<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amiraliafkhami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AmirAli_afkhami</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 16:54:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/202253/avatar/KLvmM3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amiraliafkhami</title>
            <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بروز رسانی بعد از سه سال</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-bohwonc4neuy</link>
                <description>پایان خدمت 12/02/1401عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیزم. کسانی که همراه بودند و کسانیکه دنبال کردند صفحه منو.راستش امروز متوجه یه ایمیلی شدم که برام اومد و دیدم نوشته سایت ویرگول و آمار و .... و اومدم سری زدم و متوجه شدم یه دنیای خاطرات کوچکی اینجا تشکیل دادم و گفتم بزار بروزش بکنم.آقا ما پله تحصیلاتمون که قبلا نوشتیم چی به سرش اومد و چیشد و الان تقریبا دو تا سه تا پله اومدیم بالا ، پایان خدمتمونو گرفتیم و یه تایم مکررا زبان آلمانی رو تا سطح B1 خوندیم در گلبانگ مشهد که خب مهاجرت یا فعلا و یا کلا کنسل شد. بعد خدمت سربازی به مدت تقریبا 1/5 سال چسبیدم به فن و حرفه خودم جوشکاری که برای کسب درامد بیشتر حرفه جوش صنعتی co2 رو هم فراگرفتم و ببعد 1/5 سال دیذم موقع نفس کشیدن صبح ها تهه حلقم میسوزه و رفتم دکتر و گفت که گاز سمی زیادی وارد بدنت شده و باید هرچه سریعتر جلوش گرفته بشه. منم دقیقا از همون لحظه گفتن پزشک، کارو ترک کردم و گرچه میخواستم یکم دیگه کار کنم که یه خودروی بهتری بخرم کلی نشستم فکر کردم گفتم بزار یه پیکان وانت فعلا بخرم بتونم باش کار کنم.خلاصه پیکان وانت خریدم و خوش روزی بود که نگم براتون و تا روزی 4 میلیون برام انداخت😂😂 خیلی خوب بود و جوشکاریم روزی 850 میدادن اونم از 7 تا 5 یکسره جوش جوش.خلاصه که با این وانت کلی حدود 8 ماه ممتد کار کردم و باربری و بارکشی کردم تا اینکه پولامو تونستم برسونم فقط به یک پراید اونم مدل 93 کمکار بیرنگ.ببینید شما فقط میخوندید اما من برای همین پراید بدون کمک کسی چشامو گذاشتم ، ریه هامو گذاشتم ،پوستمو گذاشتم و خلاصه که دقیقا اندازه یه فورد موستانگ زحمت کشیدم تا تونستم ماشینی بخرم که تازه هم سطح جامعه بشم. متاسفانه😊حالا اینکه چرا زبان المانی رو خوندی و نرفتی ؟!اینکه الان چکار میکنی و مشغول چکاری هستی ؟!و اینکه قراره چکاربکنی همه و همرو بعد مینویسم براتون 😚اونایی ک دنبال میکنید کامنت بزارید ببینیم کیا هستین اصلا کسی رو داریم اینجا یا نه؟!بالاخره انگیزه خیلی فاکتور مهمیه در قبال پیشرفت.</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2024 13:05:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقیقت های خاموش</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-l1zomr7kldsb</link>
                <description>بیاین راحت باشیمسلام ???میخوام براتون از سربازی بگم ، از دورانی که الان دارم لمسش میکنم و میچشمش?بعد از سه ماه خدمت سربازی رو چی تعریف میکنی؟!برای همه میگم: دختری که عشقش رفته، مادری که پسرش رفته ، پسری که رفیقش رفته ?اما تعریف: همتون دیدید که داخل یک زمین علف هرز وجود داره که این علفا هیچ ثمره و سودی که ندارن هیچ ،،،باعث خرابی و ضرر زمینم هستن!!!! علف هرز زندگیتون میشه 2 سال سربازی.چرا؟ میگن مقدسه که !!!مقدس؟ههعزیزم خدمت مقدس مال زمانی بود که تو علیه دشمن میرفتی برای جنگ و دفاع از خانوادت?.و اما معنای سربازی ...سرباز به کسی گفته میشود که به مدت دوسال باید مانند کارگری پادگان ها و پاسگاه ها را اداره کند. اگر مسطراحی کثیفه بشوره ، اگر زمینه کثیفه بشوری و بسابی و بسازیش ، اگر جایی خرابه درست کنی و غلط کردی منتظر تشویقم باشی ، بلکه باید منتظر تنبیه هم باشی?.میگن غرورت رو میشکنه !!!!!!اینا همش چیزاییه که ساختن ، مثل اینکه میگن بری مرد میشی ، نه اقا نمیشی مرد نمیشی ، اگر مرد نیستی و میخوای بری سربازی تا مردانگیتو بدست بیاری ادرسو اشتباه رفتی بلکه باید بری دکتر اورولوژی خودتو نشون بدی?. ما تو رفاقت هامون امین بودیم ، صادق ، و... رفتیم دیدیم یه سری با ناز حرف میزنن و عزیز میشن،یسری مخبری میکنن و تشویقی میگیرن به قیمت بدبخت کردن و شل کردن یه سرباز دیگه ای ک رفیقشه!!!رفتیم اونجا دیدیم کادر برامون سخت نگرفته،بلکه همونایی سخت گرفتن که به حساب رفیق بودن و عین خودت سرباز??رفتیم اونجا دیدیم یه شغال 140 سانتی با یک اجر درجه که بیرون پشه ای هم نیست اونجا خان شده و این درس رو میگیری که ینفر از هیچی چطور تو سربازی گنده شده !!!! در کل بگم برات که سربازی نه مردت میکنه ، نه فرقی درت ایجاد میکنه ، نه هیچ امتیازی داره بلکه همون علف هرزی هست که باید از چمنزار عمر خودت حذفش کنی تا سبزتر و شاداب تر باشی.تو 60 الی 70 سال در این کشور حق نفس کشیدن داری و داری تو این کشور و خاکش قدم برمیداری و اینا مالیات داره و مالیاتش 20 تا 24 ماه خدمت رایگان هست و از بین رفتن 60% سلامت اعصاب و روانت و از بین رفتن 30% قوای فیزیکیت.هر چیزی تاوانی داره و تاوان نفس کشیدن هم همونیه که گفتم.یعنی یدونه خوبی هم نداره؟؟فقط یک ماه یا دوماه اموزشی یا سه ماه اموزشی بدردت میخوره که با جنگ افزارا اشنا میشی و خوی نظامی گری، بقیش کارگریه و تاوان دادن.کارگری هایی میکنی و بااااااااااااااید بکنی که برای پدرت نکردی و نمیکنی ، برا زنت و بچت نمیکنی.ولی اونجا باید بکنی ،میفهمی ؟بااااید.بعد خدمت میکنی خب خوبه دیگه...اره؟اینجا باید با سرعت 300 تا با مازراتی از کنار تویه پراید حلبی سبقت بگیرم و محل بهت نزارم با این طرز فکر!!چرا هیچ مزیتی نداره اخه؟چون سربازی میتونست تورو اماده کنه در یک فنی و از همون فن همون مدت از تو استفاده میکرد تا بعدش لااقل اماده بشی بری بازار کارو و زندگی کنی ولی مسطراح شستن مهم تره!!!عباراتی که نقش استامینفن خدمت را دارند:چون میگذرد غمی نیست...اونیکه داره چاپلوسی میکنه خدمت  رو تموم میکنه ...اونیکه داره ادم فروشی هم میکنه تموم میکنه ... تویی که عین مرد هم خدمت میکنی تمام خواهی کرد.پس مرد باش و تموم کن.اونیکه راننده امیر هم هست فردا یک کارت 5در10 سانت پایان خدمت میگیره...تویی که مسئول تمیزی دسشویی ها هم بودی تمام خواهی کرد. پس غصه پستتو نخور.بفکر ایام سربازیت نباش ، بفکر ایام بعد سربازیت باش.و اما یه نصیحت برادرانه:دوستان عزیز این موارد رو کسی بهتون نمیگه ولی من لازم میدونم بگم تا بدونی:1_ تا جایی که میتونید مهارت لازم رو در فتوشاپ و اکسل و وورد کسب کنید تا بلکه به احتمال 80% پست رایانه ای بگیرید، نه رزمی!!!!2_ تا جایی که میتونید گواهینامه موتور و ماشین رو بگیرید. اگر پایه2 هم بتونید بگیرید عالی تره.3_ هیچ وقت قبل اینکه پست کنید سربازی رو خوب قضاوت نکنید برای خودتون که چمئونم مرد میشم و ... همش حرف مفته فقط اعصابت خط خطی میشه. قبل رفتن پی همه چی رو بمالید.4_ قبل خدمت 100% فیزیکی شیمیایی درست رفتی خدمت ، هییییییچ تضمینی نیست بعدش همونقدر سالم برگردی!!! ممکنه ناسی بشی ، سیگاری بشی، معتاد بشی ، دست و پاهات بشکنه و...(داخل پرانتز) دوستان این حرف هایی که زدم اصلا قصد بی حرمتی به دولت و کشورم رو نداشتم ، بلکه اینها دقیقا حرفهایی بود که اگر یک نفر قبل رفتن من به خودم میزد من طبق خصوصیات اخلاقیم هرگز نمیرفتم خدمت و حال که بی اطلاع از این شرایط رفتم تا 7 6 ماه اول برام سخته چون من ادمی نیستم به کسی باج بدم. اینم نگفتم که الان پشیمون بشی ...نهبرو چون رفتن تو دست خودت نیست و باااااید بری و اگر نری فردا بزور از بند تونبونت میگیرن تو سن 34 سالگی با دوتا بچه میبرنت ولییییییی اینو یادت باشه شاید ماشینت قبل رفتنت به سفر 100% سالم باشه ولی تو معاینه فنی میبریش که خیالت اسوده باشه. این حرفهای من خیالتو راحت میکنه که اقا 21 ماه باید سختی بکشی.بازم اگر سوالی داشتید .... حرفی داشتید من ادرس تلگراممو دادم میتونید ازم استفاده کنید.موفق باشید موتورهای اینده</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Fri, 02 Oct 2020 14:11:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان اموزشی مرآ 04 بیرجند</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A2-04-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%AC%D9%86%D8%AF-ooy64hyuplim</link>
                <description>سلام و سلام و صد سلام به دوستان ویرگولیسخته 24 ساعت گوشی دستت باشه و بعد به مدت 1 ماه تمام اصلا رنگ گوشیتو نبینیسخته اینکه میگن یچی داغه و بعد تو بخوای داغیشو به اجبار تجربه کنیسخته سربازی ، غربت و ...خب و اما اینکه چیشد !!!!امروز پس از یک ماه دارم براتون مینویسم که اموزشیم تمام شدچققققققققد میگفتن سربازی سخته ، سخته ، سخته انقدر گفته بودن سخته که من قبلش تشهدمو خوندم و گفتم یاعلی بسم اللهدر حالیکه سربازی و مخصوصا دوره اموزشی که من تازه 15ساعته از اومدنم گذشته و تموم کردنش ،، سربازی رو میگم اگر بهترین دورانتون نباشه ،،، بدترین هم نیییییست.سربازی و خدمت برای منه شخص جنبه یه اردویه نظامی داشت و یه خلاصی از کار و مشغله و شهر.یه تنفس ، یه بستن چشم روی دنیا.اقا اموزشی تمام شد و بهترین رفیقامونو پیدا کردیم و خیلی خوش گذشت خیلییه عده عنتره دیوانه هستند که میگن تازه بدبختیت شروع شده وارد یگان شدی ولی اینا همون سوسولایی بودن که میگفتن اموزشی هم سخته و من وقتی از پادگان خارج شدم بغض کردم و از رفیقام جدا شدم اشکم دراومد.بعد از اینکه از دانشگاه و رفیقا خداحافظی کردم و گریه سختی کردم این دومین جداییه سختم بود.خواهران و برادران عزیز که دوست دارند بدونن اموزشی چطور جاییه یا داداشی دارند که در شرف رفتن به خدمت هست بیاد به من پیام بده تا من راهنمایی کامل و 100% بکنم چیا ببره و چیا نبره.خدمت شاید سخت باشه ، ولی تو که نباید اونو سخت بگیری?برادران عزیزی که تا اسم خدمت میاد میگید دوران سخت و بدیه بگم : اگه سخت نمیگرفتیدش ، آسون میگذشت.خدمت فقط برای متاهلا سخته ، فقط.یگان هم افتادم قرارگاه شمال شرق نزاجا مشهد شهر خودم.?خدایا شکرت?عزیزان جهت گرفتن راهنمایی کامل بیاین تلگرامم پیام بدید:amiralii9</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Fri, 28 Aug 2020 16:37:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازی</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-nxbt6espakce</link>
                <description>و اما خدمت مقدس سربازیاغاز فصلی جدید و متفاوتاغاز تنوعی دیگرو اغاز کوله باری از سختی متفاوت.کسانی که از ابتدا منو دنبال کردند ، سرگذشتمو خوب میدونند که چی بود و چیشد !!!یعنی از بهترین و نخبه بودن تو دانشگاه بگیر تااااا کارهای فوق سنگین و خطرناک و فرجامش هم سربازی!!!دوستان سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و بخندید ...از پست قبل تا الان حدود 2 ماه حداقل میگذره و من اتفاقات جدید رو براتون مینویسم ، تا هم برای شما جذابیت داشته باشه و هم برای من یادگار بمونه.ضمنا اینو بگم که این چند پست من بشدت به درد افرادی که مشتاقن بدونن سربازی چی هست و چی میشه و چی براش لازمه و .... میخوره.من تمام جزئیات رو میگم که نقش و پوئن مثبتی برای هم رده هام هم داشته باشه.بقول مهران مدیری: چیشد؟??داشتیم عین ادم کارمونو میکردیم ، پولمونو درمیاوردیم در صنف mdf و در حال اموزش های نهایی بودیم تا اینکه کرونا اومد و زندگی همرو با مشکل روبرو کرد.کارها نسبت به قبل خوابیددلار شد 25/000 تومنطلا شد گرمی 1 میلیونحالا اینا چه ربطی به ما داره?؟!خب ما توی برج 10 سال 98 کابینت 9 متری چوب رو میزدیم 28 میلیون کاملحالا همونو میزنن 60 میلیون.خب خیلی ها هم ندارن و نمیتونن بزنن دیگه.این هم از ربط سیاست به کار.حالا تو این بل بشو و  ازدحام من نشستم فکر کردم گفتم امیرعلی بیا انقد لجبازی نکن با زندگیت و پاشو برو سربازیفردا بری خواستگاری خب لازمتهبری خارج از کشور و جواز کسب و سند خونه و انحصار وراثت و بیمه های تانین اجتماعی و گواهینامه موتور (ماشینو 5سال پیش گرفتم) و .... لازمت میشه.از اقبال خوش ما شب تاریخ 12 خرداد رفتمرفتن نانوایی سنگک و توی صف یک درجه دار ارتش سروان ایستاده بود که صحبت کردیم و کلیییییییی تعریف کرد (چون من خیلی متنفر بودم) من عصر همون روز تصمیم گرفتم برم ولی اون دیگه تصمیمم رو تثبیت کرد و دمش هم گرم.اقا اینو بگم که یه ادم متنفر از سربازی بشششششششدت یک دنده که سربازی نمیره ، یکهو به خودش اومد که پاشو برو.اقا چشتون روز خوب همیشه ببینه ... صبح روز بعد مورخ 13/03/98 رفتم برا معرفی و اما گام به گام بزارید بگم که بدرد رفقا هم بخوره ...رفتم پلیس +10 و گفتم خانوم میخوام برم خدمت ... گفت برگه انصراف از تحصیلت یا فارغ التحصیلیت رو بده ... منم که انصرافی بودم خب برگمو دادم همراه فتو شناسنامه تمام صفحاتش و همراه کپی کارت ملی.دادم و بهم گفت هیچی اضافه نخوردی و به موقع میری و منم گفتم درجریان هستم و بهم یه فرم داد که ادرس درمانگاه هارو زدیم برو برا واکسن زدن.صبح روز بعد رفتم واکسن حصبه و چی و چی رو زدم و فرممو پر کردم و بردم دادم پلیس +10بعد بهم گفت فرم پزشکیتم بگیر ببر فلان ادرس پر کنه بیاری. همون موقع رفتم و اونم پر کردم و تحویل دادم به همون خانومه.دوستان واکسنش 30صدم ثانیه میزنه و تمام ، درد و فلان اصلا ندارهپزشک هم که میری اول میپرسه خالکوبی داری؟ رد چاقو و... داری؟ بعد میگه این تابلو چشم رو بگو ... بعد قد و وزنتو میگی ... بعد میگه سوابق بیماری داری و تمام.توصیه من به شما : دنبال معاف ااز رزمی نگردید.اگر واااااقعا معاف از رزم میشید که بگیرید اما اگر نمیشید خودتونو نکشید براش چوون اش دهنسوزی نیست.تو خیلی از سایتا نوشتن که معاف از رزم یعنی رژه نمیری و فلان و..دوستان معاف از رزمی یعنی به شما سلاح گرم سازمان تعلق نمیگیره. رژه ندارین و دو صبحگاه ندارین و ... خبری نیسمگر اینکه اوضاعتون حاد باشه. خب خلاصه پزشک رو واکسن رو دادی و میگه برو برگ سبزتو از باجه بعد بگیربرگ سبزتو همونجا بهت میدن و میگن بین سه ماه اینده دوس داری کی بری؟میشد تیر ، مرداد ، شهریورمن گفتم مرداد.بعد خودشون طبق روزشون میزنن که تو که دیپلم هستی باید چندم بری. لیسانسا فرق دارن.روز رو نمیتونی تعیین کنی.مال من برگ سبزم شد 03/05/99حالا ایا تو برگ سبز همون روز میگن کجا افتادی؟ خیربرگ سبز یعنی برگ تاریخ دقیق اعزامت. مکان نداره توش.اینکه شما کجا میفتی همون خانومی که ازش برگ سبزتو گرفتی بهت میگه 6روز قبل اون تاریخ اعزامت برات sms میاد.برای منه بدبخت گره خورده با اون شهر پیام ذیل اومد:ضمن سلام و عرض درود سرباز وظیفه علی افخمی اموزشگاه سربازی شما استان خراسان جنوبی _ پادگان 04 ارتش جمهوری اسلامیدقیقا 6 روز قبل اومد.دوستان یچیزی یادم شد بگم بین تاریخ اخذ برگ سبزتون تا اون پیامکه باید باید باید یه حساب تو بانک سپه باز کنید.اقا ما یونی افتادیم بیرجند ??خدمت هم افتادیم بیرجندخداروشکر بیرجند رو عین کف دستم بلدم و پادگانم 4بار رفتم برا رفیقام. حالا که من دارم براتون مینویسم یه ادم کچل مو صفرم که ساعت 9 امشب دارهبه میره برا سربازی دوران اموزشی.امروز که  پنجمه ، تو گفتی  چهارم،،،چیشد؟!دوستان اون تاریخ شما مراجعه میکنید به مراکز نظام وظیفه شهرتون و تعداد حدود 2000 سرباز اونجاین و در کمتر از 3ساعت ساماندهی میکنن و میگن کی بیای سوار اتوبوس بشی.اتوبوس ما شد 21 امشب.سوم که جمعه بودچهارمم که ساعت اتوبوسمونو گفتتامشبم حرکته.یاعلیییییی مدد(پست بعد خیلی خوبه توصیه میکنم بخونید.)</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 14:06:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گذر یکسال زمان از انصراف تحصیل</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-dcdvw7g4cngu</link>
                <description>خب تابستونی که از سال 98 شروع شد و من تصمیم گرفتم بازار ازاد رو در دست بگیرم و پول جمع کنم مهرماهش من مشهد رفتم دانشگاه علمی کاربردی ثبت نام کنم که از خدمت سربازی فرار کنم. دانشگاه علمی کاربردی رشته تاسیسات ساختمانی رفتم با عزم راسخ و یک ترم انقدر سرم تو کار شلوغ شد شلوغ شد که وقت سر خاروندن نمیکردم و از طرفی دانشگاه هی زنگ زنگ ک بیا کااسات الان حذف میشن.منم که خب مزه پول رو چشیده بودم اصلا اعتنایی نمیکردم و میگفتم من یزمانی برای خودم تو دانشگاه سراسری یلی بودم حالا بیام جواب شما گرنخ هارو بدم که سر از شبانه روزتون درنمیاد!!!!!خلاصه اون ترم رو تسویه کردم و با معدل صفر ترک دانشگاه کردم برا بار دوم.خلاصه کنم و اینکه اقا  من  زمستون که شد هوا یخ شد و کار اسانسور خیلی تو این سرما سخته و مرگه !!!!سیم بکسلا سفت میشن ، سیم سیارا سفت میشن ، اچارا فلزیه سرده به دستات میچسبن و خلاصه مرگت میشه کار کردن.اقا عید 99 شذ و من انقدر عذاب کشیدم ، کشیدم که کنار گیری کرذم از حرفه اسانسور و تصمیم گرفتم برم داخل یک کاری که داخل خونه باشه، مثل نقاشی و دکوراسیون داخلی.الان که تاریخ 5/04/99 هست و دارم براتون مینویسم حدود 4 ماهه که بکوب مشغول کاراموزی نصب و طراحی کابینت و دکوراسیون چوبم.متاسفانه چهار ماه گشتم دنبال یک استاکار خوب و باخلاق وو سالم اصلا پیدا نکردم ، یکی ناسی ، یکی سیگاری ، یکی معتاد ، یکی زن باز و ...تا تصمیم گرفتم با همون پول کار اسانسورم ک پس انداز کردم و مقداری پول از کابینت بزنم برم خدمت سربازی.کار کابینت یک کار بشدت ساده ای هست که یک مشت عقده ایه ادم عوضی داخلش مشغول کار هستند ، بطوریکه یه کار سخت رو انقدر پیچیده کردند که فک میکنند میخوان اسانسور نصب کنند تا اینکه نتیجه بر این شد که برم خدمت و بیام و برم تهران مدرک بین المللیشو بگیرم و بیام یک مغازه بزنم???خلاصه و لپ مطلب این شد که از سال 95 تا الان 99 برای من عین زهر تموم شد.الانم تمام کارای اعزام خدمتمو کردم و تاریخ 03/05/99 اعزامیم هست و تاریخ برگ سبزم.الان منتطرم ببینم کجا خواهم افتاد.پیام های بعد : روایات خدمت مقدس سربازی</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jun 2020 17:17:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درس ودانشگاه مرد</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF-k8agusyk9jg6</link>
                <description>بازی با مرگبعد از اونهمه بدبختی و کشیدن بی پولی و تحمل نداری ها دو روز بعد اینکه اومدم مشهد برگشتم به حرفه قبلم پس از دوسال ک در دانشگاه از بین رفت.من از اول دبیرستان که وارد کار اسانسور شدم تا چهارم دبیرستان مشغول همون کار بودم که با رفتنم در دانشگاه و محیط تحصیل و قول بی ثمر بابام انگار دوسال بیخود تلف شد !!کار اسانسور !! ارتفاع !! جوشکاری های سر بالا!! چشم درد های شبانه !! خطر سقوط !! یجوری شده بودم که انگار دنیا به اخر رسیده و میخوام بمیرم و عین اسب کار میکردم و کارای خطر ناک هم ازشون ابا و امتناعی نداشتم و میگفتم بمیرم راحت شم بخدا .اون عکسی ک میبینید بالای هتل قصر مشهدم دور فلکه آب که میشه امام رضا 34!!!چشامو بسته بودم و عین خر کار میکردم تا بلکه پولی دربیاد وو اون قرض کردهای رفیقام رو بدم.اسانسور حدود 4 مزحله داره که از فندانسیون و اهن کشی شروع میشه بعد میره مکانیک و بعد برقکشی و بعد راه اندازی.من نصاب مرحله دوم بودم و مکانیک کار بودم.مکانیک مرحله ایه که باید زور داشته باشی ، ن زوری که یه بدنساز با پودر اوورده بالا چون داشتم شاگردی که بازوهاش اندازه دور کمر من بود و طفلک یک روز پس از دوساعت فرار کرد از بس زور زد.خب بالاخره جاگذاری کابین داریم و سپس جاگذاری موتور داریم و شاستی موتور داریم و بعد جاگذاری کادر وزنه داریم که از هر 20 نفر شاید 3 نفر اینکاره بااشن. هر کسی ادعا داره میتونه بره یک ماه و ببینه از نزدیک.خلاصه اقا من نمیدونم به چه جرمی و چه گناهی این حجم بدبختی و سختی رو باید میکشیدم!!!البته غافل از این نشم که پول درمیاووردم به خودم دیگه می‌رسیدم و نمیزاشتم از لحاظ روحی و انگیزه از بین برم.چند پست قبل من گعذاشتم از 95 همه چیز شروع شد و واقعا هم من از 95 اب خوش از گلوم پایین نرفته تا کنون.این صحبت ها مال سال 98 هست که هنوز نرسیده به الان ک برج 3 99 هستیم.اونایی ک میخونید و نظر میدید ...من به عشق شما مینویسم?ادامه دارد ...</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Wed, 03 Jun 2020 18:02:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه گرفتگی</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D9%85%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-q0iguxiipimj</link>
                <description>کارخانه معدنی اکسید منزیوم و خاک نسوزخب افتخاراتی بود شامل: بازدید از کارخانه ها و معادن بزرگ ایران از جمله : مس سرچشمه، سرب زنجان ، فیروزه نیشابور ، طلای زاهدان.این افتخارات رو شاید به جرأت بگم حتی اساتید الان هم ممکنه نداشته باشن، و البته اینم بگم که خیلی خیلی سخت بود. از مشکلات رایزنی تایید درخواست بگیر تا مشکلات و نداری ما.این افتخارات رو شاید به جرأت بگم حتی اساتید الان هم ممکنه نداشته باشن، و البته اینم بگم که خیلی خیلی سخت بود. از مشکلات رایزنی تایید درخواست بگیر تا مشکلات و نداری ما. این افتخارات رو شاید به جرأت بگم حتی اساتید الان هم ممکنه نداشته باشن، و البته اینم بگم که خیلی خیلبی سخت بود. از مشکلات رایزنی تایید درخواست بگیر تا نداری و بی پولی ما!!!یکی از دوستان ترم بالا ورودی سال 94 بود و میگفت تو از مدیر گروه تاییدیه بگیر و خرجش با من.خلاصه داستان این بود که چون من نفوذ خیلی بالایی در مدیریت گروه و استاد راهنما داشتم خب راحت درخواست بازدید معدن ثبت میکردم و میرفتیم 2 نفره.از شدت علاقه و عشق من به این رشته من وقتی رفتم دانشگاه با یک بدن تمام عضله 90 کیلویی رفتم و وقتی برگشتم بعد از دوسال شده بودم 68 کیلو!!!کلی نامه و درخواست مرخص دادم و کمیسیون بخاطر خدمت خراب شده مخالفت میکرد و میگفت: متولد ابان هستی و نیمه دوم نمیتونی مرخصی سنوات بگیری!!! هعییییی حالا دخترا بگن پسر بودن خوبه???خلاصه من کارم به جایی کشید که رفتم بانک دانشگاهمون ، بانک تجارت و گفتم خانوم نمیشه به من پول بدید من مثلا تابستون بهتون برگردونم ، میگفتن نه مگه اومدی کویت!!!!نشد اقا هر کاری کردم نشد و بیرجند هم یک شهری هست که خییییییلی کار نادره خیلی و مردمانش میان مشهد جهت تامین رفاه خانوادشون، ما دانشجوها ک دیگه!!!.تاریخ 12/2/98 درخاست انصرافمو کتبا اعلام کردم و با معدل 17/15 ترم چهار رو حذف کردم و بعد از کلی جلسه و مشاوره انصراف دادم.البته اینجا داخل پرانتز بگم که خب استاد ترمودینامیک من چون من درسشو با نمره 18 پاس کردم و از همون درس 10 نفر افتادند گفت من اسپانسرت میشم و کمکت میکنم?ایشون بعد چند وقت خبر اومد که حامله بوده و میخاسته بچشو دنیا بیاره و دیگه اصلا دانشگاه نیومدن. مدیر گروه ، اساتید ، استاد راهنما همه ناراحت و داغون بودند که چرا افخمی داره میره.دانشگاه ها وام میدن و اساتید حتی به صندوق رفاه نامه زدند ولی چون ضامن نداشتم باز هم رد شد! هیچکس نخواست کمکم کنه.خب ادم یکم اندازه یک پشگل غرور هم داشته باسه بعد اینهمه بداقبالی از هرجایی فرار میکنه دیگه.منم روز اخر تو خوابگاه که وسایلمو جم کردم از بچه های برق و مکانیک و معدن و زمین شناسی بگیر تا حقوقی ها همه اومده بودند و منم فقط گریه و اشک میریختم.اصلا نمیتونستم هضم کنم ک دارم میرم !!!تاکسی از یونی تا ترمینال فقط گریه میکردم ، یارو گفت چیشده ؟ گفتم پدرم برام مرد?گفت خدا رحمتش کنه. (مردن از نظر عزیز بودن)خلاصه با اون حال و کوپال و بزن و بگیر ترم 4 با معدل الفی انصراف دادیم و تموم  شد?دلم لک زده بود برا یک شلوار لی نو برا یک جفت کفشی که دخترایه شیطون مسخره نکننبرا باشگاهیی که قبل 95 میرفتیم و سیکس پک میکردیمبرا یک غذای چرب و داغ که بچسبه بهم از.روزهایی بود که با مرگ دست و پنجه نرم میکردم.من وقتی رسیدم ترمینال داخل اتوبوس اتقدر گریه کردم که سرباز بغل دستیم گفت داداش چکارت شده؟ بلوچ زاهدان بود... گفتم مامانم مرده داداش.... چقدر زاهدانیا خوبن کلی دلداری داد و رفیق رفیق و فلان میکرد ، کشت خودشو تا اروم بشم. منم دست خودم نبود اصلا، قید غرور و اینارو هم زده بودم.دوران سوپراستاری من تموم شد ... دوران ستاره بودن رفت ... از عرش نشستم به فرشرسیدم ترمینال مشهد و از ترمینال تا حرم پیاده رفتم و کوله پشتی و ساک و پلاستیکمن ساعت 6 صب رسیدم مشهد و تا موقع خدمتم هم 6 ماه فرصت باقی بود و...این بود سرگذشت سنواتی که هنوز باورم نمیشه من چطور اونهمه خوب بودم!!!!یه جمله در پایان ؛یه لوله به قطر 176 سانتی متر در نظر بگیر که من داخلشم،یه لوله تو پر هم نظر بگیر به قطر 174 سانتی متر که داخل اون لوله 176 سانتی متری هست.فاصله توم لوله تو پر تا من 15 متر بود و هر یک متر که به منظلمات نزدیک میشد من بیشتر سعی در فرار از اون میگرفتم چون اگر بهم میرسید منو له میکرد!!!15 ماه معادل 4 ترم هی ب من نزدیک شد تا اینکه اخر لهم کرد!!!!هدف من از نوشتن اینا فقط داشتنشونه و نگهداریشون چون برام خیلی باارزش هستند.اینارو مثل یک رزمنده تیر خورده با خون تنم نوشتم.ادامه دارد ....</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jun 2020 11:30:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهشت بود ، جهنم اومد?</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AC%D9%87%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF-spudxk88wsgb</link>
                <description>سالن کنفرانس مهندس امینیصفحه ای دیگر از سرگذشتمون ...با هر سختی و بدبختی ای بود کنکور دادیم و قبول شدیم و رفتیم ثبت نام هم کردیم!!!??دوران دانشجویی مخصوصا دانشگاه شهرستان بنظر من یه دوران فوق العاده حساسی هست!!دورانی که تو میتونی معدل الف بشی ?میتونی بچه زرنگ باشی(این با باهوشی فرق داره)میتونی معتاد بشی?میتونی دختر باز قهاری بشی ?و در پایان بگم: میتونی سوپر استار زندگیت هم بشیمن از اون ادمایی بودم که بابام قول داده بود برم دانشگاه کمکم میکنه و از لحاظ مالی ساپورتم کنه ولی زد زیرش? یعنی هم کار و هم درس و هم ورزش!!!حالا خدمتتون عرض کنم چون من خیلی وحشتناک شرایط زندگیم اونجا دشوار بود و خرج ها هم بالا رفت یهو همش بد از بدتر میشد و من مجبور بودم که سریع بخونم و پاس کنم و بیام بیرون!!!!!رشته مهندسی ، مهم نیست چه مهندسی ای باشه ، رشته ای هست که نیاز به توجه داره!! یعنی بخونی. نخونی باید بعد چند ترم فاتحتو بخونی.معدل الف 17/68 تعداد پاس کردن دروس در انتهای ترم 3 55 واحد بود?اختلاف معدلم با شاگرد دوم 3 نمره بود در معدل.کارم به جایی رسید که  مقاله می نوشتم و ارایه میدادم !! مهندس مهندس  از دهن اساتید نمیفتاد !! ?? اون عکس کنارش بزرگترین اساتید معدن هستن?ترم 4 اومد و من باید علاوه بر خرج سلف سرویس و مخارج نوت و بوک و مخارج ایاب و ذهاب باید 4 ترم خوابگاهو تسویه میکردم!!یعنی یه کسی که دختران رشته ی الهیات دانشگاه میشناختنش (معدن کجا!! الهیات کجا) قشنک یادمه نامه اومد در اتاقم یا تسویه یا تخلیه ?تسویه مبلغ 2/000/000 تومن بود.زنگ زدم دایی !! زنگ زدم خاله !! زنگ زدم ایکس و ایگرگ و ضداز شدت حسادت و دیدن سیر صعودی من به سمت اینده ندادن هیچکدومشون.دوست و رفیق و ... هم رو انداختم فایده نداشت.یه هفته بود سلف نداشتم و از گوشنگی نون خشک (نون کرمانی) با ماست میخوردم.ترم چهار به خونه محمدرضا پیوستم و خونه محمدرضا 30 کیلومتر از یونی دور بود و کلاسهای صبحگاه من همش تاخیر میخورد و یه 3 واحد حذف شدم.خسته شدمنالون شدم نگاه میکردم به اطرافم هم دنبال زید بازی ، دختر بازی ، رفیق بازی ، دنبال عشق و حالمن مجبور بودم از کمترین فرصت حداکثر بهره رو ببرم چون شرایطم سخت بود.ولنتاین همه یه شاخه گل میبردن و میگرفتنمن به نامردیها و سختیهام فکر میکردم و همه باهم معجونی میشد که روانمو گرفته بود.دیگه نمیتونستم ادامه بدم ، سخت بود.من وقتی دانشگاه قبول شدم بلیط اتوبوس مشهد_بیرجند 12/000 تومن بود و وقتی انصراف دادم دادم :48/000 تومن ، اونم ساده نه وی ای پی?????حالم خراب شدبعدا مینویسم بقیشو?</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Sun, 31 May 2020 21:44:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آغاز سختی و غربت</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-tb5oguwuy0n1</link>
                <description> سر درب دانشکده مهندسیاقا کنکور رو دادیم و خداروشکر راضی هم بودم از نتیجه حاصله!!رفتم حرم اقا کلی دعا و سماجت کردم که یونی فردوسی بتونم بیارم چون تو لیست اننخاب رشته زده بودم دانشگاه فردوسی رو.شهریور ماه بود که نتیجه کنکور اومد و من یونی فردوسی رو که انتخاب اولم بود رو نیاوردم و گفتن با رتبه 9700 ترش میکنی??رشته مهندسی معدن دانشگاه روزانه بیرجند رو اوردم. اقا خوشحااااااال ، خوشحاااااال که من روزانه اوردم و بابا هم خرجمو میده و خلاصه کلی بزن و برقص!!چرا معدن؟! من از بچگی عاشق خاک بازی بودم و یا عاشق کوه و دشت و بیابون و ملاک انتخاب رشتم هم همین بود که بین عمران ، معدن و زمین شناسی مانور میدادم.من عمران و معدن سمنان و شاهرود و اصفهان رو اوورده بودم که خب چون بیرجند نزدیکتر بود از نظر مسافت خب بیرجند رو زدم و قبلش هم یکی از دوستای محله خونمون که 15 سال رفیق بودیم و ... اونجا رفته بود و وقتی من کنکور دادم اون ترم 2 مکانیک رو خونده بود. یکسال از من بزرگتربود.اقا مهر اومد و ما بار و بندیل سفر و اعزام به بیرجند رو بستیم و دنبال سایت اخذ بلیت گشتیم و گرفتیم و رفتیم!!!توی اتوبوس کلی بغض و اشک و حسرت اینو داشتم که چرا فردوسی نیاوردم و رسیدم بیرجند رفتم خونه محمدرضا همون دوستم که یکسال زودتر از من رفته بود و اونجا مکانیک میخوند.رفنم خونشون و دیگه میرفتم برای ثبت نام دانشگاه!!!!حالا خونه محمدرضا فک کنید مثلا گلبهار مشهد و یونی ما خود شهر مشهد /40کیلومتری/در یک جمله: خیلی بدبختی کشیدم تا ثبت نام کنم دانشگاه خیلی!!!! چرا پدر و مادرت نیومدن همراهت؟!هم خودم نخواستم تو دردسر بندازمشون هم اینکه بچه وسط همیشه بد شانسه و پشتی ندارههم خودم نخواستم تو دردسر بندازمشون هم اینکه بچه وسط همیشه بد شانسه و پشتی نداره.اقا من حدود 3هفته فقط درگیر ثبت نام بودم. حالا حالمم خراب و بغض و تنهایی و ...اشتباه بززگی که ایجاد شده بود این بود که دانشگاهی که من قبول شدم یه دانشگاه سطح بالا/یونی نهم کشور/ بود و دانشگاه محمدرضای خر هم صنعتی بیزجند بود!!!!! یعنی اون دانشگاه من دانشگاه محمدرضا نبود و از لحاظ مسافت 30 کیلومتر فاصله بود، گرچه هدف من این بود ک با محمدرضا باشم نه اینکه جدا!!!!هعییییییییییییی یادش بخیر فقط تاجایی که یادمه خیلی پاره شدم خیلی!!!!??توصیف دیگه ای جز پاره شدن نمیتونم بکنم، نگید چقد بی ادبه!!این داستان ادامه دارد . . .</description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 15:21:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز از 95 شروع شد!!</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirAli_afkhami/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-95-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D8%AF-aigbn0y2pjdo</link>
                <description>دانشگاه بیرجند (شوکت اباد)سلام دوستان عزیز و اهل مطالعه ولی نه اهل کتاب?سال 95 بود که دوران پیش دانشگاهی بود و دست و پنجه نرم کردن با رشته شیرین ریاضی!!!نمیدونیم دیدید یا نه ولی گاهی برامون پیش میومد که از جلوی فردوسی رد میشدیم میگفتبم چی میشه ما دانشجوش باشیم ? یا از جلوی امیرکبیر و یا ...حداقلش تو دلمون میگفتیم خوشلحالشون چه حالی میکنن و چه پرستیژی تو خانوادشون دارن.شما اگه نبودید من خییییلی بودم??پیش دانشگاهی سالی بود که من نمره انضباتم مثل سنوات قبل بدون اصرار و چاپلوسی شد 17? ، یعنی اینقدر شر بودم که دیکه قبول کردم گفتم اقا درسته?خلاصه عاشق نظام و ارتش بودم که بهمن ماه کنکور ارتش قبول شدم ولی بعدها در مرحله ی ارتوپد رد شدم و نشد که برم.نشستم برای کنکور بکوب خوندم طوری که طی 3 ماه ماحصلش شد رتبه 9700 منطقه 1 مشهد .دلیل این همه خوندن هم این بود بابام گفت اگر دولتی نیاری باید قید درس رو بزنی و نمیزارم بری دانشگاه ??این داستان ادامه دارد ... </description>
                <category>Amiraliafkhami</category>
                <author>Amiraliafkhami</author>
                <pubDate>Fri, 29 May 2020 17:40:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>