<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر مختاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@AmirMokhtari</link>
        <description>MBA خوندم و به اکوسیستم کارآفرینی و نوآوری علاقه دارم. اینجا با زبون خودمونی و ساده می‌نویسم. zil.ink/amir.mokhtari</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 09:49:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1596858/avatar/H55S1x.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر مختاری</title>
            <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا من آدم بدی ام که از بعضی ها متنفرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%85-vhlwekbmojxi</link>
                <description>تنفر از دیگران حتما نباید به واسطه بدی ای باشه که طرف مقابل به ما کرده، ما حتی میتونیم بدون دلیل منطقی و مشخصی از کسی بدمون بیاد و در بعضی مواقع حتی اصلا ندونیم که از طرف مقابل متنفریم. البته مغز ما بیکار نمیشینه و وقتی نتونه دلیل درستی برای این اتفاق پیدا کنه شروع میکنه به پیدا کردن شواهد و همیشه هم موفق میشه. ممکنه یه دلیل منطقی پیدا کنه و یا ربطش بده به موضوعات دیگه ولی تمامش رو خودش انجام داده و لزوما با واقعیت تطابق نداره.ولی چرا این اتفاق میفته و چرا دلیلش رو نمیدونیم؟من روانشناس نیستم و مسلما اطلاعات کاملی در این مورد ندارم ولی این موضوع به ناخودآگاه ما مربوط میشه و حس تنفر ما از اونجا میاد. این حس تنفر میتونه به این دلیل باشه که اون آدم چیزی رو داره که ما نداریم و یا کاری رو کرده که ما دوست داریم انجام بدیم و نتونستیم. یا در گذشته ما از یه نفر ضربه خوردیم و این آدم هم به مقدار زیادی شبیه به اون آدمه و حتی اگر کاری نکنه ما حس بدی بهش داریم. وقتی که این موضوع رو فهمیدم به خیلی از افرادی که نسبت بهشون حس بدی داشتم دقت کردم و دیدم که در 99 درصد مواقع همین دوتا دلیل باعث تنفر من از اون آدم شده. یعنی اون آدم داشته کاری رو میکرده که من نمیتونستم انجام بدم و یا میترسیدم که انجام بدم و یا اینکه شبیه به کسی بوده که من ازش در گذشته ضربه خوردم. در این زمان فهمیدم که اون آدم مشکلی نداشته و باید یه چیز دیگه رو حل کنم.اگر که شبیه به فردی بود که به من ضربه زده این رو میپذیرفتم که این آدم و اون آدم متفاوند و فقط در چیزهای ظاهری به هم دیگه شبیهند. اگر هم کاری رو میکرد که من نمیتونستم و یا میترسیدم سعی میکردم که بتونم شروع کنم به انجام اون کار.البته در 90 درصد مواقع هم شکست میخوردم چون اون کار اگر برام ساده بود که از اول انجامش میدادم و الان برام سخته که نمیتونم انجامش بدم و این هم دلایل خودش رو داشت. میتونست به خاطر ترس هام باشه و یا به خاطر باورهایی که نسبت به این کار داشتم.این متن رو نوشتم که بگم اگر حس بدی به کسی دارید و یا یه نفر نسبت به شما حس بدی داره باید این موضوع رو موشکافانه تر بررسی کنید و حتما نباید یه دلیل منطقی براش پیدا کنید و حتی اگر دلیل منطقی هم پیدا کردید لزوما درست نیست و ممکنه کار مغزتون باشه.</description>
                <category>امیر مختاری</category>
                <author>امیر مختاری</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 09:31:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولیدکننده محتوا چه کسی است و چگونه میتوان محتوا تولید کرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-s1yr9r2q9aun</link>
                <description>تولیدکننده محتوا کیست؟یک تولیدکننده محتوا مسئول ایده پردازی و ایجاد محتوایی است که یک برند یا موجودیت را به مخاطبان احتمالی خود متصل می کند.تولید محتوا شامل کپی‌رایتینگ، طراحی، تولید و سایر رسانه‌هایی است که ارزش ارائه می‌کنند و شما را به مخاطبان هدفتان متصل می‌کنند. تطبیق هدف جستجو و ارائه ارزش (برای مصرف کننده و برند) پایه و اساس ایجاد محتوای موفق است.یک تولیدکننده محتوا چه کاری رو انجام میده؟سازندگان محتوا روی پلتفرم‌های مختلفی از جمله رسانه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها، پادکست‌ها، پلتفرم‌های ویدیویی، مطالعات موردی، کاغذهای سفید، اینفوگرافیک‌ها و موارد دیگر کار تولید می‌کنند. البته این فقط قسمت کوچکی از وظایف تولیدکننده محتواست. بسته به جایی که کار می کنید و مخاطبان شما کجا هستند، مسئولیت های شما بسیار متفاوت خواهد بود. برخی از این وظایف می تواند شامل موارد زیر باشد:تجزیه و تحلیل برند: ارزیابی یک نام تجاری از بالا به پایین شامل ارزش ها، شخصیت برند، سبک ارتباط با مخاطبان، سبک طراحی، نقاط قوت، ضعف، استراتژی های رقبا و استراتژی های محتوای بالقوه با بیشترین ارزش.ایده پردازی محتوا: ممکن است از شما خواسته شود که خلاقیت خود را از طریق طوفان فکری محتوای مرتبط و جذاب که نتایج را ارائه می دهد، تقویت کنید.مدیریت پروژه: بسیاری از تولیدکنندگان محتوای دیجیتال نیز وظیفه دارند پروژه هایی را که به ایجاد آنها کمک می کنند مدیریت کنند.کپی‌رایتینگ و تحقیق: کپی‌رایتینگ طیف گسترده‌ای از انواع محتوا را شامل می‌شود، از کپشن های جذاب رسانه‌های اجتماعی، پست‌های وبلاگ طولانی، تا ترکیب مطالعات یک ساله در یک مطالعه موردی قابل هضم.طراحی و تصاویر: طراحی یا عکاس های عالی برای ارتقای محتوا و شخصیت برند بسیار مهم است. طراحی می تواند تفاوت بزرگی در قابلیت اشتراک گذاری یک دارایی ایجاد کند، زیرا یک تصویر ارزش هزار را کلمه دارد، درست است؟فیلمبرداری: پلتفرمی هایی مانند YouTube و  Instagram مسیرهای جدیدی را برای ارتباط با مخاطبان شما، رتبه بندی و پیوند مستقیم محتوا با محصولات از طریق نمایش های ویدئویی و بررسی ها باز کرده اند.ویرایش: این یک مهارت حیاتی است که در کپی رایتینگ، فیلمبرداری و طراحی کاربرد دارد. توانایی کاهش کار، یافتن ایرادات یا اشتباهات تایپی و تولید محصولات بدون نقص، مشتریان را راضی نگه می دارد.سئو: نویسندگان محتوای وب باید اصول اولیه سئو را به خوبی بلد باشند و آنها را در محتوای خود به کار ببرند تا بهترین دیده شوند. همچنین سئوی ویدیویی و بهینه سازی تصاویر به رتبه بندی محتوا کمک می کند.تبلیغات: پس از ایجاد محتوا، باید مطمئن شوید که تا حد امکان به اهداف مرتبط می رسد. این مرحله نهایی، اما بسیار مهم در فرآیند محتوا می‌تواند شامل ساخت لینک دستی، ایجاد ایمیل برای مشترکین، طرح‌های روابط عمومی یا تعامل اجتماعی باشد.چگونه یک تولیدکننده محتوا شویم؟1-آموزش ببینید.در زمینه تولید محتوا باید همواره به فکر آموزش دیدن باشید. علاوه بر موضوع تخصصی که قصد دارید درموردش محتوا تولید کنید باید در زمینه، بازاریابی، کسب و کار، روابط عمومی، روزنامه نگاری و زبان انگلیسی هم اطلاعات خوبی داشته باشید تا بتونید به بهترین شکل ممکن این کار را انجام دهید.2-تخصص و جایگاه خود را پیدا کنید.یافتن تخصص خود به ویژه برای فریلنسرها مهم است زیرا می خواهید خود را متمایز کنید. برای پیشرفت شغلی و به دست آوردن فرصت های جدید، باید ارزش منحصر به فرد خود را از طریق تخصص یا مهارت های خاص خود نشان دهید.3-به دنبال تجربه و چالش های جدید باشید.این نکته کاملاً با پیدا کردن جایگاه شما مرتبط است. در حین کار، کارآموزی یا شبکه، از آنچه در اطرافتان اتفاق می افتد آگاه باشید. از فرصت‌هایی که به وجود می‌آیند استفاده کنید، ممکن است جنبه جدیدی از تولید محتوا پیدا کنید که دوست دارید یا مهارت‌های ارزشمندی را که می‌توانید در جاهای دیگر به کار ببرید، پیدا کنید. برخی از مهارت های اضافی که خارج از مهارت های نویسندگی و هنر برای سازندگان محتوا مفید است عبارتند از:سئوطراحی وبسایتردیابی نرخ تبدیل ها و اهداف بازاریابیمهارت های ارتباطی4-نام تجاری خود را ایجاد و حفظ کنید.برندسازی شخصی فقط برای اینفلوئنسرها نیست. حفظ یک وبلاگ، پادکست یا حساب رسانه های اجتماعی برای نشان دادن تخصص شخصی شما می تواند به ایجاد اقتدار شما و ایجاد فرصت های تجاری جدید کمک کند. همان شیوه هایی که به مشتری توصیه می کنید در مورد شما نیز صدق می کند:تحقیق کنید و ببینید چه مطالبی در حال حاضر وجود دارد و چه مطالبی محبوب هستندسبک خود را پرورش دهیدروی تخصص خود تمرکز کنیدبا در نظر گرفتن یک مخاطب خاص محتوا ایجاد کنیدبه صورت مستمر تولید محتوا کنیدبا جامعه درگیر شویدو شما باید یک پروفایل لینکدین به روز داشته باشید، اما داشتن یک حساب توییتر نیز توصیه می شود.5-شبکه معتبر.به صورت طبیعی ممکن است با ایجاد برند شخصی شما یک شبکه ارتباطی قدرتمند برای شما ایجاد شود، اما جستجوی فرصت های شبکه نیز مهم است. رویدادهای آنلاین و حضوری و کنفرانس ها یکی دیگر از راه های عالی برای مشارکت و گسترش شبکه ارتباطی است. همچنین گروه های آنلاین زیادی در فضای مجازی وجود دارد که می توانید برای ارتباط با افراد همفکر به آنها ملحق شوید.6-به یادگیری ادامه دهید.در زمینه‌ای که دائماً در حال تغییر است مانند تولید محتوا و بازاریابی دیجیتال، باید به رشد خود ادامه دهید و با آخرین روندها به‌روز باشید. افراد موفق و نوآوری و پیشرو در حوزه ای که در آن فعالیت دارید را دنبال کنید. زمانی را برای یادگیری مهارت های جدید یا مطالعه تکنیک های جدید اختصاص دهید.با این کار نه تنها مخاطبان خود را با انگیزه و عمق دانش خود تحت تأثیر قرار می دهید، بلکه از خود یک دارایی ارزشمندتر نیز خواهید ساخت.7 مهارت و عادت یک تولیدکننده محتواکار به عنوان یک تولید کننده محتوا چالش برانگیز و ارزشمند است. شما باید به سرعت در حال رشد باشید، محتوای نوآورانه ایجاد کنید و با مخاطبان خودتون به صورت مستمر ارتباط برقرار کنید. پس هرچه زودتر شروع کنید :)منبع</description>
                <category>امیر مختاری</category>
                <author>امیر مختاری</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 20:06:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحولات شاخص های عملکرد و اثرگذاری بر فروش</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari/%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-tj9ce91msovj</link>
                <description>عوامل زیادی بر روی خرید و فروش اثرگذار هستند ولی یه مدل خیلی ساده برای اینکه بتونیم عملیات فروش رو خیلی بهینه کنیم و مشتری ها رو ترغیب کنیم که محصول ما رو بخرند استفاده از همین مدلی هست که داخل عکس بالا میبینید.داخل این مدل سه تا پایه برای ایجاد فروش و سه پایه برای فرار از خرید وجود داره.پایه های ایجاد فروش تقدیر، لذت و آگاهی هستند.در پایه تقدیر برای ایجاد فروش ابتدا باید احساس تقدیر رو در مشتری ایجاد کنیم و با ادامه دادن این حس در مشتری اعتماد ایجاد میشه و در ادامه مشتری تسلیم محصول ما میشه.در پایه لدت برای ایجاد فروش باید حس لذت رو در مشتری تحریک کنیم و در ادامه نشون بدیم که مشتری با داشتن محصول به شادی میرسه و در آخر هم آرامش.در پایه آگاهی باید مشتری از وجود محصول آگاه بشه ولی برای ادامه نیازه که حس کنجکاوی رو در مشتری ایجاد کنیم و مشتری به دنبال شناخت بیشتر محصول باشه و این موضوع باعث ایجاد علاقه در مشتری میشه.پایه های تقدیر و لذت در مشتری حس علاقه به شکار شدن رو ایجاد میکنن و پایه های لذت و آگاهی در مشتری حس علاقه به شکار رفتن رو ایجاد میکنن و پایه لذت در مواقع متفاوت میتونه جایگاه متفاوتی داشته باشه.پایه های فرار از خرید افسرده، ترس و تعجب هستند.در پایه افسرده فرد حس ناراحتی رو از محصول دریافت میکنه و در ادامه فرد از محصول غمگین میشه و این موضوع باعث میشه که فرد در برابر محصول دفاعی بشه.در پایه ترس حس ترس در مشتری ایجاد میشه و هرچی به این موضوع بیشتر فکر کنه این موضوع به کابوس تبدیل میشه و در ادامه فرد به دلیل استرسی که ایجاد شده از محصول بیزار میشه.در پایه تعجب فرد سورپرایز میشه و این فکر به وجود میاد که نکنه بعضی از موارد در رابطه با محصول بیان نشده و این موضوع باعث ایجاد حاشیه و در ادامه باعث ایجاد عدم شفافیت در مشتری میشه.پایه های افسرده و ترس باعث ایجاد عصبانیت در مشتری میشن و پایه های ترس و تعجب باعث ایجاد حس عدم اعتماد در مشتری میشن و پایه ترس در مواقع متفاوت میتونه جایگاه متفاوتی داشته باشه.به عنوان مثال در رونمایی های خودرو میتونید استفاده از پایه آگاهی رو مشاهده کنید. در ابتدا مشتری از وجود یک خودرو جدید آگاه میشه و بعضی از ویژگی های این محصول رو میدونه ولی شرکت برای ایجاد حس کنجکاوی در هیچ جایی عکسی از خودرو منتشر نکرده و در زمان رونمایی هم یک پارچه بر روی خودرو قرار داده، این موضوع باعث ایجاد حس کنجکاوی بیشتر در مشتری میشه و در ادامه مشتری با نشون دادن کنجکاوی و تحقیق به علاقه میرسه.</description>
                <category>امیر مختاری</category>
                <author>امیر مختاری</author>
                <pubDate>Tue, 09 Aug 2022 11:05:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شتابدهنده چه کاری توی اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی انجام میده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari/%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-yedv4dwpoc9z</link>
                <description>قبلا که اسم شتابدهنده به گوشم میخورد ذهنم سریع میرفت سمت ماشین و موتور و هرچیزی که به این ها مربوط میشد ولی زمانی که MBA قبول شدم و شروع به مطالعه در این زمینه کردم با اقیانوسی از اطلاعات مواجه شدم که برام تازه بود و جذاب. شتابدهنده یکی از همون موارد تازه و جذاب بود برای من.شتابدهنده چیه و چکاری برای استارت آپ ها انجام میده؟شتابدهنده یه برنامه کوتاه مدت، متمرکز و فشرده برای حمایت از کسب و کارهای نوپا و سرعت بخشیدن به مسیر رشد اون هاست. شتابدهنده مثل یه مدرسه میمونه برای کارآفرینان جوان.زمانی که یه نفر با یه ایده جدید میخواد کسب و کاری رو راه بندازه و حسابی توی تب و تاب این موضوع قرار داره به دنبال راهی میگرده که بتونه این ایده رو عملی کنه. این فرد که الان فقط یه ایده داره و به اصطلاح بهش میگن ناکارآفرین بی چیز (: نیاز به کمک داره در ابتدای مسیر و اولین جایی که میتونه بهش سر بزنه شتابدهندست.همه افراد جوان میتونن برای ورود به شتابدهنده اقدام کنن اما یه نکته داره و اونم اینه که همه قرار نیست قبول بشن و توی هر دوره که شتابدهنده پذیرش میکنه حدود 5 تا 10 تا تیم رو قبول میکنه (چون مسلما همه ایده ها قرار نیست خوب باشن و پتانسیل عملی شدن داشته باشن و شتابدهنده بعد از غربالگری ایده های ورودی بهترین مورد ها رو پذیرش میکنه).شتابدهنده سرمایه گذاری مالی خودش رو بدون انتفاع یا به صورت دریافت سهام انجام میده (بین 10 تا 20 درصد که این درصد ها میتونه بالاتر یا پایین تر باشه و ثابت نیست).در ایران شتابدهنده ها فضای کار اشتراکی رو هم معمولا فراهم میکنن ولی این موضوع وظیفه اصلیشون نیست و میتونن این کار رو انجام ندن.یه شتابدهنده خوب باید ساختار آموزشی خوبی هم داشته باشه و این آموزش ها منظم باشند پس اگر به دنبال یه شتابدهنده خوب هستید حتما سرفصل های آموزشی شتابدهنده ها رو بررسی کنید. همچنین شتابدهنده فرصت تعامل و مشورت با افراد متخصص رو فراهم میکنه. یکی از نکاتی که باید بهش توجه کنیم اینه که شتابدهنده ها به صورت تک نفری پذیرش نمیکنن و باید حتما یه تیم داشته باشید (البته در بیشتر مواقع این اتفاق میفته، بعضی مواقع شتابدهنده میتونه به شما کمک کنه که یه هم بنیان گذار یا یه هم تیمی خوب پیدا کنید).و دلیل اینکه بهش میگن شتابدهنده این هست که در مدت 3 تا 6 ماه (که مدت کمی هست) تمام خدمات خودش رو ارائه میکنه و باید کسب و کار در این مدت بتونه به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنه (کاری که اگر خودشون میخواستن به تنهایی انجام بدن ممکن بود بیشتر از این مدت طول بکشه). سرعت توی شتابدهنده ها خیلی مهمه چون در شروع کار ما فقط هزینه میکنیم و وارد دره مرگ (Death Valley) میشیم و باید خیلی سریع بتونیم ازش خارج بشیم.در پایان دوره هم تیم ها فرصت این رو دارند که نتیجه خودشون رو در روز مشخصی به اسم Demo Day به سرمایه گذاران ارائه کنند.پس یه بار دیگه کارهایی که یه شتابدهنده انجام میده رو به صورت خلاصه بیان کنیم:-تامین مالی اولیه برای شروع کار (بذر پاشی یا Seed Money)-ارائه فضای کار اشتراکی-آموزش-مشاوره و منتورشیپ-شبکه سازی و تعاملاگر بخوام چندتا مثال بزنم از شتبادهنده های فعال توی ایران میشه به شتابدهنده شریف، شتابدهنده بانا، شتابدهنده آواتک، شتابدهنده دیموند، شتابدهنده تریگ آپ و ... اشاره کرد. در سطح جهانی هم میشه به Y Combinator، Techstar، 500startups، Plug &amp; Play و ... اشاره کرد.25 شتابدهنده برتر جهان</description>
                <category>امیر مختاری</category>
                <author>امیر مختاری</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jul 2022 13:03:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی از چی تشکیل شده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@AmirMokhtari/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-t0duv1xljtai</link>
                <description>قبل از شروع بحث نیاز داریم که بدونیم که اصلا چرا این اکوسیستم شکل گرفته و هدفش چیه و چرا اصلا بهش میگیم اکوسیستم؟ برای اینکه بفهمیم چرا بهش میگیم اکوسیستم یه مثال میزنم. یه زمین کشاورزی رو در برابر یه جنگل بارانی در نظر بگیرید. در زمین کشاورزی هرچیزی به جز محصولی که داریم علف هرز حساب میشه ولی در جنگل بارانی هرچیزی جدید که مثل بقیه نیست یعنی نوآوری. محیط نوآوری یه محیط زندست و مثل یه جنگل بارانی میمونه و اصلا علف هرز داخلش معنی نداره و باید به هرچیز جدیدی که میبینیم بها بدیم و نکته اینجاست که داخل این جنگل هر موجودی که بتونه خودش رو سریع تر با تغییرات وفق بده زنده میمونه.این اکوسیستم برای این شکل گرفته که به کسب و کارها (از زمان تولد ایده تا زمانی که به بلوغ میرسند) کمک کنه تا بتونن در مسیر درست حرکت کنند و بتونن زنده بمونن.اما یه سوال. این کسب و کارهایی که گفتیم شامل همه کسب و کارها میشه؟نه، این اکوسیستم برای استارت آپ ها شکل گرفته. الان یه سوال جدید پیش میاد که اصلا استارت آپ چیه؟استارت آپ تعاریف مختلفی داره. از دید مرکز کسب و کارهای کوچک آمریکا (SBA) کسب و کاری که عموما حول محور تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی داره یه استارت آپه. از دید استیو بلنک سازمانی که در جستجوی یک مدل کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر باشه یه استارت آپه و از دید اریک ریس استارت آپ یه نهاد انسانیه که برای ارائه یه محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام زیادی وجود داره شکل گرفته.حالا که مقدمات بحث رو گفتیم بریم سراغ سوال اصلی خودمون.اکوسیستم نوآوری و کارآفرینی از چی تشکیل شده؟اجزای این اکوسیستم روابط متقابل و درهم تنیده ای دارند و هر کدوم نقش به خصوصی رو ایفا میکنن.1- شتابدهنده ها:اولین عضو این اکوسیستم شتابدهنده ها هستن. شتابدهنده ها:-برای ایده ها تامین مالی میکنن (بذر مایه یا Seed Money)-منتورشیپ و آموزش تیم ها رو انجام میدن.-فضای کار اشتراکی فراهم میکنن.-اگر نیاز بود سرمایه گذار خطرپذیر رو تامین میکنن تا از تیم ها حمایت کنه.مهمترین وظیفه ای که شتابدهنده ها برعهده دارند منتورشیپ و آموزشه و منتورها حتما باید کارنامه خوبی داشته باشند و قبلا در این زمینه فعالیت کرده باشند.البته شتبادهنده در قبال کاری که انجام میدن حدود 10 تا 20 درصد از تیم ها سهام میگیرند.یه مدل شتبادهنده هم داریم به اسم استارت آپ استودیو که ایده رو خودش ارائه میده و فقط به دنبال یه تیم میگرده تا این ایده رو عملی کنند و برای همین هم حدود 80 درصد از سهام رو برمیداره.2-فضای کار اشتراکی:فضای کار اشتراکی خلاصه شده یه شتابده هست و تعداد خدمات کمتری رو ارائه میکنه.این فضا ها:-شبکه سازی رو فراهم میکنن.-یه فضا رو طراحی و ایجاد میکنن برای استقرار تیم های نوپا.-تجهیزات اداری و کاری رو فراهم میکنن برای تیم ها.تیم ها با استفاده از این فضا ها هزینه های سربار خودشون رو کم میکنن و یکی از خوبی های این فضا ها طبق آیین نامه حمایت از شرکت های نوپا اینه که میشه به ازای هر میز یه کد پستی گرفت. یعنی میشه به راحتی با یه میز شرکت رو ثبت کرد و کارهای اداری رو انجام داد.3-مرکز نوآوری:مراکز نوآوری سعی میکنن تا فناوری رو به صنعت وارد کنند. خدماتی که این مراکز ارائه میدن:-پژوهشگران و فناوران رو شناسایی میکنه و گروه های پژوهشی تشکیل میده.-خدمات پرورش ایده، توسعه محصول جدید و مربی گری رو ارائه میده.-منابع مالی و فیزیکی لازم رو به تیم ها ارائه میکنه.-پیشرفت تیم های نوآوری رو رصد میکنه.-محصول نهایی تیم ها رو تجاری سازی میکنه و به بازار معرفی میکنه.مراکز نوآوری رو میشه در دانشگاه ها پیدا کرد همچنین سازمان های بزرگی هم هستند که براساس نیاز خودشون این مراکز رو ایجاد کردند مثل مرکز تحقیق و توسعه همراه اول.4-هاب نوآوری:وقتی مهمترین مراکز نوآوری مثل مراکز نوآوری، شتابدهنده ها، استارت آپ ها، فضای کار اشتراکی و سرمایه گذارهای خطرپذیر در یک فضای بزرگ جمع میشن یه مرکز جدید تشکیل میدن به اسم هاب نوآوری. در ایران این مراکز با کارخانه نوآوری هم شناخته میشن.5-مرکز رشد:مراکز رشد یا انکوباتور ها مراکز دیگری هستند که در این اکوسیستم فعالیت میکنند. خدماتی که مراکز رشد ارائه میدن:-برای استقرار واحدهای فناور خدمات ارائه میکنن (ارائه دفتر کار).-مشاوره های تخصصی مورد نیاز رو ارائه میده.-بر روند رشد واحدها نظارت میکنه (چون مدت محدودی میتونن از مرکز رشد استفاده کنند و باید به اهدافشون برسند).-اعتبار خدماتی و فناوری ارائه میده.بیشتر این مراکز دولتی هستند و بین سه تا پنج سال به تیم ها خدمات ارائه میکنند.6-پارک علم و فناوری:پارک های علم و فناوری مراکز بزرگی هستند که خدمات خاصی رو ارائه میکنند:-فضای لازم رو برای حضور شرکت های رشدیافته فناور تخصیص میدن.-خدمات موثر تجاری سازی رو ارائه میکنن.-خدمات قانونی خاصی رو ارائه میکنند (مثل 15 سال معافیت های مالیاتی خاص، معافیت مالیاتی از حقوق پرسنل و ...)-فراهم کردن فضای شبکه سازی.خروجی های شتابدهنده ها اگر نیاز باشه به مراکز رشد و بعد از مراکز رشد به پارک ها مراجعه میکنند.این مراکز بر اساس قانون بیشترین خدمات رو ارائه میکنند (قانون برنامه چهارم توسعه)7-سرمایه گذار:مسلما هر کاری برای اینکه بتونه ادامه پیدا کنه نیاز به پول داره و این کار رو سرمایه گذارها انجام میدن. سرمایه گذارها:-به طرح های کارآفرینانه ورود میکنن (اول غربالگری طرح ها رو انجام میدن و بعد مذاکرات سرمایه گذاری و در نهایت آغاز سرمایه گذاری).-تیم ها رو توانمند میکنند (فعالیت تیم ها رو رصد میکنن، در توسعه تجاری همکاری میکنن و در هیئت مدیره حضور دارن).-و در آخر با فروش سهام خودشون از کسب و کار خارج میشن یا اینکه اون کسب و کار رو تصاحب میکنن.سرمایه گذار ها به چهار گروه تقسیم میشن:-دسته اول سرمایه گذار های خطرپذیر یا VC ها. این گروه شرکت های خصوصی هستند که روی کسب و کار ها سرمایه گذاری میکنند.-دسه دوم صندوق های پژوهش و فناوری.این گروه صندوق هایی هستند که حدود 49 درصد از سهامشون برای دولته و روی کسب و کارها سرمایه گذاری میکنند.-دسته سوم سرمایه گذارهای خطرپذیر شرکتی.این گروه شرکت هایی هستند که زیر نظر یه شرکت بزرگ دیگه و بر اساس اهداف همون شرکت سرمایه گذاری میکنند.-دسته چهارم سرمایه گذاران فرشته (Angel Investor). این گروه افراد حقیقی هستند که خودشون در گذشته در همین شرایط بودند و خیلی خوب شرایط کسب و کار رو درک میکنند.البته هر کدوم از این گروه ها در زمان خاصی وارد کسب و کار میشن که عکس زیر به خوبی این مراحل رو نشون داده.چرخه مالی استارت آپ8-گروه های دیگر.نهاد های دیگه ای که توی این اکوسیستم فعالیت میکنن تامین کننده خدمات هستند که خدمات مشاوره ای، حقوقی و خدمات متفرقه دیگه رو ارائه میکنند، در کنار این نهادها رسانه ها و رویدادهایی هم هستند که در این زمینه فعالیت میکنند. البته باید نقش دانشگاه ها رو هم در نظر داشته باشیم و در آخر حاکمیت که با قانون گذاری، حمایت های مادی و معنوی و نظارت در این اکوسیستم حضور داره. همچنین شرکت های بزرگ هم میتونن با سرمایه گذاری، خرید، مشارکت، ادغام و نهادینه سازی نوآورانه در این اکوسیستم فعالیت کنند.</description>
                <category>امیر مختاری</category>
                <author>امیر مختاری</author>
                <pubDate>Fri, 29 Jul 2022 22:46:23 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>