<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ابوالفضل حیدریان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Abolfazl.heidarian</link>
        <description>ا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:08:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/879680/avatar/lrNdQN.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ابوالفضل حیدریان</title>
            <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درست‌نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-mb9qzzmqvrm8</link>
                <description>«ادبیات» را به معنای هر آنچه مربوط به «رشته ادبیات» است برگزیدم و دامنه‌اش را دانسته گستردم تا بتوانم درست‌نویسی را در حیطه آن بیاورم و چشم‌دارم دوستان فرهیخته‌ام که انا العبد الحقیر را می‌شناسند خرده نگیرند که هرگز اظهار فضل و تقدّسی به کبارت ندارم و این وجیزه تنها کوششی است برای درست‌نوشتن و بیان اهمیت آن بنا به ضرورت رویارویی‌ام با الفاظ، که مرا گزیری از آن نیست.«نوشتن به خسرو بیاموختنددلش را به دانش برافروختند»مقطع ابتدایی، «ضدّ» را «زِدّ» نوشتم تنبیه شدم. همچنین تجربه نوشتن «ضایع» با «ز» و «التفات» با «ط» و «خواندگان» را بی‌حذف «ه» در کارنامه‌‌ام دارم. هنوز هم در تشخیص صحیح کثیری از کلمات نظیر «ضجّه»، «زجه»، «ضجر»، «زجر» و بخاطر سپردن تمایز معنایی آنها دچار سردرگمی‌ می‌شوم.چند سال پیش بزرگواری فرّه‌مند با حفظ و اقتدار تمام منزلت شغلی‌ و حرفه‌‌‌ای خودش در یک سازمان دولتی پاراف کرده بود:«بلاع مانع است اقدام شود!» صورتجلسه‌ای دیدم ضمِّ پرونده‌‌ای حقوقی با قلم وزین وکیل محترمی که «توجیه» را با «ح»نوشته و هیبت عالمانه‌اش را ناخواسته بر‌باد انتقاد قاضی شعبه داده بود.سربند «پیشخوان‌»های دولت در کوی و برزن هر شهر و روستایی پیوسته فریاد می‌کنند فرهنگستان جلیل‌القدر زبان فارسی ما دقّت لازم در گزینش‌ صحیح واژه «پیشخان» را به‌رغم تاکید لغت‌شناسان سرشناس در کتاب‌های ارزشمند معین، انوری و عمید رعایت نکرده است.و استاد شهیر دانشگاهی در صفحه شخصی‌اش قلم زده بود: «مرهم» را«مرحم»!براستی چرا چنین اتفاقات سخیفی در حوزه ادبیات می‌افتد و چرا این همه نااستواری در بنای مستحکم زبان فارسی روی می‌دهد؛ در حالی که هر سال بیشتر از سال‌های قبل بر سنگینی بار القاب و عناوین متعدد و دهن‌پرکن علمی و شغلی‌ِ ما تلنبار می‌شود؟</description>
                <category>ابوالفضل حیدریان</category>
                <author>ابوالفضل حیدریان</author>
                <pubDate>Thu, 18 Nov 2021 17:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکر از راه مطالعه کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-bkvcdz1pufvb</link>
                <description>زیر آسمانهای جهان  عمیقا باور دارم در عصر جاهلیت مدرن زیست می‌کنیم. دو سه روز قبل«زیر آسمانهای جهان» مرحوم داریوش شایگان را مطالعه می‌کردم. صفحه‌ای از کتاب را که در رابطه با موفقیت بود در اینستاگرام استوری و هایلایت کردم. و اینکه چطور رسانه انسان‌های کم‌مایه را الگو معرفی می‌کند. چاپ اول کتاب برای دهه هفتاد است اکنون هم تجدید چاپ می‌شود. ایشان در پاسخ به سوال مصاحبه‌گر وقتی می‌پرسد پایان قرن بیستم چگونه خواهد بود، به صراحت اعلام می کند:انفجار تصاویر!  تصور کنید هنوز اینترنت نیست و اینستاگرام وجود ندارد. حال چگونه یک شخص می‌تواند چنین پیش‌بینی ای بکند؟ بدیهی است نتیجه تفکر و تامل! من، راهی برای اندیشیدن مردم از طریق مطالعه کتاب نمی‌بینم و این سخت‌ترین انتخاب است. چه کسی حاضر است چنین مسیری را برای آگاهی و تامل انتخاب کند؟! </description>
                <category>ابوالفضل حیدریان</category>
                <author>ابوالفضل حیدریان</author>
                <pubDate>Mon, 01 Nov 2021 08:53:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب طاعون</title>
                <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%A7%D8%B9%D9%88%D9%86-trtb0i2joeqm</link>
                <description>روایتی است از حال و روز مردمان یک شهر طاعون زده! و گمان می کنم مطالعه کتاب به دلیل همزمانی موضوع آن با وضعیت ایام حاضر که هرکدام از ما به نوعی درگیر ویروس کرونا هستیم برای اغلب کتاب‌دوستان لذت بخش یا سرگرم کننده باشد. ..من از کیفیت ترجمه دیگران اطلاعی ندارم اما بیشترِ کتابخوانانِ کتاب‌شناس، ترجمه مرحوم رضا سیدحسینی را برای مطالعه پیشنهاد می‌کنند. ..این کتاب را چند ماه پس از شیوع ویروس کرونا در ایران به پیشنهاد اهالیِ فرهیخته کتاب برای خواندن در ایام قرنطینه خریده ام و توفیق یافتم بعد از فراز و نشیب‌های روحی و روانی بسیار، مطالعه اش را تمام کنم... اگر چه متن کتاب جذابیت لازم برای کشش مخاطب را ندارد و نمی تواند خواننده را مثل بسیاری از کتاب های رمان تا پایان با خود همراه کند؛ اما این خصیصه بارز را دارد که انسان را به تفکر و اندیشیدن ژرف و عمیق نسبت به اجتماع و پیرامون خود وادار کند بخصوص وقتی که گرفتار نوعی از مشکل همگانیِ اجتماعی مثل همه گیری بیماریی نوعاً کشنده باشد...نمونه ای از متن کتاب را که شخصاً از بارها خواندن آن بسیار لذت برده‌ام، می آورم و با ارائه مشتی از نمونه خروار تفکرات فلسفی نویسنده‌ای همچون آلبر کامو، داوری نهایی را به دانایانِ کتاب خوان واگذار می کنم:&quot;شر و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی می‌زاید و حسن‌نیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازه شرارت تولید خسارت کند. مردم بیشتر خوبند تا بد و در حقیقت، مساله این نیست. بلکه آنها کم یا زیاد نادانند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده می‌شود. نومیدکننده‌ترین ننگ‌ها، ننگ آن نادانی است که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند.&quot;</description>
                <category>ابوالفضل حیدریان</category>
                <author>ابوالفضل حیدریان</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 15:44:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس از نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-fyko1qpw7lsl</link>
                <description>تا حالا تصمیم گرفته اید بنویسید؟ و یا خواسته اید مطلبی را به اسم خودتان منتشر کنید؟ نه اینکه کتاب یا رساله ی علمی منظورم باشد، از همین نوشته های دم دستی، از آنهایی که ذیل تصاویر شخصی در اینستاگرام می نویسند، یا نه اصلا تا حالا کامنتی برای پست های دیگران ارسال کرده اید؟ یا اصلا فکر کرده اید که دیگران چرا می نویسند و اگر می نویسند چگونه می نویسند؟و اگر دیگران می نویسند و ما نمی توانیم، کجای پای کارمان لنگ می زند؟  اعتراف می کنم  در باب نوشتن همیشه مشکل دارم بیمارگونه و هنوز هم از درمان آن فراغت نیافته ام. یعنی  هیچ وقت نتوانسته ام آنگونه که دوست دارم بنویسم و حتی با ساده ترین روشهای دم دستی به اشتراک بگذارم. گمان نمی کنید همه نویسندگان، چه آنهایی که چیره دست اند و شاهکار آفرین و چه آنهایی که برای فراغت شان نوشته اند،  قبل از هر چیزی یک خصیصه &quot;َنترس&quot; بودن را همراه با خود داشته اند؟  بله! نترسیدن. نهراسیدن از اینکه بی هیچ دلیلی بنویسند و بنویسند و باز بنویسند و خویشتن را با شجاعت تمام در تیر رس نقد دیگران قرار دهند.و اینکه چرا من و دیگرانِ شبیه به من نمی توانند آن خصوصیت &quot;نترس بودن&quot; را داشته باشند، گمان می کنم بر می گردد به یک ویژگی روانی کمال طلبی مفرط که مدام در پی ساختن خودشان به شکلی بی نقص اند و همین انسان کمال جو است که دست آخر خود را در وانفسای هولناک کمال گرایی گم می کند.من برای اثبات هیچ کدام از جملاتم در این نوشته نمی توانم سند علمی ارائه کنم. من از خودم می نویسم که فقط با هراسیدن از انتقاد دیگران بر نوشته هایم تا امروز، توانسته ام کاری ترین ضربات را بر پیکره ی بی جان قلم ام در دنیای زیبای نوشتن وارد کنم.به نظر فاجعه نیست؟</description>
                <category>ابوالفضل حیدریان</category>
                <author>ابوالفضل حیدریان</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 13:03:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با کتاب هایتان حرف بزنید</title>
                <link>https://virgool.io/@Abolfazl.heidarian/%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-ypwalsafho81</link>
                <description>با کتابهایتان حرف بزنید و اجازه بدهید آنها هم با شما حرف بزنند.خانه هایشان را تمیز و همیشه مرتب کنید. آن که کاغذهایش کاهی است و همیشه کنج قفسه مانده را بردارید و آرام آرام ورق بزنید. اجازه بدهید بوی کاغذ کاهی اش مشامتان را لبریز از عشق فهمیدن بکند.هر از گاهی به مهمانی دوستانتان بفرستید و اجازه دهید چند روزی هوایشان در کنار دوست تازه شود.اینها موجودات صاف و ساده‌ و بی ریا و مهربانند. اجازه ندهید حرفی ناگفته در لای صفحاتشان باقی بماند.گاهی اگر لازم شد خود نیزبا آنها بحث کنید.شما هم حق دارید حرفهایتان را بزنید.آنها صبورند. گوش شنوا هم دارند. حاشیه های صفحاتشان شنونده خوبی برای سخنان شما هستند البته اگر همراه همیشگی شمایند.با آنها مهربان باشید. جای مناسبی برایشان تهیه کنید. به آنها بیاموزید نظم و  ترتیب را بین خودشان رعایت بکنند. به آنها بگویید دراز کشیدن و لم دادن و از سر و کول هم رفتن کار پسندیده ای نیست. سعی کنید استوار و پایدار بودن را آویزه گوششان کنید و یاد بدهید که به احترام شما همیشه در حال قیام باشند همچنان که آنها برایتان قابل احترام اند.بیاموزید سلسله مراتب را بین خودشان مراعات نمایند. یادآوری کنید که بعضی از آنها مقدسند و باید همیشه صدر نشین مجلسشان باشند. به آنها بیاموزید در رعایت نظم و ادب به قد و وزن و تناسب اندام خود نظر داشته باشند.گاهی لازم است برای حفظ زیبایی چاق و لاغرها از هم فاصلها بگیرند. قرار نیست بیچاره لاغرها مچاله و له و لَوَرده شوند. بیاموزید خطر گمشدن در همه حالات و در میان تمام موجودات وجود دارد و آنها هم استثنا از آن نیستند . یاد بدهید همیشه نام شما را بر روی لباس خود داشته باشند.اطمینان دهید با این کار هر کجا باشند بالاخره روزی نزد شما بر می گردند.به ایشان بیاموزید تا جایی که ممکن است مودب خوشرو و روراست باشندقرار نیست هر چه به دهانشان می آید حواله شما کنند. به آنها بگویید که چقدر دوستشان دارید و آنرا با عمل کردن به گفته هایشان به مرحله اثبات برسانید.</description>
                <category>ابوالفضل حیدریان</category>
                <author>ابوالفضل حیدریان</author>
                <pubDate>Sun, 17 Oct 2021 11:54:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>