<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Amir917</link>
        <description>!Take it easy</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:12:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68328/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر</title>
            <link>https://virgool.io/@Amir917</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین رستوران‌های ایرانی در تورنتو</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AA%D9%88-cijq13sat4vq</link>
                <description>هایدا ساندویچ https://virgool.io/d/cijq13sat4vq/%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86:%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86 شماره تلفن: (647) 352–3344وب سایت: https://haidasandwich.ca/آدرس:15 Northtown Way #21,Toronto, ON M2N 7A2ساعات کار: تمام روزهای هفته از ساعت 11 صبح تا 12 شبنوع غذا: حلال و سبزیجاتبرنامه غذایی خاص: نداردقیمت: 30دلار کانادا بابت غذای دو نفرهارسال: بلهرتبه رستوران در رتبه‌بندی yelp: 3.5رتبه رستوران در گوگل: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی Zomato: 3.4رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 7.3رستوران هایدا در سال 2010 در تورنتو دایر شده است. رستوران هایدا ساندویچ، تنها با هدف ایجاد کسب و کار و به دست آوردن سود ایجاد نشده است بلکه در این رستوران هدف به دست آوردن رضایت مشتری و ایجاد محیط شاد برای آن‌ها در اولویت قرار دارد. در رستوران هایدا، غذاهای ایرانی با کیفیت عالی تهیه می‌شوند و شما می‌توانید میزبان میهمانان خود در رستوران هایدا ساندویچ باشید . در این رستوران غذاهای تشریفاتی مخصوص جشن و میهمانی با طعمی کم‌نظیر در اختیار مشتریان قرار می‌گیرند. در رستوران هایدا به دلیل مراجعه تعداد زیادی از ایرانی‌ها، مخصوصا در روزهای تعطیل ممکن است با ازدحام جمعیت مواجه شوید بنابراین بهتر است که قبل از حضور در رستوران، از طریق تماس تلفنی، میز مورد نظرتان را رزرو کنید.هایدا کترینگنام رستوران: هایدا کترینگشماره تلفن: (647) 352–3344آدرس:15 Northtown Way #21,Toronto, ON M2N 7A2ساعات کار: تمام روزهای هفته از ساعت 11 صبح تا 12 شبنوع غذا: حلال و سبزیجاتبرنامه غذایی خاص: نداردقیمت: 30دلار کانادا بابت غذای دو نفرهارسال: بلهرتبه رستوران در رتبه‌بندی yelp: 3.5رتبه رستوران در گوگل: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 3.4رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 7.3هایدا کترینگ رستورانی است که در سال 2010 تاسیس شده است و در آن غذاهای ایرانی خوشمزه در تورنتو تهیه می‌شود. منوی اختصاصی که در رستوران هایدا کترینگ در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد آن‌ها را برای برگزاری میهمانی‌های خاص خود در این رستوران ترغیب می‌کند. رستوران هایدا کترینگ یکی از بهترین رستوران‌ها برای خوردن غذای حلال در تورنتو است. فضای دنج و آرام این رستوران، مکان بسیار خوبی برای دورهمی‌های دوستانه است. رستوران هایدا کترینگ از سال 2010 تا به امروز توانسته است موقعیت خود را به عنوان یکی از بهترین رستوران‌ها در تورنتو حفظ نماید. تنوع غذاها در رستوران هایدا کترینگ زیاد و با هر سلیقه‌ای سازگار است.دارویش پرشیننام رستوران: دارویش پرشینشماره تماس: (416) 929–8893آدرس:508 Yonge St, Toronto, ON M4Y 1X9ساعات کار رستوران: دوشنبه و سه شنبه از ساعت 5 عصر تا 9 شب. چهارشنبه تا یکشنبه از ساعت 12 ظهر تا 9 شب و شنبه از ساعت 2 تا 8 شب.نوع غذا: ایرانی و خاورمیانهبرنامه غذایی خاص: غذاهای حلال، سبزیجاتقیمت: 65 دلار کانادا بابت یک غذای دو نفرهارسال به خارج از رستوران: خیررتبه رستوران در رتبه‌بندیyelp: 4رتبه رستوران در گوگل: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 3.8رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 7.5اگر به غذاهای ایرانی و خاورمیانه با طعم‌های عالی علاقه‌مند هستید به رستوران دارویش پرشین مراجعه کنید. رستوران دارویش پرشین یکی از معتبرترین رستوران‌ها در تورنتو است که به عنوان یک رستوران دل‌پذیر برای دورهمی دوستان و میل نمودن وعده‌های غذایی خاطره‌انگیز در کنار یک‌دیگر، مشهور است. فضا و دکوراسیون رستوران طوری طراحی شده است که شما علاوه بر احساس لذت نسبت به غذاهای متنوع، از محیط دنج رستوران نیز احساس رضایت خواهید داشت. لازم است بدانید که غذاهای مخصوص مشتریان گیاهخوار نیز در کنار سایر غذاها در این رستوران حق انتخاب وسیعی را برای شما به وجود می‌آورد. رستوران دارویش پرشین در تورنتو رستورانی معروف برای گیاه‌خواران است که در آن با مشاهده منوی هیجان برانگیز، تصمیم شما برای گیاه‌خوار بودن قطعی‌تر می‌شود.در رستوران دارویش پرشین در مورد سلامت غذاها اصلا نگران نباشید چون در این رستوران بهترین و با کیفیت‌ترین مواد غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرند.شمال https://virgool.io/d/cijq13sat4vq/%F0%9F%93%B7Photoby:AhmadRezaFattahi نام رستوران: شمالشماره تماس: (905) 881–7704آدرس:100 Steeles Ave W #27, Thornhill, ON L4J 7Y1ساعات کار رستوران: یکشنبه و پنج‌شنبه از ساعت 12 ظهر تا 10 شب. جمعه و شنبه از ساعت 12 ظهر تا 11 شب.نوع غذا: ایرانی و خاورمیانهبرنامه غذایی خاص: حلالقیمت: 65 دلار کانادا بابت یک غذای دو نفرهارسال به خارج از رستوران: خیررتبه رستوران در رتبه‌بندیyelp: 3رتبه رستوران در گوگل: 3.6رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 3.9رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 8.3رستوران شمال یکی از جذاب‌ترین رستوران‌ها در تورنتو است که در آن برخورد بسیار گرم کارکنان، رضایت مشتریان را به همراه داشته است. رستوران شمال در تورنتو، فقط با انگیزه کسب و کار و به دست آوردن سود زیاد ایجاد نشده است بلکه مهم‌ترین هدف مدیریت این رستوران، ایجاد رضایت در مشتری و به وجود آوردن محیط دل‌انگیز برای آن‌ها است. در رستوران شمال، طعم خوش غذاهای ایرانی را تجربه کنید. فضای رستوران شمال به شکلی طراحی شده است که در آن بسیاری از جوانان، میهمانی و جشن‌های خود را برگزار می‌کنند. در رستوران شمال، غذاهای تشریفاتی مختص جشن و میهمانی با کیفیت عالی در اختیار مشتریان قرار می‌گیرند. با میل کردن غذاهای سنتی مانند کباب، حتما رستوران شمال، نظر شما را جلب خواهد کرد. رستوران شمال به دلیل حضور تعداد زیادی از ایرانی‌ها، مخصوصا در روزهای تعطیل، ممکن است شلوغ باشد. بنابراین پیشنهاد می‌شود که قبل از مراجعه به رستوران، از طریق تماس تلفنی، میز رزرو کنید.دربار پرشین گریل https://virgool.io/d/cijq13sat4vq/%F0%9F%93%B7Photoby:PouyanDjahani نام رستوران: دربار پرشین گریلشماره تماس: (416) 519–4242آدرس سایت:آدرس:2015 Avenue Rd, North York, ON M5M 4A5ساعات کار رستوران: شنبه تا دوشنبه از ساعت 11:30 دقیقه ظهر تا 11 شب. یکشنبه از ساعت 12 ظهر تا 10 شب.نوع غذا: ایرانی، خاورمیانهبرنامه غذایی خاص: سبزیجاتقیمت: 85 دلار کانادا بابت یک غذای دو نفرهارسال به خارج از رستوران: خیررتبه رستوران در رتبه‌بندیyelp: 3.5رتبه رستوران در گوگل: 4.1رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 7.7بسیاری از اشخاصی که گیاه‌خوار هستند یا قصد دارند عادات غذایی خود را تغییر بدهند تصور می‌کنند که برای گیاه‌خواران رستورانی که بتوانند غذاهای خوشمزه میل کنند وجود ندارد. در صورت سفر به تورنتو می‌توانید با مراجعه به رستوران دربار پرشین گریل، غذاهای گیاهی را با طعم متفاوت تست کنید. با توجه به گیاهان متفاوتی که در کانادا می‌روید در رستوران‌های مختص گیاه‌خواران نیز مشتریان، حق انتخاب زیادی برای سفارش دادن غذا دارند. در برخی از رستوران‌ها غذاهای گیاهی به بدترین شکل ممکن تهیه می‌شوند طوری که مشتری، تصمیم می‌گیرد گیاه‌خوار بودن را فراموش کند و عادات غذایی پیشین خود را از سر بگیرد اما در رستوران دربار پرشین گریل، غذاهای گیاهی تازه و با کیفیت هر شخص غیر گیاه‌خواری را نیز برای میل کردن غذای گیاهی ترغیب می‌کند.شهرزاد https://virgool.io/d/cijq13sat4vq/%F0%9F%93%B7Photoby:BabakK. نام رستوران: شهرزادشماره تماس: (416) 929–9222آدرس:422 College St, Toronto, ON M5T 1T3ساعات کار رستوران: سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت 5 عصر تا 9 شب. جمعه تا شنبه از ساعت 5 عصر تا 10 شب. یکشنبه از ساعت 5 عصر تا 9 شب.نوع غذا: مدیترانه و ایرانیبرنامه غذایی خاص: غذاهای حلال، سبزیجاتقیمت: 50 دلار کانادا بابت یک غذای دو نفرهارسال به خارج از رستوران: خیررتبه رستوران در رتبه‌بندیyelp: 4رتبه رستوران در گوگل: 4.2رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 4.1رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 8.3رستوران شهرزاد یکی از بهترین رستوران‌ها در شهر تورنتو است که برای سال‌های متمادی توانسته است موقعیت خود را به عنوان یک رستوران با کیفیت در شهر تورنتو حفظ نماید. رستوران شهرزاد را برای دورهمی‌های خانوادگی و برای گذراندن ساعاتی خوش در کنار دوستانتان انتخاب کنید. مدیریت رستوران شهرزاد در کنار کارکنان، تمام تلاش خود را برای ارائه غذای با کیفیت به مشتریان خود انجام می‌دهند. فضای دل‌نشین رستوران شهرزاد برای به دست آوردن آرامش و تجربه یک وعده غذایی خوشمزه به هر مسافری که به تورنتو سفر کرده است پیشنهاد می‌شود. برخی از مسافرین ایرانی در طول مدت سفر نیز همچنان علاقه دارند وعده‌های غذایی خود را با غذاهای ایرانی سپری کنند. اگر شما جزء این دسته از مسافرین هستید برای لذت بردن از سفر به تورنتو به رستوران شهرزاد مراجعه کنید.بانو https://virgool.io/d/cijq13sat4vq/%F0%9F%93%B7Photoby:Owner نام رستوران: بانوشماره تماس: (416) 777–2268آدرس:777 Queen St W, Toronto, ON M6J 1G1ساعات کار رستوران: دوشنبه و پنج‌شنبه از ساعت 12 ظهر تا 11 شب. جمعه و شنبه از ساعت 12 ظهر تا 12 شب.نوع غذا: ایرانی، مدیترانه‌ای، خاورمیانهبرنامه غذایی خاص: سبزیجاتقیمت: 7 تا 37 دلارارسال به خارج از رستوران: خیررتبه رستوران در رتبه‌بندیyelp: 3رتبه رستوران در گوگل: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی zomato: 4رتبه رستوران در رتبه‌بندی Foursquare: 7.1رستوران بانو هم یکی دیگر از رستوران‌های معروف در شهر تورنتو است که توانسته با میزبانی گرم و صمیمی، نام خود را در ذهن مشتریان ایرانی ساکن در تورنتو تثبیت نماید. در این رستوران که در چینش و دکوراسیون آن سعی بر حفظ فرهنگ ایرانی شده است شما می‌توانید با میل غذاهای خوشمزه، ساعات خوشی را سپری کنید. در این رستوران غذاهای مدیترانه و خاورمیانه نیز مشتریان خاص خود را دارد.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 19 Sep 2020 16:07:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درمون رفتن ناخن در گوشت پا !</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%A7-fbghm5901una</link>
                <description>سلام. گفتم ی نوشته کوتاه بنویسم. تو نت خودم میگشتم چیز درس حسابی ای نبود. دردسر کشیدم خودم گفتم بنویسم:)ناخن پام رفته بود تو گوشت. دهنم سرویس شده بود. رفتم ی دکتر توی تهران ی پماد داد گف بزن خودش خوب میشه ایشالا:))) بعدشم منو ترسوند گف خوب نشه جراحی داره جراحیشم درد داره.... خیلی شوت بود واقن! اسم دکتره یادم نیس ولی اسم کلینکش ، کلینیک به سیما بود! خلاصه خوب نشد ...بعد رفتم مطب دکتر ابوترابی تو قزوین. شهر خودمون. اون ی نیگا کرد دیدش زیاد رفته توی گوشت. جراحی کرد اصنم درد نداش:) ی بی حسی زد ایکی ثانیه برید اون قسمتی ک تو گوشت رفته بودو. البته من چون خیلی دیر رفته بودم دکتر ناجور شده بود زیاد رفته بود تو گوشت.بخاطر پوشیدن کفش تنگ این مشکل پیش میاد معمولا و این ک ناخن رو وقتی ی ذره میره تو گوشت از ته ک میگیری اینجوری میشه کلا نباید بگیری!بعد گف دوهفته بعد بیا ببینم! منم خوش خیال دیگ نرفتم پیشش:) گفتم شاید خوب شده...خلاصه بعد چار پنج ماه دوباره رفتش توی گوشت.. رفتم پیشش بررسی کرد گف نه زیاد نرفته.. باید میومدی برات میچیدم اکی میشد. خلاصه ی چیزی گف به نظرم خیلی خوب بود تو نت میگشتم کسی توصیه نکرده بودگفت تو روز دوبار بذارش ده دقیقه تو آب گرم. و همون گوشه ای که رفته توی گوشت روبمال و به سمت بیرون فشار بده ک ناخن بزنه بیرون و کم کم راهش رو پیدا کنه. گفتم جراحی کن.. گف نه ! چون زیاد نرفته اکیه اگر اینکارو بکنی دیگ برای همیشه راحت میشی... خلاصه این کارو کردم ی مدت و اکی شد. خلاصه اگر داستان شد برای شمام ی وخت این راه خوبیه به نظرم.. موفق باشید:)کیوردای مرتبط!درمان ناخن در گوشت پا رفتنناخن فرورفته در گوشت پا</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 23:25:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهندسی صنایع یعنی یک راه ساده تر</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1-tneu46f6owu4</link>
                <description>تو این نوشته قصد دارم نظرم رو بنویسم در مورد رشته مهندسی صنایع. امیدوارم مفید باشه :)داستان صنایعیروزای اولی بود که اومده بودیم دانشگاه، یک جشن برگزار کردن ، جشن ورودی های 91 برای صنایعیا، تو دانشگاه شریف. ی تئاتری اجرا شد اون موقه میدیم و میخندیدیم. داستانش رو بگم. یک موتور برق بود که روشن نمیشد، بعد موضوع تئاتره این بود که اینو حلش کنن روشن بشه، از مهندسای مختلف میخواستن بیان اینو بررسی کنن، مثلا مهندس مکانیک اومد موتورش رو دید قطعاتش رو بررسی کرد دید همه چی سالمه و کاری از دستش بر نیومد، بعد مهندس برق اوردن اومد سیم کشی و قطعات الکترونیک و.. رو بررسی کرد و دید که همه چی سالمه و رفت.. خلاصه همینجوری هی یکی میومد بررسی میکرد نمیتونست مشکل رو حل کنه، تهش مهندس صنایع اومد سیمشو ورداشت زد تو برق روشن شد :)) نمیدونم موضوع این تئاتر رو کی پیشنهاد داده بود ولی واقن عند معرفی رشته صنایع همینه... حالا شوخی قاطیشه و ممکنه به بقیه مهندسا بربخوره:) به نظرم یکی از مهم ترین مهارتی که ی مهندس صنایع باید داشته باشه اینه که ، یک راه ساده تر پیدا کنه برای حل مشکلات..خیلی مواقع این مهارت ناشی از داشتن تفکر سیستمیه.مهندسی صنایع و تفکر سیستمییکی از معضلاتی که ماها داریم تو برخورد با مشکلات، اینه که هنگام مواجهه باهاش به تخصص خودمون پناه میبریم و سعی میکنیم هر مشکلی رو با توجه به تخصص خودمون راه حلی براش پیدا کنیم.. نمیدونم این جملم چقدر درسته شاید کلماتش کمی باید بهتر انتخاب بشن ولی به نظرم تخصص گرایی آفت حل مسئله هست!تفکر سیستمی میگه یک قدم برگرد عقب و از میان درختان جنگل رو تماشا کن! این موضوع رو براش مثال های خیلیییییییییی زیادی تو کار دارم که بهش برخورد کردم. و کلا اینو باید به نظرم مثل یک چک لیست تو ذهنمون داشته باشیم که برای حل مسئله ی نگاه از بیرون هم داشته باشیم.. ی نگاه کل نگرانه به دور از تخصصمون شاید واقعا یک راه ساده تری وجود داشته باشه.ی مثال جالب که وجود داره احتمالا همتون شنیدید موضوعی بود که تو کارخونه مینو به وجود اومده بود و آقای خسروشاهی در موردش مینویسه... داستانی جالب از کتاب خاطرات &amp;quot;علی خسروشاهی&amp;quot; بنیانگذار کارخانه مینواز این مثال ها من هم تو کار خودمون خیلی برام پیش اومده، کلا ولی توصیه میکنم درس تفکر سیستمی در وب سایت متمم رو بخونید اگر نخوندید:)پس اگر بخوام خلاصش کنم به نظر خودم مهم ترین وظیفه یک مهندس صنایع اینه که تفکر سیستمی داشته باشه و در مواجهه با موضوعات و مشکلات شرکتش بتونه یک راه ساده تر رو پیدا کنه! که خب این موضوع رو به نظرم مهندسای صنایع باید بهتر از دیگر مهندسا بتونن انجام بدن با توجه به درسای متنوعی که پاس کردن همون دریایی به عمق یک سانتی ک میگن:)مهندسی صنایع یا مهندسی بهبود!از جمله وظیفه های دیگه یک مهندس صنایع ایجاده بهبوده! که ی جورایی به مهندسی صنایع مهندسی بهبود هم گفته میشه و با توجه به درسایی که پاس کردیم مجموعا حول موضوع بهبود میچرخید این که یک مهندس صنایع وقتی وارد یک شرکتی میشه، باید دیدگاه انتقادی نسبت به فرآیندهای اون شرکت داشته باشه، نداشتن دیدگاه انتقادی باعث میشه اون روش ها و رویه هارو همونطور که هستن بپذیره و فک کنه که همینایی که هستن خوبه! اما با داشتن دیدگاه انتقادیه که یک مهندس صنایع میره دنبال بهتر کردن و افزایش کارایی اون شرکت که این بهبود رو میتونه به کمک ابزارهای صنایعی که یادگرفته انجام بده بعضی مواقع ممکنه تو ی جای صنعتی از مفاهیمی که تو درس طرح ریزی یادگرفته استفاده کنه مسائلی مثل جایابی و .. یا ممکنه از مفاهیمی که تو درس کنترل پروژه یاد گرفته استفاده کنه در جهت استفاده بهینه از منابع و... هرکدوم از درس هایی که یاد گرفته یک ابزار بهش میده که بتونه درصدد بهبود یک مشکل تو سازمان بربیاد!مهندس صنایع و ایجاد یک زبان مشترک!یکی دیگ از مهم ترین موضوعاتی که یک مهندس صنایع باید توش عالی باشه، مهارت های ارتباطی با آدماس، و همین کارو سخت میکنه چون این یکجوری میشه مثل کارایی که مدیرا انجام میدن و قطعا مدیریت کردن آدم ها سخت تر از مدیریت کردن ابزارها و ماشین آلاته..مهندس صنایع وظیفه داره تو تیم هایی که چند وظیفه ای هستن یک زبان مشترک ایجاد کنه، و بتونه حلقه ارتباطی باشه بین مهندس هان برق ، کامپیوتر ، مکانیک و... و از طرف دیگه نماینده مشتری باشه تو جلسات!این جمله یکی از مهم ترین چیزایی هست که ما میخوندیم تو کتابامون.ترجمه نیازهای مشتری به الزامات فنی محصول! بله، این وظیفه یک مهندس صنایع هست که نیازهای مشتری رو استخراج کنه با روش هایی که تو درس هایی مثل MIS، توسعه محصول ، TQM و... خونده، و بتونه برای هرکدوم از این نیازها به تناظر یک مشخصه فنی تو محصول در نظر بگیره و در واقع بتونه اون چیزایی که مشتری میخواد به زبون مهندسان دیگه تبدیل کنه تا خروجی فرآیند تولید چیزی باشه که مشتری میخواد!در آینده آپدیت خواهد شد... :) ممنون میشم شما موضوعی مدنظر داشتید بهش اضافه کنید.امیر قهرمانی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2020 01:41:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش بازاریابی موبایلی +آموزش ابزارها</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-ttquhypnlwyl</link>
                <description>چرا بازاریابی ایمیلی؟بازاریابی موبایلی (mobile marketing) یک استراتژی بازاریابی دیجیتالی چند کاناله (multi-channel) است که هدف آن رسیدن به مخاطبان هدف از طریق گوشی‎های هوشمند، تبلت و دیگر دستگاه‎های همراه آن‎ها می‎باشد. این کار از طریق وب‎سایت، ایمیل، سرویس پیام کوتاه (sms)، سرویس پیام چندرسانه‎ای (MMS) و اپلیکیشن انجام می‎پذیرد.موبایل راه و روش تعامل مردم با برندها را به‎کلی تغییر داده‎ است. هرکاری که می‎توان با کامپیوتر می‎توان انجام داد هم‎اکنون از طریق موبایل قابل انجام است، از بازکردن و مطالعه یک ایمل گرفته تا مطالعه محتوا روی وب‎سایت‎های مختلف. تمام این موارد از طریق گوشی قابل انجام است. ملاحظه بفرمایید که:· در سال 2014، 80 درصد استفاده کنندگان از اینترنت گوشی هوشمند مخصوص خود را داشتند.· پلتفرم‎های موبایل مانند گوشی‎های هوشمند و تبلت‎ها میزبان 60 درصد زمان استفاده کنندگان از اینترنت مربوط به محتوای دیجیتالی در سال 2014 بودند.· در سال 2014 ، استفاده از اینترنت از طریق موبایل، برای اولین بار بر استفاده از اینترنت از طریق دسکتاپ غالب شد.· تعداد راه‎اندازیهای روزانه اپلیکیشن‎های اندروید از تعداد بچه‎هایی که هرروز متولد می‎شوند بیشتر است.چگونه یک استراتژی برای بازاریابی موبایلی خود بسازیدمانند هر تلاش دیگری در حوزه بازاریابی، هر برندی برای خود بر اساس صنعتی که در آن قرار دارد و مخاطبان هدف خود، یک استراتژی بازاریابی موبایلی منحصر به‎فرد مخصوص خود را می‎سازد. صنعت گوشی‎های همراه چیزی جز شخصی سازی نیست، که نشان می‎دهد بازاریابی موبایلی نیز باید شخصی سازی شده باشد.قدم اول – پرسوناهای خریداران خود را مشخص کنید.شناخت مخاطبان اولین قدم در هر استراتژی بازاریابی است. پرسونا یک ابزار مناسب برای این هدف به‎شمار می‎رود. پرسونا یک نمایش خیالی از انواع مشتری‎های شماست. پروفایلی برای هر دسته از مشترایان خود درست کرده و در آن خصوصیات، شغل، اهداف و ... مربوط به آن دسته را یادداشت کنید. برای اطلاعات بیشتر در زمینه پرسونا می‎توانید به کتاب راهنمای جامع طراحی بر مبنای تجریه کاربری منتشر شده در آکادمی فرانگر رجوع کنید.همچنین جزئیات عادت‎های موبایلی مخاطبان هدف خود را در این پرسوناها مشخص کنید. به‎طور مثال اینکه هر کدام چقدر از موبایل برای پایش وب استفاده می‎کنند؟ آیا آن‎ها با خرید از وب به‎وسیله‎ی گوشی‎های همراه راحت هستند؟ یک راه ساده برای شروع مطالعه گزارشات big data در زمینه‎ی استفاده از گوشی‎های همراه است. بعضی از این گزارشات عبارت‎اند از:· 65% تمام ایمیل ها در ابتدا بر روی یک دستگاه همراه باز می‎شوند.· 48% استفاده کنندگان اینترنت موبایل خود را در ایتدا بر روی موتور جستجو باز می‎کنند.· 56% خریداران B2B(business to business) به‎طور متداول از گوشی‎های هوشمند خود برای دست‎یابی به محتوای ارائه دهنده خدمت مربوطه استفاده می‎کنند.· 95% بزرگسالان از گوشی‎های هوشمند خود برای دست‎یابی به محتوا و اطلاعات استفاده می‎کنند.قدم دوم – تعیین اهدافکلید تعریف هر استراتژی موثر در این است که در ابتدا مشخص شود تعریف از موفقیت در آن زمینه چیست. با پرسش سوالات زیر از تیم بازاریابی خود می‎توانید اهداف بازاریابی موبایلی خود را تعریف کنید.· در حال حاضر چه‎کاری برای دستگاه‎های همراه می‎کنید؟ این سوال نقطه‎ی شروع شما را مشخص می‎کند.· اگر درحال حاضر بازاریابی موبایلی انجام می‎دهید، عملکرد آن چگونه است؟ این سوال کارهای انجام شده و انجام نشده را مشخص می‎کند. همچنین مشخص می‎کند که چه چیزهایی اندازه گیری نشده است و نیاز به آنالیز و تحلیل دارد.· اهداف اصلی شما از گنجاندن بازاریابی موبایلی در استراتژی کلی شما چیست؟ بحث کنید که چرا اکنون بازاریابی موبایلی را در نظر گرفتید، چه گفت‎وگویی شما را به این نقطه رسانده و از بازاریابی موبایلی چه انتظاری دارید.· مخاطبان اصلی شما در بازاریابی موبایلی چه کسانی هستند؟ در مورد پرسوناهای مشتریان خود از نقطه نظر استفاده از موبایل بحث و گفت‎وگو کنید. هر پرسونا در استفاده از موبایل چقد شبیه و یا متفاوت از دیگر پرسوناهاست؟قدم سوم – تعیین KPIها یا شاخص‎های عملکرد کلیدیمانند هر تلاش بازاریابی دیگری، بازاریابی موبایلی نیز باید تست شده و بهینه سازی شود. تعیین کنید که چه KPIهای واقعی و قابل اندازه‎گیری‎ای می‎توانند موفقیت کمپین‎های بازاریابی موبایلی شما را اندازه بگیرند. به‎طور مثال:· تعامل یا engagement: محتوای mobile-friendly برای مشتریان خود که اطلاعات صنعت و محصول شما را جستجو می‎کنند فراه کنید. مطمئن شوید که وب‎سایت شما mobile-responsive است تا سئو موبایلی سایت شما افزایش یاید.اکتساب Acquisition: مطمئن شوید که ایمیل‎های جذب lead شما mobile friendly بوده و دارای دعوت به اقدام (call to action) مشخص و واضح است. دکمه‎ها در ایمیل‎ها باید نزدیک بالای پیام باشند و به‎اندازه‎ی کافی بزرگ باشند تا به‎راحتی قابل دیدن و کلیک باشند.· خدمات مشتریان: در یک بازار اجتماعی به‎هم پیوسته، خدمات مشتریان بیشتر یک فرصت بازاریابی تلقی می‎شود. مطمئن شوید که مشتریان شما می‎توانند به‎راحتی از طریق هر پلتفرمی که می‎خواهند (از جمله با یک کلیک ساده در گوشی‎های هوشمند خود) با خدمات مشتریان شما تماس بگیرند.برای اینکه KPIهای صحیحی را برای کمپین بازاریابی موبایلی خود تغیین کنید، از خود بپرسید:· آیا من می‎خواهم نرخ تبدیل را از طریق ایمیل افزایش دهم؟· آیا می‎خواهم ترافیک ورودی به صفحات فروش خود را افزایش دهم؟· آیا برند ما نیاز دارد که فروش خود را از طریق انتقال ترافیک به کی‎سری صفحات خاص افزایش دهد؟در ادامه‎ی این کتاب، KPIهای بیشتری برای بازاریابی اپلیکیشن (که قسمتی از بازاریابی موبایلی است) معرفی می‎کنیم.قدم چهارم – نظارت بر معیارهادر این قسمت می‎توانید از ابزارهای مختلفی مانند گوگل آنالیتیکس استفاده کنید:· بخشMobile behavior data نشان می‎دهد که چطور محتوای موبایلی شما مخاطبانتان را درگیر می‎کند.· بخش Mobile conversion data مشخص می‎کند که آیا بعضی از صفحات فرود شما نیاز به بهینه‎سازی برای مرورگرهای گوشی‎های همراه دارد یا خیر.اضافه کردن دسته‎ی دستگاه به داشبورد سایت می‎تواند نشان دهد که از هر نوع دستگاهی چه مقدار ترافیک به کدام صفحات شما وارد می‎شود.میز داشبورد محتوای سایت شمال متریک‎هایی مانند pageviewsو bounce rate است. با اضافه کردن دسته‎ی دستگاه (device category) از طریق کلیک بر روی منو‎ی secondary dimension در بالای اولین ستون و انتخاب device category از زیرمنوی Usersمی‎توانید پرترافیک‎ترین صفحات سایت خود را بر روی هرگونه دستگاهی از جمله گوشی‎های هوشمند مشاهده کتید و ببینید که بازاریابی موبایلی شما چگونه ترافیک سایتتان را تحت تاثیر قرار داده است.در ادامه ابزارهای نظارتی بازاریابی اپلیکیشنی نیز معرفی شده و طرز کار با آن‎ها شرح داده خواهد شد.وب‎سایت‎ mobile-friendlyداشتن همچنین وب‎سایتی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار است. افزایش نرخ ترافیک گوشی‎های همراه در کنار فاکتور رتبه‎دهی گوگل براساس mobile-friendlyبودن وب‎سایت‎ها باعث شده که هر برندی همچنین وب‎سایتی برای خود انتخاب کند تا بتواند در عرصه‎ی رقابت باقی بماند.برای هر موتور جستجوای، mobile-friendly بود به معنای این است که:· محتوا متناسب اندازه‎ی صفحه نمایش باشد و نیاز به حرکت به چب-و-راست و یا بزرگنمایی نباشد.· محتوا سریع بارگذاری شود.· سایت خطاهای مخصوص گوشی‎های همراه را ندهد.گوگل یک سرویس رایگان اندازه‎گیری mobile-friendly بودن برای وب‎سایت‎ها ارائه داده است که برای شما مشخص می‎کند چگونه می‎توانید این خاصیت سایت خود را مطلوب‎ترین نحو ممکن ارتقا دهید.مهم‎ترین دلیل برای داشتن یک سایت mobile-friendly این است که یک تجربه‎ی کاربری درگیر کننده و ثابت برای مشتریان خود بسازید. امروزه تجربه‎ی کاربری موبایلی تاثیر شگفت انگیزی بر روی هر مرحله از چرخه‎ی خرید دارد:· 64% استفاده کنندگان از اینترنت موبایل صفحات وب را درصورتی که بیش از 10 ثانیه نیاز به بارگذاری داشته باشند، می‎بندند.· 35% از افرادی که قصد خرید اینترنتی از یک سایتی را با گوشی‎های همراه خود دارند نتوانسته‎اند خرید خود را انجام دهند زیراکه وب‎سایت موردنظر آن‎ها mobile-friendlyنبوده است (آمار سال 2014)بازاریابی موبایلی از طریق ایمیلاین واقعیات که 65% ایمیل‎ها اولین بار روی تلفن هوشمند باز می‎شوند و اینکه 69% دارندگان این نوع تلفن‎ها ایمیل‎هایی که برای گوشی همراه بهینه نشده باشند را پاک می‎کنند، نشان از این دارد که مخاطبان با کمپین‎های ایمیلی بر روی گوشی‎های همراه تعامل می‎کنند.اکثر ارائه دهندگان سرویس‎های بازاریابی ایمیلی از یک طراحی واکنش‎گرا استفاده می‎کنند که به‎صورت خودکار محتوای صفحات وب‎ را برای مشاهده برروی هر دستگاهی بهینه می‎کند. با این‎حال هنوز یک‎سری نکات کلیدی وجود دارد که برای طراحی دعوت به اقدام‎ها (CTAs)یی که در ایمیل‎هایی که برای مخاطبان گوشی‎های همراه ارسال می‎شود، باید درنظر گرفته شوند:· CTAرا در ابتدای نامه قرار دهید. در هر قسمتی از بالای فولد (above the fold) که امکان‎پذیر بود.· دکمه‎ها را حداقل 44*44 پیکسل طراحی کنید که به‎راحتی با انگشت قابل کلیک شدن باشند.همچنین، ایمیل‎های ارسالی بایسد از نظر آنچه در inboxگوشی همراه نمایش داده می‎شود، بهینه شده باشند. فیلدهای “From”باید حداکثر 23 کاراکتر و خطوط موضوع باید حداکثر 38 کاراکتر باشند.در پایان فراموش نشود که صفحات فرود mobile-friendlyباشند. اگر ایمیل ارسالی mobile-friendlyباشد اما صفحات فرود اینگونه نباشند، نرخ بازگشت بالا می‎رود.ساخت یک صفحه فرود منحصربه‎فرد برای کمپین ایمیلی یک راه خوب برای بهینه سازی برای استفاده کنندگان از گوشی همراه است. صفحه فرود مجزا همچنین این امکان را به شما می‎دهد که متریک‎های متفاوتی برای ارزیابی کمپین خود تعریف کنید. در زیر چند نکته برای طراحی صفحه فرود mobile-friendly مجزا برای کمپین ایمیلی شما آمده است:· به‎یاد داشته باشید که خوانندگان از انگشت خود برای انتخاب گزینه‎ها استفاده می‎کنند. از تصاویر کلیک با اندازه‎ی مناسب و ساده استفاده کنید.· فرم‎ها را کوچک کنید. هرچه فیلد کمتر، بهتر!· مطمئن شوید که عکس‎های شما قابلیت تغییر اندازه متناسب با هر دستگاهی‎ را دارند.· مطمئن شوید که صفحه شما در جعت عمودی به همان اندازه که در جهت افقی مناسب است، مناسب باشد .بازاریابی موبایلی از طریق پیام کوتاه (SMS)اس ام اسSMS یکی از کانال‎های بسیار قوی در حوزه‎ی بازاریابی موبایلی است. بیش از 6/3 میلیارد نفر در جهان (سال 2014) قابلیت دریافت SMSرا دارند. بیش از 90 درصد پیام‎های کوتاه در 3 دقیقه‎ی اول پس از دریافت آن‎ها باز می‎شود (با ایمیل مقایسه کنید که 90 دقیقه به‎طور میانگین طول می‎کشد).از مزایای پیامک می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:· هدف مشخصی دارد: میتوانید پیام را مستقیماً به شماره تلفنهایی بفرستید که شخصاً جمع‎آوری کرده‎اید.· مرتبط است: افرادی که پیام شما را می‎بینند احتمال بیشتری دارد تا به آنچه شما ارائه می‎دهید علاقه نشان دهند.· به‎موقع است: شما میتوانید آگهی‎ها و تخفیف‎های ویژه خود را در مناسبترین زمان، مثلاً یک هفته قبل از کریسمس، تبلیغ کنید.· اختصاصی است: این ویژگی میتواند بسیار تأثیرگذار باشد، خصوصاً در رابطه با بازاریابی محلی.· قابل رؤیت است: پیامک متوجه نرخ بالای 99 درصدی است.· قابل دستیابی است: در مقایسه با گوشی‎های هوشمند، اپلیکیشن‎ها و سایت‎های موبایلی، حتی قدیمی‎ترین گوشی‎ها قابلیت دریافت پیامک را دارا بوده و در دسترس همگان‎اند.از چالش‎های پیامک می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:· مقررات سرسختانه· فضای محدود· احتیاج به لغو اشتراک: برای لغو اشتراک stop را پیامک کنید.· پیش بینی پاسخ.: حتی با داشتن گوی بلورین (که آینده را پیش بینی می‎کند)، بسیار سخت است که ببینید واکنش به کمپین شما چگونه خواهد بود. برای مثال، اگر 20 فقره را بخواهید توزیع کنید و پیامکی تبلیغاتی به 10000 نفر بفرستید، ممکن است در نهایت آن 9980 نفر را که هدیه دریافت نمی‎کنند، آزرده خاطر سازید.نکات:· مخاطبان خود را تقسیم بندی کرده و به هر مشتری پیام‎هایی مرتبط بفرستید.· کاری کنید که پیامتان کوتاه و دلنشین باشد.· یک دعوت به اقدام - قدرتمند داشته باشید.· با چند کلمه اول توجه مخاطبان را جلب کنید.· به مخاطبانتان بگویید چه کسی هستید نام شرکتتان را در آیدی فرستنده خود قرار دهید.· فراموش نکنید که گزینه لغو اشتراک را در اختیار کاربران قرار دهید.· برای تحلیل بهتر از سرویس ها استفاده کنید، نه شماره های شخصیآیا نرم افزارهای موبایل وب سایت ها را از گردونه خارج می‎کنند؟وب سایت ها و برنامه های موبایل در نگاه اول بسیار شبیه به نظر می رسند و تعیین اینکه کدامیک برای نیاز های ما مناسب تر است، بستگی به تعدادی از عوامل، از جمله مخاطبان هدف، بودجه موجود، هدف مورد نظر و ویژگی های مورد نیاز دارد. قبل از اینکه شما بتوان مزایای یک وب سایت را در مقابل یک برنامه موبایل ارزیابی کرد، مهم است که تفاوت های کلیدی بین این دو را بدانید. هر دو برنامه موبایل و وب سایت بر روی ترمینال های دستی مانند گوشی های هوشمند (مانند iPhone ، Android و Blackberry)و تبلت ها قابل دسترسی هستند.یک وب سایت شامل صفحات HTML مبتنی بر مرورگر است که با هم مرتبط شده و از طریق اینترنت استفاده می شود. وب سایت‎ها می توانند محتوای متن، داده ها، تصاویر و ویدیو را نمایش دهند. حالت خاص آن وب سایت های تلفن همراه است که می توانند ویژگی های خاص تلفن همراه مانند کلیک به تماس (برای شماره گیری یک شماره تلفن) و یا نقشه برداری مبتنی بر مکان نیز دسترسی داشته باشید.اما یک اپلیکیشن یا برنامه، بجای اینکه با یک مرورگر بالا بیایند، بر روی دستگاه تلفن همراه دانلود و نصب می شوند. کاربران برای مشاهده و دانلود برنامه ها برای یک سیستم عامل خاص از پورتال خاص دستگاه مانند فروشگاه برنامه اپل، Android Market یا برنامه جهانی Blackberry دیدن می کنند. برنامه ممکن است محتوای و داده ها را از اینترنت به شکل مشابه به یک وب سایت بکشاند یا ممکن است محتوای آن را دانلود کند تا بتوان بدون اتصال به اینترنت آن را مشاهده کرد.زمان تصمیم گیری برای آن که آیا یک اپلیکیشن یا یک وب سایت بهتر است، مناسب ترین انتخاب واقعا به اهداف مشخص شده ای بستگی دارد. برای مثال اگر در حال توسعه یک بازی تعاملی باشیم، احتمالا اپلیکیشن بهترین گزینه است. اما اگر هدف این است که محتوایی را به مخاطب منتخب ارائه دهیم، احتمالا راه مناسب استفاده از یک وب سایت است. به طور کلی، یک وب باید اولین گام همراه باشد، در حالی که یک اپلیکیشن برای توسعه یک برنامه کاربردی برای یک هدف خاص که نمی تواند به طور موثر از طریق یک مرورگر انجام شود، مفید است.با این حال و حتی با گسترش چشمگیر استفاده از موبایل، همچنان وب سایت ها به علت مزایای زیادی که دارند در عرصه سهم بزرگی از کابران را به خود اختصاص داده اند. در این چند نمونه از نمودارهای مقایسه ای نشان داده شده است.معایب اپلیکیشن نسبت به وب سایتاگر هدف اصلی مربوط به بازاریابی و ارتباطات عمومی است، یک وب سایت تقریبا همیشه اولین گام عملی خواهد بود. این امر به ایندلیل است که یک وب سایت دارای تعدادی از مزایای ذاتی در برابر اپ هاست، از جمله قابلیت دسترسی گسترده، سازگاری و هزینه بهره وری و غیره:· سرعت کمتر دسترسی - وب سایت ها فورا در دسترس هستند.· سازگاری کمتر - وب سایت ها غالبا با اکثر موبایل ها سازگار هستند ولی اپ ها باید برای موبایل های مختلف سازگار شوند.· ارتقاء سخت تر - وب سایت را می توان به سرعت و با ریسک خیلی کمتر به روز رسانی کرد.· یافتن دشوارتر - وب سایت را خیلی آسان تر و با یک جستجوی ساده تر نسبت به اپ ها می توان یافت.· قابلیت اشتراک دشوارتر - وب سایت ها می توانند به راحتی توسط نشر دهندگان و بین کاربران به اشتراک گذاشته شوند ولی این امر برای اپ ها دشوار تر است.· دست یافتن سخت تر - وب سایت ها دارای دسترسی گسترده تری نسبت به اپ ها هستند.· چرخه عمر - وب سایت ها به آسانی اپ ها قابل حذف نیستند.· یک وب سایت می تواند به سهولت یک اپ باشد اما برعکس آن امکان پذیر نیست.· زمان و هزینه - وب سایت ها بسیار راحت تر و ارزان تر هستند.· پشتیبانی و نگهداری - پشتیبانی و نگهداری اپ (ارتقاء، تست، مسائل سازگاری و توسعه) بسیار گرانتر و در طول زمان بیش از پشتیبانی وب سایت است.مزایای اپلیکیشن نسبت به وب سایتبا وجود بسیاری از مزایای ذاتی وب سایت ها، اپ ها هنوز هم بسیار محبوب هستند و تعدادی از سناریو های خاص است که برای آن ها اپ ها بهترین انتخاب خواهند بود. به طور کلی، اگر به یکی از موارد زیر نیاز دارید، داشتن یک اپ بسیار منطقی تر است :· بازی تعاملی - برای بازی های تعاملی (مثلا Angry Birds) یک برنامه تقریبا همیشه بهترین انتخاب است.· استفاده منظم و شخصی سازی - اگر کاربران هدف از اپ به طور منظم و به صورت شخصی (مثلا EverNote) استفاده می کنند، اپ یک راه عالی برای انجام این کار را فراهم می کند.· محاسبات پیچیده و یا گزارش گیری - اگر نیاز به چیزی است که داده ها را دریافت و اجازه دهد تا با محاسبات پیچیده، نمودار یا گزارش )مثلا برای بانکداری و یا سرمایه گذاری( ایجاد و ادیت شود، برنامه بسیار موثر تر است.· پردازش و کارکردهای مورد نیاز – مرورگرها بخصوص مرورگرهای موبایل برای در دسترسی به برخی از کارکردهای خاص تلفن همراه مانند کلیک به تماس، اس ام اس و GPS مناسب است. با این حال، اگر نیاز به دسترسی به دوربین کاربر یا قدرت پردازش باشد، یک اپ بسیار موثر تر است.· بدون نیاز به اتصال - اگر نیاز به دسترسی آنلاین به محتوا و یا انجام عملیات بدون اتصال به شبکه مهیا و امکان پذیر است، داشتن یک اپ معقول است.· اپ ها می توانند پیام های کوتاه ارسال کنند تا مشتریان را با فروشگاه الکترونیکی خود درگیر کنند.· آیکون های برنامه هنگامی که یک کاربر گوشی خود را بررسی می کند قابل مشاهده است، و آگاهی از نام تجاری خود را بالا می برد.· اپ ها می توانند داده های کاربر را حفظ کنند و امکان چک کردن با یک کلیک و حداقل بارگزاری را فراهم می کنند.در ادامه به بازاریابی اپلیکیشن می‎پردازیم که یکی از بخش‎های کلیدی یازاریابی موبایلی است.بازاریابی رایگان اپلیکیشن App store optimization (ASO)(منبع: وب‎سایت تپسل)به فرایند بهینه‌سازی صفحه اپلیکیشن در اپ‌استور، افزایش قابلیت پیدا و دیده شدن اپلیکیشن و کسب رتبه‌ بالاتر در نتایج جست‌وجوی مارکت‌های اپلیکیشن نظیر App Store برای iOS و Google Play یا کافه‌بازار برای اندروید، ASO گفته می‌شود. این فرایند، اپلیکیشن‌ها را بر اساس جستجوی کلیدواژه‌ها رتبه‌بندی می‌کند. با توجه به توسعه روزافزون تکنولوژی‌های موبایل و اپلیکیشن‌های آن، توسعه‌دهندگان باید به منظور افزایش دیده شدن، دانلود، نرخ همگرایی، بدست آودن نظرات مثبت و … تلاش بیشتری کنند. کلید موفقیت در این زمینه این است که اپلیکیشن خود را به گونه‌ای راه‌اندازی و بهینه‌‌سازی کنید که در معرض دید کاربران بالقوه قرار گیرد.چرا استفاده از ASO در بازاریابی اپلیکیشن ضروری است؟استراتژی ASO برای دستیابی هر اپلیکیشنی به موفقیت‌ امری ضروری است؛ زیرا:· بیش از ۵ میلیون اپلیکیشن در مارکت‌های اپلیکیشن وجود دارند که از این تعداد، حدود ۱۵۰هزار اپلیکیشن ایرانی در کافه بازار ثبت شده‌اند. حتی اگر ارزشی که اپلیکیشن شما به کاربران ارائه می‌دهد منحصربفرد و بی‌نقص باشد، اینکه کاربران شما را در این دریای اپلیکیشن بیابند امری دشوار است. به منظور قرار گرفتن در بالای صفحه جستجو، باید در این رقابت پیروز شوید و برای این کار نیازمند استفاده از استراتژی ASO هستید.· ۶۵ تا ۸۰ درصد از اپلیکیشن‌ها از طریق روش‌های جستجو پیدا می‌شوند؛ یعنی، با وجود راه‌های دیگری برای یافتن اپلیکیشن جدید نظیر رسانه‌ها، وب‌سایت‌ها، دوستان و … کاربران ترجیح می‌دهند اپلیکیشن مورد نظر خود را جستجو کنند. بنابراین، باید کاری کنید که اپلیکیشن‌ها در نتایج جستجو توسط کاربران پیدا شوند. همچنین، بیش از ۵۰% از دانلودهای اپلیکیشن‌ها حاصل از ۳ نتیجه اولی است که در صفحه اپ‌استور نمایش داده شده است.· استراتژی ASO باعث افزایش رتبه‌بندی، قابلیت دیده شدن، نرخ همگرایی، نرخ دانلود و … می‌شود.روش‌های افزایش نصب اپلیکیشن به صورت رایگانپس از انتشار یک اپلیکیشن توسط توسعه‌دهنده، عوامل زیادی می‌تواند در نتایج آن موثر باشد. اولین عامل موثر در موفقیت یک اپلیکیشن، پیدا و دیده شدن آن اپلیکیشن توسط کاربران و مشتریان بالقوه است، دومین مورد آن جذب کاربر و تشویق او به دانلود اپلیکیشن است که این موارد از طریق اجرای استراتژی ASO بدست می‌آید. سوالی که در اینجا ممکن است برای شما ایجاد شود این است که چگونه می‌توان نمایش اپلیکیشن خود در اپ‌استور را بهینه‌سازی کرد. راهکارهای کاربردی زیر به این بهینه‌سازی کمک می‌کنند:۹ راهکار بهینه‌سازی صفحه اپلیکیشن یا ASO۱) مشتریان و رقبای خود را بشناسید.مشتریان و رقبای خود را چقدر می‌شناسید؟ یک استراتژی مناسب به شناخت درست از مشتریان و رقبا بستگی دارد. برای شروع می‌توانید این سوال‌ها را از خود بپرسید:· زبان مورد استفاده مشتریان من چیست؟· مشتریان چه توصیفی از اپلیکیشن من دارند؟· دلایل اصلی آن‌ها برای دانلود اپلیکیشن من چیست؟· رقبای من چه کسانی هستند؟· رقبای من از چه کلیدواژه‌هایی استفاده می‌کنند؟· چگونه می‌توان با استفاد از کلیدواژه‌های مشابه از رقبای خود پیشی بگیرم؟· آیا باید از کلیدواژه‌های معمول و پرترافیک استفاده کنم؟ یا از کلمات متفاوتی که مخاطبان منحصربه‌فرد دارد، استفاده کنم؟به‌ طور کلی، یک استراتژی ASO باید با قرار دادن خود به جای مشتری (putting yourself in your customer’s shoes) آغاز ‌شود. پیدا شدن اپلیکیشن در جستجوهای مخاطبان در مارکت‌های اپلیکیشن (app store، google play، کافه بازار) و پیدا کردن کلیدواژه‌هایی که بیشترین ترافیک را ایجاد می‌کنند، هدف این استراتژی است. بهترین راهکار برای دستیابی به این هدف، پی بردن به درخواست‌های جستجویی است که مشتریان را به سمت اپلیکیشن شما هدایت کرده و زبان مورد استفاده آن‌ها برای این درخواست است.همچنین، پی بردن به کلیدواژه‌های مورد استفاده رقبای شما برای اپلیکیشن‌های مشابه نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از این طریق می‌توانید پی ببرید که آیا از کلیدواژه‌های مشابه با آن‌ها استفاده کنید یا کلمات کلیدی منحصربه خودتان را مورد استفاده قرار دهید. با این کار قادر به تصمیم‌گیری درباره رتبه‌بندی در صفحات جستجو نیز خواهید بود؛ به این معنا که آیا می‌خواهید اپلیکیشن شما با در نظر گرفتن کلیدواژه‌های معمول در ۱۰ اپلیکیشن برتر صفحه جستجو قرار گیرد یا می‌خواهید با در نظر گرفتن کلیدواژه‌هایی که حجم جستجوی کمتر دارند به عنوان اپلیکیشن برتر در صفحه جستجو قرار گیرد.به منظور بهینه‌سازی ASO، ابزارهایی نظیر ASOdesk وجود دارد که در ابتدا می‌توانید از نسخه رایگان آن استفاده کنید.۲) یک نام مناسب برای اپلیکیشن خود انتخاب کنید.مزیت انتخاب یک نام منحصربه‌فرد برای اپلیکیشن تنها برند شدن و جا انداختن اپلیکیشن در ذهن مخاطب نیست، بلکه برای موفقیت در استراتژی ASO نیز امری ضروری است. به دلیل اهمیت بالای عنوان اپلیکیشن در رتبه‌بندی در صفحات جستجو، به کار بردن کلیدواژه‌های مرتبط در نام اپلیکیشن تاثیر بسزایی در بهبود ASO دارد. بر اساس تحقیقات صورت گرفته بر روی ۲۵ اپلیکیشن اول صفحات جستجو توسط شرکت TUNE، اپلیکیشن‌هایی که از کلیدواژه‌های مرتبط در عنوان خود استفاده کرده بودند، ۱۰٫۳% بالاتر از سایر اپلیکیشن‌ها قرار گرفته بودند.App Store و Google Playبا انتشار نسخه جدید iOS درسال ۲۰۱۷، حداکثر تعداد کاراکترهای عنوان یک اپلیکیشن در اپ استور اپل، ۳۰ کاراکتر اعلام شد که این مقدار از ۵۰ به ۳۰ کاهش یافت، در حالی که با انتشار نسخه جدید اندروید، حداکثر تعداد کاراکترهای عنوان اپلیکیشن در گوگل پلی، ۵۰ اعلام شد که این مقدار از ۳۰ به ۵۰ افزایش یافت. عناوین طولانی در صفحات جستجو به صورت کامل نمایش داده نمی‌شوند؛ عناوین طولانی برای نمایش در دستگاه‌های مختلف کوتاه خواهند شد. همچنین، در درجه اول، نام اپلیکیشن شما است که می‌تواند اولین برداشت‌ها (first impression) را در ذهن مشتریان و مخاطبان ایجاد کند. بنابراین، یک نام کوتاه، جذاب و به یادماندنی برای اپلیکیشن خود انتخاب کنید. همچنین استفاده از کاراکترهای URL-friendly در عنوان به خصوص در app store بسیار مهم است. استفاده از کاراکترها و نمادهای خاص در عنوان اپلیکیشن مانع از عملکرد موفق استراتژی ASO می‌شود.عنوان اپلیکیشن در کافه بازاردر کافه بازار، باید هم عنوان انگلیسی و هم عنوان فارسی را وارد کرد. محدودیت کاراکتر برای نام اپلیکیشن در بازار حداکثر ۱۰۰ کاراکتر است، اما نام‌هایی با بیش از ۱۶ کاراکتر در دستگاه‌های مختلف به صورت کامل نمایش داده نمی‌شوند و کاربر برای دیدن نام کامل، باید وارد صفحۀ برنامه شود. بنابراین هرچه نام اپلیکیشن کوتاه‌تر باشد، در ذهن کاربر ماندگارتر خواهید شد. به عنوان مثال، با استفاده از نام “مامان‌پز” برای اپلیکیشن سرویس غذا به جای نام‌گذاری اپلیکیشن با عنوان “منوی متنوع محلی، ایرانی و خارجی غذا” باعث ماندگاری بیشتر و حرفه‌ای‌تر جلوه کردن شما خواهد شد.۳) از حداکثر کلیدواژه‌های ممکن استفاده کنید.اپ استورapp store و گوگل پلی در رابطه با کلیدواژه‌های ASO رویکردهای متفاوتی دارند. همچنین، برخی محدودیت‌های کافه بازار در این رابطه نیز به طور کامل در این بخش توضیح داده می‌شود:استور اپل یا App Storeحداکثر تعداد کاراکترهای مورد استفاده برای نوشتن کلیدواژه‌ها، ۱۰۰ کاراکتر است که باید به بهترین شکل ممکن از این کاراکترها استفاده کرد. برای این منظور، ۷ نکته کاربردی زیر می‌تواند به شما در نوشتن کلیدواژه‌های مناسب در اپ استور کمک کند:· به جای فاصله (space) فقط از کاما (،) استفاده کنید.یکی از اشتباهات رایج توسعه‌دهندگان این است که فکر می‌کنند اپ استورها قادر به خواندن کلمات پشت سر هم نیست و کلمات را به صورت یک کلیدواژه غول‌پیکر بی معنا تصور می‌کند و در نتیجه از فاصله یا space بین کلمات استفاده می‌کنند. این کار باعث هدر رفتن تعدادی از ۱۰۰ کاراکتر قابل استفاده در نوشتن کلیدواژه‌ها می‌شود.الگوریتم اپ استورها هم فاصله و هم کاما را به عنوان جداکننده در نظر می‌گیرد. بنابراین، هنگام نوشتن کلیدواژه‌ها این نکته را در نظر داشته باشید. به عنوان مثال، به جای نوشتن ” بازی، مبارزه، هیجان‌انگیز، لیست، … ” کافی است تنها از کاما استفاده کنید: ” بازی،مبارزه،هیجان،لیست، …”· به جای نوشتن اعداد به حروف، آن‌ها را به رقم بنویسید.زمانی که اعداد را به صورت حروف می‌نویسید، از تعدا کاراکترهای بیشتری استفاده می‌شود. بنابراین، بهتر است اعداد را به صورت ارقام بنویسید. به عنوان مثال، اگر به جای استفاده از «دوازده» بنویسید ۱۲، ۴ کاراکتر ذخیره می‌شود که می‌توانید در کلمات دیگر استفاده کنید.· کلیدواژه‌ها را تکرار نکنید.در صورتی که در کلیدواژه‌ها و عبارات مورد نظر شما بعضی کلمات تکراری هستند، نیازی به نوشتن دوباره آن کلمه‌ها نیست. به عنوان مثال، اگر کلیدواژه‌های مورد نظر شما، ” بازی شگفت‌انگیز” و ” قهرمان شگفت‌انگیز” باشد، لیست کلیدواژه‌ها را به این شکل در نظر بگیرید: ” بازی،قهرمان،شگفت‌انگیز” . در صورت استفاده از این ترفند، کاراکترهای بیشتری برای نوشتن سایر کلیدواژه‌ها ذخیره می‌شود.· عبارات را به صورت مفرد استفاده کنید.اگر تا به حال دقت کرده باشید، از عبارات جمع برای کلیدواژه‌ها کمتر استفاده می‌شود. استفاده از عبارات مفرد به جای جمع باعث ذخیره تعدادی از کاراکترها می‌شود. به عنوان مثال، با استفاده از عبارت ” بازی‌،هیجان‌انگیز” به جای “بازی‌های،هیجان‌انگیز” می‌توان ۳ کاراکتر را ذخیره کرد.· از عبارات کوتاه‌تر استفاده کنید.این موضوع بسیار ساده است. به جای استفاده از یک کلیدواژه ۹ حرفی، از دو کلیدواژه ۴ حرفی استفاده کنید. با استفاده از این ترفند، تعداد کلمات کلیدی بیشتری استفاده می‌شود و در نهایت احتمال بیشتری برای دیده شدن در نتایج جستجوی اپ استورها وجود دارد. دقت داشته باشید که طول کلمات تعیین‌کننده نیستند و مرتبط بودن کلیدواژه‌ها مهم‌ترین مسئله برای قرار گرفتن دز فهرست جستجوی نتایج است. با این وجود، هنگام انتخاب کلیدواژه‌ها از بین کلمات مرتبط، طول کلمات می‌تواند معیار برتری باشد.· مرتبط‌ترین عبارت را به عنوان نام اپلیکیشن انتخاب کنید.به دلیل اینکه نام اپلیکیشن سهم بیشتری در الگوریتم اپ‌استورها دارد، باید از بهترین کلیدواژه‌ها را به عنوان نام اپلیکیشن انتخاب کنید. هرچه این نام مرتبط‌تر باشد، نرخ همگرایی بیشتر خواهد بود. ترتیب کلمات در نام اپلیکیشن بسیار مهم است. در صورتی که نام اپلیکیشن دقیقاً مطابق با عبارت مورد جستجوی کاربران باشد، باعث قرار گرفتن اپلیکیشن در رتبه بالاتر در صفحه جستجو می‌شود.· از اعداد برای پر کردن کاراکترهای اضافی استفاده کنید.پس از پایان بهینه‌سازی، ممکن است با دو یا سه جای خالی برای کاراکترها روبرو شوید. در این‌گونه موارد، از اعداد استفاده کنید. بخصوص وقتی از کلمات “بهترین” یا “برترین” در کلیدواژه‌های خود استفاده کرده باشید، اعداد با این کلمات ترکیب شده و عبارات خاص‌تری را ایجاد می‌کند. به عنوان مثال، “۵ استراتژی برتر بازی” .استور گوگل یا Google Play storeگوگل پلی رویکردهایی شبیه به سئو برای بهبود ASO ارائه می‌دهد. گوگل برای استخراج کلمات کلیدی مرتبط، توضیحات اپلیکیشن را اسکن می‌کند. برای نوشتن توضیحات به شما اجازه نوشتن حداکثر ۴۰۰۰ کاراکتر در صفحه محصول داده می‌شود. سعی کنید تا جایی که امکان دارد و از نظر پیام‌رسانی منطقی به نظر می‌رسد، از کلیدواژه‌های مرتبط در متن استفاده کنید. مطالعات Sensor Tower، تکرار ۵بار کلیدواژه‌ها را بهینه‌ترین حالت برای بدست آوردن رتبه‌بندی خوب در صفحات جستجو اعلام کرده است. تکرار بیش از حد کلمات کلیدی نه تنها تاثیری در ASO ندارد، بلکه ممکن است به دلیل تکرار توضیحات باعث پشیمانی مشتریان بالقوه شود.با توجه به نکات بیان شده، صفحه محصول نباید بدون توجه به مشتری و فقط برای طراحی و دنبال کردن الگوریتم نوشته شود. زیرا پس از پیدا شدن اپلیکیشن توسط مشتریان بالقوه، باید آن‌ها را با استفاده از توضیحات به دانلود اپلیکیشن تشویق کرد. اگر مشتریان بالقوه به جای روبرو شدن با توضیحات معقول، با متنی آشفته و نامنظم روبرو شوند، از دانلود اپلیکیشن نیز منصرف شده و تمام تلاش‌های شما نیز بیهوده خواهد شد. در نتیجه، به منظور دستیابی به بهترین نتیجه، توضیحات را برای مشتریان خود بنویسید و سپس با در نظر گرفتن نکات ASO، تغییرات جزئی در کلیدواژه‌ها ایجاد کنید.افزایش نصب در کافه بازارکافه بازار دارای یک بخش توضیحات انگلیسی و یک بخش فارسی است که نوشتن توضیحات فارسی ضروری است. کافه بازار نیز مانند گوگل پلی دارای محدودیت ۴۰۰۰ کاراکتر برای توضیحات اپلیکیشن است. بر خلاف اپ‌استور که می‌توان کلیدواژه برای آن تعیین کرد، در کافه بازار جایی برای نوشتن کلیدواژه وجود ندارد و الگوریتم پیدا شدن یک اپلیکیشن در کافه بازار بر اساس جستجوی کاربران است. برخی از ناشرین از کلمات و عبارات پرتکرار که بیشتر در کافه بازار مورد جستجو قرار می‌گیرند، به گونه‌ای هوشمندانه در متن توضیحات استفاده می‌کنند و از این طریق باعث بیشتر دیده شدن اپلیکیشن خود می‌شوند. به عنوان مثال، اپلیکیشن ترب که یک موتور جستجو بین فروشگاه آنلاین است، به منظور افزایش دیده شدن در صفحه جستجوی بازار، از کلماتی نظیر اسنپ، تپسی و … با وجود غیرمرتبط بودن آن‌ها با اپلیکیشن، به صورت زیرکانه‌ای در متن توضیحات خود استفاده کرده است.۴) توضیحات قانع‌کننده ارائه کنید.توضیحات یک اپلیکیشن باید به عنوان یک CTA برای دانلود اپلیکیشن عمل کند. اپلیکیشن خود و ویژگی‌های آن را با زبانی ساده و به صورت دقیق توضیح دهید و مخاطبان را برای دانلود آن قانع کنید. در مراحل قبل، مارکت‌های اپلیکیشن را با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط قانع کرده‌اید و اکنون زمان آن است که مشتریان بالقوه را قانع کنید که اپلیکیشن شما می‌تواند نیازهای آن‌ها را برطرف کند. پیشنهاد ما به شما این است که به منظور جلب توجه خوانندگان، بیشتر انرژی خود را برای نوشتن سه خط اول توضیحات صرف کنید. به خوانندگان کمک کنید تا به سرعت به کاربری اپلیکیشن و علت استفاده آن پی برده و بتوانند تصمیم‌گیری کنند.متن توضیحات اپلیکیشن باید با هر آپدیت تغییر کند. بنابراین، پس از هر آپدیت، مدت زمانی را صرف بروزرسانی توضیحات درباره تغییرات ایجادشده و ارائه اسکرین‌شات‌های جدید کنید.۵) از آیکون‌های جذاب و منحصربه‌فرد استفاده کنید.با توجه به اینکه کاربران مارکت‌های اپلیکیشن تعداد اپلیکیشن‌های بسیار زیادی را مرور می‌کنند، یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد تاثیر اولیه (first impression) در مخاطبان، ویژگی‌های بصری اپلیکیشن یعنی آیکون اپلیکیشن است. ممکن است آیکون‌ها تاثیر مستقیمی بر رتبه‌بندی اپلیکیشن‌ها نداشته باشند، اما منجر به جلب توجه مخاطبان و دانلود بیشتر اپلیکیشن خواهند شد.اپ استور و گوگل پلی قوانین استانداردی دارند که شامل سایز ایده‌آل، شکل و رنگ‌بندی آیکون‌های اپلیکیشن است. برای آیکون‌های iOS، مهم‌ترین نکته این است که آیکون‌ها دارای سایز حداقل ۱۰۲۴*۱۰۲۴ پیکسل باشند.برای طراحی آیکون‌ اپلیکیشن‌های اندروید بر روی گوگل پلی، سایز اپلیکیشن‌ها باید ۵۱۲*۵۱۲ پیکسل باشد.سایز استاندارد کافه بازار نیز ۵۱۲*۵۱۲ پیکسل است.بدون توجه به نوع سیستم‌عاملی که آیکون را برای آن طراحی می‌کنید، توجه به این نکته ضروری است که آیکون اپلیکیشن شما باید تا حد امکان ساده و بدون ابهام باشد؛ به گونه‌ای که قادر به انتقال سریع مفهوم و کاربری اپلیکیشن باشد. برای این منظور، آیکون اپلیکیشن خود را با استفاده بیش از حد از لوگو یا کلمات شلوغ نکنید.برای ایده گرفتن برای طراحی آیکون، می‌توانید اپلیکیشن‌های برتر در زمینه خود را مورد بررسی قرار دهید و در نهایت مطمئن شوید که آیکون اپلیکیشن شما به اندازه کافی از سایر اپلیکیشن‌ها متمایز است.۶) از تصاویر، اسکرین‌شات و ویدئو استفاده کنید.اسکرین‌شات‌های موجود در قسمت توضیحات نیز مانند آیکون‌ها تاثیر مستقیمی در رتبه‌بندی اپلیکیشن در صفحه جستجو ندارند، اما باعث تشویق مخاطبان به دانلود اپلیکیشن می‌شوند. تصاویر می‌توانند گویای کاربری اپلیکیشن باشد و به مشتریان بالقوه این اجازه را می‌دهند که قبل از دانلود اپلیکیشن، خود را در فضای اپلیکیشن تصور کنند. این اسکرین‌شات‌ها باید نشان‌دهنده مهم‌ترین ویژگی‌ها، آخرین آپدیت و محبوب‌ترین قسمت‌های اپلیکیشن باشد.با وجود اینکه می‌توانید حداکثر ۵ اسکرین‌شات برای iOS، ۸ اسکرین‌شات برای اندروید و ۱۱ اسکرین‌شات برای کافه بازار آپلود کنید، تنها ۲ الی ۳ تای اول در صفحه بارگذاری نمایش داده می‌شود. بنابراین، اطمینان حاصل کنید که اسکرین‌شات‌های اول به اندازه کافی قوی و قانع‌کننده باشند که خوانندگان را به مرورِ اسکرین‌شات‌های بیشتر و در نهایت دانلود اپلیکیشن تشویق کنند. در حالی که اپ استور تصاویری که نمایش‌دهنده تجربه کاربر در اپلیکیشن باشد را ترجیح می‌دهد، اما می‌توان اسکرین‌شات‌ها را با المان‌ها یا نوشته‌های گرافیکی که بیان‌گر ویژگی‌های جدید (به‌خصوص در آپدیت‌ها) است، نیز ترکیب کرد. برای پی بردن به موثرترین اسکرین‌شات‌ها می‌توانید از تست A/B و نتایج آن استفاده کنید.همچنین، امکان آپلود ویدئوهای کوتاه که شامل مروری بر اپلیکیشن است، نیز وجود دارد. محدودیت زمانی برای ویدئوهای اپ استور، ۱۵ الی ۳۰ ثانیه، برای گوگل پلی، ۳۰ الی ۱۲۰ ثانیه است و حداکثر حجم ویدئوها برای اپ استور، ۵۰MB است. در کافه بازار نیز امکان آپلود کردن یک ویدئو به زبان فارسی و یک ویدئو به زبان انگلیسی وجود دارد که بسته به زبان کاربری تنها یک ویدئو به کار نمایش داده می‌شود.۷) لیست خود را محلی‌سازی کنید.در حال حاضر، ۳۱ درصد از درآمد اپلیکیشن‌‌ها توسط مصرف‌کنندگان آمریکای شمالی ایجاد می‌شود. ۷۲ درصد از سایر مردم جهان که زبان مادریشان انگلیسی نیست، ترجیح می‌دهند هنگام خرید از زبان اصلی کشور خود استفاده کنند، حتی اگر به زبان انگلیسی مسلط باشند. این آمار باید مورد توجه ناشرین قرار بگیرد. ناشرین باید برند و زبان اپلیکیشن خود را با نیاز مخاطبان خود وفق دهند. راه‌حل‌ها و ابزارهای بیشماری برای ترجمه کم‌هزینه و ارائه سرویس‌های محلی وجود دارد که قابلیت ترجمه عنوان، کلیدواژه‌ها، توضیحات و اسکرین‌‌شات‌ها را به زبان مورد نظر شما دارند.اپ استور و گوگل پلی این امکان را به شما می‌دهد که به منظور افزایش قابلیت کشف و خوانایی بهتر برای مشتریان در کشورهای مختلف، فهرست خود را به صورت محلی تنظیم کنید. با استفاده از این ترفند، نرخ همگرایی و دانلود اپلیکیشن شما تا ۷۶۷% بیشتر خواهد شد. به عنوان مثال، بازی clash of clans با ترجمه توضیحات و اسکرین‌شات‌های اپلیکیشن خود به زبان چینی توانست مارکت چین را نیز در دست بگیرد.۸) اپلیکیشن خود را همواره آپدیت کنید.اغلب مشتریان موبایل به دنبال اپلیکیشن‌هایی هستند که همواره در حال بهینه‌سازی و آپدیت بر اساس نظرات کاربران هستند. اپلکیشن‌هایی که به طور مداوم آپدیت می‌کنند، بیشتر در معرض توجه مارکت‌های اپلیکیشن و مشتریان قرار می‌گیرند و ارزشمدتر تلقی می‌شوند. طبیعتاً با آپدیت هر نسخه، کارآمدتر شدن و رفع نواقص قبلی، رتبه‌بندی آن در صفحات جستجو نسبت به نسخه قبلی بهتر می‌شود. البته شایان ذکر است که بروزرسانی اپلیکیشن تنها نیمی از راه است و گام بعدی، تشویق مشتریان فعلی برای دانلود نسخه جدید اپلیکیشن خواهد بود.بر اساس مطالعات انجام شده بر روی ۵۰۰ اپلیکیشن برتر، فرکانس آپدیت یک اپلیکیشن به طور متوسط بین ۳۰ الی ۴۰ روز اعلام شده است. به یاد داشته باشید که پس از هر آپدیت اپلیکیشن در iOS، رتبه‌بندی شما نیز بروز شده و ممکن است به صورت موقت کاهش یابد. در نتیجه، اپلیکیشن‌هایی که به طور مرتب در اپ استور بروز می‌شوند، ممکن است در رتبه‌بندی کمی نوسان داشته باشند، اما در گوکل پلی چنین اتفاقی رخ ندهد.۹) کاربران را به امتیازدهی و نظر دادن تشویق کنید.یکی از بهترین روش‌های کسب اعتبار در اپلیکیشن، موجی از نظرات مثبت درباره کیفیت اپلیکیشن است که باعث رتبه‌بندی بهتر در صفحات جستجو می‌شود. بر اساس مطالعه انجام شده بر روی ۵۰۰ اپلیکیشن برتر در وبلاگ MOZ.com، بیشترین همبستگی بین رتبه‌بندی و نظرات مثبت اعلام شده است. اپلیکیشن‌هایی که دارای امتیازها و نظرات مثبت بودند، در بالاترین جایگاه مارکت‌های اپلیکیشن قرار گرفته‌اند.مارکت‌های اپلیکیشن، امتیازهای ثبت‌شده توسط کاربران برای هر اپلیکیشن را بهترین معیار تشخیص محبوبیت آن اپلیکیشن و رضایت مشتریان می‌دانند. اپلیکیشن‌هایی که بالاترین امتیازها را بدست می‌آورند، کسانی هستند که همواره مشتریان را به تعامل و دادن نظرات تشویق می‌کنند و از نظرات آن‌ها برای آپدیت‌های بعدی اپلیکیشن خود استفاده می‌کنند.ابزارهای کاربردی در ASOابزارهایی جهت پیدا کردن کلیدواژه‌ها، میزان سرچ آنها و محبوبیت آن‌ها بین کاربران اپلیکیشن‌های موبایل وجود دارد. از جمله این ابزارها می‌توان به https://www.wordtracker.com و http://keywordtracker.io اشاره کرد. همچنین، برخی پلتفرم‌ها برای بررسی تعداد دانلود و کلیک روی اپلیکیشن‌های مختلف در اپ استورها وجود دارد. این پلتفرم‌ها شامل https://www.blackbox-platform.com/ و https://www.appannie.com/ است. ابزارهای دیگری مانند Appbot، Mobile Action، AppTrace، Appfigures نیز وجود دارند که یا خدمات آنها رایگان نیستند یا دسترسی به آنها به دلیل تحریم‌ها، برای ایرانیان فراهم نیست.سخن پایانی بازاریابی رایگان اپلیکیشناین نکته را در ذهن داشته باشید که بهینه‌سازی ASO، صبر، زمان و دقت زیادی می‌طلبد، اما نتیجه این تلاش‌ها بسیار ارزشمند خواهد بود. با توجه به بروز شدن مداوم الگوریتم‌های رتبه‌بندی و وجود رقابت‌های همیشگی، استراتژی ASO نیز فرآیندی ادامه‌دار است. یک استراتژی ASO موفق نیازمند چشمانی تیزبین، تجزیه‌وتحلیل و نظارت مداوم است.با وجود اهمیت بالای بهینه‌سازی ASO، قادر به ارتقای اپلیکیشن شما از صفر به ۱۰۰ نیست. علاوه بر این، هرچه میزان ترافیک اپلیکیشن بیشتر باشد، رتبه‌بندی شما در صفحات اپ استور، گوگل پلی و کافه بازار بیشتر خواهد بود. همانطور که می‌دانیم، تقریباً اغلب کلمات مورد استفاده برای جستجوی اپلیکیشن‌ها در مارکت‌های اپلیکیشن نام یک برند، شرکت یا ترکیبی از هر دوی آن‌ها است.این آمار و ارقام، لزوم استفاده از بازاریابی اپلیکیشن از طریق حضور در شبکه‌های اجتماعی و سایر کانال‌های تبلیغاتی را مشخص می‌کند. اگر هدف به دست آوردن نصب برای اپلیکیشن است، باید کاری کنید که مردم با داشتن نام اپلیکیشن شما در ذهن، وارد مارکت اپلیکیشن‌ها شوند و نام اپلیکیشن شما را جستجو کنند. بنابراین، علاوه بر ASO خوب، نیازمند بازاریابی قوی در فضای خارج از مارکت اپلیکیشن‌ها نیز هستید. برای یادگیری روش‌های مختلف اپ مارکتینگ در جلسات بعدی بلوک با ما همراه باشید.آنالیز و تحلیل در اپلیکیشن(منبع: وب‎سایت تپسل)از زمان کودکی همواره این جمله را برای ما تکرار کردند که ریاضیات و هنر با هم جور در نمی‌آیند. این جمله در دنیای بازاریابی صدق نمی‌کند. همانطور که می‌دانید، در دنیای کسب‌وکار، بازاریابی نوعی هنر محسوب می‌شود که نیاز به خلاقیت زیادی دارد. آنالیز به منزله ریاضیات است و شامل فرمول‌ها، معادلات و اعدادی می‌باشد که به تلاش‌های بازاریابی شما اعتبار می‌بخشد. آنالیز شامل جمع‌آوری داده‌های رفتاری کاربران، تعیین معیارهای مهم، دنبال کردن (track) آن معیارها و در نهایت آنالیز نتایج آن‌ها است.به آنالیز و تحلیل می‌‌توان به چشم یادگیری نیز نگاه کرد. یادگیری نکاتی که منجر به افزایش تجربیات و در نهایت بهینه‌سازی اپلکیشن می‌شود. در ابتدا باید بفهمید که یاد گرفتن چه نکاتی مفید خواهد بود. جمع‌آوری داده‌ها و معیارهای زیاد، باعث آشفتگی و هدر رفتن وقت می‌شود. در ادامه به داده‌ها و معیارهای مهم در آنالیز اپلیکیشن اشاره خواهیم کرد.ایجاد یک اپلیکیشن، تنها نیمی از راه است. شما به عنوان یک توسعه‌دهنده اپلیکیشن‌های موبایل، ممکن است این سوالات را از خود بپرسید:· تعداد کل کاربرانی که اپلیکیشن را دانلود کرده‌اند؟· چه تعداد از کاربران، در اپلیکشن فعال هستند؟· رفتار کاربران درون اپلیکیشن چگونه است؟ کاربران چگونه با اپلیکیشن تعامل برقرار می‌کنند و چه فعالیت‌هایی درون اپلیکیشن انجام می‌دهند؟· از کدام ویژگی اپلیکیشن استفاده بیشتری می‌کنند؟ به کدام قسمت اپلیکیشن توجهی ندارند؟· اغلب کاربران از طریق چه پلتفرم تبلیغاتی به دانلود اپلیکیشن هدایت می‌شوند؟ هر یک از کاربران از چه دستگاهی استفاده می‌کنند؟· آیا کاربران از عملکرد اپلیکیشن راضی هستند؟ آیا مشکل فنی در تجربه کاربری اپلیکیشن وجود دارد؟· عملکرد کمپین‌های تبلیغاتی چگونه است؟ آیا کمپین‌های تبلیغاتی، ارزش سرمایه‌گذاری را داشته است؟ میزان سرمایه‌گذاری در بخش تبلیغات کافی است؟این‌ها سوالاتی هستند که آنالیز اپلیکیشن‌های موبایل می‌تواند در پیدا کردن پاسخ آن‌ها کمک کند. برای رسیدن به پاسخ این سوالات، باید داده‌های درستی را جمع‌آوری کرده و معیارهای مناسبی را اندازه‌گیری کنید.۴ مزیت آنالیز در بازاریابی اپلیکیشنبدون اطلاع از این موضوع که کدام پلتفرم تبلیغاتی در جذب کاربران بهترین عملکرد را داشته یا اینکه کاربران به هر یک از استراتژی‌های بازاریابی چگونه پاسخ داده‌اند، نمی‌توان راهی برای بهینه‌سازی اپلیکیشن، جذب کاربر بیشتر و در نهایت کسب درآمد بیشتر از اپلیکیشن پیدا کرد. هچنین، بدون انجام آنالیز نمی‌توان هیچ تصوری از تعداد کاربرانی که توسط تبلیغات پولی بدست آمده‌اند داشت. بنابراین، شما باید آنالیز اپلیکیشن را با استراتژی‌های مارکتینگ خود تلفیق کنید تا بهترین نتیجه را بدست آورید. مزایای این کار در ۵ مورد زیر خلاصه شده است:۱- افزایش ROI یا نرخ بازگشت سرمایهدر دنیای امروزه، میلیون‌ها اپلیکیشن برای بیشتر دیده شدن و جذب مشتریان بیشتر با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. در این رقابت، جنبه مالی همواره در استراتژی‌های جذب کاربر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، شما به اندازه‌گیری میزان تاثیرگذاری هر یک از استراتژی‌های تبلیغاتی و مقایسه آن‌ها با یکدیگر نیاز دارید تا متوجه شوید که کدام استراتژی بیشترین ROI را برای شما به دنبال خواهد داشت. بدون در نظر گرفتن آنالیز و تحلیل، ممکن است بخش زیادی از بودجه خود را در یک پلتفرم تبلیغاتی اشتباه صرف کنید؛ بدون اینکه نرخ بازگشت سرمایه خوبی داشته باشد. علاوه بر نرخ بازگشت سرمایه، ارزش هر کاربر در طول عمر استفاده از اپلیکیشن (LTV) نیز در تعیین استراتژی برتر تاثیرگذار است که در ادامه مطلب به آن شاره شده است. بدون در نظر گرفتن آنالیز در اپلیکیشن، امکان اندازه‌گیری هیچ‌یک از معیارهای ذکرشده وجود ندارد.۲- دسترسی به داده‌های دقیق برای بهینه‌سازی اپلیکیشنبه کارگیری نظرات کاربران بدون توجه به رفتار آن‌ها در اپلیکیشن امکان‌پذیر نمی‌باشد. آنالیز این امکان را برای شما به‌وجود می‌آورد که به داده‌های دقیقی از کاربران دسترسی داشته باشید. طبیعتاً، استراتژی‌هایی که بر حفظ طولانی‌مدت کاربران تاکید دارند، نمی‌توانند تنها بر جذب کاربر متکی باشند، بلکه حفظ کاربران باید از طریق به‌روزرسانی‌ و بهینه‌سازی‌ مداوم اپلیکیشن، مبنی بر داده‌های کاربران صورت گیرد. بسیار از اپلیکیشن‌هایی که دانلود می‌شود، تنها یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرند. استفاده از داده‌ها و بازخوردهای رفتاری کاربران در محیط اپلیکیشن به رفع این مشکل و افزایش نرخ فعالیت کاربران کمک می‌کند.۳- شخصی‌سازی اپلیکیشنکاملاً مشخص است که ارسال پیام‌های شخصی‌سازی شده بهتر از ارسال پیام‌های یکسان به همه کاربران نتیجه می‌دهد. امروزه، آنالیز، ایجاد تجربه کاربری هدفمند را امکان‌پذیر ساخته است. ارسال پیام‌‌های تبلیغاتی به گروهی خاص از مخاطبان می‌تواند نرخ بازگشایی را دو برابر کند. آنالیز در همکاری با استراتژی‌های اپلیکیشن مارکتینگ، این کار را ممکن ساخته است. شخصی‌سازی می‌تواند برای کاربران جدید یا کاربرانی که از قیف بازاریابی خارج شده‌اند نیز انجام شود. به عنوان مثال، زمانی که یک کاربر پس از مدت مشخصی، دیگر از اپلیکیشن استفاده نکند، شما می‌توانید از طریق هدفمندسازی با استفاده از داده‌هایی از کاربر در دسترس دارید، او را به استفاده مجدد از اپلیکیشن دعوت کنید. این داده‌ها از طریق آنالیز رفتار کاربر درون اپلیکیشن یا اطلاعات پروفایل کاربر استخراج می‌شوند.۴- دنبال کردن نتایج کمپین‌هازمان آن فرا رسیده است که تنها در صورتی به پلتفرم‌های تبلیغاتی اعتماد کنیم که عملکرد آن‌ها مورد سنجش قرار گرفته شده باشد. آنالیز، امکان تشخیص درستی یا نادرستی جای سرمایه‌گذاری را برای شما فراهم می‌کند. اطلاعات بدست‌آمده از آنالیز پلتفرم‌های مختلف، به شما در تشخیص بهترین استراتژی برای سرمایه‌گذاری در مارکتینگ کمک می‌کند. اگر چندین کمپین به صورت همزمان در پلتفرم‌های متخلف دارید، از دنبال کردن داده‌ها در کمپین‌ها اطمینان حاصل کنید تا بتوانید بهترین آن‌ها را برای کارهای آینده انتخاب کرده و یا کمپین مورد نظر را بهینه‌سازی کنید.۱۴ شاخص مهم (KPI) در آنالیز و تحلیل اپلیکیشنپیش از اینکه درباره شاخص ها و معیارهای مناسب برای آنالیز اپلیکیشن صحبت کنیم، باید این نکته را در نظر داشته باشید که انتخاب معیارهای مناسب برای هر اپلیکیشنی باید متناسب با اهداف آن برند باشد. آنالیز هدفمند، نکته‌ای است که باعث برتری اپلیکیشن‌های موفق می‌شود. بنابراین، ابتدا هدف اپلیکیشن و مخاطبان هدف خود را مشخص کنید. تعدادی از KPI های مهم برای آنالیز اپلیکیشن‌های موبایل، در این قسمت توضیح داده شده است:۱- تعداد نصب / لغو نصب (Installations/Uninstallations)یکی از راه‌های قابل لمس برای ارزیابی میزان رشد یک اپلیکیشن، دنبال کردن تعداد نصب‌های اپلیکیشن است. با وجود اینکه این معیار، یک ساده‌سازی به حساب می‌آید و به طور مستقیم به موفقیت اقتصادی مربوط نیست، اما طبق قانون «هرچه بیشتر، بهتر»، هرچه میزان نصب بیشتر باشد، به معنای عملکرد بهتر خواهد بود. به منظور درک صحیح از موقعیت، بهتر است علاوه بر دنبال کردن تعداد نصب، تعداد لغو نصب را نیز در نظر داشته باشید.۲- تعداد کاربران (User Count)تعداد دانلودها و نصب‌های اپلیکیشن به همراه تعداد کاربران می‌تواند دیدگاه نسبتاً خوبی نسبت به وضعیت اپلیکیشن ایجاد کند. این موارد همیشه با هم برابر نیستند. همه کاربران یک اپلیکیشن را نمی‌توان یک کاربر فعال در نظر گرفت، بلکه انجام فعالیت مورد نظر توسعه‌دهنده معیار فعال بودن خواهد بود. کاربر فعال بسته به نوع اپلیکیشن یا بازی، تعریف می‌شود. یک کاربر را در صورتی کاربر فعال می‌دانیم که یک فعالیت مشخص را انجام دهد. به عنوان مثال، رفتن به مرحله بعد یک بازی، ارسال پیام یا یک درخواست دوستی می‌تواند فعالیت مورد نظر توسعه‌دهنده باشد. اغلب توسعه‌دهندگان، به اشتباه این مورد را در نظر نمی‌گیرند که موجب رضایت‌مندی کاذب آن‌ها از عملکرد اپلیکیشن می‌شود.۳- تعداد کاربران فعال در یک روز (DAU– Daily Active Users)این معیار نشا‌ن‌دهنده تعداد کاربران خاص و منحصربه‌فردی است که حداقل یک بار در روز، یک نشست (session) را در اپلیکیشن آغاز می‌‌کنند. این معیار در موارد بسیاری کمک‌کننده خواهد بود. به عنوان مثال، اگر انتظار شما از راه‌اندازی یک کمپین، بازدید روزانه کاربران از اپلیکیشن شما باشد، دنبال کردن معیار DAU بسیار مفید خواهد بود. با وجود اینکه برخی از بازاریابان این معیار را خیلی مفید نمی‌دانند، اما می‌توان گفت، تعریف صحیح فعالیت برای تخمین مدل‌های کسب درآمد بسیار موثر خواهد بود.به عنوان مثال، فیسبوک، معیار فعال بودن کاربر را بر ورود به اپلیکیشن (Log on) و استفاده از عملگرها، مثلاً لایک کردن، می‌داند، اما در صورتی که کاربر از طریق پلاگین وارد شود و لایک کند، کاربر فعال در نظر گرفته نمی‌شود. همچنین، در صورتی که کاربر از دو دستگاه با یک حساب کاربری مختلف وارد اپلیکیشن شود، باید یک بار حساب شود، در غیر این صورت آمار کاربران روزانه صحیح نخواهد بود. راه حل این مشکل، معیار قرار دادن نام کاربری، شماره موبایل یا آدرس ایمیل است.۴- تعداد کاربران فعال در یک ماه (MAU – Monthly Active Users)بازه زمانی اندازه‌گیری این معیار، ۳۰ روزه است. یعنی، هر کاربر فعال باید حداقل یک بار در ماه، فعالیت مورد نظر را انجام دهد و فرقی نمی‌کند که یک یا چندبار این فعالیت را انجام می‌دهد. به عنوان مثال، توئیتر برای محاسبه MAU، کاربر فعال را کسی می‌داند که ۳۰ نفر دیگر را در طول یک ماه دنبال کند یا ۱۰ نفر، آن کاربر را دنبال کنند. استفاده از MAU و DAU، بسته به نوع اپلیکیشن می‌تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، DAU در آنالیز اپلیکیشن‌های بازی و MAU برای اپلیکیشن‌های ارائه‌دهنده بلیط هواپیما مهم است.همچنین، نسبت DAU/MAU تحت عنوان معیاری به نام “Thickness” یک اپلیکیشن موبایل تعریف می‌شود. این معیار همواره بین ۰ و ۱ قرار دارد و اغلب به صورت درصدی بیان می‌شود. به عنوان مثال، اگر تعداد کاربران روزانه یک اپ، ۲۰۰۰ و تعداد کاربران فعال ماهانه، ۱۰۰۰۰ نفر باشد، نشان می‌دهد که کاربران هر ۶ روز وارد اپلیکیشن می‌شوند، که این عدد برای اپلیکیشن‌های بازی بسیار خوب است. این معیار برای اپلیکیشن‌های فیسبوک و واتساپ تا ۵۰ درصد نیز می‌رسد.۵- موقعیت جغرافیایی کاربران (Geographical Data)مارکت‌های اپلیکیشن، دسترسی به کاربران موبایل در قاره‌های مختلف را برای همه اپلیکیشن‌ها امکان‌پذیر ساخته است. آگاهی از موقعیت جغرافیایی کاربران، کمک زیادی به شما خواهد کرد. به عنوان مثال، با وجود اینکه اپلیکیشن شما در تمامی نقاط جهان قابل دسترس است، اما در یک کشور خاص از استقبال بیشتری روبرو شده است. آنالیز رفتاری کاربران آن منطقه می‌تواند در پیدا کردن علت موفقیت اپلیکیشن کمک کند. با استفاده از این آنالیز، می‌توانید آن مدل موفقیت‌آمیز را در سایر نواحی نیز پیاده‌سازی کنید. همچنین، دنبال کردن لغو نصب در نواحی مختلف می‌تواند به پیدا کردن مشکلات اپلیکیشن، مربوط به فرهنگ هر ناحیه کمک کند.۶- زمان نشست کاربران (Session Length)زمان استفاده از اپلیکیشن در یک بار ورود به اپلیکیشن را زمان نشست می‌گویند و از زمانی که اپلیکیشن توسط کاربر باز می‌‌شود تا زمانی که بسته می‌شود، در نظر گرفته می‌شود. معمولاً، اگر کاربر برای بیش از ۳۰ ثانیه هیچ دستوری را در اپلیکیشن اجرا نکند، نشست پایان می‌یابد. این زمان، نشان‌دهنده میزان درگیری کاربران با اپلیکیشن است. این زمان بسته به نوع اپلیکیشن متفاوت است. به عنوان مثال، طبیعی است که توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌هایی نظیر اسنپ یا تپسی برای کسب درآمد تنها به یک زمان نشست کوتاه که صرف سفارش تاکسی می‌شود، نیاز دارند. اما به طور کلی، هر چه زمان نشست در اپلیکیشن‌ها به‌خصوص بازی‌های موبایلی، بیشتر باشد، بهتر خواهد بود.۷- زمان درون اپ (In-app Time)همواره این نکته را در نظر داشته باشید که، این کاربران هستند که منجر به موفقیت یک اپلیکیشن می‌شوند. بنابراین، هرچه کاربران زمان بیشتری را درون اپلیکیشن شما سپری کنند، بهتر خواهد بود. مجموع زمانی که کاربر در طول یک روز، یک هفته یا یک ماه درون اپلیکیشن صرف می‌کند را زمان درون اپ یا In App Time می‌نامند. این زمان، نشان‌دهنده میزان محبوبیت هر اپلیکیشن است. این معیار برای سنجش میزان موفقیت و محبوبیت یک اپلیکیشن بهتر از معیارهایی نظیر تعداد دانلود، تعداد کامنت یا نظرسنجی با ستاره در اپ استورها عمل می‌کند.۸- فاصله زمانی نشست (Session Interval)این معیار، میزان فرکانس هر نشست را نشان می‌دهد. در واقع، این به معیار به شما کمک می‌کند تا بفهمید هر کاربر هر چند وقت یک بار به سراغ اپلیکیشن می‌آید. قطعاً، شما به عنوان یک توسعه‌دهنده می‌خواهید که این زمان تا جایی که امکان دارد، حداقل شود. دعوت از کاربران برای استفاده مجدد از اپلیکیشن می‌تواند از طریق روش‌هایی که در جلسات قبل گفته شد، نظیر پیام‌های push، ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و … صورت گیرد.۹- نرخ حفظ کاربر (Retention rate)یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که در آنالیز و در مدل‌های کسب درآمد از اپلیکیشن‌ها وجود دارد، نرخ حفظ کاربر است. حفظ کاربر در اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها، از جمله سخت‌ترین چالش‌هایی است که هر توسعه‌دهنده‌ای با آن مواجه می‌شود. این کار، به مراتب سخت‌تر از جذب کاربر جدید است. این شاخص، بخشی از دوره فعالیت هر کاربر (lifecycle) است و اندازه‌گیری آن، برای تعیین ارزش هر کاربر (LTV) ضروری است.فواصل زمانی رایج برای اندازه‌گیری این معیار، ۱، ۷، ۳۰ و ۹۰ روزه است. به عنوان مثال، اگر تعداد کاربرانی که اپلیکیشن را دانلود کرده‌اند، ۱۰۰۰ نفر باشد و تنها ۲۰۰ نفر از آن‌ها در روز اول، دوباره به اپلیکیشن مراجعه کنند، نرخ حفظ کاربر، برابر با ۲۰ درصد خواهد بود. برای اندازه‌گیری این شاخص، بهتر است علاوه بر فواصل زمانی، کاربران خود را دسته‌بندی کنید. این کار، منجر به دقت بیشتری در تحلیل می‌شود. به عنوان مثال، اگر گروهی از کاربران به اندازه کافی با اپلیکیشن درگیر هستند، باید در دسته مجزایی از سایر کاربران قرار گیرند. یا اگر گروهی از کاربران، اپلیکیشن را خیلی سریع ترک می‌کنند، باید در دسته دیگری قرار گیرند. پیام‌های تبلیغاتی ارسالی برای هر یک از این دسته‌ها باید متفاوت باشد تا نتیجه خوبی بدست آید.۱۰ – همگرایی (Conversion)اولین شاخص اقتصادی است که مشخص می‌کند آیا سرمایه‌گذاری صورت گرفته، به صرفه بوده است. به عنوان مثال، اگر یک کاربر پس از مشاهده یک بنر تبلیغاتی در یک وب‌سایت، به اپلیکیشن خرید آنلاین شما وارد شده و خرید کند، همگرایی از طریق آن آگهی تبلیغاتی اتفاق افتاده است. مهم‌ترین نکته در این شاخص، تعریف دقیق هدف نهایی است. به عنوان مثال، هدف نهایی یک تبلیغ می‌تواند خرید آنلاین، باز کردن اپلیکیشن و یا بازدید بخش خاصی از اپلیکیشن باشد. همچنین، منبع ایجاد هر همگرایی باید کاملاً مشخص شود، که نیاز به پیاده‌سازی SDK در پلتفرم‌های تبلیغاتی دارد. درباره موضوعات فنی مربوط به آنالیز اپلیکیشن، به صورت مفصل در جلسات آینده صحبت خواهیم کرد. همچنین ، از دیگر مزایای محاسبه این شاخص، پی بردن به میزان تاثیرگذاری دکمه CTA است.۱۱- ARPU) Average Revenue Per User)این شاخص، تعیین‌کننده میزان درآمد حاصل به ازای هر کاربر است و در یک دوره زمانی مشخص، مثلاً ۱ ماه محاسبه می‌شود. این شاخص از طریق فرمول زیر بدست می‌آید:۱۲- ARPDAU) Average Revenue per daily Active User)این شاخص، تعیین‌کننده میزان درآمد روزانه هر کاربر فعال است. این معیار، اغلب توسط توسعه‌دهندگان بازی‌های موبایلی مورد بررسی قرار می‌گیرد. زیرا، ARPDAU می‌تواند معیار خوبی برای نمایش میزان نوسانات باشد که توسط هیچ شاخص دیگری قابل استنباط نیست. همچنین، این معیار می‌تواند در تفسیر فعالیت‌های کوتاه‌مدت نیز کمک شایانی کند.۱۳- ارزش کاربر (Lifetime Value – LTV)این فاکتور بیان‌کننده هزینه‌های است که یک کاربر در طول استفاده از اپلیکیشن ایجاد می‌کند. درصورتی‌که هزینه‌های جذب کاربر (user acquisition cost) بیش از مقدار LTV شود، نشان‌دهنده مشکل در سوددهی است، اما درصورتی‌که LTV بیشتر از هزینه جذب کاربر جدید شود، می‌توانید یک نفس آسوده بکشید و از سود کسب‌وکار خود مطمئن باشید. محاسبه این معیار کمی مشکل است، زیرا عامل بسیاری بر آن تاثیرگذار هستند. طریقه محاسبه LTV، به صورت کامل در بلوک کسب درآمد توضیح داده است.۱۴- هزینه جذب کاربران (Customer Acquisition Cost – CAC)این شاخص، هزینه هر نصب اپلیکیشن توسط یک کاربر را مشخص می‌کند. ساده‌ترین روش برای محاسبه این شاخص، تقسیم مجموع هزینه‌های صورت گرفته برای جذب کاربران بر تعداد کاربران جدید در یک بازه زمانی مشخص است. همانطور که گفته شد، مقایسه این شاخص با LTV می‌تواند ارزشمند بودن سرمایه‌گذاری را مشخص کند.انواع گزارش‌های آنالیز و تحلیلبه طور کلی می‌توان گزارش‌های آنالیز در اپلیکیشن مارکتینگ را به ۵ بخش تقسیم‌بندی کرد:۱- جذب کاربران (User Acquisition)شاید بتوان گفت معیارهای جذب کاربران، یکی از مهم‌ترین پارامترهایی است که در اپلیکیشن‌های موبایل باید اندازه‌گیری کرد. و گزارشی است که تمام بازاریابان‌ باید فراهم کنند. این گزارش که به گزارش Attribution معروف است درباره چگونگی جذب کاربران از استراتژی‌های ارگانیک و پولی می‌باشد. جذب‌های ارگانیک از طریق بهینه سازی صفحه اپلیکیشن یا ASO بدست می‌آیند، درحالی که جذب‌های پولی از طریق روش‌های مختلف تبلیغات در محیط‌های مختلف حاصل می‌شوند. این گزارشات در واقع به این سوال پاسخ می‌دهند: کاربران از چه طریق جذب اپلیکیشن شده‌اند؟به منظور سنجش تلاش‌های ارگانیک خود در اپلیکیشن، باید معیارهای زیر را دنبال کنید:· تعداد کلیدواژه‌هایی که اپلیکیشن بر اساس آن‌های رتبه‌بندی می‌شود.· تعداد بازدیدهای صورت گرفته به صفحه دانلود اپلیکیشن در اپ استور، گوگل پلی یا کافه بازار· تعداد دانلودهای ارگانیک· درصد دانلودهایی که منجر به باز کردن اپلیکیشن می‌شود.· تعداد لینک‌های ورودی به صفحه دانلود اپلیکیشن· رتبه اپلیکیشن در دسته‌های مختلف· امتیاز اپلیکشن· تعداد و لحن نظرات در صفحه دانلود اپلیکیشنبه منظور سنجش تلاش‌های بازاریابی پولی، باید معیارهای زیر را دنبال کنید:· آژانس‌های تبلیغاتی و ناشرینی که در حال همکاری با آن‌ها هستید.· تعداد کمپین‌های در حال اجرا و میزان بودجه هزینه شده برای هر یک از کمپین‌ها· تعداد کاربران جدید جذب شده از هر کمپین· هزینه جذب یک کاربر جدید· هزینه جذب یک کاربر درگیر با اپلیکیشن (LTV)· تشخیص بهترین کمپین که با ارزش‌ترین کاربران را ایجاد کرده است. (کاربران با LTV بالاتر)داده‌های ذکرشده، از طریق ابزارهای آنلاین رتبه‌بندی ASO، اطلاعات ارائه شده توسط آژانس‌های تبلیغاتی و ابزارهای آنالیز بدست می‌آیند. چنین گزارش‌هایی می‌توانند از طریق آپدیت بخش‌هایی از صفحه اپلیکیشن، توجه به نظرات کاربران، سرمایه‌گذاری تبلیغاتی در بهترین آژانس تبلیغاتی، تشخیص هزینه ایده‌آل برای هر کاربر و محاسبه ROI هر کمپین، به بهینه‌سازی اپلیکیشن کمک کنند.۲- تعاملات کاربر (User Engagement)همانطور که گفته شد، تعداد نصب‌های اپلیکیشن به تنهایی نمی‌تواند در آنالیز به شما کمک کند. بیش از ۲۰ درصد اپلیکیشن‌هایی که دانلود می‌شوند، تنها یک بار مورد استفاده قرار می‌گیرند. همچنین، زمانی که کاربر نصب اپ را لغو یا uninstall کند، تعداد دانلودها تغییری نمی‌کند. این موضوع نشان می‌دهد که تعداد نصب معیار خوبی برای قضاوت درباره موفقیت یا عدم موفقیت یک اپلیکیشن نیست. سایر داده‌های مورد نیاز از طریق دنبال کردن رفتار کاربران در اپلیکیشن بدست می‌آیند. در حالت خوشبینانه، کاربر پس از دانلود اپلیکیشن با اپ ارتباط برقرار می‌کند.در این مرحله، کاربر اپلیکیشن را باز کرده، در فضای اپلیکیشن به جستجو می‌پردازد و زمانی را صرف پی بردن به محتوای اپ و ویژگی‌های آن می‌کند. این بازه زمانی، یک Session نام دارد. بازاریابان باید به این مرحله توجه ویژه‌ای داشته باشند. زیرا بازاریابان از این طریق متوجه می‌شوند آیا کاربر پس از نصب اپلیکیشن ارزشی برای اپ تولید می‌کند؟ تعداد کاربران فعال مهم‌ترین معیار این گزارش است. کاربر فعال به کسی گفته می‌شود که به صورت متناوب از اپلیکیشن استفاده می‌کند.این گزارش باید شامل معیارهای زیر باشد:· تعداد sessionهای کاربر در طول یک دوره زمانی مشخص· تعداد کاربران جدید در یک بازه زمانی مشخص· طبقه‌بندی session ها مانند کشور، دستگاه مورد استفاده و نسخه اپلیکیشن مورد استفاده کاربران· متوسط زمان session در بازه‌های زمانی مختلف· رشد مثبت یا منفی هر یک از معیارهای بالابا استفاده از چنین گزارش‌هایی می‌توانید تاثیرگذاری کمپین‌های مختلف بر طول session ها، میزان درگیر شدن کاربران بر اساس نرخ بازگشت به اپلیکیشن بعد از نصب و همچنین بر اساس مدت زمان صرف شده درون اپلیکیشن اندازه‌گیری کرده و به بهینه‌سازی آن‌ها بپردازید.۳- فعالیت کاربران (User Actions)فعالیت‌های کاربران که تحت عنوان user event نیز مطرح می‌شود، کارهایی است که کاربران در اپلیکیشن شما انجام می‌دهند. به عنوان مثال، بازدید کاربران از صفحات اپ، کلیک بر روی پیام‌های in-app و چیزهایی که خریداری می‌کنند، جزء فعالیت‌های کاربران محسوب می‌شود. این داده‌ها که مبتنی بر رفتار کاربران است به بازاریابان کمک می‌کند تا بفهمند کدام ویژگی برای اپلیکیشن ارزشمند تلقی می‌شود و کدام ویژگی‌ توجه کاربران را کمتر جلب می‌کند. این گزارش‌ها در واقع پاسخ‌دهنده به این سوال هستند: کاربران چگونه با ویژگی‌های مختلف اپلیکیشن تعامل برقرار می‌کنند؟معیارهایی که در چنین گزارش‌هایی باید اندازه‌گیری و دنبال شوند، شامل موارد زیر است:· مهم‌ترین فعالیتی که از کاربران خود انتظار دارید انجام شود، چیست؟ (به عنوان مثال، خرید یک محصول در دیجیکالا، فعالیت مطلوب کلیدی محسوب می‌شود)· تعداد دفعاتی که فعالیت کلیدی اپلیکیشن شما (مثلاً خرید یک محصول) در یک بازه زمانی مشخص، به صورت کامل انجام شده است.· درصد کاربرانی که آن فعالیت کلیدی را به صورت کامل به انجام رسانده‌اند· درصد کاربرانی که آن فعالیت را کامل انجام نداده‌اند· نرخ رشد کامل کردن فعالیت توسط کاربران در طول زمان· عداد کاربرانی که یک پیام Push notification را باز می‌کنند.· تعداد کاربرانی که بر پیام‌های in-app کلیک می‌کنند.با استفاده از این گزارش‌ها می‌توان به میزان تاثیرگذاری کمپین‌های push و in-app پی برد. همچنین می‌توان کاربرانی که به احتمال بیشتری، فعالیت کلیدی را به صورت کامل انجام می‌دهند، شناسایی کرد (مثلاً مرد یا زن بودن آن‌ها)۴- تقسیم‌بندی کاربران (User Segments)زمانی که شروع به نظارت بر تعاملات و فعالیت‌های کاربران در اپلیکیشن خود می‌کنید، به اندازه کافی از آن‌های اطلاعات خواهید داشت که بتوانید کاربران خود را تقسیم‌بندی کنید. این تقسیم‌بندی بر اساس ویژگی‌های رفتاری مشترک کاربران صورت می‌گیرد. به عنوان مثال، پس از مدتی متوجه می‌شوید که بخشی از کاربران که به طور متوسط سه بار در روز با اپلیکیشن شما تعامل دارند، خانم‌های با سن ۲۰ الی ۳۰ سال هستند. پیام‌هایی که برای این دسته ارسال می‌شود باید متفوت از سایر کاربران باشد. چنین گزارش‌هایی دیدگاه‌های بسیار خوبی برای بهینه‌سازی کمپین‌های بازاریابی اپلیکیشن به شما ارائه می‌دهد. برای این منظور، باید معیارهای زیر را در نظر داشته باشید:۱- تخصیص یک نام مناسب به هر گروه از کاربران (به عنوان مثال، خریداران)۲- فعالیت‌های کلیدی که توسط هر گروه به صورت کامل انجام می‌شود.۳- اشتراکات هر گروه (مثلاً اطلاعات جمعیت‌شناسی مانند سن، جنسیت و … یا سابقه خریدها و فعالیت‌های قبلی)این دسته‌بندی کاربران می‌توانند در طول زمان و با پیشرفت اپلیکیشن تغییر کنند. این گزارش‌ها می‌توانند دیدگاه بسیار خوبی نسبت به کاربران در شما ایجاد کنند تا بتوانید بازاریابی اپلیکیشن خود را شخصی‌سازی کنید و مناسب‌ترین کمپین‌های تبلیغاتی را برای هر دسته انتخاب کنید.۵- گزارش‌های مربوط به قیف (Funnel)قیف بازاریابی مجموعه‌ای از فرایند‌هایی است که کاربر را به سمت هدف نهایی همگرا می‌کند. این هدف نهایی می‌تواند هر چیزی باشد. اغلب اپلیکیشن‌ها دارای چندین قیف هستند. قیف ثبت‌نام، قیف بازاریابی، قیف فروش از جمله قیف‌های اپلیکیشن‌ها است. نظارت بر عملکرد کاربر در تمامی فرایند‌های این قیف به بازارایابان می‌کند تا هم‌راستا با اهداف همگرا شدن کاربران به سمت انتهای قیف تلاش کنند. داده‌های مورد نیاز در این گزارش‌ها، شامل موارد زیر می‌باشد:· تعیین نام و اهداف هر قیف (مثلاً قیف خرید)· تعیین گام‌های قیف· تعداد کاربرانی که وارد قیف می‌شوند.· نرخ همگرایی (Conversion rate) در هر مرحلهچنین گزارش‌هایی به بازاریابان کمک می‌کند تا متوجه شوند که اغلب کاربران در چه مرحله‌ای متوقف می‌شوند و چه چیزی باعث این اتفاق می‌شود. همچنین، می‌توانید بهترین مرحله برای نمایش پیام‌های push و in-app را پیدا کنید. این کار به بهینه‌سازی اپلیکیشن شما کمک می‌کند.سخن پایانیدر این قسمت ، مقدمه‌ای درباره آنالیز و لزوم استفاده از آن در اپلیکیشن مارکتینگ صحبت کردیم. مزایای استفاده از آنالیز اپلیکیشن را نیز مطرح کردیم. استفاده از آنالیز در تمامی مراحل اپ مارکتینگ کاربرد دارد و به نوعی ضروری است. همچنین، آنالیز برای ارزیابی عملکرد استراتژی‌های مختلف تبلیغاتی مورد نیاز است. به طور کلی می‌توان گفت، در صورتی که از آنالیز و تحلیل برای اپلیکیشن‌ها یا بازی‌های موبایل استفاده نمی‌کنید، استراتژی‌های پولی اپلیکیشن مارکتینگ بیهوده خواهد شد. برای این کار، باید داده‌های مورد نیاز اندازه‌گیری و معیارهای لازم، آنالیز شوند و از نتایج آن‌ها برای بهینه‌سازی کمپین‌ها یا انتخاب کمپین برتر استفاده کرد.اتریبیوشن Attribution و لزوم استفاده از آن(منبع: وب‎سایت تپسل)همانطور که در مطلب قبل نیز توضیح داده شد، بررسی نتایج کمپین‌های تبلیغاتی، برای هر بازاریابی بسیار مهم است. تعداد کلیک بر روی تبلیغ، تعداد نصب، تعداد کاربران جدید و به طور کلی، میزان موفقیت اپلیکیشن، اطلاعاتی هستند که از طریق آنالیز قادر به اندازه‌گیری آن‌ها هستید. اما، آیا تنها دانستن این آمار کافی است؟ اگر آژانس تبلیغاتی اعلام کند که برای شما هزار نصب فعال گرفته اما، شما از طریق شمارشگر خاص خودتان معتقد باشید که فقط صد نصب انجام شده است، راه حل برطرف کردن این مشکل چیست؟ در این قسمت، با ما همراه باشید، تا پاسخ سوالتان را پیدا کنید.Attribution چیست و چه کمکی به بازاریابان دیجیتال می‌کند؟برای درک attribution های اپلیکیشن، بهتر است نگاهی به روش‌های سنتی attribution، مانند cookies، Pixel tags و URL بیندازیم. این روش‌ها از دیرباز، به دلیل سادگی در اجرا، به شدت مورد علاقه بازاریابان دیجیتال قرار گرفته اند. این روش‌ها، تنها بر روی درگاه موبایل وب قابل اجرا هستند. به همین دلیل، attribution های جدید برای اپلیکیشن موبایل به وجود آمده است. در واقع، Attribution در تبلیغات موبایل به فرایند دنبال کردن فعالیت‌های کاربر در اپلیکیشن اشاره دارد. attribution، ابزاری است که به بازاریابان کمک می‌کند تا سفر کاربر (User Journey) از ابتدا تا رسیدن به اپلیکیشن و فعالیت‌های کاربر در اپلیکیشن، پس از اتمام سفر را تحت نظر بگیرند. این کار به بازاریابان کمک می‌کند تا بتوانند میزان موفقیت کمپین‌های تبلیغاتی خود را اندازه‌گیری کنند و تغییرات لازم در جهت بهینه‌سازی اپلیکیشن و کمپین‌ها را انجام دهند.این فعالیت‌ها ممکن است نصب اپلیکیشن، کامل کردن یک مرحله در اپلیکیشن، خرید درون اپلیکیشن و … باشد. تمامی این اطلاعات برای تعیین ارزش تبلیغات و اختصاص بودجه به تبلیغات آینده ضروری است. با کمک Attribution می‌توان فهمید که هر نصب یا فعالیت دیگری از کدام کمپین تبلیغاتی بدست آمده و میزان تاثیرگذاری کدام کمپین بیشتر است.تفاوت Attribution و Analytics در بازاریابی اپلیکیشن چیست؟سوالی که ممکن است برای بسیاری از توسعه‌دهندگان و بازاریابان پیش بیاید، این است که چرا باید از سرویس‌هایAttribution استفاده کرد؟ چرا تنها به استفاده از ابزارهایی نظیر گوگل آنالیتیکس بسنده نکنیم؟ بر اساس مطالعه انجام شده در این رابطه، تنها ۳۰ درصد از توسعه‌دهندگان خارجی از گوگل آنالیتیکس برای آنالیز اپلیکیشن خود استفاده می‌کنند. یعنی اغلب توسعه‌دهندگان برای سنجش عملکرد اپلیکیشن خود از ابزارهایی فراتر از گوگل آنالیتیکس استفاده می‌کنند.وظایف ابزارهای آنالیز در بازاریابی دیجیتال چیست؟استفاده از ابزارهای آنالیز، تنها نیمی از راه است. داشتن اطلاعات حاصل از ابزارهای آنالیز برای شروع بسیار ضروری و مهم است. از طریق این ابزارها، متوجه می‌شوید که کاربران شما چگونه با اپلیکیشن شما درگیر می‌شوند، اما آیا این ابزارها قادر به ارائه پیشنهادها برای بهبود رفتار کاربران هستند؟ این ابزارها، تنها می‌توانند داده‌های خامی درباره رفتار کاربران به شما ارائه کنند و شما باید روزها و هفته‌ها زمان صرف کنید تا داده‌ها را تحلیل و به اقدامات لازم برای بهینه‌سازی پی ببرید. ابزارهای آنالیز، معمولاً به پیگیری و گزارش اتفاقات درون اپلیکیشن (In-App Analytics) و رفتار کاربران می‌پردازد. کاربران جذب شده بدون تبلیغات، تعاملات کاربران در اپلیکیشن، طول عمر کاربران، نرخ بازگشت آن‌ها، میزان خرج آن‌ها در اپلیکیشن، دسته‌بندی آن‌ها براساس دموگرافی‌ها، ارسال نوتیفیکیشن و پیام داخل اپلیکیشن و … از جمله اطلاعاتی هستند که از طریق آنالیز بدست می‌آیند.وظایف ابزارهای Attribution در بازاریابی اپلیکیشن چیست؟برای سنجش عملکرد کمپین‌های تبلیغاتی و فعالیت‌های کاربران جذب شده از طریق تبلیغات CPI و …، attribution مورد استفاده قرار می‌گیرد و البته بسیاری از این ابزارها، خدمات دیگری هم اضافه بر موارد ذکر شده به مشتریان خود معرفی می‌کنند. برای مثال بسیاری از ابزارهای Attribution خدماتی را برای اندازه‌گیری تاثیر ASO و … هم در لیست خدمات خود نام می‌برند. در واقع، ابزارهای attribution تعیین می‌کنند که کدام کمپین‌ها و رسانه‌ها بیشترین میزان ترافیک را برای شما به همراه داشته است. این موضوع، به شما کمک می‌کند مناسب‌ترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و رسانه تبلیغاتی اپلیکیشن خود را انتخاب کنید. این کار، باعث افزایش نرخ بازگشت سرمایه شما خواهد شد.چرا به Attribution نیاز دارید؟هرچه دنیای اپلیکیشن پیشرفت می‌کند، بودجه‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها در کمپین‌های تبلیغاتی نیز بیشتر می‌شود. بازاریابان تخمین می‌زنند که تا سال ۲۰۲۱، سهم موبایل در بازار دیجیتال به ۷۱ درصد می‌رسد. همچنین، بر اساس App Annie، درآمد ناشرین در سال ۲۰۲۰ از مرز ۱۱۷ میلیون دلار نیز عبور می‌کند. بنابراین، اندازه‌گیری درآمد تبلیغات یک ضرورت به حساب می‌آید. استفاده از attribution، علاوه بر پی بردن به موثرترین کمپین‌های تبلیغاتی، منجر به ایجاد بازخوردهایی برای بهبود اپلیکیشن می‌شود.همانطور که می‌دانید، به منظور پیگیری نتایج حاصل از کمپین‌های تبلیغاتی، به دنبال کردن (Track) داده‌ها (تعداد کلیک، تعداد نصب، زمان استفاده از اپ و …) نیاز دارید. سوالی که ممکن است برای شما پیش بیاید، این است که برای این کار باید از چه ابزاری استفاده کرد؟استفاده از شمارنده (Tracker) راه حل رسیدن به داده‌های قابل اطمینان است. سیستم‌هایی که خدمات خود را تحت دو کلیدواژه اصلی Analytics و Attribution ارائه می‌دهند، Third Partyهایی هستند که مورد اطمینان تبلیغ‌دهنده و شبکه تبلیغاتی هستند. به عبارت دیگر، چون شمارش این سیستم‌ها بی‌طرف است و مثل تبلیغ‌دهنده یا شبکه‌ی تبلیغاتی، ذی‌نفع نیستند، می‌توان با استفاده از گزارش‌های آماری شمارنده‌ها، تفاوت آماری میان پنل شبکه تبلیغاتی با گزارش‌های تبلیغ‌دهنده را رفع کرد. به همین دلیل، شبکه‌های تبلیغات دیجیتال معتبر، شرط شروع یک کمپین تبلیغاتی را استفاده از این شمارنده‌ها اعلام می‌کنند تا نتایج اصلی کمپین که براساس آن‌ها بودجه‌‎ی تبلیغ‌دهنده صرف می‌شود شفاف باشند. اما این تنها فایده استفاده از خدمات Tracker شمارنده ها نیست.مثال بالا به صورت واضح بیان می‌کند که قضاوت براساس داده‌های سطحی، نمی‌تواند اطلاعات جامع و کاملی را در اختیار شما قرار دهد. سیستم‌های شمارنده با معرفی محصول‌های Attribution ، در انتخاب شبکه تبلیغاتی و شناخت بهترین کمپین‌های تبلیغاتی به شما کمک می‌کند. همانطور که دیدیم فرقی نمی‌کند استراتژی بازاریابی شما مبتنی بر یک یا چند شبکه تبلیغاتی باشد، به هر حال استفاده از یک سیستم Third Party برای سنجش نتایج کمپین الزامی است و در تخصیص مناسب بودجه‌ به شما کمک می‌کند.چرا اجرای Attribution دشوار است؟علاوه بر عدم وجود معیارهای استاندارد برای اندازه‌گیری، به دلیل وابستگی این سیستم به جنبه‌های مختلف، نظیر ناشر، تبلیغ‌دهنده، شبکه تبلیغاتی و …، عملکرد attribution اپلیکیشن‌های موبایل کمی پیچیده هستند. بنابراین، استفاده از ابزارهای قابل اعتماد برای موفقیت در حوزه تبلیغات موبایل ضروری است. آیا این موضوع به این معنی است که attribution ها موبایل موثر نیستند؟خیر، attribution موبایل، ابزاری بسیار ارزشمند برای کمپین‌های تبلیغاتی محسوب می‌شود. شرکت‌های attribution با استفاده از فناوری پیشرفته، روش‌هایی برای پی بردن به کلیک، نصب و سایر تعاملات کاربر پیدا کرده‌اند. برای اطلاع از روش‌های مورد استفاده شرکت‌های attribution، در قسمت بعدی با ما همراه باشید.محبوب‌ترین ابزارهای آنالیتیکس و attribution در بازاریابی اپلیکیشنشرکت‌های فراوانی در سراسر دنیا برای دو ابزار آنالیتیکس و Attribution، محصولاتی ارائه کرده‌اند. برخی شرکت‌ها با ارائه‌ی هر دو محصول، کار توسعه‌دهندگان را در یکپارچه‌سازی ابزارهای مورد استفاده راحت‌تر کرده‌اند و بسیاری از شرکت‌ها امکان یکپارچه‌سازی محصول خود با محصولات دیگر شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی آنالیتیکس یا Attribution را می‌دهند. محبوب‌ترین ابزارهای آنالیتیکس و Attribution مورد استفاده در جهان، شامل موارد زیر می‌شوند:· Google App Analytics· Tune· Flurry App Analytics· Adjust App Analytics· Apsalar App Analytics· Mixpanel App Analytics· Localytics App Analytics· Amplitude App Analytics· AppSee App Analytics· Apple App Analytics· Appsflyer App Analyticsدر حال حاضر، Google Analytics فیلتر نیست، اما گوگل اکانت‌هایی که ایرانی تشخیص دهد را مسدود می‌کند. از میان ابزارهای نام‌برده شده، Flurry، Mixpanel، Apple app Analytics و Appflyer به دلیل تحریم یا فیلتر، قابل استفاده نیستند. به طور کلی، با توجه به فیلتر بودن برخی از این ابزارها و با درنظر گرفتن محدودیت‌های دیگر، گزینه پیشنهادی تپسل، سرویس Tapstream و Adjust است. البته به جز این دو سرویس که نیازمند پرداخت هزینه هستند، سرویس رایگان Branch هم قابل استفاده است، اما مشکلات فنی متعددی مثل سرعت پایین redirect کردن، از جمله معایب این سرویس است.چگونه باید Attribution انتخاب کرد؟برای انتخاب شرکت مناسب برای اجرای سرویس attribution، باید به نکات زیر توجه کنید:· بر اساس نیازها و اهداف اپلیکیشن، تعداد کاربران، مخاطبان هدف، نوع پلتفرم مورد استفاده برای تبلیغات و شرکت تبلیغاتی که با آن همکاری دارید شمارنده خود را انتخاب کنید. به عنوان مثال، برخی Tracker ها، تبلیغات فیسبوک را پشتیبانی نمی‌کنند یا ممکن است شبکه تبلیغاتی که قرار است تبلیغات شما را انجام دهد، از نظر فنی فقط با Trackerهای خاصی امکان همکاری داشته باشد.· بر اساس تعرفه Attribution ‌ها و میزان بودجه‌ای که در اختیار دارید، توجه کنید. به طور کلی، مدل‌های قیمت‌گذاری Attribution ها به ۴ دسته زیر تقسیم می‌شود:۱- Per install : به ازای هر نصب حاصل از کمپین‌های تبلیغاتی، هزینه مشخصی را دریافت می‌کند، که این هزینه به صورت پله‌ای به ازای تعداد نصب متفاوت است. هرچه تعداد نصب بیشتر شود، هزینه به ازای هر نصب کمتر می‌شود. AppFlyer از این مدل قیمتی استفاده می‌کند.۲- Per Attribution Event: در این مدل، به ازای هر گزارشی که سیستم ارائه می‌کند، هزینه دریافت می‌شود. برای مثال، چون کلیک‌ها هم بخشی از Attribution به حساب می‌آیند، در این مدل به ازای هر کلیک هم علاوه بر هر نصب هزینه دریافت می‌شود. البته معمولا قیمت به ازای هر اتفاق، از قیمت به ازای هر نصب کمتر است اما در عمل، چون تعداد اتفاقات مورد پیگیری از تعداد نصب‌ها بیشتر است، معمولا محاسبه قیمت از این طریق به نفع تبلیغ‌دهندگان نیست. Tune از این مدل قیمتی استفاده می‌کند.۳- Flat rate: به ازای تعداد کاربران فعال اپلیکیشن شما هزینه را محاسبه خواهد کرد. درواقع پله‌های قیمتی آن براساس وضعیت کسب‌وکار شما تعیین می‌شود. Tapstream از این مدل استفاده می‌کند.۴- Free: برخی شرکت‌ها محصول Attribution خود را به صورت رایگان عرضه می‌کنند Appsalar و Flurry جزء این شرکت‌ها هستند. هدف از ارائه رایگان محصول این شرکت‌ها، تشویق کاربر به استفاده از شبکه تبلیغاتی وابسته به خودشان است. یکی از اصلی‌ترین معایب استفاده از این سرویس‌های رایگان، این است که در ابتدای ثبت نام، از شما مجوز می‌گیرند که اطلاعات بازاریابی شما را در اختیار داشته باشند و ممکن است این اطلاعات را به رقبای شما ارائه دهند.البته در جلسات آینده، به صورت کامل درباره معیارهای انتخاب ابزارهای attribution صحبت می‌کنیم.سخن پایانی درباره attribution اپلیکیشن‌های موبایلدر این قسمت از بلوک بازاریابی اپلیکیشن، درباره attribution اپلیکیشن‌های موبایل، تفاوت آن با آنالیتیکس و ضرورت استفاده از آن صحبت کردیم. به طور کلی، ابزارهای آنالیتیکس و attribution شباهت‌هایی به هم دارند، اما برخی‌ ویژگی‌های اساسی وجود دارد که باعث تمایز بین این پلتفرم‌ها می‌شود. یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های attribution های موبایل، ارائه داده‌ها است که در نهایت، به بازاریابان کمک می‌کند عملکرد کمپین‌های خود را ارزیابی و بهینه‌سازی کنند. محبوبیت گوگل آنالیتیکس در فضای آنلاین باعث شده اغلب توسعه‌دهندگان ایرانی تنها به استفاده از گوگل آنالیتیکس اکتفا کنند. استفاده همزمان ابزار attribution و گوگل آنالیتیکس، باعث ایجاد شفافیت بیشتر، شناسایی موفق‌ترین کمپین‌های تبلیغاتی و فرصت‌های بیشتری برای رشد می‌شود. در قسمت بعدی، شیوه عملکرد ابزارهای attribution را از دیدگاه فنی توضیح می‌دهیم. برای یادگیری رایگان attribution، با ما همراه باشید.عملکرد سرویس‎های Attribution(منبع: وب‎سایت تپسل)انواع مدل های Attributionپیش از تصمیم‌گیری درباره استراتژی بازاریابی اپلیکیشن، لازم است مدل‌های مختلف attribution را بشناسید و بدانید هر یک از این مدل‌ها چگونه عمل می‌کنند.۱-آخرین کلیک یا Last Clickیکی از مدل‌های رایج که بازاریابان برای ارزیابی تاثیرگذاری فعالیت‌های بازاریابی خود استفاده می‌کنند، Last Click است. در این مدل، همه اعتبار conversion های صورت گرفته بر اساس آخرین کلیک کاربر سنجیده می‌شود. این مدل، بیشترین کارایی را دارد.۲- اولین کلیک یا First Clickدر این مدل، همه اعتبار conversion بر اولین کلیک کاربر سنجیده می‌شود. این روش، اغلب برای اندازه‌گیری کمپین‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) استفاده می‌شود. این مدل، از کمترین کارایی برخوردار است.۳- مدل خطی یا Linearدر این مدل، هر مرحله ارتباط کاربر با اپلیکیشن، میزان attribution یکسان دریافت می‌کند. در این مدل، ممکن است ارزش نقاط کلیدی (ابتدا و انتها) کمتر در نظر گرفته شود.۴- مدل مبتنی بر موقعیت یا Position-basedدر این مدل، به اولین و آخرین کلیک وزن و اهمیت بیشتری تعلق می‌گیرد.۵-مدل کاهش زمان یا Time Decayدر این مدل، هرچه به آخرین کلیک کاربر نزدیک‌تر می‌شود، درصد attribution بیشتر خواهد شد.Attribution چگونه عمل می‌کند؟برای درک بهتر فرآیند کمپین‌های جذب کاربر و چگونگی آنالیز داده‌ها، یادگیری عملکرد attribution ها بسیار ضروری است. فرض کنید که در حال بازی کردن با آیفون خود هستید، یک تبلیغ ویدئویی به صورت popup برای شما نمایش داده می‌شود. شما ویدئو را تماشا می‌کنید و برای دانلود اپلیکیشن بر روی دکمه دعوت به عمل (CTA) کلیک می‌کنید. لینک مربوطه، شما را به صفحه دانلود اپلیکیشن در App store منتقل می‌کند، اما بدون اینکه شما به عنوان کاربر متوجه شوید و به صورت همزمان، شما را به سرویس attribution نیز منتقل می‌کند. این مرحله، ممکن است چند ثانیه زمان ببرد، اما یک مرحله کلیدی برای دریافت اولین داده‌های مربوط به درگیری کاربر با تبلیغ محسوب می‌شود.چرخه عملکردی Attributionبه طور کلی، مراحل و فرایند عملکرد attribution به صورت زیر است:1. کاربر، تبلیغ موبایلی را مشاهده می‌کند.2. کاربر بر روی تبلیغ کلیک می‌کند و یک ID منحصر به فرد بر اساس کلیک ایجاد می‌شود.3. شرکت تبلیغاتی، این شناسه‌ها (ID) را در پایگاه داده خود ذخیره می‌کنند.4. سپس، این شناسه‌ها را به ابزار ترکر (tracker) در شرکت Attribution گزارش می‌دهد.5. شرکت attribution، لینک مورد نظر را به صورت همزمان برای اپ استور، گوگل پلی یا بازار و همچنین SDK ارسال می‌کند.6. کاربر، اپلیکیشن را دانلود و نصب می‌کند.7. SDK شرکت attribution بر اساس گزارش شناسه‌هایی که از آژانس تبلیغاتی دریافت کرده، نصب و بازگشایی اپلیکیشن را با شناسه کلیک ها مطابقت می‌دهد و در صورتی که نصب اتفاق افتاده باشد، به ازای هر نصب و بازگشایی اپلیکیشن، سیستم را مطلع می‌سازد.8. شرکت Attribution، نصب‌ها را روی سیستم خود ذخیره می‌کند. این شرکت می‌تواند بر اساس ID کلیک‌ها، نصب‌های ارگانیک را از نصب‌های حاصل از کمپین‌های تبلیغاتی تشخیص دهد و در نهایت، به شرکت تبلیغاتی گزارش دهد.سرویس Attribution با استفاده از اطلاعاتی که در تصویر بالا توضیح داده شده است، می‌تواند متوجه شود کاربری که بر روی لینک کلیک کرده، از کاربران جدید یا سابق است. اگر کاربر جدید باشد، سرویس attribution سعی می‌کند نصب کاربر را با تبلیغ تطبیق دهد و نصب بدست آمده را ناشی از کمپین اعلام کند، اما در صورتی که تطبیقی یافت نشود، نصب کاربر به صورت ارگانیک اعلام می‌شود. جمع‌آوری این اطلاعات از راه‌های زیادی انجام می‌شود. رایج‌ترین روش این کار برای اپلیکیشن‌ها، استفاده از SDK است.SDK چیست و چه کاربردی دارد؟این کلمه مخفف Software Development Kit است. SDK، مجموعه‌ای از ابزارهای برنامه‌نویسی است که به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا اپلیکیشن خود را برای پلتفرم‌های خاص (کامپیوتر، کنسول بازی ویدئویی و موبایل) ایجاد کنند. به طور خاص، SDK های موبایل، توسعه‌دهندگان را قادر می‌سازد که اپلیکیشن‌های خود را با عملکرد بسیار خوبی برای گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها در گوگل پلی و اپ استور منتشر کنند. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید اپلیکیشن شما یک سرویس خاص را پشتیبانی کند، باید SDK سرویس مورد نظر را بر روی اپلیکیشن خود پیاده‌سازی کنید. برای انتخاب SDK مناسب، باید به عوامل زیر توجه کنید:· قابلیت‌های SDK و سادگی در پیاده‌سازی آن· عملکرد SDK· شیوه استفاده از داده‌ها توسط SDK· امنیت SDKنقش SDK در سرویس Attribution چیست؟زمانی که برای بازاریابی اپلیکیشن، از کانال‌های متعدد (تبلیغات پولی اپلیکیشن یا روش‌های بازاریابی رایگان اپلیکیشن ) استفاده می‌کنید، پیاده‌سازی SDK متعلق به تک تک کانال‌ها کاری بسیار زمان‌بر و بعضاً هزینه‌بر است. همچنین، آنالیز داده‌ها و تحلیل نتایج در داشبوردهای متعدد به منظور پی بردن به بهترین کمپین‌ها، کاری دشوار است. به همین دلیل، با نصب SDK شرکت‌های ارائه‌دهنده attribution، می‌توانید در زمان و هزینه خود صرفه‌جویی کنید. در واقع، با نصب SDK این شرکت‌ها، به پیاده‌سازی SDK تمامی شبکه‌های تبلیغاتی نیازی نیست. SDK شرکت‌های attribution، یک واسطه بین اپلیکیشن و شبکه های تبلیغاتی محسوب می‌شود.SDK باعث ارتباط اپلیکیشن‌ها و سرور attribution می‌شود. ناشرین باید SDK را بر روی اپلیکیشن خود پیاده‌سازی کنند. با پیاده‌سازی SDK شرکت‌های ارائه‌دهنده Attribution بر روی اپلیکیشن، سرویس attribution می‌تواند داده‌های آنی (Real time) اپلیکیشن را ارائه دهد.SDK شرکت adjust رایگان است. SDK این شرکت به صورت واضح و قابل تغییر در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌گیرد تا آن‌ها بتوانند در صورت لزوم، آن را اصلاح کنند.معیارهای انتخاب Attribution(منبع: وب‎سایت تپسل)در این مطلب، ابتدا معیارهای انتخاب مدل Attribution مناسب و سپس، ۱۰ معیار انتخاب attribution مورد بررسی قرار می‌گیرد. با اطلاع از این معیارها، قادر خواهید بود سرویس متناسب با اپلیکیشن خود را انتخاب کنید و بهترین نتیجه را بدست آورید.معیارهای انتخاب مدل Attributionهمانطور که در مطلب قسمت قبل صحبت کردیم، مدل‌های Attribution در واقع، مجموعه‌ای از قوانین هستند که میزان اعتبار هر conversion در مراحل مختلف قیف بازاریابی را مشخص می‌کند. حال چطور می‌توان بهترین و مناسب‌ترین مدل Attribution را انتخاب کرد؟توضیحات زیر به شما کمک می‌کند تا مناسب‌ترین مدل برای کمپین‌های خود را انتخاب کنید.۱- آخرین کلیک (Last Click Attribution Model)این مدل، تمامی اعتبار را به آخرین کلیک یا آخرین تعامل کاربر و قبل از conversion اختصاص می‌دهد. استفاده از این مدل، برای دنبال کردن (tracking) ساده است و به تکنولوژی پیشرفته‌ای نیاز ندارد؛ به همین دلیل، مورد توجه بسیاری از شرکت‌ها قرار گرفته است. اما اختصاص دادن تمامی اعتبار به یک مرحله، منجر به نادیده گرفتن عملکرد سایر مراحل سفر مشتری می‌شود.زمانی از این مدل استفاده کنید که می‌خواهید بفهمید کدام یک از منابع و کمپین‌های شما بهترین عملکرد را در ایجاد conversion دارند.به عنوان مثال، در صورتی که در حال حاضر، لید های زیادی دارید و مطمئن نیستید که کدام منبع یا کمپین باعث نهایی شدن conversion یا نرخ تبدیل خواهد شد، این مدل می‌تواند موثرترین راه حل برای شما باشد. همچنین، در صورتی که با محدودیت بودجه مواجه هستید، حتماً از این مدل استفاده کنید تا موثرترین کمپین‌های دیجیتال و کانال‌های تبلیغاتی که بیشترین conversion را برای برند شما به همراه خواهد داشت را شناسایی کنید و در آینده، به جای صرف بودجه در کانال‌های تبلیغاتی مختلف، تنها از آن کانال‌ها استفاده کنید.۲- اولین کلیک (First Click Attribution Model)این مدل، تمامی اعتبار به مرحله اولیه و به منبع تولید لید اختصاص می‌دهد. زمانی که می‌خواهید بدانید کدام یک از منابع بیشترین لید را تولید می‌کند یا بیشترین کاربر جدید را جذب می‌کند، از این مدل استفاده کنید.به عنوان مثال، در صورتی که برند شما در موقعیت توسعه بود و به جذب کاربران جدید نیاز داشت، از این مدل استفاده کنید تا مشخص شود کدام کانال یا کمپین تبلیغاتی بیشترین کاربر جدید را ایجاد می‌کند.۳- مدل خطی (Linear Attribution Model)در این مدل، به همه مراحل بدون در نظر گرفتن میزان اهمیت هر مرحله، اعتبار یکسانی تخصیص داده می‌شود. در صورتی که می‌خواهید تنها می‌خواهید مروری ساده و کلی بر عملکرد کانال‌های تبلیغاتی داشته باشید، این مدل‌ برای شما مناسب خواهد بود. پیش از تصمیم‌گیری نهایی برای انتخاب بهترین کانال‌های تبلیغاتی، می‌توانید نگاهی به این مدل بیندازید تا عملکرد کلی کانال‌ها را بسنجید.به عنوان مثال، در صورتی که معمولاً از مدل اولین یا آخرین کلیک استفاده کنید و بر اساس آن تصمیم می‌گیرید که چه کانالی را از برنامه‌های آینده بازاریابی خود حذف کنید، بهتر است نگاهی به این مدل نیز بیاندازید؛ زیرا ممکن است ارزش برخی کانال‌ها را کمتر از ارزش واقعیشان تخمین زده باشید.۴- مدل کاهش زمان (Time Decay Attribution Model)این مدل نیز تمامی مراحل قیف بازاریابی را در نظر می‌گیرد، اما به دلیل اهمیت بیشتر مراحل پایانی، به مراحل پایانی اعتبار بیشتری تخصیص می‌دهد. در صورتی که قیف بازاریابی شما طولانی است و شامل مراحل زیادی می‌شود و شما می‌خواهید بفهمید کدام کانال‌ها می‌توانند لیدها را از مرحله پرورش لید به مرحله conversion انتقال دهند، این مدل، برای شما مفید خواهد بود.به عنوان مثال، در صورتی که لیدهای زیادی تولید می‌شود و conversion rate نیز مناسب است، اما چرخه فروش شما طولانی است و نمی‌دانید کدام کانال‌ها بیشترین تاثیر را دارد، از این مدل استفاده کنید. علاوه بر این، در صورتی که کانال‌ها ترافیک باکیفیتی ایجاد می‌کنند، اما نرخ conversion برای تبدیل ترافیک به لید پایین است، استفاده از این مدل می‌تواند بهترین کانال‌های ایجاد ترافیک را مشخص کند. بنابراین، با تقویت برخی مشخصات این کانال‌ها، می‌توانید ترافیک تولید شده را به لید تبدیل کنید.۵- مدل مبتنی بر موقعیت (Position Based Attribution Model)این مدل برای اولین و آخرین تعامل کاربر، اعتبار بیشتری (حدود ۴۰ درصد) در نظر می‌گیرد و سایر اعتبار با به صورت مساوی به سایر مراحل میانی اختصاص می‌دهد. همواره، اولین و آخرین مرحله، مهم‌تر از مراحل میانی قیف هستند. به همین دلیل، این مدل، بیشترین درصدها را به آن‌ها اختصاص می‌دهد. البته، می‌توانید این درصدها را بسته به نوع پلتفرمی که استفاده می‌کنید، تغییر دهید. زمانی که می‌خواهید تمامی مراحل قیف بازاریابی از ابتدا تا انتها را بررسی کنید، از این مدل استفاده کنید.به صورت کلی، می‌توان گفت لازم نیست همواره از یک مدل attribution استفاده کنید، بلکه می‌توانید از مدل‌های مختلف در مواقع لازم استفاده کنید. یعنی بر اساس موقعیتی که برند شما در قیف بازاریابی دارد، مدل Attribution مناسب آن مرحله را انتخاب کنید. در واقع، شما باید در هر مرحله از قیف بازاریابی از مدل متناسب با آن که منجر به ایجاد دیدگاه بهتر و دقیق‌تر از عملکرد کانال‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی مختلف می‌شود، استفاده کنید. در صورت استفاده از تنها یک مدل attribution، ممکن است یک دیدگاه کامل و دقیق از عملکرد کمپین‌ها و کانال‌های تبلیغاتی بدست نیاورید و ارزش برخی از آن‌ها را کمتر یا بیشتر از ارزش واقعیشان تخمین بزنید.انتخاب پلتفرم Attribution مناسب برای اپلیکیشن های موبایلبرای یک انتخاب صحیح، ابتدا باید نیازها و اهداف کمپین‌های بازاریابی اپلیکیشن را مشخص کرده و سپس، به دنبال بهترین راه حلی که بتواند نیازهای شما را با حداقل هزینه‌ها و بالاترین کیفیت حل کند، باشید. همانطور که در جلسات قبل گفته شد، با استفاده از Attribution می‌توانید کلیک‌ها، نصب‌ها یا سایر رویدادهای درون-اپ صورت گرفته شده توسط کاربران را دنبال کنید و به پلتفرم‌های بازاریابی خود اختصاص دهید. تمامی این داده‌ها به بازاریابان کمک می‌کند کارایی کمپین‌ها را بر اساس نتایج آنها با یکدیگر مقایسه و بهترین کمپین‌های تبلیغاتی که بیشترین ROI را برای شما به همراه دارد را برای تلاش‌های بازاریابی آینده انتخاب کنید.راهی که شرکت‌های مختلف ارائه‌دهنده سرویس Attribution برای دنبال کردن داده‌ها استفاده می‌کنند، تفاوت چشمگیری دارد و این شما هستید که باید attribution مناسب کسب‌وکار خود را متناسب با اهداف کسب‌وکار، بودجه‌ای که در اختیار دارید، داده‌هایی که نیاز دارید و … انتخاب کنید. به عنوان مثال، برخی شرکت‌ها بر ارائه حداقل داده با قیمت‌های مناسب تمرکز دارند. طبیعتاً هرچه قیمت کمتر باشد، خدمات کمتری ارائه می‌شود. چنین سرویس‌هایی برای شرکت‌هایی که به تازگی آغاز به کار کرده‌اند، مناسب است، اما این سرویس‌ها برای شرکت‌هایی که به سطح بالاتری از اطلاعات، تحلیل‌ها و خدمات نیاز دارند، مناسب نیست. هزینه این سرویس‌ها بالاتر است، اما نسبت به نرخ بازگشت سرمایه‌ای که با استفاده از این داده‌ها بدست می‌آید، مقرون به صرفه می‌باشد. برای انتخاب Attribution مناسب، باید سطح خدماتی که می‌تواند برطرف‌کننده نیازهای شما باشد را شناسایی و سرویس مورد نظر را انتخاب کنید.۱۰ معیاری که پیش از انتخاب attribution، باید در نظر داشته باشید!انتخاب یک سرویس attribution مناسب، کار راحتی نیست، اما با در نظر گرفتن عوامل موثر و مهم، می‌توان انتخاب درستی داشت. عوامل و معیارهای زیادی در تصمیم‌گیری شما برای انتخاب یک شرکت Attribution دخیل است، که در اینجا، ۱۰ مورد از مهم‌ترین آنها را توضیح می‌دهیم.۱- میزان پوشش بازار (Market Coverage)شرکتی که به عنوان attribution انتخاب می‌کنید، باید بتواند برای اشتراک‌گذاری داده‌ها با سایر شبکه‌های تبلیغات دیجیتال، رسانه‌ها، پلتفرم‌ها و ناشرین مختلف، ارتباط داشته باشد. بدون داشتن چنین قابلیتی، ممکن است مجبور شوید به ازای جذب هر کاربر جدید، چندین مرتبه پول بپردازید. به همین دلیل، شرکت attribution باید از لحاظ ارتباط با سایر پلتفرم‌ها، پوشش خوبی داشته باشد و به داده‌های آنها دسترسی داشته باشد. برای شروع، می‌توانید یک attribution انتخاب کنید که چنین خصوصیتی نداشته باشد، اما با گسترش کسب‌وکار و توسعه تبلیغات در شبکه‌ها و پلتفرم‌های مختلف، باید در انتخاب خود تجدید نظر کنید. بنابراین، برای اینکه ضرر نکنید، باید میزان پس‌انداز حاصل از انتخاب اولیه و مزیان هزینه ناشی از انتخاب دوم را برآورد و مقایسه کنید. به صورت کلی، بهتر است یک attribution با سطح پوشش گسترده انتخاب کنید.۲- تنظیمات (Attribution Setting)مهم‌ترین فاکتورهایی که باید در بخش تنظیمات پلتفرم Attribution چک کنید، شامل موارد زیر هستند:· مدت زمان پیش‌فرض attribution window در هر روش اندازه‌گیری چقدر است؟· آیا امکان تغییر مدت زمان attribution window وجود دارد؟· آیا امکان انتخاب روش اندازه‌گیری (fingerprint، Identifier و URL) توسط تبلیغ‌دهنده وجود دارد؟۳- شناسایی و مقابله با تقلب (Fraud Detection and Prevention)یکی از چالش‌های صنعت تبلیغات موبایلی، مقابله با تقلب‌هایی موبایلی است که در این تبلیغات اتفاق می‌افتد. این موضوع، برای پلتفرم‌های attribution از اهمیت بالایی برخوردار است. چرا که از این پلتفرم‌ها انتظار می‌رود تقلب‌ها و عاملین تقلب را شناسایی و با آن مقابله کنند. تنها شناسایی تقلب کافی نیست، بلکه چالش اصلی، پیش‌گیری و مقابله با انواع تقلب‌ها است. هر پلتفرمی، روش‌های مقابله و شناسایی منحصر به خود را دارد. برخی از روش‌ها از کارآمدی نسبتاً خوبی برخوردار هستند. پلتفرم‌هایی که بتوانند الگوریتم‌های پیچیده‌ای طراحی کنند که قادر به جلوگیری از تقلب‌های کلیکی و نصبی به صورت آنی (real-time) باشد، بهترین عملکرد را خواهند داشت و بسیار مورد توجه قرار می‌گیرند.مهم‌ترین عواملی که در رابطه با این موضوع باید چک شود، شامل موارد زیر است:· پلتفرم attribution، چگونه تقلب‌هایی که در نصب توسط بات اتفاق می‌افتند را شناسایی می‌کند؟· پلتفرم attribution چگونه اسپم کلیک‌ها را در کمپین‌های تبلیغاتی شمارش می‌کند؟· آیا پلتفرم‌ها، شناسایی و مقابله با تقلب‌ها را به صورت آنی (real-time) انجام می‌دهند یا تنها به ارائه گزارشی اکتفا می‌کنند؟· راهکار پلتفرم برای نصب تکراری چیست؟· آیا پلتفرم قادر به ارائه اطلاعات مربوط به لغو نصب (uninstall data) نیز هست؟۴- دسترسی به داده‌ها (Availability of Data)یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک پلتفرم attribution، اطلاعاتی است که در اختیار دارد و به تبلیغ‌دهندگان ارائه می‌دهد.· آیا پلتفرم attribution دسترسی به API و داده‌های خام را فراهم می‌کند؟· آیا پلتفرم attribution الگوریتم‌های مربوط به کلیک، نصب و رویدادهای درون-اپ را فراهم می‌کند؟· آیا پلتفرم attribution یک گزارش کامل از داده‌های جمع‌آوری شده شامل لیست کلیک‌ها، نصب‌ها، رویدادهای درون-اپ و گزارشات مربوط به نرخ بازگشت سرمایه را در هر دو سطح کمپین و ناشرین در اختیار تبلیغ‌دهنده قرار می‌دهد؟· آیا پلتفرم attribution گزارشات نرخ بازگشت کاربر (retention) و آنالیز cohort را در هر دو سطح کمپین و ناشرین در اختیار تبلیغ‌دهندگان قرار می‌دهد؟· پلتفرم attribution برای چه مدتی داده‌های خام تبلیغ‌دهندگان را ذخیره می‌کنند؟۵- تعرفه و قیمت‌گذاری (Pricing)قیمت سرویس‌های Attribution، یکی از عواملی است که اغلب بازاریابان اهمیت قابل توجهی برای آن قائل هستند. شما نیز باید بر اساس نیازهای برند خود و میزان بودجه‌ای که در اختیار دارید، بهترین و مقرون به صرفه‌ترین پلتفرم attribution را انتخاب کنید.به طور کلی، ۴ مدل قیمت‌گذاری در پلتفرم‌های attribution وجود دارد:۱- Per installدر این مدل، پلتفرم attribution، به ازای هر نصب حاصل از کمپین‌های تبلیغاتی، هزینه مشخصی را دریافت می‌کند، که این هزینه بسته به تعداد نصب، به صورت پله‌ای متفاوت است. هرچه تعداد نصب بیشتر شود، هزینه هر نصب کمتر خواهد شد.به عنوان مثال، پلتفرم Appslyer از این مدل تعرفه استفاده می‌کند.۲- Per Attribution Eventدر این مدل، پلتفرم attribution به ازای هر گزارشی که سیستم ارائه – می‌کند، هزینه دریافت می‌کند. برای مثال، چون کلیک‌ها هم بخشی از Attribution به حساب می‌آیند، در این مدل، علاوه بر هزینه نصب، هزینه هر کلیک نیز دریافت می‌شود. البته معمولا قیمت به ازای هر رویداد (event)، از قیمت به ازای هر نصب کمتر است اما، چون تعداد رویدادهای مورد پیگیری از تعداد نصب‌ها بیشتر است، معمولا استفاده از این مدل به نفع تبلیغ‌دهندگان نیست. یکی از پلتفرم‌هایی که از این مدل استفاده می‌کند، Tune است.۳- Flat rateپلتفرم attribution در این مدل به ازای تعداد کاربران فعال، هزینه دریافت خواهد کرد. درواقع پله‌های قیمتی آن براساس وضعیت کسب‌وکار شما تعیین می‌شود. Tapstream از این مدل تعرفه استفاده می‌کند.۴-Freeبرخی شرکت‌ها محصول Attribution خود را به صورت رایگان عرضه می‌کنند Appsalar و Flurry جزء این شرکت‌ها هستند. هدف از ارائه رایگان محصول این شرکت‌ها، تشویق کاربر به استفاده از شبکه تبلیغاتی وابسته به خودشان است. یکی از اصلی‌ترین معایب استفاده از این سرویس‌های رایگان، این است که در ابتدای ثبت نام، از شما مجوز می‌گیرند که اطلاعات بازاریابی شما را در اختیار داشته باشند و ممکن است این اطلاعات را به رقبای شما ارائه دهند.بنابراین، هنگام انتخاب پلتفرم attribution، به تمامی موارد توجه کنید و در نهایت، بسته به هدف برندتان در هر مرحله از قیف بازاریابی و همچنین، بودجه‌ای که در اختیار دارید، بهترین تصمیم را بگیرید.۶- آنالیز و تحلیل طولانی‌مدت (Long-term Analysis)به منظور درک رفتار کاربران، باید بتوانید شاخص‌های تحلیلی مربوط به فعالیت‌های کاربران را برای یک مدت طولانی دنبال کنید. این دوره از زمان نصب اپلیکیشن آغاز می‌شود. برخی پلتفرم‌ها، اجازه آنالیز اطلاعات مربوط به کسب‌وکار را برای طولانی‌مدت نمی‌دهند و داده‌های کاربران پس از چندین ماه از دسترس خارج می‌شود. در صورتی که قصد انجام آنالیزهایی نظیر LTV، آنالیز چرخه خرید، بررسی ترندهای سفارشات و ارزش آنها را داشته باشید، باید سرویسی را انتخاب کنید که امکان آنالیز طولانی‌مدت داده‌ها را داشته باشد.در صورتی که اپلیکیشن شما، چرخه خرید (purchase lifecycle) کوتاهی داشته باشد، یک سرویس attribution با دوره حداکثر ۹۰ روزه دسترسی به داده‌ها، عملکرد خوبی خواهد داشت. اما در صورتی که انتظار روابط طولانی‌مدت با مشتریان را دارید، اطمینان حاصل کنید که ابزاری شمارشگر و سرویس attribution مورد نیاز ، نیازهای شما را برآورده کند.۷- سطح آنالیز (Level of Insight)سرویس‌های Attribution، سطوح مختلفی برای اندازه‌گیری فعالیت‌های کاربران و تحلیل رفتار آن‌ها در اپلیکیشن ارائه می‌دهند. شما باید بر اساس اهداف و عملکرد اپلیکیشن خود، سطح تحلیل مورد نیازتان را شناسایی و در نهایت سرویسی که با اهداف اپلیکیشن شما همخوانی دارد را انتخاب کنید. برخی اپلیکیشن‌ها برای بهینه‌سازی به تحلیل‌های جزئی‌تر و دقیق‌تری نیاز دارند، در حالی که تحلیل‌های پایه مانند نصب یا دانلود برای اپلیکیشن‌های دیگر کفایت می‌کند. بنابراین، باید سرویسی که انتخاب می‌کنید، قادر به برطرف کردن نیازهای شما باشد.اگر هدف اپلیکیشن شما، فروش باشد، به تحلیل عمیق‌تر و سطح بالاتری از آنالیز احتیاج دارید و می‌توانید فعالیت‌های کاربران نظیر جستجوی محصولات، بازدید محصولات و معیارهای انتخاب محصول مانند رنگ، مدل یا مقصد سفر، مرحله اضافه کردن محصول به سبد خرید و تمامی مراحل انجام معامله را تعریف و تحلیل کنید. چنین تحلیل دقیقی، منجر به پی بردن به سفر مشتری و در نتیجه، اجرای راهکارها و تکنیک‌های بهبود استراتژی می‌شود. برای آن دسته از بازاریابانی که وقت کافی یا تمایلی برای انجام چنین آنالیز دقیقی ندارند، آنالیزهای در سطح پایه نیز پاسخ‌گو است. به عنوان مثال، در صورتی که تمرکز اصلی شما، دنبال کردن نصب اپلیکیشن است، فعالیت‌های کاربر پس از نصب برای شما مهم نخواهد بود.۸- تجربیات مشتریانهنگام انتخاب سرویس attribution، باید نگاهی به لیست مشتریان و شرکای آن شرکت بیندازید و حتی نظر مشتریان سابق یا فعلی را بپرسید. هرچه تعداد مشتریان یک شرکت attribution بیشتر باشد، نشان‌دهنده داشتن تکنولوژی برتر است. حتی می‌توانید نظر مشتریان سابق یا فعلی آن‌ها و میزان رضایت آن‌ها از سرویس را مورد بررسی قرار دهید.۹- آنالیز و تحلیل بازاریابی مجدد (Remarketing Analytics)برخی شرکت‌ها تنها بر نصب هرچه بیشتر تاکید دارند. تقریباً تمامی شرکت‌های ارائه‌دهنده attribution، قادر به گزارش نصب هستند، اما همه سرویس‌ها قادر به گزارش فعالیت‌های قبل و پس از نصب نیستند. بنابراین، در صورتی که می‌خواهید فعالیت‌های بعد از نصب کاربر را دنبال کنید، به تکنیک‌های remarketing در آینده نیاز خواهید داشت. به این معنی که شما به پلتفرمی نیاز دارید که قادر به آنالیز واقعی تلاش‌های مجدد بازاریابی (remarketing) باشد و بتواند تعاملات مجدد (re-engagement) همه کاربران را دنبال کند. همچنین، شما باید به راحتی بتوانید نتایج remarketing را بدون نیاز به دانلود فایل اکسل در داشبورد مشاهده کنید. برخی شرکت‌ها در این زمینه قوی‌تر عمل می‌کنند. بنابراین، هنگام انتخاب شرکت Attribution، درباره نحوه گزارش‌دهی آن‌ها سوال کنید و در نهایت، تصمیم بگیرید.۱۰- Cohort Analysisدر صورتی که اپلیکیشن‌ها، به نوعی کار ثانویه شما هستند و وقت و منابع انسانی کافی برای آنالیزهای گسترده ندارید و گزارش‌های پایه و کلی درباره کاربران برای شما کفایت می‌کند، هر شرکتی که سرویس‌های رایگان یا کم‌هزینه ارائه می‌کند، می‌تواند نیازهای شما را برطرف کند. در این مورد، نیازی به خرید سرویس‌های بیشتر از نیازتان نیست. با این وجود، حتی اگر هدف شما، تنها افزایش نصب اپلیکیشن باشد، در صورتی که وقت کافی داشته باشید، درک دقیق‌تر کاربران منجر به موفقیت بیشتر در دستیابی به هدفتان خواهد شد.در صورتی که اپلیکیشن‌ها، بخش اصلی کار شما هستند، احتمالاً می‌خواهید درکی عمیق از رفتار کاربران داشته باشید و بفهمید یک کاربر سودآور چه تفاوتی با سایر کاربران دارد. بهترین راه حل برای این کار، Cohort Analysis است. در این روش، قادر به تقسیم‌بندی مخاطبین خود هستید. با استفاده از این تکنیک، می‌توانید فعالیت‌های مخاطبان آیفون، آیپد و اندروید خود را به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کنید و ویژگی‌های کاربرانی که بهترین نتیجه را برای کسب‌وکار شما به همراه داشته‌اند، شناسایی کنید و در نهایت، رابطه بین هر یک از تعاملات کاربران مختلف با KPI مورد نظر را بفهمید. علاوه، برخی شرکت‌های ارائه‌دهنده این روش، تحلیل آنی نیز انجام می‌دهند. در جلسات آینده بلوک بازاریابی اپلیکیشن، درباره cohort analysis صحبت خواهیم کرد.به طور کلی، پلتفرمی که تحت عنوان attribution انتخاب می‌کنید، باید بتواند سطح نیازهای داده‌ای شما را فراهم کند. بیش از آنچه نیاز دارید، پول نپردازید، اما به دریافت کمترین داده‌ها نیز قانع نشوید؛ چرا که هرچه داده‌های بیشتری از کاربران در اختیار داشته باشید، بهتر می‌توانید رفتار کاربران را آنالیز و اپلیکیشن خود را بهینه‌سازی کنید.سخن پایانی درباره انتخاب Attributionبرای انتخاب یک پلتفرم مناسب برای attribution اپلیکیشن‌های موبایل، باید تمامی جوانب را در نظر داشته باشید تا بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید. اما به صور کلی، باید ابتدا نیازهای برند خود، اهداف تبلیغاتی خود در هر یک از کمپین‌ها، موقعیت برند خود در قیف بازاریابی، میزان بودجه و … را به صورت کامل مشخص کنید تا بتوانید یک تصمیم منطقی بگیرید. عوامل زیادی در این انتخاب تاثیرگذار هستند، که در این جا تنها به ۱۰ مورد از مهم‌ترین آن‌ها اشاره شد. سطح پاسخ‌گویی و پشتیبانی، ارائه گزارش‌های فیدبک پس از نصب، دسترسی و پیاده‌سازی آسان SDK، قابلیت deep linking، میزان خطاهای ذاتی سیستم، داشبورد مناسب و کاربرپسند، دسترسی به داشبورد، برطرف کردن سریع باگ‌های سیستم و … مواردی هستند که باید هنگام انتخاب به آن‌ها توجه کرد.بازاریابی در اپلیکیشن موبایل(منبع: وب‎سایت تپسل)بر اساس آمار رسانه ملی، ۲۵ میلیون کاربر ایرانی حداقل ۲ ساعت در روز را به استفاده از اپلیکیشن‌های موبایل می‌پردازند. البته رسانه‌های غیررسمی هم در مورد تعداد کاربران و هم در مورد میزان استفاده از اپلیکیشن‌ها ارقام بالاتری را اعلام می‌کنند. آنچه بدیهی است این است که موبایل نزدیک‌ترین رسانه امروز به مخاطب است و بیش از ۹۰% زمان استفاده از موبایل، در اپلیکیشن‌ها سپری می‌شود. به‌این‌ترتیب، نادیده گرفتن این بستر تبلیغاتی برای هیچ کسب‌وکاری منطقی نیست.به دلیل استفاده روزافزون مردم از اپلیکیشن‌های موبایل، اپلیکیشن‌ها بستر مناسبی برای تبلیغات محسوب می‌شوند به‌گونه‌ای که این روزها تعداد بازاریابانی که از این روش برای کسب‌وکار خود استفاده می‌کنند در حال افزایش است. می‌توان گفت که تبلیغات درون اپلیکیشن‌ها، آینده تبلیغات خواهد بود. در این مطلب با انواع مدل‌های تبلیغ در اپلیکیشن‌ها و ابزاری در این زمینه آشنا خواهیم شد.بازاریابی در اپلیکیشن یا In-App Marketing چیست؟هر کمپین یا فعالیت تبلیغاتی طراحی‌شده برای نمایش درون اپلیکیشن باهدف دستیابی به کاربران آن را بازاریابی در اپلیکیشن های موبایل یا in-app marketing می‌نامند. این روش باعث درگیر کردن مخاطبان و هدایت آن‌ها به انجام عمل موردنظر شما می‌شود. بازاریابی درون اپلیکیشن‌ها به این صورت است که شما با پرداخت پول به توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها درخواست می‌کنید که تبلیغات شما را در اپلیکیشن خود نمایش دهند تا هر بار که کاربران از آن اپلیکیشن استفاده می‌کنند تبلیغات شما را ببینند. مزیت مهم این روش این است که با انتخاب اپلیکیشن‌های مرتبط با کسب‌وکارتان می‌توانید تبلیغات را در معرض دید مشتریان بالقوه خود قرار دهید. همچنین، خلاقیت در استفاده از این روش بیشتر از سایر روش‌های موبایل مارکتینگ مانند ارسال یک پیام از طریق موبایل (SMS) است. این روش یکی از راه‌های کسب درآمد از اپلیکیشن برای توسعه‌دهندگان نیز محسوب می‌شود.این تبلیغات به‌صورت‌های مختلفی مانند بنر، تصاویر تمام‌صفحه و ویدئو در اپلیکیشن‌ها نمایش داده می‌شوند و ماهیت برخی روش‌ها نسبت به برخی دیگر، کاربرپسندتر است. طبق آمارهای موجود، ۳۲ درصد از کاربران تبلیغات ویدئویی، ۱۶٫۵ درصد تبلیغات تمام‌صفحه، ۲۲ درصد تبلیغات همسان و ۲۸٫۲ درصد تبلیغات بنری را در محیط اپلیکیشن‌ها ترجیح می‌دهند.پیش از سرمایه‌گذاری بر روی تبلیغات درون اپلیکیشن، ابتدا باید از طراحی مناسب صفحه فرود خود اطمینان حاصل کنید. درصورتی‌که صفحه فرود شما در وب‌سایت یا اپلیکیشن به گونه مناسب برای دستگاه‌های موبایل طراحی نشده باشد، باعث می‌شود کاربران صفحه را ترک کنند و دیگر به وب‌سایت یا اپلیکیشن شما مراجعه نکنند.مزایای بازاریابی درون اپلیکیشن (In-App Marketing)· با توجه به استفاده روزافزون مردم از موبایل و به‌صورت ویژه اپلیکیشن‌های آن، حجم بالای مخاطب ازجمله مهم‌ترین مزیت‌های استفاده از این روش بازاریابی است.· تبلیغات درون اپلیکیشن از سهولت در استفاده، جذابیت و خلاقیت بالایی برای کاربران برخوردار است. این تبلیغات در تمام دستگاه‌های موبایل با هراندازه صفحه‌ای به‌خوبی نمایش داده می‌شوند و این موضوع برای کاربران خوشایند است.· به دلیل قابلیت استفاده از موبایل و اپلیکیشن‌های آن در هر زمان و هر مکانی، بازاریابی درون اپلیکیشن گزینه بسیار مناسبی برای دسترسی به مخاطبان درگیر است. این مخاطبان، کاربرانی هستند که در حالت عادی از اپلیکیشن استفاده می‌کنند و تعاملات لازم را با دنیای آنلاین دارند. به‌طور میانگین، ۹۰ درصد زمان استفاده‌کنندگان تلفن‌های هوشمند صرف اپلیکیشن‌ها می‌شود.· دسترسی به مخاطبان هدف و حتی مشتریان بالقوه با استفاده از داده‌های موجود، ازجمله مهم‌ترین مزیت‌های این نوع تبلیغات به‌حساب می‌آیند. به‌عنوان‌مثال، برای تبلیغ رستوران خود، بهتر است تبلیغات خود را در اپلیکیشن‌های مرتبط با غذا نمایش دهید؛ زیرا افرادی که این اپلیکیشن‌ها را بر روی موبایل خود دارند، قطعاً بیشتر از سایر افراد به سفارش غذا و غذای بیرون اهمیت می‌دهند.· با استفاده از مهارت هوش مصنوعی، امکان دسته‌بندی مخاطبان بر اساس معیارهای مختلف مانند جنسیت، محل زندگی، علایق و … وجود دارد.· به دلیل وجود انواع فرمت‌های تبلیغات، هر کسب‌وکاری می‌تواند از این روش استفاده کند.انواع فرم‌های تبلیغات درون اپلیکیشن یا In-Appبه‌منظور تبلیغات درون اپلیکیشن، ابتدا باید با انواع روش‌های آن آشنایی داشته باشید تا بتوانید آنچه که برای کسب‌وکار شما مفید است را انتخاب و استفاده کنید.تبلیغات بنری (Banner Ads)زمانی که صحبت از تبلیغات In-App می‌شود، به‌احتمال‌زیاد اولین چیزی که به ذهن مردم می‌رسد، تبلیغات بنری است. بنرها معمولاً مستطیلی شکل هستند و در بالا یا پایین صفحه قرار می‌گیرند. بنرهای تبلیغاتی همچنان معروف‌ترین فرم تبلیغات درون اپلیکیشن به‌حساب می‌آیند. باوجوداینکه این بنرهای مستطیلی فضای کوچکی از صفحه موبایل را می‌گیرند، همچنان باعث آزار کاربران می‌شود. بر اساس گزارشات Adobe در سال ۲۰۱۴، ۳۳ درصد از کاربران موبایل، تبلیغات بنری را آزاردهنده می‌دانند. بر اساس گزارش‌های سال ۲۰۱۶، ۶۰ درصد از کلیک‌ها در تبلیغات بنری اتفاقی هستند. درحالی‌که تبلیغات بنری ساده‌ترین روش تبلیغات in-app به نظر می‌آیند، اما ممکن است باعث آزار کاربران اپلیکیشن‌ها شوند و یا اینکه کاربران نسبت به این نوع از تبلیغات بی‌تفاوت شده‌ باشند. (ad blindness)تبلیغات ویدئویی (Video Ads)تبلیغات در قالب ویدئو هستند که در اپلیکیشن‌ها برای کاربران نمایش داده می‌شود. گزینه‌های زیادی در این نوع از تبلیغات وجود دارد؛ مانند Pre-roll، عمودی (Vertical) و جایزه‌ای (Rewarded). ویدئو‌های تبلیغاتی بیشترین درگیری را در کاربران ایجاد می‌کنند؛ بر اساس گزارش Millennial Media، میزان درگیری ویدئوها، ۶ برابر تبلیغات بنری است. به همین دلیل این نوع تبلیغات بیشتر از فرمت‌های دیگر در آمریکا در حال رشد است. تبلیغات ویدئویی معمولاً درآمد بیشتری برای توسعه‌دهنده به همراه دارند، اما در صورت پخش ویدئو در وسط بازی‌ها نیز نتیجه خوبی را به همراه ندارد و ممکن است کاربران برای جلوگیری از پخش این ویدئوها، از نرم‌افزارهای block استفاده کنند.برای حل این مشکل، راه‌هایی مانند پخش ویدئو در ازای دریافت جایزه در بازی وجود دارد. نکته مثبت در مورد این ترفند این است که کاربر خود انتخاب می‌کند که ویدئوی تبلیغاتی را مشاهده کند. این معامله نه‌تنها آزاردهنده نیست، بلکه به دلیل پیشرفت کاربر در بازی برای او خوشایند است.در مدل ویدئوهای جایزه‌ای، پاداش در صورتی به کاربر تعلق می‌گیرد که کاربر ویدئو را تا انتها مشاهده کند، اما در صورت خارج شدن از ویدئو قبل از اتمام آن، پیامی مبنی بر عدم دریافت جایزه به کاربر ارسال می‌شود. این پیغام موجب بازگشت مجدد کاربر برای مشاهده کامل ویدئو می‌شود و این کار eCPM را نیز افزایش می‌دهد.تبلیغات همسان (Native Ads)این تبلیغات که توسط شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر معروف شده‌اند، آگهی یا مبتنی بر محتوا هستند که با استفاده از رنگ و فرمت‌های مشابه اپلیکیشن، با محتوای اپلیکیشن درهم‌آمیخته شده است. این نوع تبلیغات به دلیل هماهنگی آن با ظاهر قسمت‌های اصلی اپلیکیشن بسیار موردتوجه کاربران قرار می‌گیرد؛ زیرا این نوع تبلیغ تمرکز کاربر را از اپلیکیشن اصلی دور نمی‌کند. بر اساس گزارش‌های سال ۲۰۱۳، تمایل کاربران برای نگاه کردن به تبلیغات همسان نسبت به تمایل ایشان برای مشاهده تبلیغات بنری، ۲۵ درصد بیشتر است. از طرف دیگر، این تبلیغات به دلیل یکپارچگی زیاد، می‌توانند مورد بی‌توجهی کاربران قرار گیرند، درگیری کمتری در کاربران ایجاد کنند و موجب نرخ eCPM کمتر و درنتیجه درآمد کمتر توسعه‌دهنده شوند.تبلیغات همسان در اپلیکیشن‌ها به دو صورت کلی بنری‌متنی و ویدئویی نمایش داده می‌شوند. مدل اول برای اپلیکیشن‌هایی که در ارائه محتوای متنی و تصویری فعالیت دارند قابل‌استفاده است و از مدل دوم در اپلیکیشن‌هایی با بخش محتوای ویدئویی استفاده می‌شود. برای مثال، در یک اپلیکیشن خبرخوان، مدل تبلیغات بنری‌متنی همسان بسیار مناسب است و کاربر می‌تواند در بین اخبار، با تبلیغی مشابه یک خبر مواجه شود.مهم‌ترین حسن تبلیغات همسان ، حفظ کیفیت تجربه کاربری است. این کار از طریق یکپارچگی تبلیغات با محیط اپلیکیشن و حفظ هویت بصری آن صورت می‌گیرد.تبلیغات بینابینی (Interstitial Ads)این تبلیغات در میانه استفاده کاربر و معمولاً در طول توقف‌های طبیعی او در اپلیکیشن نمایش داده می‌شوند. به‌عنوان‌مثال، بین دو مرحله یک اپلیکیشن بازی، یک ویدئوی تبلیغاتی کوتاه برای کاربر پخش می‌شود. برخلاف تبلیغات بنری، تبلیغات بینابینی به دلیل تمام‌صفحه بودن، کاربر را وادار به درگیری و تعامل با تبلیغ می‌کنند. این تعامل به‌صورت کلیک برای خارج شدن یا وارد شدن به تبلیغ است، اما ازآنجایی‌که این تبلیغات بر اساس تصمیم ناشر –و نه تصمیم کاربران- آغاز می‌گردند، نرخ مواجهه تبلیغاتی کاربران (Adoption Rate) با آن‌ها بالاست اما مشکل اصلی در آن‌ها پایین بودن تأثیرگذاری است که با پیاده‌سازی صحیح و خلاق قابل‌رفع است.بهترین روش ارائه این تبلیغات در توقف‌های طبیعی (moment) درون اپلیکیشن‌ها است. در صورت اجرای صحیح تبلیغات بینابینی، تعاملات کاربران باعث جلب‌توجه کاربر به محتوای تبلیغ، نرخ تبدیل بیشتر و eCPM بیشتر و درنتیجه درآمد بیشتر توسعه‌دهنده می‌شود. برای مثال، Kiip، یکی از شبکه‌های تبلیغاتی ارائه‌دهنده in-app marketing امکان جالبی فراهم کرده است تا برندها از تبلیغات بینابینی برای جایزه به کاربران استفاده کنند و به‌این‌ترتیب، آن‌ها را با برند و محصولات خود آشنا کنند. این جایزه‌ها شامل کوپن، تخفیف و موارد رایگان است که به‌شدت مورد استقبال کاربران قرار می‌گیرد.بخشی از تبلیغات interstitial تحت عنوان تبلیغات بنری بینابینی در تپسل اجرا می‌شود. مطابق مدل پیاده‌سازی ناشران، در زمان مشخصی بنر برای کاربر پخش می‌شود که کاربر در صورت عدم علاقه به تماشا می‌تواند پس از گذشت ۵ ثانیه از تماشای بنر انصراف دهد. بخش دیگر آن به‌صورت تبلیغات ویدئویی بینابینی در تپسل اجرا می‌شود. ویدئوهای بینابینی برای تبلیغ‌دهندگان این امکان را فراهم می‌کند تا در لحظاتی که کاربران اپلیکیشن‌ها بیشترین توجه را دارند، تبلیغات ویدئویی آن‌ها با بیشترین میزان اثرگذاری پخش شود.تبلیغات پیش‌نمایشی (Pre-roll Ads)این تبلیغات برای اپلیکیشن‌هایی که بخشی از آن‌ها مربوط به نمایش محتوای ویدئویی به کاربران است، مفید هستند. مخصوصاً اگر میانگین مدت‌زمان ویدئوهای ارائه‌شده در اپلیکیشن کمتر از دو دقیقه باشد، تبلیغات پیش‌نمایشی بهترین انتخاب هستند. در این تبلیغات، ویدئویی بسیار کوتاه در ابتدای ویدئوی اصلی به کاربر نمایش داده می‌شود و سپس ویدئوی اصلی آغاز می‌شود. این تبلیغات قابلیت skip کردن را دارند، به‌صورت خودکار پخش می‌شوند و دارای قابلیت تعامل از طریق قرار دادن CTA هستند و با انواع playerها سازگاری دارند.تبلیغات Offer Wallsدر این مدل، با پیشنهاد انجام یک عمل خاص در دیوار تبلیغات به‌عنوان‌مثال پاسخ‌گویی به یک نظرسنجی یا مشاهده یک ویدئو، به کاربر پیشنهاد کسب وجه رایج درون اپلیکیشن (سکه، الماس و …) را می‌دهند. این نوع از تبلیغات معمولاً در بازی‌ها مورداستفاده قرار می‌گیرد به‌گونه‌ای که وجه رایج بازی در ازای دریافت قیمت تبلیغات برای توسعه‌‌دهنده درآمدزا می‌شود. یکی از رایج‌ترین موارد استفاده از این تبلیغات، برای تبلیغات نصبی است. تبلیغ دهنده‌ای که هدف او جذب کاربر برای اپلیکیشن خود است، می‌تواند با خرید جایگاه تبلیغاتی یک اپلیکیشن دیگر و تبلیغ نصب اپلیکیشن خود در ازای دریافت جایزه، کاربران آن اپلیکیشن را به نصب اپلیکیشن خود تشویق کند.تبلیغات اسپانسریدر این شیوه، یک برند با حمایت مالی برای تولید یک اپلیکیشن فضاهای مختلف آن را در اختیار خود می‌گیرد و ممکن است به صورت‌های مختلف به بازاریابی درون این اپلیکیشن بپردازد. این برند می‌تواند با معرفی خود در بین محتواهای مختلف اپلیکیشن و بازاریابی محتوایی از روش in-app marketing برای خود بهره ببرد. معمولاً از این روش در اپلیکیشن‌های خاص‌منظوره که مخاطبی دقیق دارند استفاده می‌شود. برای مثال، یک برند لوازم نوزاد می‌تواند اسپانسر یک اپلیکیشن مربوط به بارداری شود و از فضاهای مختلف اپلیکیشن برای بازاریابی محصولات خود بهره ببرد.کدام تبلیغات درون اپلیکیشن in-app آزاردهنده هستند؟به‌منظور دستیابی به نتیجه بهتر از تبلیغات، سعی کنید از تبلیغاتی که موجب ناراحتی کاربر می‌شود، خودداری کنید. این کار علاوه بر شکست شما درزمینهٔ مارکتینگ درون اپلیکیشن، باعث از دست دادن اعتماد و انگیزه کاربران اپلیکیشن‌ها و ضرر رساندن به ناشرین می‌شود. به‌صورت کلی تبلیغاتی که باعث آزار کاربران می‌شود شامل موارد زیر است:· نمایش تبلیغات بینابینی وقتی کاربر در حال جستجو و گردش در منوی اپلیکیشن است.· تبلیغات غیرقابل رد کردن (un-skippable) و طولانی· بنر‌های دارای عناصر هدایت مختلف· بنرهای متحرک flashing که چشم کاربر را ناراحت می‌کند.کدام تبلیغات درون اپلیکیشنی in-app خوشایند هستند؟به‌منظور جذب کاربران به مشاهده تبلیغات و ایجاد یک تجربه خوب برای آن‌ها، بهترین نوع قرار دادن تبلیغات درون اپلیکیشن را در نظر بگیرید. این کار علاوه بر نمایش تبلیغات به کاربر، او را تشویق به استفاده مجدد از اپلیکیشن می‌کند که این موضوع برای ناشرین بسیار مهم است. مثال‌هایی از این تبلیغات خوب شامل موارد زیر می‌شود:· نمایش تبلیغات در لحظه‌های توقف اپلیکیشن (moment)؛ مانند رکورد زدن در یک بازی، گرفتن ۳ ستاره در یک مرحله، ارتقا به مرحله بعدی بازی· مشاهده تبلیغ در ازای دریافت چیزی ارزشمند در اپلیکیشن؛ به‌عنوان‌مثال، تماشای کامل ویدئو در ازای ادامه بازی هنگام باختن یا گرفتن جان اضافه در بازی· تبلیغات جایزه‌ای در مراحل مختلف بازی بهترین شیوه جلب‌توجه مخاطب است. تبلیغات جایزه‌ای یک روش برد-برد است که به نفع همه عوامل درگیر یعنی کاربران، تبلیغ‌دهندگان و ناشرین اپلیکیشن است.انواع کمپین‌های درون اپلیکیشن in-app marketingکمپین‌های مختلفی برای in-app marketing وجود دارد که مخفف آن‌ها ممکن است کمی گیج‌کننده باشد، اما همه آن‌ها را در ادامه توضیح خواهیم داد. این کمپین‌ها معیار موفقیت و میزان پول پرداختی توسط تبلیغ‌کنندگان را بیان می‌کنند. اهداف مشترک تمامی کمپین‌ها، جذب کاربر است.هزینه به ازای ۱۰۰۰ بار نمایش Cost Per Mille) CPM)Mille یک کلمه لاتین به معنای هزار است. در این کمپین‌ها، تبلیغ‌دهنده به ازای هر هزار نمایش تبلیغ مبلغ مشخصی را می‌پردازد و درواقع هدف این کمپین‌ها، نمایش یک تبلیغ به کاربران است. درست مانند تبلیغات سنتی که باهدف برندینگ انجام می‌شوند. معمولاً از این کمپین‌ها در تبلیغات بنری و یا تبلیغات بینابینی استفاده می‌شود.هزینه به ازای نمایش کامل ویدئو Cost per Completed View) CPCV)نوعی از کمپین‌های ویدئویی است که تبلیغ‌دهندگان تنها به ازای بازدید کامل ویدئو توسط کاربران اپلیکیشن‌ها، پول پرداخت می‌کنند. این کمپین‌ها برای برندهایی که می‌خواهند برندینگ مؤثری داشته باشند و در ذهن مخاطب ماندگار شوند مناسب هستند زیرا ویدئوها قابلیت بیشتری برای ماندگاری در ذهن دارند و از طرفی، وقتی کاربر برای تماشای کامل ویدئو وقت می‌گذارد می‌تواند با داستانی که برند در ویدئو نقل می‌کند درگیر شود. این مدل کمپین‌ها معمولاً بهترین عملکرد را در تبلیغات جایزه‌ای دارند و کاربران برای دریافت پاداش درون اپلیکیشن، مایل به تماشای کامل یک ویدئو از برند خواهند بود.هزینه به ازای هر بار کلیک Cost per Click) CPC)کمپینی است که تبلیغ‌دهندگان به ازای هر کلیک کاربران بر روی تبلیغ، میزان مشخصی را پرداخت می‌کنند. این کمپین‌ها هم برای تبلیغات بنری و هم برای تبلیغات ویدئویی (CTA در انتهای ویدئو) مناسب هستند و باهدف افزایش ترافیک سایت یا دعوت کاربر به یک صفحه فرود اجرا می‌شوند. استفاده از تست‌های A/B برای افزایش نرخ کلیک می‌تواند هزینه‌های این کمپین‌ها را به‌طور چشمگیری کاهش دهد.هزینه به ازای هربار نصب Cost Per Install) CPI)این کمپین‌ها اغلب دارای یک لینک هدایتگر هستند و تبلیغ‌دهندگان به ازای تعداد افرادی که بر روی لینک کلیک کرده و اپلیکیشن را نصب می‌کنند، پول پرداخت می‌کنند. برای بهینه‌سازی کمپین‌های نصبی باید از طرق مختلف نرخ کلیک و نرخ نصب را افزایش داد. در این مقاله از کالج، در مورد بازاریابی برای اپلیکیشن‌ها و زمان استفاده از کمپین‌های CPI به‌طور مفصل صحبت کرده‌ایم. در صورت تمایل به استفاده از این کمپین‌ها به خاطر داشته باشید که باید از یک سرویس Third Party برای شمارش تعداد نصب‌ها استفاده کنید.هزینه به ازای فعالیت خاص Cost per Action) CPA)این کمپین، گسترش‌یافته کمپین CPC است، اما تنها مشاهده تبلیغ توسط کاربر و کلیک او کافی نیست، بلکه کاربر باید با تبلیغ تعامل داشته باشد. این تعامل به اشکال مختلف تعریف می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، ورود به یک آدرس ایمیل یا صفحه پیامک، پاسخ به یک نظرسنجی، عضویت در یک سرویس و … . در این نوع کمپین، impression ها هزینه‌ای برای تبلیغ‌دهنده ندارند درواقع تنها در ازای هر بار تحقق هدف نهایی است که تبلیغ دهنده هزینه می‌پردازد.معرفی یک ابزار مهم برای in-app marketing در ایرانتپسل اولین محصول ایرانی درزمینهٔ in-app marketing بود که در تابستان سال ۹۴ به بازار عرضه شد. در این شبکه تبلیغاتی امکان بازاریابی از طریق مدل‌های مختلف in-app marketing وجود دارد؛ البته تپسل همواره بر حفظ تجربه کاربری تأکید دارد و به همین دلیل تبلیغات آزاردهنده مثل تبلیغات بنری سنتی توسط تپسل ارائه نمی‌شوند. تپسل همچنین اولین ارائه‌دهنده کمپین‌های نصب (CPI) در کشور بود و در حال حاضر بالاترین ظرفیت نصب در روز در بین همه شبکه‌های تبلیغاتی در اختیار تپسل است.آشنایی با شاخص‎های ابزارهای تحلیلی اپلیکیشن(منبع: وب‎سایت تپسل)متخصصان دیجیتال مارکتینگ می‌دانند که بینش مشتری، استفاده از داده‌های تحلیلی و بهینه‌سازی فعالیت‌های بازاریابی حتی از مرحله اصلی مارکتینگ هم مهم‌تر است. به همین دلیل در بخش مقالات آموزشی کالج، بخش زیادی از مطالب را به این مرحله از دیجیتال‌مارکتینگ اختصاص می‌دهیم. در مقاله آموزشی هفته گذشته، به دو شاخص آماری مهم برای بهینه‌سازی عملکرد وب‌سایت‌ها یعنی نرخ خروج و نرخ پرش کاربران پرداختیم. در مقاله آموزشی این هفته، به معرفی شاخص‌های مهم آماری برای اپلیکیشن‌ها می‌پردازیم و تازه‌ترین آمارهای جهانی منتشر شده در مورد این شاخص‌ها را بررسی می‌کنیم. در آخر، ابزارهای تحلیلی اپلیکیشن برای تحقیق این شاخص‌ها را معرفی می‌کنیم.در نگاه اول، مهم‌ترین شاخص‌ها برای هر اپلیکیشن، تعداد کاربران و میزان درآمد تولیدی هستند؛ پارامترهایی که دو سر یک طیف برای سنجش موفقیت اپلیکیشن قرار می‌گیرند و همین باعث کم‌رنگ شدن شاخص‌های میانی مهم دیگر در نظر سازندگان اپلیکیشن‌ها می‌شود. شاخص‎های مهم برای هر اپلیکیشن عبارت است از:تعداد نصب اپلیکیشنتعداد دانلودهای یک اپلیکیشن، بیانگر تعداد دفعات دانلود و نصب آن بر روی گوشی‌های هوشمند کاربران مختلف، و در واقع، اولین نشان از عمکرد اپلیکیشن شما است. پایین بودن تعداد دانلودهای اپلیکیشن به معنای وجود مشکل در فرآیند بازاریابی است. این مشکل می‌تواند در مورد ASO(بهینه‌سازی صفحه اپلیکیشن در مارکت) و یا شیوه‌های UA(جذب کاربر جدید برای اپلیکیشن) باشد. پس از مشخص شدن مشکل اصلی، می‌توانید از طریق ایجاد یک صفحه فرود و یا بهینه‌سازی صفحه اپلیکیشن در مارکت و در نتیجه بیشتر دیده شدن توسط کاربران، تعداد دانلودهای خود را افزایش دهید.کاربرهای فعال اپلیکیشنشاخص کاربران فعال یک اپلیکیشن با تعداد دانلودهای آن تفاوت دارد. این شاخص تعداد کاربرانی که پس از دانلود اپلیکیشن شما از آن استفاده می‌کنند را نشان می‌دهد و این دسته از کاربران را از کاربرانی که بعد از دانلود اپلیکیشن از آن استفاده نمی‌کنند، متمایز می‌کند. اساس ابزارهای مختلف برای تعریف کاربر فعال، استفاده از مفهوم نشست (Session) است. از آنجایی که ابزارهای آماری مختلف، تعاریف متفاوتی از یک نشست کاربر در اپلیکیشن دارند، تعاریف آن‌ها از کاربر فعال هم متفاوت است. برای مثال، Google Analytics یک نشست کاربر را از زمانی در نظر می‎‌گیرد که کاربر بعد از حداقل نیم ساعت غیرفعال بودن، وارد اپلیکیشن شود و از آن استفاده کند. این ابزار تحلیلی، یک کاربر فعال را کاربری می‌داند که یک نشست را آغاز می‌کند.کاربران فعال بر اساس زمان مراجعه به اپلیکیشن به دو دسته کاربران فعال روزانه (Daily Active User) و ماهانه (Monthly Active User) تقسیم می‌شوند. یک DAU، کاربری است که در روز حداقل یک نشست در اپلیکیشن داشته باشد و در واقع شاخص DAU مهم‌ترین کاربران شما را نشان می‌دهد. یک MAU، کاربری است که در ماه حداقل یک نشست در اپلیکیشن داشته باشد. برای بهینه‌سازی شاخص‌های اپلیکیشن توجه به هر دو دسته از کاربران فعال مهم و حیاتی است.شما می‌توانید با تقسیم DAU بر MAU نرخ وابستگی به اپلیکیشن (Stickiness Ratio) را محاسبه کنید. در واقع مدیریت نرخ وابستگی به اپلیکیشن به شما این شانس را می‌دهد که یک MAU را به DAU تبدیل کند. برای افزایش این نرخ، برای کاربرانی که اپلیکیشن شما را دانلود و در آن ثبت نام کرده‌اند، نوتیفیکیشن بفرستید تا آن‌ها را به اپلیکیشن خود بازگردانید. همچنین شما می‌توانید با ارائه به‌روزرسانی‌های مداوم، انگیزه کاربرانتان را برای بازگشت و استفاده از اپلیکیشن افزایش دهید.میانگین زمان بازدید و تعداد صفحات در هر بازدیدشاخص میانگین زمان بازدید اپلیکیشن نشان‌دهنده میانگین مدت زمان نشست‌های کاربرانتان است و شاخص نمایش‌های صفحه در هر بازدید، تعداد صفحات اپلیکیشن شما که یک کاربر در یک نشست تماشا کرده است را مشخص می‌کند. درواقع این دو شاخص نگاهی اجمالی به چگونگی ارتباط کاربران فعال با اپلیکیشن شما دارند. به طور کلی آن دسته از کاربران اپلیکشین شما که زمان بیشتری در حال استفاده از آن باشند و در هر بازدید تعداد صفحات بیشتری از اپلیکشین را نیز مشاهده کنند، کاربران مهم‌تری هستند. اگر تعداد کاربران فعال روزانه (DAU) شما زیاد باشد اما تعداد نمایش صفحه در هر بازدید کمتر از تعداد صفحه لازم برای رسیدن به مرحله پرداخت باشد، اپلیکیشن شما درآمدزا نخواهد بود.اگر ابزارهای تحلیلی حاکی از پایین بودن میانگین زمان بازدید کاربران هستند، یک بار دیگر به روند جذب کاربر در هر مرحله از اپلیکیشن نگاه کنید و از خودتان بپرسید چه چیزی می‌تواند آن‌ها را کمی بیشتر در اپلیکیشن شما حفظ کند؟اگر ابزارهای تحلیلی حاکی از پایین بودن میانگین زمان بازدید کاربران هستند، یک بار دیگر به روند جذب کاربر در هر مرحله از اپلیکیشن نگاه کنید و از خودتان بپرسید چه چیزی می‌تواند آن‌ها را کمی بیشتر در اپلیکیشن شما حفظ کند؟مدت زمان دو نشست در اپلیکیشنشاخص مدت زمان بین دو نشست در یک اپلیکیشن نشان می‌دهد که کاربران چقدر به اپلیکیشن شما مراجعه می‌کنند. این شاخص یک راه دیگر برای تعیین میزان درگیری کاربران با اپلیکیشن شما است. شما برای کاهش این شاخص باید استفاده از اپلیکیشن خود را به یک کار روزمره برای کاربرانتان تبدیل کنید. باید برای آن‌ها حداقل یک دلیل قانع‌کننده برای مراجعه روزانه به اپلیکیشن خود بیاورید. همان‌طور که قبلا هم گفتیم استفاده از نوتیفیکیشن می‌تواند تمایل کاربران برای بازگشت به اپلیکیشن شما را افزایش دهد. شما می‌توانید پیشنهادها، به‌روزرسانی و ویژگی‌های جدید اپلیکیشن خود را با ارسال ایمیل به کاربرانتان اعلام کنید و آن‌ها را به استفاده مجدد از اپلیکیشن خود ترغیب کنید.یکی از مهم‌ترین راهکارها برای کاهش مدت زمان بین دو نشست، خلق یک عادت رفتاری برای کاربران است که با نظم مشخصی از اپلیکیشن شما استفاده کنند. مدل Hook، با بررسی رفتار انسان و کمک گرفتن از علم روان‌شناسی، روشی برای خلق این عادت رفتاری ارائه داده است.نرخ بازگشت به اپلیکیشنشاخص بازگشت به اپلیکیشن نمایانگر تعداد کاربرانی است که بعد از اولین بازدید از اپلیکیشن، مجددا به آن مراجعه کرده‌اند.براساس تحقیقات سال ۲۰۱۵ Localytics، به طور میانگین ۴۲% از کاربران در ماه اول پس از دانلود یک اپلیکیشن، حداقل یکبار به آن مراجعه می‌کنند. این تعداد در ماه دوم به ۲۹% درصد کاربران و در ماه سوم به ۲۵% کاربران کاهش می‌یابد. البته نوع اپلیکیشن و کاربری آن در این شاخص موثر است. نمودار زیر نرخ بازگشت به اپلیکیشن‌های مختلف را درماه اول، دوم و سوم نشان می‌دهد.نرخ بازگشت روزانه نیز بر اثر گذشت زمان کمتر می‌شود. بر اساس تحقیقات Appboy، که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفته است، کمتر از ۲۵% کاربران روز بعد از دانلود یک اپلیکیشن به آن مراجعه می‌کنند که این درصد در روزهای بعد کمتر می‌شود.برای تشخیص این موضوع که چرا کاربران اپلیکیشن شما به آن مراجعه نمی‌کنند، نرخ بازگشت اپلیکیشن خود را در طی روز، هفته و ماه اندازه بگیرید و با تحلیل نتایج به‌دست آمده، نقاط ضعف و قوت آن را پیدا کنید. بهترین راه برای داشتن یک نرخ بازگشت مناسب برای اپلیکیشن خود، ایجاد یک ارزش واقعی برای کاربر است که او را مجددا به اپلیکیشن جذب کند؛ این ارزش می‌تواند محیطی سرگرم‌کننده یا رفع یک نیاز روزمره باشد.نرخ ریزش اپلیکیشنشاخص ریزش یک اپلیکیشن، آن دسته از افرادی که دیگر از اپلیکیشن شما استفاده نمی‌کنند را مشخص می‌کند. اهمیت بررسی این شاخص در مورد کاربرانی که زمانی نرخ بازگشت و پرداخت بالا داشته‌اند، دوچندان می‌شود. هرچند نرخ ریزش وابسته به نوع اپلیکیشن است، ولی Localytics یک آمار از متوسط نرخ ریزش تمام اپلیکیشن‌ها در سال ۲۰۱۵ منتشر کرده است که در نمودار زیر آمده است. همان‌طور که می‌بینید در یک ماه اول بیش از نیمی از کاربران یک اپلیکیشن ریزش دارند و در انتهای ماه سوم، فقط یک‌چهارم کاربرانی که آن‌ها را با زحمت جذب کرده‌اید، هنوز کاربر اپلیکیشن شما باقی می‌مانند.اگر تعداد زیادی از کاربران پس از نصب اپلیکیشن دیگر به آن مراجعه نکنند، هشداری جدی در میان است. وجود اشکال فنی در اپلیکیشن یکی از رایج‌ترین و مهم‌ترین علل نرخ ریزش بالا است. همچنین اگر تبلیغات و فعالیت‌های UA شما متناسب با اپلیکیشن نباشند و آن را به درستی معرفی کنند، جذب کاربران نامرتبط در درازمدت نرخ ریزش اپلیکیشن را افزایش خواهد داد.اگر کاربران بعد از چند بار استفاده از اپلیکیشن شما، استفاده از آن را رها کنند، احتمالا نتوانسته‌اید ارزش واقعی مد نظر آن‌ها را با کیفیت مطلوبشان به آن‌ها ارائه کنید. برخی از ابزارهای تحلیلی به شما کمک می‌کنند احتمال ریزش کاربر را حدس بزنید. این کار به شما کمک می‌کند با ارسال پیام خصوصی یا راهکارهای خلاقانه دیگر، آن‌ها را برای استفاده مجدد از اپلیکیشن متقاعد کنید.ابزارهای تحلیلی اپلیکیشن(منبع: وب‎سایت تپسل)به‌طور کلی برای بررسی آمار یک اپلیکیشن دو دسته ابزار کلی وجود دارد: ابزارهای Analytics و Attribution. به‌طور معمول ابزارهای Analytics به پیگیری و گزارش اتفاقات درون اپلیکیشن (In-App Analytics) اعم از کاربران جذب شده بدون تبلیغات، طول عمر کاربران، نرخ بازگشت ایشان، میزان خرج آن‌ها در اپلیکیشن، دسته‌بندی آن‌ها براساس دموگرافی‌ها، ارسال نوتیفیکیشن و پیام داخل اپلیکیشن و … می‌پردازند. در مقابل، ابزارهای Attribution برای سنجش میزان بهینگی کمپین‌های تبلیغاتی و فعالیت‌های کاربران جذب شده از طریق تبلیغات CPI و … مورد استفاده قرار می‌گیرند و البته بسیاری از آن‌ها خدمات دیگری هم اضافه بر موارد ذکر شده به مشتریان خود معرفی می‌کنند. برای مثال بسیاری از ابزارهای Attribution خدماتی را برای اندازه‌گیری تاثیر App Store Optimization و … هم در لیست خدمات خود نام می‌برند.پارامترهای مهم در انتخاب ابزارهای تحلیلی اپلیکیشنتعرفه‌های ابزارهاابتدا نیازهای آماری اپلیکیشن خود را به خوبی بشناسید. بسیاری از سرویس‌ها معیارها و شاخص‌ها و داده‌های فراوانی را در اختیار شما قرار می‌دهند که ممکن است تحلیل آن‌ها برای اپلیکیشن شما یک ضرورت نباشد. اگر نیازها را بشناسید می‌توانید در مدل‌های قیمتی مختلف، ابزاری را انتخاب کنید که لیست ویژگی‌هایش مطابق نیاز شماست و برای ویژگی‌های اضافه ملزم به پرداخت هزینه مازاد نشوید.ویژگی‌های اصلی ابزارهای تحلیلیبعضی ابزارها یک ویژگی اصلی را به عنوان مزیت رقابتی و تخصص خود ارائه می‌دهند، مثل آزمون A/B، پوش نوتیفیکیشن و یا برخی اتفاقات مهم در بازی‌ها. اگرچه ویژگی‌های ضروری و مهم توسط اکثر ابزارها ارائه می‌شوند اما ممکن است تخصص ارائه ویژگی مورد نظر شما در انحصار یکی از شرکت‌ها باشد.حجم SDK و پشتیبانی فنیابزار انتخابی شما باید مستندات و پشتیبانی مطلوبی را برایتان فراهم کند. اگر بین چند گزینه مشابه مردد هستید، به میزان دشواری پیاده‌سازی SDKها و حجمی که آن‌ها به اپلیکیشنتان اضافه می‌کنند توجه کنید و براین اساس تصمیم نهایی را بگیرید.Adjustاین سرویس یک ابزار مخصوص بررسی اپلیکیشن ها می باشد که تمامی اتفاقات رخ داده درون اپلیکیشن را میتوان با آن بررسی نمایید و تحلیل کنید و همچنین می توان آمار اپ استورها را نیز بررسی نمایید.مزایای adjustبه کمک این ابزار می توانید بفهمید که آیا کاربران اپلیکیشن شما و یا مخاطبان کمپین های تبلیغاتی شما مطابق با اهداف شما عمل می کنند یا خیر؟ میتوانید هر اپلیکیشنی را بروی هر دستگاهی چه موبایل چه تبلت و یا حتی ساعتهای دیجیتال بررسی و دنبال نمایید. اطلاعات خام به طور مستقیم و بی هیچ کم و کاستی به سرورهای شما منتقل می شوند.میتوانید به کمک deep link مخاطبان تبلیغات و اپلیکیشن خود را دقیقاً به همانجایی که تمایل دارید، هدایت کنید.به کمک Adjust میتوانید به هرکدام از آژانسهای دیجیتال مارکتینگ که برای اپلیکیشن شما بازاریابی می‎کنند، دسترسی مجزا تنها به کمپینهای تبلیغاتی خودشان دهید.Adjust امکان تولید لینکهای متعدد برای هر کمپین را میدهد و فرآیند کنترل رسانههای مختلف تبلیغاتی را آسانتر میکند.در زمینه شمارش تعداد نصبها و فعالیتهای Attribution دقیقتر و صحیحتر از بسیاری از ابزارهای اندازهگیری موجود عمل میکند.همکاری Adjust با اکثریت پلتفرمهای تبلیغاتی، امکان یکپارچهسازی رصد فعالیتهای تبلیغاتی در یک نقطه را به شما میدهد.Adjust برای کسبوکارهای ایرانی فیلتر نیست و شرایط استفاده از شبکههای تبلیغاتی موبایلی ایرانی مثل تپسل در آن فراهم است.ابزارهای adjustبه شما اعلام میکند که هر کدام از کاربرانتان از چه طریقی به اپلیکیشن شما جذبشدهاند. میتوانید تمام کانالهای بازاریابی خود را پیگیری کنید و دادههای تبدیل ) conversion( خود را چه از طریق کلیک و چه از طریق impression جمعآوری کنید و آنها را با دقت بالایی تجزیهوتحلیل کنید. به کمک Adjust شما همیشه میدانید که هر کاربر شما کدام کمپین تبلیغاتی را مشاهده کرده است و یا بهطور دقیقتر میفهمید که کاربران شما کدام محتوای خلاقانه کمپینهای تبلیغاتی شما را مشاهده کردهاند.در Adjust میتوانید پنجره Attribution یا همان Attribution Window را به دلخواه خود تعیین کنید. Attribution Window به حداکثر طول زمان بین یک کلیک و تبدیل اشاره دارد. یک تبلیغدهنده در هنگام محاسبه درآمد از هر کلیک باید به این بازه زمانی توجه کند و تنها آن کلیکهایی را به حساب آورد که حداکثر به اندازه Attribution Window بعد از هرکدام از آنها، یک تبدیل )مثلاً یک نصب( رخ داده باشد.در Adjust برای تعریف هر کمپین تبلیغاتی نیاز به داشتن یک لینک مجزا نیست و شما تنها با داشتن یک لینک و اضافه کردن چند پارامتر به آن میتوانید هر چقدر که بخواهید کمپین تبلیغاتی تعریف کنید. شما برای هر کمپین تبلیغاتی میتوانید آن را تا ۴ مرتبه کوچکتر کنید و برای هر کمپین تبلیغاتی تنها با اضافه کردن چند پارامتر به یک لینک واحد، شبکه، کمپین، گروه و محتوای خلاقانه هر کمپین را مشخص کنید .بهعنوان نمونه شما تنها با داشتن یک لینک و اضافه کردن چند پارامتر به انتهای آن میتوانید مشخص کنید که چند کمپین تبلیغاتی دارید و هر کدام از آنها کجا تعریف میشود و سپس در هر کمپین تبلیغاتی هم محتواهای خلاقانه را از هم جدا کنید؛ مثلا شبکه تبلیغاتی تپسل، کمپین تبلیغاتی شماره ۲، گروه ۵، بنر شماره ۳ .به شما اعلام میکند که هر کدام از کاربرانتان از چه طریقی به اپلیکیشن شما جذبشدهاند. میتوانید تمام کانالهای بازاریابی خود را پیگیری کنید و دادههای تبدیل ) conversion( خود را چه از طریق کلیک و چه از طریق impression جمعآوری کنید و آنها را با دقت بالایی تجزیهوتحلیل کنید. به کمک Adjust شما همیشه میدانید که هر کاربر شما کدام کمپین تبلیغاتی را مشاهده کرده است و یا بهطور دقیقتر میفهمید که کاربران شما کدام محتوای خلاقانه کمپینهای تبلیغاتی شما را مشاهده کردهاند.ابزار Attribution در Adjust بهصورت آنلاین و در زمان واقعی (Real-time) عمل میکند و این قابلیت باعث میشود تا شما همواره بتوانید تجربه همکاری اپلیکیشن خود را بررسی کنید .ساختن یک اپلیکیشن خوب پیمودن نیمی از راه است. تا وقتی که اپلیکیشن تان فعال است، باید حواستان به کاربران خود باشد و همواره رفتار آنها را پیگیری کنید . Adjust به شما این امکان را میدهد که از زمانی که یک نفر اپلیکیشن شما را دانلود کرد، رفتار او را پیگیری کنید و دریابید که مثلا هر کاربر با چه نرخی و در چه زمانهایی از اپلیکیشن شما استفاده میکند، به چه چیزی در اپلیکیشن شما بیشتر توجه میکند و … . این قابلیت به شما کمک میکند که موثرترین شبکههای تبلیغاتی را بشناسید و بودجه خود را به کمپینهایی اختصاص دهید که کاربران با کیفیتتری برای شما به ارمغان آوردهاند .شما همچنین میتوانید از این قابلیت استفاده کنید و با بررسی رفتار کاربران قدیمی خود، کمپین تبلیغاتی مخصوص به آنها با محتوای متناسب برایشان ارسال کنید تا تأثیرگذاری بیشتری بر آنها داشته باشید.در Adjust به صورت open source است. هر خط از کد SDK که در اپلیکیشن شما قرار داده میشود به راحتی قابل خواندن است و شما میتوانید دریابید که SDK چه اطلاعاتی را جمعآوری میکند و اطلاعات را به کجا میفرستد. Adjust همواره به شما اعلام میکند که دقیقاً چه چیزی به اپلیکیشن خود اضافه کردهاید و چگونه کار میکند.هر ابزاری که به کمک آن بخواهید از اتفاقات درون اپلیکیشن خود باخبر شوید، در اختیارتان قرار میدهد. حتی می توانید جزئیات عملکرد کاربران اپلیکیشنتان را دریابید. این ابزار امکان این را میدهد که کاربران خود را کاملا شناسایی کنید و از اولین عملکرد آنها از اولین دانلود گرفته تا اولین خرید و حتی فراتر مطلع شوید.در مسیر رسیدن به هدف نهایی شما از تولید اپلیکیشن که کسب درآمد است، مراحل مختلفی وجود دارد. این مراحل از ثبتنام کاربران تا خرید یک محصول، گذر از یک مرحله از بازی و … هرچه باشند توسط Adjust دنبال و گزارش داده میشوند. بهاینترتیب میتوانید مراحل را با توجه به رفتار کاربران بهینهسازی کنید و در مسیر رسیدن به اهدافتان موفقتر باشید.شما میتوانید در Adjust برای اتفاقاتی که در اپلیکیشنتان رخ میدهد چند KPI تعیین کنید. Adjust تمام اتفاقات درون اپلیکیشن را بهصورت آنلاین بررسی میکند و تنها با چند کلیک به شما یک بینش دقیق از رفتار کاربران جهت دستیابی به KPI ها میدهد.میتواند با سایر ابزارهای Analytics که شما از آنها استفاده میکنید، همکاری کند و با بیش از ۷۰۰ شبکه ادغام شود. شما حتی میتوانید آن مقدار اطلاعاتی که تمایل دارید به سایر partner ها ارسال شود را خودتان تعیین کنید.اطلاعات سرورهای Adjust بهصورت آنلاین و در زمان حقیقی به سرورهای شما منتقل میشوند. شما به کمک Adjust میتوانید اطلاعات Analytics را کامل و یا هر مقدار که تمایل داشته باشید، دریافت کنید. Adjust به شما این امکان را میدهد که KPI هایی که خودتان تعیین کرده بودید را محاسبه کنید یا براساس کشور، محتوای خلاقانه و … اطلاعاتی که میخواهید را از Adjust دریافت کنید.شما با استفاده از Adjust میتوانید از عملکرد اپلیکیشن خود هم در iTunes App Store و هم در Google Play Store باخبر باشید. . Adjust هر لحظه اطلاعات عملکرد اپلیکیشن شما را در این دو اپاستور در سطح جهان جمعآوری میکند . شما به کمک این اطلاعات میتوانید امتیاز اپلیکیشن خود و نظرات دادهشده در مورد آن را ببینید و دریابید که با هر تغییری که در اپلیکیشن خود اعمال میکنید امتیاز اپلیکیشن شما در اپاستورها چه تغییری میکند.نحوه استفاده از ابزارهمان طور که گفتیم Adjust به صورت open source است. هر خط از کد SDK که در اپلیکیشن شما قرار داده میشود به راحتی قابل خواندن است و شما میتوانید دریابید که SDK چه اطلاعاتی را جمعآوری میکند و اطلاعات را به کجا میفرستد . باید اطلاعات اپلیکیشن خود را در داشبورد ادجاست وارد نمایید. در داشبورد ادجاست به قسمت اپلیکیشن رفته و گزینه اپلیکیشن جدید را انتخاب می نمایید.حال لازم است که اطلاعات اپلیکیشن ایدی خود را و نام مشخص خود را در آن قسمت کامل نمایید. همانطور که در تصویر بالا میبینید هر پلتفرم نرم افزاری دارای اپلیکیشن ایدی های متفاوتی می باشد . البته ادجاست نیز تنها برای دو سیستم عامل آندروید و ios کار میکند.حال با انتخاب ساخت اپلیکیشن کار شما در این قسمت به اتمام میرسد، ادجاست به شما اپلیکیشن توکن میدهد که کافیست آن را در SDK خود قرار دهید.بعد از قرار دادن توکن در SDK شما باید اپلیکیشن خود را در درگاههای دانلود قرار دهید ، سرویس ادجاست بدلیل دقت در تشخیص تقلبها و همچنین به علت عدم همکاری با سایر فروشگاههای دانلود نرم افزار فقط در گوگل پلی و اپ استور قابل استفاده می باشد.بعد از اینکه توکن را در SDK قرار دادیم حال نوبت به ترک کردن می باشد ، کاربرانی که از طریق URL ادجاست نیز به نصب اپلیکیشن بپردازند را میتوانید به راحتی ترک نمایید. حال نوبت به ویژگی های ردگیری و بخشبندی کاربران می باشد .در داشبورد ادجاست پس از انتخابهای انجام شده برای دنبال کردن کاربران و بخشبندی آنها و ردگیری آنها این قسمت را انتخاب می نماییم.همانطور که در تصویر میبینید به راحتی می توانید بخشبندی های متفاوتی از درگاههای شبکه های مختلف را برای طبقه بندی مخاطبان خود انتخاب نمایید.حال کافیست یک tracker ایجاد نمایید.پس از اینکار شما کدهای دستوری را میگیرید که باید در SDK قرار دهید.برای ساخت لینک های سفارشی می توان از همان روشی که در کلاس گفت استفاده کرد و همه چیز را با کد خاصی مشخصی کرد.اما خود ادجاست نیز به ما لینکهای برای سیستم عامل های متفاوت در اختیار ما قرار میدهد که می توانیم از آنها استفاده نماییم.حال اطلاعات مفیدی را می توانید مشاهده نمایید ، در قسمت گزارشگیریها شما میتوانید کشورهایی که از آنها وارد اپلیکیشن های شما شده اند را تشخیص دهید همانطور که در تصویر بالا مشاهده می نمایید نصبهای غیر فیسبوکی نیز مشخص شده است و دسته بندی ای برای نصب بر روی موبایل و یا سایر دیوایس ها را به شما میدهد.حال به بررسی بخش مخاطبان می پردازیم . شما در این بخش میتوانید با دسته بندی های متفاوت به تحلیل رفتار مخاطبان خود بپردازید و در جذب آنها موفق باشید و از رفتار انها در اپلیکیشن خود اطلاعات مفیدی کسب نمایید.کافیست در داشبورد ادجاست به این قسمت رفته و آنرا انتخاب نمایید.حال می توانید دسته بندی های خود را ایجاد نمایید، میتوانید برای اپلیکیشن های متفاوتی که دارید نیز در یک ابزار همه ی تحلیلها را انجام دهید، حال به مراحل ایجاد یک دسته بندی جدید میرویم.برای دسته مخاطبان خود اسم انتخاب نمایید ، درگاه ورودی آنهارا مشخص می نمایید ، نوع ایدی که برای جذب آن انتخاب کردید را مشخص نمایید، دو حالت ایدی های نصبی می باشد و یا ایدی هایی که در بنرهای تبلیغاتی استفاده نمودید.در قسمت بعدی از مخاطبان می توانید محدودیت کشور را نیز اعمال نمایید ، این بخشبندی نیز بسیار مفید می باشد و شما می توانید با این طبقه بندی رفتار مشتریان خود در مناطق مختلف را بررسی نمایید .همچنین نیز میتوانید انتخاب نمایید که زمان فعالیت کاربرانی که ردگیری شوند چه مقدار باشد . در نهایت نیز برای بخشبندی بهتر مخاطبان شما می توانید دسته بندی های مخصوص خودتان را نیز اعمال نمایید.قسمت بعدی که در داشبورد شما با آن درگیر هستید حال پس از ایجاد اپلیکیشن و ساخت طبقه بندی مشتریان شما می توانید این اطلاعات را دنبال نمایید و بررسی کنید و طبق آنها و هزینه هایی که انجام داده اید اقدامات بعدی خود را انجام دهید. در داشبورد قسمت statistics این اطلاعات را به خوبی به شما نمایش میدهد.میتوانید با توجه به شاخص های موجود برای عملکرد خود در کمپین های مختلف گزارش گیری کنید.همانطور که مشاهده می نمایید.همانطور که مشاهده می نمایید برای هر دسته از مخاطبان با توجه به شاخصهای انختاب شده هزینه های انجام شده نرخ بازگشت سرمایه و تمامی گزارشات را به شما داده می شود.آموزش ابزار فبریک (Fabric)فبریک نیز مانند Adjust یک سرویس مخصوص اپلیکیشن است که با استفاده از آن می‎توان به رخدادهای صورت گرفته در اپلیکیشن خود توسط ستفاده کنندگان پی برد. در ادامه قسمت‎های مختلف این سرویس و نحوه استفاده از آن‎‎ها معرفی و تشریح می‎شوند.اولین بار که می‎خواهیم با فبریک ارتباط برقرار کنیم، در بالای صفحه اصلی بر روی get fabric کلیک می‎کنیم. برای دسترسی به فابریک بایستی در آن login کرد. برای این منظور یک‎سری اطلاعات محدود دریافت می‎کند تا در ابزار فابریک loginشویم.با login شدن در سایت، ابزارها و سرویس‎های مختلف را می‎توان استفاده کرد.برای مثال برخی از این سرویس‎ها در زیر توضیح داده می‎شود:Crashlytics: یکی از قدرتمندترین و درعین حال یکی از سبک‎ترین ابزارهای گزارش‎گیری و ردیابی خطا در دنیاست.Appsee: یکی از سرویس های فابریک برای فیلم گرفتن از حرکت کاربر، تهیه نقشه های حرارتی و تجزیه  تحلیل بر اساس داده های دریافتی است.Amazon Cognito Sync: یکی از سرویس های فابریک برای کمک به تولید اپلیکیشن موبایل است.Optimizely: یکی از ابزارهای قدرتمند در حوزه بهینه سازی اپپلیکیشن متناسب با روحیات کابران است. مانند انجام A/B testing .Gameanalytics: پلتفرمی قدرتمندی برای تحلیل رفتار گیمرها توسط داده های بدست آورده از اپلیکیشن گیم است.سرویس Crashlyticsبهترین ابزار برای ردیابی خطا در دنیا است. برای خطاگیری و کمک به توسعه دهندگان (developers) بسیار مناسب است که بتوانند app را تولید کنند و گام به گام جلو روند، خطا گیری کنند و محصول مناسبی را ارائه دهند.با انتخاب Crashlytics یک سری کدها دیده می شود. این به این معناست که فابریک به منظور تحلیل و ردیابی خطاها در اپلیکیشن موردنظر ابتدا باید یک‎سری کد را در کد اپلیکیشن وارد کرد. همان‎طور که می‎بینید، فابریک هم IOS و هم Android را پشتیبانی می‎کند. برای اینکه بتوان راحت تر این اتفاق بیافتد، یک plugin در فضای کدنویسی اپلیکیشنی که داریم با loginکردن کد ایجاد می‎کند.قبل از اینکه خطاهای کد را بتوان به فضای کد نویسی وارد کرد، بایستی ارتباط بین فابریک و ابزار کدنویسی را برقرار کرد. برای این منظور به یک کد نیاز است که بایستی این کد را ایجاد کرد. برای این منظور، ابتدا در فضای کدنویسی اپلیکیشن یک فایل properties ایجاد می‎کنیم و این کد را در آن کپی می‎کنیم.درصورتی که از plugin استفاده شود، خودش این کلید را نیز در کد نویسی ایجاد و کپی می کند. با انتخاب pluginابتدا بایستی در فضای برنامه نویسی اپلیکیشن یوزر و پسورد را وارد کرد تا همه ابزارها نشان داده شود. با انتخاب هریک از ابزارها می‎توان از آن استفاده کرد.ما Crashlytics را انتخاب می‎کنیم. Install نشان داده می‎شود که بدین معناست که کدهایی که نشان می‎دهد را برای استفاده از ابزار بایستی در فضای برناه نویسی اجرا کرد.با وارد کردن این کدها، فابریک می تواند ردیابی اپلیکیشن را انجام دهد.حال برای ارائه گزارش های مختلف بر اساس ردیابی که انجام می دهد به پلتفرمی نیاز داریم. از سال 2017 به بعد، فابریک و Firebase با یک‎دیگر متحد شدند و بنابراین پلتفرم نمایش گزارش ها که حاصل از ردیابی Crashlytics است توسط Firebase انجام می‎شود.پیش از این گوگل در Google Analytics سرویسی به‎نام Crashreport داشت که مانند سرویس Crashlytics فابریک بود. با این حال پس از مدتی گوگل متوجه شد که سرویس فابریک بسیار قدرتمندتر از سرویس خود گوگل است. لذا از ابتدای سال 2017 گوگل با فابریک متحد شد، سرویس Crashreport خود را از Google Analyticsبیرون کشید و آن را به‎عنوان یک ابزار مستقل با نام Firebase ارائه کرد که برای ردیابی خطا از Crashlytics فابریک استفاده می‎کند.بنابراین برای ادامه بررسی ابزار Crashlytics فابریک و نحوه ردیابی خطای آن بایستی گزارش‎گیری این ابزار را در پلتفرم Firebaseتوضیح داد.یک فایده دیگری که فابریک نسبت به ابزارهای گوگل دارد این است که فابریک برای هر دو سمت کاربر و توسعه دهنده در ایران فیلتر نیست. این در حالی است که ابزارهای گوگل هم برای توسعه دهندگان و هم کاربران فیلتر است. شاید تصور این باشد که می توان با فیلترشکن این مشکل را حل کرد اما این مشکل باعث می شود که تحلیل ها با خطا مواجه شوند. زیرا کاربران در صورتی که فیلترشکن شان روشن نباشد، اطلاعات صحیحی را به‎سمت Crashlytics ( به‎سمت پشت سیستم) نمی فرستند. همچنین این امر نیز خیلی بعید است که کاربران برای هر بار استفاده از اپلیکیشن شرکت ها در صورتی که فیلتر نیست از فیلترشکن استفاده کننده تا گزارشات خطای اپلیکیشن صحیح باشد! بنابراین فابریک از این بعد نیز برای حداقل توسعه دهندگان اپلیکیشن در کشور ما مناسب‎تر و دقیق‎تر است.Firebase &amp; Fabricاولین صفحه یکسری تحلیل های اولیه می دهد که اپلیکیشن ما چیست. مثلا % 86 کاربرها به خطا نخورند. 2400 نفر روزانه استفاده کننده داریم. پس از آن، یک سری زبونه های مختلفی دارد برای اطلاعات جامع مختلف نیز وجود دارد.زبانه گزارش Crashlyticsخطوط خطاهایی هستند که این ورژن از اپلیکیشن به آن برخورد کرده است. در همان صفحه یک سری اطلاعات اولیه نشان داده می شود. برای مثال 61 % کاربران ما در ورژن هایی که داشتیم خطا نداشتند. خطاها مهم هستند زیرا با کمک آن ها می توان سناریو خطا را بررسی کرد. این اطلاعات برای توسعه دهندگان مناسب است که بتوانند با کمک سناریو خطا، آن خطا را ایجاد کنند و با ردیابی آن، مشکلات اپلیکیشن را رفع کنند.در بالای صفحه می‎توان ورژن‎ها یا buildهای مختلفی که برای اپلیکیشن داشته‎ایم را مشاهده و آن‎ها را انتخاب کرد تا به تفکیک هر یک نیز ردیابی خطا و گزارش‎ها را انجام داد.Top version سه نسخه‎ای از اپلیکیشن هستند که بیشترین استفاده را توسط کاربرها دارند.در این خطوط خطا، فابریک یک سری گزارش ها را تولید می کنند زیرا با توجه به فرکانس بالایی که داشته اند، لازم است برای رفع صحیح و اصولی خطاها مورد توجه قرار گیرند. برای مثال گفته می شود که خطای خط چهارم را 85 % کاربرانی داشته اند که گوشی آن‎ها سامسونگ مدل SM-A710Fبوده است. از این نکته می‎توان نتیجه گرفت که امکان دارد اپلیکیشن ما با این نوع گوشی هماهنگی لازم را نداشته باشد و پیش از بررسی متن خطا بهتر است سازگاری با این نوع گوشی ها را نیز چک کرد.به منظور شروع بررسی و رفع هر خطا بایستی آن خطا را انتخاب کرد. لذا خطای خط اول را انتخاب می کنیم. با ورود به این صفحه، اطلاعات بسیار کاربردی برای توسعه دهندگان ارائه می شود. برای مثال نشان می دهد که %94 کاربران 1400 بار این خطارا مشاهده کرده اند و 70 % این کابران گوشی سامسونگ و سپس لنوو داشته اند.با انتخاب view all session که بسیار برای توسعه دهندگان کمک کننده است، می‎توان آخرین کاربری که این خطا را گرفته است مشاهده و مشخصات آن را نیز بررسی کرد. با دانلود فایل متنی که با آبی مشخص شده است، می توان سناریو خطا را مرحله به مرحله پیش رفت و رصد کرد.در این نرم افزار می توان با کدنویسی خطوطی، tagهایی را به اطلاعات خروجی اضافه کرد. در این نمونه، ما برای شرکت خود 2 tag نام شرکتی که این کاربر در آن قرار دارد و شماره کاربری نیز تعریف کرده‎ایم.شماره کاربری برای شرکت ما از این جهت اهمیت دارد که این امکان وجود دارد که از یک دستگاه بیش از یک کاربر (ویزیتور فروش) در ساعت های مختلف استفاده کنند. لذا برایمان اهمیت دارد که بدانیم کدوم کاربر به این خطا برخورد کرده اند.در این صفحه می توان مشخصات زیادی حتی جهت گوشی کاربر را نیز بررسی کرد. برای مثال اگر بررسی کنیم که بیشتر کاربرانی که این خطا را دارند، جهت گوشیشان landscape بوده است، می توان نتیجه گرفت که اپلیکیشنی که طراحی کرده‎ایم حالت افقی گوشی را به‎خوبی پشتیبانی نمی‎کند.برای مشاهده کاربر دیگر )کاربر قبلی( می توان فلش سمت چپ در بالا را فشار داد.زبانه گزارش RetentionTab بعدی گزارش اطلاعات همه افرادی است که از این اپلیکیشن استفاده کرده‎اند و نه آن‎هایی که خطا دریافت کرده‎اند. در این Tab می‎بینیم که 1400 نفر از این اپلیکیشن استفاده کرده‎اند.در قسمت پایین این نوع گزارش، فرمی را ارائه می کند که به صورت آنلاین و دینامیک تعداد تغییر در میزان استفاده کاربران و وضعیت آن ها را نشان می دهد. برای مثال در این تصویر می گوید که 1400 نفر از کاربران فعال این شرکت بوده اند که در هفته گذشته فعالیتشان را کاهش داده اند، 115 نفر فعالیت خود را به کمترین حد ممکن رسانده اند و حتی 107 نفر از کاربران در هفته گذشته اصلا از این اپلیکیشن استفاده نکرده‎اند.زبانه گزارش GrowthTabبعدی Growth است که نشان می دهد تعداد کاربران روزانه چه مقدار بیشتر شده است. یکی از فواید این نوع گزارش این است که می توان پیک های کاری را پیدا کرد و سعی کرد تا در آن زمان وضعیت پایدار و stable بودن اپلیکیشن را بالا نگه داشت و لذا کارایی آن را افزاش داد. مثلا در این گزارش برای ساین شرکت نشان می دهد که امروز 33 نفر از کاربران ما بیشتر از دیروز بوده اند.زبانه گزارش Latest Releaseیک tab کاربردی دیگر این است که کل ورژن هایی که داریم رو نشان می دهد و کمک می کند که وضعیت آن‎ها را به تفکیک و در کنار هم بررسی و مقایسه کرد. برای مثال، در این شرکت ورژن یکی قبل از آخر، با توجه به stability که در بازه زمانی انتخاب شده داشته ( 96 % درصد کاربران خطایی دریافت نکرده اند)، موفق ترین ورژن بوده است.زبانه گزارش EngagementTabبعدی Engagement است که میزان استفاده به ازای هر کاربر را گزارش می کند. در این قسمت می‎توان کل کاربرانی که امروز از اپلیکیشن استفاده کرده اند، به تفکیک بخش های مختلف اپلیکیشن گزارش گرفت. همچنین متوسط تعداد صفحاتی که کاربر رفته است و کل زمانی که کاربر در اپلیکیشن بوده است نیز در این قسمت قابل مشاهده است. برای مثال در این شرکت کاربران به طور متوسط 32 دقیقه در اپلیکیشن بوده‎اند.زبانه گزارش AudienceTab بعدی توزیع جغرافیایی کاربرانی است که از اپلیکیشن ما استفاده می‎کنند. چون اپلیکیشن بیان شده در این تصویر تنها برای ایران طراحی شده است، تنها ایران را نشان می دهد. ابتدا اخیرا به علت فیلتر شدن تلگرام، در صورتی که کاربران فیلتر شکن‎شانهنگام استفاده از اپلیکیشن اتمالا روشن است، به‎صورت آنلاین گاهی کشورهای دیگر را نیز در نقشه مشخص می‎کند.زبانه گزارش Revenueزبانه بعدی در ارتباط با گزارشات مالی است و برای اپلیکیشن‎هایی است که درونش پرداخت و تراکنش‎های مالی وجود داشته باشد.چک‎لیست طراحی اپلیکیشندر این قسمت تیم آکادمی فرانگر با بررسی اپلیکیشن‎های فروش بلیط داخلی و خارجی، لیستی از قابلیت‎های مهم برای طراحی هرچه بهتر اپلیکیشن را در اختیار شما قرار داده است:1. قابلیت ارسال نوتیفیکیشن کنسلی ها و تغییر ساعات پرواز به کسانی که از ما آن پرواز را خرید کرده‎اند (هرچند خود ایرلاین این کار را می‎کند، ماهم جدا از آن‎ها این کار را انجام بدهیم که مشتری‎ها بدانند که برای ما مهم هستند).2. اگر کاربر روز خاصی را در مسیر پروازی خاص سرچ کرد (مثلا 6 خرداد پرواز تهران-شیراز) و پروازی در این روز نبود، برنامه نزدیک‎ترین روزی که پرواز را دارد به کاربر پیشنهاد دهد (کاربر لنگ نماند).3. بهتر است که برای کسی که می‎خواهد به مسافرت رود و فرقی ندارد که 6ام برود یا 7ام یا 8ام، اما قیمت برایش مهم است، پیشنهادهای روزهای دیگر را هم بهش بدهیم. درواقع از او بپرسیم که اگر دنبال قیمت ارزان‎تر هستی اما روزش مهم نیست، آن وقت برایش این نوع سرچ را نمایش دهیم.4. مشخص کردن نوع پرواز (چارتری یا سیستمی).5.  زمانی که کاربر گزینه انتخاب شهر را لمس کرد، شهرها را بر اساس پٌر پرواز بودن/ نزدیک‎ترین/ حروف الفبا) مرتب کند و در زیر پنجره مربوطه نمایش دهد.6. قابلیت جابه‎جا کردن مبدا و مقصد وجود داشته باشد.7. قابلیت جستجوی شهر (در انتخاب مبدا و مقصد) هم بر اساس اسم فارسی، هم اختصار انگلیسی و هم بر اساس اسم کامل انگلیسی وجود داشته باشد.8. قابلیت مقایسه بین پروازها9. بهتر است وقتی که برنامه در حال سرچ است، درصد پیشرفت نشان دهیم و البته وقتی هم که 100% شد دیگر جست‎وجو خاتمه یافته باشد. در این صورت کاربر متوجه می‎شود که کی قرار است نتایج جست‎وجو برایش نمایش داده شود.10. استفاده از breadcrumb trail در بالای صفحه نمایش تا موقعیت کاربر در طول پروسه خرید بلیط را برای خودش نشان دهد.11.  با کلیک روی هر آیکون مربوطه بر روی همین breadcrumb tail یک عکس از آن مرحله را نشان دهد تا کاربر بداند مرحله (مراحل) بعد چی در انتظارش است.12. پروازهای با ظرفیت تکمیل را همیشه و در همه حالت آخر نشان دهد.13. به‎نظر بهتر است که جستجوی کاربر در داخل کش برنامه باقی بماند تا وقتی اگر کاربر با زدن کلیک بازگشت به صفحه اول آمد و دوباره جستجو رو زد، دیگر معطل نشود و سریع به صفحه لیست پروازها رود.14. بهتر است به ارقام کد ملی و شماره تلفن دقت شود تا خود برنامه آن شماره‎هایی که رقم کمتر و بیشتر دارند به کاربر خطا نشان دهد.15. بهتر است که در صفحه خرید قیمت هر مسافر را جدا و همچنین مجموع را نشان دهد تا کاربر با ریز قیمت‎ها آشنا شود و بداند چه چیزی را با چه قیمتی خریده است.16. پرداخت ترجیحا درون اپلیکیشنی باشد و لازم نباشد که کاربر به وب‎سایت راهنمایی شود.17. قسمتی که کاربر تاریخ تولد خود را برای خرید بلیط وارد می‎کند، بهتر است که یک تقویم کنار تاریخ باشد (ایکون تقویم) تا کاربر با لمس آن بتواند با حرکت انگشتش تاریخ تولد را پیدا کند.18. اطلاعات مسافران ذخیره شود تا کاربر مجبور نباشد که هربار که می‎خواهد بلیط بخرد، اطلاعات مسافران را وارد کند. یک قسمت جدا به نام لیست مسافران در داشبورد برنامه وجود داشته باشد که کاربر به اطلاعات مسافر(آن) خودش دست‎رسی داشته باشد.19. بهتر است که درقسمت وارد کردن اطلاعات مسافر(ین)، مسافر ایرانی و خارجی جدا باشد، زیرا هر کدام اطلاعات مربوط به خود را لازم دارند.20. تماس با ما ترجیحا شامل آدرس روی نقشه، آدرس نوشتاری، آیکون‎های شبکه‎های اجتماعی، پیشنهادات و انتقادات، گزارش اشکالات و تماس با پشتیبانی باشد. نقشه هم لینک داشته باشد تا کاربر با کلیک برروی آن با گوگل مپ یا مرورگر بازش کند.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 19:19:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بازاریابی ایمیلی هنوز هم می ارزد! آموزش+مثال</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%AF-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-kzip3mrjtfrm</link>
                <description>بازاریابی ایمیلیدر یک چشم­ انداز دیجیتالی که دائما در حال تکامل است، ابزارها و برنامه­ها می­آیند و می­روند. با این حال ایمیل، شبکه­ای تغییر­ناپذیر و قابل اطمینان باقی مانده است و در سراسر جهان 2/3 میلیارد حساب ایمیل وجود دارد. این میزان سه برابر کل حساب­های فیس­بوک و توییتر است و در صورت مدیریت بهینه و صحیح، کمپین بازاریابی ایمیلی ممکن است بسیار قدرتمند باشد، حقایق را بهتر بازگو کند و تعامل و مشارکت بیشتری اتفاق بیفتد.ایمیل مارکتینگ یعنی هوشمندانه ایمیل دادن به کسانی که به ما اجازه داده‌اند به آنان ایمیل بزنیم. جالب است بدانید که طبق آمارها بازگشت سرمایه از طریق ایمیل مارکتینگ ۴۰ است؛ یعنی به ازای هر هزار تومن هزینه ما برای بازاریابی از طریق ایمیل، ۴۰ هزار تومان عایدی نصیب ما خواهد شد. این در حالی است که گفته می‌شود بازگشت سرمایه از طریق بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو ۲۲ و بازگشت سرمایه از طریق تبلیغات بنری ۲ می‌باشد.یک فرهنگ غلط که در این زمینه وجود دارد و ما شاهد آن هستیم این است که می‌بینیم بعضی افراد یک لیست ایمیل را خریداری می‌کنند. نرخ باز شدن این گونه ایمیل‌ها خیلی پایین است. ما فقط باید به کسانی ایمیل بزنیم که از علاقه آن‌ها به کسب و کار خودمان باخبر باشیم. ما باید همیشه به مشتریان‎مان احترام بگذاریم. اگر بخواهیم ایمیل بزنیم حتما باید از آن‌ها اجازه بگیریم و حتما باید این اجازه را به آن‌ها بدهیم که هر وقت خواستند عضویت خود را لغو کنند.اول از همه ما باید یک مجموعه ایمیلی از مشتریانمان جمع‌آوری کنیم. می‌توانیم اینکار را با اکانت‌های گوشیمان شروع کنیم و ابتدا ایمیل آن‌ها را دریافت کنیم. از هر طریق دیگری هم که شده باید سعی کنیم ایمیل افرادی که به موضوع سایت ما و کسب و کار ما علاقه دارند را جمع آوری کنیم. خیلی‌ها کلی هزینه می‌کنند و در سایت‌های پربازدید تبلیغات می‌دهند. شما تصور کنید که مثلا در روز هزار نفر آن تبیلغ را ببینند و به‎فرض مثال صد نفر بر روی آن تبلیغ کلیک کنند و از این طریق وارد سایت شما بشوند. از این تعداد شاید ده نفر خرید کنند یا از خدمات شما استفاده کنند، بقیه چه کار می‌کنند؟! قطعا آن‌ها کسانی بودند که به نوعی به کسب و کار شما علاقه داشتند ولی حالا به دلایلی در آن زمان نخواستند خرید کنند. برای جذب مشتریان به سایت، هزینه زیادی متحمل شده‌اید، پس نمی‌خواهید به همین راحتی آن‌ها را از دست بدهید. حداقل کاری که می‌توانید بکنید این است که ایمیل‎شان را برای دریافت خبرنامه دریافت کنید تا ارتباط‎تان با آن‌ها حفظ شود.فواید بازاریابی موبایلی1- از نظر سوددهی­ای که بازاریابی ایمیلی برای کسب و کارهای مختلف دارد انرژی خیلی کمی را می­طلبد.2- برعکس قوانین و مقرراتی که در روش­های بازاریابی سنتی وجود دارد در این مدل از بازاریابی هیچ محدودیتی از لحاظ نحوی چینش عکس­ها، ویدئو­ها، نحوه­ی ویرایش متن­ها، نحوه­ی بیان و فن بیان و ... وجود ندارد.3- جداسازی ایمیل افراد و کاربران، ویژگی سوم بازاریابی موبایلی است: در این موضوع میشود کاربرانی که به مشتری تبدیل شدند و کاربرانی که تازه با کسب و کار شما آشنا شدند و هنوز خریدی از داخل نداشتند را جداسازی و استراتژی و برنامه­ریزی متفاوتی برای هر کدامشان پیاده­سازی کرد برای مثال اگر بخواهی در مسیر یک اتوبان یک بیلبورد اجاره بکنید و کسب و کارتان را به افراد معرفی بکنید میتوانید این جداسازی و تفکیک را بین کسانی که با کسب و کار شما آشنا هستند و کسانی که تازه با کسب و کار شما آشنا میشوند انجام بدهید؟ مسلما نه..4- با بازاریابی موبایلی، به دلیل راحت بودن طراحی­های ایمیل­ها و زمان بر نبودن این کار، خیلی راحت میشود با کاربران ارتباط برقرار بکنید و رابطه­ی خودت با آن­ها را خوب کنید برای مثال اگر بخواهید در یک روزنامه یا چیزی شبیه به آن تبلیغ و بازاریابی بکنید، باید هزینه بکنید و هر روز آگهی سفارش و حالت دوم اینکه نیاز پیدا میکنید تا بیشتر با مخاطبانت در ارتباط باشی و آن موقع مجبوری دوباره آگهی سفارش بدهی که هزینه­ی اضافه را میطلبد.5- بازاریابی موبایلی یک ابزار خوب برای اطلاع رسانی هم هست، با این ابزار میتوانید فروش محصولات، ارائه­ی تخفیف­ها، همایش­ها، وبینار­های آنلاین و دیگر موارد خودت را به کاربران اطلاع­رسانی کنید.6- این ابزار راهی برای خدمات­رسانی و پشتیبانی هر چه بهتر برای مشتری­های کسب و کار­ها هست، با بازاریابی موبایلی وفاداری خودت را به کاربرای خودت نشان میدهید.انواع ایمیل­ ها در بازاریابی موبایلیروزانه بیش از صد و هشتاد میلیارد ایمیل، در سراسر جهان ارسال می‌شوند. تعداد بسیار کمی از این ایمیل‌ها باز می‌شوند. تعداد بسیار کمتری به صورت کامل خوانده می‌شوند و تعداد بسیار بسیار کمتری، در نهایت به «یک رفتار» یا «تغییر یک رفتار» در دریافت‌کننده منجر می‌شوند. تغییر رفتار می‌تواند ترک یک عادت نادرست، شکل‌گیری یک عادت درست، تغییر میزان اعتماد به یک برند، رها کردن استفاده از یک محصول، شروع به استفاده از یک محصول یا برند جدید یا هر تغییر رفتاری دیگری باشد.هر کسب و کار یا به طور کلی هر سازمان، در صورتی که از ابزار ایمیل برای بازاریابی و ارتباط با مشتری خود استفاده کند، می‌تواند – یا باید – ارسال پنج نوع ایمیل مختلف را در استراتژی خود در نظر بگیرد:1- ارسال ایمیل‌هایی برای آگاهی بخشی (Awareness) : در این نوع ایمیل‌ها، هدف صرفاً مطلع کردن مخاطب از وجود یک محصول است. همینطور تلاش برای اینکه وی، به آن محصول و استفاده از آن حساس شده و بخشی از ذهن خود را به آن اختصاص دهد. البته ایمیل‌هایی که با هدف آگاه کردن ارسال می‌شوند، کاربرد دیگری هم دارند و آن ایجاد شناخت اولیه از مشتریان بالقوه در فضای آنلاین است. فرض کنید که شما یک آژانس مسافرتی دارید و بدون هرگونه تبلیغات مستقیم،‌ در اردیبهشت ماه، گزارشی از پنج مقصد برتر مسافرت‌های مردم ایران در نوروز تنظیم کرده‌اید. در این گزارش دیدنیهای شهر‌های مختلف و جاذبه‌های توریستی آنها مطرح شده است. اگر در انتهای هر مطلب، محلی باشد که خواننده بتواند برای مشاهده اطلاعات بیشتر روی آن کلیک کند،‌  با مقایسه کلیک‌های شهرهای مختلف، می‌توان جذابیت نسبی مقاصد مختلف برای مردم را ارزیابی کرد.2- ارسال ایمیل برای قرار گرفتن در فهرست مقایسه‌ها (Consideration) : معمولاً در این نوع ایمیل‌ها، هدف این است که محصول یا برند، یکی از سه انتخاب مشتریان باشد. فرض کنید یک مرکز آرایش و زیبایی زنانه، برای خانم‌هایی که مشتری بالقوه او هستند، به صورت منظم ایمیل‌هایی در مورد بهداشت پوست و مو و نگهداری بهتر از پوست و مو، ارسال می‌کند. در ایمیل‌هایی که هدف آن «قرار گرفتن در فهرست مقایسه» است، ممکن است مستقیماً یا تلویحاً اشاره شود که: «مجموعه‌ی … در شهر … نخستین مجموعه‌ای بوده است که علاوه بر خدمات آرایش و زیبایی، آموزش و ترویج فرهنگ علمی زیبایی و سلامت را آغاز کرده است». یا اینکه «مجموعه … از معدود مراکز بهداشت و زیبایی در شهر … است که مواد و محصولات مورد استفاده خود را بر اساس عامل … انتخاب می‌کند». بدیهی است که آنچه نوشته شد، اصطلاحاً «عصاره‌ی پیام» است و در عمل این پیام ممکن است به شکل‌های ساده‌تر یا پیچیده‌تر یا در قالب داستان یا گفتگو یا بسته به فضای ذهنی مشتریان در آن ایام با کلمات دیگری، به آنها منتقل شود.3- ارسال ایمیل برای هدایت کردن مشتری به سمت تصمیم نهایی یا Conversion : در این نوع ایمیل‌ها، تلاش می‌شود مخاطب اقدامی عملی را برای خرید محصول یا خدمت، انجام دهد. یا لااقل برای کسب اطلاعات بیشتر، به صورت حضوری مراجعه‌ای انجام داده یا تماسی بگیرد. مهم‌تر از نوع اقدام،‌ این است که دریافت کننده، حرکتی هر چند بسیار کوچک، در مسیر اجرایی کردن تصمیم خرید بردارد. موارد زیر می‌تواند نمونه‌هایی از پیامهای مطرح شده در این ایمیل‌ها باشند:* دعوت از خواننده ایمیل برای تماس تلفنی با شرکت یا سازمان یا مجموعه ما برای کسب اطلاعات بیشتر* دعوت از خواننده‌ی ایمیل برای شرکت در یک نمایشگاه یا بازدید از محصولات در مجموعه‌ ما* دعوت از خواننده‌ی ایمیل برای مراجعه به یک لینک خاص و دانلود کردن کاتالوگ یا بروشور محصولات و خدمات ما و …4- ارسال ایمیل برای کسانی که هم‌اکنون از محصولات و خدمات ما استفاده می‌کنند یا Product Users: این نوع ایمیل‌ها برای کسانی که مشتری ما شده‌اند ارسال می‌شود. کسانی که محصولات یا خدمات ما را خریداری کرده‌اند نباید احساس کنند که رها شده‌اند. باید احساس کنند که هنوز مورد توجه هستند. ممکن است نکاتی در مورد استفاده‌ی بهتر از محصول و خدمات برای آنها ارسال شود. تغییراتی که در محصولات به وجود آمده و هر چیزی که رضایت آنها را از محصول ما افزایش دهد.فرض کنید که شما یک خودرو خریده باشید و در شروع زمستان، ایمیلی بگیرید که توضیح بدهد چه نکاتی را باید در مورد خودرو خودتان رعایت کنید تا کمترین دردسر را در سرما تحمل نمایید. تصور کنید که حتی یک یا دو ایمیل از این نوع – در مورد خاص خودرو – در سال،‌ تا چه میزان می‌تواند احساس خوب ایجاد کند.به خاطر داشته باشیم که کسانی که یک بار از یک مجموعه خریداری می‌کنند، اگر اعتماد و رضایتشان جلب شده باشد، دفعات بعد بسیار ساده‌تر تصمیم به خرید را خواهند گرفت. ضمن اینکه آنها بهترین مبلغان خدمات هستند. میزان درگیر شدن با یک برند یا Brand Engagement هم می‌تواند از این طریق افزایش پیدا کند.ارسال ایمیل با هدف افزایش وفاداری یا Loyalty Message: این نوع ایمیل‌ها هم برای مشتریان فعلی ارسال می‌شوند. در این ایمیل‌ها، هدف به هیچ وجه کسب مستقیم منافع مالی و اقتصادی نیست. حتی ممکن است امتیازهای مختلفی که ارزش مادی دارند هم به مشتریان تعلق بگیرد. مشتری وفادار قطعاً در بلندمدت منافع اقتصادی به همراه خواهد داشت، اما باید بداند و باور کند – و این باور در ما هم وجود داشته باشد – که مستقل از خریدها و رابطه‌های بعدی، همین‌ که زمانی با مجموعه‌ی ما در ارتباط بوده، هنوز هم برای ما ارزش دارد و ما او را فراموش نکرده‌ایم. این ایمیل‌ها الزاماً‌ پیچیده نیست.توصیه هایی برای بازاریابی ایمیلی بهترخوانندگان   ایمیل خود را بشناسید. چه کسی را میخواهید با متن ایمیل خود جذب کنید؟  مطالب خود را به صورت خاص بنویسید و بر روی خوانندگانی که هدف اصلی شما هستند   تمرکز کنیدانتظار   دارید خوانندگان ایمیل شما چه عملی انجام دهند؟  آمدن به یک سمینار علمی یا خرید یکی از محصولات یا خدمات شما؟   تا زمانی که یک هدف کاملاً واضح نداشته باشید با ارسال ایمیل وقت مردم را هدر   ندهیدبه جای   استفاده از کلمات تشریفاتی، تصویر واضحی از آنچه که میخواهید به خواننده منتقل   کنید، برایش ترسیم نمایید.  باید کاری کنید که خواننده ایمیل، با شما به یک دید مشترک برسد تا بتوانید عمل   مورد نظرتان را از او درخواست نماییدباید   بدانید که خوانندگان ایمیل شما شخصیتهای متفاوتی دارند. اگر خوانندگان، افراد   متخصصی هستند، به اندازه کافی اطلاعات تخصصی در متن نامه خود بگنجانید تا آنها   را در تصمیم گیری یاری نماید  میتوانید چند نقل قول از افراد خبره، چند ویژگی برجسته و توضیحاتی در مورد   مزایای اصلی در ایمیل خود قرار دهیدهنگامیکه   اولین پیش نویس نامه خود را تهیه میکنید هرچه در دل دارید بیرون بریزید. هر چیزی   که به ذهنتان میرسد بر روی کاغذ بنویسید. سپس برگردید و قسمتهای اضافی را حذف   کنید  قسمتهای اضافی عبارتند از: اطلاعات غیر اساسی، اطلاعاتی که به طور مستقیم به   بازار هدف شما ارتباط ندارد و اطلاعاتی که در روند منطقی خواندن نامه وقفه ایجاد   میکندبرای   تأثیر گذاری بیشتر، قبل از نوشتن متن نامه در ابتدا یک جمله مختصر برای جلب توجه   خواننده بنویسید.  این جمله مختصر خواننده را جذب کرده و اورا برای خواندن بقیه مطالب تحریک میکند.   همچنین برای وادار کردن او به کلیک بر روی لینک مورد نظر قلاب هایی را برای   گرفتن توجه خواننده در متن نامه بگنجانید تا حس کنجکاوی او بیشتر شود.  مثلاً »اما صبر کنید! اطلاعات بیشتری در   اینجا برای شما داریم!« یا »خوب، حالا قسمت شیرین ماجرا شروع میشود!هنگامیکه   نامه تهیه شده را دوباره خوانی میکنید مطمئن شوید آنچه که نوشته اید، نتایج مورد   انتظار را به همراه خواهد داشت.  تا زمانی که مطمئن نشده اید بر روی آن کار کنید. فراموش نکنید شما فقط یک شانس   در اولین برداشت خواننده خواهید داشت. پس موقعیت را از دست ندهیدیک   تکنیک ساده در زمینه بازاریابی از طریق ایمیل ارسال نامه های متوالی با مضامین   یکسان ولی با یک پاراگراف متفاوت جلب توجه کننده است. مثلاً اولین نامه را با   این عنوان ارسال کنید:  فقط 6 کالای دیگر باقی مانده است... به   اولین خریدار کالاهای باقی مانده یک عدد ...... هدیه داده میشود.  « سپس پاراگراف مورد نظر را در نامه بعدی به این صورت بنویسید: »فقط 3 کالای   دیگر باقی مانده است...« و به همین صورت کالای خود را کمیاب جلوه دهید تا   خواننده برای خرید از شما تحریک شودهمواره به دنبال یادگیری مهارت عرضه محصول و ارائه   پیشنهاد خرید کالایتان از طریق ایمیل باشید.  داشتن مهارت بازاریابی از طریق ایمیل برای هر کسی که علاقمند به کسب و کارهای   اینترنتی است بسیار ضروری استاز نرم افزارهای قوی و تخصصی برای ارسال ایمیل استفاده   کنید.  هرچند که قابلیت ارسال ایمیل به صورت رایگان بر روی کامپیوتر شما وجود دارد اما   اگر قصد بازاریابی الکترونیکی با استفاده از ایمیل دارید توصیه میکنیم حتماً از   نرم افزارهای تخصصی این کار استفاده نمایید.یکی از مهمترین مهارت ها، توانایی گرفتن ایمیل   بازدیدکنندگان سایت است. این کار اولین بخش پروسه بازاریابی الکترونیکی شما   خواهد بود و در طراحی سایت خود باید اولویت اصلی را به آن بدهید.  ا هر ترفندی که میتوانید بازدیدکننده را راضی کنید تا آدرس ایمیل خود را در   اختیار شما قرار دهد. سعی کنید برای آنها دلیل قانع کننده ای بیاورید.  مثلاً عضویت رایگان برای دسترسی به مطالب رایگان و مفید یکی از دلایلی است که   باعث میشود دیگران ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهندحتماً یک خبرنامه اختصاصی از طریق پست الکترونیکی در   سایت خود داشته باشید  با این کار اولین قدم بازاریابی از طریق ایمیل را برداشتهاید عنوانی انتخاب کنید   که در نگاه اول توجه خواننده را جلب کند  یکی از بهترین راه های افزایش فروش داشتن خبرنامه الکترونیکی و تبلیغ کالاهای   جدید در آن میباشدهمواره در ایمیل های خود این امکان را به خواننده   بدهید تا در صورت نیاز از عضویت در خبرنامه شما خارج شود.  ممکن است خواننده علاقه ای به مطالب شما نداشته باشد. کاری نکنید که شخص مورد   نظر هر روز بدون خواندن نامه شما، با عصبانیت آنرا حذف کندنامه های فروش خود را با یک عبارت یا جمله تأثیرگذار،   محکم و قوی به پایان برسانید.  آن میتواند یک پاداش رایگان، یک تخفیف ویژه، یادآوری یک مزیت مهم، آخرین فرصت   سفارش دهی یا مانند آنها باشدهمواره به دنبال جمع آوری آدرس ایمیل افرادی باشید که   به موضوع سایت و کسب و کار شما علاقه مند هستند.  همیشه فهرست ایمیل خود را به روز کنید و تا جایی که امکان دارد به آن بیفزاییدارتباط و Relevancy خیلی مهم است. ایمیل­هاتان را   شخصی­سازی کنید به جای اینکه بگویید کاربر گرامی، از اسم طرف استفاده کنید. مثلا   امیر عزیز، این باعث میشود احتمال کلیک کردن به این تبلیغ بالاتر رود. مثلا شخصی   وارد وب سایت خرید لباس بچه شده است، شیش ماه قبل محصولات را دیده و ثبت­نام   کرده­است بعد از شیش ماه به او ایمیل بزنیم که یکسری offer ها را به عنوان   سیسمونی بچه به آن پیشنهاد بدهیم.اهمیت تولید محتوا در بازاریابی   موبایلی خیلی زیاد است، 80 درصد محتوا و 20 درصد تبلیغات است.به عنوان مثال از محتواهایی که   در زیر آورده شده است می­توان در بازاریابی موبایلی استفاده کرد. محتواهایی مانند خلاصه مقاصد   تورها تصاویر هتل ها و مکان های دیدنی آموزش جمله های پر کاربرد، زبان   های مختلف.جهت ایمیل زدن یک تقویم ایمیلی   مناسب تنظیم کنید و همیشه در یک وقت معین و خاص سعی کنید ایمیل بزنید. مثلا هر   روز بین ساعت 10 تا 12 اگه بیشترین نرخ بازکردن ایمیل­ها هست، ایمیل خودتان را   ارسال کنید. عنوان ایمیل را مناسب انتخاب   کنیدتور آنتالیا فقط 5 میلیوندر آخرین روزهای بهار در آنتالیا   آب تنی کنید! عنوان ایمیل سوالی باشد بهتر است!آیا تا به حال پارک جنگلی گیسوم   را دیده‌اید؟!عنوان ایمیل شخصی سازی بشود بهتر   استبه عنوان مثال آقای مهدی احمدی   مقصد بعدی سفر شما کجاست؟ استفاده از عدد و رقم جذاب استآیا می دانید با یک میلیون تومان   به کجا می توان سفر کرد محدودیت زمانی هنگام ارائه تخفیف ارزان ترین قیمت برای تور   بارسلونا تا 30 تیر در قسمت پایین ایمیل بهتر است   آدرس فیزیکی شرکت به همراه شماره تلفن شرکت را قرار دهیمجلب اعتماد خروج از عضویتهمواره در ایمیل های خود این   امکان را به خواننده بدهید تا در صورت نیاز از عضویت در خبرنامه شما خارج شود.  ممکن است خواننده علاقه ای به مطالب شما نداشته باشد. کاری نکنید که شخص مورد   نظر هر روز بدون خواندن نامه شما، با عصبانیت آنرا حذف کند افراد به ایمیلی توجه می‌کنند و   پاسخ می‌دهند که توسط یک شخص نوشته شده باشد نه توسط   یک روبات پس متن ایمیل‌ها را بهتر است خودتان تنظیم کنیم. استفاده از کلمات مناسب برای جلب   توجه مخاطبمثال نامناسب: «خبرنامه بهمن   ماه»مثال مناسب: ۳۰ نکته برای یک   بازاریابی ایمیلی موفق، مصاحبه اختصاصی با … در صورت امکان با مشتریان محاوره‌ای   سخن بگویید.زیرا آنها می‌خواهند چهره‌ی پشت نقاب شرکت شما را ببینند تبلیغ اجرای تور (مثلا آنتالیا)   توسط آژانس شماتوصیه می شود از یک ماه قبل تر   شروع به ارسال ایمیل  بکنید عناوین   پیشنهادی برای ایمیل در زیر آورده شده است.1- معرفی آنتالیا و جاذبه های   توریستی آن2-تجربه برگزاری موفق این تور و   ارائه قیمت این تور(بیان این که شما مجری مستقیم   برگزاری این تور هستید)3- اشاره به مشتریان (تعداد،   افراد مهم)4- ارائه تخفیفقطعا شما با تجربه‌ای که در کارتان دارید می‌توانید محتوای خوب را شناسایی کنید و مطلب مفیدی را به مشتریانتان ارائه بدهید. همیشه این را در نظر داشته باشید که جذب مشتری جدید نیازمند صرف هزینه و زمان است. باید همیشه سعی کنید مشتریان فعلی خودتان را نگه دارید و پیشنهادات ویژه‌ای برای آن‌ها تدارک ببینید. موضوعی که در ایمیل مارکتینگ مهم است، این‎که براساس قدرت تولید محتوا، برنامه‌ای جهت ایمیل زدن تهیه کنیم. می‌توان گفت هشتاد درصد محتوای ایمیل باید محتوای مفید داشته باشد و فقط بیست درصد آن صرفا تبلیغاتی باشد. محتوایی مانند آموزش جملات رایج به زبان‌های مختلف، خلاصه مقاصد تورها، تصاویر دیدنی هتل‌ها و مکان‌های دیدنی و قوانین کشورهای مقصد می‌تواند محتوای مفیدی تلقی بشود. بهتر است تقویمی برای ارسال ایمیل‌های خودمان داشته باشیم. منظم بودن در ارسال ایمیل قطعا حس خوبی به کاربر خواهد داد. ایمیل‌های مناسبتی هم مرسوم است که ارسال بشوند، البته بهتر است که همراه با ارائه تخفیف باشد. به‌عنوان مثال اگر برای تبریک مناسبت عید نوروز ایمیلی ارسال می‌کنید باید همراه با یک محتوای مفید، به‎عنوان مثال معرفی مکان‌های دینی شهرها و همین‎طور ارائه تخفیف ویژه برای مشتریان باشد.نکات را باید رعایت کنیم برای جلوگیری از اسپم بودن. از لغاتی مانند « اینجا کلیک کنید استفاده نکنید!» استفاده کمتر از حروف بزرگ زبان انگلیسی از فونت قرمز و سبز روشن استفاده نکنیم. از واژهای امتحان و تست استفاده نکنیم. کلمه رایگان هم استفاده نکنیم. اگر پیوست دارد یک توصیه­ای که فایل پیوست وجود دارد.نحوه جمع آوری لیست ایمیل­ها:روش اول در جمع آوری ایمیل: تکمیل محتوا1- مجموعه ی بهترین مطالب های مرتبطایده این روش این است که شما به صفحات مختلف سایت‌تان بروید و آن صفحه را از بالا تا پایین مطالعه کنید و فکر کنید که مخاطب پس از خواندن آن صفحه به چه اطلاعات مکمل دیگری نیاز دارد و آن اطلاعات مکمل را در پایین صفحه قرار دهید و به ازای ارسال و ارائه‌ی آن اطلاعات ایمیل آن فرد را دریافت کنید.2- فرمت دیگر محتواراه دیگری هم که برای جمع‌آوری ایمیل در سایت وجود دارد تولید و ارائه فرمت دیگر همان محتوا است. یعنی مثلا کسی که مقاله را می‌خواند و به آن علاقه‌مند است مطمعنا دوست دارد یک نسخه‌ی پی‌دی‌اف و مرتب و شیک آن مقاله را هم در هارد کامپیوترش و یا موبایلش داشته‌باشد تا در مواقع آفلاین به مطالعه‌ی آنها بپردازد و در نتیجه خیلی از افراد بعد از خواندن یک مقاله حاضرند ایمیل‌شان را بدهند تا پی‌دی‌اف آن مقاله برایشان ارسال شود.3- استفاده از لیست قیمتاگر فردی به صفحه‌ی محصولات یا فروشگاه ما مراجعه کرد می‌توانیم به این فرد پیشنهاد بدهیم که برای دانلود رایگان لیست قیمت ایمیل خود را به ما بدهد تا لیست قیمت به صورت خودکار برای شما ایمیل بشود.4- استفاده از کاتالوگ محصولکاتالوگ محصول هم می‌تواند یک محتوای مکمل عالی باشد، وقتی شخصی در صفحه‌ی محصول ما قرار دارد و آن را به دقت بررسی و مطالعه می‌کند احتمالا از این موضوع که به او بگوییم ایمیلتان را به ما بدهید و یک فایل پی‌دی‌اف مرتب و بسیار شیک اطلاعات این محصول را همین الان برایتان دریافت کنید، استقبال خواهد کرد.روش دوم در جمع آوری ایمیل: عضویت در سایتشاید شما به عنوان صاحب کسب‌وکار و مدیر وبسایت‌تان تا به حال با این دید به صفحه‌ی عضویت سایت نگاه نکرده‌اید که صفحه‌ی عضویت، صفحه‌ای است که ایمیل افراد را جذب می‌کند و اگر کاری کنیم که هر روز افراد بیشتری عضو سایت ما شوند مسلما ایمیل‌های بیشتری را جمع‌آوری خواهیم‌کرد. در ادامه دو روش را برای افزایش اعضای سایت معرفی می‌کنیم. حتما دیده‌اید که تقریبا تمام صفحات عضویت سایت‌ها فقط یک فرم است که از بازدید کننده اطلاعاتی را دریافت می‌کند تا شخص عضو سایت شود. این نو ع صفحه‌ی عضویت نمی‌تواند خیلی کارآمد و موثر باشد و باعث شود افراد بیشتری عضو سایت شوند. برای بهبود صفحه‌ی عضویت‌تان دو راه وجود دارد.۱-تغییر صفحه عضویت برای جمع آوری ایمیلصفحه‌ی عضویت سایت را  به صفحه‌ای تبدیل کنید که دلایلی ارائه دهد تا مخاطب با خود به این نتیجه برسد که چرا عضو این سایت شوم. در واقع تبلیغ می‌کنیم که بیایید عضو سایت ما شوید و اگر اینکار را نکنید فرصت بزرگی را از دست می‌دهید.مثلا می‌توانید توضیح دهید که اگر مخاطب عضو سایت شد می‌تواند فایل هدیه رایگان آموزشی را دریافت کند که غیر اعضا این امکان را ندارند.۲- آسانتر کردن فرآیند عضویت برای جمع‌آوری ایمیلدر مرحله بعدی عضویت را در سایتتان تا حد امکان آسان تر کنید، آسان‌تر کردن فرآیند عضویت می تواند بسیار اثر گذار باشد و باعث شود افراد بیشتری عضو سایت شما شوند.و اما چند نکته در مورد اینکه فرم عضویت را چگونه طراحی کنیم تا کار جمع آوری ایمیل براحتی صورت بگیرد.۱- تا حد ممکن فیلد‌های کمتری استفاده کنیم یعنی اطلاعات کمتری را از مخاطب بخواهید مثلا اگر نام شرکت مخاطب مهم نیست، موقع ثبت‌نام آن را نپرسید؛ اگر شهری که مخاطب در آن زندگی می‌کند برایتان فرقی نمی‌کند و نوع خدمات شما به گونه‌ای است که می‌توانید به همه‌ی شهرها خدمات بدهید شهر مخاطب را نپرسید و تا حد ممکن کمترین اطلاعات ممکن را بپرسید تا افراد خیلی سریع و تنها با پر کردن چند فیلد بتوانند عضو سایت شما بشوند.۲- ترتیب پر کردن فیلدها بسیار مهم است اما شاید تا به حال به این موضوع فکر نکرده‌باشید، ولی در فرم عضویت خیلی فرق می‌کند که آیا اول از مخاطب ایمیل را دریافت می‌کنید یا اول موبایل را دریافت می‌کنید.در ادامه مقاله با یک خود آزمایی این موضوع را بررسی خواهیم کرد.۳- در فرم عضویت و پرکردن آن سخت‌گیری بی‌مورد به خرج ندهید، متاسفانه خیلی از سایت‌ها را می بینیم که در پایین فرم عضویت از کد کپچا استفاده می‌کنند یعنی می‌گویند چون ما می‌خواهیم که مطمئن شویم شما یک فرد واقعی هستید این حروف را عینا در باکسی تایپ کنید برای اینکار راه‌های بهتری وجود دارد که کاربر را درگیر نمی‌کند،‌ همچنین سعی کنید با قراردادن مثال برای پرکردن هر فیلد به کاربر کمک کنید که ساده‌تر این کار را انجام دهد،‌مثلا در قسمت شماره موبایل نمونه قرار دهید تا کاربر متوجه شود از (۰) استفاده کند یا (0۹۸)بنابراین اجازه دهید تا کاربران به راحتی و با کمترین فیلد‌های ممکن در سایت شما عضو شوند و سخت‌گیری‌های بی‌مورد انجام ندهید.بیاید یک خودآزمایی انجام بدهیم و ببینیم که آیا می‌توانید تشخیص بدهید که کدام یک از این دو فرم بازخورد بهتری خواهد داشت:فرم سمت راست شامل پنج فیلد: ۱- نام، ۲-نام خانوادگی، ۳-ایمیل، ۴-موبایل، ۵-شهر است و فرم سمت چپ هم دقیقا دارای همان ۵ فیلد با ترتیب متفاوت می‌باشد. یعنی: ۱-نام، ۲-نام خانوادگی، ۳-موبایل، ۴-شهر، ۵-ایمیلبه نظر شما کدام یکی از این دو فرم بازخورد بهتری دارد؟پاسخ درست فرم سمت چپ است.دلیلش این است که تایپ کردن شماره موبایل برای خیلی از افراد راحت‌تر از تایپ شهرشان و آدرس ایمیل‌شان است چون در روز بارها شماره موبایل‌شان را در گوشی می‌بینند یا آن را تایپ می‌کنند ولی نام شهرشان و یا آدرس ایمیل را کمتر تایپ می‌کنند، بنابراین برای اغلب افراد راحت است که شماره موبایل را تایپ کنند تا آدرس ایمیل را.سومین روش جمع آوری ایمیل در سایت: نظرات سایتشاید با این دید به موضوع توجه نکرده باشید که هر وقت کسی در سایت‌تان نظری می‌نویسد یا کامنتی می‌گذارد ناخودآگاه ایمیل خودش را هم وارد می‌کند، چون شما به جز نام و نام خانوادگی ایمیل فرد را هم در خواست می‌کنید. پس قسمت نظرات سایت شما نیز محل مناسبی برای جمع‌آوری ایمیل است.چهارمین روش جمع آوری ایمیل در سایت: استفاده از صفحات سایت و فروشگاهکسی که صفحات محصولات ما را مطالعه می‌کند و برای این موضوع وقت می‌گذارد، احتمالا بازدید کننده‌ی ارزشمندی است و احتمال خرید او از محصولاتمان وجود دارد، بنابراین به هر طریقی ما باید سعی کنیم تا ایمیل کسانی که وارد صفحات محصول و یا وارد فروشگاه ما می‌شوند را دریافت کنیم تا در آینده با آنها در ارتباط باشیم و پیشنهادات خوبی ارائه کنیم.۱-کوپن تخفیفیکی از روش‌های اثرگذار با نرخ تبدیل بالا استفاده از کوپن تخفیف است. ما می‌توانیم با یک پاپ‌آپ به راحتی این موضوع را تعریف کنیم که اگر فردی وارد یک صفحه‌ی محصول ما شد و خواست صفحه‌ی محصول را ببندد یا از آن خارج شود همان لحظه پاپ‌آپی ظاهر شود و پیشنهاد بدهد که بیایید ایمیل خود را وارد کنید تا یک کوپن تخفیف مثلا ۳۰% برای شما ایمیل شود.۲-اطلاعات محصولنکته‌ی دیگر استفاده از اطلاعات صفحه‌ی محصول است، مثلا فرض کنید فردی یک دقیقه است که صفحه‌ی محصولی را مطالعه می‌کند، پس مطمعنا به آن محصول علاقه‌مند است، در این حالت ما می‌توانیم تعریف کنیم که اگر بازدیدکننده بیشتر از دو دقیقه در صفحه‌ی خاصی ماند و از آن خارج نشد پاپ‌آپی باز شود و پیشنهادی بدهد که مثلا بیاید اطلاعات این محصول را به صورت یک pdf دانلود کنید تا بعدا بتوانید مطالعه کنید.۳-فروش ویژهروش سوم استفاده از فروش ویژه است، یعنی به افراد اعلام می‌کنیم که شما که فعلا در این صفحه‌ی محصول قرار دارید و این محصول را خریداری نکرده‌اید، اگر می‌خواهید از زمان‌های فروش ویژه‌ی ما مطلع شوید ایمیل خود را وارد کنید تا به محض شروع فروش ویژه برایتان ایمیل بفرستیم و اطلاع‌رسانی کنیم.تمام این موارد می‌توانند هم به صورت inline باشند و در صفحه‌ی محصول قرار بگیرند مثلا در پایین صفحه‌ی محصول این اطلاعات را بنویسیم؛ هم می‌توانند به صورت پاپ‌آپ باشند که البته بعدا در مقالات دیگر مفصل توضیح خواهیم‌داد که استفاده از پاپ‌آپ چه نکاتی دارد تا بتوانیم بهترین خروجی و بازدهی ممکن را داشته باشیم.چگونه یک کمپین ایمیل مارکتینگ موفق اجرا کنیم؟ (قسمت دوم)مطلب پیشنهادیبنابراین یکی از ارزشمندترین ایمیل‌هایی که ما از دست می‌دهیم همین ایمیل افرادی است که وارد فروشگاه ما شده‌اند و محصولاتی را به دقت بررسی کرده‌اند ولی ما هیچ راهکاری نداریم تا ایمیل هایشان را دریافت کنیم، اگر شما هم جز این دسته از افراد هستید باید بلافاصله به این فکر باشید که بازدیدکنندگان صفحات محصول خود را ترغیب کنید تا ایمیل خود را به شما بدهند تا بتوانید به جمع‌آوری ایمیل آنها بپردازید.پنجمین روش جمع‌آوری ایمیل در سایت: ارسال اطلاعاتصفحاتی از سایت وجود دارند که مخاطب نیاز به دریافت اطلاعات از طریق ایمیل دارد ما می‌توانیم گزینه‌ای مبنی‌بر عضویت در خبرنامه یا لیست ایمیلی را در این فرم‌ها قرار دهیم۱-صفحه تماس با مامعمولا آدرس شرکت و شماره تلفن‌های تماس را در صفحه تماس با ما می‌نویسند. فرض کنید کاربری در صفحه‌ی تماس سایت است و اطلاعات مربوط به شرکت را لازم دارد، بعد از پر کردن فرم تماس گزینه‌ای پایین این فرم قرار دهید که اگر شخص مایل به دریافت ایمیل از شما است آنرا علامت بزند،‌ به این صورت شما کار عضویت در خبرنامه را برای آنها آسان کرده‌اید.۲- صفحه تکمیل خریدفرض کنید کاربر محصولی را از سایت شما خریده‌است شما می‌توانید به سادگی در فرمی که کاربر اطلاعات خود را برای دریافت محصول وارد می‌کند گزینه‌ای برای عضویت در لیست ایمیلی مورد نظر خود قراردهید به این صورت عمل عضویت در لیست شما بسیار ساده‌تر خواهد شد.ششمین روش جمع آوری ایمیل در سایت: استفاده از پاپ‌آپ‌هاالان نمی خواهیم در مورد پاپ‌آپ ها صحبت کنیم و آن را آموزش بدهیم، فقط این قصد را داریم که مقداری دیدگاه شما را عوض کنیم که پاپ‌آپ چیز وحشتناکی نیست که اکثر مردم فکر می‌کنند، شاید خودتان از پاپ‌آپ‌ها متنفرید و به محض آن که وارد یک سایت می‌شوید و یک پاپ‌آپی ظاهر می‌شود حتی بدون خواندن محتوا، آن را می‌بندید ولی اگر از پاپ‌آپ به صورت حرفه‌ای و درست استفاده کنید می‌تواند باعث شود که ایمیل‌های بسیار زیادی در سایت تان جمع آوری شود.شاید یکی از روشهایی که بیشترین ایمیل را جذب می‌کند استفاده از روش پاپ‌آپ است. البته مسلما باید اصول بکارگیری آن را رعایت کنید. مثلا اگر شخصی به صفحه‌ی home page  یا صفحه ی اصلی سایت تان وارد می شود و به محض ورود یک پاپ‌آپ بزرگ می‌بیند به احتمال زیاد این پاپ‌آپ را خواهد بست و ذهنیت منفی خواهد داشت ولی در مقابل شما می‌توانید از همین پاپ‌آپ در جاهای دیگر سایت و به صورت هوشمندانه استفاده کنید و هر روز ایمیل‌های خیلی بیشتری را جمع آوری نمایید. در یک مقاله جداگانه‌ی در مورد پاپ‌آپ ها و روش درست استفاده از آنها و همینطور روش پیاده سازی آنها در نکاتی خواهیم گفت.هفتمین و آخرین روش جمع آوری ایمیل در سایت: استفاده از صفحه فرودصفحه‌ی فرود یک صفحه‌ی بسیار خلوت است که فقط روی یک موضوع تمرکز دارد و در واقع روی یک معامله تمرکز کرده‌ایم و معامله‌ی ما با بازدیدکننده به این گونه است که ما به بازدیدکننده یک آهنربای ایمیل می‌دهیم و در مقابل آن ایمیل فرد را دریافت می کنیم.آهن ربای ایمیل نیز می‌تواند یک pdf جذاب یا یک فایل صوتی و یا یک فیلم و یا یک کوپن تخفیف و یا هرچیز دیگری که مخاطب حاضر است به ازای آن ایمیلش را به ما بدهد، باشد.بنابراین صفحه‌ی  فرود صفحه‌ای است که ۴ بخش دارد:۱-عنوان مناسبدر بالای صفحه یک عنوان مناسب می نویسیم.۲-متن تبلیغاتی کوتاهدرست است که این آهنربای ایمیل ما رایگان است ولی خیلی از افراد حاصر نیستند به خاطر یک محتوای رایگان ایمیل‌شان را به ما بدهند و در نتیجه ما باید تبلیغ کنیم و افراد را ترغیب کنیم.۳- عکس آهنربای ایمیلعکس آهنربای ایمیل مهم است چون اگر شما ادعا می‌کنید که یک pdf  بسیار خوب می‌خواهید به مخاطب بدهید ولی تصویری از آن را نشان ندهید افراد خیلی کمی ایمیل‌شان را وارد خواهند کرد چون عکس در ترغیب افراد نقش بسزایی را دارد.۴- فرم گرفتن ایمیلفرم گرفتن ایمیل هم مهم است که در آن نام و نام خانوادگی و آدرس ایمیل شخص را می‌پرسید. البته می‌توانید فقط آدرس ایمیل افراد را بپرسید تا افراد بیشتری حاضر شوند فرم را پر کنند و ایمیل‌شان را در اختیارتان قرار دهند.نرم افزار بازاریابی موبایلیبرای تبلیغات و بازاریابی موبایلی از نرم افزارهای مختلفی می توان استفاده نمود که در زیر به برخی از آن ها اشاره شده است. نکته مهم این است که برخی از نرم افزارهای داخلی ممکن است مورد اعتماد نباشند زیرا نکته مهم بازاریابی ایمیلی این است که ایمیل های ارسالی از سمت ما در اینباکس کاربر قرار گیرند و با توجه به محدودیت هایی که شرکت های داخلی در حوزه ارتباط با شرکت های خارجی دارند ممکن است موجب ایجاد اشکالاتی در ارسال ایمیل شود.اول اینکه اصلا چرا باید از این گونه نرم‌افزارها استفاده کنیم؟ این گونه ابزارها زیرساخت‌های فنی پیچیده‌ای دارند که احتمال اسپم شدن ایمیل‌های ارسالی شما را کمتر می‌کنند، از سرعت ارسال بالا برخوردار هستند؛ مثلا از طریق این نرم افزارها شما میتونید ۵۰۰۰۰ ایمیل را در کمتر از ۲ دقیقه ارسال کنید، به شما امکان شخصی سازی ایمیل‌ها را می‌دهند و همین‎طور فرم اشتراک را در اختیار شما قرار می‌دهند تا از طریق آن لیست خود را جمع‌آوری کنید.مزیت دیگر استفاده از این ابزارها این است که به شما گزارشات کاملی از ایمیل‌های ارسالی را ارائه می‌دهند. چند نفر ایمیل شما را باز کرده، چند نفر اسپم کرده، چند نفر روی لینک های شما کلیک کرده‌اند، چه کسانی روی یک لینک خاص کلیک کرده‌اند و … . خودمان باید تست کنیم چه زمانی بهتر است ایمیل ارسال کنیم، چه متنی بهتر است، پیشنهاد ویژه فروش در چه ساعتی بهتر است بدهیم، نرم افزارهای ارسال ایمیل گزارش تعداد ایمیل‌های باز شده را می‌دهند. با استفاده از این اطلاعات می‌توانیم تست کنیم و حالت بهینه را پیدا کنیم. یک سر به آدرس mailchimp.com بزنید. میل چیمپ یکی از ابزارهای معروف در زمینه ایمیل مارکتینگ است. این ابزار گزارشاتی ارائه می‌دهد که می‌توانید آن‌ها را ببینید و تحلیل کنید که چقدر از ایمیل‌ها و در چه زمانی باز می‌شوند. از این طریق، می‌توانید بهترین زمان ارسال ایمیل را پیدا کنید. بعد طبق آن، برای ایمیل زدن‎تان یک برنامه بچینید. با استفاده از این ابزار می‌توانید در ماه به دو هزار کاربر مجزا ایمیل ارسال کنید که می‌توانید در ماه برای هر کاربر شش ایمیل هم ارسال کنید؛ یعنی به عبارتی ۱۲ هزار ایمیل در هر ماه. اگر می‌خواهید ایمیل‌های بیشتری ارسال کنید باید از حالت غیر رایگان این نرم افزار استفاده کنید که به عنوان مثال برای ارسال ایمیل به ۳۰۰۰ کاربر در ماه آن هم به تعداد نامحدود باید ۴۰ دلار بپردازید.در زیر برخی از نرم افزارها معرفی شده اند که با لمس لینک آن می توانید آموزش کار با هریک را دانلود و مطالعه نمایید.راهنمای استفاده از سندرراهنمای استفاده از میل چیمپراهنمای استفاده از میلرلایتبه قلم راحیل دژکام</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 05:35:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب استراتژی بازاریابی دیجیتال ،نوشته سیمون کینزنورت</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-ffa8wmmtymfp</link>
                <description>فصل اولاین فصل در نظر دارد تا چارچوبی از بازاریابی دیجیتال، برخی از مدل‌های پایه که در ساخت یک استراتژی بازاریابی مورد استفاده قرار می‌گیرند و نحوه اعمال آنها دربازار دیجیتال را ارائه دهد. مباحث کلیدی مورد بحث در این فصل، به شرح زیر می‌باشند:1. تاریخچه‌ای از بازاریابی دیجیتال؛2.مفهوم 4p در بازاریابی؛3. پنج نیروی پورتر[1]؛4. برند یا نقشه جایگاه‌یابی ادراکی؛5. ارزش طول عمر مشتری؛6. بخش‌‌بندی بازار یا تقسیم‌بندی بازار؛7. ماتریس گروه مشاوره بوستون (BCG)[2][1]Porter&#x27;s five forces[2]Boston Consulting Group matrixاهداف فصلدر پایان این فصل شما برخی از مدل­های کلیدی بازاریابی و کسب و کار که به شما در ساخت استراتژی­تان کمک می­کنند را فراگرفته‌اید. برای روشن کردنِ برنامه‌ی استراتژیک خود و بررسی واقع‌بینانه و ژرف این برنامه، باید یک نمای کلی از تاریخچه­ی بازاریابی دیجیتال داشته باشید. علاوه ‌بر آن لازم است تا شناخت و درکی کلی از رفتار مصرف‌کننده، عوامل بازار، بخش‌‌بندی، ارزش طول عمر و 4P بازاریابی داشته باشید.بازاریابی دیجیتال یک پدیده­ی درحال رشد و تکامل است که شاخه­ها و زیرمجموعه­های خود را تا عمق فرآیندهایی گسترش می­دهد که سازمان­ها سال­هاست، براساس این فرآیندها بنا شده­اند. همه­ی این موارد بسیار نمایشی به نظر میرسد، اما حقیقت این است که این تکامل به‌سادگی با مسیر حرکت دنیای مدرن هماهنگ شده‌است. بازاریابی دیجیتال بخشی از هر تصمیم‌گیری کلیدی در تجارت و کسب‌وکار، از توسعه محصول و قیمت‌گذاری آن گرفته تا روابط عمومی‌(پی آر)[1] و حتی استخدام است. دلیل این امر را در این کتاب متوجه خواهید شد.اکنون زمان یک شروع هیجان‌انگیز برای بازاریابی دیجیتال است![1]Public Relation(PR)بازاریابی دیجیتال، اغلب با بازاریابی آنلاین اشتباه گرفته می­شود. با ورود به قرن 21، اکثر کسب‌وکارها یا  وب­سایت داشتند و یا در مرحله نهایی توسعه‌ی یک وب‌سایت بودند. استفاده از پست الکترونیکی امری معمول بود، تکنولوژی امکان مدیریت وب و ایمیل را برای مردم به آسانی فراهم می­آورد. سیستم­های مدیریت ارتباط با مشتری (سی آر ام)[1] گاهی اوقات برای مدیریت پایگاه داده‌ها در دسترس بودند، بعضی از شرکت­ها با استفاده از یک رویکردی مشابه برای تبلیغات مطبوعات، آگهی­ها را روی وب سایت­ها قرار میدادند. برخی شرکت‌های پیشرو و آینده­نگر بر روی استراتژی موتور جست‌وجوی خود کار می­کردند و حتی با برخی شرکت­های وابسته همکاری داشتند. همه‌ی این‌ها بازاریابی آنلاین محسوب می‌شد. در همین زمان، تیم­ها و متخصصین بازاریابی آنلاین روی کار آمدند.پس چه چیزی تغییر کرده‌است؟ انقلاب رسانه‌های اجتماعی اینترنت و رفتار مصرف‌کننده‌ی را به‌طور کامل دچار تغییر و تحول کرده است. نفوذ پهنای باند؛ سرعت، میزان استفاده از اینترنت و انتظار کاربر را افزایش داده است؛ به­طوریکه اکنون بیش از 40 درصد  جمعیت جهان و بیش از 90 درصد جمعیت اکثر کشورها، آنلاین هستند(آمار جهانی اینترنت، 2015). تحلیل­ها تا سطحی رشد کرده‌اند که با استفاده از آن می­توانیم رفتار مصرف‌کنندگان، مانند میزان استفاده و تعداد مصرف‌کنندگان و حتی علاقه­مندی­های آنها، را به‌سرعت بررسی کنیم.تلفن­های همراه و تبلت­ها هوشمند شده‌اند. صفحه لمسی به‌طور فزاینده‌ای در تمام دستگاه‌ها به‌کار می‌رود، گوگل تبدیل به یک سازمان عظیم جست‌وجو در سطح جهانی شده‌است، تلویزیون­ها هوشمند شده‌اند و بلوتوث سطح دیگری از امکانات را در اختیار ما قرار می­دهد و تنها درصد کمی به دلیل شرایط سنی­شان، تکنولوژی گریز هستند.دنیای دیجیتالِ امروز بسیار گسترده‌تر از کانال‌های آنلاین پانزده ‌سال قبل است و در همه‌ی ابعاد زندگی ما نقش دارد. درمورد کانال‌های بازاریابی دیجیتال مدرن به‌طور مفصل در بخش پنج تا هشت صحبت می‌کنیم.یکی از نکات کلیدی که باید در مرحله‌ی اول بدان پرداخت، این است که تمرکز این کتاب بر بازاریابی دیجیتال است و کلمه‌‌ی «بازاریابی» به اندازه کلمه «دیجیتال» اهمیت دارد. بسیاری از سازمان­ها برای ایجاد بخش­های بازاریابی دیجیتال و بخش­های دیجیتال که جدا از بخش­های بازاریابی آن هستند، اقدام کرده­اند. اکنون بیش از همیشه­، این امرکه بازاریابی دیجیتال بخشی جدایی­ناپذیر از تمام فعالیت­های بازاریابی است، حائز اهمیت است. این فعالیت­های بازاریابی شامل روابط عمومی، جهت­گیری و مدیریت خلاق، برند، مدیریت ارتباط با مشتری، ماندگاری مشتری یا مراجعه مجدد مشتری، توسعه محصول، قیمت‌گذاری، گزاره ارزش، ارتباطات و آمیزه بازاریابی می‌شوند. ایجاد یک انبار برای فعالیت دیجیتال امری خطرناک است و تنها با درک درست مزایای استراتژیک بازاریابی، به موفقیت خواهید رسید.تاریخچه­ای از بازاریابی دیجیتالاصطلاح بازاریابی دیجیتال، اولین بار در سال 1990 معرفی شد و اما همانطور که در بالا ذکر شد، بعدتر یک دنیای بسیار متفاوت شد. وب1.0 عمدتا محتوایی استاتیک با تعامل بسیار کم و بدون مصرف‌کننده‌ی واقعی بود. اولین بنر تبلیغاتی در سال 1993 منتشر شد و نخستین خزنده وب (به ‌نام وب کرولر[2])در سال 1994 ایجاد شد. همان‌گونه که می‌دانیم این آغاز بهینه‌سازی موتور جستجو (سئو[3]) بود. ممکن است تاریخجه ای عمیق و دور به نظر نرسد اما وقتی میبینیم به چهارسال قبل از راه­اندازی گوگل و بیش از ده سال قبل از روی کارآمدن یوتیوب؛ زمانی که رسانه­های اجتماعی حتی یک رویا نبودند، برمیگردد، متوجه میزان پیشرفت در این عرصه میشویم.هنگامی‌که گوگل رشد خود را آغاز نمود و بلاگر در سال 1999 راه‌اندازی شد، دوران اینترنت مدرن آغاز شد. بلک‌بری[4]، پست الکترونیکی تلفن همراهرا راه‌اندازی کرد و شبکه­ی اجتماعی مای‌اِسپِیس ظاهر شد. مای‌اِسپِیس شروع واقعی رسانه‌های اجتماعی‌ای بود که امروزه آنآن‌ها را می‌شناسیم؛ اما از دیدگاه تجربه­ی کاربری میزان موفقیت آن پایین­تر از حد انتظار بود که در نهایت این امر موجب سقوطش شد. معرفی  گوگل ادورز[5]، سکوی واقعیآن‌ها برای رشد بود. این رسانه تا امروز، یک منبع درآمد کلیدی را باقی گذاشته است. نوآوری، رابط کاربری ساده و الگوریتم­های دقیقآن‌ها، گرچه بینگ[6] گام­های خوبی را در پیش گرفته، همچنان بدون مشکل عمل می‌کند.کوکی­ها درطول سال‌های اخیر، یک توسعه‌ی کلیدی با قوانین جدید و مباحث مربوط‌‌ به حریم خصوصی بوده‌اند، نقش مهمی ‌را درارتباط با حریم خصوصی فناوری‌های دیجیتال ایفا کرده‌اند و یک توسعه‌ی کلیدی در ارائه محتوای مربوط و تجربه‌ی شخصی‌سازی کاربر بوده‌اند.وب 2.0 یک اصطلاح ابداع‌شده در سال 1999 توسط Darcy DiNucci بود، تازمانی که Tim O’Reilly در سال 2004 محبوبیت یافت. وب 2.0، با اینکه هیچ رقیبی نداشت، بیشتر به‌عنوان یک تغییر در نحوه تولید سایت مطرح بود. این امر باعث شد وب به مکانی اجتماعی تبدیل شود و فیس‌بوک، توئیتر، اینستاگرام، Pinterest، اسکایپو... ایجاد شوند.[1] Customer Relation Management(CRM)[2] Webcrawler[3] SEO[4] Blackberry[5] Google Adwords[6] Bingروندی که در ده‌سال گذشته ظاهر شده، افزایش buzzword ها است. این لغت، یک عبارت جدید برای «همه‌چیز»، از «داده بزرگ»[1] تا «اجتماعی تاریک»[2]، است. اصطلاحات جدید در تمامی ‌ادوارآن‌ها ایجاد می­شوند. در هرکنفرانس بازاریابی که این ‌روزها شرکت کنید، اصطلاحات جدیدی بیان می‌شوند.Buzzwordها می­توانند دیدگان ما را به روی روش­های جدید تفکر بگشایند. آن‌ها به‌ندرت برنامه‌ریزی اصلی یک سازمان رهبری‌بازاریابی موثر را تغییر می­دهند.  در ادامه با نگاهی به چشم‌انداز دیجیتال، برخی مدل‌های ایجادشده را بررسی می‌کنیم. برای رسیدن به یک دیدگاه خوب از سمت بازاریابی دیجیتال، مدل‌های زیر بررسی می‌شود:[1] big data[2] dark socialجدول1. مدل‌های استراتژی بازاریابیمفهوم 4p در بازاریابی1. Product (محصول)؛2. Price (قیمت)؛3. Place (محل)؛4. Promotion (ارتقاء).تعدادی تغییرات کلی در Pهای بازاریابی وجود دارد؛ ازجمله 4Pها و 7Pها. در این کتاب ما بر 4P اصلی بازاریابی تمرکز می­کنیم که اغلب «ترکیب بازاریابی» نامیده می­شود. این ترکیب شامل محصول، قیمت، محل و ارتقا هستند. در ادامه، معنی هرکدام از این اصطلاحات و کاربرد آن‌ها در دنیای دیجیتال بررسی می‌کنیم.1.  محصولمحصول می­تواند «محصول فیزیکی» یا «خدمات پیشنهادی» شما باشد. نکته کلیدی این است که محصولی توسعه می­یابد که مردم واقعا قصد خرید آن را دارند. برخی کسب‌وکارها با یک محصول شروع می­کنند و سپس تلاش می­کنند آن محصول را تبلیغ کنند. اگر هیچ تقاضایی برای محصول شما وجود نداشته باشد، قادر به ایجاد تقاضا نخواهید بود.این برای بازاریابی دیجیتال، به چه معناست؟دراینجا ملاحظات کلیدی از دیدگاه دیجیتال بیان می‌کنند که آیا محصول شما به صورت آنلاین به فروش میرسد یا خیر؟ چه کانال‌هایی برای محصول یا پیشنهاد شما باز است؟ آیا راهکارها و فرصت­هایی وجود دارد تا محصول را برای مشتریان آنلاین مناسب­تر کرد؟ آیا این محصول، برای مصرف‌کننده باارزش است و از پیشنهادهای رقبای شما متمایز است؟ آیا برای حفظ کیفیت محصول، به شیوه­ای موثر آن را به روز، سرویس و تعمیر و نگهداری میکنند؟ آیا می‌توان آن را مطابق سلیقه مشتری دیجیتال طراحی کرد؟یک نمونه می­تواند یک آلبوم موسیقی باشد. سه‌ نفر یک آلبوم را خریداری می­کنند: جان سی دی این آلبوم را می‌خرد، ماریا آلبوم را دانلود می‌کند و رابین آن را به صورت آنلاین گوش میدهد. در همه این افراد، رفتارهای مصرف‌کننده متفاوت است و هرشخص از این آلبوم به شیوه­ای متفاوت استفاده خواهد کرد: جان می­تواند به‌عنوان یک طرفدار، این آلبوم را در قفسه‌ای نمایش دهد، ماریا ممکن است برخی موزیک‌های دیگر را از حافظه تلفن خود حذف کند تا فضایی برای آلبوم آزاد شود و رابین می‌تواند آهنگ‌هایی را در لیست پخش جداگانه‌ای قرار دهد تا مجموعه خود را باتوجه به سلیقه‌اش جمع‌آوری کند. شناخت انگیزه و عادت­های کاربردی مختلف برای استفاده از این محصولات جهت رسیدن به حق بازاریابی شما در عصر دیجیتال، امری حیاتی است.2.  قیمتقیمت‌گذاری، دومین P و موردی است که بیش از یک «هنر»، یک «علم» به‌حساب می‌آید. درک کشش قیمتی و شناخت فضاهای رقابتی، مواردی هستند که باید درنظر گرفته شوند اما در اینجا به عوامل اقتصادی آن نمیپردازیم. عامل کلیدی این است که آیا قیمت­هایی را تعیین میکنید که مردم حاضر هستند بپردازند یا خیر؟عنصر«تمایل به پرداخت»، از عوامل بسیاری مانند ارزش برند شما، نشریات و تبلیغات آنلاین، کیفیت محصول و... تاثیر می‌پذیرد؛ همچنین تاکتیک­های متعددی وجود دارد که می تواند در اینجا مورد استفاده قرار گیرد.این برای بازاریابی دیجیتال چه معنایی دارد؟تخفیف­ها و پیشنهادات، امری تازه در بازاریابی دیجیتال نیستند؛ اما مفهوم مقایسه سریع قیمت و معرفی سایت‌های کش‌بک[1] و وچر[2]، رفتارهای مصرف‌کنندگان را تغییر داده‌است. کسب‌و‌کارها می­توانند مزایایی را از طریق این برنامه‌های بازاریابی مشارکتی یا تعاملی به‌دست آورند. در بازاریابی مشارکتی یا تعاملی، یک وب‌سایت شخص ثالث در ازای گرفتن یک کمیسیون یا هزینه، محصول شما را تبلیغ می‌کند. این امر در فضای مقایسه قیمت­ها، کش‌بک و وچر بسیار رایج است؛ زیرا دنبال‌کردن فروش‌ها به‌طور مستقیم آسان است؛ بنابراین ارزش را به رابط نسبت می‌دهند. کمیسیون اغلب در هنگام فروش پرداخت می­شود، ؛ اما می­توانند ازطریق کلیک‌کردن یا سایر اقدامات نیز پرداخت شوند.[1] cashback[2] voucherبازاریابی مشارکتی یا تعاملیبازاریابی مشارکتی یا تعاملی مدت زمان زیادی است که به وجود آمده است، اما شناخته شده نمیباشد. این مسئله به‌دلیل عدم نظم و ترتیب در اندازه‌گیری و فروش‌های خالص است. این صنعت به‌طور چشمگیری طی ده ‌سال گذشته پیشرفت کرده است؛ با این حال این کانال همچنان باید حفظ شود که در نتیجه میتواند نیازمند دسترسی به منابع و حجم بالایی از داده­ها باشد. یک نمونه از این، نیاز به بررسی گزارش­های فروش و پیگیری خرید مشتریان است تا اطمینان حاصل شود که مشتریانی که به خاطر آنها به وب سایت مشارکتی هزینه پرداخت می­کنید، به کسب و کار شما ­اند. این امر باعث کاهش تعداد موارد فروش تقلبی و افزایش ارتباط مشتری با شما می‌شود.مشتریان بازاریابی مشارکتی یا تعاملی به دلیل ماهیتِ چگونگی جذب آنها، اغلب شکارچیان اجناس و کالاهای مقرون به صرفه خواهند بود و باید بدانیم ممکن است آن‌ها مشتریان ثابت و وفادار شما نباشند و درمقایسه با مشتریان عادی شما نسبت به قیمت حساسیت بیشتری خواهند داشت.ممکن است برای ترغیب و حفظ این مشتریان به یک استراتژی مدیریت ارتباط با مشتری خاص نیاز داشته باشید. در فصل ده مدیریت ارتباط با مشتری و نگهداری را بررسی خواهیم کرد.همچنین یکی از انتظارات در برخی بخش‌ها این است که قیمتها در خرید آنلاین پایین­تر باشند چراکه هیچ نوع هزینه­های بالاسری وجود ندارد. بسیاری بر این باورند که فروش آنلاین باید ارزان­تر از فروش در یک بازار خرده­فروشی باشد. البته باید این را در نظر داشت که نیاز به پست کردن محصولات از خرده فروشی شما نیست. تصمیم­گیری در مورد نحوه­ی انطباق این امر با استراتژی کسب‌وکار شما مهم است. عامل دیگری که باید در نظر داشته باشید این است که حفظ یک مشتری نسبت به جذب یک مشتری جدید، هزینه­های کمتری میطلبد؛ بنابراین حفظ، مدیریت ارتباط با مشتری و ارزش طول عمر یک بخش حیاتی از استراتژی شما است. ما بخش دیجیتال آن‌ها این موارد را در فصل 10 بررسی می‌کنیم.مکان، مکان، مکان. ساخت فروشگاه در محلی نامناسب و کم رفت و آمد، به‌معنای فروش کمتر است. قرارداشتن فروشگاه شما در محلی مناسب اما عدم موجود بودن کالاها در فروشگاه نیز اشتباه است. فرض کنید فروشگاه در محلی مناسب قرار دارد و کالاها نیز در آن موجود می­باشند اما این کالاها در معرض دید مشتریان نیستند و نمیتوانند آنها را بیایند؛ این مورد نیز به عنوان عاملی از مکان تلقی میشود.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟تمامی ‌این موارد در بازاریابی دیجیتال به‌کار می‌رود. ممکن است شما یک فروشگاه فیزیکی نداشته باشید؛ اما فروشگاه آنلاین شما باید به‌راحتی یافت شود. این مسئله به سئو یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو، تبلیغات جستجوی پولی و بسیاری از کانال­های جذب مشتری دیجیتال مربوط می‌شود. هنگامی‌که کاربری وارد آن فروشگاه اینترنتی می‌شود، آیا به‌راحتی در سایت هدایت میشود و اطلاعات و محصولاتی که می‌خواهد را می­یابد؟ آیا کالاهای مورد نیاز را در انبار دارید؟ آیا سایت به‌درستی کار می‌کند تا بتواند کالاها را ارسال کند؟ درنهایت، اگر مردم نتوانند آنچه را که به دنبال آن هستند، بیابند می‌توانیدآن‌ها آن‌ها را به سایت دیگری راهنمایی کنید؟ اگر این‌ کار به‌صورت آنلاین انجام شود، می‌بینیم که مشتریان از سایت‌هایی با سرعت بیشتر استفاده خواهند کرد. چراکه «سرعت» امری مهم در خرید آنلاین است.ارتقاء[1]ارتقاء، مسئله‌ای است که اکثر افراد هنگامیکه کلمه «بازاریابی» را می‌شنوند درمورد آن فکر می‌کنند. اولین ارتباط مردم با برند شما از طریق کمپین تبلیغاتی تلویزیونی، تبلیغات مطبوعاتی و آگهی‌های تبلیغاتی شکل میگیرد که در بازاریابی پایین خط این رابطه می‌تواند یک رابطه‌ی شخصی باشد. همان‌گونه که همه‌ی ما می‌دانیم، اولین برداشت­ها بسیار مهم هستند بنابراین ارتقاء یافتن به شیوه ی صحیح امری حیاتی است.[1] promotionبالا و پایین خطبازاریابی بالای خط و پایین خط، اصلاحاتی هستند که برای ایجاد تمایز بین تکنیک‌‌‌های بازاریابی هدفمند و بازاریابی از طریق رسانه استفاده می‌شود. بازاریابی بالای خط به تبلیغات بازار انبوه اشاره دارد که اغلب برای انتقال پیام‌‌‌های تبلیغاتی خاص به مخاطبان یا ایجاد نام تجاری شما استفاده می‌شود. بازاریابی پایین خط به‎منظور تنظیم ارتباطات شما با افراد یا بخش‌‌ها بکار میرود تا یک پیام تبلیغاتی موثرتر را سبب شود. شخصی‌سازی را بصورت مفصل در بخش یازده بررسی می‌کنیم.بازاریابی روی خط اصطلاحی است که اغلب به ‌ایجاد رویکردی یکپارچه با بکارگیری ترکیبی مناسب از بازاریابی پایین و بالای خط اشاره دارد و این موضوعی است که ما در این کتاب بر آن تمرکز داریم. برای درک بهتر تقسیم بندی، در زیر لیستی از کانال های بازاریابی که به هر یک از آنها تعلق دارد را آورده ایم:بالای خط:1. تلویزیون؛2. رادیو؛3. مطبوعات؛4. تبلیغات نمایشی؛5. فضای باز.پایین خط:1. سئو یا بهینه سازی موتورهای جستجو؛2. ایمیل مستقیم؛3. تبلیغات جستجوی پولی؛4. پست الکترونیک؛5. فروش مستقیم.این روزها ارتقاء ازسطح تبلیغات ساده بسیار فراتر رفته و به سوی گفتگو سوق یافته است. بازاریابی هوشمند بسیار فراتر از تبلیغ محصول میباشد و این نوع بازاریابی به گونه­ای است که مشتری را در موقعیتی شبیه سفر قرار میدهد. این نوع سفر در مرحله­ی خرید به پایان نمیرسد. رویکردهای استاندارد زیادی برای ارتقاء با کیفیت وجود دارد، ازجمله تک محوری، بینش محوری، یکپارچگی، منتقل کننده­ی ویژگیها و مزایا، ایجاد یک فراخوان عمل واضح و بسیاری موارد دیگر.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟یکی از چالش­های موجود در فضای دیجیتال این است که ما اغلب فضاو زمان محدودی برای ارتقاء محصول داریم. یک تبلیغات تلویزیونی یا آگهی مطبوعاتی ممکن است برای معرفی محصول سی ثانیه زمان در اختیار داشته باشد، در حالیکه دیجیتال اغلب 100 کاراکتر یا کمتر از یک ثانیه در اختیار خواهد داشت. بنابراین این امر یک نیاز واقعی برای پیام‌رسانی موثر و مهم‌تر از هرچیز دیگر، یک فضای آزمون و یادگیری ایجاد می‌کند. مهم نیست چه‌قدر درمورد مصرف‌کنندگان خود می‌دانید (یا فکر می‌کنید که می‌دانید)، شما نمی‌توانید تمام نتیجه‌ها را را پیش‌بینی کنید؛ بنابراین حضور در چرخه‌‌ی آزمون ثابت و تکاملی برای افزایش و توسعه­ی پیشرفت مستمر، حیاتی است که این مساله ارزش کلیدی بازاریابی موثر تلقی میشود.پنج نیروی پورترمدل بعدی ، مدل تحلیل پنج نیروی مایکل پورتر است. این مدل به منظور تجزیه و تحلیل سطح رقابت یک صنعت با استفاده از اقتصاد سازمآن‌هاان‌های صنعتی استفاده می‌شود. هدف ‌از این کار، محقق‌کردن چشم‌انداز رقابتی و سودآوری بالقوه یک صنعت است. هرگونه تغییر در این نیروها می­تواند ‌به‌طور مستقیم بر یک صنعت و شرکت‌های درون آن اثر بگذارد؛ بنابراین مهم است که آن‌ها آن‌هارا درک کنید و به‌منظور حفظ یا به‌دست آوردن مزیت رقابتی به آن‌هاآن‌ها واکنش نشان دهید. مایکل پورتر در کتابش تحت عنوان مزیت رقابتی به سطح بالاتری از جزئیات این مدل پرداخته، که از حوصله ی این کتاب خارج است و این مطالب سال‌های زیادی به‌منظور درک رقابت توسط دانش‌آموزان و کسب‌وکارها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.پنج نیروی پورتر عبارت‌اند از:· رقابت افقی:1. تهدید ورودکالاها یا خدمات جایگزین؛2. تهدید رقبای فعلی؛3. تهدید ورود رقبای جدید· رقابت عمودی:4. قدرت چانه‌زنی تامین‌کنندگان؛5. قدرت چانه‌زنی مشتریان.تهدید ورودکالاها یا خدمات جایگزینبه‌معنی وجود محصول مشابه در صنعتی دیگر است. یک مثال برای عصر دیجیتال می‌تواند تلفن­های ثابت درمقابل تلفن­های همراه باشد یا ‌به‌طور مشخص­تر، تلفن‌های همراه درمقابل گوشی‌های هوشمند. گوشی هوشمند جدیدی که  ازطریق یک پُد[1] در خانه شارژ میشود، وارد بازار شده و دارای مزایای خاصی برای استفاده خانگی است، ممکن است کاربران تلفن ثابت را جذب کند. و بنابراین این یک تهدید ورودکالاها یا خدمات جایگزین برای تامین­کنندگان تلفن ثابت است. بر­اساس این تعریف، هنگام تعیین اینکه آیا محصولی یک تهدید جایگزین است یا خیر؛ عواملی باید در نظر گرفته شوند که عبارتند از:1. هزینه­های سوئیچینگ: اگر هزینه­های سوئیچینگ پایین باشد، پس میزان تهدید زیاد است؛2. قیمت‌گذاری: اگر محصول یا سرویس دیگر قیمت پایینی داشته باشد، میزان تهدید زیاد است؛3. کیفیت محصول: اگر محصول یا سرویس جایگزین بالقوه دارای کیفیت بالاتری باشد، میزان تهدید زیاد است؛4. عملکرد محصول: اگر محصول جایگزین عملکرد و کارایی بهتری داشته باشد، میزان تهدید زیاد است.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟این تهدید همواره در عصر دیجیتال وجود دارد؛ زیرا شرکت‌ها به‌ نوآوری ادامه می‌دهند. تبلت‌ها بازار لپ‌تاپ را تهدید کرده اند، به همین ترتیب فبلت­ها بازار تبلت‌ها را تهدید کرده اند. هولوگرام‌ها، پهباد-ها بر صنایع سنتی و دیرینه تاثیر­ میگذارند. این موضوع درفصلی، که در آدرسwww.koganpage.com/DigitalMarketingStrategy موجود است، بیشتر مورد بحث قرار گرفته‌است.تهدیدهای ورود رقبای جدیداین تهدید کاملا واضح است. یک ورودی جدید به بازار می‌تواند باعث ایجاد رقابت مستقیم شود و موفقیت کسب‌وکار قبلی را تهدید کند. نمونه‌های بسیاری از این موارد در عصر دیجیتال، مانند گوگل، آمازون، ایبی[2] و توئیتر، وجود دارد. زمانی که گوگل وارد بازار جست‌وجو شد، باتوجه به دقت و سرعت، در صدر جدول موتورهای جست‌وجو قرار گرفت، آمازون به‌سرعت رشد کرد و ازطریق تمرکز بر نیاز مشتری وبرخی نوآوری‌ها در شخصی‌سازی، از دیگران رقیبان پیشی گرفت، ایبی اولین سایت حراج نبود اما کاربری آسان و راحتی داشت و درنهایت توئیتر فضای رسانه‌ی اجتماعی را با رویکرد جدید میکروبلاگ نویسی آغاز کرد و یک روش ساده، مبنی‌بر به‌اشتراک­گذاری افکار و بینش­های جدید، ایجاد کرد. طی ده تا پانزده‌سال اخیر، ورود به دنیای تجارت آنلاین آسان شده و بسیاری از موانع پیشین، مانند نیاز به سرمایه، ازبین رفته‌اند.عواملی که تهدید ورود رقبای جدید را کنترل میکنند عبارت‌اند از:1. موانع ورود: به‌عنوان مثال، جواز کسب و کار و مقررات. موانع ورود بالا جالب توجه کسب‌وکارهای ثبت شده چراکه ورود کسب و کارهای جدید را متوقف می‌کنند. همچنین موانع خروجی پایین باعث می‌شوند کسب‌وکارها صنعت را ترک کنند؛ که این نوع موانع نیز به نوبه­ی خود جالب توجه هستند. به‌ عبارت‌ دیگر، خروج کسب و کارهای ثبت شده، آسان و ورود رقبای جدید، سخت و دشوار  است.2. صرفه به مقیاس یا مزیت مقیاس: تازه‌واردان به‌‌احتمال زیاد کوچک‌تر از کسب‌وکارهای قبلی هستند؛ بنابراین ممکن است قادر به رقابت سودمندانه بر سر قیمت­گذاری نباشند.3. ارزش نام تجاری: کسب‌وکارهای باسابقه‌تر دارای ارزش نام تجاری، سطحی از اعتماد که با یک نام تجاری شناخته شده، هستند. گرچه این درست است که تازه واردان فاقد چنین ارزشی هستند؛ اما می‌توانند به‌سرعت و با صرف هزینه­های بازاریابی بالای خط قابل توجهی­، ثبت شوند و به شهرت برسند.4. سودآوری صنعت: اگر صنعت به میزان قابل توجهی سودآور باشد پس احتمال دارد که تعداد زیادی از تازه‌واردان را جذب کند و بالعکس.5. سیاست دولت: ممکن است سیاست دولت وجود داشته باشد که سهولت برای ورود افراد جدید به صنایع خاص را محدود کند.بسیاری از عوامل دیگر مانند محل، پاداش موردانتظار، فناوری و توزیع وجود دارد و همه این‌ها به‌منظور قدرت یافتن استراتژی، بایدبررسی شوند.[1] pod[2] eBayموانعی برای ورود؛ دو نمونهخدمات مالی، نمونه خوبی از یک صنعت است که دارای موانع ورودی بالا است. سازمآن‌هاان‌های نظارتی و فرایندهای صدور مجوز بسیاری در این صنعت وجود دارد که در سرتاسر جهان متفاوت‌اند. این مسئله برای کسب‌وکارهای جدید می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد که این مجوزها را به‌دست آورند و تمام مقررات و الزامات را رعایت کنند. همچنین کارمندانی باید استخدام شوند که دارای تخصص‌هایی در صنعت‌اند و آن‌هانیاز به آموزش مداوم دارند.عکاسی، نمونه‌ای از یک کسب‌وکار با موانع ورودی بسیار کم است؛ برای نشان دادن این امر میتوانید از دوستان یا همکارن خود بپرسید که آیا یک وب سایت عکاسی دارند و خواهید دید که حتما یکی از آنها چنین وب سایتی دارد. به‌طور مثال با حرکت به‌سمت عکاسی دیجیتال، تجهیزات را می­توان به‌راحتی خرید، تکنیک‌های آموخته‌شده در خانه و استودیوها اجرایی می‌شوند، هرکسی می­تواند با حداقل سرمایه‌گذاری و تلاش یک عکاس عروسی یا یک عکاس شرکتی شود.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟‌در بازاریابی دیجیتال، وجود تازه واردان و شکست امری معمول است. عواملی چون محل، صرفه به مقیاس یا مزیت مقیاس، ارزش برند و فناوری برای ورود بسیاری از صنایع کنونی، به‌عنوان مثال کسب‌وکارهای فناوری، به‌مراتب کمتر مرتبط هستند. کسب‌وکارهای فناوری در سال‌های اخیر رشد کرده‌اند و سرمایه‌گذاری‌های بزرگی را به خود جلب کرده‌اند چراکه کسب‌وکارها به دنبال مختل کردن صنایع موجود هستند. به‌عنوان مثال در سال 2014، سرمایه گذاری با ارزش 1.4 میلیارد دلاری آمریکا، توسط شرکت‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر لاندون[1] تنها در شش­ماه راه‌اندازی شدند (لاندون و همکاران، 2014). بسیاری از کسب‌و‌کارها در ارائه راه­حل‌های دیجیتال مانند اتوماسیون بازاریابی، تجزیه و تحلیل‌ها و رسانه‌ها‌ی اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این نتایج در صنعت بازاریابی دیجیتال در حالتی ثابت قرار دارد و نشان می‌دهد همراه‌شدن با تغییرات امری مهم است. شرکت در رویدادها، ایحاد رابطه‌ی قوی با شرکت‌های فناوری و خواندن اخبار فناوری همگی عناصری مهم برای انجام این کار هستند.شدت قدرت رقابتقدرت رقابت به عنوان یکی از رایج‌ترین عوامل رقابتی و گاهی خطرناک‌ترین آنها معرفی شده‌است. آن‌هاویژگی‌ها و رفتارهای متمایز شما در رقابت، ‌به‌طور مستقیم بر امکان دستیابی به مزیت رقابتی تاثیر می­گذارد.در کنار تحولات دیجیتالی، عوامل دیگری نیز وجود دارند، از جمله:1.  رقبا: تعداد رقبا و قدرت نسبی آنان از آن‌هاعوامل کلیدی هستند. اگر مدیران صنایع در صنعت شما حضور نداشته باشند، شرایط برای رقبا کاملا برابر خواهد بود و بنابراین قدرت رقابت افزایش می‌یابد.2. موانع خروج بالا: اگر خروج مشکل است پس کسب‌وکارهای بیشتری در صنعت باقی خواهند ماند، حتی اگر آن‌هاشکست بخورند و سرمایه‌شان ازدست بدهند. در هر صورت میزان رقابت در سطح بالایی قرار دارد.3. رشد آرام صنعت: اگر یک صنعت به سرعت درحال رشد است، پس تمامی‌ تاجران، بدون اینکه ‌به‌طور مستقیم بر رقابت تاثیر بگذارند، می‌توانند ازطریق اکتساب رشد کنند. تمامی مشتریان جدید می­توانند سهیم شوند. اگر رشد به­کندی صورت گیرد، هیچ مشتری دیگری وجود ندارد؛ بنابراین شما برای رشد، نیاز به جذب مشتریان رقبای خود دارید.در بازارهایی که قدرت رقابت بالا است، ما به سمت «رقابت کامل» حرکت می‌کنیم یا به عبارت دیگر وضعیتی که در آن همه­ی بنگاه­ها، قیمت­پذیر هستند و هیچ بنگاه قیمت­گذاری وجود ندارد که این بنگاه­های قیمت­پذیر در یک سطح یکسان با یکدیگر رقابت میکنند. تعیین‌کنندگان قیمت دارای قدرت برای تاثیر بر قیمت تعیین شده هستند، درحالی‌که بنگاه­های قیمت­پذیر هیچ تاثیری بر بازار ندارند. مطالعه درباره‌ی پنج نیروی پورتر و ‌به‌طورکلی درمورد تئوری اقتصادی باعث فهم بیشتر این جزئیات می‌شود.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟عوامل متعددی از جمله گرایشات اخیر به مدرن­سازی در قالب تحولات دیجیتال، باید درنظر گرفته ­شوند. حرکت کسب‌وکار شما به سمت عصر دیجیتال می­تواند یک فرایند کند و گران برای کسب‌وکارهای فعلی باشد. این امر قطعا می­تواند یک تغییر در چشم‌انداز رقابتی ایجاد کند؛ چراکه کسب وکارهای تازه وارد توانمدتر هستند. از سوی دیگر، کسب و کارهای گسترده­تر که البته با سابقه­تر و شناخته شده­تر نیز هستند، میتوانند پول و منابع را برای تولید مناسب و به صرفه با بکارگیری تکنولوژی پیشرفته، سرمایه گذاری کنند که ممکن است برای کسب‌وکارهای کم سابقه­تر و شناخته نشده، چنین امری میسر نباشد. تحول دیجیتال می­تواند مزیت رقابتی شما را افزایش داده و متعاقبا رقابت را کاهش دهد.قدرت چانه­زنی تامین­کنندگانتامین­کنندگان محصولات یا خدمات برای شرکت­ها، عامل دیگری در ماهیت رقابتی یک صنعت هستند. قدرت چانه‌زنی تامین­کنندگان ‌به‌طور مستقیم بر توانایی شرکت‌ها در سودآوری و درنتیجه رقابت تاثیر می­گذارد. تامین­کنندگان قوی قادرند قیمت­گذاری و کیفیت محصول را کنترل کنند که این امر توانایی شرکت در کسب سود را کاهش می­دهد. از سوی دیگر، تامین­کنندگان ضعیف بیشتر تحت تاثیر و کنترل خریداران هستند؛ بنابراین خریدار می­تواند مزیت رقابتی را حفظ کند.برخی عواملی که می­تواند منجر به افزایش قدرت چانه‌زنی برای تامین­کنندگان و درنتیجه افزایش رقابت شود عبارت‌اند از:1. پایین بودن تعداد تامین­کنندگان: اگر شمار تامین­کنندگان نسبت به خریداران پایین­تر است پس تامین­کنندگان فرصت چانه‌زنی بیشتری دارند.2. هزینه­های سوئیچینگ خریدار: اگر تغییر تامین­کننده پرهزینه باشد، پس مزیت باز هم به خریدار بستگی دارد.3. ادغام رو به جلو: اگر تامین‌کننده بتواند محصول یا خدمات خود را تولید کند، آن‌هاقدرتمند است.قدرت چانه­زنی تامین­کنندگان  برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟اگر در حال انجام تجارت الکترونیک با محصولات فیزیکی هستید، میتوانید برای تامین کالاهای خود با یک عمده فروش همکاری کنید. این امکان وجود دارد که تامین کننده ی شما یک تامین کننده از میان تعداد محدودی تامین کننده و یا تنها تامین کننده­ی کالاهایی باشد که شما به مشتریانتان خرده فروشی میکنید. در چنین شرایطی ، عمده فروش قدرت چانه زنی بالایی دارد؛ چراکه گزینه­های پیش روی شما محدود است. این امر می­تواند منجر به بالارفتن هزینه­ها و در نتیجه افزایش حاشیه سود شود. این نیز به­نوبه خود می­تواند منجر به افزایش قیمت­ها گردد که نتیجه‌ی آن، کاهش فروش است. با ورود عمده فروشان بیشتر به بازار، رقابت برای عمده فروشی افزایش می‌یابد و قدرت چانه‌زنی را به شما برمی‌گرداند. از راه‌های دیگر، تولید محصولات توسط خود شما جهت کم‌کردن قدرت عمده‌فروشان است..قدرت چانه‌زنی خریدارانقدرت چانه‌زنی خریداران، نیروی نهایی پورتر است و عبارت است از توانایی مصرف‌کنندگان برای فشارآوردن بر شرکت‌ها جهت کاهش قیمت‌ها، تغییر محصولات و آن‌هابهبود خدمات مشتری است. کسب‌وکارها نیز می­توانند اقداماتی مانند استراتژی­های مشارکت و برنامه­های وفاداری را برای کاهش قدرت خریدار انجام دهند.تعدادی از عواملی که بر قدرت چانه‌زنی خریدار تاثیرگذار است عبارت‌اند از:1. تمرکز خریدار: اگر تعداد مصرف‌کنندگان اندک است و شرکت‌های بسیاری وجود دارد، پس خریدار گزینه­های زیادی برای انتخاب شرکت موردنظر خود دارد.2. هزینه­های سوئیچینگ: همانند اکثر نیروها، هزینه­های سوئیچینگ یک عامل به شمار می­آید. اگر برای یک خریدار تغییر آسان است، پس آن‌هاقدرت چانه‌زنی او حفظ می‌شود.3. ادغام رو به عقب: اگر خریداران بتوانند محصولات خود را تولید کنند پس قدرت خود را حفظ می­کنند.قدرت چانه­زنی خریداران برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟یکی از بهترین نمونه­ها برای نشان دادن اینکه چگونه قدرت چانه‌زنی خریدار در عصر دیجیتال تغییر کرده است اینکه، استفاده از رسانه‌‌های اجتماعی، بررسی سایت‌ها ‌و بحث درباره‌ی محصولات، قیمت‌گذاری و خدمات ارائه‌شده توسط کسب‌وکارها ، افزایش یافته است. بسیاری از مصرف‌کنندگان طی فرآیند تصمیم­گیری خود، به نظرات دیگر خریداران محصول توجه می‌کنند و اگر مجموع نظرات خریداران درباره محصول موردنظر منفی بود، آن را خریداری نمی‌کنند. این مساله حتی به موتورهای جستجو‌ی دارای رتبه­­بندی­های ستاره­ای، که این رتبه­بندی­ها هنگام جستجو برای رستوران آن‌هاو کالاها به صورت کاملا آشکار نمایش داده میشوند­، تعمیم یافته است که این امر میتواند سبب افزایش یا کاهش نرخ کلیک شود. قدرت خریدار از زمان روی کارآمدن وب 2.0[2] به طرز چشمگیری افزایش یافته است.نقشه جایگاه‌یابی ادراکی یا برنداستفاده از یک نقشه جایگاه‌یابی برند به‌منظور توسعه‌ی استراتژی جایگاه‌یابی بازار برای محصولات یا خدمات شما مفید است. این نقشه­ها براساس دیدگاه و برداشت شما از بازار ایجاد نمیشود؛ بلکه براساس معیارهای مصرف‌کنندگان و یا ادراک مشتریان از جنبه­های مختلف محصول ایجاد میشوند؛ بنابراین گاهی اوقات نقشه­های ادراکی نامیده می­شوند. این نقشه­ها یک دیدگاه روشن از جایی که برند یا محصولات شما درمقابل رقبای شما قرار دارد ارائه می­دهند؛ بنابراین هرگونه شکاف در بازار را مشخص می­سازند و جایی که رقابت شدید وجود دارد را نشان می­دهند.بسیاری از نقشه­های ادراکی، با دو محور X و Y نشان داده می­شوند که آن‌هایکدیگر را در مرکز قطع می­کنند و یک تقاطع را شکل می­دهند. این تنها روش ترسیم نقشه­ی جایگاه یابی نمیباشد، بلکه شیوه­ای رایج برای ترسیم یک نقشه جایگاه‌یابی است. آنچه که روی هریک  محورها قرار میگیرد، به شما بستگی دارد؛ بنابراین باید متغیرهای صنعت خود و هدف تحقیق خود را درنظر بگیرید. اگر بخواهیم نقشه­ای از برندهای اتومبیل را براساس معیار­های قابل استفاده بودن و مقرون‌به‌صرفه بودن ترسیم کنیم (شکل 1.2)، می­توانیم ببینیم که باتوجه به ادراک، رقابت مستقیم در کجا وجود دارد و کجا ممکن است شکاف­هایی در بازار وجود داشته باشد. این نقشه همچنین برای تعیین جایگاه برند شما کاربردی است و می­تواند به شما در ایجاد استراتژی برای انتقال برندتان به جایگاه مورد نظرتان، کمک کند.[1] London[2] Web 2.0تذکر: شکل بالا تنها یک مثال است ونتیجه‌ی یک مقاله پژوهشی نیست و قابل استفاده برای تصمیم‌گیری در صنعت خودرو نمیباشد.علاوه بر شناخت جایگاه فعلی کسب وکار یا برند شما، نقشه­های ادراکی می­توانند به شما در شناسایی فرصت‌هایی برای راه‌اندازی برندهای جدید کمک کنند. اگر نقشه‌ی صنعت اتومبیل نشان داده شده در شکل 1.2 نتیجه‌ی تحقیقات واقعی بود، براساس آن می­توانستید برندی را راه‌اندازی کنید که در حوزه‌ی ورزش باشد اما در محدوده‌ی قیمت میانی باقی بماند. در بازار این حوزه، رقابت کمی وجود ‌خواهد داشت؛ بنابراین ممکن است یک فرصت باشد. از سوی دیگر، شما باید این تفکر را با اندازه‌ی بازار ترکیب کنید. به‌عنوان مثال، در شکل 1.2 هیچ برندی ارزان و ورزشی نیست؛ بنابراین در اینجا یک شکاف وجود دارد. این شکاف دو دلیل احتمالی دارد؛ اول اینکه که این کار یک فرصت سودآورنیست و یا زمانی که مردم میخواهند یک ماشین ورزشی بخرند، انتظار دارند که هزینه کنند و به یک ماشین ورزشی ارزان قیمت اعتماد نمیکنند.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟در ارتباط با نقشه­های جایگاه ‌یابی، هیج تفاوت خاصی بین بازاریابی دیجیتال و سایر انواع آن وجود ندارد. همان‌گونه که در آغاز این کتاب ذکر شد، بازاریابی کلمه‌ای کلیدی است. برند یکی از زمینه­هایی است که در آن داشتن یک رویکرد یکپارچه برای موفقیت حیاتی است. درنظرگرفتن اینکه برند شما چگونه باوجود قوانین بازاریابی عمل می­کند، ضروری است؛ درحالیکه در نظر داشتن فضای دیجیتال ضروری است نباید رویکرد جداگانه­ای داشته باشد.چیزی که در اینجا باید درنظر گرفت این است که امروزه راه­اندازی یک برند نسبت به قرن بیستم بسیار آسان­تر است. می­توانید با لپ‌تاپ خود یک لوگو طراحی کنید، یک وب‌سایت با استفاده از وردپرس بسازید و یک حساب توئیتر و سپس حساب ادورز[1] ایجاد کنید. شما یک نام تجاری دارید و این برند به‌طور متوسط توسط هزاران و شاید میلیون­ها نفر دیده می­شود.ارزش طول عمر مشتریارزش طول عمرمشتری (سی ال تی وی[2]) ارزش یا سود وابسته به یک مشتری برای تمام چرخه‌ی عمر مشتری است. این می­تواند در برخی کسب‌وکارها به‌راحتی محاسبه شود و در بعضی موارد، پیچیده باشد. در هر صورت، یک مسئله درست است: عوامل بسیاری وجود دارد که بر آن تاثیر می­گذارد و اهرم­های بسیاری می­توانند آن را تغییر دهند. هزینه به ازای هر فعالیت[3](CPA) به‌عنوان یک معیار کلیدی در بازاریابی، به‌خصوص در بازاریابی دیجیتال، به‌علت تکنولوژی ردیابی و شفافیت داده برای مدت طولانی استفاده شده­اند. با این حال به‌عنوان یک دیدگاه ساده و پیش پا افتاده از آن یاد می‌شود. به‌عنوان مثال، اگر شما بدانید که یک مشتری صددلار صرف خرید محصولی از شما می­کند که حاشیه سود آن محصول 50 دلار است و هزینه جذب این مشتری برای شما چهل دلار است، می­توانید خوشحال باشید که این فروش برای شما سود به‌همراه داشته‌است. آن‌هااگر مشتری آن کالا هیچ‌گاه پس از آن برای خرید مجدد بازنگردد، ما با یک مدل ساده مواجهیم؛ اما اگر مشتری دو یا سه‌بار دیگر به فروشگاه شما مراجعه کند و طی هر خرید دوبار با مرکز تلفن شما تماس بگیرد، برای این مشتری، هزینه‌ای اضافی خواهید داشت که درنظر گرفته نشده‌است.مدل CPA همچنان در کانال‌هایی مانند بازاریابی مشارکتی استفاده می­شود و آن‌ها را قادر می­سازد زمانیکه تبدیل­ها تضمین شده نیستند، خطر پرداخت هزینه به‌ازای کلیک را حذف کنند. ازآنجایی که بسیاری از متغیرها از کنترل آن‌هاخارج می­شوند، در اکثر موارد دشوار است که از شرکت وابسته بخواهید به مدل CLTV شما پایبند بماند. CLTV را می­توان برای تعیین سودآورترین مشتریان و تعریف بخش­ها مورد استفاده قرار داد و پس از آن این بخش­ها می­توانند ‌به‌طورمناسبی هدف در نظر گرفته شوند. در ادامه تقسیم­بندی و هدف­گیری را بررسی خواهیم کرد.محاسبه CLTVروش‌های مختلفی برای محاسبه CLTV وجود دارد اما برای پیشروی با هدف کتاب، ما بر رویکردی ساده تمرکز می­کنیم. ما شناخت مدل‌های مختلف به‌همراه جزئیات را توصیه می­کنیم تا پیچیدگی­های CLTV را ‌به‌طور کامل درک کنید و مطمئن شوید ترکیبی از مدل‌هایی را دارید که برای کسب‌وکار شما مناسب هستند. به‌منظور محاسبه CLTV خود با استفاده از روشی ساده باید دو متغیر زیر را درنظر داشته باشید:1.  تعداد دوره­هایی که مشتری از شما خرید میکند (طول عمر مشتری)؛ 2. متوسط حاشیه سود هر مشتری در یک دوره.به منظور درک بهتر و بیشتر این متغیرها، عواملی وجود دارند که باید شناخته شوند. آن‌ها اهرم­هایی هستند که می­توانند CLTV شما را بهبود بخشند:· طول عمر مشتری:1. برنامه­های CRM؛2. طرح­های عضوبه عضو؛3. طرح­های وفاداری؛4. سطوح خدمات.· میانگین حاشیه سود هر مشتری:5. تکرار خریدها؛6. فروش مکمل و بیش فروشی؛7. استردادها و بازپرداخت­ها؛8. قیمت­گذاری و تخفیف­ها؛9. هزینه­های عملیاتی؛10.نرخ­های تبدیل؛11.تقسیم‌بندی.فرمول به دست آمده:CLTV= طول عمر* میانگین مارژین (حاشیه سود)برای مثالی دراین‌باره، می­توانیم رفتار اقتصادی یک خرده‌فروش را بررسی کنیم:این خرده‌فروش می‌خواهد، هر مشتری ‌به‌طورمیانگین 3.9 مرتبه در هر هفته به فروشگاه او بیاید و این مشتریان ‌به‌طور میانگین درطول هر بازدید، 21.69 دلار هزینه کنند؛ بنابراین مشتریان در هر هفته 21.69 × 3.9 = 84.59 دلار هزینه می­کنند. می­خواهیم CLV خود را درطول یک سال بدانیم بنابراین می­توانیم به‌سادگی با ضرب در 52، ارزش سالانه‌ی یک مشتری را(4.399 دلار) را به‎دست آوریم. می­دانیم که هر مشتری ده درصد برای ما حاشیه‌ی سود دارد؛ بنابراین سود ما برای هر مشتری درواقع 439 دلار است و ‌به‌طور میانگین می­دانیم که مشتریان پانزده سال با ما می­مانند و بنابراین CLTV ما 439 × 15 = 6,585 دلار است.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟مدل‌های زیادی در بازاریابی دیجیتال وجود دارند که به ما تحمیل شده­اند. همانگونه که پیش‌تر ذکر شد مدل­هایی همچون هزینه هر خرید و هزینه به‌ازای کلیک بسیار رایج هستند. همچنین مدل‌های هزینه به‌ازای هرنمایش(گاهی تحت عنوان هزینه به ازای هر هزار نمایش)، هزینه به‌ازای هر عمل(هزینه در ازای خرید یا ایجاد ارزش) و هزینه به‌ازای هرسرنخ فروش نیز وجود دارند. درصورتیکه ما معمولا مجبورهستیم که از این روش‌های پرداخت استفاده کنیم؛ اما استفاده از آن‌ها به‌عنوانشاخص­های کلیدی عملکرد (KPIها) برای اجرای کانال­ها بسیار آسان است. CLTV چیزی نیست که بتواند ‌به‌طور مشخص در بخشی از کسب‌وکار شما اجرا شود؛ اما اگر این مدل مناسب باشد، پس باید در بازاریابی دیجیتال مانند هرجای دیگری ادغام شود. مقادیر خوبی از ده­ها در اختیار بازاریاب­های دیجیتال قرار دارد (ما به داده­های بزرگ در فصل چهارده می‌پردازیم)؛ بنابراین ما فرصتی برای شناخت جزئی­تر و دقیق­تر مشتریان خود و متغیرهای موجود داریم. این یک فرصت طلایی است و نباید آن را ازدست داد.تقسیم‌بندیدر فصل 11 این کتاب به شخصی­سازی میپردازیم که هدف نهایی جوامع خرده­فروش است و در مقایسه با 10 سال گذشته، امکان رسیدن به آن بسیار بالاتر است. تقسیم‌بندی و شناخت آن، امری بسیارمهم است. مصرف­کنندگان همواره در رفتارها، اطلاعات جمعیت شناختی، الگوهای خرید خود و سایر عواملی که شما را قادر به گروه­بندیآن‌ها در بخش­هایی می­کند، شباهت­هایی دارند. این امر هدف‌گذاری و پیام­رسانی شما با ارتباطات بازاریابی را هوشمندتر و مناسب­تر می­سازد. این گروه­ها، استفاده­های مختلفی برای محصولات و دیدگاه­های متفاوتی درمورد خدمات دارند. سبک زندگی افراد آن‌هابه‌دلیل نیازها، آرزوها و نظرات آن‌هامتفاوت خواهد بود.پنج شکل رایج تقسیم­بندی که عبارتند از تقسیم­بندی بر­اساس معیارهای جغرافیایی، جمعیت شناختی، رفتاری، مزایای ارائه شده8 و روانشناختی)، ویژگی‌ها و نحوه استفاده از آن‌ها در ادامه ذکر شده‌است.تقسیم­بندی بازار براساس ویژگی­های جغرافیاییساده­ترین استراتژی تقسیم­بندی بازار، تقسیم­بندی براساس ویژگی­های جغرافیایی می­باشد که در این روش مردم براساس محل جغرافیایی سکونت خود تقسیم­بندی می­شوند. کسب‌وکارهایی که دارای فروشگاه­های تک­فروشی منطقه­ای هستند، این روش را درنظر داشته‌اند، این عامل همچنین می­تواند ابزاری مفید برای شناخت و تعیین بازار هدف باشد. بازار هدف ممکن است فضای باز یا مطبوعات تبلیغاتی، باشد؛ اما از دیدگاه دیجیتال، ممکن است بر عامل هدف­گیری جغرافیایی یا انتخاب داده برای استراتژی شما تاثیربگذارد. این روش تنها درباره‌ی موقعیت جغرافیایی افراد سخن می‌گوید و درجهت شناخت ویژگی‌های آنان ناکارآمد است.تقسیم­بندی بازار براساس ویژگی­های جمعیت شناختییک شکل رایج از تقسیم­بندی، تقسیم­بندی بازار براساس ویژگی­های جمعیت­شناختی است که شامل عواملی ازجمله سن، نژاد، جنس، تحصیلات،وضعیت اشتغال، درآمد و وضعیت اقتصادی می‌شود. این نوعی از تقسیم­بندی است که ویژگی‌های گروهی از مردم را نشان می­دهد. تقسیم­بندی براساس ویژگی­های جمعیت شناختی توسط دولت‌ها و بسیاری از سازمان‌هاآن‌ها مورداستفاده قرار می­گیرد؛ زیرا می­تواند به سوالاتی همچون «چه‌کسی محصول من را می‌خرد؟» و «آیا این گروه از مصرف‌کنندگان در رده سنی مناسبی برای محصول من قرار دارند؟»، پاسخ دهد.عیب این نوع تقسیم‌بندی این است که فرضیه­ای بزرگ وجود دارد که افرادی با ویژگی‌های مشابه، ‌به‌طورمشابه رفتار خواهند کرد، که این فرضیه اشتباه است. اگر شخصی فرانسوی، کارگر کارخانه و چهل‌پنج‌ساله باشد که تحصیلات بالایی ندارد، با تمام همکارانش در کارخانه که هم‌سن‌و‍سال او هستند رفتار مشابهی دارد؟ خیر. آن‌ها آن‌ها در احساسات، سرگرمی‌ها و چیزهای دیگر متفاوت هستند. برای درک جزئیات بیشتر، باید تقسیم­بندی براساس ویژگی­های رفتاری را بشناسیم.تقسیم­بندی بر اساس ویژگی­های رفتاریامکان تقسیم­بندی براساس ویژگی­های رفتاری روز به روز در حال افزایش است. ازلحاظ تاریخی، درک رفتار مصرف­کننده دشوار شده‌است اما در جهان داده­های بزرگ، قادریم مصرف­کنندگان، به‌ویژه آن‌هایی که در فضای دیجیتال هستند، را بهتر شناسایی کنیم. این روش مصرف­کنندگان را براساس الگوهای خرید و رفتارهای مصرفی گروه­‌بندی می­کند. این یک روش عالی برای گفتگو با افراد به‌شیوه­ای است که به احتمال زیاد برای آنها بسیار جالب است و به مذاقشان خوش می­آید. این روش درهنگام صحبت‌کردن درمورد محصولات خاص یا استفاده از فرصت­ها مفید است.البته تقسیم­بندی براساس ویژگی­های رفتاری همچون تقسیم­بندی براساس ویژگی­های جمعیت­شناختی، دیدگاهی سیاه و سفید به ما میدهد؛ بنابراین روشی دقیق نیست. به‌عنوان مثال رفتار می­تواند با شیوه‌ی زندگی شما تغییر کند. طلاق، فرزندان و بازنشستگی نمونه­های هستند که نشان می‌دهند تغییرات زندگی می­تواند منجر به تغییرات رفتاری شود. بنابراین بسیارحیاتی است که با داده‌های به روز کار کنیم. با تقسیم­بندی بر­اساس ویژگی­های رفتاری، شما دارای مزیت­هایی هستید که بسیار مرتبط با مخاطبان شما است درعین‌حال خطر از دست‌دادن مارک نیز ‌وجود دارد.سودمسئله‌ی حیاتی در بازاریابی و کسب‌وکارها، درک و شناخت است. اینکه چه برداشتی از شما دارند بر روش کار شما تاثیر می­گذارد، همه ما کلیشه­هایی را درمورد اولین برداشت­ها می­دانیم این روش از تقسیم­بندی براساس مزایای ادراک‌شده مصرف‌کننده است. کسب‌وکارهای بسیاری از این استفاده می­کنند تا دلیل رفتار مصرف‌کننده را بفهمند و از میزان توسعه‌ی محصول و فرصت‌های بازاریابی ایجاد‌شده، آگاهی یابند. یک نمونه خوب برای این موضوع، صنعت مد است. خرده‌فروشان کت و ژاکت را درنظر بگیرید: برخی مصرف­کنندگان به‌دنبال کت­های زمستانی گرم برای تعطیلات اسکی هستند، برخی ژاکت­هایی چهار فصل برای تیپ بیرون میخرند، برخی به دنبال کت­های سبک هستند تا موقع تمرین و ورزش استفاده کنند،برخی به‌دنبال کت­­های هوشمند برای کار میگردند و بعضی از آن‌ها تنها از مد پیروی می‌کنند. مزایای شناخته شده کت شما، جنبه‌های متفاوتی دارد؛ بنابراین شاید شما به تغییر درک خود از کارایی یک کت یا ایجاد محدوده­ای جدید برای تجدید نظر در یک بخش جدید نیاز داشته باشید.تقسیم­بندی براساس ویژگی­های روان­شناختیتقسیم­­بندی براساس ویژگی­های روان­شناختی، درنظر اول، پیچیده به نظر می­آید اما به بیانی ساده عبارت است از درک سبک زندگی یک مصرف‌کننده که شامل مطالعه­ی فعالیت‌ها، نظرات، عقاید و منافع می‌شود. مانند تقسیم­بندی براساس ویژگی­های رفتاری درک این عناصر می­تواند، منجر به پیام‌رسانی و تولید محصولاتی، مطابق میل و سلیقه­ی افراد شود. به‌عنوان مثال، افراد ممکن است از طرفداران حفظ محیط زیست، بودایی­ها، بدن‌سازان، دوست­داران فیلم و ترکیبی از این موارد باشند. ایجاد بخش­ها براین‌اساس، دیدگاه درست‌تری از افراد در مقایسه با تقسیم­بندی بر اساس ویژگی های جغرافیایی یا جمعیت‌شناسی ایجاد می­کند.شخصیت­هاهمان‌گونه که درمثال 1.3 نشان داده شده، با همراه‌ کردن پنج روش تقسیم­بندی فوق، می­توانید شخصیت­ها را شکل دهید. این‌ شخصیت­ها به شیوه­ای موثر توصیفات بخش­های مربوط به شماست. اکثر کسب‌وکارها بین پنج تا ده مورد از این‌ها ایجاد می­کنند؛ کسب و کارهای بسیار کمی گروه های بزرگ ایجاد میکنند که بسیار عمومی‌هستند وکسب و کارهای بسیار زیادی می­توانند منجر به بخش­هایی شوند که بسیار کوچک هستند، یا رویکرد هدف­‌گیری را بسیار پیچیده می‌کنند.[1] Adwords[2] Customer Lifetime Value(CLTV)[3]Cost per acquisitionماتریس گروه مشاوره بوستونبه گفته‌ی بروس هندرسون[1]، بنیان‌گذار گروه مشاوره بوستون(BCG)،[2]«یک شرکت برای موفقیت باید مجموعه­ای از محصولات با نرخ رشد و سهام بازار مختلف داشته باشد(Henderson، 1970) ». این مدل شبیه به مدل ادراک برند است که از یک ماتریس استفاده می­کند و پیش­تر ذکر شد. با این‌ حال، ماتریس گروه مشاوره بوستون برای فعالیت‌های بسیاری استفاده می­شود. این مدل، با نگاه به سهم بازار و رشد بازار، محصولات را در یک مجموعه­ای از ستاره­ها (stars)، گاوهای‌شیرده (cash cows)، سگ­ها (dogs) و علامت­های سوال (question marks) طبقه­بندی می­کند (شکل 1.4). به همین دلیل، گاهی ماتریس رشد-سهم[3] نامیده می­شود. این ماتریس برای به حداکثررساندن ایجاد ارزش درازمدت در یک کسب‌وکار با به حداکثر رساندن نواحی با پتانسیل بالا، و به حداقل‌رساندن ایفاکنندگان ضعیف استفاده می­شود.گاو­های شیرده؛ سهم بالای بازار در یک محیط با رشد آهستهگاوهای شیرده، محصولاتی قوی و ‌ایمن هستند. آن‌ها ‌به‌طور پیوسته در بازاری با آهنگ رشد بسیار پایین پول تولید می­کنند و به‌ خودی خود نیاز به سرمایه‌گذاری زیادی ندارد. درنتیجه بسیار سودآوراند.سگ­ها؛ سهم پایین بازار در یک محیط با رشد آهستهسگ­ها بخش قدرتمند این مجموعه نیستند و می­توانند برای یک کسب‌وکار زیان­آور باشند. آن‌ها تمایل به نقض‌کردن دارند و یک ایده با مزایای عالی برای کسب‌وکار ارائه نمی­دهند. معمولا کسب‌وکارها به کاهش سگ­ها یا فروششان آن‌ها فکر می­کنند. بازدهی و سودآوری با سگ­ها بعید است!علامت‌های سوال؛ سهم بازار پایین در یک محیط با رشد بالاعلامت‌های سوال ‌به‌طور شایسته­ای نامگذاری شده‌اند زیرا می­توانند در هریک از دو جهت حرکت کنند، به‌آن‌هاسرعت درحال رشد هستند؛ اما سهم اندکی دارند،آن‌هاپول نقد زیادی مصرف می­کنند و معامله‌ای بزرگ ایجاد نمی­کنند. یک علامت سوال، اگر سهم بازار را بدست ­آورد، می­تواند به یک ستاره و پس از آن حتی به یک گاو شیرده تبدیل شود. اگر بازار راکد باشد، توانایی تبدیل‌شدن به یک سگ را نیز دارد.اگر بازار راکد باشد، تصمیم­گیری­ها درمورد آنچه که با علامت‌های سوال مشخص شده، باید براساس تحلیل­های وسیع باشد تا بتوانیم برای سرمایه‌گذاری تصمیم بگیریم.ستاره­ها؛ سهم بازار زیاد در یک محیط با رشد بالاستاره­ها، می‌توانند پول نقد را به‌دلیل داشتن یک سهم بازار قوی تولید ­کنند و به‌دلیل آن‌هامحیطی با رشد بالا، سرمایه‌گذاری‌های زیادی دارند. هنگامیکه رشد کاهش ­یابد، ستاره­ها تبدیل به گاو شیرده می­شوند؛ بنابراین داشتن طیف وسیعی از ستاره­ها در مجموعه شما که میتواند تبدیل به گاو شیرده بعدی شود، یک استراتژی مهم است.[1]Bruce Henderson[2] the Boston Consulting Group[3] growth–shareماتریس نه‌تنها موقعیت هر محصول را نشان می­دهد، بلکه با استفاده از حوزه یا اندازه‌ی هر دسته، ارزش هر محصول را هم نشان میدهد و یک تصویر از سودآوری یک سازمان ارائه می­دهد. درنهایت گاوهای شیرده و سگ­ها یا در یک سوی مقیاس قرار دارند و تمام واحدهای کسب‌وکار به یک سمت حرکت خواهند کرد، یا در سوی دیگر.یک مسیر مشترک وجود دارد: علامت سوال- ستاره- گاو شیرده- سگ. هدف این نیست که مجموعه­ای از محصولاتی را داشته باشیم که به‌سادگی در یکی از این دسته­ها قرار گیرد؛ درواقع ترکیبی از این‌ها مهم است که قادر به توصیف مجموعه شما به‌عنوان یک مجموعه متعادل باشد:1. گاوهای شیرده‌ای وجود دارند تا بودجه­ای را تامین کنند که ­بتواند برای سرمایه‌گذاری‌های آینده‌ی شرکت استفاده شود.2. ستاره­ها، باتوجه به پتانسیل رشد بالا و سهم بازار بالا، محصولاتی هستند که این آینده را می­سازند.3. علامت‌های سوال، مواردی هستند که شما را به مجموعه‌ی بعدی ستاره­‌ها هدایت می­کنند.4. سگ­ها باید حذف شوند.یک نکته کلیدی که باید به یاد داشته باشید این است که ماتریس BCG دارای پیچیدگی­هایی است و چندین مرتبه اشتباه تفسیر شده؛ بنابراین درک پیچیدگی­ها و چگونگی به‌کارگیری آن بسیارمهم است.این برای بازاریابی دیجیتال به چه معناست؟ازطریق ماتریس BCG می‌فهمیم کدام محصولات را باید ازطریق کدام روش‌ها و کانال‌ها به فروش برسانیم، کدام‌یک بر استراتژی دیجیتال شما تاثیرگذار خواهد بود و می‌توان از آن برای ارزیابی کانال‌های دیجیتالآن‌ها استفاده کرد.آیا شما تمرکز خود را ‌به‌طور موثری به‌کار می­برید؟ به‌عنوان مثال، آیا تبلیغات جستجوی پولی یک گاو شیرده است یا یک سگ؟ ارزش این کانال اغلب مورد بحث قرار گرفته‌است؛ بنابراین توانایی اثبات جایی که کانال‌های شما در ماتریس BCG قرار میگیرد، روشی عالی برای انتقال روشی است که استراتژی کانال شما را مدیریت می‌کند. حرکت SEO از یک علامت سوال به یک ستاره، هدف مشترک کسب‌وکارهایی است که عملکرد جستجوی ضعیفی دارند این کانالها و نحوه به حداکثررساندن آن‌ها را در فصل پنج تا هشت بررسی خواهیم کرد.خلاصهبازاریابی دیجیتال در بیست سال اخیر با حداکثر سرعت حرکت کرده‌است. شیوه­ای که سبک زندگی مردم را در بیست سال گذشته تغییر داده، مسلما فراتر از آن چیزی است که آن‌هادر پنجاه سال قبل وجود داشته‌‍است: معرفی اینترنت، استفاده انبوه مردم از تلفن­های هوشمند، تبلت­ها باعث شده تمامی گروه­های سنی خوره­ی دنیای دیجیتال و مسلط به آن باشند.درک مدل‌های بازاریابی که برای مدت زمانی ایجاد شده‌است و نحوه به‌کارگیری آنآن‌هادر استراتژی بازاریابی دیجیتال شما، مبنایی برای شروع استراتژی به ما می­دهد.مسائل زیادی برای فکرکردن وجود دارد اما همه‌چیز بی‌معنی است مگر اینکه ما استراتژی‌ای را شکل دهیم که در استراتژی کسب‌وکار گسترده‌­تر ما ادغام شده باشد.فصل اول از کتاب استراتژی بازاریابی دیجیتالDigital Marketing Strategy(An integrated approach to online marketing)Simon Kingsnorthترجمه:دکتر مجید رفیعیامیر قهرمانیراحیل دژکامبرای خرید و مطالعه کامل کتاب می توانید به این وب سایت مراجعه نمایید.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 05:12:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی بر مبنای تجربه کاربری  (UX)، راهنمای کامل+مثال</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-ux-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-xrj8xe74nrql</link>
                <description>تجربه کاربری (User Experience) چیست؟برای این‎که بدانیم تجربه کاربری چیست در ابتدا باید بدانیم که کاربر به چه کسی گفته می‌شود.هرکسی که با سیستم یا کامپیوتر در تعامل است را کاربر می­نامیم. کاربر و سیستم متقابلا بر هم اثر می­گذارند. کاربر یک سری ویژگی­ها دارد و در مقابل، سیستم نیز باید دارای یک سری ویژگی‌ها باشد تا ارتباط سازنده باشد. پس طراحی سیستم باید قابل استفاده باشد. به همین دلیل تجربه کاربری شکل گرفت. تجربه کاربری یعنی تلاش برای ایجاد سیستمی که کاربر در هنگام استفاده از آن تجربه‌خوبی به دست بیاورد.می­دانیم که به دنبال تعامل افراد با هر چیزی تجربه و حسی وجود دارد پس کاربری که از محصول ما استفاده می‌کند درنهایت با خود حسی را به همراه خواهد داشت که این حس می‌تواند حسی خوب، بد یا خنثی باشد. حال نقشی که تیم تجربه کاربری( ux ) می‌تواند در این زمینه داشته باشد چیست؟ می‌توانیم این‌گونه بگوییم که هدف تیم ux این است که کاری انجام دهد تا این تجربه را به یک تجربه لذت‌بخش تبدیل کند.اما قبل از هر چیز لازم است که دو کلمه را تعریف کنیم.مفید[1]:یعنی مفید است ولی لزومی ندارد از آن استفاده کنیم.قابل استفاده[2]:یعنی قابل استفاده است ولی لزومی ندارد مفید باشد.به‌عنوان مثال فرض کنید ما یک اپلیکیشنی را طراحی کرده­ایم که کار خاصی را انجام می‌دهد. حال آن را به فردی می‌دهیم و به او می­گوییم که این کار را با این اپلیکیشن انجام بده و او نیز به‌راحتی و در زمان کوتاهی این کار را انجام می‌دهد اما فرد می‌گوید که من به این اپلیکیشن نیاز ندارم و برای من مفید نیست. در اینجا می‌توان فهمید که این اپلیکیشن بااینکه می‌تواند یک کار خاصی را به‌خوبی انجام دهد و کاربردپذیر و قابل استفاده باشد اما برای این فرد نیست.حال فرض کنید می‌خواهیم یک وب‌سایت ایجاد کنیم. اگر اعضای تیم طراحی باهمفکری همدیگر به نتیجه‌ای برسند و شروع به طراحی یک وب‌سایت کنند و سپس آن را اجرا کنند و بعدازآن یک تست کاربردپذیری بگیرد درنهایت ممکن است به یک وب‌سایت قابل استفاده و کاربردپذیر برسند اما آیا این وب‌سایت مفید خواهد بود یا خیر؟ باید گفت که به‌احتمال زیاد این وب‌سایت نمی‌تواند مفید باشد و دلیل آن این است که تیم طراحی کاربر را در نظر نگرفته و درواقع اصلاً به نیاز کاربر توجه نکرده است. اینکه ما بتوانیم نیاز کاربر را شناسایی کنیم و متناسب با آن طراحی کنیم باعث می‌شود محصول ما مفید باشد. پس اولین قدم شناخت و کشف نیازهای کاربران است.تا اینجا باید گفت در تجربه کاربری باید محصولی را که هم مفید می­باشد و هم قابل استفاده به کاربر ارائه دهیم.همان‌طور که بیان شد کاربری که با سیستم در تعامل است یک سری ویژگی­ها دارد پس قبل از اینکه وارد فاز طراحی شویم حتما باید کاربر را در نظر بگیریم، به شناخت نسبتا کاملی از کاربر برسیم و نیازهای کاربر را شناسایی کنیم. در این قدم ما اطلاعاتی از کاربر به دست می­آوریم اما این اطلاعات، اطلاعات خام می‌باشند پس باید آن‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم. بعدازاین کار می‌توانیم با استفاده از اطلاعات پردازش­شده وارد فاز طراحی شویم، سپس آن را اجرا کرده و مورد تست کاربردپذیری قرار دهیم. درنتیجه باید در ابتدای کار نیاز سنجی [3]داشته باشیم.[1] Useful[2] Usable[3] Need Findingنیاز چیست؟در اینجا ابتدا تعریفی از نیاز[1] می‌آوریم و سپس تفاوت آن با خواسته[2]  و تقاضا[3] را بیان می‌کنیم.نیاز: نیاز. چیزی است که در درون افراد وجود دارد و آن‌ها تلاش می‌کنند آن را برطرف کنند مثل نیاز به آب و غذا و ...خواسته:راه جواب دادن به این نیاز می­باشد که تابع مواردی همچون فرهنگ ، سن ، جنسیت، شرایط زندگی، شرایط فیزیکی و.. است.تقاضا: خواسته زمانی به تقاضا تبدیل می‌شود که فرد شرایط برآوردن آن را داشته باشد.فرض کنید فردی احساس تشنگی دارد پس این فرد نیاز به رفع تشنگی را در خود احساس می‌کند. حال برای او راه‌حل‌هایی وجود دارد به‌عنوان مثال آب، نوشابه و آبمیوه اما با توجه به اینکه فرد مسن است، نوشابه نمی‌تواند راه‌حل مناسبی باشد پس تنها آب و آبمیوه می‌توانند این نیاز او را برطرف سازند. آب و آبمیوه برای کاربر، همان خواسته می‌باشند. حال فرض کنید که فرد با توجه به میزان پولی که در حال حاضر دارد می‌تواند تنها آب را برای رفع این نیاز تهیه کند پس در اینجا متناسب با شرایط این فرد، آب برای وی تقاضا است.نیاز به معنای راه‌حل نیست بلکه قدم اول برای باز شدن فکر برای طراحی سولوشن است.در ابتدا باید توجه کنیم که برای این نیاز چه راه‌حل‌هایی وجود دارد. ما به‌هیچ‌عنوان نباید از ابتدا طراحی کنیم بلکه باید راه‌حل­های موجود را بررسی کنیم تا بتوانیم نقاط درد[4] را به دست آوریم یعنی نقاطی که در آنجا کاربر بسیار اذیت می‌شود را شناسایی کنیم و سپس راه‌حلی را پیشنهاد دهیم که این نقطه درد را از بین ببرد.نقطه درد: یک جا یا نقطه‌ای که به‌واسطه‌ی آن کاربر اذیت می‌شود. کسی که ذهن خلاقی دارد می‌تواند در این نقطه‌یک استارتاپ بزند.[1] Need[2] Want[3] Demand[4] Pain pointیو ایکس و روش­های نیازسنجیممکن است در زمینه محصولی که می‌خواهیم ارائه کنیم قبلا محصولی ارائه شده باشد پس نباید دوبارهبرای همین نیاز محصول را طراحی کنیم بلکه باید باز طراحی [1]انجام دهیم یعنی چالش­ها، مشکلات، باگ­ها و نقاط درد این طراحی فعلی را پیدا کنیم و سپس برای آن راه‌حل پیدا کرده و باز طراحی انجام دهیم.اما چگونه می‌توانیم نیازسنجی را انجام دهیم؟برای نیازسنجی دو نوع روش وجود دارد: روش­ مستقیم و روش­ غیر مستقیم1) روش مستقیمدر این روش­ به‌صورت مستقیم با کاربران ارتباط برقرار می‌کنیم. در اینجا چند تکنیک مهم این روش را بیان می‌کنیم:v تکنیک اول interviewیا مصاحبه: مصاحبه اولین تکنیک برای نیازسنجی است.دو دسته سوال وجود دارد:سوالات پایان باز[2]: سوالی که با آن به مصاحبه­شونده اجازه می‌دهیم تا داستانش را برایمان تعریف کند.سوالات باینری[3]: سوالی که با بله و خیر تمام می‌شود.برای طراحی سوالات و نوع آن‌ها نکاتی وجود دارد که در زیر به آن‌ها اشاره خواهیم کرد:· نکته اول: در مصاحبه سوالات حتما باید پایان باز باشند مگر جایی که مجبور باشیم طور دیگری سوال کنیم. مثلا زمانی که افراد به دو بخش جداگانه تقسیم می‌شوند. به‌عنوان مثال برای ما مهم است که افراد آیا از گوشی موبایل استفاده می‌کنند یا نه. اگر استفاده نمی‌کنند دیگر به مصاحبه ادامه نمی­­دهیم. در کل تا آنجا که ممکن است باید سعی کنید سوالات باینری نپرسید.· نکته دوم: در مصاحبه نباید برای مصاحبه شونده شرایط فرضی در نظر گرفت. سناریو فرضی موجب می‌شود فرد درگیر سوال نشود و ساده‌ترین جواب را بدهد و ما به نتیجه مطلوب نرسیم. اما اگر سناریو واقعی باشد، یعنی به کاری که آدم‌ها می‌کنند برگردیم جواب بهتری می‌گیریم بنابراین همیشه باید به گذشته رجوع کنیم. مثلا این‌گونه بپرسیم: آخرین باری که به سایت دیجی کالا رفتی و خرید کردی کی بوده است؟ پس از پرسیدن سوالات بر اساس سناریوی فرضی باید اجتناب کرد.· نکته سوم: سومین دسته از سوالاتی که نباید پرسیده شوند سوالاتی به این شکل هستند: اغلب چه‌کار می‌کنی؟ مثلا: اغلب چقدر ورزش می‌کنید؟ درست‌تر این است که به گذشته‌ی فرد برگردید. مثلا بپرسید آخرین باری که ورزش کردی، کی بوده است؟· نکته چهارم:سوالاتی می‌پرسیم که بتوانیم اشکالات کار پیدا کنیم. سوالات اجرایی بپرسیم مثلا که چگونه این کار را انجام می‌دهی؟ سوالات باید کاملا مشخص باشد و فرد نباید از سوالات منظورهای متفاوتی را برداشت کند . باید بتواند جواب سوالات را بدهد. سوالات نباید به‌گونه‌ای باشند که فرد احساس کند به او توهین شده است . سوالات باید خنثی باشند و نباید افراد را به جواب خاصی سوق دهند.[1] Redesign[2]Open-ended Questions[3] Binary Questionsسوالات را بر چه اساسی طراحی کنیم؟ما برای طراحی، یک سیاست طراحی[1]داریم. سیاست طراحییعنی هدف کلیدی‌ای که ما برایش طراحی را انجام می‌دهیم. در روش مصاحبه با در نظر گرفتن سیاست طراحی دنبال این هستیم که افراد قبل از ارائه و طراحی محصول، با این شرایط چه‌کار می­کردند. .سیاست طراحی در طراحی یک اپلیکیشن برای فروش بلیط چه چیزی است؟ شما یک سایت رزرواسیون آنلاین بلیط هواپیما هستید و این هدف شماست. برای نیاز سنجی باید هدف را در نظر گرفت که ممکن است این هدف اصلی، اهداف زیرمجموعه هم داشته باشد. پس سیاست طراحی در این مورد &quot;طراحی سیستم جدید برای رزواسیون آنلاین بلیط&quot; است.پس هدف باید طوری باشد که بتوانیم بر اساس آن نیازسنجی کنیم. بعدازاینکه هدف خود را مشخص کردیم باید افرادی که می‌خواهیم با آن‌ها مصاحبه کنیم مشخص کنیم و بعدازآن یک مصاحبه برای نیاز سنجی طراحی کنیم. یعنی سوالات را طراحی کنیم.[1] Design Principleیو ایکس و مراحل طراحی سوالاتبرای طراحی سوالات خوب باید مسیری را طی کنیم که در زیر به‌طور آن را بیان می‌کنیم:قسمت اول: معرفی (INTRODUCTION) به مصاحبه شونده است. معرفی موضوع، خودمان و...قسمت دوم: ضربه زدن برای وارد شدن به یک موضوع (KICK OFF). باید سوال مرتبط بپرسید. فعلا بین سابجکت و کل مصاحبه نمی­خواهیم ارتباط برقرار کنیم فقط می‌خواهیم یک ضربه یادآوری کننده وارد کنیم.قسمت سوم:  Build Rapportاست. در اینجا شروع می‌کنیم به ارتباط دادن قسمتی که در ابتدا گفته‌ایم و قسمتی که می‌خواهیم به دست بیاوریم. این مرحله برای آوردن ذهن مصاحبه شونده به فضای مصاحبه است. باید فضایی برای فرد بسازیم که اولا به ما اعتماد کند و ثانیا آمادگی برای صحبت کردن با ما را پیدا کند.قسمت چهارم: Grand Tourشروع می‌شود. باید بحث­های چالش برانگیز را مطرح کرد و او را به تجربه­های قبلی­اش ارجاع داد. همه­ی سوالاتی که بدنه اصلی[1]مصاحبه ما هستند را با او پیش می­بریم.قسمت پنجم: (Reflection) اکنون می‌خواهیم اطلاعات به دست آمده را به خود فرد برگردانیم و ببینیم آیا اطلاعاتی که به دست آورده‌ایم درست هستند یا نه.قسمت ششم: (Wrap up) جمع­بندی کرده و در مورد خروجی و نتایج کار می­گوییم و...v تکنیک دوم Observationیا مشاهده: روش دوم برای نیاز سنجی روش مشاهده است که به چند روش مختلف انجام می‌شود:1) روش shadow project:یکی از روش­های پرکاربردی است که خیلی هم موثر است و در تجربه کاربری به آن shadow project گفته می‌شود. در این روش فرد  observer به محل کار شخص موردنظر می‌رود و نحوه­ی کار کردن او را تحت نظر می‌گیرد. این مشاهده به دو صورت انجام می‌شود:حالت اول: مشاهده کردن به‌صورت shadow. یعنی فرد تمام‌روز مشغول کار است و ما فقط یادداشت برداری می‌کنیم.حالت دوم: ما درگیر کار فرد هستیم. در حین اینکه فرد کارش را انجام می‌دهد از او در مورد روند کارش سوال می‌کنیم و او برایمان توضیح می‌دهد. سوالاتی که می‌پرسیم برای این است که بتوانیم چیزی که دیدیم را درک کنیم. این‌گونه هم می‌بینیم و هم با کفشش راه می‌رویم و هم باگ‌ها را درمی‌آوریم!گاهی اوقات محصول به شکلی که ارائه می‌شود، استفاده نمی­شود و کاربران به شکل دیگری از محصول استفاده می‌کنند. با این روش ما متوجه می­شویم که کاربر از محصول به همان شکل که پیش­بینی شده استفاده می‌کند یا نه.2) روش همدلی[2]:با کفش آن فرد راه رفتن است. با فرض اینکه من اگر جای او بودم چه اتفاقی برایم می­افتاد. روش خیلی خوبی نیست اما معمولا از این روش استفاده می‌کنیم.3) روش سوم: از فرد بخواهیم تا خودش برایمان توضیح دهد. فرد می‌تواند در محل کارش نباشد.v تکنیک سوم پرسشنامه[3]: راه سوم برای به دست آوردن نیازها پرسشنامه است که بیشتر، تکنیک­های آماری می‌دهد. در سوالات پرسشنامه ممکن است در بعضی از سوالات از تکنیک‌های استفاده می‌کنیم که بفهمیم کاربر درست جواب می‌دهد یا الکی پرسشنامه را پر می‌کند.v تکنیک چهارم focus group: در focus group افرادی را که در همان زمینه مربوط به ما هستند می­آوریم، باهم صحبت می‌کنیم، نیازها را شناسایی می‌کنیم و چون همه آن‌ها در این زمینه اطلاعات دارند می‌توانند در بعضی از چالش­ها به ما کمک کنند.1) روش­ غیر مستقیم2-1) تکنیک اول Web Analytics: در این تکنیک می‌توانیم از ابزارهایی مثل گوگل آنالیتیکس استفاده کنیم که با استفاده از آن‌ها می‌توانیم به شناختی از کاربر برسیم و نیازهای او را بشناسیم.[1] Main Body[2] Emphasize[3] Surveyاما گوگل آنالیتیکس چیست؟گوگل آنالیتیکس (Google Analytics)، ابزار تحلیل‌گر شرکت گوگل است. این ابزار تحلیل‌گر می‌تواند اطلاعات بسیار کاملی را درباره­ی ترافیک ورودی به سایت در اختیار مدیران آن وب‌سایت‌ قرار دهد. اطلاعاتی که می‌تواند نقش بسیار مهمی را در بهینه‌سازی یک وب‌سایت و پیشرفت آن ایفا کند. اما چیزی که گوگل آنالیتیکس را به یک ابزار لازم، برای صاحب هر وب‌سایت (یا اپلیکیشن گوشی) تبدیل می‌کند، فقط قدرت غیرقابل انکار آن نیست. بلکه این موضوع است که گوگل آن را به‌رایگان در اختیار تمام وب‌سایت‌ها قرار داده است و استفاده از آن نیز بسیار راحت است.اما قبل از ورود به گوگل آنالیتیکس بهتر است با تعدادی از واژه­های به‌کاربرده شده در آن آشنا شویم :ابعاد (Dimensions):منظور از بعد (دایمنشن) یکی از ویژگی‌های بارز وب‌سایت یا برنامه­ی گوشی است که می‌تواند مقادیر مختلفی را بپذیرد. نوع مرورگر، صفحۀ خروج کاربر، صفحات مورد بازدید و زمان حضور کاربر در وب‌سایت از نمونه ابعادی هستند که در گوگل آنالیتیکس وجود دارد.متریک‌ها (Metrics):متریک‌ها درواقع خصوصیات درونی یک دایمنشن هستند که می‌توانند به‌صورت مجموع یا نرخ اندازه‌گیری شوند. برای مثال تعداد بازدیدها از یک صفحه یا میانگین زمانی که کاربران در وب‌سایت گذرانده‌اند.دوره‌ها (Sessions) : دوره به مدت زمانی اطلاق می‌شود که کاربر به‌صورت فعال با وب‌سایت، برنامه­ی گوشی یا سایر رسانه‌های شما در ارتباط است. تمام اطلاعات در مورد تعاملات کاربر (تعداد صفحات بازدیدی، رویدادها، میزان خرید و ...) در طی یک دوره حساب می‌شوند. دوره‌ها معمولاً بعد از 30 دقیقه عدم تعامل کاربر با وب‌سایت یا برنامه­ی شما بسته می‌شوند و در صورت بازگشت کاربر، یک دوره­ی جدید بازخواهد شد.کاربران (Users) :افرادی که حداقل برای یک دوره در وب‌سایت حضور داشته‌اند، جزو کاربران شما محسوب می‌شوند.بازدیدکنندگان (Visitors) :کسانی که به وب‌سایت شما سر زده‌اند. این‌ها به دو دستۀ بازدیدکنندگان جدید (New Visitor) و بازدیدکنندگان تکراری (Returning Visitors) تقسیم می‌شوند. بازدیدکنندگان تکراری، کاربرانی هستند که قبلاً یک دوره را در وب‌سایت شما گذرانده‌اند.بازدید صفحات (Pageviews) :منظور از این عبارت تعداد کل دفعاتی است که یک صفحه مشاهده شده است. توجه داشته باشید که بازدیدهای مکرر توسط یک کاربر تکراری نیز در این مقدار حساب می‌شود.صفحات/دوره‌ها (Pages/Sessions) : صفحات/دوره‌ها، به میانگین تعداد صفحاتی اطلاق می‌شود که در طی یک دوره دیده می‌شود. بازدیدهای تکراری از یک صفحه نیز در این مورد حساب می‌شود.میانگین زمان دوره (Avg. Session Duration) :میانگین زمانی است که دوره‌های استفاده­ی کاربران به طول انجامیده است.نرخ پرش (Bounce Rate) :منظور از نرخ پرش، درصد کسانی است که تنها یک صفحه از وب‌سایت شمارا مشاهده کرده‌اند. (بازدیدی که در آن کاربر به وب‌سایت شما وارد شده و بدون آنکه هیچ تعاملی با آن داشته باشد، صفحه را بسته است) هرچقدر که نرخ پرش وب‌سایت شما کمتر باشد، یعنی وب‌سایت شما در حفظ کاربر موفق‌تر عمل کرده است.دوره‌های جدید (New Sessions) :یک تخمین از تعداد بازدیدهایی است که برای اولین بار و توسط کاربران جدید صورت می‌گیرند. دلیل تخمینی بودن این درصد این است که کاربر ممکن است با یک آی پی جدید به سایت شما وارد شود.اهداف (Goals) :شما می‌توانید در گوگل آنالیتیکس اهدافی برای خود تعیین کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد که میزان موفقیت سایت خود را اندازه‌گیری کنید و ببینید که چند درصد از کاربران یک فرآیند مشخص، که برای شما مهم است را در وب‌سایت طی می‌کنند.تبدیل‌ها (Conversions) : تبدیل‌ها زمانی صورت می‌گیرند که یک کاربر اهداف شمارا عملی می‌کند و درنتیجه تبدیل به یک کاربر ثابت یا مشتری شما ‌شود. مثلاً وقتی یک کاربر در وب‌سایت شما ثبت‌نام می‌کند یا یک خرید را انجام می‌دهد.کمپین‌ها (Campaigns) :کمپین‌ها به شما اجازه می‌دهد که پارامترهای شخصی خود را برای هر صفحه‌ای که دوست دارید اضافه کنید تا بتوانید اطلاعات بیشتری را از کاربران خود به دست آورید.جذب (Acquisition) :منظور از جذب، روشی است که کاربران خود را به دست آورده‌اید. که می‌تواند شامل روش­های زیر باشد:مستقیم (Direct) : کاربرانی که مستقیماً آدرس سایت شمارا وارد کرده‌اند و به آن وارد شده‌اند.جست‌وجوی طبیعی (Organic Search) : کاربرانی که شمارا از طریق نتایج طبیعی (نه تبلیغات) در موتورهای جستجوگر پیدا کرده‌اند.ارجاعی (Referral) : کاربرانی که از وب‌سایت‌های دیگر (به‌واسطه تبلیغ، لینک شما و ...) وارد سایت شما شده‌اند.جست‌وجوی تبلیغی (paid search) : کاربرانی که شمارا از طریق تبلیغات در موتورهای جستجوگر پیدا کرده‌اند.رفتار (Behavior) :اطلاعات رفتاری کاربران به شما اجازه می‌دهد که محتوای خود را مطابق نیاز آن‌ها تغییر دهید و آن را بهینه نمایید.در شکل زیر می‌توان خلاصه­ای از گوگل آنالیتیکس را مشاهده کرد.اما اطلاعاتی که گوگل آنالیتیکس به ما می‌دهد از کجا می­آورد؟ در اینجا لازم است با مفهومی به نام UTM آشنا شویم.زمانی که قصد انجام تبلیغات و یا برگزاری یک کمپین آنلاین را دارید باید بدانید درصورتی‌که نتوانید کاربرانی که از طریق لینک شما به سایت وارد شده‌اند را ردیابی نمایید و رفتار آن‌ها را تحلیل کنید، در عمل صرفا بودجه‌ای را مصرف نموده و هیچ تصوری از بازده آن تبلیغات یا کمپین دیجیتال نداشته‌اید.یکی از جنبه‌های بسیار مهم در بازاریابی اینترنتی، این است که بتوانیم میزان موفقیت خود را بررسی کنیم.Google Link Builder  یکی از ابزارهایی است که به کمک آن می­توانید کدهای UTM به آخر لینک‌های خود اضافه کنید تا بتوانید جریان ورودی مخاطبان خود را ردیابی کنید.UTM مخفف عبارت Urchin Tracking Module است.Urchin یک شرکت نرم‌افزاری است که در سال ۲۰۰۵ توسط گوگل خریداری شد و نرم‌افزاری که آن‌ها ساخته بودند تبدیل به چیزی شد که ما امروز آن را بانام Google analytic می‌شناسیم.UTM  قطعه کدی است که در انتهای هر لینکی که می‌خواهید آمار ورودی به سایت و سایر گزارش‌ها را به دست بیاورید قرار می‌گیرد. این قطعه کد اطلاعات مختلفی را به گوگل آنالیتیک ارسال می‌کند و در آنجا همه اطلاعات جمع شده و در قالب یک گزارش جامع در اختیار ما قرار می‌گیرد.به‌عنوان مثال:http://www.example.com/?utm_source=facebook&amp;amp;amp;utm_medium=cpc&amp;amp;amp;utm_campaign=winterfestivelدرکل می‌توان گفت، هر چیزی در URL که قبل از آن یک علامت سوال داشته باشد یک پارامتر است:یک پارامتر  UTM، تگی است که در آخر URL افزوده می‌شود.پارامتر source نشان می‌دهد ترافیکی که دریافت کردیم از کجا بوده است مثلا از موتورهای جستجو ( مانند گوگل و...) ، فیسبوک، خبرنامه، تلگرام، direct ( کاربرانی که به‌طور مستقیم URLرا وارد می‌کنند)، adwords وsmsو ...پارامتر medium نشان می‌دهد ما از چه نوع لینکی استفاده کرده‌ایم یعنی اگر لینکمان را برای تبلیغات کلیکی در نظر گرفته‌ایم مقدار پارامتر  medium می‌تواند cpc باشد یا اگر لینکمان یک تبلیغ بنری است مقدارMedium  را Banner می‌گذاریم. این پارامتر می‌تواند organic هم باشد و یا هیچ‌کدام از این‌ها نباشد یعنی none.پارامتر campain نشان می‌دهد لینک متعلق به کدام کمپین است. مثلا اگر فروشگاه اینترنتی دارید و می‌خواهید کمپین زمستان بگذارید، مقدار پارامتر campain کلمه winter باشد بهتر است. در این صورت اگر چند ماه از کمپینتان بگذرد متوجه خواهید شد، لینک برای کدام کمپین بوده است.پارامتر term برای زمانی است که از paid search استفاده کرده باشیم و کاربران با کلماتی که مدنظر ماست وارد سایت شده باشند.از پارمتر content زمانی استفاده کنیم که برایمان مهم باشد بفهمیم مثلا قسمت هدر سایت کلیک بهتری می‌خورد یا قسمت کنار سایت. هر دو لینک یعنی هدر و کنار اشاره به یک مقصد دارند. وقتی ما در گوگل آنالیتیک گزارش‌ها را ببینیم می‌توانیم بفهمیم لینک هدر افرادی بیشتری به مقصد هدایت کرده یا قسمت کنار. برای آزمایش‌هاA/B هم می‌توانیم از این پارمتر استفاده کنیم.همان‌طور که قبلا ذکر شد، پارامترهایUTM برای ردیابی عناصر مختلف در استراتژی بازاریابی آنلاین برای تعیین مؤثرترین تکنیک‌ها استفاده می‌شود. این پارامترها می‌توانند دارای برخی از کاربردها باشند:· اجتماعیراه‌های مختلفی وجود داردکه پارامترهای UTM در رسانه‌های اجتماعی استفاده شوند. برای مثال می‌توانید لینکی را برای وب‌سایت، در هایلایت پروفایل به‌عنوان بخشی از پروفایل خود تگ کنید و سپسURL را در پست‌های خود با پارامترهایUTM مختلف تگ کنید. با این کار می‌توانید تعیین کنید لینک‌ها در پست‌ها و پروفایل شما مؤثر هستند یا نه.· ایمیلپتانسیل استفاده از پارامترهای UTM در خبرنامه ایمیلی، باعث می‌شود که شما علاوه بر توانایی ردیابی‌ ترافیک وارد شده به سایتتان از طریق خبرنامه بدانید چه عناصری بیشترین فایده را برای خبرنامه شما دارند. همچنین استفاده از پارامترهایUTM در امضای ایمیلی شما باارزش است.· بنرها و تبلیغاتتگ گذاری بنرها و تبلیغات که بر روی سایت‌های خارجی قرار می‌دهید نه‌تنها اجازه می‌دهد که نظارت کنید چه سایت‌هایی بیشترین ترافیک را به وب‌سایت شما می‌آورند بلکه تعیین می‌کند چه‌کاریابی[1]، اندازه، طراحی و هر متغیر دیگری برای استراتژی بازاریابی آنلاین شما بیشترین تأثیر را دارد.یو ایکس و کمپین‌های داخلیفرض کنید شما شروع به تولید یک محصول جدید کرده‌اید. یک بنر در بالای صفحه نخست‎تان و یک نوشته لینک شده درون یک مقاله، پایین‌تر در صفحه نخست سایت تان قرار می‌دهید. هردوی آن‌ها به صفحه محصول جدیدتان هدایت می‌شوند اما چطور می‌توانید متوجه شوید کدام لینک تاثیرگذارتر است ؟ لینک بنر یا لینک نوشته؟ آیا از پارامترهای UTM استفاده می‌کنید؟ اشتباه است! شما هیچ‌وقت نباید از پارامترهایUTM برای دنبال کردن کمپین‌های داخلی استفاده کنید چون هر بار که روی لینک شامل یک UTM کلیک می‌شود، یک مشاهده جدید تولید می‌شود، بنابراین تعداد مشاهده سایتتان با سایر آرایه‌های داده دیگر جمع می‌شود و در تعداد بازدیدها اغراق می‌شود.پس چگونه باید کمپین‌های داخلی را پیدا کنید؟راه‌های مختلفی برای پیدا کردن کمپین‌های داخلی شامل  ردیابی رویداد[2]، متغیرهای متفاوت، مشاهده پیج مجازی یا حتی جستجوی سایت، وجود دارد. هرکدام از این متدها پذیرفتنی هستند، فقط هیچ‌وقت از پارامترهایUTM استفاده نکنید!در ادامه به سراغ گوگل آنالیتیکس می­رویم.وقتی وارد گوگل آنالیتیکس می‌شویم در ابتدا صفحه خانه (Home) را مشاهده می‌کنیم که تصویر آن در شکل زیر آورده شده است.[1] Placement[2] Event TrackingابزارGoogle Analytics Intelligence  چیست و چه‌ کاربردهایی دارد؟ابزارAnalytics Intelligence  مجموعه‌ای از ویژگی‌هایی است که توسط هوش مصنوعی به شما در درک و تصمیم‌گیری بهتر بر روی دیتاهایتان کمک می‌کند.قابلیت Analytics Intelligence  شامل موارد زیر است:· پاسخ به سوالات شما. توجه داشته باشید سوالات خود را به زبان انگلیسی و با زبانی ساده بیان کنید تا خیلی سریع به جواب مناسب برسید. به‌عنوان مثال شما می‌توانید از Analytics Intelligence  بپرسید کدام کانال ارتباطی دارای بالاترین نرخ تبدیل بوده است و شمارا به هدف نزدیک‌تر کرده است؟ این ابزار به شما یک لیست رتبه‌بندی از نرخ تبدیل هدف را با کانال مربوطه نشان خواهد داد.·  ابزارAnalytics Intelligence  با خزش در دیتاها و سرویس‌هایتان، شمارا از تغییرات عمده و یا فرصت‌هایی که باید از آن آگاه باشید مطلع می‌سازد. به‌عنوان مثال می‌تواند به یک صفحه فرود خاص اشاره کند که کارآمدتر از معمول است.· شما با کمک Google Analytics Intelligence  در داخل پنل گوگل آنالیتیکس خود قادر خواهید بود تا با تایپ کردن با گوگل صحبت کنید و پاسخ سوالات خود راجع به وب‌سایت‎تان را دریافت نمایید. درواقع هر امکانی را که گوگل آنالیتیکس در اختیار شما قرار می‌دهد، درGoogle Analytics Intelligence   نیز می‌توانید با تایپ کردن و برقراری ارتباط متنی با گوگل، از برخوردار شوید. این امکان گوگل آنالیتیکس برای افراد تازه‌کاری که خیلی با پنل گوگل آنالیتیکس آشنا نیستند نیز می‌تواند بسیار مفید واقع شود.شاید بپرسید فایده این امکانGoogle Analytics Intelligence چیست؟ درصورتی‌که بدون این ویژگی نیز آنالیتیکس این خدمات را در اختیار ما قرار می‌دهد. باید بگوییم که میزان موفقیت کمپین‌ها و اهداف تعریف شده به ما کمک می‌کند که علاوه بر سادگی کار با گوگل آنالیتیکس بتوانیم از امکاناتی که از آن خبر نداریم نیز استفاده کنیم زیرا در هنگام استفاده از این بخش شما با سوالات پیشنهادی از سوی گوگل نیز مواجه می‌شوید. همان‌طور که پیشتر اشاره کردیم این امکان گوگل برای افراد تازه‌کار می‌تواند بسیار مفید باشد.پس در هربار رفرش یا باز کردن گوگل آنالیتیکس می‌توانیم در این قسمت با یک سری از ویژگی­های گوگل آنالیتیکس آشنا شویم. به‌طور مثال چند موردی که برای وب‌سایت ما ارائه شد در زیر نمایش داده‌ایم:این تصویر به ما می‌گوید که در این ماه تعداد کاربران نسبت به قبل تقریبا 4.5 درصد افزایش یافته است.در اینجا در مورد سرعت صفحات مهم به ما اطلاعاتی می‌دهد.یا در اینجا در مورد یک اتفاق غیرعادی یعنی افزایش تعداد کاربران یک صفحه صحبت می‌کند.-2) تکنیک دوم site monitoring:این تکنیک خیلی کم استفاده می‌شود. اصلا با فرد درگیر نمی­شوید و آن فرد متوجه مشاهده شما نمی­شود. عکس می‌گیریم یا نرم‌افزار فعال می‌کنیم یا گزارش برمی‌داریم و... این روش جزء روش­های کم‌هزینه است.بعدازاینکه اطلاعات را از کاربران به دست آوردیم باید آن‌ها را آنالیز و تجزیه کنیم و خروجی را در قالب­های زیر می‌توانیم به دست آوریم و به تیم طراحی بدهیم.پرسونا[1]پرسونا یک شخصیت خیالی ، مبتنی بر داده‌های واقعی می­باشد. پرسونا بر اساس داده‌های ما یک کاراکتر غیرواقعی را تعریف می‌کند یعنی این شخص وجود خارجی ندارد اما ویژگی‌هایش نماینده‌ای از ویژگی‌های افرادی است که در بازار هدف ما قرارگرفته‌اند. (ماکروسافت انتی پرسونا می­نویسد. یعنی می‌گوید من به همه approch می‌کنم به‌غیراز این‌ها)ما سایت را برای کاربرانمان طراحی می‌کنیم پس ابتدا باید پرسونا را دربیاوریم و بعد برای این افراد طراحی کنیم. برخی همین‌طور بی‌دلیل فیچر اضافه می‌کنند درصورتی‌که نمی‌دانند برای کاربر طراحی می‌کنند یا نه. باید اهداف، خصوصیات دموگرافی، خصوصیات جئوگرافی، ویژگی‌های شخصیتی و ... افرادی که از محصول ما استفاده می‌کنند مشخص شود.چطور می‌توانیم به همه کاربران دسترسی داشته باشیم و همه را بشناسیم؟بازار یا همان مارکت جایی است که عرضه به تقاضا می‌رسد یعنی ما اپلیکیشنی داریم و فردی آن را روی گوشی خود نصب می‌کند . بازار ما پر از آدم‌های مختلف است که درجاها و شرایط مختلف می‌توانند از محصول ما استفاده کنند. بخش‌بندی بازار به این معنی است که ما یکسری معیار انتخاب کنیم که این معیارها می‌توانند بر اساس رفتار افراد، مدل زندگی‌، جمعیت شناختی، جغرافیا و محیط زندگی، روانشناسی و ... باشد. سپس بر اساس این معیارها می‌توانیم بازار را به بخش‌های مختلف تقسیم کنیم. مثلا بازار شهرهایی که فرودگاه دارند، مردان 20 تا 28 سال که میانگین درآمد ماهانه‌شان بیش از 3 میلیون است و ... معیارها را وزن دهی می‌کنیم و بعد رتبه هر بخش را به دست می‌آوریم و درنهایت متناسب با رتبه‌ای که می‌گیرد اولویت‌بندی می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم وارد آن بخش بشویم یا نه.حال فرض کنید ما دو بخش داریم که در سطوح مختلف قرار دارند. در این شرایط میانگینی از هر دو را در نظر می‌گیرم ( مجبور نیستیم برای هرکدام محصولی جداگانه طراحی کنم) این محصول آرمانی نیست اما هر دو بخش را در نظر می‌گیرد.مزایای تعریف پرسونا چیست؟· با این کار طراح می‌فهمد که برای چه کسی طراحی می‌کند.· ارتباط را راحت‌تر می‌کند مثلا وقتی میگوییم باید فلان کار را بکنیم می‌توانیم بر اساس پرسونا دلیل بیاوریم.· اگر می‌خواهیم به‌صورت مکرر[2]طراحی کنیم و تست بگیریم لازم است بدانیم قرار است از چه کسانی تست گرفته شود . با چه کسانی در ارتباط خواهیم بود.ما بر اساس بخش‌بندی‌ای که واحد مارکتینگ برای بازار انجام داده است پرسونا را تهیه می‌کنیم. این چارچوب را می­سازیم تا بدانیم کجاها باید نمونه بگیریم.یو ایکس و داستان کاربر (User Story)قبلا بیان کردیم که در ابتدا باید بتوانیم نیازهای کاربر را پیدا کنیم و کاربران و کسب­وکار خود را به‌خوبی بشناسیم. در این راه باید بتوانیم user story یا داستان کاربر را بنویسیم به این صورت که باید نیاز کاربر را به‌صورت داستان بیان کنیم و در این داستان به سوالاتی پاسخ دهیم. اینکه کاربران چه افرادی هستند، به چه چیزهایی نیاز دارند و چرا به این موارد نیاز دارند. وقتی ما محصولی را به وجود می­آوریم باید بتوانیم در مسیر اهداف کاربر حرکت کنیم و تجربه­ای را خلق کنیم که منجر به رضایت و موفقیت کاربر شود یعنی چیزی را به وجود آوریم که یک نیازی از کاربرمان را برطرف کند و او را به هدفش برساند. برای ایجاد داستان کاربر باید ابتدا پرسونای خود را مشخص کنیم و با توجه به آن داستان کاربر مربوط به هر پرسونا را بنویسیم.هر داستان کاربر شامل سه بخش می­باشد: خلاصه، جزئیات و اولویت. در ادامه این سه بخش را توضیح می‌دهیم. فرض کنید که یک وب‌سایت فروش آنلاین بلیط سفر داریم.در بخش خلاصه باید خلاصه داستان کاربر و اهداف او را بیان کنیم. تعدادی از user story های مربوط به کسب­وکاری که مثال زدیم را بیان می‌کنیم.o به‌عنوان یک کاربر می‌توانم یک حساب کاربری را در این وب‌سایت ایجاد کنم.o به‌عنوان یک کاربر می‌توانم بلیط خود را جست‌وجو کنم.o به‌عنوان یک کاربر می‌توانم بلیط خود را کنسل کنم.در بخش جزئیات بیان می‌شود که چگونه یک عملکرد خاص انجام شود تا کاربر بتواند به آن هدفی که در بخش خلاصه بیان کردیم برسد به‌عنوان مثال در بخش خلاصه ذکر شد که به‌عنوان یک کاربر می‌توانم یک حساب کاربری را در این وب‌سایت ایجاد کنم. اما برای بیان جزئیات این هدف می‌توانیم بگوییم :کاربر روی دکمه ایجاد حساب کاربری کلیک می‌کند و برای او فرمی باز می‌شود که در این فرم اطلاعاتی چون ایمیل، شماره موبایل، رمز عبور و تایید رمز عبور را می‌گیرد. برای این فیلدها باید این قوانینی وجود داشته باشد مثلا ایمیل باید به‌صورت استاندارد وارد شود و در غیر این صورت خطا گرفته شود. برای شماره موبایل باید 11 کاراکتر وارد شود. رمز عبور باید حداقل 6 کاراکتر و حداکثر 20 کاراکتر باشد و تایید رمز عبور باید دقیقا برابر با رمز عبور باشد. درواقع بخش جزئیات در داستان کاربر مشخص کننده روندی است که برای هر داستان کاربر باید انجام شود.و اینکه در بخش اولویت باید بتونیم آن user story هایی را انتخاب کنیم که برای ما مهم­ترند و اولویت بالاتری دارند. عوامل متعددی برای اولویت‌بندی وجود دارد که تعدادی از آن‌ها را به‌صورت زیر بیان کنیم:اهداف کسب­وکار: اگر داستان کاربری وجود دارد که به اهداف درامد کسب‌وکار تاثیر می­گذارد باید اولویت بالاتری داشته باشد.وابستگی عملیاتی پروژه: اگر برای انجام یکسری از داستان‌های کاربر به انجام یک داستان کاربر دیگری نیاز داشته باشیم باید اول پیش‌نیازی‌ها را در اولویت قرار دهیم.زمان طراحی موردنیاز: اگر تیم توسعه، پیاده­سازی یک userstoryرا سریع‌تر بداند و اجرای آن را برای پیش برد اهداف تجاری محصول توصیه کنند این userstory اولویت بیشتری دارد.سفر کاربر (User Journey)بهتر است قبل از اینکه این مفهوم را توضیح دهیم در مورد user flow صحبت کنیم. در حقیقت user flow نشان می‌دهد که کاربر در تعامل با محصول ما برای اینکه به هدف خود برسد چه فعالیت‌هایی را انجام داده است و درواقع مسیر کاربران را نمایش می‌دهد.User flow را می‌توان با استفاده از google analytics به دست آورد که شبیه به شکل زیر می­باشد.[1] Persona[2]Iterativeاما سفر کاربر یا سفر مشتری شکل و طراحی‌ای می­باشد که به‌طور بصری user flow را توضیح می‌دهد یعنی تعاملات کلیدی را پیدا می‌کند و جزئیات هدف، انگیزه و احساسات کاربر را در هر مرحله توضیح می‌دهد.در حقیقت user flow به فرآیند پیموده شده در هنگام کار با محصول توجه می‌کند درحالی‌که سفر کاربر به طراحی تجربه کاربری کل فرآیند توجه می‌کند. نمونه­ای از سفر کاربر را می‌توان در زیر مشاهده کرد.سناریو کاربر چیست؟سناریو کاربر شرح مفصلی از دلایل و نحوه استفاده مشتریان از محصولات ما را بیان می‌کند. هرچند که سناریو بسیار مفصل‌تر و آموزنده‌تر از داستان کاربری است، اما شما همچنان باید آن را در حیطه اطلاعات مهم مربوط به تجربیات کاربر از استفاده از محصول خود حفظ کنید. سناریو کاربر انگیزه و هدف اصلی کاربران را از استفاده از محصول و یا بازدید وب‌سایت شما بیان می‌کند.یک سناریو کاربری کامل از داستان کوتاهی که در آن زمینه استفاده از محصول به‌روشنی شرح داده شده است، به دست می‌آید و به سوالاتی این‌چنینی پاسخ می‌دهد: کاربرانی که از محصولات ما استفاده می‌کنند چه کسانی هستند؟ این کاربران قصد انجام چه‌کاری با محصولات ما دارند؟ چگونه کاربران قصد رسیدن به اهداف خود رادارند؟ چرا کاربران باوجود گزینه‌های دیگر، محصول ما را انتخاب کرده‌اند؟بهتر است با استفاده از عبارات و جملات یک کاربر، سناریو کاربری را تا جای ممکن به حقیقت نزدیک‌تر کنیم. به‌این‌ترتیب شما می‌توانید رونوشت‌های خود را از یک سناریو کاربری تنظیم کنید.هرچند که داستان کاربری تفاوت‌هایی با سناریو کاربری دارد، اما هر دو آن‌ها به‌طور مشترک در ایجاد تجربه کاربری مورد استفاده قرار می‌گیرند. داستان کاربری نسبت به سناریو کاربری بسیار کوتاه‌تر است و مانند میانبری برای آن عمل می‌کند.چگونه داستان و سناریو کاربر در ایجاد تجربه کاربری مورد استفاده قرار می‌گیرند؟اصلی‌ترین مزیت ایجاد داستان و سناریو کاربر، نگه‌داشتن وی به‌عنوان اصلی‌ترین رکن تولید محصول است زیرا به‌این‌ترتیب می‌توان ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی که به اهداف مشتریان مربوط می‌شوند را استخراج کرد. هر دو این‌ها به طراحان و توسعه‌دهندگان وب‌سایت این امکان را می‌دهد که در ذهن خود تصویر کاملی از تمامی تکنیک‌های موردنیاز برای پیاده‌سازی ایجاد کنند.ازآنجایی‌که داستان کاربر اهداف و انتظارات یک کاربر از محصول ما را بیان می‌کند، یک طراح UX می‌تواند به‌صورت دقیق‌تری سطح دشواری، مقیاس و زمان موردنیاز برای انجام هر وظیفه در پروژه را تخمین بزند.از سوی دیگر سناریو کاربر تمامی اطلاعات مهم در مورد نحوه تعامل کاربر با محصول را شامل می‌شود و درنتیجه می‌تواند در کشف نیاز‌های اساسی بسیار مهم واقع شود. می‌توان گفت که یک سناریو کاربری خوب مسیر طی شده توسط یک کاربر نوعی و ابزار‌هایی که وی برای رسیدن به هدف خود نیاز دارد را شرح می‌دهد. علاوه بر این، سناریو کاربر یک بینش بیشتر نسبت به چیز‌هایی که تغییراتشان موجب ایجاد هیجان در کاربران می‌شود را عرضه می‌کند.همچنین سناریو کاربر به‌عنوان پایه و معیاری برای نقشه‌برداری از تجربه کاربران مورد استفاده قرار می‌گیرد. درواقع گاهی اوقات از خود سناریو نیز می‌توان به‌عنوان یک برد و نقشه استفاده کرد. ازآنجایی‌که امروزه داستان‌گویی مجازی از جایگاه مناسبی برخوردار است، ما باید به‌عنوان یک طراح UX از سناریو‌های پایه و مناسب برای ایجاد یک مسیر برای کاربران استفاده کنیم.پس می‌توان نتیجه گرفت که داشتن اطلاعات زیادی در مورد کاربران نوعی همیشه می‌تواند مفید باشد. به‌خصوص زمانی که شما این اطلاعات را تبدیل به ابزار‌های معنا‌دار و مفیدی برای طراحی تجربه کاربری بکنید. در حالت کلی می‌توان گفت که داستان و سناریو کاربری به‌عنوان یک ابزار پژوهشی تجربه کاربری قدرتمند مورد استفاده قرار می‌گیرند. این ابزار نه‌تنها فرآیند طراحی را قدرتمند‌تر می‌سازند، بلکه تیم توسعه را در درک دلایل نوشتن کد‌هایشان یاری می‌کنند. یک داستان کاربری مناسب مانند استخوان‌بندی و یک سناریو کاربری خوب مانند عضلات یک تجربه کاربری عمل می‌کنند. این دو مورد در کنار یکدیگر منجر به تولید محصولی باکیفیت مناسب می‌شوند که نیاز‌های مشتریان را رفع کرده و رضایت آن‌ها را جلب می‌کند.تفاوت وایر فریم، پروتوتایپ و موکاپ چیست؟وایر فریم اسکلت کلی را تشکیل می‌دهد یعنی اگر وایر فریم محصول خود را به کارفرما یا شخص دیگر نشان دهید به‌راحتی می‌تواند یک شمای کلی را در ذهن خود تجسم کند. جزییات استفاده شده در وایر فریم بسیار کم می‌باشد و وایر فریم تنها یک قالب کلی است که در آن تعاملاتی وجود ندارد و آماده‌سازی آن زمان اندکی را به خود اختصاص می‌دهد شباهت آن به محصول نهایی کم می‌باشد و در کنار آن توضیحاتی برای فهم بیشتر قرا می‌گیرد.پروتوتایپ شامل جزییات بیشتری می‌باشد و شباهت بسیار زیادی به محصول نهایی خواهد داشت که تعاملات نهایی کاربر با ظاهر محصول را شبیه‌سازی می‌کند. می‌توان کارایی یک محصول در رابط کاربری و همچنین تجربه‌ی کاربری را با پروتوتایپ فهمید. از پروتوتایپ می‌توان برای تست محصول و رفع مشکلات اولیه استفاده کرد. طراحی و پیاده‌سازی پروتوتایپ نسبت به وایر فریم زمان و هزینه‌ی بیشتری طلب می‌کندپروتوتایپ کاغذی نیز پروتوتایپی است که بر روی کاغذ کشیده می‌شود اما باید در اینجا فردی حضور داشته باشد یا اینکه توضیحاتی بیان شود که کاربر با کلیک روی دکمه­ای بر روی این صفحه کاغذی به چه صفحه­ای منتقل می‌شود.موکاپ یک طرح ثابت می‌باشد که جزییات زیادی از محصول را شامل می‌شود اما شامل تعاملات کاربر نمی‌شود و در آن از تصاویر و مطالب واقعی استفاده می‌شود که برای جلب نظر و تایید کارفرما بسیار مناسب می‌باشد و شباهت آن به محصول نهایی بسیار زیاد می‌باشد اما هزینه‌ی تهیه‌ی آن از وایر فریم بیشتر و از پروتوتایپ کمتر است.حال که با روش‌های مختلف نیازسنجی آشنا شدیم با مفهوم جدیدی به نام کاربردپذیری آشنا خواهیم شد.یو ایکس و کاربردپذیریتعریفکاربردپذیری یا قابلیت استفاده، یک خاصیت کیفی است، که تعیین‌کننده درجه آسانی استفاده از رابط کاربری است. کاربرد­پذیری یعنی آیا کاربر می‌تواند به سهولت به هدف خود در محصول شما دست یابد؟ آیا کاربران شما می‌توانند به‌راحتی به وظایف خود عمل کنند؟ همچنین این لغت به متدهایی برای آسان‌تر کردن کاربرد، طی مرحله طراحی اشاره می‌کند.مولفه های کاربردپذیریکاربردپذیری دارای چند مولفه اصلی می­باشد:1) قابلیت یادگیری( learnability ): امکانات و ویژگی‌ها باید به‌سادگی قابل فراگیری و یادگیری باشند. آیا در نخستین مواجهه، کاربر می‌تواند به‌سادگی یاد بگیر چگونه از سیستم شما استفاده کند؟2) قابلیت به یادسپاری( Memorability ): کاربر باید بتواند مهارت‌های استفاده از طراحی را به یاد آورد، هنگامی‌که کاربران پس از یک دوره زمانی طولانی به سیستم دوباره باز می­گردند، آیا می‌توانند مهارت خود را بازسازی کنند؟3) خطاها( Errors ): تعداد خطاهایی که کاربر در رویارویی با سیستم می‌گیرد چه مقدار است؟ آیا این خطاها کاربر را از مسیرش دور می‌کنند؟4) رضایتمندی( Satisfaction):کاربر پس از استفاده از سیستم باید در لحظه خروج حس رضایت­مندی داشته باشد. آیا کاربران از سیستم شما راضی هستند؟اهمیت کاربردپذیریدر وب، کاربردپذیری یک شرط اساسی برای بقا است. اگر استفاده از یک سایت سخت باشد، اگر صفحه اصلی نتواند به‌وضوح نشان دهد که وب‌سایت چه چیزی ارائه می‌کند و یا کاربران در این سایت چه‌کارهایی می‌توانند انجام دهند، اگر کاربران در سایت گم شوند، یا اگر خواندن اطلاعات یک وب‌سایت سخت باشد و پاسخگوی سوالات کلیدی کاربران نباشد ، کاربر به‌راحتی آن را بسته و از آن خارج می‌شود. نکته اینجا است که وب‌سایت محصولی نیست که کاربران حاضر باشند برای استفاده از آن یک دفترچه راهنما را بخوانند یا بخواهند زمان زیادی صرف کنند تا از رابط کاربری سر دربیاورند. همچنین تعداد رقبا هرروز بیشتر شده و یک سایت چندین نمونه­ی مشابه خواهد داشت پس کاربران اصراری به استفاده از سایت شما نخواهند داشت!به‌عنوان نمونه، تصویر زیر، صفحه اصلی یک وب‌سایت است که کاربر در مواجهه با آن، متوجه نمی­شود که سایت چه امکاناتی دارد و به‌احتمال زیاد، سایت را ترک می‌کند.بنابراین وقتی کاربران با سختی در سایت مواجه می‌شوند ترک کردن سایت اولین واکنش و طبیعتا آخرین واکنش آن‌ها است.مفید بودن سایتزمانی که محصول یا وب‌سایتی برای ما مفید باشد و ما را به چیزی که می‌خواهیم برساند می­گوییم مفید و مفید است. می­دانیم که کاربران یک سری نیازها دارند و زمانی به وب‌سایت ما مراجعه می‌کنند که بدانند احتمال این‌که این وب‌سایت بتواند نیاز آن‌ها را برطرف کند وجود دارد. حال فرض کنید کاربری برای رفع نیاز خود به وب‌سایت ما مراجعه کند اما نتواند نیاز خود را برطرف کند. در این صورت می­گوییم وب‌سایت ما برای این کاربر مفید نبوده است.ارتباط کاربردپذیری و مفید بودنحال می‌خواهیم این دو مفهوم یعنی کاربردپذیری و مفید بودن را در کنار هم قرار دهیم. فرض کنید ما یک سایت فروش بلیط هواپیما داریم و سایت ما بسیار کاربردپذیر است یعنی اگر به فردی این وظیفه را بدهیم که وارد سایت ما شود و از سایت ما بلیط هواپیما تهیه کند به‌راحتی بتواند این کار را انجام دهد و به‌راحتی و سهولت به هدفی که ما برای او تعیین کرده­ایم برسد. حال فرض کنید که کاربری وجود دارد که به دنبال بلیط قطار می­گردد و با سرچ خود در گوگل، احتمال می‌دهد که وب‌سایت ما بتواند نیاز او یعنی خرید بلیط قطار را برآورده کند پس وارد سایت ما می‌شود، اما با جستجو در سایت ما نمی‌تواند نیاز خود را برطرف کند پس سایت را ترک می‌کند. اینجا می­گوییم که سایت ما برای این کاربر مفید نبوده است.قابل‌ذکر است که این دو مفهوم به روی هم تاثیر می­گذارند مثلا فرض کنید که فردی برای رفع نیاز بلیط هواپیما وارد سایت ما شود و سایت ما کاربردپذیری خوبی نداشته باشد و کاربر با گشتن در سایت ما گیج می‌شود و به هدف خود نمی­رسد پس در اینجا قابل استفاده نبودن سایت باعث شده است که کاربر به هدف خود نرسد و نتیجتا سایت مفید هم نخواهد بود.دسترس پذیری[1]چیست؟مفهوم دیگری به نام دسترس­پذیری وجود دارد که یک تفکر در طراحی صفحات وب است که باعث می‌شود یک سایت برای طیف خاصی از افراد در دسترس باشد. به‌صورت کلی دسترس­پذیری بدین معنی است که یک وب‌سایت برای هرکسی که از آن بازدید می‌کند قابلیت پیمایش داشته باشد و فرد بتواند اطلاعات موردنظر خود را به‌سرعت به دست آورد.پیاده‌سازی دسترس پذیری نیازمند پیشرفت‌های جدید در تکنولوژی و توسعه وب است. طراحی صفحات وب با توجه به قابلیت دسترسی از عوامل بسیار دشواری است که توسعه‌دهندگان و برنامه نویسان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. قابلیت دسترسی عوامل مهمی چون کنتراست بالای متن، قرار دادن نسخه صوتی محتوا برای نابینایان و ... را شامل می‌شود. بدون شک در بین افرادی که از یک وب‌سایت استفاده می‌کنند اشخاصی وجود دارند که دارای ناتوانی‌های جسمی و ذهنی بوده و قادر نیستند محتوای آن سایت را به‌صورت معمول دریافت کنند. بنابراین قابلیت دسترسی فهم محتوای یک سایت را برای افراد که دارای اختلالات بینایی، جسمی و ذهنی هستند، فراهم می‌آورد.در همه جای دنیا افرادی هستند که مشکل بینایی دارند. خیلی از افراد کوررنگی دارند. مثل مارک زاکربرگ موسس فیس‌بوک که دقیقا به همین دلیل رنگ فیس‌بوک را آبی انتخاب کرد زیرا به خاطر کوررنگی‌اش نمی‌تواند سبز و قرمز را درست ببیند اما آبی را به‌خوبی می‌بیند.عده‌ای نیز ناتوانی حرکتی دارند. مثلا قدرت ماهیچه ایشان کم بوده و نمی‌توانند از موس کامپیوتر یا کیبورد استفاده کنند که نمونه حادش فیزیکدان معروف استیون هاوکینگ است.برخی هم مشکل شنوایی دارند و مثلا ممکن است در هنگام تماشای ویدیو صدایش را نشنوند. مثل رییس جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون.دسته چهارم ناتوانی‌های جسمی کسانی هستند که مشکلات ذهنی دارند. این دسته شامل مشکلاتی از قبیل حافظه کوتاه مدت ضعیف تا قدرت تمرکز پایین و بیش فعالی و خوانش‌پریشی می‌شود. دنیل ردکلیف بازیگر فیلم هری پاتر این مشکل را دارد و خواندن را براش خیلی دشوار می‌کند.ارتباط کاربردپذیری و تجربه کاربریما در ابتدا مفهوم کاربردپذیری را بیان کردیم اکنون می‌خواهیم کاربردپذیری و UX را در کنار یکدیگر قرار دهیم.در فرآیند راه‌اندازی و طراحی سایت هدف اصلی کاربردپذیری، استفاده آسان برای کاربران سایت است؛ درحالی‌که هدف اصلی تجربه کاربری شامل احساسات عمومی کاربر قبل، حین و پس از استفاده از سایت است.کاربردپذیری نقش بسیار مهمی در طراحی تجربه کاربری دارد. به این معنی که استفاده صحیح از کاربردپذیری در تولید یک محصول یا وب‌سایت، می‌تواند احساس رضایت در کاربران ایجاد کند و همچنین درصد خطای استفاده نادرست توسط کاربران را کاهش دهد.کاربردپذیری احساس رضایت و حس عاطفی بسیار خوبی در کاربر ایجاد می‌کند و از این طریق می‌تواند باعث بهبود تجربه کاربری شود. برای درک بهتر این مفهوم به دو مثال زیر توجه کنید:دو جعبه کوچک و بزرگ را در نظر بگیرید؛ جعبه بزرگ به علت اندازه بزرگ در هنگام حمل‌و‌نقل و استفاده شمارا با مشکل مواجه می‌کند! اما جعبه کوچک‌تر به دلیل اندازه مناسب در هنگام استفاده و حمل می‌تواند رضایت شمارا جلب کند. قابلیت استفاده آسان از جعبه سبب می‌شود تا تجربه کاربری شما نیز بهبود پیدا کند.اگر جاده­ای پهن و مستقیم باشد و کاربر را از نقطه‌ی A به B برساند، این جاده کاربردپذیر است. اما ممکن است جاده‌ای حوصله سر بر، بدون برانگیختن احساسات فرد باشد. جاده­ای که احساسات فرد را برانگیزد و منظره، هوا و عطر و بوی خوبی داشته باشد جاده‌ای باتجربه کاربری خوب است.سوالی که در اینجا پیش می­آید این است که آیا تجربه کاربری بدون کاربردپذیری ممکن است؟ در جواب باید گفت بله. مفهوم کاربردپذیری و تجربه کاربری دو مفهوم مجزا می‌باشند و با یکدیگر تفاوت دارند.اولین نیازی که سایت شما باید برطرف کند این است که درست کار کند و باگی در طراحی وب‌سایت شما وجود نداشته باشد.دومین نیاز، پس از نیاز به درست کار کردن، مسئله کاربردپذیری است. سایت شما باید کاربردپذیر باشد و کار کردن با آن راحت باشد. باید به کاربران کمک کند که به‌راحتی به هدفشان در سایت برسند و یا محتوای موردنظرشان را بیابند.در پایان نیز عامل جذابیت و لذت‌بخش بودن نقش گیلاس روی کیک را بازی می‌کند. آیا کار کردن با وب‌سایت شما سرگرم کننده است؟ آیا کار کردن با سایت شما برای کاربر لذت‌بخش است؟درحالی‌که کاربردپذیری بیشتر دغدغه­اش بر روی سادگی کار با سایت است، تجربه کاربری (UX) در عمل در فضایی بین لذت‌بخش بودن سایت و کاربردپذیری آن قرار می‌گیرد. تعامل بین دو عامل لذت­بخش بودن و کاربردپذیری، تجربه­ی کاربری را برای کاربر نهایی تعریف می‌کند و اگر یکی از عامل‌ها نقص داشته باشد احتمال به خطر افتادن و ضعیف شدن تجربه­ی کاربری بسیار زیاد خواهد بود.به زبان ساده در کاربردپذیری، هدف صرفا راحتی برطرف شدن نیاز است که می‌تواند به شیوه‌ای خشک و بدون لذت یا به شیوه‌ای مثبت و کارآمد صورت پذیرد. اما هنگام استفاده از مفهوم تجربه کاربر، منظور رسیدن به این است که آیا کاربر در هنگام رسیدن به هدفش تا حد ممکن لذت برده است یا خیر.کاربردپذیری یعنی آیا کاربر می‌تواند به سهولت به هدف خود در محصول شما دست یابد. درحالی‌که تجربه کاربری تجربه‌ای است که کاربر در مواجهه با محصول یا خدمت (همه ابعاد آن) به دست می­آورد. تجربه کاربری یک مفهوم انتزاعی است و به احساس کاربر مرتبط است درحالی‌که کاربردپذیری درباره عملکرد محصول و قادر سازی کاربر برای به دست آوردن هدف موردنظرش به سهولت می‌باشد.در تصاویر زیر می‌توان به‌صورت بصری مفهوم uxو کاربردپذیری را درک کرد.[1] accessibilityتست کاربردپذیریتست­های کاربردپذیری شمارا در شناسایی مواردی که کاربران با محصول موردنظر مشکل دارند یاری کرده و شمارا کمک می‌کند تا بتوانید پیشنهاداتی برای ارتقای محصول ارائه دهید. هدف از انجام این تست­ها درک بهتر چگونگی تعامل کاربر با محصول و ارتقای محصول بر اساس نتایج می­باشد.در یک تست کاربردپذیری، کاربران حقیقی سعی در اجرای اهداف و دستورهایی با محصول تحت شرایط کنترل­شده دارند. محققان، ذی­نفعان و اعضای تیم توسعه به مشاهده و جمع آوری داده و یادداشت‌برداری حین تست می­پردازند. تست­های کاربردپذیری به‌واسطه­ی انجام دستورهای حقیقی توسط کاربرهای حقیقی، امکان جمع­آوری داده­هایی مرتبط با عملکرد، مانند زمان اجرای یک دستور، نرخ خطا و موفقیت یک دستور را فراهم می‌کنند. این تست ابزاری برای مشاهده کاربر و موفقیت آن‌ها در استفاده از محصول می­باشد که جایگزینی برای آن وجود ندارد. این تست طراحان و برنامه نویسان را یاری می‌کند تا درک مناسبی از کاربران به دست آورده و همچنین آن‌ها را کمک می‌کند تا طراحی­هایی جایگزین در جهت پشتیبانی بهتر از محصول بیابند.راهکارهای مختلفی برای تست کاربردپذیری وجود دارد. در ابتدا بار دیگر تعریف کاربردپذیری را مرور کنیم. کاربردپذیری یک مفهوم کیفی است و به این مسئله اشاره دارد که کارکرد با یک سیستم یا محصول تا چه میزان برای کاربر ساده است، کاربر در برخورد با سیستم چقدر راحت، سریع و موثر می‌تواند هدف خود را دنبال کرده و کار خود را با رضایت و به‌سادگی به پایان برساند، همچنین امکانات سایت تا چه میزان نیازهای کاربر را پوشش داده است. بنابراین این مفهوم، تاثیر مهمی بر کیفیت محصول شما خواهد داشت و درصورتی‌که مشکلات کاربردپذیری شناسایی و رفع نشوند، منجر به ایجاد تجربه‌ای ناخوشایند برای کاربر حین استفاده از محصول خواهد شد.راهکار اول: استفاده از ابزارهای آنالیتیک و مانیتورینگروش‌های مختلفی برای تشخیص مشکلات کاربردپذیری و درک بهتر رفتار کاربر هنگام کار با یک محصول وجود دارد. یکی از اولین راه‌ها، استفاده از ابزارهای آنالیتیک و مانیتورینگ است. برای این منظور ابزارهای آنلاین بسیاری از قبیل گوگل آنالیتیکس (که از معروف‌ترین آن‌هاست) و ابزارهای دیگری همچون Clicky , Kiss metrics , Piwik , Mixpanel , Woopra  و…وجود دارد که هرکدام مزیت‌ها و معایب خاص خود رادارند.با استفاده از این ابزارها می‌توان اطلاعات مفیدی را از کاربران کسب کرد و در زمینه­های مختلف از آن‌ها استفاده کرد.o گوگل آنالیتیکسبرای شروع، شاید بتوان از ابزار آنالیتیکس گوگل استفاده کرد که کاملا رایگان است. این ابزار با داشتن راهنماهای کافی و مطالعه­ی آن‌ها، به‌راحتی قابل استفاده خواهد بود.اما باید توجه داشت که داده‌های آنالیتیکس معمولا کمّی هستند و باید به مقدار کافی ترافیک روی سایت شما وجود داشته باشد تا بتوانید اطلاعات قابل استنادی از آن استخراج کنید. همچنین باید در نظر داشت که این داده‌ها، تنها نمایانگر فعالیت و رفتار کاربر در سایت شما هستند و تحلیل مفاهیم مربوط به این مسئله بر عهده‌ی شماست.سایر ابزارهایی که نام بردیم هم کاربردها و ویژگی‌هایی شبیه به گوگل آنالیتیکس دارند که در زیر خلاصه­ای کوتاه از ابزارهای نام برده آورده شده است.o Clickyمهم­ترین شاخصه clicky، راحتی استفاده از آن می­باشد. همچنین برای سیستم عامل­های مختلف نیز دارای اپلیکیشن می­باشد که این کار دسترسی به گزارش­های آن را آسان­تر کرده است.o Kiss metricsبرای این پلتفرم باید ماهیانه هزینه­ای را پرداخت کرد.o Piwikمهم‌ترین تفاوت Piwik با گوگل آنالتیکس، در این است که به کاربرانش اجازه می‌دهد در صورت تمایل داده‌هایشان را در سرورهای خودشان نگه­داری کنند.o MixpanelMixpanel از شما می‌خواهد سؤالات متنوعی را که می‌خواهید با استفاده از داده‌هایتان به آن‌ها پاسخ دهید طرح کنید و سپس آن داده‌های به‌خصوص را دنبال کنید. بعضی از امکانات این پلتفرم به‌صورت رایگان قابل  استفاده است و برای استفاده از کل امکانات آن باید از نسخه پولی آن استفاده کنید.o Woopraبا استفاده از  Woopraمی‌توانید داده‌ها را در وب‌سایت، ایمیل، اپلیکشن و سایر رسانه‌هایتان دنبال کنید. این پلتفرم مانند سایرین به شما  تحلیل‌های هم‌زمان ارائه می‌کند. نقطه تمایز این پلتفرم، ایجاد نمایه برای هر یک از مشتریان شماست. شما می‌توانید به‌جای بررسی داده‌های ناشناس، فعالیت‌های هر مشتری به‌خصوص را دنبال کنید.  بر اساس تعداد آیتم‌هایی که بنا دارید استفاده کنید، می‌توانید از نسخه رایگان یا پولی این پلتفرم استفاده کنید.ابزارهای مانیتورینگابزارهایی برای مانیتورینگ یا نظارت بر سایت وجود دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توانیم مدیریت بحران روی سایت را داشته باشیم و اطمینان یابیم که سایت ما بدون هیچ مشکلی و در 24 ساعت شبانه‌روز به‌درستی کار می‌کند. به‌عنوان مثال می‌توان updown که پولی است و pingometer که قسمتی از آن رایگان می­باشد و statueokکه رایگان و منبع باز است و monitorityکه رایگان است را نام برد.همان‌طور که در کاربردپذیری گفتیم باید بتوانیم کاربر را به‌راحتی به هدفش برسانیم اما اگر وب‌سایت ما Down شود یعنی کاربردپذیری خوبی نداریم پس درنهایت تجربه کاربری خوبی نخواهیم داشت و طبیعتا این اتفاق اثرات دیگری را هم روی وب‌سایت ما خواهد داشت مثلا اگر سایت فروش باشیم این اتفاق باعث کاهش فروش ما می‌شود اما ما در اینجا در مورد تجربه کاربری صحبت می‌کنیم.از ابزارهای دیگری که با آن‌ها می‌توان رفتار کاربران را بررسی کرد و اطلاعاتی را به دست آورد که بتوان با آن‌ها کاربردپذیری را بهبود داد می‌توان به hotjarو crazyegg و ... اشاره کرد.در ادامه به‌طور کامل hotjar را معرفی می‌کنیم.ابزار HotjarHotjar یک ابزار جدید و قدرتمند می­باشد که با آن می‌توان رفتار آنلاین کسانی که به سایت ما می­آیند را مشاهده کرد و از آن‌ها فیدبک گرفت مثلا استفاده از این داده­ها، می‌تواند ما را در بهبود تجربه کاربری و نرخ تبدیل کمک کند.در سایت Hotjar نوشته شده است: دیگر لازم نیست حدس بزنید کاربری که به سایت شما می­آید چه واکنشی را نشان می‌دهد بلکه با ابزارها و امکاناتی که Hotjar فراهم کرده است به‌راحتی می­توانید رفتار کاربر را مشاهده کرده و به اشکالات و نقاط قوت و ضعف خود پی ببرید.ابزارهای Hotjar به دو دسته تقسیم می‌شوند. برخی از آن‌ها در حوزه آنالیز می‌باشند و بقیه نیز برای گرفتن فیدبک از کاربران استفاده می‌شوند. Hotjar در صفحه اول سایت خود عکس زیر را گذاشته است و بیان کرده است که Hotjarهم Analytics و هم Feedbackرا هم‌زمان شامل می‌شود.ابزارهای آنالیز در Hotjar1) Heatmapsبا استفاده از Heatmap یا نقشه­ی گرمایی می‌توان دید که کاربر با کدام قسمت سایت بیشتر در تعامل بوده است و کجاها بیشتر کلیک کرده و موس را برده است و تا کجا اسکرول کرده است. یکی از فایده­های این نقشه است که به پی بردن اشکالات ux سایت ما کمک می‌کنداین تصاویر یکی از نمونه­های نقشه گرمایی می‌باشند. برداشتی که از این‌ها می‌توان داشت این است که ما متوجه شده­ایم که صورت افراد، بیشتر نظر کاربران را جلب می‌کند اما برای ما این مهم بوده است که کاربران به محتوا و نوشته­ای که قرار داده­ایم توجه کنند به همین دلیل جهت دید آن کودک را به سمت نوشته خود قرار دادیم. با این کار مشاهده شد که کاربران در این حالت به نوشته ما توجه بیشتری کرده­اند.باید توجه شود جاهایی که کاربران زیاد کلیک کرده­اند لزوما دلیل بر این نیست که آن قسمت برای کاربران جذاب بوده است بلکه ممکن است ما آن‌ها را مجبور کرده­ایم که زیاد کلیک کنند. در شکل زیر می‌توان نمونه­ای از این مورد را مشاهده کرد.در این تصویر کاربران برای اینکه بتوانند تمامی حالت­های لباس را ببینند مجبورند روی این 4 مورد کلیک کنند شاید بتوانیم راهکار ساده­تری را مانند تصویر زیر به کاربران ارائه کنیم.به‌عنوان یک مثال دیگر فرض کنید ما یک خبرنامه داریم و می‌خواهیم ببینیم اگر آن را در صفحه اصلی قرار دهیم کاربران بیشتر روی آن کلیک می‌کنند یا نه. پس آن را در صفحه اصلی قرار می‌دهیم و این نتیجه را در شکل زیر مشاهده می‌کنیم.یا اینکه ما می‌توانیم کاربران خود را دسته­بندی کنیم و رفتار آن‌ها را جدا بررسی کنیم مثلا در شکل ما یک خبرنامه را به افراد قدیم و افراد جدید سایتمان نشان داده­ایم و مشاهده کرده­ایم که این خبرنامه توسط کاربران قدیمی زیاد مورد توجه قرار نگرفته است پس می‌توانیم تصمیم بگیریم که این خبرنامه را فقط به کاربران جدید خود نمایش دهیم.یا اینکه وب‌سایتی این نوع از خبرنامه را که در شکل زیر آمده است، در سایت خود قرار داده است و در آن به‌جای اینکه دکمه­ای قرار دهد که کاربران با وارد کردن ایمیل خود بر روی آن دکمه بزنند از دو دکمه مرد و زن استفاده کرده است برای اینکه بتواند با یک تیر دو نشان بزند اما بعد از تهیه نقشه گرمایی متوجه شده است که افراد قبل از اینکه ایمیل را وارد کنند بر روی دکمه­ها کلیک می‌کنند و تعداد کلیک­ها بر روی آن‌ها بیشتر بوده است.1) Visitor recordingsاین ابزار حرکت کاربران در سایت را ضبط می‌کند و با آن می‌توان مشاهده کرد که کاربران به کجاها رفته­اند یا برای اینکه چیزی را پیدا کنند چگونه دنبال آن می­گردند و می‌توانیم کاربران مختلف را باهم مقایسه کنیم. همچنین اگر مشاهده کنیم کاربران زیاد به یک بخش سایت ما می­آیند ولی دسترسی آن برای آن‌ها مشکل است، آن بخش را در صفحه اول قرار دهیم تا راحت‌تر به آن برسند و نیز می‌توانیم بفهمیم چرا کاربر سبد خرید را رها کرده است. در زیر می‌توان مثالی از آن را مشاهده کرد:1) Conversion funnelsبا استفاده از این ویژگی می‌توان پی برد که کاربران کجا و به چه دلیل سایت را رها کرده و از آن خارج شده­اند. بعدازاینکه پی بردیم که کاربران کجا از وب‌سایت ما خارج شده­اند می‌توانیم آن صفحه را تحلیل کنیم و سعی کنیم محتوا یا فرم­ها یا تصاویر را بهبود دهیم تا نرخ تبدیل ما افزایش یابد. در شکل زیر مشاهده می‌کنیم که این ویژگی چه نتایجی را به ما نشان می‌دهد. برای استفاده از آن باید یک مسیری را که بیشتر کاربران در وب‌سایت ما به آن مراجعه می‌کنند، به آن بدهیم و این ابزار نیز در نتایج تحلیل­ها به ما نشان می‌دهد که چند درصد از کاربران در کدام یک از صفحات از وب‌سایت ما خارج شده­اند.1) Form Analyticsبا تجزیه و تحلیل صورت گرفته در این قسمت می‌توان فرم­های سایت را بهبود بخشید و مدت زمانی که طول می‌کشد تا هر فیلد کامل شود و یا اینکه کدام یک از این فیلدها خالی می­ماند و دلیل اینکه کاربران فرم را رها کرده­اند را می‌توان شناسایی کرد. در شکل زیر می‌توان نمونه­ای از آن را مشاهده کردابزارهای فیدبک در Hotjar1)  PollsHotjar&#x27;s Poll اجازه می‌دهد از افرادی که به سایت ما می­آیند سوال بپرسیم و درنهایت نتایج سوالات را به ما نشان می‌دهد. مثلا کاربر زمانی که می‌خواهد از سایت ما خارج شود از او سوال یا سوالاتی را می‌توانیم بپرسیم تا بتوانیم از کاربران فیدبک بگیریم. سوالاتی از این قبیل: چقدر احتمال دارد ما را به دوست یا همکار خود پیشنهاد کنید؟ ما چه‌کاری می­توانستیم انجام دهیم که برای شما شگفت انگیزتر باشد؟ و... در زیر می‌توان نمونه­ای از آن را مشاهده کرد.1) Surveysبرای بهبود سایت باید نیاز کاربران را درک کنیم و بدانیم که هدف آن‌ها چیست. برای این کار باید از کاربران نظرسنجی کنیم و از آن‌ها فیدبک بگیریم که با استفاده از فرم­های نظرسنجی hotjar می‌توان این کار را انجام داد.2) Incoming feedbackکاربر به سایت ما می­آید و از او می‌خواهیم که حس خود را نسبت به سایت به ما بگوید. با این کار می‌توانیم بفهمیم که چقدر کاربران از تعامل با وب‌سایت ما راضی هستند.این ویژگی به کاربران این امکان را می‌دهد که در هر زمان با شما در ارتباط باشند و چنانچه در هر بخش سایت یا در انجام هر فرآیندی مشکلی داشتند به اطلاع شما برسانند. به‌این‌ترتیب شما هم زودتر از مسائل و مشکلات احتمالی موجود در سایتتان باخبر خواهید شد که در شکل زیر می‌توان نمونه­ای از آن را دید.روش سخت افزاری تست ردیابی چشمبرای آزمون کاربردپذیری ردیابی چشم که نقشه گرمایی را به ما می‌دهد نرم‌افزارهایی که در بالا بیان کردیم وجود دارند که در کنار آن‌ها نیز سخت­افزارهایی هم در این زمینه وجود دارند که هنگامی‌که کاربر با وب‌سایت ما کار می‌کند با توجه به مردمک چشم ناحیه دید آن‌ها را ردیابی می‌کنند و حرکت چشم کاربر را به روی وب‌سایت را مشخص می‌کنند.ابزار Mous Flowموس فلو ابزاری است بسیار شبیه به hotjarو بخش‌های مختلفی دارد که هرکدام کار بخصوصی می‌کنند. نسخه رایگان آن قابلیت ضبط 500 فیلم دارد که به مدت 5 ماه، ماهیانه 100 تا در اختیار مدیران سایت قرار می‌دهد هرماه نیز اطلاعات ماه قبل را پاک می‌کند. پس از ثبت‌نام، یک کد می‌دهد که باید در کد html تمام صفحات سایت آن را وارد کنیم. پس از ورود به موس فلو ابتدا این صفحه دیده می‌شود. با کلیک بر روی Demo Websiteیک نمونه حاضر و آماده با یک سری اطلاعات دیده می‌شود و خود سایت روی تمام فیلدها کادری کشیده و توضیحی درباره کارکرد آن قسمت بیان می‌کند. در ادامه به توضیح قسمت‌های مختلف خواهیم پرداخت.1. Dashboardدر قسمت داشبورد اطلاعاتی کلی از قبیل تعداد فیلم‌های در حال ضبط، تعداد کاربرانی که وارد سایت شده‌اند، تعداد صفحاتی که کاربران دیده‌اند و میانگین مدت زمانی که هر کاربر در سایت بوده است را می‌توانیم مشاهده کنیم. همچنین در قسمت بالا سمت راست می‌توانیم بازه زمانی‌ای که می‌خواهیم اطلاعات نمایش داده شود را تنظیم کنیم.در پایین این صفحه نیز لیست آخرین ویدئوهای ضبط شده و محبوب‌ترین نقشه‌های گرمایی دیده می‌شود.1. Recordingدر این بخش تمام فعالیت‌های کاربر از لحظه ورود تا لحظه خروج از سایت به‌صورت فیلم ضبط می‌شود. در ابتدا تمام فیلم‌ها با یک سری اطلاعات کلی نمایش داده شده‌اند. اطلاعاتی از قبیل موقعیت مکانی کاربر که از طریق IP مشخص می‌شود، اینکه کاربر از کجا وارد سایت شده (مثلا با وارد کردن اسم دقیق سایت آمده یا با سرچ یک کلمه)، به چه صفحه‌ای وارد شده است، زمان ورود و مدت زمان حضور در سایت، تعداد صفحاتی که کاربر مشاهده کرده است و همچنین وسیله‌ای با آن وارد شده‌اند دیده می‌شود. در قسمت deviceنوع مرورگر، نوع سیستم عامل و نوع وسیله (موبایل، کامپیوتر، لپ‌تاپ) مشخص می‌شود. با کلیک بر روی هر یک از این ردیف‌ها می‌توانیم فیلم آن را مشاهده کنیم.در فیلم ضبط شده تمام حرکات کاربر قابل مشاهده است مثلا تا کجای صفحه پایین آمده یا روی کدام قسمت‌ها کلیک کرده است. در قسمت بالا سمت چپ تعریفی برای رنگ‌ها آورده است. رنگ قرمز به این معنی است که موس حرکت کرده و یا کاربر اسکرول کرده است (پایین و بالا رفته است). رنگ زرد به معنی کلیک و ضربه ، رنگ سبز به معنی پر کردن فیلدهای فرم و رنگ مشکی به معنی عدم فعالیت است. در سمت راست هم می‌توان فیلم را 10 ثانیه 10 ثانیه عقب یا جلو برد یا سرعت را کم‌وزیاد کرد، فیلم را از اول مشاهده کرد، روی آن تگ زد و ...در قسمت بالا سمت راست با کلیک روی سه خط موازی نیز یک سری گزینه‌ها برای گذاشتن نظر، افزودن تگ، دانلود فیلم و به اشتراک گذاری آن مشاهده می‌شود.1. Heatmapsدر این قسمت ، نقشه گرمایی صفحات مختلف سایت دیده می‌شود. در اینجا اطلاعاتی نظیر تعداد بازدید از یک صفحه خاص، مدت زمان بازدید، تعداد کل کلیک‌ها، زمانی که طول می‌کشد تا صفحه لود شود، درصد اسکرول کردن و همچنین سایز نقشه (برای دانلود) را می‌بینید. همان‌طور که در سمت چپ دیده می‌شود این نقشه گرمایی را می‌توان بر اساس کلیک، حرکت موس، اسکرول کردن و نقشه جغرافیایی مشاهده کرد. پس از کلیک بر روی هریک از سطرها می‌توان نقشه گرمایی را دید.در نقشه گرمایی بر اساس کلیک، هرجایی که کلیک بیشتری داشته باشد پررنگ‌تر است. طبق رنگ‌های مشخص شده در قسمت پایین چپ، هرچه تعداد کلیک‌ها کمتر باشد آبی‌تر و هرچه بیشتر باشد به قرمز میل می‌کند. با بررسی این نقشه می‌توانیم متوجه ایرادات مهم سایت شویم. مثلا بررسی کنیم چرا یک دکمه مهم کلیک کمی دارد شاید خراب است! یا مثلا چرا در یک قسمت کلیک خیلی زیاد است شاید کاربر به‌اشتباه فکر می‌کند که آن قسمت قابل کلیک است. یا اینکه چرا اکثر کاربران از یک‌قسمتی به بعد دیگر اسکرول نمی‌کنند؟1. Funnelsاین صفحه زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم رفتار کاربر در یک فرایند خاص را بررسی کنیم. در اینجا می‌توان درصد خروج کاربران در هر مرحله را مشاهده کرد. مثلا در فرایند خرید کاربر ابتدا در صفحه محصول است. پس‌ازآن به صفحه سبد خرید می‌رود و سپس به درگاه پرداخت رفته و دوباره به صفحه قبل برمی‌گردد. می‌توانیم URL این صفحات را در اینجا ثبت کنیم تا علت کم شدن تعداد کاربران در هر مرحله را بررسی و ایرادات را رفع کنیم. مثلا ممکن است دکمه خرید کار نکند و تعدادی از کاربران پس از چندبار تلاش صفحه را ترک کنند یا از این قبیل مشکلات.1. Formsاین قسمت مربوط به صفحاتی از سایت است که فرم دارند. ضروری است در کد html این صفحات، قسمت فرم مشخص شده باشد تا این ابزار بتواند متوجه وجود فرم در صفحه شود. به‌این‌ترتیب می‌توانیم تک‌تک فیلدها را بررسی کنیم و ببینیم اکثر کاربران تا پر کردن کدام فیلد پیش می‌روند و سپس خارج می‌شود و بعد علت را بیابیم مشکل را رفع کنیم. در هر فیلد میانگین زمانی که طول کشیده تا فرد آن را پر کند و نیز درصد ریزش افراد نمایش داده شده است.1. Feedbackهمانند hotjar در این قسمت نظرات کاربران درباره سایت و میزان رضایتمندی افراد از سایت را مشاهده می‌کنیم.1. تنظیمات (setting)در این قسمت می‌توانیم نرخ ضبط فیلم را تنظیم کنیم. در اینجا روی 100 درصد تنظیم شده که یعنی هر کاربری که وارد سایت می‌شود را ثبت کند. ازآنجایی‌که تعداد فیلم‌ها در نسخه رایگان خیلی کم است می‌توان با کم کردن این درصد در استفاده از فیلم‌ها صرفه‌جویی کرد. اگر روی 50 درصد تنظیم شود به این معنی است که از بین دو کاربری که وارد سایت می‌شوند به‌طور رندوم یکی را ضیط کند. در پایین آن نیز می‌توانیم مشخص کنیم که تمام صفحات را ضبط کند یا فقط برخی صفحاتی که مدنظر ماست. در این صورت URL صفحات موردنظر را در فیلدهای پایینش وارد کرده و در آخر تغییرات را ثبت می‌کنیم.راهکار دوم: A/B Testingروش دیگری به نام تست A/B نیز وجود دارد که به split testing هم معروف است. این تست در بسیاری از موارد برای مقایسه دو طرح به‌صورت هم‌زمان و اندازه‌گیری و مانیتور رفتار کاربر نسبت به هر یک از آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‎عبارتی این تست برای مقایسه­ی دو نسخه متفاوت از سایت یا یک فرآیند یا عملکرد که به دو صورت متفاوت طراحی شده­اند، استفاده می‌شود تا ببینیم کاربران نسبت به کدام یک، بازخورد بهتری نشان می‌دهند.ابزارها و پلتفرم‌های زیادی برای انجام این تست‌ها وجود دارد که یکی از معروف‌ترین آن‌ها Optimizely است. در بسیاری از موارد وقتی‌که محصول به میزان کافی بالغ شده و رشد کرده باشد، شرکت‌ها تصمیم می‌گیرند که پلتفرم اختصاصی خود را برای پاسخگویی به این نیاز توسعه دهند. این در حالی است که باوجود پلتفرم‌های آماده‌ای همچون optimizely, vwo,AB Tasty  و Google Analytics Experiments، نیاز چندانی به‌صرف چنین وقت و انرژی اضافی وجود ندارد.نتیجه‌ی تست‌های A/B درواقع پاسخی به این مسئله است که اگر شما کار متفاوتی را در طراحی خود انجام دهید، چه تفاوتی در رفتار کاربر روی خواهد داد.برای مثال در تصویر زیر، به دو دسته­ی مختلف از کاربران آزمایشی، دو قالب مختلف از سایت نمایش داده شده است و نتیجه­ی آن به‌صورت conversion rate  برای هرکدام اندازه‌گیری شده است.راهکار سوم: تست کاربردپذیری با استفاده از نمایندگانی از کاربرانتست کاربردپذیری به‌عنوان روش سوم، راهی برای سنجش سادگی استفاده از محصول (وب‌سایت یا اپلیکیشن شما) برای نمایندگانی از مجموع کاربران است. در یک تست کاربردپذیری از کاربر خواسته می‌شود تا سناریوهایی را تکمیل کند و هنگام استفاده از محصول، موقعیت‌هایی که کاربر گیج می‌شود، به مشکل برمی‌خورد یا نمی‌تواند ادامه دهد مانیتور می‌شود. حال اگر این مشکلات برای دیگر کاربران نیز تکرار شود، این موارد به‌عنوان مشکلات کاربردپذیری گزارش شده و برای رفع آن‌ها اقدام‌های لازم صورت می‌گیرد.آنچه یک تست کاربردپذیری را نسبت به دو روش قبلی برتری می‌بخشد، آن است که در این روش چرایی‌ها نیز از کاربر پرسیده می‌شود و بر همین اساس، تست کاربردپذیری بینش عمیق‌تری در مورد مشکلات ارائه می‌کند.برای این تست کاربردپذیری وظیفه یا تسکی را به کاربر می‌دهیم و از او می‌خواهیم که این تسک را انجام دهد. این کار را به چند طریق می‌توانیم انجام دهیم. یکی اینکه کاربر را تنها بگذاریم و از مانیتور او فیلم بگیریم و بعدازاینکه کار کاربر تمام شد آن را مشاهده کنیم و ببینیم که کاربر چگونه تسک را انجام داده است. راه دیگر این است که فردی کنار کاربر بایستد و بدون اینکه صحبت کند مشاهده کند که کاربر چکار می‌کند و آن‌ها را یادداشت کند. راه سوم این است که فرد در کنار کاربر بایستد و علاوه بر اینکه مشاهده می‌کند و یادداشت برداری می‌کند در بعضی از مواقع از کاربر سوال بپرسد مثلا از کاربر بپرسد که این کار را برای چه انجام داده است یا ...اولین سوالی که شاید پیش از انجام تست کاربردپذیری به ذهن‌تان برسد، این است که چه زمان و چه موقع باید برای محصول تست کاربردپذیری انجام دهید. در پاسخ باید گفت که در هر زمان طی چرخه توسعه محصول، تست کاربردپذیری می‌تواند بینش و اطلاعات مفیدی را در دسترس‌تان قرار دهد.برای نمونه، زمانی که می‌خواهید به بازطراحی(Redesign) بپردازید، می‌توانید روی طرح قدیمی‌تان این تست را انجام دهید تا درک بهتری از بزرگ‌ترین مشکلات و نقاط ضعف طرح به دست آورید. همین‌طور هنگامی‌که طرح جدید را آماده کرده‌اید و قبل از ارائه آن برای عموم، می‌خواهید مطمئن شوید مشکلات کاربردپذیری گریبان گیرتان نباشد، این تست پاسخ بسیار خوبی برای تردیدهای شما خواهد داشت. درزمانی که در مراحل اولیه توسعه محصول هستید و حتی طراحی خاصی برای محصول انجام نداده‌اید، با انجام تست روی وب‌سایت‌های رقبا یا وب‌سایت‌های مشابه می‌توانید درکی درست، از نیازهای کاربر و آنچه باید به آن بپردازید به دست آورید. علاوه بر این، تست کاربردپذیری، روی اسکچ یا پروتوتایپ‌های اولیه طراحی محصولتان نیز قابل اجراست؛ چه بسا درک مشکل کاربر در این مراحل و حل آن، بسیار ساده­تر و کم‌هزینه‌تر از تغییر آن پس از توسعه و کد زدن کامل محصول است.انتخاب نماینده کاربراناما این موضوع که چه کسانی باید به‌عنوان کاربر برای انجام تست کاربردپذیری دعوت شوند سوالی است که در بسیاری مواقع با پاسخ و عملکرد اشتباه از سوی توسعه‌دهندگان محصول همراه می‌شود. هنگامی‌که صحبت از تست کاربردپذیری در میان باشد، بسیاری مدعی هستند که دیگر افراد تیم از طرح استفاده کرده و موفق بوده‌اند.آنچه که باید به یاد داشته باشید این است که اغلب، خود شما کاربر نهایی محصولی که ساخته یا طراحی می‌کنید نیستید. علاوه بر این، استفاده از اعضای تیم یا حتی منشی شرکت به‌عنوان نماینده‌ای از کاربران نیز ازآنجاکه احساس تعلق و رودربایستی در آن‌ها وجود دارد رویکرد صحیحی نیست. همه شما که در توسعه محصول دخیل هستید به‌قدری با محصول درگیر خواهید بود که شاید مشهودترین مشکلات کاربردپذیری طراحی محصول‌تان را نیز متوجه نشوید.بنابراین، تلاش کنید برای انجام تست کاربردپذیری به‌صورت رسمی، نمایندگانی از طیف‌های مختلف کاربران فعلی یا حتی کاربران بالقوه که کاملا با شما و تیم‌تان ناآشنا هستند را دعوت کرده و مورد پرسش قرار دهید. از کاربران حرفه‌ای گرفته تا کاربران غیرحرفه‌ای، هرکدام می‌توانند بینش متفاوتی به شما ارائه دهند.نکته‌ی دیگری که باید در مورد افرادی که برای انجام تست کاربردپذیری دعوت می‌شوند در نظر داشت، تعداد آن‌هاست. طبق تحقیقی که جیکوب نیلسن، پایه‌گذار تست کاربردپذیری انجام داده است، روی فراوانی تعداد کاربران حاضر در یک تست کاربردپذیری و میزان مشکلات کاربردپذیری استخراج شده رابطه مستقیم وجود دارد. انجام تست با  ۵ کاربر می‌تواند نزدیک به ۸۵% از مشکلات کاربردپذیری را استخراج کند؛ درحالی‌که حضور ۱۰ کاربر می‌تواند تا ۹۳% مشکلات را استخراج کند. به همین دلیل، حضور ۵ تا ۷ کاربر در تست کاربردپذیری، بینش بسیار خوبی فراهم کرده و مقادیر زیادی از مشکلات را نمایان می‌کند.راهکار چهارم: بررسی کارشناس( Expert review)روش چهارم روش بررسی کارشناس می­باشد که در آن از افراد باتجربه خواسته می‌شود که کاربردپذیری محصول را بررسی کنند.راهکار پنجم: تست اولین کلیکاین روش تست اولین کلیک می­باشد به این صورت که بررسی می‌کنیم که کاربر اولین کلیک را کجا انجام داده است باید بدانیم که اولین کلیک بسیار مهم می­باشد.فرض کنیم که فردی در یک فروشگاه آنلاین محصولی را جست‌وجو می‌کند و زمانی که صفحه جدیدی لود می‌شود ما بررسی می‌کنیم که او اولین بار روی چه چیزی کلیک کرده است. اگر کاربر روی چیزی که باید کلیک کند کلیک نکند این بدین معنا است که ما کاربر را از هدفش دور کردیم و او را گیج کرده­ایم یا چیزی وجود داشته که باعث گمراهی کاربر شده است پس این یعنی ما کاربردپذیری را از کاربر گرفته­ایم و کاربر نتوانسته است به‌راحتی با وب‌سایت ما کار کند. این تست می‌تواند به ما کمک کند که کاربردپذیری خود را افزایش دهیم.مثلا می‌توانیم یک task را به کاربر بدهیم و از او بخواهیم که آن را انجام دهد و بعد ببینیم که اولین کلیک کاربر چیست.چک لیست امتیاز دهیدر اینجا چک لیستی ارائه می‌کنیم که شما می‌توانید به موارد مشخص شده امتیاز مثبت یا منفی دهید و درنهایت بر اساس موضوع، امتیاز کاربردپذیری هر بخش را مشاهده کنید.· کاربردپذیری صفحه اصلی· جهت‌گیری کارها و عملکرد· ناوبری و معماری اطلاعات· فرم‌ها و ورود داده‌ها· اعتبار و اطمینان· نوشته‌ها و کیفیت محتوا· لی آوت صفحه و طراحی بصری· کاربردپذیری جستجو· کمک، بازخورد و تولرانس خطاصفحه اصلیصفحه نخست وب‌سایت شما چهره‌ی برند یا شرکت شما بر روی دنیاست. در این صفحه است که کاربران تصمیم می‌گیرند با شما تعامل داشته باشند یا نه. المان‌ها در این صفحه باید تعامل داشته باشند و محتوای سایت شما به‌خوبی بتواند اکثر کاربران را پوشش دهد و به آن‌ها در رسیدن به هدفشان کمک کند.1. آیتم‌های روی صفحه اصلی کاملاً بر روی عمل‌های کلیدی کاربر تمرکز دارند.2. صفحه اصلی شامل امکان جستجو در سایت است.3. دسته‌بندی‌های محصول ارائه شده و به‌وضوح بر روی صفحه اصلی قابل رویت هستند.4. اطلاعات کاربردی در صفحه اصلی قرار دارد و یا با یک کلیک از صفحه اصلی قابل دسترس است.5. صفحه اصلی به‌خوبی چکیده‌ای از محتوا و موضوع سایت را ارایه می‌دهد.6. لینک‌ها در صفحه اصلی با کلمات کلیدی مهم شروع می‌شود.7. لیست کوتاهی از آیتم‌هایی وجود دارد که اخیراً بر روی صفحه اصلی نشان داده شده و با یک کلیک به صفحه‌ی آرشیو این آیتم‌ها دسترسی خواهد داشت. (مانند: آخرین اخبار یا آخرین محصولات).8. بخش‌های ناوبری بر روی صفحه اصلی به شکلی نیستند که کاربران آن‌ها را با تبلیغات اشتباه بگیرند.9. ارزش پیشنهادی به‌وضوح بر روی صفحه اصلی مطرح‌شده است (مثلاً با یک تگ لاین یا خوشامدگویی).10. صفحه اصلی شامل المان‌ها و عکس‌های مرتبط و معنادار است نه کلیپ آرت یا تصاویر استاک.11. گزینه‌های ناوبری (منوها) به شیوه‌ی منطقی و بر اساس اولویت مرتب شده‌اند. (مثلا: درباره، محصولات و…).12. عنوان صفحه اصلی در موتورهای جستجو مانند گوگل به‌خوبی قابل رویت است.13. تمام اطلاعات شرکتی در یک ناحیه مجزا گروه بندی شده‌اند (مثلاً درباره ما).14. کاربران ارزش پیشنهادی شمارا متوجه خواهند شد.15. تنها با نگاه کردن به صفحه اصلی، کاربر در اولین نگاه متوجه می‌شود که از کجا شروع کند.16. صفحه اصلی تمام گزینه‌های مهم را نشان می‌دهد.17. صفحه اصلی سایت دارای یک URL ساده و قابل حفظ کردن است.18. صفحه اصلی به‌طور حرفه‌ای طراحی شده و در اولین بازدید تأثیر مثبت در دید بازدیدکننده خواهد داشت.19. طراحی صفحه اصلی کاربر را به گشت‌وگذار در سایت تشویق می‌کند.20. صفحه اصلی مانند یک صفحه اصلی است؛ صفحات داخلی با این صفحه اشتباه گرفته نمی‌شوند.جهت‌گیری کارها و عملکردهنگامی‌که کاربران وارد وب‌سایتی می‌شوند قصد دارند به محتوای خاصی دسترسی پیدا کنند و یا هدف مشخصی برای انجام کاری داند. آن‌ها صرفا برای دیدن طراحی سایت شما به سایت تان مراجعه نمی‌کنند. بنابراین سایت شما باید روی کارهایی که کاربران تان قصد انجام آن رادارند تمرکز کند.1. سایت فاقد اطلاعات نامربوط، غیرضروری و گمراه کننده است.2. از استفاده‌ی بیش‌ازحد از اسکریپت‌ها، اپلت‎ها، فیلم‌ها، فایل‌های ویدئویی، نمودارها و تصاویر اجتناب شده است.در سایت از ثبت‌نام غیرضروری اجتناب شده است.3. عمل‌های اصلی (مثلاً خرید و یا اشتراک در خبرنامه) بدون هیچ‌گونه سردرگمی در المان‌ها کاملاً مشخص هستند.4. کاربر برای انجام هر کاری کمترین صفحه‌ یا اسکرین را بازدید می‌کند.5. سایت فعالیت احتمالی بعدی کاربر را به‌درستی کرده و سریعاً واکنش نشان می‌دهد.6. فعالیت‌هایی که به کاربر یا کامپیوتر اختصاص داده شده از مزیت توانایی و قدرت هر یک بهره می‌گیرند (کاربران به دنبال فعالیت‌هایی هستند که به‌طور خودکار توسط سایت انجام شود، مثلاً جستجوی کد پستی کاربران می‌توانند کارهای مهم در سایت را به‌سرعت انجام دهند.7. آیتم‌ها را در صورت نیاز می‌توان به‌راحتی باهم مقایسه کرد (مثلاً مقایسه‌های محصول) ترتیب انجام کارها موازی است با فرآیندهای کاری کاربر.8. سایت باعث می‌شود که کار کاربر راحت‌تر و سریع‌تر از زمانی باشد که این سیستم وجود ندارد.9. مهم‌ترین و پرکاربردترین موضوعات یا ویژگی‌های محصول یا سایت، نزدیک به وسط صفحه قرار دارند نه در دورترین قسمت‌های سمت راست یا چپ سایت.10. نیازی نیست که کاربر اطلاعات مشابه را بیش از یک‌بار وارد کند.11. موضوعات مهم و پرکاربرد که ضروری هستند نزدیک به «سطح» وب‌سایت قرار دارند.12. تایپ کردن (مثلا در زمان خرید از شما) کمترین حد ممکن است و به‌سرعت «یک کلیک» برای کاربرانی خواهد بود که قبلاً از سایت بازدید کرده‌اند.13. طول مسیر هر عمل کاربر تا رسیدن به هدف اش، یک مسیر قابل قبول است (5-2 کلیک).14. زمانی که مراحل مختلفی وجود داشته باشد، آن‎گاه سایت تمام مراحل موردنیازی که باید تکمیل شود را نشان داده و یک بازخورد بر اساس وضعیت فعلی کاربر در گردش کاری ارائه می‌دهد.15. سیاست محرمانگی سایت را به‌راحتی می‌توان پیدا کرد، به‌خصوص در صفحاتی که اطلاعات شخصی درخواست می‌شوند.16. لازم نیست که کاربران سایت اطلاعات را از مکانی به مکان دیگر به خاطر بسپرند.17. کاربرد استعاره‌ها به‌راحتی توسط کاربران عادی قابل درک است.18. فرمت‌های داده از توافق‌نامه‌های فرهنگی مناسب پیروی می‌کنند. (مثلاً ریال برای ایران)19. سایت برای کاربرانی باتجربه‌ی قبلی کمی درباره‌ی وب مناسب است.20. سایت از طریق ناوبری مناسب امکان گشت‌وگذار در سایت را برای کاربران فراهم کرده تا گزینه‌های مختلف را بررسی و امتحان کنند.21. یک بازدید کننده عادی در اولین بازدید می‌تواند عادی‌ترین کارها را بدون کمک انجام دهد.22. هرگاه کاربران بازگردند به یاد خواهند آورد که چطور کارهای کلیدی را انجام دهند.23. عملکرد کنترل‌های سایت کاملاً مشخص است.25. در صفحه سبد، یک دکمه کاملاً مشخص به نام «نهایی کردن خرید و پرداخت» در بالا و پایین صفحه دیده می‌شود.26. کال تو اکشن‌ها برای فعالیت‌هایی مانند «اضافه به سبد خرید» به‌طور کامل دیده می‌شوند.27. دکمه‌های عملیاتی (مانند «ارسال») هنگامی‌که آخرین فیلد تکمیل شد به‌جای این‌که به‌طور خودکار توسط سیستم به کار گرفته شوند توسط شخص کاربر فشرده خواهند شد.28. آیتم‌های دستوری و عملیاتی به‌صورت دکمه نشان داده می‌شوند (نه مثلاً مانند لینک).29. اگر کاربر تراکنش‌ها را نیمه‌کاره انجام داده و رها کند، بعداً می‌تواند به سایت برگشته و از جایی که مانده یا آخرین مرحله‌ای که رها کرده کار را ادامه دهد.30. هرگاه صفحه‌ای اطلاعات زیادی نشان دهد، کاربر می‌تواند اطلاعات را مرتب و فیلتر کند.31. اگر بر روی یک دکمه آیکون وجود دارد، از لحاظ معنایی با عمل موردنظر تطابق دارد.32. سایت به کاربر قبل از خروج خودکار هشدار داده و مهلت تعیین شده‌ی Session کاملاً مناسب است.33. ویژگی‌های ناخواسته (مثلاً انیمیشن‌های فلش یا موزیک) را می‌توان متوقف یا حذف کرد.36. سایت امکان تغییر پارامترهای عملیاتی مربوط به زمان را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. (مثلاً زمان تا خروج خودکار)37. اطلاعات به ترتیب ساده، واقعی و منطقی ارائه شده‌اند.38. قیمت همیشه به‌وضوح کنار هر محصول نشان داده می‌شود.39. سایت به کمترین مقدار مرور (scrolling) و کلیک کردن نیازی دارد.40. هنگامی‌که نمودارها نشان داده می‌شوند، کاربران به داده‌های واقعی دسترسی پیدا می‌کنند (مثلاً توضیحات عددی در نمودارهای میله‌ای)41. سیاست محرمانگی برای کاربر بسیار واضح و قابل فهم است.42. سایت عملکردی قوی دارد و تمام ویژگی‌های کلیدی کار می‌کنند (یعنی هیچ‌گونه خطای جاوا اسکریپت، خطای CGI یا لینک‌های خراب وجود ندارد).43. جزئیات مربوط به طرز کار نرم‌افزاری سایت شما در اختیار کاربر قرار داده نمی‌شود.ناوبری و معماری اطلاعاتناوبری و معماری اطلاعات اجزای تشکیل دهنده‌ای از وب‌سایت هستند که به کاربران در پیدا کردن اطلاعات و مرور وب‌سایت شما کمک می‌کند. یک سیستم ناوبری خوب کاربران را ترغیب می‌کند که به‌راحتی بخش‌های مختلف وب‌سایت شمارا پیدا کنند و به آن‌ها دسترسی پیدا کنند.1. حرکت بین بخش‌ها و صفحات مرتبط بسیار ساده و روان است و بازگشت به صفحه اصلی بسیار راحت است.2. اطلاعاتی که کاربران معمولاً نیاز دارند به‌راحتی از اکثر صفحات یافت می‌شوند.3. گزینه‌های ناوبری (منوها) به‌صورت کاملا منطقی و بر اساس اولویت قرارگرفته‌اند.4. سیستم ناوبری (منوها) دارای یک مدل مفهومی مشخص و بدون هیچ‌گونه سطح غیرضروری است.5. یک نقشه سایت وجود دارد که نمایانگر ساختار محتوایی سایت است.6. نقشه سایت نمایانگر کلیت ساختار محتوایی سایت است، نه تکرار مکررات.7. از تمامی صفحات سایت به نقشه سایت لینک داده شده است.8. نقشه سایت نمایانگر کلیت ساختار محتوایی سایت است، نه تکرار مکررات.9. فیدبک سیستم ناوبری مناسب است (مثلاً نشان دادن محلی که شما در سایت هستید.)10. لیبل‎های مربوط به هر دسته‌بندی به‌طور دقیق بازگو کننده‌ی محتوای آن است.11. لینک‌ها و لیبل ها شامل «trigger words» (کلمات کلیدی) هستند که کاربران برای دستیابی به اهدافشان به دنبالشان هستند.12. موارد کلی (مانند رنگ لینک‌ها) (به‌طور تقریبی) با کاربرد کلی در دنیای وب سازگاری دارند.13. صفحه محصول لیستی از محصولات مرتبط را به او نمایش می‌دهد.14. عبارت‌های به‌کاررفته برای منوها و لینک‌ها بدون ابهام و فاقد کلمات بی‌معنی هستند.15. کاربران می‌توانند صفحات محصولات و دسته‌بندی‌ها را مرتب و فیلتر کنند. (بر اساس قیمت، بازدید، جدیدترین…)16. هرگاه ماوس بر روی چیزی که قابل کلیک باشد اشاره کند تغییری قابل مشاهده رخ می‌دهد (غیر از تغییرات مکان‌نما).17. محتوای مهم را می‌توان از بیش از یک لینک به دست آورد (کاربران متفاوت به لیبل های لینک متفاوت نیاز دارند) .18. اطلاعات مهم را در صفحه‌ی اصلی را می‌توان بدون اسکرول کردن یافت.19. لینک‌های عملیاتی (مثلاً دانلود یا ارسال) از لینک‌هایی که صفحه‌ای را لود می‌کنند قابل تشخیص هستند.20. سایت امکان کنترل صفحه و تعاملات را برای کاربر فراهم می‌آورد.21. کاربر می‌تواند از پروسه‌هایی مانند «خرید» به‌راحتی و بدون درگیری با دیالوگ‌های متفاوت خارج شود.22. سایت دکمه «Back» مرورگر را غیرفعال نمی‌کند و دکمه «Back» در تولبار مرورگر هر صفحه نشان داده می‌شود.23. کلیک کردن روی دکمه‌ی بازگشت همیشه کاربر را به صفحه‌ی قبلی بازمی‌گرداند.24. یک لینک به «سبدخرید» و «نهایی کردن خرید» به‌وضوح قابل مشاهده است.25. اگر سایت پنجره‌های جدیدی را باز کند، این پنجره‌ها باعث سردرگمی کاربر نمی‌شوند (مثلاً کادرهای دیالوگ با اندازه‌های متفاوت که به‌راحتی می‌توان بست).26. منوها، هشدارها و پیام‌ها در هر صفحه در مکانی مشابه‌ظاهر می‌شوند.27. بخش‌های اصلی سایت از هر صفحه قابل دستیابی هستند و هیچ‌گونه بن‌بستی وجود ندارد.28. گزینه‌های ناوبری در بالای سایت قرار گفته‌اند و به‌راحتی قابل کلیک هستند.29. لینک‌ها مانند لینک‌هایی هستند که در بخش‌های مختلف سایت قرار دارند.فرم‌ها و ورود داده‌هافرم‌ها اجزای تشکیل دهنده‌ای از وب‌سایت هستند که به کاربران اجازه می‌دهد که با شما در ارتباط باشند و یا از طریق آن اطلاعاتی را برای شما ارسال کنند. فرم‌هایی به‌خوبی طراحی شده‌اند که با کمترین میزان دریافت ورودی از کاربر، امکانات و محتوای درخواستی کاربر را برای وی فراهم کند.1. فیلدهایی که در فرم‌های ورود اطلاعات وجود دارند دارای مقدار اولیه‌ای هستند که معمولاً نوع دیتای موردنیاز برای ورود را برای کاربر مشخص می‌کند.2. فرم‌ها توانایی هندل کردن آپلود و ضمیمه کردن عکس و یا فایل رادارند.3. سایت به‌طور خودکار داده‌های فرمت دهی فیلد را ثبت می‌کند (مثلاً نمادهای ارزی، کاماها، فضاهای انتهایی و ابتدایی). نیازی نیست که کاراکترهایی مانند $ یا دیگر علایم را کاربر تایپ کند.4. برچسب فیلدها در فرم‌ها به‌وضوح نشانگر این هستند که چه ورودی‌های موردنیاز است.5. طول کادرهای متنی در فرم‌ها مناسب برای پاسخ کاربر است.6. تفاوت مشخصی بین فیلدهای «موردنیاز» و «اختیاری» در فرم‌ها وجود دارد.7. از یک فرم برای لاگین شدن و ثبت‌نام استفاده می‌شود (مثلا شبیه آمازون).8. اگر برای تکمیل به اطلاعات خارجی نیاز باشد فرم‌ها از قبل به کاربر هشدار می‌دهند (مثلاً شماره گذرنامه).9. سوالات موجود در فرم‌ها به‌صورت منطقی گروه بندی شده‌اند و هر گروه دارای یک عنوان است.10. فیلدهای موجود در فرم‌ها شامل تذکرها، مثال‌ها یا پاسخ‌های نمونه برای کاربر هستند.11. هرگاه برچسب‌های فیلد در فرم‌ها به شکل سوال باشند، آن‎گاه سوالات به‌وضوح و با زبان ساده مطرح می‌شوند.12. منوهای کشویی، دکمه‌های رادیو و چک باکس‌ها نسبت به فیلدهای ثبت متن در فرم‌ها به‌درستی استفاده شده‌اند.13. مکان‌نما به‌صورت خودکار در فیلدی قرار می‌گیرد که نیاز به ورود داده است.14. فرمت‌های داده به‌وضوح نشانگر ورودی (مثلاً تاریخ‌ها) و خروجی (مثلاً واحد مقادیر) هستند.15. کاربران فقط می‌توانند با ثبت اطلاعات ضروری کارهای ساده را انجام دهند. (سیستم اطلاعات غیرضروری را به‌طور پیش‌فرض فراهم می‌آورد یا غیرضروری فرض می‌کند).16. فرم‌ها به کاربران این امکان را می‌دهند تا جایی که امکان دارد از یک روش تعامل تکی استفاده کنند (یعنی نیازی نیست که کاربران تغییرات بیشماری را با استفاده از کیبورد به ماوس و کیبورد اعمال کنند)17. کاربر می‌تواند مقادیر پیش‌فرض را در فیلدهای فرم تغییر دهد.18. فیلدها نمایانگر میزان و فرمت داده‌ی موردنیاز برای ثبت توسط کاربر هستند.19. فرم‌ها قبل از ارسال از لحاظ درستی بررسی می‌شوند.20. سایت در فرم‌های ورود اطلاعات در زمان مناسب می‌تواند در سطح فیلد و سطح فرم به بررسی صحت و درستی داده‌ی وارد شده بپردازد.21. سایت امکان تصحیح خطاها را به‌راحتی مهیا می‌سازد (مثلاً هرگاه فرمی ناقص باشد، مکان‌نما در محلی که نیاز به تصحیح وجود دارد قرار می‌گیرد).22. بین ثبت داده‌ها و نمایش داده‌ها سازگاری وجود دارد.23. برچسب‌ها به فیلدهای ثبت داده نزدیک هستند (مثلاً برچسب‌ها از سمت راست هم‌تراز شده‌اند).اطمینان و اعتباراز دید کاربران وب‌سایت شما هنگامی قابل اطمینان خواهد بود که آن‌ها بدانند که پشت این وب‌سایت یک شرکت واقعی قرار دارد. این‌یکی از موارد مهمی است که در ذهن کاربران تأثیر بسیاری در اطمینان به برند شما دارد.1. محتوا به‌روز، معتبر و قابل اطمینان است.2. سایت برای تأیید درستی اطلاعات شامل پشتیبانی افراد دیگر نیز هست (مثلاً نظرات مشتریان یا نماد اطمینان).3. کاملا واضح هست که یک شرکت پشت این سایت قرار دارد. (مثلا آدرس محل شرکت و عکس‌های شرکت).4. کمپانی دارای متخصصان حرفه‌ای و تأیید شده است.5. سایت از تبلیغات، به‌خصوص صفحاتی که خودبه‌خود بالا می‌آیند (پاپ آپ‎ها) جلوگیری می‌کند.6. هزینه‌های تحویل مرسوله و هزینه پستی قبل از پرداخت نهایی به‌طور برجسته نشان داده می‌شود.7. سایت از وافل مارکتینگ اجتناب می‌کند.8. هر صفحه دارای برند واضح و مشخصی است به‌طوری‌که کاربر می‌داند همچنان در همان سایت قرار دارد.9. برای کمک گرفتن به‌راحتی می‌توان با کسی ارتباط برقرار کرد و به‌سرعت پاسخ را دریافت کرد.10. مطالب تازه هستند: به‌طور مداوم به‌روز شده و سایت شامل تازه‌ترین مطالب است.11. سایت فاقد هرگونه خطاهای تایپوگرافیک و اشتباهات املایی است.12. طراحی بصری تکمیل کننده برند است.13. در پس این سازمان افراد واقعی قرار دارند و کاملاً صادق و قابل اطمینان هستند (صفحه برای معرفی افراد وجود دارد).کیفیت نوشته و محتواتولید محتوای برای وب‌سایت‌ها با تولید محتوا برای بروشور و کاتالوگ‌های چاپی بسیار متفاوت است. کاربران به شکل متفاوتی روی وب محتوا رو می‌خوانند. آن‌ها برای پیدا کردن محتوای موردنظرشان وب‌سایت شمارا اسکن می‌کنند.1. سایت دارای محتوای قانع کننده و منحصربه‌فرد است.2. متن مختصر و بدون هیچ‌گونه توضیحات غیرضروری یا نوشته‌های خوشامدگویی است.3. هر صفحه محتوا با نتیجه‌گیری یا مفاهیم و متن‌هایی به پایان می‌رسد که به سبک هرمی معکوس نوشته شده است.4. در صورت نیاز صفحات از لیست‌های بولت دار و شماره گذاری شده استفاده می‌کنند نه متن روایی.5. لیست‌ها با یک مقدمه دقیق آغاز شده‌اند (مثلاً یک کلمه یا عبارت)، که به کاربران نشان می‌دهد چطور آیتم‌ها با یکدیگر در ارتباط هستند.6. پاراگراف‌ها به‌صورت مناسب و بافاصله‌ی منطقی از یکدیگر نوشته شده‌اند.7. مهم‌ترین آیتم‌های لیست از بالا به پایین مرتب شده‌اند.8. اطلاعات به‌صورت ترتیبی، از کل به جزء، مرتب شده‌اند و این ترتیب کاملاً واضح و منطقی است.9. محتوا به‌صورت ویژه برای وب ایجاد شده است (صفحات وب شامل مطالب کپی شده از نشریات چاپی نیستند).10. صفحات محصول شامل جزئیات غیرضروری برای انجام خرید هستند، بنابراین کاربران فقط می‌توانند بر روی تصاویر محصولات زوم کنند.11. لینک‌ها به‌طور مناسب در محتوای سایت استفاده شده‌اند.12. جملات با فرمت صدای فعال نوشته شده‌اند.13. صفحات را می‌توان با تیترهای طولانی و تیترهای فرعی و بندهای کوتاه به‌سرعت اسکن کرد. سایت به‌جای بلوک‌های متنی پر لغت، از تصاویر، نقشه‌ها، نمودارها، گراف‌ها، فلوچارت‌ها و سایر ابزارهای بصری استفاده کرده است.14. هر صفحه به‌وضوح با یک عنوان توصیفی و مفید توضیح داده شده که مانند یک بوک مارک به نظر می‌رسد.15. لینک‌ها و عناوین لینک‌ها توصیفی و پیش‌گویانه هستند هیچ‌گونه لینک «کلیک کنید!» وجود ندارد.16. سایت از تیترهای مرموز و غیرقابل فهم استفاده نکرده است.17. اسامی لینک‌ها با عنوان صفحات مقصد هماهنگی دارند، بنابراین کاربران می‌دانند که چه زمانی به صفحه موردنظر خود رسیده‌اند.18. برچسب دکمه‌ها و لینک‌ها با واژه‌های عمل‌گرا آغاز می‌شوند.19. تیترها و تیترهای فرعی کوتاه، ساده و توصیفی هستند.20. واژه‌ها، عبارات و مفاهیم به‌کاررفته برای کاربران عادی آشنا هستند.21. لیست‌ها از شماره «1» شماره گذاری شده‌اند نه از «0».22. مخفف‌ها و اختصارات فقط در اولین کاربرد تعریف شده‌اند.23. لینک‌های متنی به‌اندازه‌ای طولانی هستند که قابل درک باشند، و به‌اندازه‌ای کوتاه هستند که باعث کاهش سردرگمی می‌شوند (به‌خصوص وقتی‌که در منوها استفاده می‌شوند).لی آوت و طراحی بصریعلاوه بر ساختار مناسب عوامل زیبایی شناختی نقش مهمی را در این بخش ایفا می‌کنند. طراحی بصری مناسب به این معنا است که فوت‌ها، آیکون‌ها، رنگ‌ها و آرایش کلی صفحه به کاربران در انجام کارهایی که به خاطر آن به وب‌سایت شما مراجعه کردند کمک کنند و صفحات وب‌سایت‎تان شامل اطلاعات غیرضروری نباشد.1. چگالی اسکرین برای کاربران هدف و وظایفشان مناسب است.2. طرح کلی کمک می‌کند که در مرحله بعدی بر روی چه چیزی باید تمرکز کرد.3. در تمام صفحات، مهم‌ترین اطلاعات (مانند موضوعاتی که به‌طور مکرر به کار می‌روند، ویژگی‌ها و عملکردها) در نیمه بالایی صفحه اطلاعات نشان داده می‌شوند («Above the fold»)4. سایت و المان‌های رابط کاربری ریتم و هارمونی مناسبی دارند.5. سایت را می‌توان بدون اسکرول کردن افقی استفاده کرد.6. مواردی که قابل کلیک هستند (مانند دکمه‌ها) به‌راحتی قابل کلیک کردن هستند.7. آیتم‌هایی که قابل کلیک کردن نیستند دارای مشخصه‌هایی نیستند که نشان دهند قابل کلیک کردن هستند.8. کارایی دکمه‌ها و کنترل‌ها از برچسب‌ها یا طراحی‌شان مشخص است.9. تصاویر قابل کلیک شامل توضیحات متنی کوتاهی هستند.10. لینک‌ها را بدون نیاز به‌کلیک روی تمام متون برای یافتن لینک می‌توان به‌راحتی شناسایی کرد.11. فونت‌ها باهم سازگاری دارند. (ترکیب تایپ فیس ها مناسب است).12. رابطه بین کنترل‌ها و عملکردشان مشخص است.13. آیکون‌ها و گرافیک‌ها استاندارد و یا بصری هستند (واقعی و ملموس).14. در هر صفحه ‌یک «starting point» یا نقطه شروع کاملاً قابل رویت وجود دارد.15. هر صفحه در سایت یک طرح کلی هماهنگ را در ذهن کاربر تداعی می‌کند و لی آوت تمام صفحات یکپارچگی خاص خود رادارند.16. فرمت صفحات سایت برای پرینت گرفتن، یا یک ورژن متناسب برای پرینت گرفتن سازگار است.17. دکمه‌ها و لینک‌ها نشان می‌دهند می‌توان بر روی آن‌ها کلیک کرد.18. اجزاء GUI (مانند رادیو باتن‎ها و چک باکس‌ها) به‌طور مناسب استفاده شده‌اند.19. فونت‌ها خوانا هستند. (سایت دارای تایپوگرافی مناسبی است).20. سایت از متن‌های کج نویسی شده استفاده نکرده و زیر لینک‌ها خط کشیده است.21. تعادل خوبی بین چگالی محتوایی سایت و کاربرد فضای خالی وجود دارد.22. نمای سایت جذاب و دل‌نشین است.23. صفحات فاقد «Scroll stoppers» هستند. (باعث می‌شوند کاربر تصور کند با انتها یا ابتدای صفحه رسیده است درصورتی‌که این‌طور نیست).24. در سایت از کاربرد وسیع متن‌هایی با حروف بزرگ خودداری شده است.25. سایت دارای رابط بصری یکپارچه و آشنا است که باعث جلب توجه کاربر می‌شوند.26. برای نشان دادن جزئیات دقیق از رنگ آبی پررنگ استفاده نشده است (مثلاً متن، خطوط نازک و نمادها).27. برای ساختاربندی و گروه بندی آیتم‌ها در صفحه از رنگ استفاده شده است.28. المان‌های گرافیکی رابط بصری سایت با تبلیغات بنرها ترکیب نشده و اشتباه گرفته نمی‌شوند.29. بولد کردن متن برای مشخص شدن دسته‌بندی‌ها استفاده شده است.30. در صفحات محتوا، طول خطوط هنگامی‌که در یک پنجره با عرض استاندارد مرورگر دیده می‌شود نه زیاد کوتاه هستند (&lt;50 کاراکتر به ازای هر سطر) نه خیلی بلند (&gt;100 کاراکتر به ازای هر سطر).31. سایت با استفاده از گرید طراحی شده و ویجت ها و المان‌ها به‌طور افقی و عمودی باهم‌ تراز هستند.32. لیبل های معنی‌دار، رنگ‌های پس‌زمینه مؤثر و کاربرد مؤثر حاشیه‌ها و فضاهای خالی یا White Space به کاربر کمک می‌کنند تا درک بهتری از مجموعه‌های مجزا در صفحه داشته باشد.33. رنگ‌ها به‌خوبی باهم هماهنگ هستند و از پس‌زمینه‌های پیچیده استفاده نشده است.34. صفحات فاقد درهم ریختگی و اطلاعات نامربوط هستند.35. اجزاء استاندارد (مانند عناوین صفحه، منوی سایت، منوی صفحه، سیاست حریم خصوصی و غیره) را به‌راحتی در دسترس‌اند.36. لوگوی سازمان در هر صفحه در محل یکسانی قرارگرفته است، و کاربر با کلیک بر روی لوگو به (مثلاً صفحه اصلی) برمی‌گردد.37. ویژگی‌های جلب توجه کننده (مانند انیمیشن، رنگ‌های بولد و تفاوت اندازه‌ها) بسیار کم و فقط در مکآن‌های مرتبط استفاده شده‌اند.38. آیکون‌ها به‌طور بصری و مفهومی از یکدیگر مجزا بااین‌حال هماهنگ هستند (به‌درستی بخشی از یک گروه نظرات هستند).39. اطلاعات مرتبط و عملکردهای مرتبط گردهم آمده و هر گروه را می‌توان به‌راحتی با چشم اسکن کرد (5 درجه، با دایره‌ای با قطر حدوداً 4.4 سانتی‌متر در صفحه نمایش).کابردپذیری جستجوجستجو یکی از مواردی است که کاربران به‌صورت گسترده از آن در پیدا کردن اطلاعات موردنیازشان در وب‌سایت شما استفاده می‌کنند. یک سیستم جستجوی خوب به شکل مناسبی خطاهای املایی و ایرادهایی که در جستجوی کاربر وجود دارد را متوجه می‌شود و کاربر در جهت درست برای رسیدن به هدف اش راهنمایی می‌کند.1. جستجوی پیش‌فرض سایت بدون هیچ تنظیم پیشرفته‌ی خاصی برای انجام جستجو است.2. صفحه نتایج جستجو به کاربران نشان می‌دهد که چه چیزی جستجو شده و به‌راحتی جستجو را می‌توان ویرایش یا مجدداً انجام داد.3. نتایج جستجو واضح و مفید هستند و بر اساس ارتباطشان رتبه‌بندی شده‌اند.4. صفحه نتایج جستجو مشخص می‌کند چه تعداد نتیجه پیدا شده است و تعداد نتایج صفحه‌بندی شده‌اند.5. اگر هیچ نتیجه‌ای به دست نیاید، سیستم ایده‌ها یا گزینه‌هایی برای بهبود جستار بر اساس مسائل قابل شناسایی با ورودی کاربر ارائه می‌دهد.6. موتور جستجو از عهده جستارهای خالی به شکل مناسبی برمی‌آید.7. رایج ترن جستارها (همان‌طور که در لاگ سایت آمده) نتایج مفیدی ارائه می‌دهند.8. جستجوی سایت شامل نمونه‌ها یا نکاتی درباره نحوه استفاده مؤثر است.9. سایت شامل یک واسط جستجوی قدرتمند است که به کاربر کمک می‌کند جستجوها را تصحیح کند تا به نتیجه‌ی موردنظر خود برسد.10. صفحه نتایج جستجو نشانگر نتایج تکراری نیست.11. کادر جستجو برای کنترل کردن طول عادی جستجو به‌اندازه کافی عریض است.12. به‌صورت پیش‌فرض کل سایت جستجو می‌شود نه بخش خاصی از آن.13. اگر سایت امکان جستجوی پیشرفته را برای کاربران فراهم آورد، آن‎گاه جستجوها ذخیره و بعدا کاربر می‌تواند به آن‌ها دسترسی داشته باشد.14. واسط جستجو در محلی قرارگرفته که کاربران بتوانند آن را پیدا کنند (سمت راست یا چپ).15. کادر جستجو و کنترل‌هایش به‌خوبی در سایت مشخص هستند (کادرهای جستجوی متعدد گیج‌کننده هستند).16. سایت افرادی را که می‌خواهند به گشت‌وگذار در سایت بپردازند و هم‌چنین افرادی که قصد جستجو دارند را پوشش می‌دهد.17. حیطه انجام جستجو به‌وضوح در صفحه نتایج جستجو مشخص شده و کاربران می‌توانند حیطه انجام جستجو را محدود کنند.18. سیستم جستجو اطلاعات متا را نمایش می‌دهند، مانند اندازه فایل، تاریخی که فایل یا مطلب ایجاد شده و نوع فایل (Word, pdf و غیره).19. جستجوی سایت به‌طور خودکار به غلط گیری املایی می‌پردازد و جمع‌ها و مترادف‌ها را جستجو می‌کند.20. جستجوی سایت گزینه‌ای برای پیشنهاد جستجوهای مشابه فراهم می‌آورد («موارد مشابه»).کمک، بازخورد و تولرانس خطااین موارد به شما در ارزیابی این‌که آیا سایت شما از خطای کاربر جلوگیری می‌کند یا نه. و یا در صورت بروز خطا چگونه سایت شما آن را هندل می‌کند.1. سوالات رایجی که پرسیده می‌شوند یا کمک آنلاین دستورالعمل‌های مرحله به مرحله برای کمک به کاربران فراهم می‌آورد تا مهم‌ترین کارها را انجام دهند.2. به‌راحتی می‌توان به بهترین شکل و در مناسب‌ترین زمان کمک گرفت.3. پیام‌های سیستمی مختصر و بدون ابهام هستند.4. نیازی نیست که کاربر برای استفاده از سایت از راهنمای کاربر یا سایر اطلاعات خارجی کمک بگیرد.5. سایت از صفحه ۴۰۴ اختصاصی استفاده می‌کند که شامل نکاتی درباره نحوه یافتن صفحات موردنظر و لینک‌ها به صفحه اصلی و جستجو است.6. سایت در صورت لزوم (مثلاً در زمان بررسی) یا در زمان انتقال به درگاه بانک پیام مناسب و واضحی برای آگاهی کاربر نمایش می‌دهد.7. برای انتخاب محصولات کاربران راهنمایی می‌شوند.8. قبل از اجرای عمل‌های بالقوه «خطرناک» کاربران نیاز به تصدیق دارند (مثلاً حذف یک مورد).9. صفحات تایید واضح هستند و قابل فهم هستند.10. پیام‌های خطا شامل دستورالعمل‌های واضح درباره قدم بعدی هستند.11. بلافاصله قبل از خرید، سایت به کاربر یک صفحه خلاصه و واضح را نشان می‌دهد که نباید با صفحه تایید خرید اشتباه گرفت.12. هرگاه کاربر بخواهد بین گزینه‌های مختلف یکی را انتخاب کند (مثلاً در یک کادر دیالوگ)، گزینه‌ها واضح خواهند بود.13. سایت کاربران را درباره تأخیرهای اجتناب ناپذیر در سایت آگاه می‌سازد (مثلاً هنگام تایید تراکنش بعد از خرید که ممکن است در شرایطی به طول بیانجامد).14. پیام‌های خطا با لحن تمسخرآمیزی نوشته نشده‌اند و خطا را تقصیر کاربر نمی‌داند.15. صفحات به‌سرعت لود می‌شوند (5 ثانیه یا کمتر).16. سایت بازخورد سریعی نسبت به اطلاعات ورودی توسط کاربر یا فعالیت‌های انجام شده‌ی کاربر نشان می‌دهد.17. به کاربر درباره صفحات حجیم و کند هشدار داده می‌شود (مثلاً «لطفا صبر کنید»)، و مهم‌ترین اطلاعات اول از همه نشان داده می‌شوند.18. هنگام استفاده از tooltip (توضیحاتی که با نگه داشتن ماوس روی اشیاء ظاهر می‌شوند)، راهنمایی و توضیحات بیشتر و مفیدتری فراهم می‌شود.19. هنگام ارائه راهنمایی‌ها، به کاربران می‌گویند که چه‌کاری انجام داده و از چه‌کاری صرف‌نظر کنند.20. سایت به کاربران نشان می‌دهد که چطور کارهای عادی را در صورت لزوم انجام دهند (مثلاً با دمویی از عملکرد و امکانات سایت).21. سایت بازخوردهایی ارائه می‌دهد (مثلاً «آیا می‌دانید که؟») که به کاربر درباره نحوه استفاده از سایت اطلاعات می‌دهد.22. سایت راهنمایی‌هایی مرتبط با موضوع ارائه می‌دهد.23. راهنمایی‌ها کاملاً واضح و به زبان ساده هستند و به زبان فارسی روان نوشته شده‌اند و از هرگونه واژه و حروف نامفهوم خودداری شده است.24. هنگامی‌که عملی به‌طور موفقیت آمیزی به انجام رسید، سایت بازخورد مناسبی ارائه می‌دهد. ( مانند نمایش پیام انجام شد یا ارسال شد).25. در صورت لزوم پیام‌های مهم بر روی صفحه باقی می‌مانند و نیازی نیست که کاربر باعجله اطلاعات را یادداشت کند.26. در سایت از قانون Fitts استفاده شده است (فاصله بین کنترل‌ها و اندازه کنترل‌ها مناسب است، اندازه متناسب بافاصله است).27. برای جلوگیری کاربر از کلیک بر روی لینک‌ها یا المان‌های نادرست فضای کافی بین آن‌ها وجود دارد.28. یک فضای خطی در حدود حداقل 2 پیکسل بین آیتم‌های قابل کلیک وجود دارد.29. سایت مشخص می‌کند که چه زمانی و کجا خطایی رخ‌داده است (مثلاً هرگاه یک فرم ناقص پرشده باشد فیلدهای جاافتاده هایلایت می‌شوند).30. سایت از روش‌های انتخاب مناسب (مثلاً منوهای کشویی) به‌عنوان یک جایگزین برای تایپ کردن استفاده کرده است.31. سایت به‌خوبی برای جلوگیری از بروز خطا توسط کاربر او را آگاه می‌سازد.32. سایت قبل از اصلاح ورودی‌های اشتباه به کاربر هشدار می‌دهد (مثلاً در گوگل «Did you mean…»).33. سایت تضمین می‌کند که بین انجام کار اطلاعاتی از بین نرفته است (توسط کاربر یا خطای سایت).34. در صورت لزوم، کاربر می‌تواند اصلاح خطاها را تا موعد بعدی به تعویق بیندازد.35. پیام‌های خطا به زبان ساده با توضیحات کافی درباره مشکل نوشته شده‌اند.36. سایت می‌تواند اطلاعات بیشتری را در صورت لزوم درباره جزئیات خطا نمایش دهد.37. فعالیت‌های «undo» (یا «cancel») و «redo» به‌راحتی در دسترس و امکان‌پذیر هستند.نقش­ها و وظایف یک تیم UXدر ادامه خلاصه­ای از نقش­های یک تیم UXبه همراه وظایف آن را بیان خواهیم کرد.سه کلمه در تجربه کاربری وجود دارد که همیشه باید در ذهنمان داشته باشیم:اول : افرادی که از محصول استفاده می‌کنند.دوم : کارهایی که با آن انجام می‌دهند.سوم : حوزه­ای که از آن استفاده می‌کنند.ما تجربه کاربری را برای این سه مورد خواهیم داشت یعنی اینکه تجربه به‌واسطه آن فعالیت­هایی که آن افراد می­خواهند در آن حوزه از آن استفاده کنند ایجاد می‌شود.می‌توان نقش­هایی که در حوزه تجربه کاربری وجود دارد را به‌صورت زیر بیان کرد:1)  نقشresearcher or ethnographer که کار پژوهش کاربری را انجام می‌دهد و پرسونا و نیازها را تهیه می‌کند.2) نقش user-interface designer که همان UI کار می­باشد؛ که کار طراحی را انجام می‌دهد.3) نقش usability analyst که بعدازاینکه برای مشکل و نیاز کاربر راه‌حلی را ارائه کردیم بررسی می‌کند که آیا این راه‌حل درست می­باشد و نیاز و مشکل را برطرف می‌کند یا خیر.4)  نقشsoftware developer که راه‌حل ارائه‌شده برای نیاز و مشکل را کد نویسی می‌کند.5) نقش information designer که تلاش می‌کند اطلاعات را جوری مرتب کند و به کاربر نمایش دهد که به‌راحتی برای کاربر قابل درک باشد.6)  نقشvisual designer که طراحی بصری را انجام می‌دهد و زیبایی را در نظر می‌گیرد مثلاً آیکون و رنگ را مشخص می‌کند.7)  نقشsocial-media specialist که وظیفه شبکه­های اجتماعی را به عهده دارد.8) نقش search-engine optimizer که همان بهینه سازی موتورهای جست‌وجو می­باشد.9)  نقشweb analytics specialist که لاگ های آنالیتیکس مانند گوگل انالیتیکس را تحلیل می‌کند.10)  نقشproject manager که مدیریت پروژه مربوط به UX را به عهده دارد.11)  نقشinteraction designer که در رابطه با تعامل با سیستم می­باشد و می‌توان گفت معادل با UX designer می­باشد.12)  نقشinformation architect که در رابطه با مرتب‌سازی اطلاعات و ایجاد ساختار مناسب برای آن‌ها می­باشد.13) نقش content strategist که مربوط به محتوا می­باشد.14)  نقشtechnical writer or copywriter که متن محتوا را ویرایش می‌کند.15)  نقشaccessibility specialist که بررسی می‌کند که آیا محصول ما برای افراد خاص مثلاً افرادی که مشکل کم بینایی دارند مناسب می­باشد یا خیر.اما باید ذکر شود که ux designerکسی است که حداقل 4 یا 5 مورد از نقش­های ذکرشده را بلد باشد. می‌توان گفت که معمولاً نقش­های ui، visual design،information design، information architectو interaction design جزو مهارت­های آن‌ها می­باشد.یک تیم ux چه‌کار می‌کند؟می‌توان به‌طور خلاصه فعالیت­هایی که تیم uxانجام می‌دهد را به این صورت بیان کرد: 1) شناخت، 2) ارائه راه‌حل، 3) ارزیابی راه‌حل. ابتدا باید نسبت به نیاز کاربران و مشکل، شناخت پیدا کنیم و بعد برای آن‌ها راه‌حل ارائه کنیم؛ یعنی یک طراحی را به‌واسطه uiایجاد کنیم و سپس بررسی کنیم که آیا توانسته­ایم با ارائه این راه‌حل آن نیاز و مشکل را برطرف کنیم یا خیر.شناخت به چه معنی می­باشد؟ می‌توان گفت که شناخت شامل شناخت کاربر، محیط، فعالیت‌ها و نیازمندی­های محصول می­باشد.نیازمندی شامل نیازمندی کسب­وکار و نیازمندی کاربر می‌شود. نیازمندی کسب‌وکار این است که باید نیازهایی که برای آن‌ها در این حوزه می‌خواهیم فعالیت کنیم را پیدا کنیم و نیازمندی­های کاربر یعنی اینکه کاربر چه نیازهایی دارد.مثلاً Gmail می‌گوید من می‌خواهم در راستای مدیریت ایمیل کاری بکنم. نیازمندی­های کسب­وکار این است که بتوان یک ایمیل را الصاق و سپس آن را ارسال کرد؛ اما نیازمندی کاربر مکمل نیازمندی کسب­وکار است. در این مثال می‌توان نیازمندی کاربر را این‌چنین بیان کرد که کاربرانی هستند که همیشه به یک فرد خاص ایمیل می‌زنند پس باید زمانی که ایمیل ارسال می‌کنند برای آن‌ها یک لیست از افرادی که قبلاً به آن‌ها ایمیل ارسال کرده­اند ایجاد شود.این نیازمندی­ها را چه کسانی باید به دست آورند؟تیم تحلیلگر و محقق بازار[1]وظیفه­ی پیدا کردن نیازمندی­های کسب­وکار را بر عهده دارند و محقق کاربر[2] وظیفه پیدا کردن نیازمندی­های کاربر را بر عهده دارد. در حقیقت می‌توان گفت که اثربخشی به عهده تحلیلگر و کارایی به عهده تیم uxمی­باشد.پس در این بخش محقق کاربرباید به یک بینشی از کاربران برسد و از اینکه کاربران چگونه رفتار می‌کنند درک خوبی پیدا کند و نیازها، انگیزه‌ها، رفتار، علایق و انتظارات کاربران را بفهمد.     حال که این شناخت را به دست آوردیم باید این اطلاعات را به تیم طراحی بدهیم. ازاین‎جا کار طراح تجربه کاربری شروع می‌شود. آن‌ها در ابتدا ایده­ و راه‌حلی که برای این نیاز و مشکل دارند را روی یک کاغذ طراحی می‌کنند که به آن نمونه اولیه کاغذی[3] گفته می‌شود. حال که ایده و کانسپت کلی مشخص شد و شکل گرفت به سراغ وایرفریم[4] می‌روند تا طرح را مشخص کنند به این صورت که مشخص می‌شود که چه چیز باید در کجا قرار گیرد. پس‌ازاین مرحله به سراغ جزئیات می‌روند که برای این کار با فتوشاپ، موکاپ طراحی می‌کنند و درنهایت اگر روی این طراحی تعامل‌ها[5] را نیز اعمال کنند درنهایت به پروتوتایپ می‌رسند که می‌توانیم این را در اختیار کاربر قرار دهیم تا از آن استفاده کند.درنهایت به مرحله ارزیابی راه‌حل می­رسیم. در این مرحله باید بررسی شود آیا چیزی که طراحی کرده­ایم نیاز را برطرف می‌کند یا نه که به آن کاربردپذیری گفته می‌شود. این مرحله بر عهده تحلیلگر قابلیت استفاده است. کاربردپذیری هم در حین پروژه بررسی خواهد شد که از مسیر درست خارج نشویم و هم در پایان پروژه برای بررسی نهایی انجام خواهد شد.تا اینجا گفتیم که ما باید کاری کنیم که کاربر با استفاده از محصول ما به یک تجربه لذت‌بخش برسد چراکه اگر کاربری در حین استفاده از محصول ما تجربه‌خوبی از آن به دست آورد حتی اگر در ادامه نیز محصول بهتری وجود داشته باشد به این راحتی این تجربه را فراموش نمی­کند و به استفاده از آن ادامه خواهد داد.برای ساخت تجربه­ای لذت‌بخش به‌عکس آن فکر کنید. برای سایت فروش بلیط سفر می‌توانیم بگوییم که مثلا بدترین تجربه این است که فرد نمی‌تواند بلیط خود را استرداد کند پس یکی از مزیت‎های ما می‌تواند این باشد. ارزان­ترین راه تبدیل خریداران به مبلغان، خلق تجربه‌ای لذت‌بخش می­باشد. باید توجه کنیم که معیار رضایت مشتری فقط محصول نیست. قبل از خرید، هنگام خرید و بعد از خرید باید با مشتری باشیم و تجربه لذت‌بخشی را برای او فراهم کنیماما توضیحاتی که تاکنون دادیم برای زمانی بود که کاربر با محصول ما در ارتباط بود و سعی می‌کنیم که برای کسی که از محصول ما استفاده می‌کند تجربه­ای لذت‌بخش ایجاد کنیم اما اگر کمی گسترده­تر نگاه کنیم باید علاوه بر کاربری که با محصول ما در ارتباط است به ارتباط مشتری با برند خود توجه کنیم مثلا باید در قسمت فروش و پشتیبانی و ... نیز باید برای مشتری تجربه لذت‌بخشی را ایجاد کنیم.اصول مورد استفاده برای ایجاد تجربه لذت­بخش به شرح زیر است:1) ثبات یا قابلیت پیش‌بینی بودن: اگر کاربر برای خرید بلیط به سایت ما مراجعه کرده و ما همه بلیط‎های موجود را به آن نمایش داده‌ایم او انتظار دارد دفعه بعد هم که به سایت ما مراجعه می‌کند تمام بلیط های وجود را نمایش دهیم.ثبات در 4 موضوع بسیار مهم است:· کیفیت همیشه باید یکسان باشد.· پاسخ‌گویی یک‎سان داشته باشیم، نباید حرف­های متناقض زده شود.· زمان ارسال یک‎سان باشد. اگر می‌خواهیم به کاربران خبری را بدهیم باید این خبر به‌موقع باشد.· طراحی یکسان مثلا در وب‌سایتمان یک سری چیزها همیشه ثابت باشد مثل رنگ که کاربران بتوانند با آن‌ها ما را به یاد بیاوردند.2) سرعت: باید محصول را سریع به دست مشتری برسانیم.· سرعت پاسخگویی باید بالا باشد. بهتر است پاسخگویی را در چند مرحله­ انجام دهیم مثلا ممکن است مشتری مشکلی داشته باشد و با فروشنده تماس بگیرد اما ممکن است الان نتوانیم مشکل را حل کنیم پس بهترین کار این است که به مشتری بگوییم تا فردا این مشکل را بررسی می‌کنیم و واقعا هم بررسی کنیم و فردا جواب را به او بگوییم. حتی اگر ما نتوانسته باشیم مشکل را تا آن موقع حل کنیم ایمیل بزنیم یا تماس بگیریم و علت را توضیح دهیم و تا چه زمانی درست می‌شود. در این صورت بااین‎که مشکل مشتری را برطرف نکردیم ولی مشتری می‌فهمد که ما واقعا پیگیر کار او بوده‌ایم.· سرعت تحویل محصولات و خدمات باید بالا باشد.· سرعت سایت : خیلی مهم است زیرا اگر کاربر مجبور باشد برای استفاده از سایت ما زمان زیادی را صرف کند به‌احتمال بسیار زیادی به سراغ رقیب ما می‌رود.[1] Market Researcher[2] User Researcher[3] paper prototype[4] wireframe[5] interaction1) شخصی سازی یا personalization: در مخاطبتان حس مهم بودن و خاص بودن ایجاد کنیم.· استفاده از نام افراد حس خوبی را به آن‌ها منتقل می‌کند.· توجه شخصی· ذکر کردن دلیل ارسال پیام­ها، مثلا بگوییم چون شما قبلا فلان کالا را از ما خریداری کرده‌اید این پیشنهاد جدید را به شما می‌دهیم یا به افرادی خاصی تخفیف دهیم.· ایمیل­هایی که بعد از خرید به افراد داده می‌شود اصولا توسط آن‌ها باز می‌شوند زیرا شخصی هستند و می‌توانیم از این موقعیت استفاده کنیم.2) کیفیت : اصل خلق تجربه لذت‌بخش کیفیت می­باشد. که باید در مواردی که در ادامه می­گوییم کیفیت را اعمال کنیم.· محصول· بسته بندی· گرافیک3) تحویل : در زمان تحویل محصول به مشتری به نحوی او را غافلگیر کنیم.4) ارتباط پس از فروش· تماس تشکر· نظر سنجی چند روز بعد از فروش· ارسال اطلاعات آموزشی مرتبط· از مشتریان کمک بگیریم و بخواهیم که در مورد محصول استفاده شده نظر بدهند.· تغییر مکالمات. خوب است برای مکالمه سبک خاص خود را داشته باشیم:o ساخت دستورالعمل‌های مکالمات برای تمام قسمت­­ها. مثلا اگر به ما مراجعه کردند و وجود مشکلی را اعلام کردند اولین قدم این است که اظهار تاسف کنیم و سپس شکایت را دقیقا تکرار کنیم و بگوییم منظورتان این است؟( مرور شکایت) و در گام‌ بعد قول پیگیری و رسیدگی بدهیم.o مهندسی زبان. سعی کنیم از جملاتی استفاده کنیم که حس خوشایندی را به افراد منتقل می‌کند. می‌توانیم به‌جای جمله &quot; لطفا منتظر بمانید &quot; بگوییم &quot; ممکن است کمی زمان به من بدهید که به موردتان رسیدگی کنم؟ &quot; سعی کنید به‌هیچ‌وجه از عبارت­های منفی استفاده نکنید.اکنون در مورد سه مفهومی که طراحان تجربه کاربری باید با آن آشنا باشند صحبت می‌کنیم.مورد سه مفهومی که طراحان تجربه کاربری باید با آن آشنا باشنداولین مفهوم میکروکپی[1]است.میکروکپیمیکروکپی کارهای کوچکی هستند که ما در سایت خود و یا روی محصولمان انجام می‌دهیم تا کاربران راحت‌تر بتوانند از آن استفاده کنند. در حقیقت می‌توان گفت که میکروکپی راهکارهای ساده و کوچکی می‌باشند که از بروز خطا برای کاربران و ایجاد سردرگمی جلوگیری می‌کنند. چند مثال از سایت فرانگر که در آن‌ها از میکروکپی استفاده شده است در زیر آورده‌ایم.[1]Microcopyهمان‌طور که در تصویر بالا می‌بینید یک سری متن‌های کوچک برای راهنمایی، در فیلدهایی که باید کاربران پر کنند قرارگرفته است. به این متن‌هایی که در فیلدها قرار می‌گیرند placeholderگفته می‌شود که یکی از انواع میکروکپی می‌باشند. یا اینکه در بالای متن فیلدها، یک علامت ستاره آورده شده است برای اینکه کاربر بداند پر کردن این فیلدها الزامی است.تصویر زیر نیز اطلاعاتی را به‌صورت مختصر در مورد بانک رزومه فرانگر نشان داده است که این اطلاعات به کاربر کمک می‌کند بتواند به‌راحتی به مقصد خود برود و دچار مشکل نشود و در مورد این ویژگی اطلاعات کافی را به دست آورد.در این تصویر در قسمت اشتراک در خبرنامه نیز در داخل فیلد کمرنگ نوشته شده است برای عضویت ایمیل خود را وارد کنید که یک placeholder است.فرض کنید در صفحه ثبت‌نام از کاربران می‌خواهیم رمزی را وارد کنند که معیارهای ما برای این رمز این است که حداقل 8 کاراکتر باشد، حداقل از یک حرف در آن استفاده شود و ... حال می‌توانیم در کنار این فیلد چند خط به‌صورت کمرنگ بنویسیم که کاربر بداند چگونه باید رمز خود را وارد کند تا دچار اشتباه نشود. در تصویر زیر نمونه ای از این مورد دیده می‌شود.مفهوم دومی که می‌خواهیم در موردش صحبت کنیم micro ux است.Micro uxدر حقیقت micro ux موارد کوچکی در سایت می‌باشند که با اضافه کردن آن‌ها به سایت می‎توانیم کمی کار کاربر را راحت‌تر کنیم مثلا کاربر وارد سایت می‌شود و تا پایین صفحه می‌رود اما برایش سخت است که دوباره تمام مسیر را به بالا اسکرول کند زیرا یک کار تکراری را انجام می‌دهد پس ما یک ویژگی می‌گذاریم که کاربر با کلیک کردن روی آن می‌تواند به ابتدای صفحه منتقل شود.در ادامه نمونه‌هایی از آن را که سایت فرانگر استفاده شده است می‌بینیم.در این صفحه از سایت یک شماره و یک آیدی تلگرام وجود دارد اما کاربر لازم نیست برای اینکه بتواند با این شماره تماس بگیرد آن را به خاطر بسپرد بلکه به‌راحتی با کلیک روی آن وارد شماره‌گیر شده و می‌تواند تماس بگیرد. در مورد آیدی نیز همین اتفاق می‌افتد و کاربر با کلیک روی آن به کانال مربوطه در تلگرام برده می‌شود.در اینجا نیز کاربر با کلیک بر روی ایمیل وارد ایمیل می‌شود و در پایین تصویر نیز یک علامت فلش کوچک مشاهده می‌شود و کاربر آن برای هدایت راحت‌تر کاربر از هر قسمت صفحه به بالای صفحه است.ممکن است کاربر بخواهد مستقیم به صفحه پایانی برود اما اگر بخواهد تک‌تک جلو برود تا به صفحه آخر برسد کمی مشکل است پس گذاشتن این مورد می‌تواند برای برخی از کاربران مفید باشد.مثال‌های زیادی از این قبیل در سایر سایت‌ها وجود دارد مثلا گوگل را در نظر زمانی که کاربران مشکل اینترنت دارند به آن‌ها چنین صفحه‌ای را نشان می‌دهد و این امکان را می‌دهد که تا زمانی که مشکل اینترنتشان برطرف می‌شود بتوانند بازی کنند. برای اینکه کاربر بتواند بازی را شروع کند باید بر روی دکمه جهت نمای بالا کلیک کند یا اسپیس را بزند.این‌ها موارد کوچکی است که می‌توانیم به کمک آن‌ها تجربه بهتر برای کاربران ایجاد کرده و کار آن‌ها را آسان‌تر کنیم.مفهوم سومی که وجود دارد بازی سازی تجربه کاربری[1] می‌باشد.بازی سازی تجربه کاربریدر اینجا هدف این است که بتوانیم تعامل کاربران با سایت را افزایش دهیم و کاربران برای انجام کارهایی که با محصول ما انجام می‌دهند اشتیاق داشته باشند درواقع یعنی یک تجربه لذت‌بخش با بازی سازی ایجاد کنیم که تعامل کاربر با محصول ما افزایش یابد و کاربر را جذب کند. به مثال‌های زیر توجه کنید.تصویری که در زیر می‌بینید یک نرم‌افزار برای سیستم عامل iosاست و کاربرد آن یادداشت کارهایی است که باید انجام دهیم. این نرم‌افزار امکانات جالبی را به همراه دارد که یکی از این امکانات که برای کاربران جالب بوده و آن‌ها را به‌صورت یک بازی درگیر می‌کند تا از این اپ استفاده کنند این است که زمانی که کاربر کار یادداشت شده را به انجام رساند می‌تواند با انگشت خود و آن نشانگر که در تصویر دیده می‌شود روی آن کار خط بزند.[1] ux gamificationدر اپلیکیشن زیر نیز ویژگی‌هایی وجود دارد که برای کاربر جالب‌اند. مثلا برای پاک کردن یا ویرایش هرکدام از سطرها با کشیدن سطر به سمت چپ می‎توان به این امکانات دسترسی پیدا کرد. یا روی نوار همبرگری پایین یک سری از امکانات وجود دارد که با چرخش آن می‌توان تمامی امکانات را مشاهده کند.خلاصه‎ای از نکات کتاب Research-Based Web Design &amp; Usability Guidelinesتا اینجا مقداری از مطالبی که لازم است هر کسب­وکاری در زمینه تجربه کاربری از آن مطلع باشد ذکر شد. اما باید توجه داشت که در مقابل کاربران پیچیده قرار گرفتن کار ساده­ای نیست و نیاز به تجربه در کسب­وکار و شناخت کافی از کاربران دارد به همین دلیل برای رسیدن به یک تجربه­ خوب، نباید فقط در کسب­وکار خود همواره به آزمون و خطا بپردازد بلکه باید از تجربه دیگران و همچنین کسب­وکارهای رقیب نیز استفاده شود. به‌طور مثال در اینجا تجربیات یک کتاب به نام Research-Based Web Design &amp; Usability Guidelines که در این زمینه نکاتی را بیان کرده است را بازگو می‌کنیم تا بدانیم که نیاز نیست گاهی نکات را خودمان کشف کنیم و باید از تجربیاتی که دیگران به آن رسیده­اند استفاده کنیم. و همچنین در زمینه گردشگری نیز تعدادی از وب‌سایت‌های خارجی را ازنظر کاربردپذیری و اینکه چگونه توانسته­اند بازدیدکنندگان سایت‎شان را به مشتری تبدیل کنند بررسی ­کنیم. باید بدانیم که تجربیات دیگران در کنار تجربیاتی که خودمان از کسب­وکارمان به دست می­آوریم می‌تواند بسیار مفید باشد.این کتاب یک راهنما برای کاربردپذیری می­باشد که در زیر خلاصه­ای از برخی از نکات این کتاب آورده شده است:1) تهیه­ی محتوای مفیدمحتوا باید جذاب و مرتبط و مناسب برای خوانندگان باشد. محتوا بسیار مهم است و نباید محتوای ما اشتباه باشد.2) ایجاد و تشکیل نیاز و تقاضای کاربرباید از تمام منابع موجود برای درک نیازهای کاربر باید استفاده شود و تبادلات خود را با کاربر از طرق مختلف افزایش دهیم مثلا خطوط پشتیبانی مشتری، نظرسنجی، تابلو اعلانات، مصاحبه، استفاده از فروشندگان، گروه­های متمرکز و.... و سپس باید با استفاده از این اطلاعات جمع شده از کاربران usecase( مواردی که کاربران می­خواهند و نیاز دارند که وب‌سایت ما آن‌ها را برطرف کند) بسازیم.3) فهمیدن و برآوردن انتظارات کاربراناطمینان حاصل کنیم که قالب وب‌سایت مطابق با انتظارات کاربران می­باشد به‌خصوص ناوبری و محتوا و سازمان دهی. در ابتدا انتظارات کاربران با توجه به دانش و تجربه قبلی آن‌ها می­باشد.* اگر سعی کنیم که فرمت و شمای ناوبری برای کاربر آشنا باشد موجب یادگیری بیشتر سایت ما توسط کاربر می‌شود و باعث می‌شود که زودتر بتواند با وب‌سایت ما احساس راحتی کند پس خوب است از قوانین و قراردادهای آشنا استفاده کنیم.4) کاربران را برای ایجاد نیازهای کاربر درگیر کنید.5) تنظیم اهدافقبل از شروع فرایند طراحی، اهداف اولیه سایت را شناسایی کنیم.6) تمرکز بر عملکرد قبل از اولویتتصمیم‌گیری در مورد محتوا ، فرمت ، تعامل و ناوبری را قبل از تصمیم‌گیری برای رنگ و گرافیک‌های تزئینی قرار دهید.7) بسیاری از مسائل رابط کاربری را در نظر بگیرید.8) باید با سئو رتبه سایت خود را بالا برده تا کاربران به سایت ما مراجعه کنند.9) اهداف کاربردپذیری را مشخص کنیم.اهداف عملکردی که شامل نرخ­های موفقیت و زمان رسیدن کاربران به اطلاعات مشخص و اهداف ترجیحی که رضایت و پذیرش کاربران را در برمی­گیرند مشخص شود و از تست کاربردپذیری استفاده شود.10) استفاده از طراحی موازی11) استفاده از پرسونااستفاده از پرسونا باعث می‌شود که تیم طراحی متمرکز بر همان نوع افراد باشد.بهینه سازی تجربه کاربری1) کاربران نباید بیش از چند ثانیه برای باز شدن صفحه صبر کنند و اگر هم قرار است چنین اتفاقی رخ دهد باید در هنگام انتظار یک فیدبک به کاربر داده شود.2) تا جایی که امکان دارد باید کار را برای کاربر ساده کرد و تعاملات میان کاربر و کامپیوتر موثر باشد. اگر اطلاعات مستقیما در یک فرمت قابل استفاده نمایش داده شوند کاربران می‌توانند بهترین استفاده را از سایت کنند.3) کاربران باید بتوانند به‌راحتی اطلاعات را چاپ کنند.4) طراحان هرگز نباید پنجره­ یا گرافیک یا نوشته­ای را بدون اجازه کاربر باز کند. مثل پاپ‌ آپ5) افزایش اعتبار سایتراه­های موثری که می‌توان اعتبار سایت را افزایش داد به‌قرار زیر می‌باشند:· فراهم کردن یک مجموعه­ی مفید از سوالات متداول (FAQ) با جواب­های آن‌ها· اطمینان حاصل شود که وب‌سایت به‌صورت منطقی مرتب شده است و به‌صورت حرفه‌ای به نظر می‌رسد.· ارائه مقالات حاوی نقل‌قول و مراجع· نمایش اعتبارنامه نویسنده· ارائه آرشیوی از محتوای قدیمی· اطمینان حاصل شود که سایت تا حد امکان به‌روز می­باشد.· اطمینان حاصل شود که سایت به‌طور مکرر با سایت­های با اعتبار بالا در ارتباط است. (لینک دادن)6) کارهای کاربران را کاهش داده شود. هرچیزی را که خودمان می‌توانیم محاسبه کنیم را خودمان وارد کنیم مثلا یک چک باکس بگذاریم و به کاربر بگوییم که اگر می­خواهید برای این کامپیوتر رمز و ای دی شمارا سیو کنیم و اگر فرد تایید کند دیگر لازم نخواهد بود هر بار رمزش وارد کند.7) تا جایی امکان دارد از حافظه کاربر زیاد استفاده نشود یعنی کاربر مجبور نباشد اطلاعاتی را حفظ کند تا جایی دیگر بتواند از آن استفاده کند.8) صفحات وب باید به‌سرعت بارگذاری شوند ازاین‌روی باید تعداد بیت هر صفحه را کم کرد تا سرعت بالاتر رود.9) اگر یک‌صفحه‌ای وجود دارد که timeoutدارد( یعنی اگر زمان مشخصی بگذرد فرد باید دوباره صفحه را لود کند مثل صفحه­ پرداخت) باید به کاربر اعلام شده و زمانش هم گفته شود و یا حتی در صورت امکان شخص بتواند زمان بیشتری درخواست کند.10) اطلاعات به فرمی مناسب و قابل استفاده برای کاربر به‌کاربرده شود یعنی نباید یک فایل قرار دهیم تا کاربر برای متوجه شدن منظور ما مجبور شود آن را مطالعه کند.11) فرمت اطلاعات باید به‌گونه‌ای باشد که در صورت نیاز به پرینت یا خواندن به‌صورت آنلاین مناسب باشد و در صورت چاپ شدن به‌درستی چاپ شوند.12) وقتی کاربر باید صبر کند به او فید بک بدهیم مثلا اگر زمان کمی را باید صبر کند یک ساعت شنی بگذاریم و اگر زمان زیادی باید صبر کند از process indicator (همان خطی که پر می‌شود و درصد پرشدن را نشان می‌دهد ) استفاده شود.13) کاربر را از مدت زمان دانلود فایل یا عکس و همچنین حجم موردنیاز آگاه کنیم و بگوییم برای هر نوع اتصال اینترنت چه مدت زمانی لازم است.14) ازآنجایی‌که سرعت خواندن اطلاعات برای ما مهم است نباید از کاربر بخواهیم چند کار را هم‌زمان انجام دهد. مثلا کاری نکنیم که لازم باشد اطلاعات یک صفحه را در صفحه­ای دیگر به خاطر بیاورد.15) در داکیومنت­های مربوط به راهنما از اصطلاحاتی که کاربر با آن‌ها بیشتر آشنا است استفاده شود.16) برای پرینت مدارک و اطلاعات یا هر چیز دیگری بهتر است به کاربر آپشن بدهیم مثلا هرجایی که دلش خواست را پرینت بگیرد.17) برای کاربران خود راهنما بگذاریم مثلا ممکن است یک کاربر برای اولین بار به سایت ما وارد شود و اطلاعات کافی در مورد ما نداشته باشد پس می‌توان قسمتی را برای این کاربران بگذاریم مثلا بنویسیم که اگر کاربر جدید هستید اطلاعات لازم را ازاین‎جا به دست آورید.18) صفحه­ی اصلی بسیار مهم می­باشد و باید متمایز از سایر صفحات باشد و نباید متن زیادی را در خود داشته باشد و باید هدف سایت را به کاربر منتقل کند و تمام گزینه­های مهم مربوط به وب‌سایت را نشان دهد و مطالب مهم در بالای صفحه‌ی اصلی قرار گیرد.19) از تمامی صفحات باید به‌راحتی بتوان به صفحه­ی اصلی بازگشت.گاهی نیز با کلیک روی لوگو سایت می‌توان به صفحه­ی اصلی بازگشت اما ممکن است کسی این نکته را نداند پس باید بتوان جور دیگر هم به سایت برگشت مثلا از عبارت بازگشت به صفحه­ی اصلی استفاده شود.20) تمام گزینه­های مهم باید در صفحه­ی اصلی سایت باشد.21) با استفاده از صفحه­ی اصلی یک پیش‌فرض اولیه مثبت را برای کاربر ایجاد کنیم.22) ارزش­های موجود در صفحه باید با هدف ما هماهنگ باشد.23) در صفحه­ی اصلی از متن زیاد و به‌صورت انشایی استفاده نشود زیرا وقتی کاربر وارد سایت می‌شود ابتدا عنوان­های مهم را می­خواند و عده کمی هستند که متن‌ها را به‌طور کامل بخوانند.24) نباید صفحه­ی اصلی با دیگر صفحات اشتباه گرفته شود و کاربران انتظار دارند که اقدامات اصلی در صفحه­ی اصلی انجام می‌شوند. مثلا پیدا کردن لینک­های مهم، دسترسی به نقشه­ی سایت و انجام جست‌وجو25) طول صفحه­ی اصلی را کم شود و تا جای ممکن در همان ابتدای صفحه تمام مطالب مهم قرار داده شود.26) اگر قرار است وب‌سایت تغییر مهمی بکند باید از قبل در سایت اعلام شود که در فلان روز تغییراتی ایجاد خواهد شد.27) عرض پنل­های سمت راست و چپ به‌درستی انتخاب شود و نباید آن‌قدر کوچک باشند که دیده نشوند.در زیر چک لیست &quot;الوبریم&quot; برای بررسی موارد مربوط به ux را مشاهده می‌کنید که هرکدام از آن‌ها در قسمت‌های قبل به‌طور کامل توضیح داده شده‌اند.· هیچ باکسی بدون پلیس هولدر(place holder) نباشد.· همه صفحاتی که در آن‌ها قرار است از مشتری اطلاعات بگیریم کال تو اکشن (call to action) و ارزش پیشنهادی داشته باشند.· در همه صفحات مرتبط نظرات مشتریان وجود داشته باشد.· صفحه 404 اختصاصی طراحی شود.· درصورتی‌که به سایت دیگری لینک داده‌ایم در صفحه جداگانه باز شود.· ترتیب فیلدهای ثبت‌نام از آسان به سخت طراحی شده باشند.· دغدغه سخت و طولانی بودن ثبت‌نام از بین برده شود.· تا جای ممکن کمبو استفاده شود.· اگر نظرات مشتریان را نداشتیم این اطلاعات را به نمایش بگذاریم : تعداد بلیط فروخته شده، استرداد شده، سابقه فعالیت و...)· بررسی سرعت لود هر صفحه· در هیچ قسمتی به مشتری این حس دست ندهد که ما به او دستور می‌دهیم یا به کار خاصی هدایت می‌کنیم.· بعد از تکمیل شدن همه فرم‌ها تشکر شود.· اصول طراحی دکمه کال تو اکشن رعایت شود.· در صفحاتی ک کاربر اطلاعات می‌دهد &quot;حفظ حریم شخصی&quot; را بنویسیم.· کاربری که لاگین می‌کند اسمش بالای صفحه نشان داده شود.· ترتیب الفبایی هیچ موقع رعایت نشود! از همان قانون 80 و 20 باید استفاده شود.· لینک‌های داخلی توصیفی باشند.· سایت هم با wwwو هم بدون آن نمایش داده شود. (ریدایرکت شود.)· لینک‌های سایت همه آبی رنگ باشد.· سایت در مرورگرهای مختلف بررسی شود.· با کلیک بر روی لوگو به صفحه اصلی(خانه) برویم.· از Breadcumb (خرده نان) استفاده شود.· اسم و لوگو در همه صفحات باشد.· هر چیزی را که کاربر اشتباه نوشت، تصحیح شده‌اش را در پاپ آپ به او نشان دهیم.· فیلید هایی که اشتباه پر می‌شوند قرمز شوند.· محتوا با عناوین مناسب دسته‌بندی شود تا کاربر تا آخر آن را مطالعه کند.همان‌طور که بیان شد قرار نیست تمام راه را ما بپیماییم و از اول شروع به کار کنیم بلکه باید از مسیری که دیگران رفته­اند و از تجربیاتی که در این راه به دست آورده­اند نیز استفاده شود به‌طور مثال ممکن است راهی که ما می‌خواهیم اکنون طی کنیم رقیبمان مدت­ها پیش طی کرده باشد پس می‌توان با بررسی رقبا ازنظر کاربردپذیری و نحوه عملکرد آن‌ها برای تبدیل کاربران به مشتری به تجربیات خوبی رسید.کاربر وارد شده به یک وب‌سایت دارای یک هدف می­باشد که وب‌سایت باید در جهت رساندن کاربر به هدفش قدم بگذارد. در حقیقت هدف وب‌سایت زمانی تحقق پیدا می‌کند که مسیر رسیدن به این هدف از هدف کاربر عبور کند به‌گونه‌ای که نزدیک شدن به هدف کاربر، وب‌سایت را نیز به هدفش برساند و برعکس. به بیانی هم‌راستا شدن این دو هدف حاصل شود.به قلمباران محمود آبادی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 16:01:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت دانش یا مدیریت تجربه ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-qlfx2cq6qu0l</link>
                <description>این نوشته در واقع ی صورت جلسه ای هست از صحبتایی که کردیم تو جلسه با آقای افشین، خانم ادراکی و مهدی. اول جلسه راجع به توسعه شغلی بچه ها صحبت کردیم اختصاصا در مورد خانم ادراکی و قرار شد یکسری منابع معرفی کنیم و در واقع ایشون نقشه راهی برای خودشون بچینن که تو سال 99 چه چیزایی رو دوس دارن تو کار یاد بگیرن و... چیزی که دقیق تر در موردش میخوام بنویسم. مشکلی بود که راجع بهش صحبت کردیم. این مشکل این بود که با توجه به نوع کار ما هممون تقریبا باید همه چیو یادبگیریم. ی موقع نیاز میشه یکی سوشال رو بسپریم بهش باید بدونه ی موقع لازم میشه کار با وردپرس کنه و... مشکلی که ما داریم این هست که ننشستیم ی بار بنویسیم که برای یادگیری ی موضوع چه موضوعاتی خونده بشه و یادگرفته بشه کافیه تا کارو شروع کنه طرف. بخاطر همین هی از اول مجبوریم توضیح بدیم ب نفرات جدید و کلی انرژی میبره ازمون. مخصوصا مهدی حبیب زاده که سرویس شده قشنگ کلی انرژی میذاره همش سر یاددادن به بچه ها...مدیریت دانش راه حل ماست ؟!آقای افشین بحثی رو باز کردن به اسم مدیریت دانش. که این اصلا معضلی هست تو شرکتا و این که دانش کارمند تو شرکت بمونه و چرخ رو دوباره اختراع نکنیم و اینا رو صحبت کردن راجع بهش و مثال هایی رو ذکر کردن!بعد بحث هایی مطرح شد که این مفهوم رو ما باید درست استفاده کنیم.. من یکسری پیشنهادا داشتم و بچه های دیگ و آقای افشین هم موضوعات خوبی رو مطرح کردن که خلاصش این بود...مدیریت دانش ی مشکلایی داره و همیشه نمیشه به صورت درستش اتفاق بیفته..اگر بخوایم داکیومنت کنیم. کارمند خب ی دانشی رو به دست میاره یا داره.. معمولا این اتفاق میفته که طرف خیلی حرفه ای اون رو میدونه و کامل! پس از نظر اون این نکات ی چیز پیش پا افتادس و لزومی به داکیومنت کردنش نمیبینه!یا نه از اونور ممکنه ی دانشی رو تازه به دست اورده باشه و حس کنه خیییییییلی چیز خفنیه.. در اون صورتم نمینویسه که فقط پیش خودش باشه. چون حس میکنه با گفتن اون ب بقیه وابستگی شرکت ب اون کم میشه !ی مشکل دیگه ای هم ک پیش میاد در اون صورت! معضل وسواس داکیومنت کردنه! یکی میخواد ی چیزی بنویسه هی میگه بذا کامل ترش کنم بهترش کنم خوشگل ترش کنم و.. بعد میذارمش تو شیر و این هی طولانی میشه تهشم نمیذاره!خب این مشکلا هست. پیشنهاد من این بود که ما نباید نکاتی که یاد میگیریمو بنویسیم همشو. ما مثلا کلی وقت میذاریم صدتا ویدئو آموزشی میبینیم! تو داکیومنتمون اشاره کنیم فلان ویدئو بهترین بود! در واقع ی داکیومنتی آماده کنیم که در کمترین زمان طرف با خوندن ی سری منابع (که بهترین منابعی هستند که ما معرفی کردیم) بتونه سریع یادبگیره مطلب رو!در راستای همین حرف خانم ادراکی هم اشاره کردند که ما باید تجارب رو بنویسیم نه دانش رو!  و اینجا بود که گفتیم you hit the point!نتیجمه بحثمون این شد!Death of knowledge management and advent of experience managementاین که ما باید چیزایی رو داکیومنت کنیم که بیشتر از جنس تجربه اند و واقن اینه ک می ارزه! اینه ک ارزش داره وگرنه همه چی توی نت هست سرچ کنیم..البته...در راستای اون مشکلاتی که گفتم این رو هم گفتم که ما بین بچه هامون این مشکلو نداریم که کسی نخواد ی چیزیو به بقیه بگه! به نظرم این مشکل بیشتر تو ده های قبل از هفتاد وجود داره! الان همه ما میدونیم که جواب همه چیز تو گوگل هست. کافیه تنبلی نکنیم! پس این ترس اصلا بین کارمندای الان فکر نمیکنم وجود داشته باشه اصلاااادر ادامه صحبتمون به مواردی اشاره شد که توی مدیریت دانش تاثیر داشتن یک شبکه اجتماعی درون سازمانی رو گفتند که خوبه.  دلیل این که خوبه اینه که! اومدن ی تحقیقی انجام دادن که چرا مردم توی سوشال مدیاها زیاد تو بحثا و.. شرکت میکنن.. دلایلی داشته از جمله رپیوتیشن، کمک به دیگران و...بر همین اساس میگن که داشتن یک شبکه اجتماعی درون سازمانی میتونه از همین مفهوم استفاده کنه چه جوری؟این جوری که مثلا من اگر ی مطلبی رو از همکارم بپرسم همینجوری شاید نگه بهم یا کامل بهم نگه موارد رو و جواب سوالم رو.. ولی اگر این سوال در بستر ی شبکه اجتماعی درون سازمانی مطرح بشه. تو اسکیل کوچیک گروه تلگرام یا واتساپ قطعن جواب میگیرم. چرا؟ چون اون کارمند میدونه که اگر جواب بده بقیه ای ک تو گروهن میبینن ک این جوابشو داده! و مدیرشم تو گروه هست و میبینه! این حس دیده شدن و رپیوتیشن براش ایجاد میکنه! خب دلیلی که تا الان ی همچین گروهی رو با مدیرعامل نداشتیم این بوده ک حس کردیم شاید اون نخواد همچین چیزیو، حس کنه اسپم میفرستیم و..! شاید اون دوس داشته باشه فقط گزارشاس کاری و نتایج رو براش بفرستیم.. ولی خب تو سطح پایین تر بین خودمون همیچن گروهیو داشتیم !خلاصه! ی نکته هم من تهش گفتم ک سخاوتمند باشیم! این که سعی کنیم اگر چیز جدیدی یادگرفتیم تجربه ای یادگرفتیم! بجای داکیومنت کردن تو شیر شرکت تو فضای وب به اشتراک بذاریم مث بقیه مردمای دنیا! شاید ب درد کسی خورد! اینه که روند کارمون همین خواهد بود احتمالا! و امیدوارم بچه ها همکاری کنن اینجوری خودشون ی پا بلاگر هم میشن:)تمام.</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 20:28:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد تبلیغات بنری آژانس هواپیمایی</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-w1dbtyex1b3o</link>
                <description>تبلیغ بنری ویژه آژانس هابرای انجام تبلیغات بنری برای آژانستون می تونید با شرکت های مختلفی از جمله یکتانت، کانگرو، فست کلیک، کلیک یاب و... کار کنید. بهتون پیشنهاد میکنم به هرکدومشون زنگ بزنید و خدماتشون رو سوال کنید. برای تبلیع اپلیکشینتون هم میتونید با شرکت تپسل کار کنید. این شرکت ها تعداد زیادی نمایش دهنده دارن که تبلیغات شمارو اونجا نمایش میدن. حالت های مختلفی برای تبلیع وجود داره، تبلیعات همسان که در زیر محتواهای یک سایت گذاشته میشه، و تبلیع بنری که معمولا در دوطرف سایت گذاشته میشه. معمولا توصیه میشه اگر قصدتون اوردن ترافیک به سایت هست از تبلیغات همسان استفاده کنید و اگر قصدتون برندینگ و awarenessدر تبلیغات هست از تبلیغ بنری استفاده کنید.من خودم با شرکت یکتانت و کانگرو کار کردم. خوبی شرکت کانگرو این هست که وظیفه آپتیمایز کردن کمپین رو خودشون برعهده میگیرن، البته یکتانت خدمات متنوع تری رو داره از جمله ریتارگتینگ و پوش نوتیفیکیشن که تو پستای بعدی راجع بهش توضیح خواهم داد. تو ادامه یه نمونه از تبلیغ همسان که تو سایتا گذاشته میشه و معمولا زیر محتواهاست رو براتون میذارم متوجه بشید که منظور از تبلیع همسان چی هست. بعضی موقه ها پیش اومده که آژانس ها در مورد تبلیع بنری مشورت میگیرن که خوب هست یا خیر، فروش رو زیاد میکنه یا خیر... بحث فروش انلاین یک بحث طولانی هست که در اینده راجع بهش زیاد صحبت میکنیم ولی مخاطبی که از طریق تبلیغات همسان یا بنر وارد وب سایت شما میشه مخاطبی نیست که تصمیم خریدش رو گرفته باشه و صرفا میاد به سایتتون و باهاتون اشنا میشه و احتمالا بعدن خرید میکنه، تو  ی تحقیقی که تو دانشگاه اکسفورد انجام شده گفته شده که معمولا خریدها بعد از دیدن حداقل ۱۶ بار تبلیغ یک شرکت توسط افراد انجام میشه تو بدترین حالت میتونم بگم این یکبار از اون ۱۶ باره:). تو ی تحقیق دیگ اومده که بیش از ۹۰  درصد کسایی که میان به سایت ما برای اولین بار دیگ هرگز به سایت ما مراجعه نمیکنن! و این خیلی خبر بدیه !!! اما خبر خوب اینجاست که تکنولوژی باز هم کارو راحت کرده:) یکی از موثرترین تبلیغات remarketing هست که من ترجمش کردم بازاریابی مجدد. تو این نوع تبلیغ ما تبلیغمون رو فقط کاربرایی نشون میدیم که قبلا یکبار به سایت ما اومدن! و با این روش احتمال فروش خیلیییی بیشتر خواهد شد! یکی از موثرترین نوع تبلیعاتی که یکتانت هم ارائش میده همین هست که در واقع ایدش از پلتفرم تبلیغاتی google adwords گرفته شده. توصیه میکنم امتحانش کنید. یک هفته اولش رایگانه. بعد از اون هزینه باید پرداخت کنید معمولا کلیکی هزارتومن. البته قبلش اسکریپت یکتانت رو چند ماهی باید تو سایتتون بذارید تا کاربرای سایتتون رو بشمره وقتی به حد کافی رسید (حدود ۱۰ هزارتاخوبه) اونوقت شروعش کنید.?من سعی میکنم مطالبی که مینویسم بدون توجه به این باشه که ملاحظه ای کنم ی وقت ی شرکتیو تبلیغ بکنم یا نکنم! صرفا تجربه خودم رو میگم و پیشنهاداتم رو ارائه میدم امیدوارم براتون مفید باشه:)بیشتر بخوانیدتبلیغات و بازاریابی دیجیتال آژانس هواپیمایی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 05:41:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حفظ مشتریان آژانس هواپیمایی چگونه امکان پذیر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-thqcdtswpwkb</link>
                <description>این نوشته رو جوون تر ک بودم تو سایت آکادمی فرانگر نوشته بودمش:) به نظرم بد نیس اینجا هم انتشار بدم دوباره. اینها حاصل از خوندن مطالب در حوزه crm از سایت های مختلف و مطالب آموزشی مختلف هست فقط قاطی شده مثالام با گردشگری و آژانس هواپیمایی!پرسونای مشتری آژانس هواپیماییبه نظرم بد نیس اولش با مشتریمون آشنا بشیم بیشتر بعد بریم سراغ حفظش! این تعریفو تو سایت متمم خونده بودم.پرسونا به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها، ترجیحات، داشته‌ها، خواسته‌ها و الگوهای فکری و رفتاری مخاطب یا مشتری فرضی اشاره میکنه. چیزی که خودم همیشه در نظر دارمش اینه که هرلحظه تلاش میکنم پرسونای مشتریمو بشناسم. من با پرسونای مخاطبم زندگی میکنم! میدونم چه موقعی خوشحاله چه موقعی ناراحته!! کی باید باهاش حرف بزنم کی نباید باهاش حرف بزنم یعنی در این حد واقعا باید با اون پرسونا زندگی کنیم. من به عنوان کسی که الان بخشی از زمان کاریم رو تو فرانگر هستم خب قاعدتا پرسونای مشتری من میشن کسایی مثل کارمندا و مدیرای آژانس ها، من همیشه تلاش میکنم هرچی بیشتر و بهتر با این پرسونا اشنا بشم. من اگر میخوام پیام تبلیعاتی شرکتم رو بهش برسونم میدونم که نزدیک عید زمان خوبی نیست!! چون اونموقه اون سخت گرفتار فروشه! پس اگر قراره تبلیغ smsی برم صبر میکنم تا پیک کاریش تموم بشه:)  در مورد پرسونای مشتری یک آژانس یعنی مسافرایی که از آژانس بلیط یا تور میخرن خب میشه چن موردو گفت‌. با صحبتی که معمولا با کانترهای فروش دارم متوجه شدم معمولا خریدارای تور خانومان! پس حالا ک ی سرنخ از پرسونام پیدا کردم میدونم اگر قراره تو سوشال مدیا تبلیع کنم بهتره تو کانالایی که مخاطب خانوم دارن تبلیغ کنم! برای سایتای فروش انلاین ساده ترین ویژگی از پرسونا اینه که اون رفتار انلاین داشته باشه! این رفتار انلاین یعنی بتونه مثلا تو یک سایتی ثبت نام کنه یا یک چیزیو انلاین بخره! پس افیلیت مارکتینگ با کسب و کارهای انلاین میتونه ی راه خوب برای جذب مشتری باشه! پس متوجه شدید که شناخت پرسونا چقدر مهمه و هرچی بیشتر و بهتر پرسوناتون رو بشناسید قطعا پیام تبلیغاتی تون رو بهتر بهش میرسونید:)مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت گردشگری و ویژه آژانس ها !مدیریت ارتبا با مشتری ( customer relationship management ) اگر ی تعریفی ازش بخوام بگم crm ی استراتژی واسه شناخت بهتر مشتری در جهت محکم کردن رابطه کسب و کار با اونه! پیتر دراکر میگه! هدف هر کسب و کاری ایجاد و نگه داری مشتریه! تو اکثر کتابای مدیریتی گفتن که هزینه جذب مشتری جدید ۵ برابر بیشتر از هزینه نگه داشتن مشتری قدیمیه! بعلاوه این ک فروش خدمات و محصولات جدیدت ب کسی که قبلا از خدماتت استفاده کرده خیلی راحت تره! پس خیلی واضحه که crmخیلی مهمه! مدل های مختلفی در حوزه crm داریم. که اکثرشون رو شناختن مشتری، تفاوت گذاشتن بین مشتریا و داشتن رابطه اختصاصی با هرکدوم از مشتریا تمرکز میکنن! تمام این تلاشا بخاطر اینه که ی حال خوش تو مشتری ایجاد کنن که نه تنها دوباره خرید کنه بلکه به بقیه هم خدمات مارو معرفی کنه‌. خانم خواجه وندی پشتیبان سایت و مدیر همین کانال یکبار بهم گفت ی اقایی تماس گرفته بود پیرمرد بود نمیتونست با سایت کار کنه و من ۴۵ دقیقه تلفنی باهاش صحبت کردم!!!! تا تونستم راهنماییش کنم با سایت فرانگر کار کنه و اون خیلییی خوشحال شد! این ینی عِند ایجاد ی حال خوش! و قطعا اون در اینده مشتری ما خواهد شد! چون معمولا تو هرصنعتی خب معمولا مدیرا زیاد با فضای انلاین اشنا نیستن و ما به این موضوع هیچ موقه فکر نمیکنیم که شاید این طرف مدیر ی شرکت خیلی مهمی باشه حالا به هردلیلی زیاد کار با ابزارهای انلاین رو بلد نیست! ولی میتونه ی مشتری بالقوه و خیلی مهم ما باشه!گفتم شناختن مشتری تو هر کسب و کاری متفاوته! این شمایید که باید مشخص کنید از مشتری چه اطلاعاتی رو میخواید و فقط همونو ازش بگیرید. اسمش، سال تولدش، کد ملیش یا چی؟ در مورد تفاوت گذاشتن بین مشتریا خب قطعا کسی که هر شیش ماه یکبار از من خرید میکنه خیلیییییی مهم تر از کسیه که سالی ی بار شااااید از من خرید کنه.. راستی این تفاوتو شما تو شرکتتون چه جوری ایجاد کردید؟ چه خدمات ویژه ای به مشتریای خوبتون میدید؟ شما با این مفهوم آشنایید معمولا ایرلاین ها بحث مایلج رو دارن برای مسافرا، راه اندازی باشگاه مشتریان و دسته بندی مشتریا به طلایی، نقره ای و.. هم با همین هدف صورت میگیره! مورد بعدی ایجاد رابطه اختصاصی هست! دقت کردید غذا انلاین خرید میکنید از ریحون یا اسنپ فود smsمیاد مثلا سلام امیر عزیز!! با اسم خطاب میشید! یا بعضی نرم افزارهای crmامکان سیو نام مشتری رو دارن که اگر دوباره زنگ زد من اسمش رو داشته باشیم.. این بخاطر ایجاد همون رابطه اختصاصیه... هرچی من اطلاعات بیشتری از مسافر رو داشته باشم رابطه من اختصاصی تر و بهتر میشه! مثلا لیست خریدهای قبل، یا این که طرف دکتره یا مهندسه? بعضیا دوس دارن اگر دکترن با همین پیشوند مورد خطاب قرار بگیرن! به این صحبت هایی که شد فکر کنید ببینید شما چه فکری برای هرکدوم کردید!تا اینجا که در مورد crm صحبت کردم متوجه شدیم که crm ی نرم افزار نیست! یه مفهومه! این نرم افزارهایی که وجود دارن اومدن اینو با نوشتن ی سری برنامه صرفا اتوماسیون کردن! وگرنه اگر ما استراتژیمونو خوب مشخص کنیم ممکنه با نوشتن اطلاعات مشتریا تو ی اکسل هم کارمونو پیش ببریم.نرم افزارهای مختلفی برای کمک به crm وجود دارن از یک میلیون تومن داریم تا ۱۰۰ میلیون یا دویس میلیون! چیزی که مهمه اینه که شما با توجه به نوع کارتون یکیش رو باید انتخاب کنید. توصیه من اینه با همه شرکتای ارائه دهنده مشورت کنید. مثلا crm شرکت سرو برای یک آژانس کوچیک قطعا به صرفه نیست! چون گرونه. بعصی آژانسها رو دیدم از نرم افزار crm شرکت پیام گستر استفاده میکنن که به نسبت ارزون تر هم هست. در هرصورت این نرم افزارها اختصاصی ویژه کسب و کار آژانس نوشته نشدن و قطعا کاستی هایی دارن. خوبی این نرم افزارها این هست که کارها رو اتوماتیک میکنن مثلا امکان یاداوری وجود داره! یکی از اصول crm  اینه و ما همیییییشه باید ی کار جدیمون باشه اینه که لیست مشتریایی ک مدت زیادیه از ما خرید نکردن رو دربیاریم و پیگیری کنیم که چرا خرید نکردن و افر بدیم! تحقیقات نشون داده این روش فروش رو میتونه تا ۴ برابر افزایش بده!!! امکان یاداوری تو این نرم افزارها مارو کمک میکنه که اونایی ک خیلی وقته خرید نکردن رو شناسایی کنیم. حتی میشه اتوماتیک تنظیم کرد اگر کسی چند ماه خریدی انجام نداد به طور خودکار smsی ارسال شود! البته متن پیام و نوشتارش هنر ماست که چقدر حاااال خوش رو ایجاد کنه دوباره:)بیشتر بخوانید!تبلیغات و بازاریابی دیجیتال آژانس هواپیماییمنابع انسانی و رفتار سازمانی در حوزه گردشگریدانلود رایگان کتاب های آموزشی ویژه کارمندان آژانس هاچطور سیستم های آژانسمان را امن کنیم؟فواید پیاده سازی شبکه سازمانی بین دفاتر مختلف آژانسبرای آژانس خود چگونه اینترنت بگیریم؟امیدوارم مفید واقع شده باشه:)امیر قهرمانی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 04 Apr 2020 05:32:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه های من در یادگیری سئو +معرفی منابع آموزشی</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%D9%85-zr5dtzr0m3lg</link>
                <description>آموزش سئومنابع زیادی در زبان فارسی و انگلیسی وجود دارن که هرکدوم ادعای آموزش سئو سئو رو دارن با اونم عنوانای جذاب!آموزش سئو از صفر تا صد !آموزش سئو در ده جلسه !پکیج آموزش سئو مبتدی تا پیشرفته !پکیح جامع آموزش سئو !فوت و فن های سئو !رازهای سئو 2020 !شما مثلا برید سایت فرانش رو ببینید کلی ویدئو آموزشی سئو می تونید پیدا کنید. یا مثلا ی سری به سایت ایوند بزنید کلی دوره آموزشی هست که ادعا دارن سئو رو در حد حرفه ای بهتون آموزش میدن! سردرگم میشه ادم بالاخره کدومش خوبه؟ چقدر باید هزینه کنم! من اینجا فقط میخوام تجربم رو بگم. من تقریبا شاید بگم بهتون تا ی سال قبل! (یعنی سال 1398) تمامی ویدئوهای آموزشی که تو زبان فارسی تولید شده رو دیدم! (البته شاید خب ی سریاش در رفته از دستم ولی خیلی گشتم تو سایتای زیادی!) سر کلاس اساتید زیادی رفتم و مشاوره های زیادی گرفتم. کلاس هایی که عددش رو بگم تو عوردر ساعتی یکونیم میلیون تومن بود.. شاید بابت این کلاس ها و مشاوره ها بیش از 40 میلیون هزینه کرده باشم.( البته خب بخشیش به هزینه خودم بوده بخشیش رو شرکتم پرداخت کرده:) ) اشتباهاتی داشتم ! راجع بهشون جلوتر صحبت میکنم.معرفی منابع برای یادگیری سئوی سری پیشنهادا میخوام بدم به کسایی که دوس دارن تو این حوزه کار کنن. البته خب این پیشنهادام تو همه فیلدا صدق میکنه! ما بخاطر تنبلی خودمونه که بجای سرچ میریم کلاس!برای شروع پیشنهاد میکنم اول این مطلبی که توی ویرگول نوشتم رو بخونید. سئو سایت ، از A تا Z را خودتان انجام دهید!وقتی این مطلب رو میخونید با قدم های مختلف سئو آشنا میشید. مرحله کیورد ریسرچینگ ، مرحله سئو داخلی و مرحله سئو خارجی.خب حالا وقتی این سه موضوع رو باهاش آشنا شدید سعی کنید به صورت موضوعی راجع به هرکدوم سرچ کنید. به نظر من یک ماه وقت بذارید برای سرچ و یادگیری میتونید شروع کنید رو کلمات راحت کار سئو بکنید یا سئو سایت خودتون رو پیش ببرید. من اون موقه ها یادمه این دوتا کتابو خوندم حال کردم اینام منابع خوبی اند بخونیدش :)کتاب آموزش بازاریابی محتوا محورکتاب آموزش بک لینک سازی با تکنیک های کلاه سفیدبین ویدیوهای فرانش این ویدئو رو دیدم به نظرم کامل و خوب توضیح داده بود یکسری نکات رو.بهینه‌سازی موتور جستجو (سئو) با رفیق فیلیپساین جدیدا دیدم متمم هم در مورد سئو نوشته، ساختار و ترتیب درس ها و مطالبش رو دوست داشتم به نظرم این رو هم ببینید بد نیست:)سئو چیست | SEO چیست | آموزش بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجودر بین کلاس هایی که شرکت کردم. میتونم بگم هیچ کدومشون خوب نبودن. وبسیما کلاس هایی میذاره ولی نظر خودم رو میگم البته.. نسبت به بقیه بهتر بودن ولی من از صد، ده میدم! نکاتی که گفته میشه سرکلاس تو سایتشون هست یا تو همون دوتا کتاب اکثرشون هست همت کنید دوروز وقت بذارید میخونید همش رو.پیشنهادی که من میدم اینه که اون منابعی که معرفی کردم رو ی نگاهی بندازید بعد برید سراغ منابع انگلیسی که به شددددددت عالی اند. یعنی مثال بزنم بهتون ببینید سایت فرین مدیا ویدئوهای سئو سایت لیندا، یودمی و.. رو میذاره هر کدوم چار پنج هزارتومن میتونید بخرید ببینید! خب من اینارو دیده بودم.. و میرفتم سر این کلاسایی که کلی هم هزینه کرده بودیم.. دیوونه میشدم ینی! چون ده برابر بهتر و بیشتر از نکاتی که اینا سر کلاس میگفتن تو این ویدئوها بود..نکنید اینکارو! شما مثل من نباشید :)قدم بعدیتون به نظرم این باشه موضوعی از هر کدوم چند تا آموزش از سایت فرین مدیا تهیه کنید و ببینید.قدم بعدی هم مطالعه وبلاگ سایت های moz ، backlinko، google webmaster، ahref، semrush، searchengineland هستش. باز هم به صورت موضوعی سرچ کنید. این که رو هوا همینجوری نخونید اولاش مهمه! با سوال برید جلو. مثلا میخواید بدونید فاکتورهای مهم تو سئو چیه؟ همینو سرچ کنید.. یا روش های مختلف لینک بیلدینگ چیا هست؟ خب همینارو سرچ کنید تو این بلاگا بخونید عالی اند عاااالی!آموزش سئو و بازاریابی محتوایی! نمیشه از سئو حرف زد و از محتوا نه! چیزی جدای از هم نیستن واقن. یک سئومستر به نظرم دید محتوایی خوبی هم باید داشته باشه. دوتا نوشته توی ویرگول دارم توش منابع زیادی رو معرفی کردم که میتونن مفید باشن. ی نگاهی بهشون بندازید اینجا بیشتر نگم :)بازاریابی محتوایی ،چگونه دلخواه گوگل بنویسیم ؟!همه چیز در مورد بازاریابی محتوایی !توصیه برای آموزش و یادگیری سئو سایت- یکی از مهم ترین نکات اینه که بعد از این که شما این مطالب رو خوندید، میخواید برید رو سایت خودتون شروع کنید به انجام مراحل سئو. این نکته رو فراموش نکنید به نظر من...مهم ترین منبع برای یادگیری سئو، بررسی رقیبانتون هست!1- شما باید رقیباتون رو دقیق چک کنید تو همه اون حوزه ها، تو حوزه کیورد ریسرچینگ، لندینگهاشون رو بررسی کنید ببینید چه کیوردایی رو هدف گرفتن کلی ایده میگیرید!فاکتورهای سئو داخلیشون رو با ابزارهایی مثل سمراش و Screaming Frog(رایگان) بررسی کنید، کلی ایده میگیرید!بک لینکاشونو با ابزارهای مختلف مثل ahref چک کنید، کلی ایده میگیرید، از کجاها بک لینک گرفتن چقدر هزینه کردن از کجاها گرفتن و...من میتونم بگم بیش از هشتاد درصد یادگیریم از همین بررسی ها بوده! البته واقعن درستشم همینه.. ما برای بالا اومدن تو یک کلمه باید ببینیم اکسپرینس گوگل برای اون کلمه چه جوری بوده (اکسپریسنش گوگل در واقع همون اکسپرینس کاربره و چیزیه که کاربر میخواد!) با بررسی نتایج یک تا ده به ازای اون کلمه شما اصطلاحا insight (هیچ موقه ترجمه خوبی براش پیدا نکردم!! بصیرت مثلا?!!)خوبی میگیرید. پس سرتون باید درد کنه برای چک کردن بقیه! من ک شبانه روزی دارم همه رو رصد میکنم و تحلیل میکنم.2- الکی هزینه نکنید برای کلاس. این واقعن بخاطر تنبلی ماست! وگرنه خب واقعا تو قرن 21 با وجود این همه منابع آموزشی و سایتای معتبر آموزشی مگه میشه نکته ای باشه که نباشه تو این آموزش ها!!!هرکسی میگه سئو بلدم، بلد نیست! 3- اینو تیترش کردم! که بولد باشه چون مهمه واقن. سئو خیلی مواقع غیرقطعیه، اپدیت بودن خیلی مهمه! نمیشه گفت واقعن یکی کامل میفهمه! تو خیلی از موارد سعی و خطاست! حرفه ای ترین آدما، خدایان سئو! Rand Fishkin اینام وقتی صحبت میکنن تو مقاله هاشون میگن شاید! یا میگن طبق آنالیز ما روی فلان نوع سایت ها..بعد ی گزاره ای رو میگن.. دیگ چه برسه به ما. ی مثالی میخوام بزنم. این راجع به همه صادق نیست! من خیلی از کسایی رو هم که باهاشون صحبت کردم نکات خوبی رو اشاره کردن و معلوم بوده که کلی مطالعه کردن و اپدیت هستن. ولی معمولا تجربم این بوده تو خیلی از موارد کسایی که تو جاهایی که برند هستن کار میکنن بیشتر شومن هستند. چون خیلی از مواقع دلیل رتبه گرفتن ی سایت رعایت فاکتورهای سئو نیست! هزینه زیاد برای برندینگ و.. هست که تاثیر میذاره روی رتبه گرفتن سایت به صورت غیر مستقیم. پس اینو ب عنوان ی فکت بپذیرید از من ک کسی که تو ی جای برند کار میکنه لزوما کسی نیست که تو این حوزه بهترینه!جمله کلی میگم که به کسی برنخوره چون واقعا خیلی مواقع خلاف حرفمم صدق میکنه! کلا نکتم اینه اگر به این امید میرید کلاس که ی چیز جادویی از این ادما بشنوید به شدتتتت در اشتباهید!ادامه دارد...امیر قهرمانی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 20:02:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سئو سایت گردشگری ! اشتباهاتی که نباید تکرار کنید!!</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-it5wcopkyok1</link>
                <description>سئو سایت گردشگریامروز به ذهنم رسید راجع به اشتباهایی که خیلی از مدیرای آژانس های هواپیمایی و آژانس های گردشگری میکنن تو حوزه سئو و کلا کسب و کار آنلاین بنویسم! در حد تجربه اندک خودم.. اولش بگم سئو چی هست اصن!سئو چیه؟به زبون ساده! سئو مجموعه اقداماتیه که ما روی سایتمون انجام میدیم تا از گوگل ورودی بگیریم! شروعشم با شناسایی کیوردهاست! کیورد چیه؟ خب میشینیم فکر میکنیم میبینیم مخاطب ما اگر دنبال محصول و یا خدمت ما بخواد بگرده تو فضای وب چه جوری سرچ میکنه و با چه عبارتی؟ بلیط مشهد؟ رزرو اتاق؟ هتل در کیش؟ یا چی؟ خب انتخاب کلمات به دو صورت انجام میشه.. به صورت افلاین.. که ما خودمون فکر میکنیم و از بقیه میخوایم ایده کیورد بدن! و آنلاین با استفاده از ابزارهایی مثل گوگل کیورد پلنر و... بعد اصطلاحا لندینگ یا صفحه ای به ازای اون کیورد و مفهوم تو سایتمون ایجاد میکنیم و با تکنیک های که تو سئو هست سعی میکنیم ورودی ارگانیک از گوگل بگیریم!انتخاب فرد مناسب برای سئو سایت گردشگریخب برای موضوع بعدی خوبه راجع به این حرف بزنیم :) به نظر من برای این که بتونیم ی نفر مناسب رو برای سئو سایتمون استخدام کنیم باید خودمون بیسک های سئو رو مطالعه کرده باشیم. تا اصن بفهمیم طرف راجع به چی داره حرف میزنه؟ آیا فاکتوری که مثلا برای بک لینک داده منطقی هست یانه!نکته بعدی اینه.. به نظر من هیچ معجزه ای وجود نداره! این ک یکی بیاد بگه با روزی ده ساعت کار سایتتو میارم بالا شیادی بیش نیس! سئو زحمت داره، باید تایم صرف بشه برای تدوین استراتژی برای تولید محتوا برای آنالیز سایت رفع ایرادای سایت کلی بحث با تیم فنی و مدیریت و... اینا کلی تایم و انرژی میخواد واقن!موضوع بعدی انتخاب کلمس! کارفرماها خیلیاشون خودشون کلمه پیشنهاد میدن! اون کلمه هم سرچ خاصی نداره و اصن به درد نمیخوره اومدن بالا رو اون کلمه! این وظیفه سئومستره که راهنماییش کنه و آگاهش کنه در مورد کلمه کلیدیش! ولی دیدم بعضیا که خیلیم تازه خوشحال میشن! و پروژه رو قبول میکنن و پول خوبی میگیرن برای بالا آوردن یک کلمه ای ک اصن به درد نمیخوره!رزومه کسی که داره براتون سئو میکنه خیلی مهمه! کلا این که چقدر تجربه داشته باشی توی سئو خیلی مهمه مخصوصا تو سئو سایتای فارسی.. کسی که تجربه بیشتری داره، ارتباطات بیشتری برای بک لینک داره به عنوان مثال.. ی مقدار تو اونجا صرفه جویی میشه.. کسی ک تجربه سئو تو همون کلمات خاص رو داشته باشه.. با سرعت بیشتری میتونه کارو ببره جلو! چون سئو تماما برمیگرده به رقبا... اصن استراتژی سئو بر اساس کاری که رقبا کردن چیده میشه.. پس کسی که تو اون حوزه خاص کار کرده باشه.. رقبا رو به خوبی بررسی کرده.. تو تایم شما صرفه جویی میشه..حتی ممکنه قبلا فرآیند کیورد ریسرچ رو هم انجام داده باشه... و این هم خودش کلی شمارو جلو میندازه..توی سئو سایت گردشگری نباید بلند پروازانه فکر کنیم!ندیدم آژانس یا شرکتی که تو شروع نگه من میخوام بشم فلایتیو! میخوام بشم قاصدک 24 و..خب اینا همش توهمه! این مطلب رو سئومستر باید باز کنه برای کارفرما.. از هزینه های زیادی که شرکت های مختلف میکنن برای سئو بگه و ی استراتژی خوب رو انتخاب کنه!مثلا ی استراتژی بد اینه که.. کیوردی که انتخاب میکنیم.. سخت باشه! مثلا رزرو هتل ، یا بلیط هواپیما!! اینا چاه ویله واقن! هرچقدر هزینه و بک لینک و... بکنی روش هیچی که هیچی! تو این کلمه ها واقن شاید از دویست معیار سئو.. باید یکی هشتاد درصد مواردو رعایت کنه تا بیاد تازه تو صفحه یک! این یعنی چی؟این یعنی این که کلییییی هزینه میشه و هیچ ورودی نمیگیره سایت!! دروغ نگم خود من هم تو یکی دو مورد استراتژی غلط رو پیش گرفتم تو سئو سایت ی آژانس ...اگر حواسمون نباشه جبران ناپذیره واقن ضررش! به نظر من هنر سئومستر این باید باشه که به بتونه بازگشت سرمایه رو به حداکثر مقدار خودش برسونه.. و اگر مثلا کسی یک تومن در ماه خواست هزینه کنه..بتونه به همون اندازه خروجی بده به کارفرما!تازگیا ی مقاله ای میخوندم کیس استادی بود که ی دایرکتوری که روی موضوعات خیلیی زیادی رو پوشش میداده! و ورودی خوبی نداشته از گوگل میاد به شیش تا دامنه تقسیم میکنه مطالبشو و هر کدوم ی موضوعی و بیش از 140 درصد ترافیکش افزایش پیدا میکنه! چرا؟ چون گوگل سایت هایی ک تو ی حوزه خاص متمرکز میشن (niche) رو دوس داره! اینو گفتم ک رو این متمرکز بشم ک...برای انتخاب کلمات کلیدی حوزه خاصی رو باید انتخاب کنید! حوزه ای ک توش نقطه قوتی دارید...خیلی موقع ها میبینم که کیوردای اشتباهیی برای یک بیزنس انتخاب میشن.. نه این که اشتباه باشن.. ولی میشده که متمرکز بود رو کیوردای بهتری! معمولا چون ی سئومستر از بیرون داره به بیزنس نگاه میکنه از بعضی مسائل ممکنه آگاه نباشه. یعنی تو همون ابتدای پروژه و تدوین استراتژی سئو همکاری خیلیییییی زیادی باید بین سئوکار ، مسئول فروش و مدیر اون آژانس اتفاق بیفته. چون مسئول فروشه که میدونه روند بازار چه جوریه. نقطه قوتارو میدونه، مدیره که استراتژی آینده رو تعیین میکنه و...مثلا ممکنه نقطه قوت ی آژانس رو ی مسیر خاصی باشه.. چرا؟ چون قبلا تجربه فروش خوبی داشته و اون ایرلاین بهش کمیسیون بیشتری میده و نتیجتا اون آژانس میتونه با قیمت خیلی بهتری نسبت به بقیه پرواز ارائه کنه به مشتری! یا مثلا ممکنه ی آژانسی تو ی لوکالیتی خاصی باشه مثلا تو ی شهر خاص.. و تو اون منطقه خوب شناخته شده باشه! پس فاکتور برندینگ خیلی کمک میکنه اینجا تو سئو که زودتر رتبه بگیره! مثلا آژانس امیدپرواز پرفروش ترین آژانس تو جنوب کشوره و خیلیا میشناسنش! نتیجتا اولویت با کلمات اهواز خیلی نتیجه بهتری برای سئو این آژانس میده قطعن! و... مثال زیاده که بشه بزنم.. خلاصه حرفم اینه ک ی سئوکار ی چیزایی رو از بیرون میبینه.. اگر بیاد تو دل کار ممکنه خیلی ایده های بهتری برای کیورد ارائه بده!مثلا ممکنه این آژانس برنامه ریزی داشته باشه برای فصل بعد ی پروازی رو چارتر کنه! خب این کل فرایند سئو رو هم تحت الشعاع قرار میده. این یعنی اون آژانس میتونه رو اون مسیر تور ببنده.. پس ممکنه کلمات تور اضافه بشن به کیوردا و..یا به عنوان مثال ی سئوکار باید ترندهای اون حوزه رو بشناسه.. مثلا کلمه &quot;تور قشم&quot; فقط تو بازه عید سرچ میشه! اینه که اصن میصرفه بریم سمتش! من میگم برای 80 درصد آژانسا نه نمیصرفه! اد گوگل برن شاید به صرفه تر باشه رو این کلمه!! در واقع سئو رو کلمه &quot;تور قشم&quot; نمی ارزه به نظرم براشون! بهتره برن رو کلمه &quot;تور قشم نوروز 99&quot; مثلا کار کنن! که قطعنننن تو اون بازه ورودی زیادی هم براشون خواهد آورد!سئوکار باید در ارتباط پیوسته با تیم فروش باشه! چون با توجه به این ک اینجا هر روز ی اتفاق جدید میفته! ممکنه خیلی زود به زود استراتژی های شرکت اپدیت بشن!.. مثلا همین سال قبل کلی از ایرلاینای خارجی رفتن از کشور و این یعنی نمی ارزه کار کردن رو سئو خیلی از مسیرایی که اون ایرلاینا داشتن!!سئو سایت گردشگری بهترین راه برای پیدا کردن مشتری ؟کلی تو این ویدیوهای آموزشی سئو میگن که سئو در بین روشای دیگه بازاریابی بیشترین نرخ ROI رو داره! این جمله خیلیییییی غلطه خیلیییییییی! همونطور که تو قسمت بالا توضیح دادم اگر استراتژی درست برای سئو انتخاب نشه بازگشت سرمایش بی شک حتی میتونه صفر باشه!!نکته دیگ این هست که آیا اصن نیازه ما سئو کنیم؟ اصن نیازه سایت داشته باشیم؟ خب این خیلی جای بحث داره! شرکتای گردشگری رو میشناسم که تمرکزشون رو گذاشتن رو بخش B2B و نتیجه خیلی خوبی گرفتن. خب اگر درست گفته باشم. مدیرم میگفت! که حدود 50 درصد بازار بلیط B2B هست که اصن مهم نیس براشون که انلاین خرید کنن یا نه! همینجوری مثال زدم البته.. به نظرم ما باید فکر کنیم ببینیم میتونیم به روشای دیگه ارزش آفرینی بکنیم. یخورده واگرا فکر کنیم یخوره OUT OF BOX! تو این حوزه پیشنهاد میکنم درس ارزش آفرینی متمم رو ی وقتی بذارید بخونید، کلا میگم باید سبک سنگین کرد برای ورود به حوزه آنلاین. واقع بینانه بررسی کرد هزینه های سئو، نیروی انسانی و خود سایت و وب سرویس و... رو دید و سنجید! اصن تو خرید خود سایت هم باید دقت کرد. محصول داریم 50 میلیون محصول داریم 5 میلیون! اینا برای دسته های مختلف مشتریا طراحی شده.. نباید اگر نمیخوایم جدی بریم جلو اگر بودجه کافی نداریم بریم محصول 50 میلیونی رو بخریم! اونوخت ما فقط ی سایت خیلی قشنگ داریم ک فقط خودمون میریم توش! پولی نمونده برای تبلیغ! اینارو باید روش فکر کرد و گزینه های مختلف رو بررسی کرد به نظرمسئو سایت گردشگری و میزان هزینه برای تولید محتوانکته بعدی! رو بحث تولید محتوا برای کلمات بلیط نباید زیاد هزینه کرد. باید اینارو سپرده بشن به شرکتایی مثل آریا فن محتوا، رایامارکتینگ و... تا کار سریعتر و راحت تر پیش بره..چون در واقع این کلمات کانتنت بیس نیستن! صرفا در این حد که ی محتوایی باشه که کیوردا توش گنجونده بشه! تو این کلمات یو ایکس و سایر فاکتورهای سئو خیلی مهم ترن! ولی تو کلمات تور این حرفو نمیزنم! قطعن ی محتوای خوب میتونه یکی از فاکتورایی باشه که کمک میکنه به رتبه گرفتن اون صفحه.. پس باید روش انرژی گذاشت!از چه شرکتایی سایت بگیرم که قابل سئو کردن باشه ؟تو حوزه گردشگری شرکتای زیادی هستن که خدمات وب سرویس بلیط هواپیما و طراحی سایتش رو انجام میدن. جوون تر که بودم این محتوا رو آماده کردم به پیشنهاد مدیرم. همه شرکتای نرم افزاری حوزه گردشگری رو توی این صفحه اطلاعات تماس و محصولاتشون رو جم آوری کردم. بهش ی سری بزنید! از بین این شرکتا یکی شرکت فرانگر رو معرفی کنم به نظرم خوبه خب چون توش کار کردم:) و ساختار سایتاشو میدونم عالیه و  و شرکت دیگه ای هم که خوبه و پشتیبانی خوبی داره شرکت چارتکس هست به نظرم با مدیریت خیلی عالی آقای حق شناس:)چرا میگم این شرکتا؟ خب برای سئو یک سایت ما نیاز داریم مواردی مث نوشتن محتوا، ایجاد لندینگ و.. سمت کاربر باشه و پنل این سایتا این امکانو به ما بدن که خودمون بتونیم روش کار کنیم نه این که تیکت بزنیم ی ماه بعد تازه ی تایتل عوض بشه!! خب این شرکتارو باهاشون کار کردم و طی این سال ها سعی کردن هرچه بیشتر محصولشون رو بهبود بدن و الان و تمامی امکاناتی که مشتریا نیاز دارن رو تو محصولشون بگنجونن.برای سئو سایت گردشگری وبلاگ لازمه؟البته خب این سوال برای خیلیا ممکنه پیش پا افتاده باشه ولی بنویسم درموردش شاید بد نباشه! خب ما کیوردامونو اولویت بندی میکنیمکیوردایی که توشون عبارت &quot;خرید&quot;،  &quot;رزرو&quot; و.. دارن.. اینا توشون لفظ اقدام هست و همچنین کیوردایی که مستقیما به محصول یا خدمت ما ربط دارن (مثل &quot;تور کیش&quot; تور مشهد&quot; هتل های قشم&quot; و...) میشن اولویت یک ما !اولویت دو ما چیه؟ کیوردایی مثل &quot;جاذبه های گردشگری استانبول&quot; ، &quot;بازارهای کیش&quot; و... اینا به خرید نزدیک نیستن! خب کاربر ممکنه در آینده بخواد تور استانبول بخره اون کلمه رو سرچ میکنه..خب ما اگر راجع بهش ی محتوای خوب داشته باشیم و ورودی خوبی داشته باشیم.. کاربر میاد تو سایت ما و با ما آشنا میشه و اگر سایر عوامل یو ایکسی و فروشی رو رعایت کرده باشیم ممکنه از ما خرید کنه!!! این محتواهارو خب ما معمولا توی بلاگ میذاریم! محتواهای اولویت دو منظورم هست.ولی خب چه مرضی داریم اگر هنوز ما برای کلماتی که مستقیما به فروش ما مرتبط میشن کانتنت و لندینگ مناسب نزدیم بریم سراغ این موضوعات! خب توی این حوزه شرکت الی گشت خیلییییییی عالی عمل کرده! هرموضوعی راجع به گردشگر رو سرچ کنی از شیر مرغ تا جون آدمیزاد مطلب نوشته راجع بهش و الحق که ی سایت عالی داره و زحمت زیادی روش کشیده شده... ولی خب ما که الی گشت نیستیم! یا حداقل توی شروع نیستیم! پس بهتره منطقی تر هزینه کنیم و اینو بگم ک..و واقن اولویت بندی کارا ی هنره واقن باید یادش بگیریم :)سئو سایت گردشگری و یافتن شرکت یا فرد مناسب!خیلی از ماها برای این ک ی خدمتی بگیریم سرچ میکنیم! مثلا سرچ میکنیم &quot;سئو سایت&quot; و از یک تا ده هر نتیجه ای اومد رو زنگ میزنیم! نمیخوام بگم این غلطه! خب درسته کسی که به ازای این کلمه اورده بالا سایتشو نشون داده تواناییش در حوزه سئو رو! ولی نمیدونم چرا! ولی سئومسترای خیلی خوبی رو دیدم که سایتاشون تاپ تن نیست.. شاید چون مشتری خودشون رو دارن وقت نمیذارن رو سایتشون یا هر عامل دیگه ای..نکته ای که میخواستم بگم اینه ک کلا ما باید تو خرید هر خدمتی به ی سری معیارهای دیگه هم توجه کنیم. بله قطعن این ی پیشنیاز خوب هست ولی این که چقدر اون شرکت یا فرد شمارو ساپورت میکنه، پشتیبانیتون میکنه، با شرکتای قبلی چ جوری تا کرده خیلی چیز مهمیه واقن...سعی میکنم در ادامه تکمیل تر کنم مطلب رو:) امیدوارم براتون مفید واقع شده باشه.امیر قهرمانی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Thu, 02 Apr 2020 00:13:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سئو سایت ، از A تا Z را خودتان انجام دهید!</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D8%B3%D8%A6%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-a-%D8%AA%D8%A7-z-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-opsamat1sm9c</link>
                <description>سئو سایتسئو چیست؟سئو برگرفته از عبارت Search Engine Optimization  و به معنای بهینه سازی موتورهای جست و جو است. در واقع به پروسه بهینه­سازی سایت و همچنین تمام محتوای موجود در آن به‌صورتی که بتواند در نتایج ارگانیک موتور جست­و­جو (ازجمله گوگل) رتبه پیدا کند، سئو گفته میشود.سئو (SEO) یا بهینه‌سازی برای موتورهای جست­وجو، به‌منظور بهبود عملکرد سایت شما بر اساس استاندارهای موتورهای جست­وجو و جذب بازدیدکنندگان بیشتر از این طریق انجام می­گیرد و به معناي فريب و يا دستکاري موتور‌هاي جستجو با روش‌هاي غير اخلاقي نيست. این یکی از روش‌های بازاریابی موتور جستجو است.فاکتورهای زیادی در سئو سایت شما تأثیرگذارند، از کلماتبکار رفته در متن و محتوا تا لینک‌های ورودی به سایت شما از سایت‌های دیگر، گاهی اوقات حصول اطمینان از ساختار مناسب سایت شما برای موتورهای جست­وجو را سئو می­نامیم.چرا به سئو سایت نیاز داریم؟فهرست نتایجی که در اولین صفحه موتورهای جستجو نمایش داده می‌شود بالاترین ترافیک را دارد- هرچه وب‌سایت در رتبه بالاتری باشد کلیک‌ها یا بازدیدکننده بیشتری دریافت خواهد کرد- توجه داشته باشید که هرچقدر وب‌سایت در فهرست نتایج پایین‌تر برود، کلیک‌ها به‌شدت کاهش پیدا می‌کنند. حدود 67 درصد از کلیک‌ها در صفحه اول و در بین پنج نتیجه اول از صفحه نتایج رخ می‌دهد. رتبه پایین در نتایج جست‌وجو درنهایت نرخ تبدیل شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.مزایای سئو وب سایت· قرار گرفتن در رتبه بالاتر موتورهای جست و جو و هدایت مخاطب هدف به سمت خود (بهبود رتبه در نتایج گوگل)· افزایش فروش· افزایش تعدا بازدیدکنندگانهمانطور که در نمودار زیر نیز مشاهده میکنید، هر چه یک وبسایت در رتبه بالاتری باشد، درصد بازدیدکننده بیشتری راجذب میکند. به طور مثال CTR سایتی که در رتبه اول نتایج جست و جو باشد، از CTR مجموع دو سایتی که در رتبه دوم و سوم قرار دارند، بیشتر خواهد بود.بنابراین در صنعت هایی مانند صنعت گردشگری هر چه سهم شما ازکاربرها بیشتر باشد و در رتبه های بالاتری قرار داشته باشید، شانس بالاتری برای فروش محصولات، ارائه خدمات و یا حتی دریافت تبلیغات دارید.اصول اولیه جستجو برای سئوکاران· به location دقت کنیم. وقتی کلمه ای را جستجو میکنید، پایین صفحه نتایج جستجو location شما مشخص میشود. این location بستگی به منطقه کاری شما دارد. به طور مثال در تصویر زیر چون محلی که ما از لپ تاپ، کامپیوتر و ... خودمان استفاده میکنم، بیشتر در منطقه 6 تهران است، پس location به این صورت نمایش داده می شود.در خیلی از کلمات location باعث ایجاد نتایج متفاوت می­شود؛ در واقع چون location افراد متفاوت است، رتبه سایت ها هم به ازای جستجو یک کلمه خاص ممکن است که متفاوت باشد. به طور مثال در ازای جستجوی کلمه &quot;پرواز خارجی&quot; به دلیل تفاوت در location افراد، ممکن است رتبه وبسایت ها متفاوت دیده شود و شما رتبه وبسایت ها را متفاوت از آنچه که در تصویر زیر مشاهده میکنید، ببینید.برای رسیدن به یک وحدت رویه، باید یک معیاری را برای رتبه درست سایت ها باهم به توافق برسیم که این معیار همان ابزار وب مستر است. وب مستر میانگین رتبه ای که همه­ی کاربران این کلمه را درآن location جست و جو کرده اند را نمایش می دهد.(در بخش های بعدی ابزار وبمستر توضیح داده خواهد شد.) مثلا رتبه 7.1 در ابزار وب مستر بدین معنا است که در 90% مواقعی که جستجو انجام شده، سایت شما در رتبه 7 و در 10% مواقع در رتبه 8نمایش داده شده است. دقت کنید که حتی اگر با تلفن همراه به اینترنت وصل شویم و کلمه ای راجستجو کنیم ممکن نتایج متفاوت نمایش داده شود. از فیلتر شکن به دلیل تغییر IP استفاده نکنید.· در فایرفاکس به صورت private و در کروم به صورت incognito جستجو کنید؛ زیرا در اینصورت به صورت ناشناخته هستید و گوگل سوابق جستجوی شما را در نظر نمیگیرد و نتایج را تحت تاثیر آن ها نمایش نمی دهد.•	نتیجه ای که برای ایران قابل قبول است google.com استانواع مختلف سئو سایتدر کل سئو سایت به دو دسته On Page SEO (سئو داخلی) و Off Page SEO (سئو خارجی) تقسیم می شود.به مجموعه فعالیت ها و اقداماتی که از داخل خود سایت باعث بهبود رتبه سایت در نتایج ارگانیک موتورهای جستجو می شود، سئو داخلی گفته می شود. فاکتورهای زیادی روی سئو داخلی تاثیر گذارند. مانند:· عناوین صفحات (Title Tag)· توضیحات متا (Meta Description)· ساختار کلی سایت· آدرس صفحات سایت (URL)· محتوی سایت· سرتیترهای صفحات (Heading Tag)· بهینه سازی تصاویر وب سایت· بهینه سازی سرعت لود صفحات· لینک سازی داخلی سایت· رعایت چگالی کلمات· استفاده از کدهای نشانه گذاری· ریسپانسیو یا وانش گرا بودن صفحات سایت· و ...به مجموعه فعالیت ها و اقداماتی که از خارج خود سایت باعث بهبود رتبه سایت در نتایج ارگانیک موتورهای جستجو می شود، سئو داخلی گفته می شود. فاکتورهای زیادی روی سئو داخلی تاثیر گذارند. مانند:· فعالیت در شبکه های اجتماعی· لینک سازی خارج از وب سایت· گرفتن بک لینک ها· گرفتن رپورتاژ آگهی· و ...که در فصلهای آینده توضیحاتی در مود هر کدام از موارد فوق داده خواهد شد.اصطلاحات مورد نیاز برای سئو سایت· SEO (Search Engine Optimization)بهینه ­سازی صفحات سایت برای موتورهای جست­وجو ازجمله گوگل· HEO (Human Experience Optimization)بهینه­ سازی رابط کاربری سایت برای تجربه کاربری بهتر در سایت، طراحی ظاهر سایت و کاربرپسند کردن صفحات سایت برای لذت کاربران در سایت شما.· SEM (Search Engine Marketing)استفاده از موتورهای جست­وجو برای کسب بازار و مشتری SEO که تبلیغات کلیکی گوگل نمونه­ای از آن‌هاست.· SMM (Social Media Marketing)بازاریابی با استفاده از شبکه‌های اجتماعی.· SMO (Social Media Optimization)بهینه­سازی صفحات سایت توسط شبکه­های اجتماعی.· PPC (Pay Per Click)پرداخت به ازای هر کلیک - سبکی از تبلیغات که هزینه­های آن بر مبنای تعداد کلیکی که روی تبلیغ انجام می‌شود، دریافت می­گردد.· SERP (Search Engine Result page)صفحه­ای از موتور جست­وجو که نتایج جست­وجو شده در آن لیست شده است.· UX (User Experience)تجربه کاربری - ایجاد حس خوب و لذت در کاربر، با طراحی صفحات و مکانیزم های مناسب در سایت.· UI (User Interface)رابط کاربری – منظور همان ظاهر اصلی صفحات سایت.· Keywordکلمه کلیدی – می‌تواند عبارت کلیدی هم باشد که قصد داریم با آن افراد به یک صفحه سایت ما دسترسی داشته باشند.· Keyword Stuffingاصطلاح keyword stuffing یا همان بمباران کلمات کلیدی یک روش قدیمی و البته رایج برای معرفی کلمه کلیدی هدف به ربات­های گوگل است. در این روش تلاش می‌شود، با تکرار یک کلمه یا عبارت مشخص؛ در متن صفحه، عنوان، توضیحات متا و حتی لینک‌های داخلی، شانس کسب جایگاه افزایش داده شود.· Referring Domainهر دامنه که به یکی از صفحات شما لینک داده است.· Anchor Textعنوان هر لینک که عبارتی است که کاربر آن را مشاهده کرده و توسط کاربر قابل کلیک است.انواع انکرتکست ها در سئو سایت· نام برند: فرانگر· کلمات کلیدی هدف برای سئو: استخدام آژانس هواپیمایی· ترکیبی از نام برند و کلمه هدف: استخدام آژانس هواپیمایی فرانگر· عبارت های عمومی: اطلاعات بیشتر· عبارات طولانی و توصیفی: آموزش کار در آژانس هواپیمایی· آدرس مستقیم یا کوتاه شده صفحه: http://www.faranegar.com/· HTTP (Hyper Text Transfer Protocol)روشی برای تبادل ارتباط بین کامپیوتر کاربران و داده­های موجود روی سرور· HTTPS (HTTP Secure)روش امن برای HTTP که داده­ها به‌صورت رمزگذاری شده در بین نودهای مختلف، انتقال داده می‌شود.· Text to HTML Ratioنسبت کدهای یک صفحه به متن آن.· CTR (Click to Rate)نرخ کلیک در سئو سایتمثال: اگر سایتی در نتایج جست­وجو در روز 100 بار نمایش داده شود و به تعداد 30 بار بر روی نتیجه جست­وجودر SERP کلیک شود، درنتیجه نرخ کلیک آن برابر 30 درصد می‌باشد.· Keyword Densityنسبت کلمات کلیدی به متن – درصد تکرار کلمه یا عبارت کلیدی نسبت به کل متن یک صفحه سایت· Bounce Rateنرخ خروج – ضریب بازگشت یا درصد خروج یا نرخ پرش به معنی تعداد کاربرانی است که پس از ورود به سایت شما بدون مشاهده هیچ صفحه دیگری از آن خارج می‌شوند. ضریب بازگشت Bounce Rate به میزان حضور آن‌ها در صفحه شما بستگی نداشته و معیاری برای سنجش جذابیت سایت شما از دید بازدیدکنندگان است.· Google Page Rankعددی بین صفر تا ده، داده‌شده توسط گوگل به سایت‌ها برای نشان دادن قدرت یک سایت.· Alexa Rankرتبه­ای در سایت الکسا که بیان‌کننده میزان پربازدید بودن سایت شما نسبت به سایر سایت­ها می‌باشد.· Keyword Cannibalizationداشتن کلمه کلیدی مشابه موردنظر بر روی صفحات متعدد وب‌سایت باعث نمی‌شود که یک موتور جست­وجو فکر کند که سایت شما مرتبط‌تر برای آن واژه است. هنگامی‌که صفحات وب متعدد به نظر برسند بیش‌ازحد شبیه هم شده‌اند و بنابراین می‌تواند درواقع سیگنال‌های منفی ارسال کند.· Impressionمیزان دیده شدن – در سئو به میزان دیده‌شده در SERP گفته می‌شود.· Site Mapسایت مپ نقشه‌ای از سایت است، که چیدمان صفحات سایت را به ما نشان می‌دهد. در سئو همواره پیشنهادشده است که از دو نوع سایت مپ استفاده شود.· Trafficمیزان بازدید یک سایت· Alt Imageمتن جایگزین عکس در صفحات سایت شما.· Authorityدر اصطلاحات سئو به معنی اعتبار می‌باشد.· Domain Authorityدر اصطلاحات سئو به معنای اعتبار دامنه یا همان قدرت یک دامنه می‌باشد.· Page Authorityدر اصطلاحات سئو به معنی اعتبار یک صفحه یا همان قدرت یک صفحه می‌باشد.· Redirectانجام عمل انتقال داده شدن از یک آدرس اینترنتی به آدرس دیگر.ریدایرکت با توجه به هدفی که دارد انواع متفاوتی به خود می‌گیرد که باوجود عملکردی مشابه، در مدت زمان انتقال با یکدیگر تفاوت دارند. دراین‌بین، ریدایرکت‌های 301 و 302 از کاربرد و اهمیت بیشتری برخوردارند.فرض کنید آدرس یکی از صفحات وب‌سایت که از بازدید بالایی برخوردار است تغییر می‌کند. اینک تنها انتقال آدرس صفحه مدنظر نیست بلکه حفظ ارزش و رتبه آدرس پیشین نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در این حالت می‌توانیم با استفاده از ریدایرکت 301 علاوه بر انتقال آدرس قدیم به آدرس جدید و هدایت کاربران و موتورهای جست­وجوگر به آن، ارزشی که تا پیش‌ازاین موتورهای جست­وجو برای آدرس قدیم قائل بودند را نیز به آدرس جدید منتقل کنیم. به‌عبارت‌دیگر با بهره‌گیری از ریدایرکت 301 آدرس جدید را در دیتابیس موتور جست­وجو جایگزین آدرس پیشین می‌کنیم.در ادامه تصور کنید که ناچارید یکی از صفحات ارزشمند خود را برای مدتی کوتاه و موقت از دسترس خارج یا به آدرس دیگری انتقال دهید. در حالت نخست کاربران پس از ورود به این صفحات با ارور 404 (به معنای حذف صفحه) مواجه می‌شوند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که این آدرس‌ها پس از مدت کوتاهی از دیتابیس موتورهای جست­وجو حذف می‌شوند و تمام ارزش و ورودی‌های آن صفحه نیز از بین می‌رود. همچنین، استفاده از ریدایرکت 301 موجب انتقال دائمی این اعتبار، به آدرس جدید می‌شود. پس باید به دنبال راهکار دیگری باشیم. در چنین مواردی، می‌توانید با استفاده از ریدایرکت 302 صفحه موردنظر خود را به آدرس جدید منتقل کنید.· robot.txtفایل موجود در روت اصلی سایت شما که در آن نوشته شده موتورهای جست­وجو حق دسترسی به چه جاهایی از سایت شما را دارند.· صفحه 404صفحه­ای نشان‌دهنده وجود نداشتن صفحه درخواستی توسط کاربر می‌باشد.· URL (Uniform Resource Location)نشانی یا آدرس اینترنتی صفحاتمثال: http://www.faranegar.com/· Domain Nameنام دامنه – بخشی از آدرس یک سایت یا همان بخشی از URL· Indexed Pagesصفحات ذخیره‌شده در پایگاه داده موتورهای جست­وجو· Conversionتبدیل – به‌صورت کلی به انجام هدفی گفته می‌شود که صفحه سایت ما برای آن ساخته شده است. این عمل می‌تواند کلیک کردن، پر کردن یک فرم، گرفتن اطلاعات یا ثبت‌نام در یک سایت باشد.· Conversion Rateنرخ تبدیل – درصدی از افراد هست که هدف انجام‌شده در تبدیل را، اجرا می­کنند. درواقع درصدی که به ما درصد تبدیل را در صفحه موردنظر نشان می‌دهد.· Landing Pageصفحات فرود که اصولاً برای انجام تبدیل یا همان conversion طراحی می‌شوند و هدف خاصی را دنبال می­کنند.· Link Farmمزرعه لینک – در اصطلاحات سئو به سایت­هایی گفته می‌شود که به‌صورت گروهی و با هدف افزایش رنکینگ سایت‌ها، به همدیگر لینک شده­اند.· Organic Searchزمانی اتفاق می‌افتد شما وارد صفحه جست­وجو یک موتور جست­وجو شده و عبارتی را سرچ می­کنید. به نتایج نمایش داده‌شده توسط موتور جست­وجو نیز Organic Search Results گفته می‌شود.موتورهای جستجو چگونه کار میکنند؟مراحل کار موتورهای جستجو به شرح زیر است:1. خزش در محتوی وب سایت ها: Web Crawlingوقتی که خزنده های گوگل از یک صفحه از سایت بازدید می کنند، همه محتوی و لینک های موجود در صفحه را جمع آوری کرده و آن ها را به لیستی از صفحات بعدی که باید بازدید کنند، قرار می‌دهند. اگر ربات ها هنگام بررسی صفحه ای با لینکی مواجه شوند، اگر آن لینک nofollow نباشد، ربات ها آن را دنبال میکنند و پس از پویش یک صفحه طبق لیست، صفحه بعدی بررسی شده و لینک‌های آن برای بازدید، مجددا در لیست پویش قرار می‌گیرند.2. تحلیل محتوی صفحات: indexingدر این مرحله تمامی اطلاعات جمع آوری شده توسط ربات های گوگل، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند و به بخش های متفاوتی تقسیم می شوند.نکته: تا زمانی که یک صفحه توسط گوگل Index نشود، هرگز در نتایج جست­و­جو نمایش داده نمی‌شود.3. پایگاه داده: Data baseتمام داده های تجزیه و تحلیل شده در بخش قبل، به پایگاه داده ارسال می گردد. در این بخش داده ها گروه بندی، کدگذاری و ذخیره می شود. همچنین داده ها قبل از آنکه ذخیره شوند، طبق تکنیکهای خاصی فشرده می شوند تا حجم کمی از پایگاه داده را اشغال کنند.4. نمایش نتایج مناسب: Resultsزمانی که کاربر یک عبارت را جستجو میکند، گوگل از میان میلیاردها صفحه ایندکس شده، نتیجه مناسب را شناسایی کرده و نمایش میدهد.فرایند اجرایی سئو سایتآنالیز و تحلیل رقبا در سئو سایتبرای اینکه یک قدم از رقیبان خود جلو بزنید، نیاز به تحلیل و آنالیز رقبا دارید. برای اینکار، در ابتدا لازم است به تجزیه و تحلیل بازار بپردازید. سپس با شناسایی رقبا می توانید کسب و کار هر یک را تجزیه و تحلیل کنید و از آن یک مدل تحلیل رقبا درآورید. پس از شناخت کامل رقبا، باید رفتار خود را به گونه ای تنظیم کنید که مشتری روند کسب و کار شما را بر رقیبتان ترجیح دهد و به سمت شما بیاید.محبوب­ترین ابزارهای موجود برای بررسی سئو خارجی یک سایت و بک لینک‌های آنMoz.com،  Ahrefs.com ، SEMRush، similarweb و Alexa هستند. این ابزارهای قدرتمند، ربات‌های خزنده ای را طراحی کرده‌اند که تمامی صفحات وب را بررسی کرده و لینک سازی انجام گرفته در آن‌ها را تحلیل می­کنند. تنها مشکلی که این ابزارها دارند، هزینه بالای آن هاست و شما باید ماهانه مبلغی را برای استفاده از ان ها پرداخت نمایید. بعد از تهیه اکانت غیر رایگان میتوانید به راحتی وبسایت خود و رقیبتان را بررسی و تجزیه و تحلیل نمایید.فاکتورهایی که بای در بررسی اعتبار سایت ها در نظر بگیریم:· اعتبار دامنه یا Domain Authority· اعتبار صفحه یا Page Authority· نمره اسپم یا Spam Scoreکیورد ریسرچ در سئو سایتKeyword researching &amp; validationکلمات کلیدی به سه دسته اصلی زیر دسته بندی میشوند:· کلمات کلیدی اصلی (Main keyword ): مثل &quot;بلیط هواپیما&quot; o اغلب کیوردهای یک یا دو کلمه ای هستند.o میزان جستجوی خیلی بالایی دارند.o فوق العاده سخت هستند.o نرخ تبدیل بالایی ندارند.· کلمات کلیدی فرعی (Body keyword ): مثل خرید بلیط هواپیما o عموما میزان جستجوی کمتری نسبت به کلمات کلیدی اصلی دارند.o رقابت کمتری نسبت به کلمات کلیدی اصلی دارند.o  نرخ تبدیل کمتری نسبت به کلمات کلیدی اصلی دارد.· کلمات کلیدی دنباله دار (long tail): مثل خرید بلیط هواپیمای تهران به مشهدo میزان جستجوی بسیار کمی دارند.o دارای نرخ تبدیل فوق العاده بالایی هستند.o سختی و رقابت در این نوع از کیوردها بسیار کم است.نکته: عباراتی که دارای نام برند هستند، جز کلمات کلیدی محسوب نمیشوند: مثل &quot;بلیط هواپیما علی بابا&quot;برای هر کلمه کلیدی یک &quot;سختی کلمه&quot; تعریف میشود که به دو فاکتور زیر بستگی دارد:· میزان جستجو کلمه کلیدی· میزان رقابت در کلمه کلیدینحوه یافتن انواع کلمات کلیدی:شما هر کلمه کلیدی را که در موتورهای جستجو مانند گوگل جستجو کنید، کلمات کلیدی فرعی مربوط به آن را به شما نمایش می دهد.به طور مثال وقتی عبارت &quot;بلیط هواپیما&quot; را در گوگل جستجو میکنید، پیشنهادهایی که گوگل به شما نمایش میدهد، کلمه کلیدی فرعی برای &quot;بلیط هواپیما&quot; خواهند بود.همانطور که در مثال بالا ملاحظه مینمایید اگر کلمه کلیدی اصلی مورد نظر &quot;بلیط هواپیما&quot; باشد، کلمات کلیدی فرعی آن بلیط هواپیماخارجی، بلیط هواپیما تهران مشهد، بلیط هواپیما ارزان، بلیط هواپیما چارتر، بلیط هواپیما کیش، بلیط هواپیما تهران شیراز و .. خواهد بود.حال میخواهیم برای هر کدام از این کلمات کلیدی فرعی، کلمات کلیدی دنباله دار مربوطه را پیدا کنیم. برای این کار اگر شما بعد از هر کلمه کلیدی فرعی، یک اسپیس بزنید، تمام کلمات کلیدی دنباله دار مربوط به آن را مشاهده مینمایید. برای مثال بعد از &quot;بلیط هواپیما خارجی&quot; اگر اسپیس بزنیم تمام  long tailهای این عبارت نمایش داده می شود:نکته: به طور کلی دو نوع استراتژی برای ورود به بازار سئو وجود دارد:· کلمه کلیدی اصلی? کلمه کلیدی فرعی? کلمه کلیدی دنباله دار : در این نوع از استراتژی، ابتدا سعی کنیم که روی کلمات کلیدی اصلی رتبه بگیریم و سپس به سراغ کلمات کلیدی فرعی و بعد کلمه کلمات کلیدی دنباله دار برویم. چون از اول میخواهیم که روی کلمات کلیدی اصلی رتبه بگیریم و از آنجا که میزان جستجو و رقابت و در نتیجه سختی این کلمات بسیار زیاد هستند، نیاز به بودجه و هزینه و زمان زیادی داریم. در این نوع از استراتژی سایت ما به ازای کلمه کلیدی اصلی صنعت مورد نظر، مانند &quot;بلیط هواپیما&quot; بالا می آید و رتبه میگیرد ولی چون سایت تازه ای است، نرخ تبدیل بالایی نخواهیم داشت و دیرتر به سود میرسیم ولی در عوض بین رقبا دیده خواهیم شد.· کلمات کلیدی دنباله دار ? کلمه کلیدی فرعی? کلمه کلیدی اصلی: در این نوع از استراتژی، ابتدا روی کلمات کلیدی دنباله دار تمرکز میکنیم و سایت را برای این کلمات بهینه سازی میکنیم. از آنجا که این کلمات دارای سختی بسیار کمی هستند، رتبه گرفتن در این کلمات ساده تر خواهد بود و نیازمند زمان و هزینه زیادی نیستیم. بعد از این کلمات به سراغ کلمات کلیدی فرعی و سپس کلمات کلیدی اصلی میرویم و سعی میکنیم که با رعایت اصول و استاندارد های سئو در این کلمات رتبه بگیریم. در این استراتژی، رتبه سایت ما به مرور زمان در کلمه کلیدی اصلی بهبود میابد (یعنی در ابتدا ممکن است که سایت در ازای کلمه کلیدی اصلی رتبه خوبی نداشته باشد.)  ولی از همان ابتدا در ازای کلمات کلیدی دنباله دار رتبه خواهیم داشت و نرخ تبدیل ما بالا خواهدبود.تحقیق کلمات کلیدی به دو طریق زیر صورت میگیرد:· تحقیقات آفلاین کلیدواژه:o طوفان فکری: حقیقتاً شما نمی‌توانید یکجا بنشینید و در یک جلسه طوفان فکری با تیمتان به فکر پیدا کردن ایده جدید برای کلیدواژه مناسب باشید. بهترین افراد برای تهیه گزارش و کسب اطلاع از اصطلاحاتی که در صنف شما استفاده می‌شود، همکاران شما هستند. آن‌ها افرادی هستند که با مشتری‌های شما ارتباط دارند، کلمات و عباراتی که آن‌ها هنگام استفاده و ارجاع به محصولات یا خدمات شما استفاده می‌کنند را می‌شنوند و می‌بینند. چیزی به‌سادگی یادداشت کردن پرس‌وجوهای رایج مشتری می‌تواند برای تحقیق کلیدواژه یک کمک بزرگ باشد، استفاده از کلماتی که از اصطلاحات مخصوص یک صنف تشکیل‌شده‌اند می‌تواند بسیار حیله‌گرانه باشد بنابراین بسیار مراقب باشید. اجازه دهید مثالی از یک شرکت IT را بیان کنیم. اصطلاح استاندارد پذیرفته‌شده برای ارائه‌کننده سرویس IT، «مدیریت راهکارها و خدمات IT» می‌باشد. به عنوان مثال شرکت مایل خواهد بود با این کلیدواژه‌ در صفحه نتایج جست‌وجو نمایش داده شود. مشکل اینجاست که مشتری‌ها از این نوع اصطلاحات استفاده نمی‌کنند و به‌جای آن از «سرویس‌های IT برون‌سپاری شده» استفاده می‌کنند. شما باید همیشه کلیدواژه‌هایی را انتخاب کنید و اصطلاحاتی را جستجو کنید که مشتری‌های شما در واقعیت از آن‌ها استفاده می‌کنند.مدارک و مستندات بازاریابی: بایگانی شرکت خود را بازکنید و جزوات، بروشورها و پوسترها را جمع کنید. این محتوا می‌تواند برای تولید کلمات کلیدی که میزان جست‌وجوی آن‌ها کمتر است مفید باشد. علاوه بر این قدم دیگر می‌تواند توجه به منابع بازاریابی رقیبان به‌عنوان یک روش دیگر تحقیق کلیدواژه باشد.o نظرسنجی از مشتری:نظرسنجی‌های کیفیتی از مشتری یک روش دیگر برای دستیابی به عبارات و اصطلاحاتی است که مشتری استفاده می‌کند.o گوش دادن به مشتریان: میزان قابل‌توجهی از کلیدواژه‌ها، می‌توانند به‌سادگی با گوش دادن به مشتری به دست بیایند. در شرکت خود به اهمیت گوش دادن به واژه‌هایی که مشتری استفاده می‌کند حتماً اشاره‌کنید. تلفیق این کلمات باعث ایجاد یک فهرستی می‌شود که زمان و هزینه زیادی از شما را صرفه‌جویی خواهد کرد.· تحقیقات آنلاین کلیدواژه:o Google Autocompleteo Keyword Plannero Google Trendo SEMrush.como Suggest usero https://keywordtool.ioo Hrefso KWFindero moz.comتکمیل کننده خودکار گوگل (Google Autocomplete):این ابزار احتمالاً ساده‌ترین ابزار تحقیق آنلاین کلیدواژه است و قطعاً نقطه شروع مناسبی است. این به‌ویژه برای تحقیق کلیدواژه‌های طولانی مناسب است، شما به‌سادگی شروع به تایپ کردن در مستطیل جستجوی گوگل می‌کنید. هنگامی‌که شما شروع کردید، خواهید دید که گوگل سعی خواهد کرد جمله شما را به‌صورت خودکار بر اساس محبوب‌ترین عبارات جستجوی واردشده تمام کند. به طور مثال کلمات مرتبط با &quot;بلیط هواپیما چارتر&quot; به صورت زیر خواهد بود:حتی کلماتی که پایین صفحات جستجو نمایش داه میشوند،پیشنهادهای گوگل برای کلمه کلیدی مورد نظر میباشند:برنامه‌ریز کلیدواژه ادوردز گوگل(Keyword Planner):گوگل ادوردز (Google AdWords)  علاوه براینکه یک سیستم تبلیغاتی گوگل است که در آن تبلیغ کنندگان بر اساس کلمات کلیدی خاص پیشنهاد می‌کنند و تبلیغات قابل کیلک‌شان در نتایج جست­وجوی گوگل نمایش داده می‌شود، امکان یافتن کلمات کلیدی مرتبط را نیز دارد. به‌عبارت‌دیگر، گوگل ادوردز یک ابزار آنلاین تبلیغاتی است که به شما این امکان را می‌دهد که در نتایج جست­وجوی گوگل تبلیغ کنید. در سیستم گوگل ادوردز، باهدف‌گذاری صحیح بر روی کلمات کلیدی می‌توانید افرادی را به سمت سایت خود هدایت کنید که به دنبال خرید محصولات شما هستند و سیستم قیمت گذاری پیشرفته تبلیغات ادوردز به شما این امکان را می‌دهد تا باهدف­گذاری و قیمت­گذاری صحیح و اصولی بالاترین بازدهی تبلیغاتی را برای سایت خود ایجاد کنید.مثلا میخواهیم کلمات مرتبط با &quot;گردشگری&quot; را پیدا کنیم، ابتدا وارد بخش Keyword Plannerگوگل ادوردز میشویم و سپس کلمه مورد نظر را تایپ میکنیم:گوگل ترند:گوگل ترندز یکی از ابزارهای گوگل است که در سال های 2006 تا 2007 به بازار جهانی عرضه شد. همانند دیگر جنبه‌های بازاریابی دیجیتال، کلمات کلیدی محبوب همواره در حال تغییر هستند، بنابراین حفظ آگاهی و مطلع بودن در این مورد همواره اهمیت زیادی دارد. گوگل ترند یک ابزار عالی برای تجزیه ‌و تحلیل ظهور و سقوط روند محبوبیت کلمه کلیدی است.KWFinder:این ابزار به شما کمک می‌کند کلمات کلیدی را به دست آورید که در کسب ترافیک بسیار هدفمند به شما کمک خواهد کرد. این ابزار دارای سه سطح غیررایگان است که در شرایط فعلی ۲۹ , ۳۹ و ۷۹ دلار در ماه هستند و به ترتیب به بررسی نمایش جستجوی ۱۰۰ , ۵۰۰ و ۱۲۰۰ کلمه در روز برای شما می­پردازند و محدودیتی در نمایش تعداد کلمات به ازای هر بار جستجو ندارند و هر تعداد کلمه که دارای ترافیک باشند برای شما به نمایش گذاشته می‌شود. پس از ثبت نام و خرید یکی از پلن‌های موجود، با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور خود، میتوانید به سامانه وارد شوید وکلمه کلیدی مورد نظر خود را وارد نمایید که پس از آن کلکات کلیدی مرتبط را مشاهده خواهید نمود:وب سایت Moz.com:از بخش keyword explorer میتوانید برای تحقیق کلمات کلیدی استفاده نمایید:وب سایت SEMRush:سایت SEMrush به‌طور گسترده‌ای توسط بازاریابان موتورهای جستجو در صنعت استفاده می‌شود. این‌یک ابزار عالی برای تجزیه ‌و تحلیل رقبای شما و کلمات کلیدی که آن‌ها استفاده می‌کنند و نوع حجم ترافیک وارده آن‌ها است. عملکرد بهتر نسبت به رقبایتان یکی از اهداف اصلی سئو شما است و برای انجام آن شما نیاز به ارزیابی عملکرد رقبایتان در مقایسه با عملکرد خوددارید.نکته: می توانید بروید در google alert و آن کلمه کلیدی که مد نظرتان است را در اکانتتان اضافه کنید. هر محتویی که در اینترنت در مورد آن کلمه کلیدی تولید شد، به شما خبر داده می شود و می توان از تغییرات صنعت آگاه شد.بعد از تحقیق کلمات کلیدی، بخش های مهمی که کیوردها در آن ها استفاده می شوند عبارتند از:· عنوان نوشته· تگ های HTML· محتوی نوشته· آدرس صفحات· نام تصویر و متن جایگزین· لینک های داخلی و خارجی· کلمات کلیدی در توضیحات متادقت کنید که استفاده بیش از حد از یک کلمه کلیدی یا عبارت در متن (بمباران کلمه کلیدی) می تواند باعث رنجش و نارضایتی کاربران شود. پس همیشه سعی کنید محتوی خود را برای کاربران بنویسید و رضایت آن ها را در نظر داشته باشید و در حد مناسب از کلمات کلیدی استفاده نمایید. گوگل با ارائه الگوریتمهای جدید، همواره سعی دارد با وب سایت های که بیش از حد و بدون دلیل کلمات کلیدی را در صفحات وبخشهای مختلف استفاده می کننده مبارزه کند و آن ها را جریمه کند. بنابراین هنگام نوشتن محتوا برای وب سایتتان، همیشه روی هر دو کاربر نهایی و موتور جستجو تمرکز کنید. محتوا باید به‌طور طبیعی مرتبط با کلمات کلیدی واردشده در جملات باشد، بنابراین کاربران متوجه نمی‌شوند که در حال خواندن محتوای بهینه‌سازی شده برای سئو هستند.چند نکته مهم برای انتخاب کلمه کلیدی مناسب و استفاده از آن‌ها در صفحات سایت:· هر کلمه کلیدی دارای کلمات مشابه دیگر یا واژه­های هم معنی دیگری است که می باید آن‌ها را نیز برای انتخاب کلمه کلیدی مناسب برای سئو، در نظر بگیریم.· هر کلمه یا عبارت دارای LSI هایی در جستجوهای گوگل می‌باشد که می باید حتماً آن‌ها را برای انتخاب کلمه کلیدی مناسب برای سئو ، در نظر بگیریم.· هر کلمه کلیدی را برای یک صفحه و ساخت آن استفاده کنید. این یعنی استفاده از هر صفحه فقط برای یک کلمه کلیدی مشخص. این امر باعث افزایش کیفیت سئو داخلی صفحات سایت خواهد شد.· در هنگام ساخت یک صفحه برای یک کلمه کلید و انجام سئو بر روی آن ، حتماً از کلمات مشابه آن در همان صفحه استفاده می‌کنید.· کلمات مشابه کلمه کلیدی را برای ساخت سایر صفحات و یا ساخت دیگر صفحات فرود استفاده میکنیم.· سعی کنیم از کلمات کلیدی و کلمات مشابه آن و همین LSI های مربوط به آن‌ها، برای تولید محتوا سایت خود استفاده کنیم.· برای تولید محتوا در سایت خود، باید پس از انتخاب کلمه کلیدی مناسب برای سئو ، برنامه و پلنی برای اجرا سئو داشته باشیم که در بخش های زیر به‌طور کامل موردبررسی قرار خواهد گرفت. درواقع برای هرکدام باید یک action plan خاص داشته باشیم تا به اهداف یا همان target های خود در سئو برسیم.· عموماً کلمات کلیدی اصلی در مورد موضوع اصلی سایتی می‌باشد که بر روی آن کار می کنیم. به دلیل اینکه ممکن است سختی کلمات کلیدی اصلی آن‌ها زیاد باشد، می‌توانیم در ابتدا تمرکز خود را بر روی کلمات کلیدی فرعی بگذاریم و اسیر رقابت بالا و سنگین کلمات کلیدی با سختی زیاد نشویم.· در صفحاتی که با کلمه کلیدی اطلاعات محور، کار سئو را انجام می دهیم، بهتر است از CTA استفاده شود تا مشخصات بازدیدکنندگان گرفته شود. این اطلاعات بسته به Landing Page های ساخته شده برای آن، ممکن است متفاوت باشد (در بعضی موارد ایمیل یا تلفن و یا سایر موارد مشابه برای ارتباط گرفتن با مشتریان و ترغیب آن‌ها به فروش محصولات یا خدمات)بهینه سازی داخلی سایتبه بیان ساده تمامی کارهایی که برای سئو از داخل وب سایت انجام می شود را سئو داخلی می گویند. فاکتورهای زیادی بر سئو داخلی سایت تاثیر گذارند از جمله:· بررسی ایرادات موجود در کد سایت و افزودن کدهای مورد نیاز سئو· افزودن کدنشانه گذاری های مورد نیاز با توجه به نوع سایت به کد آن· بررسی و اصطلاح ساختار کلی سایت شامل منوها و دسته بندی های آن· بهینه سازی تصاویر وب سایت· اصلاح و بهینه سازی آدرس صفحات سایت· اصلاح عناوین و توضیحات صفحات و مطالب سایت· بهینه سازی سرعت وب سایت· بررسی و رفع ایرادات قالب سایت و مشکلات مربوط به واکنش گرا بودن آن روی گوشی موبایل· اصلاح صفحات گروه مقالات و تگ ها بر اساس کلمات کلیدی هدف· بررسی و پیشنهاد کلمات کلیدی برای ایجاد محتوا با توجه به مشتریان و کاربران هدف سایت· تولید محتوای جدید همراه با ویرایش محتوای فعلی سایت بر اساس کلمات کلیدی پیشنهادشده و استاندارد سازی آن‌ها· لینک سازی داخلی بین صفحاتتوجه نمایید که هر صفحه از وب سایت باید موارد زیر را شامل شود:· یک عنوان· یک تگ h1· حداقل 2 تگ h2· حداقل 2 تگ h3· توضیحات متا· آدرس صفحهدر ادامه به توضیح هر یک از موارد بالا خواهیم پرداخت:عناوین صفحاتتگ عنوان اولین جایی است که ربات گوگل برای شناسایی موضوع صفحه به آن توجه می‌کند، همچنین کاربران هنگام جستجو در گوگل این عبارت را برای هر نتیجه به‌صورت یک متن آبی رنگ لینک شده مشاهده میکنند.این اطلاعات توسط کاربرانی که در صفحه حضور دارند قابل‌مشاهده نیست. کاربر هنگام جستجو در گوگل مستقیماً این عبارت را مشاهده کرده و بر همین اساس سایت شما را از میان سایر لینک­ها انتخاب می‌کند. هرچقدر عنوان و توضیحات شما جذاب­تر باشد شانس بیشتری برای جذب مخاطب خواهید داشت. اگر عنوان انتخاب‌شده توسط شما با محتوای موجود در صفحه همخوانی نداشته باشد گوگل آن را به کاربران نمایش نمی­دهد و بر اساس محتوای صفحه عنوان و توضیحات را برداشت می‌کند. قابلیت نمایش حداکثر 512 پیکسل در تگ عنوان وجود دارد و بیشتر از 512 پیکسل نمایش داده نمیشود و به صورت سه نقطه نشان داده خواهد شد.فرمول های مناسب برای نگارش عناوین صفحات:· کلمه کلیدی اصلی + برند: بلیط هواپیما علی بابا· برند + کلمه کلیدی اصلی: علی بابا خرید آنلاین بلیط هواپیمانکته: در کنار اسم برند میتوانید از شعار وب سایت استفاده کنید و همچنین در حدفاصل بین کلمه کلیدی اصلی و نام برند نیز می توانید از علائمی مانند (-) و یا (|) استفاده نمایید تا ظاهر مرتب، کمک به تشخیص بهتر عبارت، شانس کلیک بیشتر را داشته باشید.مثال : بلیط هواپیما | فرانگر ، یک راه ساده ترنکته: حواستان به فاصله بین علامت ویرگول و کلمات کلیدی یا نام برند باشد؛ چون اگر ویرگول با کلمه قبل از خود فاصله نداشته باشد، گوگل آن را یک کلمه حساب می کند که این باعث کاهش رتبه وبسایت شما می شود.نکات کلی که باید در نگارش عناوین صفحات حتما رعایت کنیم:· عبارت کلیدی را در عنوان و ترجیحا در 30% ابتدایی آن ذکر کنید.· عنوان صفحات هم برای کاربران و هم برای گوگل مهم است. بنابراین عناوین صفحات را با کلمات کلیدی بمباران نکنید!!· برای جذابیت و شانس کلیک بیشتر، از اعداد در عناوین صفحات استفاده کنید. مثال: 10 نکته در مورد سفر به دبی· پرهیز از عنوان صفحات تکراری در غیر اینصورت گوگل فکر میکند که دو صفحه محتوی تکراری دارند.· عناوین صفحات باید مرتبط به محتوی داخل همان صفحات باشند، در غیر اینصورت باعث نارضایتی کاربر و افزایش نرخ پرش خواهد شد.دلایل اهمیت دادن به عنوان صفحه· مرورگرها عنوان صفحه را نمایش می دهند.· موتورهای جستجو عنوان صفحه را نمایش می دهند.· در اشتراک گذاری شبکه های اجتماعی عنوان صفحه مشخص می شود.نحوه دیدن تگ عنوان صفحاتدر هر صفحه از هر وب سایت، اگر کلیک راست کنید و گزینه &quot;&quot; را انتخاب کنید، کد صفحه را خواهید دید، حال برای یافتن عنوان صفحه می توانید از کلیدهای ترکیبی ctrl+f استفاده کنید و عبارت title  را جستجو کنید:تگهای هدینگ در سئو سایتیکی از سایت‌های معتبر آموزش HTML سایت W3Schools است. در این سایت تگ‌های هدینگ به این صورت تعریف شده است: &quot; تگ‌های H1 تا H6 برای تعریف سرتیتر های یک سند وب به کار می روند.&quot;به منظور ساده سازی ساختار سایت، صفحات شما باید به عناوین مجزایی تقسیم شود تا هم کابران و هم موتورهای جستجو راحت‌تر بتوانند محتوای سایت شما را درک کنند. محدوده هدینگها از H1 تا H6است که مهم‌ترین بخش‌های محتوای صفحه شما و چگونگی به‌هم‌پیوستگی محتوای وب‌سایت شما را نشان می‌دهد.هر صفحه از سایت شما باید فقط و فقط یک تگ H1 داشته باشد. یعنی حتماً این تگ را داشته باشد و در صفحه بیشتر از یک تگ H1 نباشد. این عنوان باید دقیقاً توضیح دهنده محتوای صفحه و دارای کلمه کلیدی هدف شما باشد. همچنین ازنظر طراحی و ابعاد با سایر محتوای صفحه متمایز بوده و در اولین نگاه قابل شناسایی باشد.سعی کنید کلمات کلیدی خود را در H1بگنجانید بدین ترتیب از دیدگاه کاربران، زمانی که آن‌ها بر روی صفحه شما کلیک کنند آن‌ها به‌وضوح متوجه خواهند شد که صفحه‌ای که وارد آن شده‌اند به موضوع مورد جست‌وجوی آنان مرتبط است. موتورهای جستجو برای معرفی محتوای صفحه و اینکه کلمات کلیدی چه هستند بیشتر به ‌عنوان‌ها توجه می‌کنند.نکات کلی که باید در انتخاب تگهای هدینگ صفحات حتما رعایت کنیم:· قرار دادن کلمه کلیدی در تگ H1 یا H2 نقش کلیدی در سئو دارد.· مهم ترین تگ H1 و کم اهمیت ترین آن H6· عدم استفاده از دو تگ H1· تگ های HTML تکراری در صفحات مختلف را استفاده نکنید.· تگ ها را با کلمات کلیدی بمباران نکنید!!نحوه دیدن تگ هدینگ صفحات:در هر صفحه از هر وب سایت، اگر کلیک راست کنید و گزینه &quot;&quot; را انتخاب کنید، کد صفحه را خواهید دید، حال برای یافتن عنوان صفحه می توانید از کلیدهای ترکیبی ctrl+f استفاده کنید و عبارت H1، H2 و ...  را جستجو کنید:فرمول های مناسب برای انتخاب تگهای هدینگ صفحات:· تگ H1:H1  = عنوان – برندمثال:عنوان: بلیط هواپیما | فرانگر ، یک راه ساده ترH1 = بلیط هواپیمامثال:عنوان: خرید آنلاین بلیط هواپیما | فرانگر ، یک راه ساده ترH1= خرید آنلاین بلیط هواپیمانکته: می توان در تگ H1 از مترادف ها هم استفاده کرد. مثال: خرید اینترنتی بلیط هواپیما· تگ H2:محتوی تگ H2 باید body keyword باشد.مثال:اگر &quot;بلیط هواپیما&quot; کلمه اصلی باشد، کلمات کلیدی فرعی مرتبط با آن &quot;بلیط هواپیما چارتر&quot;، &quot;بلیط هواپیما ارزان&quot; و ... است.· تگ H3:محتوی تگ H3  باید body keyword یا long tail باشد.مثال:بهترین راه خرید بلیط هواپیمانکته: اگر کاربر سوالی پرسیده ، حتما به سوال کاربر در متن باید جواب داده شود. عنوان سوال را در تگ H3 قرار دهید و یک پاراگراف درباره آن توضیح دهید. این محتوی از نظر گوگل ارزشمند است. در خط بعد از H1 باید حداقل یک پاراگراف درباره کلیات صنعت صحبت کنید. مثلا در خط دوم درباره بلیط هواپیما چارتر و بلیط هواپیما ارزان حداقل چند خط می­نویسیم و در نهایت به سوال کاربر جواب می دهیم. (200 تا 2000 کلمه)توضیحات متا در سئو سایتمطابق اعلام گوگل و بینگ توضیحات متا تاثیری بر رتبه‌بندی نتایج جست­وجو نخواهند داشت. بلکه اطلاعات مهم در مورد محتوای صفحه فراهم می‌کنند که توسط موتورهای جستجو برای نمایه کردن صفحه اول سایت شما استفاده می‌شود. ولی همان‌طور که می­دانیم این موتورها قادر به تشخیص کلمات کلیدی در توضیحات متا یا Meta Description هستند. با راست کلیک کردن بر روی یک صفحه و انتخاب گزینه &quot;View Page Source&quot;، شما می‌توانید برچسب‌های متای آن صفحه خاص را ببینید.مانند عنوان صفحه، توضیحاتمتا نیز باید جذاب باشد و جمله بندی مناسب و قرار دادن اطلاعات مرتبط با موضوع صفحه در آن می‌تواند مشوق کاربران برای کلیک روی لینک شما باشد. حداکثر طول توضیحات متا 340 کاراکتر می باشد.ساختار و آدرس صفحات در سئو سایت· گویا بودن آدرس سایت: اگر از کلمات کلیدی در URL استفاده نمی­کنید تا حد امکان کلماتی به کار ببرید که به‌خوبی گویای محتوای صفحه باشند، با این کار بازدیدکنندگان دید بهتری نسبت به صفحه­ای که به آن وارد می‌شوند خواهند داشت.· کوتاه بودن آدرس سایت: درنتیجه از کلماتی مانند &quot;از&quot;، &quot;در&quot;، &quot;با&quot;، &quot;برای&quot; و شبیه این‌ها در آدرس سایت خود استفاده نکنید.· کلمات کلیدی در ابتدای آدرس: کلمه یا عبارت کلیدی اصلی خود را در ابتدای بخش صفحه آدرس سایت قرار دهید· کلمات تکراری در  URL: از تکرار کلمات پرهیز کنید، به‌طور مثال استفاده از یک کلمه در آدرس دسته و صفحه کار درستی نیست. example.com/blog/blog.phpآدرس زیر جایگزین مناسبی برای آدرس فرضی بالا است: example.com/blog/seoblog.php· تعداد / در آدرس: هرچقدر تعداد کاراکتر / در آدرس شما کمتر باشد یعنی این محتوا در سطح بالاتری از سایت شما قرار دارد و ارزش بیشتری ازنظر گوگل خواهد داشت.· یکسان نبودن با عنوان صفحه: لزومی ندارد که کلمات بکار رفته در آدرس نوشته با عنوان صفحه یکسان باشند، شما می‌توانید آدرس­دهی را با کلمات دیگری انجام دهید.· کاراکترهای نامناسب: تا حد امکان از کاراکترهای نامناسب مانند ?، &amp; و % در آدرس سایت خود استفاده نکنید.· زیاده‌روی در سئو: استفاده بیش‌ازحد کلمات کلیدی در URL می‌تواند تأثیر معکوسی بر سئو شما داشته باشد.· حروف بزرگ: اگر آدرس سایت را با کلمات انگلیسی مشخص کرده‌اید، از حروف بزرگ در آن استفاده نکنید.محتوی صفحاتمورد بعدی تولید محتوا است؛ که شامل ایجاد و به اشتراک‌گذاری محتوای ارزشمند، آموزنده و سرگرم‌کننده باهدف جذب مشتری‌ها به سمت وب‌سایت شما است تا درنهایت فروش و نرخ تبدیل وب‌سایت شما افزایش یابد. این موضوع بیشتر نشان‌دهنده این است که شما در حوزه خدمت یا محصولی که خواهان فروش آن به مشتری هستید، متخصص و مشتاق هستید. مقالات، مطالعات موردی، بیان تجربیات، اینفوگرافی و ویدئوها در میان رسانه‌های عمومی استفاده می‌شوند؛ بنابراین شروع کنید به فکر کردن در مورد اینکه چگونه می‌توانید مشکلات و مسائل مربوط به مشتریان خود را اطلاع‌رسانی کنید، آموزش دهید و حل کنید.داشتن مقاله‌ای که برای این منظور سازمان‌دهی شده و به اشتراک گذاشته‌شده به ایجاد اعتبار در صنعت شما، افزایش رتبه وب‌سایت و اعتبار دامنه شما کمک خواهد کرد، هدف این است که درزمینه‌ی کاری خود متخصص شوید، بنابراین افراد بی‌درنگ به وب‌سایت شما فکر خواهند کرد و زمانی که موضوعی مطرح شود به وب‌سایت شما خواهند آمد. برای بازاریابی محتوا همان قوانین اعمال می‌شوند. مطمئن شوید که بهینه‌سازی داخلی وب‌سایت در محتوای شما به‌طور کامل انجام‌شده است- با کلیدواژه‌ها، برچسب‌های متا و عناوین و ...موتورهای جستجو و کاربران بسیار شبیه هم هستند، وب‌سایت موردعلاقه هردو وب سایتی است که دارای محتوای منحصربه‌فرد، مرتبط و به‌روز ‌باشد. به عنوان مثال خودتان را در نظر بگیرید: اگر شما به دنبال مقالات بهینه‌سازی داخلی وب‌سایت هستید و جستوجو کنید در صفحه نتایج جست‌وجو فهرست‌هایی از امسال و پنج سال پیش نمایش داده می‌شود، اما شما اول روی کدام کلیک خواهید کرد؟حفظ به‌روز بودن مطالب فقط در مورد متن موجود در صفحه نیست؛ عکس، فیلم، اسلاید و تصاویر همه نمونه‌هایی از اشکال مختلف رسانه‌ها هستند که شما می‌توانید برای تازه و جذاب نگاه‌داشتن مطالب خود برای خواننده، استفاده کنید. شما هنوز هم نیاز به متن در صفحه دارید تا موتورهای جستجو محتوای شما را درک کنند، اما به یاد داشته باشید که شما در درجه اول در حال نوشتن برای مشتریان خود و حفظ آن‌ها در سایت خود هستید. تجزیه ‌و تحلیل عادات رسانه‌ای کاربر را شروع کنید. اگر برای مثال، شما یک حجم بالایی از فعالیت‌های مرتبط با کاربران در حوزه تماشای ویدئو را دارید، شروع به فکر کردن در مورد استفاده از ویدئو در وب‌سایتتان برای ایجاد تعامل بیشتر با کاربرانتان بکنید.راهکارهای تولید محتوای تازه· تولید محتوای تازه به صورت هدفمندo گوگل ترندo مشاهده رقابت در صفحات اول· محتوای تازه برای مطلب قدیمیo اضافه کردن یک پاراگراف توضیح به مطالب قدیمیo کمک به بهبود رتبه آن صفحه در گوگل· محتوای تازه مستمرo شناسایی عبارات کلیدی که بیشتر جست و جو می شوندo اختصاص صفحه ای به این عباراتo به روز کردن مطالب· محتوای تکراری در سایت قرار ندهیدo نارضایتی کاربرانo کاهش رنک سایتنشانه گذاری داده ساخت یافتهداده‌های ساختاریافته به مفاهیمی و اصولی گفته می‌شود که با رعایت آن‌ها، موتورهای جستجو می‌توانند زبان انسان را به‌صورت بهتر و مناسب‌تر درک کنند. استانداردهای زیادی برای استراکچر دیتا ایجاد شده است که توسط آن ها می توانیم اطلاعاتی در مورد یک فیلم، مقاله، کتاب، دستورالعمل طبخ غذا و موارد متعدد دیگری را به موتورهای جست و جو بدهیم. (ریچ اسنیپت)  Rich Snippets از یک سری کدهایی تشکیل شدن که برای توصیف اطلاعات و داده‌های نشانه‌گذاری شده وب‌سایت‌ها استفاده می‌شود. ریچ اسنیپت ها به موتورهای جستجو کمک می‌کند تا موضوع و محتوای یک وب‌سایت را راحت‌تر درک کنند. با این وجود، موتورهای جستجو پا را یک‌قدم فراتر گذاشته و از این اطلاعات برای نمایش بهتر نتایج جستجو استفاده می‌کنند تا کاربران بتوانند اطلاعات موردنیاز خود را راحت‌تر از موتورهای جستجو دریافت کنند.استانداردهای مختلف Rich Snippetsموتورهای جستجو، چهار نوع محتوای نشانه‌گذاری شده (داده‌های ساختاریافته یا همان structured data) را می‌توانند تا به آلان تشخیص دهند (به تاریخ مقاله توجه کنید)، استانداردهای زیر نتیجه توافق بین موتورهای جستجو می‌باشد.• RDFa• Microformats• Microdata• JSON-LDهر ۴ نوع محتوا از زبان HTML پشتیبانی می‌کنند و البته ساختار JSON-LD کمی متفاوت است و به کمک جاوا اسکریپت نشانه‌های لازم را درج می‌کند. به کمک این ۴ نشانه‌گذاری می‌توان محتوای یک صفحه وب را برچسب‌گذاری کرد. باید گفت که استاندارد Microdata پراستفاده‌ترین نوع محتوای استفاده‌شده در ریچ اسنیپت ها است که در قدیم پیشنهاد گوگل بود ولی جدیداً گوگل استاندارد JSON-LD  را پیشنهاد می‌کند و در آینده نزدیک سایت‌ها نیز به این نوع نشانه‌گذاری خواهند رفت. البته تگ‌های Open Graph و کارت‌های Twitter نیز نوعی داده نشانه‌گذاری محسوب می‌شوند، اما نمی‌توان از آن‌ها به‌جای ریچ اسنیپت ها استفاده کرد؛ و همچنین برای نوشتن این نوع داده، نیازی به یادگیری زبان HTML ندارید. این کدها بسیار ساده هستند و معمولاً به‌صورت آماده در اینترنت وجود دارد.میکرو دیتا به فرم خاصی از داده‌های ساختاریافته گفته می‌شود که با استفاده از زبان برنامه‌نویسی html5کار می‌کند. در واقع در زبان HTML5 به استراکچر دیتا، میکرودیتا گفته می شود که با استفاده از attribute: itemprop، itemscope، itemtype میتوانید کد html را برای موتورهای جست و جو سئو کنید.بهینه سازی تصاویر در سئو سایتبرای بهینه سازی تصاویر سایت باید به سه مورد زیر توجه نمود:· حجم تصاویر: برای افزایش سرعت لود شدن سایت، لازم است که حجم تصاویر وب سایت را کاهش داد. دو راه برای کاهش حجم تصاویر:o استفاده از گزینه save for web design در نرم افزار فوتوشاپo کاهش حجم عکس با کم کردن پیکسل· متن جایگزین عکس: متن جایگزین یا همان Alt tag، در صورت لود نشدن تصویر به کاربر نمایش داده می‌شود. این اتفاق زمانی میافتد که کاربر اجازه لود شدن تصویر در مروگر خود را نداده باشد و یا با توجه به‌سرعت پایین اینترنت زمان زیادی برای نمایش صحیح تصاویر سایت نیاز باشد. همچنین زمانیکه نشانگر موس را بر روی عکس قرار میدهیم متن جایگزین نمایش داده می‌شود. برای بهینه‌سازی تصاویر سایت استفاده از متن جایگزین اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا موتور جستجوی گوگل توجه ویژه‌ای به آن در شناسایی تصاویر می‌کند.· نام تصاویر: نام تصاویر در شناسایی و درک موضوع آن ها به موتورهای جست و جو کمک میکنند. و در نام گذاری از خط تیره ( – ) بجای خط زیر ( _ ) استفاده کنید.بهینه سازی سرعت لود صفحاتهمانگونه که میدانید، سرعت لود صفحات در رضایت کاربران بسیار تاثیر گذار است. از جمله روش های افزایش سرعت لود صفحات می توان به این موراد اشاره نمود:· بهینه سازی تصاویر وب سایت· پرهیز از تولید محتوی خیلی طولانی در صفحات· استفاده از شبکه های توزیع محتوی (CDN)· کاهش ریدایرکت ها· تقسیم کردن کامت ها در چند صفحه· عدم آپلود مستقیم ویدئو ها در ورد پرس· فعال کردن فشرده سازی Gzip· ترکیب و بهینه کردن فایل ها· کاهش زمان پاسخ سرور· نمایش محتوی بر اساس اولویت· و ...بهینه سازی خارجی سایتبرای سایت ها سئو خارجی off-page SEO  هم استفاده می‌شود که شامل فعالیت هایی است و به‌نوعی بازاریابی و معرفی سایت در اینترنت و شبکه های اجتماعی است.?بهینه سازی خارجی شامل موارد زیر می باشد:?لینک ها در سئو سایتربات‌های موتور جستجو برای شناخت صفحات اینترنت از لینک‌ها استفاده می‌کنند. در واقع لینک ها مانند پلی برای انتقال از یک صفحه به یک صفحه دیگر است.ساختمان لینک:&lt;a href =“ https://www.example.com”&gt; consulting&lt;/a&gt;لینک سازیلینک سازی یا لینک بیلدینگ که از عبارت انگلیسی Link Building دریافت شده است به مجموعه فعالیتهای شما جهت کسب بک لینک‌های معتبر از صفحات اینترنتی جهت ارتقای جایگاه خود در نتایج گوگل گفته می‌شود.لینک بیلدینگ معمولاً باهدف‌گذاری روی عبارات یا کلمات کلیدی خاص انجام میگیرد و صرف داشتن لینک‌های زیاد به معنی موفقیت تجارت شما یا کسب جایگاه بهتر در گوگل نمی‌باشد.لینک بیلدینگ به معنی انجام یک سری عملیات برای اینکه سایت‌های دیگر به سایت شما لینک کنند است. لینک راهی برای هدایت کردن کاربران از پیجی به پیج دیگر است.استراتژی های لینک سازیاستراتژی کلاه سفید:· ایجاد محتوای روشنگر و باارزش خودشان· ساخت یک اجتماع حقیقی و پرشور که با وب‌سایت و یکدیگر در تعامل باشند.· نوشتن پیام های شخصی برای معرفی سایت به افرادی که مرتبط به تجارت آن‌ها است.استراتژی کلاه سیاه:· نشان دادن محتوایی متفاوت از آنچه کاربر می بیند به موتورهای جستجو· لینک گرفتن پنهانی از سایت‌هایی که حفره امنیتی ندارند· متن های پنهانی حاوی تعداد زیادی کلمه کلیدی که فقط موتور های جستجو می‌توانند آن‌ها را مشاهده کنند و کاربر قادر به دیدن آن‌ها نیست.فرایند لینک بیلدینگ در سئو وب سایت· تعیین هدفo مشخص کردن تعداد لینک‌هایی که می خواهیمo گرفتن لینک به کدام قسمت از وب سایتo لینک گرفتن از چه سایت‌هاییo لزوم دانستن این که فرآیند لینک بیلدینگ یک شبه میسر نمی شود.· شناسایی پتانسیل هاo باید بررسی کنیم کدام مورد پتانسیل بیشتر در صنعت ما دارد.o محتویo دادهo محصولاتo سرویس‌ها و...بک لینکبک لینک ها متن یا تصاویری هستند که کاربر با کلیک بر روی آنها به صفحه دیگری در اینترنت منتقل میشود. همچنین ربات های گوگل زمان بررسی یک صفحه لینک های موجود در آن را بررسی کرده و به این صفحات لینک شده مراجعه میکنند.بک لینک مهمترین ابزار گوگل برای شناخت ارتباط موضوعی صفحات و البته میزان اعتبار و ارزش آنها است. هرچقدر تعداد و کیفیت لینک های ارجاع داده شده به یک صفحه بیشتر باشد،‌ آن صفحه ارزش بیشتری داشته و شانس بالاتری برای کسب جایگاه در نتایج گوگل دارد.تفاوت لینک سازی داخلی و خارجی· لینک سازی داخلی یعنی ایجاد لینک میان صفحات یک سایت و لینک سازی خارجی یعنی لینک از صفحه یک سایت به صفحه ای از سایتی دیگر.· در لینک سازی داخلی عموما به محل قرارگیری لینک، تعداد لینک های صفحه و متن لینک شده توجه میکنیم ولی در لینک سازی خارجی علاوه بر این موارد به اعتبار دامنه، ارتباط موضوعی صفحات، اسپم اسکور و سایر صفحات لینک شده در آن صفحه دقت میکنیم.· لینک سازی داخلی برای فهم گوگل از ساختار محتوایی سایت و دسترسی بهتر کاربران استفاده میشود ولی از لینک سازی خارجی برای تبلیغات یا بهبود وضعیت سئو سایت بهره میگیریم.· در هر دو روش لینک سازی داخلی و خارجی به پراکندگی متن لینک شده و استفاده از دسته بندی های مختلف توجه می شود.به چه نوع لینک هایی نیاز داریم؟· لینک به صفحه home page· لینک به صفحات داخلی ( مثل صفحه خدمات، صفحه دسته بندی مطالب)· لینک حاوی نام تجاری یا نام شرکت· لینک حاوی کلمه کلیدی هدف گذاری شده· حالت تلفیقی: لینک حاوی نام تجاری به صفحه داخلی· نکته: باید امکان به اشتراک گذاری مطالبمان در شبکه‌های اجتماعی را فراهم کنیم.· افراد برای به اشتراک گذاشتن مطالب بیشتر مایل اند در یکی از شبکه های مجازی مطلب را شیر کنند.چند نکته مهم در خرید بک لینک· بک لینک‌ها را با فاصله زمانی و جداگانه خریداری کنید. پیشنهادهایی مانند &quot;تبلیغات در 10 سایت با پیج‌رنک 2 و 3&quot; انتخاب مناسبی نیستند.· به‌صورت مستقیم با صاحب سایت در تماس باشید و با واسطه های تبلیغاتی همکاری نکنید.· با سایت‌هایی که به‌طور گسترده و عمومی اقدام به فروش لینک و پذیرش تبلیغات میکنند همکاری نکنید.· تنها از سایت‌های مرتبط با زمینه کاری خود لینک خریداری کنید.· بجای تبلیغات متنی در ساید بار یا فوتر سایت‌ها، از تبلیغات محتوایی و مطالب اختصاصی استفاده کنید.· بجای خرید بک لینک در تمام صفحات یک سایت، در یک یا چند صفحه خاص تبلیغ کنید.· نسبت لینک‌های خریداری شده به کل لینک‌های ورودی سایت کمتر از 10 درصد باشد.اشتباهات رایج مهم در خرید بک لینک· خرید بک لینک ارزان· خرید بک لینک انبوه· خرید بک لینک رایگانخرید رپورتاژ آگهی برای سئو وب سایترپورتاژ آگهی به شکلی از آگهی گفته می‌شود که در قالب گزارش ارائه شود. به این معنی که مخاطب متوجه جنبۀ تبلیغاتی این گزارش نمی‌شود و تصور می‌کند در حال مطالعه یا مشاهده یک گزارش کاملاً بی طرف است. به دلیل غیر مستقیم بودن این شیوه تبلیغاتی، رپورتاژ آگهی اثربخشی بالایی دارد. معمولاً مخاطبان به این نوع آگهی اعتماد بیشتری دارند و کل محتوای رپورتاژ را تا انتها مطالعه می‌کنند. رپورتاژ آگهی یکی از بهترین روش‌های تبلیغات اینترنتی و برند سازی است که بزرگ‌ترین برندهای دنیا برای معرفی محصولات و خدمات جدید خود از آن استفاده می‌کنند. رپورتاژ تنها روش تبلیغاتی است که برای مدت زمان نامحدود به مخاطبان نمایش داده می‌شود و همیشه در سایت‌ آگهی دهنده باقی می ماند.چه زمانی به خرید رپورتاژ آگهی نیاز داریم؟خرید رپورتاژ زمانی برای شما کارآمد است که در کلمه کلیدی هدف خود جایگاه مناسبی کسب کرده باشید و حداقل در صفحه اول گوگل حضور داشته باشید. در این شرایط می‌توانید با خرید بک لینک مناسب از طریق رپورتاژ شانس خود برای کسب جایگاه بهتر را افزایش دهید.اگر سایت یا صفحه شما در عبارتی جایگاه کسب نکرده یا در صفحات بعدی نتایج گوگل است این تکنیک برای شما مناسب نخواهد بود.مهمترین نکات در خرید رپورتاژ آگهی· برای هر رپورتاژ یک متن اختصاصی بنویسید· خرید رپورتاژ آگهی از سایت‌های مرتبط· بیشتر از ۵ بک لینک در رپورتاژ خود قرار ندهید· برای هر صفحه از سایت تنها یک لینک در متن قرار دهید· در رپورتاژ آگهی خود از تصاویر استفاده کنید· اعتبار دامنه و spam score سایت آگهی دهنده را بررسی کنید· محتوای رپورتاژ آگهی حداقل ۷۰۰ کلمه و حداکثر ۱۲۰۰ کلمه باشد.· از تگ‌های h2 در محتوای آگهی استفاده کنید.· کلمات لینک شده در رپورتاژ دقیقاً عباراتی باشند که میخواهید در آن‌ها جایگاه کسب کنید.· از عبارات طولانی در لینک سازی استفاده کنید و عبارات عمومی و پرجستجو را هدف قرار ندهید.· در متن جایگزین تصاویر کلمات کلیدی هدف خود را استفاده کنید.· محتوای رپورتاژ آگهی شما کاملاً اختصاصی و تازه باشد.· از تگ نوفالو در لینک‌های خود استفاده نکنید.· اگر سایت هدف امکان ارسال دیدگاه دارد در این صفحه کامنت گذاری کنید تا ارزش و اعتبار آن افزایش یابد.فرایند گرفتن رپورتاژ آگهی· لیستی از سایت های منتشر کننده رپورتاژ که به موضوع سایت شما مرتبط هستند تهیه کنید.· در این لیست اعتبار دامنه، اسپم اسکور و رتبه الکسای آنها را ثبت کنید.· با استفاده از سرویس Repox.net  ارزش واقعی هر سایت را محاسبه کنید.· برای هر سایت یک فایل اکسل مجزا بسازید و به مدت یک ماه رپورتاژ های آن را تحت نظر بگیرید.· میزان پیشرفت سایت های آگهی دهنده را به صورت هفتگی ثبت کنید.· سایت هایی که آگهی دهندگان آنها رشد بهتری دارند را شناسایی کنید.· از میان لیست بررسی شده 1 سایت قوی، 3 سایت متوسط و 2 سایت معمولی انتخاب کنید.شبکه های اجتماعیبهینه‌سازی شبکه‌های اجتماعی همانند بهینه‌سازی موتور جستجو نقش مهمی در موفقیت یک وب‌سایت ایفا می‌کند. در حال حاضر سیگنال‌های اجتماعی بر روی سئوی وب‌سایت اثر می‌گذارند، پس از به‌روزرسانی‌های الگوریتم‌های پنگوئن و پاندای گوگل، برای ایجاد فاکتور اعتماد و اعتبار وب‌سایت، تأثیر رسانه های اجتماعی نقش مهمی ایفا می‌کند. بازاریابی شبکه‌های اجتماعی و بهینه‌سازی وب‌سایت به یک اندازه مهم هستند؛ به خصوص برای وب‌سایت‌های تجارت الکترونیک بهینه‌سازی شبکه‌های اجتماعی بسیار مهم است، چنانچه در حال حاضر مردم از پیشنهادات شبکه‌های اجتماعی برای خرید آنلاین محصولات استفاده می‌کنند.به قلم:شیرین حبیب زاده</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 21:13:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش بازاریابی محتوایی و پول سازی از طریق محتوا</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-oayztcdn9mez</link>
                <description>محتوا چیست و ناشر کیست؟فرهنگ عمید، آنچه درون چیزی قرار دارد، را “محتوا” معنی می‌کند. در واقع هر محتوایی ظرفی لازم دارد تا آن را در خود جا دهد. در طول تاریخ ظرف‌های متعددی وجود داشته است که از محتواهای مختلفی پر شده است. اولین ظرف‌ها شاید دیوارها و غارها بودند که با نقاشی‌ها و نوشته‌ها … پر شدند. انسان در طول تاریخ در حال تولید محتوا بوده است. دلایل زیادی برای این کار وجود دارد. به عنوان مثال از طریق محتوا می‌توان با دیگران ارتباط برقرار کرد، افکار و عقاید را گسترش داد و یا بوسیله‌ی آن یک چرخه‌ی کسب‌وکاری ایجاد کرد. اما اگر بخواهیم محتوا را دقیق‌تر تعریف کنیم، هرگونه وسیله برای برقراری ارتباط با دیگران را محتوا می‌گوییم.در مقایسه با تعریف اصطلاحی محتوا، مظروف یا چیزی که درون چیز دیگر قرار می‌گیرد همان محتوا است. اما ظرف آن، تمام تکنولوژی‌هایی است که در اطراف خودمان می‌شناسیم. از دیوار و سنگی که انسان‌های باستان با استفاده از آن‌ها نقاشی می‌کشیدند تا اختراع ماشین چاپ و بعدها انقلاب دیجیتال و ظهور کامپیوتر‌ها، ابزارهای محتوا هستند. بسیار حائز اهمیت است که بدانیم هنوز روش‌های دیگر به کلی منسوخ نشده‌اند و هنوز در دانشگاه‌ها در مورد نقاشی صحبت می‌شود و ناشران و مطبوعات زیادی در سراسر دنیا به تولید محتوای کاغذی مشغول هستند. امیدوارم که گیج نشوید اما بگذارید به شما بگوییم که رنگ صندلی‌های خطوط مختلف مترو تهران یک نوع محتوا است. چه محتوایی در تصویر زیر وجود دارد؟به کسی یا مجموعه‌ای که با هر هدفی محتوا تولید کند، ناشر می‌گوییم. در مورد مترو تهران که اشاره شد اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهیم، به تمام عوامل مترو تهران از خود مدیر عامل شرکت گرفته تا فروشندگان بلیط و انتظامات، ناشر می‌گوییم. این افراد گاهی سعی می‌کنند که محتوا تولید کنند و گاهی بدون اینکه خود بدانند، وارد فرایند تولید محتوا می‌شوند. به عنوان مثال تعداد افرادی که لازم است به آن‌ها یادآوری شود که از خط زرد عبور نکنند، خود نوعی داده و محتوا است و یا داده‌ای ملموس‌تر مانند تعداد مسافران در طول یک روز است. اگر به خود کارمندان مترو بگوییم شما ناشر هستید، تعحب خواهند کرد و البته حق هم دارند چون این نوع محتواها از نوع ملموس نیست. فعلاً مباحث را پیچیده نمی‌کنیم و در آینده توضیحات دقیق‌تری ارائه می‌دهیم.انواع محتوااین روزها به طور عامیانه به نوشته‌ها، عکس‌ها، ویدیوها، کمپین‌ها و … محتوا گفته می‌شود که هر کدام در ظرف خود قرار می‌گیرند. حوزه‌ی گردشگری رابطه‌ای تنگاتنگ با محتوا دارد و هر کدام از این نمونه‌های بیان شده، در این حوزه کاربرد دارند.نوشته‌هانوشته‌ها اولین و ساده‌ترین نوع محتوا هستند و هزینه تولید پایینی دارند. اما در عین حال هنوز هم اثر و کاربرد زیادی دارند. نوشته در قالب‌های زیادی در می‌آید؛ ممکن است شما به عنوان مدیر محتوای یک آژانس یا شرکت گردشگری، تمایل داشته باشید مقالاتی را بصورت مرتب در وبسایت خود قرار دهید. این مقالات هم می‌تواند خبری باشد که از تحلیل اولیه‌ی مقداری از داده‌ها بدست بیاید، و هم تحلیل و توصیفی منطقی و منظم باشد که در این مورد نظرات شخصی هم وارد می‌شود. هنوز افراد بسیاری هستند که علاقه دارند توصیفات یک مکان گردشگری یا ویژگی‌ها آن را در قالب متن بخوانند. وبسایت‌هایی مانند Lonely Planet، Atlas Obscura، Expedia، Trip Advisor و صدها نمونه‌ی موفق خارجی دیگر هنوز هم بخش نوشتاری آن‌ها فعال است. از نمونه‌های داخلی محتوا هم می‌توانیم کارناوال، کجارو، همگردی و .. را مثال بزنیم که به وفور محتوای متنی دارند. این گونه محتوا هنوز هم مخاطب دارند و افراد زیادی با خواندن آن‌ها احساس راحتی دارند.در بخش‌های آینده توضیح خواهیم داد که ارزش‌گذاری این محتواهای متنی بر اساس هوشمندانه بودن و کیفیت آن‌هاست. کتاب‌ها، چه بصورت الکترونیکی و چه بصورت چاپی هنوز خوانندگان زیادی دارند. سفرنامه نویسی یک نوع سبک ادبی به حساب می‌آید که به خودی خود حاوی اطلاعات بسیار مفیدی است. کتاب‌های زیادی در سبک سفرنامه نویسی به چاپ رسیده‌اند که می‌توانیم به “آس و پاس در پاریس و لندن” اثر جورج اورول، “بازگشت از شوروی” اثر آندره ژید، “در هوای رقیق” اثر کاراکائور و صدها کتاب دیگر در لحن و سبک‌های مختلف اشاره کرد.اما شما اگر آژانسی یا کسب و کاری در حوزه‌ی گردشگری دارید، می‌توانید هر از چندگاهی مقالات خود را بصورت یک کتاب الکترونیکی در قالب فایل پی‌دی‌اف به مخاطبان خود ارائه دهید. نمونه‌ی موفق این کار را در معرفی مقاصد گردشگری، سایت VisitDubai و در حوزه‌ی فعالیت‌های بازاریابی آژانسی و شرکتی، همین کتاب‌های آکادمی فرانگر است.بازاریابی محتوایی و تصاویرعکس‌ها، اینفوگرافی‌ها، کاورها، و حتی مطابق برخی تعریف‌ها، کل دایره‌ی ویدیوها هم جزو تصاویر دسته‌بندی می‌شوند. قدرت این‎گونه محتواها بسیار بالاست و مخاطبان‌ آن بسیار به ناشر علاقه و اعتقاد دارند. گاهی وقت‌ها هزینه‌ی تهیه‌ی بالایی دارند اما شما به عنوان صاحب یک کسب‌وکار در حوزه‌ی گردشگری باید به این نکته اعتقاد کامل داشته باشید که عکس‌های خوب و اینفوگرافی‌های کاربردی برای شما و جادو می‌کنند. فرض کنید می‌خواهید تصویر زیر را با استفاده از کلمات توصیف کنید:این تصویر در هنگام طلوع آفتاب در فصل پاییز و در ارتفاعات فیروزکوه گرفته شده است. آسمان مقداری به رنگ بنفش است و ابرها بخاطر تابش خورشید کم رمق صبح، به رنگ صورتی دیده می‌شود. هر چه در ارتفاعات بالاتر رفته‌ایم، از تراکم جنگل کم شده است و رنگ برگ درختان در هنگام طلوع آفتاب منطقه را سرخ کرده است و …دقت کردید؟ برای بیان تمام زیبایی نهفته در این عکس و هنر عکاس آن، لازم شد کلمات زیادی را بیان کنیم که تازه بسیار ناقص است و نمی‌تواند جایگزین یک نگاه کوتاه به تصویر شود. اما اطلاعاتی مانند هنگام طلوع آفتاب یا ارتفاعات فیروزکوه را به جز بوسیله‌ی متن و نوشته نمی‌توانستیم بیان کنیم بنابرین در این‎جا، نوشته و تصویر کامل‌کننده‌ی هم بودند.اینفوگرافی‌ها هم این روزها بسیار رو به رشد هستند و اطلاعاتی مختصر و مفید را در یک نگاه کلی به مخاطب منتقل می‌کنند. اینفوگرافی‌های آکادمی فرانگر از این دست محتوا هستند که اطلاعات خوبی را از جاهای دیدنی، شهرهای مختلف ایران، غارها، مساجد، میراث جهانی یونسکو، آمارهای گردشگری و … بدست می‌دهد. توصیه می‌کنیم شما هم در کار خود، برای بازاریابی و یا شناساندن خود به مخاطبان از اینفوگرافی استفاده کنید.بازاریابی محتوایی و ویدیوهاهمانطور که گفتیم، ویدیوها خود نوعی تصویر هستند که دارای حرکت هستند. گاهی ویدیوها صدا دار هستند و از خود این صداها، محتوایی مفید منتقل می‌شود و گاهی هم ویدیوها بی‌صدا هستند که تحت عنوان GIF آن‌ها را می‌شناسیم. فایل‌های ویدیویی در کنار نشان دادن تصاویری ملموس و قابل سنجش، می‌تواند حاوی مصاحبه، گویندگی، داستان و … هم باشد، تا پکیج کاملی از محتوا را ارائه دهد. تهیه‌ی این نوع محتوا آسان نیست و هزینه‌ی زیادی ممکن است روی دست شما بگذارد اما بدانید که کافی است اولین ویدیوی خود را تهیه کنید تا به قدرت اسرارآمیز آن پی ببرید.یکی از نمونه‌های کارهای ویدیویی در حوزه‌ی گردشگری مربوط به گروه “اکسپدیا” است که ویدیوهایی با کیفیت بالا و حاوی اطلاعات گردشگری مفید ارائه می‌دهد. روش جذاب دیگری که این روزها بسیاری از افراد و شرکت‌ها اعم از راهنمایان گردشگری، بلاگرها و آژانس‌ها به آن روی آورده‌اند، تایم لپس است. اساس کار تایم لپس، گرفتن عکس‌های بسیار زیاد در فواصل زمانی کوچک است که باعث می‌شود تصاویر بصورت جذابی و با سرعت بیشتر از واقعیت پخش شوند.بازاریابی محتوایی و پادکست‌هابه سریالی از فایل‌های صوتی که حول موضوعی خاص و در بازه‌های زمانی مشخص، بصورت آنلاین عرضه می‌شوند، پادکست گفته می‌شود. هر پادکست یک گوینده اصلی دارد اما گاهی اوقات توسط نرم‌افزارهای مخصوص مونتاژ نیز می‌شوند و قطعات موسیقی، صدای برخی افراد دیگر و سایر فایل‌های صوتی به آن‌ها اضافه می‌شود. ویژگی بارز پادکست‌ها این است که سرگرم کننده و اغلب خنداننده هستند. نمونه‎هایی از این نوع را می‎توانید در رادیو فرانگر ملاحظه نمایید.بازاریابی محتوایی و جداول، اطلاعات دسته بندی شده، نمودارها و …گاهی اوقات اطلاعاتی کامل در یک موضوع خاص را نمی‌توان بصورت متنی بیان کرد زیرا مخاطب با خواندن آن گیج می‌شود و اگر از تصاویر و ویدیوها برای بیان آن‌ها استفاده شود، هزینه، زمان و حجم زیادی را می‌گیرد. در این شرایط استفاده از جدول‌ها، نمودارها و فایل‌های ارائه، بهترین جایگزین هستند. یک نمونه‌ی داخلی در این زمینه، جداولی است که تحت عنوان اطلاعات مفید در منوی اصلی سایت فرانگر قرار دارد. در این بخش از سایت، اطلاعاتی وجود دارد که هم دسته‌بندی شده و منظم هستند و هم برای کاربران سودمند است. نمونه‌ای از این اطلاعات، جدول درصد جریمه‌ها است که میزان جریمه‌ی هرکدام از ایرلاین‌های داخلی در زمان‌های مختلف در صورت کنسل کردن پرواز را نشان می‌دهد. تصور کنید که چنین اطلاعاتی را می‌خواستیم با متن بیان کنیم! به نظر می‌رسد نه تنها کار سخت‌تری است بلکه مخاطب هم بعد از یک زمان، رغبتی به خواندن آن نشان نخواهد داد.بازاریابی محتوایی و کانال‌های انتقال محتوا (فضای وب – تلگرام – اینستاگرام)فرض کنید اکنون حجم زیادی از محتوا در قالب‎های مختلف که در مقاله‎ی قبلی با عنوان محتوا چیست و ناشر کیست؟ در اختیار دارید که استانداردهای مورد نظر خود را بر آن‌ها پیاده کرده‌اید. ناگفته نماند در مقالات بعدی برخی از استاندارهای لازم را در حوزه گردشگری بیان می‌کنیم تا بتوانید از طریق محتوایی که تولید کرده‌اید و در راه‌هایی مانند وب، اینستاگرام ، تلگرام ، توییتر، فیس بوک و … منتشر می‌کنید، پولسازی کنید.در این کارگاه تمرکز اصلی ما بر ابزارهای آنلاین و دیجیتال است و به معرفی تعداد کمی از کانال‌های مربوط به این زمینه‌ها می‌پردازیم زیرا نه تنها نمی‌توانیم انواع محتوا و کانال‌های آن را معرفی کنیم، بلکه حتی در فضای دیجیتال نیز تعداد کانال‌های ارتباطی به حدی زیاد و گسترده است که نمی‌توان به همه اشاره کرد. در این قسمت، فضای وب، تلگرام و اینستاگرام را به‎دلیل اینکه در ایران دارای مخاطبان زیادی هستند بررسی می‌کنیم.بازاریابی محتوایی و فضای وبوب یکی از شیوه‌های ارتباط اینترنتی است که از طریق صفحات وب یا همان وب‎سایت‌ها انجام می‌شود و معمولاًپ از مرورگرهایی مانند گوگل کروم، فایرفاکس، اوپرا و… برای این کار استفاده می‌شود. دقت کنید که اگر سیستمی وجود داشته باشد که صرفا از طریق اپلیکیشن موبایل خدمات خود را ارائه دهد، می‌توانیم بگوییم آن سیستم در وب حضور ندارد. فضای وب بسیار متنوع و گسترده است و راهی است برای ارائه‌ی انواع مختلف محتوا.در حوزه‌ی گردشگری شرکت‌های مختلفی با انواع مختلف خدمات فعالیت می‌کنند؛ فرقی ندارد شما شرکت‌های هواپیمایی، آژانس‌ گردشگری یا گروهی فعال در حوزه گردشگری هستید. چیزی که با قطعیت این روزها در مورد شما می‌توان ادعا کرد این است که شما یک وبسایت دارید و در آن خدمات و شرح برنامه‌های خود را ارائه می‌دهید. گاهی هم وبسایت‌ها فقط به ارائه‌ی محتوا اکتفا می‌کنند و خدمات دیگری ندارند. اگر همین لحظه شما اسم هر کدام از ایرلاین‌ها را در گوگل جستجو کنید، پی می‌برید که حتما دارای وب‎سایتی هستند. بهترین راه برای ارائه‌ی جداول و حتی ویدیوهای با حجم بالا، فضای وب است.بازاریابی محتوایی و تلگرامیکی از پرکاربردترین اپلیکیشن‌ها در ایران است که علی رغم فیلتر شدن آن در سال ۹۷، اما هنوز افراد زیادی از بسترهایی مانند هاتگرام، موبوگرام و … برای دسترسی به آن استفاده می‌کنند. در تلگرام شرکت‌ها می‌توانند تحت عنوان و برند خود، کانالی ایجاد کنند و افراد با دنبال کردن این کانال از اخبار آن‌ها و پیشنهادات تجاری و خدماتی آن‌ها مطلع می‌شوند. گروه‌ها نیز فضاهایی هستند که قابلیت‌های مختلفی دارد و جمعی از افراد می‌توانند با داشتن ایده یا دغدغه‌ی مشترک در آن فعالیت کنند. کم نیستند افرادی که از طریق یک تبلیغ جذاب و وسوسه کننده‌ی یک کانال تلگرامی، تصمیم به خرید یک تور کنند.گروه‌های زیادی هستند که روزانه هزاران تصویر و دقایق زیادی محتوای ویدیویی در مورد جاهای گردشگری، اخبار ایرلاین‌ها، حوادث هواپیمایی و حتی شایعات مربوط به گردشگری در آن‌ها رد و بدل می‌شود. استفاده از تلگرام در این روزها بسیار حائز اهمیت است و به سرعت می‌توانید پیشنهاد تورهای خود را در این فضا به گوش صدها نفر برسانید، شهر و اقامتگاه خود را به دیگران معرفی کنید و یا توجه و حمایت سازمان‌های دولتی و مردمی را برای مسائلی از جمله توسعه پایدار و حفظ محیط زیست در یک نقطه‌ی خاص جلب کنید. تلگرام قدرتمند است.بازاریابی محتوایی و اینستاگراماینستاگرام یکی از زیرمجموعه‌های شرکت فیسبوک است که در آن افراد یا شرکت‌ها می‌توانند صفحه‌ی ویژه خود را داشته باشند. این حساب‌ها می‌توانند ویدیو یا عکسی را به دو صورت پست ثابت یا استوری روزانه قرار دهند که مخاطبان آن‌ها را ببینند. برای یک آژانس گردشگری بسیار مهم است که در اینستاگرام دارای صفحه باشد چون تخمین زده می‌شود که ۲۰ میلیون ایرانی در این شبکه فعال باشند. آژانس‌های بزرگی این روزها از طریق اینستاگرام برای تورها و خدمات خود مشتری پیدا می‌کنند.بازاریابی یا بازارسازیبازارسازی ترجمه درست‌تری برای Marketing است. در عمل هم کسب‌وکارهای مختلف به دنبال ساختن بازار هستند و نه یافتن بازار. بازاریابی را می‌توان همان رقابت سنتی در کسب‌وکارها معرفی کرد و این مفهوم را به ذهن تداعی می‌کند که کسب‌وکارِ خود را به هر وسیله‌ای که هست وارد بازاری کنیم که از قبل وجود دارد. البته این کار به هیچ عنوان مشکلی ندارد اما یادمان نرود در مورد Marketing داریم می‌نویسیم؛ در واقع به مطالعه و مدیریت ارتباطات کسب وکاری، بازارسازی گفته می‌شود که شامل ایجاد کردن این ارتباط، حفظ آن و جلب رضایت مشتری است که معنایی جز ساختن نمی‌دهد.بازار محتوا چه تفاوتی با صنعت محتوا دارد؟به عنوان یک آژانس مسافرتی یا افرادی که در حوزه‌ی گردشگری فعالیت دارید، بسیار مهم است که تفاوت بازار و صنعت محتوا را متوجه شوید. در یک تعریف ابتدایی تمام افراد، زیرساخت‌ها و امکاناتی که برای تأمین، تولید، توزیع و تحقیق در صنعت گردشگری قرار دارند، صنعت گردشگری گفته می‌شود و صنعت محتوا در گردشگری به تأمین کنندگان محتوا باز می‌گردد.صنعت گردشگری طبق تعاریف از ۶ بخش تشکیل شده است و وقتی به سفر اشاره می‌کنیم، در اصل به مجموعه‌ای از این ۶ بخش اشاره می‌کنیم که شما به عنوان یک آژانس هماهنگ کننده‌ی فعالیت‌های آن‌ها هستید؛ این ۶ بخش عبارت‌اند از:اقامتحمل و نقلتغذیهترانسفرراهنماخدمات الکترونیکیاز تایر اتوبوسی که شما تور خود را با آن برگزار می‌کنید تا غذای رستوران طرف قرارداد شما و اقامتگاهی که شما به عنوان یک آژانس گردشگری برای تور خود انتخاب می‌کنید، محتوای شما را تشکیل می‌دهد. اما در اینجا ما بحث خود را محدود می‌کنیم به محتواهایی که در فضای آنلاین قابل انتشار هستند.بازاریابی به روش محتوا صرفاً افزایش بازدید سایت از طریق کلیک کردن یا تعداد لایک‌های شبکه اجتماعی نیست بلکه هدف نهایی این فعالیت‌ها در فضای مجازی، “برندینگ” است؛ برندینگ همان شناخته شدن (لزوماً به صورت مثبت) است.اگر شما به وسیله سایت زیبایی که دارید و در آن مهربانانه به آموزش و راهنمایی افراد می‌پردازید یا در شبکه‌های اجتماعی به هر نحوی به مخاطبان خدمت رسانی رایگان می‌رسانید که مشتری اسمتان را بخاطر بسپارد، در راستای برندینگ گام بداشته‌اید، اگر وبسایت شما منظم باشد بطوری که مخاطب در آن با خطاهای گوناگون و گیج‌کننده روبرو نشود و به راحتی بتواند مسیر خود را در سایت بیابد، در جهت برندینگ گام برداشته‌اید، و در نهایت اگر در هنگام یا بعد از خرید یک محصول بصورت آنلاین برای مخاطبتان مشکلی پیش بیاید و شما بتوانید به سرعت نیاز و مشکل آن‌ها را برطرف کند، برندینگ با موفقیت انجام شده است.محتوای خود را به پول تبدیل کنید!اکنون که خود را به عنوان تولید‌کننده‌ی محتوا و یا صنعت محتوا می‌شناسید و تفاوت مشتری با مخاطب را نیز متوجه شدید، می‌خواهیم کار اصلی بازاریابی محتوایی را معرفی کنیم. شما نیازهای مشتریان را نیز تا کنون شناخته‌اید و می‌دانید که مشتریان با چه اهدافی در فضای مجازی حضور پیدا می‌کنند. اکنون شما باید ابتدا آن‌ها را به سفر ترغیب کنید و سپس خود را به عنوان بهترین همراه آن‌ها در سفر معرفی کنید.همانطور که گفتیم هر سفر ۶ مؤلفه دارد که شما به‌عنوان آژانس لازم است از هر کدام از این مؤلفه‌ها، بهترین نمونه‌ی آن را انتخاب کنید یا اینکه تلاش کنید آن‌ها را ایجاد کنید. هرچند بهترین نوع بازاریابی محتوایی همان است اما در اینجا سخن ما این نیست. شما پس از آنکه برندینگ موفقی داشتید، باید صبر به خرج دهید تا مخاطبانتان به تدریج به مشتریانتان تبدیل شوند. در اینجا لازم است که شما در بازاریابی خود، منطق پولسازی درستی را پیش رو بگیرید. تعریف منطق پولسازی این است که مشتریانتان با خواندن محتوای شما به خود بگویند “چه محتوای خوب و آموزنده و …. من می‌خواهم مشتری این شرکت شوم.” در اینجا به چند نمونه اشاره می‌کنیم و توضیح اینکه چطوری می‌توانید به این هدف برسید را در فصل سوم بیان می‌کنیم.نمونه‌هایی از منطق پولسازی صحیح در بازاریابی محتواییوب‌سایت Visit Dubai یکی از بهترین نمونه‌های تولید محتوا در حوزه‌ی گردشگری است. در این وب‌سایت شما با تقارن زیبایی از رنگ و محتوا مواجه می‌شوید که در همان نگاه اول تأثیر مثبتی روی شما خواهد گذاشت. این سایت در یکی از قسمت‌های خود، بعد از ارائه‌ی محتوای با کیفیت از یک مکان خاص در دبی، فایل‌هایی pdf تحت عنوان راهنمای گردش در اطراف آن مکان را ارائه می‌دهد. خودتان را جای یک مخاطب بگذارید که قصد دیدار از دبی را دارد! آیا با دیدن این وب‌سایت منظم و زیبا که محتوایی کاربردی و به روز به شما ارائه داده است، مشتری آن نمی‌شوید و ترغیب نمی‌شوید از خدمات آن استفاده کنید؟نمونه‌ی موفق دیگری در این حوزه وب‌سایت Australia است که با سبکی داستانی و با استفاده از ویدیو و تصاویری منحصربفرد، داستانی را از گردش در استرالیا ساخته است. دو نفر به نام‌های “کریس” و “دنی” بازیگران این داستان جذاب هستند که در تمام صفحات وب‌سایت اثر آن‌ها دیده می‌شود اگر شما قصد سفر به استرالیا را داشته باشید، بعد از بازدید از این وب‌سایت، آیا مایل نخواهید شد از این گروه کمک بگیرید؟ این منطق پولسازی درستی است.نرخ تبدیل در بازاریابی محتواییفرض کنید شما با روش‌های مختلف فردی را ترغیب کرده‌اید که وارد سایت شما شود. این ورود الزاماً به معنای خرید از شما نیست و در اینجا قدرت محتوای شما تعیین کننده است که آیا آن نفر از شما خرید کند یا خیر. به عنوان مثال شما در کانال تلگرام خود، پستی برای تبلیغ یکی از تورهای خود قرار می‌دهید. در ابتدا باید بدانید که تعداد افرادی که این پیام را می‌بینند و وارد سایت می‌شوند عددی کوچک است. نسبت افرادی که با دیدن سایت یا آگهی شما در سایتتان، از شما خرید می‌کنند به تمام افرادی که به سایتتان سر زده‌اند، نرخ تبدیل گفته می‌شود.احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که تا چه اندازه محتوای شما و بازاریابی صحیح محتوایی شما بر روی این نرخ تبدیل تأثیرگذار است. به بیان ساده‌تر، هرچه شما محتوای بهتری برای ارائه به مخاطب داشته باشید، نرخ تبدیل بهتر و فروش بهتری روی خدمات و تورهای خود خواهید داشت.بازاریابی محتوایی خود را کامل کنید!این روزها تقریباً همه‌ی کسب وکارها حداقل یک سایت برای معرفی خود و برندشان دارند. بسیاری دیگر هستند که فروشگاه‌های آنلاین دارند و یا در صفحات اینستاگرام و فیسبوک خود جدیدترین محصولاتشان را نشان می‌دهند. راه‌های دیگری هم برای تبلیغ در فضای مجازی وجود دارند که شامل تبلیغات بنری یا نوشتن رپورتاژ آگهی می‌شود.بیل گیتس می‌گوید که محتوا همان ابزاری است که می‌توان بوسیله‌ی آن، پول زیادی از طریق اینترنت بدست آورد. بسیاری از افراد موفق دیگر در زمینه کسب و کار نیز این گفته را تأیید کرده اند و با نوشتن مقالات و کتاب‌هایی زیاد، محتوا را یک ابزار قدرتمند برای پولسازی معرفی می‌کنند.بازاریابی محتوا بصورت آنلاین عبارت است از تهیه و انتشار محتوا برای مشتریان آنلاین. این روزها حتی رنگ‌های وبسایت شما و دکمه‌ها و لینک هایی که در سایت هستند و حتی عبارات ساده‌ای همچون “کلیک کنید” هم، جزو محتوا و بازاریابی محتوا هستند.بنابرین می‌توان گفت هرآنچه که ابزاری دیجیتال و مخصوصاً آنلاین باشد و باعث شود مخاطبان شما از بودن در کنار شما و پیگیری شبکه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها و سایت شما لذت ببرند به نوعی بازاریابی محتوا است. در این نوع بازاریابی صبور بودن بسیار نکته‌ی مهمی است زیرا رقابت بسیار بیشتر است. افرادی که بتوانند محصول فیزیکی بسیار باکیفیتی در یک زمینه (به عنوان مثال خودرو) تولید کنند شاید بسیار کم باشند، اما رقابت در فضای مجازی برای فروش خودرو و ایجاد رابطه خوب با مشتری باید بسیار با دقت صورت گیرد. این فصل را با مثالی از بازاریابی محتوایی به پایان می‌رسانیم و در فصل آینده وارد عمل می‌شویم.نمونه‌ای از بازاریابی محتوایی در حوزه‌ی گردشگریگروه اکسپدیا در واقع یک سازمان مسافرتی بزرگ است که چندین وب‌سایت در زمینه‌های رزرو بلیط هواپیما و قطار، کرایه‌ی تاکسی، رزرو هتل، تولید محتوای گردشگری، اخبار گردشگری و … دارد. صفحه‌ی اصلی این گروه به شکل زیر است.مام عناصری که در این تصویر می‌بینید در راستای یک بازاریابی محتوایی موفق است که بوسیله‌ی یک استراتژی پیاده سازی شده است. از انتخاب رنگ‌ها گرفته تا تصویری که یک ساحل آفتابی جذاب را نشان می‌دهد، به شما حسی خوب می‌بخشد. علاوه بر این حس اعتمادی که در این سایت وجود دارد، از منوی ثانویه‌ی سایت که اتفاقاً بیشتر در معرض دید است، می‌توانید متوجه شوید که این وبسایت چه خدماتی را ارائه می‌دهد و شما را به دورن خود می‌کشاند. دکمه‌ها و حق انتخاب‌هایی که در اینجا دیده می‌شوند بسیار هوشمندانه هستند. به عنوان مثال این باکس‌ها به خودی خود، خیلی دقیق شما را راهنمایی می‌کند:و یا نمونه‌ای دیگر در حق انتخابی است که برای سبک سفر شما قائل است. آیا شما علاقه دارید کم هزینه کنید، آیا به سفر لاکچری علاقه‌مند هستید یا سفری که می‌خواهید بروید کاری است و شما فرصت زیادی ندارید.یادتان باشد که این گونه اطلاعات و خدمات را ما جزوی از بازاریابی محتوایی می‌دانیم. اما بخش قابل توجه دیگری از این گروه، مجله‌ی گردشگری آن‌هاست که پیشنهاد می‌کنیم برای تولید محتوا در حوزه مقاصد و جاذبه‌های گردشگری از آن استفاده کنید. صفحه‌ی اصلی این مجله بدین صورت است:نکته‌ای که شاید شما هم متوجه آن شده‌اید، انتخاب رنگ این صفحه است که دقیقاً همان رنگ‌های خود وب‌سایت اصلی است و با رنگ‌های لوگوی این گروه نیز تناسب دارند.اگر به منوی مجله دقت کنید، اطلاعاتی مفید را بدست می‌آورید؛ این منو بیان می‌کند که شما به هر کدام از این شیوه‌ها قصد سفر داشته باشید، ما برای شما پیشنهاداتی داریم و محتوای مفید مربوط به آن را نیز تهیه کرده‌ایم. بررسی اینکه در هر بخش چه اطلاعاتی قرار دارد را به خود شما واگذار می‌کنیم. اما بدانید که نظم و کامل بودن دو فاکتور مهم در بازاریابی محتوایی هستند که نمونه‌ی آن را در گروه اکسپدیا می‌توانید مشاهده کنید.تمام ویژگی‌هایی که می‌توان به فعالیت‌های گروه اکسپدیا مربوط دانست، در حوزه‌ی بازاریابی محتوایی است. آن‌ها با نظم و دقتی که دارند، مشتری را جذب خود می‌کنند و به همین دلیل است که یکی از موفق‌ترین‌ها و پر درآمدترین سازمان‌های گردشگر در سراسر دنیا لقب گرفته‌اند.افراد فقط با خواندن یک متن از آن‌ها یا دیدن یکی از ویدیوهای آن‌ها ممکن است به سفر به جایی ترغیب شوند و بدون شک اولین جایی که برای رزرو بلیط خود یا هتل و حتی تاکسی خود روی آن حساب می‌کنند، همان جایی است که بهترین محتوا و با کیفیت‌ترین محتوا را به آن‌ها ارائه داده است. این موفقیت حاصل کاری منظم و تمیز است.استراتژی محتوا چیست؟ارائه‌ی یک تعریف یکپارچه از استراتژی سخت است اما بهتر است بگوییم که استراتژی مجموعه‌ای از تصمیمات شفاف و یکپارچه است به‌صورت زنجیره‌ای از مراحل تصمیم‌گیری و عمل است که هر مرحله، نتیجه‌ی مرحله‌ی قبلی است و نتیجه‌ی نهایی این چرخه‌ی تصمیم و عمل، رقابت موفق با دیگران است.شما در هر کسب و کاری که دارید، لازم است استراتژی داشته باشید و این روزها سازمان‌ها نه تنها استراتژی‌های کوچکتری برای بازاریابی دارند، بلکه بازاریابی محتوایی آن‌ها هم تابع یک استراتژی واحد و منظم است.استراتژیست‌های محتوا در سازمان‌ها کیفیت، حجم و نوع محتوا را مشخص می‌کنند؛ آن‌ها در زمان‌های مختلف پس از مشورت با سئومسترها، کار جدیدی را انجام می‌دهند یا با توجه به بازخوردهای تیم‌های CRM، کمپین‌ها یا فعالیت‌های ایمیل مارکتینگ‌ را طراحی می‌کنند. در برخی سازمان‌ها این کار توسط کارمندان متخصصی درون خود سازمان انجام می‌شود؛ اما هستند سازمان‌هایی که با توجه به مشغله زیاد، طراحی استراتژی بازاریابی محتوا را شرکت‌ها و گروه‌هایی خارج از خود سازمان می‌سپارند؛ به عنوان مثال شرکت فرانگر خود هم استراتژی تولید محتوای خود را دارد و هم برای آژانس‌های مختلف، پروژه‌های تولید محتوا و طراحی استراتژی محتوا را انجام می‌دهد.اولین نکته که باید به آن توجه داشته باشید این است که هدف از استراتژی محتوا، محدود کردن دامنه‌ی وسیعی از فعالیت‌های محتوایی به فعالیت‌هایی هوشمندانه است که در وقت و هزینه برای تبلیغات، صرفه جویی شود. در نتیجه‎‌ی این محدودسازی شما به یک تقویم می‌رسید که بر اساس منابع مالی و انسانی موجود، باید برنامه‌ای زمانی برای فعالیت محتوایی خود طراحی کنید.شناخت مخاطب در بازاریابی محتواییپایه و اساس استراتژی محتوایی شما باید مخاطبانتان باشد؛ در صنعت حساسی چون گردشگری که افراد دقت زیادی به خرج می‌دهند و تصمیم‌هایشان را با وسواس زیادی می‌گیرند، ایجاد ارتباط صحیح با آن‌ها بسیار ضروری است.اگر یک آژانس گردشگری هستید که خدمات مسافرتی و مشاوره در زمینه‌ی گردشگری می‌رسانید، یا یک راهنمای تور هستید که قصد دارید تورهایی با ویژگی خاص برگزار کنید، یا حتی اگر وبسایتی برای فروش آنلاین بلیط هواپیما دارید، در ابتدا باید دایره‌ی مخاطبان خود را بشناسید تا متناسب با آن‌ها محتوا تولید کنید و در نهایت آن‌ها تصمیم بگیرند به مشتریان شما تبدیل شوند.شناخت پرسونای مخاطب در این مرحله کاری ضروری است؛ به مجموعه ویژگی‌ها، ترجیحات و الگوهای فکری مخاطبان فرضی، پرسونای مخاطب گفته می‌شود. فرض کنید یک وب‌سایت فروش بلیط هستید؛ آیا شما بیلبورد خود را در ترمینال جنوب نصب می‌کنید یا در فرودگاه مهرآباد؟ اگر جواب سؤال برای شما بدیهی است، مثالی دیگر می‌زنیم. آیا اگر قصد دارید توری برگزار کنید و در آن به قله‌ی علم‌کوه صعود کنید، آیا ترجیح می‌دهید متن خود در مورد منطقه‌ی علم‌کوه را ادبی بنویسید یا به گونه‌ای بنویسید که چالش‌های مسیر صعود و ابزارهای فنی در آن توضیح داده شده باشد؟هدفی که از طرح این دو مثال دنبال کردیم این بود که قبل از نوشتن، قبل از تولید عکس و قبل از گذاشتن پست اینستاگرامی خود، باید این سؤال را از خود بپرسید که “دوست دارم چه کسی این پست من را ببیند؟ شما باید آن فرد را انتخاب کنید و در مقابل آن برند خود و محتوای خود را به فردی تبدیل کنید که بهترین دوست آن فرد مخاطب است. هر محتوای شما باید این ویژگی را داشته باشد و با نفر معرف مخاطبانتان به راحتی دوست شود.نیازهای مردم در شبکه‌های اجتماعیاین روزها افراد توسط اطلاعات زیادی بمباران می‌شوند؛ اما برای یک آژانس فعال در حوزه‌ی گردشگری بسیار مهم است که بداند مخاطبانش در شبکه‌های اجتماعی و حتی فضای وب به دنبال چه محتوایی هستند. در این بخش چند مورد از نیازهایی که افراد دارند را بررسی می‌کنیم.افراد در فضای مجازی به اطلاعات و محتواهایی که در لحظه زندگی کردن را به آن‌ها یادآوری کند، لذت می‌برند. این ویژگی بهترین فرصت برای فعالان و آژانس‌های گردشگری است تا با تأکید بر زیبایی‌های طبیعت یا دیدن فرهنگ‌های جدید و آشنایی با تاریخ آن‌ها، در لحظه زندگی کنند و برای مدتی کوتاه از دغدغه‌های زندگی فارغ شوند.هیچ بعید نیست که اولین افرادی که برای لذت بردن سفر کرده‌اند همین قصد را داشته‌اند تا از فضای کار و زندگی روزمره خارج شوند و سعی کنند فقط از لحظات خود لذت ببرند.داستان سرایی همیشه برای مردم جذاب است و در طول تاریخ انسان‌ها به داستان‌ها و شنیدن آن‌ها علاقه‌ی زیادی نشان داده‌اند. خبر خوب این است که در حوزه‌ی گردشگری به عنوان یک آژانس می‌توانید داستان‌های زیادی را مطرح کنید. شما می‌توانید برای معرفی مقصدی گردشگری از سرگذشت یک سری افراد استفاده کنید. تمام ما ایرانی‌ها از کتاب اجتماعی کلاس سوم و از طریق خانواده‌ی آقای هاشمی با دو شهر نیشابور و کازرون آشنا هستیم و این اهمیت داستان سرایی را نشان می‌دهد.سعی کنید نوستالژیک باشید! هر محتوایی که خاطرات دوران کودکی و نوجوانی را برای افراد زنده کند، مورد استقبال است. فکر کردن به خاطرات خوب گذشته و یا حتی خاطرات مدرسه‌ برای افراد جذاب است. با مثالی که در بالا زدیم و عکسی که به آن ضمیمه کردیم، شما هیجان زده شدید و از خواندن آن لذت بردید. این قدرت کار نوستالژیک است.افراد به‌طور غریزی به دنبال ارزش‌ها هستند و خبر خوب این است که صنعت گردشگری ضامن توسعه‌ی پایدار است. شما می‌توانید محتوایی تولید کنید و در آن بر اهمیت توسعه‌ی پایدار، توسعه‌ی روستایی و حفاظت ار محیط زیست و حیات وحش تأکید کنید. خوشبختانه در ایران اهمیت دادن به محیط زیست و حفظ حیات وحش و تنوع گونه‌های جانوری بسیار از گذشته بیشتر شده است و مردم علاقه‌ی زیادی به مشارکت در حفظ محیط زیست نشان می‌دهند. ناگفته نماند که محیط زیست و تنوع فرهنگی ایران همین منبع درآمد خود آژانس‌هاست و لازم است با محتوا به افراد این اهمیت را یادآوری کنید.محتوایی که لبخند را بر لب مخاطب جاری کند همیشه مورد استقبال است. حتماً سعی کنید که محتوایتان جذاب باشد و خشکی آن را با جایگزین کردن کلماتی ساده می‌توانید تأمین کنید. مثلاً اگر به جای زیرشلواری بنویسید پیژامه همان هدف را رسانده‌اید اما متن شما خنداننده بوده است. البته مراقب باشید مرز دلقک بودن را رد نکنید! شما به عنوان یک آژانس مسافرتی دارای یک شخصیت حقوقی هستید و باید مخاطب و مشتری، شما را در برخی زمینه‌های زندگی خود الگو قرار دهد.یک آژانس گردشگری می‌تواند افراد را شگفت زده کند. این اتفاق مخصوصاً در مورد ایران با تمام شگفتی‌های فرهنگی و طبیعی که دارد سخت نیست. کافی است به جنگل‌های هیرکانی به عنوان قدیمی‌ترین موجودات زنده و تنها باقیماندگان عصر یخبندان اشاره کنید. یا به فرهنگ و آداب و رسوم هر منطقه از ایران اشاره کنید، مخاطبانتان را شگفت زده خواهید کرد.ایده‌های تولید محتواشما می‌توانید با توجه به روند فعالیت‌های روزمره، هفتگی، ماهیانه و یا سالیانه خود، سوژه‌هایی خبرساز را شناسایی و ردیابی کنید و با بهره‌برداری از این مفاهیم، یک جریان خبری و روابط عمومی مؤثر پیرامون شرکت یا برند و فعالیت خود ایجاد کنید؛ در ادامه، ۲۰ مورد از ایده‌هایی خبری که کسب‌وکارهای فعال در حوزه صنعت هوایی و گردشگری می‌توانند با اتکا به آن‌ها پیرامون خود جریان خبری ایجاد کنند را بیان می‌کنیم که می‌تواند شما را در امر تولید خبر و اطلاع‌رسانی خدمات خود یاری کند.به محتوایی که در آن کلمه‌ی “چگونه” قرار دارد، محتوای سبز می‌گویند. این گونه محتواها برای مخاطبان ارزشمند است و آن را دنبال می‌کنند.سعی کنید از سفرها، فعالیت‌ها و حتی ورود و خروج مالی خود گزارش تهیه کنید و در قالب متن، اینفوگرافی و جداول ارائه دهید. با این کار مخاطبان حس می‌کنند بیشتر شما را می‌شناسند و در بلند مدت اسم شما را به خاطر می‌سپارند.بصورت منظم یا غیر منظم، نظرسنجی‌های از محصولات خود و حتی در مورد فعالیت‌های محتوایی خود قرار دهید. این کار باعث می‌شود مخاطبان ارزش و اعتباری که برایشان قائل هستید را درک کنند و مشتری پروپا قرص برند شما شوند.برخی اوقات محتواهایی قرار دهید و به مخاطبان آموزش دهید چگونه می‌توانند از مشتریان شما باشند. به عنوان مثال ویدیویی ساده از مراحل ثبت آنلاین بلیط خود قرار دهید. یا ایده‌های خلاقانه‌تری وجود دارند از جمله اینکه یک تایم لپس آموزشی تهیه کنید که افراد از نزدکی‌ترین ایستگاه مترو چگونه می‌توانند به دفتر شما برسند.گاهی اوقات می‌توانید محتوایی تهیه کنید که مقداری تحلیل باشد. البته این گونه محتوا مخاطبان خاص خود را دارد. مثلاً این موضوع را تحلیل کنید که آیا توسعه‌ی توریسم باعث چه اثرات مثبت و منفی بر طبیعت یا جامعه‌ی مقصد می‌شود.تصاویر جشن‌هایی که در آژانس خود برگزار می‌کنید را به اشتراک بگذارید! باور کنید کاربران بیشتر به برند و آژانس شما علاقه‌مند می‌شوند.برای برند خود یک تاریخچه تهیه کنید و با تصاویر و ویدیوهایی جذاب آمیخته کنید تا مخاطبان را بیشتر با شما درگیر کند.محتواهای قدیمی خود را بررسی کنید و پست‌هایی را که هیچ ترافیکی ندارند و قدیمی شده‌اند یا غیر مرتبط هستند را بازنشر، بازسازی یا بازآفرینی کنید. در مورد این سه کلمه در بخش بعدی توضیح می‌دهیم.پادکست‌ها محتواهایی جذاب هستند که شما می‌توانید از آن‌ها بهره برید تا برند خود را جا بیندازید. اما باید بسیار مراقب استفاده از پادکست‌ها باشید زیرا شمشیر دو لبه هستند و پادکستی ضعیف را بهتر است که به هیچ وجه شروع نکنید. اما در صورتی که بتوانید ایده‌ی مناسبی را عملی کنید، پادکست می‌تواند در برندینگ شما بسیار قدرتمتد ظاهر شود.به شما توصیه می‌کنیم همیشه لینکی در سایت خود داشته باشید که تورهای ویژه یا بلیط‌های ویژه را نشان دهد. این لینک نه تنها از لحاظ بصری مخاطبانتان را جذب می‌کند، بلکه آن‎‌ها را ترغیب می‌کند تا روی این لینک کلیک هم بکنند.گاهی اوقات به آموزش برخی مفاهیم بپردازید. به عنوان مثال انواع چمدان‌ها و کوله پشتی‌های مناسب برای هر سفر را پیشنهاد دهید یا برخی ابزار بسیار مهم در سفر را لیست کنید و در سایت، کانال تلگرام یا صفحه‌ی اینستاگرام خود قرار دهید. این کار باعث می‌شود شما در دید مشتریانتان یک برند آموزنده و مهران باشید.کمپین‌هایی راه بیاندازید که مشتریانتان خودبخود برند شما را تبلیغ کنند. به عنوان مثال می‌توانید خاطرات خوب مشتریان از برخورد مهمانداران هواپیما را در سایت خود قرار دهید یا رفتار محیط زیست دوستانه‌ی یکی از مسافران تورهایتان را به رشته تحریر در بیاورید. تصور کنید با این کار چه سودی به کل صنعت می‌رسانید و چقدر در دید افراد و سازمان‌ها قرار خواهید گرفت.یکی از مهم‍‌ترین فعالیت‌ها در این صنعت، ایجاد یک هشتگ مخصوص به خودتان است. برای این کار شما باید در ابتدا محتوایی قدرتمند حول آن هشتگ داشته باشید و مخاطبان، این هشتگ را در شبکه‌های اجتماعی مختلف مشاهده کنند. پس از این مرحله شما می‌توانید از آن‌ها بخواهید تا در زیر پست‌های مرتبط، هشتگ شما را استفاده کنند. برای ترغیب بیشتر افراد به این کار می‌توانید جول این فعالیت مسابقه هم تعیین کنید. به عنوان مثال در شبکه‌های اجتماعی و وبسایت خود تبلیغ کنید که به بهترین متن، عکس یا ویدیویی که در طول این هفته از هشتگ ما در متن آن استفاده کرده باشد، به قید قرعه جایزه‌ای اهدا می‌کنیم. به جایزه‌ای بهتر از اهدای یکی از تورهای خود یا بلیط هواپیما یا کتابی در حوزه گردشگری نمی‌توانید که خود به نوعی یک تبلیغ جداگانه هم باشد.افراد چارت‌ها و مقایسه‌ها را دوست دارند. برای بررسی و مقایسه انواع محصولات و خدماتی که ممکن است برای مخاطبان شما جالب باشد، زمان بگذارید. به عنوان مثال می‌توانید ویژگی‌های دو جاذبه از یک شهر را با هم در یک چارت مقایسه کنید. یا می‌توانید خدماتی که ایرلاین‌های مختلف داخلی و خارجی ارائه می‌دهند را بصورت اینفوگرافی، نمودار یا تصویر به مشتریان ارائه کنید.یادتان باشد که موج سواری خبری ابزاری است که تیغی برنده دارد. اگر توان مقابله با جریان‌های شبکه‌های اجتماعی را دارید، می‌توانید از این نوع محتواها ایجاد کنید. به عنوان مثال تورهای مخصوص جام جهانی یا مسابقات آسیایی برگزار کنید، یا در پادکست‌ها و محتواهای خود به اتفاقاتی که این اواخر در اروپا، آمریکا یا خاورمیانه رخ داده است، اشاره کنید. یادتان باشد که تولید محتوا بر اساس مرگ شخصیت‌های معروف می‌تواند شما را تا اوج بالا ببرد یا شما را به کلی از بازار حذف کند.از پشت صحنه‌ی کسب‌وکار خود گزارشی تصویری یا ویدیویی تهیه کنید؛ به عنوان مثال ویدیوهایی جذاب از ابتدا تا انتهای کارهای اجرایی یک تور را تهیه کنید و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید.در تاریخ‌های خاص، نحوه‌ی فعالیت خود را تغییر دهید. به عنوان مثال توری برگزار کنید به مناسبت روز جهانی دوقلوها که فقط دوقلوها بتوانند در این تور شرکت کنند. یا توری را برگزار کنید که همزمان با تولد نیما یوشیج، در منطقه‌ی یوش و بلده برگزار شود. این قبیل تورها را حتماً سعی کنید با یک تم فرهنگی مناسب و در عین حال جذاب برگزار کنید و در محتوای خود بر این نکته تأکید کنید.در سایت خود بخشی را قرار دهید که در آن مشتریان تورهای پیشنهادی خود را ارائه دهند. این کار را می‌توانید در قالب یک کمپین هم به انجام برسانید. مثلاً از افراد بخواهید تور مورد نظر خودشان را پیشنهاد دهند و در یک مشابقه شرکت کنند. در نهایت به برنده، تور خودش را جایزه دهید!سعی کنید بصورت هفتگی، محتوایتان یک تم واحد داشته باشد. به عنوان مثال هفته‌ای را به شهری خاص، هفته‌ای دیگر را به یک دسته از جاذبه‌های طبیعی و هفته‌ای را به گردشگری غذایی اختصاص دهید.همیشه سعی کنید علاوه بر جذب مشتری و مخاطب، افراد را به کار در شرکت و آژانس خود ترغیب کنید. برای این کار می‌توانید محتوایی تولید کنید که از مزایای کار در آژانس خود بگویید. این کار برند شما را نیز تقویت می‌کند.اثرگذاری بهتر محتوامحتوای شما زمانی اثر مناسبی بر مخاطب می‌گذارد که در تهیه و انتشار آن نکات دیگری را مد نظر قرار دهید. مخاطبان محتوا بدون شک با اختلاف زیادی مهمترین عنصر در برندینگ شما هستند. این مسأله در مورد آژانس‌های مسافرتی بسیار بیشتر خود را نشان می‌دهد. اما گاهی اوقات بهتر دیده شدن و حتی نادیده گرفتن دلخواه مشتری و مخاطب نیز می‌تواند به شما کمک کند. در اینجا چند عنصر را معرفی می‌کنیم برخی از آن‌ها بصورت مستقیم با مخاطب در ارتباط است، برخی بصورت نسبی و یک مورد با مخاطب سروکاری ندارد.یو آی (UI)این دو حرف کوتاه‌ شده‌ی عبارت User Interface است و معنای آن ظاهر و نمایش نهایی به مخاطب است. UI شامل رنگ‌بندی سایت شما، فونت نوشته‌های شما و ترکیب چینش عناصر صفحه‌ی وبسایت شما است.یو آی (UI)یک نوع محتواست که مخاطبان بصورت ناخودآگاه از محتوای شما می‌گیرند. تأثیر رنگ‌ها بر احساسات و حتی نحوه‌ی تصمیم گیری افراد این روزها اثبات شده است. بنابرین اگر هدفتان اجرای توری بسیار شاد است، لازم است رنگ ‌های موجود در صفحه‌ی محتوای آن را بیسار شاد انتخاب کنید. یا اگر توری برای دیدن شکنجه‌گاه‌های ساواک برگزار می‌کنید، شاید رنگ صورتی جایی در کاور شما نداشته باشد.یو ایکس (UX)این کلمه هم کوتاه شده‌ی عبارت User Experience  است که معنای آن تجربه‌ی کاربر است. در تجربه‌ی کاربر عناصری از صفحه‌ی وبسایت یا وبلاگ شما اهمیت پیدا می‌کند که کاربر مستقیم با آن‌ها درگیر است. به عنوان مثال فیلدی که در آن می‌خواهد عبارت مورد نظر خود برای جستجو را وارد کند یا جاهایی از صفحه که مخاطب باید کلیک کند. در یک کلام هرجایی که مخاطب بخواهد علاوه بر خواندن و دیدن محتوا، بر روی صفحه‌ی مورد نظر فعالیتی انجام دهد، در حوزه‌ی UX است.این روزها ابزارهایی مانند hotjar می‌توانند شمایی از رفتار کاربران در صفحات مختلف وب شما را بدست دهند. طبق این تعریف آیا کامنت‌های اینستاگرام یا وبسایت شما، جزو UX هستند؟میکروکپیمیکروکپی در اصل نوعی محتواست و مخاطبان و بازدیدکنندگان سایت شما را راهنمایی می‌کند. مواردی از قبیل “کلیک کنید”، “خطایی رخ داده است”، “با مدیر سایت تماس بگیرید”، “جستجو کنید” و … را می‌توانید با ترفندهای میکروکپی به محتوایی یونیک و زیبا تبدیل کنید که خشم و ناراحتی مخاطبتان را به لبخندی بر لب تبدیل کند. کدام یک از موراد زیر زیباتر است؟بازاریابی ایمیلیدر بازاریابی ایمیلی شما به دنبال فروش مستقیم نیستید بلکه می‌خواهید حضور و پویایی خود را به مشتریان قبلی یا کسانی که در سایت شما ثبت نام کرده‌اند اطلاع دهید.احتمالاً شما هم با تعداد بیشماری از ایمیل‌ها در پوشه‌ی اسپم خود مواجه شده‌اید؛ این گونه ایمیل‌ها بیشتر از آن‌ که مشتری را به حضور در سایت شما و خرید از شما ترغیب کند باید دارای محتوایی باشد که ارزش مشتری را به آن‌ها یادآوری کند؛ به عنوان مثال به کاربران سایت خود ایمیل بزنید و به آن‌ها بگویید که از داشتن آن‌ها حس خوبی دارید و به این بهانه به آن‌ها روی یکی از تورهایتان تخفیف دهید؛ همچنین می‌توانید آخرین مقالات سایتتان را در قالب یک فایل پی‌دی‌اف یا روزنامه الکترونیکی درآورید و برای مشتریان خود بفرستید. این گونه کارهای ساده بسیار تأثیرگذار هستند اما در عین حال ممکن است برای برخی از کاربرانتان آزاردهنده باشد؛ بنابرین کسب اجازه مرتب از کاربران برای ارسال ایمیل بسیار زیباست و آن‌ها را راضی نگه می‌دارد.بازاریابی کامنتیدر بازاریابی کامنتی شما با اکانت آژانس یا شرکت خود یا اگر یک راهنمای گردشگری هستید، با اکانت رسمی و شخصی خود می‌توانید در زیر پست‌های مربوط به حوزه گردشگری فعال باشید و تبادل نظر کنید و اگر کسی راهنمایی لازم داشت، به او کمک کنید.در بازاریابی کامنتی باید اصل بی‌طرفی را رعایت کنید و فقط یک آموزنده‌ی مهربان باشید نه یک صاحب کسب‌وکار که می‌خواهید خدمات خود را بفروشید. البته ممکن است شما بصورت مستقیم در کامنت‌ها، برای تور خود یا خدمات خود تبلیغ کنید که مانعی ندارد؛ اما مطمئن باشید تأثیر یک آموزگار بی چشم داشت در برندینگ فوق‌العاده است.سئو محتواسئو بر گرفته از عبارت Search Engine Optimization و به معنای بهینه سازی موتورهای جستجو است. درواقع به پروسه بهینه سازی سایت و همچنین تمام محتوای موجود در آن به صورتی که بتواند در نتایج ارگانیک موتورهای جستجوگر از قبیل گوگل، بینگ، یاهو و … رتبه خوب یداشته اشد، سئو گفته می‌شود. فاکتورهای زیادی در سئوی سایت شما تأثیرگذار هستند؛ از کلمات بکار رفته در متن و محتوا تا لینک‌های ورودی به سایت شما، جزوی از سئو هستند.حدود ۶۷ درصد کلیک‌ها در نتایج گوگل، در صفحه‌ی اول و بین ۵ لینک اول رخ می‌دهد. بنابرین شما به عنوان یک آژانس در رقابت با سایر آژانس‌ها باید سعی کنید، رتبه بهتری در نتایج موتورهای جستجوگر پیدا کنید.محتوای قدیمیبحث اصلی بازاریابی محتوایی، تولید محتواست اما هنگامی که از استراتژی محتوایی صحبت می‌کنیم، بی‌شک استفاده از محتواهای قبلی نیز بسیار اهمیت می‌یابد. شما باید این را بدانید که هرچقدر برای محتواهای قدیمی خود وقت گذاشته باشید، باز هم می‌توانید آن‌ها را بهبود بخشید و با صرف زمان کمتری، نتیجه‌ای برابر با تولید محتوای جدید بدست آورید. در اینجا ما چهار استراتژی که می‌توانید در قبال محتوای قدیمی خود اتخاذ کنید را با ذکر مثال‌هایی مناسب از صنعت گردشگری، بسط می‌دهیمباز نشرشما در بازنشر نیازی ندارید که تغییری را اعمال کنید. بلکه محتوایی را که قید زمان در آن وجود ندارد و برای زمان‌های مختلف کاربرد دارد، مجدداً ارسال می‌کنید. به عنوان مثال شما در اینستاگرام خود یک اینفوگرافی در رابطه با غذایی محلی منتشر کرده‌اید یا تصویری از یک اقامتگاه بومگردی در کانال تلگرام خود گذاشته‌اید و بعد از مدتی تصمیم می‌گیرید همسو با سیاست خود آن تصویر را مجدداً نمایش دهید. در این صورت شما فقط آن عکس را مجدداً در کانال یا صفحه‌ی خود قرار می‌دهید و نیاز به تغییراتی اساسی ندارید.بازسازیدر بازسازی محتوا، لزومی ندارد که شکل محتوا عوض شود بلکه تغییراتی که مد نظر دارید را اعمال می‌کنید. از ویرایش یک مقاله گرفته تا اضافه کردن عنصری به یکی از عکس‌های خود جزو بازسازی محتوا قرار می‌گیرند. به عنوان مثال شما در گذشته عکسی را منتشر کرده‌اید که در آن تور خود و ویژگی‌های آن را ارائه داده‌اید و اکنون پس از چند ماه قصد دارید همان تور را اجرا کنید به تغییری که در تاریخ اعمال می‌کنید، باسازی گفته می‌شود.بازآفرینیکاری که در بازآفرینی انجام می‌دهید، تغییراتی اساسی است که بطور کلی در دوسته قرار می‌گیرد. اول اینکه شما یا مخاطبان خود را تغییر می‌دهید، یا قالب محتوای خود را.در تغییر فرم محتوا، شما به عنوان مثال مجموعه‌ای از پست‌های قدیمی خود را درون یک فایل بصورت یک روزنامه الکتورنیکی تجمیع می‌کنید و در تلگرام یا وبسایت خود انتشار می‌دهید. به عنوان مثال شما می‌توانید یک کتاب کامل از پست‌هایی که در مورد آثار تاریخی استان کرمان نوشته‌اید، جمع‌آوری کنید. همچنین می‌توانید مجموعه‌ای از عکس‌های خود در مورد یک استان را با صداگذاری و سایر ترفندهای ویدیویی، به یک ویدیویی جذاب تبدیل کنید.در تغییر مخاط کاری که انجام می‌دهید این است که با افزودن یا کاستن برخی ویژگی‌ها به محتوای خود، آن را مناسب افراد و اقشار مختلف می‌کنید. به عنوان مثال می‌توانید محتوایی را که در مورد هر شهر تولید کرده‌اید، به گونه‌ای تغییر دهید که علاقه‌مندان به طبیعت‌گردی یا اثار فرهنگی و تاریخی را مورد خطاب قرار دهد. در تغییر مخاط کاری که انجام می‌دهید این است که با افزودن یا کاستن برخی ویژگی‌ها به محتوای خود، آن را مناسب افراد و اقشار مختلف می‌کنید. به عنوان مثال می‌توانید محتوایی را که در مورد هر شهر تولید کرده‌اید، به گونه‌ای تغییر دهید که علاقه‌مندان به طبیعت‌گردی یا اثار فرهنگی و تاریخی را مورد خطاب قرار دهد.حذفاین واقعیت که برخی محتواهای شما قابل بازنشر، بازسازی یا باآفرینی نیستند، واقعیتی تلخ است اما باید قبول کنید که چنین محتوایی وجود دارد. سیاستی که می‌توانید نسبت به این نوع محتوا داشته باشید این است که یا آن‌ها را حذف کنید و یا به حال خود بگذارید. برخی از محتواهایی که قبلاً تهیه کرده‌اید ممکن است منسوخ شده باشند و در زمان حاضر، حاوی اطلاعات غلطی باشند.هیچ‌گاه فریب این را نخورید که این محتوا هنوز هم بازدید دارند و به سایت شما یا کانال شما در تلگرام مخاط می‌آورند. این گونه محتوا دارای اطلاعاتی غلط هستند و باید به سرعت حذف شوند؛ زیرا مخاطب با مواجهه با آن‌ها برند شما را برندی غیر قابل اطمینان و منسوخ می‌شناسد. بنابرین از حذف محتوای نامناسب به هیچ وجه دچار تردید نشوید.نظم در بازاریابی محتوایینظم در بازاریابی محتوایی شامل بخش‌های زیادی می‌شود؛ از نظم در ارسال مطالب گرفته تا نظم در قالب‌بندی هر محتوا و یا نحوه‌ی قرارگیری محتوا در صفحات مختلف بر مخاطب اثرگذار است. در این بخش چند نمونه از نظم را به‌صورت خلاصه ارائه می‌کنیم.محتوای خود را دسته‌بندی کنید. این دسته‌بندی در وب‌سایت شما خود را در منوها نشان می‌دهد و در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با استفاده از هشتگ‌ها، آن‌ها را مرتب کنید.سعی کنید یک روند منطقی برای گذاشتن پست وبلاگ در سایت خود داشته باشید. این کار نه تنها میزان درگیری مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ بلکه بر روی سئوی سایت هم اثر می‌گذارد.محتواهای خود را در یک فرمت و یک قالب در بیاورید؛ به عنوان مثال در صفحه‌ی معرفی شهرها یا کشورها و یا جاذبه‌ها، سعی کنید که ساختار متن و پاراگراف‌ها و حتی عنوان‌ها یکسان باشد؛ این کار به برندینگ شما خیلی کمک می‌کند.در چیدمان عناصر هرکدام از صفحات خود سعی کنید نظم را رعایت کنید. اگر برای یک شهر نقشه و راه دسترسی را در سمت چپ تصویر نشان می‌دهید، سعی کنید برای تمام محتوای آن دسته‌بندی خود، نقشه را در سمت چپ تصویر نشان دهید.اینفوگرافی‌های خود را با یک قالب مشخص ارائه دهید. اگر سایز تصویر شما مربعی است، سعی کنید همیشه این سایز را حفظ کنید؛ برای این کار ایده‌های زیادی می‌توانید پیاده‌سازی کنید به عنوان مثال می‌توانید به عکسی که مستطیلی است، محتوایی دیگر اضافه کنید تا در نهایت مربعی به دست برسد. این کار را می‌توانید با استخدام یک نفر گرافیست حرفه‌ای انجام دهید.در ویدیوهای خود از نمایه‌ها، صداها و رنگ‌بندی‌های واحد استفاده کنید به عنوان مثال اگر شخصیت‌هایی را برای یکی از ویدیوهای خود معرفی می‌کنید، سعی کنید همین شخصیت یا حداقل شکل ظاهری او را در ویدئوی دیگرتان استفاده کنید.به قلم آرام نصیری</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 07:09:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متخصصان بازاریابی شبکه های اجتماعی بخوانند!</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%D9%85%D8%AA%D8%AE%D8%B5%D8%B5%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-tkzcleq5u8tn</link>
                <description>این نوشته رو مخصوص صنف گردشگری پارسال نوشته بودم. گفتم بخش هاییش رو انتشار بدم شاید مفید باشه براتون :)مقدمه بازاریابی شبکه های اجتماعیتعریفی که در ویکی‌پدیا برای بازاریابی شبکه های اجتماعی آمده است بصورت زیر است:بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، افزایش ترافیک یا ورودی وب سایت یا کسب توجه به یک موضوع از طریق رسانه‌های اجتماعی است. با بیان این تعریف و بدون هیچ حاشیه ای لازم میدانم هرچه سریعتر برویم به سراغ توصیه ها! مواردی که در ادامه بیان می کنیم حاصل مطالعه، تجربه و بررسی شبکه های اجتماعی آژانس های مختلف است و سعی مان بر این هست به مرور این موارد را تکمیل کنیم. قطعا توصیه ها و نظرات شما می تواند به ما در این زمینه کمک کند. ما نیز در آکادمی فرانگر هروقت احساس کنیم مطلبی و آموزشی ممکن است برای آژانس ها و فعالان حوزه گردشگری مفید باشد را ارائه خواهیم داد.توصیه هایی برای مدیریت بهتر اکانت شبکه اجتماعی آژانس هواپیمایی تان!بازآفرینی محتوا در بازاریابی شبکه های اجتماعیاصطلاحا گفته می شود هر شبکه اجتماعی نیازمند بازآفرینی محتوا ویژه مخاطبان خود است. به عنوان مثال اگر ما محتوایی تهیه کرده ایم در قالب مصاحبه، بهتر است متن کامل آن را در وب سایت خود قرار دهیم. گزارش کوتاهی از آن را در لینکدین قرار دهیم و یک عکس با یک جمله از مهمترین قسمت مصاحبه را در اینستاگرام خود قرار دهیم.برای شبکه اجتماعی اینستاگرام بسیار بسیار زیاد تاکید می کنیم که بر روی محتوای ویدئویی تمرکز کنید. نمونه های بسیار خوب صفحات اینستاگرام داخلی می توان به صفحات اینستاگرام@tourism_iran  و @deltaban.ir  اشاره نمود. سری به صفحات این دو بزنید. ویدئوهای جذاب به همراه آهنگ های هیجان انگیز بر روی ویدئوها را می توانید مشاهده کنید. یکی از مواردی که توصیه آکادمی فرانگر است این است که ویدئوهای اشخاص مختلف را در اینستاگرام خود قرار دهید و آن ها را منشن کنید البته با اجازه خود آنان، اگر جستوجویی ساده انجام دهید ویدئوهای بسیار جذابی را از سرتاسر ایران خواهید یافت. معمولا ویدئوی معرفی جاذبه های داخلی بسیار مورد توجه مخاطبان قرار می گیرد. بدون صرف هزینه ی زیادی نیز می تواند ویدئوهای بسیار زیادی از معرفی جاذبه های خارجی بیابید. به عنوان مثال سری به سایت یوتیوب بزنید و صفحه اکسپدیا را مشاهده کنید ویدئوهای بسیاری را خواهید یافت که با قرار دادن یک اهنگ جذاب می توانید آن را در صفحه خود قرار دهید. به راحتی با ابزار افترافکت نیز می توانید لوگو خود را برروی ویدئوها قرار دهید البته برای این مورد بهتر است مجوز های لازم را از سازنده ویدئو اخذ کرده باشید!!توصیه دیگر آکادمی فرانگر این است که سعی کنید همیشه مخاطبان صفحه خود را درگیر با کسب و کار خود نگاه دارید این تعامل و درگیری می تواند به خوبی با برگزاری مسابقات مختلف از جمله مسابقه عکس و.. ایجاد شود.بیشتر بخوانید!بازاریابی شبکه های اجتماعیراهنمای برگزاری مسابقات در اینستاگرام سرویس تبلیغاتی اینستاگرام &quot;اسپانسر اینستاگرام&quot; نام دارد. در این سرویس می توانید تعیین کنید که یکی از پست های شما به مخاطبان خاصی نمایش داده شود این مخاطبان را می توانید به صورت ویژه و خاص مورد هدف قرار دهید. به عنوان مثال می توانید مشخص کنید که پست شما به بانوانی که علاقه آنان گردشگری یا هوانوردی و... است نمایش داده شود. طریقه پرداخت شما به این سرویس می تواند بر اساس کلیک یا بر اساس  reach (مشاهده توسط کاربران) باشد. پرداخت هزینه این سرویس توسط شرکت هایی از جمله ای نتورک، ای ادز و.. انجام می شود. توصیه آکادمی فرانگر این است که از این سرویس استفاده نکنید!! البته این فقط تجربه شخصی اینجانب می باشد که نتیجه خوبی نتوانسته ام از این نوع تبلیغ کسب کنم. هرچند شاید بهتر باشد خودتان یکبار از این سرویس استفاده کنید و تجربه خودتان را به مخاطبان بگویید در هر صورت ممکن است شما با نوشتن جملات جذاب تر تر تبلیغتان نتیجه بهتری را کسب کنید.توصیه همیشگی آکادمی فرانگر ایجاد محتوای جذاب در وب سایت و شبکه اجتماعی تان است. اگر کارمندان کمی برای تولید محتوا دارید توصیه می شود فقط در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعالیت کنید. معمولا خریداران تور مسافرتی و به طور کلی خدمات گردشگری اصطلاحا ایمپالس بایر (Impulse buyer) هستند و تصمیمات لحظه ای می گیرند. به همین در بسیار اوقات با دیدن یک ویدئو جذاب یا یک تصویر دیدنی ترغیب به خرید و استفاده از خدمات شما می شوند.بیش تر بخوانید!اینستاگرام در کسب و کاربازاریابی کپسولی اینستاگراممناسبت های حوزه کسب و کار خود را شناسایی کنید و در زمان مناسب بر موج خبری آن سوار شوید!یکی از مطالب خوبی که توصیه می شود در کانال تلگرام یا اینستاگرام خود یا هرشبکه اجتماعی دیگری که دارید قرار دهید پست های مرتبط به مناسبت ایام سال است. این مناسبت ها به تناسب کسب و کار شما ممکن است متفاوت باشند. به عنوان مثال وب سایت ایران جابینجا که یک وب سایت کاریابی می باشد لزومی به تبریک گفتن روز جهانی گردشگری ندارد! در شبکه اجتماعی این کسب و کار مطالب مرتبط با روز مهندس، روز پزشک و.. اطلاع رسانی می گردد. برای کسب و کارهای گردشگری نیز برخی مناسبت ها بسیار مهم هستند از جمله موارد زیر که برای شما در زیر آورد ایم. بهتر است در این مناسبت های خاص در قالب کمپین تبلیغاتی، یا ارائه محتوای مناسب نیز تلاش کنیم بر موج خبری این صنعت سوار شده و خود را به دیگران معرفی کنیم.مناسبت های مهم در حوزه گردشگریتاریخمناسبت5 مهر - 27   سپتامبرروز جهانی گردشگری28 مهر - 20   اکتبرروز جهانی کنترلر ترافیک هوایی   (مراقبین پرواز)۲۱ آبان -   ۱۲نوامبرروز جهانی الکترونیک   هواپیمایی16 آذر - 7   دسامبرروز جهانی هواپیمایی5 دیسالروز تاسیس سپاه حفاظت   هواپیمایی2 اسفند - 21   فوریهروز جهانی راهنمایان گردشگری5 اسفندسالروز تاسیس ایران ایر6 اردیبهشت -   26 آپریلروز جهانی خلبان8 اردیبهشت -   28 آوریلروز جهانی ایمنی در حمل و   نقل27 اردیبهشت -   17 میروز جهانی مخابرات هواپیمایی28 اردیبهشت -   18 میروز جهانی موزه و میراث   فرهنگی10 خرداد - 31   میروز جهانی مهماندار9 تیر - 30   ژوئنروز جهانی رسانه های   اجتماعی23 شهریور - 13   سپتامبرروز برنامه نویسبرای شناخت مخاطبتان تلاش کنید! مخاطبتان را به درستی مورد هدف قرار دهید.برای تهیه محتوای مناسب برای شبکه اجتماعی خود اولین کار این است که مخاطب یا اصطلاحا پرسونای مخاطب خود را به خوبی بشناسید. همیشه نرخ تبدیل محتوایی که تهیه می کنید را اندازه بگیرید، و معیارها و kpiهای مختلف را اندازه گیری کنید.بازاریابی محتوایی رو جدی بگیرید!برای فروش محصول یا خدمتتان همواره ارائه اطلاعات به مشتری و پاسخ دادن به سوالا متدوال اورا جدی بگیرید! به عنوان مثال اگر خدمات ویزای کانادا ارائه می دهید بهترین محتواها را جهت پاسخ به سوالات متدوال مخاطبان درخصوص ویزای کانادا، هزینه سفر، مدارک لازم، مدت زمان مورد نیاز برای اخذ ویزا و... را تهیه کنید.توصیه می شود این پست را در خصوص ایده های تولید محتوا ویژه آژانس ها مطالعه نمایید!زمان انتشار پست ها اهمیت زیادی دارد!بسیار لازم و ضروری است که برای انتشار پست ها خود در شبکه های اجتماعی برنامه داشته باشید و این کار را به صورت منظم انجام دهید. اصطلاحا لازم است یک تقویم محتوایی برای انتشار پست های خود تهیه کنید. برای این منظور توصیه می کنیم تقویم محتوایی زیر را دانلود و از قالب آن استفاده نمایید!دانلود قالب تقویم محتواییاز دکمه های دعوت به اقدام (Call to action) استفاده کنید!نتایج تحقیقات و آزمایشان متعددی نشان می دهد که استفاده از جملات امری که اصطلاحات کال تو اکشن گفته می شود احتمال انجام یک اکشن یا یک کار توسط کاربر را افزایش می دهد. به عنوان مثال کلیک کنید و تخفیف بگیرید! کلیک کنید یک ماه رایگان استفاده کنید و....استفاده از جملات دعوت به اقدام در شبکه های اجتماعی خود را جدی بگیرید! شبکه اجتماعی اینستاگرام تقریبا می توان گفت از جهاتی مانند تبلیغ آفلاین می باشد چون در آن نمی توانیم از کاربر اکت بگیریم! زیر امکان قرار دادن لینک در پست ها وجود ندارد (البته در استوری امکان قرار دادن لینک در صفحاتی که فالور بالای k10دارند امکان پذیر است!) در این موارد پیشنهاد آکادمی فرانگر ارائه کد تخفیف یا آفر ویژه اعضای آن پیج می باشد تا ترغیب به آمدن در سایت و استفاده از خدمات شوند.مردم چه محتواهایی را دوست دارند؟!طبق تحقیقاتی که انجام شده و توسط بازاریابان محتوایی منتشر شده است می توان موارد زیر را از جمله مهم ترین محتواهایی دانست که افراد در شبکه های اجتماعی دنبال می کنند.· یادآوری کوتاه بودن عمر (یادآوری این‌که در لحظه فکر کنیم و در لحظه زندگی کنیم)· امکان محقق شدن رویاها (هر محتوایی که به ما یادآوری کند که رؤیاهای ما می‌توانند به حقیقت بپیوندند برای ما جذاب است)· باور به چیزهایی بزرگتر و ارزشمندتر از خودمان· یادآوری نکات کوچک فراموش شده (مهربانی کردن، فداکاری کردن، توجه به کسانی که از ما ضعیف‌تر هستند و... یادآوری این نکات ساده و مهم بسیار لذت‌بخش است)· محتوای خنده دار· محتوای شگفت انگیز· محتوای نوستالژیکپس در تهیه تقویم محتوایی خود مطالب #نوستالژیک، #جالب_انگیز، #شگفت_انگیز و... را در نظر داشته باشید!فرکانس حضور در شبکه های اجتماعیبسیاری از کسب و کارها، بدون هرگونه برنامه ریزی یا سیاست‌گذاری مشخص، پست‌ها و مطالب خود را در شبکه های اجتماعی منتشر می‌کنند. توییتر یک شرکت فعال در صنعت انرژی، ممکن است در حالت عادی در هر هفته یک جمله را توییت کند. اما هنگام برگزاری یک نمایشگاه تخصصی، روزانه ده تا بیست توییت انجام دهد!یک صفحه فروش پارچه در اینستاگرام، ممکن است در روزهای عادی، هفته‌ای چهار پست منتشر کند. اما همزمان با حراج فصلی، تعداد پست‌ها به چهار عدد در روز افزایش یابد.همین مسئله در مورد و سایر شبکه های اجتماعی متداول هم، مصداق دارد.اگر فرکانس حضور را افزایش دهیم و پست‌های بیشتری منتشر کنیم، به تدریج کاربران، تمایل خود را به دیدن و لایک کردن و کامنت‌گذاری از دست می‌دهند و به همان چیزی تبدیل می‌شوند که اصطلاحاً Ghost Follower یا “فالورهای نامرئی” نامیده می‌شود. کسانی که در آمار فالورها وجود دارند، اما جز یک عدد، هیچ اثری از آنها وجود ندارد و باعث می‌شوند که نسبت لایک و کامنت به کل تعداد فالورهای صفحه کاهش یابد.از سوی دیگر، احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که با افزایش فرکانس حضور، درگیری ذهنی مخاطب با حساب کاربری افزایش می‌یابد. اما به تدریج با افزایش فرکانس، رشد مطلوبیت حساب کاربری، کاهش خواهد یافت. به عبارتی، از جایی به بعد، نه تنها زیاد کردن تعداد پست‌ها، درگیری ذهنی را چندان افزایش نمی‌دهد. حتی در صورت افزایش بی‌رویه فرکانس حضور، ممکن است فالورها تصمیم بگیرند که حساب کاربری کسب و کار را تعقیب نکنند.هنر مدیر شبکه اجتماعی یک آژانس پیدا کردن نقطه بهینه برای فرکانس حضور در شبکه اجتماعی است. ما در تجربه های متعدد خود که بر روی این موارد کار کرده ایم توانستیم در کانال آکادمی فرانگر و همچنین کانال بخشنامه های فرانگر فرکانس پست گذاشتن به صورت بهینه را تعیین کنیم تا برای اعضای کانال خوشایند باشد و همچنان درگیری ذهنی مناسبی با برند فرانگر داشته باشند. البته این مورد هرروز توسط مسئول شبکه اجتماعی شرکت خانم خواجه وندی بررسی می شود و هرروز ایده های بهبودی توسط ایشان و سایر اعضای تیم مطرح می شود.اشتباهات کسب و کارها در شبکه های اجتماعی:نخستین دامی که کسب و کارها در هنگام حضور خود در شبکه های اجتماعی گرفتار آن می‌شوند، تلاش برای افزایش فالورهاست. قبل از اینکه به تعداد بالای فالور فکر کنید، می‌توانید به استراتژی‌های خود فکر کنید. الگوهای مختلف را بیازمایید. در یک فرایند آزمایش و خطا، نحوه تعامل با مخاطبان را یاد بگیرید و سپس به تدریج، میدان بازی را بازتر کنید. پس زیاد شدن تعداد فالورها مهم است، اما اولویت اول نیست.برخی از نکاتی که می تواند رشد بلندمدت و اثربخش را تسهیل کند:- تا حد امکان، قبل از اعلام رسمی حضور در شبکه های اجتماعی، حجم مناسبی از محتوای اولیه را تولید و منتشر کنید- تنوع محتوا را فراموش نکنید.- از محتوای ناقص استفاده نکنید.- در مورد سیاست‌های خود در مواجهه با کامنت‌های مخالف تصمیم بگیرید.- زمان مناسب برای نشر مطالب را پیدا کنید.- همه صفحه خود را با محتوایBranded و برچسب دار پر نکنید.- نرخ تبدیل را به صورت دائمی محاسبه کنید.- با استفاده از برنامه‌هایی که نرخ فالورها را بررسی می‌کنند، به رشد و کاهش فالورها، به کسانی که به جمع شما ملحق می‌شوند و کسانی که آن را ترک می‌کنند توجه کنید.- حضور در هر یک از شبکه‌های اجتماعی، باید به صورت مستقل مورد بررسی قرار بگیرد.- استفاده از محتوای یکسان برای همه شبکه های اجتماعی یکی دیگر از خطاهای رایج است.- فشار دائمی برای جابجا کردن مخاطب از یک شبکه اجتماعی به یک شبکه دیگر، کاری نیست که به صورت پیوسته انجام شود.- بر کیفیت مطالبتان بسیار بیشتر از کمیت توجه کنید!! عدم توجه به کیفیت مطالب یکی دیگر از اشتباهات رایج در مدیریت شبکه های اجتماعی هست!- عدم پاسخ گویی به سوالات در شبکه های اجتماعی!! شبکه اجتماعی یک پلتفرم تعاملی است و نیازمند تعامل دوطرفه و پاسخگویی مناسب از سمت کسب و کار می باشد تا این تعامل زمینه ساز رابطه پایدار بین مشتری و کسب و کار باشد.بازاریابی افراد تاثیرگذار (اینفلوئنسر مارکتینگ)قبل از شروع بحث اجازه دهید یک مثالی را ارائه دهیم. برای فروش یک کالا شما می توانید آن کالا را به شخص ارائه دهید تا برای مدتی از آن استفاده کند، اگر مثال جزئی تر را بخواهیم بیان کنیم می توان گفت اگر شما فروشند شیرینی هستید می توانید مقداری از آن را به شخص ارائه دهید تا طعم آن را بچشد و اگر تمایل داشت آن را خریداری کند اما فروش خدمات اینطور نیست!!! خدمت یک چیز انتزاعی هست و مهارت های فروش خاص خود را دارد. طبق تحقیقات انجام شده بیش از 90 درصد افراد برای استفاده از خدمات گردشگری و سفر به نظرات دوستان خود و دیگران توجه می کنند.به همین دلیل بازاریابی افراد تاثیر گذار در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و در بسیاری از تحقیقات انجام شده می توان مشاهده کرد که بیشترین هزینه تبلیغات و بازاریابی شرکت های بزرگ در جهان صرف بازاریابی محتوایی و بازاریابی افراد تاثیرگذار می شود. در حوزه گردشگری نیز بسته به پرسونای مخاطب خود می توانید از اینفلوئنسرهای مختلف درخواست کنید خدمات شما را معرفی کنند. البته این کار ظرفت های خاصی را دارد. بهتر است برای مدتی اینفلوئنسرهای مورد نظر خود را تحت نظر داشته باشید تا متوجه شوید که آیا مخاطبان شما در صفحات آنان هستند یا خیر. بسیاری از شرکت های مطرح حوزه گردشگری از جمله مارکوپولو، مستربلیط، فلایتیو .. از این روش به خوبی بهره برده اند.بیشتر بخوانید!فهرست اینفلوئنسرهای ایرانی اینستاگرامراهنمای اینفلوئنسر مارکتینگشیوه نامه‌ای برای تعیین لحن و نحوه صحبت در شبکه های اجتماعی تهیه کنید!به عنوان مثال در زیر شیوه نامه ای تهیه شده است که موارد ابتدایی در مورد چگونی پاسخ دهی به مشتری و رفتار با او در شبکه اجتماعی را ارائه نموده است. این شیوه نامه توسط یکی از اعضای تیم آکادمی فرانگر تهیه شده است و می تواند با نظرات و ایده های شما بسیار بهتر و کامل تر گردد.کامنتاگر فرصت جواب دهی به تمام کامنت ها را ندارید، حداقل کامنت آنها را لایک کنید. یا به پیج مشتریان بروید و پست های آنها را لایک کنید.تعریف و تمجیددر صورت تعریف و تمجید مشتری از ما، نکات زیر را در پاسخ دهی رعایت کنیم:· میتوانیم سپاسگزاری کنیم : از توجه تون سپاسگزاریم.· از اینکه کنارمون هستید، خرسندیم.· ممنون از همراهیتون· از توجه تون متشکرم، موفق باشید.· امیدوارم همیشه در سطح رضایت شما بمونیم و اگر مشکلی در خرید با ما پیش اومد یادتون باشه پشتیبانی همیشه فعالهشکایتدر صورت اعلام شکایت مشتری در کامنت ها:· مشتری را با اسم و لقب عزیز خطاب کنیم. مثلا فرهاد عزیز و اگر اسم مشتری از روی آیدی او مشخص نبود، دوست من خطاب کنیم. و اگر فقط فامیلی را میدانید، بگویید جناب فلانی.· اگر مشتری مشکلی داشت که قبلا به ما اعلام کرده، اما باز هم ابراز شکایت میکند، از او بخواهیم که مثلا شماره پیگیری اش را به ما بدهد یا دوباره مشکل را از او بپرسیم تا پیگیری کنیم.· اگر برای مشکل مشتری، راهکار داریم، همانجا اعلام کنیم.· اگر مشکل مشتری، خیلی کلی و مبهم است، از او بخواهیم که جزئیات را به اشتراک بگذارد یا بگوییم ممکن است توضیح بیشتری بدهید؟ یا (دوست عزیز، برای پاسخگویی صحیح، نیازمند توضیحات بیشتری از جانب شما هستیم. ممنون می‌شم به اشتراک بذارید)· اگر مشتری درخواستی دارد، میتوانیم بگوییم: ممنون که درخواست تون رو با ما به اشتراک گذاشتید.· اگر مشتری منتظر خدماتی از ماست به او بگوییم: منتظر اطلاع رسانی ما باشید یا مثلا اخبار ما را از فلان کانال پیگیری نمایید.· برای اطمینان خاطر به مشتری، از او بخواهیم که شماره اش را به ما بدهد تا بیشتر پیگیری کنیم یا اینکه بگوییم شماره ات را به همراه فلان اطلاعات به فلان ایمیل بفرست.· اگر مشتری در حال تخریب یا ضد تبلیغ است، از او با احترام بپرسیم که چه مشکلی پیش آمده؟· اگر شما وظیفه خود را در مورد پیگیری مشکل مشتری انجام دادید و باز هم مشتری حرف خودش را زد، شما هم فرآیند پیگیری را برای او بازگو کنید.· پیشنهاد میدم این موضوع را از فلان قسمت پیگیری کنید.· اعتراض به تبعیض در پیشنهادات: (دوستان، پیشنهادات تشویقی برای هر کاربر متفاوت هست و گاهی اوقات ممکنه چنین پیشنهادی نادر و تصادفی باشه)· اگر مشتری نسبت به مشکل در پرداخت و کم شدن پول از حسابش اعتراض داشت، ابتدا کد پیگیری بخواهیم یا بپرسیم که از چه طریقی پرداخت انجام داده است.· مثال: پیشاپیش و بدون بررسی از همین ناراحتی شما عذرخواهی میکنیم، ممنون میشم در دایرکت تجربه اخیرتون رو برامون کمی توضیح بدید و شماره تماس و ایمیل خرید رو بفرمایید تا علت رو بررسی کنیم و ممنون میشیم پیشنهادات خودتون هم برای بهتر شدن بفرمایید، پیگیر مورد شما در دایرکت هستیم· مثال در صورت اعتراض به قیمت: باید یکی از سیاست هایمان را تشریح کنیم مثلا &quot;سعی میکنیم کیفیت رو فدای قیمت ارزان نکنیم&quot;· اگر مشتری انگ تبلیغ فلان ایرلاین را به ما زد، باید در جواب به او بگوییم که ما بیطرف هستیم و بقیه خطوط را هم بررسی میکنیم.· مثال: ممنونیم از همراهیتون ولی بهتر نیست ایرادات ما رو بگید تا بهبود ببخشیم؟ ما راه زیادی برای پیمودن داریم که با انتقاد و پیشنهادات شما، بهبود پیدا میکنه و....سوال مشتری در کامنت· اگر مشتری سوالی راجع به پیشنهادات تخفیف ما داشت، به او پیشنهاد بدهیم که از فلان صفحه دیدن کند یا اینکه مثلا پیشنهاد بدهیم که در خبرنامه عضو شود. ( پیشنهاد می‌دم برای مشاهده و بررسی پیشنهادات تشویقی به فلان جا مراجعه کنید)تبادل با کانال ها و صفحات دیگر در بازاریابی شبکه های اجتماعییکی از راه‌های معرفی و افزایش تعداد فالوور آژانس یا کسب و کار گردشگری شما تبادل پست با دیگر کانال های مرتبط می باشد. در زیر تعدادی آدرس کانال های آژانس های مسافرتی را قرار داده ایم. در صورتی که مشتری یکسانی نداشته باشید ممکن است تبادل یکی از راه های بسیار خوب برای شما باشد. هرچند در هر صورت بهتر است شما شبکه های اجتماعی سایر همکاران و رقبای خود را بررسی کرده تا بتوانید ایده های بهبود را از آنان فرا بگیرید.تیم آکادمی فرانگر س از بررسی اکانت های شبکه اجتماعی آژانس‌های مختلف از جمله رسپینا، الی گشت و... به لیستی از محتواهایی که آنان در شبکه های اجتماعی خود قرار می دهند تهیه کرده که در ادامه آورده می شود.q تبریک مناسبت های خاص سال با عکس و ویدئوq اطلاعاتی درباره نوع پروازها و تفاوت قیمت ها )چارتر و سیستمی(q اطلاعات جالب مسافرتی)ده مقصد امنِ آسیا برای زنانی که می خواهندq تنها سفر کنند(q معرفی مکان های خاص برای مسافرت های خاص)مثلاً سفر هایq ماجراجویانه(q تبلیغ بلیط ها با قیمت مناسب تر در طول روزq  اطلاعات کامل درباره ی سفر به شهری خاص)بهترین زمان سفر،q بهترین روش سفر، بهترین جاهای دیدنی، بهترین خوراکی و غذاها،q بهترین تفریح ها، بهترین جاهای خرید و...(q  فیلم ها ی جالب و مفید برای سفر )مثلاً اینکه چطوری چمدون ببندیم(q  مکان های دیدنی )عکس و فیلم(q معرفی شهر ها و روستا های دیدنی ولی ناشناخته ترq آدرس تلفن ها و راه های ارتباطیq تبلیغ کانال ها و گروه هایی که اطلاعات مسافرتی دارندq اخذ اقامت کانادا در کانال سفرنگ - روشهای مهاجرت به کانادا درq کانال سفرنگ - شناخت ناحیه شنگن در کانال سفرنگ - مدارکq لازم جهت اخذ ویزای شنگن در کانال سفرنگ - انواع ویزای شنگنq در کانال سفرنگ - هزینه ویزای شنگن در کانال سفرنگq پذیرفته نشدن ویزای شنگن در کانال سفرنگ(q  تخفیف ها ی دوره ایq  خبرهای مسافرتی خیلی قدیمی جالب در روزنامه ها و مجلاتq )مسیر ها و قیمت ها(q تور های داخلی و خارجیq تبریک مناسبت های خاص سال با عکس و ویدئوq نرخ ارزq تبلیغاتی خاص برای سفر ها ی زیارتی در روز ها خاص سالq ساخت GIF های تبلیغاتیq ترمینال پروازهای ایرلاین های داخلی از مبدا تهران )مهرآباد(q اصلاعات عمومی )شرایط لازم برای مهمانداری و خلبانی(q جدول درصد جریمه ی بلیت های داخلیq دانستنی ها )حقایقی از هواپیما که به شما نمی گویند(q  خبر )کلاس های غیر قابل استرداد در ایرلاین های داخلی(q قیمت و زمان بلیط پروازهای خاص)پر تردد( در هفتهq انیمیشن های تبلیغاتی )مثل دیرین دیرین(q خبر های پزشکی که با مسافرت در ارتباط هستندq  پشت صحنه ویدئوی تبلیغاتیq  کشورهایی که ایرانیان بدون روادید می توانند سفر کنند و مدت زمان آنq جاذبه های جهانگردی شهر ها به صورت ویدئو همراه با آنگ هایq محلی همان منطقهq ویدئوهای مکان های زیارتی در روز های خاص سال مانند ولادتq امکانات وب سایت )متن، ویدئو، عکس(q تبلیغ وب سایت )لینک ها در شبکه های اجتماعی(q لینک دعوت به کانال برای دعوت دوستان و آشنایانq مکان های دیدنی هر شهر که حتماً باید دیده شودq عجیب ترین و خاص ترین شهر ها و روستا های کشور هاq ویدئوهای آموزشی از نحوه ی کار با سایت و امکانات آن وq توضیحاتی در رابطه با کار شرکتq شعار شرکتq اطلاعات درباره نوع پروازها )پرواز مستقیم و پرواز اتصالی، چارتر وq سیستمی(q اطلاعاتی درباره‌ی ویزاهای کشور های مختلفq تصاویری متناسب با شعار شرکتq قوانین و مقررات کشورها در خصوص گردشگرانq فهرست مسیر ها و قیمت انها برای ارسال وسیله نقلیه با قطارq اپ آب و هوا و تفاوت زمانیq نوع پوشش رایج مقاصد سفرq معرفی بازارهای محل مقصدq اپ چک لیست قبل از سفرq اپ نمایش نقشه شهرها و کشورهای گوناگون با لوگوی آژانسq معرفی ebook های مناسبq ارائه مطالب مفید در مورد سفر مثلبه ادامه مطالبمان در خصوص تبادل بپردازیم! تبادل می تواند بدین صورت باشد که شما پستی را تعیین کنید و به طرف مقابل ارائه دهید تا در کانال خود قرار دهد و اون نیز پستی را تهیه کرده و به شما برای قرار دادن در کانال ارائه دهد. این تبادل می تواند بر اساس میزان بازدید باشد یا بر اساس مدت زمان. یعنی تعیین کنید که هر یک از دو طرف به مدت یک ساعت پست یکدیگر را در کانال قرار دهند. یا می تواند به صورت بازدیدی باشد به عنوان مثال تعیین کنید پست هرکدام از شما به میزان بازدید مشخصی برسد. البته توصیه می شود تبادل به صورت همزمان در کانال ها انجام نشود تا حس خوب به اعضای کانال منتقل شود که گویی شما واقعا کانال خوب و مرتبطی را با عنوان #معرفی_کانال قرار داده اید. یعنی نفر دیگر بعد از چند روز پست دیگری را در کانالش قرار دهد. در مورد سایر موارد از جمله پین کردن پست در کانال ها نیز می توانید توافقات لازم را انجام دهید. این تبادل با همین مفهوم می تواند در مورد شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز مورد استفاده قرار گیرد به صورتی که شما آیدی هریک را در صفحه خود قرار دهید.امیر قهرمانی</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Wed, 01 Apr 2020 06:43:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی محتوایی ،چگونه دلخواه گوگل بنویسیم ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@Amir917/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D9%84%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-sn3kqq4tp0q5</link>
                <description>تو این نوشته می خوام مطالعات و نظراتم رو در مورد ی محتوای خوب بنویسم. محتوایی که بتونه بدون هزینه! به رتبه یک گوگل برسه.. راستش چند وقتی بود دغدغه نوشتن این محتوارو داشتم. چون هرشرکتی که میخوام سئوکنم اول براشون اول باید این روضه هارو بخونم... گفتم ی جا بنویسم یا پادکستی ضبط کنم بهتره :)این نوشته برای کسایی که تو حوزه محتوا کار میکنن میتونه مفید باشه.. سعی هم میکنم آپدیتش کنم به مرور.. امیدوارم به دردتون بخوره و خوشحال میشم شما هم نکات بیشتری رو توی کامنت اشاره کنید:)ایده محتوا از کجا پیدا کنیم ؟!خب با مثال بریم جلو بهتره.. خب ما میخوایم ی محتوا بنویسیم با موضوع &quot;سفر به دبی&quot; از کجا شروع میکنیم؟اصطلاحا میگنPut Yourself in Your Customer&#x27;s Shoesبه نظر من اولین نکته ای که ی نویسنده محتوا باید در نظر بگیره اینه که خودشو بذاره جای کاربر! بشینه اول از همه فکر کنه.. که کسی که سرچ میکنه &quot;سفر به دبی&quot; دنبال  چیه؟ دغدغه هاش چیه؟درس مدیریت کیفیت جامع رو با دکتر کیانفر عزیز داشتیم تو این درس میخوندیم که برای فهمیدم نظر مشتریا راجع به ی محصول.. روش های مختلفی وجود داره.. مثلا مصاحبه! یا ایجاد focus group و....ینی بریم از مشتری بپرسیم آقا دغدغت چیه من براورده کنم! اما الان ی نقلی هس میگن از مشتری نپرس چی میخواد! ببین خودت داره چیکار میکنه بفهم! تو اینجا هم همینه به نظرم.. ما میتونیم دغدغه مشتریا رو بفهمیم تا حد خوبی...ی راه خوب اینه که این کلمه رو توی گوگل جستوجو کنیم و نتایج ساجست هارو ببینیم... (اون مواردی که در پایین نتایج جستوجو نشون میده!)به نظرم بهتره این سرچ رو توی صفحه private در مرورگر انجام بدیم که کمتر تحت تاثیر جستوجوهای قبلی ما قرار بگیره. و این که این جستوجوهارو با عبارتای مختلف مشابه انجام بدید و ساجست هارو ببینید.خب تا همینجا یه سری دغدغه کاربرا رو فهمیدیم. مثلا راجع به هزینه ، ارزانترین زمان سفر یا وسایل مورد نیاز پرسیدن! خب باید حواسمون باشه که این موارد رو پوشش بدیم توی محتوامون.با دیدن نی نی سایت تو پیشنهادا اینم به ذهنم رسید بگم ک خوبه برید فروم های مختلفو ببینید و سوالایی ک مردم اونجا پرسیدن رو هم در نظر دااشته باشید.طول محتوامون چند کلمه باشه؟؟سوال باحالیه:) به نظر من با تجربه سئو زبان فارسی.. میگم طول محتوا مهمه! تو زبان انگلیسی میگم نه!کلا طبق مقاله های سئویی مختلف که میتونید بخونید شمام تو سایتهای معتبر از جمله moz ، backlinko ، ahref معمولا محتواهایی که زیر هزار کلمه هستن رتبه کمتری میگیرن تو گوگل نسبت به محتواهایی که بالای هزار کلمه هستن. خب حد بالاش کجاس؟ معمولا محتوا طولش حدود دو الی سه هزار کلمه باشه خوبه! چرا بیشتر نه؟ چون معمولا ما وقتی بیشتر می نویسیم داریم حشو می نویسیم! البته من کلا از فیلد کشویی Accordion توی وردپرس خوشم میاد زیر محتواها میذارم! معمولا میگم بیشتر خواستیم بنویسیم در قالب سوالات متداول بذاریم تو این بخش زیر محتوا!در هر صورت.. خود گوگل میگه! محتوایی بهتر رتبه میگیره که به سوالات بیشتری از کاربرا جواب بده!اما این که چرا گفتم تو زبان فارسی به نظرم طول محتوا مهمه! البته این نظر منه صرفا و ممکنه خیلی ها قبول نداشته باشن! ولی به نظرم هنوز چگالی کلمه کلیدی در زبان فارسی مهمه ی جورایی!یعنی من هرچی بیشتر کلمه کلیدیم در متن تکرار شده باشه توی تیترها اومده باشه اون محتوا رتبه بهتری میگیره به نظرم!ی چیز دیگم که معمولا به بچه های محتوا میگم چک کنن بهشون ایده میده.. اینه که اون کلمه رو انگلیسی سرچ کنن ببین تو قسمت سوالات متداول چی میاره؟ همونطور که توی عکس میبینید من انگلیسی همین عبارت رو سرچ کردم.. تو قسمت سوالات متدوال ی سری ایده بهم داده .. که سوالای کاربرا چی هست! (اپدیت این تو زبان فارسی نیومده فقط تو زبان انگلیسی اینارو نشون میده!!)البته این رو قبول دارم که اینارو کاربرایی سرچ کردن که شاید مخاطب ما نباشن.. تو ایران شاید نباشن.. ولی امتحانش کنید در هر صورت ایده های خوبی میده! چه جوری تیتر جذاب بنویسم ؟بر کسی پوشیده نیست که ی تیتر خوبه خیلی مواقع تضمین میکنه ی محتوا خونده بشه! چند وقت پیش داشتم یکی از سایتایی که باهاش کار میکردمو نگاه میکردم. دیدم این سایت به ازای کلمه &quot;کانادا&quot; این صفحش بالاست توی گوگل!محتواشو تو این لینک میتونید ببینید. این محتوا ی جورایی مثال نقضه حرف  منه البته:))) طول محتوا به هزار کلمه نمیرسه!! ولی به ازای یک کلمه خیلی پر جستوجو رتبه داره! به نظر من سوای فاکتورهای اعتبار دامنه و... تیترش خیلی تاثیر گذار بوده تو رتبه گرفتنش.. تیترش اینه!۱۱ دلیل که در کانادا تحصیل نکنید!از تکنیک گفتار معکوس استفاده کرده:) تیتر یک متن بیش از 5 برابر متن اصلی خونده میشه! اصن ی علمی داریم به اسم علم کپی رایتینگ راجبش مطالعه کنید خوبه. ی مطالعه ای انجام شده که نشون میده کاربرا ساختاری شبیه F-Shaped رو دارن توی مطالعه محتوا و تیترهارو اسکیم میکنن میرن پایین و اونجایی که لازم دارن رو با دقت میخونن! خب بیشتر از این نگم خودتون بهتر از من میدونید!از یکی از آدمای مطرح تو بازاریابی محتوایی سوال کردم چه جوری تیتر جذاب مینویسی شما اینقدر؟ چه جوری مث شما باشیم؟توصیه ای ک کرد بهم این بود! و خودش هم گفت اینکارو میکنه. که ی دفترچه داره هر تیتر جذابی رو که میبینه می نویسه! تو خیابون که میره تیتر جذاب توی تبلیغا میبینه می نویسه.. و موقعی که میخواد تیتر بنویسه به دفترچش رجوع میکنه و برین استورم میکنه!من برای تیم خودم یکسری ایبوک هایی رو میدم که توش ایده های تیتر جذاب رو نوشته. براتون میذارم توی این محتوا:) شما هم داکیومنت خوبی داشتید خوشحال میشم در اختیارمون بذارید!چک لیست محتواکلا خوبه از همه مواردی که گفته شد، و مواردی که خودتوت مطالعه کردید و دانسته های خودتون ی چک لیست درست کنید. و این چک لیست رو آخر هر محتوا به صورت چک پوینتی چکشون کنید! به قولی ! کسی که محتواشو بعد نوشتن یک دور نخونه مثل آشپزی میمونه که غذاشو اصلا نچشیده و میده بقیه!حتما بعد نوشتن محتواتون موارد چک لیستتون رو بررسی کنید!این همه زحمت برای تولید یک محتوا اصن می ارزه ؟!توصیه می کنم کتاب ماشین محتوا رو بخونید! یک روز ازتون وقت میگیره کلا فک کنم!نویسنده این کتاب آقای دن نوریس صاحب چندین کسب و کار میلیون دلاری هست که به گفته خودش دلیل اصلی موفقیتش تولید محتوای ناب بوده! تو این کتاب از تجربش توی تولید محتوا میگه! و میگه در اوایل شروع به کارم. Kpi خودم رو تعداد محتوای تولید شده در ماه گذاشته بودم! بعد از چند سال نوشتن محتوا به هیچ نتیجه خاصی نرسیدم! اما بعدش kpi خودم رو تعداد شیر و ویو محتوا گذاشتم! یعنی کیفیت! شاید برای تولید یک محتوا یک ماه وقت میذاشتم اما.. در نهایت نتیجه ای خیره کننده نصیبم میشد!این حرف رو از ادمای مطرح دیگه هم زیاد شنیدم! و واقعن خودم توی این چند سال این رو خیلییییی خوب درک کردم!محتوایی که براش زحمت کشیده باشیم، برای تولیدش ریسرچ زیادی کرده باشیم، طبقه بندی خوبی ارائه داده باشیم! ولیو زیادی به مشتری ارائه داده باشیم! کافیه تا به راحتی بیاد و رتبه یک گوگل رو بگیره! محتوا اگر عالی نوشته شده باشه، با هزینه کمتر برای تبلیغ، بک لینک و.. رتبه یک گوگل رو ازآن خودش میکنه! توصیه های من برای شروع کار تو حوزه محتوا و بازاریابی محتواییبه نظر من مطالعه این مواردی که تو ادامه میارم برای ی نویسنده محتوا از اوجب واجباته!درس استراتژی محتوا در سایت متممدرس تولید محتوا در سایت متممکتاب مسری راهکارهای بازاریابی ویروسی اثر جونا برگربازاریابی محتوایی: کسب مشتریان بیشتر با بازاریابی کمتر اثر جو پولیتسیمترادفای سئوییی نکته دیگ بگم. اسمشو من میذارم مترادف سئویی!بعضی از کلمه ها هستن که به نظر من مترادف سئویی هستن! ی نویسنده خوب به نظرم باید اینارو توی محتواش در نظر داشته باشه و استفاده کنه!مثلا دبی =دوبیهزینه سفر به دبی = قیمت سفر به دبیویزای دانشجویی = ویزای تحصیلیمهاجرت به کانادا=مهاجرت کاناداآلمان = المان تور لحظه آخری = تور لحظه اخریپرستار کودک = پرستار اطفال = پرستار بچه و...امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشید:) ما توی محتوامون باید ترکیبی از این موارد رو به کار ببریم چون کاربرهای مختلف این ترکیبات رو استفاده میکنن توی جستوجوهاشون!لینک دادن به منابع معتبر در محتوا را فراموش نکنید!یکی از مواردی که باعث میشه گوگل به محتوای ما اعتماد کنه و اونو تو رتبه های بالا بنشونه! اینه که به منابع معتبر تو اون حوزه لینک بدیم! اونم لینک follow! خب معمولا از لینک دادن میترسن بعضیا! ولی جالبه بدونید که لینک دادن به منابع معتبر یا اصطلاحا authoritative باعث میشه میزان اعتماد گوگل به ما یا همون معیار (trust rate) افزایش پیدا کنه که این خودش یکی از معیارهای رتبه بندی توی سئو هست! اگر ما به منابع معتبر توی محتوامون لینک بدیم تراست ریت ما افزایش پیدا میکنه و بالعکس اگر به منابع نامعتبر! لینک بدیم تراست ریت کاهش پیدا میکنه!قانون سر انگشتی اینه که به سایتایی لینک بدید که به ازای اون کلمه تو رتبه های بالای گوگل هستن! ولی خب نکته اینه کسی دلش نمیخواد به رقیبش لینک بده! نتیجتا همه به ویکی پدیا لینک میدن:)))) ولی اگر دت کرده باشید منم توی این محتوا ریسورس های معتبر رو معرفی کردم و لینک دادم! این به جامعیت محتوا کمک میکنه. این محتوا رو ببینید! این چک لیست کانتنت پروموشن هست! این ی نمونه عاااااالی از محتواییه که یه عالمه ریسورس خوب رو یکجا جمع کرده و لینک داده و اصطلاحا یک محتوای هاب خیلییییییی عالی نوشته! از دست ندیدنش!سوال اینه که چقدر ریسورس توی محتوامون بیاریم؟ به نظر من هرچه بیشتر بهتر! هر ریسورسی که به نظرتون میتونه برای کاربرتون مفید باشه رو ازش دریغ نکنید! به نظر من اصل اول تو بازاریابی محتوایی اینه که سخاوتمند باشید!البته بعضیا ممکنه بگن از لحاظ ux شاید خوب نباشه لینک زیاد تو متن و ممکنه کاربر رو از سایت ما بیرون ببره! جای بحث داره ! زیاد موافق نیستم من!لینک سازی داخلی بین محتواهایتان جزو اولویت هایتان باشد!یکی از مواردی که ابزارهای سئو و محتوا مثل yoast و... هم این رو در نظر میگیرن اینه که ما توی محتوامون به محتواهای دیگه سایتمون لینک بدیم. لینک سازی مناسب بین محتواها باعث میشه هم ربات های گوگل هم کاربر توی سایت شما بچرخن! و تایم آن سایت بره بالا و و و...منتها یادتون نره!لینک هایی با عنوان ، اینجا را کلیک کنید، این صفحه ، این سایت، و.. خوبند ولی!!! تلاش کنید عنوان لینک هاتون رو توصیفی ( descriptive anchor text)بنویسید تا هم کاربرا بدونن با کلیک بر روی اون به چه صفحه ای میرن و هم ربات های گوگل!ترویج محتواتون رو فراموش نکنید!!یکی از مهمممممممممم ترین نکاتی که تو کتاب ماشین محتوا نوشته:) اینه که آقا یا خانم! اگر ده ساعت وقت گذاشتی برای تولید محتوا ده ساعت هم وقت بذار برای ترویج و تبلیغ اون محتوات، اگر ده هزارتومن هزینه کردی بابت تولید اون محتوا، ده هزارتومنم هزینه کن برای ترویج و تبلیغ اون محتوات!این یکی از بزرگترین اشتباهات تو بازاریابی محتوایی هست! این ک ما بعد تولید ی محتوا بشنیم و منتظر گوگل بمونیم تا برای ما ورودی بیاره! ما برای این کار ی چک لیست برای خودمون درست کردیم! که بعد تولید محتوا چه کارهایی انجام بدیم برای ترویجش! مثلا عصاره ای از اون رو توی سوشال مدیاهامون شیر می کنیم، ازشون ایبوک ها درست می کنیم!( خیلییی موثره و خوبه واقن) و...علی الحساب ولی این چک لیست کانتنت پروموشن رو حتما مطالعه کنید. بالاتر هم بهش اشاره کرده بودم! حتما ازش استفاده کنید. بیشتر بخوانید:دانلود ایبوک های رایگان حوزه کانتنتادامه دارد....</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 28 Mar 2020 06:20:28 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>