<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amin Rezaei Nejad</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AminRezaeiNejad</link>
        <description>کارشناس مسائل شبه‌قاره</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:56:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/728560/avatar/qmUzfd.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amin Rezaei Nejad</title>
            <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفسیرهای الهیاتی و نمادگرایی مذهبی در مناقشه ۲۰۲۵ هند و پاکستان</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D9%87%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-x63auvnvb8gw</link>
                <description>منازعه جاری بین هند و پاکستان در سال ۲۰۲۵ که با اقدامات نظامی شدید و کینه‌توزی‌های تاریخی عمیق همراه بوده، شامل عناصری از نمادگرایی مذهبی و چارچوب‌بندی الهیاتی انتخابی از هر دو منظر هندو و مسلمان شده است، اگرچه میزان و ماهیت این ارجاعات در بین دو جامعه و روایت‌های رسمی‌شان تفاوت چشمگیری دارد. شواهد موجود از تفسیرها، گزارش‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های دانشگاهی، تصویری ظریف را نشان می‌دهد که هم الگوهای دیرینه در تاریخ این منطقه را منعکس می‌کند و هم بیان‌های جدید مذهبی-نمادین در گفتمان و نامگذاری عملیات‌های نظامی را به نمایش می‌گذارد.نمادگرایی و چارچوب‌بندی الهیاتی اسلامیاز منظر پاکستانی‌ها و جامعه مسلمانان گسترده‌تر، منازعه ۲۰۲۵ به‌وضوح در سطح گفتمان دولتی و نامگذاری نظامی، از نمادگرایی الهیاتی بهره برده است. عملیات تلافی‌جویانه نظامی پاکستان با عنوان «عملیات بنیان مرصوص» نامگذاری شد، عبارتی که مستقیماً از آیه شریفه چهارم سوره مبارکه صف در قرآن گرفته شده و در آن رزمندگان در راه خدا به عنوان «دیواری خلال‌ناپذیر» (بُنْیانٌ مَرْصوصٌ‌) تشبیه شده‌اند. این ارجاع به آیه‌ای قرآنی، اقدامی آشکار در چارچوب‌بندی مذهبی-نمادین این کارزار نظامی است که هدف آن برانگیختن حس وحدت، پشتیبانی الهی و مشروعیت اخلاقی برای اقدامات پاکستان در چارچوبی است که این کشور آن را مبارزه‌ای برای حقوق مسلمانان، به‌ویژه در منطقه مورد مناقشه کشمیر، معرفی می‌کند. این نمادگرایی صرفاً الهیاتی نیست، بلکه به‌صورت عمیقی با بنیان پاکستان به‌عنوان میهن مسلمانان گره خورده است؛ دیدگاهی که ریشه در «نظریه دو ملت» دارد و هندوها و مسلمانان را ذاتاً ملت‌هایی متمایز می‌دانست و جدایی هند بریتانیایی را توجیه می‌کرد.نخبگان نظامی و سیاسی پاکستان همچنان به کشمیر به عنوان «شاهرگ حیاتی» پاکستان اشاره می‌کنند، توصیفی که نخستین بار توسط بنیانگذار این کشور، محمدعلی جناح، بیان شد و بعدها توسط رهبران معاصری مانند ژنرال سید عاصم منیر، فرمانده ارتش، تکرار گردید. این واژگان، اختلاف کشمیر را در قالب‌های وجودی و ملی‌گرایانه مذهبی قرار می‌دهد و بر این باور است که سرنوشت مسلمانان این منطقه به‌صورت جدایی‌ناپذیری با هویت اسلامی پاکستان گره خورده است. افزون بر این، چنین زبانی در میان توده مسلمانان گسترده‌تر طنین‌انداز شده و دوره‌ای برای تأکید مجدد بر تعهدات مذهبی و ایدئولوژیک این ملت در واکنش به سیاست‌های هند در کشمیر بسیج می‌شود.اگرچه این چارچوب‌بندی بیشتر در گفتمان رسمی نظامی و سخنرانی‌های سیاسی مشهود است، اما شواهد محدودی در منابع بررسی‌شده وجود دارد که نشان‌دهنده تفسیر الهیاتی مفصل یا نظام‌مند از جنگ در موعظه‌ها، فتواها یا بیانیه‌های عمومی توسط رهبران مذهبی سرشناس مسلمان یا علمای دین در سال ۲۰۲۵ باشد. بنابراین، نمادگرایی مذهبی وجود دارد، اما عمدتاً از طریق اشاره‌های قرآنی، اصطلاحات اسلامی در نامگذاری کارزارهای نظامی و تأکیدهای مجدد بر توجیه اسلامی اولیه برای تشکیل پاکستان و مرکزیت درک‌شده کشمیر در مأموریت این کشور است.نمادگرایی هندو و رویکردهای تفسیریدر سوی هند، اجماع کارشناسان و تحلیل‌های رسانه‌ای نشان می‌دهد که نمادهای دینی به‌طور قابل‌توجهی وارد گفتمان دولتی و ملی‌گرایانه شده‌اند، هرچند که این درگیری به‌ندرت از سوی رهبران دینی هندو به‌طور صریح و با واژگان دینی یا عقیدتی تفسیر می‌شود. نام رمزی که هند برای حمله موشکی بزرگ خود به پاکستان انتخاب کرد، «عملیات سیندور»، یک نماد فرهنگی قدرتمند هندو است: سیندور پودری مقدس به رنگ قرمز است که زنان هندو به‌عنوان نشانه‌ای از ازدواج و طول عمر شوهرانشان استفاده می‌کنند. گفته می‌شود این نام‌گذاری به این دلیل انتخاب شده که بسیاری از قربانیان هندو در حمله اولیه به پهلگام، زوج‌های تازه ازدواج‌کرده بودند و این حمله باعث بیوه شدن زنانشان شد. با بهره‌گیری از این نمادگرایی، دولت هند پاسخ خود را به‌عنوان عملی مشروع برای حفاظت و انتقام در چارچوب تقدس خانواده هندو جلوه داد.علاوه بر این، رهبران هندی، به‌ویژه کسانی که با حزب حاکم بهاراتیا جاناتا (BJP) در ارتباط هستند، عباراتی مانند «پیروزی برای مادرْ هند» (जय हिंद माता) را به کار برده‌اند؛ عبارتی که از سنت‌های اسطوره‌ای و ملی‌گرایانه هندو ریشه می‌گیرد، جایی که کشور به‌عنوان الهه‌ای مادرگونه تصور می‌شود که پسرانش باید از او دفاع کنند. این ارجاعات تنها نمادهای فرهنگی نیستند، بلکه به ایدئولوژی گسترده‌تر هندوتوا (ملی‌گرایی هندو) متصل‌اند که از سال ۲۰۱۴ در سیاست و زندگی عمومی هند جایگاه برجسته‌ای یافته و می‌کوشد هویت هندو را در مرکز آگاهی ملی و نمادهای عمومی قرار دهد.با این حال، شواهد نشان می‌دهد که تفسیرهای دینی یا الهیاتی صریح—یعنی ادعای رسمی اینکه جنگ یک وظیفه دینی هندو یا مبارزه‌ای مورد تأیید الهی است—در گفتمان عمومی از سوی نهادها یا رهبران اصلی دینی هندو غالب نبوده است. در عوض، مفسران و دانشگاهیان هندو تمایل دارند این درگیری را در چارچوب ملی‌گرایی‌های رقیب، «دیگری‌سازی» مذهبی، و میراث تقسیم هند و پاکستان تحلیل کنند، نه به‌عنوان جنگی مذهبی به‌خودی‌خود. این درگیری بیشتر به‌عنوان نمودی از تنش‌های دیرینه قومی، کلیشه‌های تقویت‌شونده متقابل، و محاسبات سیاسی دیده می‌شود؛ به‌طوری که هویت دینی بیشتر به‌عنوان پس‌زمینه‌ای برای ایدئولوژی دولتی عمل می‌کند تا توجیهی آشکار و الهیاتی برای جنگ.نمادگرایی تاریخی و فرهنگی مقایسه‌ایدرگیری هند و پاکستان به طور تاریخی ویژگی‌های مذهبی و نمادین خاصی داشته است، به‌ویژه در نام‌گذاری زرادخانه هسته‌ای پاکستان به عنوان «بمب اسلامی» و پاسخ هسته‌ای هند به عنوان «بمب هندو». این اصطلاحات نشان می‌دهند که چگونه هویت مذهبی در جریان رقابت تسلیحاتی برای نمادسازی مخالفت وجودی و برابری بین دو کشور به کار گرفته شده است. به همین ترتیب، درگیری‌ها و ابتکارات صلح اخیر به طور نمادین آغشته به مفاهیم مذهبی بوده‌اند؛ نمونه‌ای برجسته از این مسئله، کریدور کارتارپور برای زائران سیک است که امکان سفر مذهبی را علیرغم دشمنی‌های دیگر فراهم کرد و میراث روحانی مشترک را در پس‌زمینه درگیری‌ها برجسته ساخت.تحلیل‌های دانشمندان اجتماعی تأکید می‌کنند که چارچوب‌های نمادین مذهبی به شدت در درک روان‌شناختی-فرهنگی «دشمنی خانوادگی» که درک‌ها در هر دو جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، گنجانده شده است. مفاهیمی مانند «بتواره» (تقسیم اموال اجدادی) و «شریک‌بازی» (رقابت دایی-پسرخاله) برای توصیف نحوه نگاه هندی‌ها و پاکستانی‌ها به دشمنی متقابل خود به کار می‌روند—نه تنها به‌عنوان یک درگیری سیاسی یا نظامی، بلکه به‌عنوان ادامه‌ای از درگیری‌های فامیلی صمیمی که بار عاطفی و گاهی مذهبی دارند. در این تحلیل، تفاوت مذهبی به‌عنوان نشانه‌ای از تمایز دیده می‌شود، اما انرژی این درگیری از نزدیکی فرهنگی به اندازه تفاوت‌های مذهبی جداگانه نشأت می‌گیرد.احساسات عمومی معاصر و گفتمان سیاسیرهبران هندی و پاکستانی هر دو از نمادهای مذهبی و ملی برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات خود و تقویت حمایت داخلی در بحران 2025 استفاده کرده‌اند. برای حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، مسئله کشمیر و مقابله با پاکستان بخش مرکزی روایت خود در مورد خودآگاهی هندو و تجدید ملی هستند، هرچند که گفتمان بیشتر به‌عنوان دفاع از ملت در برابر دشمنان داخلی و خارجی بیان می‌شود تا به‌عنوان جنگی الهیاتی. در پاکستان، ارجاعات به آیات قرآنی، نظریه دو ملت و تقدس کشمیر برای مسلمانان همچنان ابزارهای برجسته‌ای برای جلب حمایت جمعی هستند.محققان و تحلیلگران اشاره کرده‌اند که در حالی که این استنادها قدرتمند هستند، اکثریت شهروندان عادی—هندو و مسلمان—از جنگ خسته شده‌اند و بیشتر نگران ثبات و رفاه روزمره هستند تا جنگ‌های مذهبی. با این حال، روایت‌های مردمی و سیاسی اغلب درک‌ها از یک درگیری وجودی ریشه‌دار در هویت‌های مذهبی متضاد را تقویت می‌کنند، حتی در حالی که مقامات مذهبی و متکلمان عمدتاً از تفسیر جنگ به‌عنوان یک تکلیف دینی از هر دو طرف خودداری می‌کنند.عدم وجود تفاسیر و بیانیه‌های رسمی الهیاتیجستجو برای تفسیرهای رسمی الهیاتی—اظهارات از سوی شوراهای علمای بزرگ، آکاهارای هندوها یا رهبران مذهبی ملی که جنگ را در قالب‌های متنی یا عقیدتی توجیه کنند—در سال 2025 مستندات کمی به همراه دارد. این غیاب قابل توجه است: این امر نشان می‌دهد که در حالی که رهبران سیاسی و نظامی از نمادها و روایت‌های مذهبی بهره می‌برند، نهادهای مذهبی تاکنون دکترین‌های جمعی صادر نکرده‌اند که درگیری را به‌عنوان دهرمهـ یُدْههـ (धर्मयुद्ध) (جنگ دینی) در اصطلاح هندو یا جهاد (جنگ مقدس) در اصطلاح اسلامی تعریف کنند. در عوض، مذهب به‌عنوان نشان هویتی و منبع مشروعیت نمادین عمل می‌کند، نه به‌عنوان عدسی اصلی که از طریق آن جنگ توجیه یا پیگیری شود.</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 14:01:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«عملیات سندور»؛ تلاقی سنت، جنسیت و سیاست در حمله تلافی‌جویانه هند</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/sindoor-operation-yae0mvveep0v</link>
                <description>در پی حمله تروریستی ۲۲ آوریل در پهلگام، تصویری از هیمانشی ناروال در کنار همسر شهیدش، وینای ناروال، منتشر شد. این تصویر به‌سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و مقدمه‌ای شد بر انتخاب نام «عملیات سندور» برای حمله تلافی‌جویانه ارتش هند به خاک پاکستان. اما چرا نام این عملیات نظامی با نمادی سنتی و زنانه در فرهنگ هندو گره خورده است؟سندور چیست و چه نمادی دارد؟سندور (सिन्दूर) پودری قرمز یا نارنجی‌ـ‌قرمز است که در فرهنگ هندو به‌عنوان نماد ازدواج، عشق و تعهد شناخته می‌شود. زنان متأهل هندو این ماده را در فرق سر یا روی پیشانی خود قرار می‌دهند و از دیرباز، استفاده از سندور نشانه‌ای از تاهل و پیوند مقدس زناشویی محسوب می‌شده است.رنگ قرمز سندور، علاوه بر معنای عشق و وفاداری، در فرهنگ هندو نماد انرژی، قدرت و قداست نیز به شمار می‌رود. این رنگ به الهه‌هایی همچون پارواتی (همسر شیوا) مرتبط است و در آیین‌ها و پیشکش‌های مذهبی نیز کاربرد دارد. زنان بیوه معمولاً استفاده از سندور را کنار می‌گذارند، نشانه‌ای از پایان زندگی مشترک.امروزه سندور از مواد طبیعی مثل زردچوبه، زعفران یا اکسید سرب تهیه می‌شود، هرچند نسخه‌های غیرسمی و گیاهی آن نیز در دسترس قرار گرفته‌اند. این نماد فرهنگی نه‌تنها در ادبیات و هنر هند، بلکه در سیاست نیز گاه به‌عنوان استعاره‌ای از هویت زنانه یا حتی انتقام مطرح می‌شود.ارتباط عملیات سندور با انتقام ملی‌گرایانهانتخاب نام «عملیات سندور» از سوی دولت هند بی‌دلیل نبود. این عنوان حامل پیامی نمادین بود؛ پیامی در دفاع از زنان بیوه هندو، به‌ویژه همسران نیروهای امنیتی که در درگیری‌های مرزی یا حملات تروریستی کشته می‌شوند.تصویری که ارتش هند از ظرف ریخته‌شدهٔ سندور ـ شبیه به خون پاشیده ـ در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد، نشان داد که چگونه یک نماد فرهنگی به ابزاری سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به عملیات نظامی تبدیل می‌شود. درواقع، «عملیات سندور» تلاشی بود برای پاسخ‌گویی به خواسته‌های گروه‌های راست‌گرای هندو که از دولت نارندرا مودی انتظار واکنش شدید داشتند.نقد فمینیستی به استفاده سیاسی از نمادهای زنانهدرحالی‌که گروه‌های محافظه‌کار از این حرکت استقبال کردند، برخی فمینیست‌ها و اندیشمندان هندی استفاده از نماد سندور در زمینه‌ای نظامی را مورد نقد قرار دادند. وی. گیتا، مورخ و فمینیست اهل ایالت تامیل نادو، در این‌باره می‌گوید: «ملی‌گرایی هندو عمدتاً از دیدگاهی مردسالارانه به جهان نگاه می‌کند. زنان یا باید محافظت شوند، یا باید به‌عنوان مادران شهیدان تمجید شوند.»از نظر منتقدان، دولت با بهره‌گیری از نمادهای سنتی زنانه مانند سندور، نقش زنان را به‌صورت ابزارهای احساسی و عاطفی بازتولید می‌کند، بدون آن‌که به خواسته‌ها و صدای واقعی آنان گوش دهد.حمله پهلگام و چهره‌ای که نماد شددر حمله ۲۲ آوریل، از میان ۲۶ کشته، همه به جز یک نفر گردشگران هندی بودند که از منطقه‌ای با اکثریت مسلمان در پهلگام، واقع در کشمیر، بازدید می‌کردند. طبق گزارش‌ها، بیشتر کشته‌شدگان مردان هندو بودند. مهاجمان زنان و کودکان را هدف قرار ندادند و حتی برخی بازماندگان گفته‌اند که مهاجمان به آن‌ها گفته‌اند زنده بمانند تا روایت حمله را منتقل کنند.در میان این آشوب، تصویر هیمانشی ناروال با لباس سنتی و دستبندهای عروسی هندو، به نمادی از اندوه، شوک و مقاومت تبدیل شد. این تصویر که به‌صورت گسترده منتشر شد، به‌نوعی نشان داد چگونه یک چهره زنانه می‌تواند به نشانه‌ای سیاسی و فرهنگی در رسانه‌ها بدل شود.وقتی یک زن سخن می‌گوید، دیگر نماد نیستنه روز پس از شهادت همسرش، هیمانشی ناروال در سخنانی آرام خواستار صلح شد و از مردم خواست که علیه مسلمانان یا کشمیری‌ها اقدامی نکنند. این اظهارات، خشم برخی جریان‌های افراطی را برانگیخت و باعث حملات گسترده آنلاین شد.وی. گیتا در تحلیلی تند اما دقیق، گفت: «زنی که سخن می‌گوید، دیگر نماد نیست. او انسانی است با اندیشه‌ای مستقل، و همین موضوع است که برخی را آزار می‌دهد.»</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Thu, 08 May 2025 07:38:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنایت سازمان‌یافته در سایه استعمار: ریشه‌های تاریک داکو در شبه‌قاره هند</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D8%AC%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%AF-oig3wq62v7kw</link>
                <description>روزنامه داون پاکستان در مقاله ای در تاریخ ۹ مارس ۲۰۲۵، به بررسی تشدید فعالیت باندهای داکو در شمال ایالت سند، پاکستان پرداخت. این باندها، مجهز به تسلیحات پیشرفته و با بهره‌گیری از شبکه‌های گسترده، تقریباً بدون مانع عمل می‌کنند و جامعه را با آدم‌ربایی، اخاذی و ترور تهدید می‌کنند. داکو یک واژه واژه از زبان هندی (डाकू) و به معنای «سارق مسلح» است که به این باندهای تبهکار اطلاق می‌شود.مقاله داون با اشاره به مورد راجش کومار کسوانی یک تاجر برنج از کشمور که در نوامبر ربوده و خانواده‌اش برای آزادی او تحت فشار پرداخت ۱۰ میلیون روپیه قرار گرفتند، نشان می‌دهد که این تنها یک نمونه از بحران گسترده‌تر در این کشور است. باندهای داکو، با استفاده از تسلیحات پیشرفته و بهره‌برداری از ضعف‌های حکومتی، به ربودن افراد برای باج‌گیری، اخاذی از کسب‌وکارهای محلی، قتل‌های بی‌رحمانه سازمانی و سفارشی و سرقت در بزرگراه‌ها می‌پردازند.اما ریشه شکل‌گیری داکوها در کجاست؟ریشه‌های باندهای داکو در منطقه سند و سایر بخش‌های شبه‌قاره هند به دوران استعمار و حکومت راج برتانی بر شبه‌قاره هند بازمی‌گردد. در آن زمان، بریتانیا سیاست‌هایی را اتخاذ کرد که به‌طور غیرمستقیم باعث شکل‌گیری و تقویت این گروه‌های جنایتکار شد.در دوره استعمار، بریتانیا برای کنترل مناطق مختلف هند، به‌ویژه در مناطق روستایی، نظام ارباب‌رعیتی (به اردو: زمین‌دار) و اداره غیرمستقیم را برقرار کرد. این سیاست، بسیاری از قبایل و گروه‌های محلی را که به طور سنتی از طریق کشاورزی، تجارت یا کوچ‌نشینی زندگی می‌کردند، به حاشیه راند. در نتیجه برخی از این قبایل که از نظام جدید بیرون رانده شده بودند، برای بقا به راهزنی و غارت روی آوردند.در واکنش به شروع راهزنی و غارت توسط این قبایل، بریتانیا در سال ۱۸۷۱ قانونی موسوم به «قانون قبایل جنایتکار» (Criminal Tribes Act) را تصویب کرد که برخی از قبایل را به‌عنوان «مجرمان مادرزاد» (Born Criminals) دسته‌بندی می‌کرد.قانون قبایل جنایتکار به نیروهای استعماری اجازه می‌داد که افراد این قبایل را تحت نظارت شدید قرار داده و حتی آن‌ها را بدون دلیل مشخصی تحت بازداشت قرار دهند. این اقدامات باعث شد که بسیاری از افراد این قبایل برای فرار از سرکوب دولت استعماری، به زندگی زیرزمینی و تشکیل گروه‌های جنایتکار مانند داکوها روی بیاورند.در طول دوران استعمار، حکومت بریتانیا بیشتر روی مناطق شهری و مراکز تجاری تمرکز داشت و مناطق روستایی و جنگلی را به حال خود رها کرده بود. این خلأ قدرت، به باندهای محلی اجازه داد که به فعالیت‌های مجرمانه مانند سرقت، گروگان‌گیری و راهزنی در مسیرهای جاده‌ای بپردازند. با گذشت زمان، داکوها سازمان‌یافته‌تر شدند و توانستند روابطی را با اربابان فئودالی و حتی برخی مقامات محلی تعریف کنند.در برخی موارد، زمین‌داران و نخبگان سیاسی محلی از باندهای داکو به عنوان نیروی غیررسمی برای سرکوب مخالفان یا حفظ نفوذ خود استفاده می‌کردند. به همین دلیل، بسیاری از این باندها در برابر اقدامات پلیس مصون بوده و حتی گاهی از طرف مقام‌های محلی مورد حمایت قرار می‌گرفتند.پس از استقلال هند و پاکستان در سال ۱۹۴۷، دولت‌های جدید نتوانستند به‌طور کامل این گروه‌ها را سرکوب کنند. فساد اداری، ضعف در اجرای قانون، و فقر شدید در مناطق روستایی باعث شد که باندهای داکو همچنان به فعالیت خود ادامه دهند. در دهه‌های بعد، این باندها از گروه‌های کوچک راهزنی به شبکه‌های بزرگ جنایت سازمان‌یافته و مافیایی تبدیل شدند که در آدم‌ربایی، اخاذی و قتل‌های قراردادی دست داشتند.ریشه‌های تاریخی داکوها نشان می‌دهد که این گروه‌ها نه صرفاً یک مشکل امنیتی، بلکه نتیجه یک فرآیند طولانی از سیاست‌های استعماری، تغییرات اجتماعی، و شکست دولت‌ها در تأمین امنیت و عدالت هستند. انتظار می‌رود تا زمانی که مشکلات ساختاری مانند فقر، فساد و نبود حکمرانی امنیتی مؤثر برطرف نشوند، این باندها همچنان به فعالیت خود ادامه داده و حتی به مرحله بعدی از بلوغ خود یعنی اقدامات مجرمانه فراملی برسند.</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Mon, 10 Mar 2025 11:25:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنجال سفر ستاره پورن آمریکایی به افغانستان: هژمونی فرهنگی غرب زیر نقابِ گردشگری</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%DA%98%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%90-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-nucgwdrscr8p</link>
                <description>سفرهای جنجالی «ویتنی رایت»، بازیگر آمریکایی صنعت پورنوگرافی، به خاک تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان، پرسش‌هایی جدی درباره نقش ابزارهای فرهنگی غرب در پیشبرد اهداف هژمونیک در منطقه خاورمیانه برانگیخته است. این سفرها که به ایران در اکتبر ۲۰۲۳ و به افغانستان فوریه ۲۰۲5 (اسفند 1403) انجام شد، نه‌تنها تناقض‌های سیاستگذاری‌های داخلی این کشورها را آشکار کرد، بلکه بهانه‌ای برای بررسی سازوکارهای امپریالیسم فرهنگی غرب فراهم نمود؛ جایی که مفاهیمی مانند «حقوق بشر» و «آزادی‌های فردی» به‌مثابه نقابی برای نفوذ به جوامع با ارزش‌های فرهنگی متفاوت به‌کار می‌روند.رایت با انتشار تصاویر حضور خود از مکان‌های تاریخی ایران و افغانستان — از جمله مجسمه‌های بودا در بامیان —در فضای مجازی، ناخواسته در نقش سفیر غیررسمی فرهنگ لیبرال غرب ظاهر شد. این اقدام، در چارچوب نظریه هژمونی فرهنگی آنتونیو گرامشی، نشان‌دهنده تلاش غرب برای عادی‌سازی ارزش‌های خود در جوامعی است که به‌شدت در برابر نفوذ فرهنگی مقاومت می‌کنند. سکوت مقامات جمهوری اسلامی ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر صدور ویزای او می‌تواند نشان‌دهنده ضعف در سیاستگذاری‌های فرهنگی یا حتی همسویی ناخودآگاه با اهداف غرب برای ایجاد گسل‌های هویتی در این جوامع باشد.از یکسوی، غرب با محکوم‌کردن سیاست‌های ایران و طالبان در حوزه زنان، خود را حامی حقوق بشر معرفی می‌کند، اما از سوی دیگر، با تشویق غیرمستقیم چهره‌های ضدفرهنگی مانند رایت برای سفر به این کشورها، به تقابل فرهنگی دامن می‌زند. این تناقض، ماهیت ابزاری گفتمان حقوق بشری را آشکار می‌سازد؛ گفتمانی که در مواردی به جای حمایت واقعی از زنان، به‌عنوان سلاحی برای تضعیف حاکمیت‌های مستقل عمل می‌کند.وزارت خارجه ایران با تکذیب صدور ویزا برای رایت، مسئولیت را به گردن نهادهای دیگر انداخت، اما ناتوانی در جلوگیری از ورود او، ضعف مکانیسم‌های نظارتی را نشان داد. این امر می‌تواند به‌عنوان نقطه‌ای برای انتقاد از ناهماهنگی دستگاه‌های دولتی در مقابله با نفوذ فرهنگی غرب تعبیر شود.در سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان نیز با خودداری از ارائه هرگونه توضیحی درباره نحوه ورود رایت به افغانستان، عملاً فضایی برای سوءبرداشت‌های سیاسی ایجاد کرده است. این سکوت، چه ناشی از بی‌تفاوتی باشد یا محدودیت‌های اداری، به تقویت روایت غرب درباره «معیارهای دوگانه» حکومت‌های اسلامی کمک می‌کند.سفر ویتنی رایت به ایران و افغانستان، فرصتی برای تحلیل نقش صنعت سرگرمی غرب در پیشبرد پروژه‌های هژمونیک است. این رویداد نشان می‌دهد که چگونه ابزارهای به‌ظاهر غیرسیاسی —مانند سفرهای توریستی — می‌توانند به عرصه‌ای برای تقابل گفتمان‌های فرهنگی تبدیل شوند. در این میان، سکوت یا کوتاهی نهادهای مسئول در ایران و افغانستان در کنترل مرزهای فرهنگی، لزوم بازتعریف سیاستهای ملی برای مقابله با نفوذ امپریالیسم فرهنگی را پررنگ‌تر می‌کند. پرسش اساسی این است: چگونه می‌توان بدون تقلید از الگوهای غربی، در برابر مهندسی فرهنگی آنان ایستاد؟</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Sun, 09 Mar 2025 09:19:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاکستان در بحران: تورم، بدهی و رکود صنعتی، چالش‌های مسیر رشد</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-ed7irhht9wjk</link>
                <description>مقدمهپس از سقوط عمران خان به بهانه ناکارآمدی اقتصادی، پاکستان همچنان با نرخ تورم بالا و افزایش هزینه‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند، با وجود اینکه نرخ تورم از اوج خود در سال ۲۰۲۳ به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. خانوارها همچنان تحت فشار قیمت‌های بالای کالاهای اساسی قرار دارند، در حالی که چالش‌های اقتصادی مانند افزایش بدهی، کاهش تولید صنعتی و بحران مداوم انرژی مشکلات مالی را تشدید کرده‌اند. عدم تعادل تجاری پایدار، ناکارآمدی‌های مالیاتی و بی‌ثباتی سیاسی نیز بر ثبات اقتصادی تأثیر گذاشته و اعتماد سرمایه‌گذاران و رفاه اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است. در این گزارش به بررسی این چالش‌های اقتصادی می‌پردازدم و پیامدهای آن‌ها را برای رشد و توسعه آینده پاکستان تحلیل خواهم کرد.تورم بالا و افزایش هزینه‌های زندگیتورم همچنان یک نگرانی جدی در پاکستان است؛ هرچند تورم از نقطه اوج ۳۸ درصدی خود در مه ۲۰۲۳ به حدود ۴.۱ درصد در اواخر ۲۰۲۴ کاهش یافته است. اما با وجود این کاهش، هزینه‌های زندگی همچنان بر خانوارها فشار وارد می‌کند، زیرا قیمت کالاهای اساسی مانند مواد غذایی، سوخت و برق همچنان بالا است. اثرات پایدار تورم در سال‌های گذشته باعث کاهش قدرت خرید، به‌ویژه برای اقشار کم‌درآمد، شده است. هرچند با سرعتی کمتر اما در پاکستان قیمت‌ها هنوز در حال افزایش هستند. از سویی توانایی خرید کالاهای اساسی برای بسیاری از پاکستانی‌ها همچنان چالش‌برانگیز باقی مانده است.بدهی خارجی و فشارهای تأمین مالیبدهی خارجی پاکستان حدود ۱۲۵.۷ میلیارد دلار برآورد شده است و این کشور با تعهدات بازپرداخت سنگینی مواجه بوده و حدود ۲۴.۶ میلیارد دلار از بدهی این کشور باید تا ژوئن ۲۰۲۵ بازپرداخت شود. پاکستان به شدت به وام‌ها و تمدید بدهی‌های متحدانی مانند چین، عربستان سعودی و صندوق بین‌المللی پول، از جمله یک بسته ۷ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۲۴ تأمین شد، متکی است. با این حال، این وابستگی در کنار ذخایر ارزی پایین –که در حال حاضر تنها برای بیش از دو ماه واردات در سطح ۹ میلیارد دلار کفایت می‌کند - این کشور را در معرض خطر نکول بدهی قرار داده است. نیاز مداوم به تأمین مالی خارجی نشان‌دهنده ناپایداری وضعیت بازپرداخت بدهی‌هایی است که در سال مالی ۲۰۲۲-۲۳ به ۵.۲ تریلیون روپیه رسیده است. رقمی که از درآمد دولت فدرال نیز فراتر رفته است.کاهش تولید صنعتی و افزایش بیکاریاقدامات تثبیت اقتصادی مانند نرخ بهره بالا و محدودیت‌های وارداتی باعث کاهش فعالیت‌های صنعتی شده است. تولید در مقیاس بزرگ در نیمه نخست سال مالی جاری حدود ۲ درصد کاهش یافته است که نشان‌دهنده هزینه بالای کسب‌وکار است. شرکت‌هایی مانند Amreli Steels، Engro و Masood Textile Mills صدها کارگر خود را تعدیل کرده‌اند و تعطیلی کارخانه‌ها در مراکز صنعتی مانند فیصل‌آباد نشانه‌ای از رکود گسترده‌تر اقتصادی است. این وضعیت باعث افزایش نرخ بیکاری (به‌طور رسمی ۸.۵ درصد) و سقوط ۸.۴ تا ۹.۱ میلیون نفر از جمعیت پاکستان به زیر خط فقر شده است.بحران انرژی و هزینه‌های بالای برقبخش انرژی پاکستان همچنان یکی از گلوگاه‌های اصلی این کشور است؛ به طوری که تعرفه برق در این کشور در میان بالاترین نرخ‌ها در کشورهای در حال توسعه قرار دارد. خاموشی‌های مکرر، وابستگی به سوخت وارداتی گران‌قیمت و ناکارآمدی در توزیع انرژی، بحران را تشدید کرده است. سوءمدیریت و کمبود سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، هزینه‌های انرژی را برای خانوارها و کسب‌وکارها سنگین نگه داشته و بهره‌وری صنعتی و رشد اقتصادی را محدود کرده است. افزایش قیمت‌های برق تحت دستور صندوق بین‌المللی پول نیز موجب نارضایتی عمومی شده است.صادرات پایین و عدم تعادل تجاریعملکرد صادراتی پاکستان همچنان ضعیف است؛ به‌طوری که ارزش صادرات کالاها در سال مالی ۲۰۲۲-۲۳ به ۲۸ الی ۲۹ میلیارد دلار رسیده که کمتر از پیش‌بینی ۳۶ میلیارد دلاری صندوق بین‌المللی پول است. مشکلات ساختاری مانند کمبود نیروی کار، زیرساخت‌های ضعیف و نرخ ارز بیش از حد ارزش‌گذاری شده، رقابت‌پذیری صادرات را کاهش داده است. با وجود افزایش ۷.۱ درصدی صادرات و رشد ۲۸ درصدی صادرات فناوری اطلاعات در سال ۲۰۲۴، تراز تجاری همچنان به دلیل وابستگی بالا به واردات مواد غذایی و سوخت، دچار کسری است. این موضوع ذخایر ارزی را کاهش داده و منجر به تشدید بحران پرداخت‌ها نیز شده است.چالش‌های مالیاتی و کسری درآمدپاکستان یکی از پایین‌ترین نسبت‌های «مالیات به تولید ناخالص داخلی» را در جهان دارد؛ معافیت‌های مالیاتی برای زمین‌داران بخش کشاورزی و سودهای حاصل از املاک و مستغلات این موضوع را تشدید کرده است. بودجه ۲۰۲۴ هدف جمع‌آوری ۱۳ تریلیون روپیه درآمد —معادل افزایش ۴۰ درصدی — را تعیین کرده است، اما مقاومت الیگارش پاکستان و عدم گسترش مناسب شبکه مالیاتی، پیشرفت در این زمینه را محدود کرده است. این موضوع فضای مالی برای هزینه‌های توسعه‌ای را محدود و کشور را به سمت استقراض بیشتر سوق داده است.بی‌ثباتی سیاسی و اعتماد سرمایه‌گذاراننا‌آرامی‌های سیاسی، از جمله تنش بین دولت و اپوزیسیون (مانند ادعاهای حزب تحریک انصاف در مورد ناکارآمدی حکومت)، ثبات اقتصادی را تضعیف کرده است. تغییرات مکرر در سیاست‌گذاری و محیط نامناسب کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی را کاهش داده است که به‌طور میانگین تنها ۲ میلیارد دلار در سال است. افزایش نفوذ اقتصادی ارتش، که در تحلیل‌های اخیر به آن اشاره شده، پیچیدگی‌ها را بیشتر کرده و نگرانی‌هایی را در مورد شفافیت و رقابت در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرده است.فقر و پیامدهای اجتماعی آنعلی‌رغم پیشرفت‌های گذشته در کاهش فقر (کاهش از ۳۵ درصد در سال مالی ۲۰۰۰-200۱ به ۱۷ درصد در ۲۰۱۵)، شوک‌های اخیر— از جمله همه‌گیری کووید-۱۹، سیل‌های ۲۰۲۲ و رکود اقتصادی — این دستاوردها را معکوس کرده است. نرخ فقر در سال مالی ۲۰۲۴ به ۴۰.۵ درصد افزایش یافته و ۲.۶ میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. از سویی نرخ سوءتغذیه مزمن (با میزان ۴۰ درصد در سال مالی ۲۰۲۳) و کمبودهای آموزشی (بیش از یک‌سوم کودکان در سن مدرسه از تحصیل محروم‌اند) چالش‌های اقتصادی بلندمدتی را ایجاد کرده است.نتیجه‌گیریمشکلات اقتصادی پاکستان چندوجهی هستند و تورم بالا، فشار بدهی‌های خارجی و رکود صنعتی چالش‌های جدی ایجاد کرده‌اند. در حالی که برخی شاخص‌ها مانند نرخ تورم و رشد صادرات نشانه‌هایی از بهبود را نشان می‌دهند، مشکلات ساختاری مانند ضعف در جمع‌آوری درآمد، ناکارآمدی در بخش انرژی و بی‌ثباتی سیاسی مانع پیشرفت پایدار هستند. بدون اصلاحات قاطع در نظام مالیاتی، مدیریت انرژی و سیاست‌های صنعتی، روند بهبود اقتصادی شکننده خواهد ماند. پرداختن به این چالش‌ها از طریق برنامه‌ریزی بلندمدت و حکمرانی مؤثر برای تضمین ثبات مالی، رفاه اجتماعی و تاب‌آوری اقتصادی ضروری است.</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Sat, 08 Mar 2025 12:04:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنش‌های سیاسی – جمعیتی شمال و جنوب هند و معمای مسلمانان</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D8%AA%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-jxbjc77fpcpq</link>
                <description>مقدمهدر ایالت آندرا پرادش هند، قانونی که افراد دارای بیش از دو فرزند را از شرکت در انتخابات محلی منع می‌کرد، لغو شده است. هم‌اکنون، احتمال تصویب قانونی جدید وجود دارد که بر اساس آن، افرادی که کمتر از دو فرزند دارند، از نامزدی در انتخابات محروم خواهند شد. این تغییرات بازتاب نگرانی‌هایی درباره کاهش نرخ باروری (TFR) و پیری جمعیت در جنوب هند، به‌ویژه در ایالت‌های آندرا پرادش و تامیل نادو است.تأثیر بر مرزبندی حوزه‌های انتخاباتیرهبران ایالت‌های جنوبی، از جمله وزیران ارشد آندرا پرادش و تامیل نادو، نگرانی‌هایی درباره تغییرات احتمالی در مرزبندی حوزه‌های انتخاباتی پارلمان مطرح کرده‌اند. این تغییرات ممکن است سهم ایالت‌های جنوبی را در پارلمان هند کاهش دهد، زیرا این ایالت‌ها موفق‌تر از ایالت‌های شمالی در اجرای سیاست‌های کنترل جمعیت عمل کرده‌اند. به همین دلیل، اختلافات میان ایالت‌های شمالی و جنوبی هند در زمینه سیاست‌های جمعیتی و نمایندگی سیاسی افزایش یافته است.اختلافات در سیاست‌های جمعیتیدرحالی‌که برخی از رهبران حزب حاکم و گروه‌های وابسته به آن، از جمله سازمان RSS، از هندوها می‌خواهند که تعداد فرزندان بیشتری داشته باشند تا تعادل جمعیتی بین هندوها و مسلمانان حفظ شود، این درخواست‌ها تناقض‌هایی را در سیاست‌های ملی‌گرایانه هندوها نشان می‌دهد. این تناقض‌ها حاکی از آن است که سیاست‌های جمعیتی گاهی کاهش نرخ تولد و گاهی افزایش آن را هدف قرار می‌دهند.افزایش تنش‌ها در ساختار فدرالی هنداختلافات در ساختار فدرالی هند به‌ویژه در زمینه تخصیص منابع و نمایندگی سیاسی تشدید شده است. ایالت‌های جنوبی که رشد جمعیتی کندتری دارند و عملکرد اقتصادی بهتری از خود نشان داده‌اند، نگران از دست دادن نفوذ خود در بازنگری آتی حوزه‌های انتخاباتی پارلمان هستند. انتظار می‌رود که این بازنگری به نفع ایالت‌های پرجمعیت شمالی باشد. به‌عنوان مثال، وزیر ارشد تامیل نادو، م.ک. استالین، نگرانی خود را درباره کاهش سهم این ایالت در لوک سبها (مجلس عوام هند) ابراز کرده است. در مقابل، وزیر کشور هند، آمیت شاه، تلاش کرده است تا به ایالت‌های جنوبی اطمینان دهد که این تغییرات به کاهش نمایندگی آن‌ها منجر نخواهد شد.مخالفت ایالت‌های جنوبی با تغییرات پیشنهادیایالت‌های جنوبی هند، از جمله کارناتاکا (با مرکزیت بنگلور، قطب فناوری هند)، تامیل نادو (قطب صنعتی)، و تلانگانا (یکی از ایالت‌های با رشد سریع اقتصادی)، با این تغییرات مخالف هستند. این پنج ایالت در مجموع ۳۰٪از تولید ناخالص داخلی هند را تشکیل می‌دهند و به همین دلیل نقش اقتصادی مهمی در کشور دارند. وزیر ارشد تامیل نادو، استالین، با دعوت از رهبران بیش از ۴۰ حزب سیاسی، مخالفت خود را با این تغییرات اعلام کرده و این روند را «تلاش برای کاهش نمایندگی و سرکوب صدای جنوب» دانسته است.چالش‌های ناشی از اجرای قانون تحدید حدود انتخاباتیبر اساس قانون اساسی هند، بازنگری در مرزبندی حوزه‌های انتخاباتی پس از هر سرشماری ملی باید انجام شود. اما به دلیل همه‌گیری کرونا، سرشماری سال ۲۰۲۱ برگزار نشد و تاکنون دولت نارندرا مودی اقدامی برای انجام این سرشماری نکرده است. بر اساس سرشماری ۲۰۱۱، جمعیت هند ۱.۲۱ میلیارد نفر بود، در حالی که تعداد کرسی‌های انتخاباتی پارلمان همچنان ۵۴۳ کرسی باقی مانده است. ساختمان جدید پارلمان، که سال گذشته افتتاح شد، ظرفیت ۸۸۸ کرسی را دارد، که نشان‌دهنده احتمال افزایش تعداد کرسی‌های پارلمان در آینده است.تشدید اختلافات ایدئولوژیک میان شمال و جنوب هندتفاوت‌های میان شمال و جنوب هند صرفاً به مسائل منطقه‌ای محدود نمی‌شود، بلکه نشان‌دهنده شکاف‌های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در حالی که حزب بهاراتیا جاناتا به دنبال تثبیت سلطه خود از طریق ترویج ایدئولوژی هندوگرایی (هندوتوا) است، ایالت‌های جنوبی با تأکید بر سکولاریسم و هویت منطقه‌ای، با این سیاست‌ها مقابله می‌کنند. بر اساس دیدگاه برخی محققان، حزب بهاراتیا جاناتا با تمرکز بر هویت اکثریت هندو، دیدگاه‌های سکولار و تنوع منطقه‌ای را تضعیف می‌کند. این سیاست‌ها به‌ویژه در ایالت‌های جنوبی، که از میراث فرهنگی، زبانی و تاریخی متفاوتی برخوردارند، مقاومت شدیدی ایجاد کرده است.تفاوت‌های آموزشی و اقتصادی میان شمال و جنوبایالت‌های جنوبی، با نرخ سواد ۸۰٪، بسیار جلوتر از ایالت‌های شمالی با نرخ سواد ۶۰٪هستند. این تفاوت‌ها نه‌تنها منجر به فرصت‌های شغلی و سطح درآمد بالاتر در جنوب شده، بلکه انسجام اجتماعی و مقاومت در برابر افراط‌گرایی ایدئولوژیک را نیز افزایش داده است. علاوه بر این، ایالت‌های جنوبی سهم عمده‌ای در سیستم آموزش عالی هند، از جمله مؤسسات مهندسی و پزشکی، دارند.در حوزه اقتصادی، ایالت‌های جنوبی ۲۵٪از مالیات‌های هند را تأمین می‌کنند، اما از نظر تخصیص منابع، کمتر از سهم خود دریافت می‌کنند. این مسئله موجب نارضایتی رهبران ایالت‌های جنوبی شده است، زیرا آن‌ها معتقدند که درآمدهای حاصل از جنوب برای تأمین هزینه‌های ایالت‌های شمالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رویه باعث ایجاد نابرابری‌های ساختاری در سیستم فدرالی هند شده است.آیا فدرالیسم هند در معرض خطر است؟قانون تحدید حدود انتخاباتی پیشنهادی می‌تواند باعث کاهش نفوذ ایالت‌های جنوبی در پارلمان شود و به تقویت قدرت ایالت‌های پرجمعیت شمالی که حامیان اصلی حزب بهاراتیا جاناتا هستند، منجر شود. درحالی‌که طرفداران این قانون بر لزوم بازتاب جمعیت در ترکیب نمایندگان پارلمان تأکید دارند، منتقدان آن را مجازاتی برای ایالت‌های جنوبی می‌دانند که در دهه‌های گذشته سیاست‌های کنترل جمعیت را به‌خوبی اجرا کرده‌اند.معمای مسلماناناین اختلافات نشان‌دهنده یک دوگانگی عمیق در سیاست‌های هند است: از یک‌سو، حزب بهاراتیا جاناتا با تأکید بر هندوتوا به دنبال تثبیت هویت ملی واحد است، درحالی‌که ایالت‌های جنوبی با تأکید بر سکولاریسم و استقلال منطقه‌ای، به مقابله با این روند پرداخته‌اند. این تنش‌ها نه‌تنها بر ساختار سیاسی و اقتصادی کشور تأثیر گذاشته است، بلکه سوالات جدی درباره آینده فدرالیسم و وحدت ملی هند ایجاد کرده است.با توجه به وضعیت پیچیده سیاسی، اجتماعی و جمعیتی در هند، نقش مسلمانان در این تحولات می‌تواند چند بعدی و چندوجهی باشد. در زیر به چند رویکرد کلیدی اشاره می‌کنم:۱. تأکید بر حقوق قانونی و نمایندگی سیاسیمسلمانان باید از طریق نهادهای قانونی و نمایندگی در مجامع انتخاباتی، مبارزه خود را برای حفظ سهم منصفانه در پارلمان و حوزه‌های انتخاباتی ادامه دهند. استفاده از سیستم‌های قضایی و سازمان‌های حقوق بشری می‌تواند در مقابله با سیاست‌های تفکیک‌آمیز یا تبعیض‌آمیز دولت به عنوان یک ابزار مهم باشد.۲. ترویج همبستگی میان اقشار مختلفبا وجود اینکه جنبش هندوتوا به رهبری حزب بهاراتیا جاناتا رویکرد ضدمسلمانانه‌ای دارد، مسلمانان نیازمند ایجاد اتحاد و همبستگی با دیگر گروه‌های اقلیت و حتی نیروهای سکولار در کشور هستند تا از طریق یک جبهه مشترک بتوانند در برابر سیاست‌های تفکیک‌کننده و فشارهای دموکراتیک مقاومت کنند.۳. فعالیت مدنی و فرهنگیمسلمانان می‌توانند از طریق فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی و اجتماعی، جایگاه خود را در جامعه تقویت کنند. این فعالیت‌ها شامل برگزاری همایش‌های عمومی، نمایشگاه‌های فرهنگی و استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای آگاهی‌رسانی و ارائه روایت‌های مثبت از حضور و نقش مسلمانان در هند می‌شود.۴. رویکرد عدم خشونت و فعالیت سیاسی سازندهبا وجود فشارهای سیاسی و تبلیغات پراکنده ضد مسلمانان، اتخاذ رویکرد عدم خشونت و فعالیت سیاسی سازنده ضروری است. استفاده از روش‌های مدنی، مانند تظاهرات مسالمت‌آمیز، مشارکت در نهادهای تصمیم‌گیری و گفتگوهای عمومی، به جای واکنش‌های خشونت‌آمیز، می‌تواند منجر به تغییرات ساختاری و اصلاحاتی شود که در نهایت منجر به بهبود وضعیت شود.۵. مشارکت در گفتگوهای ملی و بین‌المللیمسلمانان می‌توانند از طریق ایجاد شبکه‌های ملی و بین‌المللی، حمایت و همبستگی خود را با دیگر جوامع مسلمان و نهادهای حقوق بشری جلب کنند. این امر به آن‌ها امکان می‌دهد که در عرصه بین‌المللی نیز به موضوع تبعیض و نابرابری‌های موجود در هند پرداخته و فشارهای سیاسی لازم را اعمال کنند.نتیجه‌گیریبا وجود پیچیدگی‌های ناشی از عوامل مختلف — اعم از سیاست‌های جمعیتی، اختلافات منطقه‌ای و تحولات ایدئولوژیک — مسلمانان هند می‌توانند با تأکید بر حقوق قانونی، فعالیت‌های مدنی و فرهنگی، همبستگی داخلی و مشارکت در گفتگوی سازنده، رویکردی مقاوم و هوشمندانه اتخاذ کنند. این رویکرد، در کنار حفظ ارزش‌های سکولار و دموکراتیک، می‌تواند نقش مؤثری در مقابله با سیاست‌های ضدمسلمانانه جنبش هندوتوا و تضمین عدالت و نمایندگی منصفانه در جامعه هند ایفا کند.</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Thu, 06 Mar 2025 19:36:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کنشگری محیط زیست تا کنشگری بین‌الملل؛ جایگاه دانش کلاسیک در کنشگری چیست؟ (مطالعه موردی تحولات افغانستان و تاجیکستان)</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-wpmtqraqion2</link>
                <description>مدتی است واژه «کنشگر» (مترادف «فعال» در عربی و Activist در انگلیسی)، تبدیل به یکی از عناوین پروفایل‌های بسیاری از کاربران ایرانی در فضای مجازی شده است. فعالیت کنشگری یکی از مدهای روز در کشورهای توسعه یافته است که به تبع توسعه ارزان و آسان ارتباطات از آن سوی آب‌ها و به‌عنوان یک کالای لوکس به دست مخاطب ایرانی رسیده است.اما کنشگری چیست؟اصولا در تعریف کنشگری گفته می‌شود: « به فعالیت‌های مختلف در عرصه‌های سیاست داخلی و خارجی، فرهنگی، محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی گفته می‌شود که با هدف ایجاد تعادل یا جلوگیری از تغییر در این زمینه‌ها و با هدف &quot;بهبود شرایط جامعه به گونه‌ای اخلاق‌مدارانه&quot; شکل می‌گیرد.»کنشگری می‌تواند یک فعالیت سازمان‌یافته یا کاملا فردی باشد. همچنین این فعالیت‌ها می‌توانند شامل نوشتن نامه‌های سرگشاده به روزنامه‌ها و سیاست‌مداران تا برگزاری کمپین‌های سیاسی، تحریم اقتصادی (برای مثال تحریم خرید کالاهای یک کشور یا یک شرکت خاص)، اعتراضات خیابانی، تحصن و اعتصاب غذا باشد.عموما حکومت‌ها به‌عنوان ساختار نظم‌دهنده در جامعه و همچنین در راستای صاینت از حاکمیت خویش بر امور، تلاش می‌کنند یا کنشگران را ساخته یا بخشی از کنشگران را به سمت سیاست‌ها و تصمیمات خود کانالیزه کنند. از سوی دول متخاصم نیز تلاش می‌کنند فارغ از تقویت اپوزیسیون، کنشگرانی را نیز در درون کشور هدف ساخته یا کانالیزه کنند.در ایران چه خبر است؟طی چند سال اخیر (حداقل 2 الی 3 سال گذشته که بنده بیشتر با این عبارت در پروفایل‌های وزین! روبرو شده‌ام) بحث کنشگری با عناوینی چون فعال محیط‌زیست، فعال بین‌الملل و فعال سیاسی در ایران بسیار باب شده است و هرکسی به مقتضای علاقه خویش کنشگری می‌کند.اینکه جامعه ایرانی در سطح غیرکارشناسی آنقدر به مسائل پیرامونی خود حساس شده که هر تغییری را به آینده خود گره می‌زند اتفاق بسیار عالی است که قطعا می‌تواند در رشد و توسعه فرهنگی و اجتماعی جامعه تاثیرگذار بوده و این توسعه را به ساختارهای سیاسی و اقتصادی نیز تسری دهد. در نتیجه توسعه سیاسی-اقتصادی نیز می‌تواند به افزایش امنیت ذهنی در میان شهروندان ایرانی امیدوار بود و این نویدبخش آینده‌ای روشن برای کشور است.اما حداقل در حوزه تخصصی خودم (روابط بین‌الملل – منطقه شبه‌قاره هند) که سال‌ها در آن تحصیلات آکادمیک داشته و هم خوانده‌ام و هم نوشته‌ام و هم از اساتید ارجمندی بهره برده‌ام، با معضلی روبرو شده‌ام که در ترجیح دادم وقت شما خواننده محترم را گرفته و با شما در میان بگذارم. شاید از این رهگذر، شما مخاطب فرهخیته چاره‌ای به ذهنتان رسید و در این میان من هم بهره‌ای از نظرات شما بردم.معضلی که با آن روبرو شده‌ام چیست؟پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان و خروج یک‌باره ایالات متحده از این کشور، و با توجه به اهمیت مسائل افغانستان برای ایرانی‌ها (که نیازی به ذکر دلایل این اهمیت نیست چون عیان است و حاجت به بیان نیست)، بازار گمانه‌زنی در مورد تحولات افغانستان در فضای فارسی به‌شدت داغ شد.در این میان عزیزان کنشگر که اغلب در رزومه‌شان یک یا دو سفر به افغانستان، تهیه عکس و فیلم از افغانستان، داشتن چند دوست افغانستانی و... بود نیز شروع به بیش‌فعالی در فضای مجازی کردند. حتما به یاد دارید که در ابتدای تصرف کابل توسط طالبان، به یک‌باره احمد مسعود عَلَم مقابله به ظالم را برداشت و پنجشیر تبدیل به کانون مقاومت علیه ظالم شد. به همین مناسبت نیز فضای ذهنی دوستان کنشگر نیز به تبع به‌شدت ظلم‌ستیز شده و در ایران نیز عَلَم حمایت از احمد مسعود و دیوْ اِنگاری طالبان در ایران بر دوش عزیزان کنشگر و در فضای مجازی دست به دست می‌شد و ناله‌ها بود که برای هزاره‌ها و تاجیک‌های مظلوم طالبان سر می‌دادند که وامصیبتا که طالبان می‌کُشد جانان ما را در افغانستان...کمی از آن دوران گذشته و آتش دوستان هم کمی سرد شده، اما دوباره تاجیکستان عزیزان کنشگر را بیش‌فعال کرده است. این بار ندای مظلومیت از بدخشان بلند شده و وامصیبتا که امامعلی رحمان می‌کُشد جانان ما را در بدخشان...چرا انسان درمانده می‌شود؟امامعلی رحمان از حامیان اصلی احمد مسعود در پنجشیر است و احمد مسعود و گروه شورشی او که در زمان حضور ائتلاف آمریکایی در افغانستان اصلا احساس ظلم نمی‌کردند، دلخوش به حمایت از سوی دیکتاتور تاجیکستان با طالبان می‌جنگند.امامعلی رحمان در حال کشتار فعالان سیاسی شیعه و حنفی انقلابی در سرزمین همواره انقلابی بدخشان است تا بیشه را از شیران خالی کرده و بتواند یک خط تدارکاتی امن و دائمی برای حمایت از شورشیان پنجشیر فراهم کند.از سویی برخی منابع تاجیک هم مدعی هستند که ترور ایمن الظواهری (فرمانده القاعده که در پناه طالبان بود) در افغانستان توسط یگان پهپادی ایالات متحده در منطقه فرخار که در اختیار نیروهای احمد مسعود است هدایت شده است.در طرف دیگر ماجرا ماه محرم الحرام نیز فرا رسیده و شهر کابل و دیگر مناطق افغانستان بیش از دوران حکومت‌های به‌اصطلاح دموکراتیک و مردمی دوران اشغال، عزادار و سیاه‌پوش امام حسین علیه‌السلام هستند و از آزار و کشتار شیعیان هزاره و تاجیک هم که کلا خبری نیست!فکر می‌کنم برای شما خواننده عزیز روشن شد که چه اتفاقی افتاده است، اگر نه که ادامه متن را بخوانید:چون شوربختانه فضای رسانه‌ای ایران کاملا توسط کنشگران اشغالگر! اشغال شده است، تلاش اساتید و درس‌خوانده‌های ایرانی فعال در حوزه شبه‌قاره برای کنترل فضای هیجانی جامعه، راه به جایی نبرد و عملا جنابان کنشگر صرفا با ایجاد فضای رعب و وحشت سنگین از افغانستان پس از اشغال صرفا باعث فرار فعالان اقتصادی ایرانی از افغانستان شدند و عملا سهم 4میلیارد دلاری بازار ایران از صادرات 7میلیارد دلاری جهان به افغانستان را به یک میلیارد دلار کاهش داده‌اند.اکنون هم به‌شدت با  امامعلی رحمان دشمنی می‌کنند و ناراحتند که چرا وزارت خارجه همانند ما نگران تحولات تاجیکستان نیست. انگار فراموش کرده‌اندکه تا همین چند ماه پیش سینه‌چاک مهره امامعلی رحمان در افغانستان بوده‌اند و اکنون در بهترین حالت باید ساکن باشند نه اینکه دوباره کنشگری! کنند.هم حمایت از احمد مسعود اشتباه بود و هم سکوت در مقابل جنایات دیکتاتور تاجیکستان که در حال خشکاندن ریشه‌های انقلاب اسلامی در بدخشان است. اما کنشگران محترم بین‌الملل به دلیل عدم دانش کافی و بی‌نیاز دانستن خود از مشورت در موضوع کنشگری صرفا هزینه‌های ایران از تحولات منطقه شبه‌قاره را بالا برده‌اند و سرمایه اجتماعی پشت سر خود را نیز گیج و منگ کرده‌اند.متاسفانه برخی کنشگران عرصه بین‌الملل ما همانند آن کنشگر محیط‌زیستی هستند که با پهن کردن خوان نعمت برای سگ‌های ولگرد هم موجبات قتل چند کودک بی‌گناه را فراهم آورده‌اند و هم از قِبَل افزایش این سگ‌ها آسیب جدی به دیگر گونه‌های جانوری در محیط‌زیست وارد شده است.در مثل جای مناقشه نیست اما با کمال احترام به مقام انسان، شورشیان پنجشیر نیز همانند همان سگ‌های ولگرد هستند که حمایت از آنان توسط کنشگران بی‌سواد شهادت دسته‌گل‌های بدخشان را به‌همراه داشته است. و عزیزان کنشگر نیز قطعا در خون این «جوانان رشید بدخشان» شریک امامعلی رحمان هستند.و در پایان...هیچکسی مخالف کنشگری شما عزیزان نیست و بنابه حقوق شهروندی شما نباید هم مخالف باشد ولی &quot;قطعا سفر به یک کشور یا داشتن دوستانی از فلان ملیت شما را کارشناس مسائل داخلی و بین‌المللی مرتبط با آن کشور نمی‌کند. ضمنا سوال پرسیدن عار نیست اما قطعا ندانستن و جماعتی را به بی‌راهه بردن ننگ است.&quot;</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Fri, 05 Aug 2022 14:19:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ پنج‌روزه هند و بنگلادش</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/rna003-ftir5yew2lu1</link>
                <description>در 16 آوریل سال 2001، درگیری مرزی میان مرزبانان هند و بنگلادش صورت گرفت. این درگیری به مدت پنج روز ادامه داشت.علتتجزیه بنگال در سال 1947 مرز بین‌المللی ضعیفی بین هند و بنگلادش (پاکستان شرقی آن زمان) ایجاد کرده بود. مالکیت چندین روستا در دو طرف مرز به‌صورت دوفاکتو، مورد مناقشه و موردادعای هر دو کشور بود. مناقشه بر سر تعیین مرز هند و بنگلادش به دلیل وجود بیش از 190 منطقه درون‌بوم-برون‌بوم (Enclave-Exclave) در میان طرفین مسئله‌ای بسیار پیچیده است.یکی از مناطق مورد مناقشه قطعه کوچکی از زمین در نزدیکی روستای پیردیوا (Pyrdiwah) بود که نیروهای امنیت مرزی هند (BSF) از زمان استقلال  بنگلادش در سال 1971 اشغال کرده بودند. این دهکده یکی از مناطق برون‌بوم (Exclve) هند در نزدیکی مرز بنگلادش با ایالت مگالایا هند بود. داکا مدعی است که این روستا در حاکمیت بنگلادش قرار دارد.شروع درگیریدرگیری‌های در تاریخ 16 آوریل 2001 آغاز و تا 19 آوریل سخت‌ترین جنگ از زمان ایجاد بنگلادش در سال 1971 رخ داد. این درگیری در اطراف روستای پیردیوا رخ داد که در مجاورت ایالت مگالایا (Meghalaya) هند و منطقه تیمبیل (Timbil) در مرز بنگلادش قرار دارد. منطقه سیلهت (Sylhet) در آن منطقه، 6.5 کیلومتر مرز در 30 سال گذشته مورد مناقشه باقی مانده است.محدوده رنگ شده در خاک هند، مورد هجوم مرزبانی بنگلادش قرار گرفتبه نظر می‌رسد که عامل این درگیری، تلاش نیروهای هندی برای ایجاد یک جاده ارتباطی از یک پایگاه ارتش در پادوآ در عرض منطقه مورد مناقشه به فاصله حدود 300 متر تا مگالایای هند بوده است. هنگامی‌که نیروهای امنیتی مرزی هند از عقب‌نشینی خودداری کردند، نیروهای مرزی بنگلادش به روستای پیردیوا حمله کردند و آن را اشغال کردند. به گفته فرمانده ارتش بنگلادش، این روستا از زمان جنگ استقلال بنگلادش در سال 1971 به‌طور غیرقانونی توسط هند اشغال شده بود.چند روز بعد، مرزبانان هندی تلافی کردند و سعی کردند وارد بوروی‌باری (Boroibari)، که در بیش از 100 کیلومتری غرب پیردیوا بود شوند. یکی دیگر از مناطق مورد مناقشه بین هند و بنگلادش است. در درگیری مسلحانه میان مرزبانان دو کشور، 16 مرزبان هندی کشته و 2 نفر مجروح شدند. در این حمله همچنین 3 مرزبان بنگلادشی کشته و 5 نفر مجروح شدند. حدود 10000 غیرنظامی از منطقه آواره و حدود 24 نفر در تیراندازی میان مرزبانان دو کشور زخمی شدند. پس از 5 روز درگیری نیروهای ارتش هند خاک بنگلادش را ترک کردند و ارتش بنگلادش نیز جنازه نیروهای هندی را به مرزبانی هند تحویل دادند.پیامدهای جنگ پنج‌روزهدر اواخر آوریل 2001، شیخ حسینه (Sheikh Hasina)، نخست‌وزیر بنگلادش، با آتال بیهاری واجپایی (Atal Bihari Vajpayee)، نخست‌وزیر وقت هند،  صحبت کرد و موافقت کرد که دستور تحقیقات در مورد این حادثه، به‌ویژه شکنجه نیروهای ارتش هند پیش از کشته شدن توسط ارتش بنگلادش را صادر کند. دو نخست‌وزیر یک ماه بعد دوباره دراین‌باره گفتگو کردند و حسینه از درگیری مرزی «اظهار پشیمانی» کرد. رامیندر جاسال (Raminder Jassal)، سخنگوی وزارت امور خارجه هند گزارش داد که هم هند و هم بنگلادش کانال‌های دیپلماتیک خود را بهبود خواهند بخشیده و متعهد شده‌اند در حوادث مشابه خویشتن‌داری کنند. هند و بنگلادش در مارس 2002 مذاکراتی را برای حل اختلافات مرزی خود آغاز کردند. در ژوئیه 2001، دو طرف گروه‌های کاری مشترکی را برای ایجاد بخش‌های مرزی بدون مرز ایجاد کردند.این اولین درگیری مسلحانه بین هند و بنگلادش بود، دو کشوری که از زمان استقلال بنگلادش در سال 1971 روابط دوستانه خود را حفظ کرده بودند و بنگلادش رسماً آغاز جنگ را انکار کرد. این درگیری احساسات ملی‌گرایانه را در بنگلادش تقویت کرد. درنتیجه آن در انتخابات پارلمانی، ائتلاف راست‌گرای چهارحزبی به رهبری حزب ملی‌گرای بنگلادش (BNP) و جماعت اسلامی بنگلادش اکثریت 196 کرسی از 300 کرسی را به دست آورد. دادگاه عالی بنگلادش دستور داد هیچ دادگاه نظامی حق تعلیق یا انتقال هیچ‌یک از فرماندهان نظامی محلی را ندارد.مذاکرات مرزی پرتنشی میان طرفین برای بحث در مورد اختلافات موجود در طول مرز 4000 کیلومتری آغاز شد که درنتیجه آن هند بعداً شروع به ساخت یک حصار در امتداد تمام طول مرز بین‌المللی با بنگلادش کرد. بنگلادش اعتراض کرد که ساخت حصار در 140 متری مرز نقض فاحش پیمان دوستی، همکاری و صلح هند و بنگلادش است. دولت بنگلادش همچنین به حملات مکرر مرزبانی هند به بنگلادش و تیراندازی‌هایی که منجر به کشته شدن شهروندان بنگلادشی در داخل خاک بنگلادش شد، اعتراض کرد. در یک کنفرانس خبری در اوت 2008، بیان شد که 97 نفر (69 بنگلادشی، 28 هندی) در تلاش برای عبور غیرقانونی از مرز در طول شش ماه پس از درگیری‌ها کشته‌شده‌اند.امین رضایی‌نژاد</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Sat, 16 Apr 2022 15:11:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرنوشت مشترک قصاب امریتسار و قصاب ایرباس 300A</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/rna002-gctbgx8vvsfy</link>
                <description>اثر گلوله بر جای مانده از کشتار امریتسار«قتل عام جالیان‌والا باغ»، که به «کشتار امریتسار» نیز معروف است، در 13 آوریل 1919 روی داد. جمعیت زیادی از هندی ها در اعتراض به دستگیری دکتر سیف‌الدین کیچلو و دکتر ساتیا پال، که از رهبران استقلال هند بودند، در باغ جالیان‌والا در ایالت پنجاب امروزی گردهم آمدند.این گردهمایی اعتراضی به شکل مسالمت‌آمیز ادامه داشت اما نیروهای اشغال‌گر حکومت راج‌بریتانی تمایل داشتند این اعتراضات به شکل مسالمت‌آمیز به پایان نرسد.سرتیپ انگلیسی رجینالد دایر (Reginald Edward Harry Dyer) به کمک واحدهای نظامی ارتش گورکایی راج‌بریتانی (نیروهای بومی ارتش بریتانیا شامل هندی‌ها، سندی‌ها، بلوچ‌ها و پشتون‌ها) باغ جالیان‌والا را محاصره کردند. جالیان‌والا فقط یک راه ورودی و خروجی داشت و از سه جهت دیگر محصور در ساختما‌های پیرامونی بود. پس از مسدود شدن تنها مسیر رفت و آمد توسط نیروهای اشغالگر راج‌بریتانی، سرتیپ دایر، دستور شلیک به متحصنین در باغ را صادر گرد. تیراندازی به مدت 10 دقیقه ادامه داشته و بیش از 1600 گلوله به سمت معترضان شلیک شد. با وجود اقدام به فرار جمعیت معترض، تیراندازی مستقیم به آن‌ها تا پایان یافتن مهمات نیروهای نظامی ادامه پیدا کرد.سرتیپ رجینالد دایرمورخین تعداد غیرنظامیان بی‌دفاع در این قتل و عام را بین 379 تا بیش از 1500 نفر تخمین زده‌اند. در این حادثه بیش از 1200 نفر از معترضین مجروح شدند. همچنین 42 کودک در میان کشته‌شدگان وجود داشته که کوچک‌ترین آن‌ها یک کودک 6 ماهه بود.چاه باغ جالیان‌والا که بعدها بیش از 120 جنازه از آن کشف شدارتش اشغالگر راج‌بریتانی در فردای روز کشتار، معترضین را اراذل و اوباشی نامید که به نیروهای نظامی حمله کرده بودند. در ادامه این جنایت در 19 آوریل 1919 سرتیپ دایر «قانون خزیدن» را اعلام کرد که طبق آن هندی‌ها باید برای عبور از یک خیابان خاص که در آن به یک بریتانیایی توهین شده بود، به شکل خزیدن عبور می‎‌‌کردند. در زمان عبور هندی‌ها نیز افسران بریتانیایی به آن‌ها شلاق می‌زدند. طبق گزارشات موجود در میان افرادی که مجبور به خزیدن شدند، چند معلول جسمی، افراد نابینا و زنان باردار حضور داشتند.برای کاهش اعتراضات هندی‌های رجینالد دایر بازنشسته شد. اما مجلس اعیان بریتانیا سرتیپ دایر را ستایش کرد و شمشیری به او داد که شعار «ناجی پنجاب» روی آن نوشته شده بود. علاوه‌بر این، پول زیادی توسط هواداران انگلیسی سرتیپ دایر جمع آوری و به در حمایت از این کشتار به وی اهدا شد.ملکه الیزابت دوم در طول سفرهای دولتی خود در سال‌های 1961 و 1983 هیچ اظهارنظری درباره این حادثه نکرد. اما در 13 اکتبر 1997 در یک ضیافت دولتی در هند درباره این رویداد ابراز تاسف کرد و گفت باید از این حادثه درس بگیریم. همچنین دولت بریتانیا نیز هرگز به‌طور رسمی بابت این کشتار عذرخواهی نکرد.امین رضایی نژاد</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Wed, 13 Apr 2022 11:29:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نخست‌وزیری که از شر نفرین «شاهزاده کشمیری» در امان ماند</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/rna001-vnsgz7nsocdr</link>
                <description>جنگ سرد که اغلب به‌عنوان درگیری بین دو بلوک شرق و غرب روایت می‌شود، هرگز فقط همین درگیری نبود. جنبش عدم‌تعهد و حوادث سیاسی پیرامون آن بخشی تفکیک‌ناپذیر از تحولات جنگ سرد است که نادیده گرفتن آن می‌تواند به ارائه تصویری نادرست از فضای سیاسی آن دوران منجر شود. یکی از رخدادهای دوران جنگ سرد که در فضای مفهومی جنبش عدم‌تعهد قابل توصیف است، حادثه «شاهزاده کشمیری» نام دارد که به شرح آن می‌پردازم.هواپیمای خطوط هواپیمایی شاهزاده کشمیریگروهی از کشورها که عمدتاً مستعمرات سابق در آسیا و آفریقا بودند، با احتیاط از همزادپنداری نزدیک با هر یک از ابرقدرت‌های جهان، به امید مقاومت در برابر دوگانه‌ای که آن‌ها را مجبور به انتخاب ایالات‌متحده یا اتحاد جماهیر شوروی می‌کرد، متحد شدند. جنبش غیرمتعهدها تا سال 1961 رسماً آغاز به کار نکرده بود، اما روند عدم‌تعهد تقریباً به‌محض آغاز جنگ سرد آغاز شد. در سال 1955 اولین اجلاس جهانی کشورهای آفریقایی و آسیایی در شهر باندونگ کشور اندونزی برگزار شد. «چو ئن‌لای» (Zhōu Ēnlái) نخست‌وزیر جمهوری خلق چین و نماینده پکن در این اجلاس بود. حضور ئن‌لای در این نشست که در چارچوب اولین بحران تنگه تایوان برگزار می‌شد و منطقه را در آستانه جنگ قرار داده بود، دارای اهمیت فراوانی بود.تایوان به‌طور فزاینده‌ای در مورد وضعیت خود در بهار 1955 دچار نگران بود. هر دو تایوان چینی و غیر چینی، فقط چند سال قبل از آن توسط متحدان آمریکایی خود رها شده بودند. جنگ دو کره لحن آمریکایی‌ها را تغییر داده بود و تایوان را تحت حفاظت پیمان ایالات‌متحده قرار داده بود، اما همان‌طور که بحران 1954 نشان داد، وضعیت ناپایدار است. از سویی در آن زمان نزدیکی بین بریتانیا و جمهوری خلق چین منجر به ترس از به خطر افتادن نقش «آینده تایوان» در کرسی چین در سازمان ملل شده بود.کانون دیگر بحران در منطقه هنگ‌کنگ بود. مستعمره بریتانیا در مرز جمهوری خلق که تنها چند صد کیلومتر از تایوان فاصله داشت. مانند برلین یا وین، هنگ‌کنگ جایی بود که درگیری‌های عرصه سیاست بین‌الملل ماهیت منطقه‌ای پیدا می‌کرد.در آوریل 1955، سفر چو ئن‌لای به اندونزی برنامه‌ریزی شد. او شهرت جهانی فزاینده‌ای به‌عنوان یک دیپلمات داشت و خونسردی و وقار او در هنگامی‌که در سال 1954 جان فاستر دالس (John Foster Dulles)، وزیر امور خارجه وقت ایالات‌متحده در ژنو از دست دادن با وی ابا کرد، موردتوجه قرار گرفته بود. اما آنتونی ادن (Anthony Eden)، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، در چندین نوبت به‌طور خصوصی با چو ئن‌لای در ژنو ملاقات کرد که باعث شگفتی آمریکایی‌ها شد.همچنین دولت تایوان که به زبان ماندرین تسانگ نامیده می‌شود و تایوان را به‌عنوان یک دولت تک‌حزبی اداره می‌کرد نگران شهرت چو ئن‌لای بود. دولت چیانگ کای‌شک (دولت وقت تایوان) نه‌تنها از بهبود روابط جمهوری خلق چین با بریتانیای کبیر نگران بود، بلکه می‌ترسید که موفقیت‌های دیپلماتیک بزرگ‌تری به‌طور بالقوه در انتظار چو ئن‌لای در اندونزی باشد. چو ئن‌لای در مقابل ایالات‌متحده و تایوان به دلیل بحران تنگه، مانند نیرویی برای خویشتن‌داری و تعقل به نظر می‌رسید. تسانگ معتقد بود اگر چو ئن‌لای  موفق شود جنبش غیرمتعهدها را مهندسی کند که جایگزین مناسبی برای نابودی متقابل تضمین‌شده توسط آمریکایی‌ها و شوروی‌ها ارائه کند، دور نگه داشتن جمهوری خلق چین از سازمان ملل دشوار خواهد بود. برای جلوگیری از این احتمال، آژانس‌های اطلاعاتی تسانگ طرح ترور چو ئن‌لای را برای جلوگیری از رسیدن وی به باندونگ طراحی کردند.تسانگ انگیزه‌های مختلفی برای اجرای این طرح داشت. نه‌تنها تواناترین دیپلمات جمهوری خلق چین را از بین می‌برد، بلکه انتقام از دست دادن چندین جزیره را در منطقه منتهی به بن‌بست تنگه در سال 1954 می‌گرفت.هواپیمای چو ئن‌لای در مسیر خود به اندونزی از هنگ‌کنگ عبور می‌کرد. در مارس 1955، نیروهای امنیتی تسانگ در هنگ‌کنگ جزئیات را بررسی کردند. تدابیر امنیتی در اطراف خود چو ئن‌لای شدید بود و نخست‌وزیر از تشریفات عادی گمرک یا انتقال مسافرین به هواپیما عبور نمی‌کرد. انتقال چمدان‌ها و سایر جزئیات توسط خدمات مسافرتی چین انجام می‌شد و به کارکنان غیرضروری اجازه دسترسی به هواپیما داده نمی‌شد. با توجه به همه این‌ها، نه شلیک به چو ئن‌لای و نه قرار دادن بمب در چمدان، به نظر امکان‌پذیر نمی‌رسید. در عوض، تصمیم گرفته شد که به دنبال دسترسی به هواپیما در مسیر باند فرودگاه کای تاک برای خرابکاری در آن باشند.دسترسی محدود آن‌ها مانع استفاده از یک عامل اطلاعاتی با تجربه بود. زمانی برای ایجاد یک داستان پوششی و نفوذ یک عامل به فرودگاه نیز وجود نداشت. درنتیجه آن‌ها باید یک فرد محلی را استخدام می‌کردند.تایوانی‌ها با یکی از کارمندان شرکت مهندسی هواپیمای هنگ‌کنگ به نام ژو جو (روایت‌های متفاوتی در مورد نام خانوادگی او وجود دارد) دست یافتند. ژو به‌عنوان نظافتچی هواپیما کار می‌کرد، از سال 1950 در هنگ‌کنگ بود و بدهی‌های قمار ژو، او را به یک هدف آسان تبدیل می‌کرد. ژو جو بخشی از خدمه‌ای بود که تعمیرات معمولی را در هواپیمای چو ئن‌لای انجام می‌دادند، به این معنی که او فرصتی برای کار گذاشتن مواد منفجره در هواپیما را داشت.در 11 آوریل، قرار بود هواپیمای خطوط هوایی «شاهزاده کشمیر» هواپیمای چو ئن‌لای برای سفر از هنگ‌کنگ به جاکارتا باشد. شاهزاده کشمیر با تکمیل مسیر عادی خود، حوالی ظهر از بانکوک به هنگ‌کنگ رسید و نزدیک به 90 دقیقه را در کای تاک روی زمین گذراند. چمدان‌ها با نظارت دقیق بارگیری شد. در آن زمان، درحالی‌که بخشی از خدمه در حال انجام تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده خود بودند، ژو جو یک بمب ساعتی را در چاه چرخ سمت راست هواپیما قرار داد.این هواپیما در ساعت 1:26 بعدازظهر حرکت کرد و قبل از انفجار بمب، چندین ساعت در ارتفاع 18000 پایی پرواز کرد. این انفجار باعث نابودی هواپیما نشد، اما کابین به‌سرعت پر از دود شده و آتش به‌سرعت در هواپیما گسترش یافت. خدمه موفق به فرود اضطراری در آب شدند، اما هواپیما در اثر برخورد شدید با آب شکسته شد. اگرچه سه خدمه در کابین خلبان جان سالم به دربردند، اما پنج خدمه دیگر و تمام 11 سرنشین هواپیما بر اثر غرق شدن کابین جان باختند.اما چو ئن‌لای در میان مسافران نبود.مطابق اخبار رسمی، چو ئن‌لای از طریق یک شانس کور نجات یافت: آنچه اعلام شد عمل جراحی اضطراری آپاندیس مانع از انجام پرواز برنامه‌ریزی‌شده او شده بود. او چند روز بعد به باندونگ رفت و از موفقیتی که تایوان از آن می‌ترسید لذت برد! و موفقیت چو ئن‌لای زمانی به چشم آمد که دخالت سیا در سوءقصد به جان او فاش شد.تسانگ توضیح بدبینانه‌تری می‌داد: چو ئن‌لای در هواپیما نبود زیرا دستگاه اطلاعاتی چین حداقل یک روز قبل متوجه شده بود که هواپیما هدف عملیات تروریستی قرار گرفته است. در این نسخه از داستان، قربانیان سقوط از بدشانس‌ترین قربانیان جنگ سرد بودند زیرا پکن می‌دانست که خرابکاری محتمل است، و درواقع به مقامات هنگ‌کنگ در مورد آن هشدار داده بود، اما به‌جای متوقف کردن پرواز، آن‌ها اجازه می‌دهند که پرواز ادامه یافته و جان 16 انسان بی‌فایده در نظر گرفته شود.امین رضایی نژاد</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 12:37:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گونه‌شناسی معنویت در اخلاق «نتیجه‌گرایی هدونیستی»</title>
                <link>https://virgool.io/@AminRezaeiNejad/%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-dcfh6kymndap</link>
                <description>چگونه می‌توانیم درست یا غلط بودن یک عمل را از منظر اخلاقی تشخیص دهیم؟ برای مثال دروغگویی خوب است یا بد؟ اجازه دهید سؤال خود را با دقت بیشتری مطرح کنم. دروغ گفتن به یک زن دربارۀ خیانت همسرش به وی، از جهت اینکه زندگی زناشویی آنان آسیب نبیند، خوب است یا بد؟ دروغگویی در این حالت، یک لطف به زندگی زناشویی است یا یک لطف به مرد خیانتکار؟ ممکن است بگوئید این دروغ یک فرصت برای مرد خیانتکار است که خود را اصلاح کند؛ اما اگر اصلاح نشد، با همسر آسیب‌دیده‌اش چه کنیم؟ برای حل این دو راهی اخلاقی چه پیشنهادی دارید؟ آیا با خدا مشورت می‌کنید؟ نگاهی به قوانین حقوق مرتبط با دروغگویی می‌اندازید؟ با یک دوست مشورت می‌کنید؟ از یک کتاب اخلاقی یا مذهبی کمک می‌گیرید؟ یا به عواقب دروغ خود فکر می‌کنید و در نهایت یکی را برمی‌گزینید؟اگر راه‌حل آخر را انتخاب می‌کنید، شما احتمالاً بدون آنکه بدانید یک «نتیجه‌گرا» (Utilitarianist) هستید. نتیجه‌گرایی یک ایدۀ بسیار قدیمی است، ولی بیشتر با نام «جرمی بنتام» (Jeremy Bentham) در دوران معاصر شناخته می‌شود. جان استوارت میل به نظریۀ نتیجه‌گرایی بنتام علاقه نشان داد و خوانش خود از این نظریه را در قالب «نتیجه‌گرایی هدونیستی» (Hedonistic Utilitarianism) ارائه داد.در نظریۀ استوارت میل، عملکرد درست شما در مورد دو راهی ذکر شده، به این بستگی دارد که شما بیشترین میزان احساس لذت و شادی برای تمامی طرف‌های ماجرا در نظر گرفته و سپس مبتنی بر آن اقدام کنید. در واقع مطابق با نظریۀ جان استوارت میل، خیر جمعی بر خیر فردی اولویت دارد و ما همواره با چالش انتخاب از طریق این معیار روبرو هستیم. از سویی جان استوارت برخلاف جرمی بنتام معتقد بود که کیفیت لذات علاوه بر اینکه هم‌اندازه نیستند، از اهمیت هم برخوردارند و انسان‌ها از اینکه یک انسان فقیر باشند، بیشتر لذت می‌برند تا یک خوک مرفه.وی نظریه بنتام را این‌گونه اصلاح می‌کند که لذت‌های فکری، بالاتر از لذت‌های جسمی خالص است. حل یک معمای فکری، بازی شطرنج و نوشتن کتاب، از نظر کیفی بهتر از خوردن کیک شکلاتی، ماساژ دادن و بوییدن گل است. اگرچه لذت‌های فکری اغلب با زحمت همراه بوده و رضایت فوری کمتری ایجاد می‌کند، اما ذاتاً آن احساسات زودگذر جسمی را راضی‌تر می‌کند.جان استوارت میل: «بهتر است یک انسان ناراضی باشید، تا یک خوک راضی. سقراطِ ناراضی بودن بهتر از احمق راضی بودن است.»وی نقش انگیزه در شکل‌گیری نتیجه را مردود می‌دانست و معتقد بود ممکن است یک انگیزه یا نیت بد یک نتیجۀ خوب به همراه داشته باشد. برای مثال، شما کیف پر از پولی که پیدا می‌کنید را به امید دریافت مژدگانی به صاحبش برمی‌گردانید. در نتیجه داشتن نیت خوب برای انجام یک عمل از نظر وی بی‌معنی است و باید آن کار نتیجه خوبی در پی داشته باشد.سودگرایی و معنویتاگر بخواهیم نظر جان استوارت میل در مورد سودگرایی را در یک بند بیان کنیم، می‌توان به آنچه وی در آثارش بیان کرده اشاره کرد:«آموزۀ سودگرایی این است که خوشبختی (یا خرسندی) تنها مطلوب مردم به‌عنوان هدف است و به همین روی، چیزهای دیگر نیز به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف، مطلوب مردم‌اند. همان گونه که تنها دلیل اثبات قابل‌مشاهده بودن یک شیء آن است که مردم آن را می‌بینند، تنها دلیل مطلوب بودن هر چیز این است که مردم آن را می‌خواهند. بنابراین نمی‌توان دلیلی آورد که چرا سعادت عمومی مطلوب است؛ جز این دلیل که هر شخصی سعادت خودش را تا جایی می‌طلبد که دست‌یافتن به آن را ممکن می‌داند.» (نظریه «برین سودگرایی» در اخلاق و تطبیق آن با نظریه سودگرایی رایج- منصور نصیری)در نتیجه، بر اساس آنچه که استوارت میل می‌گوید، دستیابی به حداکثر سعادت دنیوی (جسمی، ذهنی، روانی)، استفاده از هر ابزاری را که به دیگران آسیب نمی‌زند، ممکن می‌سازد.اکنون می‌توان به جایگاه معنویت در اندیشۀ استوارت میل پرداخت و برای این منظور همانند ابتدای این یادداشت با یک سؤال موضوع را ادامه می‌دهیم.تصور کنید یک پاگانیست، یک هندو، یک مسیحی و یک ملی‌گرا می‌خواهند به حداکثر سعادت دنیوی دست پیدا کنند. مطابق با مختصات تعریف شده از سوی استوارت میل، استفاده هرکدام از آنها از ابزارهایی که به دیگران نیز آسیب می‌زند، ممنوع است. همچنین با این فرضیه جلو می‌رویم که بالاترین لذت نیز رضایت ذهنی و روانی است (یادتان هست که استوارت میل هم اعتقاد داشت یک انسان ناراضی از یک خوک راضی بهتر است.)پاگانیست موردنظر ما برای تأمین حداکثری احساس خشنودی خود، احتمالاً به درون طبیعت می‌رود و سعی می‌کند با انجام مدیتیشن احساس یگانگی با طبیعت را در خود ایجاد کند. آتشی روشن کرده و به تقدیس آتش می‌پردازد و یا با فکرکردن به خوبی‌ها تلاش می‌کند از قانون جذب برای ایجاد یک حس خوب در درون خود استفاده کند. شاید به یک حوضچۀ گِل وارد شده و تمامی بدن خود را گِل‌مالی کند، یا کاملاً عریان شده و تصاویر طبیعت را روی بدن خود نقاشی کرده و حمام آفتاب بگیرد یا شاید…، مهم نیست چه کاری، مهم دستیابی به آرامش ذهنی و روانی است که حاصل شد.هندوی موردنظر ما احتمالاً به نزدیک‌ترین معبد گانش در حوالی منزلش می‌رود، یک عود روشن کرده و معبد گانش و خودش را با دود آن عود متبرک می‌کند. با تکرار مانترایی به گانش ادای احترام می‌کند، مقداری خوراکی یا پول تقدیم معبد گانش کرده و سپس به منزلش می‌رود. شاید همین کار را به‌جای گانش برای راما انجام دهد یا شاید ویشنو یا شاید…، مهم نیست چه معبدی، مهم دستیابی به آرامش ذهنی و روانی است که حاصل شد.مسیحی موردنظر ما هم با توجه به گرایشی که دارد می‌تواند کارهای مختلفی انجام دهد. اگر یک کاتولیک باشد، خواندن فرازهایی از کتاب مقدس و سپس اعتراف در برابر پدر روحانی می‌تواند یک راهکار خوب به‌حساب آید. اگر یکی از پیروان اپوس دوئی باشد، به خلوت خود رفته و شروع به شلاق زدن به بدن خود می‌کند و با هر ضربه‌ای که می‌زند بیشتر احساس رضایت می‌کند. اگر یک مسیحی بنیادگرا باشد، احتمالاً با پرداخت کمی پول به شماره حسابی که برای حمایت از اسرائیل معرفی شده، یا رفتن به طبیعت و تمرین تیراندازی برای کسب آمادگی بیشتر در زمان ظهور مسیح تلاش می‌کند آرامش مطلوبی را کسب نماید. احتمالاً مسیحی ارتدوکس محترم هم کار دیگری می‌کند، اما مهم نیست چه کاری، مهم دستیابی به آرامش ذهنی و روانی است که حاصل شد.خوب در آخر به سراغ ملی‌گرای داستان می‌رویم. ببینیم برای حداکثر خشنودی او چه راهکاری را می‌توانیم متصور شویم. تصور کنید فیفا در حال برگزاری جام جهانی فوتبال است. تیم ملی کشور ملی‌گرای داستان ما هم در این مسابقات حضور دارد. احتمالاً او شالی که شبیه به پرچم کشورش تهیه شده را به دور گردنش می‌اندازد، به کافه یا باری که با رفقایش قرار جمع‌شدن در آن گذاشته‌اند، رفته و مسابقه را تماشا می‌کنند؛ مست می‌کنند و رجزهای ملی‌گرایانه می‌خوانند. شاید در صورت تمکن مالی به کشور محل برگزاری جام جهانی سفر کند و با حضور در ورزشگاه، احساسات ملی‌گرایانه خود را بروز داده و به یک حس خشنودی عظیم دست یابد. البته شاید این ملی‌گرا یک دانشمند باشد و تمام زندگی خود را در یک آزمایشگاه وقف کرده تا بتواند با اختراعی کشورش را سربلند کند. شاید یک والیبالیست باشد و… . مهم نیست چه جایگاه اجتماعی دارد و چه‌کار می‌کند، مهم دستیابی به آرامش ذهنی و روانی است که حاصل شد.همۀ چهار فرد داستان ما به آرامش دست یافتند؛ اما آیا عمل (یا اعمال) هر چهار نفر از نظر ارزشی یکسان هستند؟ معنای ارزش چیست؟ اگر دستیابی به حداکثر احساس خوشبختی دنیوی است، جواب بله است. اما آیا حقیقت همان چیزی است که استوارت میل می‌گوید؟واقعاً هیچ تفاوتی میان اعتراف در نزد کشیش، گرفتن حمام آفتاب به شکل کاملاً عریان، برگزاری نماز، انجام یوگا، گِل‌مالی کردن بدن، روشن کردن عود برای ویشنو، خواندن مثنوی، فریاد شادی پس از گل تیم ملی کشور، اجرای نمایش کمدی الهی دانته، شلاق زدن به بدن و مدیتیشن وجود ندارد؟ آیا هیچ اهمیتی ندارد که بعد از مرگ هم، جهانی است و برخی کارهای لذت‌بخش و برخی کارهای طاقت‌فرسا برای دستیابی به حداکثر لذت اخروی را باید انجام داد؟ یک مسلمان نباید در تابستان روزه بگیرد؛ زیرا احساس ناخوشایند گرسنگی و غلبه شدید تشنگی به وی دست می‌دهد؟ یک پیرو فرقه اپوس دوئی باید به بدن خود شلاق بزند آن‌گونه که خون جاری شود، چون احساس رضایت به او دست می‌دهد؟جایگاه خداوند در اندیشۀ اخلاقی جان استوارت میل چیزی بیشتر از ابزاری برای کسب احساس رضایت نیست. از نظر او، اگر احساس می‌کنید خداوند و اطاعت از وی به شما حداکثر لذت دنیوی را می‌دهد، پس با کمال میل او را بپرستید؛ اما اگر از پرستش او به‌زحمت می‌افتید و لخت شدن در برابر آفتاب را بیشتر دوست دارید، پس انجامش دهید!لذت‌گرایی جان استوارت میل که در ادبیات فلسفۀ اخلاق به آن نتیجه‌گرایی هدونیستی می‌گویند، عملاً در پی توجیه تمامی اعمال بشر است، تا آنجا که خللی به نظم عمومی وارد نشود. از فلسفۀ اخلاقی نتیجه‌گرایی هدونیستی می‌توان به‌عنوان گونه‌ای دیگر از فلسفه چتری اومانیسم نگاه کرد که کمی با رومانتیسیسم قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی درهم‌آمیخته شده است.</description>
                <category>Amin Rezaei Nejad</category>
                <author>Amin Rezaei Nejad</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 21:23:25 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>