<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های AliakbarParaj</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AliakbarParaj</link>
        <description>در اینجا موضوعات مهم و مورد علاقه‌ام را به اشتراک می‌گذارم!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:18:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/74338/avatar/CtcD0S.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>AliakbarParaj</title>
            <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا در عصر تجدیدپذیرها، گاز طبیعی رشد خواهد کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-theoebofghpf</link>
                <description>انتقال به منابع باد و خورشید و دیگر سوخت‌های جای‌گزین، آرمانی است که بسیاری از ایالت‌های پیشرو در ایالات متحده با تغییر تقاضای مصرفی و تغییر آب و هوا و واقعیات غیرقطعی سیاسی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. هم کالیفرنیا و هم نیویورک به عنوان مثال، به دنبال هدف رسیدن به 50 درصدی برق تجدیدپذیر تا سال 2030 هستند. اما این گذار نمی تواند صرفا از طریق اولویت‌های سیاستی و اراده کافی انجام شود چرا که این امر با چالش‌های فناورانه، مالی و لجستیکی همراه است.  1.هدف تولید 100 درصد انرژی با تجدیدپذیرها به نظر غیرقابل دست‌یابی است. اما در دهه‌های پیش رو گاز طبیعی می‌تواند در پاسخ‌گویی به تقاضای روز افزون جهانی برای انرژی پایدار کمک کند.2.در سال 2015، دولت ایالتی هاوایی قانون چشم انداز بزرگ برای آینده انرژی این جزیره را به امضا رساند که در آن متعهد شد تا سال 2045، 100 درصد برق مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیری چون انرژی باد و خورشیدی تامین کند.3.به نظر می‌رسد بادهای مداوم و آفتاب گرم هاوایی آن را به مکانی عالی برای دنبال کردن یک ترکیب انرژی پاک تبدیل کرده است. همین الآن، روزهایی در هاوایی وجود دارد که تقریبا 60 درصد برق از منابع تجدیدپذیر تامین می‌شود.4.انتقال به منابع باد و خورشید و دیگر سوخت‌های جای‌گزین، آرمانی است که بسیاری از ایالت‌های پیشرو در ایالات متحده با تغییر تقاضای مصرفی و تغییر آب و هوا و واقعیات غیرقطعی سیاسی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. هم کالیفرنیا و هم نیویورک به عنوان مثال، به دنبال هدف رسیدن به 50 درصدی برق تجدیدپذیر تا سال 2030 هستند. اما این گذار نمی تواند صرفا از طریق اولویت‌های سیاستی و عزم کافی انجام شود چرا که این امر با چالشهای فناورانه، مالی و لجستیکی همراه است.5.در این اثنا، تقاضای انرژی ایالات متحده تا سال 2050 حدود 13 درصد افزایش می یابد. با در نظر گرفتن این واقعیت، وابستگی کامل به منابع تجدیدپذیر احتمالا دور از دسترس است. حتی دهه ها بعد هم تولید برق بر پایه منابع ترکیبی، شامل گاز طبیعی خواهد بود، تا چشم انداز انرژی پایدار محقق شود.محدودیت‌های تجدیدپذیرها6.متناوب بودن، چالش ذاتی انرژی باد و خورشیدی است. تولید برق با افت و خیز ذاتی منابع تجدیدپذیر دچار مشکل خواهد شد چرا که شبکه برق برای تامین پایدار از نیروگاه‌های برق سنتی، طراحی شده است. یک مثال روشن، این که در حال حاضر هیچ روش مقیاس بزرگ و مقرون به صرفه‌ای برای ذخیره انرژی خورشیدی در طول روز برای توزیع در شب وجود ندارد.7.مشکل بعدی، این است که پروژه‌های بزرگ –مقیاس تامین انرژی با منابع تجدیدپذیر باد و خورشید، زمین زیادی را اشغال خواهد کرد. تولید 400 مگاوات برق با استفاده از سیستم تولید الکتریکی خورشیدی در کالیفرنیا  در حدود 4000 هکتار زمین انجام شده است.یافتن پاسخ‌ها در نوآوری8.فناوری رو به بهبود، امیدی برای رسیدگی به این چالش‌ها در دهه های آینده است. یکی از این حوزه ها که توجه چشمگیری را به خود جلب کرده است فناوری باتری جدید است که می تواند انرژی را برای کاربردهای بعدی ذخیره کند. اما در حالی که باتریهای کم هزینه با ظرفیت بالا می‌تواند روزی امکان تامین انرژی بیش‌تر با خورشید و باد را فراهم کند، کشف این نوآوری هزینه‌های تحقیق و توسعه چندین میلیاردی برای آرزوی دستیابی به این  پیشرفت غیرمنتظره، به همراه خواهد داشت. به علاوه، سرمایه‌گذاری قابل توجهی در مواد معدنی، سایر نهاده‌ها و ظرفیت تولید برای تامین عرضه مورد نیاز، لازم است. حتی اگر هزینه باتری ذخیره تا سال 2030، تا دو سوم هم کاهش یابد، ساخت باتری‌های در مقیاس شبکه سال‌ها طول می‌کشد تا آن فناوری را در شبکه برق تجمیع کند. تنها یک حوزه از نوآوری وجود دارد که اثبات شده که می‌تواند تحول آفرین باشد: گسترش تولید و مصرف بومی گاز طبیعی.9.امروزه، گاز طبیعی 33 درصد از برق تولیدی آمریکا را تشکیل می‌دهد که پیش‌بینی می‌شود که به صورت پیوسته تا سال‌های پیش رو افزایش یابد، که بخشی به دلیل کاهش مصرف زغال‌سنگ است.گاز طبیعی بخشی از راهکار10.گاز طبیعی پاک‌تر از زغال سنگ می‌سوزد و تولید انرژی پایدارتری دارد که می تواند با نیروگاه بادی و خورشیدی در ارتباط باشد. اگر ایالت‌ها به اهداف انتشار گازهای گلخانه‌ای دست یابند، انتشار گاز دی اکسید کربن نیروگاه‌های ایالات متحده تا سال 2030 نسبت به سال 2005 تا 30 درصد کاهش می‌یابد. یک عامل مهم این است که نیروگاه‌های گاز طبیعی جدید 50 تا 60 درصد کربن کمتری نسبت به تاسیسات جدید زغال سنگ وارد جو می کنند. در درازمدت، ممکن است از طریق فناوری جذب کربن بتوان تولید انرژی از گاز طبیعی را به طور کامل کربن‌زدایی کرد و امکان استفاده مداوم از این منبع انرژی فراوان را فراهم کرد. این یک مرحله بعدی احتمالی است. برآوردهای هیات بین دولتی تغییرات آب و هوایی نشان می‌دهد که بدون جذب کربن، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای جهانی به سطوح مورد نیاز، تقریبا غیرممکن خواهد بود.11.این تعهد هم‌چنین منافع اقتصادی گسترده ای را به همراه دارد. بر اساس یک مطالعه، مصرف کنندگان ایالات متحده به دلیل فراوانی و هزینه نسبتا پایین آن در مقایسه با سایر منابع انرژی، می توانند تا سال 2040 حدود 100 میلیارد دلار یا 655 دلار برای هر خانوار از افزایش استفاده از گاز طبیعی در سراسر اقتصاد، از جمله تولید برق، صرفه‌جویی کنند. مسیر رسیدن به آینده انرژی پاک‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر ممکن است طولانی باشد، اما در آینده از ترکیب گستره‌ای از منابع برق برای تقاضای انرژی که با آن مواجه خواهیم شد، بهره خواهیم برد.---------------------------------------------------- https://www.washingtonpost.com/brand-studio/api-why-natural-gas-will-thrive-in-the-age-of-renewables/ </description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jan 2023 17:47:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ: جستجوگرِ مدلِ کسب و کارِ تکرارپذیر</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-nupztj78rznm</link>
                <description>یکی از چیزهایی که استارتاپ‌ها از آن رنج می‌برند، تعریفی است از این که چه هستند؟ تا سا‌ل‌ها، با استارتاپ‌ها همانند نسخه کوچک‌تری از یک شرکت بزرگ رفتار می‌شد.&quot;جستجو&quot; در مقایسه با &quot;اجرا&quot;1/ یکی از چیزهایی که استارتاپ‌ها از آن رنج می‌برند، تعریفی است از این که چه هستند؟ 2/ تا سا‌ل‌ها، با استارتاپ‌ها همانند نسخه کوچک‌تری از یک شرکت بزرگ رفتار می‌شد. 3/ به هر حال، اکنون می‌دانیم که یک استارتاپ، سازمانی موقتی است برای یافتن یک مدل کسب و کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر. 4/ با این تعریف، یک استارتاپ می‌تواند یک &quot;سرمایه‌گذاری جدید&quot; باشد یا یک &quot;زیرمجموعه جدید یا واحد کسب و کاری جدید در یک شرکت مستقر&quot;.5/ اگر مدل کسب و کار شما، نامعلوم است به این معنی که صرفا مجموعه‌ای از فرضیات تست نشده است، شما یک استارتاپ در جستجوی یک بیزینس مدل تکرارپذیر هستید. 6/ آن‌گاه که مدل کسب و کار شما (شامل بازار، مشتریان، ویژگی‌ها، کانال‌ها، قیمت‌گذاری، راهبردِ گرفتن/نگهداشتن/رشد دادن، و ...) معلوم شد، شما آن را اجرا خواهید کرد! 7/ تفاوت &quot;جستجو&quot; با &quot;اجرا&quot; همان تفاوت میان  یک &quot;سرمایه‌گذاری جدید&quot;  با یک &quot;واحد کسب و کاری مستقر&quot; است.راهبردهدف اولیه یک استارتاپ این است که &quot;فرضیات مدل کسب و کار&quot; خود را بسنجد یعنی سعی و خطا کند و تغییر مسیر دهد تا به جواب برسد، سپس به سمت اجرا حرکت ‌کند. در مرحله اجرا&quot;، این کسب و کار نیازمند یک &quot;برنامه عملیاتی&quot;، &quot;پیش‌بینی‌های مالی&quot; و دیگر ابزارهای شناخته شده مدیریت است.فرآیندفرآیندهایی که برای سازمان‌دهی و انجام جستجو برای مدل کسب و کار استفاده می‌شوند عبارتند از &quot;توسعه مشتریان&quot; و &quot;توسعه چابک&quot;. جستجو برای مدل کسب و کار در هر کسب و کار جدیدی می‌تواند انجام گیرد: چه یک برند استارتاپی جدید و چه یک زیرمجموعه جدید در یک شرکت مستقر.در جستجو، شما خواستار فرآیندی هستید که طراحی شده تا پویا باشد یعنی با مدل کسب و کاری سروکار خواهید داشت که می‌دانید تغییر خواهد کرد. مدل تغییر می‌کند چون استارتاپ‌ها به توسعه مشتری نیاز دارند تا تجربه کنند و فرضیات سازنده مدل کسب و کار را با آن تست کنند. در اغلب اوقات، این تست‌ها به شکست می‌انجامد. جستجو، شکست‌ها را به عنوان بخش ذاتی و جدانشدنی از یک فرآیند استارتاپی می‌پذیرد. برخلاف شرکت‌های موجود، که مدیران اجرایی را در صورت عدم موفقیت در اجرای یک برنامه اخراج می‌کنند، در استارتاپ‌ها بنیان‌گذاران را نگه می‌دارند و در عوض، مدل را تغییر می‌دهند.وقتی که یک شرکت مدل کسب و کاری را پیدا کرد یعنی از بازار، مشتریان، محصول/خدمت، کانال، قیمت‌گذاری و ... آگاهی یافت، این سازمان از مرحله &quot;جستجو&quot; به مرحله &quot;اجرا&quot; می‌رود.فرآیند اجرای محصول (یعنی مدیریت چرخه عمر محصولات موجود و روانه کردن محصولات بعدی)، شغل مربوط به مدیریت محصول و سازمان‌های مهندسی است که منجر به یک فرآیند خطی می‌شود که در آن یک برنامه می‌سازید و آن را با جزئیات می‌پالائید. هر چه برنامه با جزئیات بیش‌تر باشد، افراد بهتر می‌توانند آن را اجرا کنند: یک سند الزامات کسب و کار (BRD) منجر به تهیه یک سند الزامات بازار (MRD) و آن هم منجر به تهیه و تحویل یک سند مشخصات کارکردی (FSD) به مهندسی می‌شودکه با توسعه آبشاری یا چابک اجرا می‌شود.سازمان&quot;جستجو&quot; برای یک مدل کسب و کار، به یک سازمان‌دهی متفاوت از آن‌چه که برای نقشه &quot;اجرا&quot; استفاده می‌شود، نیاز دارد. &quot;جستجو&quot; نیاز دارد تا شرکت حول یک تیم توسعه مشتری سازماندهی شود که توسط بنیان‌گذاران راهبری می‌شود. در عوض، &quot;اجرا&quot; که بعد از جستجو انجام می‌شود، نیازمند شرکتی است که حول یک عملکرد (مدیریت محصول، فروش، بازاریابی، توسعه کسب و کار و ...) سازماندهی شود.شرکت‌ها در مرحله اجرا، دچار ترس ناشی از &quot;فرهنگ شکست&quot; می‌شوند که کاملا قابل فهم است زیرا آنها برای انجام یک کار مشخص استخدام شده‌اند. استارتاپ‌ها به همراه تیم‌های توسعه محصول دارای فرهنگ &quot;کشف و یادگیری&quot; برای جستجو هستند. ترس از حرکت کردن پیش از دست‌یابی به آخرین جزئیات، از بزرگ‌ترین مشکلات شرکت‌های مستقر است به ویژه وقتی که نیاز دارند تا چگونه جستجوگری را یاد بگیرند!ایده‌ &quot;نداشتن یک سازمان عملکردی تا زمان رسیدن سازمان به یک مدل کسب و کار اثبات شده&quot; از سخت‌ترین چیزهایی است که استارتاپ‌ها باید آن را درک کنند. تا زمانی که شما در جستجوی مدل کسب و کار هستید هیچ فروشی ندارید، هیچ بازاریابی یا دپارتمان‌ توسعه کسب و کار نیز نخواهی داشت. اگر مشغول سازماندهی استارتاپ خود با آن بخش‌ها هستید، در واقع شما توسعه مشتری انجام نمی‌دهید!منبع: https://steveblank.com/2012/03/05/search-versus-execute/</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 15 Nov 2022 18:21:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هاردتک، کابوس سرمایه‌گذار خطرپذیر!</title>
                <link>https://virgool.io/Parajpub/%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%AA%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-jvp16qnskjtz</link>
                <description>خط تولید اتانول بر پایه برنج که از تکنیک فرمانتاسیون موازی چندگانه استفاده می‌کند1/ فهرست 1000 یونیکورن اول نگاه کوتاهی به فهرست یونیکورن‌های 1000-پلاس در ویکیپدیا بیندازید. چه صنایعی در آنها هستند؟ عمده آنها، SaaS، فینتک، تجارت الکترونیکی، AI/ML، فناوری آموزشی، امنیت سایبری. یعنی نرم‌افزار، نرم‌افزار و باز هم نرم‌افزار! بعد از این‌ها، یک دسته مربوط به پلتفرم‌های جابجایی غذا و سلامت محور وجود دارد که به عبارتی، باز هم نرم‌افزارند! بعد از این‌ها، تمام شرکت‌های گیمینگ و استارتاپ‌های کریپتو/بلاکچین/NFT قرار دارند و این یعنی هنوز نرم افزار!بیرون از فضای نرم افزار، تنها یونیکورن‌هایی که محصولات فیزیکی واقعی می‌سازند عبارتند از: 2 مورد در فضا، یک مورد در باتری‌ها، 2 مورد در زیست‌فناوری، 1 مورد در نانوفناوری، 4 مورد در رباتیک، و 4 مورد در نیمه‌رساناها است. البته مطمئنم چندتایی را از قلم انداخته‌ام اما تعدادشان خیلی نیست. یعنی کمتر از 2 درصد از استارتاپ‌های موفق واقعا یک چیزی می‌سازند که بیش‌تر این‌ها در حوزه الکترونیک هستند که به راحتی قابل برون‌سپاری‌اند!کجایند تمام آن استارتاپ‌های حوزه فناوری آب‌وهوا، شیمیایی و مواد بهتر؟کجایند باتری‌های جدید، هیدروژن سبز، مواد پایدار، بازیابی پلاستیک‌ها و پنل‌های خورشیدی پربازده؟کجایند تمام آن استارتاپ‌های ترسیب کربن، که CO2 موجود در جو را درون محصولات مفید، حبس می‌کنند؟کجایند آن استارتاپ‌های سازنده فولاد و بتن بدون زغالسنگ، پلاستیک‌ها بدون نفت و ضدآفتاب‌هایی که برای استفاده بی‌خطرند؟کجایند نسل بعدی اپل‌ها، اینتل‌ها، هیولت-پاکاردهایی که سازنده سیلیکون‌ولی بودند!2/ آنها در فهرست یونیکورن‌ها نیستند. آیا آنها وجود ندارند؟من می‌دانم که آنها وجود دارند. من هر هفته، ده‌ها استارتاپ هاردتک می‌بینم. من در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنم، من آنها را منتور می‌کنم، من در کنفرانس‌های آنها حضور دارم. من خودم تا حالا، دو تا استارتاپ موفق در حوزه الکترونیک درست کرده‌ام. آنها وجود دارند. اما هیچ‌کدام یونیکورن نشده‌اند. آنها ارزش چندان بالایی ندارند. تعداد کمی از آنها باقی می‌مانند!3/ مشکل ما با هاردتک چیست؟اگر یک دلیل مهم وجود داشته باشد مبنی بر این‌که چرا تقریبا هیچ استارتاپ‌ هاردتکی یونیکورن نشده است، آن این است: ساختن یک استارتاپ هاردتک یک کار حقیقتا سخت و چغر است!نرم‌افزار، رویای هر سرمایه‌گذار خطرپذیری است. یک چک بنویسید، ظرف 5 سال ‌که شرکت به یک خروجی بزرگ رسید، برای جشن برگردید. چند نفر توسعه‌دهنده نرم‌افزار می‌توانند در اوقات فراغت خود یک پروتوتایپ تولید کنند. تقریبا هر چه نیاز دارند، رایگان است. هر مهارت ویژه‌ای هم لازم باشد، معمولا می‌توانند در پلتفرم Upwork بیابند! حتی پیش از اقدام به جذب سرمایه، یک استارتاپ حوزه نرم‌افزار معمولا یک MVP دارد، گاهی حتی پرداخت به مشتری هم دارد. اضافه کردن چند صد هزار دلار برای شروع بازاریابی کافی‌است. با اضافه کردن چند میلیون دلار می‌توان افزایش مقیاس داد. با چند میلیون دلار اضافه‌تر می‌توان صنعت را هم دست گرفت. مثل آب خوردن، با یک سرمایه زپرتی، با هیچی، ظرف 5 سال برو تا ماه!نرم‌افزار به صورت نامحدود مقیاس‌پذیر است. تنها کافیست به AWS متصل شوید، و یک شبه از ده کاربر به ده میلیون کاربر برسید!  بی هیاهو و بی آشفتگی، تنها فروشنده‌های بیش‌تر و چند فرد پشتیبانی‌کننده در آن سوی آب‌ها را بیابید. مهارت‌های مورد نیاز به طور گسترده در دسترس است. یک برنامه‌نویس پایتون، یک برنامه‌نویس پایتون است، چه در اپلیکیشن فینتک کار کند چه در تجارت الکترونیکی! اعضای تیم می‌توانند از خانه خود در سَن‌خوزه کاستاریکا کار کنند به مانند WeWork در سَن‌خوزه کالیفرنیا! وقتی چیزی کار نمی‌کند، به راحتی می‌توان جوابش را در Stack Overflow یافت. در مورد مواجهه با نتایج ناصحیح، شما می‌توانید به یک ابزار دیگر سوئیچ کنید یا کد اصلی را دانلود کنید و مشکل را خود رفع کنید.حال همین کار را روی ساخت کاتد یون-لیتیم اجرا کنید! می‌خواهیم یک الکترولیت باتری بهتر بسازیم یا روشی را برای بازیافت پلاستیک اختراع کنیم. شما به تمام انواع متخصصین نیاز دارید، شما به آزمایشگاه، به سرمایه برای خرید وسایل و مواد نیاز دارید. شما حتی به ارسال محصول نیز نیاز خواهید داشت! شما نیاز به ساخت یک کارخانه لعنتی هم دارید. یک کارخانه!!! کسی قبلا آن را انجام داده؟ من نمی‌دونم!قصد ندارم بگویم که استارتاپ نرم‌افزاری، ساده است. ساده نیست. 90% آنها، شکست می‌خورند. اما، استارتاپ هاردتکی، 100-برابر دشوار‌تر است. اگر نرم‌افزار رویای یک سرمایه‌گذار خطرپذیر است، هاردتک کابوسش است! هاردتک نیازمند مهارت‌های ویژه است. میلیون‌ها دلار نیاز است تا درک شود که آیا این فناوری، شدنی است؟ هم‌چنین، نیاز به سرمایه‌گذارانی است که به جای کاربرگ، فناوری را بفهمند!4/ یک روز در CEO یک هاردتکبیش‌تر مسیرهای شغلی من در دو استارتاپ شبکه‌سازی رایانه‌ای سپری شد. به همان اندازه که ما دوست داشتیم که یک شرکت نرم‌افزاری باشیم و همان قدر که توسعه‌دهنده نرم‌افزار بودیم، محصول ما یک تکه سخت‌افزاری بود که مشتریان روی شبکه‌های خود نصب می‌کردند. من فکر می‌کردم که کار آسانی خواهد بود. ما نمی‌بایست خودمان یک کارخانه می‌ساختیم. کارخانه‌های قراردادی ساخت قطعات الکترونیکی زیادی وجود داشت که می‌توانستند محصول ما را بسازند، از یک فروشگاه کوچک در پایین خیابان بگیر تا کارخانه‌هایی در ابعاد یک شهر مانند Flextronics و Faxconn.ادواتی که ما نیاز داشتیم چیزهای دم‌دستی و آماده‌ای بودند، با اندکی دست‌کاری روی آنها. دیگر چه‌قدرآسان‌تر می‌توانست باشد؟ با سخت‌افزاری که متخصصان تمامش را به عهده گرفته‌اند، آیا می‌توانم روزم را روی راهبرد شرکت سپری کنم؟ با مشتریان حرف بزنم؟ هدایت بازاریابی را انجام دهم؟ خیر! من با مشکلات سخت‌افزاری سروکار داشتم. چانه زدن با کارخانجات برای ساخت سخت افزار مورد نیاز ما با مشخصاتی که ما تعیین کرده بودیم! پیدا کردن فضایی در دفترمان و نقدینگی در حساب بانکی برای تهیه موجودی یک سال زیرا این حداقل مقداری بود که آنها برای ما می‌ساختند! وقتی که موجودی تامین شد، فکر می‌کردم که زندگی‌ام آسان‌تر خواهد شد. اکنون می‌توانم روی فروش باکس‌ها برای مشتریان تمرکز کنم! اشتباه می‌کردم. خیلی زود، از مشتریان شنیدم که برخی از یونیت‌ها بوت‌آپ نمی‌شوند. این به این دلیل بود که کارخانه از یک بچ حاوی باتری‌های مادربرد تاریخ مصرف گذشته استفاده کرد. برخی در چند روز از بین رفتند، و برخی چند سال کار کردند. اما من می‌بایست برای جمع‌آوری سخت افزارهای نصب شده توسط مشتریان در سرتاسر جهان یک فراخوان می‌دادم. واقعا کشنده بود! حتی وقتی که کارها درست پیش می‌رفت، من بیش‌تر وقتم را صرف عذرخواهی از مشتریان می‌کردم وقتی که FedEx محموله خود را گم کرد، یا صرف تنظیم گواهی‌های نظارتی FCC، CEو UL، و این که چگونه می‌توان همین تاییدیه را برای ژاپن، استرالیا، و ده‌ها کشور دیگر دریافت کنم در زمانی که محموله‌های ما در گمرکات قفل شده بود!من یک وقتی کل فصل کریسمس را در تایپه گذراندم تا هرکاری که می‌توانم انجام دهم تا خود را به کارخانه الکترونیکی برسانم و نشان دهم که اشتباهی که در مورد تمام باکس‌های ارسالی به ما مرتکب شدند، در حین استفاده توسط مشتری دچار خرابی می‌شدند. مشخص شد که این یک مشکل جزئی بود، ظاهرا آنها از یک اسیلاتور که برای PCIe v2 طراحی شده بود روی یک کارت شبکه PCIe v3 استفاده می‌کردند! این اسیلاتور اغلب زمان‌ها کار می‌کرد اما همیشه کار نمی‌کرد. به خاطر این اشتباه، من ما‌ه‌ها محموله خود را و 75% از پوشش معده خود را از دست دادم، به خاطر یک چیپ 1 دلاری احمقانه! تنها چیزی که من را از بستری شدن در بیمارستان نجات داد قدرت نسخه Prilosec بود!بدترین تجربه من، قرارداد با یک شرکت الکترونیکی محلی برای یک محصول ویژه بود! آن کارخانه در هفته ای که ما شروع به ارسال محموله سخت افزاری کردیم، ورشکست شد. ما به دستور دادگاه نیاز داشتیم تا افسر کلانتری در را برایمان باز کند و به ما اجازه دهد تا سخت افزار نیمه سرهم شده را به دفترمان منتقل کنیم و آنجا ساخت را تکمیل کنیم.تقریبا به طور هر روزه، من در مورد یک چیزی داد و بیداد می‌کردم. از ممیزی مالیات بر فروش تا سخت افزار شکسته شده، از دست رفتن محموله، تا نداشتن هیچ موجودی در انبار. هر CEO در هاردتک به یک دفتر خصوصی، نه برای تعمق و تامل، بلکه برای بلند داد زدن نیاز دارد! این یک ساخت الکترونیکی پایه با یک قرارداد برون سپاری برای ساخت بود. این مشکلات در مقایسه با یک هاردتک واقعی، مانند تولید مواد شیمیایی جدید و سیستم‌های سخت افزاری جدید، چیزی نبود!5/ چرا نباید فناوری را واگذار کرد؟من با استارتاپ‌های هاردتک نوپای زیادی کار کردم، بسیاری از آنها توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی بنیان نهاده شده بودند که فناوری مورد علاقه خود را در محیطی آکادمیک توسعه داده بودند و به دنبال تجاری‌سازی اختراعات خود بودند. پاسخ معمول به هزینه سرمایه‌گذاری و پیچیدگی‌های ساخت در مقیاس بزرگ و عملیات فروش این بود که فناوری را به مشتریان بالقوه واگذار کنید! ظاهرا ساده به نظر می‌رسد. 3M یا BASF،  ده درصد از هزینه محصول را پرداخت خواهند کرد و ساخت و فروش محصول را خود انجام می‌دهند. بنیان‌گذاران می‌توانند کناری بشینند و بر R&amp;D تمرکز کنند، کاری که واقعا دوست دارند، در حالی که پول نقد روی غلتک است! این ایده بسیار خوبی است. فقط دو تا مشکل دارد:اول این‌که، 3M یا BASF، بعید است که به جای فناوری خود، به فناوری شما مجوز دهند و به طور مطمئن در جاهای دیگر هم این کار با احتمال کمتر از 10% (معمولا 1-3% برای بحثهای مجوزدهی) رخ می‌دهد.دوم این‌که واگذاری، یک مدل کسب و کاری بزرگ برای راه اندازی یک کسب و کار است اما برای سرمایه‌گذاری خطرپذیر مناسب نیست! بیزینس واگذاری می‌تواند بسیار سودآور باشد اما آنها خروجی‌های بزرگ تولید نمی‌کنند. تنها خروجی معمولاً سهام خصوصی است که تنها مضرب کوچکی از EBITDA را می‌پردازد.بنابراین، اگر شما یک فناوری را اختراع کردید، شما باید خودتان در مورد افزایش مقیاس آن سر در بیاورید. شما حتی خودتان باید بفهمید که چگونه می‌توانید آن را بسازید. شما خودتان باید با زنجیره تامین، کارگران کارخانه، ارسال کالا، و فروش به مشتریان صنعتی سروکله بزنید. اگر قصد دارید که روی پژوهش تمرکز کنید، شما یک کسب و کار اشتباهی را انتخاب کردید! QC کار بسیار مهمتری از R&amp;D است، بازرسان ارزشمندتر از دانشمندان هستند.صاحبان صنعت زیادی وجود دارند که می توانند یک کارخانه را برای شما ساخته و راه اندازی کنند. آنها می توانند بخشی از لجستیک را هم اداره کنند. این می تواند به شما در زمانی که کار را شروع کردید، کمک کند. اما این محصول شماست نه آنها، و شما باید با آن مثل کارخانه خود رفتار کنید نه کارخانه آنها، به عنوان یک امکانات اجاره‌ای نه برونسپاری تولید.6/ چالش‌های هاردتکاگر قصد دارید تا استارتاپ هاردتک درست کنید، باید آمادگی داشته باشید که از ابتدا چگونه می‌توانید با این چالش‌ها، مواجه شوید:1- سرمایه مورد نیاز برای ایجاد امکانات تولید و نگهداری اموال تقریبا چند مرتبه بزرگ‌تر از نوشتن نرم افزار است.2- زمان مورد نیاز برای افزایش مقیاس از پروتوتایپ تا تست تولید چند برابر بیرون دادن یک نرم‌افزار است.3- ایراد نرم افزار را با یک پچ در چند روز می‌توان رفع کرد. اما مشکلی کوچک در تولید مواد شیمیایی خود یک فاجعه است!4- بنیان‌گذاران معمولا افرادی هستند اهل دانش اما با مهارت کسب و کاری اندک. حتی در کنار یک فرد بیزینسی به عنوان هم بنیانگذار، معمولا این به معنی فروش و بازاریابی است نه ساخت و بهره برداری از کارخانه و رسیدگی به مشکلات زنجیره تامین.5- اکتساب‌ها معمولا بر پایه ضریب کوچکی از EBITDAاست نه ضریب بزرگی از درآمدها.به دیگر تعبیر، هزینه‌های هاردتک بیش‌تر، زمانش طولانی‌تر، ریسک شکستش بالاتر است و در صورت موفقیت هم دریافتی کمتری دارد. پس نباید تعجب کرد که VCها دور بایستند! این‌ها را کنار هم بگذارید و شما یک چالش سخت هم دارید: چه طوری از یک اختراع مهم به یک تولید سودآور و در نهایت به یک خروج موفقیت‌آمیز برسید.7/ به هر قیمتی شده انجامش دهیدبا همه این پیچیدگی‌ها، دلیلی وجود دارد که یک استارتاپ هاردتک ایجاد کنیم یا در شرکت‌های هاردتک سرمایه‌گذاری کنیم؟  بله، این‌ها نوآوری‌هایی است که بدان نیاز داریم. خیلی فوری. تا بر بحران آب و هوا فائق شویم، تا جهانی بهتر بسازیم.نرم‌افزار خیلی خوب است، اما تعداد زیادی پلتفرم رسانه اجتماعی وجود دارد که می توان در آنها وقت تلف کرد با این حال تعداد کمی اپلیکیشن جابجایی غذا وجود دارد که زندگی‌هایمان را بهتر می‌کند. با من از بلاکچین حرفی نزنید! اگر ما حتی بخش کوچکی از زمان، مهارت‌ها و نیروی برق را صرف حل مسائلی چون ذخیره انرژی کرده بودیم همان‌ گونه که برای کریپتوکارنسی کردیم، حالا جهانی عاری از کربن داشتیم.ایجاد یک استارتاپ هاردتک تقریبا غیرممکن است. اما من از شما خواهش می‌کنم که به هر قیمتی شده انجامش دهید. زیرا، جهان برای حل مشکلات سخت بیش‌تر نیازمند راه حل‌های فیزیکی (هاردتک) است تا یک نرم‌افزار دیگر.منبع: https://entrepreneurshandbook.co/why-is-hardtech-so-effing-hard-a652738c886a</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 16:29:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برداشت من از کتاب &quot;تنفس&quot; (اثر جیمز نستر،2020)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%B12020-k4bal8g0fkmw</link>
                <description>کتاب سال ۲۰۲۰ به انتخاب ان پی‌آر و واشنگتن‌پست  و از کتابهای پرفروش نیویورک تایمزمن کتاب تنفس (Breath) اثر جیمز نستر (James Nestor) را کامل نخوندم. اما پادکستش را از بی پلاس گوش کردم (امروز: 1/تیر/1400 مصادف با روز پاشونک!). برام خیلی جالب بود و لازم دیدم که چکیده و برداشت خودم را از این پادکست تقریبا 40 دقیقه‌ای این‌جا در حد چند خط براتون بنویسم:1- برای افزایش کیفیت تنفس باید تنفسی عمیق و آهسته داشته باشیم! (این جوری هم انرژی کمتری مصرف می شود و هم بدن شاداب تر خواهد بود)2- تنفس از راه بینی بسیار باکیفیت‌تر و سلامتی‌بخش تر از تنفس از راه دهان است. (به طوری که تنفس از راه دهان، باعث پیدایش اختلات جسمی و ذهنی فراوانی می‌شود!)3- تنفس با کیفیت، باید از هر دو سوراخ بینی انجام گیرد. (وجود مشکل در تنفس از هر یک از سوراخ های بینی، عوارض و مشکلات خاص خود را به همراه خواهد داشت.)4- در تنفس با کیفیت با بینی، ریتم مرحله دم باید با ریتم مرحله بازدم مناسب و هماهنگ باشد.5- برای افزایش کیفیت تنفس، علاوه بر تنفس از راه بینی، به ظرفیت مناسب ریه هم نیاز داریم.6- در سن 30 تا 50 سالگی، ما بخشی از ظرفیت ریه خود را از دست می دهیم! (و در سنین بالاتر، این افت ظرفیت بیش‌تر و بیش‌تر خواهد شد.)7- افزایش ظرفیت ریه، براساس تفکرات سنتی مردم تبّت، باعث افزایش طول عمر می‌شود.8- با انجام ورزش روزانه، می‌توان جلوی کاهش ظرفیت ریه را گرفت. (و البته باعث افزایش ظرفیت ریه هم می‌شود.)9- طی تکامل تاریخی بشر، با تمام پیشرفتی که در بدن ایجاد شده، اما کیفیت تنفس انسان افت کرده است.(در حال حاضر، قریب به 25 درصد از مردم آمریکای شمالی، دچار اختلالات تنفسی هستند که خیلی از این افراد از این اختلال خود آگاهی هم ندارند!)&lt;-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&gt;لینک پادکست:https://bpluspodcast.com/podcast/fifth-season/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3/&lt;-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------&gt;به نظرم از یک کتاب، با توجه به گستردگی مخاطبان، ما نیاز داریم تا آن از آن کتاب به شکل‌های مختلف محتوا تهیه بشه و در اختیار مخاطبان قرار بگیره و این جوری میزان دسترسی پذیری کتاب و محتوای آن را بالا ببریم:الف: از نظر حجم و مقدار محتوا:1- کل متن یک کتاب   2- خلاصه یک کتاب   3- چکیده یک کتابب: از نظر نحوه ارائه به مخاطب:1- کتاب صوتی  2- به صورت هاردکپی   3- کتاب به صورت پی دی اف   4- به صورت تصویری و اینفوگرافیکج: دسترسی به محتوای کتاب از طرق مختلف:1- سایت‌ها (به صورت آنلاین)  2- پادکست  3- اپلیکیشن  4- شبکه‌های اجتماعی   5- ...</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jun 2022 10:58:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خزانهٔ بذر روز قیامت</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%94-%D8%A8%D8%B0%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA-owgh2xndmdst</link>
                <description>اول که اسم این عنوان را دیدم، تعجب کردم که منظور چیه، اما جالبه که بشر این قدر محتاط و دور اندیش شده و داره برای روزهای سخت، این گونه پیش بینی و برنامه ریزی می کنه. البته، شاید جا داشت این کار را در جایی خارج از سیاره زمین انجام میداد!&quot;خزانهٔ بذر روز قیامت&quot;عنوان جالبیه، تا امروز در موردش چیزی نمیدونستم. اما جالبه که بدونید:1- این انبار به گونه ای، یک بیمهٔ جهانی برای تضمین بقای انواع گوناگونی از محصولات غذایی در برابر تهدیداتی مانند: بیماری، آفت‌ها، خشکسالی و سایر بلایای طبیعی و گرم شدن کرهٔ زمین محسوب می‌شود. 2- این انبار،  به «خزانهٔ بذر روز قیامت» (doomsday seed vault) مشهور است.3- این انبار در جزیره‌ای دورافتاده در مجمع‌الجزایر سوالبارد نروژ در ۱۰۰ کیلومتری از قطب شمال در انتهای یک تونل یخی در عمق ۱۲۵ متری قرار دارد.4- حتی اگر برق منابع محلی از کار بیفتد، شرایط دمای زیر صفر درجه این انبار یخی، سرمای کافی برای بقاء بعضی از دانه‌های کشاورزی نظیر گندم تا ۱٬۷۰۰ سال و سورگوم تا ۲۰٬۰۰۰ سال مؤثر است. 5- حتی در بدترین شرایط گرم شدن کرهٔ زمین برای دویست سال، یخ به‌طور طبیعی در اطراف این خزانه وجود خواهد داشت.</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jun 2022 14:15:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجازه ندهید &quot;کمال‌طلبی&quot;، دشمن &quot;بهره‌وری&quot; شود</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-yoo9rmauetvt</link>
                <description>اگرچه &quot;کمال‌گرایی&quot; اغلب با تلاش برای &quot;ممتاز شدن &quot; تحریک می‌شود، اما می‌تواند &quot;خودویرانگر &quot; باشد. معمولا سه اشتباه بزرگ موجب از بین رفتن &quot;بهره‌وری&quot; کمال‌گرایان می‌شودچکیده اگر چه &quot;کمال‌گرایی&quot; اغلب تلاشی برای &quot;ممتاز شدن &quot; است، اما می‌تواند &quot;خودویرانگر &quot; باشد. معمولا سه اشتباه بزرگ موجب از بین رفتن &quot;بهره‌وری&quot; کمال‌گرایان می‌شود: اول، آنها در تعیین تصمیم‌های بی‌اهمیت ناتوانند، به این ترتیب ناتوان از انجام اقدام سریع یا تفویض اختیارند! دوم، آنها از نظر اخلاقی خود را موظف به انجام بیش از حد تعهدات (بیش‌تعهد) می‌دانند. سوم، آنها وفادارانه به عادت‌هایی وابسته‌اند که ممکن است برای آنها سودی نداشته باشد! آگاهی اولین گام برای غلبه بر این خطاهاست.بهره‌وری به معنی &quot;انجام بیش‌تر&quot; کارها نیست بلکه در مورد &quot;آنچه که انجام می‌دهید&quot; است. سه جنبه کمال‌گرایی که می‌تواند با توان شما برای اولویت‌بندی کارها تداخل ایجاد کند عبارتند از:1-شما نسبت به تعیین این که تصمیمات بی‌اهمیت کدامند، بی میلید!بحثی که در این جا وجود دارد این است که برای تصمیم‌های بی‌اهمیت، شما باید یا سریع تصمیم بگیرید یا تصمیم‌گیری در مورد آنها را به دیگران واگذار کنید! کمال‌گرایان در تعیین تصمیم‌های بی‌اهمیت  مشکل دارند! آنها علاقه دارند تا هر چیزی را در کنترل خود داشته باشند. چرا؟ زیرا نقص‌ها آنها را بیش از دیگران آزار می‌دهد. اگر چیزی نادرست باشد، کمال‌گراها، ممکن است به صورت انفجاری ناامید شوند یا به قدری دچار رنجش شوند که به سختی می‌توانند آن را فراموش کنند! و آنها نمی‌خواهند که چنین ریسکی انجام دهند. گاه، کمال‌گراها به قدری به مدیریت ذره‌بینی خو می‌گیرند که حتی به ذهنشان هم نمی‌رسد که یک تصمیم می‌تواند بی‌اهمیت باشد. آنها نسبت به آن کور می‌شوند! آنها براساس عادت و به طور خود به خود هر چیزی را براساس میزان تلاشی که برای انجام آن صرف می‌کنند، طبقه‌بندی می‌کنند!راه‌کار1در زندگی مدرن، خستگی ناشی از تصمیم‌گیری می‌تواند شدید باشد. یک کمال‌گرا می‌تواند دوست داشته باشد &quot;دست از کنترل بر روی برخی از انتخاب‌ها بردارد&quot;، اگر &quot;به احساس خوبی که از رهاشدن از بار تصمیم‌گیری نصیبش می‌شود&quot; توجه کند. سعی کنید از میان‌بُرهای ذهنی برای تصمیم‌گیری یا واگذاری سریع استفاده کنید با این امید که شما می‌توانید تصمیم‌هایی خیلی سریع‌تر و خیلی خوب بگیرید اما در عین حال این تصمیم‌ها کامل نباشند! برای مثال، یکی از میان‌بُرها این است که &quot; اگر در مورد انجام چیزی سه بار فکر کردم، حتما آن را انجام خواهم داد بی‌آنکه کنکاش بیش‌تری کنم!&quot;2-از نظر اخلاقی، خود را موظف به انجام بیش از حد می‌دانید!این باور که شما باید در هر شرایطی &quot;بر انتظارات غلبه کنید&quot; می‌تواند به روش‌های مختلف خودش را نشان دهد!فرض کنید شخصی به شما پیشنهاد پرداخت 1000 دلار برای انجام یک خدمت را می‌دهد. به عنوان یک کمال‌گرا، ارائه 1000 دلار ارزش ممکن است کافی به نظر نرسد. ممکن است فکر کنید که باید چیزی را که رقبای شما برای آن 1500 دلار دریافت می‌کنند، ارائه بدهید زیرا می‌خواهید عملکرد بهتری داشته باشید. شما فکر می‌کنید: «اگر بیش از حد انجام ندهم، کم‌کاری کرده‌ام!». یا اگر تشخیص می‌دهید که زمان 24 ساعت بازه زمانی به جایی برای پاسخ به ایمیل یک همکار است، ممکن است استاندارد خود را در 6 ساعت تنظیم کنید. نکته کلیدی این است که شما معتقدید آنچه که به طور کلی معقول است در مورد شما صدق نمی‌کند و استاندارد شما باید متفاوت باشد.شما فکر می‌کنید &quot;اگر هدف من ارائه ارزشی 1.5 تا 2 برابر خدماتی باشد که ارائه می‌دهم، پس هرگز کم کاری نکرده‌ام.&quot; هم‌چنین می‌تواند ناشی از اضطراب، ناامنی یا سندرم فریبنده باشد. برای مثال، شما فکر می‌کنید تنها راه برای جلوگیری از ناامید شدن یا ناراضی بودن هر کسی از شما، فراتر رفتن از انتظارات است. کمال‌گرایان گاه تصور می‌کنند که انجام ندادن بیش از حد تعهدات، عواقب فاجعه‌باری در پی خواهد داشت. به عنوان مثال، آنها نگران هستند که اگر پاسخ به ایمیل تا یک روز طول بکشد دیگر مشتری نمی‌خواهد با آنها کار کند، حتی اگر آن درخواست غیر فوری باشد و آنها هم از همه چیز راضی باشند.راه‌کار2 اگر متوجه این الگوهای فکری شدید، برای اصلاح آن، برنامه‌ داشته باشید. متوجه باشید که &quot;هدف‌گذاری همیشگی برای عملکرد بهتر&quot; چه هزینه‌ای متوجه شما می کند و برای چه چیز دیگری وقت، انرژی، توجه و اراده ندارید: شاید سلامتی خودتان، اهداف بزرگتان یا خانواده‌تان!؟. اگر ارزیابی شما این است که این هزینه‌ها قابل توجه است، سعی کنید یک قانون سرانگشتی &quot;برای زمانی که بیش‌تعهد دارید&quot; داشته باشید. به عنوان مثال، ممکن است تصمیم بگیرید که در سه موقعیت از ده موقعیتی که میل به انجام آن دارید، بیش‌تعهد داشته باشید اما در هفت مورد دیگر نه.عادات وابسته به موقعیت نیز می‌تواند به شما کمک کند. به عنوان مثال، اگر یک خبرنگار برای مقاله‌ای که روی آن کار می‌کند بیش از شش سؤال برای من بفرستد، من به طور کلی به شش سؤال یا بیشتر با جزئیات پاسخ می‌دهم، و به بقیه یا پاسخ حداقلی می‌دهم یا از آن‌ها می‌گذرم. (احتمالاً با استفاده از این استراتژی پاسخ‌های بهتری می‌دهم زیرا روی حوزه‌هایی تمرکز می‌کنم که در آن‌ها جالب‌ترین چیزها را برای گفتن دارم.)3-زمانی که 100% با عادات خوب سازگار نباشید، بیش از حد می‌رنجیدزمانی که کمال‌گراها بخواهند عادت‌های جدیدی را اتخاذ کنند، در یکی از سه دسته قرار می‌گیرند: اول، بیش از توانشان تعهد می‌پذیرند و برنامه‌هایشان به قدری طاقت فرساست که دیگر نمی‌توانند مدیریت کنند! دوم، از ابتدا با پذیرش هر عادتی اجتناب می‌کنند، مگر آن‌که 100% مطمئن باشند که می‌توانند هر روز به هدف خود برسند، که این امر منجر به تعویق کارها می‌شود. سوم، تنها عادت‌هایی را می‌پذیرند که بدون توجه به هر اتفاقی بتوانند به آن پای‌بند باشند.انعطاف‌پذیری نشانه سلامت روانی است:شما باید این ظرفیت را داشته باشید که زمانی که مریض هستید یا به تازگی یک پرواز با تاخیر زیاد داشته‌اید، یک روز از ورزشگاه مرخصی بگیرید، حتی اگر این کار منجر به شکستن یک عادت باشد!شما هم‌چنین باید بتوانید از عادت‌هایی دوری کنید که شاید زمانی برای بهره‌وری یا توسعه مهارت‌های شما مهم بودند ولی اکنون از آن مرحله بالنده‌تر شدید! شاید به‌عنوان یک وبلاگ‌نویس مبتدی، قول داده باشید که همیشه سه بار در هفته پست بگذارید، اما اکنون این شما را می‌فرساید یا به‌عنوان یک سرمایه‌گذار جدید املاک و مستغلات، همیشه در یک جلسه ماهانه شرکت می‌کردید، اما اکنون نتیجه کمی از آن کسب می‌کنید.گاهی اوقات رفتار با انضباط بیش از حد شبیه رفتاری کم انضباط به نظر می‌رسد. اما زمانی که خودانضباطی مرسوم به اجبار تبدیل می‌شود، مانع از پیشرفت کمال گرایان می‌شود!راه‌کار3مکانیسمی برای بررسی این که به یک عادت پای‌بند نیستید فقط به این دلیل که بیش از حد به نظم خودساخته اهمیت می‌دهید، داشته باشید. اگر در طول دو سال هرگز تمرینی را از دست نداده‌اید، به احتمال زیاد روزهایی بوده که انجام این تمرین بهترین استفاده از زمان شما نبوده است! به طور منظم هزینه فرصت هر فعالیت یا رفتاری را که با پشتکار انجام می‌دهید بررسی کنید تا مطمئن شوید که در حال حاضر بهترین استفاده از انرژی فیزیکی و ذهنی شما انجام آنهاست.نتیجه: اگرچه &quot;کمال‌گرایی &quot; اغلب تلاشی برای &quot;ممتاز شدن &quot; است، اما می‌تواند &quot;خودویرانگر &quot;  باشد، اگر منجر به رفتارهای نسبتا نامطلوب شود مانند: 1- ادامه انجام عادت‌ها حتی وقتی که دیگر مفید نیستند2- بیش از تعهد ارائه دادن کارها زمانی که هیچ اجباری وجود ندارد3- فکر کردن بیش از حد  به هر تصمیمی که می‌گیرند =========================================================================منبع: آلیس بویس، مجله کسب و کار هاروارد،  3 مارس 2020https://hbr.org/2020/03/dont-let-perfection-be-the-enemy-of-productivity</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 05 Apr 2022 15:25:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش دوچرخه سواری به کودک 3 ساله!</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-3-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-qaoyjvddl787</link>
                <description>اغلب بچه ها عاشق دوچرخه و دوچرخه سواری اند. کودک ما از سن 24 ماهگی علاقه به دوچرخه نشان داد. به ویژه وقتی می‌رفتیم پارک، در بخش وسایل ورزشی پارک، سراغ دوچرخه و رکاب می‌رفت! از همون موقع دنبال خرید دوچرخه بودیم اما نهایتا توی 34 ماهگی براش دوچرخه خریدیم!در اینجا قصد دارم مراحل آموزش دوچرخه سواری به کودک 3 ساله را که خودم تجربه کردم را براتون بنویسم.1- آیا دوچرخه برای کودک 3 ساله بخریم یا نه؟نکته مهم اینه که متاسفانه سه چرخه‌ها، اغلب برای بچه‌ها ناکارآمد هستند چون پای بچه‌های سه ساله به رکاب سه چرخه‌ها نمیرسه و اصلا انگار سه چرخه را درست کردن تا بچه‌ها رکاب نرنند! و از طرفی بچه‌ها علاقه زیادی به  رکاب زدن دارند. بنا به توصیه افراد مختلف (از جمله فروشندگان دوچرخه!) و نیز علاقه خود بچه، ما  یک دوچرخه برای کودک 34 ماهه خودمان خریدیم. توصیه ما اینه که حتی الامکان یک دوچرخه خوب بخرید تا تجربه خوبی را برای فرزندتان ایجاد کنید. منظور از دوچرخه خوب، اینه که رکابش روان باشد و  طراحی کلی دوچرخه به نحوی باشه که در بلند مدت به بدن بچه آسیب نزنه، از حیث بدنه هم مقاوم باشه (آخه توی بازار از دوچرخه های با بدنه استیل داریم تا دوچرخه‌های با بدنه آلومینیومی و آلیاژهای بسیار سبک دیگه که معمولا 1-2 میلیون گرونترن!) بعضی جاها دوچرخه با ترمز دیسکی می‌فروشند که 1-2 میلیون گرون‌تر از دوچرخه‌های با ترمز لقمه‌ای هستن، که به نظر می‌رسه ترمزهای لقمه‌ای بهتر باشه و ...2- از کجا دوچرخه بخریم!برای خرید حضوری توی تهران، چند جا هست که به بازار دوچرخه معروفه. بازار اصلی دوچرخه تهران از خیابان هلال احمر (حوالی مترو هلال احمر) شروع میشه تا میدان رازی و بعد تا خیابان جوادیان (قلمستان سابق) ادامه داره و در اینجا با هر سلیقه و قیمتی دوچرخه پیدا می شه!برای خرید اینترنتی هم می‌تونید سراغ سایت دیوار یا دیجی کالا برید. اما پیشنهاد می‌کنیم که ابتدا از نزدیک هر  دوچرخه‌ای را که می خواهید بخرید، ببینید و بررسی کنید که آیا فرزند شما می‌تونه به راحتی سوار آن بشه و استانداردها را دارد یا نه، آنگاه اقدام به خرید اینترنتی (از سایت دیوار یا دیجی کالا) بکنید.3- سعی کنید وسایل ایمنی مثل کلاه دوچرخه سواری هم برای بچه بخرید. 4- استفاده از فیلم‌ها و انیمیشن‌های آموزشیچند تا فیلم آموزشی در مورد دوچرخه سواری هم از طریق گوشی یا تلویزیون برای بچه نمایش بدید تا آمادگی بیشتری برای دوچرخه سواری پیدا کنه (هم قبل از آموزش و خرید دوچرخه سواری و هم حین آموزش!) مثلا بچه ما، علاقه زیادی به کارتون &quot;رکاب زنان کوهستان&quot; داشته و داره.5- گام‌های دوچرخه سواریپس از انجام مراحل بالا، حالا نوبت به آموزش می‌رسه. من فکر می کردم با توجه به این که بچه ما قبلا ماشین عصایی سوار شده، الان برای دوچرخه سواری فقط لازمه رکاب زدن یادش بدم، اما اشتباه فکر می‌کردم!!! البته من تجربه آموزش دوچرخه سواری به دو نفر دیگه را هم داشتم، افرادی که تا سن 15-16 سالگی یا حتی 20 سالگی هم تجربه دوچرخه سواری اصلا نداشتند. محل آموزش این دو نفر هم پیست دوچرخه سواری پارک چیتگر تهران بود و خدا را شکر هر دو نفر پس از 2-3 جلسه آموزش، دوچرخه سواری یاد گرفتن و الان خوب دوچرخه سواری می‌کنند و بسیار خوشحال و راضی‌اند به طوری که یکی از علاقمندی‌هاشون دوچرخه سواری توی پیست چیتگره!اصل اول: مکان آموزش!مکانی که ما برای آموزش انتخاب کردیم، پارکینگ آپارتمان خودمان بوده که فضای نسبتا خوبی برای آموزش دوچرخه سواری داره و چون اغلب توی پارکینگ ما ماشین کمه، محل مناسبی برای آموزش بود. شما می تونید از هر فضای بزرگتری که خطری برای کودک شما نداره (پارک ها و ... ) برای آموزش دوچرخه سواری استفاده کنید. البته هر چه مکان آموزش بزرگتر و امن‌تر باشه، کودک شما بهتر و راحت تر می تونه، دوچرخه سواری یاد بگیره. به یاد داشته باشید که ممکنه کودک شما حین دو چرخه سواری به زمین بخورد یا این که اگه دیوار، ماشین، درخت یا ... باشه، با آنها برخورد کنه. به هر حال، امن‌بودن مکان آموزش مهم‌تر از بزرگ بودن آن هست! اصل دوم: سوار شدناولین بار که برای خرید دوچرخه رفتیم بدون کمک ما خودش سوار دوچرخه شد و درست هم سوار شد بی آنکه ما چیزی بگیم. بعد که دوچرخه خریدیم هم برای سوار شدن چیزی بهش نگفتیم، خودش راه سوار شدن را با سعی و خطا یاد گرفت!اصل سوم: تعادلچون دوچرخه‌های سایز کوچیک، (در اینجا ما کوچکترین سایز دوچرخه بازار که سایز 12 است را خریدیم)، همراه خودشون، دو تا چرخ کمکی در چرخ‌های عقب دو چرخه دارند، پس نگرانی از بابت حفظ تعادل نداریم. نکته مهم در مورد این کمکی‌ها این هست که بعضی از این کمکی‌ها، بازوی بلند با چرخ باریک دارند و بعضی هم بازوی کوتاه با چرخ پهن، که البته بازوی بلند با چرخ باریک برای تعادل دوچرخه بهتره!!!اصل چهارم: درست گرفتن فرماندر ابتدا فکر می کردم که بچه میتونه خودش فرمان دوچرخه را هدایت کنه، اما اشتباه بود. اولین چیزی که در آموزش دوچرخه سواری به بچه های 3 ساله باید آموزش داد، یاد دادن نحوه گرفتن فرمان دوچرخه و این که به چپ یا به راست یا مستقیم آن را هدایت کنه. باید در این مرحله به کودک یاد دهیم که دوچرخه را به در، به دیوار، به شیشه، به ماشین، به موتور، به آسانسور و ... نزنه و در واقع نباید «تصادف» کنه و به او یاد دهیم که در اثر تصادف ممکن است هم خودش، هم دوچرخه و هم چیزی که باهاش تصادف کرده آسیب ببینه. این مرحله کمتر از 5 روز طول می کشه تا کامل هم «جهت» ها را یاد بگیره و هم درست فرمون را هدایت کنه.اصل پنجم: نیم رکاب زدن با یک پابعد از یادگیری هدایت فرمان، فکر می کردم دیگه باید رکاب زدن را یادش بدم! اما چطوری؟؟؟اوایل رکاب زدن برای بچه خیلی سخته. بیشتر دوست داره به سمت عقب رکاب بزنه! کم کم دیدم خودش فهمید که باید نیم رکاب بزنه، همین که نیم رکاب زد و دوچرخه رو به جلو رفت خوشحال شد و ادامه داد. اینجا بود که رفتیم استراحت تا روز بعد. بعد تا 3-4 جلسه دیگه هم روی نیم رکاب تمرین کردیم (هر دفعه تقریبا 45 دقیقه یا کمتر، بسته به علاقمندی و شرایط کودک شما). بعد از 4 روز تمرین، کامل نیم رکاب می زد و خیلی خوب فرمان را هدایت می کرد.اصل ششم: نیم رکاب با دو پادر این مرحله باید تمرین کنه که نیم رکاب زدن را با هر دو پا انجام بده، یک بار با پای راست و یک بار با پای چپ! بچه ها حین دوچرخه سواری بازیگوش هستند و دست به زنگ، ترمز، سیم ترمز، چراغ و ... می زنند و ممکنه حرف شما را گوش ندن! پس کاملا باید صبوری به خرج داد و دوچرخه سواری براشون باید به صورت یک بازی باشه نه یک برنامه آموزشی خشک و خالی! اوایل ممکنه علاقه ای به رکاب زدن با هر دو پا نشان نده اما کم کم ببینه که با رکاب زدن با دو پا بهتر و سریعتر می تونه حرکت کنه، علاقه اش بیش‌تر و بیش‌تر میشه.اصل هفتم: رکاب زدن کاملحالا که نیم رکاب را یاد گرفت، خود به خود میره به سمت رکاب زدن کامل! بعد از حدود 4 یا پنج ماه که الان نزدیک به 3.5 سالش هست، تونسته با یک راهنمایی کوچیک (یعنی با دو دستم براش رکاب زدم تا بالا و پایین رفتن رکابها و حرکت به جلو را ببینه و درک کنه)، موفق به یادگیری رکاب زدن کامل شد و الان کاملا میتونه خودش دوچرخه سواری کنه.</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 10:22:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دنیا پر از یادگیری است! اما چه چیزی را باید یاد بگیریم!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-sqmvskl47uef</link>
                <description> با کوتاه شدن عمر مفید مهارت‌ها، فشار قابل توجهی روی همه ما وجود دارد تا چیزهای درست را یاد بگیریم. اما چگونه تشخیص دهیم؟یادگیری مداوم برای هر کس که بخواهد برتری خود را حفظ کند، حیاتی است ولی امروزه افراد، زمان اندکی برای یادگیری دارند! فشار قابل توجهی روی همه ما وجود دارد تا چیزهای درست را یاد بگیریم، اما چگونه می‌توانیم آن را تشخیص دهیم؟ تجزیه و تحلیل &quot;سودمندی-زمان&quot; می‌تواند  کمک کند تا تصمیم بگیرید چگونه اولویت‌بندی کنید. با بررسی این‌که یک مهارت چقدر &quot;مفید&quot; است و چقدر &quot;زمان&quot; برای یادگیری نیاز دارد، می‌توانید مهارت‌های مختلف را بر روی یک ماتریس 2×2 ترسیم کنید: مهارت‌هایی که یادگیری آنها آسان بوده و واقعاً مفید هستند مهارت‌های مفیدی که یادگیری آنها نیاز به صرف زمان بیشتر دارددر مورد چیزهای واقعاً بی فایده هم بحثی نداریم.دنیا پر از یادگیری است. چندین میلیون کتاب کسب و کار، 3000 گفتگوی تِد (TED)، 1000-دوره آزاد انبوه آنلاین (MOOC)، صدها هزار دوره آموزش الکترونیکی و میلیون‌ها مقاله خود-ناشری (Self-Published) در پلتفرم‌هایی مانند LinkedIn و Medium وجود دارد. حتی مقاله‌ای که در حال حاضر می‌خوانید تنها یکی از هزاران مقاله‌ در HBR است. انتخاب بهترین و مرتبط‌ترین از بین همه این‌ها دشوار است!طبق گزارش بِرسین، یکی از زیربخش‌های دیلویت، کارگران/کارمندان مدرن زمان بسیار کمی برای یادگیری دارند، کمتر از 1٪ از زمان آنها. با کوتاه شدن عمر مفید مهارت‌ها، و مسیرهای شغلی پر پیچ و خم و طولانی، یادگیری مداوم از هر زمانی مهم‌تر شده‌است! بنابراین فشار قابل توجهی روی همه ما وجود دارد تا چیزهای درست را یاد بگیریم. اما چگونه تشخیص دهیم؟یک رویکرد این است که برای موضوعاتی که علاقه‌مند به یادگیری آن هستید، یک تحلیل &quot;سودمندی-زمان&quot; (مشابه تحلیل هزینه-فایده) اعمال کنید. &quot;زمان&quot; در اینجا، زمان یادگیری است و عملاً &quot;هزینه فرصت&quot; برای دست‌یابی به شایستگی است.  &quot;سودمندی&quot; میزان استفاده شما از مهارت مورد نظر است. برای مثال، مدیران امروزی زمان زیادی را صرف ایمیل زدن، گردآوری داده‌ها، برگزاری جلسات و ایجاد صفحات گسترده می‌کنند، بنابراین سودمندی برای بهبود در این فعالیت‌ها بسیار زیاد است. زمان و فایده را با هم ترکیب کنید و یک ماتریس ساده 2×2 تشکیل دهید:فوراً آن را بیاموزید: سودمندی بالا، زمان کم برای یادگیریزمانی را برای یادگیری آن برنامه‌ریزی کنید: سودمندی بالا، زمان زیاد برای یادگیریاگر فرصتی پیش آمد، آن را بیاموزید: سودمندی پایین، زمان کم برای یادگیریآیا نیاز به یادگیری آن دارید یا خیر: سودمندی پایین، زمان زیاد برای یادگیریماتریس تحلیل سودمندی-زمان چگونه این ماتریس را در زندگی خود اعمال می‌کنید؟ احتمالاً نمی‌خواهید فقط درباره صفحه‌گسترده‌ بیاموزید، اما ممکن است در مورد برخی از مهارت‌هایی که می‌خواهید به دست آورید یا توسعه دهید، ایده‌ای داشته باشید. ترکیبی از فعالیت ها را در روز کاری خود در نظر بگیرید. چه چیزی بیش‌تر به شما کمک می‌کند؟ بالاخره می‌توانید از فتوشاپ استفاده کنید، چابک یا آبشاری کارهایتان را کنترل کنید، واضح‌تر بنویسید؟ آیا متامهارت‌هایی وجود دارد که به شما کمک کند همه این کارها را بهتر انجام دهید - مانند این که یاد بگیرید که زمان خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید؟ شما می‌توانید برای هر یک از این موارد نمرات تقریبی برای &quot;زمان&quot; و &quot;سودمندی&quot; تعیین کنید و ماتریس آن را ترسیم کنید.شما می توانید از این رویکرد نه تنها فقط برای خود،  حتی برای یادگیری‌ها در یک تیم، یک دپارتمان و حتی کل یک شرکت استفاده کنید. از آنجایی که زمان زیادی برای یادگیری ندارید، یاد بگیرید که از آنچه دارید بهترین استفاده را ببرید.---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع:  https://hbr.org/2017/09/a-2x2-matrix-to-help-you-prioritize-the-skills-to-learn-right-now</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Wed, 01 Dec 2021 13:21:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس بیش‌تری داشته باشید، تا لایق‌تر به نظر برسید!</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF-jhsokzxze2fo</link>
                <description>افراد در ارزیابی شایستگی خیلی خوب نیستند! و برای موفقیت، درک شایستگی به اندازه خود شایستگی مهم است. این یک احساس رایج است: در حالی که شما کلی کار خوب انجام می‌دهید، دیگران خیلی سریع‌تر در حرفه خود پیشرفت می‌کنند! علت چیست؟ پاسخ در بسیاری از موارد این است که نقش شما دیده نمی‌شود! به این دلیل که مردم در ارزیابی شایستگی افراد، خیلی خوب نیستند! برای موفقیت، درک شایستگی به اندازه خود شایستگی مهم است. تفکیک عوامل واقعی موثر بر عملکرد اغلب دشوار است: نظیر این‌که چه میزان شانس یا دشواری کار موثر بوده است؟ به همین دلیل، مردم تمایل دارند شایستگی را بر اساس عوامل دیگری ارزیابی کنند و شما برای این که دیگران را نسبت به تخصص خود متقاعد کنید، علاوه بر تولید نتایج، کارهای دیگری باید انجام دهید. یکی از این کارها، &quot;ابراز کردن اعتماد به توانایی‌هایتان&quot; است.چرا مردم، افرادی را که اعتماد به نفس دارند، شایسته‌تر می‌دانند، حتی زمانی که عملکردشان چیز دیگری را نشان می‌دهد!؟ پاسخ این است که ما تمایل داریم آنچه را که به ما گفته می‌شود باور کنیم و با انتخاب اطلاعاتی که آنها را پشتیبانی می‌کند، باورهای خود را تأیید کنیم، که در اصطلاح به آن &quot;سوگیری تایید&quot; می‌گویند! بنابراین، اگر اعتماد به نفس داشته باشید، دیگران تمایل دارند باور کنند که شما می‌دانید در مورد چه چیزی صحبت می‌کنید، آنگاه اطلاعات مبهم در ذهن خود (این که شانس چقدر ممکن است به شما کمک کرده /  آسیب رسانده ) را فیلتر می‌کنند تا با برداشت اولیه‌شان مطابقت داشته باشد.هر چند عاقلانه نیست که وقتی می‌دانید در کاری عملکرد خوبی ندارید، از خود اعتماد به نفس کاذب نشان دهید، اما فروتنی هم به شما کمکی نخواهد کرد! چرا که مردم تمایل دارند بازیگران فروتن را با تصمیم‌گیری علیه آنها و انتخاب بازیگران با اعتماد به نفس جریمه کنند. به راستی، اگر متخصص به توانایی‌های خود اعتماد نداشته باشد، دیگران چگونه می‌توانند؟ برای مجاب کردن دیگران در مورد توانایی‌های خود، باید این عادت شما باشد که این گونه القا کنید که شما در کاری که انجام می‌دهید خوب هستید.این کار همیشه آسان نیست. برای نشان دادن اعتماد به نفس، ابتدا باید خود را متقاعد کنید. از خود بپرسید:      من در چه کاری خوب هستم؟      بزرگ‌ترین موفقیت من تا به حال چه بوده‌است؟     چرا دیگران باید توسط من رهبری شوند؟      من چه می‌دانم که دیگران نمی‌دانند؟ اگر پاسخ به این سؤالات برای شما دشوار است، پس مشکل دارید. به راستی اگر خودتان متقاعد نشدید، چگونه می‌توانید دیگران را در مورد تخصص خود متقاعد کنید؟فرانسیس بیکن گفت: «جسورانه خود را ستایش کنید»، زیرا همان‌طور که او ادامه داد «چیزی همیشه می‌چسبد.» اگر می‌خواهید مطمئن شوید که دستاوردهای شما به رسمیت شناخته می‌شود، به این فکر کنید که مدیر و همکارانتان شما و توانایی‌های شما را چگونه می‌بینند. آیا فکر می‌کنید آن‌ها حس خوبی از شایستگی و تخصص شما دارند؟ اگر نه، آیا می‌توانید اعتماد به نفس بیش‌تری در وظایف خود نشان دهید؟ این لزوماً به معنای تمجید از خود در هر فرصتی نیست، بلکه به معنای طرح یک نگرش خوش‌بینانه است. با نشان دادن اعتماد بیش‌تر به توانایی‌هایتان، خود را آماده می‌کنید تا برای لیاقت‌ها و نقش‌های خود شناخته شوید.-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع: https://hbr.org/2019/03/to-seem-more-competent-be-more-confident</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sun, 28 Nov 2021 20:33:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمتر کار کنید و زمان بیش‌تری را صرف تفریح کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-dplq7fs7bglo</link>
                <description> اکثر مردم «فعالیت‌های زیادی را نام می‌برند، مانند دنبال کردن یک سرگرمی، که دوست دارند برای آن وقت داشته باشند». این مهم‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد، زیرا این فقط افراد نیستند که ضرر می‌کنند بلکه وقتی مردم برای سرگرمی‌ها وقت نداشته باشند، کسب‌وکارها هزینه می‌پردازند.وقتی مردم برای سرگرمی‌ها وقت نداشته باشند، کسب‌وکارها هزینه می‌پردازند!افراد در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای تحت فشار زمانی و کاری  قرار دارند به طوری که، از چیزهایی که برایشان مهم است دست می‌کشند. در نظرسنجی‌ها، اکثر مردم «فعالیت‌های زیادی را نام می‌برند، مانند دنبال کردن یک سرگرمی، که دوست دارند برای آن وقتی داشته باشند». این مهم‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد، زیرا این فقط افراد نیستند که ضرر می‌کنند بلکه وقتی مردم برای سرگرمی‌ها وقت نداشته باشند، کسب‌وکارها هزینه می‌پردازند. سرگرمی‌ها به سه دلیل می‌توانند افراد را در شغل خود بهتر کنند:    1- خلاقیت شما را دوباره بیدار می‌کنند،    2- دیدگاهی تازه به شما دهند   3- اعتماد به نفس شما را تقویت کنند.این تجربه شخصی خودم هست. همیشه عاشق نواختن گیتار و آهنگسازی بودم. اما مانند همه کارکنان در همه جا، می‌توانم در دام این احساس بیفتم که زمانی برای انجام این کار ندارم. به عنوان رئیس تولید تقاضا در Nextiva، به قدری سرشلوغ هستم که شبانه‌روز مشغولم کنه. من به راحتی می‌توانم در دام «هفته‌کاری ۷۲ساعته» بیفتم! هر وقت تصادف می‌کنم، همیشه این وسوسه وجود دارد که کاری از جنس پشت میز نشینی و غیر فکری انجام دهم. جای تعجب نیست که تماشای تلویزیون محبوب‌ترین استفاده از اوقات فراغت در ایالات متحده است و در جاهای دیگر، از جمله آلمان و انگلیس، در صدر فهرست قرار دارد. با این حال، با صرف زمان برای موسیقی، برخی از مهم‌ترین مهارت‌های محل کارم را تقویت می‌کنم:خلاقیت: سازمان‌ها برای متمایز شدن و رقابت در محیط تجاری پر ازدحام و دائماً در حال تغییر امروزی، به ایده‌های جدید و نوآورانه‌ای نیاز دارند که فراتر از سر و صدا باشد. من وظیفه دارم دائماً به دنبال راه‌های جدیدی برای جلب توجه خریداران بالقوه باشم. اما زمانی که ذهن شما مملو از اهداف، معیارها و ضرب الاجل‌ها باشد، ارائه یک ایده بکر می‌تواند دشوار باشد. یک سرگرمی خلاق شما را از همه این‌ها بیرون می‌کشد. چه یک نوازنده باشید، چه یک هنرمند، نویسنده یا آشپز، اغلب با یک بوم خالی در ذهن خود شروع می‌کنید. شما به سادگی فکر می‌کنید: چه آهنگی درست کنم که احساساتی را که دوست دارم،برانگیزد؟ جای تعجب نیست که با دادن این فضای ذهنی به خود و تمرکز بر احساسات، می‌توانید خلاقیت خود را دوباره بیدار کنید. دانشمندان علوم مغز و اعصاب دریافته‌اند که افکار منطقی و احساسات بخش‌های مختلف مغز را درگیر می‌کنند. برای باز شدن دریچه‌های خلاقیت، هر دو باید کار کنند!نگرش. یکی از دشوارترین کارها در فرآیند خلاقیت این است که فکر کنید چگونه شخص دیگری ایده شما را تجربه خواهد کرد. در انجام سرگرمی‌های خلاقانه، مردم همیشه این گونه فکر می‌کنند. یک سفالگر تصور می‌کند که خریدار گلدان چگونه به آن پاسخ می دهد. یک رمان نویس اسرارآمیز به این فکر می‌کند که آیا خواننده بی‌خبر از پایان غافلگیرکننده شگفت زده می شود یا خیر! وقتی از کار استراحت می‌کنم تا بروم موسیقی بسازم، دوباره با آن دیدگاه ارتباط برقرار می‌کنم. مدام به این فکر می‌کنم که کسی که برای اولین بار آهنگم را می‌شنود چه پاسخی می‌دهد. من تمام تلاشم را می‌کنم تا دنیا را از چشم (یا گوش) دیگران ببینم (یا بشنوم). سپس وقتی پروژه کاری را از سر می‌گیرم، این ذهنیت را با خودم می برم.خودباوری. زمانی که در محل کار با چالشی سخت مواجه می‌شوم و گیر می‌کنم، از خود می پرسم که آیا راه حل موفقی پیدا خواهم کرد یا خیر. از دست دادن خودباوری در خلاقیت آسان است. اما بعد از یک ساعت نواختن سریع گیتار و زدن نت‌های عالی، احساس خوبی دارم. می‌توانم بگویم که مغزم هوس چنین احساس رضایتی را داشت. وقتی دوباره با آن پروژه کاری روبرو می شوم، اعتماد به نفس را با خود می‌آوردم.در یک مطالعه، محققان دریافتند که &quot;فعالیت خلاق با تجربیات بازیابی (یعنی تسلط، کنترل و آرامش) و پیامدهای مرتبط با عملکرد (یعنی خلاقیت شغلی و رفتارهای فرانقشی) رابطه مستقیم دارد&quot;. در واقع، آنها این‌گونه نوشته‌اند: &quot;فعالیت خلاق در زمان خارج از محیط کار ممکن است فعالیتی تفریحی باشد که منابع ضروری کارکنان را برای انجام فعالیت در سطح بالا فراهم می‌کند.&quot;----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع   https://hbr.org/2019/02/why-you-should-work-less-and-spend-more-time-on-hobbies</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 16 Nov 2021 13:52:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خود را مدیریت کنید نه زمان را! (5-روح: معنا و هدف انرژی)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-5-%D8%B1%D9%88%D8%AD-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-zlpsbtf3vsw8</link>
                <description>اکثر مردم با چنان سرعت خشنی زندگی می‌کنند که به ندرت از خود می پرسند که خواهان چه چیزی هستند و می‌خواهند چه کسی باشند. در نتیجه، آنها به خواسته‌های دیگران اجازه می‌دهند که اعمال آنها را دیکته کند.روح انسان: معنا و هدف انرژیمردم زمانی از انرژی روح انسانی بهره می برند که کار و فعالیت‌های روزمره آنها با آن‌چه که بیش از همه برایشان ارزش قائل هستند و با چیزی که به آنها احساس معنا و هدف می‌دهد، سازگار باشد. اگر کاری که انجام می‌دهند واقعا برایشان مهم باشد، معمولا انرژی مثبت بیشتری احساس می‌کنند، تمرکز بهتری دارند و پشتکار بیش‌تری نشان می‌دهند. متأسفانه، تقاضاهای زیاد و سرعت سریع زندگی شرکتی زمان زیادی برای توجه به این مسائل باقی نمی‌گذارد و بسیاری از مردم حتی معنا و هدف را به عنوان منابع بالقوه انرژی نمی‌شناسند.برای جاناتان آنسپاچر همکارE&amp;Y ، داشتن فرصتی برای پرسیدن یک‌سری سوالات در مورد آنچه واقعا برای او اهمیت دارد، هم روشن‌گر و هم انرژی بخش بود: «من فکر می‌کنم مهم است که کمی خویشتن‌نگر باشیم و بگوییم: &quot;برای چه می‌خواهید در خاطره‌ها باشید؟&quot;، او به ما این جوری گفت.&quot;وقتی بچه‌هایم به من زنگ می‌زنند و می‌پرسند، «می‌توانی به کنسرت گروه من بیای؟» دوست دارم بگویم: «بله، من آنجا خواهم بود، در ردیف اول». نمی‌خواهم آن پدری باشم که می‌آید و همه‌اش سرش تو گوشی است و باید برود بیرون برای جواب دادن به تلفن!&quot;برای دست‌یابی به انرژی روح، افراد باید اولویت‌ها را روشن کنند و آیین‌های مربوطه را در سه دسته برپا کنند:      1- انجام کاری که به بهترین وجه انجام می‌دهند و بیش‌ترین لذت را در محل کار دارند.       2- تخصیص زمان و انرژی به حوزه‌های زندگی (کار، خانواده، سلامتی، ...) که از نظر آنها مهم است.       3- در رفتارهای روزمره، با ارزش‌های اصلی خود زندگی کنند.هنگامی که تلاش می‌کنید کشف کنید که در چه کاری بهترین هستید و از چه چیزی بیش‌تر لذت می‌برید، باید بدانید این دو مطلب لزوماً یکی نیستند:   - ممکن است بازخوردهای مثبت زیادی در مورد کاری که در آن مهارت دارید دریافت کنید اما واقعاً از آن لذت نبرید.    - شما می‌توانید عاشق انجام کاری باشید که هیچ پاداشی از سوی اطرافیان برای آن دریافت نکنید!برای کمک به شرکت‌کنندگان در برنامه برای کشف حوزه‌های قدرت خود، از آنها می‌خواهیم حداقل دو تجربه کاری در چند ماه گذشته را که در طی انجام آن‌ها خود را در &quot;نقطه مطلوب&quot; خود می‌دیدند، به یاد بیاورند. سپس از آنها می‌خواهیم این تجربیات را واشکافی کنند تا دقیقا بفهمند چه چیزی به آنها انرژی مثبت داده و از چه استعدادهای خاصی بهره گرفته‌اند.یکی از رهبران ارشدی که با او کار کردیم متوجه شد که یکی از فعالیت‌هایی که او کمتر دوست دارد خواندن و خلاصه کردن گزارش‌های فروش دقیق است، در حالی که یکی از موارد مورد علاقه او طوفان فکری برای استراتژی‌های جدید بود. این رهبر کسی را پیدا کرد که دوست داشت خود را در اعداد غوطه‌ور کند و وظیفه گزارش فروش را به او محول کرد و با خوشحالی هر روز به خلاصه‌های شفاهی کوتاهی از او رضایت داد. این رهبر هم‌چنین شروع به برنامه‌ریزی یک جلسه آزاد 90 دقیقه‌ای هفتگی با خلاق‌ترین افراد گروه خود کرد.اغلب بین آنچه که مردم می‌گویند مهم است و آنچه واقعا انجام می‌دهند، شکاف وجود دارد. این آیین می‌تواند به رفع این شکاف کمک کند. زمانی که ژان لوک دوکسن، معاون سونی در اروپا، در مورد اولویت‌های شخصی خود فکر می‌کرد، متوجه شد که گذراندن وقت با خانواده‌اش برایش خیلی مهم‌ است، اما اغلب اوقات تحت فشار روزهای کاری خود است. بنابراین او آیینی را به وجود آورد که در آن هر روز عصر که به خانه می‌رسد حداقل سه ساعت به چیزی فکر نمی‌کرد تا بتواند روی خانواده‌اش تمرکز کند. او به ما گفت: «من هنوز در پلی استیشن متخصص نیستم، اما به گفته پسر کوچکم، من در حال یادگیری هستم و دانش‌آموز خوبی هستم.»استیو وانر که در مسیر رفت ‌وآمد از محل کار تا منزل، تا در ورودی خانه‌اش با تلفن همراه صحبت می‌کرد، نقطه خاصی را در فاصله 20 دقیقه‌ای از خانه‌اش انتخاب کرده است که در آنجا هر تماسی را پایان می‌دهد و تلفن را کنار می‌گذارد. او بقیه زمان رفت و آمد خود را با آرامش می گذراند تا وقتی به خانه می‌رسد، کمتر مشغول کار باشد و بیش‌تر در دسترس همسر و فرزندانش باشد.تمرین ارزش های اصلی در رفتار روزمره، برای بسیاری از افراد چالش برانگیز است. اکثر مردم با چنان سرعت خشنی زندگی می‌کنند که به ندرت از خود می پرسند که دوستدار چه چیزی هستند و می‌خواهند چه کسی باشند. در نتیجه، آنها به خواسته‌های دیگران اجازه می‌دهند که تعیین اعمال و رفتار آنها باشد!ما به مردم پیشنهاد نمی‌کنیم که ارزش‌های خود را به صراحت تعریف کنند، زیرا نتایج معمولاً بیش از حد قابل پیش‌بینی هستند. درعوض، ما تا حدی با پرسیدن سوالاتی که ناخواسته آشکارکننده این ارزش‌ها هستند، به دنبال کشف آنها هستیم، مانند این که &quot;چه رفتاری از دیگران ببینید برای شما آزار دهنده است؟&quot; با توصیف آنچه که نمی‌توانند تحمل کنند، افراد ناخواسته آنچه را که بدان اعتقاد دارند را فاش می‌کنند. برای مثال، اگر از خسیس بسیار آزرده خاطر هستید، سخاوت احتمالاً یکی از ارزش های کلیدی شماست. اگر از بی نزاکتی دیگران آزرده می‌شوید، احتمالاً احترام برای شما ارزش بسیار بالایی دارد. مانند سایر مقوله‌ها، برپایی آیین‌ها می‌تواند به پر کردن شکاف بین ارزش‌هایی که در آرزوی آنهاست و نحوه رفتار فعلی شما کمک کند. اگر متوجه شدید که احترام یک ارزش کلیدی برای شماست، اما همیشه دیر به جلسات می‌رسید، ممکن است آئین پیشنهادی این باشد که جلساتی را که برگزار می‌کنید پنج دقیقه زودتر از معمول پایان دهید و آگاهانه پنج دقیقه زودتر برای جلسه بعدی حاضر شوید.پرداختن به این مسائل به افراد کمک می‌کند تا مسیر طولانی را در جهت دستیابی به حس همسویی، رضایت و رفاه بیشتر در زندگی خود در داخل و خارج از کار طی کنند. این احساسات به خودی خود منبعی از انرژی مثبت هستند و میل افراد را برای تداوم در این آیین‌ها در دیگر ابعاد انرژی نیز تقویت می‌کنند. این شیوه جدید کار تنها تا حدی است که سازمان‌ها از افراد خود در اتخاذ رفتارهای جدید حمایت می‌کنند. گاهی اوقات به طرز دردناکی آموخته‌ایم که همه مدیران و شرکت‌ها آمادگی پذیرش این ایده را ندارند که تجدید رویکردهای شخصی برای کارکنان منجر به عملکرد بهتر و پایدارتر سازمانی می‌شود. برای موفقیت، تلاش‌های تجدید انرژی، نیاز به حمایت و تعهد قوی از سوی مدیریت ارشد سازمان‌هاست!---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------قبلی  ذهن: منبع تمرکز انرژی  https://vrgl.ir/bCnAk---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع  https://hbr.org/2007/10/manage-your-energy-not-your-time</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sun, 14 Nov 2021 13:53:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خود را مدیریت کنید نه زمان را! (4-ذهن: منبع تمرکز انرژی)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-4-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-l2qkwf5cyrjn</link>
                <description>تغییر موقت توجه از یک کار به کار دیگر، زمان لازم برای اتمام کار اصلی را تا 25٪ افزایش می‌دهد، پدیده‌ای که به &quot;زمان سوئیچینگ&quot; معروف است.ذهن: منبع تمرکز انرژیبسیاری از مدیران، چندوظیفه ای را به عنوان یک ضرورت در مواجهه با تمام خواسته‌هایی که با آن روبرو می‌شوند، می‌دانند، اما در واقع بهره‌وری را تضعیف می‌کند.عوامل حواس‌پرتی پرهزینه هستند: تغییر موقت توجه از یک کار به کار دیگر، توقف برای پاسخ به یک ایمیل یا تماس تلفنی، زمان لازم برای اتمام کار اصلی را تا 25٪ افزایش می‌دهد، پدیده‌ای که به &quot;زمان سوئیچینگ&quot; معروف است.تمرکز کامل برای 90 - 120 دقیقه، استراحت واقعی و سپس تمرکز کامل روی فعالیت بعدی بسیار کارآمدتر است. ما به این دوره‌های کاری  &quot;دوی سرعت اولترادین&quot; می‌گوییم.هنگامی که مردم می‌بینند که چقدر برای تمرکز تلاش می‌کنند، می‌توانند آیین‌هایی را برای کاهش وقفه‌های بی‌امان که فناوری در زندگی آنها ایجاد کرده است در نظر بگیرند. ما با تمرینی شروع می‌کنیم که آنها را مجبور می‌کند با تأثیر حواس‌پرتی روزانه روبرو شوند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا یک کار پیچیده را تکمیل کنند و مرتباً قطع می‌شوند - تجربه‌ای که در نهایت شبیه به زندگی روزمره است.دن کلونا، معاون رئيس در Wachovia، دو روش را طراحی کرد تا توجه خود را بهتر متمرکز کند:اولین مورد این است که هر وقت کاری که نیاز به تمرکز دارد، میز خود را ترک کرده و به اتاق کنفرانس، دور از تلفن و ایمیل بروید. او اکنون گزارش ها را در یک سوم زمانی که قبلاً نیاز داشتند، به پایان می رساند.کلونا دومین آیین خود را حول جلسات در شعب با متخصصان مالی که به او گزارش می دهند، ساخت. قبلاً در این جلسات هر وقت تلفنش زنگ می خورد جواب می داد. در نتیجه، جلساتی که او برای یک ساعت برنامه ریزی می کرد اغلب به دو ساعت می رسید و به ندرت توجه کامل خود را به کسی معطوف می کرد. اکنون کلونا به تلفن خود اجازه می دهد تا به پست صوتی برود تا بتواند به طور کامل روی شخص مقابلش تمرکز کند. او اکنون به پیام‌های پست صوتی انباشته‌شده در زمانی که بین جلسات استراحت دارد، پاسخ می‌دهد.وانر در شرکت  E&amp;Y همیشه در طول روز به ایمیل‌ها پاسخ می‌داد، هر زمان که صدای پینگ می‌شنید. سپس او آیینی را ایجاد کرد که فقط دو بار در روز ایمیل خود را در ساعت 10:15 صبح و 2:30 بعد از ظهر چک می‌کرد. در حالی که قبلاً نمی‌توانست همه پیام‌هایش را دنبال کند، متوجه شد که می‌تواند هر بار که صندوق ورودی خود را باز می‌کند پاک کند - پاداش تمرکز کامل روی ایمیل به مدت 45 دقیقه در هر بار. وانر همچنین انتظارات همه افرادی را که مرتباً از طریق ایمیل با آنها در ارتباط است، تنظیم مجدد کرده است. او می‌گوید: «به آن‌ها گفته‌ام اگر اورژانسی است و نیاز به پاسخ فوری دارند، می‌توانند با من تماس بگیرند و من همیشه آن را پیگیری می‌کنم. بعد از نه ماه، او هرگز چنین تماسی دریافت نکرده‌است.مایکل هنکه، یکی از مدیران ارشد E&amp;Y، طی نشستی با تیمش در شروع فصل شلوغ زمستان گذشته به آنها گفت که در برخی مقاطع روز قصد دارد Same-time خود را (یک سیستم پیام فوری داخلی) خاموش کند. او گفت که نتیجه این بود که برای سؤالات کمتر در دسترس آنها قرار می‌گرفت. مانند وانر، او به تیمش گفت که در صورت بروز هرگونه اضطرار با او تماس بگیرند، اما آنها به ندرت این کار را می‌کردند. او هم‌چنین گروه را تشویق کرد که به طور منظم در طول روز استراحت کنند و به طور منظم غذا بخورند. آنها فصل شلوغ را با بودجه و سود بیش‌تری نسبت به سایر تیم‌هایی که برنامه تجدید انرژی را دنبال نکرده بودند، به پایان رساندند. هنکه می‌گوید: «ما همان مقدار کار را در زمان کمتری انجام دادیم. این یک بازی برد-برد را فراهم کرد.&quot;راه دیگر برای بسیج انرژی ذهنی تمرکز سیستماتیک بر روی فعالیت‌هایی است که اثرات طولانی مدت‌تر را دارند. مگر این‌که افراد آگاهانه زمانی را برای کارهای چالش برانگیزتر برنامه‌ریزی کنند، و الا معمولاً به آن نمی‌رسند یا در آخرین لحظه با عجله انجام می‌دهند. شاید مؤثرترین تشریفات تمرکز مدیرانی که ما با آن کار می‌کنیم این است که هر شب مهم‌ترین چالش روز بعد را شناسایی کرده و وقتی صبح می‌رسند آن را در اولویت اول خود قرار دهند. ژان لوک دوکسن، معاون سونی اروپا در پاریس، به محض رسیدن به دفتر به ایمیل‌هایش پاسخ می‌داد، درست مانند بسیاری از مردم. او اکنون سعی می‌کند ساعت اول هر روز را بر مهم‌ترین موضوع متمرکز کند. او در می‌یابد که در ساعت 10 صبح به گونه‌ای است که گویی روز پرباری داشته است!-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بعدی  روح: منبع هدفمندی انرژی    https://vrgl.ir/6JTRSقبلی   ذهن: منبع تمرکز انرژی         https://vrgl.ir/6KzcM -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع    https://hbr.org/2007/10/manage-your-energy-not-your-time-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 18:25:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خود را مدیریت کنید نه زمان را! (3-احساسات: منبع کیفیت انرژی)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-3-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-b1m9gpjmdqme</link>
                <description>وقتی افراد بتوانند کنترل بیشتری بر احساسات خود داشته باشند، بدون توجه به فشارهای خارجی که با آن مواجه هستند، می‌توانند کیفیت انرژی خود را بهبود بخشند. برای انجام این کار، آنها ابتدا باید از احساس خود در نقاط مختلف روز کاری و تأثیر این احساسات بر اثربخشی آنها آگاهی بیشتری پیدا کنند. احساسات: کیفیت انرژیوقتی افراد بتوانند کنترل بیش‌تری بر احساسات خود داشته باشند، بدون توجه به فشارهای خارجی، می‌توانند کیفیت انرژی خود را بهبود بخشند. آنها ابتدا باید از احساس خود در نقاط مختلف روز کاری و تأثیر این احساسات و اثربخشی آنها آگاهی بیش‌تری پیدا کنند. بسیاری از مردم متوجه می‌شوند که زمانی که انرژی مثبت دارند بهترین عملکرد را دارند. چیزی که آنها آن را شگفت‌انگیز می‌دانند این است که وقتی که انرژی مثبت ندارند نمی‌توانند عملکرد خوبی داشته باشند یا به طور مؤثر رهبری کنند!متأسفانه، ما از نظر فیزیولوژیکی قادر به حفظ احساسات بسیار مثبت برای دوره‌های طولانی نیستیم. در مواجهه با خواسته‌های بی‌وقفه و چالش‌های غیرمنتظره، افراد تمایل دارند که  چندین بار در روز به سمت احساسات منفی (حالت جنگ و گریز) متمایل شوند. آنها تحریک‌پذیر، بی‌حوصله یا مضطرب و ناامن می‌شوند. این حالات ذهنی، انرژی را تخلیه کرده و باعث ایجاد اصطکاک در روابط می‌شود. احساس جنگ یا گریز مانع از تفکر درست، منطقی و اندیشمندانه می‌شود. وقتی مدیران تشخیص دهند چه نوع رویدادهایی باعث تحریک احساسات منفی آنها می‌شود، توانایی بیش‌تری برای کنترل واکنش‌های خود به دست می‌آورند.خریدن زمان: یکی از مراسم‌های ساده اما قدرتمند برای خنثی کردن احساسات منفی چیزی است که ما آن را &quot;خرید زمان&quot; می‌نامیم. تنفس عمیق شکمی یکی از راه‌های انجام این کار است. بازدم آهسته به مدت 5 - 6 ثانیه باعث آرامش و بهبودی می‌شود و پاسخ جنگ و گریز را خاتمه می‌دهد! زمانی که با فوجیو نیشیدا، رئیس سونی اروپا شروع به کار کردیم، او عادت داشت که هر بار که یک اتفاق استرس‌زا رخ می‌دهد سیگاری روشن کند (حداقل دو یا سه بار در روز)؛ وگرنه سیگار نمی‌کشید. ما تمرین تنفس را به عنوان جایگزین به او یاد دادیم، و بلافاصله جواب داد. نیشیدا متوجه شد که دیگر تمایلی به سیگار ندارد. به این نتیجه رسیدیم که سیگار کشیدن او را از استرس خلاص نکرده بود، بلکه آرامش ناشی از دم و بازدم عمیق عامل ایجاد خلاصی از استرس بود.ابراز قدردانی: یک رفتار قدرتمند که بر احساسات مثبت می‌افزاید، ابراز قدردانی از دیگران است، عملی که به نظر می‌رسد برای قدردانی‌کننده به اندازه قدردانی‌شونده مفید باشد؛ که می‌تواند به شکل یک دست نوشته، یک ایمیل، یک تماس یا یک مکالمه باشد و هر چه جزئی‌تر و مشخص‌تر، تاثیر آن بیش‌تر است. مانند دیگر مناسک، اختصاص یک زمان خاص برای انجام آن، شانس موفقیت را بسیار افزایش می‌دهد. بن جنکینز، نایب رئیس و رئیس بانک عمومی در Wachovia در شارلوت، کارولینای شمالی، مراسم قدردانی خود را در زمانی که برای راهنمایی در نظر گرفته شده بود، ساخت. او شروع به برنامه‌ریزی منظم ناهار یا شام با افرادی کرد که برای او کار می‌کردند. پیش از این، تنها نشستی که او با گزارش‌های مستقیم خود داشت، شنیدن گزارش‌های ماهانه در مورد تعداد آنها یا ارائه بررسی عملکرد سالانه آنها بود. اکنون، در طول وعده های غذایی، شناخت دستاوردهای آنها و همچنین صحبت با آنها در مورد زندگی و آرزوهایشان به جای مسئولیت‌های کاری آنها در اولویت بن جنکینز قرار می‌گیرد.نحوه بیان داستان‌های زندگی: در نهایت، افراد می‌توانند با یادگیری تغییر داستان‌هایی که درباره رویدادهای زندگی‌شان می‌گویند، احساسات مثبت را پرورش دهند. اغلب افراد در تعارض، خود را در نقش قربانی قرار می‌دهند و دیگران یا شرایط بیرونی را مسبب مشکلاتشان می‌دانند. آگاهی از تفاوت بین حقایقی در یک موقعیت معین و روشی که ما آن حقایق را تفسیر می‌کنیم، به خودی خود می‌تواند قدرتمند باشد. برای بسیاری از افرادی که با آنها کار می‌کنیم، این یک مکاشفه بوده است وقتی متوجه می‌شوند در مورد نحوه مشاهده یک رویداد خاص و تشخیص اینکه داستانی که می‌گویند چقدر بر احساساتشان تأثیر می‌گذارد، حق انتخاب دارند. ما به آنها می‌آموزیم که امیدوارکننده‌ترین و  قدرتمندترین داستان ممکن را در هر موقعیتی بیان کنند، بی آنکه چیزی از حقایق بکاهند یا انکار کنند!مردم می‌توانند با یادگیری تغییر داستان‌هایی که درباره وقایع زندگی خود می‌گویند، انرژی مثبت پرورش دهند. ما به آنها یاد می‌دهیم که امیدوارکننده‌ترین داستان‌های ممکن را بیان کنند. موثرترین روشی که مردم می‌توانند یک داستان را تغییر دهند این است که آن را از سه لنز جدید، که همگی جایگزینی به جای دیدن جهان از منظر یک قربانی هستند، مشاهده کنند:      با لنز وارونه، از خود می‌پرسند: &quot;فرد مقابل چه می‌گوید و از چه جهاتی ممکن است حرفش درست باشد؟&quot;      با لنز بلند، آنها می‌پرسند: &quot;به احتمال زیاد من این وضعیت را در شش ماه دیگر، چگونه می‌بینم؟&quot;      با لنز واید، از خود می‌پرسند: &quot;صرف نظر از نتیجه این موضوع، چگونه می‌توانم رشد کنم و از آن بیاموزم؟&quot;. هر یک از این لنزها می‌تواند به افراد کمک کند به طور آگانه احساسات مثبت بیش‌تری پرورش دهند.نیکلاس بابین، مدیر ارتباطات شرکت سونی اروپا، زمانی که سونی در سال 2006 چندین بار باتری‌های خود را فراخوانی کرد، مخاطب اصلی تماس‌های خبرنگاران بود. پس از تکرار تمرینات لنز، او شروع به یافتن راه‌هایی برای گفتن داستانی مثبت و قدرتمندتر درباره نقشش کرد. او توضیح می‌دهد: «دریافتم که این فرصتی بود تا بتوانم از طریق روزنامه‌نگاران روابط قوی‌تری با آنها ایجاد کنم و با صراحت و صداقت، اعتبار سونی را افزایش دهم.»------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بعدی  ذهن: منبع تمرکز انرژی    https://vrgl.ir/bCnAkقبلی  بدن: منبع  انرژی فیزیکی  https://vrgl.ir/NjECp ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع  https://hbr.org/2007/10/manage-your-energy-not-your-time</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 17:48:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خود را مدیریت کنید، نه زمان را! (2-بدن: منبع انرژی فیزیکی)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-2-%D8%A8%D8%AF%D9%86-f3fh3qybcbyl</link>
                <description>زمان یک منبع محدود است، اما انرژی متفاوت است و دارای چهار منبع است: بدن، احساسات، ذهن و روح. در هر کدام از این منابع، می‌توان انرژی را به طور سیستماتیک گسترش داد و تجدید کرد! بدن: منبع انرژی فیزیکیبدیهی است که نامناسب بودن تغذیه، ورزش، خواب و استراحت باعث کاهش سطح انرژی اولیه افراد می‌شود، همان‌گونه که باعث کاهش توانایی آنها در مدیریت احساسات و تمرکز توجه آنها می‌شود. با این وجود، بسیاری از مدیران نمی‌توانند راه‌هایی برای تمرین مداوم رفتارهای سلامتی‌بخش پیدا کنند!ممیزی انرژی: قبل از این‌که شرکت‌کنندگان کشف راه‌های افزایش انرژی فیزیکی خود را آغاز کنند، آنها ممیزی انرژی شدند که شامل چهار سوال در هر بعد از انرژی (بدن ، احساسات ، ذهن و روح) است. به طور متوسط، شرکت‌کنندگان 8 تا 10 مورد از این 16 سوال را &quot;اشتباه&quot; زدند. به این معنی که آنها کارهایی مانند &quot;حذف صبحانه&quot;، &quot;عدم ابراز قدردانی از دیگران&quot;، &quot;تقلا برای تمرکز بر یک کار در یک زمان&quot;، یا &quot;صرف زمان بسیار اندک برای فعالیت‌هایی که به آنها احساس هدفمند بودن می‌دهد&quot;، انجام می‌دهند. در حالی که اکثر شرکت‌کنندگان از آگاه شدن به این که این رفتارها مضر هستند متعجب نمی‌شوند، اما ذکر همه آنها در یک مکان اغلب ناراحت کننده، هشدار دهنده و هیجان‌انگیز است. این ممیزی، کسریِ انرژی بالایی را در کارکنان نشان می‌دهد. شرکت‌کنندگان هم‌چنین نمودارهایی را -که برای افزایش آگاهی آنها در مورد تأثیر ورزش‌، رژیم غذایی و خواب بر سطح انرژی آنها طراحی شده است- تکمیل می‌کنند.شناسایی مناسکی برای ایجاد و تجدید انرژی فیزیکی: هنگامی که گری فارو، نایب رئیس بانک Wachovia، برنامه را شروع کرد، وزن بسیار بالایی داشت، بد غذا می‌خورد، یک برنامه ورزشی منظم نداشت، ساعت‌های طولانی کار می‌کرد و معمولاً بیش از پنج تا شش ساعت در شب نمی‌خوابید. این رفتار در بین رهبران و مدیران، غیر معمول نیست. در طول برنامه، فارو به طور منظم تمرینات قلبی، عروقی و قدرتی را آغاز کرد. او در ساعت معینی شروع به خوابیدن کرد و بیش‌تر خوابید. او عادات غذایی خود را از دو وعده غذایی بزرگ در روز به وعده‌های غذایی کوچک و میان وعده‌های سبک در هر 3 ساعت تغییر داد. هدف این بود که به او کمک کنیم تا سطح گلوکز خود را در طول روز ثابت نگه دارد و از قله‌ها و دره‌ها اجتناب کند. او در این راه 50 کیلوگرم وزن کم کرد و سطح انرژی او بالا رفت. فارو می‌گوید: &quot;من عادت داشتم تا پروژه‌های سخت را برای صبح برنامه‌ریزی می‌کردم، زمانی که می‌دانستم تمرکزم بیش‌تر خواهد بود&quot; .&quot;من دیگر مجبور نیستم این کار را انجام دهم زیرا فهمیدم که همانند ساعت 8 صبح، الان می‌توانم ساعت 5 بعد از ظهر نیز تمرکز کنم.&quot;استراحت کوتاه اما منظم: یکی دیگر از آیین‌های کلیدی فارو، استراحت کوتاه اما منظم در فواصل معین در طول روز کاری بود، همیشه میز کار خود را ترک می‌کرد. ارزش چنین وقفه‌هایی در فیزیولوژی ما ریشه دارد. &quot;ریتم‌های آلترادین&quot; به چرخه‌ های 90 - 120 دقیقه‌ای اشاره دارد که طی آن بدن به آرامی از حالت پرانرژی به پایین‌ترین حد فیزیولوژیکی منتقل می‌شود. پایان هر چرخه، بدن شروع به بهبودی می‌کند. این سیگنال‌ها شامل بی‌قراری فیزیکی، خمیازه کشیدن، گرسنگی و مشکل در تمرکز است، اما بسیاری از ما آنها را نادیده می‌گیریم و به کار خود ادامه می‌دهیم. نتیجه این می‌شود که با سپری شدن روز، منبع انرژی ما (ظرفیت باقی‌مانده ما) به انتها می‌رسد.ما دریافتیم که تنفس‌های کاری (استراحت) متناوب برای تجدید، منجر به عملکرد بالاتر و پایدارتر می‌شود. مدت زمان تمدید اهمیت کمتری نسبت به کیفیت تمدید دارد. این امکان وجود دارد که در مدت کوتاهی بهبودی زیادی کسب کنید - به اندازه چند دقیقه - اگر آیینی باشد که به شما امکان دهد از کار جدا شوید و کانال‌ها را واقعا تغییر دهید؛ که می‌تواند شامل بلند شدن برای صحبت با یک همکار در مورد چیزی غیر از کار، گوش دادن به موسیقی در آیپاد، بالا و پایین رفتن از پله‌ها در یک ساختمان اداری باشد. اگرچه این گونه تنفس‌های کاری در اکثر سازمان‌ها ضدفرهنگی قلمداد می‌شوند و برای بسیاری از افراد موفق و سختکوش خلاف انتظار است، اما ارزش این گونه استراحت‌ها (تنفس‌های کاری)چندجانبه است.-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بعدی  احساسات: منبع انرژی کیفی   https://vrgl.ir/6KzcMقبلی   انرژی: منبع قابل تجدید          https://vrgl.ir/OTDSe-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع  https://hbr.org/2007/10/manage-your-energy-not-your-time</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 14:56:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انرژی خود را مدیریت کنید، نه زمان را! (1-انرژی: منبع قابل تجدید)</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-sezmvddxehpb</link>
                <description>در حالی‌که افزایش ظرفیت انرژی بهترین راه برای انجام سریع‌تر و بهتر کارهای بیش‌تر است. زمان یک منبع محدود است، اما انرژی متفاوت است و دارای چهار منبع است: بدن، احساسات، ذهن و روح. در هر کدام از این منابع، می‌توان انرژی را به طور سیستماتیک گسترش داد و تجدید کرد!انرژی: منبع قابل تجدیدمتن حاضر ترجمه مقاله Manage Your Energy, Not Your Time از مجله HBR است که در سال 2007 در مجله HBR منتشر شده است! در این مقاله، شوارتز، بنیانگذار &quot;پروژه انرژی&quot;، چگونگی ایجاد آیینی را که انرژی را در چهار بعد کلیدی (بدن، احساسات، ذهن و روح) تجدید می‌کند، شرح می‌دهد:    کنترل ریتم‌های آلترادین بدن با استراحت‌های گاه و بیگاه، انرژی فیزیکی بدن را بازمی‌یابد.     نپذیرفتن نقش قربانی و در عوض مشاهده رویدادها با نگاه امیدوارانه، احساسات منفی را خنثی می‌کند.     اجتناب از حواس‌پرتی‌های مداومی که فناوری فراهم کرده، بر انرژی ذهن می‌افزاید               شرکت در فعالیت‌هایی که به شما معنا و هدف می‌بخشد، انرژی روح را افزایش می‌دهد.استیو وانر یک همکار 37 ساله بسیار محترم در Ernst &amp; Young است که ازدواج کرده و چهار فرزند خردسال دارد. وقتی یک سال پیش با او ملاقات کردیم، او 12 تا 14 ساعت در روز کار می‌کرد، احساس خستگی دائمی داشت و تعامل کامل با خانواده در عصرها برای او مشکل بود، به طوری که باعث احساس گناه و ایجاد نارضایتی در او شده بود. او بد می‌خوابید، زمانی برای ورزش نمی‌گذاشت و به ندرت غذای سالم می‌خورد، در عوض برای خود لقمه می‌گرفت تا در مسیر رفتن به سر کار یا حین کار آن را بخورد.تجربه وانر غیر معمول نیست. بسیاری از ما با اضافه کردن ساعات کاری به افزایش تقاضاها در محل کار پاسخ می‌دهیم، که به ناچار از نظر جسمی، روحی و احساسی بر ما تأثیر می‌گذارد. و منجر به کاهش سطح مشارکت، افزایش میزان حواس پرتی، افزایش نقدینگی و افزایش هزینه‌های پزشکی در بین کارکنان می‌شود.ما در پروژه انرژی، در طول پنج سال گذشته، با هزاران رهبر و مدیر در زمینه مشاوره و مربی‌گری در سازمان‌های بزرگ همکاری داشته‌ایم. این مدیران با پشتکار قابل توجهی به ما می‌گویند که بیش از هر زمان دیگری خود را تحت فشار قرار می‌دهند تا جا نمانند و به طور فزاینده‌ای احساس می‌کنند که در ته خط قرار دارند.مشکل اصلی کار با ساعات کاری بالا این است که زمان یک منبع محدود است. در فیزیک، انرژی به عنوان ظرفیت انجام کار تعریف شده است. انرژی از چهار منبع اصلی در انسان به دست می‌آید: بدن، احساسات، ذهن و روح. در هر یک از این منابع، انرژی را می‌توان به طور سیستماتیک گسترش داد و به طور منظم با ایجاد مناسک خاص (رفتارهایی که تمرین می‌شوند و دقیقاً برنامه‌ریزی شده‌اند) می‌توان آن را به طور ناخودآگاه و خودکار در سریع‌ترین زمان ممکن تجدید کرد.برای تقویت نیروی کار، سازمان‌ها باید تأکید خود را از کار کشیدن بیش‌تر از افراد به سرمایه‌گذاری بیش‌تر روی آنها تغییر دهند، به این ترتیب آنها انگیزه دارند - و قادرند – با بخش بیش‌تری از وجود خود در سر کار حاضر شوند! برای تقویت نیروی خود، صرف نظر از شرایطی که با آن روبرو هستند، افراد باید هزینه‌ رفتارهای تلف‌کننده انرژی را تشخیص داده و درصدد تغییر آن برآیند.آیین‌ها و رفتارهایی که وانر برای مدیریت بهتر انرژی خود ایجاد کرد، زندگی او را متحول کرد. او زودتر می خوابید و نوشیدن را رها کرد. در نتیجه، وقتی از خواب بیدار می‌شود، احساس آرامش و انگیزه بیش‌تری برای ورزش می‌کند، کاری که اکنون تقریباً هر روز صبح انجام می‌دهد. در کمتر از دو ماه 15 کیلو وزن کم کرد. پس از تمرین، اکنون با خانواده‌اش برای صبحانه می‌نشیند. وانر هنوز ساعت‌های زیادی را به کار مشغول است، اما در طول راه خود را به طور منظم تجدید می‌کند. او میز کار خود را برای ناهار ترک می‌کند و معمولاً صبح و بعد از ظهر بیرون می‌رود. وقتی عصر به خانه می‌رسد، آرامش بیش‌تری دارد و بهتر می‌تواند با همسر و فرزندانش ارتباط برقرار کند. ایجاد آیین‌های ساده مانند این می تواند منجر به نتایج چشمگیری در سازمان‌ها شود.------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------بعدی  بدن: منبع انرژی فیزیکی https://vrgl.ir/NjECp---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع https://hbr.org/2007/10/manage-your-energy-not-your-time</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Sat, 13 Nov 2021 11:07:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه فناوری نانو: ضرورت یا انتخاب!</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%88-cfotbzupkikx</link>
                <description>ما در مورد مقیاس نانو که آستانه طبیعی کار همه سامانه‌های زنده و ساخت بشر است، اطلاعات بسیار کمی داشته‌ایم. خصوصیات و عملکردهای بنیادی ساختارها و سامانه‌های مواد در اینجا تعریف شده استحداقل سه دلیل برای علاقه فعلی به فناوری نانو وجود دارد:دلیل اول، این تحقیق به ما کمک می کند تا شکاف عمده‌ای را در دانش بنیادی خود از ماده، تکمیل کنیم. در انتهای پایین این مقیاس (1 نانومتر)، با استفاده از ابزارهای توسعه یافته توسط فیزیک و شیمی مرسوم، اکنون چیزهای زیادی از اتم‌ها و مولکول‌های منفرد می‌دانیم. در انتهای بزرگ این مقیاس (100 نانومتر)، به طور مشابه، علوم شیمی، زیست شناسی و مهندسی مرسوم در مورد رفتار عمده مواد و سیستم‌ها به ما آموزش داده‌اند. با این حال، ما در مورد مقیاس نانو میانی که آستانه طبیعی کار همه سامانه‌های زنده و ساخت بشر است، اطلاعات بسیار کمی داشته‌ایم. خصوصیات و عملکردهای بنیادی ساختارها و سامانه‌های مواد در اینجا تعریف شده است؛ و مهم‌تر از آن این‌که می‌تواند به عنوان تابعی از سازمان ماده از طریق برهم‌کنش‌های مولکولی &quot;ضعیف&quot; (مانند پیوندهای هیدروژنی، دو قطبی الکترواستاتیکی، نیروهای وان در والسی، نیروهای مختلف سطحی، نیروهای الکتروسیالی و غیره) تغییر یابد. حرکت فکری به سمت ابعاد کوچکتر با کشف خصوصیات و پدیده‌های جدید وابسته به اندازه، شتاب گرفت: تا سال 1981 تنها توانستیم اندازه خوشه اتم‌های موجود در سطح را اندازه گیری کرده و مدل‌های بهتری را برای خودساماندهی و خودسامانی در شیمی و زیست شناسی ارائه دهیم.ده سال بعد، در سال 1991، توانستیم اتم ها را روی سطوح حرکت دهیم.پس از ده سال دیگر، در سال 2002، با قرار دادن فیزیکی مولفه‌های اتم، مولکول‌ها را جمع کردیم. در حال حاضر، ما قادر نیستیم که دامنه منتخب مهندسی یا ارتباط بیولوژیکی در مقیاس نانو را با دقت مکانی و زمانی مناسب مشاهده یا مدل کنیم. ما هنوز در ابتدای این مسیر هستیم!دلیل دوم این است که پدیده‌های نانومقیاس، نویدبخش کاربردهای کاملاً جدید هستند. نمونه‌های احتمالی شامل تولید مواد شیمیایی با استفاده از گروه‌های مولکولی طراحی شده، پردازش اطلاعات با استفاده از فوتون‌ها یا چرخش الکترون، تشخیص مواد شیمیایی یا عوامل زیستی فقط با استفاده از چند مولکول، تشخیص و درمان بیماری‌های مزمن با مداخلات تحت  سلول، بازسازی بافت و اعصاب، تقویت یادگیری و سایر فرایندهای شناختی با درک &quot;اجتماع&quot; سلول‌های عصبی و تمیز کردن خاک‌های آلوده با نانوذرات طراحی شده.ما با استفاده از داده‌های متخصصان صنعتی و دانشگاهی در ایالات متحده، کشورهای آسیای اقیانوسیه و اروپا بین سال‌های 1997 و 1999، پیش‌بینی کرده‌ایم که تا سال 2015، 1 تریلیون دلار محصول با فناوری نانو و حدود 2 میلیون شغل در سراسر جهان تحت تأثیر فناوری نانو قرار می‌گیرد. با استفاده از برآوردهای مربوط به فناوری اطلاعات، که به ازای هر نیروی کار اصلی، 2.5 شغل جدید در حوزه‌های مرتبط ایجاد می‌شود، فناوری نانو این امکان را دارد که تا سال 2015 در بازار جهانی 7 میلیون شغل (شامل 2 میلیون شغل اصلی و 5 میلیون شغل مرتبط) ایجاد نماید. در واقع، در حال حاضر، نسل اول فلزات، پلیمرها و سرامیک‌های نانوساختار وارد بازار تجاری شده است.دلیل سوم علاقه به فناوری نانو، آغاز نمونه‌سازی صنعتی و تجاری‌سازی است و این که دولت‌های سراسر جهان تلاش خود را برای توسعه فناوری نانو در سریع ترین زمان ممکن معطوف کرده‌اند. برنامه‌های منسجم و پایدار تحقیق و توسعه در این زمینه توسط ژاپن (آوریل 2001) ، کره (ژوئیه 2001) ، اتحادیه اروپا (مارس 2002) ، آلمان (مه 2002) ، چین (2002) و تایوان (سپتامبر 2002) اعلام شده است. با این حال، اولین و بزرگترین برنامه از این دست، طرح ملی فناوری نانو ایالات متحده بود که در ژانویه 2000 اعلام شد.-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------منبع  Handbook on Nanoscience, Engineering and Technology, 2nd ed., Taylor and Francis, 2007, pages 3.1-3.26&amp;lt;br/&amp;gt;</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Wed, 10 Nov 2021 17:17:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کرونا ویروس و ضرورت توسعه فناوری نانو</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D8%AF19-mhmongnxldeq</link>
                <description>متن حاضر ترجمه بخشی از مقاله دکتر غلامعلی منصوری (استاد دانشگاه ایلینویز، شیکاگو، آمریکا) است که درتاریخ 24 آگوست 2021 در https://arxiv.org/abs/2108.00820v2  منتشر شده است.ویروس کرونا، موجودیتی در ابعاد نانومتر دو مشکل بزرگ چالش برانگیز پیش روی بشریت امروزی وجود دارد که عبارتند از: همه‌گیری بیماری کرونا که در اواخر سال 2019 شروع شد و بحران زیست‌محیطی ناشی از احتراق سوخت‌های فسیلی که باعث افزایش بیش از حد گازهای گلخانه‌ای در جو می‌شود. در حالی که به نظر می‌رسد مشکل اول،  به دلیل کاهش سفرهای افراد، خود یک راهکار موقت برای مشکل دوم شده است؛ با این حال، حل واقعی هر دو مشکل نیاز به تصمیمات علمی، فناوری و اجتماعی-اقتصادی جامع نیاز دارد. در این گزارش به نقش فناوری نانو و مواد نانومقیاس در حل  چالش کرونا ویروس نگاه می‌کنیم.از اواخر سال 2019، یکی از نگرانی‌های اصلی در سراسر جهان، مشکلات مرتبط با بیماری همه‌گیر کروناویروس بوده‌است. این بیماری قطعا یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های قرن بیست و یکم برای کل جهان است. همه ویروس‌ها، از جمله کرونا ویروس، موجودیت‌هایی در مقیاس نانو هستند. کروناویروس شکل کروی یا بیضوی دارد (شکل بالا) و گفته می‌شود که در شرایط مختلف شکل پلئومورفیک (نامنظم و متغیر) را نیز به خود می‌گیرد. قطر آن حدود 60 تا 140 نانومتر است که نزدیک به محدوده نانومقیاس (100-1 نانومتر) است.جای تعجب نیست که علاقه زیادی به یافتن کاربردهای اصول فناوری نانو همراه با زیست شناسی برای مبارزه با ویروسی که باعث این بیماری می‌شود وجود داشته است. در ادبیات مربوط به توسعه واکسن‌های mRNA COVID-19، بیان شده است که نانوذرات لیپیدی، که برای دهه‌ها در دست کار بود، به‌عنوان وسیله‌ای برای حمل دارو استفاده می‌شود و توسعه این واکسن‌ها را برای نجات جان انسان‌ها تسریع می‌کند. مشخص شده است که این مداخلات پزشکی از فناوری نانو برای تقلید از طبیعت برای عبور از سیستم ایمنی برای ارائه درمان به سلول‌های هدف استفاده می‌کنند. اگر سیستم ویرایش ژن برای درمان بیماری‌های ژنتیکی با استفاده از ابزار CRISPRدر آینده موفقیت‌آمیز باشد، توصیه می‌شود فناوری نانوحامل برای رساندن واکسن به بدن انسان مورد توجه محققان قرار گیرد. در حالی که چنین تلاش‌های علمی در طراحی واکسن‌ها کاملاً مفید به نظر می‌رسد، نیاز به مطالعات قابلیت اطمینان در مورد اثربخشی واکسن نیز وجود دارد، مشابه آنچه که برای تحویل نانودارو از نظر مدت زمان مصونیت تولید شده و نیاز احتمالی به تکرار یا تزریقات تقویت کننده آن انجام شده است.علاوه بر تلاش‌ها برای توسعه واکسن‌های مبتنی بر فناوری نانو، اخیراً تلاش‌های مبتنی بر فناوری نانو برای مصونیت بیشتر مردم از COVID-19 - مهم‌ترین مشکل بهداشت عمومی فعلی- صورت گرفته است. علاوه بر توصیه برای فاصله گذاری اجتماعی، توصیه شده است که از محافظ صورت و احتمالا دست استفاده کنیم.پوشش‌های محافظ دست و صورتچنین الزامی در برابر COVID-19 و سایر سطوح و پاتوژن‌های موجود در هوا، طراحی و تولید محافظ صورت و دست مبتنی بر فناوری نانو را به همراه داشت. نانوالیاف و نانوذرات برای طراحی برخی از ماسک‌ها برای بهبود عملکرد ضد ویروسی آن‌ها استفاده شده‌اند. با کشف انواع نانوذرات (نانولوله‌های کربنی، الماس‌ها، فولرن‌ها، گرافن، نانوذرات طلا، نقاط کوانتومی، نانوذرات نقره، نانوساختارهای دی‌اکسید تیتانیوم و غیره)، حوزه وسیعی از تشخیص‌های پزشکی حل‌نشده وجود دارد که باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرند. قبل از استفاده از نانوذرات در طراحی ماسک‌های صورت و سایر وسایل حفاظتی، علاوه بر نقش آنها در کشتن باکتری‌ها و ویروس‌ها، مهم است که بدانیم پس از آزاد شدن ذره در بدن چه اتفاقی برای آن می‌افتد.با توجه به محبوبیت گرافن، یک نانو ماده جدید، که کاربردهای جالبی به ویژه در حوزه الکترونیک نوری پیدا کرده است، برخی گروه‌ها گرافن را به عنوان یک نانو ماده جدید که دارای خواص ضد ویروسی و ضد باکتریایی است نیز در نظر گرفته‌اند. سپس، ماسک‌هایی حاوی گرافن با محافظت در برابر ادعاهای COVID-19 طراحی، تولید و فروخته شد و توسط بزرگسالان و کودکان در مدارس و مهدکودک‌های خاص مورد استفاده قرار گرفت. با این حال، در 2 آوریل 2021، وزارت بهداشت کانادا، بخش دولت کانادا که مسئول سیاست ملی بهداشت است، توصیه‌ای صادر کرد که در آن ذکر شد: «ماسک‌های صورت حاوی گرافن ممکن است خطراتی برای سلامتی داشته باشند». اما در 13 ژوئیه 2021 اطلاعیه جدیدتری را منتشر کرد که در آن ذکر شد: «ماسک های صورت گرافن تولید شده توسط .Shandong Shengquan New Materials Co می‌توانند فروش خود را در کانادا از سر بگیرند.گرافن دارای بالاترین نسبت اتم‌های لبه‌ای در بین آلوتروپ‌هاستمطالعات قبلی نشان داده‌اند که نانولوله‌های کربنی دست‌نخورده یا اصلاح‌نشده می‌توانند باعث فیبروز ریوی/اسکار ریه و التهاب ریه در حیوانات و مدل‌های سلولی پس از قرار گرفتن در معرض استنشاق به روشی مشابه آزبست شوند. با این حال، مطالعات نشان می‌دهد که گرافن می‌تواند روزی به عنوان یک حسگر زیستی الکترونیکی برای آزمایش‌های سریع و قابل اعتماد برای ویروس‌هایی مانند SARS-CoV-2 مورد استفاده قرار گیرد. در یک بررسی اخیر محققان به آخرین تحقیقات برای یافتن هیجان‌انگیزترین کاربردهای بالقوه گرافن در تست‌های مراقبت نقطه‌ای پرداختند. این شامل آزمایش‌های تشخیصی برای ویروس مسئول COVID-19، و نیز تشخیص سایر ویروس‌ها، باکتری‌ها و حتی تومورهای سرطانی است.لازم به ذکر است که تحقیقات مختلف نشان داده‌است که از میان دیگر نانوسیستم‌ها، نانوساختارهای TiO2و نانوذرات نقره نیز برای مبارزه با باکتری‌ها و ویروس‌ها موثر هستند. در نظر گرفتن این نانوساختارها و سایر نانوساختارها در طراحی سپرهای انسانی محافظ نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق از نظر اثربخشی و اثرات بلندمدت احتمالی بر روی پوست و ریه‌های استفاده‌کنندگان و هم‌چنین بر روی محیط‌زیست دارد.</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 02 Nov 2021 17:36:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پايش هوشمندانه فناوري و بازار</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D9%BE%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%8A-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-mfwabzkltsdb</link>
                <description>پایش هوشمندانه بر ردگيرى هوشمندانه نخستين نشانه‌هاى تغيير يا تحول تأكيد مي‌كند تا بتوان بر اساس آن پاسخ سازمان به تغيير را بهينه كرد---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------این مطلب را سال 1394 برای انجام طرحی تهیه کردم. اینجا کل مطلب را آوردم شاید برای برخی مفید باشه.---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------1- بيان موضوعيكي از اجزاي اساسي و مهم در رشد اقتصادي و رفاه كشورهاي دنيا، توانمندي فناوري كشورهاست. توانمندي فناوري، كاربرد كارآمد دانش فناورانه در راستاي خلق، كاربرد، انتشار، پذيرش و تغيير فناوري‌هاي موجود است. سه بعد توانمندي فناورانه عبارتند از: توانمندي توليدي، توانمندي سرمايه گذاري و توانمندي نوآوري. در راستاي افزايش توانمندي‌هاي فناوري، به خصوص با توجه به جهاني شدن تلاش‌هاي فناورانه، داشتن درك صحيح از وضعيت توانمندي فناوري خود و ساير كشورها امري ضروري تلقي مي‌شود. محيط عمومي كسب و كار مي‌تواند به شكل قابل توجهي از ورود محصولات، فرآيندها و فناوري‌هاي نو يا تكاملي تاثير بپذيرد. در نتيجه، پايش مدام تغييرات فناوري‌ها يك فعاليت مهم كسب و كار محسوب مي‌شود. توسعه هر فناورى جديد مستلزم سال‌ها وقت و زمان است. پايش فناورى بر ردگيرى هوشمندانه نخستين نشانه هاى تغيير يا تحول تأكيد مي كند تا بتوان بر اساس آن پاسخ سازمان به تغيير را بهينه كرد. بنا به تعريف، رصد، تحليل و شناسايي فناوري عبارت است از شناخت فناوري‌هاي جديدي كه ممكن است تأثير قابل توجهي بر فعاليت‌هاي كسب و كار فعلي يا آتي داشته باشد. شناسايي فناوري بر فناوري‌هايي متمركز است كه در شالوده فعلي فناوري كسب و كار وجود ندارد. به اين ترتيب، پايش فناوري فعاليتي كليدي براي دست‌يابي به جايگاه رقابتي و حفظ آن در محيط پرتلاطم كسب و كار مي‌باشد. پايش فناوري، فرآيند آگاهي شركت‌ها از توسعه فناوري در جهان را نظام‌مند مي‌سازد و هدف آن شناسايي و ارزيابي آن دسته از پيشرفت‌هاي فناورانه‌اي است كه تأثير آ نها بر جايگاه رقابتي يك شركت اهميت حياتي دارد.2- اهداف1-2 تعيين چرخه عمر فناوريفناوري مانند انسان روزگاري متولد مي‌شود و زماني از بين مي‌رود. معمولاً رابطه زماني نشانه‌هاى فناورى با توسعه محصول از شكل حرف (S)، پيروى مي‌كند:    – نشانه اول، اغلب در بحث هاى علمى و فنى شكل گرفته و منجر به هدايت منابع به سوى حوزه خاص علمى يا فنى مى‌شود.– نشانه دوم، با انتشارات علمى صورت مي‌گيرد.– نشانه سوم، اعلام مشاركت‌ها و پروژه‌هاى مشترك تحقيق و توسعه به دنبال انتشارات علمي است.– نشانه چهارم، انتشار ثبت گواهی‌هاى اختراع (پتنت) سه يا چهار سال بعد از انجام كار است.– نشانه پنجم، خبرهاى تلاش براى توسعه فناورى جديد است كه نزديك به انتهاى چرخه رخ مي‌دهد.– نشانه ششم، سرانجام قوى‌ترين نشانه از طريق كارهايى نظير معرفى محصول يا فروش محصول رخ مي‌دهد كه براى رقبا به مفهوم از دست دادن يا تضعيف كسب و كار خود است.– نشانه هفتم، تغییر در بازیگران صنعت نظیر ادغام و تملک، ورود بازیگران جدید، خروج بازیگران سابق و ...) در سطوح عالی اثرات فناوری‌های جدید قرار دارند.– نشانه هشتم، پس از تغییر در بازیگران صنعت، تغییر ذائقه عموم مشتریان را خواهیم داشت که خود به خود به تغییر در رفتار قانونگذاران منجر می شود.– نشانه نهم، عالی ترین سطح تغییر حاصل از اثرگذاری فناوری را در تغییر قوانین و مقررات و استانداردها شاهد خواهیم بود که از سوی سازمانها، مراکز و موسسات دولتی و عمومی به اجرا در می آید.چرخه عمر یک فناوری مي توان منحنی چرخه عمر را در خصوص چهار پديده پژوهش، فناوري، محصول و بهره برداري و بازار در نظر گرفت. به عبارت ديگر ابتدا پژوهش‌ها و مطالعات علمي در خصوص يك موضوع آغاز مي‌شود. با يك فاصله زماني فناوري مبتني بر آن علم ظهور مي‌يابد و رشد مي‌كند؛ با يك فاصله زماني چرخه عمر محصولات مبتني بر آن فناوري آغاز مي‌شود. همين امر در خصوص استفاده از آن محصول در بازار نيز اتفاق مي‌افتد.توالی منحنی چرخه عمر از پژوهش تا بازار2-2 ارزيابي و پايش فناورييك سازمان بايد براى تضمين ادامه حيات در كسب و كار محورى‌اش، خواهان جذب و به كارگيرى فناورى‌هاى نوين باشد. فضاى رقابتى نوين تحت تأثير تحولات فناورى و جهانى شدن مؤسسات و سازمان‌ها است. اين امر به نوبه خود سازمان‌هاى امروزى را به سوى وضعيت فوق رقابتى با تأكيد خاص بر قيمت و كيفيت محصول و رضايت مشترى و نيز تمركز فزاينده بر نوآورى هم در محصول و هم در فرايندهاى فناورانه سوق مى دهد. سازمان‌ها مؤسسات بايد به حوزه‌هاى فناورانه‌اى كه مى‌تواند بر شرايط كسب و كار آنها تأثير بگذارد، توجه خاص و دقيقى داشته باشند. عدم انجام اين كار مى‌تواند به معناى مرگ مؤسسه باشد. از آنجائي كه پيشرفت و توسعه فناوري با توسعه اقتصادي در يك سازمان ارتباط مستقيمي دارد مي‌توان سطح و ميزان توسعه فناوري يك سازمان را نشانه‌اي از اقتدار آن دانست.براي توسعه فناوري ابتدا بايستي به فناوري مربوطه دست يابيم، سپس درصدد ارتقا آن باشيم. فناوري و ارزيابي آن همواره براي مديران بنگاه‌ها يك چالش اساسي بوده‌است. توجه به اين امر به ويژه در كشورهايي كه بيش‌تر از آن كه ايجادكننده فناوري باشند، مصرف كننده آن هستند، ضروري مي‌نمايد. ارزيابى فناوری‌هاى نوين نقشى اساسى در فرايند جذب فناورى دارد. شاخص‌هاى اصلى ارزيابى عبارتند از:      – شاخص‌هاى فنی: استحكام فناورى، نيروى انسانى ، عوامل رقابتى، پياده سازى صنعتى، احتمال موفقيت      – شاخص‌هاى تجاری: پتانسيل مالى، موقعيت رقابتى، پياده سازى صنعتى و احتمال موفقيت بازار       – شاخص‌هاى كلی: برنامه ريزى سازمانى، نيروى انسانى و توازن برنامههر چند توصيه‌هاى حاصل از ارزيابى لازم الاجرا نيستند ولى مي‌توان از اين ارزيابى به عنوان يك ابزار تصميم‌گيرى استفاده كرد و وزن قابل ملاحظه‌اى را به نتايج و يافته‌هاى اين ارزيابي ها داد.پايش هوشمندانه، فعاليتى مهم و اساسى است كه مى‌تواند به عنوان سامانه هشدار و اعلام خطر عمل كند. شناسايى سريع و به موقع فناورى‌هاى نوظهور به يك سازمان فرصت زمانى لازم براى آمادگى و يا حتى جذب و به دست آوردن اين فناورى‌ها را قبل از آن كه تأثير منفى بر كسب و كار سازمان بگذارند، مى‌دهد. لازم است فرايند پايش به روشى درست انجام پذيرد تا بيش‌ترين گستره ممكن از فناورى‌ها را در بر گيرد. مراحل اساسى در فرايند پايش و جذب فناورى عبارتند از:فرايند پايش و جذب فناورى3-2 پايش و ارزيابي بازارتجاري سازي فناوري را مي توان به بازار رسانيدن يك فكر و يا يك نوآوري دانست و امروزه تجاري سازي به يكي از حلقه‌هاي اصلي فرآيند نوآوري تبديل شده‌است. به طور كلي فرآيند توسعه فناوري را مي‌توان به سه مرحله مجزا تفكيك نمود: ايده‌پردازي، توسعه فناوري و تجاري‌سازي. هنگامي كه يك فناوري مراحل ايده‌پردازي و توسعه را به طور موفق پشت سر گذاشت بايد براي تجاري‌سازي، وارد مرحله تجاري سازي شود. در فرآيند تجاري سازي بايد به سؤالات متعددي پاسخ گفت كه از آن جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:     – چه صنايعي خريدار اين فناوري مي باشند؟     – در كجا بايد اقدام به واگذاري آن نمود؟    – چه شيوه اي براي واگذاري آن اتخاذ شود؟    – شيوه مناسب بازاريابي براي اين فناوري چيست؟   – قيمت مناسب اين فناوري براي شيوه‌هاي مختلف واگذاري چيست؟فرآيند توسعه و تجاري سازي فناوري جديد فرآيندي بسيار پيچيده و مستلزم ايفاي نقش بازيگران مختلف با توانمندي‌هاي متفاوت مي‌باشد. فرآيند تجاري‌سازي نيازمند مهارت‌هايي مانند: توسعه محصول، ارزيابي بازار، و راهكارهاي بازار مي‌باشد.-3 متدولوژي و ابزار تحقيق1-3 پايش هوشمندانهپايش هوشمندانه را مي‌توان يك فرايند خلق ارزش به شمار آورد كه اين ارزش در بهبود تصميم‌هاي مرتبط با حوزه مديريت فناوري تجلي پيدا مي‌كند. هدف از فرايند پايش هوشمندانه، تهيه خوراك مناسب براي تصميم‌گيري است. هدف از پايش هوشمندانه جمع‌آوري دانش و اطلاعات بيرون سازمان به درون سازمان است. پايش هوشمندانه فعاليت‌هاي مرتبط با ارزيابي فناوري را در بر مي‌گيرد كه هدف عمده آن، استفاده از اطلاعات در دسترس براي تصميم گيري درباره آينده است. اين فعاليت شامل دو اقدام مهم است:      – فرآيند پويش: جمع آوري تمام داده‌هاي مرتبط با اسناد ثبت شده (پتنت‌ها، مقالات، گزارش‌هاي صنعتي،اسناد بالادستي و ...)، براي آگاهي از خط سيرهاي جديد فناورانه      – فرآيند پايش: شناسايي روندهاي فناورانه فعلي و بالقوه جديد. براي رسيدن به اين هدف، اين فرآيند به ارزيابي فناوري‌هاي نوظهور و رقابتي كه به طور بالقوه مي‌توانند بنيان يك كسب و كار را بر هم‌زنند، مي‌پردازد.در پايش هوشمندانه، براي رسيدن از مرحله پويش به مرحله پايش و در نهايت تصميم‌گيري، مدل‌هاي مختلفي وجود دارد كه در اين جا از مدل ارائه شده در شكل ذيل استفاده مي‌شود. بر پايه اين مدل، نيازها يا درخواست‌ها از جانب متقاضيان دريافت مي‌شود و سپس پايش هوشمندانه مورد نياز براي پر كردن خلاهاي موجود در زمينه آن فناوري خاص هماهنگ مي‌شود. سپس، جستجو آغاز مي‌شود و بعد از آن فاز غربالگري پياده مي‌شود. در اين مرحله اطلاعات از نظر ميزان ارتباط مورد بررسي قرار مي‌گيرند و در صورت عدم ارتباط به فاز جستجو بازگردانده مي‌شوند. غربالگري در مرحله تحليل نيز ادامه مي‌يابد. مرحله تحليل يكي از حساس‌ترين مراحل و در عمل، قلب هوشمند فناوري به حساب مي‌آيد، زيرا تفسير اطلاعات و گزارش ميزان ارتباط آنها به بافت خاص سازمان و در خواست‌هاي تامين هوشمندي را شامل مي‌شود. گام بعدي مستندسازي است. در اين فاز گزارش‌هاي لازم كه محتوي اطلاعات هوشمند است تهيه و دانش جديدي را درون حافظه سازماني شكل مي‌دهد. اين مرحله ذخيره اطلاعات و مديريت دانش براي دسترسي و بازيابي آنها را در بر مي‌گيرد.چگونگی رسیدن از مرحله پویش با پایش و در نهایت تصمیم گیری در فرآیند پایش هوشمندانهفاز آخر چرخه، انتشار است. اين مرحله مكانيسمي است كه به مشتريان هوشمند امكان مي‌دهد از هوشمندي‌هاي جديد و روز آمد استفاده كنند. در پايش هوشمندانه براي رصد حوزه‌هاي مختلف هدف و تحولات آنها، شاخص هاي ويژه اي مورد توجه قرار مي‌گيرند كه در جدول زير نشان داده شده است.شاخص‌های مهم در پایش هوشمندانه2-3 تحليل پتنتهدف از تحليل اسناد ثبت اختراع در قالب پايش هوشمندانه، كاهش ريسك انجام پژوهش است كه در همه جاي دنيا كاري بسيار پر هزينه و گران قيمت است. با تحليل اطلاعات موجود در اسناد ثبت اختراع، مي‌توان به نقاط تمركز پژوهش شركت‌هاي پيشتاز و صاحب فناوري در زمينه‌هاي گوناگون پي برد و روند حركتي آينده آنها را برآورد كرد. در شكل ذيل مراحل چگونگي استفاده از روش تحليل پتنت براي دست‌يابي به سه سطح تحليل فني، استراتژيك و رقابتي نشان داده شده است.گام‌های اساسی در تحلیل پتنت به عنوان یک ابزار پایش هوشمندانهالبته تحليل پتنت بر اساس پيش فرض‌هايي انجام مي‌شود كه برخي از اين پيش فرض‌ها مشكلاتي را در تحليل نهايي به وجود مي آورند. نمونه‌اي از اين پيش فرض‌ها در جدول زير نشان داده شده است:پیش فرض‌های مهم در تحلیل پتنت (که گاه چالش برانگیزند!)روش‌هايي كه شركت‌ها براي حفظ نوآوري‌هاي فناورانه به كار مي‌برند، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:       – روش اول، استفاده از روش هاي قانوني شامل حقوق مالكيت فكري       – روش دوم، استفاده از روش‌هاي اقتصادي شامل رازداري صنعتي، زمان انتظار، افتراق و توزيع بازاراهميت اين دو دسته متناسب با فناوري‌ها و صنايع متفاوت است. مطالعه تجربي نشان داده است كه حقوق مالكيت فكري به تنهايي قابليت تضمين بهره برداري كامل از نوآوري را ندارد. پتنت به عنوان مهم‌ترين بخش حقوق مالكيت فكري تنها در صنايع دارويي داراي اهميت زيادي است و البته نقش كمتري هم در صنايع شيميايي دارد. اما پتنت كليد رقابت در صنايع پيشرفته ديگر مانند الكترونيك، ارتباطات، وسايل نقليه موتوري و ماشين محسوب نمي‌شود. در بعضي از صنايع پيشرفته مانند هوافضا و انرژي هسته‌اي ثبت اختراع به دليل محرمانه بودن صنايع كاملاً بي‌اهميت است.3-3 تحليل مقالات، گزارش‌هاي صنعتي، بروشورهاي شركت ها و ...با توجه به اين كه تمام فعاليت‌هاي نوآورانه شركت‌ها و سازمان‌ها در قالب پتنت ارائه نمي‌شود به منظور تكميل پايش هوشمندانه مبتني بر تحليل پتنت بايد از منابع ديگري براي پايش هوشمندانه فناوري و نيز پايش هوشمندانه بازار فناوري استفاده شود. برخي از اين منابع عبارتند از:        – اسناد بالادستي و مقالات ارائه شده در مجلات و کنفرانس‌ها       – گزارش‌هاي صنعتي و فني ارائه شده از سوي مراكز تهيه و توليد گزارش‌هاي صنعتي      – اطلاعات افشا شده از سوي شركت‌ها (از طريق بروشورها، سايت‌ها، كنفرانس‌ها و ...)4- شرح خدماتبخش اول: شناسايي فناوري، اين بخش حاوي مطالب زير خواهد بود:بخش دوم: تحليل‌هاي رقابتي و راهبردي، در اين بخش به نتايج زير پرداخت خواهد شد:بخش سوم: تحليل فني، گزاره‌هاي مورد بررسي در اين بخش عبارتند از:بخش چهارم: تحليل بازار، در اين بخش به شرح و بررسي موارد زير پرداخته خواهد شد:5- منابع– كيارش فرتاش، امير شهبازي، ميلاد همايوني زاده؛ يادگيري از پتنتها: كاربرد هوشمندي فناوري در فناوري نانو، ماهنامه فناوري نانو، 1393 (207: 37-32) – ندا گرشاسبي‌نيا؛ مروري بر اهميت پياده سازي حقوق مالكيت فكري، بسپارش، 1392 ( 3: 42-35)– امير ناظمي، علي شماعي، روح الله قديري؛ شناسايي حوزه هاي نوظهور براساس تحليل چرخه عمر فناوري به عنوان نمونه فناوري زيردريايي‌هاي بدون سرنشين، فصلنامه مديريت توسعه فناوري، 1392 ( 3: 47-29)– الناز پاشايي مرني، سيدكامران باقري، مرتضي رضاپور، مريم رشتچي، مريم توكل مقدم؛ روند پيشرفت فناوري هيدرات گازي: تحليل اسناد ثبت اختراع، نشريه مهندسي شيمي ايران1393 (72: 29-16 )كيارش جهانپور؛ ديده‌باني فناوري با ابزار فناوري اطلاعات، فصلنامه تخصصي پارك‌ها و مراكز رشد، 1390 (28: 69-61)– مريم توكل مقدم، مريم رشتچي، الناز پاشايي، مرتضي رضاپور، فلورا شايق؛ تحليل اسناد ثبت اختراع در حوزه فرايندهاي گوگردزدايي از هيدروكربنها، فصلنامه تخصصي فرآيند نو، 1392 (44: 19-5)– حبيب زارع احمد آبادي، صادق يوسف‌تبار ميري؛ پيش‌بيني فناوري با تحليل محتوي سند ثبت اختراع تحليلي بر آينده فناوري لعاب، فصلنامه مديريت توسعه فناوري، 1392 (2: 85-57)– احمد موسايي، رضا بندريان، ساسان صدرائي؛ مديريت يكپارچه توسعه فناوري محصولات شيميايي با تأكيد بر تجاري‌سازي: مطالعه موردي پژوهشگاه صنعت نفت، فصلنامه توسعه تكنولوژي صنعتي، 1389(14: 105-68)– عليرضا صابرفرد؛ رصد، تحليل، برآورد اطلاعات و هوشمندي علم و فناوري، ضرورتي راهبردي در جامعه اطلاعاتي ن.م، فصلنامه پژوهش‌هاي حفاظتي امنيتي دانشگاه جامع امام حسين(عليه السلام)، 1392 (5: 92-69)</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Tue, 12 Oct 2021 13:00:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عصر جدید نوآوری: سرمایه‌گذاری در ورای دره سیلیکون</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%86-n2sqiak2suoi</link>
                <description>امروزه، وارد عصر جدیدی از نوآوری شده‌ایم، فناوری پایه که موجب قدرت گرفتن انقلاب دیجیتالی شد به مرزهای تئوری خود در حال نزدیک شدن است و بیشتر فرصت‌های هیجان انگیز در فناوری‌های جدید قرار می‌گیرد. بسیاری از این‌ها ریشه در جهان فیزیکی خواهد داشت همان گونه یاد گرفته بودیم که از بیت‌ها برای انتقال اتم‌ها استفاده کنیم. برخی از سرمایه‌گذاران در حال حاضر انتقال به مدل جدید را آغاز کرده‌اند!در اینجا سعی کردم مطالعاتی را که در سال 1397 پیرامون سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های سخت داشتم،  منتشر کنم.-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------در دهه‌های اخیر، نوآوری تقریبا مترادف با فناوری دیجیتال شده است. در سال‌های خیلی دور، میکروچیپ اختراع شد، که طی آن اقتصادی صنعتی بر پایه الکتریسیته و احتراق داخلی شکل گرفت که موجب مهار قدرت اتم شد و داروهای نجات بخش زندگی توسعه یافت! با این حال، این اواخر هر چیزی به نظر می‌رسد که دیجیتال شود. کارآفرینانی که خالق اپلیکیشن‌ها و گجت‌ها برای مصرف‌کننده‌ها بودند، فقط در یک دوره کوتاه یا حتی برای چند ماه! خود را میلیونر یافتند، جای تعجب نیست که سرمایه‌گذاران در جستجوی یافتن فیسبوک یا گوگلی دیگر باشند!امروزه، وارد عصر جدیدی از نوآوری شده‌ایم، فناوری پایه که موجب قدرت گرفتن انقلاب دیجیتالی شد به مرزهای تئوری خود در حال نزدیک شدن است و بیشتر فرصت‌های هیجان انگیز در فناوری‌های جدید قرار می‌گیرد. بسیاری از این‌ها ریشه در جهان فیزیکی خواهند داشت همان گونه که یاد گرفته بودیم که از بیت‌ها برای انتقال اتم‌ها استفاده کنیم. برخی از سرمایه‌گذاران در حال حاضر انتقال به مدل جدید را آغاز کرده‌اند!صنعتِ سرمایه‌گذاریِ ریسک‌پذیرِ مدرن این گونه متولد شده است که پس از جنگ جهانی دوم، بخش‌های نظامی سرمایه‌گذاری‌های عظیمی را در کالیفرنیای شمالی آغاز کرده‌اند. مهندسینِ جوانِ باهوش  برای استفاده از مشاغل با درآمد بسیار خوب به طور گسترده مهاجرت کردند و در نهایت بخش زیادی از این مهندسین، شرکت‌های شخصی خود را  راه اندازی کرده‌اند. برخی از آنها پولدار شدند و شروع به سرمایه‌گذاری روی مهندسین دیگر کردند.با این حال، جای تعجب نیست که مدل دره سلیکون به طور وسیع در توسعه فناوری‌ها در دره سیلیکون نقش داشته‌است. این امر، یک کلید موفقیت در دره سیلیکون بود. از آنجا که عوامل فنی به درستی تشخیص داده‌ شده بود و ریسک محدود شده بود به: وجود  بازاری برای محصول، قدرت رقابت و نیروهای مستعد برای تیم‌های کارآفرینی. کارکردن براساسِ مدلِ سرمایه‌گذاریِ خطرپذیر وقتی مناسب است که ریسک اولیه تنها متوجه ریسک تامین مالی باشد، مثل این‌که تیم کارآفرین بخواهد مدل کسب و کار خود را از نظر مقیاس توسعه دهد؛ با این حال این مدل وقتی که ریسک فناوری و ریسک بازار محوری باشند، به درستی کار نخواهد کرد. در اینجا موارد ناشناخته زیادی وجود دارد که نیازمند رویکردهای جدید برای سرمایه‌گذاری است!در حال حاضر رویکرد رو به رشدی برای سرمایه‌گذاری در مرحله دانه‌پاشی وجود دارد که تمرکزشان روی مرتفع کردن بخش‌های خاصی از ریسک فنی است. این رویکرد سرمایه گذاری به کارآفرینان علاوه بر سرمایه، فضای آزمایشگاهی و تجربیات علمی و منتورشیپ کسب و کار را ارائه می‌دهد. اینها بخشی از یک ترند کلی است به سمت اختصاصی شدن ونچور: اگر شما مزیت ویژه‌ای را ایجاد نکنی، شما بیش‌تر یک سفته باز هستید تا یک سرمایه گذار!فرصت واقعی در تغییر نگرش مدل سنتی سرمایه‌گذاری خطرپذیر وجود دارد. ما ریسک فنی را در نظر می‌گیریم نه ریسک بازار را. به عنوان مثال، یکی از شرکت‌ها به نام پرِلیس (که توانایی پرنت کردن ارگان سه بعدی  را داراست)، می‌دانیم که بازاری برای آن وجود دارد. پرسش این‌جاست که آیا شما می‌توانید آن را به کار بگیرید؟ بنابراین تمرکز ما روی جبران نوعی از ریسک است.یک اکوسیستم تکاملیآنگاه که موسسین اپوس 12 یک استارتاپ فناوری تمیز که فرایندی را برای تبدیل انتشار کربن به مواد شیمیایی مفید اختراع کردند، زمانی که در سال 2011 به دنبال سرمایه‌گذار بودند، دریافتند که تمایل برای سرمایه‌گذاری در این‌کار پایین است. در نهایت و به طور تصادفی، آنها به &quot;سیکلوترون رودز&quot; که یک برنامه جدید در آزمایشگاه ملی برکلی در لورنس بود، معرفی شدند که علاقمند به مشارکت با کارآفرینانی این‌چنینی بودند!از آن زمان تا کنون، ساختمان انرژی این دانشگاه دو مرکز جدید راه اندازی کرد: یکی &quot;چِین ری اکشن&quot; در آرگون و دیگری &quot;اینوویشنن کراس رودز&quot; در اوک‌ریج! هنوز هم وقتی که به ابتدای این سال با همکاری جدید در اوک‌ریج، می‌نگریم، این تجربه یقینا متفاوت از تجربه اوپوس 12 بوده است. در مقایسه با حرکات شانسی و تصادفی، هر فرد به تنهایی وارد یک برنامه پشتیبان می‌شود: یک تغییر بسیار سریع در عرض 7 سال!یکی دیگر از اجزای کلیدی این اکوسیستم که در حال ظهور هستند دانشگاه‌ها هستند. به طور سنتی، دانشگاه‌ها تلاش دارند تا یافته‌های خود در آزمایشگاه‌ها را از طریق برنامه‌های سنتی انتقال فناوری، تجاری کنند. اخیرا، دانشگاه‌ها تمرکزشان را روی کمک به دانشمندان برای تبدیل شدن به کارآفرینان معطوف کرده‌اند! از منظر دانشگاه، ما می‌بینیم که تقاضای بسیار بالایی از سوی دانشجویان به عنوان منابع کارآفرینی وجود دارد. لذا خیلی چیزها به سرعت در طی 5 یا 6 سال برای پاسخ به این نیاز تغییر یافت تا برنامه‌های منتورشیپ، همکاری با شرکت‌ها و راه‌اندازی انکوباتورهای وابسته به صندوق‌های سرمایه‌گذاری ایجاد شود.بافت شبکه‌ای از افراد خبرهیکی از چیزهایی که از سرمایه‌گذارانی که تمرکزشان روی فناوری سخت است و به دنبال تجاری‌سازی یافته‌های علمی هستند، شنیده می‌شود این است که عنصر انسانی در اینجا خیلی با اهمیت است. برخلاف استارتاپ‌های دیجیتالی، خبرگانی که برای تصمیم‌گیری به آنها نیاز است در دره سیلیکون متمرکز نیستند بلکه به طور گسترده در تعدادی از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی و یا در میان کارآفرینانی که در گذشته در ایجاد استارتاپ‌های فناوری سخت فعالیت داشته‌اند، پراکنده‌اند!این یک کسب و کار با تعامل بالا است! به این معنی که شما نمی‌توانید افراد مستعدی را که نیاز دارید آنلاین بیابید! بلکه، شما باید به طور ثابت به آنجا سر بزنید، در رخدادها شرکت کنید، افراد را یک به یک ملاقات کنید و به طور ثابت شبکه‌سازی کنید تا روابطی را بسازید که شما را قادر می‌سازد که تصمیم درست بگیرید!جاهای زیادی وجود دارد که می توانید به پول ارزان برسید. آنهایی که می‌خواهند در فضای دانه‌پاشی کارکنند باید چیزی بیشتر و فراتر از سرمایه پیشنهاد دهند! شما نیاز دارید که برای کمک به کارآفرینان آماده باشید تا کسب و کارهای واقعی ایجاد کنند. اغلب کارآفرینانی که موفق بوده‌اند آنهایی بودند که شبکه خبرگانی بزرگ‌تری داشته‌اند!رشد علاقه به سرمایه‌گذاری در مرحله بذرپاشی و پیش-بذرباشی موجب شد تا سرمایه‌گذاران سنتی بیشتری به این سو دست دراز کنند. به طور فزاینده، سرمایه‌گذاران خطرپذیر خوب نیز در حال توسعه روابط خود در اکوسیستم‌های تخصصی هستند: شامل انکوباتورها، شتابدهنده‌ها، برنامه‌های کارآفرینی دانشگاهی و همکاری با متخصصان دانشمند برای کمک به تامین و ارزیابی معاملات!جهانی فکر کردن و محلی عمل کردنیک تفاوت کلیدی میان عصر دیجیتال و عصر جدید نوآوری که در حال ظهور است این است که در حالی که انقلاب دیجیتال عمدتا یک پدیده ملی بود که در خلیج و چند جای دیگر متمرکز بود، این دوره جدید به طور قابل توجهی منطقه‌ای‌تر خواهد بود! بنابراین می توان انتظار داشت که دولتها و نهادهای ایالتی و محلی نقش پر رنگ تری داشته باشند!به عنوان مثال، تأسیساتی در دیترویت که توسط دولت ایالتی، دانشگاه ایالتی میشیگان و صنعت خودرو با همکاری دو مرکز تولید (یکی بر روی مواد کامپوزیت و دیگری بر روی فلزات سبک متمرکز شده بود)، شکل گرفته است. به دلیل اهمیت صنعت خودرو برای اقتصاد محلی، این سرمایه گذاری حس اقتصادی خوبی را به وجود آورده است.به نظر می رسد که طی 5 یا 6 سال گذشته، امکانات مشابهی در جاهای دیگر ظاهر شود.  شرکت دلیور اینوویشن اسپیس که در ایستگاه آزمایشگاهی دوپونت واقع شده است برای کارآفرینان محلی یک فضای آزمایشگاهی چند کاربره با مساحتی در حدود 100 هزار فوت مربع ارائه کرده‌است. یوآی‌لبز و اِم‌هاب در شیکاگو استارتاپ‌های مبتنی بر ساخت (تولید) را حمایت می کنند. این لیست در حال رشد است و به سرعت به آن اضافه می‌شود.طی دهه‌های اخیر تامین سرمایه کارآفرینی با مدل دره سیلیکون به طور قابل توجهی موفق بوده است. چنان موفقیتی که ما اغلب فراموش می‌کنیم که روش‌های دیگری برای تامین مالی استارتاپ‌ها وجود دارد! همان‌گونه که عصر دیجیتال ظهور و افول می‌کند، ما به حقایقی ورای دره سیلیکون نیاز داریم و باید یاد بگیریم که خود را با عصر جدید نوآوری سازگار نماییم!===========================================================================منبع: https://www.inc.com/greg-satell/venture-capital-investors-will-need-to-learn-how-to-shift-to-a-new-era-of-innovation.html============================================================================</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 18:06:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه هاردتک: سفری دشوار از آزمایشگاه تا بازار</title>
                <link>https://virgool.io/@AliakbarParaj/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-xpsaavv0s0vh</link>
                <description>روش‌های سیستماتیک بیش‌تری نیاز است تا به نوآوری‌های پنهان مبتنی بر دانش جدید کمک کند تا آنها را از ایده به جهان منتقل کند. این مطلب در آبان 1397 تهیه شده است. بخشی از این مطلب با عنوان ”راهی بهتر برای ارائه نوآوری به جهان“در همین سایت، منتشر شده است.در سال 2012، پژوهشگران ام.آی.تی. یک سطح اشباع از مایع را معرفی کردند که سطح درونی یک بطری را چنان لغزنده کرده بود که کچاپ به صورت کاملا راحت و تا آخرین قطره از داخل ظرف خارج می شد. امروزه، شرکت لیکویی گلاید، شرکتی که با استفاده از این پیشرفت مستقل شده است، 30 مشتری صنعتی دارد و هزاران درخواست از کسب و کارهای مختلف دریافت می‌کند تا راه‌های جدیدی برای استفاده از این فناوری در نظر گفته شود، از کیسه‌های خون آی.وی. گرفته تا خطوط لوله نفت. این شرکت، که ام.آی.تی. هم در آن سهام‌دار است، در بهار 2015 موفق به تامین اولین مرحله از سرمایه‌گذاری مهم مورد نیاز خود شد.سامانه نوآوری ایالات متحده چگونه کار می‌کند؟این روشی است که سامانه نوآوری ایالات متحده کار می‌کند: 1- بخش خصوصی و دولتی، با هم در بخش آموزش عالی و پژوهش‌های علمی سرمایه‌گذاری می‌کنند.لیکویی گلاید از دل بودجه پژوهشی هزینه شده توسط NSF و DOD ظهور کرد.2- این سرمایه‌گذاری‌ها موجب پیدایش فارغ التحصیلان و ایده‌هایی می‌شود که از طریق استارتاپ‌های تامین مالی شده با وی.سی. به جامعه خدمت می‌کنند: یعنی آخرین بخش از بازگشت سرمایه.3- این سامانه برای فناوری‌های دیجیتال و نوآوری‌های ملموس با بازارهای آماده برای به کارگیری، مانند لیکویی گلاید، به زیبایی عمل می‌کند. 4- به طور کلی، این‌ها ایده‌های نویی هستند که بر پایه فناوری‌های جدید بنا شده‌اند و هدف‌گیری مناسب برای بازده تولید در طی 5 سال را مد نظر دارند.5- این ایده‌ها برای افراد مستعد و سرمایه‌گذاران خطرپذیر و در نهایت برای شرکت‌های بزرگی که اغلب کل استارتاپ‌ها را خریداری می‌کنند، جذاب‌اند.چرا سامانه فعلی نوآوری، برای توسعه هاردتک‌ها ناکارآمد است؟ایده‌های نویی که برپایه دانش جدید هستند: گیاهان خودبارور، باکتری‌هایی که می‌توانند سوخت‌های زیستی را سنتز کنند، فناوری انرژی هسته‌ای ایمن، نمک‌زدایی مقرون به صرفه در مقیاس بالا. این نیاز به زمان دارد تا فناوری‌های مبتنی بر دانش جدید بتواند سفر میان آزمایشکاه تا بازار را طی کنند، که اغلب شامل زمان لازم برای اختراع فرآیندهای جدید ساخت خواهد بود که ممکن است تا 10سال هم به طول انجامد. این زمان بیش‌تر از زمانی است که اغلب سرمایه‌گذاران خطرپذیر می‌توانند در انتظار بمانند.نتیجه؟ به عنوان یک ملت، ما تعداد زیادی از نوآوری‌ها را همانند کچاب باقیمانده در بطری، رها می‌کنیم!این یک وضعیت واقعا تازه است. از سال‌های 1960 تا اوایل 1990، سرمایه‌گذاری جامعه در آموزش و پژوهش منجر به پیدایش افرادی مستعد و ایده‌هایی فوق العاده شد و آنگاه شرکت‌های بزرگ با عملیات تحقیق و توسعه درون‌زا می‌توانند این افراد را به استخدام بگیرند و آن اید‌ه‌ها را توسعه داده و آنها را به بازار هدایت کنند. در سال 1980، این مدل بی‌نهایت خوب عمل می‌کرد و یافته‌های حاصل از آزمایشگاه‌های دانشگاه را در کشور به سمت نوآوری‌هایی چون آی.بی.ام. و اینتل (دو تا از پیشرفت‌های ضروری برای تحقق وعده قانون مور) سوق داد که از سال‌های 1960 تاکنون پیشرفت سریع در حوزه محاسبات را فراهم کرده است. در دو دهه اخیر و به ویژه در پنج سال اخیر، ایالات متحده تغییر زیادی در نحوه توسعه، پذیرش و سرمایه‌گذاری در زمینه نوآوری داشته است.امروزه، این سامانه نوآوری بهینه شده که حاصل سرمایه‌گذاری خطرپذیر است، برای حمایت و توسعه مفاهیم پیچیده‌تر و با رشد کندتر -که ممکن است منجر به راه‌حل‌های برهم زننده برای چالش‌های موجود در انرژی پایدار، امنیت آب و غذا و سلامت شود) ساخته نشده‌است!این یک بحران برای سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایالات متحده است که وظیفه خود را تاکنون به طور عالی انجام داده است و هم یک ضعف برای نوآوری با بودجه دولتی! حمایت فدرال برای علوم بنیادی و کاربردی ضروری است چرا که می‌تواند منجر به فناوری‌های جدید و نوآوری‌های جدید شود. اما دولت نمی‌تواند تامین مالی بلندمدت و در مقیاس بالا را برای محصولات و شرکت‌های جدید به طور کارآمد انجام دهد. البته این هم ناعادلانه است که از شرکت‌های بزرگ انتظار داشته باشیم که صبورانه در فناوری‌هایی که طراحی شده‌اند تا به طور بی مهابا آنها را از بین ببرند، سرمایه‌گذاری کنند!چه رویکردهای جدیدی برای حمایت از نوآوریهای مبتنی بر هاردتک می توان داشت؟ایالات متحده نیازمند روش‌های سیستماتیک بیش‌تری است تا به نوآوری‌های پنهان مبتنی بر دانش جدید کمک کند تا آنها را از ایده به جهان منتقل کند. این امر مستلزم شتاب دهی در یک فرآیند دو مرحله‌ای است: &quot;از ایده تا سرمایه‌گذاری&quot; و &quot;از سرمایه‌گذاری تا تاثیرگذاری&quot;! رویکرد اول، برای ایجاد یک روش جدید حمایتی در مرحله &quot;از ایده تا سرمایه‌گذاری&quot;، شکل‌گیری ائتلافی از تامین‌ کنندگان سرمایه در بخش‌های عمومی، انتفاعی و غیر انتفاعی است که می‌تواند یک &quot;باغ نوآوری&quot; ایجاد نماید. این کار منجر به تامین آن چیزی می‌شود که دانشگاه‌ها به تنهایی از عهده آن بر نمی‌آیند: فضای فیزیکی، منتورشیپ، و وام موقت برای کارآفرینان تا علم جدید را به محصولات کاربردی تبدیل کنند، نقطه‌ای که آنها را به آستانه دوره پنج ساله مورد نیاز سرمایه‌گذاری خطرپذیر می‌رساند تا برای سفر &quot;از سرمایه‌گذاری به تاثیرگذاری در بازار&quot; آماده شوند. این کار سبب می شود تا سرمایه‌گذاری در نوآوری‌های ملموس یا نوآوری‌های ملموس دیجیتالی متمایز از سرمایه‌گذاری در نوآوری‌های دیجیتال نشود.رویکرد دوم، یافتن راه‌هایی برای کوتاه‌تر کردن مسیر طولانی &quot;از ایده تا بازار&quot;، و کاهش آن از ده سال به پنج سال است. شواهد زیادی در ام.آی.تی. و جاهای دیگر وجود دارد که در حوزه‌های ملموس با پتانسیل بالا (نظیر ساخت مبتنی بر نانو و علم مواد)، که بتوان فرآیند سریع، پالایش نسبتا ارزان و سعی و خطا را که در پیشرفت مفاهیم دیجیتال بسیار قدرتمند بوده‌است، بازآفرینی کرد. ما می‌توانیم این فرایند را با کمک موثر به پژوهشگران در جهت ماهر شدن در بهترین شیوه‌های کارآفرینی مبتنی بر دانش، سرعت ببخشیم. موسسین لیکویی گلاید منتظر نماندند تا پیش از تمرکز بر تولید، افکار علمی‌شان تکمیل شود: آنها تحقیق را تصحیح کرده و همزمان روی چگونگی تولید در مقیاس بالا کار کرده‌اند.رویکردهای دیگر، بی‌شک راه‌های دیگری وجود دارد که این قابلیت از دست رفته را بتوان بازیابی کرد. شاید راه‌های دور از ذهنی با به کارگیری تامین مالی جمعی وجود داشته باشد، جایی که در آن مشارکت در مقیاس کوچک می‌تواند به بی‌نهایت صبر سرمایه‌گذار بدل شود. اما برای یافتن راه حل‌ها، ابتدا نیاز داریم که صورت مساله را خوب درک کنیم. برای حل بزرگ‌ترین چالش‌های اجتماعی، ما نیازمند یک خط لوله نوآوری هستیم که هر قطره را با خود جابجا کند!منبع: https://www.washingtonpost.com/opinions/a-better-way-to-deliver-innovation-to-the-world/2015/05/22/35023680-fe28-11e4-8b6c-0dcce21e223d_story.html</description>
                <category>AliakbarParaj</category>
                <author>AliakbarParaj</author>
                <pubDate>Mon, 11 Oct 2021 17:42:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>