<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا رنجبریان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Alireza.ranjbarian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:45:06</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>علیرضا رنجبریان</title>
            <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مصاحبه با امیر مسعود بختیاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-p8trseg276wi</link>
                <description>مسعود بختیاری (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۰ تهران) نظامی بازنشسته، مدرس دانشگاه و نویسنده ایرانی است، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان ارشد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و ریاست عملیات نیروی زمینی ارتش را برعهده داشت.مصاحبه ایشان با صدا و سیما در شبکه یک در مورد سال اول جنگ:مجری:آیا گرفتاری ها و ضعف های ارتش بود که باعث ناکامی ها و عدم موفقیت در سال اول جنگ شد؟پاسخ:چه کسی گفته است که سال اول جنگ موفق نبود؟ما در ۲ تا ۶ ماه اول جنگ جلوی ارتش مجهز عراق را گرفتیم و توانستیم ارتش عراق را قبل از اینکه به اهداف خودش برسد در بیابان های خوزستان و کوه های ایران و کردستان متوقف کنیم.آیا هدف ارتش عراق ماندن در بیابان ها و پشت کوه ها بود؟ خیر بلکه ارتش عراق اهداف بلندی داشت و می خواست مسجد سلیمان ، بهبهان ، دوکوهه در خوزستان و خوزستان را جدا کند اما نتوانست. چرا که در مقابلش مقاومت شد.اگر این موفقیت نیست پس چیست ؟یکی از تعاریفی که امروزه در ادبیات نظامی از پیروزی می شود این است که شما مانع این شوید که دشمن به اهداف استراتژیک خود برسد و «ارتش ایران» مانع از این شد که عراق به اهداف استراتژیک خود برسد.تأکید ایشان بر روی ارتش ایران بود زیرا نیروهای بسیجی مردمی فاقد آموزش،فاقد سلاح و فاقد مهارت برای این کار بودند.در آغاز جنگ تازه ۲ یا ۳ ماه بود که سپاه،سازمان فرماندهی خود را کامل کرده بود و در ماه شهریور یا مرداد آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه انتخاب شد و یک تعدادی مخالف بودند که سپاه وارد جنگ خارجی شود و می گفتند که سپاه مأمور امنیت داخلی است.ایثار،فداکاری،روحیه،انگیزه سرجای خودشان اما آیا در مقابل تسهیلات مدرن تنها سینه پر احساس با دستان خالی کافی است؟وقتی که ۱۹۲ فروند هواپیما از پایگاه عراق بلند می شود و ایران را بم باران می کند آیا تنها با انگیزه می شود کار کرد؟خیر نیروی مشابه خودش را لازم دارد.نیروی هوایی می خواهد که جواب نیروی هوایی عراق را بدهد،توپخانه ای می خواهد که جواب توپخانه را بدهد ،زرهی می خواهد که جواب زرهی بدهد وچه کسی این را داشت؟ارتش، مهارت و تخصص استفاده از آن را داشت.در اوایل جنگ ارتش ایران توانست پاسخ ها و واکنش های خوبی به حملات دشمن بدهد به همین دلیل مقاومت جسورانه و ستایش برانگیز ارتش ایران سبب شد که صدام حسین شوکه شود و در روز ششم جنگ خواستار آتش بس شود اما مگر به اهداف خود رسیده بود؟خیر بلکه متوجه شده بود که پیروز جنگ نخواهد بود.بلافاصله بعد از حمله عراق با ۱۹۲ فروند هواپیما از ۷ پایگاه عراق به ایران به فاصله ۱ ساعت نیروهای هوایی ما بلند شدند این امر افتخارآمیز است که در آن شرایط ۴ فروند هواپیما از پایگاه بوشهر و همدان به سمت عراق رفتند.در آن زمان ارتش توانست برتری نیروهای هوایی و دریایی خود را به ارتش عراق نشان بدهد.در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور که عراق به ایران حمله کرد ۴ ساعت بعد هواپیما های ما شعیبیه و کرکوک را مورد هدف قرار دادند و در روز بعد یعنی ۱ مهر با ۳۰۰ سورتی پرواز یعنی ۱۴۰ فروند به عراق حمله کردیم و این ها باعث می شود که صدام شوکه شود و تفکرات عراقی ها از هم بپاشد.بنابراین اینکه می گویند عدم موفقیت ایران در سال اول جنگ درست نیست زیرا:۱) ارتش عراق را متوقف کردیم.۲) نیروی هوایی ایران نسبت به نیروی هوایی عراق تقریبا برتری داشت زيرا نیروی هوایی آنها را از کار انداختیم و نیروی دریای ایران در ۶۷ روز اول جنگ توانست نیروی دریایی عراق را از خلیج فارس خارج کند و اسکله ی البکر و الامیه را منهدم کند وصدور نفت عراق را قطع کند،در کنار این موفق به فتح تپه های الله الکبر ،فتح ارتفاعات میمک،فتح سر پل هایی در غرب رود خانه ی کرخه شد که زمینه سازی درباره فتح المبین می شود .مجری: این با نقشه های خود ارتش پیروزی نیست،یعنی ارتش نقشه طراحی کرده که تا در همان عملیات تا خود بصره برود؟پاسخ: زنده باد. چرا طراحی کرده تا بصره؟برای اینکه مطابق توان خود حرکت می کند.شما اگر در تحلیل جنگ ایران و عراق، فضای انقلابی حاکم بر کشور ،اگر آن شور انقلابی و فضای هیجان زده را در تحلیل هایتان دخالت ندهید ،تمام تفسیرات و تعبیرهایتان یک پایش می لنگد ،بنابراین من زیر بار فشار افکار عمومی روی نقشه ام طرحی می کشم که سر فلش من می رود تا سر بصره اما فلش من خط چین است که اینا همه معنی دارد ،یعنی اگر شد تا آنجا می روم.مجری: آقای امیر عبدالحسین مفید فرمودند که قبل از جنگ ایراد رو به فرماندهی و راس کار گرفتند در صورتی که شما الان می گویید ما در سال اول جنگ موفق بودیم ،در صورتی که فرماندهی تغییر نکرده است.پاسخ : من حرف ایشان را نقض نمی کنم من می گویم ما سال اول جنگ را بسته به شرایط موفق می دانیم .شما فکر می کنید موفقیت این است که ارتش عراق را از ایران بیرون کنیم در حالی که با چهار تا لشکری که در دست باقی مانده و چند سیاهی لشکر ،نمی توان ۱۲ لشکر عراقی را از خاک ایران بیرون کرد .ایشان از عملیات اچ 3 که در نیمه ی دوم سال اول جنگ اتفاق افتاد میگویند که بزرگترین ضربه ی هوایی را به ارتش عراق وارد کردند.در طول ۸ سال جنگ با عراق،۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نفر از جوانان ارتش جمهوری اسلامی ایران به صورت سرباز وظیفه یا افسر وظیفه خدمت کردند بدون اینکه اجباری در کار باشد و ۳۵۰۰۰ شهید از میان این سربازان وظیفه داریم.این جوانان همگی با شور و اشتیاق آمدند.گرچه می گوییم جوانان فعلی ما این گونه نیستند ولی هم اکنون بسیاری از آنان در بیابان ها و مرزها در حال خدمت هستندوظیفه و نقش ارتش در جنگ تحمیلی عراق و ایران از نظر امیر مسعود بختیاری:همان طور که وظیفه یک پزشک ایجاد سلامتی است،وظیفه ارتش هم ایجاد امنیت است و ارتش یک سازمان ملی متعلق به کشور است و اگر امنیت نباشد چه پزشک چه مهندس فضایی برای کار نخواهند داشت و همه امور در سایه امنیتی که ارتش ایران برقرار کرده است،انجام می شود.تولید امنیت بالاترین مسئله در منافع ملی کشور است.همان ارتشی که در بسیاری از موارد در بلاتکلیفی بود که بماند یا نماند با همان وضع به تولید امنیت تلاش کرد و اگر این ارتش نبود بعد از انقلاب شاید ایرانی به صورت تجزیه نشده وجود نداشت.به گفته ایشان این جنگ ها که در ظاهر و از نظر نظامی موفق به نظر نمی آیند یک دست آوردهایی در باطن دارند که که باعث توقف نیروهای عراقی شد و همین توقف ها باعث شد که عراق به اهداف خودش نرسد و تقاضای آتش بس کند.همین که هیچ قسمتی از خاک سرزمین در دست دشمن باقی نماند دستاورد بزرگی است. ما برای این مهم در همه بخش‌ها هزینه سنگینی پرداخت کردیم. همینقدر که توانستیم در مقابل دشمن بایستیم و ثابت کنیم که ایرانی همیشه در مقابل تهاجم دشمن می‌ایستد و تهاجم را نمی‌پذیرد و در مقابل زور سر خم نمی‌کند، قابل توجه، احترام و تقدیس است.در سال اول جنگ با شرایطی که ما داشتیم موفقیت های بسیار ارزنده ای را به دست آوردیم.گردآورنده:علیرضا رنجبریاناستاد:علی اکبر حسنوند</description>
                <category>علیرضا رنجبریان</category>
                <author>علیرضا رنجبریان</author>
                <pubDate>Fri, 20 Jan 2023 18:24:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویراستاری جزوه</title>
                <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%B2%D9%88%D9%87-nezral5oih9g</link>
                <description>صفحه ۲ انواع جنگ ها : ناهمتراز صفحه ۲ خط اخر : جزئی صفحه ۴ خط ۱ : ژئوپولتیکیصفحه ۵ خط ۱۰ : امپراطوری صفحه ۷ خط ۶ : اختلافات صفحه ۸ خط ۱۲ : بیکران صفحه ۹ خط ۱: نابسامانصفحه ۹ خط ۴ : عبارت است از صفحه ۹ خط ۵: توأم صفحه ۹ خط آخر : حاصلخیز صفحه ۱۰ خط آخر : به ویژه صفحه ۱۳ خط ۱۵ : یک سو صفحه ۱۶ خط ۴: توپخانه ای صفحه ۱۷ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط اول : طرح ریزی صفحه ۱۸ خط ۱۴: تصرف صفحه ۱۸ خط آخر : به طور کامل صفحه ۱۹ خط مورد ۸: قابل . اینچیصفحه ۲۰ خط ۸: متعاقبصفحه ۲۰ خط ۱۵: شد صفحه ۲۰ خط ۱۷ : پل صفحه ۲۲ خط ۴: به گور صفحه ۲۴ خط ۳: شلمچه صفحه ۲۴ خط ۵ : شمال غرب صفحه ۲۴ خط ۹: آن را صفحه ۲۴ خط ۱۰ : جابه جاییصفحه ۲۴ خط ۲۷: ژئوپولتیکیصفحه ۲۴ خط ۳۱: اعدام صفحه ۲۵ مورد ۸: قطعنامه صفحه ۲۵ مورد ۹ : سلاح ها صفحه ۲۵ . خط آخر : قطعنامه صفحه ۲۶ خط سوم : راه حل صفحه ۲۶ خط پنجم : مسائل صفحه ۲۶ مورد سوم : خاکمانصفحه ۲۶ مورد ۵: دکوئیار صفحه ۲۸ خط اول : سلاح هاصفحه ۲۸ خط دوم : کنوانسیونصفحه ۲۸ خط اخر : وحشی گری صفحه ۲۹ خط دوم : می شود صفحه ۲۹ خط ۱۰ : نیروگاه ها صفحه ۳۰ خط ۳ : فرانسوی ها صفحه ۳۱ خط۹ : بمباران ها صفحه ۳۲ خط ۶ : برگشتند _ می گویند صفحه ۳۳ خط اول : همه صفحه ۳۳ خط ۹: به خاکصفحه ۳۴ خط ۱۰ : حسنی صفحه ۳۴ خط ۱۴: نمی کرد صفحه ۳۴ خط ۱۸ : باز هم صفحه ۳۴خط ۲۰ : متعادل تریصفحه ۳۵ خط ۱۶: مجروحان صفحه ۳۵ خط اخر : کمک های صفحه ۳۶ خط دوم : اعلام صفحه ۳۷ خط سوم : فناوری صفحه ۳۷ خط اخر : فرهیخته</description>
                <category>علیرضا رنجبریان</category>
                <author>علیرضا رنجبریان</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 21:19:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش آلمان در جنگ ایران و عراق</title>
                <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-k36dmvq6exek</link>
                <description>جنگ ایران و عراق یکی از پیچیده ترین جنگهای جهان و منطقه بود و ما اکنون در شرایطی قرار گرفتهایم که لحظه به لحظه اسرار و ناگفته هایی از این جنگ منتشر می شود. بخشی از حقیقت، درون جنگ ماست و بخش دیگر آن در دست 62 کشوری است که چرخ های ماشین جنگی عراق را روغن می زدند.مقام نخست آلمان در توسعه تسلیحات شیمیایی عراقتیمر من محقق و نویسنده امریکایی:شرکت آلمانی کارل کولمب سر انجام 2 خط تولید سلاح شیمیایی جداگانه به نام احمد،محمد،عیسی، عانی، « مدای و قاضی در مجتمع سامره ایجاد کرد. اولین آنها در سال 3181 و آخرینشان در سال 3182 تکمیل شدند. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید میشدند و در خمپارهها، ». راکتها و گلوله های توپ جاسازی میشدند. بی تردید این بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی در جهان بود .رادیو بی بی سی به نقل از مجله اشپیگل:&lt;&lt;هیچ کشوری به اندازه آلمان چنین کمک تحقیقاتی و تولیدی به عراق در تهیه یک نوع سلاح کشنده و تعیین کننده نکرده است&gt;&gt;کنت تیمرمن در خصوص نقش پررنگ غرب در پرورش هیولایی به اسم صدام مینویسد:عراق، بازار بزرگ فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا، استرالیا و ایالات متحده بود. صدام هیولایی بود که ما ساختیم و ما این هیولا را ساختیم و بعد کوشیدیم سر او را به سنگ بکوبیم ... تعجب آور اینکه صدام هرگز هدفهای جاهطلبانهاش را در لفافه بیان نکرد، اما سیاستگذاران و سوداگران هرگز نخواستند این پیام او را بشنوندتیمرمن اطلاعاتی کلی در خصوص نوع کمکها به عراق میدهد و بیان میکند که:یک آمار سرانگشتی نشان میدهد که 003 شرکت غربی در ساختن این ماشین مرگ و پرسود شرکت داشتهاند که یک سوم آنها شرکتهای آلمانی بودند به طور کلی، به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی طولانی شدن جنگ ایران و عراق، برخورد جانبدارانه این کشورها به خصوص آمریکا به نفع عراق بود. با این استدلال است که مارین ویلمسه آمریکا را قویترین شریک جرم این جنگ معرفی کرده و معتقد است بسیاری از قدرتهای غربی با سلاح و اعتبارات مالی خود سهم عمدهای در طولانی شدن، تشدید، افزایش تلفات و دوام درگیری دو طرف داشتند. برای نمونه فرانسه و آلمان به طور مستمر، سلاحهای پیشرفته به عراق میدادند و بریتانیا برخی از قطعات یدکی تجهیزات نظامی این کشور را تأمین میکرد.مجموعه &amp;amp;amp;quot;اعترافات&amp;amp;amp;quot; درباره جنگ تحمیلی/ اعتراف آلمان به تجهیز رژیم بعث عراق به سلاح شیمیایی با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکادB نبوده است .فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکادB را به 211 کیلومتر افزایش دهد. با وجود ممنوعیت به کارگیری سلاحهای شیمیایی توسط سازمان ملل، در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، به طور مکرر این سلاحها توسط رژیم بعث مورد استفاده قرار میگرفت. اکنون روشن شده است دول غربی که به طور همه جانبه از رژیم بعث حمایت میکردند، در تجهیز شیمایی عراق نقش فعالی داشتند. از جمله کشورهایی که در کنار دیگر کشورها مثل امریکا، فرانسه و انگلیس به تجهیز رژیم بعث پرداخت آلمان بود که حتی رسانهها و برخی مقامات آلمان هم به آن اعتراف کردند.مجله &quot;اشپیگل&quot;چاپ آلمان ذیل یکی از گزارشهای خود درباره جزئیات تجهیز رژیم بعث به سلاحهای شیمیایی توسط آلمان نوشت:یک عراقی به نام علی قاضی گرفتار زندان صدام میشود که با وساطت رئیسجمهوری و وزیر امور خارجه آلمان از مرگ نجات پیدا میکند. پس از بازگشتش به آلمان با همکاری یک افسر عضو سازمان ضدجاسوسی آلمان غربی، ترتیب صدور یک کارخانه تهیه سلاحهای شیمیائی به عراق داده میشود.به گزارش &quot;اشپیگل&quot;علی قاضی پس از بازگشت به آلمان بلافاصله با کمک یک عضو ارتش سازمانضدجاسوسی آلمان در شهر هامبورگ شرکت صادرات و واردات تأسیس میکند و از طریق این شرکت از&quot;کنسرن معروف فورستای آلمان&quot; وسائل یک کارخانه بزرگ تولید اسلحه شیمیایی را خریداری میکند. اینکارخانه قادر است سالیانه یک میلیون و هفتصد و شصت هزار تن مواد شیمیایی را به گازهای کشنده خردل وتابون مبدل سازد. بنابر این گزارش، صدور و حمل چنین کارخانه عظیمی به یکباره صورت نگرفته بلکه درقطعات و دفعات متعدد به واسطه ترکیه به عراق صادر میشد.مجله&quot;اشپیگل&quot;در گزارش دیگری نوشت: اینک در عراق در &quot;سلمان پاک&quot; در ساحل رودخانه دجله آزمایشگاههای تحقیقاتی تهیه گاز شیمیایی قرار دارد. در شهر &quot;فلوجا&quot;مواد خام اولیه تهیه میشود و بالاخره در شهر &quot;سامره&quot;گازهای خردل و گاز عصبی تابون بهطور انبوه تولید میشود. بنابر این گزارش در هر سه شهر ،شرکتهای مختلف آلمان غربی حضور داشته و در ساختمان و تکمیل این کارخانه از آزمایشگاه تا تولید انبوه سهیم بودهاند.بنابر گزارش همین مجله، اطلاعات تحقیقات محرمانه حاکی از آن است که تأسیسات شیمیایی ساخته شده توسط شرکتهای آلمانی در سامره عراق اخیرا موفق به تولید مواد شیمیایی بسیار مرگبار تابون و لاست هم شدهاند. کارشناسان آلمانی همچنین متوجه شدهاند که سه کارخانه فروخته شده آلمانی به عراق قادر به تولید اسید سیائیدریک غلیظ و فشرده است.ادو اولفکات، خبرنگار آلمانی روزنامه مشهور &quot;فرانکفورتر آلگماینه&quot; که در دوران جنگ تحمیلی خبرنگار اعزامی این روزنامه به مناطق جنگی عراق بود میگوید: مقامات آلمانی بسیار خرسند بودند که این گازها را برای استفاده علیه ایران به صدام دادهاند.علاوه بر این، آلمان طی دوران جنگ تحمیلی ساخت تأسیسات &quot;سعد 32&quot;و قطعات کارخانه شیمیایی سامره را در اختیار رژیم بعث قرار داده و ضمن آن نیز در زمینه صنایع موشکی با بغداد همکاری کرده است. یک سخنگوی وزارت اقتصاد آلمان غریی در اعترافات خود در این باره میگوید: یک پروژه نظامی موسوم به &quot;سعد - 32&quot; در عراق توسط شرکتهای آلمانی تحت پوشش یک مؤسسه وابسته به دانشگاه انجام شده است.بنابر گزارش &quot;اشپیگل&quot;: شرکتهای تسلیحاتی آلمانی متعلق به گروه &quot;ام.بی.بی&quot;بیش از آنچه تصور میرفت در تقویت قدرت نظامی عراق دست داشتهاند. به طور مثال یک سلاح ساخته شده توسط &quot;ام.بی.بی&quot;که موج انفجاری آن مشابه با انفجار یک بمب کوچک اتمی است از طریق مصر به عراق فروخته شده است .&quot;ام.بی.بی&quot;همچنین از طریق شرکت فرانسوی &quot;اویرومیسایل&quot;حدود 31 هزار قبضه موشک ضدتانک سیستم میلان و هات و نیز 3131 موشک ضدهوایی رولاند به عراق فروخته است.با آشکار شدن نقش آلمان در تجهیز رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی ،&quot;اشپیگل&quot;ذیل یک گزارش نوشت: امروزه دیگر ثابت شده است که بدون فنآوری آلمان، عراق قادر به تولید موشکهای دوربرد اسکاد B نبوده است. فنآوری پیشرفته آلمان که در اختیار عراق قرار میگرفت؛ به بغداد این امکان را میداد که برد موشکهای اسکاد Bرا به 211کیلومتر افزایش دهد.در آوریل 3188 (اردیبهشت 3129) یک نشریه ایتالیایی به نام «اسپرسو» درباره موازنه نابرابر نظامی ایران و عراق، آماری را منتشر ساخت. این آمار چنین بود: ارتش ایران: 223 هزار نفر - عراق: 811 هزار نفر، تانک ایران: 3131 دستگاه - عراق: 9111دستگاه، توپخانه ایران: 211 قبضه - عراق: 3211 قبضه، هواپیمای ایران: 611 فروند - عراق: 311 فروند. این آمار در حالی منتشر شد که هنوز به پایان جنگ ایران و عراق 1 ماه باقی مانده بود. دنیای غرب بر این باور بود که تنها عامل باز دارنده قوای با ایمان و بسیجی ایران، تسلیحات روز و مدرن شرق وغرب است. درحقیقت، نخستین درگیری مشترک بلوک شرق و غرب با یک کشور پس از سقوط هیتلر در آلمان، میجی در ژاپن و موسولینی در ایتالیا، در نقطه مرزی ایران و عراق ظهور یافت.مجله سیاست دفاعی در شماره چهارم خود، در گزارشی از کمک های بلوک شرق و غرب به عراق، چنین آورده است: «نیرو های مسلح ارتش عراق در نتیجه فروش عظیم تسلیحاتی توسط اتحاد شوروی و قدرت های غربی ،در مدتی کمتر از دو سال سیستم های تسلیحاتی خود را به بیشتر از 01 درصد افزایش دادند.در آستانه بازپس گیری «فاو» در آوریل، 3188 یعنی اردیبهشت، 3129 ارتش عراق حدود 3 هزار دستگاه تانک ،0311 نفربر زرهی ،3311 عراده توپ ،061 فروند هلی کوپتر و 961 هواپیمای جنگنده و بمب افکن آماده برای عملیات در اختیار داشت. این خیل عظیم سیستم های تسلیحاتی، با حداقل 111 فروند موشک زمین به زمین اسکاد بی ، ساخت شوروی تجدید ساختار شده توسط آلمان ها و تولید مقادیر زیادی مهمات شیمیایی به اتکای فن آوری صادراتی آمریکایی اروپایی تکمیل می شد. حکومت بغداد با کسب این مقادیر عظیم از جنگ افزار های مدرن متعارف و غیر متعارف، توانست استعداد نیرو های زمینی ارتش خود را از 69 لشکر در سال 3182 یعنی، 3123 به 31 لشکر در سال 3188 یعنی، 3128 یعنی به دو برابر افزایش دهد. این امر نمایانگر رشد واقعی در ساختار نیرو و توانایی های عملیاتی صدام حسین بود و در جهت تغییر موازنه استراتژیک کلی منطقه خلیج فارس گام مهمی به شمار می رفت. به راستی این همه همیاری و همراهی با یک کشور برای چه هدفی دنبال می شد؟ در حالی که بیش از 81 کشور به صورت رسمی و غیر رسمی عراق را یاری می دادند، جمهوری اسلامی ایران حتی از داشتن حق خرید سیم خاردار که یک وسیله غیرنظامی به شمار می رود، محروم بود. این در حالی بود که کشور های مهم دنیا چون آمریکا، انگلیس، فرانسه، شوروی و آلمان، رسماً خود را وقف خدمت به عراق کرده بودند.منبع : ناگفته هایی از جنگ هشت ساله عراق علیه ایرانپژوهشگر : علیرضا رنجبریاناستاد راهنما: دکتر علی اکبر حسنوند</description>
                <category>علیرضا رنجبریان</category>
                <author>علیرضا رنجبریان</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 16:40:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سازمان مجاهدین خلق یک سازمان جاسوسی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D9%84%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xx7bollf0i70</link>
                <description>سازمان مجاهدین خلق با هدف کسب اطلاعات برای رژیم بعث عراق و توسعه نیروی انسانی خود اقدام به تضعیف روحیه اسرای ایرانی و حتی شکنجه جسمی و روحی آنان در زندان‌های رژیم بعث کردسازمان مجاهدین خلق (منافقین) سال 1365 از فرانسه به عراق منتقل شد تا در کنار ارتش رژیم بعث، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اقدام و زمینه را برای تحقق هدف اصلی خود یعنی براندازی نظام و به قدرت رسیدن در ایران فراهم کند.در این راستا، سازمان منافقین در سال 1366 ارتش آزادی‌بخش را تشکیل داد و یک سال پس از آن، دو عملیات چلچراغ و آفتاب را با پشتیبانی ارتش عراق در مناطق فکه و مهران علیه ایران اجرا کرد.در ادامه سازمان که قرار بود ابتدای مهر سال 67 عملیات اصلی خود (فروغ جاویدان) را با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا کند، با پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران، عملیات را زودتر و در روزهای نخست مرداد 67 اجرا کرد، اما با مقاومت و عملیات رزمندگان ایرانی با شکست سختی روبرو شد.** جاسوسی سازمان برای صدامسازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.سازمان علاوه بر انجام عملیات‌هایی علیه ایران، اقدام به جاسوسی برای صدام کرد. باتوجه به اهمیت تخلیه تلفنی، علیرغم مشکلات متنوع عراقی‌ها، بهترین و گسترده‌ترین امکانات بدین منظور با دستور صدام حسین در اختیار منافقین قرار گرفت.یکی از وظایف اصلی مقرهای مختلف سازمان در مناطق همجوار با ایران، تخلیه تلفنی و جمع‌آوری اطلاعات جبهه و جنگ بود. راه‌اندازی شبکه ارتباطات بین پادگان‌ها و مقرهای تاکتیکی سازمان در عراق علاوه بر نقش کاربردی در انسجام تشکیلاتی، تاثیر بسزایی در انتقال سریع اطلاعات به دست آمده از جاسوسی‌ها و تخلیه تلفنی و انتقال به موقع اطلاعات به سرویس اطلاعاتی عراق داشت.سازمان مجاهدین خلق از زمان ورود به عراق تا سقوط صدام، از هیچ همکاری با رژیم بعث عراق خودداری نکرد. سرکوب قیام مردم کردستان عراق، مقابله با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق، شنود مخابراتی و تخلیه اطلاعاتی و حتی شکنجه اسرای ایرانی از جمله اقدامات منافقین در همکاری و یا به عبارت دیگر مزدوری صدام بود.آنان همچنین برای جاسوسی با لباس رزمندگان ایرانی وارد خطوط جبهه می‌شدند، اطلاعات کسب می‌کردند و به ارتش بعث عراق می‌دادند.سازمان در راستای انجام ماموریت جاسوسی برای رژیم بعث عراق با سرویس اطلاعاتی عراق (استخبارات) در تخلیه اطلاعاتی اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراق همکاری کرد.منافقین با توجه به شناختی که از جامعه ایرانی و فرهنگ و اعتقادات مردم و رزمندگان داشتند، به عنوان مشاوران مورد اعتماد استخبارات در رابطه با اسرای ایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و در بازجویی‌ها همکاری می‌کردند.** شکنجه و فریب برای جذب اسرااما اقدام دیگری که منافقین در قبال هم‌وطنانان خود در زندان‌های رژیم بعث عراق انجام می‌دادند، شکنجه آنان بود. این شکنجه‌ها جسمی و بیشتر و مهمتر از همه روحی بود.منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود. آنان تلاش داشتند با تضعیف روحیه اسرا، هم اطلاعات کسب کنند و هم نیرو جذب کنند، اما به اعتراف اعضای جداشده سازمان تنها تعداد کمی از اسرا که زیرشکنجه بعثی‌ها تحت فشار بودند، در برابر عملیات‌ روانی منافقین کم آوردند و به امید اینکه با رفتن به پادگان اشرف به کشور بازخواهند گشت، به آنان پیوستند.هادی شعبانی یکی از اعضای جداشده سازمان در کتاب خاطرات خود با عنوان &quot;سازمان مجاهدین از شعار آزادی تا مزدوری و جاسوسی&quot; نوشته است: «اسیران جنگی که در اردوگاه‌های عراق وضعیت خوبی نداشتند و مورد اذیت و آزار سربازان عراقی قرار داشتند مسئولین سازمان به آنان می‌گفتند ما عملیاتی در پیش داریم اگر به ما ملحق شوید بعد از پیروزی آزاد خواهید شد. تعداد کمی از اسرا به اشرف آورده شدند که بعضی از آنان در عملیات کشته و یا تعدادی فرار کردند.»جواد کامور بخشایش از پژوهشگران تاریخ معاصر در این رابطه گفته است: «در فروغ جاویدان حدود سه‌ هزار نفر از نیروهای سازمان از بین رفته و رجوی با اجازه صدام وارد این فاز شد که کمبود نیروی خود را از اسرای ایرانی تأمین کند. به‌عنوان مثال اسیری بعد از سه سال و نیم اسارت جذب منافقین شد. او امروز به‌عنوان شاهد عینی تمام رویدادهای داخل اردوگاه اشرف را بیان می‌کند. به او گفته شده بود &quot;ما شما را از این اردوگاه برده و تسهیلات خوبی برایتان فراهم می‌کنیم، اگر هم پسند نکردید مجدداً شما را به اردوگاه بازمی‌گردانیم.&quot; درحالی که این اتفاق نیفتاد. این شخص اعتراف می‌کند که 14‌ــ‌13 سال از بهترین سال‌های عمرش را در پادگان اشرف گذرانده است. او یک بار اقدام به خودکشی کرد اما از مرگ نجات پیدا کرد و به این دلیل یک سال در زندان ابوغریب زندانی شد. بعد از حمله آمریکا به عراق با شرایط نامطلوبی به ایران بازگشت.»منافقین در برخورد با اسرای ایرانی به دنبال دو هدف بودند. نخست اینکه از آنان برای رژیم بعث عراق کسب اطلاعات کنند و دوم اینکه از بین اسرا، نیرو جذب کنند. فریب و شکنجه روحی دو روش منافقین برای دستیابی به این اهداف بود.چهره‌های اصلی سازمان مجاهدین خلق با حضور در اردوگاه‌های عراقی برای اسرا سخنرانی می‌کردند که در بسیاری از خاطرات آزادگان به این موضوع و همچنین حضور شیخ علی تهرانی در اردوگاه‌ها اشاره شده است. افراد درجه یک سازمان با دادن وعده و وعید تلاش می‌کردند اسرا را به خود جذب کنند و اگر موفق نمی‌شدند با تاکتیک‌های شکنجه روانی تلاش خود را ادامه می‌دادند.یکی دیگر از اقداماتی که اعضای سازمان علاوه بر انتشار اخبار کذب از ایران برای تضعیف روحیه اسرا انجام می‌دادند، سانسور نامه‌های اسرای ایرانی بود. آنان به دلیل آشنایی به زبان فارسی، در نامه‌های اسرای اردوگاه‌ها دست می‌بردند و مطالبی نادرست و غیرواقع اضافه می‌کردند.نفرت‌‌آمیزترین کاری که از نگاه اسرا توسط منافقین انجام می‌گرفت، لو دادن محل اختفای وسایل اسرا (همچون رادیو، قلم، کاغذ و...) توسط منافقین بود که در پی آن، ماموران اردوگاه، اسرا را به شدت شکنجه می‌کردند.نیروهای منافقین یک برنامه رادیویی و تلویزیونی هم تهیه و اسرا را مجبور می‌کردند تا به آن برنامه نگاه کنند. اسرا اسم این برنامه را سیمای خیانت گذاشته بودند.منافقین از هر اقدام و روشی استفاده می‌کردند تا هم با کسب اطلاعات از اسرا به بعثی‌ها خوش‌خدمتی کرده باشند و هم بتوانند تعدادی نیرو برای سازمان جذب کنند. در کتاب‌های خاطرات بسیاری از آزادگان از جمله کتاب &quot;پایی که جا ماند&quot; یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی‌پور به بسیاری از اقدامات منافقین در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق اشاره شده است.منبع : خبر گذاری تسنیمجهت مطالعه بیشتر در رابطه با مجاهدین خلق ، کلیک کنید .پژوهشگر : علیرضا رنجبریاناستاد راهنما: دکتر علی اکبر حسنوند</description>
                <category>علیرضا رنجبریان</category>
                <author>علیرضا رنجبریان</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 16:37:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گردان دژ</title>
                <link>https://virgool.io/@Alireza.ranjbarian/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DA%98-b23vb66w0rsv</link>
                <description>گردان ۱۵۱ دژگردان ۱۵۱ دژ گردان پیاده زیرمجموعه لشکر ۹۲ زرهی اهواز از نیروی زمینی ارتش ایران بود، که در خلال جنگ ایران و عراق وظیفه حفاظت از جاده شلمچه به خرمشهر را برعهده داشت .گردان ۱۵۱ دژ در سال ۱۳۴۹ توسط نیروی زمینی شاهنشاهی ایران تأسیس شد. در روزهای نخست جنگ، این گردان یکی از معدود یگان‌های نظامی بود، که در برابر هجوم نیروی زمینی عراق قرار داشت و در نبرد خرمشهر، به مدت ۳۰ روز در برابر حملات لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق ایستادگی کرد و از خرمشهر دفاع نمود.تاریخچهگردان ۱۵۱ دژ خرمشهر در سال ۱۳۴۹ تأسیس شد. این گردان شامل ۵ گروهان؛ ۴ گروهان تفنگدار و یک گروهان ارکان بود، که بخشی از پوشش نیروی زمینی ارتش از خط مرزی شلمچه تا طلائیه را برعهده داشت و برای انجام این مأموریت به ۳۲ پاسگاه تقسیم شده بود. مأموریت این گردان در زمان درگیری، انجام عملیات تأخیری و حفظ خطوط مرزی به مدت ۴۸ ساعت بود. برای کنترل مأموریت این گردان، دو پاسگاه یا دو دژ مرکزی در نظر گرفته شده بود، که یکی از آنها در شلمچه و دیگری در کوشک مستقر بود. فاصله دژهای ۳۲ گانه از یکدیگر، سه کیلومتر و استعداد هر دژ ۱۴ نفر نیروی انسانی شامل دو نفر افسر یا درجه‌دار و ۱۲ نفر سرباز، که همگی خدمه تفنگ ۱۰۶ میلی‌متری و سلاح‌های موجود بودند. سلاح سازمانی هر دو دژ یک قبضه تفنگ ۱۰۶ و یک دستگاه تانک، همچنین سلاح سازمانی دژهای مرکزی علاوه بر حداقل دو قبضه تفنگ ۱۰۶، یک دستگاه تانک، یک قبضه خمپاره ۸۱ میلی‌متری و یک قبضه خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری بود و برای هر دژ نیز یک قبضه تیربار کالیبر ۵۰ میلی‌متری اختصاص داده شده بودجنگ ایران و عراقگردان ۱۵۱ دژ که بخشی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز بود، در هنگام شروع جنگ ایران و عراق، وظیفه حفاظت از مرزهای ایران در استان خوزستان، حد فاصل شلمچه تا کوشک را برعهده داشت. در واقع راه زمینی اصلی که یگان‌های نیروی زمینی عراق قصد داشتند از طریق آن از نقطه مرزی شلمچه به سوی خرمشهر پیشروی و آن شهر را تصرف کنند، در محدوده استحفاظی و مأموریت این گردان قرار داشتمرز ایران و عراق از زمان حکومت محمدرضا شاه و بعد از عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر بین دو کشور، دارای یک دژ (نوعی خاکریز و استحکامات مرزی) بود، که در حد فاصل نیروهای ایران و عراق کشیده شده بود. این دژ به یک دژ مرکزی و دژهای فرعی تقسیم شده بود و مسئولیت دفاع از این دژها، برعهده گردان ۱۵۱ بود، که نیروهای آن در پادگانی به نام پادگان دژ مستقر شده بودندارتش عراق که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله خود را برای اشغال خرمشهر آغاز کرد، با دفاع شدید نیروهای گردان ۱۵۱ روبه‌رو شد. این دفاع یک ماه تمام و تا ۳۰ مهرماه ۱۳۵۸ ادامه یافت. گردان دژ که با حمله لشکر ۳ زرهی و تیپ ۳۳ نیروی مخصوص عراق روبه‌رو شده بود و همزمان با توپخانه و نیروی هوایی عراق، گلوله‌باران و بمباران می‌شد، ۳۰ شبانه روز در برابر نیروهای عراقی جنگید و از محدوده گسترده نوار مرزی و از جمله جاده ۱۷ کیلومتری شلمچه به خرمشهر دفاع کرد، تا مانع ورود نیروهای عراقی به خرمشهر شودشدت درگیری گردان دژ با نیروهای عراقی در این ۳۰ روز چنان بود، که فقط در هفته اول جنگ، پنج بار فرماندهی این گردان به دلیل کشته یا مجروح شدن فرماندهان، تغییر کرد. نام آن پنج فرمانده که یکی پس از دیگری کشته یا مجروح شدند؛ سرهنگ جاموسی، سرگرد چهارمحالی، سرگرد شاهان، سروان کبریایی و ستوان گیوتاج بود، که این آخرین فرمانده در واقع پزشک گردان و افسر وظیفه بود، که در نبود فرماندهان بالاترش مجبور شد فرماندهی گردان را برعهده بگیرد. در این دفاع ۳۰ روزه از ۱۹ افسر گردان ۱۵۱ دژ، فقط یک افسر زنده ماند.لینک جهت مطالعه بیشتر : https://psri.ir/?id=al3cxhns  https://www.fardanews.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-80/525230-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AF%DA%98-%D8%AE%D8%B1%D9%85 پژوهشگر :علیرضا رنجبریاناستاد راهنما : استاد علی اکبر حسنوند</description>
                <category>علیرضا رنجبریان</category>
                <author>علیرضا رنجبریان</author>
                <pubDate>Thu, 19 Jan 2023 16:03:02 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>