<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ahya</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ahya</link>
        <description>خورشید پشتش به ماست، اگر برگرده همه چیز را می‌سوزاند ، آدمها درخت ها  کوه‌ها را میسوزانه، می‌دونی چرا؟ منظومه بالا می‌ره مثل راه پله:)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 20:28:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>Ahya</title>
            <link>https://virgool.io/@Ahya</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برگه اول</title>
                <link>https://virgool.io/@Ahya/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-vatfewajzg6l</link>
                <description>قصه عشق پری را ز اهی بپرساز خلوت اهی هرچه خواهی بپرسهرچی بردی و گرفتی در این شادیهر قصه که داری و شنفتی ز اهی بپرسقصه ی عشق سرانجام خدا راقصه ی درد فجیع  بینوا را از بی قافیه، اهی بپرسدنیا بگذشت و گر ندیده عشقی ولیقصه ی عشق بی انتها، هرچه خواهی بپرساینهمه عشق در شعرم ولیکننفرت از خودم دارم ،سری زنمیرود شعر دروغ بر سرراهتا بسازد خیالی در برچاهکوته و کوته مینویسمهرچه دارم مابقی در سینه ریزم در کویر غم نه دنبال رد پایمنه میخورد بر سایه جای پایم_نظری، تعریفی، تخریبی..خوشحال میشم:)نننندگرهم ریزی نمانده بر سر رایم</description>
                <category>Ahya</category>
                <author>Ahya</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 23:04:15 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>