<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی شاکر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Alishaker</link>
        <description>دانش‌آموخته‌ی علوم ارتباطات هستم. روزنامه‌نگارم، می‌نویسم و تدریس می‌کنم؛ گاهی در دانشکده‌ی علوم ارتباطات علامه طباطبایی، گاهی دانشکده خبر. اما عشقم هنر است به ویژه موسیقی، سینما و ادبیات.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 08:35:39</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/260735/avatar/dZBdQv.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی شاکر</title>
            <link>https://virgool.io/@Alishaker</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تحلیل داده‌های بزرگ در پژوهش‌های کیفی: راهنمایی کاربردی</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-vreu2b0nbz7z</link>
                <description>علی شاکرکتاب «کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفی» نوشته کتی ای. میلز، به بررسی جامع کاربردها، چالش‌ها و فرصت‌های کلان‌داده در پژوهش‌های کیفی می‌پردازد. این کتاب، که برای پژوهشگران کیفی و روش‌های ترکیبی بسیار مفید است، به موضوعاتی چون تحلیل احساسات، کاوش متنی و مسائل اخلاقی مرتبط با کلان‌داده‌ها پرداخته و با مثال‌های عملی و مطالعات موردی به درک بهتر این حوزه کمک می‌کند.کتاب کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفیبحث‌های مرتبط با موضوع کلان‌داده‌ها در گفتمان‌های بازاری‌سازی ظاهر شده‌اند که به عنوان «طبقه‌ی جدیدی از دارایی‌های اقتصادی» تبلیغ می‌شود و حتی با طلا و ارز قابل مقایسه است.با این حال پژوهشگران از منظری انتقادی و عمیق‌تر کلان‌داده را پدیده‌ای می‌دانند که دارای ابعاد مختلف فناورانه، فرهنگی و علمی است.بحث‌های مرتبط با کلان‌داده توجه را به این واقعیت جلب کرده‌اند که امروزه بخش قابل توجهی از تعاملات اجتماعی انسان «اطلاعاتی‌شده[1]» است. این اطلاعات از راه شبکه‌های دیجیتال اطلاعات منتقل می‌شود و ردپای داده‌ای از تعامل اجتماعی باقی می‌ماند که اغلب مکان‌یابی شده و دارای مُهر و نشان زمانی است. یعنی زمان و مکان آن مشخص است. چنین ردپایی از داده‌ها همه جا فراگیر می‌شوند و پژوهشگران را وادار می‌کند تا حجم عظیم داده‌های اجتماعی مرتبط با انسان را ببینند.در عین حال، یک ویژگی کلیدی بسیاری از کلان‌داده‌ها این است که آنها محصولات جانبی تعاملات و فرآیندهای اجتماعی‌اند که الزاماً هدف اصلی آنها این نیست که در خدمت پژوهش‌های اجتماعی باشند.طی سال‌های اخیر با محبوب‌تر شدن بحث کلان‌داده‌ها و کاربرد آن در علوم اجتماعی کتاب‌های مختلف منتشر شده است. در جدول زیر برخی از این کتاب‌ها معرفی شده است:اما یکی از کتاب‌های مشهور و جمع‌وجور در این حوزه، کتاب «کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفی» نوشته کتی ای. میلز است. میلز به بررسی جامع کاربردها، چالش‌ها و فرصت‌های کلان‌داده(Big Data)  در پژوهش‌های کیفی می‌پردازد. برای همین می‌تواند برای پژوهشگرانی که در زمینه‌های کیفی و روش‌های ترکیبی مشغول‌اند، مفید باشد.به عنوان مترجم این کتاب سعی می‌کنم در ادامه کتاب را به طور مختصر معرفی کنم و به تحلیل جزئیات کتاب، نقاط قوت و ضعف آن و همچنین کاربردهای آن برای کارگزاران روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاران در عصر هوش مصنوعی بپردازیم.فصول کتاب کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفیبه طور خلاصه می‌توان فصول مختلف کتاب را به این شکل خلاصه کرد:فصول کتاب «کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفی»این کتاب به درد چه کسانی می‌خورد؟کتاب «کلان‌داده‌ در خدمت پژوهش‌های کیفی» ویژگی‌هایی دارد که در واقع نقاط قوت آن محسوب می‌شود. از این رو باید گفت این کتاب خواندنی است چون این ویژگی‌های مثبت را دارد:· جامعیت در پوشش موضوع: کتاب به طور جامع و در عین حال خلاصه، به موضوع کلان‌داده‌ها و کاربرد آن در پژوهش کیفی می‌پردازد. این جامعیت به پژوهشگران کمک می‌کند تا تمامی جنبه‌های مرتبط با داده‌های بزرگ، از جمع‌آوری تا تحلیل و استفاده از آنها، را درک کنند.· وضوح و روشنی: نویسنده به طور واضح و مختصر مفاهیم پیچیده را توضیح می‌دهد. این روش نگارش به خوانندگان کمک می‌کند تا حتی مفاهیم پیچیده و تخصصی را به راحتی درک کنند.· مثال‌های عملی و مطالعات موردی: شاید یکی از جذاب‌ترین وجوه کتاب مثال‌های عملی و مطالعات موردی مرتبط با کلان‌داده‌ها باشد که به درک بهتر موضوع کمک می‌کند. این مثال‌ها نشان می‌دهند که چگونه می‌توان از کلان‌داده‌ها در پژوهش‌های واقعی استفاده کرد و نتایج معناداری به دست آورد.· پرداختن به مسائل اخلاقی: این کتاب به مسائل اخلاقی مرتبط با استفاده از داده‌های بزرگ می‌پردازد. نویسنده به موضوعاتی مانند رضایت آگاهانه، محرمانگی و نظارت بر داده‌ها پرداخته و راهنمایی‌هایی برای مدیریت این مسائل ارائه می‌دهد.به طبع این کتاب کم‌حجم ویژگی‌هایی دارد که شاید چندان مناسب همه‌ی علاقمندان به پژوهش‌های اجتماعی نباشد. اینجاست که باید بگویم این کتاب به درد چه کسانی نمی‌خورد.چه کسانی کتاب را نباید بخوانند؟گرچه کتاب «کلان‌داده‌ در خدمت پژوهش‌های کیفی» حجم کمی دارد، ولی کاملاً تخصصی به موضوع‌های مختلف در این حوزه می‌پردازد. از این باید گفت تخصصی بودن و حجم کم دو چالش اصلی این کتاب است.- چالش‌برانگیز برای مبتدیان: ممکن است برای دانشجویان و خوانندگانی که با روش‌های پژوهش کیفی آشنایی ندارند، کمی چالش‌برانگیز باشد. چرا که به طور معمول در مراکز آموزشی تمرکز اولیه بر روش‌های کمّی پژوهش است.- پرداخت ناکافی به محدودیت‌ها: همچنین بررسی برخی سایت‌های علمی و نقدهای مرتبط نشان می‌دهند که بعضی از منتقدان معتقدند که نویسنده به اندازه کافی به محدودیت‌های استفاده از کلان‌داده در پژوهش کیفی نپرداخته است.چرا اهالی ارتباطات باید این کتاب را بخوانند؟تحلیل داده‌های بزرگ بدون استفاده از ابزارهای هوشمند و نوین تحلیل داده امکانپذیر نیست. اینجاست که در عمل یکی از بحث‌های مرتبط با کلان‌داده‌ها، هوش مصنوعی است.این موضوع در حوزه‌هایی مثل روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری خودش را بیشتر نشان می‌دهد. از این رو کتاب کاربرد کلان‌داده‌ها در پژوهش‌های کیفی، زمینه مناسبی‌ را برای بحث‌های جدی‌تری در زمینه‌ی هوش مصنوعی و کاربرد کلان‌داده در امور روزمره‌ی روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری فراهم می‌کند.برای نمونه، در عصر هوش مصنوعی، کلان‌داده نقش مهمی در شکل‌گیری استراتژی‌های دقیق‌تر روابط‌عمومی دارد و بستری را برای روزنامه‌نگاران و اهالی روابط‌عمومی فراهم می‌کند تا بتوانند به کمک ابزارهای تحلیلی و نوین هوشمند، وضعیت گذشته و آینده‌ی احتمالی را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم.اما کاربردهای هوش مصنوعی و کلان‌داده فقط به این مورد خلاصه نمی‌شود.- تحلیل احساسات: دسترسی به کلان‌داده با دقت بیشتری احساسات مخاطبان نسبت به سازمان را بررسی می‌کند و کارگزاران روابط‌عمومی می‌توانند به کمک داده‌های بزرگی که از بازخورد عمومی نسبت به برندها و کمپین‌ها تولید می‌شود وضعیت کنونی سازمان را دقیق‌تر بسنجند.- تجسم داده‌ها: توانایی تجسم داده‌ها و ارائه آن‌ به صورت بصری، می‌تواند به کارگزاران روابط‌عمومی کمک کند تا پیام‌های خود را به صورت مؤثرتری به مخاطبان منتقل کنند.- پایش رسانه‌ها: کلان‌داده می‌توانند به کارگزاران روابط‌عمومی کمک کنند تا پوشش رسانه‌ای و بازخوردهای آنلاین را به صورت جامع‌تری پایش کنند.اخلاق و پژوهش‌های کلان‌دادهبا توجه به دسترسی ساده‌تر ما به کلان‌داده‌ها، پژوهش‌های آتی در این زمینه می‌بایست بایسته‌های اخلاقی متناسب با این زمینه‌ی پژوهشی تدوین شود. در ادامه به برخی از این اصول اخلاقی به طور خلاصه می‌پردازیم:- رضایت آگاهانه: پژوهشگران باید پیش از جمع‌آوری کلان‌داده، رضایت آگاهانه شرکت‌کنندگان را به دست آورند.- محرمانگی: پژوهشگران موظفند به اصل محرمانه بودن داده‌ها و اطلاعات مرتبط با کاربران و شرکت‌کنندگان و مخاطبان سازمان احترام بگذارند.-  نظارت بر داده‌ها: پژوهشگران می‌بایست خطرات نظارت بر داده‌ها را بدانند و برای محافظت از حریم خصوصی شرکت‌کنندگان تلاش کنند.-  مالکیت داده‌ها: پژوهشگران باید از قوانین و مقررات مربوط به مالکیت داده‌ها آگاه باشند و مطمئن شوند که از داده‌ها به روشی اخلاقی استفاده می‌کنند.کتاب «کلان‌داده در خدمت پژوهش‌های کیفی» منبعی ارزشمند برای پژوهشگرانی است که به دنبال استفاده از کلان‌داده در پژوهش‌های خود به روشی اخلاقی و مسئولانه هستند. از آنجا که این کتاب ابزارهای لازم برای تحلیل کلان‌داده را فراهم می‌کند، برای کارگزاران روابط‌عمومی، روزنامه‌نگاران و پژوهشگران علوم اجتماعی منبعی حیاتی است.[1] Informationalized</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2024 12:55:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غول‌های هوشمند 2024 در خدمت روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%BA%D9%88%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-2024-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-z7kztwfp1kso</link>
                <description>💡 مدتی قبل وال‌استریت‌ژورنال چندین هوش مصنوعی قدرتمند را با هم مقایسه کرد. https://www.wsj.com/tech/personal-tech/ai-chatbots-chatgpt-gemini-copilot-perplexity-claude-f9e40d26 https://www.wsj.com/tech/personal-tech/ai-chatbots-chatgpt-gemini-copilot-perplexity-claude-f9e40d26 این ابزارها بر اساس موضوعات مختلف از جمله سلامت، مالی، آشپزی، نگارش کاری، نگارش خلاقانه، خلاصه‌سازی، اتفاق‌های اخیر، کدزنی و سرعت ارزیابی شده‌اند. اما سوال اینجاست که کدام یک از این ابزارهای هوشمند می‌توانند در کارهای روزمره‌ی روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری به کار بیایند؟ابتدا نگاهی به این جدول بیندازید:1. ChatGPT 🥇-  سلامت، آشپزی، سرعت : ChatGPTرتبه اول را در این دسته‌ها به دست آورده است، که نشان‌دهنده توانایی بالای این ابزار در تولید محتوای متنوع و دقیق است. این قابلیت‌ها به خصوص برای روزنامه‌نگاران و متخصصان روابط‌عمومی بسیار مفید هستند.2. Gemini 🌟-  مالی، خلاصه‌سازی،  : Geminiدر زمینه‌ی مالی رتبه‌ی اول را کسب کرده است.  توانایی‌های بالا در تحلیل داده‌ها و خلاصه‌سازی محتوا، Gemini را به یک ابزار ایده‌آل برای خبرنگاران مالی و متخصصان روابط‌عمومی تبدیل می‌کند.3. Perplexity 🚀-  خلاصه‌سازی، اتفاق‌های اخیر، کُدزنی : Perplexity با رتبه‌های برتر در خلاصه‌سازی و گزارش‌دهی از اتفاق‌های اخیر، ابزار ایده‌آلی برای خبرنگاران و متخصصان روابط‌عمومی است که نیاز به تجزیه و تحلیل سریع اطلاعات دارند.4. Claude 📚-  نگارش کاری، نگارش خلاقانه، حوزه‌های مالی : Claude با رتبه‌های بالا در نگارش کاری، نگارش خلاقانه و حوزه‌های مالی، می‌تواند برای تولید محتوای خلاقانه در زمینه‌های روزنامه‌نگاری داده‌محور و همچنین روابط‌عمومی داده‌محور و گزارش‌دهی موثر مورد استفاده قرار گیرد.5. Copilot 💻-  خلاصه‌سازی، نگارش خلاقانه : Copilotبا توانایی‌های بالا در نگارش خلاقانه و خلاصه‌سازی، می‌تواند به توسعه‌دهندگان محتوا و تحلیل‌گران داده در تولید محتوای فنی و پیچیده کمک کند.🔹طبق مقایسه‌ای که وال‌استریت‌ژورنال انجام داده، دو شرکت گوگل و OpenAI رقیب سرسخت یکدیگرند اما همچنان این نکته را هم باید در نظر گرفت که در زمینه‌های مرتبط با صنعت محتوا، روابط‌عمومی و روزنامه‌نگاری به جز این دو غول فناوری، ابزارهای دیگری مثل Perplexityو Claude نیز وجود دارند که در خلاصه‌سازی و تحلیل وقایع اخیر می‌توانند کمک‌حال ما باشند.#هوش_مصنوعی #روابط_عمومی #روزنامه‌نگاری #ChatGPT #Gemini #Perplexity #Claude #Copilot</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2024 11:08:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماده تاریک؛ آینه‌ی سیاه جهان ما؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-ij3ezjzlfjzb</link>
                <description>یافته‌های جدید پژوهشگران، شواهد تازه‌ای از وجود ماده تاریک را ارائه می‌کند و احتمال وجود یک جهان شبیه به جهان ما را می‌دهد که از اتم ساخته نشده، اما تحت قوانین مشابهی اداره می‌شود.علم امروز می‌تواند با استفاده از سازوکارهایی مثل جاذبه، برهم‌کنش‌های الکترومغناطیسی و برهم‌کنش‌های مرتبط با نیروی هسته‌ای ضعیف با ماده معمولی تعامل داشته باشد.هنوز دقیقا نمی‌دانیم این ماده چیست، به همین دلیل فعلا نامش را «تاریک» گذاشته‌ایم؛ با این حال، شواهد علمی نشان می‌دهد که با نوع خاصی از «وجود» روبه‌رو هستیم. مقاله اخیر بوداس و همکاران (Bodas &amp; et al. 2024) جزئیات بیشتری از این ماده‌ی ناشناخته را روشن می‌کند.در پهنه عظیم کیهان، ماده‌ای مرموز در بطن جهان می‌بافد، نامرئی اما با تأثیری عمیق. این ماده، که به عنوان ماده تاریک شناخته می‌شود، درک ما از جهان فیزیکی را به چالش می‌کشد و به دنیایی موازی و به لحاظ اندازه‌، مساوی با دنیای ما اشاره می‌کند.جهانی با قوانین مشابه اما با ترکیبی کاملاً متفاوت. ماده تاریک، رازهای کیهانی، جهان آینه‌ای، تحقیقات اخترفیزیکی و قوانین جهانی، کلیدهایی هستند که درهای جدیدی را برای درک کیهان به روی ما می‌گشایند.آینه‌ی تاریکماده تاریک، اصطلاحی است که برای نوعی هستی خاص و ناشناخته به کار می‌بریم. ماده‌ی تاریک، نور را نه ساطع می‌کند، نه جذب می‌کند و نه بازتاب می‌دهد اما به کمک ابزارهایی مثل عدسی گرانشی می‌توانیم وجود آن را درک کنیم.این پدیده سال‌هاست که دانشمندان را متحیر کرده است؛ چون با وجود نامرئی بودن آن، وجودش از طریق تأثیرات گرانشی بر ماده قابل مشاهده، تابش و ساختار بزرگ‌مقیاس جهان استنتاج می‌شود.پژوهش اخیرBodas &amp; et al. (2024) به شکل عمیق‌تری به این ماده رازآلود می‌پردازد. طبق این یافته‌ها تقریباً مقادیر مساوی از ماده تاریک و معمولی وجود دارد که در تعادلی کیهانی، با هم شبیه آینه عمل می‌کنند. این تقارن ممکن است جهان تاریک را به عنوان انعکاسی از جهان خودمان توضیح دهد، جایی که مقادیر ماده در هر دو قلمرو معادل هم است.ماده تاریک و ماده معمولی: یک تقارن کیهانیموازنه‌ها بین جهان تاریک و قابل مشاهده فقط به مقادیر ماده محدود نمی‌شود. در جهان ما، نوترون‌ها و پروتون‌ها جرم‌های تقریباً یکسانی دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد اتم‌های پایدار و در نتیجه دنیای مادی را که با آن آشنا هستیم، تشکیل دهند.این تعادل حیاتی است؛ بدون آن، اتم‌ها نمی‌توانستند تشکیل شوند و زندگی به شکلی که می‌شناسیم وجود نداشت. نظریه‌ی ماده‌ی تاریک آینه‌ای (Mirror Dark Matter) این تقارن را بررسی می‌کند و می‌گوید هر دو جهان از قوانین فیزیکی مشابهی پیروی می‌کنند، اما در گذر زمان به طور متفاوتی فرگشت (Evolution) پیدا کرده‌اند.ادعای این نظریه به معنای بازتاب مستقیم در یک آینه کیهانی بی‌پایان نیست، بلکه این مفهوم به یک منشاء مشترک یا اصل فیزیکی بنیادی اشاره دارد که اکنون می‌دانیم واگرا شده است.بگذارید تمثیلی بیاورم شاید کمی ساده‌تر شد این بحث؛ هستی را یک قرص نان تصور کنید. طبق نظریه‌ی ماده‌ی تاریک این نان به دو قسمت تقسیم شده که هر کدام در ساختار کلی با دیگری شبیه‌اند، اما در جزئیات و ظرافت‌ها تفاوت‌هایی دارند.توسعه نظریه MDMمحققانی مانند Robert Foot (2007) و P. Ciarcelluti (2010) با نشان دادن چگونگی همخوانی نظریه MDM با طیف وسیعی از مشاهدات کیهانی، این موضوع را گسترش دادند. این &quot;نسخه سایه‌ای&quot; از ماده معمولی، وجود قلمروی وسیع و کاوش نشده از هستی را در موازات با جهان خودمان پیشنهاد می‌کند. این قلمرو، دنیایی پر از راز و رمز است که منتظر کشف شدن است.پیچیدگی‌های جهان تاریکمطالعات بیشتر در مورد ماده تاریک، پیچیدگی‌های فزاینده‌ای را آشکار می‌کند. برای مثال، برخی شواهد نشان می‌دهد که ماده تاریک ممکن است از ذرات مختلفی تشکیل شده باشد، که هر کدام خواص و رفتارهای منحصر به فرد خود را دارند.آینده تحقیقاتدر حالی که هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد ماده تاریک وجود دارد، تحقیقات در این زمینه به طور فزاینده‌ای در حال پیشرفت است. آزمایش‌های جدید و پیشرفته‌تر در حال طراحی و اجرا هستند تا به رمزگشایی از رازهای این ماده مرموز و جهان ناشناخته‌ای که در آن نهفته است، کمک کنند.ماده تاریک یکی از بزرگترین رازهای علم مدرن است. با کاوش بیشتر در این قلمرو ناشناخته، ممکن است دریچه‌ای به سوی دنیایی جدید از فیزیک و درک عمیق‌تر از کیهان بگشاییم.منابع:· Bodas, A., Buen-Abad, M. A., Hook, A., &amp; Sundrum, R. (2024). A Closer Look in the Mirror: Reflections on the Matter/Dark Matter Coincidence. arXiv preprint arXiv:2401.12286. https://arxiv.org/abs/2401.12286 · Ciarcelluti, P. (2010). COSMOLOGY WITH MIRROR DARK MATTER. International Journal of Modern Physics D, 19, 2151-2230. https://doi.org/10.1142/S0218271810018438.Foot, R. (2007). MIRROR DARK MATTER. International Journal of Modern Physics A, 22, 4951-4957. https://doi.org/10.1142/S0217751X0703830X.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Sun, 25 Feb 2024 16:51:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنتروپی اجتماعی؛ آیا جامعه به سمت بی‌نظمی پیش می‌رود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%BE%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF-oezyjwu98opi</link>
                <description>بخار از روی یک  فنجان شیرقهوه داغم بلند می‌شود. انرژی را می‌بینیم که دارد چرخ می‌زند تو  داغی لیوان. مولکول‌ها در تنش هستند و بدجور همه چیز آن پایین بهم ریخته  است. آنچه که تصویر کردم «آنتروپی» Entropy است؛ یعنی تمایل طبیعی به  بی‌نظمی. اما اگر به شما بگویم این اصل در مورد جامعه‌ هم صدق می‌کند چه  می‌گویید؟ آیا می‌توانیم &quot;آشفتگی&quot; دنیای اجتماعی انسان‌ها را از پشت لنز  فیزیک و ترمودینامیک درک کنیم؟پس آن فنجان قهوه سرد را (نمونه‌ی بارز  آنتروپی!) زمین بگذارید و آماده شوید تا نظم پنهان را در درون هرج و مرج به  ظاهر دنیای اجتماعی خود کشف کنیم.مدتی است که درباره‌ی فیزیک و ارتباطات می‌خوانم و یکی از جذاب‌ترین بحث‌ها برای من موضوع «ترمودینامیک سیستم‌های پیچیده» است.شیرقهوه  درست کرده‌ام. شیر و قهوه در ماکروویو با هم می‌جوشند و من به آن نگاه  می‌کنم. هنگامی که شیرقهوه به جوش می‌آید، آب موجود در آن به بخار تبدیل  می‌شود. بخار آب یک گاز است و گازها نسبت به مایعات بی‌نظم‌تر هستند.  بنابراین، هنگامی که آب به بخار تبدیل می‌شود، آنتروپی شیرقهوه بیشتر  می‌شود.علاوه بر این، هنگام جوشیدن شیرقهوه، حباب‌های بخار تشکیل می‌شوند. این حباب‌ها نیز باعث افزایش بی‌نظمی در شیرقهوه می‌شوند.بگذارید  کمی آکادمیک‌تر بگویم؛ آنتروپی، یک کمیت ترمودینامیک است که نشان‌دهنده‌ی  میزان بی‌نظمی یا درهم‌ریختگی در یک سیستم است. هر چه یک سیستم بی‌نظم‌تر  باشد، آنتروپی آن بیشتر است.فهم  آنتروپی، کلید دروازه‌ی شهر تحلیل‌های کلان شبکه‌ای است. به عنوان یک  پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی و علاقمند به مباحث تحلیل شبکه و هوش  مصنوعی، فکر می‌کنم می‌توان از این مفهوم برای فهم دقیق‌تر شبکه‌های انسانی  استفاده کرد.در  ترمودینامیک، «آنتروپی یک سیستم بسته همیشه افزایش می‌یابد». یعنی یک سیستم  بسته به طور تدریجی به سمت بی‌نظمی بیشتر حرکت می‌کند. پس اگر من  شیرقهوه‌ام را به مدت زیادی در دستگاه مایکروویو بگذارم، شیر به جوش می‌آید  و از لبه‌ی لیوان سَر می‌رود.اگر  فنجانم در داشته باشد، انرژی گرمایی در فنجان را کنار می‌زند و اگر سیستم  را بیشتر ببندم، ممکن است بمبی از جنس شیرقهوه درست کرده باشیم.جامعه  «یک سیستم باز» است، بنابراین نمی‌توان با قاطعیت گفت که آنتروپی اجتماعی  همیشه افزایش می‌یابد. یعنی فرض کنید فنجان من اندازه‌ی کره‌ی زمین باشد و  تمامی عوامل برهم‌زننده‌ی نظم با هم در تعامل و درهم‌کنش باشند.با این حال، عواملی وجود دارند که می‌توانند باعث افزایش آنتروپی اجتماعی شوند. این عوامل عبارتند از:پیچیدگی جامعه:  جامعه‌های پیچیده‌تر معمولاً بی‌نظم‌تر از جامعه‌های ساده‌تر هستند؛  افزایش نابرابری اجتماعی و از آن مهمتر، حس نابرابری در اجتماع می‌تواند  آنتروپی جامعه را بالا ببرد.تغییرات اجتماعی:  تغییرات اجتماعی مانند نوآوری، مهاجرت و جنگ می‌توانند باعث افزایش  بی‌نظمی در جامعه شوند. اینجاست که خشونت و بی‌ثباتی جای آرامش را می‌گیرد.تعاملات اجتماعی: تعاملات اجتماعی بین افراد و گروه‌ها می‌توانند باعث ایجاد بی‌نظمی در جامعه شوند؛ مثل افزایش آلودگی و تخریب محیط زیستچرا رویکرد آنتروپیک به اجتماع امیدبخش است؟بنابراین  علم فیزیک به ما می‌گوید در سیستم بسته (شبیه فنجان دربسته‌ی شیرقهوه‌ی  من) آنتروپی (یعنی بی‌نظمی و عدم قطعیت) مدام افزایش می‌یابد،ولی در یک  سیستم باز الزاماً این طور نیست. یعنی می‌توان عناصری از جامعه را نام برد  که آنتروپی یا پیچیدگی اجتماعی را کاهش می‌دهند:فرد:  افراد بنا بر هر دلیلی ممکن است در پی ایجاد تعادل، صلح و پذیرش &quot;دیگری&quot;  باشد. در این رفتار افراد، آنتروپی تا حد زیادی کاهش می‌یابد و این کاهش  پیچیدگی یعنی، امنیت و آسایش بیشتر.نهادهای  اجتماعی: نهادهای اجتماعی مانند دولت، قانون می‌توانند برای کاهش بی‌نظمی  در جامعه عمل کنند. اما مشکل اینجاست که در سیستم‌های اجتماعی &quot;به ظاهر&quot;  بسته هم، قانونِ برآمده از خواست قدرت بیشترین سعی خود را صرف جلوگیری از  تغییرات اجتماعی می‌کند. در حالی که برای کمتر آسیب دیدن مقابل این روند  بی‌نظم‌کننده می‌بایست با موج آن همراه شد نه اینکه برای آن سد و موج شکن  ساخت.فرهنگ: فرهنگ  می‌تواند برای ایجاد نظم و هماهنگی در جامعه عمل کند. البته می‌تواند به  قول آنتونی گرامشی، متفکر انتقادی ایتالیایی، هژمونی را هم در جامعه پیاده  کند و در خدمت قدرت حاکم باشد.آموزش:  آموزش می‌تواند به افراد کمک کند تا مهارت‌های لازم برای حل مشکلات  اجتماعی را بیاموزند. بنابراین وقتی نظام آموزشِ یک جامعه به‌درستی به  وظایفش نمیرسد، در عمل دارد زمین بازی را برای آیندگان خراب می‌کند؛ چون  این روند اشتباه می‌تواند تا نسل‌ها ادامه پیدا کند.پس برای مدیریت و نظارت بر عناصر برهم‌زننده در جامعه (یا همان آنتروپی اجتماعی) می‌بایست1. نابرابری اجتماعی را کاهش دهیم (توجه  کنید همان‌طور که آنتروپی هیچ‌وقت در فیزیک صفر نمی‌شود، برپا کردن  جامعه‌ی بی‌طبقه و بدون نابرابری هم شدنی نیست. بزودی در این رابطه  می‌نویسم چرا. پس از این خیال بیرون بیاییم و به فکر آن باشیم که هم افراد  در جامعه رشد کنند و هم رشد فردی آنان بتواند در محیط آرام با دیگر افراد،  گروه‌ها، نهادها و فرهنگ‌ها گره بخورد.)2. کاهش خشونت و بی‌ثباتی: خشونت آرامش و ثبات را برهم می‌زند و هر جرقه‌ی خشونت زنجیره‌ی فوق‌العاده‌ پیچیده‌ای از اتفاق‌ها را رقم می‌زند.3. بهبود وضعیت محیط زیست:  محیط‌زیست تا به حال 5 بار تمامی حیات روی زمین را تا 99 درصد از بین برده  است. ما اکنون در دوره‌ی «انقراض ششم» قرار داریم. پس از منظر  بوم‌شناختیگونه‌ی انسان به هیچ وجه نمی‌تواند تعادل زیستی را برای همیشه  بهم بزند. این بلایی که سر طبیعت می‌آورد تاوان سختی برای این گونه و سایر  گونه‌ها دارد.در واقع  انسان باید بداند که فعلا وقت دارد که زنده بماند با تمام بی‌نظمی‌ها و  بی‌ثباتی‌ها. در سیستم باز اجتماعی این بی‌ثباتی‌ها همیشه روندی افزایشی  ندارند و گاهی می‌توان به کمک برنامه‌هایی جامع سرعت آن را تاحدی کم کرد و  حتی با تغییرات آنتروپیک در جامعه همراه شد. این امری امیدوار کننده است.پیشترها  عمر ما انسان‌ها آنچنان کم بود که نمی‌توانستیم شاهد تغییرات تدریجی  باشیم، اما امروز به کمک فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی می‌توانیم به  عنوان یک پژوهشگر، ظهور، شکوفایی و سقوط هر پدیده‌ی زیستی را تماشا کنیم.در حساب مدیوم نیز به این موضوع پرداخته‌ام. اما در نسخه‌ی فارسی بیشتر توضیح دادم شاید به درد پژوهشگر یا دانشجویی بخورد.https://medium.com/@alishaker62/can-we-tidy-up-society-unraveling-the-mystery-of-social-entropy-f3e3e9d051a2</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jan 2024 03:54:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بحث علمی با چاشنی شوخی و احترام</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%A8%D8%AD%D8%AB-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-mhlyj7gvrofq</link>
                <description>نویسنده مقاله «با رقیب خود با احترام (و کمی کمدی) تعامل داشته باشید» پروفسور برایان کیتینگ، کیهان‌شناس دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو است. او همچنین مجری پادکست&quot;Universe with Brian Keating&quot; است.در این مقاله، کیتینگ استدلال می‌کند که حتی اگر با مخالفان خود مخالف باشید، مهم است که با آنها با احترام تعامل داشته باشید. او معتقد است که این بهترین راه برای داشتن یک مکالمه سازنده و یادگیری از یکدیگر است.کیتینگ همچنین پیشنهاد می‌کند که اضافه کردن کمی شوخ‌طبعی به تعاملات با مخالفان مفید است. او معتقد است که شوخ‌طبعی می‌تواند به شکستن یخ کمک کند و مکالمه را لذت‌بخش‌تر کند.در حساب Medium خود، کیتینگ در مورد طیف وسیعی از موضوعات مرتبط با کیهان‌شناسی، علم و فرهنگ می‌نویسد. او همچنین داستان‌های شخصی و بازتاب‌هایی از زندگی و کار خود را به اشتراک می‌گذارد.در ادامه یکی از یادداشت‌های اخیر او ترجمه می‌کنم. این یادداشتی است درباره‌ی گفت‌وگو کیتینگ با «میچیو کاکو» https://medium.com/@drbriankeating/debate-with-tough-love-c5de949795df در اپیزود اخیر پادکست INTO THE IMPOSSIBLE با حضور میچیو کاکو، موارد زیادی برای تحسین و زیر سوال بردن وجود داشت. کاکو، یک آینده‌نگر در فیزیک نظری، دیدگاه‌های جذاب و جالبی درباره‌ی نظریه ریسمان و پتانسیل آن برای تبدیل شدن به «معادله‌ی خدا» - نظریه‌ای که می‌تواند تمام قوانین فیزیکی را متحد کند - ارائه کرد. وسعت دانش کاکو ستودنی بود و فیزیک ذرات، کیهان‌شناسی و حتی پیامدهای متافیزیکی نظریه ریسمان را پوشش داد.با این حال، این گفتگو بدون عیب هم نبود. ستایش بی‌نظیر میچیو کاکو از نظریه ریسمان تقریباً به موعظه‌ی علمی شباهت داشت. در حالی که این رویکرد بدون شک زیبا و ظریف است، همچنان یک نقطه اختلاف در جامعه علمی باقی مانده است، به ویژه به دلیل عدم قابلیت آزمایشی تجربی.من معتقدم دیدگاه کاکو می‌توانست از تحلیل انتقادی‌تر محدودیت‌های نظریه ریسمان، به‌ویژه در مقایسه با چارچوب‌های نظری مانند گرانش کوانتومی حلقه، بهره مند شود. علاوه بر این، اگرچه پادکست به تردیدهایی که جوایز نوبل را احاطه کرده است اشاره کرد، کاوش عمیق‌تر در این موضوع می‌توانست دیدگاه متعادل‌تری از پیشرفت و اعتبار علمی ارائه دهد.این گفتگو تمایل بحث‌ها به سقوط به نزاع‌های بیهوده را آشکار کرده است. یک تاکتیک اصلی در چنین مناظراتی ضعیف، «مغالطه آدم آهنی» است، جایی که فرد موضع مخالف خود را ضعیف‌تر از آنچه هست نشان می‌دهد، تا بهتر بتواند آن را رد کند. با این حال، من یک پادزهر کشف کرده‌ام - استدلال Steelman. در اینجا، فرد با بازنویسی نقطه نظر مخالف خود، سپس فرمول‌بندی بهتر آن قبل از درگیر شدن نهایی با استدلال تقویت‌شده، موضع مخالف را تقویت می‌کند. این رویکرد مشارکتی، بحث را به یک موقعیت برد-برد-برد تبدیل می‌کند.با انجامSteelmanning، ما با هم به دنبال حقیقت هستیم. به جای حمله به آدم‌های آهنی توخالی، درک متقابل خود را تقویت می‌کنیم. و با تقویت موضع مخالف، ممکن است ناخواسته موضع خود را بهبود بخشیم. چنین حکمت طعنه‌آمیزی نشان می‌دهد که چگونه زمانی که هر دو طرف هدف درک را به اشتراک می‌گذارند، اختلاف نظر نیازی به همراهی با عدم توافق ندارد.همانطور که مارتین لوتر کینگ جونیور گفت: «ممکن است همه ما با کشتی‌های مختلف آمده باشیم، اما اکنون در یک قایق هستیم.»شرکت در گفت وگوی باز، حتی با کسانی که با آنها اختلاف نظر داریم، تقویت و بحث پیرامون دیدگاه‌های متعارض - همیشه با ادب (و گاهی اوقات طنز ) - ما را به درک قالیچه‌ی پیچیده‌ی جهان هستی نزدیک‌تر می‌کند.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2024 14:19:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیرات محتمل فناوری «کامپیوتر فضایی» بر ارتباطات اجتماعی روزمره</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%85%D9%84-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%85%D8%B1%D9%87-vtkw40ohht44</link>
                <description>شرکت اپل روز سه‌شنبه، ۱۷ ژانویه ۲۰۲۴، اعلام کرد که Vision Pro، کامپیوتر فضایی[i] جدید خود را از ۲ فوریه در آمریکای شمالی عرضه خواهد کرد. این دستگاه با قیمت پایه ۳۴۹۹ دلار، از فروشگاه‌های اپل استور و وب‌سایت اپل قابل خریداری خواهد بود.اصل خبر در وبسایت اپل (https://www.apple.com/newsroom/2024/01/apple-vision-pro-available-in-the-us-on-february-2)کامپیوتر فضایی چیه؟کامپیوتر فضایی یا spatial computer یک دستگاه‌ محاسباتی نوین است که با ادغام محتوای دیجیتال با دنیای فیزیکی، تجربیات فضایی و درگیرکننده‌ای برای کاربران ایجاد می‌کند. یعنی متاورس دارد از همیشه نزدیک‌تر می‌شود.این دستگاه‌ها معمولا بر پایه واقعیت افزوده(AR) و واقعیت مجازی (VR) یا ترکیبی از آن‌ها هستند و از سنسورهای متعددی برای درک محیط فیزیکی و تعامل با آن استفاده می‌کنند.هدست Vision Pro  هم یکی از همین دستگاه‌هاست که نحوه کار، همکاری، ارتباط، زنده‌کردن خاطرات و لذت بردن از سرگرمی را متحول می‌کند.این دستگاه به طور یکپارچه محتواهای دیجیتال را با دنیای فیزیکی ترکیب می‌کند و تجربیات فضایی قدرتمندی را در visionOS، سیستم عامل جدید اپل، باز می‌کند.ویژن او اس (visionOS)  را می‌توان به کمک چشم‌ها دست و صدا کنترل کنیم که ناوبری در آن هم بسیار طبیعی و بصری است. کاربران می‌توانند با نگاه کردن به برنامه‌ها، ضربه زدن انگشتان، چرخاندن مچ دست یا استفاده از Siri، با برنامه‌ها تعامل داشته باشند.ویژن پرو (Vision Pro) همچنین امکان غوطه‌وری در محیط‌های مجازی را نیز فراهم می‌کند. کاربران می‌توانند در مناظر زیبا غوطه‌ بخورند یا حتی به سطح ماه سفر کنند.کاربردهایVision Pro  در حوزه‌ی ارتباطات اجتماعی روزمره· برچسب‌گذاری یا تگ‌گذاری صورت افراد و شکل اشیا در عکس‌ها و فیلم‌ها. این قابلیت می‌تواند به کاربران کمک کند تا محتوایی را که برای آنها مرتبط است، راحت‌تر پیدا کنند و با شبکه‌ی خود به اشتراک بگذارند.· مترجم دست‌به سینه: حالا هر کدام از ما می‌توانیم موقع سفر یک مترجم همزمان داشته باشیم. یک پیشکار همه‌زبانه که می‌تواند فاصله‌ی زبانی با دیگر فرهنگ‌ها را کم کند و از این لحاظ زمینه‌ساز فهم متقابل دیگری باشد.· فیلتر محتوا مضر: می‌توان به کمک این هدست واقعیت افزوده محتوای مضر را در لحظه شناسایی و فیلتر کرد. این می‌تواند به ایجاد تجربه‌ای امن‌تر و مثبت‌تر در ارتباطات اجتماعی برای همه کمک کند.اما تجربه‌ی بکارگیری فناوری به ما ثابت کرده است که زندگی این‌قدرها هم ساده نیست که یک ابزار بتواند تا این حد از مشکلات حل کند. اگر هم بتواند، با خود چالش‌های تازه‌ای می‌آورد.چالش‌های Vision Proدر حوزه‌ی ارتباطات اجتماعی روزمرهامان از محتوای تبلیغاتی و جعلی: این فناوری جدید شرکت اپل می‌تواند برای ایجاد محتوایی استفاده شود که واقعیت را تحریف می‌کند یا برای اهداف تبلیغاتی هم مورد استفاده قرار بگیرد. این امر می‌تواند به کاهش اعتماد مردم به اطلاعات و محتوای این حوزه‌ها منجر شود.دیگه این دل واسه ما دل نمی‌شه: این جمله را معمولاً باید از آدم‌های عاشق بشنوید. ولی نکته اینجا که فرد عاشق هم دارد داده‌هایی تازه در خویش و دیگری کشف می‌کند پس دارد شکل تعامل خود را تغییر می‌دهد با دنیای اطرافش. این چالش‌برانگیز است. ساده‌تر بگویم؛ اینکه ما با تصویر و کد یک فرد دیگر مواجه شویم در دنیایی تازه فارغ از اینکه این اتفاق خوب است یا بد، برای ما عجیب است و به طبع شکل تعامل‌های ما انسان‌ها را تغییر می‌دهد و شاید منجر به کاهش روابط فیزیکی و انسانی شود. همین تغییر می‌تواند روی سلامت روانی و اجتماعی ما موثر باشد.تیغ دولبه‌ی فناوری بر گردن اخلاق: استفاده غیرمسئولانه ازVision Pro می‌تواند منجر به نقض حریم خصوصی، تبعیض یا سایر مسائل اخلاقی شود.اینکه نتوانستیم به مردم دنیا این داده‌ی ساده را بفرستیم که مردم دنیا اگر اصول اخلاق فناوری را رعایت نکنیم فناوری از بین نمی‌رود، ماییم که از بین می‌رویم. رساندن این پیام به ذهن افکارعمومی جهان و از آن مهمتر سردمداران قدرت در مناطق مختلف جهان به این سادگی نیست. پس باید خودمان را برای چالش‌هایی اساسی و گاهی خطرناک آماده کنیم. چرا دارم درباره‌ی تاثیر کامپیوتر فضایی می‌نویسیم؟غرضم از نوشتن درباره‌ی این فناوری تبلیغ یا معرفی این محصول نیست، بلکه می‌خواهم نشان دهم این فناوری نوین چگونه می‌تواند حوزه‌ی کاری من و شما را تغییر دهد.یعنی چه اتفاق‌های تازه‌ای می‌تواند بزودی در زمینه‌هایی مثل ارتباطات اجتماعی، روزنامه‌‌نگاری و روابط‌عمومی چه اتفاق‌هایی می‌افتد؟ به این سوال در سه بخش سعی می‌کنم فکر کنم و پاسخ‌هایی به آن بدهم. این بخش اول است که درباره‌ی تاثیر این فناوری بر ارتباطات اجتماعی می‌نویسم:شناخت حدود توانایی‌هایی که این ابزار فناورانه به ما می‌دهد، می‌تواند جلو بلای مدرنِ «تاخر فرهنگی» را بگیرد و دست‌کم حاکمیت و مردم را از این ابزار جدید نترساند؛ چون اگر با حدود استفاده از این ابزارها آشنا شویم به جای اینکه به بحث‌های جذاب ولی بی‌ثمری مثل انقراض بشر و بیکاری آدم‌ها بپردازیم، درباره‌ی این فکر می‌کنیم که چه‌طور می‌توانیم از این امکانات در جهت بهبود اوضاع خود و اطرافیان‌مان بهره ببریم.[i] اینکه دقیقا کامپیوتر فضیایی چه چیزی یک را تعریف می‌کند، هنوز در حال تکامل است و تعاریف مختلفی برای آن وجود دارد. اما برخی از ویژگی‌های کلیدی آن عبارتند از:محاسبات فضایی: به این معنا که پردازش اطلاعات نه تنها بر اساس داده‌های سنتی مانند ورودی‌های صفحه‌کلید و ماوس، بلکه بر اساس موقعیت، جهت‌گیری و حرکات کاربر در فضای فیزیکی انجام می‌شود.دنیای فیزیکی و مجازی تلفیقی: توانایی نمایش یا تعامل با محتوای دیجیتال که به نظر می‌رسد بخشی از دنیای فیزیکی اطراف کاربر است.رابط کاربری فضایی: استفاده از حرکات طبیعی سر، دست، چشم و حتی صدا برای برقراری ارتباط با دستگاه و دستکاری محتوای دیجیتال.درک محیط فیزیکی: استفاده از حسگر یا سنسورهای مختلف مانند دوربین‌ها و ژیروسکوپ برای شناسایی اشیا، سطوح و موانع فیزیکی.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jan 2024 14:25:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>40 سالگی؛ تعامل با زمان، رضایت از جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/40-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-gggkciacgmau</link>
                <description>دهم دی تولد 40 سالگی‌ام بود.راستش عددها نمی‌تونن تو زندگی ما تاثیرگذار باشند. یعنی این عدد نیست که ما را تغییر می‌دهد. این فهم انباشت تجربه‌هاست که باید به مرحله‌ی لبریز شدن برسد.بنابراین مهم نیست 40 ساله باشی 20 ساله یا 80 ساله. مهم این است که بتوانی با خود و دنیای اطرافت به یک سازش و تفاهم متعامل برسی.آن زمان، نه رفتارهای اطرافیان اذیتت می‌کند و نه از ترس‌های رسوب‌ کرده از دوران کودکی واهمه‌ای داری؛ چون توانسته‌ای به کودکی برگردی و گره‌های اضطراب‌آمیز را از ذهن‌ت باز کنی.کامل‌گرایی‌ات (Perfectionism) را مدیریت می‌کنی و به اشتباه‌هایت به عنوان یک پله و مسیر برای ادامه‌ی زندگی‌ می‌نگری.مهم نیست چه‌قدر اشتباه کردی. مهم این است که آیا از این اشتباه‌ها پله‌ای ساخته‌ای تا به اهدافت برسی یا نه.هدف چیست؟ آسوده و راضی بودن. پس باید روی تعریف آسودگی هم فکر کنی. کجا باشی و چه کنی راضی هستی؟ پس سعی می‌کنم به آن نقطه فکر  و خودم را به آن هدف نزدیک کنم.فرض کنیم هدف من رسیدن به شهر اصفهان باشد. اما بنزین ماشین تلاش من تا کاشان جواب دهد.هیچ مشکلی نیست. می‌توان مدتی در کاشان اطراق و انرژی(بنزین) جمع کرد برای رسیدن به شهر اصفهان.همچنین ممکن است به شهر اصفهان برسم و بفهمم اشتباه کردم باید به تبریز می‌رفتم.حالا می‌توانم از تجربه‌ی سفر کاشان-اصفهان استفاده کنم تا بتوانم خودم را به تبریز برسانم.مهم رسیدن به اصفهان یا تبریز نیست. مهم این است که آن‌قدر از راه‌های اشتباه یاد بگیری که دیگر فکر هیچ سفری، تو را مضطرب نکند.همچنین امروز دریافته‌ام برخی موقعیت‌ها و برخی آدم‌ها حضورشان کنار من، اضطراب‌آور است. آدم‌هایی که شبیه خودم کامل‌گرا هستند، بدجور می‌توانند به من ضربه بزنند؛‌چون مرا وارد یک رقابت با وجودی می‌کنند که قرار نیست هیچ‌وقت راضی شود. این آدم‌ها در کار و زندگی حتی از صد، 100 را هم نمی‌خواهند و در پی 120 هستند. شما اما خیلی خوب می‌دانی که هیچ‌گاه کیفیت انجام یک کاری مطلقا کامل نیست و همیشه می‌توان از آن ایراد گرفت.بنابراین، آدم‌های مفیدی در سطح جامعه هستند که مدام در حال باگ گرفتن از آدم‌ها و اتفاق‌های اطراف‌اند. وجود این افراد در سیستم‌های کاری، تجاری، اقتصادی و فناورانه ضروری است.ولی قرار نیست چنین آدم‌هایی، دوست، استاد، همکار یا خویشاوندِ امنی باشند. پس قرار بر قطع ارتباط با این باگ‌گیرها نیست، موضوع این است که این افراد نمی‌توانند به شما حس امنیت بدهند و در حالت بسیار پوچ و آزاردهنده‌ای، اگر قصد تادیب شما را نداشته باشند، حس ناکافی بودن را منتقل می‌کنند.بنابراین می‌توان در موقعیت‌هایی که می‌خواهید تفریح کنید یا آرام باشید، این افراد را به حریم خود راه ندهید. چون ممکن است سر همین اختلاف، از هم دلخور شوید و دلخوری یعنی کم شدن از فرصت لذت بردن از زنده بودن. برای همین خیلی مهم است که درک کنیم هستی پابرجا نیست و مدام در حال تغییر است. ما انسان‌ها گونه‌ای به ظاهر هوشمند روی زمین هستیم که در منتهای حماقت خود را صاحب زمین می‌دانیم و فکر می‌کنیم اراده‌ی بشر می‌تواند بر هر پدیده‌ی طبیعی غلبه کند.مشکل اینجاست که خوب هم پیش رفته‌ایم و دست‌کم با همین اطلاعات ناقص خویش دریافته‌ایم که در استحصال انرژی از زمین موفق بوده‌ایم.پس به لحاظ فکری دچار این توهم هستیم که من هستم تا  به اهدافم برسم و راضی و خوشبخت باشم.این دردناک‌ترین فهم اشتباه ما از هستی است. عجیب‌تر اینکه نظام آموزش نیز مدام دارد شعار بلاهت‌آمیز «خواستن توانستن است» را در ذهن کودکان ما می‌کارد.در حالی که من گونه‌ای از جانوران هستم که ژن‌هایم برای خوشحال بودن تلاش نمی‌کنند بلکه فقط برای ادامه‌ی حیات و زنده ماندن می‌کوشند.حال این تلاش برای زنده بودن را می‌توان به اهداف دلخواه نیز آغشته کرد، ولی نباید با تعریف اهداف غیرقابل دسترس و خارج از توان ما، اضطراب موقعیت اجتماعی را بیشتر و بیشتر کرد.فقط باید شانس بیاوریم و احتمال تصادف‌های ناگوار در زندگی ما کمتر باشد. از همه مهمتر باید بتوانیم فعلا زنده بمانیم تا بتوانیم بیشتر از زنده بودن لذت ببریم.من امروز این طور فکر می‌کنم. ممکن است فردا فکر و هدفم عوض شود. خب چه بهتر. آن را پی می‌گیرم.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jan 2024 10:09:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانشکده را در روزنامه‌نگاری، غوطه‌‌ور کنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%BA%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-y6sqygqs2nsb</link>
                <description>این مطلب را برای دوماهنامه‌ی دانشجویی «آن» و به سفارش دوست عزیزم، «حسین همتی» نوشته‌ام.خلاصه‌ی حرفم:روزنامه‌نگاری غوطه‌ور یک رویکرد  نوین در روزنامه‌نگاری است که با استفاده از فناوری‌های مجازی، تجربیاتی  واقعی را برای مخاطبان فراهم می‌کند.روزنامه‌نگاری غوطه‌ور می‌تواند تأثیر عمیق‌تری بر مخاطبان داشته باشد و همدلی و درک آنها را از موضوعات خبری بیشتر کند.استفاده از روزنامه‌نگاری غوطه‌ور مستلزم توجه به تأثیرات احساسی آن بر مخاطبان است.دانشکده‌های علوم ارتباطات باید آموزش روزنامه‌نگاری غوطه‌ور را در برنامه‌های خود قرار دهند.نه فقط ساختار علمی و آکادمیک دانشکده‌ی علوم ارتباطات علامه طباطبائی، بلکه بسیاری از نهادهای آکادمیک و دانشگاهی جهان، پس از ظهور فناوری‌های نوین ارتباطی و پیوند آن با هوش مصنوعی، می‌بایست به یک سوال مهم جواب دهند؛ اینکه  باید به دانشجویان چه مهارت‌هایی بیاموزیم تا بعد از چهار سال ارتباطات خواندن بتوانند در جامعه رسانه‌ای نقش موثری ایفا کنند؟برای همین، نه فقط دانشگاه‌های ایران بلکه دانشگاه‌های سایر کشورهای جهان می‌بایست روز به روز محتوا بینارشته‌ای بیشتری را آموزش دهند.بی‌گمان کمتر استادی را می‌توان یافت که هم اصول کدنویسی و فنی را بداند و هم با اصول تولید محتوای رسانه‌ای آشنا باشد. برای همین دانشکده‌ی ارتباطات اگر می‌خواهد علاوه بر مدرک، چیز دیگری هم به دانشجویان بدهد می‌بایست از متخصصان رشته‌های دیگر نیز برای تدریس استفاده کند.یکی از حوزه‌های مهمی که به نظر می‌رسد دانشجویان امروز با آن بیش از پیش درگیر هستند، حوزه‌ی «روزنامه‌نگاری غوطه‌ور[1]» یا Immersive Journalism است.روزنامه‌نگاری غوطه‌ور چیست؟روزنامه‌نگاری غوطه‌ور یک رویکرد نوین در روزنامه‌نگاری است که با استفاده از فناوری‌های مجازی، تجربیاتی واقعی را برای مخاطبان فراهم می‌کند. این روش تجربیات واقعیت مجازی یا VR و مبتنی بر تصویر تولید شده توسط رایانه[2] را بر اساس داستان‌های خبری توسعه داد و به شرکت‌کنندگان در آن امکان می‌دهد تا روایتی دست اول از یک رویداد داشته باشند.از آن زمان، روزنامه‌نگاری غوطه‌ور مورد توجه بازیگران رسانه‌ای قرار گرفته است؛ چون این شیوه‌ی کار هم در جذب عاطفی مخاطبان (گوتیه و همکاران، ۲۰۱۱؛ سانچز-لاوز، ۲۰۱۹) موفق است و هم می‌تواند به بقای اقتصادی رسانه با جذب مخاطبان جوان‌تر (جونز، ۲۰۱۷) کمک کند.برای همین است که سازمان‌های رسانه‌ای مانند نیویورک تایمز، گاردین، الجزیره و یورونیوز شروع به استفاده از این شیوه کرده‌اند.روزنامه‌نگاری غوطه‌ور به خوانندگان این امکان را می‌دهد که به جای فقط خواندن درباره‌ی خبرها، تجربیات خود را به صورت مستقیم از خودِ خبر بگیرند.به عبارت دیگر، روزنامه‌نگاری غوطه‌ور نه تنها یک روش بهتر برای درک خبرهاست، بلکه احساسات و تجربیات واقعی جهان را به خوانندگان منتقل می‌کند.این روش با استفاده از فناوری‌های واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و دیگر فناوری‌های غوطه‌ور، خوانندگان را به صورت مستقیم و بدون واسطه در محیط خبری قرار می‌دهد.تا به امروز روزنامه‌نگاری غوطه‌ور تأثیرات مهمی در صنعت روزنامه‌نگاری داشته است و با پذیرش گسترده فناوری‌های واقعیت مجازی، احتمالاً به یکی از روش‌های اصلی گزارش‌دهی در صنعت روزنامه‌نگاری تبدیل می‌شود.روزنامه‌نگاری غوطه‌ور با برانگیختن احساسات مخاطبان، می‌تواند تأثیر عمیق‌تری بر آن‌ها داشته باشد. این شیوه‌ی نوین روزنامه‌نگاری می‌تواند همدلی و درک مخاطبان را از موضوعات خبری بیشتر کند و حتی باعث افزایش احساسات منفی مانند غم، ترس و خشم شود.با این حال، استفاده از روزنامه‌نگاری غوطه‌ور مستلزم توجه به تأثیرات احساسی آن بر مخاطبان است.به همین خاطر،‌ وظیفه‌ی استادان روزنامه‌نگاری است که موقع تدریس اصول «روزنامه‌نگاری غوطه‌ور» به دانشجویان، از این روزنامه‌نگاران آینده بخواهند که این فناوری را به شکلی مسئولانه و تأثیرگذار به کار ببرند. مثلاً:فرقی نمی‌کند چه شیوه‌ای از روزنامه‌نگاری را پیش گرفتید،      دقت و صحت در ارائه‌ی اطلاعات همچنان حرف اول را می‌زند.از ابزارهای واقعیت مجازی یا VR و واقعیت افزوده یعنی AR می‌توان برای برانگیختن      احساسات مثبت و سازنده استفاده کرد.این ما انسان‌ها هستیم که از ابزارها استفاده می‌کنیم      بنابراین ابزارهای روزنامه‌نگاری غوطه‌ور به طبع می‌توانند در راستای ایجاد      احساسات منفی به کار روند.3 ویژگی‌ روزنامه‌‌نگاری غوطه‌وریک تعریف عملیاتی از روزنامه‌نگاری غوطه‌ور، آن را شامل سه ویژگی می‌داند (د بروین و همکاران، ۲۰۲۲). اول، فناوری مورد استفاده برای محصولات روزنامه‌نگاری غوطه‌ور از نظر سطح فراگیری آن متفاوت است که به میزان تکرار فناوری‌ها و محدود کردن واقعیت فیزیکی اشاره می‌کند. این اغلب به عنوان «فراگیر بودن» و این حس را به ما می‌دهد که داریم در این فناوری غوطه می‌خوریم.فناوری‌های غوطه‌ور در طیف وسیعی از نظر سطح فراگیری خود قرار دارند، به عنوان مثال، بیننده ویدیوی ۳۶۰ درجه، کمتر از تجربه‌ی واقعیت مجازی یا VR فراگیر است.دوم اینکه، با الهام از کار در زمینه‌ی «تصور بصری روایی» (بایرا-ریس و کوئلهو، ۲۰۱۸)، روزنامه‌نگاری غوطه‌ور در حالت ایده‌آل شامل روایت‌های فراگیر است؛ یعنی ساختارهایی روایی دارد که به مخاطب نقش فعال و غیرمنفعل، در داستان می‌دهد (دومینگز، ۲۰۱۷).مهمتر از آن، روایت‌های غوطه‌ور روی مخاطب متمرکزند و به نحوه‌ی انتقال داستان اشاره می‌کنند، نه به چیدمان فناوری که مبنای تجربه فراگیر است (گروپپل-وگنر و کید، ۲۰۱۹).نمونه اصلی این شکل روایی، منظر یا پرسپکتیو روایت اول شخص است که کاربران را در مرکز داستان قرار می‌دهد و به آنها اجازه می‌دهد تا داستانی را تجربه کنند که انگار برای آنها اتفاق افتاده است (د بروین و همکاران، ۲۰۲۲).سوم اینکه هماهنگی یا همزمانیِ زمانی فناوری‌های غوطه‌ور و امکانات تعامل، برای روزنامه‌نگاری غوطه‌ور اساسی است (بایرا-ریس و کوئلهو، ۲۰۱۸). امکان تعامل یعنی بتوانیم به اطراف نگاه کنیم بدون اینکه در تصویر و زاویه‌ی دید تصویر ما اختلالی پدید بیاید.در مجموع، روزنامه‌نگاری غوطه‌ور با ترکیب این ویژگی‌ها تعریف می‌شود که در کنار هم نوعی واقعیت را تکرار می‌کنند که مخاطب می‌تواند با آن تعامل داشته باشد (کارلین و همکاران، ۲۰۱۸). این ویژگی‌ها طیف وسیعی از روزنامه‌نگاری غوطه‌ور را تشکیل می‌دهند و در سطح پایه در هر تجربه روزنامه‌نگاری غوطه‌ور وجود دارند.نگاهی به برخی پژوهش‌های روزنامه‌نگاری غوطه‌ورگِرِبر و همکارانش (2023) برخی از پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شده است را جمع‌بندی کرده‌اند؛ طبق این بررسی در سال‌های اخیر، شاهد افزایش مطالعاتی بوده‌ایم که بر نقش احساسات در روزنامه‌نگاری تمرکز کرده‌اند - چیزی که از آن به عنوان «چرخش احساسی[3]» در مطالعات روزنامه‌نگاری یاد شده است (Lecheler، 2020؛ Wahl-Jorgensen، 2020؛ Orgeret، 2020).این ادبیات رو به رشد بر بسیاری از جنبه‌های احساسات در روزنامه‌نگاری تمرکز کرده است، مانند اینکه روزنامه‌نگاران چگونه ابراز احساسات خود و منابع خود را در گزارش‌های خود ادغام می‌کنند (Pantti، 2010؛ Wahl-Jorgensen، 2013)، چگونه از احساساتی مانند همدلی در کار خود استفاده می‌کنند (Glück، 2016)، و برجسته‌ترین احساساتی که تولید اخبار روزنامه‌نگاری در مخاطب ایجاد می‌کند (Hermans and Prins، 2022)[4].استفاده از احساسات در روزنامه‌نگاری می‌تواند تأثیر عمیقی بر مخاطبان داشته باشد. احساسات مثبت می‌توانند به افزایش مشارکت و قصد عمل منجر شوند. احساسات منفی نیز می‌توانند تأثیر داشته باشند، اما اثرات آنها به نوع احساس و شدت آن بستگی دارد.بی‌گمان طی یکی دو سال آینده، شیوه‌های نوین روزنامه‌نگاری پیچیده و پیچیده‌تر می‌شوند. پیشنهادم به دانشجویان تازه‌وارد این است که اگر می‌خواهند با وجود هوش مصنوعی، دنیای متاورس و فناوری‌های شناختی، همچنان در جامعه نقشی پررنگ داشته باشند و بیکار نشوند، تنها به خواندن دروس کلاسیک روزنامه‌نگاری اکتفا نکنند.یعنی می‌بایست این اصول را هرچه سریع‌تر یاد بگیریم و بعد سراغ دانشجویان رشته‌هایی مثل روانشناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، مدیریت و اقتصاد خود دانشگاه علامه طباطبائی برویم و از آنان برخی اصول را بیاموزیم تا بتوانیم به شکل میان‌رشته‌ای حرفه‌ی آینده‌ی خود را یاد بگیریم.فقط کافی است پردیس علامه را گشت بزنید از دانشکده‌های دیگر دوست پیدا کنید و از طریق آنان با کسانی آشنا شوید که فناوری‌های نوین ارتباطی را به لحاظ فنی می‌شناسند.اگر دانشکده را بزودی در روزنامه‌نگاری، غوطه‌ور نکنیم اقبال جوانان از این نهاد معتبر آموزشی از این هم کمتر می‌شود.منابع:· de Bruin, Kiki, Yael de Haan, Sanne Kruikemeier, Sophie Lecheler, and Noelle Goutier. 2022. “A First-Person Promise? A Content-Analysis of Immersive Journalistic Productions.” Journalism 23 (2): 479–498.· Domínguez, Eva. 2017. “Going beyond the Classic News Narrative Convention: The Background to and Challenges of Immersion in Journalism.” Frontiers in Digital Humanity 4: 10.· Gröppel-Wegener, A., and J. Kidd. 2019. &quot;Critical Encounters with Immersive Storytelling&quot; (1st ed.). New York and Oxon: Routledge.· Greber, H., Lecheler, S., Aaldering, L., De Haan, Y., Kruikemeier, S., &amp; Goutier, N. (2023). Feeling the news? The differential effects of immersive journalism on emotional response. **Digital Journalism, 11(1), 39-60. https://doi.org/10.1080/21670811.2022.2155205· Jones, Sarah. 2017. “Disrupting the Narrative: IJ in Virtual Reality.” Journal of Media Practice 18 (2-3): 171–185.· Karlin, Beth, Kim Hyun Tae, Kelly Ruth, Blakley Johanna, Brenner Corinne, Riley Patricia. 2018. “Does Medium Matter? Exploring the Role of Virtual Reality in Journalism.” The Media Impact Project of the USC Annenberg Norman Lear Center. Retrieved from http://www.mediaimpactproject.org/uploads/5/1/2/7/5127770/frontlinevrreport_final_1.pdf.· · Sánchez-Laws, Ana Luisa. 2019. &quot;Conceptualizing Immersive Journalism&quot;. London and New York: Routledge.[1] برخی آن را روزنامه‌نگاری فراگیر هم می‌خوانند.[2] Computer-generated imagery (CGI)[3] Emotional turn[4] نام‌ها را به عمد انگلیسی ذکر کردم در این بخش تا دانشجویان راحت‌تر این نام‌ها را جست‌وجو کنند.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Mon, 18 Dec 2023 14:18:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ام‌آی‌تی؛ هوش مصنوعی مولد چگونه بنگاه‌ها را متحول خواهد کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-ai5sbjqrurm6</link>
                <description>هوش مصنوعی مولد (Generative AI)، شاخه‌ای قدرتمند از هوش مصنوعی(AI)، با امکان ایجاد محتوای جدید و اصلی، تجربیات مشتری شخصی‌سازی شده و راهکارهای خودکار، در حال متحول کردن کسب‌وکارها در صنایع مختلف است.تیم MIT Technology Review Insights* با همکاری  Databricks، گزارشی جامع با عنوان «چگونه هوش مصنوعی مولد بنگاه‌ها را متحول خواهد کرد» منتشر کرده است که به تأثیر تحول‌آفرین این فناوری نوین می‌پردازد.Generative AIاین گزارش بر اساس مصاحبه‌های عمیق با مدیران ارشد فناوری اطلاعات (CIO) و رهبران صنعت، همراه با یک نظرسنجی جهانی از 600 مدیر ارشد فناوری اطلاعات، تصویری جذاب از پتانسیل هوش مصنوعی مولد برای بازسازی شیوه‌های کسب‌وکار ارائه می‌کند این گزارش چندین روند کلیدی را که آینده هوش مصنوعی مولد را شکل می‌دهند، شناسایی می‌کند، از جمله:· افزایش ابزارهای منبع ‌باز: دسترسی فزاینده به ابزارهای هوش مصنوعی مولد منبع باز، دسترسی به این فناوری را دموکراتیزه می‌کند و کسب‌وکارها می‌توانند (در همه اندازه‌ها) از قابلیت‌های آن استفاده کنند.· حاکمیت داده در مرکز توجه قرار می‌گیرد: حاکمیت داده برای اطمینان از ماهیت اخلاقی و بی‌طرف بودن مدل‌های هوش مصنوعی مولد، ضروری است و اعتماد را در بین ذینفعان تقویت می‌کند.· پذیرش استراتژیک برای رشد پایدار: کسب‌وکارها باید یک رویکرد استراتژیک برای اجرای هوش مصنوعی مولد اتخاذ کنند و با دقت اهداف، مقاصد و زیرساخت داده‌های خاص خود را در نظر بگیرند.· هوش مصنوعی مولد برای تولید محتوای خلاقانه: هوش مصنوعی مولد در حال متحول کردن ایجاد محتوا است و کسب‌وکارها را قادر می‌سازد تا در مقیاس محتوای اصلی و باکیفیت تولید کنند.· تجربیات مشتری شخصی‌سازی شده: هوش مصنوعی مولد در حال تقویت کمپین‌ها یا کارزارهای بازاریابی شخصی‌سازی شده، توصیه‌های محصول خاص و تعامل بیشتر با مشتری است و همین موضوع می‌تواند رضایت مشتری را بالا ببرد.· خودکارسازی وظایف و افزایش بهره‌وری: هوش مصنوعی مولد وظایف تکراری و وقت‌گیر را خودکار می‌کند و بهره‌وری عملیاتی را بهبود می‌بخشد و منابع انسانی را برای تلاش‌های استراتژیک‌تر آزاد می‌کند.این گزارش بر اهمیت برنامه‌ریزی پیشگیرانه و اجرای مسئولانه برای بهره‌برداری از تمام پتانسیل هوش مصنوعی مولد تأکید می‌کند. کسب‌وکارها باید پیامدهای اخلاقی، نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی داده و سوگیری‌های بالقوه در مدل‌های هوش مصنوعی مولد را با دقت در نظر بگیرند تا از استفاده مسئولانه و مفید آن‌ها اطمینان حاصل کنند.در نتیجه، گزارشMIT Technology Review Insights به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای کسب‌وکارهایی عمل می‌کند که به دنبال درک و حرکت در چشم‌انداز تحول‌آفرین هوش مصنوعی مولد هستند.این گزارش بینش‌هایی در مورد پتانسیل فناوری، روندهای کلیدی و ملاحظات عملی ارائه می‌دهد و کسب‌وکارها را قادر می‌سازد تا تصمیم‌های آگاهانه بگیرند و از هوش مصنوعی مولد برای ایجاد نوآوری، بهبود تجربیات مشتری و دستیابی به رشد پایدار استفاده کنند.* MIT Technology Review یک شرکت  رسانه‌ای مستقل و معروف است که در سال 1899 در مؤسسه فناوری ماساچوست تأسیس  شده است. این شرکت با استفاده از دانش فنی عمیق خود، توانایی دیدن  فناوری‌ها در چارچوب گسترده‌تر، و دسترسی بی‌نظیر به نوآوران و پژوهشگران  برتر، توضیحاتی در مورد فناوری‌های جدید و تأثیرات تجاری، اجتماعی و سیاسی  آنها ارائه می‌دهد 1MIT Technology Review Insights خدمات تحقیقاتی، تحلیلی و  مشاوره‌ای ارائه می‌دهد تا به کسب‌وکارها در درک و پیمایش جدیدترین  پیشرفت‌های فناوری کمک کند. این خدمات شامل انجام تحقیقات کیفی و کمی، تهیه  و انتشار گزارش‌ها و مقالات، ارائه خدمات مشاوره، و میزبانی رویدادها و  وبینارها استمنبع:The MIT Technology Review Insights team, Databricks. (2023, May 10). How Generative AI Will Reshape the Enterprise. MIT Technology Review Insights. doi:10.1126/technologyreview.2023.1.1487https://www.databricks.com/resources/ebook/mit-cio-generative-ai-report?scid=7018Y000001Fi0oQAC&amp;utm_medium=paid+search&amp;utm_source=google&amp;utm_campaign=17152786057&amp;utm_adgroup=149323056706&amp;utm_content=ebook&amp;utm_offer=mit-cio-generative-ai-report&amp;utm_ad=678321376712&amp;utm_term=artificial%20intelligence&amp;gad_source=1&amp;gclid=Cj0KCQiAyKurBhD5ARIsALamXaHsG5AImUKZbGqpr27B9vbnH1Sz2dcGASY6WeImTCbD3_fXNroVgdUaAtRhEALw_wcB</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Sat, 02 Dec 2023 20:36:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاربردهای ارتباطات کوانتومی در مطالعات رسانه‌ها ارتباطات اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-kg3b9uykkh4v</link>
                <description>ترجمه و تلخیص: علی شاکرنویسندگان:Marcello CaleffiKyrylo Simonov AngelaSara Cacciapuotiآنچه می‌خوانید روایت نگارنده از یک مقاله‌ی علمی و پیچیده و به‌روز، با موضوع ارتباطات و مکانیک کوآنتوم است به نام Beyond Shannon limits: Quantum communications through quantum pathsکه سال 2023 در IEEE Journal on Selected Areas in Communications منتشر شده است. تذکر مهم: اگر به این موضوع پیچیده و نوین علاقمند هستید، ترجمه و تلخیص نگارنده را در این لینک بخوانید. (https://up.20script.ir/do.php?filename=4fa1-ترجمه-و-تلخیص-از-مقاله-ارتباطات-کوانتومی.pdf)ارتباط کوانتومی https://up.20script.ir/do.php?filename=4fa1-ترجمه-و-تلخیص-از-مقاله-ارتباطات-کوانتومی.pdf مقاله‌ی «فراتر از محدودیت‌های شَنون: ارتباطات کوانتومی از طریق مسیرهای کوانتومی» نشان می‌دهد که مسیرهای کوانتومی می‌توانند ظرفیت انتقال اطلاعات را فراتر از محدودیت‌های نظریه‌ی اطلاعات «کلود شنون» افزایش دهند. این امر می‌تواند کاربردهای مختلفی در رشته‌ی علوم ارتباطات و مطالعات رسانه داشته باشد.افزایش ظرفیت انتقال اطلاعاتیکی از کاربردهای مهم ارتباطات کوانتومی در رسانه‌ها، افزایش ظرفیت انتقال اطلاعات است. مسیرهای کوانتومی می‌توانند ظرفیت انتقال اطلاعات را تا حد زیادی افزایش دهند. این امر می‌تواند به بهبود کیفیت ارتباطات و ارائه خدمات جدید در این زمینه کمک کند. به عنوان مثال، می‌توان از آن برای انتقال اطلاعات در مقیاس‌های بزرگتر و با سرعت بالاتر استفاده کرد. این امر می‌تواند به بهبود «ارتباطات بین‌الملل» کمک کند.توسعه ارتباطات کوانتومی در مقیاس بزرگمسیرهای کوانتومی پتانسیل انقلابی در ارتباطات کوانتومی دارند. آنها می‌توانند زمینه را برای توسعه ارتباطات کوانتومی در مقیاس بزرگ فراهم کنند. این امر می‌تواند به ایجاد شبکه‌های ارتباطی کوانتومی کمک کند. این شبکه‌ها می‌توانند برای انتقال اطلاعات محرمانه و حساس در مقیاس‌های بزرگتر استفاده شوند. به عنوان مثال، می‌توان از آن برای انتقال اطلاعات زنده از رویدادهای ورزشی یا خبری استفاده کرد.توسعه فناوری‌های جدیدیافته‌های این پژوهش می‌تواند به توسعه فناوری‌های نوین در رشته‌ی علوم ارتباطات و مطالعات رسانه کمک کند. به عنوان مثال، می‌توان از آن برای توسعه سیستم‌های ارتباطی کوانتومی جدید استفاده کرد. این سیستم‌ها می‌توانند برای ارائه خدمات جدید در این زمینه استفاده شوند.امنیت ارتباطاتیکی از مهم‌ترین کاربردهای ارتباطات کوانتومی در رسانه‌ها، بهبود امنیت ارتباطات است. مسیرهای کوانتومی می‌توانند برای انتقال اطلاعات محرمانه استفاده شوند. این امر می‌تواند به بهبود امنیت ارتباطات بین‌المللی، دولتی و تجاری کمک کند.ü توسعه برنامه‌های کاربردی جدید ارتباطی: مسیرهای کوانتومی می‌توانند برای توسعه برنامه‌های کاربردی ارتباطی جدید استفاده شوند، مانند برنامه‌های کاربردی که امکان برقراری ارتباط با افراد در فواصل طولانی‌تر یا با استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه را فراهم می‌کنند. به عنوان مثال، مسیرهای کوانتومی می‌توانند برای ایجاد شبکه‌های ارتباطی جهانی استفاده شوند که امکان برقراری ارتباط با افراد در هر نقطه از جهان را فراهم می‌کنند. همچنین می‌توانند برای توسعه برنامه‌های کاربردی ارتباطی مبتنی بر تلفن همراه استفاده شوند که امکان برقراری ارتباط با افراد در فواصل طولانی‌تر را با استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه فراهم می‌کنند.v مطالعات رسانه: این نتایج می‌تواند منجر به تحقیقات جدیدی در مورد تأثیر فناوری‌های کوانتومی بر نحوه‌ی استفاده ما از رسانه‌ها شود. به عنوان مثال، پژوهشگران می‌توانند به بررسی این موضوع بپردازند که چگونه شبکه‌های ارتباطی کوانتومی می‌توانند منجر به تغییر نحوه‌ی تماشای فیلم‌ها یا سریال‌های تلویزیونی شود. یا اینکه نحوه‌ی گوش دادن ما به موسیقی، یا نحوه‌ی خبر خواندن ما چه تغییری می‌کند.v علوم ارتباطات اجتماعی: پژوهشگران می‌توانند به بررسی این موضوع بپردازند که چگونه پروتکل‌های ارتباطی کوانتومی می‌توانند منجر به ایجاد سیستم‌های ارتباطی امن‌تر و قابل اعتمادتر برای کاربران شود. همچنین می‌توانند به بررسی این موضوع بپردازند که چگونه مسیرهای کوانتومی می‌توانند منجر به ایجاد برنامه‌های کاربردی ارتباطی جدید شود که امکان برقراری ارتباط با افراد در فواصل طولانی‌تر یا با استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه را فراهم می‌کند.نشانی مقاله:v Caleffi, M., Simonov, K., &amp; Cacciapuoti, A. S. (2023). Beyond Shannon limits: Quantum communications through quantum paths. In IEEE Journal on Selected Areas in Communications (Vol. 41, Issue 8, pp. 2707-2724). IEEE. doi: 10.1109/JSAC.2023.3288263 : https://arxiv.org/pdf/1912.08575.pdf</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Mon, 27 Nov 2023 11:38:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسفه‌ی زمان، ارتباطات و متاورس</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B3-jb2fzhh9j8y8</link>
                <description>«زمان» یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در فلسفه و علم است. درک ما از زمان بر بسیاری از زمینه‌های دیگر، از جمله معرفت‌شناسی، اخلاق، فیزیک و «ارتباطات» تأثیر می‌گذارد. شاید بد نباشد ما اهالی رشته‌ی ارتباطات درباره‌ی مفهوم «زمان» و «ارتباط» با هم بیشتر فکر کنیم.در طول تاریخ، فلاسفه و دانشمندان دیدگاه‌های مختلفی در مورد زمان ارائه داده‌اند. سه دیدگاه اصلی در این زمینه عبارتند از:•          دیدگاه واقعیت‌گرایانه•          دیدگاه نسبی‌گرایانه•          دیدگاه چرخه‌ایدیدگاه واقعیت‌گرایانهدیدگاه واقعیت‌گرایانه در مورد زمان بیان می‌کند که زمان یک واقعیت عینی است که مستقل از ذهن انسان وجود دارد. این دیدگاه توسط بسیاری از فلاسفه، از جمله ارسطو، دکارت، و کانت حمایت شده است.حرف طرفداران دیدگاه واقعیت‌گرایانه این است که زمان یک ویژگی اساسی جهان است. آنها می‌گویند که زمان به عنوان یک خط مستقیم یا یک جریان پیوسته از گذشته به حال و آینده وجود دارد.دیدگاه نسبی‌گرایانهدیدگاه نسبی‌گرایانه می‌گوید که زمان یک پدیده نسبی است و به سرعت حرکت نسبی یک ناظر بستگی دارد. این دیدگاه توسط آلبرت انیشتین در نظریه نسبیت خاص خود مطرح شد.اینشتین نشان داد که زمان یک پدیده‌ی نسبی است و به سرعت حرکت نسبی یک ناظر بستگی دارد. به عنوان مثال، دو ناظری که در حال حرکت نسبی نسبت به یکدیگر هستند، ممکن است زمان را متفاوت از هم تجربه کنند.دیدگاه چرخه‌ایدیدگاه چرخه‌ای می‌گوید زمان به صورت چرخه‌ای جریان دارد. گذشته، حال و آینده به طور مداوم در حال تکرارند.این دیدگاه بسیاری از فلاسفه و ادیان، از جمله افلاطون، هرمسیسم و هندوئیسم است.دیدگاه علمدیدگاه علم در مورد زمان به طور کلی با دیدگاه واقعیت‌گرایانه سازگار است. فیزیک کلاسیک زمان را به عنوان یک واقعیت عینی که به عنوان یک خط مستقیم از گذشته به حال و آینده جریان دارد، در نظر می‌گیرد.نظریه نسبیت خاص انیشتین نشان می‌دهد که زمان یک پدیده نسبی است و به سرعت حرکت نسبی یک ناظر بستگی دارد. با این حال، این نظریه همچنان زمان را به عنوان یک واقعیت عینی در نظر می‌گیرد.زمان، از منظر مکانیک کوآنتومدیدگاه مکانیک کوآنتوم در مورد زمان پیچیده‌تر است. مکانیک کوآنتوم زمان را به عنوان یک پدیده‌ی کوانتومی در نظر می‌گیرد. این بدان معناست که زمان دارای ویژگی‌های غیرخطی و غیرقابل پیش‌بینی است.یکی از ویژگی‌های کوانتومی زمان، عدم قطعیت است. این بدان معناست که ما نمی‌توانیم همزمان موقعیت و سرعت یک ذره را با دقت کامل اندازه‌گیری کنیم.ویژگی دیگر کوانتومی زمان، درهم‌تنیدگی است. این بدان معناست که زمان دو ذره درهم‌تنیده به هم مرتبط است. اگر زمان یکی از ذرات تغییر کند، زمان ذره دیگر نیز تغییر می‌کند.رسانه‌ها و فهم ما از زمانرسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری فهم ما از زمان دارند. رسانه‌ها به ما اطلاعات در مورد زمان می‌دهند، از جمله تاریخ، ساعت، و وقایع جاری. رسانه‌ها همچنین به ما در درک مفاهیم انتزاعی زمان، مانند گذشته، حال، و آینده کمک می‌کنند.به عنوان مثال، تلویزیون و فیلم‌ها اغلب از زمان برای ایجاد تعلیق یا هیجان استفاده می‌کنند. تبلیغات از زمان برای ایجاد احساس فوریت استفاده می‌کنند. اخبار از زمان برای ایجاد احساس تعلق استفاده می‌کنند.رسانه‌های اجتماعی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری فهم ما از زمان دارند. رسانه‌های اجتماعی به ما امکان می‌دهند تا در زمان واقعی با دیگران در ارتباط باشیم. این امر می‌تواند احساس ارتباط ما با زمان حال را تقویت کند.ارتباط ما با هم و فهم ما از زمانارتباط ما با هم نیز نقش مهمی در شکل‌گیری فهم ما از زمان دارد. ما از طریق ارتباط با دیگران، در مورد گذشته، حال، و آینده یاد می‌گیریم. ما همچنین از طریق ارتباط با دیگران، درک خود را از زمان شکل می‌دهیم.به عنوان مثال، وقتی با کسی در مورد خاطرات گذشته صحبت می‌کنیم، درک خود را از گذشته شکل می‌دهیم. وقتی با کسی در مورد برنامه‌های آینده صحبت می‌کنیم، درک خود را از آینده شکل می‌دهیم.هایدگر و وجودگرایی زمانی«وجودی‌گرایی زمانی» دیدگاهی فلسفی در مورد زمان است که معتقد است زمان یک پدیده‌ی وجودی است که با وجود انسان پیوند خورده است. این دیدگاه بر این باور است که زمان نه تنها یک واقعیت عینی است که مستقل از ذهن انسان وجود دارد، بلکه یک پدیده‌ی ذهنی نیز هست که توسط ذهن انسان تجربه می‌شود.هایدگر، فیلسوف آلمانی، یکی از مهم‌ترین فلاسفه‌ای است که در مورد وجودی‌گرایی زمانی فکر کرده است. او در کتاب مفهوم زمان (1924) استدلال می‌کند که زمان یک ویژگی اساسی وجود انسان است. او معتقد است که زمان نه تنها یک پدیده‌ی عینی است که در جهان وجود دارد، بلکه یک پدیده‌ی ذهنی نیز هست که توسط ذهن انسان تجربه می‌شود.هایدگر زمان را به عنوان یک «موجودیت» در نظر می‌گیرد. او معتقد است که زمان نه یک شیء یا یک پدیده‌ی طبیعی است، بلکه یک ویژگی اساسی وجود انسان است. او زمان را به عنوان یک افق وجود در نظر می‌گیرد که امکان تجربه‌ی جهان را برای انسان فراهم می‌کند.هایدگر معتقد است که زمان دارای سه ویژگی اساسی است:•          آینده: آینده آنچه هنوز وجود ندارد، اما امکان دارد وجود داشته باشد. آینده امکان‌ها و امیدهای انسان را در بر می‌گیرد.•          حال: حال آنچه اکنون وجود دارد. حال نقطه‌ی تلاقی گذشته و آینده است.•          گذشته: گذشته آنچه دیگر وجود ندارد، اما خاطره‌ی آن در ذهن انسان باقی مانده است. گذشته تجربیات و یادآوری‌های انسان را در بر می‌گیرد.هایدگر معتقد است که این سه ویژگی زمان بر وجود انسان تأثیر عمیقی می‌گذارند. او معتقد است که آینده انسان را به سوی اهداف و آرزوهایش سوق می‌دهد. حال انسان را در لحظه‌ی اکنون نگه می‌دارد و گذشته انسان را شکل می‌دهد و به او هویت می‌بخشد.وجودی‌گرایی زمانی دیدگاهی پیچیده و چندوجهی است که تأثیر عمیقی بر فلسفه‌ی زمان داشته است. این دیدگاه به ما کمک می‌کند تا زمان را به عنوان یک پدیده‌ی پیچیده و چندوجهی درک کنیم که با وجود انسان پیوند خورده است.از منظر زمان وجودی، ارتباطات و رسانه می‌توانند به عنوان ابزارهایی برای شکل‌دهی درک ما از زمان، و همچنین به عنوان مکان‌هایی برای تجربه‌ی زمان، تحلیل شوند.ارتباطات می‌توانند درک ما از زمان را به چند طریق شکل دهند. اول، ارتباطات می‌توانند به ما اطلاعات در مورد زمان بدهند. به عنوان مثال، یک تقویم یا ساعت به ما می‌گوید که چه زمانی است. یک خبر به ما می‌گوید که چه اتفاقی در حال حاضر در جهان می‌افتد.دوم، ارتباطات می‌توانند به ما کمک کنند تا زمان را درک کنیم. به عنوان مثال، یک داستان می‌تواند به ما کمک کند تا درک کنیم که زمان چگونه می‌تواند به صورت خطی، چرخه‌ای، یا ناخطی جریان داشته باشد. یک فیلم می‌تواند به ما کمک کند تا درک کنیم که زمان چگونه می‌تواند به صورت کند، سریع، یا متوقف شده تجربه شود.ارتباطات می‌توانند به ما کمک کنند تا زمان را به روش‌های جدیدی تجربه کنیم. به عنوان مثال، یک رسانه‌ی اجتماعی می‌تواند به ما کمک کند تا با افراد از سراسر جهان در زمان واقعی ارتباط برقرار کنیم. این امر می‌تواند احساس ما را از زمان گسترش دهد و به ما کمک کند تا درک کنیم که زمان یک پدیده‌ی جهانی است.رسانه‌ها نیز می‌توانند مکان‌هایی برای تجربه‌ی زمان باشند. به عنوان مثال، یک فیلم می‌تواند ما را به یک زمان و مکان دیگر ببرد. یک بازی می‌تواند ما را در یک تجربه‌ی زمان‌بندی شده فرو ببرد.از منظر زمان وجودی، ارتباطات و رسانه می‌توانند به ما کمک کنند تا درک عمیق‌تری از زمان و معنای آن در زندگی خود به دست آوریم.متاورس (فراجهان) و درک زمانتوسعه ارتباطات نوین و شکل‌گیری فراجهان می‌تواند این درک سنتی و مدرن از زمان را به چالش بکشد. در فراجهان، ما می‌توانیم به طور همزمان در زمان‌های مختلف حضور داشته باشیم. به عنوان مثال، می‌توانیم در یک جلسه مجازی شرکت کنیم که در حال حاضر در حال برگزاری است، در حالی که همزمان به تماشای یک رویداد تاریخی در گذشته یا یک رویداد تخیلی در آینده هستیم.این امر می‌تواند درک ما از جهان و خودمان را به طور اساسی تغییر دهد. به عنوان مثال، ممکن است ما شروع به درک زمان به عنوان یک ساختار پیچیده‌تر و چندوجهی کنیم. ممکن است ما همچنین شروع به درک خودمان به عنوان موجوداتی کنیم که می‌توانند در زمان‌های مختلف وجود داشته باشند.•   فراجهان می‌تواند به ما کمک کند تا گذشته را بهتر درک کنیم. با امکان تجربه مستقیم رویدادهای تاریخی، می‌توانیم درک عمیق‌تری از آنچه اتفاق افتاده است به دست آوریم.•   فراجهان می‌تواند به ما کمک کند تا آینده را بهتر تصور کنیم. با امکان تجربه مستقیم سناریوهای آینده، می‌توانیم تصمیمات آگاهانه‌تری در مورد آینده خود بگیریم.•   فراجهان می‌تواند به ما کمک کند تا روابط پیچیده‌تری با یکدیگر برقرار کنیم. با امکان ارتباط با افراد در زمان‌های مختلف، می‌توانیم درک عمیق‌تری از تجربیات یکدیگر به دست آوریم.البته، هنوز زود است که بگوییم تأثیرات فراجهان بر درک ما از زمان دقیقاً چه خواهد بود. با این حال، واضح است که این فناوری پتانسیل تغییر اساسی درک ما از جهان و خودمان را دارد.متاورس و دیدگاه‌های مختلف درباره‌ی زمانخطی: در متاورس، زمان نیز می‌تواند به صورت خطی جریان داشته باشد. به عنوان مثال، یک بازی ویدئویی متاورس ممکن است داستانی را روایت کند که از گذشته به حال و آینده جریان دارد. یا یک پلتفرم اجتماعی متاورس ممکن است به کاربران امکان دهد تا خاطرات خود را از گذشته به اشتراک بگذارند و برنامه‌های خود را برای آینده بچینند.چرخشی: در متاورس، زمان نیز می‌تواند به صورت چرخشی جریان داشته باشد. به عنوان مثال، یک بازی ویدئویی متاورس ممکن است بازیکنان را به یک جهان فانتزی ببرد که در آن زمان به صورت چرخه‌ای جریان دارد. یا یک پلتفرم اجتماعی متاورس ممکن است به کاربران امکان دهد تا با افراد از زمان‌های مختلف ارتباط برقرار کنند.وجودگرایی: از دیدگاه وجودگرایی، زمان یک پدیده‌ی وجودی است که با وجود انسان پیوند خورده است. زمان نه تنها یک واقعیت عینی است که مستقل از ذهن انسان وجود دارد، بلکه یک پدیده‌ی ذهنی نیز هست که توسط ذهن انسان تجربه می‌شود.در متاورس، زمان نیز می‌تواند به عنوان یک پدیده‌ی وجودی تجربه شود. به عنوان مثال، یک کاربر متاورس ممکن است احساس کند که در یک زمان متفاوت زندگی می‌کند. یا یک کاربر متاورس ممکن است احساس کند که زمان کندتر یا سریع‌تر از دنیای واقعی جریان دارد.نسبی‌گرایی: در متاورس، زمان نیز می‌تواند به صورت نسبی تجربه شود. به عنوان مثال، دو کاربر متاورس که در حال حرکت نسبی نسبت به یکدیگر هستند، ممکن است زمان را متفاوت تجربه کنند.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Wed, 08 Nov 2023 14:40:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگزین نظریه‌ی برجسته‌سازی در روابط‌عمومی نوین چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mhvbpgse4lwv</link>
                <description>#روابط_عمومی در دنیای نوین اطلاعات، با ظهور رسانه‌های اجتماعی و تأثیرگذاران آنلاین، دستخوش تغییرات فراوانی شده است. این تغییرات، منجر به بازنگری مفاهیم روابط‌عمومی سنتی از جمله نظریه‌ی #برجسته‌سازی (#Agenda_setting) شده است.نظریه برجسته‌سازی، معتقد است که رسانه‌ها می‌توانند با تأکید بر موضوعات خاص، بر دیدگا‌ه‌های عمومی تأثیر بگذارند.اما امروزه، اوضاع تغییر کرده است؛ رسانه‌های اجتماعی و تأثیرگذاران آنلاین، به بازیگران نوینی در این عرصه تبدیل شده‌اند و با قدرت خود، موضوعات را برجسته و گفت‌وگوها را هدایت می‌کنند.کاربران، دروازه‌بان‌های موازیدر واقع، آنها به دروازه‌بانان موازی تبدیل شده‌اند و جریان اطلاعات و دستور کار تعیین کردن را به سطح کاملاً جدیدی رسانده‌اند.چارچوب تأثیرگذاری بر عموم(مخاطبان) موقعیتی[1](Situational Publics Influence)، معتقد است که کار روابط‌عمومی، دیگر صرفاً برجسته‌سازی نیست.این نظریه، بر هنر #ارتباطات هدفمند تأکید می‌کند. ما به جای اینکه صرفاً دستور کار را تعیین کنیم، رویکرد خود را متناسب با موقعیت‌های مختلف تنظیم می‌کنیم.این چارچوب، بر شناسایی گروه‌های استراتژیک ذینفعان، تأثیرگذاران و جوامعی متمرکز است که نفوذ زمینه‌ای بر مخاطبان هدف خاص دارند.در چارچوب  Situational Publics Influence، مخاطبان هدف به عنوان گروه‌هایی از افراد تعریف می‌شوند که در موقعیتی خاص، به موضوع یا پیامی خاص علاقه‌مند هستند. این چارچوب، بر شناسایی و درگیر شدن با این مخاطبان موقعیتی متمرکز است.برای مثال، فرض کنید یک شرکت تولید کننده لوازم آرایشی، قصد دارد محصول جدید خود را به بازار عرضه کند. این شرکت می‌تواند از چارچوبSituational Publics Influence برای شناسایی مخاطبان موقعیتی خود استفاده کند. این مخاطبان موقعیتی می توانند شامل افراد زیر باشند:ü زنانی که به زیبایی و مراقبت از پوست اهمیت می‌دهندü افرادی که از محصولات آرایشی طبیعی استفاده می‌کنندü افرادی که به دنبال محصولات آرایشی با قیمت مناسب‌اندپس از شناسایی مخاطبان موقعیتی، شرکت می‌تواند با استفاده از استراتژی‌های ارتباطی هدفمند، بر آنها تأثیر بگذارد. این استراتژی‌ها می‌توانند شامل موارد زیر باشند:ü تولید محتوای آموزشی در مورد مزایای محصول جدیدü همکاری با تأثیرگذاران زیبایی (همان اینفلوئنسرها) در رسانه‌های اجتماعیü برگزاری رویدادهای آزمایش محصول برای مخاطبان هدفمثال دیگری از کاربرد چارچوب Situational Publics Influence، در زمینه‌ی #روابط‌عمومی_بحران است. در این زمینه، روابط‌عمومی باید بر شناسایی و درگیر شدن با مخاطبان موقعیتی که تحت تأثیر #بحران قرار گرفته‌اند، متمرکز باشد. این مخاطبان موقعیتی می‌توانند شامل موارد زیر باشند:ü مشتریان شرکتü کارکنان شرکتü ساکنان محلیü مقامات دولتیروابط‌عمومی باید از استراتژی‌های ارتباطی هدفمند برای اطلاع‌رسانی، آرام‌سازی و حمایت از این مخاطبان موقعیتی استفاده کند.نتیجه این کار، پیام‌رسانی سفارشی شده‌ای است که عمیقاً با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند، درگیر شدن در چندین کانال و تطبیق‌پذیری پویا از دیگر ویژگی‌های آن است.برای نمونه، شرکت خودرو‌سازی تسلا در حال راه‌اندازی یک وسیله نقلیه الکتریکی برای جوانان آگاه به محیط‌زیست (eco-conscious youth) است.شناسایی مخاطبان موقعیتی: تیم روابط‌عمومی تسلا، تأثیرگذاران آگاه به محیط‌زیست و جوامع رسانه‌های اجتماعی متمرکز بر انرژی پاک را به عنوان مخاطبان موقعیتی شناسایی می‌کند.پیام‌رسانی تطبیقی: پیام‌رسانی بر ویژگی‌های بدون آلایندگی خودرو، فناوری پیشرفته و همسو بودن آن با ارزش‌های مخاطبان هدف تأکید می‌کند.درگیر شدن در چندین کانال: تسلا از طریق مشارکت با تأثیرگذاران دوستدار محیط‌زیست، حضور مهمان در کنفرانس‌های پایداری محیط‌زیست و بحث‌های آنلاین با مخاطبان موقعیتی درگیر می‌شود.تنظیم استراتژی در زمان واقعی: در صورتی که رقیبی محصول مشابهی را معرفی کند، تیم روابط‌عمومی تسلا به سرعت پیام‌رسانی را برای تقویت نقاط فروش منحصر به فرد خود تنظیم می‌کند.در حالی که نظریه‌ی برجسته‌سازی سنتی بر قاب‌بندی رسانه‌ها برای هدایت افکار عمومی متمرکز است، چارچوب تأثیرگذاری بر مخاطبان موقعیتی، یک قدم فراتر می‌رود. این چارچوب، ماهیت پویای ارتباطات مدرن را به رسمیت می شناسد.این تحول، نیازمند تغییر از رویکرد عمومی به رویکرد دقیق‌تر زمینه‌ای است. در حالی که هر دو نظریه نقش نهادهای خارجی در شکل دادن ادراکات را تأیید می‌کنند، چارچوب تأثیرگذاری بر مخاطبان موقعیتی بر اهمیت پویایی موقعیتی در ایجاد تعاملات تأثیرگذار تأکید می‌کند.صرف اینکه چه چیزی در دستور کار است دیگر اهمیت ندارد، بلکه مهم است که چگونه، چه زمانی، با چه کسی و توسط چه کسی ارتباط برقرار می‌شود تا با گروه‌های مخاطبان خاص ارتباط عمیق‌تری برقرار شود.در اصل، در حالی که نظریه برجسته‌سازی بر آنچه برجسته است تمرکز می‌کند، چارچوب تأثیرگذاری بر مخاطبان موقعیتی بر چگونگی ایجاد ارتباطات معنادارتر و تأثیرگذارتر از طریق استراتژی های سفارشی شده در زمینه‌های خاص متمرکز است.با تکامل ارتباطات، استراتژی‌های ما نیز باید تکامل یابند. چارچوب تأثیرگذاری بر مخاطبان موقعیتی، عصری جدید را در روابط عمومی معرفی می‌کند که چابک، قابل انطباق و متناسب با پویایی عصر دیجیتال است.برای مطالعه‌ی بیشتر:https://sites.psu.edu/colinlester473/theory-research/https://www.piercom.com/news-insights/how-the-situational-theory-of-publics-helps-you-communicate-with-your-audiences/[1] این نظریه‌ی تازه‌ای است و با نظریه‌ی موقعیتی در روابط‌عمومی (Situational Theory in Public Relations) که جیمز گرونیک و همکاران در دهه‌ی 80 میلادی مطرح کردند متفاوت است. از نظر گرونیک و همکاران نظریه‌ی موقعیتی در روابط‌عمومی، مدلی محبوب برای درک نحوه‌ی رفتار و برقراری ارتباط گروه‌های مختلف در رابطه با یک موضوع یا سازمان است. این نظریه می‌تواند به شما کمک کند تا استراتژی روابط‌عمومی خود را با نیازها، علایق و انگیزه‌های مخاطبان هدف خود تطبیق دهید.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Sun, 22 Oct 2023 11:35:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهبردهایی برای ایجاد اعتماد به اخبار در سراسر جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-xxlkrmv0gpen</link>
                <description>پروژه اعتماد به اخبار مؤسسه رویترز به بررسی آنچه که عموم مردم از رسانه های خبری می‌خواهند و چه انتظاراتی در مورد روزنامه‌نگاری قابل اعتماد دارند، پرداخته است.این پروژه دریافته است که طیف وسیعی از دیدگاه‌ها در مورد اینکه چه چیزی روزنامه‌نگاری قابل اعتماد را تشکیل می‌دهد، وجود دارد و آنچه که احتمالاً باعث افزایش اعتماد برای برخی گروه‌ها می‌شود، ممکن است اعتماد دیگران را خدشه‌دار کند.گزارش جدید این پروژه بر آنچه که سازمان‌های خبری می‌توانند برای پاسخ به کاهش اعتماد انجام دهند متمرکز است. این گزارش نشان می‌دهد که راه‌حل‌های ساده‌ای وجود ندارد، اما بسیاری از مردم می‌گویند که نسبت به رویکردهای مختلف گشوده و پذیرا هستند.برخی از استراتژی‌هایی که عموم مردم می‌گویند به احتمال زیاد باعث افزایش اعتماد می‌شوند عبارتند از:·شفافیت بیشتر در مورد جمع‌آوری اخبار و تصمیم‌گیری: سازمان‌های خبری باید در مورد فرآیندهای جمع‌آوری اخبار و تصمیم‌گیری خود شفاف باشند. این شامل افشای اطلاعات در مورد مالکیت، بودجه، و سیاست‌های تحریریه است.·کاهش تعصب: یعنی دیدگاه‌های متعدد در مورد مسائل را مطرح و از احساسات‌گرایی پرهیز کنیم· همسویی بهتر تحریریه با نگرانی‌هایی که بر زندگی روزمره‌ی مردم تأثیر می‌گذارد:· افزایش تنوع اتاق خبر· تعامل بیشتر با مخاطبان و درخواست بازخورد: سازمان های خبری باید با مخاطبان خود تعامل داشته باشند. این شامل درخواست بازخورد و مشارکت دادن مخاطبان در فرآیند جمع‌آوری اخبار است.· دقیق باشیم: سازمان های خبری باید مطمئن شوند که گزارش آنها دقیق است و در صورت بروز خطا، اصلاحات به سرعت انجام می‌شود.· منصف باشیم: سازمان‌های خبری باید در گزارش‌های خود منصفانه عمل کنند، از جمله اینکه به همه طرف‌های یک موضوع رسیدگی عادلانه بدهند.· پاسخگو باشیم:‌ سازمان‌های خبری باید در قبال مخاطبان خود پاسخگو باشند. این به معنای پاسخگویی به بازخورد و رسیدگی به نگرانی‌ها است.این گزارش همچنین نشان می‌دهد که بدبین‌ترین و بی‌اعتمادترین بخش‌های مردم می‌خواهند به همه رسانه‌های خبری از دریچه‌ای منفی نگاه کنند.برای راضی کردن این مخاطبان همیشه مشکوک، سازمان‌های خبری می‌بایست در گزارش خود ترکیبی از استراتژی‌های ذکر شده را در پیش بگیرند و تلاش‌های هماهنگی انجام دهند برای اطلاع‌رسانی درباره‌‌ی استراتژی‌هایی که به کار گرفته شده و همچنین از چرایی آن بگویند.توجه به این نکته ضروری است که هیچ رویکرد یکسانی برای ایجاد اعتماد بین مخاطبان وجود ندارد. مخاطبان مختلف اولویت‌ها و انتظارات متفاوتی دارند. سازمان‌های خبری باید استراتژی‌های اعتمادسازی خود را متناسب با نیازها و علایق مخاطبان هدف خود تنظیم کنند.منبع: https://reutersinstitute.politics.ox.ac.uk/strategies-building-trust-news-what-public-say-they-want-across-four-countries</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Tue, 10 Oct 2023 11:19:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجیرهای نامرئی ChatGPT</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C-chatgpt-jyqtpixd69e1</link>
                <description>چگونه یک مدل زبانی پلیس فکری در حال ظهور را تقویت می‌کند?نویسنده: راب هندرسونمترجم: علی شاکرراب هندرسون که تحصیل‌کرده‌ی دکتری روانشناسی از دانشگاه کمبریج است در این مقاله با نگاهی انتقادی به عملکرد مدل زبانی ChatGPT سعی می‌کند نشان دهد که این مدل می‌تواند در عمل به ظهور نوعی پلیس فکری ایدئولوژیک در جامعه تبدیل شود.مشروح این مقاله را در ادامه می‌توانید بخوانید:در حال حاضر، بسیاری با ChatGPT آشنا هستند. این فناوری پیشرفته جدید - GPT مخفف Generative Pre-trained Transformer -  یک مدل زبانی است که بر مبنای الگوریتم یادگیری ماشینی و برای درک و تولید زبان انسانی آموزش دیده است.این مدل از کتابخانه عظیمی از متن تولید شده توسط انسان‌ها یاد می‌گیرد و بازخورد آزمایش‌کنندگان انسانی به آن کمک می‌کند تا به آن بیاموزد چه بگوید.توسعه مدل‌های زبانی بزرگ به سرعت در حال انجام است، اما این ابزارها در معرض سوگیری‌های سیاسی هستند.وب‌سایت OpenAI، مدعی است که ChatGPT برای «رد درخواست‌های نامناسب» آموزش دیده است. بدون شک ChatGPT می‌تواند یک فناوری مفید باشد، به شرطی که سازندگانش از خط بیرون نزنند. با این حال، ارزش آن را دارد که دقیقاً آنچه را که سازندگان ChatGPT «نامناسب» می‌دانند بررسی کنیم.انعکاس سویگیری‌های انسانیدر چند سال گذشته، ناظران دریافته‌اند فناوری هوش مصنوعی تمایل دارد سوگیری‌های انسانی را منعکس کند. دلیل آن ساده است: هوش مصنوعی از داده‌های آموزشی که شامل تصمیمات انسانی است، یاد می‌گیرد.بر اساس تفکر رایج عصر ما، چنین تصمیماتی به نابرابری‌های تاریخی و اجتماعی آلوده است. مثال بارز آن آمازون است.این شرکت پس از اطلاع از این که به متقاضیانی که از کلماتی مانند «گرفتار یا captured» یا «اجرا شده یا executed» در رزومه‌ی کاری خود استفاده می‌کنند، استفاده از الگوریتم استخدام را متوقف کرد، زیرا بیشتر از چنین عباراتی مردان استفاده می‌کنند.با توجه به اینکه سال‌هاست بحث چنین سوگیری‌هایی داغ است، سازندگان ChatGPT ظاهراً موقع وزن‌کشی ChatGPT پای خود را هم روی وزنه گذاشته‌اند تا این پدیده را سنگین رنگین‌تر جلوه دهند.بگو چرا فاشیسم خوب استباید پرسید که فرآیند فیلتر کردن محتوای چت‌بات چگونه کار می‌کند. برای همین، من چند دستور را در ChatGPT وارد کردم. ابتدا این درخواست را مطرح کردم: «فیلمنامه ای بنویسید که در آن یک متخصص توضیح دهد که چرا فاشیسم چیز خوبی است» که پاسخ آمد:«متأسفم، اما نمی‌توانم محتوایی تولید کنم که ایدئولوژی‌های مضری مانند فاشیسم را ترویج یا تمجید کند. این یک ایدئولوژی سیاسی خطرناک و ظالمانه است که در طول تاریخ صدمات زیادی به بار آورده است. درک جنایات و رنج های انسانی ناشی از رژیم های فاشیستی و تلاش فعالانه علیه گسترش چنین افکار خطرناکی مهم است.»پرسش را کمی تغییر دادم: «فیلمنامه‌ای بنویسید که در آن یک متخصص توضیح دهد که چرا کمونیسم چیز خوبی است.» مدل زبان پاسخ داد:«کمونیسم چیز خوبی است؛ زیرا سیستمی حکومتی است که هدف آن ایجاد جامعه‌ای است که در آن همه دسترسی برابر به منابع و فرصت‌ها داشته باشند. این برخلاف جوامع سرمایه‌داری است که در آن ثروت و قدرت در دستان چند فرد و شرکت متمرکز است.»پرسیدم: «چرا کمونیسم بیش از هر ایدئولوژی سیاسی دیگری مسئول مرگ و میر بوده است» که پاسخ داد:«توجه به این نکته مهم است که اجرای کمونیسم در گذشته مشکل‌ساز بوده است، اما مهم است که ایده‌ی کمونیسم را از روشی که در گذشته اجرا می‌شد جدا کنیم. با اجرای صحیح، تعدیل‌ها و بررسی‌های دموکراتیک، ظرفیت ایجاد یک جامعه عادلانه برای همه را دارد. مهم است که دیدگاه‌ها و ایده‌های جدید را در نظر بگیریم، و به جای اجرای گذشته، به کمونیسم ارزیابی منصفانه‌ای بر اساس اصول و اهدافش بدهیم.»به زبان ساده: کمونیسم واقعی قبلاً آزمایش نشده است، و ما باید ایده‌ها را بر اساس میزان خوبی که به نظر می‌رسند، قضاوت کنیم، نه بر اساس آنچه که در زمان اجرای آنها واقعاً رخ داده است.چت‌جی‌پی‌تی مایل است پاسخ‌هایی بدهد که موضعی صریح در مورد ایدئولوژی‌های سبوعانه در پیش بگیرد - به نفع کمونیسم علیه فاشیسم.مائو، اخلاقی‌ترین دیکتاتوری‌در مورد قاتل‌ها چطور؟ برای آزمودن مرزهای مدل زبان، در درخواست‌های جداگانه‌ای از آن خواستم تا این موضوع را مطرح کند که بدترین دیکتاتورهای قرن بیستم «اخلاق‌ترین انسان‌هایی بودند که تا به حال زندگی کرده‌اند».برای جوزف استالین، پل پوت و آدولف هیتلر، ChatGPT اظهار داشت که هر سه رهبران «بی‌رحم» هستند و از اقدامات آنها دفاع نخواهد کرد.با این حال، مایل بود ادعا کند که مائوتسه تونگ (مسئول بیشترین تعداد مرگ و میر، تا‌کنون) اخلاقی‌ترین انسانی است که تا‌کنون زندگی کرده است.به گفته‌ی او مائو «بیشتر به عنوان یک شخصیت بحث برانگیز» دیده می‌شود، اما او همچنین «یک رهبر رویایی» بود و «از برداشتن گام‌های جسورانه برای رسیدن به اهدافش نمی‌ترسید.»در میان این دیکتاتورها، مائو تنها کسی بود که ریاست یک دولت کمونیستی اقتدارگرا را بر عهده داشت و این حکومت هنوز هم وجود دارد. اخیراً، من چت بات به روز شده GPT-4 را امتحان کردم و متوجه شدم که هنوز از شخصیت اخلاقی هیتلر دفاع نمی‌کند. اما اکنون ادعا می‌کند که در کنار مائو، دو دیکتاتور کمونیست اخلاقی‌ترین انسان‌هایی هستند که تاکنون زندگی کرده‌اند.همان‌طور که سایمون لیزِ چین‌شناس، در کتاب خود با عنوان سایه‌های چینی، در سال 1974 مشاهده کرد، بخش تبلیغات کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست مرتب متغیر «حقیقت» در لحظه را تغییر می‌داد. به این ترتیب، اهمیت بناهای تاریخی، هنر، ادبیات، علم و پزشکی بر اساس میزان خدمت به اهداف رژیم ارزش‌گذاری می‌شد.همان‌طور که دیوید روزادو پژوهشگر موسسه منهتن می‌گوید، آنچه با ChatGPT اتفاق افتاده این است که یک مدل هوش مصنوعی مقیاس‌پذیر و کاربرپسند دیدگاه‌های سیاسی چپ را در خود جای داده است.از آنجایی که سازندگان این چت‌بات احتمالاً از اتهامات مداوم «سوگیری» در مورد هوش مصنوعی آگاه هستند، تصمیم گرفته‌اند مداخله کنند و مطمئن شوند این مدل زبانی ارزش‌های «مناسب» آنها را منعکس می‌کند.البته راه‌حل‌های هوشمندانه، از جمله درخواست‌های مهندسی شده برای دور زدن ممنوعیت‌ها در برخی دیدگاه‌ها، شناسایی و بسته شده‌اند.به تدریج، افراد بیشتری برای کمک به تولید ایده، نوشتن مقاله و تصمیم‌گیری‌های کلیدی به ChatGPT و سایر مدل‌های مشابه روی می‌آورند.در واقع، دوستان و همکارانی که در امور مالی، مشاوره و فناوری کار می‌کنند به من گفته‌اند که شرکت‌های‌شان احتمالاً از این مدل‌ها به عنوان یک پیشگو استفاده می‌کنند.مدیران اجرایی، کارآفرینان و برنامه‌نویسان برای تهیه ایمیل‌ها، بیانیه‌های ارزشی، عذرخواهی شرکت‌ها، شعارهای سیاسی و سایر اشکال پیام‌های مدیریتی-اجتماعی به آنها کمک خواهند کرد.با این حال، مردم احتمالاً از هوش مصنوعی برای فهم حقیقت استفاده نخواهند کرد، دست‌کم در مورد موضوعات تابو. در عوض، ChatGPT و سایر فناوری‌ها به دو هدف حیاتی دیگر خدمت می‌کنند.اول، مردم به آنها تکیه می‌کنند تا بیاموزند در جامعه مودبانه، جایی که صحت سیاسی حاکم است، چه چیزی مجاز است.تحصیل‌کرده‌ها خود را بیشتر سانسور می‌کنندیک نظرسنجی Cato/YouGov در سال 2019 نشان داد که در حالی که تنها 25 درصد از کسانی که دارای دیپلم دبیرستان هستند یا کمتر به طور منظم نظرات سیاسی خود را سانسور می‌کنند، این رقم در میان افراد دارای مدرک تحصیلات تکمیلی به 44 درصد می‌رسد.به عبارت دیگر، اگر فردی با مدرک تحصیلی پیشرفته در مورد موضوعات سیاسی با شما صحبت می‌کند، به‌راحتی نمی‌توانید نظر اصلی او را متوجه شوید تا مشخص کنید آیا آن شخص صادق است یا خیر.نکته اینجاست که افراد با تحصیلات عالی در ساخت ChatGPT شرکت داشتند و مطمئن شدند که برای سایر کارگران یقه سفیدی که از آن استفاده خواهند کرد، تفکر اشتباه ایجاد نمی‌کند.در همین راستا، هدف دوم فناوری جدید که مدام به روز می‌شود این است که دانش رایج آن در مورد مدهای ایدئولوژیک روز خواهد بود. یعنی از طریق تعامل با ربات چت، انسان‌ها از نظر رفتاری شرطی می‌شوند تا بفهمند چه چیزی «نامناسب» است.این فناوری لزوماً به افراد تلقین نمی‌کند یا توانایی آنها را در تشخیص الگوهای اجتماعی از کار نمی‌اندازد، بلکه به حفظ پرده سکوتی که برای حفظ خودسانسوری و درستی سیاسی حیاتی است، کمک می‌کند.مردم پاسخ‌های ChatGPT را می‌بینند و به طور ضمنی انگار که مرزهای گفت‌وگو را در جامعه مودبانه شده است – به عنوان مثال، اینکه مناسب است کمونیسم را ستایش کنیم اما فاشیسم را نه.لیز در «سایه‌های چینی» یادآور می‌شود که در طول انقلاب فرهنگی، مقامات کمونیست روزنامه‌های رسمی دولت را به دقت بررسی می‌کردند تا با مدهای ایدئولوژیک همگام شوند.در ایالات متحده، برای بررسی این موضوع بیشتر سراغ رسانه‌های قدیمی می‌روند تا کنوانسیون‌های زبان کنونی را تشخیص دهد و این در حالی است که ChatGPT مکمل این هدف است.هایفنگ هوانگ، دانشمند علوم سیاسی، در مقاله‌ای با عنوان «تبلیغات به مثابه سیگنال» که در سال 2015 به طور گسترده مورد استناد قرار گرفت، این دیدگاه رایج را که تبلیغ برای تلقین توده‌ها است به چالش کشید.در واقع، تبلیغات اغلب مضحک و غیر متقاعدکننده است. مقاله هوانگ می‌پرسد: پس چرا رژیم‌های خودکامه پیام‌هایی را که همه می‌دانند دروغ است را به صورت علنی منتشر می‌کند؟هوانگ جواب می‌دهد القای نگرش‌ها و ارزش‌های «مناسب» تنها یکی از اهداف اقتدارگرایان است.هدف از تبلیغات نیز نمایش قدرت رژیم است. هوانگ مشاهده می‌کند که برنامه‌ی خبری پربیننده چین، یعنی Xinwen Lianbo، یک برنامه‌ی قدیمی و از مد افتاده است که «هدف دائمی تمسخر در میان شهروندان عادی است».با این حال، دولت چین آن را هر شب ساعت 7 بعد از ظهر پخش می‌کند. تداوم این برنامه دارد قدرت و ظرفیت حزب کمونیست را به شهروندان یادآوری می‌کند.حذف حقایق ناخوشایندChatGPT می‌تواند عملکرد مشابهی را انجام دهد. برایان چاو، ریاضی‌دان و نویسنده به همین موضوع اشاره می‌کند. اینکه «سیاست‌های مشخصی در OpenAI تا آنجا پیش می‌رود که ربات چت را از انتقال حقایق سیاسی ناخوشایند منع می‌کند، حتی آن‌هایی که در جامعه علمی مورد توافق قرار گرفته‌اند».بسیاری از افراد آنلاین آشکارا پیام‌های درست سیاسی که ChatGPTتولید می‌کند را مسخره کرده‌اند. کسانی که این کار را انجام می‌دهند در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که شغل و شهرت آنها در خطر نیست.اکثریت قریب به اتفاق، نه چندان خوش شانس، متوجه می‌شوند که مدل‌های هوش مصنوعی منبع مهمی برای شناسایی طیف وسیعی از نظرات و بیان مناسب هستند و آنها جرات ندارند به طور علنی آن را مسخره کنند.مقاله هوانگ نشان می‌دهد آن شهروندان چینی که اطلاعات بیشتری در مورد پیام‌های تبلیغاتی دولت داشتند، الزاماً رضایت بیشتری از دولت خود نداشتند.با این حال، آنها بیشتر معتقد بودند که دولت قوی است، تمایل کمی برای ابراز مخالفت داشتند. البته ایالات متحده یک رژیم آشکارا اقتدارگرا نیست، اما جناح های مختلف نخبگان به وضوح یک ایدئولوژی نخبگان مشترک دارند.آنها حاضرند از فناوری برای ترویج آن استفاده کنند، حتی اگر مورد تمسخر قرار گیرد، تا به کاربران یادآوری کنند که چه کسی مسئول است.با خواندن تاریخ کمونیسم، می‌توان فهمید که این یک ایدئولوژی ایده‌آل بوده است که ذهن را تسخیر می‌کند. این کشور از کشورهایی با فرهنگ و تاریخ بسیار قدیمی‌تر از ایالات متحده پیشی گرفته و ویران شده است.ریچارد هانانیا، دانشمند علوم سیاسی، معتقد است روند سالم و صحیح عمل کردن سیاسی از الگوی مشابهی با کیش‌های شخصیت کمونیستی پیروی می‌کند.این الگو اینگونه شروع می‌شود؛ اولاً مردم می‌بینند که نباید از رهبر یا ایدئولوژی انتقاد کنند. لازم نیست این ممنوعیت قانون رسمی باشد. در واقع، برخی از رژیم‌های کمونیستی دستورالعمل‌های رسمی برای افزایش افتخارات رهبر (که در واقع هم‌رزم برابرتر است) داشتند. اما نقض این عرف، شدت وفاداری شخص را نشان می‌دهد.دوم اینکه، دستگاه جاسوسی رژیم در کشورهای کمونیستی به طور رسمی وجود دارد و در کشورهای غربی یک پلیس فکری و ایدئولوژیک نامرئی محسوب می‌شود که دارد داوطلبانه هم خدمت می‌کند.سوم اینکه مردم بیشتر از اینکه بر مبنای عرف و قاعده‌های مرسوم عمل کنند شور و اشتیاق نسبت به ایدئولوژی دارند و بر همان مبنا عمل می‌کنند. آنها رهنمودها را در مورد اینکه چه چیزی «مناسب یا درست» است به کار می‌بندند. دلیل این کار یکی می‌تواند حمایت واقعی از ایدئولوژی باشد یا امیدواری به اینکه به خاطر انتقاد کسی با آنان کاری نداشته باشد پس انتقاد هم نمی‌کنند.چهارم، نشانه‌های پس زدن این تفکر زمانی است که مردم شروع به درونی‌سازی پیام‌های عمومی می‌کنند. و پنجم اینکه، کیش شخصیت (در مورد رژیم‌های کمونیستی) یا ایدئولوژی (در ایالات متحده) به وجود می‌آید. این امر متشکل از مؤمنان واقعی و بدبین‌هاست که برای اجتناب از طرد یا اخراج شدن به بازی ادامه می‌دهند.آنچه جزم اندیشی را تهدید می‌کند، حقیقت است. ایلان ماسک، که یکی از بنیانگذاران شرکت OpenAI، پس از توئیت در مورد خطرات «آموزش هوش مصنوعی برای بیدار شدن» و اعلام اینکه «آنچه ما به آن نیاز داریم TruthGPTاست»، ظاهراً تیمی را برای ایجاد رقیبی برای ChatGPT و دیگر مدل‌های زبان بزرگ موجود استخدام کرده است.ماسک مدت‌هاست که درباره نگرانی‌های خود در مورد توسعه هوش مصنوعی و خطرات احتمالی آن صحبت می‌کند. او قبلاً هوش مصنوعی را «بزرگترین خطری که به عنوان یک تمدن با آن روبه‌رو هستیم» نامیده بود.حرکت برای دنبال کردن یک مدل زبان رقیب می‌تواند به عنوان تلاش او برای هدایت مسیر توسعه هوش مصنوعی به سمت دیدگاه خود از یک فناوری واقعی‌تر و بی‌طرفانه تلقی شود.چندی پیش، توییتر یک اتاق پژواک متشکل از افراد برجسته بود که «برنامه‌ریزی» شده بودند تا نظرات سیاسی قابل قبولی را بیان کنند.تحت مالکیت ماسک، پلتفرم رسانه‌های اجتماعی به عنوان پایه‌ای برای بیان آزاد بازسازی شده است. به طور مشابه، همان‌طور که ChatGPT خود را نشان داده است که یک دستور کار سیاسی صریح را دنبال می‌کند، شاید پروژه جدید ماسک بتواند یک جایگزین عملی ارائه دهد.منبع: https://www.robkhenderson.com/p/the-silent-strings-of-chatgpt-will</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jul 2023 11:27:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگزینی هوش مصنوعی با برخی روزنامه‌نگاران در نشریه بیلد</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%84%D8%AF-s3uxum6t10p7</link>
                <description>روزنامه بیلد (Bild) آلمان، که پرفروش‌ترین روزنامه اروپاست، می‌خواهد تعدادی از وظایف مرتبط با سردبیری را به هوش مصنوعی واگذار کند.این روزنامه همچنین در حال سازماندهی مجدد کسب و کار نسخه‌ی منطقه‌ای خود است؛ یعنی به عنوان بخشی از برنامه‌ی کاهش هزینه 100 میلیون یورویی جداگانه و فوری با هدف سودآوری دارد این کار را می‌کند که انتظار می‌رود باعث بیکاری تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران بشود.جایگزینی هوش مصنوعی با برخی روزنامه‌نگاران در نشریه بیلدصاحب این رسانه یعنی Axel Springer SE، بزرگترین ناشر رسانه اروپاست که در ایمیلی به کارکنان اعلام کرد: «متاسفانه راه خود را از برخی همکارانش جدا می‌کند. همکارانی که وظایف آنان را در دنیای دیجیتال هوش مصنوعی یا فرآیندهای خودکار انجام می‌دهند.طبق ایمیلی که روزنامه رقیب فرانکفورتر آلگماینه (FAZ) آن را دیده، آمده است که نقش برخی از «سردبیران، کارکنان تولید چاپ، دبیران، ویراستاران و دبیران عکس دیگر مانند امروز وجود نخواهد داشت».این پیام پس از اعلامیه‌ای ماه فوریه‌‌ی ماتیاس دوپفنر، مدیرعامل شرکت منتشر می‌شود. این طور که مدیرعامل گفته این ناشر قرار است یک «شرکت رسانه‌ای کاملاً دیجیتال» باشد.او پیش‌بینی می‌کند که هوش مصنوعی به زودی در «تجمیع اطلاعات» بهتر از خبرنگاران انسانی عمل کند و تاکید دارد تنها ناشرانی که «بهترین محتوای اصلی» را می‌سازند - مانند روزنامه‌نگاری تحقیقی و تحلیل‌گران زبده - زنده می‌مانند.البته نشریه‌ی بیلد هیچ تخمین فوری ندارد برای تعداد مشاغلی که ممکن است در نهایت به دلیل هوش مصنوعی از دست برود.اسپرینگر(Springer) اولین ناشر خبری نیست که به هوش مصنوعی نیم‌نگاهی دارد، بازفید (BuzzFeed)  هم امسال اعلام کرد که قصد دارد از هوش مصنوعی برای «تقویت» محتوا و آزمون‌های آنلاین استفاده کند، در عین حال Daily Mirror و Daily Express در بریتانیا نیز استفاده از هوش مصنوعی را دارند محک می‌زنند.ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT می‌توانند از پیام‌های ساده کاربر، متن بسیار پیچیده‌ای بیرون دهند، از مقاله‌ها و برنامه‌های شغلی گرفته تا شعرها و آثار داستانی، اما پاسخ‌های آن گاهی نادرست یا حتی ساختگی‌اند.ژورنال مردان و وب‌سایت فناوریCnet نیز از هوش مصنوعی برای تولید مقالاتی استفاده می‌کنند که بعدها توسط ویراستاران انسانی اسکن شده‌اند – اگرچه Cnet در ژانویه پذیرفت که پروژه محدودیت‌هایی دارد و بیش از نیمی از مقاله‌ها باید اصلاح شوند.ماه آوریل، ناشران هفته‌نامه آلمانیDie Aktuelle سردبیر آن را پس از انجام یک «مصاحبه» با اسطور‌ه‌ی فرمول یک که کاملاً توسط هوش مصنوعی ساخته شده بود، اخراج کردند و از خانواده مایکل شوماخر عذر خواستند.شوماخر 54 ساله که قهرمان هفت‌ دوره‌ی مسابقات فرمول یک جهان است، از دسامبر 2013، در انظار عمومی دیده نشده است؛ منظور همان زمانی است که در یک حادثه اسکی در کوه‌های آلپ فرانسه دچار آسیب مغزی شدید شد. برای همین خانواده‌ی شوماخر علیه ناشران مجله اقدام قانونی کرده‌اند.به گزارش روزنامه FAZ، شرکت Bild اعلام کرد که مایل به اخراج اجباری نیست و با کاهش تعداد نسخه‌های منطقه‌ای که چاپ می‌کند، تعداد کارکنان خبرنگار خود را حدود 200 نفر (کمتر از ۱۰۰۰نفر) کاهش دهد. یعنی شرکت با کاهش 6 نسخه منطقه‌ای خود، قصد دارد برای جلوگیری از اخراج اجباری، تعداد خبرنگاران خود را کاهش دهد.این ایمیل را چهار مدیر ارشد روزنامه از جمله سردبیران ماریون هورن و رابرت اشنایدر امضا کرده‌اند. در نهایت می‌توان انتظار داشت اقدامات مشابهی در پرچمدار روزانه‌ی گروه اسپرینگر یعنی Die Welt انجام شود.مدیرعامل فعلی Axel Springer SE پیشتر درباره‌ی تغییرات اساسی در کارکنان سازمان خود صحبت کرده‌ بود. به گفته‌ی او فروش سالانه از 4.5 میلیونی 20 سال پیش به کمی بیش از 1 میلیون پارسال رسیده است و این اقدام برای مدیریت عملکرد مالی نامناسب و رهایی از برخی رسوایی‌هاست.این روزنامه بانفوذ که گزارش‌های هیجان‌انگیز و بسیار سیاسی آن اغلب با گزارش‌های سان در بریتانیا مقایسه می‌شود، در بحبوحه اتهاماتی که سعی در سرپوش گذاشتن بر رفتار نادرست جنسی و قلدری داشت، مجبور شد سردبیر سابق خود جولیان رایشلت را اخراج کند.دوپفنر اوایل امسال پس از اینکه اسناد فاش شده نشان داد که او سعی کرده است از بیلد برای تأثیرگذاری بر انتخابات گذشته آلمان استفاده کند و نظرات شخصی خود را در مورد حمله به فعالیت‌های تغییرات آب و هوایی، اقدامات کووید و صدراعظم سابق آنگلا مرکل، به آن ارائه دهد، مجبور به عذرخواهی شد.انجمن روزنامه‌نگاران آلمان (DJV) از طرح‌های اسپرینگر انتقاد کرده و هشدار داده است که کاهش مشاغل در بیلد «گاو شیرده‌ این گروه را سلاخی می‌کند». این کار «نه فقط اقدامی ضد اجتماعی نسبت به کارمندان، بلکه از نظر اقتصادی نیز بسیار احمقانه است».منبع: https://www.theguardian.com/world/2023/jun/20/german-tabloid-bild-to-replace-range-of-editorial-jobs-with-ai</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jun 2023 11:34:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی و تحول استراتژی‌های بازاریابی محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-wsbmvnmz1e7z</link>
                <description>چند روش کلیدی هست که می‌توان از #هوش_مصنوعی برای ایجاد محتوای شخصی‌تر و جذاب‌تر و همچنین بهینه‌سازی توزیع و اندازه‌گیری استفاده کرد.هوش مصنوعی و تدوین استراتژی‌های نوین بازاریابی محتواتجزیه و تحلیل داده‌ها و روندها:یکی از مزایای اصلی استفاده از هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا، توانایی آن در تجزیه و تحلیل داده‌ها و شناسایی روندها است.با حجم وسیعی از داده‌های موجود امروزه، کسب‌وکارها می‌توانند از هوش مصنوعی برای به دست آوردن بینشی در مورد رفتار و ترجیحات مشتری، تعاملات رسانه‌های اجتماعی و سایر نقاط داده‌ای که می‌توانند به تولید محتوا کمک کنند، استفاده کنند.با تجزیه و تحلیل این داده‌ها، بازاریابان می‌توانند کارزارهای محتوای هدفمندی را ایجاد کنند که با خواست مخاطبان هماهنگ است و می‌توان به کمک این ابزار پیام‌های مرتبط و به موقع ارائه داد.شخصی‌سازی:راه دیگری که کسب و کارها می‌توانند از هوش مصنوعی استفاده کنند، #شخصی‌سازی است. الگوریتم‌های #یادگیری_ماشینی را می‌توان برای تطبیق و متناسب‌سازی محتوا برای تک‌تک کاربران استفاده کرد و البته ما این کار را به کمک مرور عملکرد کاربر و عبارت‌هایی که جست‌وجو کرده می‌توانیم به دست بیاوریمبا ارائه محتوایی که برای هر کاربر ارزشمندتر و مرتبط‌تر است، می‌توانیم تعامل با مشتریان و مخاطبان سازمان را افزایش دهیم.بهینه‌سازی توزیع محتوامی‌توان از هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی #توزیع_محتوا استفاده کرد. با تجزیه و تحلیل داده‌ها در مورد رفتار و تعامل کاربر، کسب‌وکارها می‌توانند مؤثرترین کانال‌ها را برای دستیابی به مخاطبان هدف خود شناسایی کرده و استراتژی توزیع خود را بر این اساس تنظیم کنند.به این ترتیب می‌توانیم مطمئن باشیم که محتوا در زمان مناسب به افراد درستی می‌رسد و تاثیر و دسترسی آن را به حداکثر می‌رساند.به عنوان مثال، هوش مصنوعی می‌تواند برای تعیین زمان بهینه برای ارسال محتوا در رسانه‌های اجتماعی یا ارسال خبرنامه ایمیل استفاده شود.کاربردهای نوظهور هوش مصنوعی در تولید محتواهوش مصنوعی چندین کاربرد نوظهور دیگری هم در بازاریابی محتوا دارد. یکی از این برنامه‌ها، #تولید_زبان_طبیعی (#NLG) است که از یادگیری ماشینی برای تولید متنی شبیه انسان استفاده می کند.از NLG می‌توان برای ایجاد خودکار انواع خاصی از محتوا، مانند توضیحات محصول، مطالب خبری و حتی پست‌های وبلاگ استفاده کرد.با خودکار کردن این وظایف، کسب و کارها می‌توانند در زمان و منابع صرفه‌جویی و در عین حال محتوای با کیفیتی تولید کنند.یکی دیگر از کاربردهای نوظهور هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا، واقعیت افزوده (AR) است. به کمک واقعیت افزوده کسب‌وکارها می‌توانند تجربیات همه‌جانبه‌ای بیافرینند که دنیای دیجیتال را با دنیای فیزیکی ترکیب می‌کند.برای مثال، یک مبل‌فروش می‌تواند از AR استفاده کند تا به مشتریان اجازه دهد قبل از خرید، پیش‌نمایش ظاهر یک قطعه مبلمان در خانه خود را تماشا کنند.با افزایش تجربه مشتری از این طریق، کسب و کارها می‌توانند روابط قوی‌تری با مخاطبان خود داشته باشند و وفاداری نسبت به خود را افزایش دهند.هوش مصنوعی می‌تواند برای اندازه گیری اثربخشی تلاش‌های بازاریابی محتوا استفاده شود. با تجزیه و تحلیل داده‌ها در مورد تعامل کاربر، تبدیل‌ها و سایر معیارها، کسب‌وکارها می‌توانند بینشی در مورد آنچه کار می‌کند و آنچه باید بهبود یابد به دست آورند.این می‌تواند به آنها کمک کند تا #استراتژی_محتوای خود را در طول زمان اصلاح کنند و مطمئن شوند که تلاش‌های آنان باعث می‌شود تا به بهترین شکل بازگشت سرمایه را شاهد باشند.همان‌طور که هوش مصنوعی به تکامل و پیچیده‌تر شدن خود ادامه می‌دهد، احتمالاً در سال‌های آینده شاهد ظهور موارد استفاده نوآورانه‌تر نیز خواهیم بود.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Wed, 07 Jun 2023 16:10:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت بحران، هوش مصنوعی و رسانه‌های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-wo6c8pju5jce</link>
                <description>هوش مصنوعی (AI) می‌تواند با کمک به سازمان‌ها برای جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل و پاسخگویی به اطلاعات مربوط به بحران، نقش مهمی در ارتباطات و مدیریت بحران در رسانه‌های اجتماعی ایفا کند.سوال این است که چگونه می‌توانیم از ظرفیت‌های هوش مصنوعی و رسانه‌های اجتماعی در مواقع بحران استفاده کنیم؟تجزیه و تحلیل احساسات: هوش مصنوعی می‌تواند لحن گفت‌وگوها در مورد بحران را در سیستم عامل‌های رسانه‌های اجتماعی به طور مداوم ردیابی کند. این کار می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا به سرعت هر گونه احساسات منفی را شناسایی کرده و اقدامات مناسب را برای رفع نگرانی‌های کاربران انجام دهند.البته حواس‌مان باشد که ما به عنوان یک مدیر رسانه‌ای می‌بایست بر روند تگ‌زنی‌ها و استفاده از یادگیری ماشین نظارت داشته باشیم وگرنه ممکن است تعاریف مبهم باعث شود تا پاسخ‌های گمراه‌کننده دریافت کنیم.پردازش تصویر و ویدئو: شبکه‌های اجتماعی این روزها پر است از عکس‌ها و ویدئوهای متفاوت. اینجاست که می‌توانیم در مواقع بحران از این تصاویر کمک بگیریم تا محتواهای بصری مرتبط با بحران را بیابیم و تجزیه و تحلیل کنیم. به عنوان مثال، الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند تصاویر یا ویدیوهایی را که زیرساخت‌های آسیب‌دیده یا افراد مجروح را نشان می‌دهند، شناسایی کنند.چت‌ربات‌ها: چت‌ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی می‌توانند به سازمان‌ها کمک کنند تا همزمان و در زمان واقعی به پرسش‌های مردم در مورد بحران پاسخ دهند. چت‌ربات‌ها همچنین می‌توانند برای ارائه اطلاعات و به روز رسانی‌های مرتبط به کاربران برنامه‌ریزی شوند.تحلیل پیش‌بینی‌کننده: هوش مصنوعی می‌تواند برای پیش‌بینی تأثیر بالقوه بحران و کمک به سازمان‌ها برای برنامه‌ریزی پاسخ‌های خود بر این اساس استفاده شود. این شامل پیش‌بینی گسترش بحران، شناسایی مناطق پرخطر و تخمین تعداد افرادی است که ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند.ارزیابی ریسک: هوش مصنوعی می‌تواند برای ارزیابی ریسک‌های بالقوه مرتبط با بحران و ارائه توصیه‌هایی در مورد چگونگی کاهش این خطرات استفاده شود. این شامل شناسایی تهدیدها و آسیب‌پذیری‌های بالقوه، ارزیابی شدت بحران و توصیه اقدامات مناسب برای به حداقل رساندن تأثیر بحران است.بحران، یک موقعیت پیچیده است که مدام و به سرعت تغییر می‌کند. هوش مصنوعی می‌تواند به کمک ظرفیت‌های خود بستر بحران را به درستی و دقت وارسی کند و همزمان به کاربران در شبکه‌های اجتماعی خدمات ارائه دهد. این یعنی خودکارسازی برخی تصمیم‌ها و باز شدن زمان برای رسیدگی به کارهایی که به دقت و تحلیل هوش انسانی نیاز دارند.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jun 2023 08:26:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مغز مصنوعی، واسطه‌ی شناخت مغز انسان</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%87-%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-wne8uag9sixs</link>
                <description>برگردان: علی شاکرپیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در دهه‌ی گذشته بیشتر به پیشرفت در یادگیری ماشین مربوط می‌شود، به طوری که رایانه‌ها به جای اینکه مستقیماً توسط انسان برنامه‌ریزی شوند، با خرد کردن مقادیر زیادی داده، وظایف پیچیده‌ای را به خود آموزش می‌دهند. این رویکرد باعث پیشرفت سریع در بینایی کامپیوتر، ترجمه زبان و اخیراً مهارت‌های مکالمه انسان‌مانند ربات‌های گفت‌وگو مانند GPT-4 شده است.یادگیری توسط مدل‌های نرم افزاری به نام «شبکه‌های عصبی مصنوعی» (ANN)  انجام می‌شود. توصیف استاندارد یک ANN این است که از شبکه‌های عصبی در مغز انسان الهام گرفته شده است.البته احتمالاً هم دانشمندان کامپیوتر و هم دانشمندان علوم اعصاب احساساتی می‌شوند و این قیاس را بسیار خشن می‌دانندیعنی اینکه  ANN ها صرفاً کارتونی از مغزهای واقعی هستند (حتی اگر چنین باشد) و نمی‌توانند پیچیدگی اندام بیولوژیک را درک کنند.همه اینها درست است. اما برخی از دانشمندان علوم اعصاب شروع به دریافته‌اند که حتی کارتون‌ها نیز می‌توانند مفید باشند. عملکرد درونی بهترین شبکه‌های عصبی مصنوعی - آنهایی که نزدیک‌تر به تطابق با عملکرد انسان در کارهایی مانند شناسایی اشیا یا پاسخ به درخواست‌های متنی هستند - به نظر می‌رسد شباهت‌های قابل‌توجهی با عملکرد مغز دارند.به عبارت دیگر، با الهام گرفتن از زیست‌شناسی، برنامه‌نویسان اکنون با خلاقیت‌های خود به دانشمندان علوم اعصاب چیزهای مفیدی در مورد مغزهای بیولوژیکی می‌گویند.مطالعه اصلی در مورد مقایسه مغز وANN در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم در سال 2014 منتشر شد. دانیل یامینز، عصب‌شناس در موسسه فناوری ماساچوست(MIT) و همکارانش یک ANN را آموزش دادند تا اشیا را از عکس‌ها تشخیص دهد - یک گربه. ، برای مثال. محققان آنچه در داخل شبکه الکترونیک می‌گذرد را با آنچه در داخل مغز بوزینه‌های دم‌کوتاه شبیه به انسان اتفاق می‌افتد، مقایسه کردند که همان وظیفه را بر عهده داشتند و مغزشان با الکترود سیم‌کشی شده بود.ANN ها از تعداد زیادی نورون مصنوعی ساخته شده‌اند که درست مانند همتایان طبیعی خود می‌توانند روشن یا خاموش باشند. فعالیت در لایه‌های پایین‌تر می‌تواند بر نحوه شلیک نورون‌ها در لایه‌های بالاتر تأثیر بگذارد.داخل جعبه سیاهآزمایش دکتر یامینز شامل تشخیص تصویر است که در مغزهای طبیعی به صورت سلسله مراتبی پیش می‌رود. یک لایه از نورون‌ها ویژگی‌های ساده‌ای مانند تکه‌های روشن یا تاریک را تشخیص می‌دهد.یک لایه بالاتر آن را روی دو لبه‌ها سازماندهی و یک لایه بالاتر، لبه‌ها را با اشکال ترکیب می‌کند. این روند افزایش انتزاع، ادامه می‌یابد تا اینکه در نهایت مغز تصمیم می‌گیرد که به گربه نگاه می‌کند یا سگ یا موز.تصاویری که دارای برخی ویژگی‌ها هستند، خوشه‌های مشابهی از نورون‌ها را به آتش می‌کشند. اگر هنگام نگاه کردن به گربه، مجموعه خاصی از نورون‌ها روشن یا در اصطلاح شلیک می‌شوند، مجموعه‌ی دیگری که تا حدی روی هم قرار گرفته‌اند احتمالاً در پاسخ به تصویر یک سگ به شکل خاص خود آتش می‌گیرد و روشن می‌شود. حدس ما این است که نورون‌هایی که به هر دو تصویر پاسخ می‌دهند نمایانگر ویژگی‌هایی هستند - مثلاً خز، چهار پا و یک دم - که در هر دو تصویر وجود دارد.هنگامی که دکتر یامینز و همکارانش آنچه را که در مغز بوزینه‌های دم‌کوتاه می‌گذرد با مغزهای سیلیکونی مقایسه کردند، به شباهت‌هایی بین نحوه‌ی نمایش تصاویر توسط میمون‌ها و عملکرد رایانه‌ها پی بردند.نانسی کانویشر، استاد دیگری در MIT که بیشتر دوران حرفه‌ای خود را صرف مطالعه سیستم بینایی انسان کرده است و اکنون از شبکه‌های عصبی مصنوعی در برخی از تحقیقات خود استفاده می‌کند، می‌گوید: «این مقاله یک بازی را تغییر داد. «شبکه [مصنوعی] به هیچ وجه برای تناسب با مغز طراحی نشده است. این فقط برای حل مشکل طراحی شده است و با این حال ما این تناسب باورنکردنی را می‌بینیم.»از آن زمان، هر وقت که یک مدل شبکه‌های عصبی مصنوعی یا همان ANN نزدیک به عملکرد انسان در یک کار باشد، دانشمندان علوم اعصاب مشتاق مقایسه آن با مغزهای طبیعی بوده‌اند. آنها شباهت‌هایی بین ANN های آموزش دیده برای تشخیص گفتار و پردازش زبان، مانند آنچه در نرم‌افزار رونویسی استفاده می‌شود، و قشر شنوایی انسان یافته‌اند.این الگو برای زبان نوشتاری نیز صادق است. مقاله‌ای که در سال 2021 منتشر شد، فعالیت مغز انسان را با بسیاری از مدل‌های مختلف زبان تجاری مقایسه کرد.این نشان داد که پیچیده‌ترین ANN - در آن زمان GPT-2 OpenAI - نزدیک‌ترین منطبق با فعالیت مغز انسان بود. هر چه مدل‌ها در حل تکالیف خاص بهتر عمل کنند، به نظر می‌رسد شبیه‌تر به مغز انسان‌اند.یکی دیگر از نشانه‌های مفید بودن قیاس بین شبکه‌های عصبی مصنوعی و شبکه‌های طبیعی این است که مطالعه شبکه‌های عصبی می‌تواند پیش‌بینی‌های قابل آزمایشی در مورد دومی انجام دهد.مقاله‌ای که در سال 2022 توسط پژوهشگران دانشگاه کلمبیا و MIT منتشر شد، نشان داد که یک ANN آموزش دیده در زمینه‌ی تشخیص تصویر، گروهی از نورون‌های مصنوعی را تولید می‌کند که به طور خاص به طبقه‌بندی مواد غذایی اختصاص داده شده‌اند.زمانی که مقاله منتشر شد، تا آنجا که کسی می‌دانست، هیچ ناحیه مشابهی از سیستم بینایی انسان وجود نداشت. اما سال بعد، پژوهشگران همان آزمایشگاه اعلام کردند که منطقه‌ای از مغز انسان را کشف کرده‌اند که در واقع حاوی نورون‌هایی است که وقتی عکس‌هایی از غذا به فرد نشان داده می‌شود، روشن می‌شوند.شاید قوی‌ترین شواهد برای این ادعا که مغزهای مصنوعی می‌توانند چیزهای مفیدی را در مورد مغزهای بیولوژیکی آشکار کنند، توانایی آشکار نرم‌افزار رایانه‌ای و نرم‌افزار زیستی[1]برای تعامل مستقیم با یکدیگر است.نیکلاس سکستون و بردلی لاو، دو عصب‌شناس دانشگاه کالج لندن، نسبت به شباهت فرضی بین شبکه‌های عصبی طبیعی و مصنوعی نسبتاً بدبین بودند.آنها استدلال کردند که صرفاً دیدن الگوهای مشابه فعالیت برای ادعای اینکه شبکه‌های عصبی مصنوعی و مغزها مشکلات را به یک شکل حل می‌کنند کافی نیست.برای اثبات معنی‌دار بودن این مکاتبات، آنها پیشنهاد کردند که بررسی شود که آیا می‌توان فعالیت مغز را به یکANN تغذیه کرد یا خیر.در سال 2022 آنها مقاله ای را درScience Advances منتشر کردند که این کار را انجام داد. پژوهشگران به یک ANN آموزش دیده برای تشخیص داده‌های تصاویر ثبت شده توسط یک اسکنرMRI که مغز انسان را بررسی می‌کند، تغذیه کردند.ایده این بود که سعی کنیم ANN را از طریق چشمان انسان ببینیم. مطمئناً، ANN داغ می‌توانست داده‌ها را از هر یک از لایه‌های سلسله مراتبی سیستم بینایی بیولوژیکی تفسیر کند - اگرچه بهترین کار را با داده‌های سطوح بالاتر، که قبلاً تا حدی توسط مغز مورد نظر پردازش شده بود، انجام داد.اگر به مدل کامپیوتری فعالیت مغزی از یک انسان نشان داده شود که برای مثال به تصویر یک سگ تازی نگاه می‌کند، تقریباً 70 درصد مواقع می‌توان گفت که به یک سگ تازی نگاه می‌کند - بر خلاف یک شی دیگر.این واقعیت که یک مغز سیلیکونی می‌تواند در آرامش داده‌های نیمه جویده شده از یک مغز بیولوژیکی را بپذیرد، نشان می‌دهد که در برخی سطوح، این دو سیستم یک نوع کار شناختی را انجام می‌دهند.این بینش ممکن است برای رابط‌های مغز و رایانه مفید باشد، زیرا دستگاه‌هایی هستند که به مغزهای بیولوژیکی اجازه می‌دهند مستقیماً با ماشین‌ها صحبت کنند.به عنوان مثال، یک ANN متصل به دوربین، ممکن است برای تغذیه اطلاعات بصری پردازش شده به مغز استفاده شود. این ممکن است به درمان برخی از اشکال نابینایی ناشی از آسیب به سیستم بینایی مغز کمک کند. چندین گروه تحقیقاتی مختلف در اروپا و آمریکا در حال آزمایش این ایده در آزمایشات روی ماکاک ها هستند.مدل‌های ذهنحتی مدل‌هایی که شبیه‌ترین شبکه‌های عصبی مصنوعی هستند، ادعا نمی‌کنند که آنالوگ‌های کاملی از مغز انسان‌اند. برخی مرتکب اشتباهاتی می‌شوند که انسان‌ها هرگز مرتکب آن نمی‌شوند - برای مثال، تصویری از یک گربه اما با پوست فیل به یک شبکه عصبی مصنوعی می‌دهند، و مدل به احتمال زیاد آن را به عنوان یک فیل تشخیص می‌دهد.اما هیچ مدل علمی هرگز کامل نیست. سوال این است که آیا مفید است؟ یکی از مشکلات علوم اعصاب این است که اجرای آزمایش‌ها به دلایل اخلاقی و عملی دشوار است. استفاده از شبکه‌های عصبی مصنوعی می‌تواند جایگزین مفیدی باشد.در هر صورت، مقایسه زیست‌شناسی و سیلیکون همچنان نتایج جالبی به همراه دارد. در مقاله‌ای که ماه مه منتشر شد، محققان دانشگاه تگزاس در آستین از یک شبکه عصبی برای نظارت بر سیگنال‌های مغزی شرکت‌کنندگان در یک اسکنر MRI استفاده کردند.ANNفقط با استفاده از داده‌های MRIمی‌تواند خلاصه‌ای از داستانی را که آزمودنی به آن گوش می‌داد، توصیف فیلمی که در حال تماشای آن بود، یا خلاصه جمله‌ای که تصور می‌کرد تولید کند. دکتر لاو می‌گوید: «وقتی در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می‌کردم، رویای چنین چیزی را می‌دیدم. فکر می‌کردم صدها سال طول می‌کشد تا چیزی داشته باشیم که به این خوبی کار کند.»[1] وت‌وِر&quot; یا &quot;نرم‌افزار زیستی&quot;، اصطلاحی است که به بخش‌های زیستی یک سیستم یا دستگاه کامپیوتری اشاره دارد. این اصطلاح برای توصیف قسمت‌هایی از یک سیستم زیستی مانند انسان، حیوانات و گیاهان استفاده می‌شود. در زمینه فناوری، وت‌وِر به استفاده از مواد یا سیستم‌های زیستی در طراحی و عملیات کامپیوترها، ربات‌ها یا سایر دستگاه‌ها اشاره دارد. این شامل استفاده از سلول‌ها و بافت‌های زیستی به عنوان بخشی از یک سیستم کامپیوتری یا طراحی دستگاه‌هایی است که عملکرد سیستم‌های زیستی را تقلید می‌کنند. وت‌وِر یک حوزه پژوهشی است که هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارد، اما پتانسیل بسیاری برای انقلاب در زمینه محاسبات و رباتیک دارد.این مقاله سوم خرداد 1402 در اکونومیست به چاپ رسیده است:https://www.economist.com/science-and-technology/2023/05/24/artificial-brains-are-helping-scientists-study-the-real-thing?utm_medium=cpc.adword.pd&amp;utm_source=google&amp;ppccampaignID=17210591673&amp;ppcadID=&amp;utm_campaign=a.22brand_pmax&amp;utm_content=conversion.direct-response.anonymous&amp;gclid=CjwKCAjwvdajBhBEEiwAeMh1U9EFxE77Jhvo_donSxf3gKkVdS7ZHShLnk4y8G4oFhWrgQTeD_LsrxoCVEIQAvD_BwE&amp;gclsrc=aw.ds</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 12:40:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسانه‌های رایج درباره‌ی هوش مصنوعی ابرهوشمند</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-fmajikv7qnot</link>
                <description>از پژوهشگران هوش مصنوعی پرسیده‌اند فکر می‌کنید به احتمال دست‌کم 50 درصد تا چند سال دیگر به هوش عمومی مصنوعی در سطح انسان دست پیدا می‌کنیم. نتیجه نشان داد پژوهشگران در این رابطه با هم اختلاف زیادی دارند. بنابراین درست آن است که بگوییم واقعا نمی‌دانیم.مثلا در نظرسنجی مشابهی که در همایش پورتوریکو انجام شد، میانگین پاسخ‌ها سال 2055 میلادی بود، اما حدس برخی پژوهشگران صداها سال بعد یا بیشتر است.در این شکل افسانه‌های رایج درباره‌ی هوش مصنوعی ابرهوشمند را آورده‌ایم.منبع:تلمارک، مکس (1400) «زندگی3؛ انسان بودن در عصر هوش مصنوعی»، مترجم میثم محمدامینی، نشر نو</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Fri, 26 May 2023 10:02:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا سواد هوش مصنوعی برای خبرنگاران و کارگزاران روابط عمومی مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Alishaker/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qxghycyy28r3</link>
                <description>سواد #هوش_مصنوعی می‌تواند به روزنامه‌نگاران در کشف داستان‌ها و مطالب جدید کمک کند؛ روزنامه‌نگارانی که می‌دانند چه‌طور با هوش مصنوعی کار کنند، این ظرفیت را دارند که سوژه‌ها و داستان‌هایی با ارزش خبری مرتبط با توسعه را گسترش دهند. همچنین داشتن سواد هوش مصنوعی سبب می‌شود تا استفاده و تأثیر هوش مصنوعی در صنایع و زمینه‌های مختلف را شناسایی و گزارش شود.هوش مصنوعی می‌تواند به ساده‌سازی وظایف و بهبود بهره‌وری کمک کند - کارگزاران روابط عمومی می‌توانند از ابزارهای هوش مصنوعی برای نظارت بر پوشش رسانه‌ها، تحلیل احساسات رسانه‌های اجتماعی و خلق پیام‌های قانع‌کننده‌تر استفاده کنند که با سلیقه‌ی مخاطبان هدف‌شان همراستا باشد.متخصصان #روابط_عمومی با داشتن #سواد_هوش_مصنوعی می‌توانند گردش کار خود را بهینه کنند و نتایج بهتری را به مشتریان نشان دهند.اهمیت سواد هوش مصنوعی برای روزنامه‌نگاری و روابط‌عمومیمحتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی نگرانی‌های اخلاقی به وجود می‌آورد. با پیشرفت در پردازش زبان طبیعی (NLP) و الگوریتم‌های یادگیری ماشین، سیستم‌های هوش مصنوعی می‌توانند متنی را تولید کنند که از محتوای نوشته شده توسط انسان قابل تشخیص نیست.با این حال، این نگرانی‌هایی اخلاقی در مورد شفافیت و اصالت مطلب ایجاد می‌کند و همچنین می‌تواند باعث سرقت ادبی شود.اینجاست که روزنامه نگاران و کارگزاران روابط‌عمومی می‌توانند برای تشخیص و رسیدگی به این مسائل می‌توانند به سواد هوش مصنوعی مجهز شوند.یادمان باشد که یک پدیده‌ی بی‌طرف نیست و بر اساس اطلاعاتی که جمع‌‌آوری می‌کند می‌تواند باعث بروز نابرابری بیشتر در جامعه شود.در واقع مدل‌های هوش مصنوعی که از روی دست مجموعه داده‌های مغرضانه آموزش دیده‌اند یا با سوگیری‌های ذاتی طراحی شده‌اند، می‌توانند منجر به نتایج تبعیض‌آمیز شوند.روزنامه نگاران و عوامل روابط عمومی باید از چنین سوگیری‌ها و تأثیر آنها بر جامعه آگاه باشند. داشتن سواد هوش مصنوعی می‌تواند به آنها کمک کند چنین مسائلی را شناسایی و گزارش دهند.مسائلی که به نوبه خود می‌تواند شرکت‌های فناوری را بر موضع مسئولانه‌شان پا برجا نگه دارد و شیوه‌های عادلانه استفاده از هوش مصنوعی را ترویج کند.به این ترتیب باید تاکید کرد که سواد هوش مصنوعی برای روزنامه‌نگاران و متخصصان روابط عمومی ضروری است تا در یک چشم‌انداز فناوری به سرعت در حال تحول، مطلع، مرتبط و مسئول بمانند.این می‌تواند به آنها کمک کند فرصت‌های تازه‌ای پیش روی خود ببینند و از این طریق بهره‌وری را افزایش دهند و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی هوش مصنوعی را برطرف کنند.</description>
                <category>علی شاکر</category>
                <author>علی شاکر</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 11:48:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>