<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین محمدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@Amirhosein</link>
        <description>من یک توسعه‌ دهنده کسب‌وکارم، در مورد سرمایه‌گذاری، استراتژی و مدل‌های کسب‌وکار مطالعه می‌کنم. https://www.linkedin.com/in/ahmohammadi/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 00:44:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2376/avatar/ib2rZo.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین محمدی</title>
            <link>https://virgool.io/@Amirhosein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روی دیگر کار کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-wq8wppq8fqtl</link>
                <description>چیزهایی فراتر از تکنیک و دانش فنیکار کردن در این دوره بخصوص  برای امثال منی که توقعشان از خودشان زیاد و نامتناسب با توانایی‌های فردی  به طور خاص و توانایی‌های یک انسان به طور عام است دشوارتر از همیشه بوده  است.این مطالب را برای خودم نوشتم شاید یادآوری آن برای کسانی هم مفید باشد.ترسدر کسب و کار دو روش کلی برای رسیدن از نقطه‌ x به y داریم. روش اول این است که شروع به حرکت کرده و به قدر وسع  .... و بضاعت دانایی، تا جایی که می‌شود چند متر از مسیر را دید، موانع را رو به جلو طی کنیم. رسیدن به y از این راه ممکن است طول بکشد. اما نهایتا می‌رسیم. روش دوم اما مبتنی بر تجربه است. حدود مکانی و اقتضائات دو نقظه x و y را می‌شناسیم. برای مسیر برنامه داریم. ممکن است این برنامه در جاهایی درست از آب در نیاید یا حتی کار نکند. ممکن است جایی از مسیر حتی در جهت معکوس و به سمت x حرکت کنیم یا منحرف شویم. اینجا ترس غالب شده و مانع عملکرد درست می‌شود. اگر می‌ترسید روشی را انتخاب کنید که بلدید. اگر کلا بلد نیستید با دست چپ و با نگاه به عقب در را باز کرده و با احتیاط پیاده شوید. هر چقدر برای مواجه شدن با واقعیت بیشتر صبر کنیم هزینه آن بیشتر خواهد بود.بلوغیک عنصر فداکارانه در بلوغ وجود دارد. ما باید توانایی کودکانه برای توسعه در چندین جهت مختلف را فدای واقعیت یک چارچوب کنیم.سلامت روانمدیران ارشد سازمان و به نسبتی تمام کارکنان سازمان بخصوص اگر مدیرشان ناکافی و اشتباه باشد نیاز دارند که روحشان را ترمیم و هم‌زمان مقاوم کنند.زمان نامناسب، دلیل یا توضیحی برای مراجعه نکردن به تراپیست وجود ندارد. این تفکر که باید به نقطه شکست برسیم تا با کسی صحبت کنید خظرناک است.کارکرد اصلی تراپیست روشن شدن چراغ‌هایی در ذهن و محیط زندگی فرد است. برای رشد شخصی، گذشتن از یک تلاطم احساسی، یادگیری تکنیک‌هایی برای گذر از شرایط سخت، برای یادگیری اینکه شکست و از دست دادن بخشی بزرگی از زندگی است، برای گذر از فرضیات غلط در مورد آینده، برای کنار گذاشتن مهارت‌های محافظه‌کارانه‌ای که دیگر کارکردی ندارند و نهایتا برای داشتن فضای امنی بدون قضاوت و برای صحبت آزادانه، ما به تراپی احتیاج داریم. این روزها بیشتر از همیشه.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 10:27:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایی که ایستاده‌ای چیزی که می‌بینی را تعیین می‌کند: نقش عضو مستقل در هیئت مدیره</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87-ynlthv9wphvs</link>
                <description>در یک استارتاپ یا شرکت تازه تاسیس، ساختار هیئت مدیره ابتدا شاید ترکیبی ۲-۱ از موسسین و سرمایه‌گذاران اولیه باشد.این ترکیب بزودی تبدیل به چیزی شبیه ۲-۳ از موسسین و سرمایه گذاران خواهد شد.جایی در حوالی راند b یا c کشاکش بین دو طرف بر سر تصمیمات مهم، جدی است، هر یک از زاویه نگاه خود تصمیم را درست می‌دانند و این سیاه و سفید بودن فارغ از درستی یا نادرستی یک طرف، مشکل‌ساز است. در ساختارهایی که مالکیت صددرصدی وجود دارد هم وضعیت نسبتا مشابهی از نظر چالش تصمیم‌گیری وجود دارد. مدیرعامل یک کسب و کار بخصوص وقتی در ابتدای راه است و به بلوغ نرسیده، همواره در برابر تصمیم‌گیری‌های سخت قرار دارد و سایه ترس از مواخذه هیئت مدیره را احساس می کند. بپذیرید که مدیرعامل خارج از شرکا در یک شرکت خصوصی یا بیزینس خانوادگی می‌تواند تنهاترین آدم روی زمین باشد.شاید تصور کنید مدیرعامل در شرکت فامیلی حمایت کامل اعضا را دارد، اما تجربه من در چند شرکت اینچنین، حاکی از فاصله جدی بین تفکر مدیرعامل (یکی از اعضای فامیل) با سایرین دارد. تصور کنید در چنین فضایی بودن یک عضو کاملا بی‌طرف چقدر در نزدیک شدن دو طیف موثر است و چه فضایی مناسبی برای پرداخته شدن به نظرات مدیرعامل ایجاد می‌کند.ساختار رایج هیئت مدیره‌ها به شکلی است که مدیرعامل یا موسسین، کمتر امکان مشورت با اعضای هیئت‌مدیره (سرمایه گذاران) را دارند. ذهنیت سیاه و سفید دو طرف را تصور کنید، بخصوص در فضایی که هیئت مدیره انتظار دارد مدیرعامل به تنهایی و در سایه انتظارات فضایی و هم‌زمان محدودیت‌های اعمال شده از جانب ایشان معجزه کند و همه مسئولیت‌ها را متوجه وی می‌دانند.در این شرایط بهترین مرجع و منتور تیم اجرایی برای مشورت در تصمیم‌های اجرایی عضو مستقل است. بسیار حیاتی است که شما کسی را در تیم داشته باشید که جزئیات محرمانه بیزینس شما را بداند، ملاحظات سرمایه‌گذاران را بداند، ظرفیت‌های تیم را بشناسد، صنعت را بشناسد و مهم‌تر از همه شما را بشناسد.اینکه مدیرعامل بتواند موضوعات را با عضوی از هیئت مدیره که جز سرمایه‌گذاران (تفکر تک رنگ) نیست مطرح کند فوق‌العاده است.در هیئت مدیره‌ای که اکثریت با سرمایه گذاران است، تفکر غالب به اقتضای این جمع، تفکر سرمایه‌گذاری است. در این شرایط عضو مستقلی که تجربه کاری جدی دارد، منتور مناسبی برای تیم اجرایی است و مانع از ایجاد انحصار برای یک نوع از تفکر است.اشاره شد که اقتضای موسس بودن، مدیرعامل بودن یا سرمایه گذار بودن این است که در یک قالب فکری و با ملاحظاتی بررسی کنند، فکر کنند و تصمیم بگیرند. هر کسی از جایی که ایستاده است موضوعات را می بیند.  در شرایطی که سازمان ها با چالش‌های جدیدی مواجه هستند، بیزینس مدل‌های رایج کارکرد سابق را ندارند و یافتن راهکارهای تازه ضروری است، یک زاویه نگاه متفاوت و فارغ از چارچوب‌های اقتضایی می تواند کمک موثری باشد.یافتن چنین فردی برای موسس یا سرمایه‌گذار همواره راحت نیست. گاهی لازم است چنین فردی به مرور از درون شبکه افراد مرتبط ساخته شود. بخصوص زمانی‌که با مجموعه‌ای از شرکت ‌ها در یک ساختار هلدینگی مواجه باشیم.عضو مستقل خوب، مثل یک کلاچ بین موسسین (مدیرعامل) و سرمایه‌گذاران (owner) عمل می‌کند. این ویژگی قابل ارزش گذاری نیست.یکی دیگر از مزایای حضور عضو مستقل، اگر درست انتخاب شود این است که تجربه کاری مرتبط خود را وارد کسب و کار می‌کند. تجربه ساختن تیم، مدیریت مالی (که بسیار فراتر از حسابداری و نوشتن دفاتر و صدور چک است)، مذاکرات حساس، توسعه بازار و محصول، بازاریابی و ... همگی تجربه‌هایی هستند که می‌توانند توسط عضو جدید به سازمان اضافه شوند. ویژگی اعضای مستقل می‌تواند ایفای نقش &quot;صدای مشتری&quot; در اتاق‌های بسته تصمیم‌گیری هیئت مدیره باشد. جایی که تصمیم‌ها اکثرا نه از زاویه نیاز و ارزش آفرینی برای مشتری که از منظر موسس شیفته محصول یا سرمایه گذار نگران یا سلطه طلب گرفته می‌شود.همچنین عضو مستقل می‌تواند شبکه خود را وارد کسب و کار کند و امتیازهای ویژه‌ای را ایجاد کند.عضو مستقل در هیئت مدیره می‌تواند در نقش یک دیپلمات در سازمان باشد. نماینده تمام ذینفعان از سرمایه گذار و موسس تا مشتری و کارمندان. البته که مرز باریکی بین بی‌طرف بودن واقعی و ظاهری است. عضو مستقل باید همانند نماینده سازمان فکر کند و جانب‌داری از هر یک از طرفین این نقش را زیر سوال می‌برد.احتمالا اولین انتخاب سهام‌داران عمده برای عضو مستقل هیئت مدیره افراد نام‌دار باشند. انتخاب یک نام برند وسوسه برانگیزتر از انتخاب فردی است که زمان بیشتری برای کار صرف می‌کند.یک واقعیت در این میان وجود دارد. عموما رابطه معکوسی بین میزان ارشدیت و شناخته شدن تر بودن نام افراد و زمان  آزاد ان‌ها وجود دارد. این افراد زمان کمتری را صرف درگیر شدن مستقیم در کار و جزئیات آن سپری می‌کنند. اگر بین نام و مشارکت انتخابی وجود داشته باشد، من مشارکت (involvementl) بیشتر را انتخاب می‌کنم.هر جا در مورد اثربخشی و تعامل موثر صحبت کنیم مفهوم Skin in the game وارد می شود. اوج کارایی یک عضو کلیدی مستقل در سازمان زمانی اتفاق می‌افتد که علاوه بر آنچه در تجربه، زمان، مشارکت و زاویه نگاه و شناخت گفته شد، در کسب و کار سهیم هم باشد.احساس سهیم بودن، قابلیت‌هایی را در ذهن روشن می‌کند که در حالت عادی وجود ندارند یا باید برای استفاده از ان‌ها به سختی به انگیزه‌های درونی تکیه کرد. این سهیم شدن، هرچند کم و فارغ از میزان دارایی فرد روی مدل فکری و عملکردی تاثیر ویژه‌ای دارد. ممکن است بخشی از آن مدیران کاربلد کمتر شناخته شده‌ای که در نقش عضو بی‌طرف هیئت مدیره‌ها از ان‌ها صحبت شد امکان سرمایه گذاری قابل توجه در یک کسب و کار صدها میلیارد تومنی را نداشته باشند.یک استارتاپ ۱۰۰ میلیارد تومنی را در نظر بگیرید. تزریق ۱ تا ۲ میلیارد تومن ممکن است برای فردی نسبتا جوان که ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه کار جدی داشته چندان راحت نباشد. اما ممکن است بپذیرد که ۵۰درصد درآمدش در قالب حقوق و پاداش را در ازای دریافت ۱ تا ۲ درصد از سهام به سازمان بدهد؟حتی تصور کنید امتیاز ضریب 2x را به ازای هر واحد سرمایه‌گذاری هم داشته باشد.اگر کسی آنقدر به موفقیت این کسب و کار اعتماد ندارد که پول کمی را حتی با این تسهیلات در آن سرمایه‌گذاری کند شاید اصلا گزینه مناسبی هم برای بودن بر روی عرشه نباشد.زمان هایی پیش خواهد آمد که نظر عضو مستقل با صاحب کسب و کار یا سرمایه گذاران در مسائل مهم و استراتژیک زاویه داشته باشد. اینجا آزمونی برای جدیت دسته دوم در ایستادگی بر انتخاب‌شان و اختیار دادن به عضو بی‌طرف است.یک اشتباه جدی عضو مستقل هم می تواند این باشد که به جای مشورت دادن به سازمان سعی در مدیریت آن داشته باشد. طرفین باید در نظر داشته باشند که برای رسیدن به هماهنگی، باید به هم زمان بدهند و محتمل است که به مرور صاحب کسب و کار نظراتی که فکر شده و دارای پشتوانه داده‌ای باشد را راحت‌تر می‌پذیرد و اعضا احترام جایگاه صاحب کسب و کار را در نظر می‌گیرند.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Oct 2020 14:45:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توی دل‌تان فریاد بزنید: بهترین استراتژی برای کسب و کارها در شرایط فعلی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-lgy3z0fkukui</link>
                <description>در مراکز تفریحی ژاپن، فریاد زدن برای کسانی که سوار رولرکوستر شده‌اند ممنوع شده. این تصمیم را برای جلوگیری از انتشار ویروس منحوس گرفته‌اند. این نوشته اما فقط در مورد کرونا نیست.ترسناکی این روزها از نبود چشم انداز است و افق دید بسیار کوتاه‌تر از پیش و زندگی‌ای که به روزمرگی بدل شده.در همین روزهایی که بدترین و همزمان بهترین روزها هستند، در همین هشت ماه گذشته، شروع به ایجاد پلتفرمی کردیم به عنوان پلی بین ذینفان اکوسیستم کسب و کارهای نو. کالیدوسکوپ (Kaleidoscope). نقش پررنگ‌تر را طبیعتا کسب و کارها و سرمایه گذارها داشته اند. سرمایه گذارانی شامل فرشته‌ها، بازاریان سنتی، شرکت‌های سرمایه گذاری و Solo capitalist ها. (یکی از دستاوردهای این مدت کوتاه، کشف و کمک به توسعه مفهوم Solo capitalist بوده که جداگانه بیشتر در موردش می‌نویسم.)اما نتیجه تلاش این چندماه، درخواست جذب سرمایه‌ای در حدود 200 میلیارد تومان (وزن بیشتر با یک درخواست 150 م تومانی است) در یک سمت و سرمایه‌ای در حدود 430 میلیارد در سمت دیگر بوده است. در انتهای تیر ماه اما تنها موفق به تامین 12 میلیارد تومان در این موازنه شدیم.در مورد دلایل آن زیاد فکر کردم، چیستی و چرایی آن از نگر من چنین است:عدم جدیت: مشخصا ما مردمی غیرجدی هستیم، این عدم جدیت و پشت گوش اندازی (Procrastination) در همه چیز نمود دارد. تفریح، کار، تحصیل، ... در مورد همه چیز حرف می‌زنیم و فقط حرف. حتی حاضریم پول خرج کنیم و هزینه فرصت بپردازیم اما قدم از قدم برنداریم. چنین است که از 50 مذاکره اولیه نهایتا 2 مورد ممکن است به نتیجه برسد.گزینه‌های اندک: سرمایه گذار هم فهمیده است که پول را باید جای جدیدی هزینه کند و حنای اکوسیستم فعلی دیگر رنگی ندارد. در غیاب تکنولوژی‌های نو و محدودیت‌های کسب و کارهای دارای محصول فیزیکی، انتخاب بین گزینه های فعلی کسل کننده است.بازارهای جایگزین: در اقتصادی با رشد مجموع صفر در عرض ده سال گذشته که همه کاسب تورم هستیم، حتی رویای خروج چند ده برابری هم در برابر رشد بازار سرمایه و املاک و کالاهای سرمایه ای کمرنگ جلوه می‌کند.عدم شفافیت: زمانی که قصد اصلی و کف مطالبات طرفین در مذاکره ای مشخص نباشد احتمالا فقط وقت خودمان را تلف می کنیم. سرمایه گذاری که دنبال اسباب بازی ساختن برای فرزندش به سرزمین استارتاپی آمده، یا شرکت بازرگانی! ای که دنبال کسب و کار پوششی است و ده‌ها دلیل این چنینی از نیت های بعضی سرمایه گذاران است. متقابلا سرمایه پذیران ظاهر الاصلاحی که قصد کسب و کار ساختن ندارند و کیسه دوخته اند برای آن طرف میز، گزینه های کسل کننده ای بنظر می‌رسند.و ترس: ترس از عدم آگاهی می‌آید. درست است که شرایط بسیار ناپایدار است اما امروز هیچ چیزی مهم‌تر از سرعت عمل نیست و ترس فلج کننده، کشنده‌تر از هر عاملی است، هم برای سرمایه و هم کسب و کار. اگر شرایط حاضر را به ذوب شدن تکه یخ زیر پای‌مان تشبیه کنیم بدترین کار این است که نظاره گر باشیم. بوضوح در ماه‌های گذشته ترس را در هر دو سمت میز دیده‌ام. نه سرمایه گذار و نه سرمایه پذیر هیچ یک جسارت سابق را ندارند.خیلی ساده سازی شده و از منظر یک غیرکارشناس در اقتصاد، وضعیت ما در مقیاس 40 ساله جایی در ابتدای موج C است. اگر این وضعیت را بپذیریم از منظر تکنیکال وقتی کانال بلندمدت رو به بالا بشکند یک رشد بلند مدت (25 سال آینده) پیش روست. این یعنی هر حرکتی از انتهای چاه حرکت مثبتی است و الان وقت کار است.سرعت تحولات در طول موج C سریع تر و شدت اتفاقات بیشتر خواهد شد. استراتژی مطلوب در آینده نزدیک، زنده ماندن با افق توسعه و رونق است. این یعنی در میان مدت باید به فکر تغییر مسیر به سمت رشد فزاینده باشیم و هر تومان سرمایه گذاری امروز معادل چند ده X در ده سال آینده است. در مورد دلایلم برای رشد جدی سال‌های آینده جداگاه خواهم نوشت. ملموس‌ترین اتفاق در جامعه تا آن زمان، آزادسازی کامل نرخ حامل‌های انرژی است و بدنبال آن حقوق پایه 87 دلاری فعلی کارگر ایرانی تغییر خواهد کرد.اگر تصور آن رشد چشم‌گیر و به تعبیری سپیدی پس از شب سیاه، امیدی در شما ایجاد کرده است، می‌شود کمی در مورد شرایط بقا در این دوره‌ی گذار صحبت کرد:شاخص تعیین کننده‌ی شانس زنده ماندن کسب و کارها در سال‌های پیش‌رو ضریب انطباق پذیری است. شناخت دقیق اتفاقات و تطبیق سریع سازمان از ذهینت تا ابزار، لازمه‌ی انطباق پذیری حداکثری است. به شخصه در این مدت به مشاوران بدبین (early-warnings) توجه بیشتری خواهم داشت تا دکترهای همه چیز دان آفتاب مهتاب ندیده.چاره در بازنگری همه جانبه است. همه چیز باید تغییر کند و اول از همه دیدگاه موسسان. اشتباه نکنید، در این دام که کرونا دنیا را عوض کرده و واکسن‌ها ناجی عالم بشریت خواهند بود گرفتار نشوید. ما در ابتدای دوران آشوب هستیم.این نمودار از کتاب جدید The Changing World Order نوشته Ray Dalio را ببنید. نمودار را در بازه تاریخی 1940 تا آینده ای در2035 و اوج آن را جایی در حدود سال 2008 تصور کنید.برای زنده ماندن، برنامه کوتاه مدت باید بازسازی جریان‌های درآمدی باشد. مشتری آن مشتری سابق نیست. پس به شیوه قبل، با انگیزه‌های قبل و به مقدار قبل هزینه نمی‌کند. توجه به آمارهای مصرف اخیر رفتارهای مشتری جدید و  ارزش جدیدی که باید برایش خلق کرد را روشن‌تر می‌کند.گزارش‌ها نشان می‌دهد شکاف طبقاتی ابعاد مضاعفی گرفته است. به عنوان یک مثال از لزوم تغییر ذهینت، خوراکی را در نظر بگیرید که بدلیل پایداری در سطوح انتظاری مصرف، همواره محل امنی برای سرمایه گذاری بود.با وجود تغییرات و نوسان‌های زیاد احتمال اشتباه هم بالاتر خواهد رفت. اکوسیستم کسب و کارهای نوپا با آزمون، خطا و یادگیری و اصلاح عجین است اما امروز اشتباه و زمان هر دو بسیار پرهزینه تر از قبل هستند. بنابراین بیش از هر زمان دیگری، بررسی دقیق، نمونه سازی و اعتبارسنجی محصول مهم است.این حجم از تغییر در ساختارهای قبلی متصور نیست. ساختار سازمان و فرآیندها باید بازسازی شوند. دینامیک کسب و کار از هر جنسی تغییر کرده است. یک مثال ساده &quot;دورکاری برای همیشه&quot; است.حالا، با وجود میلیون‌ها نفری که در خانه مانده‌اند یا تمایل دارند که بیشتر در خانه بمانند، جامعه بیش از هر زمانی مجازی شده است.در این دنیای بیشتر دیجیتال، فرصت‌های کاملا متفاوت از آنچه تصور می‌کنیم پیش رو است.  کسب و کارهای بی شماری در نقطه برخورد تکنولوژی و نیازهای واقعی انسان ها منتظر فاندرها هستند.&quot;جهان در دهه‌های پیش‌رو مکانی بسیار خطرناک‌تر، ناآرام و کُشنده‌تر خواهد بود. سرعت بالای حوادث، افزایش حجم ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی و بحران همه‌جانبه نیازمند شهروند، مدیر، کسب‌وکار و اقتصادی با ویژگی‌ها و طرز تفکری نوین است. چابکی، تکنولوژی و جغرافیا رئوس مثلث بقای شماست.&quot; حمید بابایییک اشتباه استراتژیک می‌تواند این باشد که فکر کنیم باید آنچه آسیب دیده را دوباره بسازیم. این تفکر کاملا به بی‌راهه می‌رود. ما باید چیزهای جدید با قابلیت های جدید و با رویکرد پایداری، انعطاف و بر پایه نیازهای جدید بسازیم. اگر می‌پذیریم که در میانه‌ی آشوب زده‌ترین منطقه دنیا زندگی می‌کنیم باید از مقایسه هم دست برداریم. اینجا نیاز به کسب و کارهایی با ویژگی‌های متفاوت دارد. اینجا سرزمین جنگ های نامنظم است و تفکر کلاسیک حاکم بر دنیا حتی پیش از خط تاریخی کرونا هم قرابتی با آن ندارد.بنابراین غر زدن هایتان را نگه دارید برای آینده، امروز وقت کار است، الان فقط توی دلتان فریاد بزنید.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 22:56:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برزخ: 8 ماه پس از همه گیری به روایت نمودارها</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%A8%D8%B1%D8%B2%D8%AE-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-jnrzg53krhmw</link>
                <description>اگر بپذیریم که افراد کمترین دروغ‌ها را به گوگل می‌گویند، می‌شود از داده‌های جستجو به نتایج جالبی در مورد واقعیت‌های دوره حاضر رسید. بنظر می‌رسد مردم حالا غذا خوردن در رستوران را کمتر تهدیدی برای سلامتی خود می‌دانند ولی کماکان در مورد رفت وآمدهای غیرضروری و سفر با احتیاط عمل می‌کنند.تغییر رفتار مصرف‌کننده و سبک زندگی موردی است که در داده ها کاملا مشهود است. کلمه &quot;مخمر&quot; که احتمالا دلالت بر پختن بیشتر نان در خانه دارد و جستجوی کلمه دمبل یا میزهای ایستاده، نشان می‌دهد مرحله پذیرش شرایط جدید و سازگاری با آن را طی می‌کنیم.شاخص‌های مصرف کننده به آرامی در حال تثبیت است و ترس فراگیر از کرونا در پی امیدواری از ساخت واکسن یا شاید عادت کردن مردم کمتر شده است. فعالیت‌های خارج از منزل در حال برگشت به سمت سطوح گذشته است و به کندی نشانه‌هایی از رشد تعداد سفرها و اقامت در هتل‌ها در بین جوانان که نگرانی کمتری دارند دیده می‌شود.نگرانی از کرونا و مقایسه بین جامعه چین، آمریکا و فرانسهباید بپذیریم که دنیا در سال‌های پیش رو سورپرایزهایی از جنس کرونا کم نخواهد داشت و کسب و کارها ناچار از سازگاری سریع با نیازهای جدید و تغییر الگوهای مصرف برای زنده ماندن هستند.نسبت تعطیلی دایمی کسب و کارها به توقف موقتی فعالیتآمارهای Yelp نشان از افزایش توقف دایمی فعالیت کسب و کارهای خرد دارد، معنی این اتفاق این است که در صورت بازگشت سمت تقاضا به سطوح پیشین، یعنی زمانی که کرونا تمام شود، سمت عرضه به سرعت نمی‌تواند خود را تطبیق دهد و چالش‌هایی از جنس کیفیت، قیمت و انحصار خواهیم داشت. هر چند بخشی از این تغییرات هم دایمی است و دنیا هرگز عینا مثل سابق نخواهد شد.در هفته‌های اول رستوران‌ها بیشترین آسیب را از شیوع متحمل شدند، در ادامه اما خرده فروشی‌ها از آن پیشی گرفتند و بیشترین کسب و کارهای آسیب دیده دایمی در این دسته هستند.نمودارها نشان می دهند کسب و کارها باید هر چه زودتر نسخه in-home ارائه کنند یا بمیرند.خرید و فروش‌های داخلی شرکت‌ها عموما به عنوان سیگنالی از پیش بینی آینده برای سرمایه گذاران طلقی می‌شود. بررسی آمار خرید و فروش‌های داخلی (مدیران شرکت ها) نشانه جدی از افزایش خرید و امید به بازگشت V شکل ندارد. هر چند یک اوج در ماه می و همزمان با افزایش خوش‌بینی‌ها از بازگشت بازارها ایجاد شده است و مجددا فروکش کرده و جای خود را به فروش داده است.این داده‌ها در نگاه کلان‌تر هم تاییدهایی به همراه دارند. اقتصاد اروپا هنوز به عادل جدید نرسیده و نشانه های قطعی بازگشت هنوز دیده نمی‌شوند. بررسی آمارهای اتحادیه اروپا نشون می‌دهد میزان فروش در خرده فروشی‌ها در حدود 50درصد مقدار پیش از شیوع کرونا است.اقتصاد حوزه یورو 15درصد کوچک تر شده استفروش خرده فروشی ها در بازه یک سال گذشتهدر همین زمان، فروش آنلاین به شدت رشد کرده است. نمودار زیر مربوط به خرید غیرحضوری در فرانسه است.نمودار بالا با وجود ظاهر امیدوارکننده البته یک حقیقتی را هم پنهان و تا حدی دستکاری کرده است. اقبال به تجارت الکترونیک در فرانسه نسبت به سایر کشورهای اروپایی بسیار کمتر بوده است. نمودار زیر را ببینید:هر چند در تفسیر این نمودار باید کمی محتاط بود و دو عامل توقف فعالیت آمازون در فرانسه و سهم صنعت توریسم را هم لحاظ کرد.تجارت الکترونیک در آمریکا هم روزهای خوشی را سپری می‌کند. تعداد ایستگاه‌های تحویل کالای آمازون در آمریکا از ابتدای مارس تا کنون با رشد 71 درصدی به 278 واحد رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا آخر سال به 415 مورد افزایش پیدا کند. ایستگاه‌های تحویل کالا، کارکردی شبیه دفاتر پست محلی دارند که فقط کالاهای آمازون را جابجا می‌کنند و آمازون از نیروهای پیک بصورت قراردادی برای تحویل کالاها استفاده می‌کند. این خبر هم از جهت رشد غیرقابل پیش بینی درخواست‌های آنلاین و هم از جهت کاهش قابل توجه در تقاضای سرویس‌های پستی که تا پیش از این سفارش‌های آمازون را تحویل می‌دادند و هم‌زمان تغییر نوع نیروی کاری مورد نیاز آمازون مهم است.در نگاه کلی‌تر، آمارها از رشد شدید تعداد کسب و کارهای جدید ثبت شده در هفته های اخیر در آمریکا خبر می‌دهند. برای 8 هفته متوالی، تعداد این درخواست‌ها بیش از 100هزار واحد بوده و برای مثال فقط در هفته 27ام سال 2020، 113210 مجوز جدید صادر شده  است.مقایسه داده‌ها به تفکیک جغرافیایی نشان می‌دهد بیشترین تقاضا برای ایجاد کسب و کار جدید در ایالت هایی بوده که بیشترین آسیب را از شیوع کرونا داشته‌اند.شاید این جهش در تمایل به کارآفرینی، هم گام با موج توسعه تجارت الکترونیک باشد. حالا هر فردی می‌تواند در خانه نشسته و با کمک پلتفرم‌هایی مثل شاپیفای و اتسی، کسب و کاری ایجاد کرده و کالا بفروشد. دوران رکود همواره زمان ظهور ایده‌های جدید بوده است اما اگر به آمار موج دوم بیکاری‌های آمریکا و ایالت‌هایی که بیشترین درخواست دریافت مجوز  را داشته‌اند نگاه کنیم، احتمالا به این نتیجه می‌رسیم که این‌ها تلاشی ناامیدانه برای بقا هستند تا امیدواری.اما در مهد کرونا، شرایط به کلی متفاوت است. چین زودتر از همه دارد شرایط را بازیابی می‌کند. احتمالا هدایت ارتش 1.450 میلیاردی ربات‌های چینی به درستی انجام می‌شود. شعار &quot;چینی فقط چین و چینی را می‌بیند&quot; هم کار کرده و آن‌ها زودتر از هر کس دیگری فهمیده‌اند که جهانی شدن روی کاغذ قشنگ است و دنیا حالا اسیر چین است.دنیا با کرونا دردآور و هم‌زمان آموزنده است. ضروری است که آموزه‌ها را نگهداریم و احساس نامیدی و درد را فراموش کنیم.پ.ن: این یادداشت با تغییر آمارها بروزرسانی می‌شود.منابع این یادداشت:https://www.ceicdata.comhttps://marker.medium.com/the-pandemic-startup-surge-by-the-numbers-dfb21b08ade4https://info.ceicdata.com/ceic-leading-indicator-low-base-effect-might-be-over-for-chinahttps://www.census.gov/econ/bfs/index.htmlhttps://bit.ly/2YGGA8whttps://www.bcg.com/publications/2020/covid-consumer-sentiment-survey-snapshot-8-24-20?linkId=98257726</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 29 Aug 2020 14:50:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک تیر و چند نشان: بیمه، ابزار تسهیل فضای کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-sp09tbbbmqvu</link>
                <description>نگاهی به ضریب نفود بیمه در بازه حدودا 50 ساله گذشته نشان می‌دهد در کنار تورم و بی ثباتی، احتمالا عدم همخوانی محصول-بازار هم می‌تواند نقش کلیدی در جاماندن از بازار بزرگ بیمه داشته باشد. نتیجه‌گیری وقتی بدتر می‌شود که بدانیم، کاهش GDP و رشد نرخ‌‌‌های حق بیمه (بیش از تورم) از دلایل منجر به افزایش ضریب نفوذ بیمه  روی کاغذ شده است!ضریب نفوذ بیمه در ایراناز طرفی در شرایط پرریسک حاکم بر فضای کسب و کار، اگر ریسک بین ذینفعان بدرستی توزیع ومدیریت نشود نباید انتظار داشته باشیم سرمایه‌گذار بخش بزرگی از آن را متقبل شود. برای سرمایه‌گذار بسیار مهم است که بداند مدیریت ریسک چگونه انجام می‌شود و طبیعتا یکی از راه‌‌‌های آن، پوشش ابعاد مختلف ریسکی از طریق بیمه است.هر کسب و کاری ذاتا با انواعی از ریسک‌‌ها همراه است. مشکلات و چالش‌‌ها حذف شدنی نیستند اما با مدیریت درست می‌توان میزان و اثر آن ‌ها را کاهش داد. یکی از راه ‌‌های کاهش این مشکلات، توزیع ریسک از طریق پوشش‌‌‌های بیمه‌ای است.همانطور که اشاره شد فاصله قابل توجهی که بین محصولات بیمه‌ای در بازار ایران و نیاز‌‌های کسب و کار‌ها وجود دارد نه تنها  باعث عدم اقبال به بیمه شده بلکه یکی از موانع مهم توسعه کسب و کار است.در عدم همخوانی محصول با بازار و به تبع آن نبود پوشش بیمه ای مناسب:- شرکت بیمه تنها  متکی به فروش رانتی بیمه به سهامدار عمده یا زیرمجموعه ‌‌های مرتبط هستند و با اندکی تغییر در سیاست‌‌‌های کلان بیمه‌ای دچار تنش جدی در فروش می‌شوند. تصور کنید بیمه اجباری شخص ثالث، مانند اشتراک آب و برق و گاز سالانه و حسب همین توزیع دستوری بازار بین شرکت‌‌‌های بیمه تمدید شود...- کسب و کار‌های کمتری از ترس ریسک‌‌‌های موجود ایجاد شده و بیزینس‌‌‌های فعلی در اثر یک اشتباه یا حادثه دچار آسیب غیرقابل جبران می‌شوند.- دولت و رگولاتور در راستای کاهش ریسک و تسهیل فضای کسب و کار بواسطه مسئولیت ذاتی و همینطور نگاه به کسب درآمد مالیاتی ناکام می‌مانند.این تصویر رو از گزارش Deloitte برداشتم احتمالا از روی لوگوی بیمه ایران کپی کردن!بررسی چالش‌‌ها از منظر کسب و کار می‌تواند به نهاد‌‌های تصمیم‌گیر و خصوصا شرکت‌‌‌های بیمه‌ای برای رفع موانع، شناخت بازار و توسعه محصول کمک کند:1. آسیب به دارایی‌‌‌های مشهود شرکت: داشته‌‌‌های مشهود شرکت‌‌ها مثل ساختمان، موجودی انبار‌ ، تجهیزات سرمایه‌ای، کالا‌‌های فروشگاهی و ... در اثر بلایای طبیعی، حوادث، دزدی، خرابکاری و ... دچار خسارت می‌شوند. در مواردی این آسیب می‌‎تواند روند عادی فعالیت‌‌‌های شرکت را برای مدتی تحت تاثیر قرار دهد و هزینه‌‌‌های جدی ناشی از اختلال در فعالیت اصلی و همزمان هزینه جبران را تحمیل کند.جدای از برنامه تداوم فعالیت کسب و کار که برای شرایط اینچنینی باید پیش‌بینی شود، بیمه‌‌‌های عدم النفع برای پوشش خسارت اموال و خسارت ناشی از عدم فعالیت نرمال می‌توانند نقش حیاتی در تداوم مسیر بیزینس داشته باشند. پیشنهاد موکد بر این است که پوشش‌‌‌هایی معادل میزان تمام هزینه جایگزینی این دارایی ‌ها و نه لزوما ارزش بازار آن‌‌ها  در نظر گرفته شود.یکی از چالش‌‌ها در این شرایط توقف یا اختلال جدی در جریان‌‌‌های نقدی کسب و کار به عنوان عامل حیات است. پوشش‌های بیمه‌ای می‌توانند به تداوم این روند با وجود توقف کامل فعالیت‌‌ها ناشی از آسیب‌‌‌های غیرقابل پیش بینی به دارایی‌‌‌های شرکت کمک کنند. پوشش اختلال در فعالیت کسب و کار، می‌تواند درآمد از دست رفته و سود‌‌های انتظاری ناشی از اختلال موقتی در عملیات شرکت را تعهد کند.بنظر می‌رسد شرکت‌های بیمه در آینده می‌توانند مشاوران حقوقی و کسب و کاری بسیار موثری شوند، هر چند این بازوی مشورتی در ساختار شرکت‌‌های بیمه درآمد مستقیم ایجاد نمی‌کند ولی جذابیت محصول، افزایش حق بیمه و دانش انباشته قطعا چندین برابر آن را جبران می‌کند.احتمالا یکی از ضروریات این پوشش‌‌‌های بیمه‌ای و منطقا تعهد متقابل کسب و کار در برابر شرکت بیمه، تدوین پروتکل‌های بحران است. برای این منظور، باید ریسک‌‌ها و تهدید‌ها بر اساس داده‌‌‌های تاریخی، جغرافیایی، صنوف همسان و سایر منابع شناسایی و در یک فرآیند تحلیل شود و در نهایت راهکار‌‌های کنترلی برای کاهش و جلوگیری از بروز آن‌‌ها  پیاده سازی شود. این پروتکل می‌تواند شامل انواع عکس العمل‌‌‌های سریع، پاسخ‌‌‌های روابط عمومی، ارتباط با ذینفعان و کارکنان و مدیریت منابع باشد.2. هزینه سرمایه انسانی: وجود نیروی انسانی به خودی خود ریسک‌‌‌های زیادی برای کسب و کار ایجاد می‌کند. خطای ناشی از فعالیت‌‌‌های مبتنی بر عملکرد فردی و حتی ارتباط کارکنان با مشتریان و افکار عمومی از ریسک‌‌های حضور نیروی انسانی است. تصمیمات کارمندان می تواند شرکت را دچار تغییرات جدی مثبت یا منفی کند.چالش بزرگ دیگر نیروی انسانی در زمان جدایی است. در شرایط بحران اقتصادی مشابه آنچه در آن هستیم، ریسک‌‌های قابل توجهی در اثر تعدیل یا ترک کار نیروی انسانی متوجه کسب و کار‌ها می‌شود.نیروی کلیدی را تصور کنید که قصد دارد شرکت را ترک کند. در یک فرض نسبتا محتمل، قراردادی کلی و غیرحقوقی و ناکارآمد بین دو طرف امضا شده و یک سفته هم برای حسن انجام کار دریافت شده است و کارمند مطالباتی هم از محل سنوات و حقوق آخر و مرخصی و ... دارد. با این وجود اصرار دارد شرکت را ترک کند.خسارت این ترک کار‌‌های ناگهانی اغلب جبران ناپذیر است (گول شرکت‌‌های حجره ای وطنی را نخورید، آن‌‌ها  هرگز به خسارت خودساخته اعتراف نمی‌کنند).چاره کار قرارداد دقیق و شفاف مبتنی شامل شرح شغل، شاخص‌‌های اندازه‌گیری عملکرد و ابعاد جبران خدمات و در کنار آن پوشش بیمه افراد کلیدی است. این محصول بیمه‌ای خسارت‌‌‌های ناشی از خروج یک فرد کلیدی از سازمان را پوشش می‌دهد.اگر هنوز به ارزش افراد کلیدی شک دارید در حالت ساده شده به تاثیر یک سرآشپز در تداوم حضور مشتریان وفادار یک رستوران فکر کنید.3. نشت اطلاعات : یکی از اتفاقات رایج سال‌های اخیر کسب و کار‌ها  (فارغ از آنلاین یا آفاین) آسیب ‌‌های ناشی از نشت اطلاعات بوده است. بخش قابل توجهی از این نشتی‌ها  بدلیل سهل انگاری، عدم آموزش کافی و رعایت نکردن پروتکل‌‌‌های امنیتی متداول است.این گزارش در مورد آسیب فست فودها از نشت اطلاعات را ببینید:https://techtalk.pcmatic.com/2019/06/03/data-breach-checkers/هزینه‌‌‌های نشت اطلاعات به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نیستند:- هزینه‌‌‌های پیگرد قانونی از جانب شرکا و مشتریان- جریمه رگولاتوری به دلیل عدم ایفای تعهدات- توقف یا تعطیلی کسب و کار- افت ارزش سهام شرکتبرآورد هزینه‌های نشت اطلاعات در سال 2020گزارش سالانه IBM را ببینید:https://www.ibm.com/security/digital-assets/cost-data-breach-report/?utm_medium=OSocial&amp;amp;amp;utm_source=Blog&amp;amp;amp;utm_content=000039JJ&amp;amp;amp;utm_term=10013747&amp;amp;amp;utm_id=SI-blog-1&amp;amp;amp;cm_mmc=OSocial_Blog-_-Portfolio%20Security_Security%20Conversation-_-WW_WW-_-SI-blog-1_ov76748&amp;amp;amp;cm_mmca1=000039JJ&amp;amp;amp;cm_mmca2=10013747#/بنظر می‌رسد بازار بزرگی در ایران برای وکلایی که پیگیر پرونده‌های شکایت افراد از کسب و کار‌ها هستند وجود دارد و البته در سمت دیگر شرکت‌‌های بیمه‌ای که تلاش خواهند کرد کسب و کار‌ها را برای رعایت استاندارد‌‌های جدی در جلوگیری از نشت اطلاعات و ادعای خسارت تحت فشار قرار دهند.4. بیمه مسئولیت: یکی از آسیب‌‌‌هایی که کسب و کار‌‌های عمدتا کوچک و متوسط و حتی فریلنسر‌ها  دچار آن می‌شوند این تصور است که فکر می‌کنند کیفیت کارشان همیشه خوب است، هیچ اشتباهی صورت نمی‌گیرد و هیچ کسی بدلیل عدم تطابق کیفی کار با انتظارات (در غیاب قرارداد شفاف) آن‌‌ها را مورد پیگرد حقوقی قرار نخواهد داد. در حالیکه در مواردی حتی نیاز به اشتباه نیست، یک دعوای حقوقی ناموجه هم می‌تواند هزینه‌‌‌های زمانی و مالی قابل توجهی برای یک کسب و کار کوچک یا فرد ایجاد کند.کسب و کار‌ها بخصوص آن‌هایی که خدمات محور هستند باید توجه ویژه‌ای به بیمه‌‌‌های مسئولیت داشته باشند.این بخش هم جزو مواردی در ایران است که مشتریان آسیب دیده کمتر به مرحله شکایت می‌رسند در حالیکه احتمال زیادی وجود دارد بتوانند کسب و کار را در دادگاه محکوم کنند و مدیران از این ریسک غافلند.راهکار: هر چقدر هم درست و دقیق کار کنید اشتباه و حادثه غیرقابل اجتناب است. مدیریت ریسک باعث کاهش خسارت‌های مالی، افزایش اعتبار و رتبه سرمایه‌پذیری کسب و کار و حفظ آرامش روانی موسسین و مدیران کسب و کار‌ها می‌شود. پس دو راهکار اطمینان بخش وجود دارد:1. از شبکه‌ای مرتبط و هماهنگ از مشاوران شامل خدمات حسابداری، مالی، بانکی، بیمه ای، حقوقی و ... استفاده کنید و از یک تیم مشاور‌‌ه‌ای برای سنجش و مدیریت ریسک کسب و کار کمک بگیرید.2. تا حد امکان جوانب مختلف کسب و کار را تحت پوشش‌‌های بالای بیمه‌ای قرار دهید</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 22 Aug 2020 10:46:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رستوران مورد علاقه‌مان را زنده نگه داریم</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-d4jdpvrlunjo</link>
                <description>قطعا حالا دیگر از فاز انکار عبور کرده‌ایم یا در دو به شک پا گذاشتن به این مرحله هستیم. امیدی به دستگاه ویروس‌یاب و کمک و تدبیر دولتی هم نیست. پیشنهاد می‌کنم به اخبار دارو و واکسن هم امیدوار نباشید، دست‌کم ماه‌ها برای رسیدن به ما طول می‌کشد.از بزرگنمایی رسانه که بگذریم تمام پیش‌بینی‌ها نشان میده دنیا سال سختی پیش رو دارد، ما که پیش از این بحران هم در رکود نسبی بوده‌ایم.در این مدت بخصوص در یک ماه گذشته، کسب و کارهای گردشگری (هتل، خطوط هوایی، حمل و نقل بین شهری، ...)، تاکسی‌های اینترنتی، خرده فروشی‌ها (فروشگاه‌های پوشاک و لوازم خانگی و ...)، خشک‌شویی‌ها، آرایشگاه‌ها، باشگاه‌‌های ورزشی و از همه مهم‌تر رستوران‌ها، کافی‌شاپ‌ها و شیرینی‌فروشی‌ها تقریبا تعطیل شده‌اند. چشم‌انداز مثبتی هم برای عادی شدن شرایط دیده نمی‌شود، چون دشمن نامرئی بیرون از خانه منتظر است و با کوچک‌ترین سهل‌انگاری در رعایت موارد بهداشتی، ضربه کاری را وارد خواهد کرد. این یعنی سایه فشار مضاعف بر بازارها ادامه دارد.درصد رزرو رستوران‌ها در سایت Open Tableباز هم اگر فکر می‌کنید چنین نیست به میزان تقاضای بیمه بیکاری در آمریکا نگاه کنید، این آمار نشان می‌دهد مردم چشم‌انداز مثبت و به این زودی امید به برگشت به کار ندارند.برگردیم به ایران. دولت‌ و نهادهای متولی هر کدام در راستای احساس تکلیف، در این مدت سعی کرده‌اند کاری انجام دهند. پیش‌تر اینجا در مورد کمک‌های دولتی توضیح دادم و اینکه نباید منتظرش بود:چه کسانی باید تاوان بدهند؟نهادهای متولی هم کم و بیش با کارهایی همچون پویش #از_خانه_بخریم و تلاش برای آنلاین کردن کسب‌وکارهای محلی کوچک، تلاش کردند بخشی از تقاضای از دست رفته را جبران کنند که بنظر نمی‌آید موفقیتی کسب شده باشد. من حداقل گزارشی ندیدم. چنین شد که افرادی شروع کردند به مقابله با اثرات اقتصادی کرونا با هر ظرفیت و ابزاری که در اختیار دارند و اجرای راه حل هایی عملیاتی برای حمایت از کسب و کارهایی که تعطیل شده‌اند! بعید به نظر می‌آید اما شدنی است. راهکار در تجمیع ظرفیت فضای دیجیتال و کنش جمعی مردم در قالب «جمع‌سپاری» است که علی‌ظریف هنرور نام آن را «نسیه معکوس» گذاشته است. نسیه معکوس به این معنی است که افراد در صورت توان برای حمایت از کسب و کارهای محلی مورد علاقه‌شان، با پرداخت مبلغی به کسب و کار(مثلا رستوران) در امروز، خدمات آن کسب و کار(غذا)‌ را در ماه‌های بعد از عادی شدن شرایط دریافت کنند. حال کسب و کارها می‌توانند با توجه به نیاز مالی خود و شرایط اقتصادی‌شان و نوع خدماتشان پیشنهادهای خاصی نیز برای مشتریانشان ارایه کنند. به عنوان مثال می‌توانند خدمات آینده را با قیمتی کمتر از قیمت واقعی به مشتریان پیشنهاد دهند. با توجه به شرایط تورمی اقتصاد ایران دادن تخفیف انگیزه مناسبی برای مشتریان خواهد بود.عده زیادی مثل من فقط به این راه حل فکر کردند اما تعداد معدودی این کار را انجام دادند. مثال خوبش کمپین نودونو و نمونه خارجی آن سایت SaveOurFaves که هر دو کمتر از یک ماه است که راه اندازی شده‌اند. شما از بین کسب و کارهای ثبت شده، انتخاب می‌کنید و مبلغی به عنوان اعتبار استفاده از خدمات یا محصول آن کسب و کار، با تخفیف قابل توجه، خرید می‌کنید و می‌توانید تا زمان مشخصی مثلا تا آخر سال 99 از آن استفاده کنید.سایت کمپین نودونونسیه معکوس چه فایده ای دارد؟به کسب و کار کمک می کند با ایجاد جریان نقدینگی، بخشی از هزینه های خود شامل اجاره، اقساط، انرژی، مالیات و حقوق پرسنل را جبران کند و تا حد امکان مانع تعطیلی همیشگی شود.شرایطی برای مشتری فراهم می کند تا ضمن داشتن حس خوب مشارکت در یک فعالیت جمعی حمایتی، از خدمات مورد علاقه‌اش با تخفیف خوبی برخوردار شود.هیچ راه کوتاه مدت موثری برای آنلاین کردن! کسب‌و‌کارهای سنتی وجود ندارد و اساسا مشکل در حال حاضر، کاهش تقاضا به دلیل &quot;عدم اعتماد به محصول&quot; است. این راهکار هزینه فرصت از دست رفته را تا حدی کاهش می‌دهد.این نگرانی ممکن است وجود داشته باشد که &quot;چه تضمینی برای ارائه سرویس از سوی کسب و کار یا حتی بقای آن تا زمان مهلت استفاده از اعتبار وجود دارد؟&quot; پاسخ &quot;اعتماد&quot; است.هدف این رویکرد، حمایت مردم از کسب و کار مورد علاقه شان و زنده نگه داشتن آن است. احتمالا ما به رستوران مورد علاقه مان اعتماد نسبی هم داریم.نکته دیگر اینکه ما مردم تلاش می‌کنیم چراغ این کسب و کارها روشن بماند و اگر نماند حاصل یک تلاش جمعی از دست رفته است. یادمان باشد در این بحران هر کسی سهمش رو می پردازد، یکی با تعطیلی کارش یکی با از دست رفتن کمی پول و بسته شدن رستوران مورد علاقه‌اش.امیدوارم این پلتفرم برای استفاده تمام کسب و کارها فعال شود و در سایه‌ی اعتماد مشتریان وفادار، چراغ کسبی خاموش نشود.پ.ن : اصطلاح &quot;نسیه معکوس&quot; و بخشی از توضیح را از مطلب علی‌ظریف هنرور نقل شده در کانال تلگرامی &quot;یک لیوان چای داغ&quot; حامد قدوسی امانت گرفته‌ام.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 23:03:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسانی باید تاوان بدهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-xadglodutjuu</link>
                <description>در مورد دلایل ضربه شدید شیوع ویروس کرونا بر پیکره اقتصاد دنیا و واکنش بی سابقه بازارها، حدس‌های زیادی وجود دارد. اما یک احتمال قوی‌تر است: دولت‌ها در پی سال‌ها نادیده گرفتن هشدارها، ناگهان با موج شیوع مواجه شده و با اعمال سیاست‌های کنترلی شدید و فاصله‌گذاری اجتماعی، ترمزدستی ماشین اقتصاد را کشیدند. همین مسئله باعث توقف ناگهانی تولید و عرضه کالا و خدمات شد و نتیجه بدیهی است.عکس العمل منفی شدید بازارها در پی شیوع کرونا
با روشن‌تر شدن شرایط ناشی از شیوع کرونا و رد شدن از فاز انکار که &quot;جدی نیست و کار دشمن است&quot;، کم‌کم این سوال جدی مطرح می‌شود که &quot; رکود تا کی ادامه دارد؟&quot; و &quot;چه خواهد شد؟&quot;. اما کمتر کسی جوابی برای این سوال دارد که &quot;برنامه‌ی شما برای گذر از این دوران چیست؟&quot;پاسخ‌ها عمدتا &quot;هیچ&quot; است. راهکارهای عمدتا کم عمق در دورکاری که بیشتر بیهوده کاری است. بسیاری هم فعلا کرکره‌ها را پایین کشیده‌اند تا چه پیش آید.کسب‌وکارها چشم به راه و امیدوار به کمک‌های دولتی هستند. اما ببینیم دولت چه کمکی می‌تواند بکند؟اخبار غیررسمی حکایت از موافقت با برداشت 1 میلیارد یورو از صندوق ذخیره ارزی دارد. این مقدار با احتساب دلار 16000 تومانی می‌شود 16هزار میلیارد تومان. در سمت تقاضا با لیست بلند بالای حوزه بهداشت و درمان، بیمارستان‌ها، خطوط هوایی، هتل‌ها و هزاران کسب‌وکار تعطیل شده یا در معرض تعطیلی مواجه هستیم. در شرایطی که قیمت‌ها هنوز با دلار 12000 تومانی تنظیم شده است و چشم انداز دلار 27 هزار تومانی را پیش‌رو داریم. این پول اندک و این همه دهان گرسنه.خطوط هوایی و شرکت های حوزه گردشگری در انتظار کمک‌های دولتی
کسب‌وکارهایی که سال‌ها بیزینس مدل نادرست و ناپایدار خود را کج‌ دار و مریز یا با زور پول ادامه داده‌اند هم در این میان می‌خواهند اشتباه خود را گردن کرونا انداخته و پشت این بحران پنهان شوند و در صف کمک‌ها ایستاده‌اند.واقعا تزریق پولِ گران از جیب مردم در قالب وامِ ارزان قیمت به یک کارخانه پول سوزی است چه توجیهی دارد؟ وام دادن به اقتصاد بیمار خطرناک است و فقط شدت انفجار را بیشتر خواهد کرد.اگر از سازوکار تشخیص کسب‌وکار خوب و نحوه تزریق و هزینه کرد این وام‎ها بگذریم، یک پیشنهاد برای حمایت از بنگاه‌های دارای پتانسیل می‌تواند در قالب بخشودگی‌های مالیاتی و بیمه‌ای و ... باشد. برای مثال دولت می‌تواند پول را به سازمان تامین اجتماعی بدهد و در مقابل مبلغ بیمه برای مدت 6 ماه از کارفرما دریافت نشود.مشاغل آزاد مثل رستوران‌ها، مغازه‌دارها و ... از آسیب دیدگان اصلی هستند. هم‌زمانی این اتفاقات با بازار شبِ عید هم باعث شد این آسیب جدی‌تر شود. اما سوال این است که مغازه‌داری که در دوره رونق نسبی، سود می‌کند، کار را توسعه می‌دهد و در مواردی و پیرو یک رویه‌ی عادی از هر راهی برای نپرداختن مالیات واقعی طفره می‌رود، فکر دوران افول بازار نبوده است؟ تاوان این عدم دوراندیشی با دیگران است؟از قدیم گفته‌اند کاسب دو جیب دارد، جیب سود جیب زیان. مگر جز این است که آن جیب سود برای جبران مافات دوره‌ی زیان است؟حقوق بگیران هم یک طرف این ماجرا هستند.افراد زیادی در این روزها بیکار شده‌اند، برخی بدلیل تصمیم غلط یا عجولانه مدیران، عده‌ای بدرستی و برای بهینه‌سازی ساختار منابع انسانی و تعداد زیادی بدلیل تعطیلی کار و نبود چشم‌انداز بازگشت به شرایط قبل. اما باید از این کارمندان و مدیران حقوق بگیر پرسید آیا حاضر بوده‌اند برای مثال 40درصد کمتر حقوق دریافت کنند و برای 6 ماه دیگر کار کنند یا انتخاب می‌کنند افزایش حقوق سال جدید را هم دریافت کنند درحالیکه بخشی از تیم‌شان تعدیل می‌شوند؟ افرادی از دسته اول را سراغ دارم ولی عمدتا با قشری روبرو هستیم که در سیستمِ از نظر من غلطِ حقوق و دستمزد و بجای دریافت بخشی از سود و فروش و بر اساس عملکرد، حقوق ثابت دریافت می‌کنند و تبعا خود را شریک سود و زیان نمی‌دانند.کارمند مسئولِ ریسک کارآفرین نیست ولی حاشیه امنی هم ندارد. کسی که skin in the game نداشته و متکی به حقوق ماهیانه باشد در نهایت و در بلندمدت آسیب بیشتری می‌بیند. اجازه بدهید بی‌رحم‌تر باشم، از نظر من کارمند پیش و بیش از اینکه به موفقیت و شکست نخوردن کسب‌وکار فکر کند به این فکر می‌کند که در صورت شکست چگونه خود را از بازخواست مبری کند. درست است که همه این انتخاب یا امکان را نداریم که کارآفرین (به معنای عام) باشیم اما کسی که انتخاب می‌کند سهمی از ریسک را برای خود نداشته باشد و تنها به دریافت حقوق ماهیانه بسنده کرده، نمی‌تواند انتظار داشته باشد در اولویت قرار بگیرد.با این وجود بخش عمده کمک‌ها می‌تواند برای تامین حداقلی از حقوق به این قشر تعلق گیرد. هرچند در شرایطی که بیمه تامین اجتماعی ضعیف‌ترین نسبت پشتیبانی (5.96) را تجربه می‌کند و عملا با کمک‌های دولتی زنده است، تکیه بر بیمه بیکاری بیهوده است و از طرفی بخش زیادی از کارگران روزمزد و مشاغل آزاد تحت پوشش بیمه نیستند.تعطیلی مشاغل زاد و بیکاری کارگران روزمزد یا فاقد بیمه
چیزی که واضح است اگر کمکی در راه باشد باید کارگران و کارمندان به سرمایه گذاران و سهامداران اولویت داشته باشند.شاید منصفانه بنظر نرسد اما همه باید تاوان این فاجعه را بدهیم. فاجعه‌ای قابل پیش‌بینی و قابل پیش‌گیری که بخشی برساخته‌ی انسان و بخشی برخاسته از طبیعت است.اگر در یک دنیای قانون مدار و منصف زندگی می‌کردیم قاعدتا باید مدیران نابلد بخش خصوصی و سیاست مداران کوته‌بین را برای این غفلت یا چشم پوشی مجازات می‌کردیم.مدارهای تصمیم گیری دولت اشباع شده است و هیچ، مطلقا هیچ انتظاری از ایشان نمی‌رود. تنها کاری که احتمالا برایش آماده می‌شود کنترل ناآرامی ها و اعتراضات مردم گرسنه در ماه‌های پیش رو است.یکبار باید قبول کنیم که این رویه اقتصادی به بن بست رسیده است و این جراحی هزینه دارد. اقتصاد در شرایط جدید که نه فقط متاثر از کرونا که حاصل انباشتگی بی تدبیری‌ها و البته نتیجه درهم تنیدگی اقتصاد جهانی است، برای همه‌ی ما جا ندارد.در این بحران همه شریکیم و هر کس سهم خود را از آن خواهد پرداخت.نه اقتدار چین را داریمنه پول آمریکاو نه نظم آهنین آلمان راو می خواهیم کار هر سه را هم انجام دهیم.ما در این بحران تنهاییم و متکی به خود و تنها دارایی زمان است.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Apr 2020 16:03:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو طرف میز: در زمانه‌ای که VCها زیر قول‌شان می‌زنند.</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%AF%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-vc-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D9%88%D9%84%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF-lr7ct5u8m5fm</link>
                <description>اشتباه نکنید، در مورد VC وطنی و خلف وعده‌اش صحبت نمی‌کنم. این روزها صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه زیادی در تمام دنیا جسارت خود را از دست داده‌اند یا با فرصت طلبی، به بهانه تاثیر شیوع کرونا، درحال بازبینی توافقات، سخت‌گیری بیشتر در اعتبارسنجی‌ها و مذاکره مجدد با استارتاپ‌ها هستند، حتی استارتاپ‌هایی که مستقیما از همه‌گیری کرونا آسیبی ندیده‌اند. هدف مذاکره مشخص است، ارزش‌گذاری مجدد و پایین‌تر از میزان واقعی در زمان توافق.آن‌ها هم حق دارند. ترس از تاثیر کرونا به قدری فراگیرشده که در یکی از توافق‌های بزرگ M&amp;A سال جاری بین شرکت مورگان‌استنلی و e-Trade، بندی به قرارداد اضافه شده است که تاثیرات کرونا به هر دلیل نتواند باعث بازنگری خریدار در توافقات شود.دقیقا چه اتفاقی دارد می‌افتد و چقدر طول می‌کشد؟ هیچ کسی درست نمی‌داند.سقوط شاخص داوجونز در پی بحران کرونا 2020دنیا 22 فوریه را با شوک ریزش شاخص‌های بازار سرمایه در بیشتر نقاط دنیا شروع می‌کند. چرا که بازار از دو چیز بیزار است، عدم‌اطمینان و تورم منفی.اگر بازار بتواند بسرعت به تعادل برسد، احتمالا می‌تواند سقف‌های قبلی را مجدد بدست آورد، هرچند این‌بار ممکن است متفاوت باشد. اگر با یک قوی سیاه واقعی روبرو باشیم، پس دنیای پساکرونا جای متفاوتی خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود حفظ فاصله اجتماعی (Social distance) صنایعی مثل هتلداری، سفرهای هوایی، غذا و خرده فروشی را بطور جدی تحت تاثیر قرار دهد و افراد بسیاری بیکار شوند.فاکتورهای دیگری هم هستند که به تردید در اکوسیستم و اقتصاد ایران دامن می‌زنند:· تولید ناخالص داخلی ایران در پی بحران کرونا می‌تواند 25 تا 30درصد کاهش یابد. ساده بگویم؛ اقتصاد ایران در سال 99 برای همه‌ی ما جای کافی ندارد.· کسری بودجه شدید دولت در سال 99 : در بودجه قیمت نفت 50 دلار و روزانه 1 میلیون بشکه پیش بینی شده است و با قیمت‌های فعلی (بین 20 تا 28 دلار) و محدودیت شدید فروش در کنار کاهش توان مالیات‌دهی شرکت‌ها، کسری قابل‌توجه بودجه را به همراه دارد. در اقتصادی دولتی ایران این عدم تعادل نگران کننده است.· واکنش و رویکرد دولت به بحران: در فقدان سیاست‌های پولی و مالی و واکنش مناسب از سمت دولت، تاثیر فشار بر بخش حقیقی (تولید و مصرف کالا و خدمات) جدی است. تسهیلات بسیار محدودی که درنظر گرفته شده شفاف و مناسب کسب‌وکارهای کوچک نیست و بخشی از حمایت‌ها از جانب بخش خصوصی و مردم جمع‌آوری می‌شود (کمپین باهمیم، کمپین نفس و عرضه نماد کرونا در بازار سرمایه). نه تنها حمایت‌های گسترده دولتی وجود ندارد بلکه تصمیم‌هایی از جنس افزایش حداقل حقوق بالای 2.8 میلیون تومان هزینه‌های کسب‌وکارها را افزایش داده و باعث تعدیل گسترده یا تعطیلی می‌شود.· انتخابات آمریکا و تنش در منطقه : انتخابات در ماه نوامبر در پیش است و درگیری نظامی مستقیم با آمریکا برای بهره‌برداری بسیار محتمل است. این برخورد احتمالا کوتاه و محدود، ولی اثرگذار خواهد بود.همه‌ی این فاکتورها هم‌زمان باعث تردید سرمایه‌گذار و سوختن سریع‌تر نقدینگی استارتاپ می‌شود.سرمایه‌گذار در چه فکری است؟صندوق‌های سرمایه‌گذاری به استارتاپ‌های خود در مورد تاثیرات شیوع کرونا اخطار داده‌اند و در مواردی از آن‌ها خواسته‌اند برنامه‌های شان را به نحوی تغییر دهند که تا 2سال بتوانند زنده بمانند.سرمایه‌گذاران در حال حاضر سه چیز را بررسی می‌کنند:1. پرتفوی فعلی‌شان تا چه حد متاثر می‌شود؟ تقاضا برای محصول کاهش می‌یابد، به تاخیر می‌افتد یا افزایش می‌یابد؟ آیا فرصت‌های جدیدی در این شرایط دیده می‌شود؟ حتی اگر سمت تقاضا برای استارتاپی دچار تغییر جدی نشود، انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری مدل کسب‌و کار، بازدهی نیروی انسانی و مدیریت منابع مالی شرکت بصورت جدی آزموده می‌شود.2. در حال حاضر چه کاری ضروری است؟ چه کاری خوب است انجام شود و چه کاری نباید انجام شود؟3. فرصت بقا (Runway) : اطمینان از فرصت کافی برای بقا و هر اقدامی برای بیشتر شدن زمان و تبدیل وضعیت استارتاپ به جریان نقدینگی مثبت (cash flow positive)شرایط اقتصادی ناشی از کاهش تقاضا و گسستگی زنجیره تامین، هزینه‌ها را به شکل قابل ملاحظه افزایش می‌دهد. با وجود تفاهم‌نامه و قراردادهای سرمایه‌گذاری، نیاز استارتاپ‌ها به نقدینگی اهرم فشار برای مذاکره‌ی مجدد در اختیار سرمایه‌گذار قرار داده است. سرمایه‌گذار با وجود بندها و شروط مختلف قابل تفسیر، کماکان می‌تواند از ایفای تعهدات سرباز بزند.سرمایه گذاری به چه سمتی می‌رود؟تصویر غیرشفاف از شرایط، تصمیم‌گیری را کند می‌کند. در شرایط عدم ثبات، توهم برای هر دو طرف میز وجود دارد: سرمایه‌گذار تردید می‌کند که آیا دارد پولی بیش از ارزش واقعی می‌پردازد و استارتاپ نگران است که سهم خود را به قیمت پایین نفروشد. چرا که هر توافق و بررسی و ارزش‌گذاری مبتنی بر برداشت و پیش‌بینی‌های غیرمطمئن است.در شرایط حاضر سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌های پیشرو و سودده کماکان ادامه خواهد داشت و پیش بینی می‌شود سرمایه‌گذاری مرحله بذری و در مراحل پیش از درآمدزایی استارتاپ کاهش یابد. اما سمت مثبت موضوع این است که استارتاپ‌های سلامت و تکنولوژی دارویی، آموزش آنلاین و لجستیک جذابیت بیشتری خواهند داشت.صندوق‌های سرمایه‌گذاری جسورانه درصدی از یک استارتاپ را با دید 5 تا 8 ساله و هدف‌گذاری چند 10x رشد خریداری می‌کنند. بنابراین از نگر من، تفاوت در ارزش‌گذاریِ امروز، چندان تاثیری در بلندمدت نخواهد داشت و حتی نوعی فرصت‌سوزی است. فرصت از دست دادن گزینه سرمایه پذیر و فرصت رشد در بازاری که همه متوقف‌اند.طرفی از توافق که خلف وعده می‌کند باید به این نکته توجه داشته باشد که کار در اکوسیستم استارتاپی ایران، کار در بازار اعتماد است و باید به وی توصیه کرد: به اکوسیستم 10 ماه آینده فکر نکنید به 10 سال آینده فکر کنید. ما در این بحران با هم در یک قایق هستیم.پس با وجود اینکه در تلاطم‌های بحرانی مثل امروز، می‌توان نسبت به تغییر در شرایط پرداخت از جانب سرمایه‌گذار یا نحوه انتقال سهام سرمایه‌پذیر تغییراتی داد، ولی ارزش‌گذاری منوط به یک دوره مشخص و یا حتی یک روز خاص است و غیرقابل بازگشت. همانطور که در مثال ابتدای این نوشته آمد، نوع مذاکره و نحوه تنظیم قرارداد به اندازه رویکرد طرفین اهمیت دارد. چرا که رویکردها ممکن است با جابجایی افراد تغییر کند. اینجاست که به استارتاپ‌ها توصیه می‌شود روی انتخاب مشاوران کسب‌وکاری،  مالی و حقوقی خود دقت کنند. در بیشتر مواقع، موسسین، بهترین افراد برای مذاکره سرمایه‌پذیری نیستند.امیدواری‌ها کم نیستند.توصیه‌ برای تاب‌آوری استارتاپ‌ها در این شرایط کم نیستند و عمده آن‌ها حول ارتباط شفاف با ذینفعان، تمرکز بر مشتریان فعلی و کاهش هزینه‌های غیرضروری است. (پیش‌تر اینجا در این مورد نوشته‌ام) فردای این بحران که نمی‎دانیم چقدر طول خواهد کشید، چشم‌انداز برای هر دو طرف روشن است:· تعداد زیادی از کسب‌وکارهایِ بزرگ امروز، در زمان‌های رکود بوجود آمده اند. محدودیت منابع می‌تواند زمینه بروز خلاقیت و نوآوری و بازنگری (Pivot) باشد.· هرم سنی جمعیت به سمت پیر شدن می‌رود و اقتصاد برای ایجاد بهره‌وری باید بیش از پیش به تکنولوژی تکیه کند.· شاید بنظر برسد در این شرایط سرمایه‌گذاری کُند یا متوقف می‌شود. پول در حال حاضر در دست سرمایه‌داران سنتی است. آن‌ها بیش از هر چیزی به حفظ دارایی و تمرکز روی پرتفوی فعلی فکر می‌کنند و با کوچک‌ترین تردیدی عقب‌نشینی خواهند کرد. اما به محض اینکه بتوانید تردید را برای آن‌ها کنار بزنید حجم بسیار زیادی پول برای سرمایه‌گذاری خواهید یافت. پس برای چیزی که در حال حاضر حیاتی است لجاجت کنید. یادتان باشد در شرایطی که بحران برای همه آشکار شود، پول نقد حرف اول را می‌زند.حباب‌ها در جریان رکود از بین می‌روند ولی راهکارهایی که نیاز واقعی را برطرف کنند زنده می‌مانند. برای کسانی که زنده می‌مانند پول زیادی وجود دارد. اما نظر به اقتصاد ایران که روز به روز کوچک‌تر می‌شود، کسب‌وکارتان را طوری بسازید که انگار به هیچ جغرافیایی تعلق ندارد و مشتریانی از سراسر دنیا را پوشش می‌دهد.پیشنهاد برای استارت‌ها این است که مذاکرات شفافی با سرمایه‌گذار فعلی داشته باشید. در صورتیکه سرمایه‌گذاری در میان نیست در اولین فرصت هزینه‌ها را کنترل کنید و به سراغ شرکای استراتژیک و مشتریان بروید. مهم‌ترین کار این است که اعتبار و رتبه‌ی سرمایه‌پذیری استارتاپ را در این شرایط افزایش دهید.حتی اگر این نگاه را منفی و این اقدامات را افراطی می‌دانید باید بگویم که چیزی از دست نمی‌دهید. فرصت بقای بیش از حد طولانی بهتر از فرصت زندگیِ بیش از حد کوتاه است. نهایتا شما یک مدیر محافظه کار خواهید بود. امروز زنده ماندن اولویت است.منبع ارجاعاتی و اخباری که در متن آمده است:https://www.economist.com/middle-east-and-africa/2020/03/12/iran-has-let-its-covid-19-outbreak-get-out-of-handhttps://pitchbook.com/news/articles/coronavirus-alters-the-merger-playbook-for-dealmakers</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Mar 2020 01:28:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیش از اینکه موج کرونا به کسب و کارها برسد چه کارهایی باید بکنیم، چه کارهایی نباید بکنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mi85syseppyd</link>
                <description>Under The great wave of Kanagawaدر 15 سال گذشته به اثرات انواع شرایط دشوار همچون تحریم‌ها، ناآرامی‌های سال‌های 88 و 98، بحران بازارهای پولی و سرمایه و از این دست، دچار بوده‌ام، اما به گمانم امروز در سخت‌ترین شرایط اقتصادی-اجتماعی 40 سال گذشته هستیم و به لطف انباشت ناکارآمدی‌ها و هم‌پوشانی بحران‌ها، هیچ‌کس تا امروز حتی تصوری از شرایط حاضر نداشته و کماکان کمتر کسی در فکر چاره است. البته این شوک، منحصر به ایران نیست و بسیاری در دنیا غافلگیر شده‌ و نهادهایی مثل صندوق بین المللی پول پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی را به یک‌باره در روزهای گذشته کاهش داده‌اند. هرچند اوضاع در ایران بسیار پیچیده‌تر و زیرساخت حمایتی در نبود صندوق‌های احتیاطی و پوشش‌های بیمه‌ای عدم النفع (وقفه در فعالیت) [1]فقیرتر است.در شرایط فعلی بنظر می‌رسد دیتای هیستوریکال و سری‌های حسابی هم کارکرد خود را از دست می‌دهند. دیگر نمی‌توان صرفا با تکیه بر سابقه‌ی کسب‌و کار و تطبیق و تعمیم داده‌های گذشته، به افق درست و شفافی از آینده رسید. اگر به مردم بگوییم که با روند فعلی شیوع، تا پایان سال ممکن است تا 4 میلیون نفر فقط در تهران به کرونا مبتلا شوند و احتمال دارد نزدیک 80 هزار نفر بمیرند به سختی حتی  آن را تصور می‌کنند. رشد نماییِ گسترشِ فجایع و تبعات آن‌ها افق‌های جدیدی ایجاد کرده و تمام چارچوب‌های ذهنی را به چالش خواهد کشید. حداقل خاصیت کار کردن در استارتاپ‌ها این است که رشد نمایی را بهتر درک می‌کنیم.مدل‌سازی شیوع ویروس کرونا در 5 مرحله انتقالبه یاد داشته باشیم در چنین شرایطی اصل اول زنده ماندن است: هم خودمان، هم کسب‌وکار!پیش بینی‌ها نشان می‌دهد اگر اتفاق برهم زننده جدی دیگری در کشور اتفاق نیفتد، حداکثر تا سال 1401 شاهد آزادسازی قیمت‌ها و نزدیک شدن به سطح قیمت‌های جهانی هستیم و هزینه نیروی انسانی و انرژی به مقدار قابل توجهی افزایش خواهد یافت. هرچند کماکان ایران ارائه دهنده یکی از ارزان‌ترین نیروهای کار در دنیا خواهد بود.از ترندهای میان مدت که بگذریم در کوتاه مدت کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بیشترین آسیب را خواهند دید. تاکیدم روی کسب‌وکارهای متوسط بیشتر است، چرا که کنترل هزینه‌ها و انعطاف‌پذیری در آن‌ها نسبت به یک کسب‌وکار خانگی یا زیر 10 نفری به مراتب دشوارتر است.در شرایط حاضر کسب‌وکارها از دو جنبه آسیب می‌بینند :- اثرات مستقیم شیوع ویروس و بیمار شدن افراد و ریسک همه‌گیری پرسنل- اثرات آنی و میان مدت کاهش تقاضا و گسستن زنجیره‌های تامین (تعدادی از کسب‌وکارها مستقیما از اثرات عدم ورود کالا و کندی یا توقف تولید و توزیع کالا و خدمات متضرر می‌شوند و تعداد بیشتری از اثرات دومینویی بحران)جدای از اینکه به دلیل نگرانی از شیوع بیماری، جلسه‌ها و دیدارهای کاری لغو شده است، بنظر می‌رسد عملا فعالیت‌های کاری تا حد زیادی متوقف شده باشد. دورکاری در نبود زیرساخت مناسب ارتباطی، مدیریت و کنترل پروژه، نتیجه گرا نبودن ذهن کسب‌وکار و مرتبط نبودن حقوق و مزایا با خروجی کار، عملا یک نمایش خنده‌دار از دورکاری فراهم کرده است.اما چه می‌شود کرد؟ شاید بهتر باشد این طور بنویسم: من اگر باشم چه می‌کنم؟1. اکسل ها را به روز کنیم: اگر فرض کنیم که از ابتدا زیرساخت و فرآیندهای مالی را به درستی ایجاد کرده‌ایم و اکسل‌های جریان‌های درآمدی هم بروز و منطقی تهیه شده باشند، قطعا اولین کار پاسخ به یک سوال است: چقدر دوام می‌آوریم؟توصیه می‌شود کسب‌وکارهای نوپا پول کافی برای حداقل 18 ماه از زمان جذب سرمایه داشته باشند و حداقل 3 تا 6 ماه زمان هم برای جذب سری بعدی در نظر بگیرند. این اعداد در شرایط عادی و در جزیره ثبات است! تعمیم آن با شرایط ایران برعهده خودتان!توصیه جدی : داشتن مشاور مالی خوب به اندازه داشتن همسر خوب مهم است. حتما چه در زمان عادی و راه اندازی کسب‌وکار و چه در شرایط بحرانی فعلی از مشاور مالی خوب استفاده کنید و توجه داشته باشید که مشاور مالی خوب لزوما در میان مدیران مالی شرکت های سنتی 1000 نفری نیست.اگر همه چیز در صورت‌های مالی درست باشد باید بلافاصله بتوانیم به این سوال جواب دهیم که &quot;کدام هزینه ها بدون آسیب به اصل کسب‌وکار و ارزش ویژه آن قابل تعدیل هستند؟&quot;نکته: در کسب وکارهای خدماتی عمومی آنلاین، سهم نیروی انسانی در هزینه‌ها قابل توجه است. آخرین تجربه من 9 درصد هزینه نیروی انسانی ستادی و جمعا 19درصد با احتساب سرویس پشتیبانی و مرکز تماس بوده است که به نسبت عدد مناسبی است. در برخی کسب‌وکارهای مشابه این عدد تا 30درصد عنوان شده است. بنابراین کوچک نگاه داشتن ستاد و برون‌سپاری کارها تا جای ممکن، به انعطاف در تصمیم‌گیری کمک می‌کند.با این وجود با هر زاویه نگاهی، تعدیل نیروی انسانی برای کاهش هزینه‌ها آخرین انتخاب من است. (تعدیل برای بهینه‌سازی کسب‌وکار داستان دیگری است) نه تنها از دید اخلاقی، که از دید صرفا کسب‌وکاری:· هزینه روانی تعدیل برای همکاران باقی مانده زیاد و امنیت ذهنی و تشویش دائمی مانع بازدهی مناسب است و احتمالا سرمایه‌ی روانی و اجتماعی سازمان در داخل و خارج آن به شدت دستخوش تغییر می‌شود.· هزینه‌ی جذب و آموزش نیروی جدید در صورت بازگشت به شرایط عادی زیاد است.2. حرف بزنیم: بسیار مهم است که با ارزیابی درست شرایط ابتدا با ذینفعانِ مستقیم، سپس با همکاران و در نهایت با مشتریان صحبت کنیم. صداقت در توصیفِ شرایط، همدلی به همراه دارد و در گذر از این دشواری، حتما عاملی سرنوشت‌ساز است.3. توجه به CRM همیشه مهم است الان مهم‌تر: قطعا تعریف‌ شما هم از مدیریت ارتباط با مشتریان یک نرم‌افزار نیست و احتمالا اتفاق نظر داریم که CRM یک نگرش برای ایجاد هماهنگی و سیاست‌گذاری درست برای همه کانال‌هایی است که با مشتری ارتباط دارند. در این شرایط این هماهنگی و تمرکز بر نگه داشتن مشتریان فعلی و حفظ جریان درآمدی مهم است. چرا که مشتری نقد وفادار، هزینه‌های جذب را کاهش داده و فرصت‌های بیشتری برای فروش ایجاد می‌کند.توجه داشته باشیم که حتی اگر ماهیت کسب‌وکار ما به گونه ایست که آنی و مستقیم مورد آسیب بحران قرار نمی‌گیرد، حتما از اثرات آبشاری آن تاثیر گرفته و به گمانم بحران کرونا، اثرات عمیقِ ماندگاری در ذائقه و رفتارِ مصرفی کاربران خواهد داشت.4. بازاریابی را متوقف نکنیم، اصلاح کنیم: اولین ایرادی که سهامداران و کاربران به کسب‌وکاری که دچار بحران می‌شود می‌گیرند احتمالا بیلبوردهای آن در سطح شهر است. من با بیلبورد مخالفتی ندارم تا زمانی که بتوانم بازگشت مالی آن را اندازه‌گیری کنم! قطع‌کردن برنامه بازاریابی به همان اندازه اشتباه است که تعدیل نیروی انسانی برای کاهش هزینه‌ها. اما برنامه شما برای زمان بحران نوشته نشده است. حالا که اولویت‌های کاربر، کشش بازار، هزینه‌های جذب مشتری و نویزهای رسانه‌ای همگی دچار تغییر شده‌اند بازنگری ضروری است.5. تغییرات اساسی بدهیم: بحران‌های در این سطح تغییرات جدی در پارادایم‌ها ایجاد می‌کنند، الان بهترین زمان برای بهینه‌سازی فرآیندهاست. مثلا دورکاری، اگر درست اجرا شود می‌تواند هزینه‌ها را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده و همزمان توجهِ سازمان به سلامت پرسنل را نشان دهد.در خلال این تغییرات البته عیار همراهی همکاران و ذینفعان هم مشخص می‌شود. کارمندی، آفت فضای کسب‌وکار ماست و باید دید در قبال تلاش‌های سازمان برای زنده ماندن، اعضا هم خود را بخشی از آن می‌بینند و حاضرند در این همراهی از خود هزینه کنند یا خیر؟6. با قدرت بیشتری سرمایه جذب کنیم: پول هزار دلیل برای ماندن و یک دلیل برای فرار می‌خواهد، پس احتمالا تصورِ درستی است که سرمایه‌گذار در شرایط فعلی تمایلی برای ورود به کسب‌وکار، آن هم استارتاپی نداشته باشد. اما واقعیت از نظر من چیز دیگری است. سرمایه‌گذاری که دید 5 سال به بالا داشته باشد چشم انداز روشنِ رشد را در پسِ بحران فعلی می‌بیند و قیمت‌های کمتر از ارزش واقعی کسب‌وکارها قطعا برایش جذاب است.کسب‌وکاری که برای گذر از بحران برنامه داشته باشد و نشان بدهد که احتمالا می‌تواند از این شرایط عبور کند، یک حکم دارد: سرمایه‌گذاری روی آن واجب است. در آینده‌ی نامعلوم، کسب‌وکاری که مدیریت ریسک را بفهمد ارزش بیشتری دارد.صندوق‌های سرمایه‌گذاری و کسب‌وکارهای متوسط و بزرگ هم، بهترین فرصت را برای تصاحب ونچرهای رقیب دارند. امروز بهترین زمان سرمایه‌گذاری است.7. جریان‌های درآمدی جدید ایجاد کنیم: تمرکز بسیار مهم است اما مهم‌تر از آن زنده ماندن است. اگر راهکاری برای طولانی‌تر کردن این زمان داریم الان فرصت آن است. سرمایه‌گذاری در بازارهای سرمایه، فعالیت‌های جانبی و استفاده از پتانسیل‌های زیرساختیِ سازمان برای ایجاد درآمد را مدنظر داشته باشیم.8. فرصت‌ها را ببینیم: بحران، فرصت‌های بی‌شماری در حوزه‌های سلامت، آموزش، لجستیک، خرده فروشی، کنترل پروژه، اتوماسیون، خودران‌ها و البته سرگرمی به وجود آورده است. از طرفی تغییرات در مشارکت‌های عمومی- خصوصی ایجاد شده و همزمان دولت‌ها را برای شفافیت بیشتر تحت فشار قرار داده است. شاید یک پیوت یا مشارکت، سرنوشت ما را عوض کند.تغییرات یک شبه اتفاق نمی‌افتد و آدم‌هایی که در شرایط عادی بدبین یا احمق جلوه می‌کنند حالا ارزش‌های خود را نشان می‌دهند. زودتر شروع کنیم، پیش از اینکه ناچار در صفحه چشم اندازمان بنویسیم:&quot;یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود.&quot;[1] Business interruption insurance</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Mar 2020 08:47:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Blackout : بررسی خسارت قطعی اینترنت برای کسب‌وکارهای آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/blackout-%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-u13tmkec9yyx</link>
                <description>سال 85 در مرکز داده ملی کار می‌کردم، آقای دکتری از تهران می اومد با هارد زیر بغلش و می‌گفت &quot;اینترنت رو بریزید روی این، باز هم براتون میارم. شما فقط سیو کنید&quot; و بعد هم می‌رفت توی جلسات می‌گفت: &quot;ما تا 20 سال برای دانشگاهیان مقاله دانلود کردیم. اینترنت رو ببندید هم تا 20 سال مطلب برای خوندن دارن.&quot;اون سال‌ها می‌خندیدیم به این آقای دکتر، ولی اون‌ها از همون زمان داشتن این دیوار رو می‌ساختن. مفهوم نامتجانس اینترنت ملی رو.احتمالا قطع شدن اینترنت داره توی ذهن مردم کمرنگ می‌شه، مردم، هم زود فراموش می‌کنن هم عادت می‌کنن، اما قطع بودن 10 روزه اینترنت که بنظر می‌رسه امری عادی برای نهاد تصمیم گیر تلقی می‌شه برای عده زیادی فقط یک نتیجه داره: ترس فراگیر. ترس از تبعات بلند مدت این تصمیم ها و ادامه دار بودن اون.در کوتاه مدت اما، برآورد خسارت های مستقیم و غیرمستقیم تا جایی که قابل بررسی بود چنینه: 1. بر اساس گزارش‌های غیررسمی دریافت شده از PSPها، تعداد کل تراکنش‌‌های درگاه‌های پرداخت اینترنتی و موبایلی در دو روز اول قطعی اینترنت تا 90 درصد کاهش داشته و بعد از تدابیر شرکت‌های پرداخت و برقراری مجدد سرویس‌ها، در ۵ روز بعدی (تا زمان اتصال اینترنت ثابت) حدود ۴۸ درصد متوسط تعداد تراکنش‌های روزانه در هفته‌های قبلی بوده. حجم کل گردش مالی تجارت الکترونیکی کشور در سال گذشته ۲۰۸ هزار میلیارد تومان یا به عبارتی روزانه حدود ۵۷۰ میلیارد تومان بوده. با احتساب کاهش تعداد تراکنش‌ها، گردش مالی روزانه این بخش با کاهش ۲۹۳ میلیاردی،‌ حدود ۲۷۷ میلیارد تومان تخمین زده می‌شه.بعد از اتصال اینترنت ثابت، تعداد تراکنش‌های روزانه درگاه‌های پرداخت به حدود ۸۰درصد حالت قبلی رسیده. با توجه به این داده‌ها، کاهش پرداخت‌های اینترنتی و موبایلی توی ۱۰ روز گذشته بیش از ۲۹۵۰ میلیارد تومان تخمین زده می‌شه که پیش بینی میشه به دلیل خدشه دار شدن اعتماد کاربران به سرویس‌های آنلاین تا سه ماه آینده هم به اعداد سابق نرسه.ناگفته مشخصه که این تنها یک شاخص واضح از سهم بزرگ اقتصاد دیجیتاله و هزینه‌های غیرمستقیم اون غیرقابل محاسبه است. فقط هزینه ای که برای فرهنگ سازی استفاده از خدمات الکترونیکی شده رو تصور کنید.در روز نوشتن این یادداشت، تراکنش کل شبکه پرداخت به 89 درصد متوسط میزان آن در 5 سال گذشته رسیده.* تنها PSP ای که تقریبا هیچ تغییری در تعداد تراکنش ها نداشته سداد ه که به دلیل سرویس دادن به درگاه‌های دولتی تغییری مشاهده نکرده.*بخشی از حوزه خدمات پرداخت مثل هفتاد درصد ATMها هم که از TD-LTE مبین نت و ایرانسل برای ارتباط استفاده می کردن تا چهار روز اول امکان سرویس دهی نداشتن.2. طبق گزارش‌های دریافتی از کسب‌وکارهای بزرگ آنلاین و به واسطه شناخت شده بودن برند، با کمترین کاهش فروش (حدود ۳۰درصدی) روبرو بودن، با احتساب این کاهش و در نظر گرفتن نسبت حجم بازار، تخمین زده می‌شه کسب‌وکارهای متوسط و کوچک آنلاین با کاهش فروش بیش از ۸۰ درصدی در روزهای قطعی کامل اینترنت روبرو بوده باشن و کسب و کارهای خونگی تقریبا بطور کامل متوقف و بعضا به دلیل ماهیت شون نابود شدن.کاهش ۹۸ درصدی تراکنش‌های پرداخت‌یارهای ارائه کننده درگاه واسط در ۲ روز اول، بیش از ۸۰ درصدی در ۵ روز بعدی و حدود ۵۰ درصدی بعد از اتصال اینترنت ثابت در تعداد، نشون دهنده اینه که کسب‌وکارهای خرد و خونگی، متحمل بیشترین ضرر از محل کاهش فروش شدن. این حوزه بیشترین تعداد کسب‌وکارهایی رو شامل می‌شه که عمده کانال فروششون اینستاگرام و تلگرامه. این که چی سر بیش از ۲۰۰ هزار کسب و کار خانگی مبتنی بر اینترنت میاد احتمالا هیچ جای محاسبات حاکمیت نمیاد.3. توی ده روز گذشته، بیشتر از 70 میلیون کاربر تلفن‌های هوشمند، از امکان ساده‌ترین فعالیت در اینترنت، یعنی جستجو محروم بودن و موتورهای جستجوی داخلی هم عاجز از ارائه سرویس مناسب. اینکه چقدر ترافیک ورودی سایت‌ها از طریق گوگل کم شده، اینکه چقدر سختی برای پیدا کردن منابع و مطالب آنلاین ایجاد شد هیچ، اینکه برای مسیریابی عملا برگشتیم به سال‌ها پیش رو هم فراموش کنید، فقط به هزاران میلیارد تومان سرمایه، صدها هزار نفر ساعت دانش و نیروی انسانی و سال‌ها زمان برای توسعه فناوری و جهش از تکنولوژی‌های نسل قبلی مثل فکس و پیامک و تلفن به تکنولوژی‌های جدید از از جیب مردم فکر کنید. بجای قطع کردن و بستن و حذف، راه دیگه‌ای برای مدیریت شرایط و مدیریت محتوا نیست؟ مردم رو دسته جمعی تنبیه می‌کنید؟۴. هزینه‌های اجاره زیرساخت‌ها و سرویس‌های لازم، نیروی انسانی بدون فعالیت، توقف کمپین‌ها و برنامه‌های بازاریابی، از دست دادن جایگاه توی موتورهای جستجو، توقف سرویس‌دهی به مشتری خارج از کشور، از دست دادن اعتماد مشتری و ... بیش از ۱۰ برابر خسارت اولیه ناشی از کاهش فروش تخمین زده می‌شه.موارد ذکر شده فقط در حوزه تجارت الکترونیکیه و خسارت‌های وارد شده به اپراتورها (طبق اظهار رگولاتوری بیشتر از ۱۰۸۰ میلیارد تومن)، خسارت شرکت‌های نرم‌افزاری، تبعات ناشی از توقف فعالیت‌های وارداتی و صادراتی و از دست دادن بازار به دلیل عدم اعتماد مشتری و آسیب‌های وارده به مردم به خاطر از دست دادن شغل یا عدم امکان تامین بیمه نامه منجر به خسارت و عدم دسترسی و مکاتبه و ...از شمارش خارجه.هزینه کاهش فروش سرویس آنلاینی مثل اسنپ فود شاید 10درصد اونچه باشه که قابل اندازه گیریه؟ درآمد هزاران پیک موتوری بیکار، رستورانی که درصد بالایی از فروشش وابسته به پلتفرم‌هاست، تامین کننده مواد اولیه، لجستیک، ...5. حتی از نگاه امنیتی هم این رویکرد آسیب‌های جدی داره. قبل از این، یک راه رصد فعالیت‌های خرابکارانه و جاسوسی نظارت روی VPNها بود، امروز که هر کاربری با گوشی هوشمند حداقل یک نرم افزار یا راهکار شناخته و ناشناخته مبتنی بر VPN روی گوشیش داره، با 70 میلیون مشکل بالقوه امنیتی تو گوشی های مردم مواجهیم و امکان رصد فعالیت های غیرقانونی رو هم در این حجم عملا نداریم.  6. با کمرنگ شدن امیدواری در جامعه، توسعه متوقف می شه و یکی از تبعات اصلی اون، کم شدن فرصت‌های شغلیه. این رو بگذارید کنار افزایش شدید مهاجرت نیروی متخصص در همین چند روز! فضای کسب و کار کوچکتر و کیفیت نیروی انسانی پایین تر میاد. برای هر متخصص چقدر هزینه شده؟ ارزش هر نفر رو حدود 3 میلیون دلار برآورد می‌کنن!برای Blackout احتمالا معادل فارسی دقیقی نداریم اما حالا بهتر می‌تونیم معنی اش رو درک کنیم. اینکه نهایتا چی می‌شه رو نمی دونم. تنها چیزی که خوب می دونم اینه که هزینه‌های مادی برای حاکمیت هیچ اهمیتی نداره و کسب‌وکارها و مردم باید برای ایران بدون اینترنت آمادگی داشته باشن.* در تهیه این یادداشت از آمارهای گردآوری شده در کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه ای، اظهارات غیررسمی شرکت‌های پرداخت و آمارهای کسب‌وکارهای آنلاین استفاده کردم.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 01 Dec 2019 21:40:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرمایه‌گذار از فانتزی تا واقعیت : چیزهایی که استارتاپ‌ها باید از سرمایه‌گذار بدانند</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-x0a7gso4cokd</link>
                <description>سرمایه‌گذار: آنچه ما تصور می‌کنیم ممکن است بر اساس فانتزی‌های دره سیلیکون و حس مثبتی که به ایده و استارتاپ‌تان دارید، تصوری مثل تصویر بالا از سرمایه‌گذارها داشته باشید و فکر کنید ایشان با کمال میل قرار است پولشان را دو دستی تقدیم شما کنند، اما همه چیز در جلسه جذب سرمایه به این خوبی پیش نمی‌رود، اگر قواعد بازی را ندانید. آن‌ها بدقت گوش می‌کنند و یاد می‌گیرند، با برنامه دقیق قبلی در جلسه حاضر می‌شوند، احساسات خود را بخوبی کنترل می‌کنند، به قاعده صبورند و فقط و فقط روی منافع خودشان تمرکز دارند. پس چند خط بعدی را با دقت بیشتری بخوانید شاید در آخر جلسه هر دو طرف با لبخند خارج شوید.صرف نظر از اینکه یک فرصت سرمایه‌گذاری تا چه حد جذاب بنظر می‌آید، سرمایه‌گذار پولی را که به سختی بدست آمده است به راحتی هزینه نمی‌کند و پیش از آن باید چند مورد جدی را بررسی کند. دانستن این موارد که سرمایه‌گذار چگونه فکر می‌کند و به چه مواردی اهمیت می‌دهد به استارتاپ کمک می‌کند که در فرآیند جذب سرمایه در جهت درستی حرکت کند و با دادن اطلاعات مناسب و مهم برای سرمایه‌گذار، فرآیند جذب را بهتر پیش ببرد:سرمایه‌گذاری روی یک کسب‌و‌کار استارتاپی بر خلاف تصور بهیچ وجه کار ساده و سریعی نیست (در اکوسیستم حاضر بین 6 تا 9 ماه زمان لازم دارد) و ورود به این فرآیند به سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیری که ریسک و انعطاف و تحمل لازم را ندارند پیشنهاد نمی‌شود. سطحی از درایت، اشراف نسبت به بازار، میزان زیادی صبر و تحمل ریسک ضروری است.سرمایه‌گذار معمولا صنعتی را برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌کند که نسبت به آن درک مشخصی داشته باشد. قضیه ساده است: اگر درکی از فضای آن کسب‌و‌کار وجود نداشته باشد سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌های آن حوزه یا حتی مرتبط با آن انجام نمی‌دهد، حتی اگر همه، آن استارتاپ را ستاره بعدی اکوسیستم بدانند.اگر بسراغ سرمایه‌گذاری رفته‌اید که به حوزه شما آشنایی ندارد، در صورتیکه به سختی بتوانید وی را قانع کنید که احتمالا فرصت بی نظیری هستید، باید کمک کنید تا به سرعت و به بهترین شکل با فضای صنعتی که در آن فعال هستید آشنا شود. برای جلب اعتماد بیشتر پیشنهاد می‌کنم افراد تاثیرگذار آن حوزه را به سرمایه‌گذار معرفی کنید. این بهترین و سریع ترین راه است.سرمایه‌گذار روی موسسین استارتاپ سرمایه‌گذاری می‌کند. در کسب‌و‌کارهایی که در مراحل ابتدایی رشد قرار دارند افراد کلیدی اداره‌کننده، نقش حیاتی در موفقیت آن دارند. بطور کلی محصولی که تازه عرضه شده است هدف‌گذاری درستی ندارد و چندین مرحله بازبینی و اصلاح نیاز دارد تا با آغوش باز توسط مشتریان پذیرفته شود. استفاده از فیدبک‌ها برای بهبود محصول احتمالا عالی و ساده بنظر می‌رسد اما در عمل ساده نیست. برخی کارآفرینان چنان تعصبی رو محصولشان دارند و آنچنان نسبت به بازخوردهای محیط بسته هستند که کوچکترین تغییری در محصول یک جنگ تمام عیار با آنان است.افرادی که مهارت و تجربه مواجه و استفاده از انتقادهای سازنده را داشته باشند به احتمال زیاد می‌توانند مسیر درست را پیدا کنند و کسب‌و‌کار را به ریل برگردانند. تسلط بر مفاهیم کسب‌و‌کار و تجربه است که کمک می‌کند افراد از عهده اداره این شرایط برآیند.بنابراین وقتی به عنوان سرمایه‌گذار در سوابق موسسان تیم دقیق شویم، شرکت‌هایی که اعضای تیم پیش‌تر تاسیس کرده یا در آن‌ها کار کرده‌اند، تحصیلات‌شان و این که هر کدام چه ارزشی به تیم اضافه می‌کنند اهمیت جدی پیدا می‌کند.پس پیشنهاد می‌کنم اطلاعات کافی در مورد سوابق حرفه‌ای اعضای اصلی تیم در اختیار سرمایه‌گذار قرار دهید، در این مسیر فرصت خواهید داشت بهترین خود را به او بفروشید.سرمایه‌گذار تمام پولش را روی شما سرمایه‌گذاری نمی‌کند. پس سبد سرمایه‌گذاری هایش را (در صورت امکان) بررسی کنید و استدلال‌های کافی برای اینکه بودن شما در کنار سایرین در آن سبد چه هم‌افزایی و ارزشی می تواند ایجاد کند پیدا کنید.از طرفی شناخت سبک کاری و سیاست‌های سرمایه‌گذاری‌اش به استارتاپ کمک می‌کند که بداند جای درستی آمده است یا نه. اینکه سرمایه‌گذار در چه مرحله‌ای از رشد کسب‌و‌کار مایل به ورود است و چه مقدار و با چه شیوه‌ای وارد می‌شود و تطابق آن با پلن شما اهمیت دارد. برخی از سرمایه‌گذاران بخصوص CVC (سرمایه‌گذار خطرپذیر شرکتی ترجمه شده است) ها، کمتر تمایل به تزریق پول نقد هستند و ترجیح می‌دهند داشته‌های غیرنقدی مجموعه را به عنوان آورده ارائه کنند. پس با شناخت درست، سعی کنید در زمان درست به جای درست مراجعه کنید.پول هوشمند است و چندین دلیل برای ماندن و فقط یک دلیل برای رفتن می‌خواهد. بدون جریان‌های درآمدی شفاف و برنامه مالی ساختارمند برای هیچ سرمایه‌گذاری، ورود به یک کسب‌و‌کار عاقلانه نیست.سرمایه‌گذار هم چنین می‌خواهد بداند استارتاپ پولی را که تقاضا می‌کند چرا، چگونه و برای چه چیزهایی هزینه خواهد کرد و چگونه و بر اساس چه برنامه‌ای رشد می‌کند. اینکه بتوانید نشان دهید که پولی که (یک جا یا در چند مرحله) درخواست می‌کنید می تواند کسب‌و‌کار را به هدف‌گذاری‌ها برساند مهم است.نکته : بیزینس پلن مجموعه ای از تخمین هاست و همانطور که احتمالا شنیده‌اید هر آنچه نوشته‌اید حتما با واقعیت فاصله دارد. اما سرمایه‌گذار متودولوژی فکری پیاده‌سازی و تدوین آن را بررسی می‌کند. بنابراین نوشتن بیزینس پلن شفافی که بدرستی به برنامه بازاریابی، جریان‌های درآمدی و مالی و سناریوهای رشد پرداخته باشد به جلب اعتماد سرمایه‌گذار کمک می‌کند.نکته : به عنوان سرمایه‌گذار اولین جایی از بیزینس‌پلن که بررسی می‌کنم برنامه مالی است و از نظر شخصی من یک برنامه مالی درست، به تنهایی می‌تواند تمام آنچه در ذهن موسسان کسب‌و‌کار بوده است را نشان دهد. روی این بخش بیشتر زمان صرف کنید. تفاوت نگاه بر سر هزینه کردن پول دیگران برای دیگران، پول دیگران برای خود یا پول خودتان برای خودتان است.نکته : بر اساس بیزینس مدل و حوزه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید یک سری از شاخص‌ها برای سرمایه‌گذار اهمیت پیدا می‌کند. برای مثال برای تجمیع‌کنندگان خدمات منزل (پلاک، استادکار و ...) حجم سبد خرید و نرخ خرید مجدد شاخص مهم‌تری است. این شاخص‌ها شما را در بدست آوردن اعتماد سرمایه‌گذار همراهی می‌کنند. نکته : حقوق هایی که در پلن مالی برای موسسان در درجه اول و کارکنان در نظر می گیرید جزو مواردی است که ویژن شما را تا حدی تصویر می‌کند.Shark tank برای جذب سرمایه‌گذار از مشاوره استفاده کنید، تهیه بیزینس‌پلن پر کردن یک قالب آماده دانلود شده نیست و مذاکره با سرمایه‌گذار هم اصولی دارد. شما عمر و دانش خود را هزینه می‌کنید پس روی آن‌ها ریسک نکنید و فراموش نکنید که در رقابت جذب این سرمایه محدود تنها نیستید، همه جا پر از کوسه است.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Feb 2019 21:29:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جذب بهترین افراد : چرا استخدام بازنده‌ها می‌تواند یک استراتژی برنده باشد؟</title>
                <link>https://virgool.io/Approach/%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-nyxbdjbtqybl</link>
                <description>  استخدام بازنده‌هابعضی از بهترین افرادی که استخدام می‌شوند کسانی هستند که بدلیل قرار گرفتن در یک محیط نامطلوب، نتوانسته‌اند حداکثر توانایی خود را نشان دهند.موسس استارتاپی که کسب‌و‌کارش شکست خورده است، شخصی که دو بار پشت سرهم تعدیل شده است، کارمندی که در دوچرخه ای را رکاب می‌زده که زنجیری نداشته است، کارمندی که در شرکتی بدون  هرگونه استراتژی تلاش می‌کرده است، این افراد ممکن است یک تیم مدیریتی در کلاس جهانی بنظر نیایند اما در واقع آنچه گفته شد سوابق چند نفر اعضای یکی از بهترین شرکت‌های حال حاضر این اکوسیستم است.و نکته مهم اینجاست که این اتفاق اصلا تصادفی نبوده است. پیدا کردن کاندیداهای همکاری از بین افرادی که در شرایط نامطلوبی بوده اند به استراتژی جذب نیروی ما در چند سال گذشته تبدیل شده است :دستاوردهای گذشته همیشه پیش بینی کننده موفقیت‌های آینده نیست.زمانی که شرکت‌ها بدنبال استخدام هستند، بدنبال آدم‌هایی با سوابق موفقیت حرفه‌ای می‌گردند. آن‌ها دنبال برنده‌ها (Winners) هستند و در عین حالی که این لزوما روش بدی برای یافتن استعدادها نیست، اما با چند مشکل مواجه خواهند شد.بیشتر برنده‌ها از موفقیت‌هایشان برای رسیدن به حقوق‌های بالا استفاده کرده‌اند و حالا هم انتظار دارند بر اساس عملکرد گذشته شان حقوق دریافت کنند. برای شرکت‌های با بودجه محدود، استخدام ستاره‌ها برای تمام موقعیت‌های کاری ممکن نیست و گران تمام می‌شود. موفقیت لزوما آن چیزی نیست که دیده می‌شود. بخاطر داشته باشید که موج که بلند شد، همه قایق‌ها را بالا می برد. صرف اینکه کسی در یک استارتاپ معروف کار کرده باشد به معنی این نیست که او واقعا در رشد خیره‌کننده کسب‌وکار هم نقش داشته است. بعضی افراد فقط در زمان درست در جای درست قرار گرفته‌اند. بعضی‌ها حتی آن قدر ضعیف هستند که حتی روی موج در حال خیزش هم نتوانسته اند سوار شوند.a rising tide lifts all boatsپیدا کردن یک الماس تراش نخورده استراتژی بهتری است.کشف افرادی فوق العاده با رزومه‌هایی نه لزوما کامل یکی از استراتژی‌های ما برای ساختن تیم‌مان بوده است. در بازه‌های زمانی جذب نیرو، بجای چانه زنی و رقابت در مسابقه ستاره‌ها برای حقوق‌های بالاتر، بدنبال افرادی می‌گردیم که کمتر از توانایی‌هایشان ارزش گذاری شده‌اند، آن‌ها را همراه می‌کنیم و اغلب شاهد عملکرد فوق العاده شان هستیم.قاعده دنیای کسب و کار چنین است، همین حالا افرادی بیرون از شرکت شما هستند که می‌توانند برای شما شگفتی ایجاد کنند اما در شرکت‌هایی ضعیف یا در موقعیت‌هایی اشتباه پژمرده می‌شوند.موفقیت بستگی زیادی به تناسب با محیط و شرایط دارد.هر کسی مجموعه‌ای از توانایی‌ها و مهارت‌های متفاوت است. اغلب، الماس‌های تراش نخورده ما عملکرد ضعیفی داشته‌اند چرا که بدرستی به کار گرفته نمی‌شده‌اند. استعدادهای آن‌ها برای آن شغل مناسب نبوده یا راهکارها و ایده‌های شان با برخوردهای مخالف و دلسردکننده مواجه می‌شده است.یکی از همکاران جدیدمان در مورد دلیل ترک شغل قبلی‌اش گفت که تلاش زیادی برای ارتقای شرکت کرده اما مدیر سابقش هیچ علاقه ای به شنیدن پیشنهادهای او نداشته است. او مناسب شغل قبلی اش نبوده است اما در شغل فعلی به عنوان همکار ما عالی است. ما دنبال افرادی خستگی ناپذیر هستیم که دنبال بهبود چیزهایی هستند که دیگران نیستند.بیاد داشته باشید که رویکردی که در یک محیط ممکن است مشکل ایجاد کند در جای دیگری ممکن است یه داشته مهم به حساب بیاید.یک رویکرد خوب می تواند نتیجه‌های فوق العاده ایجاد کند.گاهی ارزیابی واقعی شخصیت یک نفر زمانی اتفاق می‌افتد که ببینیم وی چگونه مسایل و شرایط سخت و دشوار را مدیریت می کند. این زمانی است که چهره واقعی فرد مشخص می‌شود.موقعیت‌های بد معمولا استرس، اظطراب و تنش به همراه دارند و احساسات قوی در فرد ایجاد می‌کنند. باید دید که کاندیدای مورد نظر ما این شرایط را چگونه مدیریت می‌کند.زمانی که با فردی که در شرایط دشوار قرار دارد مصاحبه می‌کنید، بدقت گوش کنید که چطور درباره آن وضعیت صحبت می‌کند. بهترین افراد، کسانی هستند که می تواند شفاف و با حساسیت و احتیاط در مورد شرایطشان حرف بزنند. حتی می‌توانند به شما بگویند در آن شرایط چه کارهای دیگری بوده که می‌توانسته اند انجام دهند.آن‌ها سهم خود را در بروز شرایط می‌پذیرند، مثبت صحبت می‌کنند و رویکرد سرزمین سوخته را در هنگام ترک شرکت در پیش نمی‌گیرند.سنگ های قیمتی تراش نخورده می توانند بهترین استخدام هایی باشند که تا کنون داشته اید.آیا تابحال شغلی را ترک کرده‌اید، در حالیکه زمان بیرون رفتن از در لبخندی به لب داشته باشید؟ کار کردن برای کسب‌وکاری با فرهنگ مسموم رفتن هر روزه به محل کار را غیرقابل تحمل می‌کند.وقتی این افراد بعدها در شرکتی با جوی مثبت کار می‌کنند هرگز نمی‌خواهند که به گذشته بازگردند. آن‌ها می‌دانند که تمام پول‌های دنیا هم ارزش این را ندارد که سال‌های عمر را در یک محیط وحشتناک تلف کنند. زمانی که محیط کاری را پیدا کنند که به آن‌ها انگیزه و احترام می‌دهد، وفاداری آن‌ها خدشه ناپذیر خواهد بود.براستی بهترین نیروهای ما افراد با استعدادی هستند از شرایط کاری نامساعدی به ما پیوستند که در آن جا نمی‌توانستند حداکثر قابلیت هایشان را ارائه کنند. شخصی که دو بار تعدیل شد هم من بودم :) پ.ن : این مطلب ترجمه آزادی از اینجاست که در inc.com نوشته شده است.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Jan 2019 12:05:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آداب و کدهای رفتاری محیط کار</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-pdpos5qtczu0</link>
                <description>زمانی تنها نکته مهم برای سازمان ها مهارت افراد بود، اینکه با چه توانایی های فنی و بازدهی کار می کنند. اما حالا چیزهای بسیار مهم تری در مصاحبه های شغلی مورد کنکاش قرار می گیرد. اگر پیش از این سخت کوشی و دانش می توانست برتری یک سازمان را تضمین کند حالا فرهنگ کاری افراد و سازمان است که می تواند تعیین کننده باشد.چند سال پیش، زمانی که به محل کار جدید منتقل شدیم و هم زمان تیم هم بزرگ تر می شد، کم کم تنش های ناشی از تفاوت های فرهنگی و عادت های فردی بین اعضای تیم بیشتر خودنمایی می کرد. همان زمان شروع کردم به نوشتن چارچوب های اخلاقی که هر چند غیر الزام آور و صرفا توصیه بودند، اما تصور می کردم که نقطه شروع خوبی برای ایجاد فرهنگ سازمانی حرفه ای و کارآمد سازمان باشد.چند روز پیش احساس کردم باید این چارچوب ها را بازنویسی کنم و حالا، پیش از انتشار در سازمان، اینجا با شما شریک می شوم تا دیدگاه های نو و انتقادی شما را هم در آن لحاظ کنم:کدهای رفتاری یکی از راه‌هایی است که ما ارزش‌های سازمان را در بوته آزمایش قرار می‌دهیم. این کدها حول این مفهوم شکل گرفته‌اند که هر فعالیتی که ما در در ارتباط با کارمان انجام می‌دهیم باید با بالاترین استانداردهای رفتاری مطابقت داشته باشد. تعهد ما به بالاترین استانداردها منجر می‌شود که بهترین‌ها را استخدام کنیم، محصول فوق‌العاده بسازیم و کاربران وفادار داشته باشیم. احترام به مشتری، احترام به فرصت‌ها و احترام به یکدیگر اساس موفقیت ماست و چیزی است که باید هر لحظه به آن توجه کنیم.چه کسانی &quot;باید&quot; کدها را رعایت کنند؟از تمامی کارکنان سازمان و اعضای هییت مدیره انتظار می‌رود این کدها را رعایت کنند. عدم رعایت این شرایط می ‌تواند به برخورد منجر شده و نهایتا به قطع همکاری برسد. علاوه بر این، با آن که این کدها برای سازمان ما نوشته شده است، ما انتظار داریم مشاوران، پیمانکاران و هر کسی که بصورت موقت ممکن است برای سازمان کار کند این استانداردها را رعایت کنند.مفید بودن:سازمان ما طیف گسترده‌ای از کاربران مختلف دارد، از افراد حقیقی تا سازمان‌های بزرگ. اما فقط یک اصل پیش‌رو دارد : مفید بودن. پس باید همیشه از خود سوال کنیم: آیا کاری که برای مشتری انجام می‌دهم مفید است؟محرمانگی و امنیت داده‌ها:همیشه به یاد داشته باشید که &quot;ما&quot; از کاربر می‌خواهیم که برای ارائه اطلاعات شخصی‌اش به ما اعتماد کند. لازمه حفظ این اعتماد اینست که تک‌تک افراد سازمان به محرمانگی و امنیت این اطلاعات احترام گذاشته و از آن حفاظت کنیم. بنابراین دسترسی غیرمجاز و خارج از پروتکل‌های امنیتی سازمان به داده‌های خصوصی افراد به هیچ وجه مجاز نیست.متعهد باشیم: اگر می گوییم که کاری را انجام خواهیم داد حتما انجام دهیم. اگر به هر دلیلی قادر به تکمیل کاری که به ما سپرده شده است نیستیم، مطمئن شویم که سایر اعضای تیم که از این موضوع تحت تاثیر قرار می گیرند بدرستی و در زمان مناسب در جریان قرار بگیرند.پاسخگو باشیم:بخشی از مفید و قابل اعتماد بودن، چه برای مشتری چه برای سازمان، پاسخگو بودن است: بنابراین به فیدبک‌های کاربران و همکاران توجه کنیم و در مورد آن‌ها عکس‌العمل مناسب نشان دهیم. اگر چیزی مشکل دارد، بسیار خوب، آن‌ را درست می‌کنیم.یکدیگر را حمایت کنیم: ما متعهد به محیط کار حمایتی هستیم که در آن کارکنان فرصت دستیابی به پتانسیل کامل خود را دارند. انتظار می‌رود که همه کارکنان سازمان نهایت تلاش خود را بکنند تا یک فرهنگ کاری ایجاد عاری از آزار و اذیت، ترس و نگرانی، تعصب، و تبعیض غیرقانونی داشته باشیم. حرفه ای رفتار کنیم:کاملا قابل قبول است که نتوان با همه افراد دوست و نزدیک بود اما می توان حرفه ای و صمیمی رفتار کرد.وقت شناس باشیم:ممکن است بعضی ها عادت کرده باشند بخشی از سهم ورزش روزانه شان را به دویدن با عجله برای رسیدن به جلسه یا سر کار اختصاص دهند و مرتب از جمله &quot;ببخشید دیر شد&quot; استفاده کنند. جدای از اینکه تکرار این حالت می تواند تعمدی گستاخانه برداشت شود، قطعا حس اعتماد و قابل اتکا بودن تیم نسبت به فرد را زیر سوال می برد. یکی از ویژگی حرفه ای بودن احترام به وقت خود و دیگران است. بخصوص در شرایطی که فعالیت های تیم بصورت زنجیروار به هم متصل است و خروجی کار حاصل کار هماهنگ همه اعضاست. پس به زمان (Deadline) تعیین شده برای تحویل کارها و حضور در محیط کار مقید باشیم.شایعه آسیب غیرقابل باوری دارد:ممکن است شنیدن شایعات برای چند دقیقه جذاب باشد اما توجه و نشر شایعات بی اساس می تواند آسیب جدی به اعتماد در محیط کار و آرامش فکری افراد شود در حالیکه اساسا موضوع می تواند نادرست یا کاملا متفاوت با آنچه که می شنویم باشد. در برابر نشر و دامن زدن به شایعه کاملا مقاومت کنیم. احترام بگذاریم و احترام خود را حفظ کنیم:هیچ کس در سازمان داد نمی زند و فحاشی در هیچ شرایطی پذیرفته نیست.مخاطب قراردادن افراد بنحوی که دون شان یا تضییع کننده حرمت و کرامت کسی باشد به هیچ عنوان شایسته نیست. همینطور شوخی ها و جک های قومیتی، مذهبی یا جنسیتی در هیچ حالتی پذیرفته نخواهد بود.تعادل بین کار و زندگی برقرار کنیم:اینکه همکاران شرایط روحی و آرامش نسبی در زندگی داشته باشند می تواند تاثیر مستقیمی روی کیفیت کار داشته باشد. بنابراین رعایت حدی از تعادل بین کار و زندگی مهم است. مرخصی برای استفاده کردن و تمدد اعصاب است و ساعت های کاری طولانی بطور مستمر می تواند تاثیر منفی روی روحیه فرد و خانواده داشته باشد. حواسمان به خودمان باشد.روابط عاطفی را خارج از محیط کار نگه داریم:اینکه از آدم ها انتظار داشته باشیم شرایط خانوادگی و ارتباطات شخصی خود را پشت در سازمان گذاشته و وارد محل کار شوند دشوار است. از طرفی با توجه به زمان زیادی که در محیط کار می گذرانیم احتمال اینکه گزینه های برقراری رابطه عاشقانه را در محیط کار پیدا کنیم اصلا بعید نیست. از اینکه محیط کار می تواند به این ارتباط کمک کند خوشحالیم اما توصیه می کنیم این ارتباطات کنترل شده و کاملا خارج از محیط کار باشد. به این نکته هم توجه کنیم که ویژگی های این ارتباط ها می تواند روی کیفیت کاری یا حتی انگیزه افراد برای جدایی از سازمان (در صورت بروز مشکل در رابطه) هم تاثیر منفی داشته باشد.ملاحظه این نکات در مورد ارتباط با مشتریان یا شرکای تجاری بسیار مهم تر است و می تواند تبعات نامطلوبی بدنبال داشته باشد.حرف زدن بهترین راه حل مشکل است:حرف بزنیم، حرف بزنیم و حرف بزنیم. همکاران ما ذهن خوانی بلد نیستند. اطمینان پیدا کنیم که بدرستی و به شکل موثر با همکاران و مدیران ارتباط برقرار می کنیم.بیان شکایت ها و مشکلات:در صورتی که کار کسی موجب ناراحتی شما می شود با آرامش و مودبانه آن را با وی مطرح کنیم. اگر با این کار راحت نیستیم موضوع را به مدیر یا سرپرست واحد بسپاریم و هرگز موضوع را حل نشده رها نکنیم. گاهی افراد اصلا در جریان نیستند که کارشان ممکن است ما را آزار دهد.البته که این مورد دو طرفه است. اگر کسی با شکایت از عادتی یا مشکلی از جانب شما مراجعه کرد به دقت گوش کنیم ، نهایت تلاش را برای رسیدن به راه حل انجام دهیم و رفتارمان را اصلاح کنیم.آداب جلسه را رعایت کنیم:جلسات زیاد و اکثرا بدون خروجی خواسته هیچ کسی نیست. بنابراین با مشخص کردن دقیق دستور جلسه و زمان شروع و پایان سعی کنیم نسبت به خروجی متعهد باشیم. از طرفی با ترک چند مورد کوچک می توانیم به بالا نگه داشتن بهره وری در طول جلسه کمک موثری کنیم. بدیم معنی که از آوردن گوشی تلفن همراه، لپ تاپ و هر چیزی که می تواند توجه را از موضوع منحرف کند جدا پرهیز کنیم. بجای آ« استفاده از دفتر یادداشت حتما فواید زیادی دارد. در شرایطی که با مطلبی موافق نیستیم با احترام و بدون قطع کردن کلام دیگران نظر خود را اعلام کنیم و مطمین باشیم که مخالفت ها و بیان نظرات شکل شخصی پیدا نمی کنند.آراسته و مناسب شرایط بپوشیم:نوع پوشش در چارچوب متعارف آزاد است و صرفا در زمان حضور در جلسات رسمی داخلی یا خارج سازمانی، پوشش رسمی برای افراد حاضر در جلسه ضروری است.دیگران را ملاحظه کنیم:در فضای کار اشتراکی و باز با ملاحظه باشیم. به ویژگی های کاری همکاران توجه کنیم و به آن ها احترام بگذاریم. برخی افراد عادت دارند در سکوت کامل کار کنند و برخی گوش کردن به موسیقی را ترجیح می دهند. توجه کنیم که ناخواسته موجب آزار و برآشفتگی همکارانمان نشویم. توجه کردن به اینکه صدای موسیقی در حدی بلند نباشد که هدفون تبدیل به بلندگو شود کار دشواری نیست.سروصدا و حواس پرتی را کم کنیم:در محیط کاری که تعداد زیادی از افراد در فاصله های نزدیک به هم کار می کنند آرامش مهم ترین عامل بهره وری است. بنابراین گوش کردن موسیقی یا پادکست، تماشای یوتیوب یا مرور ویدیوهای شبکه های اجتماعی حتما باید با هدفون انجام شود. آلارم گوشی موبایل در حالت سکوت یا ویبره باشد و مکالمه های تلفنی تا حد امکان در مکانی دور از دیگران انجام شود و از انجام مکالمه های با صدای بلند و صداهایی که موجب بر هم خوردن آرامش و تمرکز می شود جدا پرهیز کرد.راستی هم زدن چای راه های کم سروصداتری هم داره https://www.youtube.com/watch?v=CbR69-f6QPc میز کار را تمیز و مرتب نگه داریم:بر خلاف فضاهای کاری سنتی، میز کار در محیط های باز کاملا در معرض دید دیگران است. علاوه بر آن انباشتگی وسیله ها رو میز یا بی نظمی براحتی می تواند به میزهای کناری سرایت کند. بنابراین رعایت نظافت، مرتب بودن میز و قرار گرفتن هر چیز در سر جای خودش ضروری است. در هنگام خروج از محل کار می توان با صرف چند ثانیه روی میز را مرتب کرد و صندلی را در محل متاسب قرار داد. فردا صبح که بر می گردید همه چیز مهیاست.به حریم خصوصی یکدیگر احترام بگذاریم:نگاه کردن به مانیتور سایر افراد به شکلی که احساس تجسس بدهد یا گوش دادن به مکالمات تلفنی یا خصوصی همکاران قطعا برای آن ها آزار دهنده است. بوی تند یا بد می تواند بسیار ناخوشایند باشد:در محیط های کاری باز، بو بسرعت منتشر می شود. بنابر این یکی از ملاحظات اصلی این است که از استفاده چیزهایی مثل غذاهای با بوی تند و عطرهای سنگین پرهیز کنیم. هم چنین ضروری است که با رعایت بهداشت فردی مانع از ایجاد بوی ناخوشایند ناشی از تعرق بدن شویم.زمانیکه مریض هستیم در خانه بمانیم:دو دلیل اصلی برای در خانه ماندن زمانیکه بیمار هستیم وجود دارد. اول اینکه باعث سرایت بیماری به دیگران نشویم و دوم اینکه هر چقدر هم تلاش کنیم، یک عطسه، سرفه یا صدای آب ریزش بینی می تواند دیگران را کاملا آشفته کند و تمرکز فضا را مختل نماید. در صورتیکه مجبور هستیم با وجود بیماری در محل کار حاضر شویم حتما به رعایت مسایل بهداشتی توجه کنیم.تمرکز و فضای ذهنی همکاران را ملاحظه کنیم:بعضی کارها نیاز به تمرکز دارند و هرگونه اختلال در این تمرکز حتی در حد یک سوال یا شوخی و ارتباط کلامی کوتاه ممکن است تا ساعت ها موجب برهم خوردگی تمرکز ذهنی شود. همواره کارها را اولویت بندی کنیم و قبل از مراجعه به کسی شرایط را سنجیده و در صورتی که احساس می کنیم ضرورت آنی وجود ندارد ارجاع کار را به زمان دیگری محول کنیم. بنابراین شروع یک مکالمه در حالیکه شخصی مشغول کار است می تواند ناخوشایند باشد و حداقل کاری که می توان کرد این است که سوال کنیم که الان زمان مناسبی برای صحبت هست یا خیر؟ورود بدون هماهنگی به بحث های دیگران در فضای اشتراکی هم می تواند ناراحت کننده باشد. هر چند جلسات یا صحبت های دو یا چند نفره معمولا در اتاق جلسات برگزار می شود اما ورود به بحث های دیگران یکباره و بدون دعوت محترمانه نیست.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Jan 2019 13:18:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت تجربه نیروی انسانی به جای مدیریت نیروی انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-apv0y26ffj9y</link>
                <description>.از هر مدیر کسب و کاری در مورد بزرگترین چالش هایش سوال کنید به احتمال زیاد نیروی انسانی در صدر لیست مشکلات قرار می گیردرویکرد سنتی منابع انسانی در شرایط فعلی تصویری نامید کننده از مشکلات، تشریفات زاید اداری و سرخوردگی ها در ذهن ایجاد می کند.رقابت کسب و‌کار ها بخصوص در اکوسیستم استارتاپی به حوزه نیروی انسانی رسیده و شرکت های بزرگ به هر روشی که اغلب اوقات استفاده از اهرم پول بیشتر است قاعده بازی را بهم زده اند.بطور مشخص در سه سال گذشته مستمر درگیر فرآیند جذب و نگهداشت نیروها بوده ام و احتمالا آنچه از تجربه این مدت خواهم گفت برای شما آشناست.جذب نیروی کارآمد و بطور مشخص پیداکردن کاندیداهای مناسب در غیاب سرویس های حرفه ای منابع انسانی فرآیندی طولانی، پرهزینه و فرسایشی است.آگهی های استخدامی برای فراخوان نیروهای مبتدی و‌ متوسط اغلب با سیل درخواست‌های کاملا نامرتبط همراه است.بخشی از این مشکل به عدم شناخت داوطلبان از توانایی ها و‌جایگاه شغلی مورد درخواست باز می گردد. ناآشنایی افراد با اصول ارتباطات حرفه ای و انتظارات گنگ و کلی کارفرما هم به این مشکل دامن زده و پیدا کردن کاندیدای مناسب را کاری سخت می کند.یکی از راه های مناسب برای جذب نیروهای متخصص استفاده از شبکه ارتباطی مشاوران و افراد موثر در اکوسیستم است که ضمن شناخت درست نیازهای سازمان می توانند افراد مناسب را معرفی کنند.آموزش نیروی انسانی در قالب کارآموزی هم روشی است که در سازمان های بزرگ و در بلندمدت می تواند موثر باشد ولی در استارتاپ ها بلحاظ اهمیت فوق العاده زمان و هزینه روش مطلوبی نخواهد بود.تصور کنید از مرحله اول بسلامت گذشتیم و لیستی نه چندان طولانی از همکاران بالقوه داریم. اغلب کارفرمایان فرآیندی غیرعلمی و سلیقه ای  برای مصاحبه انتخاب می کنند. اینکه مشخصا بدانیم بدنبال چه هستیم، چه بخش های از سازمان، چگونه درگیر فرآیند مصاحبه باشند و چطور فرد مناسب را از بین کاندیداها تشخیص دهیم یک پروسه علمی، کار شده و دقیق است.در غیر اینصورت انتخاب های نادرست هزینه های زیادی هم برای سازمان و هم نیروی انسانی خواهد داشت که اغلب از جنس زمان و احساس و در تیم های کوچک گاها غیرقابل جبران است.مشکل عمده دیگر کسب و کارها خروج نیروی انسانی است که در نبود سازوکار نگهداشت مناسب، نه تنها سرمایه گذاری انجام شده و دانش را از سازمان خارج می کند بلکه هزینه های سنگین سازگاری نیروهای جدید را به تمام اجزای مجموعه تحمیل می کند.تنش های روانی، جذب و آموزش مجدد افراد و احساس نامیدی و بی انگیزگی در بدنه سازمان، بخشی از هزینه های مستقیم و غیرمستقیم این جابجایی هاست.اشتباهی که اغلب شرکت ها در این مرحله مرتکب می شوند این است که تصور می کنند با پول می شود افراد را در سازمان نگهداشت. درحالیکه بررسی ها نشان می دهد اغلب کارکنان وفادار انگیزه هایی غیرمادی برای حس تعلق به سازمان دارند.چینش صحیح شخصیتی افراد تیم، فضا مثبت و فرهنگ سازمانی سیال و انگیزشی، دوری از کاغذبازی های بی دلیل و جلوگیری از ایجاد جو ابهام و شایعه و ایجاد ارتباط مناسب بین سطوح سازمانی باعث می شود کارکنان حس موثر و مفید بودن داشته باشند و بجای تمرکز بر حاشیه ها و اتلاف انرژی در گره های درون سازمانی، روی اثربخش بودن تمرکز کنند.بهمین دلیل است که رویکردها از مدیریت منابع انسانی بسمت مدیریت تجربه نیروی انسانی حرکت می کند.در صورتیکه سازمان خواست و آرزوی کارکنان را تامین کند حتما کارکنان رویاهای سازمان را محقق خواهند کرد.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2018 09:10:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به پاسور بودن افتخار کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D9%88%D8%AA-m4zds8qf6x30</link>
                <description>پاس گل در فوتبال - دیوید بکهام پاسورمدیران عامل جلوی دوربین می روند، مدیران مارکتینگ مصاحبه می کنند و صاحبان کسب و کارها دیده می‌شوند.همانند کاپیتان که جام را بالای سر می برد، مربی که روی بیلوبرد می رود و تمام کننده تیزهوشی که آقای گل می شود. اما کسی که در اوج تنش باید بااشراف به فضاهای خالی، جهت حرکت بازیکنان حریف و هم تیمی ها، توجه به حرکت های از پیش تمرین شده و هیاهوی استادیوم توپ را جلوی پای گل زن &quot;بکارد&quot; هرچند نقش مکمل اما قطعا بسیار مهمی دارد.در خیلی از فضاهای کسب و کاری نقش &quot;پاسور&quot; کمرنگ است. همه سعی می کنند کار را بنام خود تمام کنند یا حتی در مواقعی چون کار بنامشان نیست از پیشرفت آن جلوگیری کنند.برای بسیاری از فعالان کسب و کارهای نو حضور پررنگ در اکوسیستم و رسانه از اهمیت بالایی برخوردار است و به عمق نقش و تاثیرگذاری آن چندان فکر نمی‌کنند. به نظر می‌رسد که اشتیاق استارتاپی ها برای حضور در نقش اول جا را برای نقش‌های بعدی تنگ کرده است و به همین منظور افراد در بعضی از موارد بدون شناخت از نقش‌های بعدی، آن‌ها را رد می‌کنند.مدیران در سازمان هایشان و رسانه ها البته اگر به نقش مکمل به عنوان نقش درجه دوم نگاه نکنند و همه بازیگران را به عنوان تکمیل‌کننده کار یکدیگر در پروژه سهیم کنند حتما بدنه کارشناسی کسب و کار قدرتمندتر خواهد بود.شما هم اگر نقش پاسور دارید حتما به آن افتخار کنید</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Feb 2018 08:43:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رقابت تاکسی های آنلاین، بازارهای دوطرفه و منافع بازیگران</title>
                <link>https://virgool.io/@Amirhosein/two-sided-marketplace-gk15oghelijh</link>
                <description>بازارهای دوطرفهبسیاری از کسب و کارهای سنتی و مدرن اطرافمان مصداق بازارهای دوطرفه هستنداسنپ، الوپیک، کافه بازار، هومینگ و در فضای سنتی مراکز خرید و رستوران هاویژگی بازار دوطرفه این است که نفع پلاتفرم در فراهم کردن مجموعه‌ای هر چه بزرگ‌‌تر از فروشندگان و خریداران و سود بردن از میزان تراکنش‌های بین آن‌ها است. یک شرکت سنتی تاکسی سرویس بعنوان یک بازار یک طرفه تعدادی خودرو در اختیار گرفته و طبق یک قیمت گذاری تعرفه ای، تمام مسئولیت فروش و اجرا را برعهده دارد. در مقابل سرویس آنلاینی مثل تپسی سعی می کند تعداد بیشتری مسافر در یک سو و راننده در سوی دیگر داشته باشد و از تراکنش حاصل شده سود کند. البته مرز دو نوع بازار خیلی مشخص نیست و بسیاری از کسب و کارها یک جایی بین این دو مدل هستند.اما تفاوت های این دو مدل بازار از وجود مساله مرغ و تخم‌مرغ بیشتر می شود: افراد اپ تاکسی را نصب نمی کنند و درخواست سفر نمی دهند مگر اینکه تعداد کافی راننده برای پاسخگویی درخواست ها باشد و راننده ها به سرویس تاکسی آنلاین اضافه نمی شوند مگر اینکه تعداد کافی درخواست سفر موجود باشد.هر قدر که چگالی در یک طرف بازار بیش‌تر شود انگیزه طرف دیگر برای پیوستن بیش‌تر می‌شود. این‌جا است که مساله قیمت‌گذاری و مدیریت درآمد بازار دوسویه از بازار یک طرفه جدا شده و تبدیل به موضوعات جالبی می‌شود: پلتفرم‌های بازار دوطرفه ممکن است از سودآوری از یک طرف بازار صرف نظر کنند و حتی به آن طرف سوبسید بدهند (جایزه یا پرداخت کرایه بیشتر از مقدار دریافتی از مسافر به راننده در روزهای پرترافیک یا روزهای محدودیت ترافیکی زوج و فرد) تا اندازه یک طرف بازار بزرگ شود و در عوض از طرف دیگر بازار سود خوب کسب کنند.در اینجا مثال هایی از حامد قدوسی ببینید :روزنامه‌ها قیمت فروش روی کیوسک را کم‌تر از قیمت تمام شده کاغذ و چاپ تعیین می‌کنند (چه برسد به این که بخواهند سود کنند) تا تیراژ خود را حداکثر کنند و در عوض به خاطر بالا رفتن تیراژ از آگهی‌ها درآمد خود را به دست بیاورند. فروشندگان سخت‌افزار بازی ممکن است سخت‌افزار خود را با قیمت اندک و زیر قیمت تمام‌شده به مصرف‌کننده بفروشند ولی در عوض از توسعه‌دهندگان نرم‌افزارها رویالتی دریافت کنند (یا برعکس). مدیریت شهربازی ممکن است غرفه‌های خود را به قیمت خیلی نازل به صاحبان دستگاه‌های جذاب اجاره بدهد و در عوض از حجم بالاتر ترافیک بازدیدکنندگان سود ببرد و...به خاطر این رفتار غیرشهودی بازارهای دوسویه، قانون گذار، طرف‌داران حقوق مصرف‌کننده و نهادهای ضدانحصار گاهی گیج می‌شوند و رفتار قیمت‌گذاری بازار دوسویه را با بازار یک‌سویه اشتباه می گیرند. در بازار یک سویه سنتی فروش کالا یا خدمات زیرقیمت تمام شده می‌تواند مصداق دامپینگ تلقی شده و با برخورد نهاد ضدانحصار و شوراهای رقابت مواجهه شوند. در بازار دوسویه می‌توان نشان داد که ارائه خدمات زیرقیمت به یک طرف بازار ممکن است منافع اجتماعی را بیشینه کرده و اتفاقا به نفع جامعه باشد، چون این استراتژی چگالی یک طرف بازار را بالا برده و مطلوبیت طرف دیگر بازار را افزایش می‌دهد.اما پس از شکایت اسنپ از تپسی به شورای رقابت مبنی از اجبار در استفاده از اپ اسنپ در گوشی راننده، ویژگی اثرشبکه ای بازار دو طرفه هم بیشتر دیده می شود.با وجود اثر شبکه‌ای عرضه کنندگان ،هر دو شرکت می‌توانند از آن بهره ببرند. اثر شبکه‌ای می‌گوید که تراکم سمت عرضه می‌تواند برای همه ذینفعان مطلوب باشد. فرض کنید در یک محله فقط دو راننده وجود دارند. بیایید این شرایط را بررسی کنیم:* دو شرکت تاکسی‌رانی سیاست انحصاری را در پیش بگیرند و هر کدام یکی از رانندگان را به صورت اختصاصی استفاده کند. *هر دو شرکت هر دو راننده را در سیستم‌شان داشته باشند. سیاست اجازه کار آزاد برای هر دو شرکت‌ می‌تواند به نفع هر دو شرکت باشد چون در حالتی که شرکت تپسی تقاضا برای دو سفر دارد می‌تواند هر دو راننده را به استفاده بگیرد و همین طور شرکت اسنپ زمانی که هر دو شرکت تقاضا برای یک سفر دارند که خب هر کدام یکی از رانندگان را استفاده می‌کنند. مشکل فقط جایی است که درخواست برای هر دو شرکت بیش از یک باشد که در این صورت می‌شود فرض کرد هر کدام به صورت میانگین یکی از رانندگان را بر می‌دارند .گاهی هر دو راننده و گاهی بدون رانندهحامد قدوسی در این مورد میگه : اگر شرکت‌ها انحصاری عمل کنند و هر کدام یک راننده اختصاصی داشته باشند به صورت انتظاری در سناریوهایی که تقاضا برای یکی دو سفر باشد و برای دیگری صفر سفر، ضرر می‌کنند چون با وجود راننده خالی در منطقه، تقاضای سفر پاسخ داده نمی‌شود. ضمن این که ضریب اشغال راننده هر دو شرکت پایین می‌آید و هر شرکت تاکسی‌ آنلاینی مجبور است هزینه کرده و قرارداد بهتری با راننده ببندد تا او را تشویق به کار کند. رفاه جامعه هم پایین می‌آید چون هم مقدار بیش‌تری از تقاضای پاسخ‌داده‌ نشده سفر به وجود می‌آید و هم ظرفیت سخت افزاری و نیروی انسانی جامعه با ضریب اشغال کم‌تری فعال می‌شوند.همین مطلب در سمت مشتری هم وجود دارد و اگر استراتژیی انحصار نداشته باشند اگر یک شرکت هم ماشین نداشت مشتری شرکت بعدی را امتحان می‌کند و بلاخره هر دو راننده مشغول می‌شوند و مشتری بالقوه از بازار خارج نمی شود. در این شرایط بسترهای جدیدی مثل سرویس کرایه چی هم می توانند وارد شوند که مسافر فقط به آن‌ها درخواست می‌دهد و آن سرویس تک‌تک شرکت‌های تاکسی را جست و جو می‌کند تا ماشین پیدا کند.</description>
                <category>امیرحسین محمدی</category>
                <author>امیرحسین محمدی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2017 15:47:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>