<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های افشین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Afshiin.Caliente</link>
        <description>به صفحه‌ی من خوش آمدید. من هر روز کتابی را که به تازگی در بازار جهانی انتشار یافته و مورد اقبال قرار گرفته، معرفی می‌کنم. اطلاع از متن و عطف و حاشیه‌ی این کتاب‌ها الهام‌بخش ایده‌های بکری هستند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 11:57:32</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2897858/avatar/COg14f.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>افشین</title>
            <link>https://virgool.io/@Afshiin.Caliente</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سفری از روی سفرنامه‌ی جان اشتاین‌بک</title>
                <link>https://virgool.io/@Afshiin.Caliente/%D8%B3%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B3%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DA%A9-lvuppjhv51cl</link>
                <description>در میانه‌ی قرن بیستم سه نام بر تارک ادبیات ایالات متحده می‌درخشید: ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی و جان اشتاین‌بک. در سال ۱۹۶0 جان اشتاین‌بک در نامه‌ای به دوستی می‌نویسد بعد از ده سال زندگی در نیویورک، لندن و پاریس احساس می‌کند پیوندش را با روح سرزمین آمریکا از دست داده و تصمیم دارد به همراه سگ باوفایش چارلی، با خریدن یک اتومبیل کاروان از سراسر جاده‌های دو سوی قاره‌ی آمریکا بگذرد، وارد هیچ شهر بزرگی نشود و فقط از شهرهای کوچک بگذرد تا دوباره آمریکا را کشف کند.حاصل این سفر کتابی شد به نام «سفرها‌ی من با چارلی - در جستجوی آمریکا». این کتاب که در سال 1962 منتشر شد تقریباً بلادرنگ تبدیل به یک کتاب کلاسیک در ژانر سفرنامه‌ای شد و اشتاین‌بک ثابت نمود صاحب یکی از پرورش‌یافته‌ترین عواطف بشری و بینشی در حد بزرگترین شاعران می‌باشد.تقریباً پنجاه سال پس از انتشار سفرنامه‌ی میان‌جاده‌ای اشتاین‌بک، بیل استایگروالد، روزنامه‌نگار تحقیقی و نویسنده‌ی آمریکایی تصمیم می‌گیرد سفر شانزده هزار کیلومتری اشتاین‌بک را، دقیقاً از مسیری که او پیموده، تکرار کند. این کتاب بسیار خواندنی، روایت همین ماجراجویی می‌باشد.بیل استایگروالد می‌گوید پس از پنجاه سال جاده‌ها، مکان‌ها و چشم‌اندازها کم و بیش همان‌هایی بودند که اشتاین‌بک توصیف کرده بود، اما در ورای این جغرافیا من آمریکای دیگری کشف کردم!همچنان مانند یک کارگاه، بیل به نقد روایت اشتاین‌بک می‌پردازد و گاهی حتی مو را از ماست می‌کشد و مته به خشخاش می‌گذارد. اما کتاب قسمت‌های بسیار بهتری هم دارد، مخصوصاً آن‌هایی که نویسنده به مقایسه‌ی زمان حال و گذشته می‌پردازد. تغییراتی که پس از پنجاه سال در آدم‌ها، افکار و روابط پدید آمده، بسته به دیدگاه خواننده ممکن است بهتر یا بدتر شده باشد. اما چه معتقد به بهتر شدن باشید چه معتقد به بدتر شدن، یک چیز را نمی‌توان انکار کرد آن‌هم احساس نوستالژی شدیدی است که به خواننده دست می‌دهد و بی‌اختیار به یاد اصطلاح فصیح و گویای «بر باد رفته» می‌افتد!</description>
                <category>افشین</category>
                <author>افشین</author>
                <pubDate>Sat, 17 Feb 2024 20:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاطراتی از زندگی، عشق و هالیوود: باربارا استرایسند</title>
                <link>https://virgool.io/@Afshiin.Caliente/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF-fn4xxjpbubep</link>
                <description>مورچه‌خوار دوست‌داشتنی! این اولین لقبی بود که منتقدین پس از اجرای اولین نقشم در دنیای تئاتر، در نونزده سالگی، به من دادند! در طول آن سال لقب‌های دیگری هم گرفتم: «خرمالوی ترش» و «عصبانی» را خوب به یاد دارم. کمی بعدتر «غزال نزدیک‌بین» و «موش خرمای دریایی» نامیده شدم! آیا واقعاً من آنقدر چهره‌ی عجیبی داشتم؟سال بعد در برادوی، در نمایشی به نام «دختر مضحک» که براساس ویژگی‌های چهره‌ی من نوشته شده بود ایفای نقش کردم. منتقدین که دیگر شوخی با چهره‌ی مرا دوست می‌داشتند نام‌های بهتری به من دادند: «نفرتیتی با چشمانی مورب» و «ملکه‌ی بابل»، اما کم‌کم همه‌ی این نام‌ها از یاد مردم رفت و تنها نامی که یادشان ماند «دختر مضحک» بود که بعدها در فیلمی نیز با همین نام نقش‌آفریدم. نامی که تا امروز بر روی من مانده است.باربارا استرایسند کتاب خاطرات خود را با جملات بالا آغاز می‌کند و با جملات زیر به پایان می‌رساند:اتفاق ناممکنی در زندگی وجود ندارد. من ستاره‌ی فیلم‌های سینمایی شدم در حالی‌که چهره‌ام، با آن دو سمت نامتقارن و آن بینی تمام نشدنی و آن دهان بزرگ، هیچ تناسبی با این شغل نداشتند. تنهایی دارایی من در زندگی رویای بود که در قلبم داشتم و لجاجتی رام نشدنی در تسلیم نشدن به مردمی که مرا از جستجو کردن رویایم برحذر می‌داشتند. من در هر شرایطی که برایم رخ داد به پیش‌رفتن ادامه دادم و در نهایت رویای من واقعیت را شکست داد.خاطرات باربارا روایت سفری فریبنده است از چگونگی ساخته شدن یک ستاره‌ی هالیوود! از کودکی ناموفق در تحصیل که عاشق خواندن مجلات سینمایی و شعرها و کتاب‌های عاشقانه و دیدن فیلم‌های رمانتیک غم‌انگیز است تا اولین تجربه‌های حضور در تئاتر و سپس ماجرای شگفت‌انگیز حضور او در سینما. باربارا از هر مصالحی که ساخته شده بود، مصالح لازم برای ساخته شدن یک سوپراستار در میان آن‌ها نبود. این مفهوم در کنار ماجرای پشت‌پرده‌ی سینمای هالیوود، دو محور اصلی کتاب هستند.این کتاب صرفاً وقایع‌نگاری اتفاقات یک زندگی نیست. انبوهی از تحلیل‌ها و نظریات را نیز با خود دارد و در هر خاطره‌ای که تعریف می‌کند به عمق داستان، جایی که احساسات و افکار درگیر هستند نیز می‌رود. از تاثیر سنما بر زندگی ما می‌گوید. از روابط پرتنشی که با مادرش، به خصوص به خاطر انتخاب شغل بازیگری داشته، حرف می‌زند. از بلایایی که شهرت به همراه می‌آورد دادسخن می‌دهد. داستان زندگی عاطفی و روابط عاشقانه‌ی خود را در محیط سینما تعریف می‌کند و به تفصیل از خاطراتش با اوا لو گالین کارگردان و پل مونی بازیگر سخن می‌گوید. و به خصوص به درگیری ثابت زندگی خود می‌پردازد: مبارزه با واقعیت‌هایی که دوست نمی‌دارد. حتی یکبار تسلیم نمی‌شود، درگیری‌های زیادی را می‌بازد، اما سرانجام در نبرد اصلی پیروز می‌شود.خواندن این کتاب بسیار سرگرم کننده است. پیشنهاد می‌کنم حتی اگر نخواستید کتاب را بخوانید حتما فهرست کتاب را نگاه کنید. عناوین فصل‌ها و ترتیب منطقی آن‌ها از پی یکدیگر خود یک اشتها بازکن دلچسب است. همچنین آلبوم عکس انتهای کتاب را نادیده نگذارید. نزدیک به یکصد عکس ندیده در سی صفحه با توضیحات مکفی برای هرعکس وجود دارد، که خود گوشه‌ای از تاریخ هالیوود می‌تواند باشد.اگر از علاقمندان به خواندن کتاب‌های خاطرات هستید، ساده از کنار این کتاب نگذرید و اگر از علاقمندان به سینما و ماجراهای پشت‌پرده‌ی آن هستید دست از روی این کتاب برندارید.</description>
                <category>افشین</category>
                <author>افشین</author>
                <pubDate>Fri, 16 Feb 2024 18:55:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«صاحب‌منصبی از برمه» جدیدترین کتاب «پل تریه»</title>
                <link>https://virgool.io/@Afshiin.Caliente/%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8-%D9%85%D9%86%D8%B5%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D9%84-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%87-g1pkv10x1azg</link>
                <description>معمولاً نخستین چیزهایی که با شنیدن عبارت «دوران استعمار» به یاد آورده می‌شوند کمپانی هندشرقی و جنگ‌های تریاک در چین است. اما پل ترویه، نویسنده‌ی این کتاب با روایت زندگی اریک بلر، جوانی که در دهه‌ی 1920 افسر پلیس استعماری در برمه بود، و سرانجام نام «جورج اورول» را به عنوان اسم نویسندگی خود برگزید و چندین شاهکار ادبی از جمله «1984» و «مزرعه حیوانات» آفرید، کانون روایت دوران استعمار را در برمه قرار می‌دهد و از طریق بلر جوان، خواننده را عمیقاً درگیر تناقض‌های اخلاقی، اثر قدرت بر حاکم و محکوم، و مساله‌ی هویت دوپاره می‌کند و چشم‌اندازی جدید و ندیده می‌گشاید.بگذارید پیشاپیش به شما هشدار بدهم که گرچه خواندن این کتاب سهل و روان است اما اگر عادت به تندخوانی و خلاصه‌خوانی صفحات و فصل‌ها دارید، به سراغ این کتاب نباید بروید، چون با رمانی طرف هستید که باید جمله به جمله، با ذهنی باز و بدون پیش‌فرض‌ها و غرور و تعصب خوانده شود. رمان از پنج قسمت تشکیل یافته و مسیر و ماجراهای سفر اریک بلر، و یا جورج ارول آینده را، بر روی کشتی در مسیر رانگون به طرز معماری شده‌ای روایت می‌کند.در اولین بخش به نام «جاده ماندلای» بلر به گذشته‌ی خود در انگلستان و انتظار زندگی جدیدی که به عنوان پلیس استعماری در انتظارش است، می‌پردازد.در دومین بخش اریک به منطقه‌ی دلتای برمه وارد می‌شود. در این قسمت نگاه نویسنده به جزيیات و ظرایف محیط محلی، فرهنگ و پیچیدگی‌های تعاملات مردم بومی با قهرمان کتاب به مرز استادی می‌رسد و توصیفات و تحلیل‌ها تک به تک خواننده را درگیر تفکر خواهد کرد.در بخش سوم که «درباره‌ی رانگون» نام دارد، توصیف شهر رانگون و جامعه‌ی مردم آن چنان با فلسفه و بینش و تجربه آمیخته می‌شود که گویی یکی از شاعران روم باستان درباره‌ی روم سخن می‌گوید. تغییر افکار و شخصیت بلر در اثر اتفاقاتی که تاکنون برای او در طول سفر رخ داده از همین مرحله هویدا می‌گردد.در بخش چهارم، ضرباهنگ داستان سریع می‌گردد و اتفاقات بیشتری رخ می‌دهند. بلر به سوی اوج داستان پیش می‌رود.بخش پنجم و پایانی داستان در منطقه‌ی کاتا روایت می‌شود. داستان با یک غافلگیری پایان می‌پذیرد و در این هنگام اریک بلر، پلیس استعماری جوان به نمونه‌ی نخستین جورج اورول آینده تبدیل شده است.این کتاب نه تنها بسیار سرگرم کننده و غنی کننده می‌باشد، بلکه من آن را به خصوص به کسانی که به جورج اورول علاقمند هستند، یا علاقمند به تاریخ دوران استعمار هستند و یا جزو شیفتگان ژانر تحول می‌باشند بسیار بسیار توصیه می‌کنم و به آن پنج ستاره‌ی طلایی می‌دهم.</description>
                <category>افشین</category>
                <author>افشین</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2024 19:15:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب جدید استفان کینگ منتشر شد</title>
                <link>https://virgool.io/@Afshiin.Caliente/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-r6yl8ijjvpqe</link>
                <description>تنها چند روز مانده به هفتاد و پنجمین سالگرد تولد سلطان ژانر وحشت، استفان کینگ افسانه‌ای، شصت و پنجمین کتاب وی در روز 14 شهریور (5 سپتامبر 2023) منتشر شد! نام کتاب از قهرمان آن، کارآگاه هالی، گرفته شده و همانطور که حدس می‌زنید در ژانر کارآگاهی، اسرارآمیز و هیجان‌انگیز است.روی جلد و پشت جلد کتاب جدید استفان کینگ «کارآگاه هــالی»قبل از معرفی کتاب اجازه دهید یادآوری کنم این ششمین حضور کارآگاه هالی در داستان‌های کینگ می‌باشد. اولین حضور وی به عنوان دستیار کارآگاه، در رمان آقای مرسدس (Mr. Mercedes) بود. داستان جنایی/روانشناسی نفسگیری که از روی آن سریال هیجان‌انگیزی هم به همین نام در سال 2017 ساخته شد. در آن کتاب هالی دختری خجالتی و مبتلا به OCD (اختلال وسواس فکری-جبری) بود که توانست با هوش خود کمک شایانی به کارآگاه بیل هوجز در دستگیری قاتل روانی، بِرَدی هارت‌فیلد هیولا نماید.آقای مرسدس، سمت راست پوستر سریال، و سمت چپ روی جلد کتابدومین حضور هالی به عنوان دستیار کارآگاه هوجز در رمان یابندگان-نگهدارندگان بود. یابندگان-نگهدارندگان نام شرکت خدمات کارآگاهی متعلق به پلیس بازنشسته و تلخ، کارآگاه هوجز بود که در آن درگیر معمایی با دو قاتل می‌شوند درحالی که از وجود قاتل دوم بی‌اطلاع هستند.دومین حضور هــالی در  رمان یابندگان-نگهدارندگان به عنوان یک شخصیت فرعی بود!

سومین حضور هالی به عنوان دستیار کارآگاه هوجز در رمان «پایان مراقبت-شروع غفلت» می‌باشد. در این داستان که ماجرای بازگشت قاتل روانی، بردی هارت‌فیلد، برای انتقام‌گیری است نه تنها معمایی بزرگ و بدون سرنخ شکل گرفته بلکه نیروی شر به اوج قدرت و نیروی خیر به ضعیف‌ترین نقطه‌‌ی توان خود رسیده است. هارلی در این داستان صدمه‌ی جسمی و روانی بسیاری می‌بیند، اما همین اتفاقات سبب تبدیل کرم به پروانه می‌شود و سرانجام دختر خجالتی خاکستر می‌شود و از خاکستر او کارآگاه کارکشته برمی‌خیزد.سومین حضور کارآگاه هالی در داستانی فوق‌العاده  هیجان‌انگیز بودچهارمین حضور هالی در کتاب «غیرخودی‌ها» می‌باشد، اما اینبار نه به عنوان دستیار بلکه کارآگاهی که در مبارزه با هوشمندترین قاتلین و شریرترین جنایتکارن، گرگ باران‌دیده شده است. از روی این کتاب هم سریال تماشایی و نفس‌گیری به همین نام (The Outsider) در سال 2018 ساخته شده است. در این کتاب که گویا معمای قتل آن هیچگاه حل نخواهد شد، متهم اصلی مدارک روشنی مبنی بر بی‌گناهی خود دارد! این کتاب داستانی از نبرد تن به تن دو ذهن فوق‌العاده نیرومند و چالاک، یکی به عنوان متهم به قتل و دیگری به عنوان کارآگاه ناتوان در اثبات جرم است! پایان این داستان، به سبک استفان کینگ، شوکه کننده است!سمت چپ تصویر روی جلد کتاب، و سمت راست پوستر سریالی است که در سال  ۲۰۲۰ با اقتباس از این کتاب ساخته شده پنجمین حضور کارآگاه هالی در رمان کوتاه «اگر پای خون در میان باشد» رقم می‌خورد. عنوان این کتاب از اصطلاحی رایج بین ارباب مطبوعات گرفته شده مشعر بر اینکه «خبر، عاشق خشونت است» - به عبارتی دیگر خبری در صدر اخبار قرار می‌گیرد که در آن خونی ریخته شده باشد. این رمان کوتاه و بسیار خواندنی که در کتابی مشتمل بر چهار رمان‌کوتاه اما به همین نام (If It Bleeds) قرار گرفته، گویا معمایی جهت دستگرمی و نرمش ذهن برای رویارویی با اوج داستان‌های هیجان‌انگیز کارآگاه هالی گیبنی در کتاب بعدی می‌باشد.خود استفان کینگ می‌گوید، هالی یک کاراکتر فرعی بود که قرار نبود به جایی برسد و باید در همان کتاب اول فراموش می‌شد، اما او داستان را دزدید و من را شیفته‌ی خود کرد و از کتاب اول به دوم و از دوم به سوم آمد تا سرانجام خود را از کاراکتر فرعی داستان به شخصیت اصلی کتاب‌های بعدی تبدیل کرد!پنجمیت حضور کارآگاه هالی در کتاب «اگر پای خوان در میان باشد» رقم خورد!و سرانجام کتاب مستطابی که قرار است معرفی کنم: «کارآگاه هالی» (Holly)کارآگاه سرسخت و کهنه‌سرباز پرونده‌های قتل، هالی گیبنی در میان انبوهی از مشکلات خانوادگی است. سال 2021 است و دنیا توسط همه‌گیری کووید-19 به زانو درآمده. شریک زندگی هالی به کووید مبتلا شده و مادر او از همین بیماری به تازگی درگذشته و هالی آماده‌ی ترک شهر و پرواز به شهر دوران کودکی برای به خاک سپردن مادر خود می‌باشد که مادر درمانده‌ی دیگری به او زنگ می‌زند و برای پیدا کردن دختر مفقود شده‌اش از او کمک می‌خواهد. این چندمین فرد مفقود شده در ماه‌های اخیر است که هیچکدام پیدا نشده‌اند. عجز و درماندگی که در صدای مادر مستاصل است هالی را ترغیب به قبول پرونده می‌کند.لیکن هالی، شکارچی قاتلین خشن و رعب‌آور و مورد تنفر جامعه می‌باشد! اگر این‌بار با زوجی سالخورده، با سابقه‌ی درخشان زندگی آکادمیک و تدریس در دانشگاه و بسیار مورد احترام جامعه و دارای هوشی بیش از خود او روبرو شود، چه خواهد کرد؟ آیا آماده‌ی نبرد در این میدان جدید خواهد بود؟به خانه‌ی روی جلد کتاب توجه کنید. به  اتاق طبقه‌ی دوم و زیرزمین که چراغ‌های آن روشن می‌باشند.  در هر اتاق یک نفر را می‌بینید. به آن‌ها نزدیک نشوید. اما زیاد هم دور نشوید. باور کردنی نیست که یک نویسنده، حتی اگر استفان کینگ باشد، بتواند در 75 سالگی داستانی در چنین سطح بالایی بنویسد. این کتاب دارای دو داستان مرکزی است، جا به جا به سراغ سرگذشت هالی می‌رود، و استادانه به تکمیل رابطه‌ی دو شخصیت فرعی دیگر از پنج کتاب قبلی می‌پردازد، اما در مقابل نزدیک به 50 صفحه از ۴۵۰ صفحه‌ی آن راجع به بیماری کووید و خودداری طرفداران ريیس‌جمهور ترامپ از پوشیدن ماسک و دریافت واکسن و نظرات سیاسی منازعه‌برانگیز و کمابیش بی‌ارتباط به داستان است، از بحث کووید به اختلاف نظر موافقان و مخالفان سقط جنین می‌رود، درباره‌ی نژادپرستی، و همجنسگراهراسی داد سخن می‌دهد و داستان‌گویی را رها می‌سازد، اما، ولی، لیکن، وقتی جن مبارز سیاسی از سر کینگ خارج می‌شود و او دوباره به قالب داستانگوی خود باز می‌گردد، همان استاد داستان‌گویی همیشگی می‌شود و گویی هنوز در چهل سالگی است، با همان قدرت و طراوت و خلاقیت و آفرینندگی! و دوباره استاد بی‌رقیب تعلیق و دلهره و معما می‌شود! گرچه در این داستان وجه معما کمتر و وجه تعقیب، دام‌گستردن، و گریز غالب است.در اینجا می‌خواهم به شما پنج دلیل برای خواندن این کتاب بدهم:اول، نویسنده‌ی کتاب! نام استفان کینگ مانند ضمانت برای کیفیت بالای هر داستانی است.دوم، شخصیت اصلی داستان! کارآگاه هالی گیبنی به سرعت شما را عاشق خود می‌کند. نمی‌توانید با وی همذات‌پنداری نکنید و مشتاق پیروزی او برای «آدم بدهای داستان» نشوید.سوم، واکنش دوقطبی مرورنویسان! این رمان، مرورنویسان حرفه‌ای سایت‌های نقد کتاب را به دو گروه قرمز و آبی تقسیم کرده است. قرمز‌ها عقیده دارند در این اثر، استفان کینگ علیه استفان کینگ شورش کرده و اصول داستان‌نویسی که خود تعلیم داده را با جبهه‌گیری‌های تند سیاسی زیرپا گذاشته است. آبی‌ها در پاسخ می‌گویند احترام گذاشتن به مخالفان یک مغلطه است و ای‌کاش کینگ در طعنه و تمسخر ترامپی‌ها صرفا سنگ تمام نمی‌گذاشت بلکه افراط می‌کرد.چهارم، لذت انتظار برای خواندن ادامه‌ی داستان! کینگ در پایان رمان هالی، قلاب داستان بعدی خود را کار گذاشته و خواننده را در انتظار خواندن پرونده‌ی بعدی کارآگاه هالی معلق می‌کند.پنجم، شخصیت منفی و ضدقهرمان داستان بعدی! قهرمان این داستان، هالی گیبنی، دستیار کارآگاه پیشین و استاد تمام فعلی جنگ با قاتلان دارای هوش شیطانی، که خود همچنان با اختلال وسواسی-جبری (OCD) در جدال است، به اوج پختگی رسیده و این موقعیت کینگ را مجبور خواهد ساخت برای رمان بعدی ضدقهرمانی با هوش و توانایی‌هایی بسازد که تاکنون در کارهایش سابقه نداشته باشد.درباره‌ی نویسنده:سلطان وحشت، استفان کینگشاید معرفی استفان کینگ، آموختن مستی به مست باشد، اما با این وجود اجازه بدهید به چند داده‌ی اصلی درمورد وی اشاره نمایم:استفان کینگ متولد ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷ (۳۰ شهریور ۱۳۲۶) در بندر پورتلند در ایالت ماین آمریکا می‌باشد. نویسندگی را با نگارش داستان‌های ماورالطبیعی در سال‌های مدرسه و فروش این داستان‌ها به همکلاسی‌هایش آغاز نمود و نخستین داستان کوتاه خود را به نام «کفپوش آیینه‌ای» (The Glass Floor) در سال ۱۹۶۷ (۱۳۴۶) در سن ۲۰ سالگی منتشر نمود. متعقباً نخستین رمان خود را به نام کری (Carrie) در سال ۱۹۴۷ (۱۳۵۳) در سن ۲۷سالگی منتشر نمود و در طی نزدیک پنجاه سال پس از آن، با احتساب آثار غیرداستانی ۶۵ عنوان کتاب منتشر نموده است. داستان‌های استفان کینگ در گونه‌های وحشت، ماورالطبیعه، خیال‌پردازانه، تاریخِ جایگزین، فانتزی، علمی-تخیلی، جنایی، و دلهره‌آور، قرار می‌گیرند و بیش از دو دهه است که ملقب به عنوان سلطان وحشت (King of Horror) می‌باشد. آثار متعددی از کینگ به فیلم و سریال تبدیل شده‌اند و او تقریبا تمام جوایز ادبی آمریکا را به دست آورده است.</description>
                <category>افشین</category>
                <author>افشین</author>
                <pubDate>Wed, 27 Sep 2023 11:41:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>