<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آفَش | Afash</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Afash</link>
        <description>برنامه نویسی که شاعر است و ساز می‌نوازد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:32:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6104/avatar/Hmtvbk.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آفَش | Afash</title>
            <link>https://virgool.io/@Afash</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فلافل سلف سرویس در جنگل آسفالت</title>
                <link>https://virgool.io/@Afash/%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%81%D9%84-%D8%B3%D9%84%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%A2%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%D8%AA-s5clvdtnmd3s</link>
                <description>دیروز غروب در خیابان ولیعصر تصمیم گرفتیم از فلافلی‌های کنار خیابان فلافل تهیه کنیم. فروشنده تنها یک نان به ما داد که درون آن پنج فلافل قرار داشت و سپس اعلام کرد که سلف‌سرویس است و باید خودمان خیارشور، گوجه و کاهو را به آن اضافه کنیم. در این لحظه واقعاً گیج شدم که مفهوم سلف‌سرویس چیست! آیا او به من توهین کرده یا خود را به سخره گرفته است؟اگر من می‌خواستم خودم ساندویچ درست کنم، در خانه گرم و راحت خود این کار را انجام می‌دادم! من پول می‌دهم تا یک ساندویچ آماده دریافت کنم، نه اینکه تنها یک نان با چند فلافل بگیرم و بگوید خودت آن را پر کن. تازه، آیا انتخاب‌های دیگری جز خیارشور، گوجه و کاهو وجود داشت که بخواهم به میل خود انتخاب کنم؟ این چه نوع مسخره‌بازی است؟ سلف‌سرویس تنها بین خیارشور و گوجه و کاهو!؟ و نان هم که سفت بود.این کار برای من زحمت ایجاد می‌کند! من همان پولی را که برای ساندویچ در مغازه ساندویچی می‌دهم، به این دستفروش می‌دهم تا یک ساندویچ آماده بگیرم. آیا این منطقی است؟ آیا او واقعاً معنای سلف‌سرویس را نمی‌فهمد؟من مشتری هستم و به دنبال راحتی و دریافت خدمات هستم. من پول می‌دهم تا خدمات یا کالایی دریافت کنم که با کیفیت همان منطقه مطابقت داشته باشد، نه اینکه پول بپردازم تا خودم برای خودم ساندویچ درست کنم. این سلف‌سرویس نیست، بلکه بیشتر زحمت‌تراشی است تا آزادی عمل در انتخاب. می‌خواهم بگویم این تنها انتخاب شخصی نیست، بلکه بازتابی از چالش‌های اجتماعی و فرهنگی در زندگی است که می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از این باشد. این رفتارها باعث می‌شود در دنیایی که به دنبال راحتی، سرعت و کیفیت هستیم، حتی در مسائل ساده نیز نتوانیم این راحتی را پیدا کنیم و از یک فلافل ساده نیز راضی نباشیم یا لذت ببریم و این موضوع بیشتر ما را ناامید می‌کند.این توجیه که &quot;تو خودت خواستی بروی آنجا فلافل بخوری&quot; در واقع مسئولیت نارضایتی مشتری را به دوش خود مشتری می‌اندازد و از مسئولیت اجتماعی فروشنده غفلت می‌کند، چرا که فروشنده مسئولیت‌هایی دارد. ممکن است در آن لحظه ما به دنبال یک تجربه خاص و متفاوت بودیم و فلافل خیابانی به خاطر حس نوستالژیک به عنوان گزینه‌ای جذاب به نظر می‌رسید، اما این به معنای آن نیست که باید از کیفیت خدمات و انتظارات رایجی که حق مشتری است، کوتاه بیاییم. در واقع، مسئله مربوط به سیستم خدمات‌دهی است، نه انتخاب ما، و این سیستم باید حداقل‌های معقول را رعایت کند. آیا اکنون به این دلیل که کنار خیابان فلافل گرفته‌ایم، باید انتظارات خود را از سیستم خدمات‌دهی کاهش دهیم؟ واضح است که نه، زیرا مشتری نباید به خاطر انتخاب خود از حداقل خدمات و کیفیت رایجی که انتظار دارد، صرف‌نظر کند!علاوه بر این، سلف‌سرویس به معنای این است که مشتری از بین گزینه‌های مختلف انتخاب کند و خود غذا و موادش را ترکیب کند، نه اینکه فروشنده تنها یک نان و چند فلافل به من بدهد و از من بخواهد که خودم آن را درست کنم. این نوع سلف‌سرویس به هیچ وجه با مفهوم واقعی آن همخوانی ندارد. در سلف‌سرویس واقعی، مشتری باید از بین گزینه‌های متنوع انتخاب کند، نه اینکه تنها با چند گزینه محدود که بدیهی است، مواجه شود.سلف چه سرویسی آخه!؟من باید انقد رسمی درمورد یه فلافل فروش نفهم حرف بزنم !؟چه مرگشون شده مردم این شهر!؟</description>
                <category>آفَش | Afash</category>
                <author>آفَش | Afash</author>
                <pubDate>Thu, 05 Dec 2024 03:06:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بد ترین پنیک برای آی تی من چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Afash/itmanpanic-opxs7uf65ivg</link>
                <description>اکثر گرفتاری شغلی من سال ها پیش در هنرستان شروع شد درست زمانی که از معلممان (آقای عباسی) اسم وسیله ای را پرسیدم که درمورد آن کنجکاو بودم و کار آن را نمی‌دانستم و او به من گفت: &quot; آفش جان این یک سوئیچه که کامپیوتر هارو به همدیگه وصل کرده &quot; آن‌جا بود که اولین بار مفهوم شبکه برای من شکل گرفت و حالا پس از سال ها زیر کولر گازی درحال یخ زدن کنار سرور های HP و روتربرد میکروتیک هستم و اگر آن روز سوال دیگری را از معلممان می‌پرسیدم احتمالا الان هم شغل دیگری داشتم .چند وقت پیش مدیر مالی شرکتی که در آن به عنوان توسعه دهنده وب مشغول به کار بودم با من تماس گرفت و به من خبر پنیک آمیزی را داد! سروری که شامل اطلاعات مالی و مهم شرکت بود از دسترس خارج شده بود (همینی که در تصویر مشاهده می‌کنید) و از من درخواست کرد که مشکل را بررسی و رفع کنم.dl360در اینجا خیلی مختصر و نه خیلی تخصصی توضیح می‌دهم که اگر شماهم به عنوان آی تی من دچار همچین مشکلی شده اید و یا دچار همچین مشکلی نشوید چه اقداماتی را باید انجام دهید. این مطلب نه فقط برای آی تی من ها بلکه به عنوان اطلاعات تکمیلی می‌تواند برای توسعه دهنده ها و گیک ها و علاقه مندان به تکنولوژی شبکه مفید باشد.خب وضعیت به وجود آمده از این قرار بود:موعد محاسبه کارکرد و پرداخت حقوق کارمندان و کارگران کارخانه بود ولی این کار امکان پذیر نبود و کسی نمی‌توانست موجودی های انبار کارخانه و بارنامه هارا بررسی کند چرا که سرور از دسترس خارج شده بود!کسی نمی‌دانست که برنامه های مالی روی کدام سرور قرار دارد و آی تی من قبلی این اطلاعات را به شرکت تحویل نداده بود!هیچ نقشه ای از کابل کشی ها و نود های قرار گرفته در طبقات مختلف ساختمان دفتر مرکزی موجود نبود و این کابل ها خیلی قدیمی و نا منظم در تمام طبقات پراکنده بودند.آخرین بک آپ از برنامه مالی هم مربوط به تاریخ یک ماه قبل از این اتفاق بود.و حالا مدیران شرکت از من انتظار داشتند که این اوضاع را درست کنم چون در رزومه ام نوشته بودم &quot; آشنا با شبکه های کامپیوتری ”.من دنبال مشکل گشتم و آی پی سرور پینگ نداشت و نمی‌دانستم این مشکل مربوط به کابل ها یا یکی از نود ها بود یا از خود سرور ولی وقتی وارد اتاق سرور شدم به نظرم همه چیز نرمال می‌آمد (چراغ های سبز برای من یعنی هیچ مشکلی وجود نداره!) اما هرچند دقیقه یکبار صدای فن های یکی از سرور ها بلند می‌شد و این به معنای ریبوت شدن سرور بود من از روی همین صدا احتمال دادم که سرور مالی را پیدا کردم البته بقیه سرور هارا چک کردم و مشکلی نداشتند پس مطمئن شدم که سرور مالی همان DL360 نسل ۹ بود و بعد از بوت شدن این اروری که در تصویر زیر می‌بینید را داشتیم.این ارور مربوط به Vmware ESXI است که به دلایل فنی ممکن است هنگام نصب یا هنگام اجرای مجازی ساز پیش بیاید دلیل آن هم خرابی یا از دست رفتن فایلی هست که CRC (Cyclic Redundancy check) را می‌خواند و این برای بوت شدن سرور الزامیست اما دچار خطا شده بود. اگر شماهم موقع نصب مجازی ساز همچین اروری را مشاهده کردید احتمالا دیوایسی که فایل ایزوی مجازی ساز بر روی آن قرار دارد درست بوتیبل نشده است اما در اینجا بعد از چندسال بی وقفه کارکردن این سرور دچار این مشکل شده و احتمالا دلیل سخت افزاری دارد. در این موقعیت اول هاردی که بر روی آن مجازی ساز نصب شده و دارای فلگ بوت هست را باید چک می‌کردم که ببینم آیا سالم است یا نه اما هارد ها مشکلی نداشتن ( چراغ سبز درحال گردش! ) در همچین موقعیتی معمولا اگر یک ورژن بالا تر از ورژن فعلی مجازی ساز را روی سرور نصب کنید احتمالا بعد از بوت شدن تنظیمات RAID و ماشین های مجازی مجدد قابل شناسایی و استفاده باشد پس من هم یک ورژن بالا تر از ورژن فعلی مجازی ساز را دانلود کردم و با دستور dd در لینوکس ایزوی فایل را روی فلش مموری کلون کردم تا از نو آن را نصب کنم اما موقع فرایند نصب باز با همان ارور CRC برخورد کردم پس مجبور شدم سرور را باز کنم و دنبال مشکل بگردم درواقع داخل سرور بر روی مادربرد یک اسلات برای مموری کارت و دو پورت یو اس بی هم وجود دارد.  متوجه شدم که مجازی ساز به جای نصب روی دیسک ها بر روی مموری سامسونگی که روی مادربرد سرور بود نصب شده است که تصویر آن را در زیر مشاهده می‌کنید و مشکل سوختن مموری کارت بود و دیگر غیر قابل استفاده بود و مجازی ساز هم روی این مموری نصب شده بود.درواقع ما امکان این را داریم که مجازی ساز را یا روی مموری کارت نصب کنیم یا روی هارد سرور یا حالا بلاک دیوایس های دیگر مثل فلش مموری و این کار به تشخیص و صلاح دید آی تی من بستگی دارد که هر روش مزایا و معایب خودش را هم دارد. نصب مجازی ساز روی هارد دیسک سرور روش آسان و معمول تری هست و خیلی فضای زیادی هم اشغال نمی‌کند و مشکل خاصی هم به لحاظ فنی و امنیتی ندارد اما امکان نصب بر روی مموری کارت هم وجود دارد که روش جدید تر و پیشرفته تری نسبت به قدیم هاست در این روش باید مموری کارت مناسب و خوب که سازگاری داشته باشد را انتخاب کنیم ولی به لحاظ امنیت اطلاعات این روش ممکن است مشکلاتی داشته باشد از جمله همین مشکل ما که مموری کارت سوخته بود!من یک فلش مموری تهیه کردم و به همان پورت داخل سرور که روی مادربرد هست وصل کردم و مجازی ساز را روی آن نصب کردم که خیلی کار ساده ای بود و پیچیدگی خاصی نداشت با یک سرچ ساده همه چیز درمورد آن پیدا می‌شود. یک کار خوبی که آی تی من می‌تواند بکند این است که همیشه یک فلش بوتیبل ESXI همیشه در دسترس داشته باشد تا در مواقع ضروری از آن استفاده کند. در اینجا پس از نصب به دلیل اینکه تنظیمات بر روی آن مموری کارت سوخته قرار داشت متاسفانه ماشین مجازی های قبلی و تنظیمات RAID قابلیت دسترسی نداشتند پس مجازی ساز را روی هارد نصب کردم و از نو ماشین ها را ساختم و سیستم عامل جدید تری را نصب کردم چون ماشین قبلی ویندوز سرور ۲۰۰۸ بود!بعد از نصب هم باید از این قسمت که در عکس زیر مشاهده می‌کنید فلگ بوت رو برای هارد ست کنیمدر نهایت مشکل رفع شد اما هم من و هم بچه های حسابداری تا دیروقت مشغول کار شدیم چون آخرین بک آپ مربوط به سی روز قبل تر از این اتفاق بود و همه مجبور به دوباره کاری شدند!در اینجا چند نکته وجود دارد یکی از مهم ترین آن ها ضعف مدیریتیست چرا که مدیریت باید تمام اطلاعات فنی لازم را به صورت داکیومنت از آی تی من قبلی تحویل می‌گرفت تا آن را به نفر بعد منتقل کند. نکته دیگر پیاده سازی نرم افزار و راه اندازی غیر اصولی سرور ها بود که هیچ سرور بک آپی در نظر گرفته نشده بود.خلاصه اینکه اگر شما آی تی من هستید وضعیت سرور ها و ماشین های مجازی را بررسی کنید تا از به وجود آمدن همچین مشکلی پیشگیری کنید یا آمادگی آن را داشته باشید :)آفَش هستم برنامه نویسی که شاعر است و ساز می‌زند</description>
                <category>آفَش | Afash</category>
                <author>آفَش | Afash</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2024 12:44:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم ثروت است یا بهتر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Afash/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-mzxw14oy67he</link>
                <description>اگر من جای شما بودم بعد از مطالعه ی این مقاله حتماً میانگین درآمد دوسال گذشته‌ام را حساب می‌کردم  و به خودم قول می‌دادم که از همین تاریخ تا سال آینده درآمدم را به بیش از سه برابر آن  افزایش دهم. البته با درک این موضوع که سیستم جهان چطور کار می‌کند و چگونه شرایط را فراهم می‌کند و اتفاقات را چگونه رقم می‌زند کارمان آسان‌تر است. درواقع جهان باورهای ما را به خودمان ثابت می‌کند و شرایطی که مطابق باورهایمان باشد را برایمان فراهم می‌کند. به طور خلاصه و مفید، باور همان چیزیست که مدام برایمان تکرار شده اما کمتر پیش آمده که به تکرار آن پی ببریم مثلاً اگر در خانواده‌ای متولد شده‌اید که والدینتان کارمند هستند حتماً باور شما از کودکی اینگونه شکل گرفته که پول درآوردن نیازمند شغلی شبیه به کارمندیست نه چیزی شبیه به فروختن نفت! و اگر هم در خانواده‌ای متولد شده‌اید که والدینتان مالکان یک شرکت نفتی هستند، احتمالاً اعتقادی به سیستم کارمندی ندارید چون مدیریت یک شرکت نفتی مدام برای شما تکرار شده! پس زندگی بازتابی از باورهای خودمان است چرا که جهان آیینه ی باور هاست یعنی اگر باور داشته باشیم که پول درآوردن کار ساده و راحتی باشد پس به سادگی و به راحتی پول در می آوریم ولی اکثر مردم بر این باورند که پول درآوردن به زحمت بسیار و سخت و دشوار است (که درحال زندگی کردن همین باور هم هستند!)حالا که میدانیم نحوه شکل‌گیری باورها در ذهن چگونه است باید آن‌ها را شناسایی کنیم و به باور های ثروت ساز تغییر دهیم اما این باورها از کجا آمده اند؟ مگر ما چه دیده ایم و چه شنیده‌ایم؟ و یا از چه طریقی چیزی برایمان تکرار شده؟ در اینجا چند مورد مهم را اشاره میکنم:خانوادهاز همان بچگی بدون اینکه سردر بیاوریم حتماً شغل والدین و صحبت‌های کاری افراد خانواده را دیده و شنیده ایم مثلاً اگر میدیدیم که در یک ویلای لوکس زندگی می‌کردیم و پدرمان با یک تماس تلفنی در کمتر از پنج دقیقه به اصغر می‌گوید که بار را تحویل جعفر بدهد و او به راحتی از همین معامله چند ده میلیون تومان سود برایش حاصل می‌شد ، حتماً در باور ما این شکل می‌گرفت که پول درآوردن به سادگی یک تماس تلفنی است نه به زحمت روزی چند ساعت کار کردن در اداره یا کارگری.فرهنگ جامعهمتأسفانه در فرهنگ ما مستضعف بودن یک ارزش محسوب می شود و حتی برایش یک بنیاد هم داریم! حتی ما رئیس جمهوری داشتیم که ۸ سال فقط یک نوع کاپشن ساده و فقیرانه پوشید چون او می‌دانست که اکثر مردم ما فقیر هستند و فقیر بودن یک ارزش است در حالی که او باید الگوی ثروت برای مردم می‌بود اما او باهوش‌تر 	از این حرف‌ها بود.(حدس بزنید که چه چیز هایی را نگفتم!)به عنوان مثال نگاهی به کشور چین داشته باشیم که پس از حکومت مائو شخصی به نام شیائوپینگ روی کار آمد و اقتصاد را در رأس حکومت قرار داد ومعتقد بود که ثروتمند شدن بسیار ارزشمند و قابل ستایش است و در یک سخن رانی اظهار داشت که ثروتمند شدن با شکوه است.(بیشتر)باورهای ناصحیح مذهبیمتأسفانه بسیاری از مردم بر این باورند که پول 	انسان را از خدا دور می‌کند آن‌ها فکر می‌کنند اکثر ثروتمندان از دین و خدا دور شدند و به آدم‌های بدی 	تبدیل شدند که غرور و تکبر دارند اما این 	برخلاف باورهای اسلام است و	آن‌ها سخت در اشتباهند. اولین کسانی که اسلام آوردند امام علی (ع) و حضرت خدیجه(س) 	بودند اما چرا خدیجه؟ چون او تاجر و بسیار ثروتمند بود و ثروتش را در راه توسعه اسلام خرج کرد. 	پیامبر می‌دانست که پول و ثروت یکی از عوامل توسعه دین است و حضرت خدیجه انتخاب هوشمندانه او بود حتی پیامبر به‌قدری 	غنی بود که باغ فدک را به حضرت زهرا(س) هدیه داد. همچنین در نهج‌البلاغه امام علی(ع) به فرزند خود یعنی امام حسن(ع) می‌فرماید که روزی دو نوع است، یکی همان است که تو آن را می جویی و به دنبال آنی و دیگری همان 	است که او به دنبال توست! (حکمت ۴۲۳). ببینید که امام علی(ع) 	چگونه به جذب ثروت اعتقاد داشته و به فرزند خودش این را آموزش داده حتی محل باغ‌های ایشان همچنان مشخص است. مردم مذهبی ما هنوز هم سفره های نذری امام حسن(ع) را دایر می‌کنند و افراد را دعوت می‌کنند تا از غذا و نذری های فراهم شده استفاده کنند. حتی انقلاب اسلامی ایران هم توسط تجار و 	بازاریون مذهبی که ثروتمند بودند حمایت شد.دوستانبدون شک یکی از مؤثر ترین عوامل ثروتمند شدن یا نشدن، دوستان آدم هستند مطمعن باشید اگر پنج 	دوست ثروتمند داشته باشید، ششمین ثروتمند خود شمایید پس انتخاب کنید که با چه افرادی می خواهید دوست باشید و با چه افرادی نمی‌خواهید ارتباط داشته باشید. در مجامعی حضور پیداکنید که افراد ثروتمند آنجا هستند مثل باشگاه های لوکس و رستوران‌های مجلل و … .رسانه‌های جمعیرسانه قدرت زیادی در تسخیر و کنترل اذهان عمومی دارد مثلاً در بیشتر فیلم و سریال ها افراد ثروتمند یا دزدند یا متجاوزند یا بی دین و ایمانند یا مجرمند و یا… و افراد فقیر کسانی هستند که نماز میخوانند و زندگی ساده‌ای دارند. آیا فکر می‌کنید این اتفاقیست؟روزانه در فضای مجازی و تلویزیون و … چه چیز هایی می‌بینید و می‌شنوید؟ شخصیت نقی نمونه ای از یک شهروند ایرانیست که رسانه دارد به مرد ایرانی می‌گوید آنگونه باشد! بدبخت، زحمت کش، فقیر، ساده و… .معلم‌ها خیلی دوست داشتم که ماجرا خلاف این می‌بود اما اگر دقت کنید می‌بینید که ماهم تأثیر زیادی از معلم‌ها گرفتیم مثلاً حرف معلم‌ها بیشتر برایمان اهمیت داشت تا حرف والدین و کارها را طوری که معلم‌هایمان می‌گفتند انجام میدادیم نه آن طوری که والدینمان انتظار 	داشتند به عنوان مثال این سؤال بسیار سمی که علم بهتر است یا ثروت را اکثر ما تجربه کردیم و علم را بهتر دانستیم اما مگر می‌شود بگوییم که دست بهتر است یا پا!؟ 	آخر این چه سؤالی بود خدا خیرتان بدهد. اصلاً چرا این دو باید باهم مقایسه شوند؟ این دو که 	هرکدام دنیای دیگری هستند. نکند فکر می‌کنید که این سؤال هم اتفاقیست؟دوست دارید رنج بکشید یا لذت ببرید؟تنها راه رسیدن به هر خواسته‌ای داشتن برنامه‌ای در ذهن است که رسیدن به آن همراه با لذت و نرسیدن به آن همراه با رنج باشد. یک اهرم رنج و لذت داشته باشید یعنی اگر دوست دارید امکانات و رفاه بیشتر و کیفیت زندگی بهتری داشته باشید ولی از وضعیت فعلی رنج نمی برید یعنی شما به همان هم راضی هستید و درمورد خواسته خود خیلی اطمینان ندارید  اما اگر از میزان در‌آمد و پول فعلی خسته شده‌اید و این وضعیت برایتان رنج‌آور است شما احتمالاً به دنبال راهی برای بهتر شدن اوضاع هستید. برای خود مشخص کنید که چه چیز هایی اگر در زندگیتان متفاوت بود شما لذت بیشتری می بردید مثلاً آخر هفته‌ها به لوکس ترین رستوران شهر بروید یا ملکی با رفاه و امکانات بیشتر داشته باشید و یا به هرجای دنیا سفرکنید و چندین نوع غذای لذیذ و مختلف بخورید و… . حالا ببینید که آیا از نبود این‌ها شما احساس لذت دارید یا احساس رنج؟ آیا شما لایق چیزی بیشتر از وضعیت فعلی هستید یا نه؟ آیا شما اصلاً به چیزی بیش از این نیاز دارید یا ندارید؟نیاز می‌تواند عامل ثروت و خوشبختی باشد.نیازمند باشید!!! به قول مولانا:حق تعالی گر سماوات آفریداز برای دفع حاجات آفریدهر کجا دردی دوا آنجا رودهر کجا فقری نوا آنجا رودهر کجا مشکل جواب آنجا رودهر کجا کشتیست آب آنجا رودمولانا در این شعر نیاز آدم را به خوبی شناخته و به آدم مژده می‌دهد که اگر نیازمند چیزی هستی پس میدانی که باید به دنبال چه باشی و هرچه که به دنبال آن باشی حاصل می‌شود مثل حضرت مریم که به معجزه نیاز داشت و صد البته که به آن ایمان و باور داشت درواقع نیاز حضرت مریم به معجزه بود که باعث سخن گفتن نوزادش شد.آن نیاز مریمی بودست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کردباور فراوانیچه بخواهید چه نخواهید باید بدانید که بیش از نیاز تمام مردم جهان ثروت وجود دارد و حتی هر روز هم بیشتر و بیشتر می‌شود اگر منطق شما با درک این موضوع مشکل دارد کافیست به اطراف خود نگاه کنید و ببینید تمام آنچه اطرافتان هست بدون پول و ثروت الان وجود نداشتند! با درک این موضوع به راز بزرگی پی بردید. یادتان باشد که جهان کانون توجه شمارا می‌بیند و همان را در زندگی شما گسترش می‌دهد پس توجه خود را روی فراوانی پول و ثروت و نعمت تنظیم کنید و برای آن حدی قائل نشوید چراکه جهان همواره درحال گسترش است و هرگز متوقف نخواهد شد.</description>
                <category>آفَش | Afash</category>
                <author>آفَش | Afash</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 22:02:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>