<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا جواهری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Alijavaheri</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 18:27:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/10100/avatar/lVxhgQ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا جواهری</title>
            <link>https://virgool.io/@Alijavaheri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگر چیزی خوشحالت نمیکنه، پس ناراحت چیزی نباش</title>
                <link>https://virgool.io/@Alijavaheri/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4-gy9o89oieyaz</link>
                <description> یه زمانی هست که هیچ چیز آدم رو خوشحال نمیکنه، به نظرم این موضوع هیچ مشکلی نداره. آدم می‌تونه از چیزی لذت نبره، از اتفاقات خوشحال نشه و یا واکنشی نسبت به اتفاقات خوب نداشته باشه. اما این موضوع کجا باعث میشه آدم اذیت بشه؟وقتی وزن ناراحتی بچربه!به نظرم زمانی که چیزهایی باشه که آدم رو خوشحال نکنه ولی چیزهایی باشه که آدم رو ناراحت کنه خیلی بده. یعنی آدم نسبت به اتفاقات خوب بی تفاوت باشه ولی اتفاقات بد اطرافش روی اون تاثیر بذاره و ناراحتش کنه.در این شرایط به نظرم آدم باید حداقل از چیزهایی که ناراحتش میکنه دوری کنه. اینجوری حداقل در یک شرایط خنثی قرار می‌گیره.البته قبول دارم که شرایط خنثی خودش میل به غم و غصه داره و آدم در پی اینه که چرا خوشحال نیست، اما شاید دوری از غم ، شادی و خوشحالی رو با خودش بیاره. یه جورایی این صحبت، مثه انتخاب بین بد و بدتره. ما همیشه به طور ذاتی در انتخاب بین بد و بدتر، سمت بد میریم.تعادل، رمز جاودانگی طبیعتطبیعت ترجیح میده حالت تعادل رو انتخاب کنه. حتی واکنش های شیمیایی هم همین طوره. حالا اگه این موضوع رو در رابطه با خوشحالی و ناراحتی در نظر بگیریم، آدم اگر نتونه خوشحال باشه، نباید هم ناراحت باشه. این باعث میشه اون تعادل تا حدودی به دست بیاد.انواع ناراحتی هاحالا که باید غم و غصه رو کم کنیم، بهتره به انواع اون نگاه کنیم. به نظر من سه نوع ناراحتی وجود داره:ناراحتی هایی که از درون انسان نشات می‌گیرنناراحتی هایی که دیگران باعث به وجود اومدنش میشنناراحتی هایی که معلوم نیست از کجان!!منشأ درونیناراحتی هایی که از درون انسان نشات میگیرن مثل عدم توانایی در انجام کارها، مشکلات ژنتیکی، مریضی ها، بی پولی، فقر، عدم اعتماد به نفس و غیره. بعضی از این جور ناراحتی ها امکان نادیده گرفتن یا حل شدن رو دارند.مثلا وقتی کسی یک مریضی غیر قابل درمان یا سخت داره و از اون ناراحته و میگه چرا من مریضم و چرا خوب نمیشم، عملا داره خودش رو از چیزی که هست نابود تر و بدتر می‌کنه. نمیگم باید خوشحالی کنه و بگه وای من خوب میشم. یا بگه من در برابر این مریضی مثل کوه می ایستم و این جور حرفا. چون داره خودش رو گول میزنه. در این مورد خاص باید اول از همه بیماریش رو بپذیره. قبول کنه که بیماره و یک سری محدودیت ها و درد ها رو داره و کارهایی که باعث بهتر شدن این وضع میشه رو انجام بده. این باعث میشه هر موقع خواست ناراحت باشه، اول فکر کنه که این وضعیت برای من وجود داره و من هر کاری از دستم بر میومده برای بهبود انجام دادم. حالا چه گریه کنم و خودمو ناراحت کنم و چه بی تفاوت باشم و بگم کاریه که شده هیچ تفاوتی در بهبود وضعیت نداره. شاید این طرز فکر باعث بشه که کمی از ناراحتیش کم بشه.در مورد بی پولی هم همینطور، در مرحله اول قبول این موضوعه. باید بپذیره که فقیره و بعد شروع کنه به انجام دادن کاری که بتونه درآمدی کسب کنه. حالا اگه درآمدی که به دست میاره کم بود، حداقل از مرحله فقر رسیده به یکم بهتر از فقر. این خیلی شادی آور نیست، ولی ناراحتی کمتری داره.به طور کل در مورد ناراحتی هایی که از درون انسان نشات میگیرن، اول از همه باید پذیرفت اون ناراحتی رو. منشأ رو پیدا کرد و تا جایی که میشه برای بهبود تلاش کرد. اگر بعد از اون کاری از دست ما بر نیومد، هیچ دلیل منطقی برای غم و غصه وجود نداره.منشأ بیرونیمورد بعدی ناراحتی هایی هستند که دیگران باعث به وجود اومدن اونا میشن. این ها یکی از مسخره ترین انواع ناراحتی هستند. چون ما نقشی در اون ها نداریم. حتی وقتی سعی می‌کنیم وضعیت رو بهتر کنیم، عموما با برخورد بد دیگران مواجه میشیم. این جور ناراحتی ها یک راه حل بیشتر ندارند. دوری از شخص یا اشخاصی که باعث ناراحتی هستند. حتی فکر به تغییر دیگران هم انرژی بره، چه برسه به اینکه بخوای تغییرشون بدی و یا حتی بگی که باعث ناراحتی تو نشن.البته شاید زمانی باشه که شخص از دیدن همه آدما به یک اندازه ناراحت بشه. حتی در این مورد هم بهتره مدتی رو در تنهایی کامل باشه. اینکه بخواد خلاف میلش سعی کنه کسایی که ناراحتش میکنن رو تحمل کنه، به نظرم نتیجه عکس میده و میزان تنفرش از اون اشخاص بیشتر می‌شه. پس در مورد ناراحتی هایی که منشأ بیرونی داره و دیگران باعثش هستند، بهترین کار دوری از اوناس.منشأ درونی، بیرون، هردو یا هیچکدام ؟می‌رسیم به خطرناک ترین نوع ناراحتی، یعنی اونهایی هایی که معلوم نیست از کجان!!! اینجور ناراحتی ها عموما ترکیبی از ناراحتی های درونی و بیرونی هستند که انسان روی اونها تسلط نداره و نمیدونه دقیقا چجوری میشه مهارش کرد. به طور نمونه سوال معنای زندگی چیست؟ سوالیه که به طور ذاتی بعد از تفکر بهش، آدم دچار ناراحتی میشه و نمیدونه چجوری میشه اون رو کنترل کرد. ناراحتی هایی که تو این دسته هستند به قدری پیچیده ان که من نمیتونم ذکرشون کنم. شاید اگر میشد توصیفشون کرد، براشون راه حلی هم پیدا می‌شد.در مواجه با ناراحتی هایی که معلوم نیست از کجان، اول از همه مراقب باشید که خوب به اون ناراحتی فکر کردید، تمام زیر و بمش رو بررسی کردید تا بفهمید که مشکل از کجاس. چون ما خیلی راحت فکر می‌کنیم که همه ناراحتی ها از این دسته ان. ولی اینطور نیست و خیلی هاشون در دو دسته قبل جا میگیرن.اگر برای چیزی بتونی تعریفی بیاری، قطعا اون چیز رو میتونی کنترل کنیحرف آخرنگاهتون به دست خودتون باشه. هیچ کس ناراحتی شما براش ارزشی نداره. این شما هستید که تصمیم می‌گیرید ناراحت یا شاد باشید.خوشحالی زورکی نیست، با خیال راحت از خنثی بودن لذت ببرید.اگر فکر می‌کنید ناراحت هستید و مشکلی باهاش ندارید، این نوشته رو نادیده بگیرید.لطفا برام از ناراحتی هاتون و اینکه چجوری کنترلشون می‌کنید بگید.اصلا معنی خوشحالی و ناراحتی از دید شما یعنی چی؟</description>
                <category>علیرضا جواهری</category>
                <author>علیرضا جواهری</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 09:48:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوشِ مصنوعی !</title>
                <link>https://virgool.io/Technofa/%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%90-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-gcx3jafadyqi</link>
                <description>هوشی که یه آدم معمولی با ثروتش بدست میاره رو میگن هوشِ مصنوعی !خیلی وقتا این حرف رو شنیدیم که میگن پول، عزت و احترام میاره. یا فلانی از فامیل معروفی هست و با اصل و نسبه و قابل احترام. همه این دو موضوع رو نکوهش می کنیم و می‌گیم نباید اینطور باشه ، ولی در عمل اغلب به یک آدم ثروتمند یا فامیل فلان شخص معروف که می‌رسیم ناخودآگاه بیشتر احترام میذاریم. پای حرف های اون شخص می‌شینیم و با گفتن چَشم و بله، حرف هاش رو تایید می‌کنیم. انگار اون شخص دارای یک نوع هوشِ مصنوعیِ !ناخودآگاهِ آهن پرستیکی از دلایلی که ما به فرد ثروتمند احترام میذاریم، اینه که در نظر ما اون شخص موفقه. به جایی رسیده و چیزی که ما نداریم و در تلاشیم برای رسیدن بهش رو بدست آورده. ناخودآگاهِ ما نمیگه این پول از چه راهی اومده یا از تلاش خود فرد بوده یا نه، بلکه اول، چیزی رو که می‌بینه به ما منتقل می‌کنه و اثرش رو میذاره و اون چیزی نیست جز اینکه این فرد جذاب و قابل احترامه.اصالتاکثر ما ایرانی ها به اصل و نسب خودمون خیلی گره خوردیم. در حدی که اگر کسی رو ببینیم که ایرانی نیست در اغلب مواقع با یک گارد محکم جلوی اون شخص می ایستیم. این موضوع در سطح ملی شروع و به ترتیب از قومیت، استان، شهر، محله و در آخر، خانواده و فامیل به اشکال مختلف وجود داره. در مورد این موضوع در یک مطلب جداگانه‌، بعدا صحبت می‌کنم ولی در اینجا به طور مختصر میگم که اصل و نسب، چیزیه که هیچ کسی در اون اختیار نداشته و یک چیز کاملا تصادفی برای هر کدوم از ما بوده. پس این که کسی به اون افتخار کنه و یا دیگران به خاطر اینکه شخصی از نسبِ خاصی هست به اون احترام بگذارن و اون رو آدمی باهوش بدونن ، دقیقا شبیه به واکنش ناخوداگاه ما در مواجهه با افرادِ ثروتمنده.ترکیب فضاییتصور کنید که شخصی علاوه بر داشتن ثروت، از خانواده و نسبِ خاصی هم باشه. در اینجا ترکیب بسیار خطرناکی رو مشاهده می‌کنیم. در مغز زودباور ما، حاصل این ترکیب، یک ابر انسانِ باهوشه. بدون ردخور در مواجهه با این افراد دست و پا مون رو گم می‌کنیم و با عزت و احترام و بدون هیچ فکری به حرفاش گوش می‌کنیم و چه بسا توصیه هاش رو بدون فکر قبول می‌کنیم و انجام می‌دیم.پول و نسبِ خاص به تنهایی مشکلی ندارند، تا زمانی که باهاش اخلاقیات خریده نشه.چیزی که میخام بهش بپردازم اینه که باید در مواجهه با افرادی که ثروتمند هستن یا نسب خاصی دارن خیلی محطاط باشیم. چون نگاه ما به هوشِ مصنوعی اونا در بسیاری از موارد باعث میشه حرفاشون روی بپذیریم. پس باید قبلش از فیلتر فکر ما رد شده باشند.روش تفکربه نظر من چند راه حل برای مواجهه با این افراد می‌تونه کمک کنه به تصمیم گیری درست.اول از همه به این فکر کنیم که پولی که اون شخص داره رو از کجا بدست آورده، آیا خودش کار کرده یا بهش رسیده یا دزدیه یا هرچی. این می‌تونه جهت نگاه ما رو دقیق تر کنه.نسب خانوادگی که بهش افتخار میکنه رو به طور کامل نادیده بگیریم. هر آدمی در این دنیا یک شخصیت جدا داره و با توجه به کارهایی که انجام داده، باید دیده بشه.اگر حرف درستی رو میزنه بپذیریم. این که شخصی چیزی رو داره که ما نداریم یا آرزوی داشتنش رو داریم و یا حتی آدم بدی هست، نباید در پذیرش ما از حرف درستش تاثیری بذاره.وقتی عده ای دارن از یک فرد باهوش حرف میزنن و در هر کلامشون از ویژگی هاش صحبت می‌کنند، کمی با احتیاط به حرفاشون گوش کنید، چون این احتمال هست که اون فردِ به اصطلاح باهوش، یا ثروتمنده یا از یک نسب خاصه که دیگران دارن ازش تعریف می‌کنند.اگر با شخص ثروتمند همکار هستید یا برای یک ثروتمند کار می‌کنید، هیچ وقت عزت نفس و شرف خودتون رو زیر پا نذارید. درسته که در نگاه اول از ثروت اون شخص داره به شما سود می‌رسه ولی اگر با تحقیر و زیر پا رفتن اصول اخلاقی شما باشه، به مرور زمان از شما یک ربات می‌سازه که دارید برای اون شخص کار می‌کنید و اون مثل یک تیکه آهن به شما نگاه می‌کنه.حرف آخرهر انسانی در این دنیا به یک اندازه حق اظهار نظر، تصمیم و زندگی داره. اگر فردی ثروتش رو چه از طریق ارث یا دزدی یا هر راه باد آورده ای و یا حتی با تلاش و کوشش و کار زیاد به دست آورده باشه، دلیلی نمیشه که اون حرف اون فرد به افراد دیگری که اون چیز ها رو ندارد ارجحیت داشته باشه.منظور ابراز نظره و نه اینکه حرف درست یا نادرست. چون حرف درست از هر انسانی پذیرفته است و حرف اشتباه از هر فردی مردود.اینکه فردی چون بی پوله خودش رو کم هوش یا بی عرضه یا هر صفت بد دیگه بدونه و نتونه جلوی یک آدم ثروتمند ابراز نظر کنه و اون آدم رو مثل یک بت بپرسته، یه جور خود سانسوری و یه جور جفا در حق خوده. همینطور اینکه فردی به دلیل داشتن ثروت یا نسب خاص، خودش رو متمایز با بقیه بدونه و حق حرف زدن و ابراز نظر رو از ديگران بگیره کمال بی شعوری و خودخواهیه و خودش رو در تله هوشِ مصنوعی خودش گیر انداخته!در مورد هوش و معنی اون در یک مطلب جداگانه صحبت خواهم کرد.نظر ‌‌شما در مورد هوشِ مصنوعی چیه؟ خوشحال میشم صحبت های شما رو هم بخونم.</description>
                <category>علیرضا جواهری</category>
                <author>علیرضا جواهری</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 01:40:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معنای زندگی چیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alijavaheri/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D9%87-qmxlgbkit2rn</link>
                <description>سالی که گذشت برای من سال عجیبی بود. تا اواسط سال انرژی عجیبی در زندگی داشتم. ولی بعد از اون انگار ترمزم کشیده شد. دلیلش هم فقط یک سوال بود.این که معنای زندگی چیه؟ برای چی دارم زندگی می‌کنم و هدفم از زنده بودن چیه؟دنبال جواب این سوال بودم و هرچقدر می‌گشتم کمتر به جواب می‌رسیدم. از اطرافیان و دوستانم که سوال می‌کردم یا اکثرا نمی‌دونستن برای چی دارن زندگی می‌کنن یا یه جواب کلی می‌دادن که می‌خوایم لذت ببریم!. در هر صورت من که قانع نشدم و رفتم سراغ نظریه های آدمای بزرگ دنیا که هرکدوم در این مورد چی گفتن و با تعجب با این موضوع روبرو شدم که اونا هم توی این موضوع گیر کردن و هرکس برای خودش یه دلیل ساخته و به اون باور داره.پاسخ به این سوال اگر غیر ممکن نباشه، به این راحتی هم نیستاصلی ترین چیزی که بهش رسیدم این بود که مغز ما جوری تکامل یافته که همیشه دنبال یه هدف باشه، دنبال سرانجام، دنبال توالی و یک نظم و حالا که جهان ما هدف خاصی رو دنبال نمی‌کنه، مغز ما برای خودش اهداف جدیدی رو میسازه مثل دنیای پس از مرگ، مثل هدف کلی کائنات، مثل شعور هستی و این جور چیزها.این ها عملا یه جور خوراکه برای اون مغز پرسشگر ما و یه تسکین برای اون درد معنای زندگی.ما و تمام موجودات زنده کار اصلیمون تولید مثل و حفظ بقای نسلمونه. تمام چیزهای دیگه زیر لوای این تولید مثل قرار می‌گیرند. همه ما زور میزنیم که خانواده تشکیل بدیم، از بچه مون محافظت کنیم و اون رو به جایی برسونیم که بچه ما خانواده تشکیل بده و…این وسط استثنا هایی هم وجود داره البته ولی در کل همینهمشکل یا موهبت ؟مشکل از جایی شروع می‌شه که مغز ما به خودآگاهی رسیده و میدونه داره چیکار می‌کنه. برای همینه که از روش‌های جلوگیری بارداری استفاده می‌کنیم یا بعضی از ما تا آخر عمر خانواده تشکیل نمیدن و کارهایی می‌کنیم که خلاف ژنتیک ماست.پس اگر خلاف چیزی که هستیم رفتار کنیم یا حتی بهش فکر کنیم به چه چیزی محکوم می‌شیم؟آیا باید خودمون رو بکشیم؟ باید از چه چیزی لذت ببریم؟ باید به کدوم هدف چشم بدوزیم؟ حالمون چجوری خوب می‌شه؟ و هزاران سوال دیگه.التماس تفکر !حرف آخرم این که سرعت تکامل قسمت خودآگاه مغز ما به قدری زیاد بوده وبه قدری تونستیم خودمون رو بشناسیم که از خود ناخوداگاه مون زدیم جلو و دیگه هیچکس نمیدونه این خلاء بین این دو رو چطوری پر کنه!!!!امیدوارم زندگیتون مثل این دایره ها که هرکدوم یه شکل و یه رنگ هستن متفاوت و بدون تکرار باشه. مثل هم نباشیم و هر کدوم یه شخصیت و زندگی مستقل داشته باشیم. رنگارنگ بودن قشنگ تر از تک رنگی و مثل بقیه بودنه.حال دلتون تو سال جدید خوش باشه و هدف زندگی براتون روشن تر بشه. </description>
                <category>علیرضا جواهری</category>
                <author>علیرضا جواهری</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 01:27:24 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>