک خیلی مهم تر به نظر می‌رسد؟سازمان می‌تواند گذشته‌نگر باشد یا همزمان با توجه به حال، آینده‌نگر هم باشد. هر یک از این رویکردها باعث خواهد شد که حرکت سازمان به جریان بیفتد. در برخی موارد، ممکن است سازمان همانند گذشته‌نگران عمل کند و همچنان از دستاوردهای گذشته سود ببرد، همانند دوران اشرافیت که بر اساس دستاوردهای گذشته خود ارتزاق می‌کردند. گاهی اوقات نیز ممکن است سازمان برای بقا در تلاش باشد، مانند یک ماهی قرمز که در انتظار شب عید است تا سفره‌ها را رنگین کند، یا همانند آب مقدسی که قصد تعمید نوزادی را دارد. اما در کنار همه این‌ها، ممکن است سازمان در اقیانوس بماند، اگرچه در ساحل، ولی با تلاش و کوشش برای نزدیک‌تر شدن به منطقه امن و هدف‌های خود، همواره در پی آن است که خود را از متن شن‌های خزری خاکستری به قعر هدف پیوند دهد.درگیر بقا بودن هیچ اصالتی ندارد. اینکه تلاش کنیم فردا از امروز بدتر نشود و تضمینی برای زنده ماندن در فردا بدهیم، در استراتژی هیچ معنایی ندارد. استراتژی همیشه باید برای «رشد» معنا پیدا کند. بنابراین، در درجه اول باید وضعیت موجود را تصور کنیم تا وضعیت مطلوب به دست آید. این‌گونه است که چشم‌اندازها و ماموریت‌ها را تجسم می‌کنیم تا مسئولیت‌ها به وضوح بیشتری در نظر بیایند.در واقع، استراتژی زمانی معنا پیدا می‌کند که جنسی از خود و تفکری از جنس نقشه را داشته باشد؛ نقشه‌ای که در عمق یک تصمیم دردناک، ذینفعان را تحت تأثیر قرار دهد. استراتژی باید جنسی از تدبیر داشته باشد و تدبیری از جنس فراست.بعضی اوقات با خود می‌اندیشیم که نوشتن یک نقشه درست شاید ماه‌ها به طول بیانجامد. آیا این صرف زمان می‌تواند نشان‌دهنده یک نقشه راه درست و کامل‌تر باشد؟ در حقیقت، از اینکه زمان همه چیز را می‌سازد، به آن شکل می‌دهد و همچنان آبدیده می‌کند، و گذر زمان باعث چیرگی می‌گردد، هیچ حرفی نیست. اما بهتر است این را هم بدانیم که زمان همه چیز را نمی‌داند؛ چون جنس آینده از جنس تدبیر است، چیزی شبیه به یک استراتژی که می‌تواند با صرف یک راهبرد عالی زمان را تسخیر کند ، آیا جنس تدبیر به این معناست که باید زمان زیادی صرف شود یا اینکه برای هر سازمان به‌طور جداگانه تعریف خواهد شد؟ در واقع، برای هر سازمان و هر راه، نقشه‌ای بر اساس یک تفکر هماهنگ صورت نمی‌پذیرد. اگر به یک هیزم‌شکن یک ساعت وقت بدهید، مسلماً ۴۰ دقیقه اول آن را صرف تیز کردن تبر خواهد کرد. او ۴۰ دقیقه اول را صرف نقشه خواهد کرد. استراتژی از کجا پدید می‌آید و در دریای بیکران نقشه‌راه، چگونه برنامه‌ریزی صورت می‌پذیرد؟ چه راه‌هایی وجود دارد تا نقشه‌راه به درستی کشف شود و ما در مبنای سازمان، راهبردها را از درون سازمان پیدا کنیم و به نقشه هدایت کنیم؟در نتیجه:همیشه به عنوان یک استراتژیست، در درجه اول تفکر استراتژیک بسیار مهم است. شما اگر بخواهید با هزاران اندیکاتور و ابزار در کار خود پیشرفت کنید، در مرحله اول این ابزارها چیزی جز آلات و افزار نخواهند بود. در صورتی که این ابزارها به شما کمک خواهند کرد تا ذهنیت شما در درجه اول کاملاً آماده شود و دارای پی و فونداسیون یک استراتژیست واقعی باشد. این ذهنیت، به گونه‌ای آینده‌سازی خواهد کرد که تصویرهایی مشخص از آینده به وجود آید و آینده را با وجود نوسان‌هاو قو ها و گاو های بنفش و بلاد نایتها و آشوب ها باز هم به خوبی آنالیز نماید.اگر باغبانی باشید در یک زمین حاصل‌خیز، با در اختیار داشتن بهترین ابزارها، بهترین کودها و سموم کشاورزی، و اگر در بهترین نقطه آب و هوایی هم به سر ببرید، مسلماً تفکر خلاقانه شماست که در نهایت پیروز خواهد شد و بهترین نتیجه را حاصل خواهد کرد. در واقع، موجودیت این ابزارها بر حسب تفکر استراتژیک است که ما تعیین می‌کنیم چگونه باید وجود داشته باشند. همیشه تنها به شرط داشتن یک ذهنیت استراتژیست است که نقشه راه پدید می‌آیداما تفکر استراتژیک و یا برنامه استراتژیک؟تفکر استراتژیک مستلزم تجسم آنچه می‌خواهید انجام دهید و تدوین راه‌حل برای مشکلات است. شما می‌توانید این کار را با انجام تحقیقات، تجزیه و تحلیل علت ریشه‌ای و ابداع روش‌های جایگزین انجام دهید. ایده‌ها و مشاهدات خود را برای کمک به تقویت مهارت‌های تفکر استراتژیک خود ثبت کنید. به الگوها و روندها توجه کنید و با همکاران صحبت کنید تا دیدگاه‌هایی را در نظر بگیرید که ممکن است متفاوت از دیدگاه شما باشد.برنامه‌ریزی استراتژیک مستلزم تبدیل این بینش‌ها به اهداف قابل اندازه‌گیری و عملی است. تعیین اهداف، تعریف گردش‌کار برای انجام کار، و ایجاد یک جدول زمانی مربوطه، همه بخشی از فرآیند هستند.با اینکه تفکر استراتژیک بسیار مهم‌تر است، اما نه تنها این دو عبارت بخش‌های جدایی‌ناپذیر استراتژی محصول هستند، بلکه اتحادی در نهاد آنها استوار است که درک آن می‌تواند معجزه استراتژی را پدید بیاوردعابد سخاوت_ فرو استراتژی#</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Fri, 10 Mar 2023 21:00:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب مدیرعامل (Chief Executive Officer (CEO</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-chief-executive-officer-ceo-vcedidvv6aab</link>
                <description>انتخاب مدیرعامل (Chief Executive Officer (CEOAbed sekhavat Chief Executive Officer عابد سخاوتموضوع انتخاب مدیرعامل یکی از مهمترین بخش از موارد استخدامی سازمان است که توسط هیئت مدیره سازمان یا قدرت‌های دیگر انتخاب می‌شود که با انتخابی درست بدین وسیله مدیر عامل می‌تواند به خوبی جوهره یک سازمان را در گام‌های اهدافی آینده به‌خوبی استقرار کند و باعث هماهنگی و مداومت در برنامه های سازمانی آتی گردد. اما با توجه به شرایط سازمان در جایگاه مدیر منابع انسانی برای استخدام  چه استراتژی هایی باید حفظ شود تا بهترین رهبر  برای این جایگاه انتخاب گردد.انتخاب مدیران و سرپرستانبرای انتخاب مدیران و سرپرستان دو دیدگاه همیشه وجود خواهد داشت:  در دیدگاه اول افراد از بیرون سازمان انتخاب می شوند و دارای ویژگی هایی هستند که از خارج از سازمان کسب کرده اند و یا اینکه افراد شایسته بایستی از درون سازمان کشف شوند و با برنامه ریزی و به طور سازمان یافته، برای شغل مناسب زیر نظر مدیر منابه انسانی طبق اصول سازمان یافته ای اماده می شوند. با این حال انتخاب مدیران از خارج سازمان می تواند افکار ها و ایده های جدیدی را به سازمان تزریق کند و آنها کسانی هستند که اگر به درستی انتخاب شوند برای تجربه ها دارای تجربه ها تخصص‌های خواهند بود که هزینه‌های آنها را سازمان‌های دیگر پرداخته اند و سازمان هزینه های کمتری را متحمل خواهد شد و از طرفی دیگر مدیرانی که از داخل سازمان انتخاب می گردند به سازمان وفاداری بیشتری نسبت به مدیران خارجی دارند که وفاداری نیز خود بزرگترین هزینه‌هایی است که سازمان در طی رشد و تکامل به کارمندان خود تزریق می‌کند آنها به خوبی با همکاران و دیگر نیروهای سازمانی خود آشناییت دارند و می‌توانند از این شناخت در جهت روانشناسی روابط برای ارتقاء سازمان به خوبی استفاده کند و اینگونه بهتر می‌توانند مداومت نیرو ها را در اجتماع سازمان حفظ کند. با اینکه سازمان ها از هر دو استراتژی استفاده می‌کنند اما تحقیقات نشان می دهد که بهترین مدیران ، از مدیران برتر جهان دارای سوابق کاری قبلی در سازمان خود بوده‌اند، اما پرورش نیرو ها از درون سازمان هزینه هایی را به وجود خواهد آورد که در اینجا این سوال به وجود می آید که آیا این هزینه ها برای پروش صلاحیت های نیروی انسانی ارزش این را دارد؟جواب : بله.سازمان نباید برای گزینشها و پروش نیرو ها، خود را به چالش‌های مالی بکشاند. در واقع استخدامی های موجود نشان دهنده این است که اشتباه استخدام کردن یک نیرو ۲۵ برابر هزینه بیشتری را به سازمان، نسبت هزینه هاي اولیه تحمیل خواهد کرد. هزینه های اولیه به منظور هزینه هاییست که سازمان برای پرورش افراد شایسته میپردازد که این هزینه ها به ظاهر شبیه هزینه هستند اما در حقیقت و در باطن به سرمایه گذاری بیشتر معنا می‌گردد. اما بایستی با دقت و با اصول درست انتخاب درون سازمانی را به گونه ای صورت بدهیم که به دیگر کارکنان احساس یاس و نا امیدی ندهد و آنها را از وفاداری نسبت سازمان حفظ نگه دارد و محیط متحد را متزلزل نکند. در صورت اعتدال در این امر بهترین انتخاب مدیران و جایگزینی شغلی برای نیروها از درون سازمان بسیار شایسته تر و مثمر ثمر تر خواهد بود. اطلاعیه اعلان شغل معمولا این سو زن ها را از طرف کارمندان میتواند کاهش دهد و اینگونه باعث رفع سوء ظن در مورد کارمندیابی می شود و باعث تشویق و دلگرمی و امید به آینده در کارکنان است.اما اگر بخواهیم در رابطه با زمان جانشینی و جانشین پروری سخن بگوییم: در جانشین پروری هر یک دقیقه برای سازمان دیر است و اما برای جانشینی، زمان مشخصی را نمی‌توان برای سازمان تعیین کرد. با اینحال منابع انسانی زیر زره بین مدیر منابع انسانی همیشه رسد خواهد شد و هر یک فصل بایستی نمودار پیشرفت کارمندان و ارتقا آنان از نظر میزان آمادگی،  عملکرد ، شایستگی فنی رفتاری، تعهد و وفاداری ،انعطاف پذیری و آموزش،  شجاعت در برابر حل چالش ها و...مورد سنجش قرار بگیرد و با استفاده از این نمودار ها تصمیم گرفته خواهد شد.با توجه به اینکه مدیرعامل تصمیمات مهمی را برای شرکت میگیرد تصمیمات مالی و پیوسته با سهامداران و سرمایه‌گذاران خود سازمان در حال ارتباط است بنابراین بایستی به دنبال مدیرانی باشیم که با حرفه سازمان به خوبی ملموس هستند و به نوعی فرهنگ سازمانی را حفظ خواهند کرد.پرسشنامه ها و سناریو ها برای جلسه استخدامپرسشنامه ها و سناریو ها برای جلسه استخدام با توجه به ساختار سازمان و قوانین و ضوابط و اصولی که در آن موجود است برای شخص استخدام شونده طراحی می گردد با این حال با توجه به شناختی که سازمان از نیروی درون سازمانی دارد مصاحبه اولیه که با منظور شناخت افراد و نوعی غربالگری محسوب می‌شود حذف خواهد شد و مدیر منابع انسانی مستقیما به سمت سوالاتی می رود که تا خود واقعی آنها و درون آنها را بیشتر کنکاش کند تا انتخاب برای سازمان شایسته تر باشد. در ادامه نمونه سوالاتی را خواهیم داشت که مدیر منابع انسانی میتواند بدین وسیله مدیران عالی به خوبی را مورد سنجش قرار بدهد.***به نظر شما ویژگی‌های رفتاری یک رهبر خوب چیست؟به برنامه ریزی و هدفمندی چگونه فکر میکنید و برنامه ریزی و هدفمندی را چگونه تعریف می کنید؟فکر میکنید بزرگترین نقطه قوت شما در رابطه با این شغل چیست؟اوقات فراغت خود را چگونه سپری می کنید؟موقعیتی را تصور كنید كه دو مدیر اجرایی دچار برخورد و کشمکش شده‌اند. چگونه آن وضعیت را مدیریت خواهید کرد؟بزرگ‌ترین شکست شغلی شما چه بوده است؟ از آن چه آموختید؟***با توجه با شناختی که از این سازمان دارید چه آینده ای را برای سازمان میبینید؟تصور کنید یکی از محصولات یا خدماتی که اخیراً راه اندازی کردیم مطابق انتظار عمل نکرد، قدم بعدی شما چیست؟انتظارات شما از این شغل چیست و دوست دارید سازمان چه تعهدی نسبت به شما داشته باشد؟یک متن حمایتی/ تبلیغاتی کوچک را برای معرفی شرکت ما به یک سرمایه‌گذار بالقوه، آماده کنیدبه‌نظر شما بزرگ‌ترین رقبای ما چه کسانی هستند؟ ما چگونه از آنها تمایز داریم؟چگونه برای سازمان هدف گذاری می کنید؟معمولاً در حین مخالفت ها و تایید نشدن ها چه واکنشی را می پذیرد؟معمولا چه شاخص عملکردی برای شما مهم است ؟در رابطه با سبک مدیریتی و سیستم مدیریتی خود سخن بگوید؟ انتظار شما از سازمان نسبت به حقوق و مزایا چیست؟به‌نظر شما بزرگ‌ترین چالشی که صنعت ما طی ۵ سال آینده با آن روبه‌رو خواهد شد، چیست؟***پس از انتخاب مدیر عامل جدید به عنوان مشاوره  همانند گذشته مواردی را ذکر خواهیم کرد که در جهت ترقی سازمانی باشد که از جمله مهمترین موارد می‌تواند موضوع اجتماع سازمان و اجتماعی کردن منابع و در پیوسته قرار گرفتن منابع در اجتماع سازمان میباشد. با این حال موضوع اجتماع سازمانی را برای نیرو های تازه و حتی نیرو های قدیمی و حتی مدیران‌ خود ارائه میکنیم. در رابطه با مدیریت عملکرد ، اهداف ،استراتژی و رویکردها، درآمد ،برنامه ریزی، ارزیابی ،سازماندهی،حفظ فرهنگ محیط کار،استخدام،حل اختلاف،اموزش منابع ،پیشرفت کارمندان ،ارتباط با کارمندان ،پاداش و تشویق طی جلسات متعدد به گفت گو می‌پردازیم.در این مقاله پرداخته ایم به نحوه استخدام و ویژگی های برتر استخدام درون سازمانی ،نقش  و شرایط زمان  استخدام مدیر عامل و طراحی پرسشنامه مصاحبه برای مدیران. #Abed sekhavat </description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 06 Dec 2022 14:18:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>The Most Important Rules for SEO Content</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/the-most-important-rules-for-seo-content-qnmairzx9xht</link>
                <description>SEO - abedsekhavat -عابد سخاوت -The Most Important Rules for SEO Contentبا گذشت سالها، اینترنت  بیشتر در دسترس عموم قرار گرفته است و علاوه بر این، پس از همه‌گیری کرونا درصد بیشتری از کشورهایی که انگار اینترنت را به عنوان یک بازار جهانی بزرگ  نمی‌شناختند اما اکنون بهتر میتوانند این فضا را به طور گسترده تری درک کنند. آنها می‌توانند برند خود را ، حرفه خود را و کسب کار خود را به خوبی در ان تعریف نمایند و دسترسی آسان  و استفاده مکرر مردم  از اینترنت فضا را برای کسب و کار ها بیشتر ترغیب میکند، زیرا مردم، مدارس و مشاغل و تمامی فعالیتها  امروزه آنلاین هستند. و میخواهند در فضایی تجارت کنند که مخاطب بیشتری در آن وجود دارد.این بدان معناست که نوشتن یک  سایت و یا وبلاگی که بتواند ویژگی های را در خود داشته باشد که پس از سرچ کردن مخاطب در گوگل برای عنوان خاصی اگر چه در دایره آن عنوان قرار گرفته باشیم ،چه ویژگی هایی می‌تواند ما را در اولین صفحه از گوگل نمایان سازد بله کاملا درست است  نوشتن محتوای سئو پاسخی به همه ان سوالاتیست که در ذهن ما برای حضور در اولین صفحه بودن به وجود می اید.سئو چیست؟نوشتن محتوای سئو فرآیندی است که در آن یک وب سایت یا وبلاگ در موتورهای جستجو با رتبه بالایی کسب می کند.  این فرآیند بهینه سازی محتوا و سازماندهی آن در بخش جستجوی موتورهای جستجو مانند گوگل است تا افراد بتوانند به راحتی وب سایت و کسب و کار ما را مشاهده کنند و در آن قرار بگیرند. وقتی « عابد سخاوت » را جستجو می‌کنیم، محتوای بهینه‌شده برتر در صفحه گوگل ما نمایان میشود. بنابراین، چگونه  یک کسب‌وکار و  وبلاگ در اولین صفحه از گوگل فهرست میشود، بهینه سازی موتورهای جستجو مهمترین عامل در لیست کردن وبلاگ های ما در گوگل خواهد بود و بر این اساس پانزده مورد از استاندارد های سئو نوشتاری را عرض میکنم و به پنج مورد از آن  ها به طور کامل میپردازیم :+کلمات کلیدی و تگ ها +لینک دادن و گرفتن برای بهینه سازی  +بررسی دگر سایت ها و آنالیز درست فعالیت های آنها +استفاده از ابزار ها +سوشال سیگنال  +سرعت سایت +گرافیک عالی  Ux رعایت+ +ایجاد نقشه سایت +بررسی اسکریپتهای +استفاده از عنوان فرعی +متا تگ +استفاده از کلمات مرتبط +استفاده از محتوای منحصر به فرد +پیوند به وب سایت ها +طراحی ساده۱- طراحی ساده و رعایت ux در وبسایتعناصر زیاد در صفحه ممکن است توجه بازدیدکنندگان را از هدف اصلی وب سایت ما منحرف کند.  یک صفحه وب چگونه طراحی خواهد شد؟  طراحی تمیز و پر جنب و جوش وب سایت ما نه تنها آن را جذاب می کند بلکه به کاربر کمک می کند تا به طور یکپارچه از یک صفحه به صفحه دیگر حرکت کند.  بارگذاری یک وب سایت با عناصر متعددی که هدف کاربر را برآورده نمی کند، می تواند خسته کننده و غیرحرفه ای به نظر برسد.  طراحی خود را تا حد امکان آسان میکنیم تا بازدیدکنندگان آن را آسان و راحت احساس کنند تا راه را به راحتی پیدا کنند.۲- از کلمات مرتبط استفاده میکنیمجدیدترین الگوریتم‌ها به دنبال کلمات رایجی هستند که با کلمات کلیدی استفاده میشود.این به موتور جستجو اجازه می دهد تا بداند که محتوا واقعاً در مورد آن موضوع است.  معمولاً نیازی به تحقیق در مورد کلمات همراه نیست، زیرا آنها معمولاً کلمات اساسی هستند که چیزی در مورد آن موضوع استفاده می کند.۳- از انواع محتوای متنوع استفاده کنیدیک صفحه وب عالی ممکن است شامل چندین روش مختلف برای انتقال اطلاعات باشد.  اینها اغلب شامل انواع دیگری از رسانه ها برای پشتیبان گیری و گسترش اطلاعات در متن هستند. استفاده از ویدئوهای موجود در صفحه برای این منظور عالی است.  استفاده از تصاویر مفید نیز برای خوانندگان مفید است. خواندن بیش از حد متن خاکستری برای مردم سخت است.  رعایت این موضوع باعث می شود جریان بهتری را ور وبسایت داشته باشند و امکان خواندن آسان تر را بیشتر فراهم می کند.۴- اصول اولیه سئو خود را بایستی درست انجام دهیممخاطبان هدف خود را بایستی درک کنیم و برای آنها بنویسیم.   این یکی از مهمترین نکات نوشتن محتوای سئو است.  به عنوان یک نویسنده محتوای SEO یا بازاریاب دیجیتال، باید بدانیم که مشتری نهایی ما چه چیزی را در گوگل جستجو می کند، به دنبال چه نوع محتوایی است و به مشکلات خود رسیدگی می کند.موتور جستجو چیزی جز یک نوع منشی تلفنی نیست.  وظیفه یک منشی تلفنی این است که بهترین محتوا را برای کاربران خود تهیه کند.برای تولید محتوا همیشه بایستی بر مخاطبان هدف خود متمرکز باشیم این در صورتی است که همه افراد در اینترنت همه مطالب را نمی خوانند مردم با هدفی از گوگل استفاده می کنند، تا پاسخ پرسش های خود را دریافت کنند. بایستی تا حد امکان محتوا   را ساده نگه داشت. با این حال  کاربران در صفحه عمیق تر میشوند و محتوای مناسب خود را  به خوبی پیدا می کنند. بهتر است محتوای خود را منحصر به فرد کنیم.  به این فکر کنیم که چرا شخصی محتوای ما را از میلیون ها صفحه فهرست شده در Google پیدا میکند واقعا چه چیزی میتواند انقدر مهم باشد که او را به این سمت و سو می‌کشاند  محتوای بایستی معتبر باشد. و به هیچ وجه نبایستی با استفاده از ربات ها محتوا تولید کنیم به این دلیل که گوگل بسیار باهوش تر از رباتهای ماست و میتواند به خوبی انها را تشخیص دهد. گزینه دیگر سرقت ادبیست که باید خودداری شود، از طرح های پیوند نبایستی استفاده کنیم یا هیچ متن/پیوندی را پنهان نبایستی کرد و همیشه بهتر است محتوای عمیق و جذاب را در اختیار کاربران خود قرار دهیم .  عنوان و سرفصل ها را باید ارائه کرد ودر وب سایت خود لینک های داخلی باید ایجاد کرد .بر روی بهبود سرعت صفحه خود تمرکز کنیم و از محتوای تکراری خودداری کنیم. از پنهان کردن یا نشان دادن محتوای متفاوت به موتور جستجو نسبت به جستجوگران خود  بایستی اجتناب کرد.۵- سئوی فنی خود را باید درست انجام دهیمساختار فنی محتوای وب ما عامل تعیین کننده عملکرد وب سایت ما خواهد بود.  از این رو، باید درک کنیم که چگونه کار می کند.  موارد زیر را در نظر میگیریم:اگر سرعت بارگذاری وب سایت ما خوب نیست یا کندتر از حد معمول بارگذاری می شود، گوگل هرگز آن را رتبه بندی نمی کند زیرا تجربه کاربری بدی در نظر گرفته می شود.  همانطور که در دستورالعمل های گوگل برای بهینه سازی موبایل ذکر شده است، اطمینان حاصل کنیم که وب سایت  برای کاربران موبایل بهینه شده است.سخن اخرچگونه مطمئن شویم که در مسیر درست قرار داریم؟در حالی که همه ما می خواهیم وب سایت ما در بالای موتورهای جستجو قرار گیرد، پیگیری پیشرفت سئو در وب سایت بسیار مهم است.  همیشه اهداف قابل اندازه گیری و ردیابی را برای وب سایت خود تعیین کنیم.در زیر چند معیار تعامل وجود دارد که می‌توانیم برای اطمینان از اینکه نوشتن محتوای سئو کار می‌کند یا خیر، پیگیری کنیم+ نرخ تبدیل: این می تواند یک اشتراک خبرنامه یا فروش در وب سایت ما یا تعداد بازدیدهای منحصر به فرد باشد.  نرخ تبدیل به ما در محاسبه ROI کمک می کند.+ زمان صرف شده توسط کاربران در صفحه وب ما: در حالی که ساعت ها و روزها را صرف توسعه و نوشتن محتوای مناسب سئو می کنیم، اگر کاربر فقط 3 تا 5 ثانیه را در صفحه وب ما صرف کند، چه؟  این نشان می دهد که محتوای ما به اندازه کافی برنامه ریزی نشده است یا نیاز به بازبینی دارد.  این همچنین به گوگل اشاره می کند که صفحه ما احتمالاً تجربه کاربری بدی دارد و بنابراین گوگل از رتبه بندی صفحات ما جلوگیری می کند.  + تعداد صفحات در هر بازدید : در حالی که کاربران زمان خود را در وب سایت ما می گذرانند، به همان اندازه مهم است که آنها را درگیر نگه داریم.  معیارهای صفحات در هر بازدید به ما کمک می کند تا میزان مشارکت کاربران در وب سایت خود را پیگیری کنیم.+ نرخ پرش صفحه وب ما:  نرخ پرش به این معناست که مخاطب به محض امدن از سايت ما بر میگردد و منصرف می‌شود.  همه ما ممکن است در هر سایتی مقداری ترافیک ناخواسته ای را داشته باشیم و دریافت کنیم، که خیلی مهم است که چقدر سعی می کنیم آن را دور نگه داریم  زیرا نرخ پرش را تا حد امکان بایستی پایین نگه داریم.  اگر نرخ پرش بالا باشد، نشان دهنده این است که محتوا یا وب سایت ما مخاطب مناسبی را هدف قرار نمی دهد.</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Wed, 26 Oct 2022 11:27:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد کلاسیک( مکتب شیکاگو) &amp; اقتصاد کینزی (مکتب هاروارد)</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-hjgq8ruuqc1e</link>
                <description>What is the difference between Classical Economics and Keynesian Economics?Classical Economics and Keynesian Economics - abed sekhavat -عابد سخاوت مکتب کلاسیک  مکتب کینزیاقتصاد کلاسیک و اقتصاد کینزی هر دو مکاتب فکری هستند که در رویکردهای تعریف اقتصاد متفاوت هستند.  اقتصاد کلاسیک توسط اقتصاددان معروف آدام اسمیت و اقتصاد کینزی توسط اقتصاددان جان مینارد کینز پایه گذاری شد.  دو مکتب فکری اقتصادی از این جهت با یکدیگر مرتبط هستند که هر دو به نیاز به بازار آزاد برای تخصیص کارآمد منابع کمیاب احترام می‌گذارند.  با این حال، این دو کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند و مقاله زیر طرح کلی واضحی از چیستی هر مکتب فکری و تفاوت آنها با یکدیگر را ارائه می دهد.اقتصاد کلاسیک یا مکتب شیکاگو چیست؟نظریه اقتصادی کلاسیک این باور است که یک اقتصاد خودتنظیم کارآمدترین و مؤثرترین است زیرا با ظهور نیازها، افراد با تأمین نیازهای یکدیگر سازگار می شوند.  بر اساس تئوری کلاسیک اقتصادی هیچ مداخله ای از سوی دولت صورت نمی گیرد و اهالی اقتصاد منابع کمیاب را به کارآمدترین شکل برای رفع نیازهای افراد و کسب و کارها تخصیص می دهند.قیمت‌ها در اقتصاد کلاسیک بر اساس مواد خام مورد استفاده برای تولید، دستمزد، برق و سایر هزینه‌هایی که برای استخراج محصول نهایی صرف شده است، تعیین می‌شوند.  در اقتصاد کلاسیک، مخارج دولت حداقل است، در حالی که هزینه برای کالاها و خدمات توسط عموم مردم و سرمایه‌گذاری‌های تجاری به عنوان مهم‌ترین عامل برای تحریک فعالیت اقتصادی در نظر گرفته می‌شود.اقتصاد کینزی یا مکتب هاروارد چیست؟اقتصاد کینزی این فکر را در خود دارد که مداخله دولت برای موفقیت یک اقتصاد ضروری است.  اقتصاد کینزی معتقد است که فعالیت اقتصادی به شدت تحت تأثیر تصمیمات اتخاذ شده توسط بخش خصوصی و دولتی است.  اقتصاد کینزی مخارج دولت را مهمترین عامل در تحریک فعالیت های اقتصادی می داند، به طوری که حتی اگر هزینه های عمومی برای کالاها و خدمات یا سرمایه گذاری های تجاری وجود نداشته باشد، این نظریه بیان می کند که هزینه های دولت باید بتواند رشد اقتصادی را تحریک کند.تفاوت بین اقتصاد کلاسیک و اقتصاد کینزی چیست؟در تئوری اقتصادی کلاسیک، یک چشم‌انداز بلندمدت در نظر گرفته می‌شود که در آن تورم، بیکاری، مقررات، مالیات و سایر اثرات احتمالی در هنگام ایجاد سیاست‌های اقتصادی در نظر گرفته می‌شود.  از سوی دیگر، اقتصاد کینزی برای به دست آوردن نتایج فوری در زمان‌های سختی اقتصادی، دیدگاهی کوتاه‌مدت دارد.  یکی از دلایل اهمیت مخارج دولت در اقتصاد کینزی این است که به عنوان یک راه حل سریع برای وضعیتی تلقی می شود که نمی توان فوراً با هزینه های مصرف کننده یا سرمایه گذاری توسط مشاغل اصلاح کرد.اقتصاد کلاسیک و اقتصاد کینزی رویکردهای بسیار متفاوتی برای سناریوهای مختلف اقتصادی دارند.  به عنوان مثال، اگر کشوری در رکود اقتصادی قرار گیرد، اقتصاد کلاسیک بیان می‌کند که دستمزدها کاهش می‌یابد، هزینه‌های مصرف‌کننده کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذاری تجاری کاهش می‌یابد.  با این حال، در اقتصاد کینزی، مداخله دولت باید با افزایش خرید، ایجاد تقاضا برای کالاها و بهبود قیمت ها، اقتصاد را تحریک کند. کدام مکتب ؟ کینزی و یا کلاسیک ؟تفاوت‌ها گسترده و گسترده هستند، اگرچه کنترل آنها اغلب در زمینه آسان‌تر است.  نگاهی به موضع تئوری ها در مورد سیاست پولی، تورم و قیمت گذاری می تواند به ترسیم تصویری گسترده تر کمک کند.  درک اینکه هر مدل چگونه پیش‌بینی‌های آینده و پیش‌بینی اقتصادی را مدیریت می‌کند نیز می‌تواند آموزنده باشد.در سیاست های مالیوقتی صحبت از سیاست پولی می‌شود، اقتصاددانان کلاسیک معمولاً بر این باورند که دولت‌ها باید کاملاً نقش «دست‌بردار»را ایفا کنند، که اغلب با اصطلاح فرانسوی laissez-faire از آن یاد می‌شود.  از نظر عملی، این بدان معناست که بازیگران خصوصی باید بتوانند تصمیمات خود را در مورد نرخ بهره و کنترل مالی اتخاذ کنند، و جامعه باید بتواند خودش تصمیم بگیرد که چه چیزی ظالمانه است، چه چیزی قابل قبول است، و چگونه سیاست باید دستور داده شود.از سوی دیگر، کینزی ها بیشتر بر این باورند که تقاضا به شدت تحت تأثیر تصمیمات دولت چه در سطح ملی و چه در سطح محلی است.  به عبارت دیگر، کینزی‌ها معتقدند که دولت‌ها بر چرخه تجاری تأثیر می‌گذارند و در بسیاری از موارد باید آن را تحت تأثیر قرار دهند تا آن را عملکردی و عادلانه نگه دارند.در تورم و بیکاریبا چند استثنا، نظریه اقتصادی کینزی بیشتر به بیکاری و رکود توجه دارد تا تورم.  تحت این مدل، کارگران و توانایی آنها برای کمک به جامعه بیش از هزینه نسبی کالا و قدرت خرید یک ارز معین اهمیت دارد. اما از طرفی اقتصاددانان کلاسیک، در حالی که تا حدودی نگران بیکاری هستند، تمایل بیشتری به فشارهای تورمی دارند.  یک نظریه‌پرداز کلاسیک معمولاً استدلال می‌کند که تورم در بلندمدت خطر بزرگ‌تری برای اقتصاد است.در قیمت گذارینگاهی به سیاست‌های قیمت‌گذاری و ایده‌آل‌ها راه دیگری برای مشاهده واضح‌تر برخی از تفاوت‌ها است.  کینزی‌ها عموماً معتقدند که قیمت‌گذاری اساساً یک شرکت سفت و سخت است.  به این ترتیب، آنها معمولاً احساس نمی‌کنند که افراد، نهادها و شرکت‌های مسئول تعیین قیمت‌ها در واقع محدوده زیادی برای انتخاب دارند.  کمبودها و مازادهایی که در نتیجه تغییر عادات مصرف کنندگان در پی قیمت های سفت و سخت ایجاد می شود، تنها بخشی عادی از بازار در این درک است.اقتصاددانان کلاسیک تمایل دارند رویکرد انعطاف پذیرتری داشته باشند.  آنها بر این باورند که قیمت‌گذاری پلاستیکی‌تر است و کمبودها و مازاد آن‌ها را می‌توان به راحتی با اجازه دادن به بازیگران زمان و مکان برای پاسخگویی طبیعی اصلاح کرد.  این نوع از تعادل مجدد اغلب زمان می برد، اما این تئوری می آموزد که اگر به دست مردم سپرده شود، همه چیز به خودی خود یکنواخت خواهد شد.در  مدیریت آیندهیکی از مهم‌ترین بخش‌های هر تئوری اقتصادی، برخورد آن با آینده است، و اینکه چگونه می‌توان پیش‌بینی‌های رشد بازار و قدرت عمومی را ماه‌ها، سال‌ها و حتی دهه‌های بعد مشخص کرد.  این یکی دیگر از زمینه های اصلی تفاوت بین اقتصاد کلاسیک و کینزی است.  کلاسیک گرایان بیشتر بر نتایج بلندمدت تمرکز می کنند، در حالی که کینزی ها بیشتر به مشکلات کوتاه مدت نگاه می کنند که معتقدند ممکن است نیاز به توجه فوری داشته باشند.  کسانی که از فلسفه کینزی پیروی می‌کنند، معتقدند که مشکلات کوتاه‌مدت برخی از بهترین راه‌ها برای تأثیرگذاری بر دورنمای بلندمدت هستند.</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Sat, 22 Oct 2022 14:50:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی ، تفکر ، جاری سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-f9wskdhvud0y</link>
                <description>سه روند و روشی که آینده صنعت کسب و کار ما را متحول خواهد کردعابد سخاوت-abed sekhavatهمانقدر که می توانیم روش‌ها و روندهایی را انتخاب کنیم که بتواند کسب و کار ما را متحول سازد به همان اندازه هم نمی‌توانیم بگوییم این روش ها واقعاً می‌تواند در هر محیطی به همان اندازه موفق باشد که در محیط های قبلی مشاهده شده است. بنابراین هر محیطی بسته به نوع بستر و جایگاهی که دارد بر اساس عوامل محیطی استراتژی خود را حاصل می‌کند. وقتی ایده ای برای کسب و کاری نوشته می شود این فقط بخش شیرینی از اولین بخش‌های پیشرفت در کسب و کار مان است. یک ضرب المثل انگلیسی می گویند:If you don&#x27;t want your industry to blow your business up in smoke, you need a real plan,اگر نمی خواهید صنعت شما در کسب و کار شما در دود منفجر شود به یک پلن واقعی نیاز دارید. یک برنامه و راه کامل می تواند ما را به جایگاهی هدایت کند که  چگونه به درستی از منابع مالی  و مدیریتی خود در جهت قوت و فرصت مورد استفاده قرار دهیم ، ما برای رشد بیشتر و سریعتر کسب و کار خود، بایستی به عنوان یک فرد و سازمان و به عنوان یک کارآفرین در سه زمینه اصلی متمرکز باشیم : ۱-استراتژی  ۲-تفکر  ۳-جاری سازی این موارد طوری به هم مرتبط هستند که از سویی اگر در هر یک از این عوامل به گونه ای کم کاری شود همه پروسه به تنگنا خواهد پیوست. بدون استراتژی، شما در نهایت با تلاش های هماهنگ و جاری سازی  و اقدامات متمرکز و متفکر ، مطمئنا بر روی چیزهای نادرستی خواهید بود به طریقی که شما یا هیچ نتیجه ای دریافت نمی کنید و یا نتایج بسیار محدودی را برای سازمان به ارمغان خواهید آورد. بنابراین، با اینکه که استراتژی بسیار مهم است، در مقایسه با تفکر و جاری سازی کمتر اهمیت دارد.  این در صورتی است که سازمان اگر با توجه به زمان کافی، اجرا و نگرش صحیح داشته باشد، استراتژی از خود مراقبت خواهد کرد ولیکن در تئوری درست هر سه یک قطب را تشکیل می‌دهند.برای تسلط بر استراتژی، آنچه داریم با آنچه تقاضا می‌خواهد را هماهنگ میکنیم و هنگامی که فهمیدیم بازار چه می خواهد و پس از اینکه پیشنهاد خود را با آن هماهنگ کردیم، تعیین میکنیم که چگونه می توانیم آن را به طور سودآور در مقیاس  خود ارائه دهیم و بایستی همیشه  به افراد بیشتری دسترسی پیدا کنیم و آنها را به طور مداوم، قابل اعتماد و سودآور به مشتریان خاص خود تبدیل کنیم.با این حال است استراتژی به گونه ای نوشته خواهد شد که محیط میخواهد  محيط میتواند راهنمای خوبی  برای ارائه یک سیستم جدید براي سازمان ما باشد. شرکت ما در حوزه‌ی محصولات گلخانه ای در شمال  و جنوب کشور فعالیت خود را از سال ۹۷ آغاز کرده است. از آنجایی که به این امر معتقد بوده ایم که کلیه استراتژی های نوشته شده همیشه در مرحله اجرا با مشکلاتی مواجه هستند به همین دلیل بر سدد این آمده ایم طوری استراتژی تعیین کنیم که بتواند اجرا را در خودش بیشتر ببیند و در نهایت استراتژی اجرا را به مرحله جاری سازی برساند. جاری سازی جزو عناصر کلیدی در وجود هر استراتژیست اینکه استراتژی های کلی سازمانی چقدر به مرحله اجرا می‌رسند از پیش گام مدیریتی سر باز می‌نهد که چگونه این سازمان مدیریت می‌شود.  اما با این حال نبایستی از  تدوین هم چشم پوشی کرد با اینکه اجرا بسیار مهم است اما اگر طراحی درست وجود نداشته باشد همانند این است که اصلا اجرایی صورت نگرفته است. از طرف دیگر هم  بدون اجرا، ایده ها و بینش های عالی زیادی خواهیم داشت، اما این موضوع هیچ نتیجه ای در بر نخواهد گرفت.  ممکن است افرادی را بشناسید که باهوش هستند و به نظر می‌رسد پاسخ‌های درستی دارند، اما به میبینیم که هیچ‌وقت پول یا تاثیری به دست نمی‌آورند.  دلیلش این است که آنها ممکن است استراتژی و طرز فکری  صحیحی را داشته باشند، اما وقتی این استراتژی ها به اجرا نرسد هیچ معنایی در پی نخواهد داشت. اکثر مردم گمان می کنند اجرا فقط سخت کار کردن است بله، این در مورد کار کردن وجود دارد، اما فقط سخت  کار کردن هوشمندانه است که شما را به رشد عالی دعوت خواهد کرد. جاری سازی به توانایی کارکنان و یا حتی مدیر ارشد  در انجام کارها اشاره دارد.برای تعیین استراتژی درست و مثمر ثمر لازمه آن شکستن تنگناهای موجود در کسب کار است وقتی تنگنا را  شناسایی کنیم  میتوانیم باریک ترین بخش های کسب و کار خود را پیدا کنیم و سپس با شکاف در آن میتوانیم حداقل دوز موثر را تجویز کنیم ، با نگاه بر این که استراتژی یک پروژه نیست بلکه یک پروسه است  بخش تحقیقاتی خود را در شرکت دایر کرده بودیم که با افرادی که در اختیار داشتیم که با ویژگی محقق بودن  به خوبی می‌توانستند اطلاعات را از محیط کشف کنند و پس از آن از این توانایی ها برای طراحی درست استراتژی استفاده میکردیم.   به عنوان مثال ما برای ارائه خدمات به فروشگاه زنجیره ای فوت سیتی نیاز به اطلاعاتی داشتیم که نوع بسته بندی و حتی ارتباط روانی مشتریان را نسبت به‌ نوع محصول ارائه شده انالیز کنیم بنابراین با سفر های میدانی و کشف اطلاعات عمیق تر استراتژی بهتر توانست در پروسه غرق شود.سخن آخر تا به اینجا در رابطه با موضوعاتی صحبت کرده ایم که توانایی این را داشتند که ما را به تحولی عظیم در کسب کار مان سوق دهد  اما ایا تحول برای یک سازمان می‌تواند کافی باشد یا اینکه ماندن در تحول گزینه ای کلیدی تری به نظر میرسد. بله کاملا درست است گزینه ای در لابلای این سه پروسه نهفته است که رعایت ان همانند تکانشی سازمان را در برنامه های خود حفظ خواهد کرد  تکانشی که  ما برای رسیدن نسبت به شادی ، آگاهی و رشد و سکونی عمیق  همواره در تلاش این بوده ایم که  عادت را در سکون و سکون  را در پیشرفت ایجاد کنیم. این کلید مداومت نام دارد که وظیفه این مداومت مراقبت و نگهداری از ارزش هاییست که توسط استراتژی تفکر و اجرا به یک پیروزی در جهت هدف یک استراتژی رسیده است. Abed sekhavat - عابد سخاوت#</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 27 Sep 2022 12:44:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل محیطی Environmental factors</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-environmental-factors-nmtgtfpzd0mf</link>
                <description>تاثیرات عوامل محیطی بر کسب و کارعابد سخاوت-عوامل محیطی-abed sekhavat-Environmental factorsاگرچه سازمانها در یک محیط بسته فعالیت می کنند اما بدون شک فعالیت آنها به همان محیط ختم نمی گردد همه چوب های محیط های دور، محیط های نزدیک و بین المللی باعث می‌شود تا استراتژی های یک سازمان دوباره پیچ و مهره های آن باز گردند و دوباره بسته شوند. ۱-عوامل اقتصادي از آنجایی که عوامل اقتصادی خود تحت تأثیر عوامل سیاسی فرهنگی و اجتماعی هستند اما به خوبی می توانند تاثیرات مستقیمی بر جذابیت به بالقوه‌ی استراتژی سازمانی داشته باشند. در این نوع محیط مستقیماً با نرخ بهره ،قیمت سهام، تورم و میزان ثروت مصرف‌کننده ،افزایش درآمدمصرف کننده و یا کاهش آن ، روند تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری و سیاست های مالی کشور می تواند بر روی نحوه پایه گذاری استراتژی یک سازمان تاثیر گذار باشند. به عنوان مثال اگر ما در رابطه با سازمانی که تولید کننده است سخن می‌گوییم در نتیجه درآمد کمتر مصرف کننده و نرخ بیکاری میل به مصرف کمتر می تواند باعث کاهش حجم تولید و فروش آنها باشد. با این حال مصرف کننده خرید کمتری را انجام خواهد داد و در نتیجه باعث کاهش حجم تولید و فروش سازمان خواهد شد. در یک کسب و کار اینترنتی بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی حاکم بر بحران ها رکود تورم و روند های تاثیر گذار بر آینده سازمان با مشکلات بسیاری مواجه خواهیم شد اما همیشه بحران ها برای همه کسب و کارها نمی‌تواند مشکلات بیافریند بلکه گاهی نقطه قوت  آن خواهد شد به عنوان مثال اینجانب مدیریت در یک کسب و کار اینترنتی  را برای آموزش زبان انگلیسی راه اندازی کرده‌ ام ممکن است شرایط رکود باعث افزایش تقاضا برای این نوع کسب و کار باشد و این کسب و کار را بخواهد بیشتر ترویج دهد پس بحران ها نمی‌تواند بر همه کسب کار ها شبیه هم باشد در نتیجه هر سازمان بایستی بر طبق استراتژی های خود قدم بگذارد.۲-عوامل اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی متغیرهای اجتماعی از جمله نرخ رشد جمعیت و یا نیروهای جدید ورود الامکان با رشد وضعیتی می تواند فرصت های بسیار زیادی را برای تولید کنندگان ایفا کند و در نتیجه هر سازمانی برای رشد و ارتقاء خود با کسب و کارهای اینترنتی در ارتباط است و یا اینکه خود سازمان مالک یک کسب و کار اینترنتی باشد که ورود نیروهای تازه کار می تواند ارتباط مستقیمی با رشد وضعیت فروش آنلاین داشته باشد و یا شرکت هایی که در زمینه کاریابی آنلاین مشارکت دارند را نیز بسیار رونق خواهد داد. از طرفی دیگر عوامل محیطی نیز می تواند تاثیرات بسیار مفیدی را ایفا کند به عنوان مثال مردم از نظر فرهنگی اگر به این نتیجه برسند که چاپ کتاب می تواند تاثیرات منفی را برای محیط زیست و هم به گرمای زمین داشته باشد اینگونه بیشتر به کتاب‌های الکترونیکی روی خواهد آورد و از طرفی هم استفاده بیش از حد وسایل الکترونیکی می‌تواند زمینه‌ای را فراهم سازد که مردم به این تفکر کنند که کمتر از وسایل الکترونیکی خود استفاده کنند که این موضوع به طور غیر مستقیم باعث افزایش آلودگی و تشدید گرمای زمین خواهد شد. به عنوان مثال برق چگونه تولید میشود سهم عظیمی از تولید برق را این روز ها زغال سنگ ها ،نفت و شکاف هسته ای بر عهده دارند ما هنوز نتوانسته ایم رشد چشم گیری در تولید انرژی های تجدید پذیر داشته باشیم. این می‌تواند از نظر فرهنگی کسب و کار اینترنتی را هم به رکود دعوت کند. ۳-عوامل تکنولوژیک ظهور فناوری نوین ارتباطی و اطلاعاتی توانسته است به خوبی زندگی بشری را تحت تأثیر شگفتی‌های قرار دهد کسب و کار اینترنتی خود از نوادگان تکنولوژیست خیلی واضح تر می تواند ظهور این عامل را حس کند و هوشمندسازی ارتباطات و اختراعات را بیشتر درک نماید این روزها تعداد بیشماری از انسان ها فضای مجازی را پذیرفته‌اند و زندگی کسب و کارهای خود را در این فضا خلاصه می کنند. آنها حتی احساسات خود را هم در این مکان به اشتراک می گذارند از این رو این فضا خود به تنهایی می تواند عوامل های مختلفی را به همراه داشته باشد از جمله اجتماعی، فرهنگی ،اقتصادی و سیاسی خود را نیز داشته باشد و این امر از پیچیدگی نیز می‌تواند به نوبه خود فرصت ها تحقیق های بسیاری را برای کسب و کار اینترنتی فراهم سازد.سخن آخر یک واقعیت است که عوامل به خوبی می توانند بر هر کسب و کاری تاثیرگذار باشند و به نوعی این عوامل است که به ما می‌گوید که فردا را چگونه ببینیم  و در جهت آن  برنامه های سازمانی خود را پیاده سازی کنیم و برنامه ریزی نماییم. اگر تاثیرات اقتصادی ایالت متحده را در کسب و کار امروز مثبت ببینیم می توانیم انعکاس آن را در اخزا نقاط کشورهای پیشرفته و حتی جهان سوم هم نیز مشاهده کنیم و به همین طریق وجود رکود اقتصادی در چین می‌تواند بر روی دگر کشور ها ازجمله ایران هم  نیز تاثیر بگذارد. با این نتیجه همه عوامل نسبت به سازمان ها همانند زنجیره‌ای نامرئی از نقطه ای به نقطه دیگر  به صورت مستقیم و غیر مستقیم دارای ارتباط هستند. Environmental factors-abed sekhavat #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 27 Sep 2022 12:31:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مگاترندها- Megatrends</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D9%85%DA%AF%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7-megatrends-ooax7dhosq6u</link>
                <description>عابد سخاوت مگاترند-abed sekhavat-Megatrends  مگاترندها روندهای بلندمدت مصرف کننده محور هستند که صنایع را در سطح جهانی مختل می کنند.  این مقاله به شما نشان میدهد که چگونه از مگاترندها برای مرتبط ماندن و رقابتی ماندن در بازارهای مصرف‌محور به سرعت در حال تغییر استفاده کنید.  تجزیه و تحلیل مگاترند به کسب و کارها کمک می کند تا برنامه های استراتژیک را در سراسر سازمان خود ایجاد و اجرا کنند تا به آنها کمک کند در دنیای مصرف کننده محور امروزی مرتبط بمانند.مقدمه ای بر مگاترندز  مگاترند یک تغییر بلندمدت در رفتار و نگرش مصرف کننده در پاسخ به تحولات اجتماعی-اقتصادی، جمعیتی و تکنولوژیکی است که تأثیری جهانی در صنایع و دسته ها دارد.  در یک محیط جهانی که به سرعت در حال تغییر است، تجزیه و تحلیل مگاترند برای شرکت هایی که به دنبال رشد پایدار هستند و مرتبط باقی می مانند، حیاتی است.  با تقاضای بیشتر مصرف کنندگان، رقابت افزایش می یابد و ایده های جدید صنایع را مختل می کند.ما هشت مورد از تأثیرگذارترین روندهای بزرگ را شناسایی کرده‌ایم که عبارتند از زندگی سالم، تجربه بیشتر، حق بیمه، زندگی اخلاقی، تغییر مرزهای بازار، مصرف‌کنندگان متصل، عقب‌نشینی طبقه متوسط و خرید مجدد.  این‌ها روندهای قدرتمندی هستند که در طول زمان شکل می‌گیرند و تکامل می‌یابند و به روش‌های مختلف ظاهر می‌شوند.  نحوه اعمال مگاترندها برای برنامه ریزی استراتژیک موثر نشان می دهد که چگونه کسب و کارها می توانند این روندها را ارزیابی کنند تا بدانند چه معنایی برای صنایع خود دارند، دیدگاه گسترده تری در مورد نحوه پاسخگویی ارائه می دهد و تفکر بلندمدت را آگاه می کند که نیازهای آینده مصرف کنندگان را در مرکز قرار می دهد.استراتژی و نوآوری یک شرکتاستفاده از مگاترندها در موسیقی هاچارچوب مگاترند شامل موارد زیر است:محرک ها - نیروهای اساسی که باعث تغییر می شوند.  ما پنج محرک اقتصادی-اجتماعی را شناسایی کرده‌ایم که ترکیب می‌شوند تا کلان روندهای مصرف‌کننده را ایجاد و شکل دهند:  تغییر قدرت اقتصاد، فناوری، تغییر جمعیت، تغییرات محیطی، تغییر ارزش‌ها.  مگاترندها -  مگاترندها تغییرات بلندمدت در رفتار مصرف کننده را برجسته می کند که منعکس کننده نیازهای در حال تغییر آنهاست. نوسازی، نوآوری و اختلال - طیفی از تغییرات از تغییر پیشنهاد تا تاثیر زیاد بر اختلال در رفتار مصرف کننده.  تجزیه و تحلیل مگاترند در قلب توسعه محصول مصرف کننده محور است.  بنابراین، برای کسب و کارها ضروری است که مطابق با آنچه مصرف کنندگان می خواهند، نوآوری کنند.  مدل‌های موفق با تطبیق روندهایی شروع می‌شوند که بیشترین تأثیر را بر کسب‌وکار دارند، دسته(هایی) که در آن فعالیت می‌کنند و در عین حال به سایر صنایع برای الهام گرفتن نیز نگاه می‌کنند.مزایای تحلیل مگاترند برای مدل سازی استراتژیک کسب و کارکسب‌وکارها می‌توانند نه تنها برای درک آنچه اتفاق می‌افتد، بلکه برای به دست آوردن درک بهتر از چشم‌انداز وسیع‌تر، از خارج از فضاهای رقابتی سنتی به گرایش‌ها و مقوله‌های همسایه که می‌توانند تأثیر مستقیم، غیرمستقیم، کوتاه‌مدت و بلندمدت داشته باشند، از مگاترندها استفاده کنند.  ارزش پیشنهادی یک شرکت  مرزهای بین دسته‌های سنتی در حال محو شدن هستند و نوآوری در سراسر دسته‌های محصول جابه‌جا می‌شود.تجزیه و تحلیل مگاترند می تواند به شرکت ها کمک کند تا این تصویر گسترده تر را ببینند و استراتژی را از یک رویکرد واکنشی به یک رویکرد فعالانه برای رسیدگی به نیازهای در حال تغییر مصرف کننده تغییر دهند.برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نحوه استفاده از مگاترندها برای برنامه ریزی استراتژیک موثر، وبینار درخواستی ما را در اینجا تماشا کنید.Abed sekhavat-Megatrends-عابد سخاوت مگاترند #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Thu, 15 Sep 2022 22:18:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه-Program management vs. project management</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-program-management-vs-project-management-uszydnilijum</link>
                <description>عابد سخاوت-مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه-abed sekhavat-Program management vs. project management    مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه   چگونه مدیریت برنامه و پروژه با هم برای بهبود عملکرد سازمانی کار می کنند    برنامه ها و پروژه ها در قلب بسیاری از تلاش های تجاری قرار دارند. برای استفاده از یک استعاره، پروژه‌ها مانند قطارهایی هستند که توسط مدیران پروژه اداره می‌شوند، که به انجام کار یک تیم برای رسیدن به اهداف کمک می‌کنند و در نهایت با یک کالا یا خدمت تمام‌شده می‌رسند.   برای ادامه این استعاره، یک برنامه مانند مجموعه ای از قطارها است که در مسیرهای مختلف حرکت می کنند، اما به سمت یک ایستگاه یا هدف حرکت می کنند. مدیر برنامه هدایت کننده ایستگاه است و قطارهای مختلف پروژه را هدایت می کند.   مدیریت برنامه چیست؟   مدیریت برنامه فرآیند مدیریت برنامه هایی است که با اهداف تجاری که عملکرد سازمانی را بهبود می بخشد ترسیم شده است. مدیران برنامه بر پروژه های مختلف و سایر ابتکارات استراتژیک در سراسر یک سازمان نظارت و هماهنگی می کنند.   مدیران برنامه همچنین با کمک به تحولات چابک، از جمله کمک به اجرای اصول و روش‌های DevOps، به ایجاد تغییرات سازمانی کمک می‌کنند. مدیران برنامه ممکن است شیوه‌ها و فرآیندهای مدیریت برنامه را با ارزش‌های چابکی مانند همکاری، استقلال تیم و توانمندسازی، ارائه ارزش به مشتریان و سازگاری با تغییر در لحظه هماهنگ کنند. یک مدیر برنامه می‌تواند چابک و DevOps را برای تیم‌ها در برنامه‌های بزرگ یا پروژه‌های فردی با تطبیق برنامه‌ها با نیازها و فرصت‌های خاص کسب‌وکار زنده کند.   یک مدیر برنامه می‌تواند چابک و DevOps را برای تیم‌ها در برنامه‌های بزرگ یا پروژه‌های فردی با تطبیق برنامه‌ها با نیازها و فرصت‌های خاص کسب‌وکار زنده کند.عابد سخاوت-مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه-abed sekhavat-Program management vs. project management    مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه    مدیریت برنامه گاهی با مدیریت پروژه اشتباه گرفته می شود. مدیریت پروژه فرآیند رهبری پروژه ای است که توسط یک تیم برای دستیابی به اهداف خاصی مانند ساخت یک محصول جدید انجام می شود.   یک پروژه نشان دهنده یک کار متمرکز و واحد با یک محدوده خاص و خروجی تعریف شده است. پروژه ها می توانند چندین سال اجرا شوند، اما تمرکز اصلی آنها ثابت می ماند. موفقیت یک پروژه را می توان با ارائه مصنوعات و محصولات قابل تحویلی که به اهداف بزرگتر یک برنامه منطبق می شوند، سنجید.   مدیریت پروژه فرآیند ارائه ارزش است که به صورت تدریجی برنامه را به جلو می برد. با وجود تاکید بر مصنوعات و محصولات قابل تحویل، مدیریت پروژه همچنان مستلزم استراتژی و برنامه ریزی است، زیرا مدیر پروژه باید تعیین کند که چگونه به اهداف تعیین شده در ابتدای پروژه دست یابد. هنگامی که یک پروژه در حال انجام است، مدیر پروژه پیشرفت را دنبال می کند، منابع را تخصیص می دهد، ریسک ها را مدیریت می کند، ارتباط برقرار می کند و موارد دیگر.   مدیریت برنامه مستلزم مدیریت یک برنامه با چندین پروژه مرتبط است. از آنجایی که برنامه ها با ابتکارات استراتژیک مرتبط هستند، اغلب طولانی مدت و احتمالاً دائمی هستند. برنامه ها از طریق تغییرات سازمانی ادامه می یابند، به اهداف متعدد کمک می کنند و شامل پروژه های زیادی هستند که اجزای خاصی از ابتکار استراتژیک بزرگتر را ارائه می دهند.   در بالاترین سطح، یک پروژه به طور کلی بر خروجی ها تمرکز دارد، در حالی که یک برنامه بر نتایج تمرکز دارد.  پروژه ها دارای:   مجموعه ای از وظایف با یک تحویل واضح و مهلت تکمیل   مربوط به ایجاد، به‌روزرسانی یا بررسی یک سند، فرآیند، نتیجه یا واحد واحد دیگری از کار است.   یک محدوده از پیش تعریف شده که به یک خروجی خاص محدود می شود   کیفیت، کارایی، مدیریت هزینه یا رضایت مشتری را به روشی خاص و از پیش تعیین شده بهبود می بخشد.  برنامه ها دارای:   مهلت‌های نامشخص یا سیال به دلیل گستردگی و تأثیر زیاد کاری که باید به طور مداوم در مدت زمان طولانی انجام شود.   چندین محصول قابل تحویل با وابستگی های مرتبط به هم که ممکن است بر اساس نیازهای تجاری در حال تغییر به تکامل خود ادامه دهند   مجموعه ای از محصولات تحویلی که با هم تکمیل می شوند تا کارایی، دقت، قابلیت اطمینان یا سایر نیازهای تجاری را افزایش دهند   این کار شرکت را قادر می‌سازد تا به یک هدف یا ابتکار تجاری بلندمدت دست یابد که تا ابد ادامه خواهد داشت   موفقیت مزایای بلندمدتی را به همراه دارد یا قابلیت‌های جدیدی را برای سازمان باز می‌کندعابد سخاوت-مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه-abed sekhavat-Program management vs. project management    مدیر برنامه چه می کند؟    مدیران برنامه باید بین ارائه مصنوعات، درگیر شدن با تصمیمات استراتژیک، مدیریت ذینفعان و کاهش خطرات در سراسر برنامه تعادل برقرار کنند. در یک برنامه سازمانی کاملاً توانمند، مدیران برنامه باید بتوانند حل کنند - یا با افرادی که می توانند حل کنند ارتباط برقرار کنند - و برای کاهش هر مشکلی که بر ابتکار استراتژیک آنها تأثیر می گذارد، برنامه ریزی کنند.   مدیران برنامه به دلیل گستردگی مسئولیت‌های خود، نقش مهمی را در شرکت‌ها ایفا می‌کنند. این نقش از نظر طراحی انعطاف‌پذیر است تا با چالش‌های مختلفی که تیم‌ها هنگام رفتن به تولید با آن مواجه می‌شوند، مقابله کند.  در هر روز یک مدیر برنامه ممکن است یکی از وظایف زیر را انجام دهد:   وضعیت پورتفولیو را ارزیابی کنید   یک مدیر برنامه با برقراری ارتباط با تیم‌ها برای شناسایی هرگونه کاهش ریسک یا فرصت‌های بهبود، پورتفولیو را بررسی و ارزیابی می‌کند. این ارتباطات می تواند جلسات تیمی باشد. هدف مدیر برنامه این است که به اندازه کافی در ارتباط بماند و درگیر باشد تا در راستای اهداف مشترک کار کند. این شامل ارتباط با تیم های پروژه برای اطمینان از پشتیبانی و رفع انسداد مدیران پروژه است.   ریسک ها را مدیریت کنید   مدیریت ریسک یکی از عناصر کلیدی مدیریت پرتفوی است. ریسک ها شامل لغزش جدول زمانی پروژه، تغییر نیازمندی ها یا کشف ذینفعان اضافی است. یک مدیر برنامه باید از هر چیزی که می تواند بر پیشرفت یا نتیجه برنامه و پروژه های مرتبط تأثیر بگذارد آگاه باشد. در حالت ایده آل، یک مدیر برنامه می تواند اقدامات اصلاحی را برای کاهش یا مدیریت ریسک در پورتفولیو انجام دهد.   برنامه را اجرا کنید   مدیران برنامه مسئول اجرای برنامه هستند که شامل:   مدیریت بودجه و منابع با همکاری مدیران پروژه   تعریف پارامترها و کنترل های عملیاتی   حفظ عناصر اصلی برنامه که پایه و اساس منشور تیم و سایر اسناد تاسیس را تعیین می کند  با ذینفعان درگیر شوید   یک مدیر برنامه با ذینفعان ارتباط برقرار می کند تا از زمینه وسیع تری که اهداف را احاطه می کند، درک کند. این گفتگوها بینش های کلیدی را در مورد چشم انداز کلی ارائه می دهد. با مشارکت با سهامداران، یک مدیر برنامه می تواند به هدایت تیم های پروژه کمک کند.   مدل عملیاتی را اصلاح کنید   مدل عملیاتی نحوه پیشرفت تیم ها به سمت اهداف خود را شکل می دهد. این می تواند شامل ایجاد کانال های ارتباطی و روش های گزارش دهی، شناسایی اهداف، تعیین اولویت ها در کل برنامه باشد. در طول یک برنامه، یک مدیر برنامه مدل عملیاتی را بهینه می کند تا احتمال موفقیت را افزایش دهد و تأثیر ریسک ها را کاهش دهد.   از تصمیمات حمایت کنید   تصمیم‌گیری اشکال مختلفی دارد، از برگزاری جلسه با تصمیم‌گیرندگان، جمع‌آوری اطلاعات پیش‌زمینه درباره تصمیم‌های مورد نیاز، یا انجام تحلیل مقایسه‌ای از گزینه‌های متعدد. مدیران برنامه های خاص بسته به نقاط قوت خود ممکن است به حوزه های مختلفی متمایل شوند. مدیر برنامه نتایج را برای شناسایی فرصت‌های بهبود در سیستم‌ها، فرآیندها یا نتایج بررسی می‌کند.   تمرکز و دامنه هر مدیر برنامه، ویژگی های نحوه تعامل آنها با این شیوه ها را شکل می دهد.عابد سخاوت-مدیریت برنامه در مقابل مدیریت پروژه-abed sekhavat-Program management vs. project management    مدیر پروژه چه می کند؟   یک روز معمولی برای یک مدیر پروژه می تواند شامل موارد زیر باشد:   بررسی وضعیت یک کالای تحویلی برای تعیین اینکه آیا به موقع و در چارچوب بودجه تحویل داده می شود یا خیر   بررسی یک صف برای شناسایی کار جدید، نظارت بر وظایف موجود و رفع انسداد عناصر خاص برای تیم پروژه   برای چگونگی رسیدن به نقطه عطف خاصی که مدیریت ذینفعان و فرصت های ارتباطات را توصیف می کند، برنامه ای ایجاد کنید   اطمینان حاصل کنید که کار پروژه با الزامات کیفیت و قابلیت اطمینان تعیین شده در ابتدای پروژه مطابقت دارد  همانطور که می بینید، مدیران برنامه و پروژه بر روی وظایف بسیار مرتبط کار می کنند. تفاوت اصلی بین این دو نقش، دامنه و ابهام است:   پروژه ها از همان ابتدا به طور دقیق و کنترل می شوند، در حالی که برنامه ها دامنه وسیع تری دارند که ممکن است در طول برنامه تغییر کند.   پروژه ها دارای ابهام محدودی هستند زیرا موفقیت در ابتدا به وضوح تعریف شده است، در حالی که برنامه ها باید از طریق ابهام کار کنند تا مشخص کنند چه کاری باید انجام شود و چگونه می توان «موفقیت» را برای برنامه کلی مفهوم سازی کرد. در نتیجه... مؤسسه مدیریت برنامه خاطرنشان می‌کند که «سازمان‌هایی با مدیریت برنامه بالغ بسیار موفق‌تر از سازمان‌هایی هستند که مدیریت برنامه را ندارند». به این دلیل که مدیریت برنامه به سازمان ها اجازه می دهد تا به همسویی بهتر با اهداف استراتژیک، مدیریت وابستگی های متقابل پروژه، مدیریت بهتر منابع و موارد دیگر دست یابند.    Abed sekhavat- عابد سخاوت  </description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 22:59:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>OKR: چیست و چرا مهم است</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/okr-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h5c1kdhg0m5p</link>
                <description>عابد سخاوت- OKR- abed sekhavat اندی گرو  Andy Grove برای اولین بار مفهوم اهداف و نتایج کلیدی (OKR) را در Intel در دهه 1970 معرفی کرد. از آن زمان،  به بسیاری از شرکت‌ها به غیر از اینتل، از جمله گوگل و آمازون نیز برای تعیین اهداف  کمک بسیاری کرده است تا به آنچه هستند و میخواهند باشند تبدیل گردند.  سیستم OKR یک روش هدف‌گذاری مبتنی بر دو مؤلفه هدف و جهت است: این سیستم نشان می‌دهد که به چه چیزی باید دست یافت. اینکه نتایج کلیدی، مراحل لازم برای دستیابی به هدف هستند و آنها نحوه دستیابی به هدف مورد نظر را تعریف می کنند. با تمرکز بر این دو عنصر ساده، شرکت ها می توانند اهداف بلند پروازانه ی خود را بستر سازمان تعیین کرده و آنها را به نتایج واضح و قابل اندازه گیری تقسیم کنند.چگونه OKR ها به استراتژی های جاه طلبانه برای موفقیت کمک می کنند؟  این سیستم می‌تواند از سه عامل عملکرد و بهره‌وری استفاده کند :  ○پیاده‌سازی ○جاه‌طلبی ○تعاملOKR-abed sekhavat-عابد سخاوت افراد زیادی هستند که این همه سخت کار می کنند و و دستاوردهای کمی را برای سازمان به ارمغان می‌آورند. نقل قول اندی گرو به یک شهود اصلی در پشت OKR ها اشاره می کند:  Success is not about increasing activities to do , It&#x27;s about focusing on what&#x27;s most importantیک سیستم OKR تمرکز را روی چند هدف اساسی برای دستیابی به (چه چیزی) و چند نتیجه کلیدی برای اندازه گیری پیشرفت (چگونه) محدود می کند.همانطور که جان دوئر در کتاب خود می‌نویسد: Ideas are easy , Execution is everything ایده ها آسان هستند ، اجرا همه چیز است. یک سیستم OKR تمرکز را به چند هدف اساسی برای دستیابی به (چه چیزی) و چند نتیجه کلیدی برای اندازه گیری پیشرفت (چگونه) محدود می کند.  این رویکرد به حرکت از ایده ها به عمل، از مبهم بودن به اجرای صحیح  بسیار کمک می کند. هنگام استفاده از OKR ها، مدیران، تیم ها و کارمندان باید به این فکر کنند که چه اهدافی و چرا با چشم انداز و ماموریت شرکت مرتبط است. برای اینکه این اهداف الهام‌بخش و جاه‌طلبانه باشند ، OKR‌ها باید با حقوق و پاداش‌ها ارتباطی نداشته باشند. پول تنها چیزی نیست که عملکرد را هدایت می کند. هنگام پیوند دادن اهداف به پاداش ، شرکت در معرض خطر قرار گرفتن با اهداف محافظه کارانه است. ناتوانی در به چالش کشیدن وضعیت موجود می تواند مانع رشد تجارت شود. درعوض، با کار بر روی اهداف گسترده، حتی یک دستاورد جزئی می‌تواند گام مهمی به جلو باشد. با OKR ها، رهبران می توانند ابزاری را برای مشارکت کارکنان مستقر کنند. اولاً، تعریف OKR قرار است فراگیر باشد. مدیریت شرکت نباید صرفاً اهداف را از بالا پایین بیاورد. البته، مدیران می‌توانند با رویکردی از بالا به پایین، اهدافی را به اعضای تیم خود اختصاص دهند. با این حال، کارمندان باید فعالانه در فرآیند تهیه پیش نویس OKR خود و ارائه آن به رهبران خود به روشی از پایین به بالا شرکت کنند. یک فرآیند تعریف مشارکتی تر به این ترتیب سطح بالاتری از تعهد به اهداف مشترک را ارتقا می دهد. دوم، OKR ها باید با اهداف تیم و شرکت  هماهنگ باشند. هم‌ترازی باعث می‌شود همه از حضور در یک تصویر بزرگ‌تر به آگاهی برسند. این به کارمندان کمک می کند تا بفهمند:  اول، چرا کاری که روی آن کار می شود معنای بیشتری دارد . دوم، چگونه از استراتژی شرکت پشتیبانی می‌کنند. سوم، از موارد  بالا برمی‌آید که OKRها باید عمومی باشند. شفافیت برای همسویی لازم است. این دو عامل می توانند همکاری بین افراد و بین تیم ها را تقویت کنند. علاوه بر این، وقتی اهداف عمومی هستند، می‌توان آن‌ها را به بازخورد مداوم و ابزارهای تشخیص اجتماعی مرتبط کرد. از یک طرف، به اشتراک گذاشتن بازخورد به موقع در مورد اهداف عمومی، تصحیح مواردی را که می‌توان بهبود بخشید، آسان‌تر می‌کند. از سوی دیگر، اهداف عمومی فرصتی برای شناسایی و  استعدادها فراهم می کند. این شیوه ها می توانند عملکرد را حتی بیشتر تقویت کنند. با تأکید بر اهمیت اجرا، تقویت بهره‌وری با اهداف الهام‌بخش، و کارمندان ، OKRها ابزار تجاری امیدوارکننده‌ای برای مدیریت و پرورش تیم‌های با عملکرد بالا هستند.Abed sekhavat- عابد سخاوت</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Fri, 19 Aug 2022 13:02:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزش پیشنهادی- VALUE PROPOSITION</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-value-proposition-rzfoluggu0pd</link>
                <description>ارزش پیشنهادی عابد سخاوت Abed sekhavat-value proposition بوم پیشنهاد ارزش چارچوبی است که می تواند به اطمینان حاصل شود که یک محصول یا خدمات حول آن چیزی که مشتری ارزش و نیاز دارد قرار می گیرد. بوم ارزش پیشنهادی در ابتدا توسط دکتر الکساندر اوستروالدر به عنوان چارچوبی برای اطمینان از تناسب بین محصول و بازار ایجاد شد. این یک ابزار دقیق برای مدل‌سازی رابطه بین دو بخش از بوم مدل کسب‌وکار گسترده‌تر Osterwalder است. بخش های مشتری و پیشنهادات ارزشبوم ارزش پیشنهادی را می توان زمانی استفاده کرد که نیاز به اصلاح یک محصول یا خدمات موجود وجود داشته باشد یا در جایی که یک پیشنهاد جدید از ابتدا در حال توسعه است بوم پیشنهاد ارزش حول دو بلوک ساختمانی شکل می گیرد - نمایه مشتری و پیشنهاد ارزش شرکت.Value proposition-abed sekhavat-عابد سخاوت چند نکته برای ارزش پیشنهادی موثر :صاحب یک شرکت اگر می خواهد کسب و کار خود را در چشم مشتریان واقعاً منحصر به فرد کند، لزوماً باید مفهوم ارزش پیشنهادی یا ارزش پیشنهادی را بداند.  حالا بیایید دریابیم که چیست و بهترین نکات برای اینکه خود را جلوتر از رقبا قرار دهید چیست. ارزش پیشنهادی یا ارزش پیشنهادی چیست :در اصطلاح بازاریابی، تعریف ارزش پیشنهادی به ارزش پیشنهادی یک شرکت در بازار اشاره دارد که بر حسب منافع درک شده توسط مصرف کنندگانی که راه حل پیشنهادی را خریداری می کنند بیان می شود.  به عبارت دیگر نشان دهنده مجموعه مزایایی است که شرکت در صورت خرید احتمالی به مشتریان وعده می دهد که دقیقاً بر اساس رضایت حاصل از آنها توجیه می شود. چگونه ارزش پیشنهادی را موثر کنیم :یک ارزش پیشنهادی مؤثر، پیشنهادی است که استدلال های سلیقه ای را برای متقاعد کردن مشتری به انتخاب آن محصول خاص نسبت به محصول دیگری که توسط رقبا ارائه می شود، ارائه می دهد.  برای اینکه بتوانیم یک ارزش پیشنهادی خوب بسازیم، باید روی برخی از عناصر کلیدی خاص تمرکز کنیم.  در زیر، موارد اصلی را خواهید یافت. ارزش پیشنهادی را واضح و فوری بیان کنید:ارزش پیشنهادی باید در هنگام افتتاحیه در صفحه اصلی یک شرکت در معرض دید قرار گیرد، به طوری که بلافاصله در چشم کاربر/مشتری واضح، فوری و قابل درک باشد.  باید ساده و تاثیرگذار باشد، بدون اینکه طرف را به سوء تفاهم یا شک و تردید از هر نوع سوق دهد. در ارزش پیشنهادی یا ارزش پیشنهادی، یک شرکت باید لزوماً قدرت و منافع ملموس خود را برای مشتری برجسته کنید.  برای انجام این کار، استفاده از داده های آماری، درصدها و اعداد توصیه می شود. ویژگی منحصر به فرد بودن را در مقایسه با رقبا توضیح دهید: ارزش پیشنهادی باید به وضوح و به وضوح عنصر نیروی متمایز کننده را در مقایسه با پیشنهادات رقبا به اشتراک بگذارد زیرا هدف دقیقاً قرار گرفتن خود در مقابل شرکت های رقیب است.  یک توصیه مفید این است که از تجزیه و تحلیل  https://vrgl.ir/nZCAo SWOT  برای روشن کردن نقاط قوت و ضعف خود در مقایسه با خدمات ارائه شده توسط رقبا استفاده کنید، تا پس از توقف و برجسته کردن ارزش افزوده‌ای که می‌توانید برای مشتریان خود تضمین کنید. لحن صدای مناسب را حفظ کنید:برای ایجاد یک ارزش پیشنهادی موثر، شناخت مخاطبان و زبان آن ضروری است تا پیام خود را بهتر منتقل کنید.  به طور کلی توصیه می‌شود از فرمالیسم‌های غیرضروری یا لحن‌های خنثی پرهیز شود، اما در عین حال، لحن‌های بیش از حد تاکیدی و هیجان‌انگیز ممنوع است، که خطر بی‌اعتمادی مشتری/کاربر به پیشنهاد دریافت‌شده را به همراه دارد. با راه حل های مختلف آزمایش و آزمایش کنید:یافتن موثرترین ارزش پیشنهادی برای اولین بار یک شاهکار نادر است.  همچنین در این مورد، در واقع، ایجاد نسخه‌های متنی مختلف از ارزش پیشنهادی با حفظ تصویری یکسان یا برعکس، اقدام به تحقق ارزش پیشنهادی با متن مشابه اما تصاویر متفاوت بسیار مفید است.  به این ترتیب، با تجزیه و تحلیل نتایج، می توان بهترین راه حل را شناسایی کرد.Abed sekhavat-عابد سخاوت #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Wed, 17 Aug 2022 11:50:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجزیه و تحلیل- SWOT</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D8%AA%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-swot-nanhwtrzhpzt</link>
                <description>  تجزیه و تحلیل SWOT چیست و چگونه آن را به درستی انجام دهیم عابد سخاوت -Abed sekhavat- SWOT   تجزیه و تحلیل SWOT یک ابزار فوق العاده ساده و در عین حال قدرتمند است که به شما کمک می کند تا استراتژی کسب و کار خود را توسعه دهید، چه در حال ایجاد یک استارتاپ یا هدایت یک شرکت موجود باشید.   تحلیل SWOT چیست؟  StrengthsWeaknessesOpportunities Threats  نقاط قوت و ضعف درونی شرکت شما هستند – چیزهایی که شما روی آنها کنترل دارید و می توانید آنها را تغییر دهید. مثال‌ها شامل افرادی است که در تیم شما حضور دارند، اختراعات و مالکیت معنوی شما و موقعیت مکانی شما. فرصت ها و تهدیدها خارجی هستند - چیزهایی که خارج از شرکت شما، در بازار بزرگتر در حال وقوع هستند. شما می توانید از فرصت ها استفاده کنید و در برابر تهدیدات محافظت کنید، اما نمی توانید آنها را تغییر دهید. به عنوان مثال می توان به رقبا، قیمت مواد خام و روند خرید مشتری اشاره کرد. تجزیه و تحلیل SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای شما را در یک لیست سازماندهی شده سازماندهی می کند و معمولاً در یک شبکه ساده دو به دو ارائه می شود. اگر می‌خواهید مستقیماً شیرجه بزنید و شروع کنید، ادامه دهید و الگوی رایگان ما را دانلود کنید. چرا تجزیه و تحلیل SWOT؟ وقتی برای انجام یک تحلیل SWOT وقت می گذارید، با یک استراتژی قوی برای اولویت بندی کارهایی که برای رشد کسب و کار خود باید انجام دهید، مسلح خواهید شد. ممکن است فکر کنید که همه چیزهایی را که برای موفقیت باید انجام دهید از قبل می دانید، اما تجزیه و تحلیل SWOT شما را وادار می کند تا به کسب و کار خود از راه های جدید و از مسیرهای جدید نگاه کنید. شما به نقاط قوت و ضعف خود نگاه خواهید کرد و چگونه می توانید از آنها برای استفاده از فرصت ها و تهدیدهای موجود در بازار استفاده کنید. چه کسی باید تجزیه و تحلیل SWOT انجام دهد؟ برای اینکه تجزیه و تحلیل SWOT موثر باشد، بنیانگذاران و رهبران شرکت باید عمیقاً درگیر شوند. این وظیفه ای نیست که بتوان آن را به دیگران محول کرد. اما، رهبری شرکت نیز نباید کار را به تنهایی انجام دهد. برای بهترین نتایج، شما می خواهید گروهی از افراد را جمع آوری کنید که دیدگاه های متفاوتی در مورد شرکت دارند. افرادی را انتخاب کنید که می توانند جنبه های مختلف شرکت شما را از فروش و خدمات مشتری گرفته تا بازاریابی و توسعه محصول نشان دهند. همه باید پشت میز بنشینند. شرکت‌های نوآور حتی وقتی تجزیه و تحلیل SWOT را انجام می‌دهند و نظرات مشتریان را دریافت می‌کنند تا صدای منحصربه‌فرد خود را به ترکیب اضافه کنند، به بیرون از رتبه‌های داخلی خود نیز نگاه می‌کنند. اگر به تنهایی یک کسب و کار را راه اندازی کرده یا اداره می کنید، همچنان می توانید تجزیه و تحلیل SWOT را انجام دهید. نظرات بیشتری را از دوستانی که کمی در مورد کسب و کار شما، حسابدار یا حتی فروشندگان و تامین کنندگان می دانند، جذب کنید. نکته کلیدی این است که دیدگاه های متفاوتی داشته باشید. کسب‌وکارهای موجود می‌توانند از تجزیه و تحلیل SWOT برای ارزیابی وضعیت فعلی خود و تعیین استراتژی برای حرکت به جلو استفاده کنند. اما، به یاد داشته باشید که همه چیز به طور مداوم در حال تغییر است و شما می خواهید استراتژی خود را مجدداً ارزیابی کنید، با تجزیه و تحلیل SWOT جدید هر شش تا 12 ماه یکبار. برای استارتاپ ها، تجزیه و تحلیل SWOT بخشی از فرآیند برنامه ریزی کسب و کار است. این به تدوین یک استراتژی کمک می‌کند تا با پای راست شروع کنید و مسیری را که می‌خواهید بروید، بدانید. نحوه انجام تحلیل SWOT به روش صحیح همانطور که در بالا ذکر کردم، شما می خواهید تیمی از افراد را دور هم جمع کنید تا روی یک تحلیل SWOT کار کنند. با این حال، برای انجام آن نیازی به استراحت یک روزه ندارید. یک یا دو ساعت باید بیشتر از مقدار کافی باشد. 1. افراد مناسب را جمع آوری کنید افراد را از بخش های مختلف شرکت خود جمع آوری کنید و مطمئن شوید که نمایندگانی از هر بخش و تیمی دارید. متوجه خواهید شد که گروه های مختلف در شرکت شما دیدگاه های کاملا متفاوتی دارند که برای موفقیت تجزیه و تحلیل SWOT شما بسیار مهم است.   2. ایده های خود را به دیوار پرتاب کنید انجام تجزیه و تحلیل SWOT شبیه به جلسات طوفان فکری است و راه های درست و غلطی برای اجرای آنها وجود دارد. پیشنهاد می‌کنم به همه یادداشت‌های چسبناک بدهید و از همه بخواهید بی‌صدا ایده‌های خود را برای شروع کار ایجاد کنند. این از تفکر گروهی جلوگیری می کند و اطمینان می دهد که همه صداها شنیده می شوند. پس از 5 تا 10 دقیقه طوفان فکری خصوصی، تمام یادداشت های چسبناک را روی دیوار بگذارید و ایده های مشابه را با هم گروه بندی کنید. به هر کسی اجازه دهید در این مرحله یادداشت های اضافی اضافه کند، اگر ایده شخص دیگری جرقه فکر جدیدی را ایجاد کرد.   3. ایده ها را رتبه بندی کنید هنگامی که همه ایده ها سازماندهی شدند، نوبت به رتبه بندی ایده ها می رسد. من دوست دارم از یک سیستم رای گیری استفاده کنم که در آن هر کس پنج یا ده &quot;رای&quot; می گیرد که می تواند به هر شکلی که دوست دارد توزیع کند. نقاط چسبنده در رنگ های مختلف برای این بخش از تمرین مفید هستند. بر اساس تمرین رای‌گیری، باید فهرستی از ایده‌ها با اولویت داشته باشید. البته، لیست اکنون برای بحث و مناظره است و کسی در اتاق باید بتواند آخرین تماس را در اولویت انجام دهد. این معمولاً مدیر عامل است، اما می توان آن را به شخص دیگری که مسئول استراتژی کسب و کار است واگذار کرد. Abed sekhavat-SWOT-عابد سخاوت شما می خواهید این فرآیند تولید ایده را برای هر یک از چهار ربع تحلیل SWOT خود دنبال کنید: نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدها. سوالاتی که می تواند به تحلیل شما کمک کند در اینجا چند سوال وجود دارد که می توانید هنگام ایجاد تجزیه و تحلیل SWOT از تیم خود بپرسید. این سوالات می تواند به توضیح هر بخش کمک کند و باعث ایجاد تفکر خلاق شود. نقاط قوت نقاط قوت، ویژگی های داخلی و مثبت شرکت شما هستند. اینها چیزهایی هستند که در کنترل شما هستند. چه فرآیندهای تجاری موفق هستند؟ چه دارایی هایی در تیم های خود دارید؟ (یعنی دانش، آموزش، شبکه، مهارت ها و شهرت) چه دارایی های فیزیکی مانند مشتریان، تجهیزات، فناوری، پول نقد و حق ثبت اختراع دارید؟ چه مزیت های رقابتی نسبت به رقبای خود دارید؟ نقاط ضعف نقاط ضعف عوامل منفی هستند که از نقاط قوت شما می کاهند. اینها چیزهایی هستند که ممکن است برای رقابتی شدن نیاز به بهبود آنها داشته باشید. آیا چیزهایی وجود دارد که کسب و کار شما برای رقابتی شدن نیاز دارد؟ چه فرآیندهای تجاری نیاز به بهبود دارند؟ آیا دارایی های ملموسی مانند پول یا تجهیزات مورد نیاز شرکت شما وجود دارد؟ آیا شکاف هایی در تیم شما وجود دارد؟ آیا موقعیت مکانی شما برای موفقیت شما ایده آل است؟ فرصت ها فرصت ها عوامل بیرونی در محیط کسب و کار شما هستند که احتمالاً به موفقیت شما کمک می کنند. آیا بازار شما در حال رشد است و آیا روندهایی وجود دارد که مردم را ترغیب به خرید بیشتر از آنچه می فروشید دارد؟ آیا رویدادهای آتی وجود دارد که شرکت شما ممکن است بتواند از آنها برای رشد کسب و کار استفاده کند؟ آیا تغییرات آتی در مقررات وجود دارد که ممکن است بر شرکت شما تأثیر مثبت بگذارد؟ اگر کسب و کار شما راه اندازی شده و راه اندازی شده است، آیا مشتریان به شما احترام می گذارند؟ تهدیدها تهدیدها عوامل بیرونی هستند که شما کنترلی بر آنها ندارید. ممکن است بخواهید در صورت وقوع، برنامه‌های اضطراری را برای مقابله با آنها در نظر بگیرید. عابد سخاوت -  Abed sekhavat  -SWOT  آیا رقبای بالقوه ای دارید که ممکن است وارد بازار شما شوند؟ آیا تامین کنندگان همیشه می توانند مواد اولیه مورد نیاز شما را با قیمت های مورد نیاز شما تامین کنند؟ آیا پیشرفت‌های آینده در فناوری می‌تواند نحوه تجارت شما را تغییر دهد؟ آیا رفتار مصرف کننده به گونه ای تغییر می کند که بر کسب و کار شما تأثیر منفی بگذارد؟ آیا روندهای بازار وجود دارد که می تواند به یک تهدید تبدیل شود؟ با تکمیل تجزیه و تحلیل SWOT، شما آماده تبدیل آن به یک استراتژی واقعی هستید. به هر حال، تمرین مربوط به تولید یک استراتژی است که بتوانید در چند ماه آینده روی آن کار کنید. اولین قدم این است که به نقاط قوت خود نگاه کنید و بفهمید که چگونه می توانید از این نقاط قوت برای استفاده از فرصت های خود استفاده کنید. سپس، نگاه کنید که چگونه نقاط قوت شما می تواند با تهدیدهای موجود در بازار مبارزه کند. از این تجزیه و تحلیل برای تهیه لیستی از اقداماتی که می توانید انجام دهید استفاده کنید. با در دست داشتن لیست اقدام، به تقویم شرکت خود نگاه کنید و شروع به قرار دادن اهداف (یا نقاط عطف) در آن کنید.    عابد سخاوت  -abed sekhavat #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Wed, 17 Aug 2022 10:55:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>HR psychology - روانشناسی منابع انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/hr-psychology-abed-sekhavat-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-txosz6cqzi2f</link>
                <description>روانشناسی در محیط کارHR psychology -abed sekhavat- روانشناسی منبع انسانی- عابد سخاوتسه راه روانشناسی سازمانی به تیم های منابع انسانی کمک می کند تا موفق شوندبرای کسب‌وکارها، داشتن درک بهتر از نحوه تفکر، رفتار و احساس کارکنانشان - و چرایی - جزء کلیدی مدیریت مؤثر افراد است که برای بهبود فرآیندها و نتایج در کل سازمان ضروری است.منابع انسانی موتور قلب مدیریت افراد است. با داشتن مسئولیت های اصلی از جمله استخدام، مدیریت عملکرد، مشارکت کارکنان، توسعه و رفاه، داشتن دانش روانشناسی سازمانی یا روانشناسی کسب و کار، می تواند به افرادی که در حوزه منابع انسانی کار می کنند کمک کند تا عملکرد سازمان خود و همچنین عملکرد خود را بهبود بخشند.در زیر راه‌هایی را بررسی می‌کنیم که درک عمیق‌تر از روان‌شناسی سازمانی می‌تواند به نفع منابع انسانی باشد، و اینکه چگونه تیم‌ها می‌توانند از ابزارهای روان‌شناختی و بینش برای بهبود چرخه عمر کارکنان و ایجاد موفقیت در کسب‌وکار استفاده کنند.1) چگونه روانشناسی سازمانی می تواند به استخدام موثرتر و مدیریت استعداد منجر شودمدیریت استخدام و استعداد بخش بزرگی از منابع انسانی است. و روانشناسی نه تنها می تواند به تیم ها کمک کند تا بیشتر در مورد اینکه نامزدهای احتمالی چه کسانی هستند و چه چیزی می توانند بیاورند، بلکه همچنین به چه نوع نامزدی نیاز دارد کمک کند.یکی از روش هایی که روانشناسی در مرحله استخدام به کار گرفته می شود، ارزیابی روانشناختی است. از دهه 1880، آزمون‌های روان‌سنجی با هدف دستیابی به عینیت در طول فرآیند استخدام مورد استفاده قرار گرفتند. بکارگیری چنین روش علمی برای سنجش توانایی ذهنی و الگوهای رفتاری نامزدها به تیم های استخدام کننده این امکان را می دهد تا مطمئن شوند که افراد با دانش و توانایی های مناسب را انتخاب می کنند. با این حال، حتی قبل از شروع فرآیند مصاحبه، متخصصان منابع انسانی می توانند از این آزمون ها برای تعیین معیاری از ارزش های اصلی و دلخواه خود برای نقش استفاده کنند. روانشناسی کمک می کند تا مشخص شود که موقعیت شغلی شامل چه چیزهایی می شود، و همچنین به آنچه نیاز دارد، کمک می کند تا مشخصات شغلی موثرتری ایجاد شود.روانشناسی همچنین برای افزایش تنوع سازمانی در بین مشاغل مورد استفاده قرار می گیرد، با تحقیقات روانشناختی که از ایجاد روش های استخدام فراگیرتر خبر می دهد. برای مثال، انجمن روان‌شناسی بریتانیا (BPS) برای تیم‌های منابع انسانی کمپینی کرده است تا نیازهای افراد دارای تنوع عصبی را در نظر بگیرند. مانند افراد مبتلا به نارساخوانی، اختلال کمبود توجه یا اوتیسم در حین تمرین. علاوه بر این، CIPD در گزارش «تنوع عصبی در محل کار» خود توصیه کرد که مدیران منابع انسانی بیشتر حواسشان به زبان بدن نامتعارف در طول مصاحبه باشد یا از مرحله مصاحبه کاملاً به نفع رویکردهای بازی‌سازی اجتناب کنند تا شامل افراد اوتیستیک شوند.به لطف تحقیقات روان‌شناختی، تیم‌های منابع انسانی از فرآیندهای استخدامی استفاده می‌کنند که دقیق‌تر، مؤثرتر و فراگیرتر هستند.2) چگونه روانشناسی سازمانی می تواند به مشارکت کارکنان کمک کندCIPD، بزرگ‌ترین نهاد حرفه‌ای در بریتانیا بر متخصصان منابع انسانی، مدیریت مشارکت کارکنان را  مسئولیت اساسی این حرفه می‌داند. با این حال، مشارکت  انگیزه پایین کارکنان یک مسئله کلیدی برای بسیاری ازمشاغل و یک چالش تعیین کننده برای تیم های منابع انسانی در همه جا است((Harvard Business Review))گزارش می‌دهد که تنها 24 درصد از مدیران ارشد مورد بررسی احساس می‌کردند که کارمندانشان بسیار درگیر هستند.BPS&gt;&gt;&gt; سه مؤلفه ضروری برای مشارکت کارکنان شناسایی می‌کندنشاط: سطح بالایی از انرژی و انعطاف پذیری ذهنی در حین کارفداکاری: به شدت درگیر کار خود بودن و احساس اهمیت، اشتیاق و چالشجذب: تمرکز کامل و غرق شدن با خوشحالی در کارAbed sekhavat-HR Psychology-عابد سخاوتبرای پیشرفت در این زمینه‌ها، متخصصان منابع انسانی می‌توانند نظریه و تحقیقات روان‌شناختی را به شیوه‌های ملموس محل کار تبدیل کنند. روان‌شناسی شغلی و سازمانی در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری توسط سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی به کار گرفته می‌شود و تیم‌های منابع انسانی که روش‌های آن را اتخاذ می‌کنند، اغلب شاهد افزایش مشارکت و عملکرد هستند.یکی از راه های انجام این کار از طریق برنامه های شناسایی است. شناخت کارکنان، چه به صورت ستایش عمومی و چه به صورت تمجید خصوصی از سوی یکی از اعضای ارشد کارکنان، محرک اثبات شده مشارکت کارکنان است. سازمان‌هایی که فرهنگ غنی به رسمیت می‌شناسند، 29 درصد افزایش سود و 72 درصد کاهش فرسودگی کارکنان دارند.حل مشارکت ضعیف کارکنان می تواند به کسب و کار اجازه دهد تا از رقبا متمایز شود. مطالعات نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که امتیاز بیشتری برای مشارکت کارکنان دارند، نسبت به کسب‌وکارهایی که رتبه پایین‌تری دارند، رشد قوی‌تری دارند. مشارکت بیشتر با روحیه بهتر، افزایش بهره وری کارکنان و جابجایی کمتر کارکنان نیز مرتبط است.3) چگونه می توان از روانشناسی سازمانی برای بهبود رفاه کارکنان استفاده کردامروزه بیش از هر زمان دیگری، رفاه کارکنان یکی از اولویت های اصلی سازمان ها است. CIPD بیان می‌کند که کارفرمایان وظیفه اساسی مراقبت از سلامت جسمی و روانی کارگران خود را دارند و همانطور که تحقیقات نشان می‌دهد، بزرگ‌ترین خطرات برای سلامت کارکنان امروزه عمدتاً روانی است.تحقیقات و تمرین‌های روان‌شناختی در محل کار همچنان نشان می‌دهد که چگونه متخصصان منابع انسانی می‌توانند به چالش‌ها در این زمینه رسیدگی کنند. از اواسط دهه 90، درک تأثیر مخرب استرس ناشی از کار بر سلامت و شادی کارکنان بسیار افزایش یافته است. استرس محل کار به شدت با نرخ بالاتر مرخصی استعلاجی، ویزیت پزشک عمومی، حوادث ناشی از کار مرتبط است، زیرا از دست دادن 12.8 میلیون روز کاری در سال 2019 به دلیل استرس ناشی از کار، افسردگی یا اضطراب نشان می دهد. این تهدیدی برای روحیه محیط کار و همچنین تهدیدی برای کارایی و بهره وری است.با این حال، مدیران و مدیران منابع انسانی می‌توانند از چندین روش روان‌شناختی برای ایجاد یک محیط کاری مثبت که سلامت روان را در اولویت قرار می‌دهد، استفاده کنند.عابد سخاوت - Abed sakhavat </description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2022 18:28:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>AI &amp; HR  هوش مصنوعی و نیروی انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/ai-hr-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-lt2n71r4noha</link>
                <description>هوش مصنوعی باید هوش انسان را تقویت کند نه اینکه جایگزین آن شود عابد سخاوت AI.  Abed sekhavat آیا واقعاً ماشین های هوشمند جایگزین کارگران انسانی خواهند شد؟ احتمالا نه. افراد و هوش مصنوعی هر دو توانایی ها و نقاط قوت متفاوتی را به سازمان ارائه میدهند.در اقتصادی که داده‌ها در حال تغییر نحوه خلق ارزش و رقابت شرکت‌ها هستند، کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که استفاده از هوش مصنوعی (AI) در مقیاس بزرگ‌تر تا سال 2030 به میزان 15.7 تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه می‌کند. بسیاری بر این باورند که افرادی که این کار را انجام می دهند نیز تغییر خواهند کرد - و سازمان ها شروع به جایگزینی کارکنان انسانی با ماشین های هوشمند خواهند کرد. این در حال حاضر اتفاق می‌افتد: سیستم‌های هوشمند انسان‌ها را در تولید، ارائه خدمات، استخدام و صنعت مالی جابجا می‌کنند و در نتیجه کارگران انسانی را به سمت مشاغل کم‌درآمد سوق می‌دهند یا آنها را بیکار می‌کنند. این روند برخی را به این نتیجه رساند که در سال 2040 نیروی کار ما ممکن است کاملاً غیرقابل تشخیص باشد.     آیا انسان ها و ماشین ها واقعاً در رقابت با یکدیگر هستند؟ تاریخ کار - به ویژه از زمان انقلاب صنعتی - تاریخچه افرادی است که نیروی کار خود را به ماشین ها برون سپاری می کنند. در حالی که این کار با تکالیف فیزیکی تکراری مانند بافندگی شروع شد، ماشین‌ها تا جایی تکامل یافته‌اند که اکنون می‌توانند کارهایی را که ما ممکن است به عنوان کارهای شناختی پیچیده تصور کنیم، مانند معادلات ریاضی، تشخیص زبان و گفتار و نوشتن انجام دهند. بنابراین به نظر می‌رسد که ماشین‌ها آماده هستند تا کار ذهن ما و نه فقط بدن ما را تکرار کنند. در قرن بیست و یکم، هوش مصنوعی در حال تکامل است تا در بسیاری از وظایف از انسان ها برتر باشد، که باعث می شود به نظر ما آماده باشیم تا هوش خود را به فناوری برون سپاری کنیم. با این روند اخیر، به نظر می رسد چیزی وجود ندارد که نتوان به زودی خودکار کرد، به این معنی که هیچ شغلی از بارگذاری به ماشین ها در امان نیست.     این چشم انداز از آینده کاری شکل یک بازی حاصل جمع صفر را به خود گرفته است که در آن فقط یک برنده می تواند وجود داشته باشد.     با این حال، ما معتقدیم که این دیدگاه درباره نقشی که هوش مصنوعی در محیط کار ایفا می کند، اشتباه است. این سؤال که آیا هوش مصنوعی جایگزین کارگران انسانی خواهد شد یا خیر، فرض می‌کند که هوش مصنوعی و انسان دارای ویژگی‌ها و توانایی‌های یکسانی هستند - اما در واقعیت، آنها اینطور نیستند. ماشین‌های مبتنی بر هوش مصنوعی سریع‌تر، دقیق‌تر و منطقی‌تر هستند، اما شهودی، احساسی یا فرهنگی حساس نیستند. و، دقیقاً این توانایی‌هاست که انسان‌ها دارند و ما را مؤثر می‌سازند.هوش ماشینی در مقابل هوش انسانیبه طور کلی، مردم رایانه‌های پیشرفته امروزی را هوشمند می‌شناسند، زیرا پتانسیل یادگیری و تصمیم‌گیری بر اساس اطلاعاتی را دارند که دریافت می‌کنند.     در ساده‌ترین شکل، هوش مصنوعی رایانه‌ای است که به شیوه‌هایی هوشمندانه به نظر می‌رسد و تصمیم می‌گیرد. مطابق با فلسفه آلن تورینگ، هوش مصنوعی از نحوه رفتار، احساس، صحبت و تصمیم گیری انسان ها تقلید می کند. این نوع هوش در یک محیط سازمانی بسیار مفید است: هوش مصنوعی به دلیل توانایی های تقلید آن، کیفیت شناسایی الگوهای اطلاعاتی را دارد که روندهای مرتبط با شغل را بهینه می کند. علاوه بر این، برخلاف انسان‌ها، هوش مصنوعی هرگز از نظر فیزیکی خسته نمی‌شود و تا زمانی که داده‌های آن تغذیه شود، به کار خود ادامه می‌دهد.     این ویژگی‌ها به این معناست که هوش مصنوعی برای انجام کارهای معمولی سطح پایین‌تر که تکراری هستند و در یک سیستم مدیریت بسته انجام می‌شوند، کاملاً مناسب است. در چنین نظامی قواعد بازی مشخص است و تحت تأثیر نیروهای خارجی نیست. به عنوان مثال، خط مونتاژی را در نظر بگیرید که در آن کارگران توسط خواسته ها و تأثیرات خارجی مانند جلسات کاری قطع نمی شوند. به عنوان نمونه، خط مونتاژ دقیقاً مکانی است که آمازون الگوریتم هایی را در نقش مدیران برای نظارت بر کارگران انسانی و حتی اخراج آنها قرار می دهد. از آنجایی که کار تکراری است و تابع رویه‌های سفت و سختی است که کارایی و بهره‌وری را بهینه می‌کنند، هوش مصنوعی می‌تواند به روش‌های دقیق‌تری برای ناظران انسانی عمل کند.     با این حال، توانایی های انسان گسترده تر است. برخلاف توانایی‌های هوش مصنوعی که تنها به داده‌های موجود پاسخ می‌دهند، انسان‌ها توانایی تصور، پیش‌بینی، احساس و قضاوت در مورد شرایط در حال تغییر را دارند که به آنها اجازه می‌دهد از نگرانی‌های کوتاه‌مدت به نگرانی‌های بلندمدت تغییر کنند. این توانایی‌ها منحصر به انسان هستند و برای کار کردن به جریان ثابتی از داده‌های ارائه‌شده خارجی نیاز ندارند، همانطور که در مورد هوش مصنوعی وجود دارد.     به این ترتیب، انسان‌ها چیزی را نشان می‌دهند که ما آن را هوش اصیل می‌نامیم - اگر بخواهید، نوع دیگری از هوش مصنوعی. این نوع هوشمندی زمانی مورد نیاز است که سیستم‌های باز وجود داشته باشند. در یک سیستم مدیریت باز، تیم یا سازمان در حال تعامل با محیط خارجی است و بنابراین باید با تأثیرات بیرونی مقابله کند. چنین تنظیمات کاری مستلزم توانایی پیش‌بینی و کار با آن‌ها، برای مثال، تغییرات ناگهانی و تبادل اطلاعات تحریف‌شده، در عین حال خلاق بودن در تقطیر چشم‌انداز و استراتژی آینده است. در سیستم‌های باز، تلاش‌های دگرگونی به‌طور مستمر انجام می‌شود و مدیریت مؤثر آن فرآیند مستلزم هوشمندی معتبر است.پتانسیل افزایشی و مشارکتی که ما متصور می‌شویم، کاملاً در تضاد با پیش‌بینی‌های حاصل جمع صفر است که هوش مصنوعی چه کاری برای جامعه و سازمان‌های ما انجام خواهد داد. در عوض، ما بر این باوریم که بهره‌وری بیشتر و اتوماسیون کار روتین شناختی یک موهبت است، نه تهدید. از این گذشته، فناوری جدید همیشه در مراحل اولیه اجرا و توسعه اثرات مخربی دارد و معمولا ارزش واقعی خود را تنها پس از مدتی آشکار می کند.     با این حال، این واقعیت به این معنا نیست که ما باید صبورانه منتظر بمانیم تا این ارزش در نهایت خود را نشان دهد - بسیار برعکس! چالش اصلی ما به‌عنوان افراد تجاری، پیش‌بینی معنای هوش مصنوعی در رابطه با نحوه تفکر و عمل انسان‌ها و تلاش برای ادغام فناوری‌های جدید جاه‌طلبانه و استراتژیک در سازمان‌هایمان است. ما نمی‌توانیم منفعلانه منتظر باشیم تا از روش‌های سنتی پیشی بگیرد. بنابراین، در این لحظه چه کاری می توانیم انجام دهیم تا از ادغام هوش مصنوعی های مختلف اطمینان حاصل کنیم تا سازمان هایمان به طور موثر کار کنند؟     اولاً، تیم‌ها به تدریج متشکل از انسان‌ها و غیرانسان‌ها خواهند شد که با هم کار می‌کنند، که از آن به عنوان «تنوع جدید» یاد می‌کنیم. روانشناسی تنوع جدید این خطر را به همراه خواهد داشت که باورهای کلیشه ای و تعصبات می توانند به راحتی بر تصمیمات و کار تیمی تأثیر بگذارند. ماشین به عنوان یک همکار غیر انسانی ممکن است مانند سایر اعضای گروه با بی اعتمادی و انتظارات منفی روبرو شود و به همین دلیل انسان ها را تشویق می کند اطلاعات کمتری را به اشتراک بگذارند و از کار با ماشین ها اجتناب کنند. رهبران تیم باید مستعد پاسخگویی به چنین پویایی های منفی تیم باشند و به گونه ای آموزش ببینند که واقعیت این باورهای منفی و پیامدهای آن را درک کنند.     دوم، شکل جدید تیم‌ها رهبرانی را می‌طلبد که در گرد هم آوردن احزاب مختلف مهارت داشته باشند. در آینده، ایجاد تیم های فراگیر با همسوسازی انسان و ماشین، توانایی مهمی برای آموزش و توسعه خواهد بود. همانطور که نمونه‌های ذکر شده قبلی نشان می‌دهند، برای دستیابی به عملکرد بهتر با بکارگیری این تیم‌های متنوع، یکی از نیازهای اصلی رهبران این است که خود را در هماهنگی و مربیگری فرآیندهای تیمی تبدیل کنند.     سوم، فرآیندهای تیمی باید به طور موثر مدیریت شوند و این باید توسط یک انسان انجام شود. برای اینکه انسان‌ها نقاط قوت و ضعف انسان و ماشین را همسو کنند، باید آموزش ببینند تا بفهمند هوش مصنوعی چگونه کار می‌کند، برای چه چیزی می‌توان از آن استفاده کرد و تصمیم گرفت - با استفاده از توانایی‌های قضاوت هوش اصیل خود - چگونه می‌توان از آن استفاده کرد. بهترین کار برای تقویت عملکرد در خدمت منافع انسانی است.     هوش افزوده، به عنوان سومین نوع هوش مصنوعی، گامی رو به جلو برای آینده کار هوشمند است. آینده کار مفهومی است که برای نشان دادن رشد کارکنان و عملکرد آنها به روش های کارآمدتر استفاده می شود. با این حال، بحث در مورد این موضوع در مقاصد خود کاملاً مبهم شده است. به طور خاص، به دلیل استراتژی‌های روایی کاهش هزینه، امروزه کسب‌وکارها در مرحله‌ای هستند که ماشین‌ها اغلب به‌عنوان کارمند فوق‌العاده جدید معرفی می‌شوند که ممکن است انسان‌ها را در نهایت در نقشی پایین‌تر برای خدمت به ماشین‌ها قرار دهد. با این حال، یک عنصر اساسی یک نوع کار واقعاً هوشمندانه به این معنی است که ما نیروی کار را در جایی که انسان ها و ماشین ها بخشی از آن خواهند بود، گسترش می دهیم، اما با هدف بهبود انسانیت و رفاه و در عین حال کارآمدتر بودن در  اجرای وظایف ما  بنابراین، هوش افزوده واقعاً ماهیت مشارکتی دارد، اما همچنین واضح است که نشان‌دهنده تلاش مشترک در خدمت انسان است. #Abed sekhavat عابد سخاوت </description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2022 17:13:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>needs gaps  شکافها نیازها   - Abed sakhavat</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/needs-gaps-%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-abed-sakhavat-tsheutpcrn4g</link>
                <description>تحلیل شکاف نیاز چیست؟ عابد سخاوت Abed sekhavat  needs gaps   تجزیه و تحلیل شکاف نیاز نشان دهنده کمک تصمیم گیری برای ارزیابی جذابیت ایده های محصول جدید است که علاوه بر پذیرش اولیه محصولات جدید، &quot;بازارپذیری انبوه&quot; آنها را نیز بررسی می کند تا بتواند چشم اندازهای موفقیت را ارزیابی کند. با جزئیات بیشتر.   به دنبال رفع شکاف عملکرد در سازمان خود هستید؟ در اینجا چند مرحله برای درک و بهبود نیازهای کارکنان شما آورده شده است.   آیا کارکنان شما اطلاعات درستی دارند؟   آیا کارکنان شما منابع مورد نیاز خود را دارند؟   آیا کارکنان شما مشوق های مناسبی دارند؟   آیا کارکنان شما با انگیزه هستند؟   آیا کارکنان شما ظرفیت دارند؟   کارکنان شما برای موفقیت به چه دانش و مهارت هایی نیاز دارند؟ Why is it important to close needs - gaps ?   هنگامی که شکاف عملکردی شناسایی می شود، یک خطای مهم که متخصصان اغلب مرتکب می شوند این است که به طور خودکار فرض می کنند که این یک مشکل آموزشی است. به عنوان شرکتی که بر آموزش تمرکز می کند، حتی ما می توانیم قبول کنیم که آموزش همیشه راه حل نیست.   برای رسیدگی صحیح به یک مشکل، مهم است که علت اصلی را شناسایی کنید. برای این کار باید هم افراد و هم عوامل محیطی را بررسی کنید. ممکن است این کار سختی به نظر برسد. با این حال، آسان تر از آن چیزی است که فکر می کنید.   در این مقاله، ما 6 مرحله را برای کمک به سازمان شما برای درک و بهبود نیازهای کارکنان پوشش خواهیم داد.   مرحله 1: آیا کارکنان شما اطلاعات درستی دارند؟   تعیین کنید که آیا نقش ها و انتظارات به وضوح تعریف شده اند یا خیر. بیشتر مردم ذاتاً خواهان موفقیت هستند – برای موفقیت باید بدانند اهداف چیست و از آنها چه انتظاری می رود. بنابراین، بازخورد به موقع و مرتبط حیاتی است. مرحله 2: آیا کارکنان شما منابع مورد نیاز خود را دارند؟   تعیین کنید که آیا افراد منابع لازم برای موفقیت از جمله:   آموزش مناسب   ابزارهایی برای انجام درست کار خود (نرم افزار به روز، ابزار کار و غیره)   منابع در دسترس (کمک های شغلی، راهنماها و غیره)  خط مشی ها و رویه های روشن و قابل دسترس   ضرب الاجل های واقع بینانه   یک فضای کار ایمن و تمیز   اگرچه این فهرست جامع و کامل  نیست، اما میتواند نقطه  شروع خوبی برای ما باشد.   مرحله 3: آیا کارکنان شما مشوق های مناسبی دارند؟  این فقط در مورد پول نیست. تعیین کنید که آیا انگیزه های غیر مالی وجود دارد که به ایجاد یک محیط کاری مثبت کمک می کند. اندازه‌گیری‌ها باید برای تقویت عملکرد مثبت و پرداختن به فرصت‌های عملکرد وجود داشته باشد.   اگر عوامل محیطی مشکل ساز نیستند، به سراغ فرد بروید. مجموعه مراحل بعدی بر عواملی متمرکز است که موفقیت افراد برابر است: انگیزه، ظرفیت و دانش.  مرحله 4: آیا کارکنان شما با انگیزه هستند؟   تعیین کنید که آیا افراد برای انجام کارشان انگیزه دارند یا خیر - آیا این همان کاری است که آنها می خواهند انجام دهند؟ آیا اهداف آنها با سازمان همسو است؟ آیا آنها «مناسب» برای نقش و شرکت هستند؟   مرحله 5: آیا کارکنان شما ظرفیت دارند؟   تعیین کنید که آیا افراد مناسب در نقش های مناسب هستند یا خیر. آیا فرد توانایی یادگیری و انجام وظایف خود را دارد؟ آیا محدودیت های عاطفی وجود دارد که او را از انجام موفقیت آمیز کار باز می دارد؟   مرحله 6: کارکنان شما برای موفقیت به چه دانش و مهارت هایی نیاز دارند؟ در نهایت، مشخص کنید که آیا افراد دانش و مهارت لازم برای موفقیت را دارند یا خیر. عوامل محیطی معمولاً ساده‌ترین (و ارزان‌ترین) هستند در حالی که عوامل رفتاری دشوارتر و پرهزینه‌تر هستند. در بیشتر موارد، اگر مسائل زیست محیطی حل شود، مسائل فردی معمولاً خودشان حل می شوند. توجه به این نکته مهم است که حتی اگر به مسائل رفتاری توجه شود، عوامل محیطی ماندگار همچنان می‌توانند مانع موفقیت شوند و شکاف عملکردی ایجاد کنند. بیاد داشته باشید بزرگترین خلبان هم نمی تواند هواپیما را اگر سوخت نداشته باشد در  پرواز نگه دارد یا به پرواز در بیاورد.   بنابراین، قبل از اینکه به نتیجه گیری «این یک مسئله آموزشی است» اقدام کنید، برای شناسایی علت اصلی وقت بگذارید. ابتدا با بررسی عوامل محیطی در زمان و هزینه خود صرفه جویی کنید، سپس به سراغ عوامل فردی بروید. هنگامی که علت اصلی شناسایی شد، می توانید مراحل اقدام مناسب را برای بستن شکاف عملکرد تعیین کنید.عابد سخاوت Abed sekhavat #</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Tue, 16 Aug 2022 12:09:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیف مارکتینگ marketing tunnel</title>
                <link>https://virgool.io/@Abedsekhavat/%D9%82%DB%8C%D9%81-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-marketing-tunnel-tqe83eg0ulub</link>
                <description>Marketing funnel Abed sekhavat عابد سخاوت  مارکتینگ قیف بازاریابی (MARKETING FUNNEL) چیست؟ قیف مارکتینگ ، عابد سخاوت ، funnel  Marketing  , Abed sekhavat قیف های بازاریابی یک استراتژی بازاریابی هستند که مستلزم استفاده از تاکتیک های بازاریابی مختلف بسته به جایی است که فرد در سفر خریدار خود قرار دارد.  هر مشتری قبل از خرید نهایی مراحل خاصی را طی می کند.  این مراحل را می توان به عنوان مسیری در نظر گرفت که در آن مصرف کننده برای تبدیل شدن به مشتری حرکت می کند.زمانی که بازاریابان افراد را در مراحل مختلف با تاکتیک‌های مختلف هدف قرار می‌دهند و هدفشان این است که آنها را در مسیر بیشتر بفرستند، از یک قیف بازاریابی استفاده می‌کنند.مسیری که مشتری از ابتدا تا انتهاب طی می‌کند به سفر مشتری (customer journey) مشهور است و شامل قیف بازاریابی می‌شود. قیف بازاریابی نیز از ابتدا تا انتها یک هدف مشخص دارد و تلاش می‌کند مشتریان بالقوه تبدیل به مشتریان بالفعل شوند. البته منظور از مشتری واقعی می‌تواند فقط فروش محصول نباشد و فرایندهای دیگری چون ثبت نام یا پرکردن فرم مشخص نیز از جمله اقداماتی است که در انتهای قیف انجام می‌شود. چگونه سفر مشتری به قیف funnel صورت میپذیرد؟  قیف های بازاریابی چگونه کار می کنند؟ مراحل یک قیف بازاریابی اکثر بازاریابان مراحل یک قیف بازاریابی را بر اساس مدل محبوب 4 مرحله ای AIDA دسته بندی می کنند.  این مدل سفر مشتری را از نقطه تعامل تا تبدیل دنبال می کند. با این حال، می‌توان در  قیف‌های بازاریابی تغییراتی نیز ایجاد کرد  و مراحل را می‌توان در صورت نیاز به شکل دلخواه یا بیشتر بنا به اختیارات دچار تغییر نمود .  برخی از بازاریابان از یک قیف سه مرحله ای با تولید سرنخ، پرورش و تبدیل به عنوان سه مرحله استفاده می کنند و برخی دیگر مراحل اضافی مانند حفظ مشتری و بازاریابی مجدد را پس از مرحله تبدیل اضافه می کنند. با این حال، AIDA همچنان محبوب ترین و رایج ترین مدل باقی مانده است، بنابراین، اجازه دهید نگاهی دقیق تر به 4 مرحله یک قیف بازاریابی AIDA بیندازیم. ا اگاهی( Awareness)در این مرحله هدف اصلی معرفی برند و محصولات خود به مخاطبان مورد نظر است. این مرحله ای از قیف است که در آن تمام تلاش های بازاریابی شما باید بر جلب توجه و رسیدن به افراد بیشتری متمرکز شود. گسترش آگاهی از برند و جلب توجه مخاطب این مرحله از قیف بازاریابی را مشخص می کند.  و موفقیت در این مرحله به تعداد سرنخ هایی مربوط می شود که می توانید از تونل به مرحله بعدی هدایت کنید.  علاقه( Interest)  این مرحله ای است که در طی آن افراد در واقع شروع به ایجاد علاقه به برند یا محصولات شما می کنند.  آنها محصول شما را همراه با محصولات سایر برندها در نظر می گیرند و شروع به یادگیری ویژگی ها و مزایای آنها می کنند. از منظر بازاریابی، هدف شما در این مرحله باید این باشد که آنها را در مورد ویژگی ها، مزایا و نحوه بهتر بودن محصول خود نسبت به سایر محصولات آگاه کنید.  این به جذابیت محصول شما برای آنها کمک می کند. اگر یک شرکت خدماتی دارید، هدف شما این است که نشان دهید چگونه برند شما با دیگران متفاوت است و برای مشتری بالقوه مناسب تر است.  میل( Desire)  این مرحله ای از سفر خریدار است که در آن در واقع شروع به خواستن محصول یا خدمات شما می کنند و قصد خرید بالایی دارند.  این مرحله اساساً تغییر از &quot;من آن را دوست دارم&quot; به &quot;من آن را می خواهم&quot; از دیدگاه مشتری نشان می دهد. از منظر بازاریابی، این مرحله ای است که باید اطمینان حاصل کنید که این انگیزه را ارائه می دهید و این سرنخ های با هدف بالا را به مشتریان تبدیل می کنید.  شما باید با مشتریان احتمالی خود به گونه ای تعامل داشته باشید که مطلوبیت محصول شما را افزایش دهد. همچنین، اغلب مراحل علاقه و میل دست به دست هم می دهند و تقریباً به طور همزمان یا پشت سر هم اتفاق می افتند.  بنابراین، این دو مرحله را می توان برای ایجاد یک مرحله پرورش سرب ترکیب کرد.  اهداف کلیدی در اینجا جلب مشارکت مشتریان و واداشتن آنها به کالای شما نسبت به دیگران است.  عمل  (Action) این مرحله نهایی یک قیف بازاریابی است که طی آن مصرف کننده اقدام مورد نظر را انجام می دهد و به مشتری تبدیل می شود.  هر گونه مواد بازاریابی که مشتریان را در انتهای قیف هدف قرار می دهد باید احساس فوریت برای اقدام را منتقل کند.  عابد سخاوت  قیف بازاریابی funnel  Marketing چرا باید یک قیف بازاریابی داشته باشید؟قیف های بازاریابی به ارائه ساختاری برای تمام فعالیت های بازاریابی شما کمک می کنند و به شما می گویند که چگونه یک مشتری را به بهترین شکل هدف قرار دهید.  زمانی که مشتریان بالقوه را بر اساس اینکه در کدام مرحله از قیف هستند، هدف قرار دهید، بازاریابی بسیار موثرتر است. افرادی که در بالای قیف هستند هنوز حتی از برند شما آگاه نیستند، بنابراین نمی توانید به سادگی از آنها انتظار خرید داشته باشید، ابتدا باید به آنها اطلاع دهید.  ارسال یک مطالب بازاریابی بالقوه با هدف گسترش آگاهی از برند به همان اندازه بیهوده است. بهترین راه برای هدف قرار دادن مصرف کنندگان این است که بدانید آنها در کجای قیف بازاریابی قرار دارند و از تاکتیک های بازاریابی مناسب برای هدایت آنها به سمت پایین تونل استفاده کنید. سخن آخر و آن سوی قیف…  اکنون می دانید که قیف بازاریابی چیست و از چه استراتژی هایی می توانید در هر مرحله استفاده کنید تا مشتریان احتمالی خود را به بهترین نحو هدف قرار دهید.  با این حال، کار یک بازاریاب به خرید مشتری ختم نمی شود.  شما باید یک استراتژی شفاف برای حفظ مشتری داشته باشید تا اطمینان حاصل کنید که این مشتریان سخت به دست آمده برای مدت طولانی در برند شما باقی می مانند. هنگامی که یک قیف بازاریابی برای برند خود طراحی می کنید، فراموش نکنید که یک مرحله اضافی را در انتها اضافه کنید که بر حفظ مشتریان خود متمرکز است.  این استراتژی می تواند به سودآوری کسب و کار شما کمک زیادی کند.  بنابراین، همین الان ادامه دهید و روی قیف بازاریابی خود کار کنید.  عابد سخاوت   Abed sakhavat</description>
                <category>Abed sekhavat</category>
                <author>Abed sekhavat</author>
                <pubDate>Sat, 13 Aug 2022 17:31:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>