<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ♡》داستان و رمان سرا 《♡</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Ali3738</link>
        <description>سلام دوستان عزیز نویسنده تازه کار هستم بیشتر وقت ها برای دل خودم داستان های می نویسم چنتا شونو توی همین صفحه میذارم اومید وارم خوشتان بیاید ارادت مند شما علی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:39:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/897267/avatar/yhS723.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>♡》داستان و رمان سرا 《♡</title>
            <link>https://virgool.io/@Ali3738</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جهنم</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-wrwtp6yfh1sf</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ما خیال می‌کنیم جهنم هیزمی است کهآتش گرفته، نه‌خیرجهنم آتش درون انسان استجهنم آتش حسد استآتش کبر، نخوت، ظلم، فساد، نفاق و ریاستآتش چوب نیستآتش درون پست آدمی استکه گرفتار ظلم به مردم و خودش استکسی که حسود است در همین عالم هم عذاب می‌کشد...【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Mon, 17 May 2021 09:14:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برادران کارگر ~ ظلم...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%B8%D9%84%D9%85-cim0sk4egixo</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌کسی چیزی برای از دست دادن ندارد. شما چه‌بسا نمی‌توانید لباسی را بپوشید که خودتان می‌دوزید. نمی‌توانید کفشی را بپوشید که خودتان می‌دوزید. در خانه‌ای نمی‌توانید زندگی کنید که خودتان ساخته‌اید. آنها دارا می‌شوند و شما هم‌چنان پابرهنه باقی مانده‌اید. تاکنون برای منفعت دیگران کار کرده‌اید. هرچه وجود دارد را شما درست کرده‌اید اما نفعی از آن نمی‌برید. عرق جبین و سوی چشم شما تبدیل به ادارات و ساختمان‌ هایی می‌شود که افراد داخل آن شما را استثمار می‌کنند. این بهره‌کشی و زجر دیگر کافی‌ست.【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Mon, 17 May 2021 09:11:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شازده کوچولو</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-mz5eby8sgfho</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌شازده کوچولو به سیاره دوم رفت...آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد؛ بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم! شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنمفروانروا گفت:خب، خودت را محاکمه کن!این سخت ترین کار دنیاست!اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی وعادلانه خودت رو محاکمه کنی... 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Mon, 17 May 2021 09:05:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبختی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-beqlfinz1owo</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌هیچ‌وقت نباید به دنبال خوشبختی کامل بود. غیر ممکن است بتوان کسی را در این دنیا پیدا کرد که صد در صد خوشبخت باشد. باید به زیبایی‌های کوچک زندگی بسنده کرده و آنها را در کنار هم چید، درست مثل یک جاده. در آن‌ صورت است که وقتی برگردی و پشت سرت را نگاه کنی، میبینی چه مسیر طولانی‌ای را به سمت خوشبختی طی کرده‌ای. 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:30:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شهر بی روح ~ سو استفاده...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D8%B3%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-vhplijrw0ape</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌در شهری قدم میزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر میکنند تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق! در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را در می آورند تا شاید تن لیلی های ساده را به دست آورند! در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیز خود را در پس عینک دودی پنهان میکنند،تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک،چشمان صادق خویش را ببینند! در شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تا شاید پسران پولدار شریک آنها شوند! در شهری می اندیشم که پسرانش خود را چون دیوار محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوی شیشه ای آنها! داریوش میگوید:دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم! من میگویم حق دارند،چون دوست داشتن های ما بو دار است!بوی سوء استفاده، بوی خیانت، بوی دروغ، نیرنگ و  بازی میدهد! 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:27:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم ها ~ بی ارزش...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-vjopxg3y8poc</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌با همه ی قیافه‌ای که به خود میگیرند هیچ کار دنیا را به جد نمیگیرند مگر در سه مورد مخصوص:یکی شکم، و یکی کیسه، و یکی تنبان وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی و خدا را، به خرمایی میفروشند. چطور میخواهی دلم به حال این مردم دوز و کلکی مزاج نسوزد که برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند که عبارت است از&quot;سر هم بندی&quot;&quot;ماست مالی&quot; و &quot;ساخت و پاخت&quot; این هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از کشفیات قریحه سرشار خودشان است و در این میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:23:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگی ~ خوبی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-u5lz3yjpqnrm</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌اگر بنا باشد خوبی ما، وابسته به رفتاردیگران باشد..این دیگرخوبی نیست؛داد و ستد است... می شود پروانه بود و به هرگلی نشست...اما بهتراست مهربان بودوبه هردلی نشست... 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:18:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگ شدن...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%86-rwdnth0rfnzj</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌انسان بزرگ نمی شودجز به وسیله ی فكرش،شریف نمی شودجز به واسطه ی رفتارش،و قابل احترام نمی گرددجز به سبب اعمال نیكش.تقدیم به كسانیکه شایسته ی احترامند! 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Sat, 15 May 2021 21:14:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم ها ~ عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%B9%D8%B4%D9%82-nj01wkh64hiq</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌آدم هاهمیشه نیاز به نصیحت ندارندگاهی تنها چیزیکه واقعا به آن محتاجنددستی است که بگیردگوشی است که بشنودو قلبی است کهآنها را درک کند ❤ 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 12:52:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نا امیدی...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-bamie0wokv1j</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‌‌بحث ، بحثِ نااُمیدی نیست !صحبت از واقعیته ؛اینی که ممکنه فردا نباشیم ، خودِ واقعیته ...ماها هیچ کدوم نمیدونیم زمانمون کی تموم میشه ، پس تا نرسیدیم به آخرش ؛&quot;زندگیمون و زندگی کنیم.&quot; 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 12:48:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کی مقصر هست!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA-rktirsgfzkvn</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا فقط خود مردم مقصرند! خر فردی رو شبانه دزدیدند! صبح شب، صدای فرد بالا رفت و اهالی روستا جمع شدن! یکی گفت: تقصیر معماره که دیوار رو کوتاه ساخته تا دزد به راحتی بیاد تو! اون یکی گفت: مقصر نجاره که در طویله رومحکم نساخته! یکی دیگه گفت: تقصیر قفل‌سازه که قفل ضعیفی ساخته! نفر بعدی گفت: مقصر خود الاغه کهسر و صدا نکرده تا فرد بفهمه! یکی گفت: مقصر فرده! باید روزهامی‌خوابیده، شب‌ها می‌رفته پیش الاغش!خلاصه؛ همه مقصر بودن به جز آقای دزد! حالاشده حکایت ما که هر چی میشه، مردم مقصرند!【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Fri, 14 May 2021 12:45:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دختر ~ پرواز</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-e2hk2ckmr63r</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا روزی دختر بچه‌ای از پیرزنی خردمند پرسید: چطوری آدمبه پروانه تبدیل می‌شود؟ پیرزن با لبخندی بر لب و برقی در چشمانش پاسخ داد: «باید آنقدر مشتاق پرواز باشی که دیگر دلت نخواهد کرم ابریشم باقی بمانی. 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 23:30:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-myfnaisx4ofp</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا در زندگى كسانى هستند كه مثل كتاب ها حرف مى زنند،اين افراد تصور مى كنند براى اين كه ديگران به حرف هايشان گوش دهند بايد لحنى جدى به كار ببرند؛ با صدايى وحى مانند حرف بزنند،از اين آدم ها بايد دورى كرد. بيشتر از يک دقيقه نميتوان مؤدبانه به حرف هايشان گوش داد... حتی وقتى از حقيقت حرف مى زنند حقيقت را با آنچه مى گويند مى كشند. ولىشگفت آور ترين شگفتی ها برخورد اين جا و آنجا با آدم هايى است كه بلدند،مثل كتابها ساكت بمانند...آدم از نشست و برخاست با اين افراد خسته نمى شود؛چنان خودمانى اند كه انگار آدم با خودش تنهاست: رها، آرام و دستخوش سكوتى كه حقيقت همه چيز است. 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 23:23:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-wfan4mqx6dvr</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا نامه ای از طرف خدا ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ!ﺑﺮﻭﻳﺪ، ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻴﺪ، ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺷﻌﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﻨﻴﺪ. ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ میخواهید ﺳﺮ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﮐﻼﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ، ﭼﺮﺍ ﭘﺎی ﻣﻦ ﺭﺍ ﻭﺳﻂ میکشید؟ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻳﻢ ﭼﺮﺍ موسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺷﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﮐﻨﺪ، عیسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﻳﮏﺷﻨﺒﻪ ﻭ به مسلمانها ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺟﻤﻌﻪ ﺭﺍ؟ ﭼﺮﺍ ﮐﺎﺭی ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻮی ﺷﺮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ یعنی خانه خدا راحت ﺑﻨﻮﺷﺪ! ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﺎی ﺷﺮﺍﺏ، ﺷﻼﻕ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﻮﺷﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍئی که شما میگوئید ﺑﻮﺩﻡ، ﭼﺮﺍ باید بگذارم به اسم من ﮐﻠﻴﺪ ﺑﻬﺸﺖ بفرﻭﺷﻨﺪ؟!ﻳﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ کنند؟ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﺎﺷﺪ!ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺟﻬﻨﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﭘﺮ میکند! ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁنﭼﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﻋﺪﻩ میدهد...!ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ! ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ايد!!اگر به دنبال من میگردید مرا در عشق، مهربانی، بخشش ،آگاهی، گذشت، راستگوئی و انسانیت پیدا کنید.البته اگر .... به دنبال من میگردید ! 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 23:17:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باران</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-gbpgtkevdy0j</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا بوی باران بوی سبزه، بوی خاک شاخه‌های شسته، باران خورده، پاکآسمان آبی و ابر سفید مِفید برگهای سبز بیدعطر نرگس، رقص بادنغمه شوق پرستوهای گُشاد خلوت گرم کبوترهای مست سوسکی و آرام رسیده است اینک بهارخوش به حال روزگار 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 23:12:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-kaklgndwibkc</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‏روزی فردی درجریان شرفیابی نمایندۀ بریتانیا مشتاقانه از وی میپرسد : که چه مقدار زمین را باید حفر کنیم تا به ینگه دنیا ( آمریکا ) برسیم ؟ نمایندۀ انگلیس متحیرانه پاسخ میدهد که راه رسیدن به ینگه دنیا از طریق کندن زمین نیست ... اعلی حضرت اظهار میدارند که نماینده انگلیس گویا اطلاعی ندارد زیرا نمایندۀ فرانسه شخصا به بنده گفتند که ما فقط با کندن زمین میتوانیم به ینگه دنیا برسیم !! پیداست حکومت چنین پادشاهان و سلاطینی که‌آنقدر احمق بوده‌اند که سفیر فرانسه آنها را به مضحکه میگرفته چه نوع جامعه ای را به وجود خواهد آورد ، بی‌دانشی ما ازقرن هجده و نوزده باعث گردید تا بهای سنگینی برای عدم آگاهی‌مان بپردازیم . خیلی از خارج رفته‌ها و درس خوانده‌های مملکت هم تقصیر عقب افتادگی‌های ما را به گردن امثال اسکندر ،چنگیز ، تیمور و بالاخره سیاست خارجی می‌اندازند و پای قسمت و تقدیر را پیش می‌کشند در حالی که حوادث و عوامل خارجی چه آسمانی و چه انسانی اولا برای همه ملت های دنیا بوده و ثانیا با قبول این که اصلا موثر بوده است یک طرف قضیه را تشکیل میدهد زیرا عکس‌العمل مردم به این‌گونه حوادث است که سرنوشت ملت‌ راتعیین میکند ! 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 23:09:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ذات خراب ~ گرگ ...</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%B0%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%DA%AF-llrnowvxb35s</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‏امان از ذات خراب!!! پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ می‌کرد:گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوایل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید، چون ‌آسیبی ‌به‌ گوسفندان‌ نمیرساند‌ و بخاطر ترحم‌ به‌ این ‌حیوان‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و‌ بچه‌هایش‌، او را بیرون ‌نکردیم‌، ولی ‌کاملا ا‌و را زیر نظر‌ داشتم‌.این‌ ماده‌ گرگ ‌به ‌شکار میرفت‌ و هر بار مرغی‌، خرگوشی، بره‌ای شکار میکرد و برای ‌مصرف ‌خود و بچه‌هایش ‌می آورد‌.اما با اینکه ‌رفت ‌آمد ‌او از آغل‌ گوسفندان ‌بود، هرگز متعرض‌ گوسفندان ‌ما نمیشد‌. ما دقیقا آمار گوسفندان ‌و ‌بره های‌ آنها ‌را داشتیم‌ و کاملا مواظب‌ بودیم‌. بچه‌ها تقریبا‌ بزرگ ‌شده‌‌‌‌ بودند. یک‌بار و در غیاب ‌ماده ‌گرگ ‌که ‌برای ‌شکار رفته‌ بود، بچه‌های ‌او‌‌ یکی ‌از ‌بره‌ها را کشتند!ما صبر کردیم، ببینیم ‌چه ‌اتفاقی‌ خواهد افتاد‌؛ وقتی ‌ماده ‌گرگ ‌برگشت ‌و این ‌منظره ‌را دید، به ‌بچه‌هایش ‌حمله‌ور شد؛ آنها ‌را گاز می گرفت و میزد ‌و بچه‌ها ‌سر و صدا و جیغ ‌میکشیدند ‌و پس ‌از آن ‌نیز ‌همان‌ روز ‌آنها را برداشت‌‌ و از ‌آغل ‌ما رفت‌.روز بعد، با کمال ‌تعجب ‌دیدیم، گرگ، یک ‌بره‌ ای شکار کرده و آن‌ را نکشته ‌و زنده ‌آن‌ را از دیوار‌ آغل ‌گوسفندان ‌انداخت ‌رفت‌.»این ‌یک ‌گرگ ‌است‌ و با سه‌ خصلت‌: درندگیوحشی ‌بودن‌و حیوانیت‌شناخته ‌میشود‌ اما میفهمد هرگاه ‌داخل ‌زندگی ‌کسی‌ شد و کسی ‌به ‌او ‌پناه‌ داد و احسان ‌کرد، به‌ او خیانت ‌نکند ‌و اگر‌ ضرری‌ به ‌او زد ‌جبران نماید؛ هر ذاتی رو میشه درست کرد، جز ذات خراب....!! 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 21:52:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم ها</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-j3eoxvqlenaf</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‏بهترین و بدترین آدم ها را در بین دینداران دیدم، بهترین آنها کسانی بودندکه میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بی آزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند،و بدترین آنها کسانی بودندکه میخواستند غیر از خودشان بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد. 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 21:45:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرگ و میش</title>
                <link>https://virgool.io/@Ali3738/%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B4-nlpagxcnzkll</link>
                <description>✎ داستان و رمان سرا ‏گرگی داخل گله ای شد و بره‌ای سفید را خورد، گوسفندان سیاه خوشحال شدند،بعد یک برۀ سیاه را هم خورد، سفیدها گفتند خدا را شکر که گرگ عادلی‌ست،و گرگ همچنان مشغول اجرای عدالت، میان گوسفندان است… 【 لطفا مارو دنبال کنید ♡</description>
                <category>♡》داستان و رمان سرا 《♡</category>
                <author>♡》داستان و رمان سرا 《♡</author>
                <pubDate>Thu, 13 May 2021 21:34:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>