<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ali121</link>
        <description>...که هرچ از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل! ؛ شاید این تنها قضاوتی است که تا حدی درباره نوشته‌هایم صادق می‌شمارم و آن را بازارگرمی نمی‌دانم. پس همین قدر کافیست. اگر بیشتر بگویم شاید از عهده بر نیایم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 19:50:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/109050/avatar/DuMGhr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی</title>
            <link>https://virgool.io/@Ali121</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به پاسِ پاسداری‌هایش...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali121/%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D9%90-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-gwh0xkxginbn</link>
                <description>‍ ? از او می‌نویسم که «این مسأله را بر همه کس روشن کرد» که پای غدیر باید همه چیز را فدا ساخت...?? از او می‌نویسم که سروصفت قامت افراخت و سر به بلندایی کشید که سایه‌اش بستان سرسبز غدیرپژوهی را برای همیشه زیر پر گرفت!?? از او می‌نویسم که شمع‌سان ذره ذره سوخت و آب شد، اما پرتو وجودش همواره فراراهِ غدیریان، تابنده ماند و روشنگری کرد!?? از او می‌نویسم که «ره چنان رفت که رهروان رفتند»، اما فرسنگها پیشتر از رهروان گام زد...فقیه بود، اصولی بود، ادیب بود، سخن‌شناس بود... خلاصه همۀ پیش‌نیازهای حفاظت از سنگر ولایت علوی را در اختیار داشت...نه بی‌مایه و کم‌مایه قدم به راه عشق نهاد و نه مایه اندوخت و به کار نزد!? به مقصدِ زلالِ برکۀ غدیر «که صد خضرش ز پی، صحرانورد است»، عزم جزم کرد و هر توشه‌ای را که در این سفر ناگزیر بود، با خود برداشت و همه را در این مسیر صعب العبور هزینه کرد تا به سرچشمۀ آب حیات رسید و چشید و چشانید...↩️ نام‌آورانِ الازهر که هریک را دستی بلند در ادبیات تازی بود، پای عیبجویی بر زمینِ بدخواهی استوار کردند و قلمش را به نقد نشستند..اما در نهایت آنچنان در برابر فخامت و استواریِ غدیرنامۀِ بلاغت‌اثرش، به زانو درآمدند که انگشت حیرت به دندان گزیده، به کوته‌دستی معترف آمدند، چه در هزاران ورق، یک نقطۀ تاریک نیافتند تا طعنی بزنند و خرده‌ای بگیرند!?? از او می‌نویسم که به راستی #عبدالحسین بود و چنانکه رسم عبودیت است، به پیروی از مولایش حسین - علیه السلام - کمر همت بست تا «سیرۀ علوی را احیا کند» و جنایت‌های سقیفیان را بر ملا سازد!? از او می‌نویسم...نه..چه بنویسم؟که قلم را روی سیاه است و میان تهی، و صاحب قلم، نالایق، و پایۀ واژه‌ها و عبارات پست، و ممدوح بالانشین است و والامقام و عالی جاه!ما تماشاکنان کوته دست/تو درخت بلندبالایی!غرض، ارادتی بود که بر زبان قلم رفت...خداوندِ لطیف خبیر، درخورِ کرامتِ صاحب غدیر، روح بلند صاحب الغدیر را قرین رحمت و رضوان بی نظیر قرار دهد و ما را سپاسگزار زحمات او و پاسدارِ سنگر او بدارد!۲۸ ربیع الثانی سالروز رحلت مرحوم علامه امینی رحمت الله علیه صاحب کتاب شریف الغدیر است روان پاکش را به صلوات و فاتحه‌ای مهمانکنیم ?</description>
                <category>علی</category>
                <author>علی</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 18:47:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رندی یا پارسایی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali121/%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-pwqssuibqrrk</link>
                <description>برای من که همه رنگش را دیده‌ام، زیر و رو داشتنِ مقدس‌مآب‌ها مایه‌ی شگفتی نیست؛آنچه مرا شوکه و سرخورده کرد، &quot;تزویرِ ملامتیان&quot; بودحس می‌کنم در میان تله‌های گوناگونِ استاد اعظم ابلیس، خطرناکتر از &quot;پارسایی&quot; ، همان &quot;رندی&quot; است. پارسا را شاید بتوان با کشیده‌ای به هوش آورد که: نکند گرفتار ریا و خودپرستی شده‌ای!اما &quot;رند ملامتی&quot; خود را از دام زهد رسته می‌بیند، و شبهه‌ای در مورد شخصیت خود ندارد! و بدتر این که نمی‌توان شبهه‌ای برایش ایجاد کرد!مقدس‌مآب، به اندازه کافی خود را از چشم این و آن می‌اندازد، اما مقدس‌مآب‌ستیز ، قداستی بس فریبنده‌تر  برای خود می‌سازد که با هیچ وسیله‌ای خراش بر نمی‌دارد!من فجیع‌ترین مردم‌آزاری‌‌ها را از بزرگواری دیدم که همواره می‌گفت: &quot;مِی بخور ، منبر بسوزان ، مردم آزاری مکن&quot;مخرب‌ترین آبروریزی‌ها را از نازنینی شاهد بودم که سرلوحه‌ی زندگی‌اش این بود: &quot;خدا از حق خودش می‌گذرد، ولی از آبروی مردم نه&quot;وحشتناک‌ترین غیبت‌ عمرم را از زبان کسی شنیدم که پیوسته شعارش این بود:&quot;به جای پرهیز از لقمه شبهه‌ناک، مراقب زبانتان باشید&quot;و بالاخره با چشمان خودم مشاهده کردم آن کسی که تمام همتش صرف نبرد با کلاه شرعی می‌شد، سایز کلاه شرعی خودش بزرگتر بود و نمدش مرغوبتر!↩️ لبّ کلام: &quot;چون نیک بنگری #همه تزویر می‌کنند&quot;?اینها بود که مرا وحشت‌زده کرد و از همه جا و همه کس گریزان!حتی از خودم که بی‌شباهت به ملامتیان نیستم.⚠️ سخت بیمناکم که شاید استاد اعظم آزادم گذاشته ، که از تله‌ی کوچکتر بجَهَم تا در تله‌ی بزرگتر گرفتارم کند!✅ در این وانفسای هول انگیز، کاری از دست بر نمی‌آید جز چنگ زدن در دامنِ معصومِ آن سلیمانی که اهریمن نفس، رامِ یک اشاره‌ی اوست؛ و صادقانه از او تمنا کردن که: &quot;گَرَم تو دست نگیری چگونه دارم پای؟&quot;❇️ اگر ابتدا از روی معرفت نفهمیدم، در نهایت، جزر و مدّ روزگار و ادوار و اطوار نفسِ خودم و دیگران به من فهماند که:توانِ چیره شدن بر شعبده‌های خِرَدفریبِ شیطان ، و بازیگری‌های باریکتر از موی نفس را جز با اتکا به هدایتِ امام عقل نمی‌توان حاصل کرد!راه سخت است؛ مگر لطف خدا گیرد دستورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم...</description>
                <category>علی</category>
                <author>علی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2019 14:28:37 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>