<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آفتابگردون</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Aftaabgardoon</link>
        <description>می‌نویسم که زنده شم، 
انگار با نوشتن زنده‌ام.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 06:58:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4339263/avatar/vKCIVp.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آفتابگردون</title>
            <link>https://virgool.io/@Aftaabgardoon</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میشه دیگه مقاومت نکرد</title>
                <link>https://virgool.io/@Aftaabgardoon/%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF-v7zagc5bg10u</link>
                <description>سعی کردم قبول کنم، یعنی قبول کردمبی‌ناراحتی، بی‌انتظاربی‌فکر منفی و بی‌عصبانیتبه‌خاطر خودم، که به نفعمه و برام خوبههیچ اتفاقی بد نیستمنم پذیرفتم، قبول کردمدیگه مقاومت نمی‌کنم،تسلیمم.</description>
                <category>آفتابگردون</category>
                <author>آفتابگردون</author>
                <pubDate>Wed, 19 Nov 2025 18:25:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کسی از حال تو خبر دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Aftaabgardoon/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-bwei0cysyw9l</link>
                <description>رنجور و خسته گوشه‌ای افتاده‌امسرگیجه‌ای مدام به جانم افتاده و جسم و روحم را می‌آزاردبه کنجی خزیده‌ام، تاب و توان راه رفتن هم ندارممدتی‌ست که آمده و رهایم نمی‌کندبه ذن می‌اندیشمافکار پریشان دست از سرم بر‌نمی‌دارندتمرکز ندارمخسته‌ام و زخمیآشفته و سرگردانممی‌اندیشم دنیا بی‌سرگیجه چطور می‌گذشتبی آنکه به دور سرم بچرخد و بخواهد زمینم بزند؟منتظرم، کماکان منتظرم دست از جانم بردارد ورهایم کنم.</description>
                <category>آفتابگردون</category>
                <author>آفتابگردون</author>
                <pubDate>Wed, 12 Nov 2025 02:23:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت داریم به فکر کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@Aftaabgardoon/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-agmqf1s7wn3s</link>
                <description>راستش قرار بود یه خورده صبر کنم، بذارم زمان بگذرهگفتم تا بیام و مشغول شم باید برم، درگیری یه خورده زیادهچیزهایی هست که باید بهشون رسیدگی کنم،در واقع فکرهایی هست، فکرهای زیادی.برای این یکی باید وقت بیشتری بذارمگفتم به وقتش بیام سراغشحالا هم برم به ادامه فکر کردن برسمفکر بسیار است.ما عادت داریم به فکر کردن، یه وقت پا نشی‌ها!!خودم رو میگم😉</description>
                <category>آفتابگردون</category>
                <author>آفتابگردون</author>
                <pubDate>Sat, 08 Nov 2025 21:49:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌خوام دوباره زنده شم</title>
                <link>https://virgool.io/@Aftaabgardoon/%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%85-jmcj9yxdkueo</link>
                <description>خواستم دوباره زنده شم،دوباره جون بگیرمقلم به دست گرفتم و دوباره نوشتمشروع کردم بازانگار با نوشتن زنده‌امتبدیل به مُرده‌ای شده بودم که نفس می‌کشههمین.و کسی که حرف نمی‌زنه، نوشتن به دادش می‌رسه که نترکه.</description>
                <category>آفتابگردون</category>
                <author>آفتابگردون</author>
                <pubDate>Wed, 05 Nov 2025 18:28:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>